رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

tehsky

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    61
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره tehsky

  • تاریخ تولد ۲۸ خرداد ۱۳۵۲

محل سکونت

  • محل سکونت
    تهران

مدل گوشی

  • مدل گوشی
    Nokia-E90

اپراتور

  • اپراتور
    IR-TCI

سیستم عامل رایانه

  • سیستم عامل رایانه
    Windows-7

مرورگر

  • مرورگر
    Google-Chrome

آنتی ویروس

  • آنتی ویروس
    NOD32

شغل

  • شغل
    مدرس

دستاورد های tehsky

10

اعتبار در سایت

  1. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 26 دی ماه )

    16 ژانویه سال 1756 معاهده تاریخی" وایت هال "میان پروس و انگلیس به امضاص رسید و آن چه كه پروس را به امضای این قرارداد وادار میكرد ،قرارداد اتحاد روسیه و انگلیس در 30 دسامبر 1755 میلادی بود .به موج قرارداد وایت هال ،دو كشور تعهد كردند كه از حمله به خاك یكدیگر خودداری كرده مانع حمله دول دیگر به خاك یكدیگر شوند و مخصوصاش ناحیه هانور از هر خطری محفوظ بماند زیرا هانور مركز اصلی سلاطین انگلیس بود. 16 ژانویه سال 1804 قرارداد معروف به" قرارداد دایمی "كه یكی از مهمترین پیمانها و قراردادهای قرن نوزدهم میلادی اروپا محسوب میشود میان نمایندگان تزار الكساندر اول امپراتور روسیه و نمایندگان دولت انگلستان به امضاص رسید .به موجب این قرارداد كه یكی از علل بعدی جنگهای اروپایی علیه ناپلئون بناپارت شد ،انگلستان و روسیه پیمان میبستند كه تا آخر جهان با یكدیگر متحد باشند . 16 ژانویه سال 1889 دكتر" طه - حسین "یكی از نوابغ علمی و ادبی كشور مصر ،در شهر كوچكی به نام" سقاقه "متولد شد .در سه سالگی چشمهای او كور شد ولی او با وجود كوری با ،هوشی سرشار به تحصیل پرداخت و تا سال 1918 دو دكترا از دانشگاه مصر و سوربون پاریس گرفت .سپس به فعالیتهای فرهنگی پرداخت و دانشگاه اسكندریه را بنا نهاد و كتب زیادی نوشت كه" روئیاهای شهرزاد "از آن جمله است .وی مدتها وزارت فرهنگ مصر را به عهده داشت. 16 ژانویه سال 1918 دولت روسیه شوروی به رهبری" ولادیمیر لنین "موئسس رژیم حكومتی امروزی شوروی ،رسماش الغای قرارداد شوم 1907 میلادی و سایر قراردادهایی را كه دولت روسیه تزاری به زور به ایران تحمیل كرده بود اعلام داشت .به خاطر الغای این قراردادها كه همه مخالف آزادی و استقلال ایران بودند ،دولت ایران نیز اولین كشوری بود كه رژیم روسیه شوروی را به رسمیت شناخت. 16 ژانویه سال 1945 جنگ" بوداپست "برای شكستن محاصره نیروهای ارتش سرخ شوروی ،توسط سپاهیان خسته و شكست خورده آلمان نازی آغاز شد" .بوداپست "پایتخت مجارستان پس از شكست رومانی و بلغارستان در سپتامبر 1944 میلادی آغاز شد و هدف روسها به زانو درآوردن مجارستان بود .این جنگ روز 13 فوریه 1945 میلادی با شكست آلمانیها به پایان رسید . 16 ژانویه سال 1957 "آرتورو توسكانینی "آهنگساز موسیقیدان و رهبر اركستر ایتالیایی ،بعد از نود سال زندگی ،در نیویورك آمریكا بدرود حیات گفت و علت مرگ او عارضه سكته قلبی بود .این پارم هنرمند شایسته قرن بیستم ،در سال 1867 میلادی در قدم به عرصه وجود گذاشته بود .توسكانینی سالهای آخر عمر خود را در ایالات متحده آمریكا سپری كرد و در همان كشور مرد . 16 ژانویه سال 483 سلطنت 4 ساله نوزدهمین شاهنشاه سلسله سلطنتی ساسانیان یعنی" بلاش "بعد از مرگ برادرش" فیروز اول "آغاز شد .اولین خوشنواز اقدام وی صلح با" هیاطله "بود و به این ترتیب فرمانروای قوم نیمه وحشی" هیاطله "از مدافعان" بلاش "شده .وی تا سال 487 میلادی سلطنت كرد و بعد از او برادرزادهاش" قباد اول "پسر" فیروز اول "به سلطنت رسید.
  2. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 25 دی ماه )

    ژانویه سال 1498 "ژان كابو "دریانورد و مكتشف بزرگ ایتالیایی در قرن پانزدهم میلادی كه در خدمت" هانری تودور "پادشاه انگلستان بسر میبرد ،پس از 43 سال زندگی بدرود حیات گفت .این مرد كه در طول زندگی خود لحظهای از تلاش و سفر نیاسوده بود روز 2 مارس 1455 میلادی در فلورانس قدم به عرصه وجود گذاشته بود .پسر وی سباستیان كابو نیز از جمله مكتشفین بزرگ بود . 15 ژانویه سال 1559 "الیزابت اول "مقتدرترین ملكه تاریخ انگلستان ،طی تشریفاتی گرینویچ جالب ،تاجگذاری كرد .او به سال 1533 میلادی در متولد شده بود و دختر كوچكتر هنری هشتم محسوب میشد بعد از هنری هشتم ابتدا پسرش ادوارد ششم ،بعد دختر اولش ماری تودور و بعد الیزابت اول به سلطنت رسیدند .سلطنت الیزابت تا سال 1603 میلادی طول كشید . 15 ژانویه سال 1778 "لوئی بناپارت "یكی از برادران ناپلئون بناپارت در شهر آژاكسیو ،پایتخت جزیره كرس قدم به عرصه وجود گذاشت .در دوران حكومت ناپلئون ،لویی ناپلئون كمتر از سایر برادران منشاص اثر و خدمتی بود .وی بعد از ازدواج با" هورتانس "دختر ژوزفین صاحب پسری به نام لویی ناپلئون شد كه بعدها به نام ناپلئون سوم پادشاه شد . 15 ژانویه سال 1854 "اوهم "یكی از نامداران فیزیك و الكتریسیته ،بعد از 67 سال زندگی به درود حیات گفت .نام اصلی و كامل او" ژرژ - سیمون - اوهم "بود روز و 29 ژوئن 1787 میلادی در شهر به نام" ارلانگن "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی كتابی به نام" تئوری ریاضی جریان الكتریك "نوشت كه حاوی قوانین مهمی از الكتریسیته است كه به نام خود او به نام" قوانین اوهم "معروف است . 15 ژانویه سال 1941 به تقاضای" هایل ثلاثی "امپراتور حبشه حمله نیروهای بریتانیا برای آزاد كردن كشور" حبشه "از چنگ ایتالیاییها آغاز شد .در این نبرد بزرگ نیروهای انگلیسی و هندی و سودانی كه جزص متحدین انگلیس در جنگ دوم جهانی بودند از مرزهای سودان به حبشه حمله كردند .پس از دفاعی سخت توسط افراد ایتالیایی كه از سال 1936 حبشه را در تصرف داشتند سرانجام حبشه آزاد شد . 15 ژانویه سال 1959 كمیته علمی تحقیقاتی معروف به" كمیته تخصصی مطالعه و تحقیق قطب جنوب "برای شناسایی بیشتر به اسرار این قسمت از كره زمین تاصسیس شد .مبتكر این كمیته ایالات متحده امریكا بود و كلیه ممالكی كه در جریان سال ژئوفیزیكی از 30 ژوئن 1957 تا 31 دسامبر 1958 در قطب جنوب با یكدیگر همكاری كرده بودند ،برای ادامه مطالعات و تحقیقات علمی خود در قطب جنوب در این كمیته عضویت یافتند . 15 ژانویه سال 197 جنگهای تاریخ معروف به" جنگ سه ساله بینالنهرین "با پیروزی سپاهیان امپراتوری روم به پایان رسید و" بلاش چهارم - اشك بیست و ششم "شاهنشاه اشكانی ایران كه از روز 11 مه 194 میلادی جنگ با روم را برای تصرف بینالنهرین غربی آغاز كرده بود شكست خورد و علاوه بر عدم موفقیت در تصرف بینالنهرین غربی چند شهر دیگر را نیز از دست داد .
  3. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 26 دی ماه )

