رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

Captain_K2

مدیرسایت
  • تعداد ارسال ها

    1,721
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

    هرگز
  • روز های برد

    1

تمامی مطالب نوشته شده توسط Captain_K2

  1. قربونت

    والا مشهد بزرگه زیاد راضی نیستم به زحمت بی افتی

    باز یه تماسی میگیرم، اگه وقت داشتی قرار میذاریم

    شمارت اینه هنوز 27*****0915 ؟

  2. سلام داداش

    چه خبر خوبی ؟

    یکشنبه میام مشهد

  3. والا اول که 1.5 میلیون قیمت گذاشت روش

    بعد ماجرا هارو براش تعریف کردیم و کللی بحث و گفت و گو

    یواش یواش قیمت رو اوردیم پایین تو چندین مرحله

    آخر سر 60 تومن گرفتیم

  4. سلام داداش حامد

    خوبی ؟؟

    امروز دامنه آسیا دانلود انتقال داده شد به پنل نیک من

    کللی حرف زدم تا با قیمت مناسب بهم بده

  5. آفرین به نکته بسیار خوبی اشاره کردی :5:
  6. سلام داداش

    خوبی ؟ چه خبر ؟

    داداش دامنه چی شد، زمانش کی تموم میشه ؟

  7. والا من مطابق آمورش پیش رفتم.

    اما وقتی اون وارد یک لینک شد و نصب وی بولتین اومد و اونم زد و نصب شد، ولی من نفهمیدم حالا لینک مال من چی میشه، اونجاش موندم

