زندگی نامه کمال الملک

زندگی نامه کمال الملک

زندگی نامه کمال الملک محمد غفاری فرزند میرزا بزرگ به سال ۱۲۲۴ شمسی در یکی از قراء کاشان متولد شد. خانواده او مخصوصاً عمویش صنیع الملک از نقاشان زبردست بود که با او به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت و در ضمن نقاشی هم می کرد که تابلوهای اوتوجه ناصرالدین شاه را جلب کرده و او را به دربار برد و لقب ( کمال الملک ) را به او داد.
نخستین تابلوی او بعد از گرفتن این لقب ( تابلوی تالار آیینه ) می باشد که از شاهکارهای اوست. مدتی هم معلم نقاشی شاه بود و لقب ( نقاش باشی ) را داشت.
کمال الملک در دربار ناصرالدین شاه خیلی تقرب یافت و برای هر تابلویی شاه به او مقدار زیادی اشرفی می داد. همچنین نشان و مدال و کمربند و شمشیربند مرصع و انگشتر الماس به او اعطاء شد.
وقتی کمال الملک مشغول کشیدن تابلوی تالار آینه بود خبردار شد که مقداری از طلاهای تخت طاووس سرقت شده که حسودان آن را به کمال الملک نسبت دادند ولی بعداً سرایدار اقرار به دزدی می کند و از شر تحریکات حسودان نجات می یابد.
کمال الملک مدت ۵ سال به اروپا رفت و در موزه های ( لوور ) و ( ورسای ) از روی تابلوهای رامبراند و دیگران تابلوهای پر ارزشی تهیه کرد که همه در موزه های سلطنتی و کتابخانه مجلس نگاهداری می شود. کمال الملک با خواهر مفتاح الملک ازدواج کرد و دارای یک دختر و سه پسر شد. برادرش ابوتراب خان هم نقاش بود که خود را مسموم کرد و کشت و دو دخترش را به کمال الملک سپرد.
کمال الملک در زمان مظفرالدین شاه و محمدعلیشاه از دربار ناراضی شد. در زمان رئیس الوزرایی سردار سپه مدرسه صنایع مستظرفه به نام کمال الملک تاًسیس و تابلوهای او در آنجا جمع آوری و حفظ شد.
کمال الملک در سال ۱۳۰۶ تقاضای بازنشستگی کرد و به حسین آباد در نیشابور رفت و در ملک شخصی خود زندگی می کرد که بعضی از مستشرقین از او در آن ده دیدن کرده اند. بر اثر پرتاپ سنگی یک چشم او نابینا شد و در ر۲۷ مرداد ماه ۱۳۱۹ در سن ۹۵ سالگی در نیشابور در گذشت و جنازه اش را در مقبره شیخ عطار نیشابوری به خاک سپردند.

[divider]