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16 ژانويه ايران بركناري رشيدالدين فضل الله و قتل او 16ژانويه سال1317 ميلادي ابوسعيد بهادر ايلخان مغولي ايران رشيد الدين فضل الله همداني مورخ و پزشك معروف رااز وزارت بركنار كرد و يك سال بعد مقتول ساخت. مخالفان اين مورخ كه جامع التواريخ از تاليفات اوست از او نزد ايلخان بد گويي، و حتي وي را متهم به مسموم كردن «الجايتو» ايلخان پيشين كرده بودند. قتل رشيدالدين بسيار ظالمانه بود؛ او را با شمشير به دو نيم كرده بودند. رشيدالدين در طول وزارت خود كوشيده بود كه مقامات كشوري را به اصحاب قلم و طبقه باسواد بدهد از جمله حمدالله مستوفي را متصدي امور منطقه قزوين تا زنجان كرده بود. مشارکت نيروي هوايي ایران در تامین یکپارچگی کنگو 26 ديماه 1341 (16 ژانويه 1963 و درست دو سال پس از قتل پاتریس لومومبا قهرمان استقلال طلبی آفریقائیان) به درخواست دبيركل وقت سازمان ملل، ارتش ايران يك اسكادران از شكاري ــ بمب افكن هاي خود مركب از شش جت را براي پايان دادن به تجزيه طلبي موسي چومبه و تامين يكپارچگي كنگو به این کشور فرستاد. پس از دو قرن، اين نخستين بار بود كه نيروهاي مسلح ايران در خارج از مرزهاي كشور وارد عمليات نظامي مي شدند. به تصميم سازمان ملل، فرودگاه «كل وزي» در ايالت جدا شده كاتانگا بمباران و غير قابل استفاده شد و محل استقرار نيروهاي چومبه و مرسنرهای اروپايي به فرماندهي «مايك ديوانه ـ سرهنگ سابق» در اليزبت ويل و جادوت ويل بمباران و راه براي ورود واحدهاي زميني سازمان ملل هموار گرديد، چومبه به خارج فرار كرد و تجزيه كنگو كه به خاطر معادن الماس آن بود (به آن صورت) پايان يافت. تجزيه طلبي چومبه به تحريك و خواست كمپاني هاي خارجي الماس صورت گرفته بود. قبلا هم دولت ايران دو گروه پزشگ نظامي به خواست سازمان ملل به كنگو فرستاده بود. روزی که شاه رفت ـ تکرار تاریخ ایران ـ چند نظر درباره انقلاب 1978 ایران صالحيار بیست و ششم دي ماه 1357(شانزدهم ژانويه سال 1979) و يك روز پس از راي مثبت سنا به نخست وزيري شاپور بختيار، همچنانكه انتظار مي رفت شاه و بانویش ايران را به عزم «اسوان» در جنوب مصر ترک کردند، رفتني كه بازگشت نداشت. شاه سابق روز پیش از آن سه فرزند کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود. هلي كوپتر حامل شاه از نیاوران به مهرآباد توسط پنج هلي كوپتر نظامي اسكورت شده بود و این هلی کوپترها برای رسیدن به مقصد، از فراز ساختمان مقر وزارت دفاع ایران گذشتند! که در آنجا ژنرال هایزر درحال گفت و گو با ژنرالهای ایران بود و بنا به نوشته خود او در کتاب «ماموریت ایران» عبور این هلی کوپترهارا از محل برگزاری مذاکرات به چشم دید!. این تبادل نظرها روزها بود که در آنجا ادامه داشت!. شب پيش از خروج شاه، ژنرال قره باغي رئيس وقت ستاد مشترك نیروهای مسلح در مصاحبه اي اطمينان داده بود كه ارتش كودتا نخواهد كرد!. باوجود این، در لحظه خارج شدن شاه، در فرودگاه مهرآباد چند فرمانده نظامی تلاش کردند که وی را از ترک وطن بازدارند که موفق نشدند. رادیو ایران همان روز به نقل از یک مقام دربار گفت که شاه برای مرخصی و درمان کشوررا ترک گفته است ولی غلامحسین صالحیار سردبیر وقت روزنامه اطلاعات تیتر زده بود که «شاه رفت». پیش از خروج شاه از وطن، راديو مسكو گفته بود: ... و از آنجا که سران ارتش ايران موظف به اطاعت از تصميمات يك ژنرال آمريكايي (ژنرال هايزر) شده اند كه در تهران مستقر شده و تماس مستقيم با كاخ سفيد واشنگتن و فرماندهان نيروهاي سه گانه ايران دارد وقوع هرگونه تغییرات در ایران ـ عکس وضعیت 28 امرداد ـ محتمل است. متعاقب اين گفتار راديو مسكو، در تهران يك سرهنگ آمريكايي «مرده» يافت شده بود كه در آن روز معلوم نبود مقتول شده و يا اينکه خودكشي كرده بود!. روز پيش از آن نيز در شهر کرمان يك مقام آمريكايي به نام «مارتين بركويتس» كشته شده بود. در جریان انقلاب، حزب توده و گروههای کمونیستی دیگر وسیعا فعال شده بودند. غلامحسين صالحيار سردبير وقت روزنامه اطلاعات و از کمونیستهای سابق اندكي پس از خروج شاه از تهران اين روزنامه را با اين تيتر سراسري: «شاه رفت» كه از پيش آماده شده بود منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجديد چاپ مي شد و هر نسخه يك توماني آن تا پنجاه تومان به فروش مي رسيد. در آن روز كه هنوز ارتش، پليس و ساواك به وضعيت سابق باقي بودند و دولت منصوب از سوي شاه قدرت را به دست داشت و بيم از آن بود (كه در صورت شکست خوردن دولت شاپور بختيار) ارتش با كودتا زمام امور را به دست گيرد و شاه را باز گرداند، زدن چنين تيتري يك ريسك بزرگ بود و جرات، دلاوري و از جان گذشتگي زياد لازم داشت. در آن زمان حسين شمس ايلي و علي باستاني دو معاون سردبيري روزنامه اطلاعات بودند. علي باستاني کمتر از دو ماه پس از پيروزي انقلاب، از روزنامه اطلاعات اخراج شد و بعدا هم مدتي را در بازداشت گذرانيد. وي پس از اخراج شدن از روزنامه اطلاعات، خود را خانه نشين ساخت و به روزنامه نگاري بازنگشت. علي باستاني از سال 1336 هجری در روزنامه اطلاعات بکار نوشتن پرداخته بود و سالها معاون سردبير بود. حسين شمس که به مدت 14 سال معاون اول روزنامه اطلاعات بود در بهار 1359 همانند ديگر اعضاي تحريريه از کار اخراج گرديد ولي چند سال بعد به دنياي روزنامه نگاري باز گشت. وي يکي از روزنامه نگاران ماهر و حرفه اي وطن بشمار مي آيد. در آن زمان در ايران هنوز كار حروفچيني به صورت سربي (لاينو تايپ) انجام مي گرفت و تهيه حروف و قرار دادن آنها در قالب فولادين صفحه سازي و سپس زير پرس قرار دادن و به صورت صفحه استوانه اي شكل فلزي در آوردن و به ماشين چاپ بستن وقت گير بود و صالحيار كه رفتن شاه را از چند روز پيش از آن پيش بيني كرده بود تهيه اين تيتر فوق العاده درشت را به استاد عباس مژده بخش مدير صفحات سفارش داده بود. صالحيار براي قبولاندن اين تيتر به شوراي دبيران روزنامه استدلال كرد كه هدف از نوشتن اين دو كلمه به اين درشتي اين است كه نظاميان پايين دست اطمينان حاصل كنند كه شاه باز نخواهد گشت و لذا با در نظر گرفتن عواقب كار، از تيراندازي به مردم خودداري كنند و هدف عمده او جلوگيري و دست كم كاهش قتل ايراني به دست ايراني است. باوجود اين استدلال، وي براي جلوگيري از مخالفت احتمالي بعضي دبيران تحريريه مجبور شد نهيب بزند. اين تيتر سبب شد كه نظاميان از بازگشت شاه مايوس شوند و بيش از گذشته به انقلابيون به پيوندند. تصوير اين صفحه و ترجمه و تفسير تيتر آن در فصل «تاثيرگذاري رسانه ها» در تاريخ عمومي مطبوعات آمده است. سه روز پيش از رفتن شاه از تهران، در پاريس آيت الله خميني براي اداره امور كشور شوراي انقلاب اسلامي تشكيل داده بود و انتصاب شاپور بختيار را (که مورد قبول واشنگتن بود) غير قانوني اعلام كرده بود. 26 روز پس از رفتن شاه از ايران، انقلاب پيروز و پنجاه روز بعد رفراندوم تغيير نظام برگذار شد. صالحيار 19 آذر 1382 پس از 24 سال خانه نشستن فوت شد بدون اين كه از اين كار او كه كاهش خونريزي و تخريب و كاستن از فاصله انقلاب تا پيروزي بود سخني به ميان آيد، حتي پس از مرگش. روزنامه نگاران ایران پس از کناره گیره دولت تمام ـ نظامی ژنرال ازهاری به اعتصاب 62 روزه خود پایان داده بودند. روزنامه های ایران در طول انقلاب و تا چند ماه پس از آن در کنترل کمونیست های سابق بودند. سه روز پيش از رفتن شاه از تهران، در پاريس آيت الله خميني براي اداره امور كشور شوراي انقلاب اسلامي تشكيل داده بود و انتصاب شاپور بختيار را (که طبق نوشته ها؛ مورد قبول واشنگتن بود) غير قانوني اعلام كرده بود. 26 روز پس از رفتن شاه از ايران، انقلاب پيروز و پنجاه روز بعد از آن، رفراندوم تغيير نظام برگزار شد. شاه و دولت او از دیماه 1356 با اعتراض و اعتصاب مردم که هر روز هم گسترش بیشتری می یافت رو به رو و هر اقدام آنان و مشاوران داخلی و خارجی شان برای آرام کردن اوضاع به شکست می انجامید از جمله اصلاح تقویم کشور، وعده آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد، لغو تصمیم به ساخت قمارخانه (کازینو)، ... و نیز اعمال خشونت؛ اعلام حکومت نظامی در هفدهم شهریورماه 1357 و همان روز تیراندازی به تظاهرکنندگان در میدان ژاله (تهران) و روی کار آوردن یک دولت تماما نظامی در نیمه آبان آن سال. ایجاد وحدت مساعی میان مخالفان سلطنت از ملی گرا و چپگرا تا مذهبی و شکست اقدامات دولت شاه برای برقراری آرامش باعث شده بود که متحدان خارجی از جمله جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، جیمز کالاهان نخست وزیر وقت دولت لندن و ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه از ادامه حمایت از او دست بردارند. شاه درنیمه اول دیماه به هر چهره شناخته شده که برای قبول ریاست دولت متوسل شد پاسخ رد شنید جز شاپور بختیار که انتصاب او مورد تایید رئیس جمهور وقت آمریکاهم بود. بختیار به شرط خروج [موقت] شاه از کشور که کارتر رئیس جمهور آمریکا نیز همین نظر را داشت قبول نخست وزیری کرده بود. با انتصاب بختیار (که چند سال بعد در فرانسه ترور شد) کار موسسات و قبل از همه روزنامه ها از سرگرفته شد. ولی برغم خروج شاه از کشور تظاهرات و مخالفت ادامه یافت که بختیار هواداران خودرا به انجام تظاهرات موافق دعوت کرد و میان دو دسته تظاهرکننده زد و خوردهایی صورت گرفت. چند روز پس از رفتن شاه از کشور، بختیار بر پایه محاسباتی (که چگونگی آن هنوز به دست نیامده است) با بازگشت آیت الله خمینی به کشور موافقت کرد و وی اول فوریه پس از 14 سال تبعید به وطن بازگشت و 11 روز بعد انقلاب به پیروزی رسید و .... دوران آوارگي شاه از لحظه پیروزی انقلاب (11 فوریه 1979) تا پايان عمرادامه يافت. شاه مبتلا بسرطان از سال 1973، در دوران آوارگي در كشورهاي مختلف و در سايه ترس از ترور و يا دستگيري و تحويل داده شدن به ايران براي محاكمه بسر مي برد و سرانجام در تابستان 1359(1980 و در آستانه جنگ عراق با ایران) بر اثر همان بيماري در يك بيمارستان نظامي مصر درگذشت و دریک یک مسجد در قاهره مدفون شد. در یک مورد، ورود شاه به نیویورک جهت درمان باعث تصرف سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری کارکنان آن و مآلا قطع کامل روابط دو کشورشد. با این قطع روابط و اعلام شدن آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و کنار رفتن مهدی بازرگان؛ قول و قرارهای خصوصی و محرمانه پیش از انقلاب به فنا رفت و دست آمریکا مستقیما از ایران کوتاه شد و .... انقلاب ایران به عنوان یک رویداد چشمگیر قرن 20 و نتایج ناشی از آن و تداوم تحولات، تغییرات و مسائل مورد توجه تاریخنگاران و پژوهشگران حرفه ای (بیطرف) بوده ولی محصول این پژوهش ها به صورت دقیق و کامل انتشار نیافته و جادارد که درباره تحولات سالهای 1978 و 1979 ایران پژوهش علمی به روش تحقیق در تطور تاریخ ادامه یابد. در این زمینه آنچه که تاکنون انتشار یافته همانا تفسیر گزارش های روز و مصاحبه با ارباب تحقیق، اصحاب نظر و مورخان بوده است. برخی از محققین، این انقلاب را نتیجه روزافزون بودن شکاف میان فقیر و غنی در ایران و تبدیل کشور به یک جامعه طبقاتی مخصوصا در دهه 1970 (دهه 1350 هجری) و به موازات افزایش درآمد ایران از صدور نفت بیان کرده اند که شماری کم (یک اقلیت نسبتا کوچک ـ خواص) روی ثروت ها و مقامهای کشور دست گذارده بودند و دیگران با هراندازه معلومات، آگاهی، شایستگی و مهارت به این ثروتها و مقامها (معاملات دولتی، وکالت مجلس، انتشار نشریه و ...) دسترسی نداشتند و به تدریج ناله هایشان تبدیل به فریادشد و شاه این فریاد را نشنیده گرفت تا دست کم با تغییرات و اصلاحات نسبی در سیستم موافقت کند ... و این فریادها در سال 1357 (1978 میلادی) توفان شد و .... شاه باور نمی کرد که در جهان نیمه دوم قرن بیستم یک کشور و آن هم ایران دارای نظام مذهبی شود و درنتیجه همه ترس او از کمونیست ها بود و بارها این بیم را علنی ساخته و به دولت واشنگتن نیز منتقل کرده بود. شاه ملی گرایان را شماری سالخورده که با اصل سلطنت مخالف نیستند می دانست. به باور یک مفسر آمریکایی، شاه مردی خداترس بود که به شعائر اسلامی احترام می گذارد. این تفسیرنگار در دهه 1960 با شاه دیدار کرده بود. پاره ای دیگر از پژوهشگران نوشته اند که ورود و گسترش فرهنگ غرب در ایران و برخورد دو فرهنگ (مخصوصا در محله های مذهبی تر شهرها و مناطق روستانشین) و قضاوت شاه و دولتش تنها برپایه زندگانی و خواست ساکنان شمال شهر تهران نارضایی توده مردم را برانگیخته بود و منتظر فرصت برای بروز مخالفت بودند. به باور جمعی دیگر، انقلاب ایران ریشه در بپاخیزی ژوئن 1963 (خرداد 1342) داشت و درحقیقت دنباله آن بود ولی شاه به جای توجه به خواستهای بپاخاستگان آن سال، به راه خود ادامه داد. حال آنکه عقل سلیم حکم می کرد که انگیزه آن بپاخیزی و شعارهایش را تحلیل و مورد توجه (نصب العین) قرار می داد. رویدادهای بعد از 12 ژوئن 2009 (22 خرداد 1388 و پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری) هشداری آشگار به سران جمهوری اسلامی بوده است که خواستها را بشنوند و ترتیب اثر دهند و براهی نروند که دولت شاه رفت. تفاوت آنان با شاه این است که دولت شاه دشمن خارجی اینچنانی نداشت، دولت شوروی با شاه اختلاف نظر عقیدتی داشت نه خصومت. در دهه یکم قرن 21 و با این گسترش وسائل اطلاع رسانی،جهانیان از درد و شادی و نظرات یکدیگر آگاهند و واکنش نشان می دهند و .... برخی از تاریخنگاران نوشته اند: در دهه 1970 (دهه 1350هجری) به همان اندازه که درآمد ایران از نفت افزایش می یافت؛ اعیان و اشراف (خواص) توانمندتر و طبقه نادار و روستائیان فقیرتر و ضعیفتر می شدند و طبقه متوسط بی خیال از این گسترش جدایی ها به خوشگذرانی و لوکس کردن وسایل زندگانی سرگرم بود و تاریخ ایران بسرعت به تکرار وضعیت اواخر عهد ساسانیان (نیمه اول قرن هفتم میلادی) می پرداخت که همانا «فلسفه تاریخ» است و ایران در طول زمان چندبار آن را تجربه کرده است. شاه به دلیل بیماری سرطان و تنگ شدن حلقه محاصره او توسط خواص واقعیت هارا لمس نکرد و مانع از تکرار تاریخ نشد و چون می دانست که عمری نخواهد داشت در طول انقلاب هم تنها به روز قیامت و مجازات الهی توجه داشت و وظیفه کشورداری یعنی حفظ جان، مال، امنیت و حیثیت اتباع را فدای آن کرد و .... چند تاریخنگار بخشی از علل ناآرامی های یک دهه آخر عمر نظام سلطنتی ایران را تحریکات و سیاست های برخی از قدرتهای وقت که بیشترشان هم بظاهر دوست دولت شاه بودند برنگاشته و دلایلی برای اثبات این تز خود ارائه داده اند. به باور این تاریخنگاران، کثرت دانشجویان ایرانی در مدارس عالی آمریکا و اروپای غربی و نزدیک شدن اعضای کنفدراسیون دانشجویان به جیمی کارتر و مشاورانش و بدگویی از شاه نظر رئیس جمهور وقت آمریکارا که یک دمکراسی دوست لیبرال است نسبت به شاه و دولتش تغییر داد. در سالهای دهه 1970 (1350 هجری) دهها هزار جوان ایرانی با استفاده از گران شدن مستغلات در ایران (تا صد برابر) و ثابت ماندن ارزش ریال نسبت به دلار (یک دلار = هفت تومان) و آزادی فروش ارز در بانکهای ایران برای تحصیل به آمریکا آمده بودند و چون عمدتا از خانواده های «ورکینگ کلاس» ایران بودند خیلی زود جذب انجمن ها و گروههای دانشجویی مخالف دولت متبوع و ازجمله انجمن دانشجویان مسلمان، مجاهدین خلق، چریکهای فدایی و ... شدند و با راه انداختن تظاهرات ضد شاه و شعار نویسی، مصاحبه و حتی مراجعه خانه به خانه نظر آمریکاییان را نسبت به شاه تغییر دادند و سه مورد تظاهرات وسیع آنان در نوامبر 1977 در شهر واشنگتن (کاخ سفید)، نیویورک و پاریس کار شاه را ساخت و این، آغاز پایان کار او بود. بسیاری از این دانشجویان درجریان انقلاب و یا ظرف یکی دو سال اول (1979 و 9 ماه از سال 1980) به ایران رفتند و چون وضعیت را مطابق میل خود ندیدند عمدتا به کشور محل تحصیل بازگشتند و ماندگار شدند و با استفاده از قوانین مهاجرت محل اقامت بستگان خودرا هم آوردند و اینان بستگان دیگر و این تسلسل تا به امروز ادامه یافته و شمار ایرانیان مهاجر در سراسر جهان ظرف سه دهه گذشته، طبق یک برآورد بالغ بر 5 میلیون می شود که چون تابعیت ایران را لغو نکرده اند تبعه جمهوری اسلامی هم بشمار می آیند و قسمتی از آمار نفوس ایران را تشکیل می دهند. کثرت فارغ التحصیلان مدارس عالی ایران ازجمله دانشگاه آزاد که کار مناسب تحصیلات خود پیدا نمی کنند مسئله جاری جمهوری اسلامی شده و بخشی از شرکت کنندگان در تظاهرات شش ماه آخر سال 2009 را همین فارغ التحصیلان و دانشجویان تشکیل می دادند. عکس قسمت بالاي صفحه اول روزنامه اطلاعات26 دي ماه 1357 در قلمرو انديشه نگاهي كوتاه به انديشه و كارهاي جمال عبدالناصر به مناسبت زاد روز او 15 ژانويه زاد روز جمال عبالناصر رهبر فقيد مصر و صاحب فرضيه « ناصريسم » بود كه در سال 1918 به دنيا آمد و 52 سال عمركرد. وي مشكلات جهان عرب را نتيجه مداخله نيروهاي استعمار و در صدر آنها انگلستان و نيز روحيه سازشكارانه مقامات عربي و وجود نفاق ميان آنان و ادامه نظام ارباب و رعيتي و نا آگاهي وعقب ماندگي عمومي مردم منطقه مي دانست و با ارائه يك ايدئو لوژي كه تركيبي از سوسياليسم معتدل و وفاداري ملي و وحدت عربي بود به سلطنت و نفوذ انگلستان در مصر پايان داد ، آبراه سوئز و بسياري از موسسات مصر را ملي كرد و مالكيت اراضي كشاورزي را محدود ساخت، با سوريه جمهوري متحد عرب را به وجود آورد ، به پيروزي كودتاي ضد سلطنت در عراق كمك كرد ، به مبارزه بي امان با نظام موروثي در يمن ادامه داد ، سد اسوان را در مصر بدون كمك غرب ساخت و با در پيش گرفتن سياست « قرار دادن شوروي در برابر غرب در مصر» در جنگ سال 1956 با انگلستان ، فرانسه و اسرائيل چيزي را از دست نداد . چون طعم ضعف نظامي اعراب را در جنگ سال 1948 با اسراييل به عنوان يك افسر جزء چشيده بود تا توانست به تقويت بنيه نطامي مصر پرداخت . ناصر هنگام ملاقات با« چه گوارا » درقاهره ناصر از موسسان جنبش غير متعهد در جهان است . وي كه از دوستداران دكتر مصدق بود شديدا با شاه مخالفت داشت و سياست هاي اورا كمك به سلطه غرب بركل خاورميانه و استثمار منابع طبيعي اين منطقه از جمله نفت مي دانست و بارها شاه را متهم كرده بود كه خاور ميانه را صحنه رقابت شرق و غرب كرده و سهم بزرگي در انتقال جنگ سرد دو ابرقدرت به اين منطقه داشته است. ناصر كه كار نظامي اش را به عنوان ستوان در سودان تحت سلطه انگلستان آغاز كرده بود و از اين وضعيت متاثر شده بود با چند افسر ديگر جنبش « افسران آزاد » را پايه گذاري كرد و همين جنبش در ژوئيه سال 1952 با يك كودتاي بدون خونريزي به عمر سلطنت كه به زعم او عامل استعمار بود پايان داد . وي كه در جريان كودتا در پس پرده عمل مي كرد در سال 1954 نخست وزير و بعدا رئيس جمهوري مصر شد و دست به اصلاحات اجتماعي و اقتصادي زد و جمعيت اخوان المسلمين را از سر راه خود برداشت و درهمين سال نيروهاي انگليسي را از مصر بيرون كرد . در سال 1955 به عنوان يكي از موسسان جنبش غير متعهد به «نشست باندونگ » رفت . وي كار پياده كردن سوسياليسم را در مصر از سال 1956 پس از تصويب قانون اساسي تازه آغاز و به بلوك شرق نزديك شد. در 26 ژوئيه همين سال آبراه سوئز را ملي كردكه باهجوم نيروهاي انگلستان ، فرانسه و اسرائيل به كشورش رو به رو گرديد. اخطار مسكو كه به كمك مصر نيرو خواهد فرستاد و ميانجي گري امريكا به اين حمله سه جانبه پايان داد. دكترين سياسي ــ اجتماعي او كه به « ناصريسم » معروف شده است بر پايه رد سلطه غرب و حتي دريافت كمك از غرب ، تامين عدالت اجتماعي ، ناسيوناليسم و وحدت عربي ، سوسياليسم مطابق درك اعراب و آگاهانيدن هرچه بيشتر توده هاي عرب بود . ناصر در اجراي همين دكترين به تاسيس خبرگزاري خاورميانه دست زد كه رسانه هاي عربي را از خبرگزاري هاي غربي كه به زعم او اخبار را در جهت منافع خود دستچين و تنظيم مي كردند دست زد . وحدت با سوريه را به اميد پيوستن ساير كشورهاي عربي به آن انجام داد و اتحاد سوسياليست را براي اجراي طرحهاي خود تاسيس كرد و به تدريج به ياري جنبش هاي رهايي بخش كشورهاي افريقايي روي آورد و به صورت يك قهرمان ملي اعراب در آمد كه شكست نظامي در جنگ شش روزه سال 1967 به اعتبار او لطمه زد و تاثير اين شكست برروحيه و وضعيت مزاجي اش باعث شد كه نهايتا در 28 سپتامبر سال 1970 بر اثر حمله قلبي فوت شود. در قلمرو رسانهها سالروز درگذشت مبتکر فتوژورناليسم؛ مردي كه نوشتن با دوربين را رواج داد Mathew Brady 15مروز سالروز درگذشت «متيو بريدي Mathew Brady» پدر عكس خبري (فتوژورنالیسم) است كه در سال 1896 در 72 سالگي درگذشت . با این ابتکار وی، گامی دیگر در تکمیل حرفه روزنامه نگاري برداشته شد. مشاهده صحنه هاي دلخراش جنگ كريمه «متيو» را به فكر ابداع حرفه عكس خبري انداخته بود. متيو كه با تشكيل يك گروه عكس، جنگ داخلي آمريكا (1861 ـ 1865) را پوشش داد گفته است كه بعضي روزنامه نگاران با قلم مي نويسند و پاره اي ديگر با دوربين و فرق در اين است كه نوشته ی با قلم را مي توان تحريف كرد و عكس را نه. بنابراین، دوربین عين حقيقت را منعكس مي كند؛ زيبا يا زشت. [این بیان متیو، در قرن 21 صداقت پیشین را ندارد و امروزه با ابزارهای دیجیتال ازجمله فتوشاپ و پینت شاپ می توان تصاویر خبری را هم ادیت و تغییر شکل داد و سانسور کرد]. متیو متیو همچنین گفته است: فرق ديگر قلم و دوربین اين است كه نوشته نياز به سواد خواندن دارد ولی درك تصویر به سواد و دانستن زبان خاص نياز ندارد ـ تصویر يك زبان بين المللي براي بازگو كردن حقايق است كه هركس مي تواند آن را درك كند و تصویر خوب آن است که بدون زیرنویس هم ماجرا و داستان را بیان دارد. يك تصویر به تنهایی مي تواند داستاني را بيان كند كه اگر به رشته تحرير در آيد يك كتاب خواهد شد. يك «كتاب عكس» را مي توان در كمتر از يك ساعت خواند، ولي همين كتاب اگر به صورت «نوشته» باشد دست كم يك هفته وقت مي گيرد و مطالب آن هم خيلي زود از ذهن خارج مي شود؛ تازه تاثير عكس را ندارد. به همين دليل متيو «فتوژورنالیست = خبرنگار عکاس» را از ساختن صحنه برای گرفتن تصویر منع كرده و این عمل را خيانت به حرفه روزنامه نگاري خوانده است كه مرتكب، سزاوار اخراج از اين حرفه است. متيو درجريان جنگ خونين و پرتلفات داخلي آمريكا كه نوعي برادركشي بود از افراد گروه خود خواسته بود كه صرفا سراغ گرفتن عكس از افسران و ژنرالها و رژه سربازان نروند؛ از خرابيها، چاله هاي انفجار، اجساد رهاشده و زخمي ها عكس بردارند تا هركس كه تصاویر را مشاهده كند از هر جنگي متنفر شود و عمر جنگ پايان يابد. با همين فكر، وي عكسهايش را در سر چهار راهها در ويترين قرار مي داد تا تنفر عمومي از جنك برانگيخته شود. عكسهاي متيو به صورت كتاب در آمده و در هر موزه يك تالار را به خود اختصاص داده است. جنگ داخلي آمريكا در سال 1865 پايان يافت. «متيو بريدي » كه در سال 1823 در ايالت نيويورك به دنيا آمده بود به تكميل دوربين عكاسي و پيشرفت فن چاپ عكس و عكسبرداري و هنر پرتره برداري نیز كمك بسيار كرد. توضیحات و توصیفات «متیو بریدی» بود که نشریات را پُر از عکس کرد و تیراژها بالا رفت، به علاوه، تالیفات تصویری (کتاب های تماما عکس ـ بازتاب یک موضوع صرفا با عکس) وارد بازار کتاب شد. در پی پیدایش آنلاین ها از آخرین دهه قرن 20 و کم حوصله شدن مخاطبان، سردبیران روزنامه ها برمیزان چاپ عکس افزوده و صفحات عکس خبری [اخبار از دریچه دوربین و ...] بوجودآورده اند که صد درصد مخاطب [مخاطب راضی] دارد. مقاله روزنامه نگار نبايد« ترتيب داده شده از قبل» و القاء و يا به خواست شخص ثالث باشد 15 ژانويه 2005 اف سي سي ( كميسيون ارتباطات فدرال) كه يك مجمع رسيدگي به امور راديو ـ تلويزيونها ، اينترنت و مخابرات در آمريكاست كار رسيدگي به پول گرفتن « آرامسترانگ ويليامز » روزنامه نگار آمريكايي از وزارت آموزش و پرورش اين كشور به منظور تبليغ يكي از برنامه هاي اين وزارت را در لابلاي مقالات و تحليلهاي خود كه منظما در رسانه هاي اين كشور منتشر مي شدند آغاز كرد. يك سخنگوي اين كميسيون گفت كه كار رسيدگي توسط يك هيات انجام مي شود و آنچه كه معلوم است اين است كه ويليامز قبلا جريان معامله (قول و قرار) خود با وزارت آموزش و پرورش را به صورتي كه بود و دقيقا به اطلاع رسانه هايي كه مقالات او را منتشر مي كنند از جمله چند راديو ـ تلويزيون نرسانده بود. طبق اصول روزنامه نگاري، مقاله( تفسير و تحليل) بايد صرفا نظر نويسنده اش باشد نه القاء و خواست طرف ثالث. مقاله بدون ذكر نام نويسنده، نظر روزنامه و راديو ـ تلويزيون است و در بالاي مقالات چاپي ويليامز نام او ذكر مي شد و از راديو ـ تلويزيون هم با صداي خود او پخش مي گرديد. اگر تفسير راديو ـ تلويزيوني توسط گوينده معمولي آن رسانه ها خوانده شود، نظر رسانه و صاحب آن است كه ممكن است ژورناليست هم نباشد، ولي با صداي مفسر، نظر خود اوست و بايد واقعا نظر و عقيده خودش باشد، نه اين كه پول گرفته باشد تا چنان عقيده اي را مطرح و تبليغ كند مگر اين كه قبلا به صورتي اشاره كرده باشد كه از او خواسته اند كه چنين بگويد و يا بنويسد تا مخاطبان بدانند كه آن مطلب از نويسنده مقاله نيست و فريب نخورند. مقاله نويس( كه يك روزنامه نگار سرشناس و با تجربه بايد باشد) حق ورود به دنياي اعلان و آگهي را ندارد و نبايد تفسير و تحليل هاي او كه مردم براي خريدشان پول مي دهند « ترتيب داده شده از قبل » باشد. چنين ترتيبي در روزنامه نگاري حرفه اي وجود ندارد و مردود است. از سوي ديگر دو تن از سناتورهاي حزب دمكرات آمريكا، سناتور «دورگان» و سناتور «وايدن» گفته اند كه اين موضوع را تا به آخر دنبال خواهند كرد.پرزيدنت جورج بوش ( پسر) نيز ضمن اعلام بي اطلاعي از قرار داد وزارت آموزش و پرورش كابينه خود با ويليامز اظهار اميدواري كرده است كه چنين موضوعي در آمريكا تكرار نشود.. ساير ملل اعلاميه مربوط به بمب اتمي 100 مگاتني شوروي ، ولي ..... نيكيتاخروشچف رهبر وقت شوروي 16 ژانويه 1963 اعلام كرد كه اين كشور بمب اتمي 100 مگا تني ساخته است . هنوز معلوم نشده كه بر سر اين تسليحات چه آمده و روسيه فدراتيو با اين قدرت آتش ، چرا سياست انفعالي و انزوا در پيش گرفته است كه مآلا برايش زيان غير قابل جبران خواهد داشت!. ديروز ( 16 ژانويه2004 ) از عمر كشور واحد روسيه كه ايجاد آن از سوي ايوان مخوف اعلام شد درست 457 سال گذشت تصميم انگلستان به خروج از شرق سوئز که امکان داد دولت ايران برخي از جزاير خود را به قلمرو وطن باز گرداند دولت انگلستان تصميم گرفت كه به دلايل مالي! نيروهاي خود را از شرق سوئز ازجمله منطقه خليج فارس و سنگاپور تا سال 1972 خارج سازد و روز بعد( 17 ژانويه 1968 )ويلسون نخست وزير وقت انگلستان اين تصميم را در پارلمان اين كشور اعلام داشت. نيروهاي انگليسي چهار قرن در اين مناطق بودند. با خروج انگلستان از خليج فارس ، دولت وقت ايران امكان يافت كه با توسل به نيروي مسلح برخي جزاير خود را به قلمرو وطن بازگرداند . مروري بر تاريخ وطن نشان مي دهد كه ايران عمدتا به دليل نداشتن توان جنگ دريايي ، بيش از هر كشور ديگر از حضور طولاني انگلستان در منطقه خليج فارس آسيب ديده است. آغاز نخستين جنگ آمريکا و عراق – جنگ برسر کویت حمله نظامي آمريكا و يارانش از جمله دولت سعودي، مصر و قطر با 690 هزار نظامی ( 425 هزار تن از آنان آمريكايي )، 1800 هواپيماي نظامي و دهها كشتي جنگی و ناوهاي پرتاب موشك كروز از سحرگاه 16 ژانويه 1991 به مواضع عراق در داخل اين كشور و كويت آغاز شد. هدف از اين حمله اجراي قطعنامه 678 شوراي امنيت اعلام شده بود كه به دولت عراق تا 15 ژانويه مهلت داده بود كه كويت را تخليه كند. چهار روز پیش از آغاز حمله، دبیرکل وقت سازمان ملل عازم مذاکره با دولت عراق شده بود تا موافقت این دولت را به خروج از کویت جلب کند ولی کنگره آمریکا منتظر نتایج مذاکرات او نشد و به رئیس جمهور اختیار جنگ داد و دو روز بعداز این تصویب این اختیارات، حمله نظامی آغاز شد. به این ترتیب تلاش های ظاهرا صلح آمیز آخر تنها برای دادن چهره بهتری به جنگ بود. اندكي پس از آغاز حمله 50 موشك كروز به سوي عراق و عمدتا بغداد پرتاب شد. در آن زمان چني (معاون جورج بوش دوم) وزير دفاع و ژنرال پاول (وزير امور خارجه دولت جورج بوش دوم) رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا بود. جورج بوش (پدر) 16 ژانویه در نطقي كوتاه حمله نظامي به عراق را اقدامي به منظور آزاد ساختن كويت خواند و صدام حسين در مطلبي كه از راديو تلويزيون پخش شد جورج بوش را مردي دو رو كه خيالات شيطاني دارد توصيف كرد. نبايد منتظر برقراري ثبات در عراق بود شبكه سي بي اس آمريكا جمعه شب 14 ژانويه 2005 گزارش تازه « سيا » را كه عراق دارد به صورت بزرگترين مركز جذب ، تجمع و عملياتي تروريسم در جهان در مي آيد و يك خطر بزرگتر مي شود خبر اول بخش مشروح اخبار خود قرار داده بود و ساير اخبار مربوط به اوضاع عراق از جمله ابراز عجز و ترديد مقامات از برقراري نظم، و حفظ آن در روز انتخابات اين كشور را پشت بند آن گزارش قرار داده بود، ولي سرويسهاي خبري ديگر تا اين حد به آن توجه نكرده و در رديف اخبار « تاپ » نگنجانده بودند!. سي بي اس گفت: از اين گزارش چنين بر مي آيد كه نبايد منتظر برقراري ثبات در عراق در آينده اي نزديك بود. برخي ديگر از رويدادهاي 16 ژانويه 1938: در آخرين سال رکود اقتصادي آمريکا معروف به رکود بزرگ ، طبق يك آمار رسمي ، جمع بيكاران آمريكا به هشت ميليون تن رسيده بود. 1944: شوراي مشورتي اروپا پيشنهاد كرد كه پس از شكست هيتلر، آلمان به چند منطقه تقسيم شود تا بار ديگر نتواند بر ضد همسايگانش جنگ به راه اندازد. 1945: ارتش سرخ ( شوروي ) آلمانيها را از شهر ورشو ( پايتخت لهستان) دور ساخت و دو روز بعد در اين شهر مستقر شد.
  4. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 26 دی ماه )

    ۲۶ دی - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۳۰۲ روز گذشته و به پایان آن ۶۳ روز (در سال عادی) یا ۶۴ روز (در سال کبیسه) ماندهاست. رویدادها ۱۳۵۷ - فرار محمدرضا پهلوی از ایران در پی بالاگرفتن تظاهرات و مخالفتهای مردمی.
  5. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 25 دی ماه )