  8. قربانت داداش

    نصب ویبولتین و دارم یاد میگیرم، فقط یه جا مشکل دارم

    آدرس و چجوری وارد میکنیم

    Database

    که میدیم اون آدرس میشه یا بعد از نصب خودش آدرس میخواد

  9. سلام داداش

    خوبی ؟

    چه خبر ؟

    داداش یه سوال درباره نصب ویبولتین داشتم

  10. تیم ملی کشتی فرنگی ایران پس از حضور در مسابقات المپیک 2012 لندن با کسب 3 مدال طلا دقایقی پیش وارد تهران شد. احمد رسولینژاد معاون پارلمانی وزارت ورزش، حمید سجادی معاون وزیر ورزش، حسن رنگرز نایب رئیس فدراسیون کشتی و مسئولان هیئت کشتی مازندران و بیش از هزار نفر از دوست داران کشتی از قهرمانان ایران استقبال کردند. محمد مایلی کهن مربی فوتبال نیز در مراسم استقبال حضور داشت. حمید سوریان بیش از سایرین در فرودگاه با استقبال مردم رو برو شد.
  11. شب گذشته و پس از برگزاری فینال پرتاب دیسک، مدال طلای روبرت هارتینگ ساعاتی پس از برتری مقابل نماینده ایران، هنگام طی مسیر با دوستانش در متروی لندن دزدیده شد. وی که پس از کسب قهرمانی می خواست همراه با دوستانش در کلوپی شبانه جشن بگیرد، مدال طلایش را از دست داد. نکته عجیب در این میان سرقت دیگر وسایل وی همچون کفش، پیراهن ورزشی پارهاش و ... بود. او حتی آیدی کارت خود را که مشخص می کرد یکی از ورزشکاران مستقر در دهکده بازیها است را به این خاطر از دست داد و مجبور شد دیشب را در مترو سپری کند. این چهره به خبرنگار نشریه فوق گفت شانس آورد که گذرنامهاش را به همراه داشته است. و گرنه معلوم نبود چگونه می توانست به کشورش بازگردد. هارتینگ افزود: برای دریافت کارت المثنی ورود به دهکده بازی ها با وجود داشتن پاسپورتم چندین ساعت معطل شدم. در حالیکه با مدالم باعث خرسندی گروهی از هواداران شدم، اما تقریبا تمام وسایلم دزدیده شد. این گزارش حاکی است وی مقارن ساعت 8:10 صبح چهارشنبه (امروز) توانست به محل سکونت خود بازگشته، بخوابد و استراحت کند. او افزود: شب گذشته را در ایستگاه مترو، روی یک صندلی و روی یک تکه فرش سپری کردم. به گزارش فارس این اتفاق در حالی برای قهرمان ژرمنها افتاد که شب گذشته پس از آنکه تنها بخاطر 9 سانتی متر پرتاب بیشتر نسبت به حدادی، پس از محرز شدن طلایش، همچون قهرمانان با شخصیت، عمل نکرد و ابتدا مقابل تماشاگران ایرانی در ورزشگاه، حرکات دور از شان یک قهرمان طلایی داشت و حتی لباس ورزشی خود را پاره نیز کرد.
  12. مادربزرگ میگفت هنگامیكه خواستگار آمد، تنها حق داشت از سوراخ جای كلید، مجلس را تماشا كند. از آنجا هم كه چیزی پیدا نبود، یا چشم و ابروی داماد را میدید یا سبیلش را یا گوشش را. هرقدر نگاهش را به این سو و آن سو چرخاند نتوانست چهره او را یكبار كامل ببیند. همه كارها و حرفها و قرار و مدارها بهعهده بزرگترها بود تا سرانجام روز عروسی فرا میرسید: داماد را از یكطرف كوچه میآوردند، عروس را از طرف دیگر.مقابل چهره هریك آیینهای نگاه داشته بودند. آرامآرام كه به هم نزدیك میشدند برای نخستین بار یكدیگر را در آیینه میدیدند؛ پس از آنكه جهیزیه عروس در خانهاش چیده شد و خطبه عقد را هم خوانده بودند. این گونه ازدواج برای جوانان جامعه كنونی ما بهویژه در شهرهای بزرگ و نزد قشر تحصیلكرده و دانشگاهی افسانه است و پدر و مادرها از یك سو تعلق خاطر و ریشه در باورهای نسل مادربزرگ دارند كه دریچه شناخت همسر آیندهاش سوراخ جای كلید بود و برای نخستین بار او را در روز عروسی میدید؛ روز شروع زندگیشان! نسلی كه نه تنها با اجازه بزرگترها كه با تصمیم آنها ازدواج میكرد و از سوی دیگر مسئول برآوردن خواستهها و نیازهای فرزندانشان بود. نسل جدید: نسلی با روح پیچیده، گسترده و حق طلب امروزین كه اصول و قواعد و آداب ازدواج و زندگی را خدمتگزار و روشنگر و تسهیلكننده راهش میخواهد نه بند و زنجیری كه به دنبال قربانی گرفتن از میان انسانهاست. برای پدر و مادرها كشیده شدن از این دو سو مرحلهگذاری است كه هنوز به پایان نرسیده. كشتی معیارهای ازدواج، انتخاب همسر و شكل و شیوه زندگی مشترك، همچنان در تلاطم است؛ تلاطمی كه حاصل برخورد امواج باورها و سنتهای پیشینیان با نیازها، پرسشها و خواستههای انسانهای امروز است و كار پدر و مادرها كه سكان دار این كشتی هستند و در انتظار آرامشدن دریا، چندان ساده نیست. توجه به برخی نكات و اصلاح برخی روشها كارآمد و مفید خواهد بود. اگر برخی پدر و مادرها گرد غفلت را از دیدگان زدوده و امور را با نگاهی واقعبین و متناسب با نیازها و شرایط روز ببینند آنگاه زودتر شاهد آرام شدن امواج خواهیم بود. با انتخاب عاقلانه همسر زندگیهای مشترك آرامتر و لذتبخشتر میشود. انتخاب موفقیت آمیز همسر مستلزم عوامل بسیاری از جمله داشتن شناخت است. سیر منطقی این انتخاب شامل مراحل: انتخاب اولیه ، گذراندن دوره شناخت نامزد و تصمیمگیری نهایی در مورد اوست.كم بها دادن به مرحله میانی (دوره شناخت نامزد و همسر آینده )موجب بالا رفتن امكان اشتباه در تصمیمگیری نهایی است. برای نزدیك شدن به كیفیت و كمیت مطلوب دوره شناخت همچنان شاهد موانع فرهنگیای هستیم كه هرقدر به شهرهای كوچك و نقاط دور افتاده كشور نزدیك شویم آن موانع را عظیمتر خواهیم یافت. 1- عقد برای راحتی خیال: هنوز هم خانوادههایی هستند كه پس از انجام مرحله خواستگاری و انتخاب اولیه دختر و پسر، با حذف مرحله شناخت، مهر عقد دائم بر انتخاب اولیه ایشان زده و دوره نامزدی را تبدیل به دوره عقد میكنند. استدلال اینگونه خانوادهها چنین است: میخواهیم عقدشان كنیم خیالمان راحت شود؛ به بیان دیگر، تن سپردن به دوره آشنایی پیش از ازدواج فرزندان برای این پدر و مادرها اسباب ناراحتی خیال است. از نتایج احتمالی این شتاب والدین برای رسیدن به آرامش آن است كه اگر انتخاب، اشتباه بود و ناهمخوانی و مشكلاتی در رابطه زوج وجود داشت با عقد زودهنگام، ناچار شوند به زندگی نامطلوب تن داده و یا درصورت از كف دادن طاقت، پس از سالها رنج و تحمل و مدارا بهدنبال طلاق رفته و تبعات و پیامدهای آن را پذیرا باشند؛ چنین است كه تعجیل برای رسیدن به آرامش خیال لزوماً ایشان را به هدف مطلوب نخواهد رساند. از این رو بهتر است خانوادهها بعد از آشنایی اولیه اقدام به رفت و آمد خانوداگی كرده و در چارچوب شرع و عرف جامعه اجازه دهند دختر و پسر زیر نظر والدین با خصوصیات یكدیگر بیشتر آشنا شوند تا هم این آشنایی باعث كاهش تضادهای بعدی گردد و هم خانواده ها با رعایت عرف مرسوم راه آشنایی بیشتر را فراهم كنند. 2- مقاومت در برابر حقیقت: گرچه خانوادهها پس از مراسم خواستگاری و انتخاب اولیه دختر و پسر، با معاشرت آنها برای شناخت بیشتر موافقت میكنند اما همیشه انصراف و پشیمانی ایشان از انتخاب را بهسادگی نمیپذیرند، غافل از آنكه پس از دوره شناخت با 2گزاره منطقی روبهرو هستیم كه یكی تایید و دیگری رد انتخاب است و دلیل منطقی وجود ندارد كه لزوما در انتظار تایید انتخاب باشیم، در حالی كه برخی انگیزههای احساسی و فرهنگی والدین را به انتظار تایید انتخاب مینشاند و پشیمانی فرزندشان از انتخاب را گونهای ناكامی و شكست میدانند؛ بهویژه اگر این پشیمانی (پشیمانی از انتخاب فرد خاص پس از دوره نامزدی) چندبار تكرار شود.چه بسا همین انگیزهها و تمایلات احساسی و فرهنگی و شتاب برای عروس یا دامادكردن فرزند و نیز هراس از بههم خوردن نامزدی فضای تصمیمگیری عاقلانه را برای زوج جوان تنگ كند. چه خوب است اگر پدر و مادر پس از دوره شناخت به فرزند خود بگویند: اگر به انتخاب خود باور و اطمینان بیشتر یافتهای از انتخاب درست تو خوشحالیم و اگر از انتخاب خود پشیمان شدهای باز هم خوشحالیم كه به موقع متوجه مشكلات احتمالی شده و از یك زندگی مشترك ناموفق، بركنار ماندهای. 3- پخش اخبار: یكی از اشتباهات و عادات ناپسند فرهنگی برخی والدین آن است كه پیش از قطعی شدن مسئله انتخاب همسر، در حالیكه فرزندشان دوره شناخت نامزد را میگذراند دوست و فامیل را از انتخاب اولیه فرزندشان باخبر میسازند، همین امر سبب میشود كه اگر زن یا مرد جوان از انتخاب خود پشیمان شوند فضای مناسبی برای بیان آنچه در دل دارند، نیابند. گویی باید دلیل پشیمانی و نتایج شناخت نامزد را برای همه اطرافیان توضیح دهند. قدری خودداری در بیان مسائل خصوصی خانواده و پرهیز از شتاب برای خبركردن دیگران از پیامد منفی رنج و فشار روحی برای فرزندان خواهد كاست. گاه پیچیدگی و بزرگی این اشتباه در حدی است كه برخی خانوادهها شروع آشنایی و نامزدی زوج جوان را با یك مهمانی مفصل اعلام میكنند. دوستی میگفت: پس از قدری معاشرت و شناخت نامزدم، از انتخاب خود پشیمان شده و خانواده را از پشیمانی و تغییر تصمیمم آگاه كردم، پس از آن از مادرم شنیدم: « نمیخوام چیه؟ من 200نفر را شام دادم! » سخن این مادر به خوبی نشانگر كاستیهایی است كه در آن حرف مردم، همچنان پیشتاز است و بر سعادت فرد ترجیح داده میشود. 4- شتاب برای تداركات ازدواج: اگر هنگامیكه زوج نامزد شده در حال شناخت یكدیگر هستند، خانوادهها را در تدارك جشن و تهیه جهیزیه و گرفتن وام و... ببینند خود را در معرض یك عمل انجام شده مییابند و دوره نامزدی عملاً كاركرد واقعی و اصلی خودش (شناخت) را از دست داده و تبدیل به مقدمه ازدواج میشود. مفیدتر است اگر در دوره شناخت نامزد، رفتار والدین، همواره به زوج نامزدشده نشان دهد كه بیش و پیش از هر چیز در انتظار نتیجه شناخت و تحقیق زوج از یكدیگر هستند. 5- آسانگیری نابهجا: بارها شاهد بودهایم كه زن یا مرد جوان از برخی رفتار ناشایست نامزد و یا مشكلات ارتباطیاش با او نزد پدر و مادر شكایتمیبرد و از ایشان میشنود كه «خوب میشه.وقتی رفتید زیریكسقف درست میشه.»روشن است كه نمیتوان در رؤیا و تخیل و آرمان خواهی مطلق زیست و توقع انسان كامل از همسر داشت اما هشدارهایی چون گرایش فرد به موادمخدر، وابستگیهای بسیار به خانواده، خسّت، عدمكنترل خشم، داشتن همنشینان ناشایست و تفاوتهای عمیق و وسیع فرهنگی و فردی و... مواردی نیست كه بهسادگی قابل چشم پوشی باشد و تنها زیر یك سقف رفتن مشكلی را حل نمیكند. گاه دیده شده كه برخی خانوادهها توقع دارند اختلالات روحی و مشكلات اخلاقی و رفتاری فرزندشان نیز با ازدواج برطرف شود! به بیان دیگر ازدواج را جایگزین مراجعه به روانپزشك و مشاور میدانند. 6- چشم پوشی از اهمیت مشاوره: به انتظار روزی هستیم كه افراد، با همان جدیت و باوری كه برای درمان مشكلات جسمی، به پزشكان متخصص مراجعه كرده و آماده پذیرش هر زحمت و هزینهای برای رسیدن به سلامت و بهبودی هستند، برای حل مسائل روحی و معنوی زندگی، مانند انتخاب همسر نیز مراجعه به روانشناس و مشاور را لازم بدانند. 7- نداشتن توانایی تفكیك مسائل: معاشرت محدود زن و مرد جوان در دوره نامزدی، گونهای وابستگی و تعلق خاطر ایجاد میكند (هر قدر هم كه برای خود تكرار كنند در دوره شناخت بهسر میبرند)این وابستگی و تعلق خاطر، زمانی دردسر ساز میشود كه زوج متوجه میشوند مشكلات جدی در رابطهشان دارند اما بهدلیل بندهای احساسی قادر به تصمیمگیری عاقلانه نیستند. در این گونه شرایط برعهده والدین است كه فرزند را در تفكیك مسائل احساسی و عقلی یاری داده و به او یادآور شوند كه برای تن ندادن به زندگی فرسایشی و قربانی نشدن بهدلیل ازدواج اشتباه، باید دوره نقاهت روحی و احساسی و رنج دل كندن را تاب آورد. 8- به تأخیر انداختن آزمایشهای پزشكی: شایسته است انجام آزمایشهای پزشكی، پیش از آغاز مرحله شناخت مورد توجه قرار گیرد. گاه غفلت از این امر پیامدهای رنج آور و یا جبرانناپذیری را بهدنبال میآورد و آن زمانی است كه زوج جوان پس از اطمینان یافتن از هماهنگی و توافق فكری و فرهنگی و ایجاد وابستگی و باور به یكدیگر، نتیجه منفی آزمایش را مانع ازدواج خود میبینند.