کمال الملک

محمد غفاری (میرزا محمد خان غفاری) معروف به کمال الملک از بزرگترین و نام آورترین نقاشان ایران فرزند میرزا رضاخان غفاری در حدود سال ۱۲۶۴ق/۱۲۲۶ش در شهر کاشان متولد شد. میرزا ابوالحسن غفاری (صنیع الملک) عموی کمال الملک و برادرش میرزا رضاخان از برجسته ترینکمال الملک نقاشان عصر قاجار محسوب می شدند. محمد غفاری پس از پایان دوران مقدماتی تحصیلی در شهر کاشان، جهت ادامه تحصیل (عمدتاً در رشته نقاشی) در مدرسه دارالفنون به تهران رفت. در آن هنگام او فقط ۱۳ سال سن داشت. معلم نقاشی دارالفنون مزین الدوله نقاش دربار ناصرالدین شاه بود و لقب « نقاشباشی » دربار را داشت.
محمد غفاری به خاطر ذوق و استعداد کم نظیرش به سرعت در عرصه نقاشی پیشرفت قابل توجهی کرد و خیلی زود آوازه او در نقاشی در شهر پیچیده و رجالی از دربار قاجار برای نقش تصاویر خود به او مراجعه می کردند. در این میان ناصرالدین شاه در سال ۱۲۹۸ق که تحت تأثیر هنر نقاشی محمد غفاری قرار گرفته بود او را به عنوان پیشخدمت مخصوص و نقاشباشی به دربار برد و این واقعه فرصت و امکان مناسب و مطلوبی برای این هنرمند جوان به وجود آورد تا دهها تابلو نقاشی نفیس و زیبا از خود به یادگار گذارد.
محمد غفاری نقاش باشی دربار در سال ۱۳۱۰ق از سوی ناصرالدین شاه به لقب مهم « کمال الملک » مفتخر شد. در همین زمان بود که تابلو مشهور و معروف به « تالار آیینه » را که حدود هفت سال طول کشیده بود و از شاهکارهای نقاشی او به شمار می رود، با امضای کمال الملک به اتمام رسانید. حدود یک سال پس از مرگ ناصرالدین شاه و در سال ۱۳۱۴ق برای تکمیل دانش خود در عرصه نقاشی و آشنایی با هنر نقاشی اروپایی به آن قاره عزیمت کرده و حدود سه سال در موزه های فلورانس، لوور و ورسای به مطالعه و بررسی نقاشی هنرمندان اروپایی پرداخته و چندین تابلو نقاشی از آثار نقاشان بزرگ اروپایی را بازسازی کرد. کمال الملک که طی این مدت سه ساله به تجارب و دانش قابل توجه و ثمربخشی از هنر نقاشی دست پیدا کرده بود، به درخواست مظفر الدین شاه که در سفر نخست اروپایی اش در سال ۱۳۱۶ق با او ملاقات کرده بود، به ایران بازگشت.
کمال الملک که به تقاضای مظفرالدین شاه بار دیگر کار نقاشی را در دربار شروع کرده بود، به ویژه به سبب جوّ مسموم و حسادت آمیز حاکم بر دربار و مشکلاتی که رجال دربار برای او ایجاد می کردند پس از حدود ۵ سال برای زیارت مشاهد ائمه اطهار در عتبات عالیات راهی عراق شد و در سال ۱۳۲۱ق وارد کربلا شد.
کمال الملک طی چندین سال اقامت در عتبات عالیات تابلوهای نقاشی متعددی را ترسیم کرد که در زمره مهمترین آثار هنر نقاشی ایشان به شمار می رود. از جمله این آثار پرارزش و ماندگار باید به تابلوهای « فالگیر بغدادی »، « زرگر بغدادی و شاگردش »، « میدان کربلای معلا » و « عرب خفته » اشاره کرد.
کمال الملک در سال ۱۳۱۹ق به ایران بازگشت و مدرسه صنایع مستظرفه را با هدف تدریس و توسعه هنر نقاشی در ایران برپا داشت و همگام با آن به رشته های منبت کاری، موزائیک سازی و قالیبافی هم عنایت ویژه ای نشان داد و این روند را تا هنگام کودتای ۱۲۹۹ ادامه داد. در این میان وزارت معارف برای تداوم کار مدرسه نقاشی کمال الملک مساعدت مالی لازم را به او می نمود.
به دنبال وقوع کودتای ۱۲۹۹ کمال الملک حاضر نشد به رضاخان روی خوش نشان دهد و در این راستا حتی تقاضای رضاشاه جهت ترسیم تصویر محمدرضا ولیعهد وقت را رد کرد.
این موضعگیری همگام با سعایت ها و حسادت ها و فرصت طلبی هایی که اطرافیان و برخی رجال نشان می دادند، موجبات سرخوردگی رضاخان را از او فراهم کرده و منجر به برخورد و بی عنایتی حکومت و دولت رضاخان با او شد، سپس وزارت معارف چنانکه دلخواه رضاشاه بود بودجه مدرسه صنایع مستظرفه را که تحت مدیریت کمال الملک اداره می شد، قطع نمود و مشکلات متعدد دیگری را پیش روی او قرار داد، تا جایی که دیگر امکان اداره مدرسه از او سلب شد و به ناچار از خدمت در مدرسه نقاشی که سالیان طولانی برای توسعه و اعتلای آن زحمات طاقت فرسایی را متحمل شده بود، کناره گرفت و به فاصله کوتاهی شهر تهران را به مقصد مزرعه ای در روستای حسین آباد از توابع شهر نیشابور ترک کرد و گوشه انزوا برگزید.
کمال الملک طی برخی نامه هایی که از روستای دورافتاده حسین آباد برای تعدادی از دوستان قدیم و شفیقش در تهران می نویسد، با اشاره و گلایه و شکایت از مشکل سازی ها، حسادت ها، کوته نظری ها و خردستیزی های بی پایان درباریان، رجال و بسیاری از کسانی که در تهران با او در ارتباط بوده اند، پناه آوردن به بیابان های خشک و عزلت گزیدن در مناطق دورافتاده و بدون امکانات و حتی دچار دزدان و قطاع الطریق شدن را مطلوب تر و خوشایند تر از مراوده و ارتباط با آن گروه پرشمار و خطرناک ساکن شهر و دربار ارزیابی می کند و از این که با عزلت گزیدن در حسین آباد نیشابور دیگر سعادت برخورد و رو در رویی با آن جماعت را از خود سلب کرده است، احساس آرامش و شادمانی می کند.
آنچه بود کمال الملک نقاش چیره دست و کم نظیر ایران زمین که در عشق ورزی به وطن، آزادیخواهی، اخلاق و شرف و انسانیت سرآمد اقران بود، تا پایان عمر، زندگی در مزرعه شخصی اش در حسین آباد نیشابور را بر بازگشت به شهر ترجیح داد. از رخدادهای واپسین سالهای عمر او نابینایی یکی از چشم هایش در اثر یک حادثه بود. کمال الملک نهایتاً در ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ در سن ۹۳ سالگی بدرود حیات گفت. مقبره او در نیشابور زیارتگاه هزاران تن از دوستداران کمال الملک است.
(برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره بنگرید به : نامه های کمال الملک، به کوشش علی دهباشی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۶. و کمال الملک هنرمند همیشه زنده، به کوشش حمید باقرزاده، چاپ اول، تهران، اشکان، ۱۳۷۶.)