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 15 ژانويه ايران روز درخشان ديگري درتاريخ ايرانيان: احياء حاكميّت ملي پانزدهم ژانويه سال 946 ميلادي (25 ديماه) احمد ديلمي (معزالدوله) بغداد را متصرف شد، المستكفي بيست و دومين خليفه عباسي را بركنار كرد و با اين اقدام حكومت سراسر ايران بار ديگر در دست ايرانيان قرارگرفت و تجديد حاكميت ملّي كه مرداني چون ماكان و مرداويز از مازندران و ديلمان، بابك خرّمدين از آذربايجان، سيستاني ها (ايرانيان خاوري كه امروز افغان خوانده مي شوند) ازجمله صفّاريان، خراساني ها به ويژه سامانيان و ... در راهش تلاش كرده و جان باخته بودند به تحقق پيوست. علي، احمد و حسن ديلمي پسران بويه از پيروان و دستياران «مرداويز» قهرمان ملّي ما بودند كه آرزوها و انديشه هاي وي را دنبال كردند. بوئيان «شيعه اثني عشري» را با ناسيوناليسم ايراني درآميختند تا ميهن آنان درجهان اسلامی ماهيتي كاملا مستقل داشته باشد؛ به همان گونه كه آئين زرتشت ستون ناسيوناليسم ايراني در دوران ساسانيان بود. احمد از سوي برادر خود علي ديلمي مامور پس گرفتن خوزستان و تصرف بغداد بود كه به انجام هر دو ماموريت موفق شد. وی بود که رسمیت عزاداری تاسوعا و عاشورا را اعلام داشت. تاريخ نگاران اروپايي 15 ژانويه 946 ميلادي ـ فتح مقرّ خليفه عباسي را [پس گرفتن ناحیه ایکه پايتخت امپراتوري باستاني ایران در آنجا قرارداشت] براي ايرانيان روزي بزرگ ثبت تاریخ کرده اند ـ روزي درخشان همانند روزي كه كوروش بزرگ ايجاد امپراتوری ايران را اعلام داشت و روزي كه اشكانيان مقدونيهاي اشغالگر (جانشينان اسكندر) را به مديترانه ريختند. مقدوني ها «سلوكيه» را در كنار دجله ساخته بودند تا از آنجا بر آسياي غربي حكومت و نظارت كنند كه اشكانيان پس از بيرون راندن آنان از آسيا، تيسفون (مداين ـ واقع در 36 كيلومتري جنوب بغداد امروز) را در سوي ديگر دجله ساختند و دو دولت اشكاني و ساساني ايران حدود هزار سال از اين شهر بر امپراتوري پهناورشان حكومت كردند و مانع پيشروي اروپاييان (روميان) در آسيا شدند. هر دو دودمان خطر نزديك بودن به مرز رقيب (امپراتوري غرب = روم ) را تحمل كردند و پايتخت را از تيسفون به يك شهر مركزي انتقال ندادند. بغداد در دسامبر سال 1534 از دست ايران خارج شد و موقتا به دست سلطان سليمان امپراتور عثماني افتاد كه خود را خليفه مسلمين مي خواند و بغداد را براي اثبات ادعاي خود لازم داشت. دولت صفويه ايران بعدا بغداد را از عثماني ها پس گرفت و در آنجا يك پادگان ثابت به وجود آورد و يك واحد نظامي نيرومند مستقر ساخت. جنگ متناوب ايران و عثماني بر سر بغداد دو قرن طول كشيد و در زمان نادرشاه مصالحه صورت گرفت؛ ايران از دعاوي خود بر بغداد دست كشيد و عثماني حاكميت ايران بر ايروان (پايتخت كنوني ارمنستان) و همه قفقاز جنوبي را برسميت شناخت. ماجراي قتل گريبايدوف در تهران Alexander S. Griboyedov الكساندر گريبايدوف Alexander S. Griboyedov ديپلمات، نظامي، نمايشنامه نويس و طنزنگار روس 15 ژانويه 1795 (25 دیماه) در مسكو به دنيا آمد و 11 فوريه 1829 در 34 سالگي در تهران به دست مردم كشته شد. گريبايدوف كه نمايشنامه هاي فكاهي اش هنوز كهنه نشده اند و در جريانند، سالها در تفليس مامور تماس با ايران بود. وي بود كه پيشنويس قرارداد [ننگين] تركمنچاي را پس از امضاي فتحعليشاه به سن پترزبورگ برد و به تزار وقت (نيكلاي اول) داد. گريبايدوف كه در جريان جنگ روس و ايران، همه جا دركنار ژنرال پاسكويچ بود پس از دادن قرارداد تركمنچاي به تزار، از جانب او به سمت سفير روسيه (به اصطلاح آن زمان؛ وزير مختار) در تهران منصوب شد. وي در سفارت روسيه در تهران به يك خواجه حرمسراي فتحعليشاه كه از مردم قفقاز بود پناهندگي داد. اين خواجه فراري گريبايدوف را در جريان سرنوشت دختران قفقازي و به ويژه گرجي ها در حرمسراهاي شاه و شاهزادگان و مقامات ايران قرارداد و گريبايدوف كه تحت تاثير حرفهاي او قرارگرفته بود، باتوجه به مفاد قرارداد تركمنچاي كه بازگشت قفقازي هارا از ايران به شهرهايشان (درصورت تمايل) شامل مي شد نخست به دو زن قفقازي كه از خانه يك شاهزاده قاجار فراركرده بودند پناه داد و سپس دستورداد كه درصورت لزوم براي پس گرفتن اين زنان كه در خرمسراها و احيانا مادر فرزندان اعيان كشور بودند به زور متوسل شوند. انتشار اين تصميم در تهران، ايرانيان را كه از قرارداد تركمنچاي ناخوشنود بودند خشمگين ساخت و به نام جلوگيري از تعرض به حرمسراها و توقيف زوجه (نواميس) مردم به سفارت حمله بردند و با وجود مقاومت قزاقهاي محافظ سفارت وارد آن شدند و گريبايدوف، كاركنان سفارت، قزاقها و حتي خواجه پناهنده شده را كشتند و جسد گريبايدوف را به ميان زباله ها افكندند كه سه روز بعد به دست آمد و به تفليس حمل شد. فتحعليشاه از بيم آغاز جنگ سوم روسيه با ايران، نوه خود خسروميرزا را با جمعي از رجال كشور از جمله ميرزا تقي خان فراهاني (امير كبير) جهت پوزش خواهي به سن پترزبورگ [پایتخت وقت روسیه] فرستاد. تزار از اين رفتار راضي شد و حتي قسمتي از غرامت جنگ پیشین را به ايران بخشيد. تاكيد مصدق بر حاكميت ملي و مالكيت منابع عمومي دكتر مصدق در منزل و در حالي كه هنوز از بستر بيماري برنخاسته بود هفت ساعت تمام با سفير آمريكا كه به ميانجيگري نزد او رفته بود مذاكره كرد لوي هندرسون سفير وقت آمريكا در ايران 25 دي ماه 1331 (15 ژانويه 1953) پيشنهاد تازه مورد موافقت انگلستان براي حل مسئله نفت ايران را به دكتر مصدق رئيس دولت تسليم كرد و اين دو در اين زمينه هفت ساعت باهم گفت و گو كردند. اين مذاكرات در خانه دكتر مصدق در خيابان كاخ (خيابان فلسطين امروز) انجام شد، زيرا كه رهبر وقت ايران هنوز از بستر بيماري برنخاسته بود. در اين مذاكرات دكتر مصدق پيشنهاد تازه را مغاير حاكميت ملي و اصل كنترل ثروت عمومي هر كشور مستقل خواند و نظر خود را اعلام داشت. سي و پنج روز بعد (اول اسفند) هندرسون پيشنهاد تازه انگلستان را كه مورد تاييد آمريكا هم قرار گرفته بود به دكتر مصدق تسليم داشت كه ضمن آن ملي شدن صنعت نفت ايران و مالكيت دولت ايران بر آن برسميت شناخته شده بود، اما قيمت گذاري و فروش در دست ايران نبود و به علاوه، بر امور فني آن بايد كارشناسان خارجي نظارت داشته باشند كه مصدق آن را هم مغاير قانون ملي شدن صنعت نفت و حاكميت ملي خواند. «تاريخ» نشان داد كه پس از براندازي 28 مرداد، همين پيشنهاد (طرح) با جزيي تفاوتي به اجرا در آمد، شركت ملي نفت باقي ماند و طرف قرار داد با كنسرسيوم نفت شد. هندرسون يكي از دست اندركاران براندازي 28 مرداد بود. هندر سون ديپلمات معروف آمريكا و سفير اين كشور در ايران در زمان حكومت دكتر مصدق و تا يك سال بعد از آن ، كه بعدا معاون وزير خارجه آمريكا شد خامنه اي امام جمعه تهران شد مطبوعات تهران در اين روز در سال 1358 دستخط مورخ 24 دي ماه آيت الله خميني كه به موجب آن سيدعلي خامنه اي را به سمت امام جمعه تهران منصوب كرده بود منتشر ساختند. اين روزنامه ها نوشته بودند كه خامنه اي مسئول سپاه پاسداران و عضو شوراي انقلاب است كه فكر تاسيس حزب جمهوري اسلامي ازوست و يكي از تاليفاتش «ادعانامه عليه تمدن غرب» عنوان دارد. آيت الله خميني در دستخط خود نوشته بود که چون حجت الاسلام منتظري انصراف داده سمت امامت جمعه تهران به حجت الاسلام خامنه اي داده مي شود. درجه بندي مدارس تعليمات عمومي؟! - آيا اصل سي ام قانون اساسي چنين اجازه اي را مي دهد؟ پنجشنبه 24 ديماه 1383( 15 ژانويه 2005) روزنامه همشهري چاپ تهران خبري را به نقل از يك معاون وزارت آموزش و پرورش چاپ كرده بود كه متن آن از اين قرار است: « گروه علمي فرهنگي( تحريريه روزنامه همشهري ): پس از گذشت بيش از يك سال از وعده ضابطه مند شدن مدارس غير انتفاعي در قالب درجه بندي اين مدارس، معاون توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش بار ديگر وعده داد كه شيوه نامه درجه بندي مدارس غير انتفاعي تا دو هفته آينده به مدارس ارسال و كار درجه بندي آنها آغاز مي شود. محمود ابراهيمي ضمن تاييد تاخير در ارسال شيوه نامه درجه بندي مدارس افزود: در هفته آينده طرح درجه بندي مدارس غيرانتفاعي در جلسه شوراي معاونان وزارت آموزش و پرورش مطرح مي شود و سپس دستورالعمل اجرايي آن به مدارس ابلاغ مي گردد. وي با تأكيد بر اينكه با درجه بندي مدارس، ضمن ضابطه مند شدن دريافت شهريه، ميزان نظارت والدين بر عملكرد مدارس افزايش مي يابد، گفت: با اجراي طرح درجه بندي ، مدارس غيرانتفاعي به درجات يك، دو، سه يا خوب، متوسط و عالي تقسيم و ميزان شهريه نيز بر اساس عملكرد مدارس تعيين مي شود. معاون توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اينكه ميزان تخصص معلمان مدرسه و نيروي انساني ، برنامه هاي آموزشي و تربيتي و مسايل اداري و مالي از مواردي است كه در درجه بندي مدارس مدنظر قرار مي گيرد ، اظهار كرد: پيش بيني مي شود كه در سال تحصيلي آينده ۲۰ درصد از مدارس غير انتفاعي درجه بندي شوند.». از اين مطلب چنين استنباط مي شود كه مدارس غير انتفاعي (پولي!) ايران درجه بندي و به درجه هاي يك و دو و سه (متوسط، خوب و عالي) تقسيم مي شوند و اين درجه بندي كه برپايه تخصص معلم و ... است ميزان و ملاك شهريه دريافتي! از دانش آموز قرار خواهد گرفت و .... از ظاهر قضيه چنين استباط مي شود كه اين طرح بدون ملاحظه اصل سي ام قانون اساسي جمهوري اسلامي، قانون تعليمات اجباري سال 1321 ، مصوبات و اقدامات ديگر و نيز تعاريف بين المللي از تعليمات عمومي «يكنواخت» و بدون تبعيض (عدم توجه به ثروت ولي طفل و طبقه اجتماعي او) از سوي يك وزارتخانه كابينه محمد خاتمي تنظيم شده باشد. اصل سي ام قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران صريحا بر عمومي و رايگان بودن آموزش و پرورش در کشور تا پايان دوره متوسطه تاكيد دارد و پيش از تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي، امر آموزش و پرورش در ايران رايگان و يكنواخت بود و به عبارت ديگر، تحصيل آن حاصل بود (يعني نياز به تنظيم برنامه براي دستيابي به اين هدف نبود كه زمان و فراهم آمدن شرايط لازم داشته باشد). قانون تعليمات اجباري ايران (62 ساله در سال 1383) كه از افتخارات ملي ايرانيان بوده است علاوه بر رايگان كردن تعليمات عمومي حكم به «يكنواخت بودن» آن داده است. پس، درجه بندي مدارس كه در سال 1383 تصميم بر آن گرفته شده امر آموزش نوباوگان را از يكنواختي خارج مي سازد عملي است مغاير قانون تعليمات اجباري سال 1321 و ناقض آن. بايد دانست كه يكي از شعارهاي چشمگير انقلاب سال 1357 هم از ميان بردن طبقات اجتماعي در ايران بود. در ايران پيش از انقلاب، از شهريور ماه 1353 نوجوانان از آموزش و پرورش بدون تبعيض برخوردار بودند تا صرف نظر از پول و مقام پدر و مادر، پرورش استعداد مساوي داشته باشند و از اين جهت در طول عمر دچار عقده و در نتيجه عاصي و ناراضي نشوند. گمان نمي رود كشوري در جهان باشد كه مدارس تعليمات عمومي را طبقه بندي كرده باشند و بگويند هركس كه پول دارد به اين مدرسه برود و هركس كه ندارد به آن و در نتيجه پيشرفت در كسب علوم و معارف و پرورش استعداد برحسب ثروت خانواده قرار گيرد. تعاليم اسلامي هم كه نظام فعلي ايران برپايه آن قرار گرفته است هر گونه تبعيض و وجود طبقه در جامعه را مردود مي داند. ممكن است كه بعدا ( پس از تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي در سال 1358 خورشيدي ) موازيني با اندك تفاوت با اصل سي ام قانون اساسي انشاء شده باشد كه بايد توجه داشت كه هيچ قانون موضوعه اي نمي تواند مغاير قانون اساسي و حقوق طبيعي بشر باشد. مثلا مصوبه يك پارلمان كه حكم به اعدام فرضا طاسها (كچل ها) بدهد نبايد اجرا شود و مجري آن مسئول است زيرا «حيات» حق است. قانون اساسي براي اتباع «حق» ايجاد مي كند و پارلمان ، مجمع و شورا نمي تواند حكم به سلب حق طبيعي دهد و موازين مغاير به تصويب برساند. طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي، رئيس جمهور ( رئيس قوه مجريه ) پيش از شروع بكار بايد در مجلس به پاسداري و اجراي قانون اساسي سوگند ياد كند. هنوز دانسته نيست كه آيا محمد خاتمي رئيس جمهور از تصميم وزارت آموزش و پرورش دولت خود قبلا اطلاع داشته است. به گزارش اخير روزنامه كيهان چاپ تهران، وزارت آموزش و پرورش دولت محمد خاتمي كه خبرگزاري هاي خارجي در گزارش هاي خود آن دولت را «اصلاح طلب» توصيف مي كنند دست به اقدام ديگري هم زده است كه احتمالا در ممالك ديگر نظير نداشته است و آن اجاره دادن ديوارهاي مدارس براي انتشار اعلان و آگهي به منظور كسب درآمد و نيز اجاره دادن ترياهاي مدارس و ... است. هنوز از واكنش دادستان كل جمهوري اسلامي نسبت اظهارات اين مقام وزارت آموزش و پرورش كه دانسته و يا ندانسته مطلبي متفاوت از قانون اساسي و قانون تعليمات اجباري را بيان داشته اطلاعي در دست نيست. در سابق نه تنها مقاماتي كه حرفشان حكايت از نقض قانون و بي اعتنايي نسبت به آن بود و در مصاحبه ها و بخشنامه ها مشاهده مي شد به اتهام تحريص به نقض قانون و مصالح جامعه از سوي دادستان احضار و يا به آنان تذكر داده مي شد و روزنامه مكلف به انتشار تذكر بود بلكه خبرنگاري كه چنين مطلبي را نوشته بود، از سوي اتحاديه و سنديكاي مربوط باز خواست مي شد. (به مطلب جداگانه زير که 5 سال بعد انتشار يافته توجه کنيد که اعترافي رسمي است به وجود حدود دو هزار مدرسه غير دولتي با 175 هزار دانش آموز پولی در تهران که وجود اين مدارس ناقض اصل سي ام قانون اساسي جمهوري اسلامي است که هر رئيس جمهور به رعايت آن سوگند ياد مي کند) يک سند کامل و غیر قابل انکار برای اثبات نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران روزنامه کیهان وابسته به دفتر مقام رهبری جمهوری اسلامی در صفحه سوم شماره 19559 (مورخ 24 امرداد 1388) گزارشی را که در زیر آمده است به نقل از خبرگزاری مهر چاپ کرده است: "مدير مشاركت هاي مردمي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: با اجراي طرح جامع نظارت بر مدارس غيردولتي 90 درصد مدارس غيردولتي تهران رتبه بندي شده اند. مهدي جلالي در گفتگو با مهر، درباره چگونگي اين درجه بندي گفت: مدارس غيردولتي در سه درجه تقسيم شده اند و گواهي رتبه خود را نيز دريافت كرده اند. طرح نظارت جامع بر مدارس غيردولتي چهارسال پیش مطرح شد كه يكي از بندهاي آن درباره رده بندي اين دسته از مدارس بود. مدير مشاركت هاي مردمي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران افزود: البته مدارس در هر درجه که قرار بگیرند به دو دسته الف و ب تقسيم مي شوند. براي مثال: مدرسه درجه يك الف يا درجه يك ب و درجه دو الف و درجه دو ب. پيش از اين جلالي عنوان كرده بود كه حدود دو هزار مدرسه غير دولتي در تهران مشغول به فعاليتند و بيش از 175 هزار دانش آموز در اين مدارس درس مي خوانند. جلالي با بيان اينكه درجه بندی مدارس برای اطلاع متقاضيان ثبت نام است و اكثر اين مدارس گواهي «درجه» خود را در تابلو اعلاناتشان نصب كرده اند كه مي تواند والدين دانش آموزان را براي ثبت نام و ميزان شهريه مدرسه راهنمايي كند.". این گزارش و اعتراف مقام آموزش و پرورش (مهدی جلالی) به وجود دو هزار مدرسه پولی با 175 هزار دانش آموز در شهر تهران یک سند کامل و غیر قابل انکار برای اثبات نقض اصل سی ام قانوس اساسی جمهوری اسلامی ایران است که هر رئیس جمهور این کشور به پاسداری و اجرای دقیق آن در مجلس سوگند یاد می کند و اصل سی ام تاکید بر رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه دارد که قبل از انقلاب و تا چند سال پس از آن رایگان و یکنواخت بود. آیا قوه قضایی متوجه این نقض آشگار قانون اساسی جمهوری اسلامی شده است؟. 175 هزار دانش آموز بار سنگینی را از دوش آموزش و پرورش تهران بر نمی دارد. داستاني از بهاي سكه طلا در ايران و قصه پرغصه فروش خانه مولف اين سايت و ناپديدشدن شرکت تعاون مسکن مطبوعات! اواخر دي ماه سال 1331 دولت دكتر مصدق به سبب نزديك بودن نوروز، بهاي بانكي سكه طلا (يك پهلوي) را 75 تومان تعيين كرد كه فروشندگان بايد آن را با افزودن 5 قران سود، به 75 تومان و 5 قران مي فروختند (تقريبا 3700 بار ارزانتر از دي ماه 1388 که بهاي سکه بهار آزادي 273 هزار تومان بود) و زائد بر اين مبلغ گرانفروشي و اجحاف به خريدار محسوب مي شد و مجازات داشت. بهاي سكه طلا در ايران در بيست و پنج سال بعد از آن با اختلاف يك تا پنج تومان بيشتر در همين حدود بود. در سال 1357 (سال انقلاب) ارزش سکه يک پهلوي به علت افزايش سريع و بي سابقه بهاي طلا در بازار بين المللي و بيم از انتقال آثار تورم آمريكا و كاهش ارزش برابري دلار اين كشور به ايران و نيز نگراني مردم از اوضاع وقت كشور به 400 تومان رسيد و در سال 1358 كه ارزش طلا در بازارهاي جهان تا سه برابر افزايش يافت بهاي هر سكه طلا در ايران كه از نوروز اين سال «بهار آزادي ( طرح قديم)» ناميده شده بود به هزار تومان بالا رفت و .... يكي از دلايل بالا رفتن بهاي سكه طلا در وطن ما؛ افزايش تورم پول در ايران و همخواني نداشتن نرخ بهره بانكي با اين تورم است كه مردم ترجيح مي دهند پول اضافي خود را به جاي سپردن به بانك و تحمل پايين رفتن ارزش آن ( قدرت خريد)، در خريد سكه طلا، ارز و مستغلات و ... بكار اندازند!. يك مثال از نگارنده اين سايت كه كاهش ارزش ريال را به خوبي نشان مي دهد: پس از اخراج از راديو ـ تلويزيون، خبرگزاري ملي (ايرناي امروز) و روزنامه اطلاعات (بدون دليل و بي آن كه غرامت اخراج پرداخت شود)، در تيرماه سال 1359 (ژوئيه 1980 ميلادي) خانه 123 متري خود در نارمك را كه در طول 15 سال، آجر به آجر ساخته بودم به 500 هزار تومان فروختم و سيصد هزار تومانش را در يك حساب پس انداز در بانك گذاشتم. با اين پول كه در اسفند ماه سال 1370 به سراغش رفتم تنها مي شد يك دوچرخه خريداري كرد!. در آن زمان پرداخت بهره به حسابهاي پس انداز حرام بود. در سال 1371 که يک شرکت تعاوني تامين مسکن براي روزنامه نگاران تاسيس شده بود و معاون يکي از وزيران وقت و درعين حال ناشر روزنامه (فعلا يکي از مخالفان و مقيم خارجه) مبتکر آن بود، اين نگارنده از ناشر "روزنامه هدف" معرفي نامه گرفت پول را از بانک خارج و 150 هزار تومان هم برآن اضافه کرد تا بتواند سهامدار شرکت تعاوني مسکن مطبوعات شود و جانشيني براي خانه فروخته شده سال 1359 خود بيايد. سهامداران شرکت تعاوني بعدا با مشاهده تعلل در کار و شايعه بالاکشيدن زمين و خروج معاون وزارت از کشور و پناه بردن به خارجي خشمگين شده و دست به اعتراض زدند و از خود يک مدير عامل براي شرکت تعيين و محل شرکت را به خيابان صبا منتقل کردند که اين مدير عامل هم بعدا به دولت نروژ پناهنده شد و ديگر خبري از شرکت و پول نگارنده که اينک پشيزي نمي ارزد نشد اما در جوار همان موسسه ابتکاري "معاون وزير" سازمان توزيع مطبوعات و مبتکر کيوسک هاي توزيع بوجود آمد و بکار ادامه مي دهد. در تابستان 1387 به اداره تعاون استان در خيابان قره ني مراجعه کردم تا آدرس شرکت را به دست آورم و به دادگستري عرضحال دهم که گفتند ده سال است که از آن شرکت خبري ندارند!. شرح فروش اين خانه، اخراجها و خاطرات اين مولف از بيش از نيم قرن روزنامه نگاري در يك مجموعه كتاب كه بعدا انتشار خواهد يافت خواهد آمد. در قلمرو انديشه «رزا لوكزمبورگ»: كارها و انديشه هاي او Red Rosa بانو «رزا لوكزمبورگ Rosa Luxemburg» رهبر شماره يكم قيام مسلحانه سوسياليستهاي آلمان که 15 ژانويه 1919 پس از دستگير شدن، در برلين به دست ماموران دولت و مخالفان كشته شد با انتشار چند كتاب و رساله از جمله كتاب «انباشتن سرمايه» خودرا در رديف فرضيه پردازان بزرگ قرن 20 قرار داده است. وي براي استقرار نظام سوسياليستي در يك جامعه معتقد به قيام مسلحانه بود. رزا تغيير اوضاع از طريق اصلاحات اداري و وضع قوانين پارلماني را باور نداشتت و اتلاف وقت مي دانست. «رزا» از ناسيوناليسم بيم فراوان داشت وآن را مستعد تبديل به تفكر نظامي (ميليتاريسم) مي دانست كه موجب قهرمان سازي و انتصاب مشاهير ملي به سمت هاي بزرگ مي شود و از آنجا كه هر ملتي براي خود برتري ها و برجستگي هايي قائل است ، رفاه عمومي قرباني هرچه بيشتر جلوه دادن اين بزرگي ها مي گردد و جامعه از تفكرات سوسياليستي