به بهانه روز شعر و ادب ایران + زندگینامه استاد شهریار

در کانال تلگرام پایگاه علمی سرگرمی چرخک عضو شوید

به بهانهی روز شعر و ادب ایران + زندگینامه استاد شهریار

شهریار نامش سیدمحمد حسین بهجت تبریزى بود. در اوایل شاعرى (بهجت) تخلص مى‌کرد و بعداً دوبار با فال حافظ تخلص خواست که دو بیت زیر شاهد از دیوان حافظ آمد و خواجه تخلص او را (شهریار) تعیین کرد:

     ‘که چرخ سکهٔ دولت به‌نام شهریاران زد’
‘روم به شهر خود و شهریار خود باشم’

محمد حسین بهجت تبریزىو شاعر ما بهجت را به شهریار تبدیل کرد و به همان نام هم معروف شد ـ تاریخ تولدش ۱۲۸۵ شمسى و نام پدرش حاجى میرزا آقا خشگنابى است که از سادات خشگناب (قریه‌اى نزدیک قره‌چمن) و از وکلاى مبرز دادگسترى تبریز و مردى فاضل و خوش محاوره و از خوشنویسان دورهٔ خود و با ایمان و کریم‌الطبع بوده است در سال ۱۳۱۳ مرحوم و در قم مدفون شد.

شهریار تحصیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران خوانده و تا کلاس آخر مدرسهٔ طب تحصیل کرده و در چند مریضخانه هم مدارج اکسترنى و انترنى را گذرانده است ولى در سال آخر به‌علل عشقى و ناراحتى خیال و پیش‌آمدهاى دیگر از ادامهٔ تحصیل محروم شد و با مجاهدت‌هائى که بعداً توسط دوستانش به‌منظور تعقیب و تکمیل این یکسال تحصیل شد معهذا شهریار رغبتى نشان نداد و ناچار شد که وارد خدمت دولتى بشود چند سالى در ادارهٔ ثبت اسناد نیشابور و مشهد خدمت کرد و در سال ۱۳۱۵ به بانک کشاورزى تهران داخل شد و چون او خطى بى‌اندازه زیبا داشت دفتر روزنامهٔ شعبهٔ بانک کشاورزى تبریز که اغلب به خط او نوشته مى‌شد از یادگارى‌هاى گرانبهائیست به شرطى که قدر آن را بدانند و حفظش کنند.

شهریار در تبریز با یکى از بستگانش ازدواج کرده و ثمرهٔ این وصلت دو دختر به ‌نامهای شهرزاد و مریم است.

شهریار رقت قلبى عجیبى داشت. نسبت به دوستان معاشرش به مختصر لغزشى متأثر و عصبانى مى‌شد ولى از بزرگترین خطاها چشم‌پوشى و گذشت مى‌کرد. حتى اشخاصى را که دشمن خود می‌داشت از انحراف آنها متأثر بود و براى آنها طلب هدایت مى‌کرد. در قلب شهریار نسبت به هیچکس کینه پیدا نمى‌شد. چه اشخاصى که نسبت به شهریار حسادت مى‌کردند و او آنها را به حد اعلاء دوست مى‌داشت.
شهریار بسیار کریم و بخشنده بود و اغلب چیزهاى لازم خود را به دیگران مى‌بخشید. شهریار مدتى معاشرت‌هاى خود را محدود کرده و تنها با اشخاصى معاشرت مى‌کرد که جنبهٔ هنر و علم و معنویت و ایمان آنها براى او مشخص بود.
شهریار داراى توکلى غیرقابل وصف بود. خداشناسى و معرفت شهریار به خدا و دین در غزل‌هاى جلوهٔ جانانه ـ مناجات ـ درس محبت ـ ابدیت ـ بال همت و عشق و در کوى حیرت آمده است.