[divider]

قلم و رنگ و جسارت کمال الملک

در بیست و هفتم مرداد ماه ۶۶سال پیش، محمد غفاری ملقب به «کمال الملک» در نیشابور درگذشت.
کمال الملکظهور کمال الملک در عرصه نگارگری، حلول اندیشه های نوینی را درفنون نقاشی سبب شد و فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود.
محمد غفاری فرزند میرزا بزرگ به سال ۱۲۲۴هجری شمسی در یکی از روستاهای کاشان متولد شد. وی همراه صنیع الملک (عمویش) که از نقاشان زبردست بود به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت. کمال الملک نخست در دارالفنون در رشته زبان فرانسه و هنر نقاشی که معلم آن «مزین الدوله نظری» بود، تحصیل کرد.
مزین الدوله نظری بامشاهده استعداد فوق العاده کمال الملک او را به فراگیری و تمرین فنون نقاشی ترغیب نمود.ناصرالدین شاه در رفت و آمدهایی که به دارالفنون داشت کمال الملک را شناخت و با مشاهده استعداد و نبوغ فراوان او، وی را به دربار فراخواند و با در اختیار گذاشتن تسهیلات و امکانات، او را به خدمت گرفت. هنرمند جوان در نقاشخانه کاخ گلستان به کسب مهارت و هنرآوری بیشتر در زمینه نقاشی پرداخت. کمال الملک علاوه بر تحصیل و نگارگری، روزی چند ساعت شاه مغرور قاجار را نیز تعلیم می داد.
ناصرالدین شاه به منظور کسب آبروی بیشتر برای دربار و هرچه وابسته تر کردن این هنرمند به حوزه رنگ و نیرنگ دستگاه حکومتی و برای بهتر در اختیار داشتن این گونه عناصر و نیروها، لقب «نقاش باشی» و «کمال الملک» و سپس لقب سرتیپی و ریاست سواره نظام ایالت قزوین را نیز به او اهدا کرد. این دوره پربارترین دوران زندگی هنری کمال الملک به شمار آمد و در این دوره قریب به یکصد و هفتاد تابلو خلق کرد.
نخستین اثر او بعد از گرفتن لقب کمال الملک «تابلوی تالار آیینه» است که از شاهکارهای او به شمار می رود.
از خلق تابلوی تالار آیینه دیری نگذشته بود که با مشاهده وضع اسفناک داخلی و فزونی گرفتن هرج و مرج و فساد دربار و توطئه دشمنان داخلی و خارجی ایران، فرصت را مغتنم شمرده و به عنوان مطالعه و تکمیل هنر خود و رهایی از چنگال حکومت و درباریان عازم اروپا شد.
این سفر که پنج سال به طول انجامید وی را با دنیای نوینی از هنر آشنا کرد و چشم اندازهای وسیعی در برابرش گشود.کمال الملک از آن پس در اروپا روزگار گذرانید، تا آن زمان که بین او و مظفرالدین شاه که برای دومین بار به اروپا سفر کرده بود، ملاقاتی دست داد. مظفرالدین شاه در این دیدار از او درخواست کرد به ایران باز گردد و کمال الملک به امید دگرگونی و تغییرات اساسی در میهن و به سودای بهره گیری از اندیشه، افکار و هنر پرورش یافته اش در راه اصلاحات اساسی به کشور بازگشت اما پس از بازگشت همچنان از دربار ناراضی بود.
در همان موقع و در زمان رییس الوزرایی سردار سپه، مدرسه صنایع مستظرفه به نام کمال الملک تاسیس و تابلوهای او در آنجا جمع آوری و حفظ شد. از ویژگیهای کمال الملک می توان سنت شکنی، ابداع و نوآوری در سبک و روش، به کارگیری عناصر تشکیل دهنده نقاشی، قدرت تصویر لحظات با تمام کیفیت و ابعاد در زمانی که هنوز «پرسپکتیو» شناخته نشده بود و فزون بر همه اینها اتخاذ شیوه های نوین نگارگری در ثبت واقعیت ها و به دور داشتن قلم و رنگ از پوچی و وهم پردازی در زمانی که کمترکسی جسارت و شهامت ثبت آن را داشته است، برشمرد. او در سال ۱۳۰۶هجری شمسی تقاضای بازنشستگی کرد و به حسین آباد در نیشابور رفت و در ملک شخصی خود اقامت گزید. او سرانجام در سال ۱۳۱۹هجری شمسی و در سن ۹۵سالگی درنیشابور بدرود حیات گفت و در مقبره شیخ عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.