  13. برای انتخاب همسر، به شباهت ها دقت کنیدو همسری را بر گزینید که تا حدودی شبیه خودتان باشد.و درست است که تضادها و تفاوت ها، زندگی را خیلی هیچان انگیز تر و جالبتر میکنند ولی ... روانشناسان و جامعه شناسان هم تحقیقاتی انچام داده اند و از روی آمار طلاق و همین طور زندگی زناشویی موفق به این نتیجه رسیدندکه وجود بعضی شباهت ها ضروری است و وجود بعضی تفاوت ها نیز کاملا مسئله ساز است. بد نیست که شباهت های ضروری و تفاوت های مسئله ساز را بشناسیم و روشن کنیم ،به شرطی که اگر مجردید تا جای امکان آن ها را در انتخاب همسر به کار ببندید و اگر متاهلید،و متوجه شدید شباهت ها بین شما و همسرتان وجود نداردو یا بر عکس تفاوت ها،بین شما زیاددیده می شود،سعی کنیداز عنصر درک وخود را به جای دیگری گذاشتن،بیش تر و بیشتر استفاده کنید. به این ترتیب می توانید شباهت ها و تفاوت ها را عمیق تر درک کنیدو در مورد آن ها بیشتر به همسر خود حق بدهید و به تدریج به هم نزدیکتر شوید. شباهت های ضروری بین زوجین 1-شباهت درعلایق و تمایلات: هرچه زن و مرد در زمینه های بیش تری علایق مشترکی داشته باشند،زندگی برایشان شیرین تر می شود.علاقه مشترک به کار،علاقه مشترک به نوع تفریح و معاشرت،و علاقه مشترک به هر چیز دیگر، باعث نزدیگی بیشتر و آسان شدن انتخاب ها می شودو تنش و فشار را در زندگی مشترک کاهش می دهد.حتما شما زن و شوهر هایی را سراغ دارید که به خاطر نداشتن علاقه مشترک به مسافرت رفتن،در هر تعطیلات،جنجال و غو غا به پا می کنند.یکی دلش می خواهد در خانه بنشیند،آرامش محیط امن خانه را تجربه کندو دیر از خواب بیدار شود و دیگری می خواهد به سفر برود و هیجان های مسافرت،جاده،مکانهای جدیدو نظیر این ها را تجربه کنددر نتیجه اوقات فراغت تبدیل می شود به اوقات کسالت یا اوقات ندامت 2-شباهت در ارزش ها : بهتر است زن و مرد در باره بیش تر ارزش ها وحدت نظر داشته باشند.اگر زن یا شوهر یکی شان به شدت به مسائل مذهبی و معنوی علاقه مند و دیگری بدان بی علاقه باشد،اختلاف زیادی بین آنها بروز خواهد کرد 3- توافق مسئولیت ها : لازم است زن و مرد در باره ی و ظائف و مسئولیت های یکدیگر توافق داشته باشند.مثلا اگر یکی کار کردن زن در خانه را به کار کردن در بیرون ارجح می داند ،نظر دیگری هم همین باشد.یا اگر مثلا زن، به کمک کردن مرد در امور منزل تاکید زیادی دارد ،نظر مرد هم همین باشدو گر نه اختلاف زیادی بین آنها ایجاد خواهد شد. 4- هوش : اگر زن و شوهر حدودا به یک اندازه با هوش باشند(البته منظور از هوش ، میزان تحصیلات نیست)رابطه همسری با گرفتاری های کم تری روبرو می شود.هر آنچه آن ها بتوانند مسائل را به شکل مشابهی ببینند و تجربه کنند و محرک هایی که در یافت می کنند بیش تر شبیه هم باشند،راحت تر ارتباط بر قرار می کنندو هم دیگر را می فهمند . منظور از هوش صرفا قدرت حل مسائل ریاضی نیست بلکه منظور توانایی درک شرایط و آرای دیگران و آن چه در محیط اطراف بر قرار است نیز می باشدکه بدان (هوش هیجانی) گفته می شود. 5- صمیمیت و گرمی : بهتر است زن و مرد از نظر میزان سردی و یا گرمی،صمیمیت،یا ایجادفاصله با دیگری و به اصطلاح بجوش و خونگرم بودن نیز شبه بهم باشند.حتما شما زوج هایی را دیده اید که یکی بسیار گرم و صمیمی و دیگری مثل فریزر سرد و یخ بوده است" و البته حتما متوجه شده اید چقدر با هم نا هم آهنگ اند. تفاوت های مسئله ساز بین زوجین 1- عادات شخصی : وقتی زن و شوهر عادات شخصی متضاد و متفاوتی داشته باشند.به تدریج تنش و اختلاف میانشان بروز می کند و خدای نا کرده شدید می شود . بعضی از عادت ها ی مسئله ساز عبارتند از: نظم و ترتیب ،مسئولیت پذیری،وقت شناسی،نظافت و نظایر این ها.اگر یکی از زوجین سیگار می کشد و دیگری به بوی سیگار آلرژی داشته باشد،یا مثلا یکی از طرفین به خوردن غذاهای مغذی و مرتب عادت داشته باشد و دیکری اصلا به اینکه چه می خورد بها ندهد ،دردسر زیادی در زندگی شان درست می شود.دردسرهای ریز و کوچکی که می تواند اوقات زندگی آن ها را تلخ و حتی آسیب پذیر کند. 2 میزان انرژی : ازدواج دو نفر ، که یکی کم انرژی و دیگری پر انرژی است ، وحشتناک است . اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلفی خودش را نشان می دهد، مثلا در معاشرت های اجتماعی،فعالیت های مذهبی،بر قراری روابط جنسی،تغذیه و.... 3- خرج کردن پول : متاسفانه بسیاری از ازدواج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی از هم می پاشند یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید و دیگری به فکر خوش بودن در لحظه حال است،دوست دارد ریسک کند ،سرمایه گذاری های پر خطر داشته باشد و فعل حال خوش باشد . به هر حال تفاوت در نوع خرج کردن پول،می تواند دردسر ساز باشد. نا گفته نماند که من شخصا پول زیاد را دلیل خوشبختی نمی دانم که هیچ ،بلکه شاید دلیل از پاشیدن زندگی بی آلایش شیرین را داشتن پول زیاد می دانم. 4-علاقه به حرف زدن و مهارت های کلامی : اگر زوجین ، یکی پر حرف و دیگری کم حرف باشد،اگر یکی خواهان سکوت و دیگری علاقه مند به گفتگو باشد، اگر یگی دوست داشته باشد موقع غذا خوردن آرامش بر قرار باشد و دیگری تمایل به تعریف وقایع روز در زمان غذا خوردن باشدمعمولا اختلاف به با ر می آورد.و کسانی هستند که از ساکت بودن بیش از حد همسر ، یا پر حرف بودن بیش از اندازه او گله مند ند و افسرده می شوند.
  14. ازدواج اگر در چهارچوب درستی نباشد، به جای اینکه آرامشدهنده باشد آرامش را برهم میزند و یا به جای اینکه با کسی رابطه صمیمانهای پیدا کنیم، ممکن است همیشه با او زندگی کنیم، اما کاملا تنها باشیم. بنابراین، باید در زمان انتخاب همسر چند تناسب کلیدی را در نظر بگیرید که در صورت وجود نداشتن هر کدام از آنها، ازدواجتان با خطر از بین رفتن رو به رو می شود. تناسب خانوادگی شما در بستر خانواده تان شکل میگیرید. چهارچوب هر خانواده هم با خانواده دیگر فرق میکند؛ یعنی هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتیای که دارد در فرد تأثیر متفاوتی میگذارد. تا جایی که جان واتسون- پدر روانشناسی- میگوید: پنجاه نوزاد به من بدهید و بگویید چه شخصیتهایی لازم دارید؛ دانشمند، پلیس، قاضی، دزد و... چه میخواهید؟! من مطابق سفارش شما بیست سال بعد این افراد را تحویل میدهم. در واقع او میخواهد بگوید که تربیت، نقش بسیار پررنگتری از زمینههای دیگر مثل ژنتیک دارد. اما با وجود نقش مهمی که خانواده در شکلگیری شخصیت فرد ایفا میکند، این مسئله در ازدواج های امروزی خیلی وقت ها با فرضیه «من قرار است با خودش زندگی کنم، نه خانواده اش!» نادیده گرفته میشود. گاهی حتی دختر و پسر، همدیگر را خارج از بسته خانوادگی میبینند. مثلا در دانشگاه با هم آشنا میشوند، در حالی که نمیدانند طرف مقابلشان محصول چه خانوادهای است! اما وقتی کسی میگوید که ما از نظر خانوادگی بههم میخوریم، آیا به طور خاص، بستر فرهنگی و شیوههای تربیتی رایج در خانواده را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدهاست؟ گاهی دو نفر با هم ازدواج میکنند و از نظر فرهنگی و خانوادگی به هم شبیه هستند، اما شیوههای تربیتی آنها متفاوت است! مثلا در خانواده پسر، زن جایگاه و ارزشی ندارد. مادر پسر،سی سال است که زندگی کرده ولی هیچچیز متعلق به او نیست و وظیفهای جز بچه داری و پخت و پز و رُفت و روب نداشته است. پسری که نگاهش به زن اینگونه شکل گرفته اگر با دختری ازدواج کند که در ساختار خانوادهاش مادر محور بوده و تعیین تکلیف میکرده است در زندگی به مشکل برمی خورند. پس این دو، تناسب خانوادگی ندارند هرچند از نظر سطح تحصیلات و وضعیت مالی شبیه و در یک طبقه باشند. اعتقادات و باورها، جنس محکمی دارند و به خاطر هیچکس نمیآیند و بروند. اگردونفر که با هم ازدواج میکنند، این تناسب را ندارند، باید بدانند که اعتقادات تغییری نمیکند مگر براساس شناخت. بهعنوان مثال، دختری به حجاب اعتقاد ندارد. پسری با او ازدواج میکند و میگوید به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذیرد ولی اعتقادی به آن ندارد تناسب فرهنگی فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین تکلیف میکند. فرهنگ به ما میگوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید صورت گیرد؟ از آنجا که فرهنگها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق میکند. بهعنوان مثال، بایدها و نبایدها در فرهنگ آذریها بسیار متفاوتتر از بایدها و نبایدهای فرهنگ شمالیهاست؛ حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است. انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح که بیدار میشویم این فرهنگ ماست که میگوید چطور بیدار شویم و با خانواده چگونه رفتار کنیم، چطور حرف بزنیم و چگونه غذا بخوریم و... هیچکاری نیست که به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراین، لازم است که دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعی به یکدیگر نزدیک باشند. فاصلههای فرهنگی زیاد، زندگی این دو را تحتالشعاع قرار خواهد داد. حال اگر 2 نفر همه خصوصیاتشان با هم همخوانی داشته باشد ولی تناسب فرهنگی نداشته باشند چگونه برخورد کنند؟ اینجاست که باید از فرهنگ یکدیگر آگاه شوند و آن را بپذیرند؛ این مهم است؛ نه اینکه آن را مسخره کرده و بگویند چه بیخود! اگر این آگاهی و پذیرش باشد، به گونهای همفرهنگ میشوند. تناسب اعتقادی اعتقادات و باورها، جنس محکمی دارند و به خاطر هیچکس نمیآیند و بروند. اگردونفر که با هم ازدواج میکنند، این تناسب را ندارند، باید بدانند که اعتقادات تغییری نمیکند مگر براساس شناخت. بهعنوان مثال، دختری به حجاب اعتقاد ندارد. پسری با او ازدواج میکند و میگوید به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذیرد ولی اعتقادی به آن ندارد. حجابی که به خاطر پسر میآید، روزی که دختر خاطر پسر را نخواهد و کوچکترین اختلافی پیش آید، برداشته میشود. عمل به دستورات دینی بدون پشتوانه اعتقاد فردی تقریبا غیرممکن است. اگر فردی بیاعتقاد است، باید ابتدا با مطالعه و تحقیق به اعتقاد محکمی برسد، نه اینکه به خاطر دیگری اعتقاد ظاهری پیدا کند. طبقه اقتصادی- اجتماعی به انسانها یک نگرش، رفتار و بینش به زندگی میدهد. بنابراین وقتی دونفر از دوطبقه اقتصادی- اجتماعی متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگی خیلی متفاوت است؛ به همین دلیل دچار مشکلات بسیار میشوند تناسب اقتصادی- اجتماعی طبقه اقتصادی- اجتماعی، یک نوع نگرش به زندگی ایجاد میکند. وقتی دونفر از لحاظ طبقه اقتصادی- اجتماعی با هم فاصله زیادی دارند، نگرش به زندگی و رفتارشان با هم متفاوت است. گاهی آدمهایی متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی بالا نیستند ولی با فعالیتهای اقتصادی- اجتماعی به این طبقه میرسند و صاحب خانه، ماشین و... میشوند. اما مردم در یک برخورد یا یک نگاه به آنها میگویند تازه به دوران رسیده! و این، نوع رفتار و نگرش آنهاست که مردم را متوجه این موضوع میکند. طبقه اقتصادی- اجتماعی به انسانها یک نگرش، رفتار و بینش به زندگی میدهد. بنابراین وقتی دونفر از دوطبقه اقتصادی- اجتماعی متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگی خیلی متفاوت است؛ به همین دلیل دچار مشکلات بسیار میشوند. تناسب شخصیتی هر انسانی شخصیت ویژه خود را دارد. اگر دو نفر که ازدواج میکنند، تفاوتهای شخصیتی زیادی داشته باشند در رابطه خود دچار مشکلات زیادی میشوند. فرض کنید فردی از نظر شخصیتی برونگراست و راحت ابراز احساسات و عواطف میکند و بیشتر دوست دارد در جمع باشد؛ این فرد با کسی ازدواج میکند که انسانی درونگراست و ابراز احساسات برایش سخت است، حضور در جمع برایش خوشایند نیست و ارتباط برقرار کردن با افراد برایش دشوار است. این دو در طولانیمدت دچار مشکل میشوند؛با هم هستند ولی احساس تنهایی میکنند. جالب اینجاست که در ابتدا به خاطر خصوصیات متضادی که دارند، خیلی جذب همدیگر میشوند ولی به تدریج از هم فاصله میگیرند چون با هم تناسب ندارند و نمیتوانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند. تناسب تحصیلی این تناسب هم نقش مؤثری دارد. اما چون تحصیلات اکتسابی است (یعنی اگر امروز نیست فردا میتواند باشد)، جزء مسائلی است که میگوییم اگر همه شرایط را دارند و بالقوه میتوانند ادامه تحصیل دهند، در این ازدواج مشکلی پیش نمیآید. اگر دختر فوقلیسانس و پسر لیسانس است، اشکالی ندارد ولی اصولا بهتر است که هر دو همسطح باشند. گاهی دو نفر از مقطع لیسانس با هم آشنا میشوند و ازدواج میکنند. پسر دکترا میگیرد ولی دختر در همان مقطع مانده است. کمکم از هم فاصله میگیرند و فضای فکری آنها بسیار متفاوت میشود. این تغییر در جایگاه ها می تواند زنگ خطری برای زندگی آنها باشد! رضایت والدین این جا دیگر بحثی از تناسب های شما و همسرتان نیست و ماجرا مربوط به تناسب عروس و داماد با خانواده ها می شود! از آنجا که عدم رضایت والدین تا سالهای بسیار طولانی و حتی تا آخر زندگی تأثیر خود را دارد، خوب است که دو نفری که میخواهند ازدواج کنند، حتما خانوادههایشان راضی باشند و اگر نیستند باید آنها را متقاعد کرد. باید دلایل مخالفت را دانست چرا که اغلب تجربه آنها باعث میشود که دلایل درستی را مطرح کنند و نباید عدم رضایت را سرسری گرفت و باز هم اگر برخلاف همه تلاشها راضی نشدند، بهتر است تا گرفتن رضایت صبر کنند یا به ازدواج دیگری فکرکنند.