سبک و روش

شهریار به‌طور کلى و با در نظر گرفتن مجموع آثارش شاعرى ‘کلاسیک و مرتجع’ نیست بلکه شاعرى است واقعاً شاعر که آثارش لبریز از عواطف عمیق و احساسات رقیق و سخنش طبیعى و غیرمتکلفانه است و در قالب سبک توصیفى و تخیل باریک نگار نظامى و جامهٔ فاخر زبان سعدى و حافظ فکر مضمون مستقل و احساس و تأثر مخصوص به خود دارد.
با صرف‌نظر از شیوهٔ مبهم و افراطى ‘سمبلیسم و سوررئالیسم’ که نضج نایافته و ناشیانه دستمایهٔ بعضى از شاعران نوپرداز تندرو و بهانه خامان در تخریب زبان و شعر و ادب فارسى قرار گرفته و بدبختانه با جاذبه‌اى سحرآمیز در ردیف دیگر مظاهر قرن آشفتهٔ ما و هم‌عنان با لوازم گوناگون تمدن و تجدد کاذب و مرام‌هاى رنگانگ اجتماعى و سیاسى جائى براى خود باز کرده است، مى‌توانیم استاد شهریار را از هر حیث شاعر موافق زمان خود بدانیم.
شهریار به هیچ‌وجه شاعرى ‘کلاسیک’ نیست و آنانکه چنین مى‌پندارند یا شهریار را تنها شاعر غزلیات مى‌شناسند و یا فریب جامهٔ فاخر و قالب رسمى اشعار او را مى‌خورند در حالیکه هرگاه معنى تجدد را در دایرهٔ تقلید کورکورانه از ‘واردات غربی’ محدود و محصور نسازیم و مفهوم معقول آن را در نظر بگیریم استاد شهریار را شاعرى مبتکر و متجدد خواهیم یافت. حقیقتى است که شهریار زبان دلاویز شعر فارسى و سنن مطبوع و مقبول و ایرانى پسند وزن و آهنگ و موسیقى کلام را فداى هوس نوجوئى نکرده و بدین اصل همیشه معتقد بوده است که شعر ایرانى از روزگار باستان یعنى از آن هنگام که زرتشت سرودهاى اهورائى خود را در وزن و آهنگ هجائى مى‌سرود تا دورهٔ اسلامى و بعد از آن تا زمان ما مختصات و مشخصات مستقل و مخصوص داشته و پس از این نیز در ضمن تحول طبیعى و تکامل ناگزیر تدریجى همچنان مستقل و داراى شیوهٔ مخصوص ایرانى خواهد ماند. از لحاظ فکر و مضمون نیز شهریار، در آثار اصیل و مهم خود؛ تا جائى به نوآورى پرداخته که از طبیعت اندیشه و خیال و ذوق و حال ایرانى خارج نشود یعنى بى‌هیچ تکلفى از دریچهٔ دیدگاه و مشهودات و مدرکات و محسوسات خود به گلستان شعر نگریسته و گلچین امین و صدیقى از بوستان تأثرات و تخیلات خود بوده است بى‌آنکه درصدد برآید مضمون و فکر را در آثار خود از گذشتگان بگیرد یا اینکه برعکس بخواهد براى ارضاء هوس نوآورى و تجدد اختراع فکر و مضمون نامأنوس و اظهار و ادعاى احساسات غریب و شگفت‌انگیز بکند.
نوآورى استاد ما به‌جاى اینکه به شیوهٔ تند روان در خروج و عدول از قواعد و قوانین زبان و منطق کلام و تجاوز از اصول مأنوس تخیل و اندیشه انسانى تجلى نماید از راه بازگشت به کوچه و پس‌کوچه‌هاى زبان و تعبیرات مردم و استخدام عناصر بکرولى ‘غیرکلاسیک’ و عامیانه و کشف پهنه‌هاى دوردست تخیل و احساس ظاهر مى‌گردد.