[divider]

کمال‌الملک؛ هنرمندی که ۷ سال را صرف نقاشی یک تابلو کرد

محمد غفاری وقتی «کمال‌الملک» شد که هفت سال از زندگی‌اش را به پای معروف‌ترین اثرش «تالار آینه» گذاشت. تصویری که این هنرمند بزرگ با نور و رنگ از تالار آینه کاخ گلستان ساخت، سال‌هاست هر بیننده‌ای را شیفته هنر سرانگشتان کسی می‌کند که توانست به واقعیت، شکوه نداشته‌اش را اعطا کند.

شاید هیچ بنایی در دنیا نباشد که نقاشی‌اش شهرت بیشتری از خودش داشته باشد، اما هنر دست‌های کمال‌الملک در پرداخت جزئیات «تالار آینه» باعث شد زیبایی رنگ‌ها و نورهای این اثر زیبا، هزاران نفر را به بازدید از این تالار ترغیب کند.
تالار آینه نقطه عطف کارنامه هنری کمال‌الملک است. این تابلو نخستین اثری است که توسط این هنرمند امضا شد و هفت سال از عمرش را صرف تکمیل آن کرد.

تالار آینه یکی از تالارهای کاخ گلستان است که ناصرالدین شاه پس از بازگشت از سفر فرنگ دستور ساخت آن را داد و به این تالار علاقه خاصی داشت. این علاقه شاه را بر آن داشت تا از محمد غفاری (کمال‌الملک)، معروف‌ترین هنرمند ایرانی که در دربار مشغول به کار بود، بخواهد تصویری از تالار و شاه بسازد که آن را جاودانه کند.

در این تابلو ناصرالدین شاه در جلوی پنجره وسط تالار روی یک صندلی نشسته و به منظره بیرون نگاه می‌کند. نورهایی که بر فرش تالار تابیده تا جزئیات آینه‌کاری سقف و مبل‌ها و منظره‌ای شاه به آن می‌نگرد نشان دهنده ذوق و هنر کمال‌الملک در به تصویر کشیدن تالار آینه است.