دور مي شود . وي عقيده داشت كه در يك جامعه ملي گرا هر «ايسم» ديگر خيانت خوانده مي شود و سركوب مي گردد. رزا در رساله «جنبه هاي منفي ناسيوناليسم» نوشته است: هر كشور در طول زمان گوشه اي از سرزمين اصلي را ازدست داده است كه ضميمه كشوري ديگر شده است و اگر ناسيوناليسم سرزمين اصلي فراگير شود، جنگ باهمسايه محتمل خواهد بود، زيرا ناسيوناليسم تنها حاضر است با زبان تفنگ حرف بزند. يك ناسيوناليست تنها به وطن و هموطن مي انديشد و نگران انهاست و برايش مهم نيست كه بشريت و ساير ملل چه دشواري هايي داشته باشند و نسبت به غمهاي آنها بي تفاوت است و به همين سبب آماده است با هر سلطه گري بر ضد ديگران بسازد مشروط بر اين كه منافع وطن او محفوظ بماند. به باور رزا، اگر ناسيوناليسم در يك كشور زنده شود چون مردم را به شور و هيجان در مي آورد اين «ايسم» در اندك مدتي به ملل ديگر منتقل مي شود و مبارزات نژادي گسترش مي يابد. احياء و تقويت روحيه ناسيوناليسي ميان يك ملت زحمت و هزينه ندارد ؛ زبان مي خواهد و قلم. رزا كه از مشكلات دولت انقلاب بلشويكي روسيه آگاه بود در رساله «پس از انقلاب» نوشته است: زنهار، تا زماني كه انقلابيون آمادگي علمي و تخصصي و تجربه كافي به دست نياورند اداره امور را به آنان نسپاريد كه انقلاب را از مسير خود منحرف خواهند ساخت و در اين صورت جانشيني، جز ديكتاتوري نخواهد داشت. رزا بهترين نوع دمكراسي را نظام شورايي ــ از نوع واقعي آن ـــ مي دانست تا همه مردم در تنظيم امور خود مشاركت داشته باشند. رزا كه هنگام مرگ 48 ساله بود در سال 1871 در يک خانواده يهودي در آن منطقه از لهستان كه متعلق به روسيه بود به دنيا آمده بود. وي از دوران دبيرستان روحيه انقلابي داشت و علنا از دولت انتقاد مي كرد و هنگامي كه در صدد دستگيريش بر آمدند به سويس فرار كرد و در انجا دكتراي اقتصاد سياسي گرفت. او سپس به آلمان رفت و از طريق ازدواج با يك كارگر ساده به تابعيت اين كشور در آمد و به فعاليت هاي سياسي سرگرم شد و به عضويت حزب سوسياليست در آمد. سپس براي شركت در انقلاب روسيه به آنجا رفت و دستگير و به زندان افتاد و در زندان بود كه موفق به مطالعه و تفكر و نوشتن كتابهابش شد كه وي را در ميان سوسياليستهاي اروپا معروف ساخت. پس از آزادي از زندان به برلن بازگشت و همه اوقات خود را وقف پيشبرد سوسياليسم كرد و .... در قلمرو رسانهها بحران جهاني خبر پنجشنبه شب 13 ژانويه 2005 شبكه تلويزيون عمومي آمريكا (پي بي اس) براي بررسي علل بحران خبر در جهان يك ميز گرد با شركت چند روزنامه نگار و محقق تشكيل داده بود. اين ميز گرد در پي جنجال پرداخت پول از جانب وزارت آموزش و پرورش آمريكا به «آرمسترانگ ويليامز» براي تاييد يك برنامه اين وزارتخانه در مقالات خود و نيز جعل خبر توسط چند خبر نگار و همچنين بركناري چهارتن از عوامل خبري شبكه سي بي اس كه در تهيه يك گزارش مصور دقت كامل بعمل نياورده بودند برگزار شده بود. در اين ميز گرد، يك محقق موسسه «پن» گفت كه طبق تحقيقات اين موسسه در سراسر جهان، تنها 36 درصد خوانندگان و بينندگان اخبار به درستي و مطابق اصول تهيه شدن آنها اعتماد دارند كه ده درصد كمتر از سال 1995است. آنان كه اعتماد خود را از دست داده اند در نظرسنجي ها گفته اند: در اين دنياي پهناور خبرهايي هستند كه خبرنگاران عمدا و يا بر حسب تنبلي، بي اطلاعي و داشتن مشغله ديگر سراغشان نمي روند و مخاطبان، از دانستن آنها محروم مي شوند. به علاوه، ديده شده است كه هرچه را كه "منابع" به خبرنگاران بدهند نقل مي كنند بدون اين كه درباره ادعا، تحقيق بيشتر كنند و نظر خود و يا ديگران را هم در كنارشان بنويسند و گفته اند كه كيفيت خبرها از نظر كامل بودن و كامل تنظيم شدن به يك سوم سابق رسيده است. از ديد اين دسته از مخاطبان (كه نظرشان استعلام شده بود)، به خبرنگاراني كه به ماموريت خارج از كشورشان اعزام مي شوند و يا اين كه در كشور ديگري ماموريت دارند مي گويند (دستور مي دهند) كه کدام مطلب را بايد تهيه كنند و بفرستند، يعني ماموريت آنان از پيش مشخص شده است. ساير شركت كنندگان در ميز گرد تاييد كردند كه يكي از مشكلات اين است كه به علت كمبود خبرنگار خوب و حرفه اي، در سالهاي اخير رسانه ها براي پر كردن سازمان خود هر متقاضي و با هر تجربه و معلومات و تحصيلات را بكار گرفته اند كه باعث افت خبر شده است. همين دسته گفتند كه خبرنگاران خوب ترجيح مي دهند كه به استخدام دستگاههاي روابط عمومي كه پول و مزاياي بيشتري مي دهند درآيند و يا اين كه مشاور مطبوعاتي مقامات شوند و در وبسايت شخصي آنان بکار پردازند. زني که مي خواهد يک روزنامه نگار تمام عيار باشد Jill Carroll بانو «جيل كرولJill Carroll» روزنامه نگار فري لنس (حق التحريري) آمريكايي كه نهم ژانويه 2006 در بغداد ربوده شده بود در آن سال 28 ساله بود و براي نشريه اخبار آمريكا و گزارش هاي جهان، روزنامه مانيتور و راديو عمومي آمريكا (غير انتفاعي) گزارش تهيه مي كرد. گزارش هاي او درباره وضعيت مردم، مصاحبه هاي با آنان و مشاهدات عيني اش بود و كمتر از اطلاعيه هاي سخنگويان رسمي استفاده مي كرد. جيل در آخرين گزارش خود در آغاز سال 2006 نوشته بود كه در عراق، روزنامه نگاران خارجي عملا در اطاق هتل زنداني هستند و گزارش هاي ارسالي آنان رسمي هستند و كامل نيستند و همه چيز را منعكس نمي كنند. يك خبرنگار اگر بخواهد از هتل خارج شود بايد داراي سه اتومبيل باشد كه خودش در يكي از آنها سوار شود و راه فرار داشته باشد. وي در سال 2005 ) به نشريه «امريكن ژورناليسم ريويو» كه اختصاص به مطالب مربوط به رسانه ها دارد گفته بود كه در زندگي تنها يك آرزو دارد و آن اين است كه يك روزنامه نگار تمام عيار باشد و از اين رهگذر مردم را روشن سازد تا راه را از چاه تشخيص دهند و اگر رسانه هاي معمولي مطالب اورا براي انتشار خريداري نکنند يک وبسايت مستقل براي انتشارشان خواهد ساخت. او پس از فراغت از تحصيل از دانشگاه در روزنامه پر تيراژ «وال استريت جرنال» خبرنگار شده بود، ولي چون نمي خواست كه تنها دستورهاي دبير و سردبير را انجام دهد و به اصطلاح خبرنگار پاراشوتي باشد، از اين روزنامه كناره گيري كرد تا "فري لنس" شود و خود، سوژه ها را براي دنبال كردن انتخاب كند. وي پس از انتخاب وضعيت عراق جهت پوشش، نخست به اردن رفت و در آنجا با تاريخ و فرهنگ عراق آشنا شد، اندكي هم زبان عربي فرا گرفت و از آنجا به عراق رفت و مطالب او هر روز در مانيتور به چاپ مي رسيد. نهم ژانويه 2006 جيل پس از مصاحبه با عدنان الدوليمي از سني هاي معروف عراق، و خروج از دفتر او، توسط چند فرد مسلح ربوده شد. در جريان درگيري بر سر ربودن جيل کرول، مترجم وي كشته شد. ساير ملل ... و به اين سان قيام مسلحانه كمونيستهاي آلمان شكست خورد يك صحنه از سنگرگيري و تيراندازي نظاميان آلمان و راستگرايان اين كشور در برلین برضد كمونيستها در جريان قيام مسلحانه ژانويه 1919 15 ژانويه سال 1919 قيام مسلحانه كمونيستهاي آلمان (اعضای حزب اسپارتاكيست) که عنوان حزب خودرا از نام اسپارتاكوس انقلابي دوهزار سال پيش از آن برگرفته بودند و در آلمان اعلام جمهوری سوسیالیستی کرده بودند در شهر برلین باقتل دو رهبر اصلي قيام، «رزا لوكزمبورگ Rosa Luxemburg» و «كارل ليب نكت Karl Liebknecht» شكست خورد . بانو «رزا» و كارل كه دو روز پيش از اين احساس كرده بودند پيروزي شان دشوار است در يك هتل پناه گرفته بودند كه ماموران دولت آلمان آنان را در آنجا دستگير كردند و پس از بازجويي مقدماتی، هنگام انتقال از هتل، هردو كشته شدند!. «رزا» درجریان انتقال از هتل به دست راستگرايان كه با تباني قبلي ماموران دولت در خارج از ساختمان گرد آمده بودند مضروب و از دست ماموران خارج و با شكنجه فراوان كشته شد و جسدش را به كانال آب افكندند كه كشف نشد. ماموران كارل را با اتومبيل بردند ولي پس از طي مسافتي خودشان اورا در همان اتومبيل كشتند. قيام مسلحانه کمونیستها و عمر جمهوری سوسیالیستی آنان يك هفته طول كشيده بود. از 12 ژانويه ــ چهارمين روز قيام، پيدا بود كمونيستها كه مهارت جنگي نظامیان را نداشتند برنده نخواهند بود. تلفات اين نبرد خياباني بسيار سنگين بود و روزها طول كشيد تا اجساد كشتگان را از خيابانها و ساختمانها جمع آوري كردند. حزب سوسياليست آلمان از مدتها پيش در آستانه انشعاب قرار گرفته بود. جناح تندرو به نام «شاخه اسپارتاكوس» به رهبري «رزا» و «كارل» با تعيين نامزد براي انتخابات عمومي 19 ژانويه مخالفت كرد و راه رسيدن به سوسياليسم را قيام مسلحانه اعلام داشت و چون با مخالفت ضمني شاخه ديگر رو به رو شد اول ژانويه دست به انشعاب زد و تحت نام حزب كمونيست «اسپارتاكيست» درآلمان اعلام جمهوري سوسياليستي كرد. در سراسر آلمان كارمندان و مقامات سوسياليست از همكاري با دولت دست كشيدند و اين، تنها همكاري شاخه ديگر با تندروها بود. در آغاز قيام، اسپارتاكيست ها موفق به تصرف بسياري از سازمانهاي دولتي آلمان شدند. درجريان انقلاب، سوسيال دمكراتهاي آلمان نه تنها از آنان حمايت نكردند بلكه در مواردي هم به ارتش و ناسيوناليستها (راستها) كمك كردند. توان قيامگران از روز چهارم پس از بركناري رئيس پليس برلن كه يك سوسياليست بود رو به كاهش گذارد و تا 15 ژانويه به شكست كامل انجاميد. «رزا» رهبر كمونيستهاي سپارتاكيست در نظر داشت يك نظام سوسياليستي شورايي مشابه روسيه در آلمان كه آمادگي بيشتر و شرايط مناسبتر داشت بر قرار كند. بسياري از اصحاب نظر گفته اند كه اگر قيام كمونيستهاي آلمان در آن زمان پيروز شده بود سوسياليسم جهانگير مي شد و جهان چهره ديگري داشت. رزا و كارل پيش از پناه بردن به هتل و قتل هر دو كمونيستهاي آلمان تا سال 1990 سوسيال دمكراتها را كه در قيام مسلحانه ژانويه 1919 به آنان كمك نكرده بودند «خائن» مي خواندند كه از اين سال بار ديگر ميان دو حزب نوعي همكاري بر قرار شده است. سوسيال دمكراتها براي دفاع از خود گفته بودند و هنوز هم تكرار مي كنند كه برنامه آنان دستيابي تدريجي به سوسياليسم و از طريق همزيستي با نظامهاي كاپيتاليستي موجود است تا قيام مسلحانه و انقلاب، زيراكه در انقلاب، دوره تخريب كوتاه و سريع و دوران بازسازي بسيار كند است و با كوچكترين غفلت و اشتباه ممكن است هرگز دست ندهد. [در بخش « انديشه » در سايت امروز اشاره كوتاهي به افكار «رزا لوكزمبورگ» شده است.] وقتي كه از قانون كاري ساخته نباشد ... Sara Jane Moore «سارا جين مورSara Jane Moore» چهل و دو ساله و مادر چهار فرزند كه قصد ترور جرالد فورد رئيس جمهور وقت آمريكا را كرده بود 15 ژانويه 1976 به اين جرم به حبس ابد محكوم شد. وي در دادگاه به عمل خود اعتراف كرده و گفته بود: «وقتي كه از قانون كاري ساخته نباشد، بايد از تفنگ استفاده كرد.». وي كه قبلا پرستار بيمارستان بود در 42 سالگي به صف ناراضيان آمريكايي پيوسته بود و در سپتامبر 1975 هنگامي كه فورد در شهر سانفرانسيسكو از هتل اقامتش بيرون آمده بود تپانچه خود را به سوي او نشانه رفته بود كه يك رهگذر زير دستش زده بود، گلوله به خطا رفتة بود و فورد نجات يافته بود. در آن زمان، رسانه هاي آمريكا گزارش كرده بودند كه «سارا» قبلا پنج بار شوهر كرده بود ولي در هيچيك از آنها موفق نبود. وي همچنين در تحصيل و كار شكست خورده و تحصيل در دانشكده پرستاري را ناتمام گذارده بود. به ادعاي اين رسانه ها، سارا مدتي هم «خبرچين» اف بي آي شده بود و در اين ماموريت با ناراضيان آشنا شده و به صف آنان پيوسته بود. استقبال سرد مسكو از وزير خارجه ژاپن در مسكو و تفسير رسانه هاي غرب مقامات روسيه از «ماچيمورا» وزير امور خارجه وقت ژاپن كه 13 ژانويه 2005 وارد اين كشور شده بود استقبالي سرد كردند. آنان به او، نه وعده حل مسئله جزاير كوريل را دادند و نه امضاي پيمان صلح. مقامات روسيه گفته بودند كه اين كار نياز به بررسي بسيار طولاني دارد. رسانه هاي غرب كه اين خبر را منتشر كرده بودند نوشته بودند كه اين تحول هم نشانه سخت شدن سياست روسيه است كه بيش از هر كشور ديگر، سلاح اتمي و موشك دارد و بار ديگر مي خواهد با تكيه برآنها كه مي توانند چهل بار كره زمين را نابود سازند سخن بگويد. شلاق خوردن ناراضيان سياسي در كشور سعودي! 13 ژانويه 2005 پانزده تن از دستگير شدگان تظاهرات سال 2004 ضد سلطنت در كشور سعودي به شلاق و زندان محكوم شدند كه يكي از آنان زن است. اين نخستين بار در يك كشور است كه ناراضي سياسي به خوردن شلاق در ملاء عام محكوم مي شود. هر يك از اين محكومان بايد يكصد تا 250 ضربه شلاق تحمل كنند. به محكوم زن در محوطه زندان زنان و به دور از چشم مردها شلاق زده مي شود. اعلام مجازات اين 15 تن در حالي بود که محاكمه ساير دستگير شدگان ادامه داشت. مخالفت با بازنشسته شدن يك ناو هواپيمابر، چرا؟ تصميم به بازنشسته كردن ناو هواپيمابر آمريكايي «جان اف كندي» با مخالفت نمايندگان ايالت ويرجينيا در كنگره آمريكا رو به رو شده بود که موفق شدند آن را چهارسال به تاخير اندازند. اين نمايندگان پارلماني گفته بودند که اگر «كندي» باز نشسته شود؛ بيش از پنج هزار شغل و اعتبارات مالي ديگر مربوط به آن از ايالت آنان مي رود كه برابر است با يك ميليارد دلار زيان در هر سال. در ناو هواپيمابر جان اف كندي که در پايگاه نورفك( ويرجينيا) مستقر بود پنج هزار و پانصد نفر كار مي كردند كه با بازنشسته شدن ناو به نقاط ديگر منتقل مي شدند. اين ناو بالاخره در سال 2009 بازنشسته شد. اظهارات و اظهار نظرها پيرامون مسئله اتمي ايران در 13 ژانويه 2006 بوش و مركل در كاخ سفيد دست اتحاد مي دهند جمعه شب 13 ژانويه 2006 گزارشها، تفسيرها و مصاحبه هاي مربوط به قضيه اتمي شدن ايران بخش بزرگي از اخبار شبكه هاي تلويزيوني آمريكا را به خود اختصاص داده بود. اين گزارش ها با پخش مصاحبه مشترك جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريكا و بانو «آنجلا مركل» رئيس دولت آلمان آغاز شده بود. در اين مصاحبه كه در پي مذاكرات سران دو دولت در كاخ سفيد انجام شده بود، جورج بوش گفت: ايران اتمي تهديدي براي امنيت جهان و به ويژه اسرائيل خواهد بود. وي افزود: كوشش من اين بوده است كه با همكاري سران ساير دولتها، براي مسئله اتمي ايران راه حل ديپلماتيك بيابيم. براي ما قابل قبول نيست كه ايران به اسلحه اتمي مجهز شود. من و «مركل» در قبال مسئله اتمي شدن ايران اتفاق نظر داريم و در آنچه كه بايد صورت گيرد تا از اين جاه طلبي جلوگيري شود متحد هستيم. ما همچنان موافق ادامه راههاي ديپلماتيك هستيم و با ارجاع قضيه به شوراي امنيت سازمان ملل وحدت نظر داريم. بوش گفت كه نمي تواند از هم اكنون پيشداوري كند كه چه تصميمي در شوراي امنيت گرفته خواهد شد و افزود: چون كار به اينجا رسيده است، ما هم اكنون در حال تبادل نظر و مذاكره با دولت هاي ديگر هستيم تا به يك استراتژي واحد دست يابيم. بوش گفت كه اعضاي شوراي امنيت با اقدام خود بايد به ايران پيام دهند كه رفتارش پذيرفتني نيست. بوش سپس به دادن پاسخ به پرسش هاي روزنامه نگار پرداخت و در پاسخ به يك سئوال كه آيا درست است که روابط آمريكا با آلمان در زمان حكومت شرودر چندان دوستانه نبود با كمي مكث گفت: بله. بوش سپس گفت ما و دوستانمان در آلمان منافع مشترك را درك مي كنيم و من از مساعي آلمان در كمك به آمريكا (درقبال مسئله ايران) سپاسگزار هستم. در اين مصاحبه مشترك، مركل به نوبه خود اظهارداشت كه ايران همه پيشنهادهاي ما و حتي روسيه را رد كرده و ما نبايد مرعوب دولت ايران شويم. شبکه هاي تلويزيوني درباره اظهارات جورج بوش به کسب نظر پرداخته بودند از اين قرار: كلينتون ويليام (بيل) كلينتون رئيس جمهوري پيشين آمريكا در اظهار نظر خود در قبال مسئله اتمي ايران كه جمعه شب از شبكه «سي بي اس» پخش شد به طور ضمني دولت بوش را از دست زدن به هرگونه اقدام نظامي برضد ايران برحذر داشت و گفت: ايران، عراق و يا افغانستان نيست. مسائل با ايران راه حل نظامي ندارد. در اين زمينه، بانو مادلين آلبرايت وزير امور خارجه كابينه كلينتون كه نظر او استعلام شده بود گفت: با نگاهي به نقشه جغرافيايي، مي بينيم كه ايران كشوري است پهناور و كوهستاني، مراكز تحقيقات اتمي اش متعدد و پراكنده اند، لذا از حمله نظامي به ايران نتيجه مورد نظر به دست نخواهد آمد و تنها سبب خواهد شد كه مردم ايران با هم متحد شوند و .... «مالا شنكو» پژوهشگر امور روسيه در بنياد «كارنگي» ضمن ابراز نظر در اين باره، گفته بود كه به تصور وي اشارات موافق مسكو به ارجاع مسئله ايران به شوراي امنيت يك «ژست» دولت روسيه در برابر اصرار غرب است. به نظر او، روسيه همكاري اش را با ايران از دست نخواهد داد. اگر قضيه به شوراي امنيت ارجاع شود خواهيد ديد كه چه بازي هايي در آنجا صورت خواهد گرفت. به هرحال گمان نمي رود كه چين بر تحريم ايران صحه بگذارد. «مولر» پژوهشگر بنياد آلماني بررسي امنيت بين المللي در برلين نظر خود را در اين زمينه چنين ابراز كرده بود: تحريم ايران اثر چندان بر زندگي آن كشور نخواهد داشت، ولي از دست رفتن روزانه دو ميليون و هفتصد هزار بشكه نفت تاثير جهاني خواهد داشت و جهانيان آن را لمس خواهند كرد و واكنش منفي نشان خواهند داد. در اين ميان، وزير امور خارجه انگلستان به راديو ـ تلويزيون بي بي سي گفته بود: اگر ايران همچنان مبارز طلبي كند و اندرزهاي شوراي امنيت را نپذيرد راهي جز تحريم آن باقي نخواهد ماند، ولي مفسراني كه نظر آنان استعلام شده بود گفته بودند كه بعيد مي دانند كه چين و روسيه تمايل چندان به «تحريم» نشان دهند. اين مفسران در عين حال به قانون موضوعه اخير پارلمان ايران اشاره كردند و گفتند كه دست دولت اين كشور با اين قانون بسته است. آنان همچنين روي آخرين اخطار ايران تاكيد كرده و گفته بودند كه ايران مي گويد كه اگر قضيه به شوراي امنيت احاله شود بلافاصله به همكاري خود با آژانس بين المللي نيروي اتم پايان خواهد داد و دولت فعلي ايران (احمدي نزاد) نشان داده است كه انعطاف دولت قبلي اين كشور را ندارد. اظهارات جمعه شب (13 ژانويه 2006) «ونگ گوانگيا» نماينده چين در سازمان ملل نظر آن دولت در قبال اين قضيه را تا حدي زياد روشن ساخت كه تاكيد كرد: ارجاع مسئله اتمي ايران به شوراي امنيت، راه حل نيست. اين كار، مسئله را پيچيده تر مي سازد. چين مخالف ارجاع مسئله ايران به شوراي امنيت است. چين عقيده دارد كه طرح مسئله در شورا، معارضه طرفين (ايران و غرب) را تسريع و تشديد خواهد كرد كه به سود صلح و امنيت جهان نيست. اگر مسئله به شورا ارجاع شود نه تنها نتيجه نخواهد داشت بلكه يكي از دو طرف (ايران و غرب) و يا هر دو خشن تر خواهند شد كه عواقب سوء براي امنيت و صلح جهان دارد. سوء استفاده معاون رياست جمهوري آفريقاي جنوبي از هواپيماي دولتي! Phumzile Mlambo Ngcuka حزب اقليت فدراسيون آفريقاي جنوبي 11 ژانويه 2006 بانو «فومزيل ملامبو نگوكاPhumzile Mlambo Ngcuka» معاون رئيس جمهوري اين کشور را متهم كرد كه براي ديدار از امارات عربي خليج فارس كه يك سفر خصوصي بوده از هواپيماي دولتي استفاده كرده و از اين رهگذر به ملت زيان مالي وارد ساخته و دستگاه قضايي بايد به اقدام او رسيدگي كند. دليل خصوصي بودن اين مسافرت، نداشتن ماموريت دولتي و همراه بردن اعضاي خانواده اش بوده بود. اين نخستين بي احتياطي فومزيل نيست، يك شركت نفتي نيز چند سال پيش به اشاره وي در زماني كه وزير معادن و انرژي فدراسيون آفريقاي جنوبي بود به مبارزات انتخاباتي كنگره ملي آفريقا بيش از نصاب قانوني، كمك مالي كرده بود. فومزيل در زمان واردشدن اتهام (سال 2006) 51 ساله بود. برخي ديگر از رويدادهاي 15 ژانويه 1953: ( دي ماه سال1332 ) برغم مخالفت مردم و يك رشته تظاهرات خونين ، سفارت ايران در لندن و سفارت انگلستان در تهران باز گشوده شدند و دو روز بعد راجر استيونسون سفير انگلستان در تهران و علي سهيلي سفير ايران لندن شد . 1955: سناي امريكا بدون راي مخالف تصويب كرد كه كار بازرسي كارمندان سازمانهاي عمومي از نظر وفاداريشان به دولت آغاز شود. 1965: وينستون چرچيل دولتمرد محافظه كار انگليسي دچار سكته مغزي شد و 15 روز بعد ( سي ام ژانويه ) در 91 سالگي در گذشت. 1973: نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا دستور قطع هر گونه حمله نظامي به شمال ويتنام را صادر كرد.
  6. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 25 دی ماه )