[divider]

دنیـای شهـریـار

147سید محسن شهریار در سال ۱۹۰۵ در محله قدیمی باغ میشه تبریز چشم به جهان گشوده است . نام اصلی او سید محمد حسین بهجت تبریزی و تخلصش شهریار است .
شاعر بزرگ در سالهای اولیه آفرینش هنری خود ،آثارش را با تخلص «بهجت» نوشته بود علاوه بر این اشعـار طــنز خود را نیـز با امضای قـراضه به چاپ رســانده است با همه اینها هنـرمنداستاد در جهان ترک- مسلمان و بطور کلی در تمام دنیا با نام شهریار شناخته و مشهود شده است . ازنظر دیگر او را «شهریار شاعران» نیز نام نهادند. از نام پدر استاد محمد حسن شهریار«حاجی میرآقای خشگنابی» نیزمعلوم می شود که از اهالی روستای خشگناب آذربایجان برخوردار بوده است.
۵-۴ نفر از کودکانی که ثمره ازدواج میرآقا خشگنابی و کوکب خانم بودند در عنفوان جوانی از این جهان رخت بر بسته اند از برادران استاد هم اکنون میر صادق خشگنابی در تبریز زندگی می کند و بعد از سالها معلمی بازنشسته شده است .سید رضا خشگنابی نیز مدرس دانشگاه تهران بوده و به فعالیتهای علمی هنر خوشنویسی مشغول است . بزرگترین دختر خانواده سریر خانم که در تهران زندگی می کند اکنون ۸۷ سال دارد . خواهر دیگر طاهره خانم است که پسر و یک دخترش در تبریز ساکن است.
خانم آزاده خشگنابی هم که تهرانی به حساب می آید با شعر انسیت دارد . محمد حسین شهریار برای اولین بار در خشگناب به مکتب رفت و از آخوند ملا ابراهیم در فراگرفته بود. روزهای مکتب نیز برای شهریار خاطراتی فراوش نشدنی به یادگار گذاشته و در جهان بینی او تاثیر جدی داشته است.
خانواده جامی میرآقا خشگنابی در سال ۱۲۹۱ به تبریز باز گشته بود . سید محمد حسین در تبریز به مدرسه «کالـیـبـر» وارد شده ، زبانهای عربی وعادی را در مـدرسه و زبـان فرانـسه را در خانـه با معلم خصوصی فرا گرفته بود.اولین تجربه وی در شعر فارسی نیز در همین سالها اتفاق افتاده بود. در سال ۱۲۹۹ در حالی که دانش آموز ۱۵ ساله ای بوده چند شعر با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ رسانده بود.
بدین ترتیب مرحله اول زندگی سید محمد بهجت در تبریز پایان یافت . او در ماه مارس سال ۱۹۲۱ به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون به تحصیلات خود ادامه داده بود و در همین سالها با تفال به دیوان حافظ تخلص «شهریار»را برای خود برگزیده بود. محمد حسین شهریار در سال ۱۹۲۴ در ۱۹ سالگی به دانشگاه علوم پزشکی تهران وارد می شود. سـالـهای دانشگاه در وهـلـه اول دوره ای بودکه دانـش و جهان بینی وی را غنی تر و عمیق تر ساخته بود .
درکنار همه اینها ،سالهای دانـشـجـویی در دانـشگاه علـوم پزشکی ، دوران عاشقی شهریار نیز محسوب می شود. عاشق جوان در این سالها دختری به نام ثریا را به شدت دوست می داشت لیکن نتوانست با او که پری نامیدش ازدواج کند چرا که بر اساس تحقیقات حکیمه بلوری ، از مصاحبه ای که شهریار با رز نامه اطلاعات داشت چنین بر می آید که شخصی با نفوذ که شهریار از ذکر نام و مقام او خودداری می کند رقیب عشقی شهریار بوده است.
این شخص ترسناک که از نزدیکان شاه ایران بوده شهریار را به زندان انداخته بعد از مدت کوتاهی او را به شرط ترک تهران آزاد نموده و به نیشابور تبعید کرده بود . بدین ترتیب محمد حسین شهریار نمی تواند تحصیلات پزشکی خود را به پایان برساند و فقط ۳-۲ ماه مانده به اتمام دانشکده دندانپزشکی و داروسازی تهـران را ترک می کند.
عشق نـاکـام سـبـب آفرینش شعرهایی چون «ناله های حزین» «یوسف گمگشته» «پروانه در آتش» «پری دیوانه» می شود. بدین ترتیب محمد حسین شهریار در سالهای تبعید نیز در حد امکان به شعر و ادبیات پرداخته بود. از این زمان ، دیدار او با هنرمند مشهورکمال الملک در نیشابور( ۱۹۳۳ ) نقش مهمی در درک او از آن دوران پر مشقت و رنج ایفا می کند. همچنین آشنایی و ارتباط او با شاعرانی چون میرزا رضا خان عقیلی ،‌ محمد فرخ و دیگران که در مشهد زندگی می کردند مایه امید و تسلی خاطر شهریار در سالهای تبعید بود.در این دوران خبر وفات پدر « حاجی میرآقا خشگنابی – ۲۳ رمضان ۱۹۳۴- و دفن او در قم شهریار را به شدت پریشان می کند .