آن‌هایی که یک بار تالار آینه واقعی را در کاخ گلستان ببینند متوجه می‌شوند که شکوه و زیبایی تابلوی کمال‌الملک، تالار آینه را از آنچه که هست زیباتر نشان می‌دهد. او با هنرش وسعتی به تالار داده که در حقیقت در این حد نیست.

۲۷ مرداد ماه سال‌روز درگذشت کمال‌الملک است. هنرمندی که با خلق «تالار آینه»، «فالگیر بغدادی»، «دو دختر گدا»، «دوشان تپه»، «حوضخانه عمارت گلستان» و «بازار کربلا» جاودانه شد.

محمد غفاری در خانواده‌ای هنردوست به دنیا آمد. قدم زدن و بازی در طبیعت زیبای روستای «کلده» کاشان، روح او را با عشق به طبیعت پیوند داد. پیوندی که تا سال‌ها ردپایش را در نقاشی‌های او می‌توان یافت. علاقه محمد به نقاشی از طرف پدرش که استاد کشیدن منظره و چاپ سنگی بود با استقبال روبه‌رو شد.

محمد در ۱۳ سالگی برای ادامه تحصیل به دارالفنون رفت. سه سال از حضور محمد در این مدرسه می‌گذشت که بازدید ناصرالدین شاه از دارالفنون، او را شیفته کارهای این هنرمند نوجوان کرد. او با دیدن پرتره‌ای که محمد از اعتضاد السلطنه (رئیس وقت مدرسه دارالفنون) کشیده بود او را به دربار برد. شاه اتاقی از عمارت شمس‌العماره را در اختیار کمال‌الملک گذاشت تا به کشیدن تابلوهایش مشغول شود.

شاید بتوان گفت ناصرالدین شاه معروف‌ترین شاگرد کمال‌الملک بود که تحت تاثیر هنر او، ساعت‌ها کنار دست کمال‌الملک می‌نشست و نقاشی تمرین می‌کرد. کمال‌الملک پس از مرگ ناصرالدین شاه به اروپا رفت و از موزه‌های فلورانس، لوور و ورسای بازدید کرد. او سال‌هایی از عمر خود را در اروپا گذراند و به مطالعه آثار معروف موزه‌های دنیا پرداخت.

Begger_girls_by_Kamalolmolk

تابلوی «دو دختر گدا» اثر کمال‌الملک

تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه و تربیت ده‌ها هنرمند از مهم‌ترین کارهای کمال‌الملک در ایران است.

کمال‌الملک بخشی از معروف‌ترین تابلوهای خود را در سفر به کربلا کشید. او که زمان مظفرالدین شاه از حسادت درباریان نسبت به خود به تنگ آمده بود، چند سالی را در عتبات اقامت گزید و در این مدت تابلوهای «فالگیر بغدادی»، «زرگر بغدادی و شاگردش»، «میدان کربلای معلی» و «عرب خفته» را خلق کرد.

این هنرمند بزرگ سال‌های آخر خود را به زادگاهش برگشت و در حسین‌آباد نیشابور زندگی کرد. او در سال‌های پایانی عمرش بینایی یکی از چشم‌هایش را از دست داد و سرانجام در ۲۷ مرداد ماه ۱۳۱۹ قلم را برای همیشه از نوازش سرانگشتان هنرمندش محروم کرد.

Mirror_Hallتالار آینه

منبع : ایسنا / بانی فیلم

[divider]