    ۲۵ دی ‐ از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۳۰۱ روز گذشته و به پایان آن ۶۴ روز (در سال عادی) یا ۶۵ روز (در سال کبیسه) مانده است. رویدادها ۱۳۶۷ - سالروز صدور فتوای خمینی علیه کتاب آیات شیطانی. ۱۳۸۷ - تاسیس تلویزیون فارسی بیبیسی. زادروزها ۱۳۳۳ - خالد اسلامبولی، مبارز مصری (مرگ ۲۶ فروردین ۱۳۶۱). مناسبتهای ایران روز خانواده
  7. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 24 دی ماه )

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 14 ژانويه ايران رومي ها به جاي غنيمت، طاعون را با خود از آسياي غربي به اروپا بردند شيوع طاعون در آسياي غربي سبب شد كه 14 ژانويه سال 165 ميلادي، «وروس» از جانب برادر خود مارکوس اورليوس،امپراتور وقت روم به دو ژنرال رومي كاسيوس و ماركوس دستور بازگشت به اروپا را دهد. اين دو ژنرال در اواخر سال 164 از فرات گذشته و خسرو ژنرال ايراني را مجبور به عقب نشيني به سوي تيسفون كرده بودند. حالت خصومت ميان دو كشور پس از انتصاب تيگران از سوي بلاش سوم شاه وقت ايران به پادشاهي ارمنستان در سال 161 آغاز شده بود و حملات نظامي ژنرال خسرو به متصرفات روم، امپراتور و سناي اين كشور را خشگمين ساخته بود به گونه اي كه «وروس» كنسول دوم (فرد شماره 2 امپراتوري) را مامور گرفتن انتقام از ايران كردند. وروس اواخر سال 162 وارد سوريه شد و به ايران پيشنهاد سازش داد كه پيشنهاد او رد شد و جنگ آغاز گرديد و ارتش ايران پس از چند نبرد در جنوب غربي تركيه امروز (كاپادوكيه ) دست به عقب نشيني زد. در طول بيش از هفت قرن جنگ و ستيز ميان دو ابر قدرت وقت؛ اين، يكي از دو ــ سه مورد ناكامي ايران در اين جنگها بود. نظاميان رومي كه در سال 165 به اروپا باز گشته بودند بيماري طاعون را از شهر رم تا آلمان و فرانسه پخش كردند و تا پايان سال 166 ميلادي نزديك به يك سوم نفوس اروپاي مركزي و جنوبي از اين بيماري درگذشتند. اين رويداد 1748 سال بعد در پايان جنگ جهاني اول تكرار شد، اين بار سربازان بازگشته از جنگ، ويروس آنفلو آنزا را با خود به شهرهايشان بردند و باعث مرگ 23 ميليون تن از جمله در ايلات متحده آمريكا شدند كه بيش از سه برابر کل تلفات جبهه ها بود. شورش بزرگ قسطنطنیه که مذاکرات ایران و روم را متوقف ساخت شورش نیکا NIka (برنده مسابقه) در قسطنطنیه (استانبول) 14 ژانویه سال 532 میلادی و در دومین روز خود شدت بیشتری یافت و مذاکرات صلح ایران و روم مربوط به جنگهای سال 527 تا سال 531 را که در این شهر آغاز شده بود متوقف ساخت. در این جنگها رومیان شکست خورده و حاضر به ازدست دادن بخشی از قلمرو خود و باج سالانه به ایران شده بودند. مذاکرات ژانویه 532 برای روشن ساختن نکات مبهم موافقتنامه قبلی بود. شورش قسطنطنیه بر سر اعلام برنده مسابقه ارابه رانی آغاز شده بود. شورشیان مدعی بودند که داوران مسابقه تیم مورد علاقه امپراتور ژوستی نین (ژوستی نی ان یکم - Justinian I)را بخاطر خوشنودکردن او برنده اعلام کرده اند حال آنکه تیم دیگر (تیم معروف به پرچم آبی) برنده بود. این مدعیان 13 ژانویه به صورت اعتراض وارد میدان اصلی شهر شده بودند و چون پاسخ نشنیدند از روز بعد به شورش دامن زدند ـ شورشی که پنج روز طول کشید و نیمی از شهر ازجمله کلیسای ایاصوفیه و گوشه ای از کاخ سلطنتی ویران شد. ناراضیان از مالیات سنگین ـ مالیاتی که وضع شده بود تا باج سالانه 2هزار و چهارصد کیلوگرمی طلا به ایران داده شود ـ از روز سوم و دو سناتور مخالف امپراتور از روز چهارم به شورشیان پیوستند. شورشیان خواهان اعدام ژنرال بلیساریوسBelisarius و ژنرال موندوسMundus بودند که از ایران شکست خورده بودند. در این روز «تئودورا» بانوی امپراتور و این دو ژنرال ضمن منصرف ساختن «ژوستی نی ان» از ترک شهر و رفتن به دژ نظامی مجاور خواستند که اجازه دهد ارتش وارد عمل شود و چنین اجازه ای به آنان داده شد و ارتش در پنجمین روز شورش وارد عمل شد و با کشتن هزاران شورشی به ناآرامی پایان داد. هزینه تعمیر خرابی وارده به شهر و ازجمله نوسازی کلیسای ایاصوفیه سبب شد که امپراتور نتواند باج سالانه را به ایران بپردازد و در سال 540 ارتش ایران به دستور خسروانوشیروان از چند ناحیه قلمرو امپراتوری روم را مورد حمله قرارداد. یک بهانه «ژوستی نی ان» از تعلل درپرداخت باج مقرر این بود که دولت ایران به کمک خود به ژرمن های آریایی ـ به عنوان همنژاد ـ ادامه می دهد و آنان با این کمک و وعده های دیگر اعلام استقلال کرده و از روم (بخش غربی به پایتخی شهر رم) جدا شده اند. ارتش ایران در تعرض سال 540 ضمن تصرف حلب (آلپو)، انتاکیه، دارا (امروزه؛ اوقوز) و ادسا، لازیکا Lazika (گرجستان غربی ـ گرجستان ساحلی امروز) و ... دولت قسطنطنیه را مجبور به قبول برتری ایران و پرداخت باج کرد. در نبرد لازیکا 30 هزار رومی کشته شدند. خسروانوشیروان بعدا مبلغ سنگین باج را کاهش داد و پارسیان را تشویق کرد که به گرجستان غربی (لازیکا در ساحل دریای سیاه) مهاجرت کنند تا نفوس ایرانی منطقه در اکثریت باشد. جنگ ایران و روم پنج سال بعد بر سر ناحیه «پترا» ازسر گرفته شد که باز ایران برنده جنگ بود. خشم ايرانيان از يك نامگذاري تحريك آميز و دنباله قضيه خشم ايران نسبت به هفت كشور عربي منطقه خليج فارس كه از 17 ديماه سال 1354 (هفتم ژانويه 1976) آغاز شده بود بيست و چهارم ديماه به اوج خود رسيد و بعدا هم ادامه يافت. اين برانگيخته شدن احساسات و واکنش افكار عمومي ايرانيان پس از نامگذاري يك سرويس خبري به نام «خبرگزاري خليج عربي!» صورت گرفته بود كه متعاقب آن دولت ايران سفيران خود را از اين كشورها فراخواند و در نشست اين سفيران در تهران اين نامگذاري يك دسيسه تازه اعلام شد و اخطار گرديد كه احدي حق ندارد نام دو هزار و پانصد ساله خليج فارس را تغيير دهد. حساسيت و واکنش ايرانيان نسبت به نام تاريخي خليج فارس از آن زمان ادامه داشته است. مفسر راديو دولتي ايران در همان روز اين اقدام ضد تاريخي و ضد فرهنگي را «تحريك ايران به دست شماري از حاكمان عربي، طبق نقشه و سياست دولتهاي خارج از منطقه» خواند و از اين «حاكمان» خواست كه فريب دولتهاي دوردست را نخورند و با آتش بازي نكنند. مرور زمان نشان داده است که اين تحريكات همچنان ادامه دارد. بااينکه دولت و رسانه هاي آمريکا، حتي يکبار جز خليج فارس لفظ ديگري بکار نبرده اند جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت ايالات متحده در آخرين نطق سالانه خود در اين مقام در 28 ژانويه 2008گفته بود: «آمريكا با آنهايي كه (اشاره به دولت ايران) نيروهاي نظامي مارا تهديد كنند برخورد خواهد كرد، و ما در كنار متحدان خود در خليج فارس خواهيم ايستاد و از منافع حياتي خود در منطقه خليج فارس دفاع خواهيم كرد.»، و جمله آخر او تكرار دكترين كارتر در 28 سال پيش از آن بود (استقرار نظامي در خليج فارس و حضور در منطقه). رسانه هاي آمريكا اين قسمت از نطق بوش را اخطار به دولت ايران تلقي كرده بودند که حتي به خاطر تغيير يک نام ولو بطور غير رسمي [نام خليج فارس] شيخ نشينها و دولتهاي منطقه را تهديد مي کند. در قلمرو دانش APOPTOSIS 14 ژانويه 1998 يك گروه از پژوهشگران انستيتويي در تكزاس آمريكا آنزيم عامل مرگ سلولها (اپاتوسيس) را كشف كردند و پي بردند كه كم و يا زياد شدن اين آنزيم زنگ خطر است. از آن زمان تاكنون پيشرفت ديگري در اين كار حاصل نشده است. «آپاتوسيس» از دو كلمه يوناني «اپو» به معناي شكل و فرم و «پتوسيس» به معناي افتادن و مردن ساخته شده و مفهوم آن مرگ سلولهاي بدن است. براي سلولهاي بدن قاعده حيات تعيين شده است كه اگر بر اثر حادثه و بيماري و نفوذ عامل خارجي (ميكرب و ويروس) به بدن نابود نشوند در زمان معين مجبور به خودكشي هستند. از آنجا كه حيات انسان بستگي به سلولها دارد، پژوهشگران از دهها سال پيش در تلاش براي كشف راز مردن سلولها بوده اند تا بتوانند بر طول عمر انسان و كيفيت زندگي بيافزايند. در قلمرو رسانهها زادروز «اندي روني» مفسر تلويزيوني معاصر Andy Rooney امروز زادروز «اندي رونيAndy Rooney» مفسر تلويزيوني معاصر است كه 14 ژانويه 1919 در شهر آلباني ايالت نيويورك در يك خانواده ايرلندي تبار به دنيا آمد و با وجود اين كه 87 سال از عمرش مي گذرد همچنان به تفسير نگاري و تفسير گويي تلويزيوني ادامه مي دهد و معروفترين تفسيرهاي او هر يكشنبه در مجله تلويزيوني «سيكستي مينيتز» شبكه «سي بي اس» پخش مي شود و اعلام شده است كه 60 ميليون بيننده دارد. اندي كار روزنامه نگاري را از سال 1942 (64 سال پيش) و با پوشش جنگ جهاني دوم در جبهه هاي اروپا آغاز كرده و چهار دهه پيش از رسانه هاي چاپي به راديو ـ تلويزيون منتقل شده است كه سمعي و بصري است. اندي 11 كتاب برخواننده نيز منتشر كرده كه معروفترين آنها « كامان نان ـ سنس» است كه درست در دويستمن سال انتشار كتاب توماس پين تحت عنوان «كامان سنس (عقل سليم» انتشار يافت. اندي در اين كتاب كه معنايش «مزخرفات» است اوضاع جامعه و رابطه سياستمداران و مردم معمولي كه فريب حرفهاي آنها را مي خورند تشريح كرده است. كتاب معروف ديگر او تاريخ سياهپوستان آمريكايي است. اندي در گفتن تفسير صراحت لهجه دارد و ملاحظات را رعايت نمي كند. اميلي دختر اندي نيز يك روزنامه نگار و مدير اخبار تلويزيون ماساچوست است. ساير ملل سالروز درگذشت "انتوني ايدن" دولتمرد انگليسي که زبان فارسي و تاريخ ايران تحصيل کرده بود و در حذف رضا شاه و درگيري با دکتر مصدق نقش داشت انتوني ايدن ««رابرت انتوني ايدن» دولتمرد انگليسي كه نام او مكررا در تاريخ معاصر ايران آمده است 14 ژانويه 1977، دو روز پس از هفتاد و نهمين زادروزش درگذشت. وي كه ده سال وزير امورخارجه انگلستان و 21 ماه نخست وزير اين كشور بود زبان فارسي، تاريخ سياسي و تاريخ ادبيات ايران را در دانشگاه آكسفورد فرا گرفته بود و رساله يک کنفرانس او در کلاس (پرزنتيشن ـ تکليف درسي) در تفسير يك شعر فارسي با مضمون «به دو چيز گيرند مر مملكت را؛ يكي زعفراني و پرنياني (تطميع کردن و رشوه دادن به مقامات موثر و فرماندهان نيروها ـ زعفراني يعني سکه طلا و پرنياني به معناي هديه از پارچه هاي گرانبها) و دگر، آهن آبديده يماني (شمشير و راه جنگ)» هنوز مورد استفاده قدرتمداران جهاني است (دو نمونه آن؛ اشغال نظامي آسان ايران در شهريور 1320 و در سال 2001 ، بركنار كردن طالبان از حکومت در افغانستان). وي به عنوان وزير امور خارجه چرچيل از طراحان نقشه اشغال نظامي ايران، بركنارکردن رضاشاه كه ملي گرايي پيشه ساخته بود و سپس روي كار آوردن پسرش بود كه از ديدگاه ايدن مردي ترسو، مطيع قدرت بالادست، علاقه مند به «بله قربان شنوي و شنيدن تملق» بود و تمايل به خوشگذراني داشت. ايدن يک امير زاده انگليسي صاحب لقب و يک محافظه کار بود. ايدن در يك مصاحبه در دهه 1960، يك مورد از ايام سخت خدمت دولتي خود را درگيري با دكتر مصدق بيان داشته و گفته بود كه مصدق به هيچ صراطي جز تامين حقوق كامل و حاكميت ايران مستقيم نبود و در اين راه حاضر به كوچكترين گذشت نمي شد. وي در همين مصاحبه از سياست معتدل هري ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا و دين آچسن وزير امور خارجه او در قبال دكتر مصدق انتقاد كرده و اين سياست را باعث طولاني شدن مسئله ايران و در نتيجه پيدايش تحول مشابهي در مصر خوانده بود (روي كار آمدن ناصر و ملي كردن آبراه سوئز كه منجر به كناره گيري ايدن در 1956 شد). ایدن در عين حال گفته بود كه همراهي آيزنهاور و وزير خارجه اش دالس با مساعي مربوط يه بركناري دكتر مصدق (براندازي 28 امرداد) به خاطر انگلستان نبود بلكه اين دو تن مي خواستند آمريكا جاي انگلستان را در خاورميانه بگيرد و به انگلستان نقش بازيگر دوم داده شود. ايدن در 1952 با "کلاريسا" 32 ساله برادر زاده چرچيل كه 20 سال جوانتر از او بود ازدواج كرد و يكي از شوخي هاي سياسي دكتر مصدق اين بود كه به مناسبت اين ازدواج گفته بود: چه خوب است كه ماه عسل اين مرد (ايدن) دائمي شود تا به دور از توطئه هاي او، ما فرصت داشته باشيم كارمان را بكنيم. ايدن که در 36 سالگي وزير امورخارجه انگلستان شده بود و در دهه 1930چند ملاقات با هيتلر و موسوليني داشت گفته است که بر خلاف تصور عمومي، موسوليني مذاکره کننده اي آرام و خونسرد بود، ولي به آساني و بدون ملاحظه زير قولهايش مي زد او به هيچيک از تعهدات خود در قبال منطقه مديترانه و اتيوپي که به انگلستان سپرده بود عمل نکرد و از اتيوپي به سومالي و نقاط اطراف تعرض کرد و در مديترانه ازآلباني و يونان چشم برنداشت؛ سرزمين آلباني را تصرف و به يونان تعرض کرد. هيتلر شخصيت ديگري داشت؛ قول نمي داد و تعهد نمي سپرد. هيتلر براي گفتن بله؛ آنقدر اما، اگر و مگر و پيش نياز (پيش شرط) مطرح مي ساخت که به گرفتن توافق از او نمي ارزيد. هيتلر از بکار بردن سريع آن چه که در دسترسش بود و امکانات آلمان اباء نمي کرد و همين خصيصه سبب شده بود که در دل ساير دولتها هراس افکند. ايدن و هيتلر در سال 1918 (آخرين سال جنگ جهاني اول ) به عنوان دو نظامي متخاصم در جبهه "سم" با هم جنگيده بودند. اين نکات (جملات قصار ) از ايدن به يادگار مانده است: - صلح به هر بها مانع جنگ نمي شود. - کوتاه آمدن در مذاکرات، اشتهاي طرف مقابل را افزايش مي دهد. - جنگ، بايد پس از شکست همه تلاشهاي سياسي مورد بررسي قرار گيرد زيرا که نتيجه بکاربردن سرباز قابل پيش بيني نيست. ـ پيش از ورود به جنگ، بايد راه خروج از آن را پيدا کرد. اين استخر سرپوشيده با پولي که از سوي دولت آمريکا به ژنرال رستم دوستم سرکرده ازبکان شمال افغانستان داده شده بود تا با طالبان بجنگد ، براي او در افغانستان ساخته شد افشاگري وزير خزانه داري سابق جورج بوش بر ضد او : بوش از نخستين روز آغاز زمامداري کمر به تغيير صدام حسين و حکومت بعث عراق بسته بود پال اونيل در نيمه ژانويه 2004 افشاءگري «پال اونيل» وزير سابق خزانه داري(دارايي) دولت جورج بوش ضربه بزرگي به او تلقي شده بود و روزنامه ها نوشته بودند که اظهارات اونيل سوژه حمله و انتقاد از دولت بوش به دست داده است. افشاءگري اونيل در كتابي تحت عنوان «بهاي وفاداري» به قلم روزنامه نگاري به نام «ساسكايند» كه 13 ژانويه آن سال به توزيع داده شده بود انتشار يافته است. اونيل (دولتمرد جمهوريخواه) كه نزديك به دو سال وزير خزانه داري بوش و قبلا هم رئيس دفتر بودجه در دولتهاي نيكسون و فورد بود افشاء كرده است كه جورج بوش از همان نخستين روز آغاز حكومت خود عزم جزم به بركناري صدام حسين و تغيير رژيم حكومتي عراق(حرب بعث) داشت كه رويداد يازدهم سپتامبر بهانه لازم را در اختيار او گذارد و .... اونيل اين مطلب را با ارائه سند در مصاحبه طولاني خود با شبكه تلويزيوني «سي بي اس» هم تشريح كرده و دكتر "هوارد دين" از رهبران حزب دمكرات با استناد به آن بوش را مورد انتقاد قرار داده كه دولت آمريكا حق تغيير رژيم هاي ديگر را ندارد و چنين رسالتي را به هيچ دولت خارجي نداده اند. دكتر دين گفته بود كه بوش وعده داده بود كه صرفا به منظور انهدام سلاحهاي كشتار جمعي عراق و قطع همكاري صدام با القاعده و مآلا حفظ امنيت آمريكا به عراق لشكر مي كشد كه تا اين لحظه مدركي دال بر آنها به دست نيامده و آمريكا هم امن تر نشده است و تازه ده ماه پس از اين لشكر كشي، القاعده دارد وارد عراق مي شود. کوچک شدن جهانی خانوار آماري كه در سال 2000 در 76 كشور پيرامون خانوارها تهيه شده بود 14 ژانویه 2001 انتشار يافت كه در مقايسه با آمار مشابهي كه در 1985 تهيه شده بود از کوچک شدن اعضاي خانوارها و یک خانواده؛ یک و دو فرزند حکايت مي کرد. تهیه کنندگان این بررسی دليل آن را چنین اعلام کرده بودند: كاهش ازدواج، آگاهی از محدود بودن منابع کره زمین برای تامین مایحتاج و فرار از ازدیاد غیر ضروری نفوس آن و درنتیجه محدود شدن فرزندان يك خانوار به يکي تا دو تا، افزايش فرار از داشتن فرزند عمدتا به دلیل تقویت پندار بی حاصل بودن فرزندان برای والدین پس از عبور از 18 سالگی که خانواده را ترک می کنند و قبلا چنین نبود و خانواده ها فرزند می آوردند تا یار و یاورشان باشد و در قدیم و بویژه در مناطق کشاورزی «فرزند» سرمایه محسوب می شد، و علل دیگر. به همين لحاظ جمعيت برخي از کشورهاي اروپاي غربي درحال کاهش يافتن است و ادامه این روند سبب خواهد شد که در آينده نياز به مهاجرت از ساير کشورها داشته باشند. واكنش غرب به موضوع ازسرگرفته شدن پژوهش هاي اتمي ايران از ژانويه 2006 تا پايان روز 12 ژانويه 2006، واكنش غرب به از سرگيري پژوهش هاي هسته اي ايران به صورت خبر در رسانه هاي اين كشورها منعكس شده بود كه كليشه تيتر و قسمتي از مطلب يكي از روزنامه هاي آمريكا در زير آمده است: نيويورك تايمز در گزارش خود در اين زمينه نوشته بود: وزيران امور خارجه آلمان، انگلستان و فرانسه درپايان مذاكرات خود در برلين ضمن اعلام به «بن بست» رسيدن گفتگوهايشان با ايران، مشتركا گفته بودند كه خواستار ارجاع قضيه به شوراي امنيت سازمان ملل هستند تا اين شورا در قبال فعاليت هاي اتمي ايران تصميم بگيرد و افزوده بودند كه حدس مي زنند با وارد آوردن فشار بيشتر، ايران از ادامه تحقيقات هسته اي منصرف شود!. «فرانتس والتر ستاينماير» وزير امورخارجه آلمان در اين باره گفته بود كه به نظر ما (وزيران امور خارجه سه كشور به علاوه سولانا رئيس ديپلماسي اتحاديه اروپا كه در مذاكرات برلين شركت داشت)، آن زمان فرارسيده است كه شوراي امنيت درگير اين قضيه شود. همزمان در جاي ديگر، «رايس» وزير امورخارجه وقت آمريكا با لحني تندتر گفته بود: دولت ايران (با شكستن قفل آژانس بين المللي انرژي اتمي) علنا دست به مبازرطلبي زده است، به حرفهاي ما اعتنا نمي كند و ما بايد به شوراي امنيت برويم. در اين ميان، در مسكو وزير امور خارجه روسيه گفته بود كه قضيه بايد قبلا از جنبه هاي مختلف در مذاكرات پنج عضو دائمي شوراي امنيت (فاتحان جنگ جهاني دوم و دارندگان حق وتو) مورد بررسي قرارگيرد، روسيه با هرگونه تصميم عجولانه و يا ديکته شده غرب مخالفت خواهد کرد. روش چين تا آن روز هنوز به درستي روشن نبود و تنها، معاون وزير امور خارجه چين به ديپلمات ايراني مقيم پكن گفته بود كه جانب ايران را رها نخواهد نساخت. دولت ايران در پي يک راي گيري در آژانس، در قبال دولت هايي كه جانب غرب را گرفته بودند واكنش شديد نشان داد و تهديد به قطع داد و ستد كرد. دولت محمود احمدي نژاد از آغاز کار، سياست دولت قبلي (محمد خاتمي) درمورد پژوهش هاي اتمي را به کنار گذارده و اين پژوهش ها را از سرگرفته و به ايستادگي در برابر تهديدهاي غرب ادامه داده است. هيلري کلينتون در جلسه 13 ژانويه کميسيون روابط خارجي سنا نخستين اظهارات هیلری کلینتون به عنوان وزیر امورخارجه دولت «اوباما» نشان داد که این دولت هم همان سیاست دولت جورج دبلیو بوش را در قبال برنامه اتمی ایران دنبال خواهد کرد؛ البنه با روشی دیگر. بانو کلینتون در جلسه 13 ژانویه 2009 کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در این باره گفته بود: ما به تلاش خود برای متوقف کردن برنامه های اتمی ایران ادامه خواهیم داد، ایران نباید سلاح اتمی داشته باشد. ما ازطرق دیپلماتیک پیش خواهیم رفت ولی گزینه های دیگر را از نظر دور نخواهیم داشت. ما در قبال ایران با دولت های نگران دست یافتن ایران به اسلحه اتمی تبادل نظر خواهیم داشت و تصمیماتمان را هماهنگ خواهیم کرد. روش ما که احیاء رهبری جهانی آمریکاست دیپلماسی توام با «سمارت پاور» است. دولت بوش نیروی نظامی را وسیله اجرای سیاست قرارداده بود. كناره گيري قاضي دادگاه صدام زرگر امين رزگر امين (رزگار، عكس مقابل) كه صدام حسين و تني چند از همكارانش را محاكمه مي كرد 14 ژانويه 2006 استعفاي خود را از رياست دادگاه تسليم داشت. وي كه يك «كرد» است پس از اين كه دلسردي مردم از جريان محاكمه و نيز دلخوري دولتهاي آمريكا و عراق را از رفتار نرم خود با صدام مشاهده کرد كناره گيري خودرا اعلام داشت زيرا كه هر دو طرف را از كار خود ناراضي ديد. محاکمه صدام ادامه يافت و اعدام شد. برخي ديگر از رويدادهاي 14 ژانويه 1641: هلند ي ها كه از آغاز اين قرن وارد رقابتهاي استعماري اروپائيان در آسيا شده بودند و پا جاي پاي پرتغاليها مي گذاردند بندر مالاكا را كه ناظر بر راه دريايي چين و ژاپن با اروپاست از دست پرتغاليها خارج ساختند و خود بر جاي آنان نشستند. 1690: كلاري نت (نوعي ساز بادي ــ قره ني) اختراع شد. 1799: دولت تازه تاسيس ايالات متحده نخستين سفارش بزرگ خريد اسلحه را داد و از كارخانه «الي ويتني» ده هزار ماسكت (تفنگ ساچمه باروتي) خريداري كرد. 1929: امان الله پادشاه افغانستان كه به يك دژ نظامي پناهنده شده بود به سود برادرش كه تنها سه روز پادشاه بود كناره گيري كرد. 1963: (24 ديماه 1341 خورشيدي) در تهران اعلام شد كه از اين پس درانتخابات ايران از كارت الكترال استفاده خواهد شد.
  8. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 24 دی ماه )