  15. در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز كنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می كردید چشمانتان را باز كنید و موشكافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی كنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید... شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از عقد، احساس کنید همسرتان گاهی شبیه یک دختربچه یا پسربچه رفتار می کند. دنیای مجردی خود را به زندگی متاهلی ترجیح می دهد و درست مثل یک نوجوان سمج، برای حفظ رویه قبلی زندگی اش پافشاری می کند. طوری که انگار ازدواج چیزی به زندگی او اضافه نکرده است؛ با دوستانش به اندازه سابق رفت و آمد می کند، شما را در مقابل فامیل و در مهمانی های رسمی تنها می گذارد و تلاشی برای تبدیل شدن به یک «زوج» از خود نشان نمی دهد. حقیقت این است که این اتفاق تقریباً برای همه افراد ممكن است رخ بدهد ولی كم یا زیاد آن بستگی به خود افراد و میزان درک و شناختشان از دنیای تاهل دارد. کسانی كه در یك خانواده پر جمعیت زندگی می كنند و از قضا جزو بچه های آخر هم هستند در این زمینه تجربه های زیادی دارند. آنها خواهر و برادران متاهل خود را دیده اند و می دانند که زندگی بعد از تاهل تفاوت های عمده ای با زندگی دوران تجرد دارد. آن ها حتی ممکن است با مشاهده دقیق زوج های اطرافشان به این نتیجه مهم برسند كه دختران و پسران دیروز زنان و شوهران امروزند و این اصل ساده ای است که نشان می دهد چقدر در کنار آمدن با ازدواج موفق عمل می کنند. بسیاری از علایق شما، ارتباط چندانی به اصول شخصیتی و اعتقادی شما ندارد؛ یعنی دلیلی ندارد كه در صورت ناهماهنگ بودن این علایق، شما دو نفر به درد زندگی با هم نخورید اما حداقل می شود گفت كه این مسائل باید قبل از آن كه دردسر بسازند به نوعی حل شوند ازدواج در حقیقت صرف نظر از دو نفر شدن، به معنی تغییرات اساسی در عادت های رفتاری ماست. عادت هایی كه ما در زمان قبل از ازدواج داریم گاهی چندان هم جالب نیستند اما باید در بعد از ازدواج اصلاح شوند تا مشكل ساز نباشند؛ فرض کنید کسی كه عادت به عطسه های بلند دارد در زمان مجردی ممكن است رفتارش را مشكل ساز نبیند و در برخوردهای اول جلوی سر و صدای اضافه را بگیرد و مؤدبانه عطسه كند، اما این عادت در این فرد باقی مانده است و در طول زمان بالاخره بروز می كند و آن وقت است كه مشكل ساز می شود و ممکن است برچسب رفتار بی ادبانه و آداب معاشرت ندانستن روی او زده شود. شاید به نظر شما این مثال خیلی پیش پا افتاده تر از آن باشد که بخواهید جدی اش بگیرید اما باور کنید گاهی همین مسائل کوچک هم می توانند مشکل ساز شوند چه رسد به عادت هایی مثل وابستگی به والدین، رفیق بازی، تنبلی، زیادخوابی، بددهنی و... البته باید دقت كنید كه بسیاری از علایق شما، ارتباط چندانی به اصول شخصیتی و اعتقادی شما ندارد؛ یعنی دلیلی ندارد كه در صورت ناهماهنگ بودن این علایق، شما دو نفر به درد زندگی با هم نخورید اما حداقل می شود گفت كه این مسائل باید قبل از آن كه دردسر بسازند به نوعی حل شوند.پس بهتر است به جای این كه به دنبال یك عشق رؤیایی بگردید، به موضوعاتی كه چندان كم هم نیستند فكر كنید كه ممكن است این عشق رمانتیك و رؤیایی را برای همیشه به یك تنفر ابدی تبدیل كند. به آدم های دور و برتان خوب دقت کنید و تمام چیزهایی را كه ممكن است روزی برای شما تبدیل به یك مشكل شوند در نظر بگیرید. برای این كه چیزی از قلم نیفتد یادداشت برداری كنید و سپس در مورد مسائل به طور مشترك راه حلی برای آن بیابید. در وهله اول تغییر را از خودتان آغاز کنید. این که یک زن و یک مرد چطور باید باشند و چه رفتاری را نباید داشته باشند. بعد می توانید معیارهایتان را به مرور زمان کامل کنید و در جلسات خواستگاری با همسرتان درمیان بگذارید. تنها یادتان باشد ریزبینی و جزئی نگری را از حد نگذرانید و مسائل تغییر پذیر کوچک را زیاد بزرگ نکنید. در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز كنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می كردید چشمانتان را باز كنید و موشكافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی كنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید در آخر یك توصیه اساسی و آن این كه این توصیه ها مربوط به پیش از ازدواج است اما زمانی كه با رعایت تمام تصمیم ها ازدواجتان قطعی شد، باید به طور معكوس عمل كنید. در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز كنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می كردید چشمانتان را باز كنید و موشكافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی كنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید. اما این به معنی دست کشیدن از تغییر دادن عادات بد خودتان نیست. گذشت داشته باشید و همواره برای بهتر شدن تلاش کنید.
  16. طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی میشود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند. نابسامانی کمبود مهارتهای ارتباطی با بسیاری از مشکلات زوج ها ارتباط دارد و به نوعی می توان گفت شایعترین مشکلی که توسط زوج های ناراحت مطرح میشود عدم موفقیت در بر قراری ارتباط میباشد، به طوری که نتایج پژوهشهای محققان نشان می دهد که مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است و این ویژگی می تواند مشکلات تجربه شده ی قبلی را تشدید کند. از سوی دیگر اشکال در مهارتهای بیان و دریافت با بسیاری از شکایتهای متداول زوج ها مانند : عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن، افزایش تعارض و اشکال درحل مسائل ارتباط پیدا می کند. الگوهای ارتباطی ناقص طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی میشود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند. در واقع در عمل ارتباط، به زوج ها اجازه می دهد که مشکلشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند و موضوعات مهم زندگیشان را مورد بررسی قرار دهند. برای مثال همسرانی که نمی توانند در قالب ارتباط صمیمی احساساتشان را برای یکدیگر بروز دهند احتمالاً در جنبه های مختلف زندگی زناشویی دچار مشکل می گردند و یا زوج هایی که قادر نباشند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاریهای تمام نشدنی می شوند که برای سالها تکرار می شوند. مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است مشکلات ارتباطی رایج بین زوج ها را می توان به شرح زیر دانست: 1- حق به جانب بودن: وقتی که یک زوج یا هر دو معتقد باشند حق با آنهاست و از دیدگاه خود همیشه حق را به خود بدهند. 2- تعصب در گوش دادن: برخی از زن و شوهرها هیچ توجهی به آنچه گفته میشود ندارند و فقط منتظر می مانند تا صحبت دیگری تمام شود تا بلافاصله شروع به صحبت کنند. 3- تکرار شکایت: این روش به زوج هایی مربوط میشود که به تکرار یک شکایت ادامه می دهند بدون این که نسبت به حرفهای همسر خود توجه داشته باشند، در نتیجه گفتگو به جایی نمی رسد. 4- شکایت متقاطع: این روش نیز به زوج¬هایی مربوط میشود که شکایت را با شکایت پاسخ می دهند . 5- پیامهای متضاد: این شکل ارتباط وقتی است که پیامهای کلامی و غیر کلامی دارای دو معنی متضاد باشند. بعنوان مثال یکی از زوج¬ها در حالی که مشغول تماشای تلویزیون است، زوج دیگر را تشویق می کند تا به صحبت خود ادامه دهد. نابسامانی 6- زخم زبان: زخم زبان یک پیام متضاد میباشد که در بردارنده پیامی مثبت همراه با یک انتقاد در خاتمه آن است. بعنوان مثال: «مطمئن هستم که تو می خواهی وقت زیادی را در حال حاضر با من صرف کنی اما چرا در 5 سال گذشته این کار را نکردی. 7- استفاده از پیامهای مبتنی بر «شما» به جای پیامهای مبتنی بر «من» : یکی دیگر از مشکلات ارتباطی رایج بین زوجین استفاده مکرر از پیامهای مبتنی بر «شما» است. در پیام مبتنی بر «شما» یکی از زوجین طرف دیگر را هدف اتهام قرار می دهد لذا موجب حالت تدافعی و تهاجمی در همسر خود میشود ، اما در پیام مبتنی بر «من» فرد فقط احساس یا فکر خود را بدون متهم ساختن دیگری مطرح می سازد یک پیام مبتنی بر «من» مانند «من وقتی می بینم ظرفهای کثیف زیادی روی هم انباشته شده اند ناراحت می شوم» احتمالاً خیلی بهتراز این پیام مبتنی بر «شما» است که گفته شود «شما آدم بی توجه وبی عرضه ای هستید». ناتوانی در درك دیدگاه دیگری از دیگر عوامل موثر در عدم رضایت زناشویی، ناتوانی زوجین، در درك دیدگاه دیگری است. درك دیدگاه دیگری، یک مهارت ارتباطی مثبت است که می¬تواند به بهبود ارتباط زناشویی کمک کند. این مهارت به معنای ساده از افراد می¬خواهد که نقطه نظرات و افکار دیگران را درک کنند و هوشمندانه خود را بجای دیگران قرار دهند. تحقیقات نشان داده اند در ازدواج های ناموفق اغلب یکی از زوجین از درک دیدگاه دیگری عاجز است . همچنین زوج های گرفتار عموماً از تعاملهای خوشایند و شوق انگیزی برخوردار نیستند و درعین حال دارای تعاملهای خشم، سرزنش و یا تنبیه فراوانی هستند. تعامل ها در زوج های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص میشود بدین معنا که اگر یکی ازطرفین، رفتاری منفی از خود نشان دهد، طرف دیگر نیز پاسخی شبیه آن می دهد و بدین ترتیب، زنجیر ه¬ی تعامل منفی پیش رونده آغاز میشود. زوج های گرفتار عموماً از تعاملهای خوشایند و شوق انگیزی برخوردار نیستند و درعین حال دارای تعاملهای خشم، سرزنش و یا تنبیه فراوانی هستند. تعامل ها در زوج های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص میشود . ویژگی های شخصیتی ویژگی های شخصیتی از دیگر عواملی است که روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهد، برخی از مهمترین آنها، رگه های شخصیتی، سبک های هیجانی، ارتباطی و انگیزشی فرد هستند. خصوصیات مثبت شخصیتی موجب سهولت روابط بین فردی توأم با رضایت میشود ، به عنوان مثال افرادی که شاد، دوست داشتنی و خوش برخورد هستند، بیشتر از بقیه در پیدا کردن یک زوج مناسب موفق هستند. از طرف دیگر مردمان غمگین و کسانی که از مشکلات روان شناختی رنج می برند در این زمینه شانس کمتری دارند. تحقیقات دیگری تأثیر ویژگیهای شخصیتی یکی از همسران بر زوج دیگر و در نهایت رابطه زناشویی را مورد بررسی قرار داده اند، این تحقیقات نشان داده اند که هیجانات، افکار یا رفتار یک همسر می تواند رفتار همسر دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و وجود یک آسیب روان شناختی در یک زوج با پایین بودن سطح رضایت زناشویی در زوج دیگر ارتباط دارد.
  17. روبروی قاضی ایستاده است؛ قاطع و مصمم. وقتی یادش میآید كه چطور بعد از 10 سال زندگی، مرد خانهاش او را از یاد برد و با كسی دیگر پیمان عشق بست سیل اشك امانش نمی دهد .او از همسرش هیچ چیز نمیخواست، مگر یك قلب مهربان كه سند شش دانگ منگولهدارش فقط به اسم او باشد. اما او این را از او دریغ كرد و حالا زن مقابل قاضی ایستاده است و تنها یك چیز میخواهد: «طلاق.» خیانت فقط آنانی كه خیانت همسر را لمس كردهاند می دانند كه آمدن یك رقیب به زندگی زناشویی چه طعمی دارد. وقتی دو نفر پیمان عشق میبندند و قسم میخورند كه روحشان یكی شود ولی در میانه راه یكی پیمان فراموش میكند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا میكند، طوفانی عاطفی شروع میشود كه نتیجهاش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست. بیوفایی، زن و مرد نمیشناسد و آن كس كه بیاعتقادتر به محبت است در بیوفایی پیشی میگیرد و قلبش را كه قرار بود فقط برای یك نفر باشد به همه مشتریان عرضه میكند. اگر همسر خیانتكار، موذیانه رفتار كند و طرف مقابلش نیز به خاطر اعتماد زیاد از خیانتش بویی نبرد، تا مدتها میتوان رابطه خائنانه را ادامه داد ولی اگر در میانه راه دستها رو شود، اتفاقاتی گاه سختتر از تقاضای طلاق و از همپاشیده شدن خانواده رخ میدهد. بله! پایان یک رابطه همیشه عذاب آور است ، اما حقیقت این است، برخی رابطه ها به دلیل عدم روراستی طرفین ، خود به خود ازبین رفته است! اگر کسی شما را فریب دهد و خیانت کند ، به دلیل بی اعتمادی بوجود آمده، شما برآن می شوید تا به این رابطه پایان دهید و بهتر است که این کار را زودتر انجام دهید. اتمام یک رابطه بسیار سخت است ولی خوب در غیر این صورت، روز به روز صدمات روحی عمیق تری از جانب طرف مقابلتان بر شما وارد می شود که مسلما" سخت تر از تحمل جدایی است . در صورت تصمیم به جدایی ، باید تمام مراحل آن را در نظر بگیرید . آیا می توانید او را ببخشید ، حتی اگر دیگر توان با او ماندن را در خود نمی بینید ؟ آیا می توانید به این رابطه ، بار دیگر قوت ببخشید و ادامه دهید ؟ ..... و بعد از بررسی سوالاتی چون موارد ذکر شده ، در نهایت بهترین راه را انتخاب کنید. همواره در طی مراحل تصمیم گیری و احیانا"، جدایی ، موارد زیر را مد نظر داشته باشید : خود را سرزنش نکنید بیشتر وقتها ، نفر مقابل شما سعی دارد که شما را هم به نوعی در ارتکاب خیانتش، مقصر بداند. به هر حال شاید شما هم کمی سهل انگاری کرده باشید ، ولی باز هم هیچ عذری برای خیانت او قابل قبول نیست. به هر صورت وی باید عواقب افکار و اعمال فریبکارانه خود را بپذیرد. وقتی دو نفر پیمان عشق میبندند و قسم میخورند كه روحشان یكی شود ولی در میانه راه یكی پیمان فراموش میكند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا میكند، طوفانی عاطفی شروع میشود كه نتیجهاش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست حتی اگر بهترین همراه نبودید و یا او از بودن با شما لذتی نمی برد، بازهم تقصیر شما نیست. وی می توانست بدون خودخواهی، سعی کند با طرح و بررسی مشکلاتش با شما، مسیر را برای ادامه هموار تر کند؛ نه اینکه نفر مقابل خود را فریب دهد. سعی کنید ببخشید در مرحله اول، سعی کنید که وی را ببخشید. نه برای او، بلکه برای خودتان. البته که این بخشش رنجش شما را نمی کاهد و به معنای فراموش کردن کاری که او کرده و صدمات روحی که بر شما وارد شده است نیست، همچینن این عفو و ببخشش به این معنی نیست که افکار و احساسات خود را تحت قوانین و کنترل وی قرار داده اید، بلکه تنها دلیل این است که شما را در وضعیت بهتری قرار می دهد و دیگر بیش از این خود را با افکار و احساسات منفی ، بخاطر وی در عذاب نمی گذارید. برای تصمیم به جدایی عجله نکنید اگر همسرتان پشیمان شد و شما هم هنوز به او علاقه منددید ، می توانید فرصت دوباره به وی بدهید اما در صورتی که به این نتیجه رسیدید که او فرد هوس بازی است و تعهد در زندگی زناشویی برایش مفهومی ندارد ، برای جدایی رسمی اقدام کنید. اتمام و فراموشی یک رابطه زمان می گیرد بعد از جدایی ، مدت زمانی را تنها با خود بگذرانید و اجازه دهید تا بتوانید مشکلات و اثرات منفی به جای مانده از رابطه را از ذهن خود کمرنگ و به تدریج پاک کنید. به صحبتهای اطرافیان که خیلی زود شما را برای بازگشت دوباره، تحریک می کنند، توجهی نکنید. در طول این مدت اگر واقعا" در هم شکستید و نمی توانید بر احساسات خود غلبه کنید، بهتر است با یک دوست مطمئن، اعضای خانواده، یک روحانی و یا مشاور صحبت و مشورت کنید. این شما نیستید که باید با خود کنار بیاد. شما که مقصر نبوده اید و نباید شرمسار باشید. همواره به اطرافیان نزدیک خود که شما را دوست دارند و اهمیت می دهند، اطمینان کنید و اجازه دهید شما را یاری دهند.