شاگــرد کمـال‌المـلک، معمـار مسـاجد ایـران

114این اسامی را مرور کنید، گنبد مسجد شیخ لطف‌ا… اصفهان، گنبد مسجد گوهرشاد مشهد، دالان رو به کتابخانه مسجد سپهسالار تهران، شبستان زمستانی مسجد جامع اصفهان، نمای نیمکار جنوبی مسجد امام حسین تهران، پل
شهرستان اصفهان، شبستان مسجد سپهسالار تهران، یزدی‌بندی خانه بروجردی‌های کاشان، نیمکار ورودی سر در مدرسه دارالفنون، یزدی‌بندی تیمچه ملک بازار کاشان، مسجد سجاد تهران، زیرگنبد مسجد امام حسین تهران، مسجد سنگی تهران، مسجد انبار گندم تهران، مناره مسجد شاه اصفهان و… تمامی طراحی گنبدها و مناره‌ها و همچنین آجرکاری‌های آن توسط استاد لرزاده صورت گرفته است. استاد به زبان امروزی، یک آرشیتکت تمام و کمال بود.
استاد «حسین لرزاده» معمار بزرگ مساجد و یکی از آخرین معماران سنتی اسلامی کشورمان است که در طول حیاتش معماری و مرمت بیش از ۸۴۰ مسجد را برعهده داشت. وی مهارت کم‌نظیری در فنون اجرایی و تزیینی معماری سنتی (مقرنس، رسمی‌سازی، گره‌سازی و یزدی‌بندی) داشت که از آنها به اصول اربعه یاد می‌کرد.
وی علاوه بر اصول اربعه خود به تزیینات معماری باستانی ایران و معماری قرن نوزدهم اروپا نیز تسلط یافت و همچنین نقشه‌ها و پلان‌های ساختمان‌های مسکونی را نیز از معماران مدرن آموخت و بناهای مسکونی بسیاری به سبک غربی ساخت. لرزاده، عضو پیوسته فرهنگستان هنر در گروه هنرهای سنتی، در سال ۱۲۸۵ در تهران به دنیا آمد. پدر وی محمد لرزاده، از معماران بنام دوره اتابک و همکار حاج‌حسن صنیع‌الدیوان بود. حسین لرزاده ابتدا چندی نزد میرزاحسن به مکتب و سپس به مدرسه رفت. استعدادهای وی از همان زمان نمایان شد. او پس از اتمام دوره دبیرستان به مدرسه کمال‌الملک رفت و مجسمه‌سازی آموخت و سپس در محضر درس سیدمحمد تقی نقاش‌باشی به تحصیل علم پرداخت.
از این هنرمند سنتی کار بر روی ۸۴۲ مسجد، ساخت صحن اباعبدا… در کربلا، کاخ سعدآباد، کاخ سفید سعدآباد، کاخ مرمر، مدرسه شهید مطهری، طراحی و ساخت سردر ایرانی برای بانک شاهی واقع در توپخانه (بانک تجارت کنونی)، طراحی آرامگاه فردوسی در طوس و بسیاری از بناهای دیگر به یادگار مانده است. مرحوم لرزاده، استاد بزرگ و سنت‌گرای معماری ایران را کمتر کسی است که نشناسد. به هر حال مردم جنوب تهران و همه قدیمی‌ها که با ماشین دودی به شهرری و زیارت حضرت عبدالعظیم می‌رفتند، خیابان لرزاده و مسجد لرزاده را می‌شناسند. لرزاده فرزند مرحوم استاد محمد معمار، در دوران کودکی مدتی شاگرد کمال‌الملک بود و معماری می‌کرد، اما چون پدرش این کار را حرام می‌دانست، به امر پدر کارگاه کمال‌الملک را ترک کند، هر چند کمال‌الملک او را با استعداد شناخته بود و به وی علاقه داشت.
ت. لرزاده نه تنها معمار، بلکه نقاش، خطاط و شاعری خوش قریحه بود که آثاری در عرصه‌های گوناگون هنر از خود به یادگار گذاشت؛ از نقش یک قالی زیبای ایرانی با طرح و رنگ چشمگیر گرفته تا تابلوهای آبرنگ، نقوش معرق و تابلوهای خط و شعرهایی که با خط زیبای خود نوشته است. افزون بر این کتاب‌هایی درباره معماری سنتی ایران و هنرهایی که این شیوه معماری را دلنشین و خوش نقش و نگار می‌کند، نوشته است که بی‌گمان پشتوانه هویت و منبع دانش‌های لازم برای معماری ایرانی اسلامی است. او نمونه بارز کسانی بود که می‌گویند از هر انگشت‌شان یک هنر می‌بارد. او مصداق و نمونه کسانی بود که چون رخ در نقاب خاک کشند، انسان می‌پندارد کتابخانه‌ای بزرگ و بسیار غنی در دل خاک دفن شده است. حق هم همین است؛ بدون این پشتوانه‌های فکری، ذوقی، هنری، فرهنگی و علمی انسان نمی‌تواند «مسجدساز بزرگ» شود، زیرا مسجد نماد همه این عوامل تکامل و تعالی است. این معمار بزرگ ایرانی سه‌شنبه ۲۴ شهریورماه سال ۱۳۸۳ پس از ۹۸ سال زندگی پرثمر بر اثر بیماری و ضعف جسمانی درگذشت. یادش گرامی.