محمد حسین شهریار بعد از زندگی تلخ و طولانی در تبعید در سال ۱۹۳۵ دو باره به تهران بر می گردد و در سایه کمک های « حاجی اسماعیل امیر خیزی » در بانک کشاورزی مشغول به کار می شود اما هنوز بحران های روحی در زندگی شاعر ادامه دارد. او به جمع احضار کنندگان روح دراویش حـروفی می پـیـوندد و خـود نـیز درویش وار زندگــی می کند حتی سفر چهار ماهه به تبریز نمی تواند شهریار را به طور کامل نجات دهد. شهریار بدون توجه به مشکلات بزرگ زندگی در این مرحله به مطالعه دقیق و جدی روی آورد ، نکات و ظرایف شعر کلاسیک شرق را عمیقا فراگرفته بود .
با اشعار فارسی خود ، در اجتماعات ادبی دوباره درخشید و حتی با عنوان « حافظ زمان» معروف می شود. او با نیما یوشیج یکی از بنیان گذاران شعر نو در ایران آشنا بود .شهریار اسباب شعر کلاسیک را با قواعد شعر نو غنی تر ساخته و بدین ترتیب نمونه ها بدیعی که از وحدت اصول هر دو شیوه بهره میگرفتند ، آفریده بود.
در رهایی از بحران روحی استاد شهریار ، مادر کوکب خانم ، نقش استثنایی داشت . مسافرت های مادر به تهران ،‌ مهر ومحبت غیر عادی و صحبت های او از ایام گذشته ، ایل و تبار خودی و سخنان سرشار از ادبیات شفاهی مادر ، روح تازه ای در کالبد هنرمند بزرگ دمیده و عشق به زندگی را در او قوت بخشیده بودلیکن روابط بر سعادت مادر و فرزند دیری نپاییده بود ، کوکب خانم در تهران مریض شد و در ۱۹ آگوست دار فانی را وداع گفت و در شهر قم در کنار مزار پدر شهریار به خاک سپرده شد و شهریار در شعر موثر « ای وای مادرم » محبت مادر و فرزند را به شکل کشید.
استاد از بیگانگی های تهران ، که سالهای طولانی به درازا کشیده شده بود ناراضی گشت و در سال ۱۹۳۵ برای همیشه به میهن خود تبریز باز می گردد. شاعر در محله مقصودیه تبریز منزلی خریده و با خانواده خود در آن سکنی نموده و به کار در بانک کشاورزی پرداخته بود . او در ۵ اگوست ۱۹۵۳ با دختر عمه خود خانم « عزیزه عبد الخالق » ازدواج کرده بود. ثمره این ازدواج دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی بود.
تغییر و تحولات مبنی بر روحیه استاد اثر گذاشته بود. سفر به سرزمین آبا و اجدادی – خشگناب – در سال ۱۹۵۴ و ملاقاتهای صمیمانه اش با ایل و تبار خود ، روحی شاعرانه و زلال و شفاف به او بخشیده بود.
دوستی با بولود قاراجورلو (سهند) شاعر بزرگ ادبیات ملی ، در آفرینش هنری شهریار به زبان مادری و نیز خلق آثاری که شیوه زندگی مردم را به تصویر می کشید ، تاثیر بسزایی داشت. شهریار در سال ۱۹۷۳ به همت و تاکید دکتر جواد هیئت ، عالم گرانقدر، رجل اجتماعی و ناشر مجله واریق به تهران رفته بود.
در این زمان بولودکارچورلو(سهند) نیز تکیه گاه مادی و معنوی استاد شده بود ، اما مرگ ناگهانی همسرش «عزیزه عبدالخالق«در فوریه سال ۱۹۷۴ بار دیگر شهریار را از پا در آورده و بعد از مدت کوتاهی برای همیشه به تبریز بازگشته و تا پایان عمر در آنجا زندگی کرده بود.
شهریار در تبریز یک عمر در سادگی و فقر اما مغرور و سربلند زیسته بود.همایش بزررگداشت ۸۰ سالگی استاد در فوریه ۱۹۸۴ درتبریز عشق بی حد و حرص مردم را به هنرمند پر آوازه به نمایش گذاشته بود.چاپ پی در پی کتابهایش در زمان حیات خود او را به عنوان شاعری ملی و محبوب به شهرت رسانده بود.
دیدار آیت الله سید علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی ایران با محمد حسین شهریار در سال ۱۹۸۷ در تبریز ، نشانگر مقبولیت هنر شهریار در تمامی سطوح و ارزش والای آن است . شهریار در حالی که خود در فقر به سر می برد ، وجه قابل توجهی اهدایی رهبری را به آوارگان جنگ ایران و عراق بخشیده بود.استاد محمد حسین شهریار در ۱۸سپتامبر ۱۹۸۸ در بیمارستان «مهر» تهران وفات نموده و ۲۰ سپتامبر در گورستان سرخاب مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شده بود . در آذربایجان جنوبی این روز عزای ملی اعلام شده بود[۱].