  18. دراین نوشتار به تأثیرات مثبت دوران نامزدی و فواید آن و همچنین خط قرمزهایی كه دو نامزد باید آن را رعایت نمایندخواهیم پرداخت و درخصوص وضعیت عكس ها و نامه هایی كه در دوران نامزدی بین دو نفر رد و بدل می گردد از دیدگاه حقوقی و اخلاقی صحبت خواهیم نمود. ● فواید دوران نامزدی: به نظر نگارنده این سطور احیای دوران نامزدی با رعایت كلیه شرایط آن و روابطی كه دو زوج آینده دراین دوران خواهند داشت می تواند در نزدیك نمودن افكار و ایده ها و سلیقه های آنان مؤثر واقع شده و در یك كلام درك متقابل را بیشتر نماید... در این دوران سؤالات ، ابهامات، اشكالات و ایراداتی كه در نظر هریك از نامزدها مطرح است به روشنی بیان گردیده و طرف مقابل می تواند این ابهامات را برطرف نماید به عنوان مثال برای هرفردی در آغاز ازدواج سؤالات مهمی مطرح است كه چرا انسان ازدواج می كند، هدف غایی و نهایی از ازدواج چیست، ویژگی های یك همسر مطلوب و ایده آل كدام است ، مهمترین عامل سعادت همسران برتر چه بوده است،علت اصلی همسرستیزی در جامعه ما یا در جوامع دیگر چیست؟ علت اصلی رشد طلاق در جامعه ما چه عواملی است ؟ ریشه دعواها در كجاست؟ و سؤالات دیگر مانند نظر همسر درخصوص ادامه تحصیل و فعالیت اجتماعی زنان و امثال آنان مطرح است كه هریك از طرفین دراین دوران می توانند نظر طرف مقابل خود را جویا شود و براساس معیارهایی كه می خواهد خود را با آن معیارها تطبیق دهد ازدواج نموده و همسر آینده خود را انتخاب نماید. این معیارها می تواند هم شخصی باشد و هم غیرشخصی به عنوان مثال مردی كه هوس باز یعنی امروز عاشق و فردا فارغ باشد یا مرد معتاد و بیكاره و لاف زن و مرد دمدمی مزاج و بی اراده و وابسته و یا خسیس كه مو را از ماست بیرون می كشد و یا مردان بدبین و شكاك و سلطه جو و حتی مردانی كه دارای مشاغل پراهمیت هستند و در ابتدای كار ازدواج با چنین مردانی برای دختران، دارای جاذبه های آنچنانی است اما در اثر مرور زمان متوجه خواهند شد كه علی رغم تمامی جاذبه هایی كه این گونه مردان یعنی صاحبان مشاغل پراهمیت دارند زندگی با آنان كمی مشكل و در مجموعه یك مدیریت مطلوب و دلپذیر و پرحوصله زنانه را می طلبد روشن خواهد شد و براساس برداشت هایی كه در این دوره به دست خواهند آورد در گذر از این محور حساس احتیاط بیشتری به خرج خواهند داد. موضوعات یادشده در مورد زنان نیز صادق است و مردان نیز این فرصت را خواهند داشت كه دراین دوران همسران آینده خودرا با معیارهای مطلوب آزمایش نموده و در صورتی كه از هرجهت آن را برای همسری آینده خود مفید تشخیص دهند تصمیم گیری نمایند. زیرا به رغم دیدگاه سنتی كه ازدواج را همانند هندوانه دربسته دانسته و آن را یك نوع بخت آزمایی می داند اقتضائات قرن جدید و گسترش شهرنشینی و پیچیدگی روابط انسانی ایجاب می نماید كه مقوله عقل آزمایی را نیز دركنار بخت آزمایی اضافه نموده و براساس تدبیر خوب تقدیر خوب را دنبال نمایند زیرا طبیعت انسان طوری خلق شده كه تا چیزی را نشناسد از آن بهره صحیح نخواهد برد و این شناخت صحیح است كه منشأ و مبنای اقدام و عمل صحیح در آینده خواهد شد. مولوی عارف و شاعر بزرگ ایرانی می گوید: دو چشم روشن صاحب نظر - بهتر از صد مادر است و صد پدر. در هر حال واقعیتی كه در رابطه با جوانان در سنین جوانی مطرح است این است كه جوان با رؤیاهایش زندگی می كند مانند قد بلند مرد یا زن دلخواه او، موهای بر پیشانی ریخته ، گردن افراشته و عضلانی ، چشم های نافذ، سیاه و درشت، هیكل ورزشكاری و به قول امروزیها استیل را می بیند و بدون تحقیق و شناخت لازم به دیگری دل می بندد و یكسره پایبند می شود و اگر با چنین تمایلی فوراً ازدواج نماید به ندرت پایان خوشی خواهند داشت زیرا اگر قرار بود براساس این معیارها و یا عاشق شدن طرف مقابل زندگی ادامه یابد دیگر نمی بایست هرساله فقط در تهران شاهد قریب سی هزار ثبت واقعه (فاجعه) طلاق باشیم پس داشتن قیافه آنچنانی و مسائل دیگر از این قبیل كافی نیست بلكه دارابودن پختگی لازم و خصائص معین، عقل و اخلاق، تأثیرپذیری و توجه و رابطه با واقعیات زندگی و همچنین دارابودن خصائص روانی لازم و خصوصیات انسانی دیگر است كه استمرار زندگی را در آینده تضمین می نماید والا در صورت عدم توجه به این ویژگیها انسانها با عشق ازدواج می كنند و با عقل از یكدیگر جدا شده و طلاق خواهند گرفت. پس هرگونه اقدام شتاب زده و نامعقول آسیب های جبران ناپذیری را ایجاد می نماید كه هیچ چیز جای آن را نمی تواند پر نماید. بدیهی است مرد بیمار، معتاد، الكلی ، هوس باز و ... بامردی باهوش، با اراده قوی ، مهربان و با نزاكت یكی نیستند این تمایز و شناخت فقط در اثر مراوده نسبتاً طولانی و معقول برای دیگری به دست خواهد آمد و دوران نامزدی فرصت بسیار خوبی است برای سنجش طرف مقابل و در یك كلام همه یا بیشتر مسائل و خصوصیات روحی و اجتماعی یك فرد در دوران نامزدی روشن می شود. ● چراغ قرمزهای دوران نامزدی: دوران نامزدی به رغم تمامی محاسنی كه داراست ممكن است توالی فاسدی را نیز به همراه داشته باشدكه البته با درایت طرفین و دقتی كه خواهند نمود خواهند توانست آسیب های ناشی از این دوره را به حداقل خود برسانند. توصیه اینجانب به نامزدها این است كه اولاً سعی نمایند دوران نامزدی بسیار طولانی نگردد كه طولانی شدن نامزدی ممكن است آفت هایی را در پی داشته باشد. ثانیاً در طول این مدت از چراغ قرمزها عبور ننمایند و به حرفهایی همچون ما كه قصد ازدواج داریم، ما كه عاشق یكدیگر هستیم توجه نكنند و این هشدار قانون مدنی را كه می گوید: نامزدی وعده ازدواج است و وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی نماید و هریك از طرفین در هرمرحله از نامزدی اگر آن را نادیده بگیرند هیچگونه مسؤولیتی متوجه آنان نخواهد بود را برای همیشه آویزه گوش خویش قرار دهند. ثالثاً دختران در روابط فی مابین با نامزد خود مسائل را رعایت كنند تا بعداً پشیمان نگردند. ● وضعیت عكس ها و نامه های دوران نامزدی: وضعیت عكس های دوران نامزدی همانند هدایا می باشد از نظر حقوقی قابل استرداد است و اما درمورد نامه ها حقوقدانان معتقدند كه در قضیه نامه ها گیرنده نامه مالك آن محسوب می شود و همانند هدایا نمی باشد هرچندكه از نظر اخلاقی توصیه می شود نامه ها به فرستنده نامه پس داده شود - مالك بودن گیرنده نامه به این معنی نیست كه ایشان مبسوط الید بوده و بتواند هرگونه سوءاستفاده ای ازآن نامه ها بنماید بلكه در صورت سوءاستفاده از آن مسؤولیت مدنی (طبق قواعدعمومی مسؤولیت) متوجه او خواهد بود و مكلف به جبران خسارت وارده خواهد شد و دادگاه نیز در چنین شرایطی حكم به رد نامه یا نابودی آن خواهد داد. هرچند كه از نظر نگارنده این سطور در صورت به هم خوردن نامزدی نامه ها نیز باید مسترد گردد زیرا علت نامه بعد از نامزدی از بین رفته و دادگاه می تواند به این دلیل كه در نامه پیامهایی برای همسر آینده و شریك زندگی آینده بود كه اساس این رابطه برهم خورده است حكم به استرداد نامه ها دهد از طرف دیگر بودن نامه ها ممكن است موجبات سوءتفاهم و مشاجرات ناگواری را فراهم نماید كه زندگی آینده یك دختر یا پسر را با بحران مواجه نماید از نظر اخلاقی نیز نامه ها صندوق اسرار و اخلاق و نشانی از زندگی خصوصی افرادی است كه نگهداری آن نزد طرف مقابل علی رغم برهم خوردن رابطه نامزدی امری غیرضروری و باتوجه به اینكه قانون سعی دارد وضع نامزدها را در صورت به هم خوردن به حالت اول برگرداند و ماده نزاع را از بین ببرد بودن نامه ها نزد طرف دیگر نقض غرض بوده و بجاست رویه قضایی دراین خصوص تصمیم گرفته و با آرای شجاعانه خود به این دلیل كه به دلیل مطرح بودن مسائل خصوصی در نامه ها ممكن است تشویش ها و اضطراب ها و نگرانی هایی را در زندگی آینده یك دختر ایجاد نماید و از این جهت او را دچار عسر و حرج نماید حكم به استرداد نامه ها داده و خسارات روحی و روانی ناشی از برهم خوردن نامزدی را به حداقل برسانند.
  19. ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ میدهد. لذا دارای اهمیتی در خور توجه است. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیر آن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توام با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاورهای مناسبی بهرهمند شوند و از این طریق با اهداف، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند. امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهرهگیری از خدمات مشاوره ازدواج میتوانند با گامهای راسختر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پر پیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند. متأسفانه در جامعه ما در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج میکنند. پس از ازدواج نیز به دلایل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن میزنند. در اینجا توجه شما را به نکاتی چند جهت انتخاب همسر جلب میکنیم... ۱) نسبت به کل ماجرا واقعبین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج، دوستداشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسایل مهم نیز بپردازید. رویایی نیندیشید. ۲) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید.در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز میباشد، قبل از تصمیمگیری برای ازدواج شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسشهای مستقیم حاصل میگردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد، گاه برخی حقایق را پنهان میکنند. پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع بطورغیرمستقیم به پاسخ برسید در مجموع شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواستهها، عادات، دیدگاهها، حساسیتها، نوع برخوردها، توانائیهای ارتباطی و غیره شناخت پیدا کنید. طرز برخورد فرد را در موقعیتهای بحرانی و در برابر مادیات بشناسید. ۳) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا برداشت او از دین با برداشت شما سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیشبینی میشود. مگر آن که در این زمینه انعطافپذیر باشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرارداده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد عقاید شما به عنوان همسر، بیان نماید. ۴) برخوردهای همسر احتمالی خود را در موقعیتهای مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانههای بیشتری از طرز برخورد او با مردم در موقعیتهای مختلف خواهید یافت. ۵) خواستهها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسایل مهم زندگی به توافق برسید. بطور مثال شما باید بدانید: ▪ در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد؟ ▪ زندگی خود را با خانواده همسر آغاز خواهید کرد یا بطور مستقل؟ ▪ زمان بچهدار شدنتان حدوداً چه مدت پس از ازدواج خواهد بود؟ ▪ نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیتهای خارج از منزل چیست؟ ▪ نظر همسر احتمالی شما در مورد رابطهها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست؟ بررسی کنید که تعهد وی در قبال خانواده و افراد فامیلش چگونه است ودر آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد وتأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود. ۶) با خود واقعیتان مشورت کنید و به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بودهام؟ آیا میخواهم که این مرد یا زن، پدر یا مادر فرزند من باشد؟ اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید و سعی کنید پاسخی قاطع برای آن قبل از ازدواج بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسایل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحتالشعاع قرار میدهد. ۷) دلایل مناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست. قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی، تصمیم نهایی را خود بگیرید و به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره اکتفا نکنید. ۸) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید . تا شریک زندگی شما وابسته به مواد مخدر و دارای بیماریهای خاص جسمانی و روانی نباشد. ۹) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود در مواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانائیهای هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید. عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواجها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیمگیری در نهایت به شکست منتهی میشود در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که میخواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید صرفاً به دلیل نا امید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید. ۱۰) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید: با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا در انتخاب صحیح زندگی شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهید. چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیمگیری خود دچار تردید هستید میتوانید به مشاورین حاضر درمراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.
  20. سلام داداش