    14 ژانویه سال 1797 خونینترین جنگهای شمال ایتالیا میان 16 هزار فرانسوی به سرداری ناپلئون بناپارت و 40 هزار اتریشی به سرداری" آلوینزی "در محلی به نام" ریوولی "اتفاق افتاد .این منطقه در انتهای دره" آدیژ "واقع شده و همه چیز به نفع اتریشیها بود ولی بار دیگر به سبب تاكتیك درخشان نظامی سردار فرانسوی اتریشیها شكست خوردند و علاوه بر 10 هزار نفر اسیر در حدود 5 هزار نفر نیز از سپاه اتریش كشته شدند .جنگ" ریوولی "یكی از جنگهای مهمی بود كه ناپلئون بناپارت قبل از احراز مقام امپراتوری فرانسه در آن شركت كرد و با نبوغ نظامی خاص خویش پیروز شد. 14 ژانویه سال 1875 "آلبرت شوایتزر "طبیب ،شاعر ،موسیقیدان و صلحدوست بزرگ قرن بیستم در دهد كه كوچكی به نام" كایزرسبك "در آلزاس فرانسه متولد شد .پدرش كشیش بود لوی خود او پس از اخذ دكترای طب برای كمك به آفریقاییهای مستمند به آفریقا رفت و تا آخر عمر خود را وقف مداوای آنان كرد و سرانجام نیز روز 4 سپتامبر 1965 میلادی در همان قاره مرد . 14 ژانویه سال 1942 كنفرانس تاریخی" كازابلانكا "در بندر تاریخی و معروفی به همین نام در مراكش در جریان جنگهای بینالملل دوم آغاز گردید .در این كنفرانس بزرگ سیاسی و نظامی ،دو تن از برجستهترین سران متفقین" فرانكلین دلانو روزولت "رییس جمهوری آمریكا و" وینستون چرچیل "نخست وزیر انگلستان شركت داشتند و تا روز 26 ژانویه همان سال به مذاكرات خود ادامه دادند . 14 ژانویه سال 224 جنگ تاریخی معروف به" هرمزدگان "در سرزمین خوزستان میان" اردشیر بابكان "سرسلسله ساسانیان و" اردوان پنجم - اشك بیست و هشتم "آخرین فرمانروای اشكانی اتفاق افتاد .در این جنگ با وجودی كه سپاهیان اشكانی بیشتر بودند ،معهذا به سبب وجود اختلاف میان سرداران اشكانی" ،اردوان پنجم "شكست خورد و با قتل او در 18 ژانویه 226 میلادی سلسله اشكانی منقرض شد .
  9. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 24 دی ماه )

    ۲۴ دی - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۳۰۰ روز گذشته و به پایان آن ۶۵ روز (در سال عادی) یا ۶۶ روز (در سال کبیسه) مانده است. رویدادها ۱۳۵۷ - تشکیل شورای سلطنت مرگها ۱۳۷۵ - احمد تفضیلی ۱۳۷۶ - محمد قاضی، مترجم بنام ایرانی
  10. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 23 دی ماه )