[۱] – منبع : کتاب دنیای شهریار

[divider]

به بهانه روز شعر و ادب ایران/ روزی برای گرامیداشت شعرای کهن ایران‌زمین

روز شعر و ادب پارسی
روز شعر و ادب پارسی

ایران در اعصار تاریخ همیشه در شعر و ادب زبان‌زد خاص و عام بوده و در گوشه کنار این کره خاکی نامی بلند آوازه داشته که حاصل عشق و علاقه ادبا و شعرایی بوده که با عشق به وطن و تکیه بر فرهنگ و عرفان مشکلات و موانع بزرگ زا تحمل کرده و به اهداف مقدسشان دست یافتند.

حدود هزار سال از عمر زبان فارسی می‌گذرد و زبان فارسی شاید هزارسالگی خود را جشن می‌گیرد و امروز ما میراث‌دار هزار سال زبان و ادبیات فارسی هستیم.

لیث، بنیان‌گذار زبان فارسی در ایران

تاریخ را که در اوایل قرن سوم هجری جست‌وجو کنیم به نامی پرآوازه به نام یعقوب‌ابن لیث بر می‌خوریم که عیار و بنیان‌گذار سلسله صفاریان در ایران بود که برای نخستین بار شعر پارسی را در ایران به رسمیت شناخت و شاعران دربارش را به سرودن شعر پارسی تشویق کرد و توانست با تاسیس حکومتی مستقل در ایران زبان پارسی را زنده کند.

بعد از او نام ابوابراهیم اسماعیل سامانی بنیانگذار سلسله سامانیان امیری با کیاست و با درایت و ادیب دوست بر صفحه تاریخ می‌درخشد که در رواج زبان پارسی در مقام زبان دیوانی بسیار کوشید، چنان که به تاثیر از خلق‌وخوی هنردوست و ادیب پرور وی، شاعرانی چون رودکی، دقیقی و فردوسی در دربار قد برافراشتند.