[divider]

تابلوهای اوآنقدر جذاب بودند که بیننده ای را به تحسین وا می داشت .پدر محمد هم در کشیدن منظره و نقاشی و چاپ سنگی استاد بود و بهمین علت استعداد محمد را به سرعت تشخیص داد و او را برای جدی گرفتن نقاشی ،تشویق و راهنمایی کرد . پدرش نقاشی های او را با دقت بررسی می کرد و هرجا که لازم بود ، نکته ای را به او می آموخت و راهنماییش می کرد .آموزشهای پدر متناسب با رشد محمد تنظیم می شد . پدر وقتی مطمئن شد که نقاشی جزئی از وجود پسرش شده و تا پایان عمر نمی توانددل از آن بکند ، نکاتی را به او گوشزد می کرد که تا پایان عمر آویزه گوش محمد شد :

« محمد جان اگر می خواهی نقاش خوبی شوی ، باید مداوم کار کنی و تا می توانی طرح بزنی و نقاشی بکشی » عمویش صنیع الملک از نقاشان بنام عصر خود بود.

کمال الملک در نوجوانی به تهران رفت و در سالهای اقامتش در تهران به سفارش ناصر الدین شاه چندین تابلو کشید. او چند سالی را در اروپا گذراند و نزد تعدادی از نقاشان اروپایی تحصیل کرد و در موزه های مختلف اروپا به مطالعه آثار نقاشان بزرگ اروپا پرداخت.

کمال الملک در بازگشت به ایران مدرسه “صنایع مستظرفه” را تاسیس کرد و مدیریت آن را عهده دار شد.

او در سال ۱۳۰۷ به حسین آباد نیشابور رفت و دوازده سال آخر عمر خود را در این روستا در انزوا گذراند و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، در سن ۹۵ سالگی درگذشت.

 

مقبره کمال الملک در کنار آرامگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری قرار دارد. از او آثار مشهوری مانند تالار آینه کاخ گلستان به جای مانده است.

محمد غفاری (کمال الملک) از هنرمندان بنام عصر قاجار است که ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری‌های او در سبک و روش، فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. وی با کشیدن تابلو تالار آیینه از سوی ناصر الدین شاه به کمال الملک ملقب شد.

 

آرامگاه کمال الملک در جوار آرامگاه عطار نیشابوری و در میان باغی در حومه شهر نیشابور واقع است و در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله دو کیلومتری از آن واقع است. طراح این بنای یادبود هوشنگ سیحون است.

 

این بنا در نقشه از دو مدول (پیمون) مربعی شکل تشکیل شده است و مستطیلی با تناسب ۱ بر ۲ را می‌سازند. اضلاع مربع در نما با یک قوس نیم دایره خود نمایی می کنند؛ حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده اند پدید آمده که این فوسهای متقاطع، “تاق‌های چهاربخش” را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده اند را تداعی می کنند و احتمالا منبع الهام طراح نیز بوده است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهرا متفاوت با هندسه ای پیچیده دست یافته است. این طرح مبتکرانه به مدد سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده است.

 

در بنای یادبود کمال الملک دو نوع قوس به شرح زیر دیده می شود.

شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها ۱ به ۲/۱ است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند…. لازم به ذکر است که در پایین قوس‌های اصلی نما از روبرو دو قوس کوتاه‌تر نیز وجود دارند که در واقع تلاقی قوس‌های متقاطع هستند. شاید بتوان گفت حجم کلی بنا از پوسته‌ای سه بعدی در فضا حاصل آمده است که در یک حرکت نرم دو نوع قوس یاد شده را به هم پیوند می دهند.

این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسی مخروطی شکلی را بوجود آورده‌اند که ابتکاری هندسی بوده، اوج خلاقیت معماری را در بهره‌گیری از عناصر معماری سنتی ایران در ترکیبی جدید و موزون نشان می‌دهد. در این بنا نیز همانند آرامگاه خیام هندسه نقشی شایان توجه دارد و پیوند عمیق این بنا را با نظام معماری ایرانی برقرار کرده است.