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 13 ژانويه ايران درگذشت منذر بن نعمان آموزگار فنون جنگ صحرايي بهرام گور منذر بن نعمان حكمران حيره (مناطقي در غرب فرات و شط العرب) كه سالها ميزبان و آموزگار فنون جنگهاي صحرايي بهرام پنجم (بهرام گور) بود 13 ژانويه سال 473 ميلادي در گذشت. وي يک عرب مسيحي بود. از زمان فتح بابل به دست كوروش بزرگ تا جنگ قادسيه، سران حيره خودرا تحت الحمايه ايران مي دانستند. عراق جنوبي (بين النهرين) يک ايالت ايران و مناطق عرب نشين حاشيه غربي خليج فارس از جمله بحرين بخشي از قلمرو ايران را تشکيل مي دادند. دولت ايران سعي داشت که در امور داخلي آنان مداخله نکند و به همين دليل ميان طرفين درگيري وجود نداشت و تنها مورد مهمي كه تاريخ از آن يادكرده سركوبي بسيار خشونت آميز عرب توسط شاپور دوم بود كه اينان از آن پس عنوان «ذوالاكتاف» بر او گذارده اند. افزايش درآمد نفت و تشديد تظاهرات دانشجويي! - ناله هايي که فرياد و سپس توفان شدند 23دي ماه 1349 در تهران اعلام شد كه مذاكرات ايران باكنسرسيوم نفت به نتيجه نرسيده است كه خبري بد براي اقتصاد جهان بود و پي آمدهاي منفي آن بر اقتصاد بين المللي و بورسها و بازارها سبب شد كه مذاكرات سريعا از سرگرفته شود و كنسرسيوم تاحدّي تسليم نظر ايران گردد كه اعلاميه به نتيجه رسيدن مذاكرات به سود ايران، چهار روز بعد انتشار يافت. از اوايل دي ماه و در طول مذاكرات، ساواك و رئيس امنيت داخلي آن پي در پي اعلاميه و برنامه تلويزيوني عمدتا برضد كنفدراسيون دانشجويان ايراني مدارس خارج و تظاهرات دانشجويي در داخل منتشر و اجرا مي كردند كه براي پی بردن به ریشه قضيه نياز به تحقيقات بيشتري است. نگاهي به رويدادهاي ده سال آخر عمر نظام سلطنتي ايران كه کم و بیش در روزنامه ها انعكاس يافته نشان مي دهد كه به همان اندازه كه در آمد ايران از نفت بالا مي رفت ناآرامي هاي داخلي و تظاهرات دانشجويان ايراني سرگرم تحصيل در كشورهاي ديگر گسترش مي يافت!. برخی از محققین این وضعیت را نتیجه روزافزون بودن شکاف میان فقیر و غنی در ایران و تبدیل کشور به یک جامعه طبقاتی بیان کرده اند که شماری کم (یک اقلیت نسبتا کوچک ـ خواص) روی ثروت ها و مقامهای کشور دست گذارده بودند و دیگران با هراندازه معلومات، آگاهی، شایستگی و مهارت به این ثروتها و مقامها (معاملات دولتی، وکالت مجلس، انتشار نشریه و ...) دسترسی نداشتند و به تدریج ناله هایشان تبدیل به فریادشد و شاه این فریاد را نشنیده گرفت تا دست کم با تغییرات و اصلاحات نسبی در سیستم موافقت کند ... و درنتيجه فریادها در سال 1357 (1978 میلادی) توفان شدند، همه چيزرا از جاي برکندند و .... برخی از تاریخنگاران نوشته اند: در دهه 1970 به همان اندازه که درآمد ایران از نفت افزایش می یافت؛ اعیان و اشراف (خواص) توانمندتر، طبقه نادار و روستائیان فقیرتر و ضعیفتر و طبقه متوسط بی خیال از این گسترش جدایی به خوشگذرانی و لوکس کردن وسایل زندگانی سرگرم بود و تاریخ ایران بسرعت به تکرار وضعیت اواخر عهد ساسانیان (نیمه اول قرن هفتم میلادی) می پرداخت که همانا فلسفه تاریخ است و ایران در طول زمان چندبار آن را تکرار کرده است. شاه به دلیل بیماری سرطان و تنگ شدن حلقه محاصره او توسط خواص واقعیت هارا لمس نکرد و مانع از تکرار تاریخ نشد و چون می دانست که عمری نخواهد داشت در طول انقلاب هم تنها به روز قیامت و مجازات الهی توجه داشت و وظیفه کشورداری را فدای آن کرد و .... چند تاریخنگار بخشی از علل ناآرامی های یک دهه آخر عمر نظام سلطنتی ایران را تحریکات و سیاست های برخی از قدرتهای وقت که بیشترشان هم بظاهر دوست دولت وقت ایران بودند برنگاشته و دلایلی برای اثبات این تز خود ارائه داده اند. هجوم جوانان ایرانی به دانشگاههاي آمريكا و اروپا، پیوستن به مخالفان شاه و آغاز پایان کار او 13 ژانويه 1978 رسما اعلام شد كه برای ترم تحصیلی وقت 73 هزار ايراني در دانشگاهها و مدارس تعليمات عالي آمريكا ثبت نام كرده بودند كه هرماه به طور متوسط يكصد ميليون دلار ارز از ايران براي آنان حواله مي شد. در آن زمان بيشتر آنانکه از ايران براي تحصيل به خارج آمده بودند کسانی بودند که موفق به گذرانيدن کنکور (امتحان سخت مسابقه ورودی) و درنتيجه ورود به دانشگاههاي داخلي نشده بودند. در آن برهه، تحصیل در دانشگاههای ایران مطلقا رایگان بود و به هر دانشجو هرماه مبلغی هم پول نقد داده می شد (پول جیبی). چند دارالترجمه مشخّص در تهران برای این دیپلمه ها از مدارس عالی طرف قرارداد باخود در آمریکا پذیرش می گرفتند و درنتیجه، تمرکز دانشجویان ایرانی در دانشگاهها و مدارس عالی مشخصّی بود و همین تمرکز دانشجوی ایرانی در چند مدرسه عالی در آمریکا به گروههای سیاسی و مذهبی کمک کرد که به آسانی و بدون زحمت عضو گیری کنند. هجوم به دانشگاههاي خارجي و بویژه آمریکا از زماني آغاز شده بود که بهای مستغلات در ایران تا 40 ـ 50 برابر بالارفته بود و فروش ارز در این کشور آزاد شده بود و هر خانواده قادر بود که بافروش زمین فرضا صدمتری اضافی خود فرزندش را به آمریکا بفرستد. در آن زمان بهای یک قطعه زمین 120 متری که در دهه 1960 چهار ـ پنج هزار تومان بود تا 200 هزار تومان (30 هزار دلار) بالا رفته بود. بسیاری از این جوانان که در دوران نوجوانی مزه فقر و تبعیض را چشیده بودند؛ در آمریکا و اروپا به آسانی تحت تاثیر تبلیغات مخالف قرارگرفتند به صف مخالفان شاه پیوستند، انجمن دایر کردند، به گروهها پیوستند و مخالفت را علنی ساختند و به این ترتیب ذهن آمریکاییان و اروپاییان نسبت به ایران تغییرکرد. قدرت این انجمنها و گروهها در تدارک تظاهرات خشونت آمیز برضد شاه در نوامبر 1977 و در اطراف کاخ سفید واشنگتن به نمایش گذارده شد و شاه از چشم آمریکاییان افتاد و ... و این آغاز پایان کار او بود. بسیاری از این دانشجویان درجریان انقلاب و یا ظرف یکی دو سال اول (1979 و 9 ماه از سال 1980) به ایران رفتند و چون وضعیت را مطابق میل خود ندیدند عمدتا به کشور محل تحصیل بازگشتند و ماندگار شدند و با استفاده از قوانین مهاجرت محل اقامت بستگان خودرا هم آوردند و اینان بستگان دیگر و این تسلسل تا به امروز ادامه یافته و شمار ایرانیان مهاجر در سراسر جهان ظرف سه دهه گذشته، طبق یک برآورد بالغ بر 5 ـ 6 میلیون می شود که چون تابعیت ایران را لغو نکرده اند تبعه جمهوری اسلامی هم بشمار می آیند و قسمتی از آمار نفوس ایران را تشکیل می دهند. اخطار صريح مسكو به واشنگتن كه رويداد 28 امرداد را تكرار نكند - مطبوعات ايران در کنترل کمونيستها 13 ژانويه 1979 (يك ماه پيش از پيروزي انقلاب) «ولاديسلاو كزياكوف» از مقامات دولت مسكو كه جريان انقلاب ايران را دنبال مي كرد؛ با توجه به حضور «رابرت هايزر» ژنرال آمريكايي در تهران و جلسات روزانه او با مقامات نظامي دولت شاه، اعزام گروه ناو هواپيمابر «كانستليشن» به اقيانوس هند و حركت اين گروه در مسيري كه به خليج فارس منتهي مي شد، آماده باش چند گروه هلي كوپتر آمريكايي و تصميم دولت آمريكا به فرستادن چند اسكادران جنگنده اف ـ 15 به كشور سعودي به واشنگتن اخطار كرد كه درصدد تكرار رويداد 28 امرداد 1332 (آگوست 1953) در ايران برنيايد. كزياكوف در اين اخطاريه صريح و شديد تاكيد كرده بود كه اين بار دولت مسكو ساكت نخواهد نشست. وي در عين حال از انقلابيون ايران خواسته بود مراقب و گوش بزنگ باشند كه احتمال مداخله آمريكا به صورت «كودتا» وجود دارد. وي گفته بود كه چون بيشتر نظاميان ايران حاضر به سركوب انقلابيون نيستند ممكن است نظاميان آمريكايي با تغيير لباس با هلي كوپتر صفوف انقلابيون را به گلوله ببندند. يادآوري اين نکته لازم است که مطبوعات ايران درپي اعتصاب 62 روزه کلا در کنترل کمونيست ها و چپگرايان متحد آنان قرارگرفته بودند و دولت واشنگتن اين را مي دانست. در قلمرو انديشه ملتي كه گذشته اش را فراموش كند به قهقرا مي رود مجسمه نيم تنه پالميه ري كه در همان عهد ساخته شده در طول زمان براثر باد و باران اندكي آسيب ديده است «ماتئو پالميه ري» مورخ، فيلسوف، نويسنده و شاعر انساندوست و بنام ايتاليا 13 ژانويه سال 1406 چشم به جهان گشود و 69 سال عمر كرد. وي كه از بانيان رنسانس (تجديد حيات) درايتالياست در تاليف معروف خود «جدل سيسرو با كوين تي ليان» استدلال كرده است كه علت به قهقرا رفتن و عقب ماندگي و تجزيه روم اين بوده است كه ايتاليايي ها (ايتاليايي هاي قرن 15 و معاصر ماتئو پالميه ري) گذشته خود (دوران امپراتوري روم) با آن همه شكوه، خلوص، زيبايي و پيشرفتها را فراموش كرده اند. آنان تاريخ روم و مرداني را كه در به وجود آوردنش تلاش و فداكاري كرده بودند به فراموشي سپرده اند و از ارزش خاكي كه بر روي آن زندگي مي كنند بي خبر شده اند. هموطنان ايتاليايي هنوز هم از خواب غفلت بيدار نشده و در پي به دست آوردن ميراث استثنايي و گرانبهاي خود نيستند و اين ميراث همانا تمدن، فرهنگ، وحدت، استقلال و حاكميت ملي است. همين فراموشكاري باعث افتادن به اين بدبختي شده است. ما نبايد تمدن درخشان 800 ساله خود (عهد باستان) را فراموش مي كرديم و وارد نفاق، ضعف و ظلمت كنوني مي شديم. از مسافران شرق شنيده ام كه روايت كرده اند در سرزمين پارسيان (ايران) مردي همه عمر را بدون اين كه كسي از او بخواهد و يا با دادن پول و لقب تشويق كند، تاريخ ميهن خود را به شعر در آورده تا فراموش نشود (اشاره به فردوسي است). آنان زنده خواهند ماند و نام اين شاعر فداكار خودرا زنده و پايدار و محفوظ خواهند داشت. «پالميه ري» در ديوان اشعارش به اميد روزي است كه دانش، ادبيات، هنر و انديشه كه متعلق به همه بشريت بايد باشند از يك فواره بيرون بريزند تا همگان بر حسب نياز از اين آب همگاني بهره برگيرند. وي در اين زمينه قطعه شعري مشابه سعدي ما دارد كه سعدي گفته است: بني آدم اعضاي.... چند گفته از ادموند بورك فيلسوف ايرلندي تبار به مناسبت زادروز او Edmund Burke «ادموند بورك» انديشمند ايرلندي تبار انگليسي 12 ژانويه سال 1729 به دنيا آمد و معرفترين اثر او «فلسفه تحقيق» است. وي از فلاسفه بزرگ قرن 18 بشمار مي آيد كه از1765 به مدت سي سال به تكميل فرضيه هاي سياسي خود پرداخت. اين نظريه ها و گفته هاي بسيار مهم از اوست: ــ عمل يك انسان تحت تاثير انگيزه هايي در ارتباط با منافع او صورت مي گيرد؛ بنابراين با تغيير انگيزه (كه عاملي است متغيّر) عمل انسان را مي توان تحت كنترل در آورد. ــ انقلاب فرانسه به جهانيان آموخت كه «مبارزه» اعصاب فرد مبارز را قوي، مهارت اورا تيز و فرد و يا افراد را بي نياز از اتكاء به ديگران مي كند. ــ جامعه اي كه نتواند و يا نخواهد از بهترين استعداد و مهارت اعضاي خود براي پيشرفت استفاده كند حق ندارد خود را دمكراتيك و مردمي بداند. ــ پارلمانها و شوراها مجمع افرادي نيستند كه دشمن يكديگرند بلكه براي شور درباره خير و صلاح جامعه برگزيده شده اند نه جنگ و ستيز با يكديگر؛ مردم به آنان اعتماد كرده اند و بايد امانتدار و خدمتگذار باشند. ــ درست است كه ترسوها عمر بيشتري مي كنند، ولي عمري بي فايده براي جامعه و حتي خودشان. ــ آسيبي كه يك جامعه از چاپلوسي افراد و ريا و دغل مي بيند به مراتب بيشتر، عميقتر و زيانبارتر ازحمله بزرگترين ارتش جهان است. در قلمرو ادبيات زادروز نويسنده اي که آغازگر يک انقلاب ادبي در زبان آلماني بود «كارل بلايبترو» نويسنده آلماني 13 ژانويه 1859به دنيا آمد كه از سال 1885 مجله گسلز شافت را براي راهنمايي نويسندگان آن زبان تاسيس كرد كه سر آغاز يك انقلاب ادبي در قلمرو زبان آلماني بشمار مي رود. معروفترين داستانهاي خود او؛ مادام لوتيا، حيات مونيخ و «ايزا چه چيزي را نجوا مي كند» هستند. در قلمرو رسانهها بحثي تازه و جالب: طبق راي ديوان عالي آمريكا نشرياتي كه از دولت كمك مي گيرند مستقل بشمار نمي آيند 13 ژانويه 1988 ديوان عالي آمريكا راي داد كه آن دسته از نشريات اين كشور كه از دولت كمك مالي دريافت مي دارند و يا اين كه از امكانات دولت از قبيل ساختمان و تجهيزات برخوردار هستند از شمول اصلاحيه يكم قانون اساسي آمريكا كه اشاره به روزنامه هاي مستقل و حرفه اي دارد خارجند و مي توان آنها را سانسور كرد. اين راي كه قاعدتا بايد به صورت رويه قضايي در آمده باشد در پي دادخواست نشريه انجمن دانشجويان يك دانشگاه به دادگاه كه مراحل قضايي خود را تا ديوان عالي طي كرده بود صادر شده است. مسئولان اين نشريه شكايت كرده بودند كه مقامات دانشگاه مانع انتشار پاره اي از مطالب مي شوند و عملا دست به سانسور مي زنند كه كاري خلاف قانون اساسي است كه استقلال كامل نشريات را تضمين كرده است. ديوان عالي آمريكا با اين راي خود اين دادخواست را رد كرد. قبلا نيز فروش نشرياتي كه باكمك دولت منتشر مي شوند ممنوع و تاكيد بر رايگان بودن آنها شده بود. در آمريكا تنها نشريات دانشگاهي و بولتن هاي موسسات دولتي و معدودي از مجلات تخصصي ( علمي ـ فرهنگي) از دولت كمك مالي دريافت مي دارند. كمك دولت به مجلات و نشريات تخصصي هم عمدتا به صورت پيش خريد شماري از نسخه هاي آنها براي توزيع در كتابخانه هاي عمومي و ارسال براي موسسات و افراد مربوط صورت مي گيرد. حكم ديوان عالي آمريكا اين سئوال را بارديگر به ميان آورده است كه آيا دولتها حق دارند كه روزنامه عمومي و جامع از آن خود داشته باشند، روزنامه نگار شوند و در قوه چهارم دمكراسي مداخله كنند؟!، در پي فروپاشي بلوك شرق و شوروي، اينك كشورهايي كه داراي روزنامه عمومي (جامع) دولتي هستند كمتر از تعداد انگشتان دست است و يكي از اين كشورها وطن ما ايران است كه از دهه 1370 هجري خورشيدي داراي مطبوعات دولتي شده است كه همانند روزنامه هاي ديگر منتشر مي شوند، آگهي تجاري مي گيرند و توزيع و بفروش مي رسند. كوچكترين زيان وجود روزنامه دولتي در يك كشور كه از زيان دهي باك ندارد جلوگيري از رقابت صحيح روزنامه ها با يكديگر است و در نتيجه روزنامه هاي حرفه اي به سود دهي لازم نمي رسند و نمي توانند كيفيت مطالب (متاع خود) را آن گونه كه انتظار است بالا ببرند و لاجرم محتواي روزنامه ها به دليل استفاده از اخبار و مطالب وارده رايگان و ارزان در يك چارچوب مشخص قرار مي گيرد كه مطابق خواست مخاطبان و اصول و تعاريف روزنامه نگاري نيست كه به تضعيف تمدن و فرهنگ، آموزش و معلومات عمومي منجر مي شود و يكي از علل گرايش به سمت رسانه هاي خارجي و وبلاگها هم همين است. بايد توجه داشت كه سرويسهاي خبر رساني (خبرگزاري ها) رسانه نيستند و در رديف رسانه عمومي طبقه بندي نمي شوند، آنها ابزار كمك به رسانه ها هستند همانند موزعان و اصحاب چاپخانه ها. ساير ملل ماجراي وحدت و ضد وحدت يمن ـ نگاهی کوتاه به تحولات این سرزمین استراتژیک در طول قرون عبدالفتّاح اسماعيل (عبدالفتّاح اسماعیل علی الجوفی) يكي از بنيادگذاران جمهوري سوسياليستي «دمكراتيك خلق يمن (يمن جنوبي)» شش سال پس از تبعيد به اين كشور بازگشت و 13 ژانويه 1986 در اينجا كشته شد. وي كه عقايد ماركسيستي داشت از سال 1969 تا 1980 رئيس جمهوري دمكراتيك خلق يمن بود و در اين سال در پي يك منازعه داخلي از كشور خارج شده بود. بندر عدن پایتخت يمن جنوبي از قرن 16 تا سال 1839 دركنترل عثماني بود و در اين سال انگلستان آن را تصرف كرد تا مانع هر گونه تعرض و لشكركشي دريايي از اروپا به هند شود كه در تصرف آن دولت بود. بندر عدن پس از گشايش آبراه سوئز اهميت فراوان به دست آورده است. همچنین هدف انگلستان از سلطه «فقط» بر یمن جنوبی که همانند افغانستان جنوبی و شرقی (منطقه پشتونها) عمیقا قبیله ای است و حکومت عملا از اختیارات سران قبایل؛ به دست آوردن جزیره استراتژیک یمنی سکوترا (سقطرا) واقع در اقیانوس هند بود که دریاسالار پرتغالی آلفونس دا آلبوکرکی (آلبوکرک) آن را «راه بند» مسیر ادویه (راه های دریایی مشرق زمین) و کلید اقیانوس هند خوانده، در سال 1507 تصرف کرده و ارگی در آنجا ساخته است. آلبوکرک از همین جزیره بود که با هفت کشتی توپدار و 500 تفنگدار دریایی وارد خلیج فارس شد و جزایر ایرانی هرمز، قشم و ... را تصرف کرد. ایرانیان در آن زمان سلاح آتشین نداشتند زیرا که پادشاه وقت ـ شاه اسماعیل صفوی ـ بکاربردن توپ و تفنگ را خلاف مروت و مردانگی می پنداشت. یمن در دریاهای اطراف خود دارای 200 جزیره است. در سال 1965 دو گروه ناسيوناليست عرب با ائتلاف با قبايل منطقه، فدراسيون عربستان جنوبي را در عدن تشكيل دادند و دو سال بعد كنترل اين سرزمين را كه در شمال با يمن (یمن صنعا) و در شرق با عمّان هم مرز بود از دست انگلستان خارج كردند. در ژوئن سال 1969 حكومت به دست گروه ماركسيستي اين ائتلاف به رياست عبدالفتّاح اسماعيل افتاد و به جمهوري دمكراتيك خلق يمن تغيير نام داد و با شوروي، چين و كوبا روابط دوستانه برقرار كرد و مسئله ظفار را با كشورعمّان به وجود آورد که شاه وقت (ایران) به اشاره واشنگتن و لندن در این جنگ درگیر شد و نیروی نظامی به عمّان فرستاد. . روسها از دهه 1960 متوجه اهمیت استراتژیک سکوترای 30 هزارنفری شده بودند که انگلیسی ها از قرن نوزدهم در آنجا پایگاه نظامی دایر کرده بود ولی فروپاشی شوروی مانع انجام برنامه های آنان شد. اینک آمریکا چشم به سکوترا بسته و بزرگ کردن قضیه هواداران القاعده در یمن (به دنبال دستگیر کردن عمر فاروق عبدالمطلب ـ جوان نیجریه ای) احتمالا به همین منظور است. همزمان با حمایت دولتهای مارکسیستی از یمن جنوبی، جمهوري يمن (صنعا) نيز مورد تاييد و حمایت دولت سعودي كه قبلا از امام آنجا (در برابر تعرض مصر ـ جمال عبدالناصر) حمايت مي كرد قرار گرفت و دو يمن در سال 1972 مذاكره با يكديگر را براي تشكيل يك کنفدراسيون آغاز كردند كه به نتيجه رسيد. ناظران امور آسیای غربی تحقق وحدت واقعی دو یمن و طولانی بودن عمر کنفدراسیون را بعید می دانستند زیرا که اکثریت مردم یمن شمالی شیعه و این سرزمین که سه قرن و تا یکم نوامبر 1918 (ده روز مانده به پایان جنگ جهانی اول) تحت الحمایه عثمانی بود توسط امام شیعیان زیدیه اداره می شد و حکومت امام آن تا سال 1962 ادامه داشت. حال آنکه اکثریت نفوس یمن جنوبی سنی شافعی هستند. اختلاف نظر دو بخش شمالی و جنوبی فدراسيون يمن در سال 1979 گسترش يافت و كار به جنگ كشيد كه در آوريل سال 1980 عبدالفتاح اسماعيل رئيس بخش جنوبي از كشور خارج و به تبعيد رفت و علي ناصر محمد برجايش نشست. علي سالم البيض عبدالفتاح در ژانويه 1986 به يمن جنوبي بازگشت كه كشته شد و علي ناصر محمد (علی ناصر محمد الحسنی) هم فرار كرد. پس از اين دو رويداد بود که مذاكرات وحدت ميان دو يمن و اين بار وحدت كامل (نه کنفدراسیونی از دو کشور مستقل) ازسر گرفته شد و بیست و دوم ماه مه 1990 به نتیجه رسید و پس از 14 قرن (از زمان پایان تمشيت ایران بر امور یمن که از دوران خسروانوشیروان آغاز شده بود) كشور واحد يمن به وجود آمد كه علي عبدالله صالح (از شمال و از پیروان زیدیه) رئيس كشور و علي سالم البيض (از جنوب) مرد شماره 2 اين جمهوري شد كه سه سال و چند ماه بعد علي سالم البيض به حالت قهر از دولت واحد خارج شد به جنوب رفت و اعلام استقلال كرد. در پي اين اقدام جنگ داخلي شديد و پرتلفات ميان شمال و جنوب يمن آغاز شد كه در ژوئيه 1994 پس از نزديك به سه ماه به سود شمال پايان يافت و سران حكومت جنوب به خارج فرار كردند، وحدت برقرار شد و علي عبدالله صالح رئيس جمهوري يمن فرمان عفو عمومي داد كه تنها 16 تن را شامل نمي شد. پس از تامین وحدت یمن بوده است که نسبت پیروان مذهب به این صورت درآمده است: سنی های یمن 53 و شیعیان 47 درصد. یمن 530 هزار کیلومتری و 24 میلیونی که هنوز با دولت سعودی اختلاف ارضی دارد با داشتن دویست جزیره از جمله سکوترا و ناظر بر باب المندب و شاخ آفریقا بودن یک منطقه استراتژیک جهان است. ابوبکر القربی وزیر امور خارجه جمهوری یمن در ژانویه 2010 و زمانی که خبر از احتمال استقرار نظامی غرب در سرزمین یمن بود اعلام کرد که این دولت با ورود واحدهای رزمی خارجی ازجمله نظامیان آمریکا به یمن بنام مبارزه با القاعده مخالف است و چنین اجازه ای را نخواهد داد. دولت یمن نمی خواهد که به صورت افغانستان درآید ولی با آموزش نظامیان و پلیس یمن توسط مستشاران غرب مخالفت ندارد!. ارباب تفسیر ضمن اظهار نظر نسبت به تحولات پس از دستگیری جوان نیجریه ای که در یمن زبان عربی می آموخت (عمر فاروق عبدالمطلب) در فرودگاه دیترویت آمریکا نوشتند که استقرار نظامی غرب در یمن که واکنش مردم و سران قبایل را به دنبال خواهد داشت همه رشته های دو دهه گذشته را پنبه خواهدکرد، وحدت یمن از میان خواهد رفت و پای قدرتهای متعدد و هرکدام به حمایت از یک منطقه و یک قبیله بمیان کشیده خواهد شد و ... زیرا که ترکیب قدرتها در جهان آخر دهه یکم قرن 21 تغییر کرده است. نقشه يمن واحد - علي عبدالله صالح رئيس جمهور - جزيره استراتژيک سکوترا با رنگ قرمز مشخص شده است که در نيمه راه دو تنگه معروف جهان (تنگه هرمز و باب المندب) واقع شده است سه زلزله در طول دو قرن در یک روز با تلفات سنکين 13 ژانویه 1915 در مرکز شبه جزيره ایتالیا یک زمین لرزه شدید روی داد که تنها در منطقه آوه زانو Avezzano بيش از 29 هزار تن را کشت. در همین روز در سال 2001 یک زلزله در السالوادور (قاره آمريکا) 800 تن را به آن دنیا فرستاد و امسال (سال 2010) یک زلزله هفت ریشتری در کشور فقر و شورش زده هائیتی تلفات سنگینی به بار آورده که هنوز اجساد مقتولین شمارش نشده اند و سخن از دهها هزار کشته و شايد هم بيشتر درميان است. هائيتي مستعمره سابق فرانسه و فرانسوي زبان که با جمهوري دومينيکن جزيره هيسپانيولا را تشکيل مي دهند 9 ميليون جمعيت داشته است. علت تلفات سنگين زلزله نه چندان سخت هائيتي (واقع در کارائيب - قاره آمريکا) کم استحکام بودن ساختمانها و کثرت اعضاي خانوار در زير يک سقف بوده است. در اين رويداد بيمارستان پورت او پرنس Port - au - Prince پايتخت هائيتي، کاخ رئيس جمهور و نير مقر صلحبانان سازمان ملل آسيب ديده است. درصد تلفات وارده به اعيان هائيتي نسبت به تهيدستان اين کشور بيشتر بوده است زيراکه طبقه فقير در آلونک زندگي مي کنند که سقف هاي آنها را پوشال و حلبي و کارتن تشکيل مي دهد. اکثريت جمعيت هائيتي را (تلفظ انگليسي آن هيتي Haiti است) سياهپوستان (اعقاب بردگان سابق) تشکيل مي دهد. در هائيتي از کاخ رئيس جمهور (بالا) ................ تا ................. خانه تهيدستان (بالا) ويران شده است وجدان فرماندار 167 تن را از اعدام رهايي داد «جورج ريان» فرماندار انتخابي وقت ايالت ايلي نوي آمريكا 11 ژانويه سال 2003 دست به اقدامي زد كه شايد تا آن زمان سابقه نداشت. وي در آستانه پايان دوره فرمانداري اش مجازات 164 مرد و سه زن را كه به جرم قتل نفس به اعدام محكوم شده بودند و در صف اعدام قرارداشتند تا ديوان عالي آمريكا راي نهايي خود را صادر كند به حبس ابد كاهش داد. وي هنگام اعلام تصميم خود گفت در پي رسيدگي مجدد قضايي (اعاده دادرسي) به پرونده هاي 13 محكوم به اعدام كه ثابت شد مرتكب جرم نشده بودند و پليس با حيله و فريب و ارعاب از سه ــ چهار نفر از آنان اعتراف گرفته بود تصميم گرفت كه وقت را تلف نكند، خود را از عذاب وجدان رها سازد و همه محكومان به اعدام در اين ايالت را يك درجه تخفيف دهد و امشب را آسوده و بدون دغدغه بخوابد كه بهترين خواب همه عمر او خواهد بود. از 50 ايالت آمريكا كه هركدام استقلال داخلي كامل دارد در 12 ايالت همانند كشورهاي اروپايي مجازات اعدام وجود ندارد. در پي احياء مجازات اعدام در آمريكا، ايالت تكزاس بيش از ايالات ديگر اعدام داشته و پس از آن از اين لحاظ، ايالت ويرجينيا قراردارد. سه اقدام تأمل برانگيز دولت آمريکا در يک روز دولت آمريكا 12 ژانويه 2004 دست به سه اقدام تازه زد: ـ 20 ميليون دلار پولي را كه مقامات سابق دولت پرو و وابستگانشان از آن كشور خارج و به آمريكا منتقل كرده بودند از بانكها و مراكز سرمايه گذاري گرفت و به آن دولت مسترد داشت. ـ شرط رعايت حقوق بشر براي ادامه همكاري دولت آمريكا با دولت ازبكستان را موقتا معلق ساخت!. ـ براي هر نظامي امريكايي كه بخواهد در عراق و كويت بماند ده هزار دلار پاداش تصويب كرد و به نظامياني كه هنوز تابعيت آمريكايي به دست نياورده اند وعده تسريع در امر رسيدگي و تامين تابعيت داد. پوتين: كار ما تنها فروش منابع طبيعي كشور نبايد باشد ولاديمير پوتين مرد نيرومند روسيه 12 ژانويه 2005 پيش از ورود به قزاقستان، در سيبري و در شهر «نووسيبرسك» در اجتماع اصحاب تكنولوژي پيشرفته گفت كه كار ما نبايد منحصر به استخراج منابع طبيعي وطن و فروش آنها باشد. ما بايد اقتصادي گوناگون داشته باشيم. دولت روسيه در 15 سال گذشته (از 1990 تا 2005) در اين راه تلاش کافي نكرده و موفقيت نداشته است. ما براي رسيدن به اين هدف لايحه ايجاد مناطق حرفه اي و در گوشه و كنار روسيه (مدل چين) را به «دوما» مي دهيم تا قانون شود. ما در اين مناطق كمكهاي لازم را در اختيار كارشناسان و اصحاب حرفه به ويژه در رشته تكنولوژي پيشرفته قرار مي دهيم از جمله نهايت تخفيف در اخذ ماليات و ايجاد تسهيلات فراوان در عوارض گمركي و آزاد گذاردن دست براي توسعه و پيشرفت. توجه عمده ما از اين پس به پيشرفتهاي علمي ـ تكنولوژيك خواهد بود و به اينها بهاي بيشتر و اولويت خواهيم داد. توجه ما متمركز بر پيشرفت اقتصاد خواهد بود (همانند چين؛ نخست اقتصاد بعد سياست). پوتين در اين مراسم يك بار ديگر از چين به عنوان شريك استراتژيك روسيه نام برد و گفت: بدون ترديد، ما در رسيدن به هدفهاي علمي، تكنولوژيك و اقتصادي فعاليت مشترك خواهيم داشت و اين مساعي مشترك هر دوي ما را موفق خواهد گردانيد. قرار است چين و روسيه اقدام به ايجاد «تكنو پاركهاي مشتركTechnopark » در سيبري كنند. مطبوعات روسيه كه ااز آغاز قرن 21 بر دامنه فعاليت حرفه اي خود در حمايت از وطن افزوده اند در توجيه اظهارات پوتين نوشته بودند: مگر ژاپن، كره جنوبي، برزيل، آلمان، سنگاپور و ... داراي نفت و منابع زيرزميني ديگر هستند كه در اقتصاد، صنعت و تكنولوژي اين همه پيشرفت دارند. آنها مديريت اقتصادي و ابتكار داشته اند. روسيه هرقدر وسيع، نبايد تنها به صدور مواد خام خود متكي باشد. ما به حد كافي از متخصص، دانشمند و دانش برخوردار هستيم. بايد اين عوامل را براي پيشرفت اقتصادي و رفاه بكار اندازيم. پايان جستجوي ناموفق براي يافتن اسلحه كشتار جمعي در عراق Charles Duelfer يازدهم ژانويه 2005 روزنامه هاي آمريكا اظهارات «چارلز دالفرCharles Duelfer» و عكس او را به چاپ رسانده بودند كه پايان جستجو براي يافتن اثر اسلحه كشتار جمعي در عراق را اعلام كرده بود. اين جستجو كه «جستجوي تازه، دقيق و همه جانبه» عنوان داشت از 2003 و پس از سقوط دولت صدام حسين و اشغال نظامي عراق آغاز شده بود و زير نظر «دالفر» كارشناس «سيا» در زمينه اسلحه کشتار جمعي ادامه داشت. دالفر كه به كار جستجو پايان داده و به آمريكا بازگشته موفق به كشف چنين سلاحهايي در عراق نشده بود كه بهانه اشغال نظامي اين كشور بود. دافلر قبلا هم به كنگره (قوه مقننه) آمريكا اعلام كرده بود كه هنگام حمله نظامي آمريكا، عراق فاقد اسلحه كشتار جمعي بود. ولي، اين بيان كه در آستانه انتخابات نوامبر 2004 آمريكا انتشار يافت مانع از پيروزي بوش نشد زيرا كه اكثريت شرکت کنندگان در راي دادن خواهان رئيس جمهوري «يكه بزن» بودند و او را انتخاب كردند. بيش از يك سوم آمريكايياني كه حق دادن راي داشتند در انتخابات نوامبر 2004 شركت نکرده بودند!. بازگشت سياهپوستان آمريكايي به آفريقا! Marcus دوازدهم ژانويه 2005 گزارشي انتشار يافته بود كه از توجه و علاقه مندي شمار بيشتري از سياهپوستان آمريكايي به بازگشت و يا فعاليت درآفريقا حكايت مي كرد. در اين گزارش آمده بود كه اخيرا بيش از هزار سياهپوست آمريكايي صاحب تخصص و حرفه در كشور غنا (مستعمره سابق انگلستان در غرب آفريقا كه آن را «ساحل طلا» مي ناميد) مستقر شده اند. بازگشت و فعاليت در آفريقا دليل از دست دادن تابعيت آمريكايي آنان نيست. بسياري از كشورهاي سياهپوست آفريقايي از اين روند استقبال مي كنند و تسهيلات متعدد در نظر گرفته اند. «جان كوفورJohn Kufuor» رئيس جمهور وقت غنا براي جذب اعقاب سياهپوستاني كه با زور و براي بردگي به ممالك ديگر برده شده بودند لايحه به پارلمان اين كشور داده بود. پس از دستيابي اروپاييان به قاره آمريكا بسياري از آفريقائيان به ويژه از غرب اين قاره با غل و زنجير به قاره غربي منتقل و براي انجام كارهاي سخت به فروش رسيدند و سالهاي سال بردگي مي كردند. بسياري از اين سياهپوستان دركشتي هايي كه آنان را از آفريقا به آمريكا منتقل مي كرد به علت تنگي جا و كمبود غذا و آب سالم جان سپردند. اين گزارش حاوي مصاحبه با «كاركوس مانزMarcus Manns» يك جوان بازگشته از آمريكا به غنا بود كه گفته بود «كايرو پراكتور» است و با اين كه مي دانست اين حرفه در غنا شناخته شده نيست پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي در آمريكا از زادگاه خود شهر «باستBasset» در ايالت ويرجينا عازم غنا شد كه اجداد او را از اينجا با كشتي هاي حمل برده به آمريكاي شمالي منتقل و به فروش رسانده بودند. وي مانند هر سياهپوست بازگشته به وطن اجدادي حق اقامت و كار و خريد خانه و زمين در غنا را دارد ولي نخست غنايي ها را بايد با نوعي درمان كه در تخصص اوست آشنا سازد و سپس به داير كردن مطب دست بزند و اين كار شروع كرده است. ماركوس در دسامبر 2004 پس از دريافت مدرك دانشگاهي خود در آمريكا وارد غنا شده است. وي كمك به رشد و پيشرفت آفريقا را يك تكليف عمومي سياهپوستان آمريكايي خوانده است كه تنها در ايالات متحده حدود سي ميليون نفرند. یک سوسیال دمکرات آهنگساز و حقوقدان رئیس جمهور کرواسی شد ـ اشاره ای به تز شایستگی Ivo Josipovic 12 ژانویه 2010 نتایج دور دوم انتخابات کرواسی (Crotia از اعضای کنفدراسیون یوگوسلاوی سابق) اعلام شد که ایوو یوسیپوویچ Ivo Josipovic آهنگساز و حقوقدان 52 ساله برنده آن بود. وی از کمونیستهای سابق یوگوسلاوی است که پس از فروپاشی این کنفدراسیون به حزب سوسیال دمکرات کرواسی پیوسته است. در بیشتر در کشورهای عضو کنفدراسیون سابق یوگوسلاوی، کمونیستها حزب سوسیال دمکرات تشکیل داده اند که یک سوسیالیسم ملایم را دنبال می کند. در دور نخست انتخابات ریاست جمهوری کرواسی که 27 دسامبر 2009 برگزارشد 11 نامزد شرکت کرده بودند که هیچکدام موفق به کسب نیمی از آراء نشدند. در دور دوم که یکشنبه دهم ژانویه 2010 صورت گرفت 60 درصد آراء نصیب یوسیپوویچ شد. وی با شعار مبارزه با فساد تا حذف کامل آن وارد میدان شده بود و پس از اینکه پیروزی اش اعلام شد گفت که کرواسی را ستاره درخشان اروپا خواهد کرد. قراراست که کرواسی ـ سرزمینی در ساحل شمالشرقی دریای آدریاتیک، همسایه اتریش، ایتالیا و صربستان در سال 2012 به عضویت اتحادیه اروپا درآید. یوسیپوویچ از هواداران ارزشهای دمکراتیک و رعایت حقوق اساسی انسان است. او از پیروان تز کثرت نامزدها در هر انتخابات و کشانیده شدن کار به دور دوم است زیرا در چنین وضعیتی است که رای دهندگان فرصت دقّت در انتخاب نامزد همفکر خود و «شایسته ترین» خواهندداشت. شایستگی فرد بستگی به وضعیت روز جامعه و مسائل مطرح دارد و هرفرد شایسته متناسب هروضعیت نیست؛ درست همانند تخصّص جراحان که هرکدام برای انجام عمل روی یک عضو بدن مهارت دارد و بدن هرزمان دچار یک نوع دشواری می شود. تاريخ از نگاهي به تصوير فرهنگ جنگ! اين عكس 12 ژانويه 2003 در روزنامه هاي آمريكا چاپ شده بود و لحظه وداع يك مادر با فرزند ملوانش را نشان مي دهد كه كشتي او ماموريت خليج فارس و شركت در جنگ با عراق را يافته بود که دو ماه و يک هفته بعد آغاز شد. هيچ مادري؛ آمريكايي، عراقي، چيني، روس و ... چنين لحظه اي و اصولا جنگ را نمي خواهد ببيند. «تاريخ» سراسر از جنگ مي گويد و همه را به حساب اين مي گذارد كه نظمي در جهان وجود نداشت كه مسائل را از راه مذاكره و مسالمت و ميانجيگري حل و فصل كند. اينك در عصر پيشرفتهاي تکنولوژيک، سخن از دمكراسي و حقوق بشر، توجه به انديشه هاي انساندوستانه، بيدار شدن وجدانها، حساس شدن انسانها نسبت به سرنوشت هم و وجود تشكيلاتي - گرچه ناقص و بي خاصيت - به نام سازمان ملل؛ جنگ پديده اي پذيرفتني و مطابق منطق و اصول نيست و بسياري هستند كه از خود مي پرسند: پس چه فرقي است ميان دنياي امروز و قرنهاي گذشته و ...؟!. بلوك شرق خود را داوطلبانه منحل كرد كه حالت معارضه در جهان پايان يابد و نظمي تازه برقرار شود ــ نظمي كه مانع از هرگونه جنگ شود. روسها خود را كنار كشيدند، زيرا كه 27 ميليون كشته خود در جنگ جهاني دوم را فراموش نكرده بودند و كشته بيشتري نمي خواستند. مروري بر «تاريخ» نشان مي دهد كه هر جنگ، جنگهاي ديگري را زاييده و پس از هر جنگ سالها و گاهي تا چند نسل «فرهنگ جنگ» جهان را ترك نگفته است. با مذاكره و راههاي مسالمت آميز آسانتر و ارزانتر از جنگ و خونريزي مي توان به هدف رسيد كه نتيجه هم قانوني، قابل قبول، غير قابل اعتراض و پايدارتر خواهد بود. برخي ديگر از رويدادهاي 13 ژانويه 1906: نخستين راديو ويژه پخش آگهي که برد امواج آن تنها تا 1600 متر بود در نيويورك آغاز بكار كرد. 1943: هيتلر كه در انتظار ساخت بمب اتمي بود باتوجه به ناكامي هايش در جبهه هاي روسيه و شمال آفريقا جنگ تمام عيار اعلام كرد كه باعث تسريع شكست خود وي شد. 1953: مجلس شوراي ملي فوريت لايحه اختيارات دكتر مصدق را تصويب كرد. اين اختيارات موقتي به منظور تسهيل و تسريع كار دولت تقاضا شده بود. 1954: در اين روز در جريان سركوبي جمعيت اخوان المسلمين در مصر 318 تن از اعضاي اين جمعيت دستگير شدند. Douglas Wilder 1990: «داگلاس وايلدر» به عنوان نخستين فرماندار سياهپوست انتخابي يك ايالت آمريكا كار خود را آغاز کرد. وي در نوامبر 1989 به سمت فرماندار ايالت مشترك المنافع ويرجينيا انتخاب شده بود. يک فرد تنها براي يک دوره 4 ساله مي تواند فرماندار ويرجينيا شود. وايلدر بعدا مجري برنامه هاي يک راديو و آنگاه شهردار شهر ريچموند ويرجينيا - زادگاه خود شد. او عضو حزب دمکرات آمريکاست.
  11. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 23 دی ماه )

    13 ژانویه سال 1617 "اوستاش لوسوئه "نقاش و هنرمند بزرگ فرانسوی در قرن هفدهم میلادی كه در فن دكور و تزیین در قرن هفدهم بینظیر بود ،در پاریس قدم به عرصه وجود گذاشت .و به زودی معروف شد از كارهای برجسته او" زندگی سن برونو "را باید نام برد" .اوستاش لوسوئه "روز 28 سپتامبر سال 1655 میلادی بدرود حیات گفت . 13 ژانویه سال 1906 "آلبرت سورل "یكی از دانشمندترین محققین و مورخین فرانسه در قرن نوزدهم میلادی پس از 64 سال زندگی به علت آلبرت سورل ابتلا به بیماری ذاتالریه بدرود حیات گفت .روز 10 مه 1842 در" هونفلور "قدم به عرصه وجود گذاشته بود وی استاد تاریخ دیپلماسی و عضو آكادمی فرانسه بود) .اروپا و انقلاب كبیر فرانسه (از آثار مهم او محسوب میشود. 13 ژانویه سال 1941 كنفرانس بزرگ" متفقین اروپایی انگلستان "در جنگ دوم جهانی در شهر لندن تشكیل شد .مبتكر این كنفرانس كه هدف آن نزدیك كردن سیاستهای مختلف سران ممالك اروپایی در مبارزه با فاشیسم و نازیسم در ایتالیا و آلمان بود ،چرچیل صدراعظم انگلستان بود .در این كنفرانس انگلیس ،بلژیك ،فرانسه ،هلند ،یونان ،یوگسلاوی ،لوكزامبورگ ،نروژ ،دانمارك ،لهستان و چكاسلواكی شركت داشتند. 13 ژانویه سال 590 زندگی و سلطنت" هرمز چهارم "بیست و دومین شاهنشاه سلسله ساسانی پایان یافت و بدست یكی از خویشاوندان خود به نام" بیستام "به قتل رسید" .هرمز چهارم "روز 16 نوامبر 579 میلادی بعد از مرگ" خسرو انوشیروان "به سلطنت رسیده بود .جنگ با امپراتور روم - حمله تركان زردپوست به ایران و اختلاف با بهرام چوبین از مهمترین وقایع دوران سلطنت او بود.
  12. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 23 دی ماه )