قرن چهارم هجری زمان درخشش ستارگان ادبیات فارسی بود قرنی که دروه رواج شعر فارسی و شاعران برجسته‌ای بود که سادگی و روانی کلام و تازگی مضامین و افکار شعری در اشعار ادبا نمایان بود که شاعرانی چون رودکی بود که او نمونه بارز سبک خراسانی بود و در گفتار رودکی، معانی تغز و تشبیه‌های دل فریب فراوان دیده می‌شود، رودکی در توصیف بسیار چیره‌دست بود که از زیباترین قصاید او می‌توان به قصیده زیر اشاره کرد:

“بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آهوی و درشنی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی”

شاهنامه جانی دوباره به ایران بخشید

بعد از رودکی فردوسی بزرگ مرد حماسی ایران زمین پا به عرصه گذاشت که عنوان بزرگترین حماسه سرای ایرانی را با شاهکار شاهنامه خود تا ابد تاریخ برای خود ثبت کرد، شاهنامه‌ای که احساس ایرانی‌ بودن را در دل‌های ایرانیان جان تازه بخشید و از حیث روایات کهن ملی و تاثیر آن در نگهبانان زبان پارسی، بزرگترین سرمایه فرهنگی ایران است و بیهوده نیست که آن را قرآن عجم نامیدند.

فردوسی در مضامین اشعار خود عرفان و پند و حکمت را به درستی به مخاطبان خود درس می‌دهد که از جمله اشعار زیبای این کهن مرد ایران زمین می‌توان به شعر زیر اشاره کرد:

“بیا تا جهان را به بد نسپریم

به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار”

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی”

تاریخ را که ورق بزنیم نام خواجه عبدالله انصاری، صوفی، محدث، شاعر و نویسنده ایرانی از پیشگامان نثر آمیخته به نظم در زبان فارسی می‌درخشد و بعد از می‌توان به شعرا و ادبای برجسته‌ای چون منوچهری دامغانی، عنصرالمعانی، نظام الملک، غزالی، خیام، میبدی، خاقانی، جرجانی، انوری، نصرالله منشی، طبرسی، سنائی و سهروردی در قرن پنجم و ششم هجری اشاره کرد.

بلاغت و سلامت سعدی وصف‌ناپذیر است

اما آغاز قرن هفتم فصل حضور بی‌نظیرترین شاعران تاریخ هنر و ادبیات این مرزپرگهر بود که سعدی شیرازی صاحب غزلیات رشک‌برانگیز و نثر درخسان زبان فارسی پا به عرصه گذاشت، سعدی را به دلیل بلاغت، سلامت، ایجاز و ظرافت اشعارش و زبان ساده و فصیح سعدی را هرگز نمی‌توان در کلامی جای داد، همان‌گونه که در اشعارش می‌خوانیم:

“همه عمر بر ندارم من از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی”

بعد از این شاعر پرآوازه شیرازی شعرا و ادبائی چون قطب‌الدین، نظامی، عطار، ارموی و در قرن هشتم می‌توان به خواجه حافظ شیرازی اشاره کرد.

لسان الغیب نام‌آوازترین غزل‌سرای ایرانی

لسان الغیب نام‌آوازترین غزل‌سرای ایرانی، شاعری اندیشه ورز بود که در اشعار خود مفاهیم عرفانی، اجتماعی، عاشقانه، سیاسی و اخلاقی را به زیباترین بیان به دل مخاطب خود می‌نشاند، همان‌گونه که می‌فرماید:

“کی شعر ترانگیز خاطر که حزین باشد

یک نکته در این معنا گفتیم و همین باشد”

در تاریخ که سفر کنیم در قرن یازدهم نام بزرگانی را می‌توان دید که در اشعار خود عرق ایرانی بودن خود را به رخ جهانیان می‌کشد و در لایه‌های عرفان و معرفت الهی مردم را از تاریخ روزگار خود آگاه می‌ساختند و با اشعار زیبنده خود واقعیت زندگی دنیوی را گوش‌زد می‌کردند.