    نماز و روزه هات قبول باشه

    چه خبر، چه میکنی

    مشکلی که میگفتی چی شد، حل شده یا هنوز کار زیاد داره

  21. خانواده اولین واحد تشكیل دهنده اجتماع است. خداوند اولین انسان سمیع و بصیر را، كه به عنوان پیامبر و پدر همه انسان ها در زمین تمكّن داد، برایش همسری تعیین كرد. آن ها نخستین هسته اصلی خانواده را به وجود آوردند و به تدریج زمین را آباد ساختند و مردان و زنان بسیاری در زمین پراكنده شده، كارها را تقسیم كردند. خانواده اصالت پیدا كرد و هر فرد برای بقای خود و نوع، وظایف خاصی عهده دار گردید. هرقدر جمعیت كره زمین زیادتر شد، شكل زندگی و خانواده تغییرات عمیق تری پیدا كرد و نیازهای انسان بیش تر و متنوع تر شد. نیاز غریزی و گرایش به سوی جنس مخالف همیشه و در تمام موجودات وجود داشته است. اما ادیان الهی و در نهایت، اسلام به این نیاز تقدّس بخشیدند. انسان علاوه بر بیماری های جسمی، ناراحتی های روانی هم دارد. یكی از راه های یافتن آرامش و سلامت بهتر روان، اقدام به یافتن همسر و تشكیل خانواده است ... ● خانواده ساده ترین، كوچك ترین و قدیمی ترین شكل جامعه انسانی «خانواده» است.۱ خانواده كوچك ترین واحد بنیادی جامعه نوین است.۲ «خانواده» در لغت از دو جزء «خان» به معنای منزل و سرا و «واده» به معنای اهل منزل تشكیل شده است. پس در جمع، همه كسانی كه در خانه هستند، عضو خانواده می باشند. در تعریفی دیگر، می گویند: خانواده عبارت از روابط جنسی معیّن و بادوامی است كه تولید اطفال و پرورش آن ها را به عهده دارد. بحث در این زمینه گسترده است، اما آنچه مسلّم است این كه خانواده از مجموعه ای افراد تشكیل می شود و قسمتی از شبكه بزرگ تر به نام جامعه است.۳ خانواده از ابتدای پیدایش حیات انسان در زمین تا امروز تحولاتی عمیق یافته و عوامل گوناگون دینی، اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی موجب این تغییرات و دگرگونی ها شده اند. هدف ما در این مقاله تجزیه و تحلیل و كنجكاوی در این تحولات نیست، كه این مقوله نیاز به تحقیق عمیق جامعه شناسی دارد، بلكه هدف ما از این مطالعه درباره خانواده، بیان ارزش و اهمیت آن، خانواده در ادیان الهی به ویژه اسلام، مشكلات و نابسامانی های خانواده در جهان امروز، ازدواج نخستین سنگ بنای ایجاد خانواده، و تأثیر ازدواج بر رفع ناهنجاری های روانی و كمك مؤثر در بهداشت جسمی و روانی است. ● ارزش و اهمیت خانواده هزاران سال كره زمین زیستگاه جانداران بسیار بود و شاید جاندارانی شبیه انسان در زمین بودند كه حیاتشان چندان تفاوتی با سایر جانداران زمین نداشت، تا این كه خداوند مخلوقی به نام آدم در زمین مستقر ساخت و برای رفع تنهایی و آسایش و آرامش او، همسری به او داد و از ازدواج این دو موجود انسان های بسیاری در زمین پراكنده شدند.۴ جامعه شناختی و زیست شناختی و تشریح مقایسه ای (تطبیقی) و پیوستگی انواع و خلقت تدریجی و نظرات موافق و مخالف و كلام درباره كینونیّهٔ الانسان الاولی۵ فرصتی دیگر می طلبد و هر نظریه ای درباره خلقت انسان و تداوم آن تا به امروز اثبات شود، موجودیت بحث حاضر را دچار مخاطره نمی كند و ارزش و اهمیت آن را تغییر نمی دهد. انسان موجودی است اجتماعی، در بهترین قوام آفریده شده (تین: ۱۴)، خلیفه خدا در زمین (بقره: ۳۰)، مسجود ملائكه (اعراف: ۱۱)، مخلوق برتر (بقره: ۳۰ـ۳۳)، مشرّف به تشریف روح الهی (حجر: ۲۹)، واجد عقل، فكر، استعداد، هوش، عواطف، احساسات، ادراك، حافظه، تخیّل و ده ها امتیاز دیگر و در نهایت، اراده و قدرت اخذ تصمیم و نیز قوّه نطق و بیان به او عنایت شده (الرحمن: ۳) و از مسؤولیت های مهم او اقدام به عمران و آبادی زمین است. (هود: ۶۱) مخلوقی به این عظمت بیهوده رها نشده و برای هدایت و ارشاد او، افرادی مأموریت یافته اند كه آنان را «نبی» و «رسول» نامیده اند. این مأموران الهی وظایف گوناگونی داشته اند. تعداد كمی با كتاب و كلام وحی و سلاح اعجاز، مأمور هدایت گروه های بزرگ از مردم بودند و شمار كثیری مأمور ناحیه یا بخش یا گروهی كوچك بودند و نام معدودی از آنان در كتاب های مقدّس و از جمله قرآن كریم ذكر شده است. همه انبیا بشر را به تشكیل خانواده و انتخاب همسر راهنمایی كرده اند. در جای جای كتاب مقدّس (تورات و انجیل)، عناوین احترام به ازدواج توسط والدین، ازدواج فامیلی، تأسیس ازدواج، ترغیب به ازدواج، جشن ازدواج، جشن عروسی و عناوینی مانند این در فصل هایی مانند رساله اول تیموتائوس، امثال سلیمان، رساله به عبرانیان و رساله اول به قرنتیان و ده ها مورد دیگر درباره عفّت زنان و موارد اخلاقی دیگر اشاره شده است.۶ در آثار باقی مانده از زرتشت درباره پاك دامنی و درباره زنان پیر و جوان سخن گفته شده و خانواده و عفّت و شرافت به بزرگی یاد شده است.۷ آثار موجود از عرفان هند و هندوان از جمله گزیده اوپه نیشدها در جای جای، به زوجیت و خانواده عزّت نهاده، در بخش نخستین «تقدیس خواندن سامه ویدا» از علاقه زوجیت سخن گفته و در بخش چهارم «مناجات و مراسم برای تناسل»، درباره مراسم ازدواج و داشتن فرزند نیكویی كه بتواند ویدا را بخواند و به سن كمال برسد سخن گفته است.۸ در مجموعه جوگ باسشت، داشتن فرزند و حسب و نسب پسندیده موجب افتخار دانسته شده است.۹ آنچه در كتاب آسمانی خودمان، قرآن، آمده در بحث اهمیت و ارزش ازدواج در اسلام مطرح خواهد شد. مباحث مربوط به خانواده بیش از همه، در جامعه شناسی مطرح شده و بیش تر مؤلّفان كتاب های جامعه شناسی فصل یا فصل هایی به خانواده اختصاص داده اند. كتاب های اخلاقی هم خانواده را ارج نهاده، آن را سنگ بنای جامعه خوب و منظم و «مدینه فاضله» نامیده اند. جامعه شناسان خانواده را از مهم ترین نهادهای اجتماعی می دانند و نقش خانواده را در بروز یا بهبود و یا عدم ظهور بیماری های روانی، در مرتبه اول می دانند اصولا نهادهای اساسی اجتماعی، كه مقام برتر را دارند، عبارتند از: خانواده، اشتغال، دین و سیاست. معمولا این مفاهیم ذیل مقوله «فرهنگ و ارزش ها» مطرح می شوند. همه این عناوین و مطالب دلیل بر آن هستند كه خانواده در صعود و سقوط ملت ها و ساخت های اجتماعی نقش درجه اول دارد. خانواده در متعادل ساختن رفتار افراد و رشد استعدادها و رشد جسمی و عقلی افراد خود، سازگاری اجتماعی، رشد شخصیت و اجتماعی نمودن افراد خود، وظیفه سنگینی دارد و در یك كلمه، موجب بقا یا فنای جامعه می شود. اولین مؤسسه ای كه فرزند را به زندگی اجتماعی آشنا می كند خانواده است. تغییرات خانوادگی، شكل خانواده و ارتباط اعضا با یكدیگر، جوّ عاطفی خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده (ارزش ها، تمایلات و طرز تفكرها)، عادات چه زشت و چه زیبا، همه از خانواده نشأت می گیرند. یكی از اركان سه گانه تعلیم و تربیت خانواده است.۱۰ بحث درباره خانواده و تعلیم و تربیت، همانندسازی بچه ها، تلقین پذیری و سایر مسائل تربیتی هر یك به مقالات مستقلی نیاز دارد. ● ازدواج و خانواده در اسلام ازدواج یك سنّت لایتغیّر الهی است. ازدواج نه تنها در بین انسان ها، بلكه تمام در موجودات جاندار به شكل های گوناگون وجود دارد. گیاهان (با عمل لقاح و گرده افشانی)، حیوانات از كوچك ترین آن ها تا حیواناتی بزرگ مانند كرگدن، فیل، شتر; پرندگان، آبزیان، نهنگ ها; حیواناتی كه نزدیك ترین جانداران به انسان هستند مانند میمون ها، همه توالد و تناسل و تكثیرشان حاصل رابطه جنسی نر و ماده است. به قول جلال الدین رومی: بهر آن میل است از ماده ز نر *** تا بود تكمیل كار همدگر میل اندر مرد و زن حق زان نهاد *** تا بقا یابد جهان زین اتحاد مطالعه تاریخ اجتماعی ملت ها و تاریخ ادیان، تحولات و تغییرات خانواده و همسرگزینی را برای ما شرح می دهد، كه این امر مقدّس همسرگزینی چگونه دچار دگرگونی های نفرت انگیز شده، زنان غالباً به عنوان وسیله ای در دست مردان یا همچون كالا خرید و فروش شده اند. حال زن نزد اقوام و ملل گوناگون، در آثار باقی مانده از مورّخان و جامعه شناسان و مردم شناسان جای تأمّل و تفكر دارد. داشتن چند همسر به وسیله مردان و داشتن چند شوهر ـ كه به ندرت دیده می شود و سابقاً در بعضی نقاط دنیا جریان داشته است ـ تا برسد به تك همسری، سیر مسأله ازدواج را روشن می كند. ● آثار و فواید ازدواج ازدواج امری فطری است. در این مختصر، به فواید ازدواج از دید اجتماعی، اقتصادی و موارد مشابه اشاره می شود و فایده ازدواج از دید روانی و بهداشت روانی مستقلا ذكر خواهد شد. علّامه طباطبائی در زمینه حقوق زن در ملل گوناگون و از جمله تمدن غرب، بحث مفصّلی در جلد چهارم تفسیر شریف المیزان (دوره چهل جلدی) دارند كه به اختصار به آن اشاره می شود: عمل ازدواج از اصول كارهای اجتماعی است و ازدواج از بدو پیدایش بشر بوده و هریك از دو انسان (مرد وزن) مجهّز به دستگاه های خاص خلقت برای ازدواج هستند و تمام احكام مربوط به حقوق مرد و زن و ارث و مهریه و طلاق بر اساس همین اصول است.۱۱ ادیان و حكومت ها و در نهایت، سازمان ملل اساس ازدواج را بر تشریك مساعی زن و مرد قرار داده اند. اگرچه همه ادیان الهی اصول اخلاقی را محترم شمرده اند، اما آنچه را اسلام بیش از همه تأكید نموده، فراموش كرده اند. فطرت انسان مایل به ازدواج است. اصول انسانی و مسلّم ازدواج نزد همه ملت ها محترم است. ازدواج موجب جلوگیری از زنا و فحشا می شود. مسأله ازدواج و تشكیل خانواده آن قدر اهمیت دارد كه علمای مذاهب، جامعه شناسان، حقوقدانان، روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت، زیست شناسان و كسانی كه در زمینه فرهنگ جهانی و فرهنگ قومی و ملّی و قبیله ای و علوم اقتصادی و سیاسی مطالعه و تحقیق می كنند، بخش مهمی از مطالعات و تحقیقاتشان، مستقیم یا غیرمستقیم، به امور ازدواج و جوانان اختصاص دارد. اكنون جهان شاهد بروز و ظهور بیماری مهلك و كشنده و نابودكننده نسل و حرث آدمیان، به نام «ایدز» است و پزشكان به شدت مشغول مطالعه راه های مبارزه با بیماری های ناشی از مقاربت های غیرصحیح جنسی و فحشا هستند و هنوز نتوانسته اند آثار شوم سوزاك و سفلیس را برطرف كنند. این بیماری بدون آن كه مرز و تمدن بشناسد بشریت و خانواده ها را به مخاطره افكنده اند. همه خیرخواهان انسان و پزشكان متفق القول اند كه غرق شدن در منجلاب بی عفّتی و آزادی های جنسی موجب پیدایش این بیماری ها شده است. اگر وضع ارتباطات جنسی به ویژه آمیختن با مواد مخدر و پشتوانه ملی جنایت كاران مافیایی همچنان ادامه پیدا كند، نتیجه ای جز نابودی در انتظارمان نخواهد بود. ازدواج پیوستگی عقل و روح و جسم مرد و زن با یكدیگر است. تمایلات جنسی جزو اساسی یك ازدواج كامل هستند و ضرورت دارند، ولی بی نهایت مهم نیستند.۱۲ امروزه روان شناسان عقیده دارند در مسأله زناشویی تملّك یا مورد تملّك قرار گرفتن مخالف شؤون انسان هاست و باید هرفرد چه مرد و چه زن، خود را از آنِ كسی بداند و جزئی از وجود او شود تا برای هر دو طرف شور و شعف ایجاد گردد. اگرچه این بحث دامنه گسترده ای دارد، اما به همین مختصر اكتفا می شود.● آثار و فواید ازدواج در اسلام اسلام برای ازدواج تقدّس قایل است; مقررات و تشریفات خاصی برای آن در نظر گرفته شده است. ازدواج راهی برای رسیدن به كمال است. برای احتراز از تكرار مطالب، اهمیت ازدواج و اصل همسرگزینی در اسلام به شرح ذیل تقسیم بندی می شود: الف) ازدواج در اسلام از دید اجتماعی و سیاسی هریك از افراد جامعه شؤون و وظایفی دارند; در جامعه ای كه زندگی می كنند دارای حقوقی هستند كه باید محترم شمرده شوند و متقابلا مسؤولیت هایی (فردی و اجتماعی) به عهده دارند. یكی از اهداف مهم انبیای الهی آشنا كردن افراد به وظایف و مسؤولیت های خودشان بوده است. مردم امّت واحدی بودند، خداوند انبیا را برانگیخت با بشارت و انذار، و همراه آنان كتاب (مجموعه قوانین) نازل نمود تا در میان مردم به حق قیام كنند. (بقره: ۲۱۳) اسلام در تمام شؤون اجتماعی، به زن و مرد حقوق برابر داده است. هرگاه مرد یا زن عمل صالح همراه با ایمان انجام دهند به حیات طیبّه می رسند. (نحل: ۹۷) و خداوند انسان را از دو جنس زن و مرد آفریده و آنان را به شعوب و قبایل تقسیم كرده است تا از یكدیگر باز شناخته شوند. (حجرات: ۱۳) كلام الهی قریب ۲۴۰ مرتبه در قرآن كلمه «ناس» را به كار برده كه در تمام موارد، زنان و مردان را شامل است. در قضیه «مباهله» با نصارای نجران، مقرّر شد زنی از مسلمانان به همراه بچه هایش و مردی كه به منزله نفس رسول الله باشد به همراه رسول خدا و در مقابل نیز همین تركیب از نصارا یكدیگر را نفرین كنند كه قضیه به نفع مسلمانان پایان یافت (آل عمران: ۶۱) و روحانی مسیحی حقّانیت رسول الله(صلی الله علیه وآله)را پذیرفت. خداوند به وسیله یك زن و یك مرد انسان های بسیاری در زمین پراكند. (نساء: ۱) كسانی كه در زمینه ارث انتقاد می كنند، متأسفانه عمیقاً مسأله را بررسی و مطالعه نكرده اند. به قول علّامه طباطبائی مهم استفاده از ارث است كه پسر و دختر برابر استفاده می كنند. ملاك برتری مرد یا زن تقواست. خداوند عمل هیچ عاملی را، چه مرد باشد و چه زن، ضایع نخواهد كرد. (آل عمران: ۱۹۵) اسلام لباس زواج را برای بندگان لباس افتخار دانسته، تصریح دارد كه كانون گرم خانوادگی موجب آسایش و زدودن غبار اندوه از سیمای زندگی است.۱۳ همان گونه كه ملاحظه می شود، اسلام زن و مرد را از لحاظ تدبیر شؤون زندگی به وسیله اراده و كار، مساوی می داند، هر دو در تأمین نیازمندی ها و استفاده از امكانات مساوی اند. آنچه مسلّم است این كه در بعضی از امور اجتماعی، اهمیت زن و مرد هركدام شكل خاصی دارد; زن فرزند به دنیا می آورد و لطافت و حساسیت دارد و مرد دارای قدرت بدنی و استحكام عقلانی بیش تر است. ملاك برتری هریك از زن و مرد كارهایی است كه از نظر ساختمان وجودی (فیزیولوژی) و موقعیت اجتماعی و صنفی باید انجام دهند. (نساء: ۳۲)۱۴ عمل ازدواج از اصول كارهای اجتماعی است كه در اسلام، پایه و اساس آن بر فطرت و تأمین نیازهای جسمی و تكمیل یكدیگر نهاده شده، منظور اصلی از آن بقای نوع و دوام آن است. سایر احكامْ فرع بر اصل مذكورند. قوانین كنونی بشر و سازمان ملل دایره محدودی دارند و اساس آن ها بر تشریك مساعی زن و مرد قرار دارد و متعرّض سایر احكام مانند حجاب و عفّت نشده اند. این ادعاها دعوت به اجتماع می كنند، اما به اجتماع هر فرد با فرد دیگر به هر صورتی كه باشد، نه آن گونه همبستگی كه براساس فطرت است، بخصوص رابطه عمیق عاطفی میان مرد و زن كه در نهایت منجر به تولید مثل و داشتن فرزند می شود. ب) ازدواج در اسلام از نظر قرآن و حدیث ـ ابتدا آیات قرآن: اول. احیای حقوق فطری زنان با توجه به آیاتی كه ذكر شد، ارث، عمل صالح، یافتن حیات طیبّه، آزادی در استفاده از اموال شخصی حتی مهریه، مشخص ساختن حقوق، وظایف و مسؤولیت های هر كدام از زن و مرد; (نساء: ۱۲۴ / مؤمن: ۴۰ / آل عمران: ۱۹۵) ـ دوم. جلوگیری از قتل، خفّت، خواری و تحقیر زنان (نساء: ۳۲)، سرزنش از خوار شمردن دختران (نحل: ۵۹) زن مانند مرد عضوی است از خانواده كه فرزند می آورد. (نساء: ۱) ـ سوم. زن باعث روشن شدن خانه و آوردن فرزند می شود. (بقره: ۲۲۲) ـ چهارم. زن كالای خرید و فروش نیست، این مرد است كه به خواستگاری می رود و مهریه می پردازد و معیشت و مسكن زن را تأمین می كند و زن حق دخالت در آنچه را به دست آورده است، دارد. (نساء: ۳۲) ـ پنجم. حرمت ساختمان وجودی زن رعایت شده; در ایام عادت ناراحت است و نباید اذیت شود. اگر همسرش بمیرد، پس از ایام عده می تواند ازدواج كند. در همه حال، باید فطرت رعایت شود. ـ ششم. زن در شؤون زندگی فردی و اجتماعی، مانند مرد دارای حرمت و استقلال است،۱۵ با این تفاوت كه غالباً اسلام امور عاطفی و پرورشی و تربیتی را به زنان، و جنگ و جهاد و قضاوت را به مردان واگذار كرده است. ـ هفتم. به رعایت حقوق زنان، به ویژه در رابطه با عفّت و پوشش و پرهیزگاری سفارش شده است; زیرا مصالح اجتماع ایجاب می كند كه زنان پوشیده باشند. در غیر این صورت، زشتی ها و فساد فراوان می شوند. قرآن «حجاب» را به صراحت سفارش كرده۱۶ و حتی در مواردی مردان را نیز به پوشش توصیه كرده است. اما احادیث، احادیث نیز درباره زنان و مسائل آنان از قبیل ارث، حالات خاص جسمی (حیض و نفاس و استحاضه) و ازدواج موقت (متعه) و دایم و تمام مسائلی كه حول زندگی زناشویی است، در كتب مهم شیعه و سایر مذاهب اسلامی نقل شده، در میان شیعه دوازده امامی كتاب هایی همچون جواهر الكلام، محجّهٔ البیضاء، فروغ كافی، وسائل الشیعه، شرح مرحوم مجلسی بر من لا یحضره الفقیه و بحارالانوار و در كتب اهل تسنّن، صحاح ستّه كلیه احادیث را نقل نموده اند. در ذیل، به چند حدیث مهم اشاره می شود: در حدیثی پیامبر می فرماید: «خداوند هیچ بنیانی را بیش تر از بنیان ازدواج دوست ندارد.