تزیینات استفاده شده برای آرامگاه کمال الملک کاشی معرق است که نقوش آنها بسیار هنرمندانه بر روی سطوح منحنی نما بکار گرفته شده‌اند و به سمت خط تقارن قوس‌ها این نقوش کوچک و کوچکتر می‌شوند. به گفته طراح، کاشی معرق، معماری کاشان یعنی محل زادگاه کمال الملک را یادآور می شود.

فرم کلی بنا و تزیینات و همچنین رنگ کاشی ها، هارمونی بس عجیب با بنای مجاور یعنی آرامگاه عطار دارد، بطوریکه شاید بازدید کننده در بدو ورود به باغ و در نگاه اول آندو را دو جزء از یک بنا درک کند!

 سنگ مزار کمال الملک همچون سایر سنگ‌های مزاری که سیحون در آرامگاه ظهیرالدوله تهران طراحی کرده است، یکپارچه از سنگ گرانیت و با بافت خشن بوده، در قسمت بالای سنگ که مرتفع و زاویه دار تراشیده شده است، نقش برجسته‌ای از کمال الملک توسط شاگرد ایشان مرحوم استاد ابوالحسن صدیقی حجاری گردیده است.

فهرست آثار

آثار کمال‌الملک از سال ۱۲۹۰خ تا زمانی که چشمش آسیب دید:

۱- مرد برهنه ۲- دورنمای دماوند ۳- دورنمای دیگری از دماوند ۴- آخوند رمال ۵- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین‌شاه ۶- تصویر مشهدی ناصر ۷- زن پای چراغ ۸- خانه سنگی ۹- خانه دهاتی ۱۰- دورنمای دیگری از باغ مهران ۱۱- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه) ۱۲- سن ماتیو ۱۳- کپیه تیسین ۱۴- رمال بغدادی ۱۵- تصویر عضدالملک ۱۶- دورنمای مغانک ۱۷- پیرمرد (ناتمام) ۱۸- مصری ۱۹- تصویر دیگر مصری ۲۰- فانتن لاتور ۲۱- کبک بی‌جان ۲۲- تصویر نیم‌تنه اتابک ۲۳- صورت جوانی کمال الملک ۲۴- رمال ۲۵- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم ۲۶- زرگر ۲۷- صورت کمال‌الملک با کلاه ۲۸- بن‌زور ۲۹- پرتیه ۳۰- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل ۳۱- تصویر زن(مداد) ۳۲- زری یراقی‌های جهود ۳۳- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک ۳۴- زنجیری ۳۵- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده) ۳۶- تصویر مرحوم ذکاء الملک ۳۷- تصویر رامبراند ۳۸- تصویر دیگری از کمال‌الملک ۳۹- دورنمای چراغ‌برها ۴۰- بازار مرغ فروش‌ها ۴۱- صورت سردار اسعد ۴۲- قالیچه صورت رامبراند ۴۳- قالیچه صورت کمال الملک ۴۴- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران ۴۵- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی ۴۶- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد ۴۷- کپیه رافائل ۴۸- کپیه تابلوی دیگری از تیسین ۴۹- کپیه ونوس ۵۰- تصویر مظفرالدین شاه ۵۱- تصویر احمد شاه ۵۲- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ) ۵۳- تصویر مولانا (آبرنگ) ۵۴- عرب خوابیده (آبرنگ) ۵۵- حوض صاحبقرانیه ۵۶- تکیه دولت ۵۷- دورنمای پس قلعه ۵۸- دورنمای زانوس ۵۹- تالار آیینه ۶۰- دورنمای لار ۶۱- صورت ناصرالملک ۶۲- تصویر پسر ناصرالملک ۶۳- تصویر مشیرالدوله ۶۴- تصویر وثوق‌الدوله ۶۵- تصویر ضیع‌الدوله ۶۶- پرنده الوان (آبرنگ) ۶۷- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه ۶۸- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام) ۶۹- قالیچه منظره خیابان شمیران ۷۰- زن ۷۱- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه) ۷۲- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه) ۷۳- نوازنده‌ها ۷۴- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار ۷۵- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ) ۷۶- بازار کربلا ۷۷- منظره آبشار دوقلو ۷۸- منظره حوض و فواره قصر گلستان ۷۹- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه) ۸۰- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد) ۸۱- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)