شاعران و ادبائی نیز در کهن شهر اصفهان علاوه بر بخشیدن یک هویت و تمدن در معماری و شهرسازی، صفای خاطر این مردم اصفهان را در قالب اشعار خود در وصف مقصود گنبد‌های فیروزه‌نشان ارتقا می‌دادند، که شیخ بهائی بزرگ معمار ایرانی با عرفان و اشعار دل‌نشین خود جلائی روحانی به این شهر مینائی داد.

صائب تبریزی، روشن کننده سبک اصفهانی در ادبیات ایران

بعد از شیخ بهائی، فیض کاشانی و صائب تبریزی از نام‌آوران عرصه شعر و ادب در تاریخ اصفهان و ایران بودند که در عصر صفویه چراغ سبک اصفهانی را در ادبیات غنی ایرانی روشن کردند، صائب که در مطالعه دیوانش چنین می‌توان دریافت که او در اشعار پرمعنای خود به امور روحانی و معنوی اعتقاد به وحدت وجود، اتحاد معبود و معشوق، تسلیم و توکل و از خودگسستن خود را نشان می‌دهد که در ابیات زیبای این شاعر بلند آوازه می‌خوانیم:

  “دیده‌ای را که نمی‌شد ز تماشای تو سیر

بی‌تماشای تو، چون سیر توانم کردن؟

عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق

بیش ازان است که تحریر توانم کردن”

اسماعیل آذر، پژوهشگر تاریخ ادبیات فارسی در گفت‌وگو با تسنیم اظهار کرد: ما زبان فارسی را می‌توانیم به ۳ دوره از آغاز تا صناعی، از صناعی تا مشروطه و از مشروطه تا روزگار معاصر تقسیم کنیم، تا دوران صناعی بیشتر شاعران، مداح و قصیده‌سرا بودند و به طبیعت توجه خاص داشتند، از صناعی نوعی شعر با نمادها و سنبل‌های ویژه در زبان فارسی پدید آمد که غالبی را به نام غالب عرفان را ساخت که موازین دینی و عاشقانه در این قالب قرار گرفتند و به زبان عرفانی لقب گرفت، برای مثال می و می‌خانه، خرابات، نظربازی و عاشقی با شکل و شمایلی که بعد از صناعی متداول شد قبل او نبود.

اسماعیل آذر با بیان اینکه پیروان و راهیان صناعی را می‌توان عطارنیشابوری، شمس مغربی، مولانا، سعدی، حافظ و جامی را نام برد، تصریح کرد: در روزگار مشروطه دیگر زبان و ادبیات فارسی آن شکوه گذشته را نداشت و شاعران بیشتر تحت احساسات وطنی خود بودند و سعی می‌کردند که مضامینی را احراز کنند که مردم را نسبت به نهضت مشروطه تحریک کنند.

وی بیان کرد: کمی جلوتر آشنائی ایرانیان با اروپا و دایر شدن مدرسه دارالفنون و باز شدند راه ترجمه در ایران سبب که ایران با ادبیات غرب، شرق آشنا شود و تغییراتی در ادبیات ما حاصل شود که پیشرو طلایه دار این تغییر نیما یوشیج بود و راهیانی پیدا کرد و باز جریانات متعددی در شعر پیدا شد.

نیما یوشیج پیشگام ظهور شعر نو در تاریخ ادبیات ایران

بعد از گذار از تاریخ کهن وبا افتخار ایران به دوره معاصر می‌رسیم، دوره‌ای که اشعار به زبان روان‌تر و ساده‌تری بیان می‌شود که نیما یوشیج بنیان‌گذار شعر نو ادامه راه این تاریخ پرفروغ شد، نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت، بسیار آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید که از معروفترین سروده‌های او می‌توان به شعر زیر اشاره کرد:

 “می‌تراود مهتاب، می‌درخشد شب تاب، نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک، غم این خفته چند، خواب در چشم ترم می‌شکند…”

بعد از نیما یوشیج که پدر شعر نو لقب گرفت، ادبای زیادی در عرصه شعر و ادبیات به سبک کلاسیک حضور و بروز پیدا کردند.