۱۷ همچنین می فرماید: «كسی كه ازدواج كند، نیمی از دینش را حفظ كرده است.»۱۸ امام صادق(علیه السلام) از پدر بزرگوارش نقل می كند: «دو ركعت نماز متأهّل از هفتاد ركعت فرد نماز مجرّد بهتر است.»۱۹ امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «جهاد زنان خوب شوهرداری كردن است.»۲۰ امام صادق(علیه السلام) نیز به زنان سفارش می فرماید كه با همسران خود نیكی كنید و به مردان نیز می فرماید: خدا رحمت كند كسی را كه رابطه اش را با همسرش نیكو گرداند.۲۱ رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) در حدیثی می فرماید: «خوبان شما كسانی هستند كه با همسرانشان نیكی كنند و من برای همسرانم بهترین شما هستم.»۲۲ امام رضا(علیه السلام) هم می فرماید: «بر آن كه بدو نعمت داده شده لازم است به زندگی خانواده اش توسعه ببخشد.»۲۳ سلمان و ابن عباس به نقل از رسول اللّه نقل كرده اند كه «از ثمرات ازدواج به دست آوردن فرزندی است كه دوستدار حضرت علی(علیه السلام)و اهل بیت او باشد.»۲۴ ● بهداشت روان و ازدواج انسان تركیبی از جسم و روان است. جسم بیمار می شود و برای بهبود آن همواره دانشمندان به مطالعه و تحقیق پرداخته اند، حتی برای اجزای بدن، مانند گوش و دندان و بینی و حلق، افرادی متخصص و فوق تخصص هستند. بیماری جسم ترحّم آور است; به محض این كه كسی آسیب ببیند، غالباً همه افراد تلاش می كنند تا او را به مركز درمانی منتقل كنند، اما بیماری روان تمسخرآور است و افراد نامطلع این بیماران را «دیوانه» می نامند و حركات و رفتارشان را می نگرند و می خندند. علاوه بر این، در سوابق فرد هم منعكس می شود و در اموری مانند اشتغال، ازدواج و موارد دیگر تأثیر می گذارد، در حالی كه باید به بهداشت و سلامت روان توجه بیش تر كرد. ازدواج امری است كه فوق العاده بر بهداشت جسم و روان تأثیر می گذارد. اگرچه مطالعات و تحقیقات روان درمانی و بهداشت روانی موارد متعددی را بیان می كند، اما در این جا فقط به آنچه در قرآن و احادیث ذكر شده است بسنده می شود: ۱) تأمین محبت: عدم تأمین این نیازها در رفتار اختلال ایجاد می كنند كه از جمله آن ها نیازها محبت است. محبت نمودن و مورد محبت واقع شدن (تحابّ) یكدیگر را دوست داشتن است. مُحابّه هم كسی را به دوستی گرفتن است. محبت سه وجه دارد: الف) خرسند شدن و لذت بردن; مثل محبت مرد نسبت به زن; ب) بهره مندی معنوی; ج) محبت برای فضیلت و بزرگی. خداوند می فرماید: «و مِن آیاته اَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ انفُسكم ازواجاً لِتَسكنوا الیها وَ جَعَل بینكُم موّدهًٔ و رحمهٔ انَّ فی ذلك لآیات لقوم یتفكرون.» (روم: ۲۱); از نمونه آیات پروردگار آن است كه برای شما از جنس خودتان (از نفوس خودتان) همسرانی آفرید تا آرامش بیابید و بین شما مودّت و رحمت قرار داد. برای افرادی كه صاحب اندیشه اند در این امر نشانه هایی است.پیش از شرح كلمه «ودّ» و تسكین و رحمت به یكی دو حدیث اشاره می شود: «قولُ الّرَجل للمراءَ انّی اُحبكَ لا یذهب مِن قلبها ابداً.»۲۵ در فصل مستقلی از وسایل الشیعه تحت عنوان «استحباب حب النساء» دوازده حدیث آمده كه ترجمه آزاد بعضی از آن ها ذكر می شود: ازدیاد ایمان مؤمن، علاقه او به زنان (خود) است. از اخلاق انبیا، دوست داشتن زنان بود. رسول الله(صلی الله علیه وآله) فرمود: از دنیای شما بوی خوش و زنان را می خواهم. نور چشم من در نماز و دوست داشتن همسرانم است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرقدر زنان (همسر و محرم) را بیش تر دوست بداری، در ازدیاد ایمان كوشیده ای. البته اسراف و افراط در محبت هم ناپسند است. «وُدّ» به معنای تمنّا، آرزو داشتن، دوستی از روی عشق و محبت از صفات پروردگار ودود است. خداوند پاداش عمل صالح همراه با ایمان را «وُدّ» قرار داده است. (مریم: ۹۶) محبّت و مودّت آن قدر مهم است كه خداوند فرمود: «بگو مزد رسالت از شما نمی خواهم، مگر این كه نسبت به اهل بیت مودّت داشته باشید.» (شوری: ۲۳) «سكن» هم آرامش یافتن است; مانند آن كه درباره نماز فرمود: «اِنَّ صلاتَك سَكن لهم.» (نحل: ۸۰) شب را هم برای تسكین و آرامش آفرید. سكینه، كه آرامش قلب و دل است، در قرآن آمده و نیاز به بحث مستقل دارد. «رحمت» نرمی و نرم خویی و نیكی كردن به طرف مقابل است.۲۶ احسان و نیكی معانی بیش تری دارند و به قدری مهم هستند كه خداوند هم «رحمن» (برای همه مخلوقات در دنیا) و هم «رحیم» (در آخرت) است. توجه عمیق به این سه مفهوم در زندگی خانوادگی عظمت «آیه» بودن آن برای افراد صاحب فكر و اندیشمندان را روشن می سازد. كافی است در همین یك آیه دقت كنیم و به عظمت بهداشت روانی و ازدواج پی ببریم. محبت منشأ عفاف و پاك دامنی هم هست و موجب ثبات خانواده و اجتماع می شود. ۲) توسعه اقتصادی: معمولا بخشی از پریشانی ها و ناراحتی ها به سبب فقر و نداشتن امكانات مادی هستند. خداوند می فرماید: «انْ یكونوا فُقراءَ یُغنِهِم اللّهُ مِن فضلِه.» (نور: ۳۲) حسن تدبیر در اداره منزل، صرفه جویی و جلوگیری از اسراف و تبذیر موجب اعتدال در امور زندگی و در نهایت، ایجاد سازگاری و تعادل شخصیت است. ۳) تأمین بهداشت تن: نیاز به ازدواج امری تكوینی است. هر دختر و پسر بالغ نیاز به ازدواج دارد. احادیث در این باب بسیارند. سركوبی غرایز و یا اطفای آن، بخصوص غریزه جنسی از راه های غیر مشروع از قبیل زنا، لواط و استمنا، موجب بروز انواع بیماری های جسمی و روانی و فساد در اجتماع می شود. هرگاه آز و حرص و شهوت و تمایل به هوس آدمی را گرفتار سازد، به شخصیتی نامتعادل و ناموزون و ناهماهنگ مبتلا می گردد. بوی كبر و بوی حرص و بوی آز *** در سخن گفتن بیاید چون پیاز (مولوی) این وضعیت را اسلام با كلماتی مانند فاسق، تبه كار، منحرف، مجرم، بدخواه و بدكار نام برده و اسلام برای اصلاح روانی این چنین ناسالم، توبه و اصلاح رفتار ناسازگار را پیشنهاد كرده و «وقایه» در برابر شحّ نفس را سفارش می كند. «وَمَن یوق شحَّ نفسه فاولئك هُمُ المفلحون» (تغابن: ۱۶). مُسكّن این دردها و عقده ها و راه مبارزه با تمایلات هوسناك «ازدواج» است. ۴) تأمین بهداشت روان: روان شناسان ثابت كرده اند كه اختلالات روانی و روان نژندی ها همه اختلال در جنبه های گوناگون شخصیت هستند. امام علی(علیه السلام)رفتارها را به كفر، نفاق و ایمان تقسیم می كنند، سپس كفر را بر چهار پایه (اربعهٔ دعائم) و هر یك از پایه ها را نیز تقسیم می نمایند.۲۷ امام صادق(علیه السلام)نیز ۷۵ رفتار بهنجار را در مقابل رفتارهای مرضی نام برده اند.۲۸ و هنگامی كه روان شناسان اسلامی از راه های تنظیم رفتار بهنجار صحبت می كنند، پاسخ آن را در داشتن همسر و فرزند و خانواده با محبت می یابند. اگر تبادل محبت نباشد، انسان غریب است. امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «فقدَ المحبّهٔ غُربه.»۲۹ ۵) مبارزه با تمنیات نفس امّاره: ازدواج اولین مرحله خروج از فردگرایی است. احادیث فراوانی در زمینه نهی از عزوبت (بدون دلیل شرعی) وارد شده اند; از جمله آن كه دو ركعت نماز متأهّل از هفتاد ركعت عزب افضل است و در حدیث دیگری، دو ركعت نماز متأهّل از نماز خواندن عزب در شب و روزه داری در روز برتر دانسته شده است.۳۰ مفهوم مخالف آن این است كه تجرّد و تنها زیستن پسندیده نیست. در هر آن چیزی كه تو ناظر شوی *** می كند با جنس سیر، ای معنوی در جهان هر چیز چیزی جذب كرد *** گرم گرمی را كشید و سرد، سرد. (مولوی) برخی آیات كریمه الهی به این موضوع اشاره دارند: ـ «انّه خلَق الزّوجین الّذكر و الانثی» (نجم: ۴۵); ـ «فجعل منهُ الزوجین الذّكر والانثی» (قیامه: ۳۹); ـ «وما خلقَ الذكرُ و الانثی» (لیل: ۳); ـ «لَقد ارسلنا رُسُلا مِن قلبك و جعلنا لهم ازواجاً و ذریّهٔ» (رعد: ۳); ـ «فجعلهُ نسباً و صهرا.» (فرقان: ۵۴) مفاهیم الفت، نفرت، جذب و دفع، متابعت و تعلّق، همه مفاهیمی هستند كه در جریان رشد اتفاق می افتند و رشد شامل وجدان و شخصیت و صفات و عادات و اخلاق و مبانی رفتار و محیط و اشتغال و هماهنگی با ارضای حوایج و دیگر خصوصیات هم هست. در نتیجه، ازدواج در رابطه با امور ارزشی و اخلاقیات مانند بقای نوع، رفع ترس و دلهره، تألیف قلوب، تعدیل روان و شخصیت سالم و سازگاری اجتماعی، اعتقاد و اعتماد بر فضل عمومی پروردگار بر بندگان، بخشش، هدیه، نحله الهی، بركت برای مرد و زن و حتی دو فامیل، یافتن معرفت بیش تری برای زندگی در رابطه با حقوق زن یا مرد، روش صحیح تربیت فرزند، گزاردن حقوق والدین و كمك به روان سالم مطرح می شود. ● مسائل شهوی و تمایلات نفسانی این موضوع نیاز به مقاله ای مستقل دارد، به ویژه از زمانی كه نظریه «میل جنسی» فروید به عنوان یك اصل وارد موضوعات روان شناختی و روان كاوی شد. برای رعایت اختصار، تنها به چند نكته در این زمینه اشاره می شود، اگرچه آدلر و یونگ، دو تن از شاگردان فروید در حیات او به نظریه «میل جنسی» وی پاسخ گفتند. شهوت جنسی عامل مهمی برای ادامه حیات، تلاش و كوشش و كسب و كار و درآمد، به ویژه برای افراد متأهل، است. مطالعه شرح حال كسانی كه تمایلات شهوی و جنسی شان را نابود كرده اند و یا از نظر خلقت ناقص بوده اند، بسیاری از انحرافات رفتاری شان را بر محققان ثابت می كند. شهوت و میل جنسی انگیزه ذاتی رفتار انسان است و اگر به شیوه صحیح ارضا نشود، ممكن است بر فطرت و عقل و كل شخصیت تسلط پیدا كند و ـ همان گونه كه اشاره شد ـ اگر شهوات بر انسان مسلّط شوند و از راه صحیح ارضا نگردند، موجب هتك حرمت و حدود الهی و نیز بیماری های روانی خطرناك می شوند. در سوره «نساء» پس از اشاره به روش های سوء گذشتگان، غرض از تشریع احكام گذشته و مصالح آن ها را یاداوری می كند و مردم را به روش زندگی انبیا و اولیا و حذف ناهنجاری ها رهنمون می شود و اشاره می كند: كسانی كه از شهوات پی روی می كنند، می خواهند كه شما بلغزید (به انحرافی عظیم مبتلا شوید) و منظور آنان هتك حرمت حدود الهی است; مثل زنا و ارتباط با زنانی كه اسلام ازدواج با آنان را برای همیشه حرام كرده است.۳۱ جلال الدین رومی مطالب جالبی درباره میل ها دارد: میل و شهوت كر كند دل را و كور *** تا نماید گرگ یوسف شهد شور میل ها همچون سگان خفته اند *** اندر ایشان خیر و شر بنهفته اند چون كه قدرت نیست خفتند این رده *** همچون هیزم پاره ها و تن زده تا كه مرداری درآید در میان *** نفخ صور حرص كوبد بر سگان چون در آن كوچه سگی مردار شد *** صد سگ خفته بدان بیدار شد. □□□ میل تن در سبزه و آب روان *** زان بود كه اصل او آمد ز آن میل جان اندر حیات و درحی است *** زان كه جانِ لامكان اصل وی است میل جان در حكمت است و در علوم *** میل تن در باغ و راغ است و كروم میل جان اندر ترقّی و شرف *** میل تن در كسب اسباب و علف میل و عشق آن شرف هم سوی جان *** زین یُحِّبُ و یُحبّون را بدان □□□ میل و رغبت كان زمان آدمی است *** جنبش آن رام امر آن غنی است شهوت از خوردن بود كم كن زخور *** یا نكاحی كن گریز از شور و شر میل تو سوی مغیلان است و ریگ *** تا چه گل چینی زخاك مرده ریگ بهداشت روان مطالب و عناوین بسیاری را شامل می شود كه در این مختصر نمی گنجند; مانند اضطراب، ترس، ناامیدی و یأس و نكات مشابه كه از آن ها بحث نشد. ازدواج اضطراب را به تدریج به صورت كامل برطرف می كند، البته شرط مهم آن اشتغال است. بیكاری افراد متدیّن را هم دچار آشوب فكری، رنج و خودخوری می كند. امید به زندگی و امید به رستگاری و حیات جاویدان موجب تلاش و كار و كوشش برای تأمین زندگی همسر و فرزندان می شود. اقدام به ارضای ناصحیح و خلاف شرع در تمایلات جنسی، موجب ترس، دلهره، اختلال در گردش خون، ترس از گناه، ترس از عقوبت، ترس از ابتلا به بیماری های مقاربتی یا ایدز، ایجاد اسهال و یبوست می گردد و حافظه و یادگیری را دچار اختلال می كند گاهی افراد برای فرار از گناه، به مواد مخدر پناه می برند.
  22. آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند. شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است. علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند... ● کیش و مات چرا خانم ها اگر قرار باشد، ۱۰ سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن "پیشرفت" نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟ زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است. در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند. ● درست مثل یک امتحان با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند. خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به ۱۰۰۱ دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه. مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد. اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد. ● مردهای قابل تحسین مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید. مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند. این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید. خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند. گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند. در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید. به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد! خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .
  23. یکی از عواملی که پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قیافه ظاهری است. بعضی از پسران که خود قیافه نازیبایی دارند توجه خاص به دختران زیبا دارند؛ عکس این حالت نیز ممکن است اتفاق بیفتد. البته زیبایی و زشتی قراردادی است و از دیدگاه های مختلف فرق می کند؛ ولی آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح می شود؛ مثلاً ممکن است زمانی اندام بلند و باریک برای دختران و قد بلند و چهارشانه برای مردان مُد روز شود و زمانی دیگر قد متوسط و اندام چاق برای دختران و قد بلند و اندام باریک برای پسران. بنابراین زیبایی پیرو مـُد می گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بیشتری پیدا می کند. مسئله زیبایی ، خود بحث مفصلی دارد که در این مقوله نمی گنجد. به هر حال در ازدواج دیدگاه طرفین در پذیرش و اقناع یکدیگر از لحاظ وضعیت جسمانی مهم است ... بحث مهم دیگر سلامت جسم ( از نظر بیماری و معلولیت) است. ممکن است مرد یا زنی معلول (مثلاً لـَنگ ، کر، کور ، بی دست) باشد یا به بیماری های قلبی ، کمردرد و غیره مبتلا باشد. در این موارد ممکن است ازدواج با معلول دیگر با وضع مشابه مشکلی ایجاد نکند؛ ولی چنانچه فرد سالمی بخواهد با فرد معلول یا بیمار ازدواج کند باید وضعیت بیمار با تمام خصوصیات برای طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهی و بصیرت کامل انجام گیرد. در غیر این صورت پس از مدتی احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسیختن خانواده می رود. ▪ نمونه هایی از ازدواج های ناموفق در این زمینه ذکر می شود: - بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی که عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا که زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید. خطر دیگری که در مورد تکیه بر زیبایی وجود دارد آن است که زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یک حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یک بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند. مشکل دیگری که در زیبا رویان وجود دارد آن است که آنان ممکن است به اتکاء جمال خود ، از خود راضی و خودپسند بار آیند و چه بسا فرصت های مناسبی را که در ازدواج برای آنان پیش آید، از دست بدهند و یا در زندگی زناشویی زیبایی خود را به رخ همسر خویش بکشند و احیاناً او را تحقیر کنند و خود را در مرتبه بالاتری قرار دهند. این حالت ممکن است برای شوهر زجرآور باشد و زندگی را به سردی و ناشادی سوق دهد. ● مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسمانی و ژنتیکی مُراجعانی که در زمینه عوامل جسمانی و ژنتیکی به مشاور مراجعه می کنند، نمونه هایی از مسائل زیر را مطرح می کنند: - مردی با قیافه معمولی دختری بسیار زیبا را برای ازدواج در نظر می گیرد ، و دختر نیز با این وصلت موافق است. آیا این ازدواج پایا و عاقبت بخیر خواهد بود؟ - مردی قد بلند، زنی کوتاه قد انتخاب می کند؛ به این امید که بچه هایش متوسط القامه شوند. آیا این انتخاب با این هدف مناسب است؟ - دختری قد بلند، پسری کوتاه قد را برای ازدواج انتخاب می کند؛ تا او در برابرش احساس حقارت کند و دختر در خانه، تعیین کننده باشد. - پسری چاق در جستجوی ازدواج با دختری باریک اندام است؛ تا به آرزوی خود ( لاغری) در همسرش نایل گردد. - پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به این اعتقاد که عقد فامیل های نزدیک در عرش بسته می شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتیک چه مشکلی وجود دارد؟ - دختر یا پسری که از نظر ارثی مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آیا چنین انتخابی مناسب است؟ ● مشاور در مقابل موارد فوق چه باید بکند؟ هر یک از این موارد نیاز به بررسی دارد؛ بررسی از نظر شرایط و مقتضیات و از نظر خصوصیات فردی. از این رو نمی توان برای همه آنها حکم واحدی صادر کرد. حکم عمومی درباره مشکلات انسانی نظیر پزشکی است که بیماران زیادی داشت ؛ آنها را دسته بندی کرد؛ به همه تب دارها، یک نسخه و به شکم دردها نسخه دیگری داد و خلاصه آن که همه بیماران را با پنج نسخه ویزیت کرد! در برابر هر یک از موارد مطروحه بالا باید به طور ویژه عمل نمود: - مردی که در قبال زیبایی بی حد زن آینده اش حساسیت دارد و چنین فکر می کند که این ازدواج به علت امتیاز زیبایی همسرش پایا و عاقبت به خیر خواهد بود : باید موضوع از جهات مختلف بررسی و با موارد موفق مشابه مقایسه شود تا در مُراجع این حساسیت از بین برود و بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد. - راجع به مردی قد بلند که زن کوتاه قد انتخاب کرده تا بچه هایشان متوسط القامه باشند : باید از او سؤال کرد که علم و اطلاع در زمینه این موضوع را از چه منبعی دریافت نموده است. وانگهی آیا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟ - دختر قد بلندی که قصد دارد با پسر کوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج کند. آیا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟ مشاور باید این موارد را با مشارکت مُراجعان از جهات مختلف بررسی کند تا آنها بتوانند با آگاهی ، تصمیم بگیرند. - در برابر پسر چاقی که می خواهد با دختری باریک اندام به خاطر ارضای آرزوهای خود ازدواج کند: مشاور باید با مُراجع موضوع را ارزیابی کند و بگوید ارضای این آرزو چه نفعی برای او دارد. وانگهی این عمل چنانچه با رعایت جوانب دیگر انجام نشود، ممکن است زندگی وی را به تباهی بکشاند. - ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتیکی بهتر است انجام نگیرد ولی چنانچه عشق و عاشقی انجام امر را ضروری سازد ، باید قبل از ازدواج با مراجعه به یک متخصص، مشاوره ژنتیکی صورت گیرد و سپس مُراجع تصمیم خود را بگیرد. - در مورد دختر یا پسری که مریض است، یا بیماری ارثی دارد: اولاً مشاور باید ببیند آیا بیماری او خطرناک است؟ ثانیاً این بیماری به بچه ها نیز منتقل می شود یا خیر؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنین دختر و پسری بررسی پزشکی و تحقیقات لازم انجام گیرد. چنانچه بیماری برای خود فرد خطری نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشکلی وجود نخواهد داشت. - نظر به این که قیافه ظاهری عاملی عینی است و زیبایی جاذبه بسیاری برای ازدواج دارد، بنابراین احتمال دارد که پسر یا دختر با عشق و علاقه افراطی، دیگر عوامل مؤثر در ازدواج را کنار بگذارند و تنها با توجه به زیبایی به سوی زناشویی کشیده شوند. در این موارد وظیفه مشاور آن است که با تشکیل جلسات مشاوره و بررسی های همه جانبه و مواجه کردن مُراجع با ازدواج های مشابه ناموفق، عشق غیر واقعی وی را تعدیل نماید. چشم واقع بین را برای دیدن عوامل مختلف مؤثر در زناشویی، فعال نماید تا تصمیم گیری در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گیرد. ماحصل کلام آن که مشاور باید هر مورد را با مشارکت مُراجع از جمیع جهات بررسی کند، با موارد دیگر مقایسه کند و نتایج کار را در هر اقدام پیش بینی نماید. تا بالاخره مراجع با کسب اطلاع و تفکر و بصیرت به تصمیم گیری مناسب نائل گردد.
  24. ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آن وقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید. ● ازدواج یکنواخت وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید ... همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد. با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید. به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید. ● ازدواج سو استفاده گرانه این ازدواج ازدواجی است که در آن شما چه جسما و چه روحا مورد سو»استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. از این رو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است. هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچ گونه سو»استفاده هستند. باید برای خودتان و فرد سو»استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سو»استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آنگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است. ● ازدواج مقام و عنوان البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست. اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتوانید او را در قلبتان جای دهید. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید. برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید. ● ازدواج همسر غایب در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچ وقت همدیگر را نمی بینید. شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند. به علاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آن خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزندانتان تمام می شود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد. دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد. ● ازدواج بادوام اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند. این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وجود می آیند. برای داشتن یک ازدواج بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختی شان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند. چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم. ازدواج شما کدامیک از اینها است؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچ وقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آن خود کنید.
  25. «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است.» (۳۲- نور) ازدواج رویای بسیاری از جوانان است اما برای بعضی از آنان دست نیافتنی می نماید. نوع نگرش جوان، خانواده و کسانی که آنها را می شناسند به مقوله ازدواج می تواند مانع یا راهگشای این امر مقدس باشد که از قدیم گفته اند از تو حرکت و از خدا برکت. ● مسئولیت همگانی در قبال مجردها در جمله اول آیه ۳۲ سوره مبارکه نور، خداوند به صراحت همه کسانی که افراد مجرد را می شناسند مکلف به سروسامان دادن آنان می کند و دایره این کمک کنندگان را به پدر و مادر محدود نمی کند هر چند آنان بیشترین مسئولیت را دارند... تک تک افرادی که دختران و پسران مجرد را می شناسند در قبال تهیه نمکدان تا مسکن، هزینه جشن، خرید و مسائل غیرمادی همچون انتخاب همسر متناسب، معرفی دختران بالغ عفیف که به دلائلی از ازدواج دور مانده اند به پسران با ایمان، فراهم کردن شغل برای زوج یا زوجین و هر نوع کمک مسئولند. «علی نوری» که اهل استان خوزستان است درباره همت اطرافیان برای سروسامان دادن زوج های جوان می گوید: «در برخی مناطق استان خوزستان به ویژه در میان عشایر، وقتی یک جوان، تصمیم به ازدواج می گیرد همه اهل عشیره یا روستا به کمک او و خانواده اش می آیند و از انتخاب همسر تا تهیه هزینه ها و مسکن و شغل یاری می رسانند.» سخن «علی نوری» را با اهالی نواحی مختلف ایران که ساکن تهران هستند در میان می گذارم. آنها نیز وجود چنین رسومات حسنه ای در مناطق خود را تأیید می کنند. «علی» ادامه می دهد: «همه اهل عشیره و یا روستا در حد وسع خود کمک می کنند.» آیا بهتر نیست این رسم زیبا و خداپسندانه را در همه کشور احیا کنیم. ● مسئولیت در قبال تحت امر خداوند به همگان امر می کند که غلامان و کنیزان صالح و درستکار خود را سروسامان دهید. با اینحساب آیا آن کارخانه دار یا صاحب شرکت وظیفه ندارد که مجردهای تحت امر خود را به کمک خانواده و اطرافیان آنان سروسامان دهد. آیا میلیاردرهای کشور که صاحب اموال بسیارند و تعداد زیادی افراد مجرد یا کارکنان صاحب فرزندان بالغ و به اصطلاح دم بخت، تحت امر دارند، وظیفه ای در قبال بی سروسامانی آن جوانان ندارند. «رضا پور ابوالقاسم» که یک کارخانه کارتن سازی دارد خاطره ای تعریف می کند و می گوید: «دوستی داشتم که یک کارخانه کوچک کاشی داشت. با اینکه درآمد آنچنانی نداشت اما در بحث تهیه جهیزیه یا وام دادن به کارگرانی که دختر و پسر دم بخت داشتند کوتاهی نمی کرد و خیلی وقت ها آن پول را می بخشید. چند جوان از جمله خود من، با کمک های او سروسامان گرفتیم. نتیجه عمل او برکتی است که اکنون در زندگی اش دارد؛ کارخانه ای بزرگ، فرزندانی تحصیل کرده و سر به راه و تنی سالم. او هنوز هم به زوج های جوان کمک می کند. خداوند کمک به ازدواج جوان ها را به گرانی و تورم ربط نداده و خود ضامن مخارج آن شده است. اما برای این کمک وسایلی ایجاد کرده که مومنان از آن جمله اند.» جوان باید سر وسامان بگیرد تا دینش کامل شود و به گناه نیفتد اما یک دختر و پسر۵۲-۰۲ ساله چگونه می توانند هزینه های یک عروسی که ساده ترین آن چهارپنج میلیون تومان و رهن یک آپارتمان کوچک در جنوب شهر تهران که ۵۱-۰۱ میلیون تومان است را فراهم کنند. این مبالغ در شهرهای کوچک یا روستاها خیلی که کم شود، یک سوم می شود یعنی ۵تا ۷ میلیون تومان. بنابراین خانواده ها، اطرافیان و صاحبان سرمایه و ثروت در این باب مسئولند و باید همکاری کنند تا جوان ها به گناه نیفتند. دولت و نهادهای حاکمیتی نیز در قبال پرسنل مجرد و فرزندان مجرد کارکنان خود مسئولند و باید با جذب اعتبارات برای این بخش- به صورت وام یا حتی بلاعوض- به سر و سامان گرفتن افراد تحت تکفل خود کمک کنند. این مسئله باید با توجه به واقعیات روز انجام شود. ● کمک آری، دخالت هرگز بعضی جوانها اما از کمک اطرافیان می گریزند. آنها معتقدند کمک بزرگترها زمینه ای برای آغاز دخالت آنها است. این مسئله به ویژه درباره دختران و انتخاب همسر از سوی آنان بسیار اتفاق می افتد. در گذشته بعضی دختران با پسران انتخاب شده توسط خانواده هایشان ازدواج می کردند و تسلیم ازدواج های تحمیلی می شدند. رفته رفته این رسم دربیشتر نقاط ایران از بین رفت اما دخترها از آن طرف بام افتادند. حالا بعضی از آنها، اصلا نظر خانواده را لحاظ نمی کنند یا از تجربیات آنان در مسائل اساسی استفاده نمی کنند و در نتیجه کارشان به جدایی می انجامد. این مسئله درباره برخی پسرها هم صادق است. «آمنه کلهر» دراین زمینه می گوید: «معیار ازدواج درگذشته، ایثار، گذشت و کدبانوگری دختر و صبر و تلاش خستگی ناپذیر پسر در چرخاندن چرخ سنگین زندگی بود. اما حالا معیارهای دوطرف به پول و ظاهر ختم می شود، تشریفات غالب شده، احترام ها از بین رفته و زن و شوهر مشکلات را به گردن یکدیگر می اندازند و از مسئولیت شانه خالی می کنند.» حرفهای این بانوی ۵۷ ساله را جوانی ۲۸ساله که سه سال است ازدواج کرده تکمیل می کند: «می گویند عروسی یک بار اتفاق می افتد و باید هرچه باشکوهتر باشد اما شکوه و شادی به تشریفات آنچنانی نیست. چرا که به تحمل بار سنگین بدهی های بعدش نمی ارزد. تجملات، برکت را از زندگی می برد و سرانجامش به پوچی ختم می شود.» «حمید صادقی» معتقد است که بزرگترها باید ضمن احترام به انتخاب جوانان، با حرف و عمل آنها را راهنمایی کنند و پس از ازدواج هم مراقب آنها باشند تا زندگیشان به ثبات برسد چرا که سالهای اول زندگی پراز اختلاف و سوءتفاهم است. ● همت جوانان «اگر قرار باشد تمام امکانات برای شروع یک زندگی فراهم باشد پس زوج جوان چه چیزی را می خواهند با هم بسازند.» این پرسش را «جلال حسین آبادی» که راننده تاکسی است مطرح می کند. او ادامه می دهد: «قدیم، پیوند بین زوجین عمیق تر بود چون با هر اختلافی راه دادگاه را درپیش نمی گرفتند، زندگی را با هم می ساختند، زن و مرد اهل قناعت بودند و امکانات مالی را با سختی فراهم می کردند اما برایشان شیرین بود چون حاصل دسترنج خودشان را استفاده می کردند. اما الان همه چیز را بزرگترها فراهم می کنند بنابراین جوان ها قدر نمی دانند و با کوچکترین اختلاف به دادگاه می روند.» این راننده تاکسی معتقد است که مقدمات اولیه را باید بزرگترها فراهم کنند اما به فرزندانشان بیاموزند که بقیه راه را خودشان باید بروند. جوان ها هم باید در انتخاب خود دقت کنند و با غیر هم شأن خود به لحاظ اقتصادی و اجتماعی وصلت نکنند. جوان ها ازدواج نمی کنند چون امکانات ندارند غافل از اینکه ازدواج خود آغازی بر سرازیر شدن برکت ها است. «مریم سبحانی» که یک دانشجوی ۲۶ ساله کارشناسی ارشد است از برادرش می گوید: «شغل ثابتی نداشت اما بیکار نمی ماند. تشویقش کردیم که ازدواج کند. یک روز گفت، نیت کرده که ازدواج کند به یک ماه نکشید که در یکی از کارخانه های خودروسازی مشغول کار شد. حالا پول و خانه نداشت که ازدواج کند. یکی از دوستان پدرم پذیرفت که قسمتی از خانه مادر پیرش را به آنها با بهایی کم اجاره بدهد. با مقداری وام و قرض عروسیش را هم راه انداختیم. البته خودش اهل کار و تلاش بود. زندگی سخت است اما با کمی صبر و تلاش می گذرد.» او ادامه می دهد: «این که خداوند وعده داده گشایش ایجاد می کند را به عینه در ازدواج خود، برادرم و پسر عموهایم دیدم فقط باید توکل داشت و صبر و قانع بودن به حد خود.» ● باور وعده خدا «۸۵ درصد دامادها با پشتوانه مالی خانواده هایشان ازدواج می کنند و تنها سرمایه شان، کار آنها است. اکثر پسرها در سنین ۲۲ تا ۳۰ سال ازدواج می کنند اما عروس خانم های ازدواج کرده زیر ۲۲ سال زیادند.» اینها حرف های سیدمحمود میرحیدری؛ سر دفتر یکی از دفاتر ازدواج و استاد حقوق دانشگاه است. او درک بالاتر دخترها در سنین پایین نسبت به پسرها را برای امر ازدواج یک موهبت الهی می خواند اما ازدواج بدون تحقیق را زمینه افتادن به دام فریب می داند. میرحیدری می افزاید: «برخی فقط نگران معتاد بودن خواستگار دخترشان هستند در حالی که عوارض اعتیاد در جوانان آنچنان مشهود نیست بنابراین باید جوانان و خانواده ها به خصوصیات و میزان تفاهم با یکدیگر دفت کنند.» خداوند تأمین مخارج وصلت را تضمین کرده است بنابراین جوان ها بهتر است با توکل به خدا و کمک گرفتن از باتجربه ها، صاحب نفس ها و مومنان حقیقی به مسائل دیگری توجه کنند. انتخاب همسر، تلاش برای کسب روزی حلال، وصلت با یک هم شأن به لحاظ اقتصادی و اجتماعی و تقویت صبر و دانایی از مهم ترین چیزهایی است که دختران و پسران و خانواده ها و اطرافیانشان باید مدنظر داشته باشند.فقط کافی است که جوان و خانواده اش برای این امر مقدس نیت کنند آنگاه برکات خداوند نازل می شود. آنها که باور ندارند امتحان کنند.
×
×
  • اضافه کردن...