آذر درباره شعر نو بیان کرد: از شعر نو نباید انتظار قبل از شعر نو را داشت زیرا شعر نو بیش از ۱۰۰ سال از تولدش نمی‌گذرد و نباید انتظاری را که از یک سالخورده ۹۰۰ ساله را داریم از یک نسبتا جوان صد سال داشته باشیم، شعر معاصر ما به قوت شعر کهن نیست و شخصیتی مثل نظامی و حافظ اشعارشان مبتنی بر قرآن است و بر سر مخزن وحی نشتند، شاعران امروز نه اینکه وابسته و پیوسته با قرآن نباشند اما آن ژرف‌نگری و قرآن‌دانی که در قدما بوده کمتر در نسل جدید یافت می‌شود البته شاعران معاصری در این زمینه قدرتمند ظهور پیدا کردند.

انقلابی در ادبیات ایران با شعر دفاع مقدس

البته نباید در این میان شعر دفاع مقدس و نقش شگفت‌انگیز آن را از یاد برد که در بعد از انقلاب اسلامی یک انقلاب ادبی نیز رخ داده و زبان شیوائی در این راه وجود دارد که سپید کاشانی، قیصر امین‌پور، مجاهد پروانه در انقلاب با اشعار نقش خاصی را ایفا کردند.

آذر با اشاره به شعر دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در شعر معاصر نوعی پدید آمد به نام شعر دفاع مقدس که به تحقیق یکی از انواع قابل توجه شعر ما است و کمتر به این قالب و نوعی شعری توجه شده است البته همه شاعران ما هم خوب هستند و هم شعر دلپذیر می‌گویند که قابل وصف بود.

قیصر امین‌پور از جمله بزرگانی بود که اشعار کم‌نظیر خود به خوبی نقش زمانه را در ذهن مخاطبان خود به تصویر می‌کشد، قیصر شاعری است که بی‌محابا مهربان می‌شود و این مهربانی‌اش به حدی است که همه دل‌مشغولی‌های خویش را ساده و روان با مخاطب خویش در میان می‌نهد، او اهل پنهان‌کاری نیست، هر چه در دلش جاری است، نصیب قلمش کرده و سفیدی سطر سطر لحظه‌ها را با هجمه کلامش خط‌ ‌خطی می‌کند، همان‌گونه که می‌سراید:

“حرف‌های ما هنوز ناتمام، تا نگاه می‌کنی: وقت رفتن است، باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن‌که با خبر شوی، لحظه‌ عزیمت تو ناگزیر می‌‌شود، ای دریغ و حسرت همیشگی… ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!”

اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است

و فردا روز ۲۷ شهریور سال‌روز خاموشی شهریار سخن ایران است، شاعری عاشقانه و عارفانه پیرامون دوران مشروطه زمان خویش شعر سرود و انقلابی را در شعر ترکی ایجاد کرد و اکنون مجموعه شهر “حیدربابا سلام” به بیش از ۹۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده و به عنوان شناخته شده‌ترین شاعر آذربایجانی در دنیا است.

 در سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تصویب شورای انقلاب فرهنگی، به پاس گرامی‌داشت یاد و خاطره استاد شهریار و تحکیم مودّت و دوستی بین اقوام و اقشار مختلف جامعه، روز ۲۷ شهریور ماه، “روز ملّی شعر و ادب ایران ” نامگذاری شد.

استاد شهریار همیشه با طبع لطیف و روح بسیار حساسی خود سنگ صبور غم‌های انسان‌ها بود، اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است، او مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.

“شهریارا گو دل از ما مهربانان نشکنید

ورنه قاضی در قضا نا مهربانی می‌کند”

روحش شاد و یادش گرامی و سرزمین مهرپرور ایران همیشه پرستاره باد.

گزارش از زینب کلانتری / خبرگزاری تسنیم

قوانین ارسال نظر

در کانال تلگرام پایگاه علمی سرگرمی چرخک عضو شوید

 

  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و … باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، «چرخک» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

هنوز نظری برای این نوشته ثبت نشده

  • سلام, مهمان