    ۲۳ دی - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۹۹ روز گذشته و به پایان آن ۶۶ روز (در سال عادی) یا ۶۷ روز (در سال کبیسه) مانده است. رویدادها ۱۳۵۷ - تشکیل شورای انقلاب زادروزها ۱۲۹۳ - محمود اعتمادزاده (م. ا. بهآذین)، نویسنده و مترجم ایرانی. مرگها ۱۳۸۶ - جعفر شهیدی، مورخ و استاد زبان و ادبیات فارسی.
  13. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 22 دی ماه )

    مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 ژانويه ايران عبور از گذرگاه خيبر: روزي که امير تيمور با عبور از تنگه خيبر وارد هند شد 12ژانويه سال 1397 ميلادي امير تيمور گوركان با نیروهایش به منظور تصرف هندوستان از گذرگاه خيبر گذشت. 341 سال بعد در همين ماه نادرشاه افشار ارتش ايران را از اين گذرگاه وارد شبه قاره هند كرد و هر دو موفق به تصرف دهلي شدند. تيموريان كه بعدا با كمك صفويه ايران بر هند شمالي و غربي مسلط شدند مدتها بر اين سرزمين حكومت كردند كه در تاريخ به امپراتوران مغولي هند معروفند و نادرشاه با تصرف دهلي با اين كه پادشاه تيموري وقت را ابقاء كرد باعث تضعيف اين امپراتوري شد و راه برتصرف و استعمار و سپس تجزيه اين شبه قاره توسط انگليسي ها هموار گرديد. انگليسي ها كه يك قرن و نيم پس از عبور نادر از تنگه خيبر، در همين منطقه به دست افغانها قتل عام شدند هنوز سياست قديمي خود در قبال افغانستان و دره سند را تغيير نداده و آمريكا را هم در آن شريك و بار ديگر در افغانستان نيروي نظامي مستقرکرده اند. تنگه خيبر که از دومين سال قرن 21 به راه انتقال جنگ افزار براي نيروهاي غرب در افغانستان مبدل شده است، ديگر امن نيست و روزي نيست که در آن و مناطق اطراف آن زد و خورد و خرابکاری روي ندهد. سالروز درگذشت مروج دوستي؛ ابوسعيد ابوالخير تاريخ ادبيات جهان درگذشت صوفي و سخنور پارسي گوي خراساني؛ ابو سعيد ابوالخير را در 81 سالگي در 12 ژانويه سال 1049 ذكر كرده است كه اشعار، گفته ها و عقايد او در «اسرار التوحيد» گرد آوري شده است. وي از مروجان دوستي و مهرباني كردن و از نهي كنندگان كينه جويي و عناد بود. ابوسعيد در «ميهنه» خاوران به دنيا آمده بود. روزي که انگليسي ها قصر شيرين را تصرف كردند 22 دیماه 1296 (12ژانويه 1918) باراتف ژنرال روس و افرادش خاك ايران را ترك گفتند و در پي خروج آخرين نظامی روس از ايران، نيروهاي انگليسي كه از طريق عراق وارد غرب وطن ما هم شده بودند قصر شيرين و نيمي از استان كرمانشاه را تصرف كردند. انگليسي ها در نيمه جنگ جهاني اول به بهانه درآويختن با عثماني (متحد آلمان) كه از قرنها پيش بين النهرين (عراق امروز) را در كنترل داشت وارد خاك اين سرزمين شده بودند. در جریان جنگ جهانی اول و برغم اعلام بي طرفي قبلی ایران، نظاميان دولتهاي متحارب (روسیه و انگلستان از یک سوی و عثمانی از سوی دیگر) به وطن ما وارد شده و ایران بیطرف را به میدان جنگ، تحریک و جاسوسی تبدیل کرده بودند. انگلیسی ها قبلا از جنوب و جنوب شرقی وارد ایران شده بودند. پس از پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه، لنين به تروتسكي كميسر نيروهاي مسلح روسيه توصيه اكيد كرده بود كه نظاميان روسيه را از ايران خارج سازد و گفته بود كه نظاميان يك دولت انقلابي نبايد اشغالگر به شمار آيند و با خروج روسها بود که انگلیسی ها یکه تاز میدان ایران شدند و قصر شیرین را هم تصرف کردند. ورود انگلیسی ها به غرب ایران، فراهم ساختن زمینه تحت الحمایه ساختن وطن ما بود زیرا که عثمانی در همه جبهه ها دست به عقب نشینی زده بود و نیروی نظامی در ایران نداشت. در آن زمان هدف عمده انگلستان از حضور نظامي در آسیای غربی سلطه براین منطقه صاحب نفت و چهارراه جهان بود. نفت بين النهرين حواس انگلیسی ها متوجه این سرزمین کرده بود زيرا كه با افزايش وسائط نقليه موتوري، نياز جهان را در آينده به اين ماده حياتي برآورد كرده بودند و مي دانستند كه آقاي جهان دولتي است كه كليد جريان نفت را به دست داشته باشد. در آن زمان هنوز نفت در سعودی و شیخ نشینها کشف نشده بود و در منطقه، این ماده تنها در ایران، عراق و قفقاز جنوبی استخراج می شد. بعدا معاملات نفتي آمريكاييان با دولت سعودي، انگلستان را در وضعيت رقابت توام با سازش قرار داد. هيتلر با هدف دست اندازي به نفت خاورميانه و كوتاه كردن دست انگلستان بود که «رومل» را مامور پيشروي از شمال آفريقا به سوي شرق سوئز كرده بود و نيروهايش در شوروي را به سمت قفقاز و سرازير شدن از اين ناحيه به ميدانهاي نفت اعراب به حركت درآورده بود. اين وضعيت بيش از پيش بر سماجت انگليسي ها در كنترل نفت افزود و ديديم كه چگونه در برابر ملي شدن نفت ايران ايستادگي كردند ولي روند اين رويداد سرانجام آن دولت را مجبور به ورود به جريان سازش با رقيبان غربي كرد و .... مشاركت انگلستان در اشغال نظامي عراق در سال2003 با همان هدف نفت و حفظ نفوذ قديمي خود در خاورميانه بود. انگلستان اينك بيش از نياز داخلي خود داراي ذخاير نفتي در درياي شمال است ولي دست داشتن در معاملات جهاني نفت را وراي نياز داخلي و كار تجارت مي داند. پايان بازي نفتكش «رزماري» با راي دادگاه مستعمراتي عدن 12 ژانویه 1952 (دی ماه 1330) يك دادگاه مستعمراتي انگليسي در عدن (یمن جنوبی مستعمره دولت لندن) راي داد كه محموله نفت كشتي «رزماري» متعلق به انگلستان است و اين كشتي بدون كسب اجازه از دولت انگلستان در بنادر ايران «نفت متعلق به انگلستان!» را به مقصد اروپا بارگيري كرده؛ بايد محموله آن ضبط و تخليه شود و صاحبان کشتی (که با پرچم «هندوراس» حرکت می کرد) هزينه دادرسي، توقيف و تخليه را بپردازند تا آزاد شود. دولت انگلستان (مالك شركت نفت اين كشور؛ بی. پی.) ملي شدن صنعت نفت ايران را برسميت نمي شناخت. كشتي رزماري (رزمری) كه برغم محاصره دريايي ايران از سوي انگلستان، به حمل نفت ملي شده ایران به مقصد اروپا دست زده بود در باب المندب توسط يك ناوچه انگليسي رهگيري و توقيف و به بندرگاه عدن منتقل و ناخدايش به دادگاه تسليم شده بود. مسیر رویدادهای بعدی نشان داد که بازي فرستادن رزماري به ايران و سپس توقيف آن و تخليه محموله اش در عدن و انعكاس وسيع اخبار مربوط به اين عمليات؛ تنها به منظور نااميد كردن ملت ايران و كاهش محبوبيت ملي دكتر مصدق و تقويت مخالفان داخلي او صورت گرفته بود. درخواست دبیران تاریخ از مصدق ـ تبیین و تعمیم تعریف خیانت ـ اشاره یک استاد به فتنه گری تازه دولت لندن با تاسيس تلويزيون فارسي مصدق بیست و چهارم دی ماه 1331 دکتر مصدق رئیس دولت وقت در خانه خود ـ خیابان فلسطین امروز ـ نامه طومار مانند دبیران تاریخ (در آن زمان؛ تاریخ و جغرافیا و تعلیمات مدنی) دبیرستانهای تهران را دریافت کرد که در آن درخواست کرده بودند از مولفان کتابهای درسی تاریخ ویژه دوره دوم دبیرستانها تحقیق شود که چه مقام و نیرویی آنان را وادار کرده بود که در این کتابها تصویر بزرگی از اجتماع کشتی های نظامی انگلستان را چاپ کنند و این مقام و یا مقامات ـ هرکس که باشد ـ به دادگستری تسلیم شوند تا به اتهام خیانت به وطن محاکمه و مجازات شوند. این دبیران استدلال کرده بودند که اتهام خیانت به وطن می تواند به چنین مقاماتی اطلاق شود زیرا که که تصویر مندرج در کتاب در ذهن هر نوجوان نقش می بندد و تا سالهای سال گمان می کند که با چنین ناوگانی، دولت لندن حق دارد که آقای ایران هم باشد. این طومار که دارای صدها امضاء بود توسط نمایندگان دبیران به دکتر مصدق تسلیم شده بود. این دبیران بعدا به روزنامه های چپ و ملی گرا گفته بودند که عکس مندرج در کتاب، مربوط به دهه دوم قرن (قرن 20) بوده و احتمالا کشتی های انگلیسی برای برداشتن همین یک عکس و انتشار آن برای مرعوب کردن ملل ضعیف و نیز تقویت روحیه انگلیسیها اجتماع کرده بودند و .... در پی خواندن طومار و شنیدن اظهارات نمایندگان دبیران، دکتر مصدق تصمیم به تبیین تعریف خیانت به وطن، افزایش شمول آن و دوباره نویسی قوانین مربوط و تشدید مجازات مرتکبین گرفت و سفارش لازم را به همکاران خود کرد تا در آن باره مطالعه شود. همچنین قرار براین شده بود که کتاب مورد اعتراض برای سال تحصیلی بعد مورد تجدید نظر قرارگیرد و همچنانکه نمایندگان دبیران خواسته بودند واکنش افغانها به مداخلات لندن و جریان قتل عام انگلیسی ها در ژانویه 1842 و موارد دیگری از این دست برآن اضافه شود و .... با اینکه «لطفی» وزیر دادگستری کابینه دکتر مصدق قضیه تبیین و تعمیم خیانت به ملت را دنبال کرده بود، با براندازی سال بعد (28 امرداد 1332) همه تلاش ها در این زمینه که ضروری تشخیص داده شده بود متوقف شد و تا سالهای سال، آن عکس مورد اعتراض از کتابهای درسی حذف نشد!. موضوع تبیین و تعمیم تعریف خیانت به وطن مخصوصا از نیمه دوم قرن 20 مورد توجه ملل قرارگرفت زیرا که ثابت شده است بسیاری از مشکلات ملی نتیجه اعمال خیانت آمیز معدودی افراد بوده است.در چند سال اخیر دولتهای تازه در آمریکای لاتین به تکمیل قوانین خیابت به وطن اقدام کردند و همین چند روز پیش دولت روسیه نیز تصمیم گرفت که موارد تازه بر آن اضافه کند. سالروز تسلیم نامه دبیران دبیرستانهای تهران به مصدق، این فرصت را داده است تا پیامی را که 21 دیماه 1387 دریافت شده بود درج کنیم که فرستنده اش خودرا مدرس دانشگاه معرفی و اصرار به انتشار آن از باب آگاهی عموم هموطنان کرده بود: ... از آغاز بکار رادیو به عنوان یک رسانه عمومی در دهه 1920 و از زمان انتقال امواج تلویزیونی توسط ماهواره در دهه 1960 اجرای سیاست و مداخله از طریق رسانه های صوتی ـ تصویری و موضوع تلقین و شستشوی مغزی یک مسئله جهانی شده است که تنها چند دولت مشخص از این حربه استفاده می کنند. زبان انگلیسی یک وسیله ارتباط جهانی شده است و اگر فرضا دولت یک کشور کوچک یک برنامه به زبان انگلیسی بر برنامه های رادیو تلویزیون خود اضافه کند، به معنای شستشوی مغزی و ساخت مخالف داخلی و ... نیست زیرا که ملل انگلیسی زبان به رشد و بلوغ متعارفی رسیده اند که گوش نکنند، ولی کار دولت هایی را که با تحمل هزینه سنگین برنامه گسترده رادیو تلویزیونی به زبان ملل دوردست و مورد نظر دایر می کنند و یا اینکه برای این کار به تاسیس رادیو ـ تلویزیون مستقل می پردازند به چیزی جز مداخله، دشمنی، تحریک، و دست کم القاء رفتار، روش و تفکری مغایر فرهنگ ملی نمی توان تعبیر کرد. این، یک کار امپریالیستی است و به نوعی اعلان جنگ. تا زمانی که همه اتباع جوامع قبلا مستعمره و یا عقب مانده به آن حد از رشد و بلوغ نرسند که بدانند برنامه های این رادیو ـ تلویزیونهای دولتی به زبان ملی آنان دام است و تخریب؛ برعهده دولت هاست که با وضع قانون و تدابیر دیگر مانع این تلقینات عمدتا زیان آور شوند. این، یک تکلیف دولتها است. این، سانسور و عمل خلاف آزادی نیست. همان دولتهای صاحب این رادیو تلویزیونها انواع قانون ضد قمار، ضد مواد مخدر، ضد فروش سکس، ضد تروریسم دارند و ... که مرتکبین آن اعمال، این کار خودرا استفاده از آزادی تعبیر می کنند!. هرکار خواست دل که آزادی نیست. این مطلب را برایتان از این جهت نوشتم که شنیدم دولت انگلستان از 14 ژانویه 2008 تلویزیون فارسی راه اندازی می کند، هر شب هشت ساعت. چرا؟. مگر ما خودمان رادیو ـ تلویزیون نداریم. این همه روزنامه در تهران منتشر می شود. درصد ارباب رجوع ایرانی اینترنت در میان ملتها در ردیف خیلی بالا است. مگر خبر دیگری هم "جز فتنه گری" در این دنیا وجود دارد که به آن دسترسی نباشد. اگر ریگی به کفش دولت لندن نیست برود این پول را صرف خانه به دوش های خیابانهای لندن کند. دولت لندن باید بداند که عصر غرب که 500 و اندی سال طول کشید به پایان رسیده است. با وجود این، دولت ما نباید دست روی دست بگذارد و اجازه چنین مداخله سیاسی ـ فرهنگی را بدهد. تا رسیدن به آن سطح که آحاد ملت بتواند دشمن را تشخیص بدهد لازم است با وضع قانون از شستشوی مغزی ملت توسط یک دولت بیگانه جلوگیری بعمل آید. باز برایم شنیدن این خبر رنج آور بود که دولت لندن به دست 20 روزنامه نگار و عمدتا ایرانی و نسبتا جوان که در تهران فعالیت روزنامه نگاری داشتند و با جزئیات آشنا هستند می خواهد توطئه تازه خود را به انجام برساند. شاپور بختيار برنامه دولت خود را از جمله انحلال ساواک اعلام داشت ت اشاره اي به اين برنامه شاپور بختيار آخرين نخست وزير نظام سلطنتي ايران در اين روز در سال 1357 در حالي كه در كنار عكس بسيار بزرگي از دكتر مصدق نشسته بود برنامه هاي دولت خود را اعلام داشت كه برخي از آنها از اين قرار بودند: انحلال ساواك، قطع صدور نفت به اسرائيل، محدود كردن اختيارات سازمان برنامه ( كه دولتي در دولت شده بود)، محاكمه غارتگران (از هر قماش)، اعلام مقتولان تظاهرات سياسي به عنوان «شهيد»، ممنوع الخرج كردن عوامل فساد اداري و متهمان به سوء استفاده از قدرت و نفوذ، آزادي زندانيان سياسي، پرداخت غرامت به زندانيان و محكوم شدگان به اتهامات سياسي، شكنجه شدگان و بازماندگان اعدام شدگان مربوط و نيز اعاده حيثيت ازايشان، ايجاد دادگاههاي ويژه دريافت و رسيدگي به شكايات از سازمانهاي دولتي و اشخاص در زمينه ظلم و اجحاف و نقض حق و تبعيض ( از 28 امرداد1332 تا آن زمان) و .... وي همچنين اطمينان داده بود كه مقامات زنداني در پادگانهاي لويزان و جمشيد آباد (هويدا، سپهبد نصيري، نيك پي، منوچهر آزمون، داريوش همايون، روحاني و ...) محاكمه و در صورت ثبوت جرم مجازات خواهند شد. اين مقامات در طول ماههاي مهر تا دي ماه 1357 به خاطر آرام كردن مردم (كه نمايشي خوانده شده است) دستگير و توسط دژبان تهران نگهداري مي شدند كه بعدا آن دسته از آنان كه در روزهاي 21 و 22 بهمن موفق به فرار نشدند به دست انقلابيون افتادند و بيشترشان با احکام صادره به امضاي صادق خلخالي قاضي شرع دادگاه انقلاب اعدام شدند. شاه (طبق كتاب خاطراتش) پيش از خروج از كشور به هويدا پيغام داده بود كه از ايران خارج شود و قول داده بود که وسائل خروج او را فراهم خواهد ساخت، ولي (به نوشته شاه) هويدا جواب داده بود كه كاري نكرده است كه از محاكمه بترسد. انتقاد فرانسه و آمريکا از مقوله رد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي در جمهوري اسلامي و اشاره به بست نشيني مجلسيان در ژانويه 2004 در سه روز منتهي به 15 ژانويه 2004 «دومينيك دو ويلپن» وزير امور خارجه وقت فرانسه و همچنين دو سخنگوي رسمي دولت آمريكا از رد صلاحيت دهها نماينده آن دوره مجلس شوراي اسلامي و شماري ديگر از متقاضيان نامزدي براي انتخابات دور بعدي اين مجلس از سوي شوراي نگهبان كه به بست نشيني نمايندگان رد صلاحيت شده انجاميده بود انتقاد كرده بودند. لحن اظهارات «دومينيك دو ويلپن» در اين باره، در ادبيات ديپلماسي «بي سابقه» توصيف شده و مفسران رسانه ها آن را نوعي ابراز ترديد وي به منصفانه برگزار شدن انتخابات 20 فوريه 2004 ايران تلقي کرده بودند که به مثابه دخالت در امور يک دولت ديگر بود. "دو ويلپن" اين نظر خودرا به عنوان يک مقام دولتي (نه، شخصي) پس از ملاقات با حسن روحاني دبير وقت شوراي امنيت ملي جمهوري اسلامي بيان کرده بود و اين ملاقات در پاريس صورت گرفته بود. در همان زمان اين شايعه در افواه شنيده مي شد که برخي از نمايندگان رد صلاحيت شده آن دوره تقنينيه که خبرگزاري هاي غرب در گزارشهايشان "اصلاح طلبان" مي نوشتند به شرکتهاي اتحاديه اروپا مخصوصا کمپاني هاي فرانسوي در عقد قراردادهاي پر منفعت نظر مساعد نشان داده بودند!. در نيمه ژانويه 2004"ارلي"، يک سخنگوي وزارت امورخارجه آمريکا هم گفته بود که انتظار دارد دولت ايران (قوه مجريه) تلاش محافظه کاران (اصولگرايان) اين کشور براي شکل دادن نتيجه انتخابات فوريه 2004 را خنثي کند. در سه روز مورد بحث، در رسانه هاي ساير كشورها، بر اخبار (مطلق) بست نشيني 83 نماينده آن دوره مجلس شوراي اسلامي كه صلاحيت آنان همانند شماري متقاضي ديگر نامزدي براي انتخابات دور بعدي اين مجلس رد شده بود؛ تفسير و تحليل هم اضافه شده بود. برخي از تحليلگران رسانه ها، اين بست نشيني را عملي «كم سابقه» خوانده و افزوده بودند که كمتر ديده شده است كه نمايندگان يك پارلمان به خاطر «خود» به چنين اقدامي دست زده باشند و پاره اي از مقامات اجرايي (وابسته به قوه ديگر حكومتي) از جمله برخي از روساي انتصابي ايالات (استانداران) و حتي بعضي از اعضاي كابينه هم از اقدام آنان جانبداري و اشاره به كناره گيري كرده باشند. در بيشتر تفسير ها، اين بست نشيني بويژه در آستانه بيست و پنجمين سالروز سقوط سلطنت 2500 ساله ايران را كه 11 فوريه 2004 بود در كنار هم قرار داده و عنوان «نبرد سياسي فرزندان انقلاب بر سر قدرت» بر آن نهاده و به تشريح قوانين و ضوابط انتخاباتي در جمهوري اسلامي و مقايسه آنها با قوانين مربوط در ساير كشورها پرداخته بودند و اين سئوال را مطرح کرده بودند كه که اگر ايرادي به ضوابط وجود داشته، چرا همين دسته از نمايندگان، قبلا در صدد اصلاح ضوابط از طريق وضع قانون بر نيامده بودند؟ و اين تحصن را مي توانستند در صورت رد اصلاحيه هاي ضوابط انتخاباتي انجام دهند كه خريدار بيشتري داشت. در اين تفسيرها ضمن تشريح شرايط نامزدشدن و تاييد صلاحيت نامزدها از سوي شوراي نگهبان، تفسيرنگاران با مقايسه شرايط با ضوابط کشور متبوع، اشاره به سخت بودن شرايط در جمهوري اسلامي براي تاييد نامزدي کرده بودند. دو ويلپن (سمت راست عکس) و حسن روحاني - پاريس، 15 ژانويه 2004 در قلمرو انديشه نگاهي گذرا به انديشه و روش "جك لندن" نويسنده سوسياليست آمريكايي «جك لندن» نويسنده و روزنامه نگار سوسياليست آمريكايي 12 ژانويه 1876 ميلادي در سانفرانسيسكو به دنيا آمد و 40 سال عمر كرد. وي در طول عمر كوتاه خود 50 كتاب نوشت كه به بيشتر زبانها ترجمه شده اند و شمار خوانندگان او در خارج از آمريكا بيش از اين كشور بوده است. در روزنامه نگاري، وي پيشنهاد كرده بود كه به جاي مقاله سياسي رساله سياسي نوشته شود، زيرا كه ستون روزنامه جاي كافي براي گفتن همه مطلب ندارد و كوتاه نوشتن يك تحليل سياسي، خواننده را به جايي نمي برد و احيانا او را گيج و گمراه مي كند. داستانهاي او آكنده از انتقادهاي اجتماعي هستند كه در هر كدام كوشيده است يك مشكل جامعه را نقد كند. بر ضد استثمار نوشته، از فقر ناليده و دلايل آن را در قالب داستان برنگاشته و از طبقه زحمتكش به دفاع برخاسته است. وي 22 نوامبر سال 1916 براثر ازكار افتادگي كليه هايش فوت شد. در قلمرو دموکراسي نخستین زنی که در آمریکا سناتور شد H. Caraway 12 ژانویه 1932 برای نخستین بار سنای آمریکا دارای یک سناتور زن شد. وی بانو «هاتی کاراوی Hattie W. Caraway» دبیر دبیرستان و در آن زمان 54 ساله بود. شوهر بانو «هاتی» که سناتور ایالت آرکانزا بود در دسامبر 1931 درگذشته بود و تا انجام انتخابات فرعی (در آمریکا؛ انتخابات ویژه) که 12 ژانویه 1932 برگزار شد فرماندار ایالت بیوه او بانو «هاتی» را به عنوان سناتور موقت معرفی کرد. رفتار بانو «هاتی» در این یک ماه بگونه ای بود که در انتخابات فرعی و دو انتخابات سراسری بعد از آن بر رقیبان پیروز شد و 12 سال و چند ماه سناتور بود. انتخاب وی به سناتوری بود که سبب شد پای بانوان به سنای آمریکا باز شود که در آن هر ایالت ـ صرفنظر از جمعیت آن ـ دارای دو سناتور است؛ جمعا 100 نفر. معاون رئیس جمهور آمریکا رئیس سنای این کشور است. "فرهنك سياسي" یک جامعه و تاکید بر رعایت کامل اصول قانون اساسی «فرهنگ سياسي Political Culture» «فرهنگ سياسي» كه در گردهمايي سال 1973 برخي انديشمندان كشورهاي صنعتي در بروکسل به ميان آمد و قرارشد که نظر استادان علوم سیاسی و حکومت و نیز اصحاب نظر و تجربه استعلام و در نشست بعدی (سال 1975) بررسی و نتیجه گیری شود موضوعي است که از دو قرن پيش مطرح بوده است .«سيدني وربا» نيز در كتاب خود آن را توصيف و تفسير كرده است. در اجرای تصمیم نشست سال 1973 اندیشمندان، کسب نظر و بررسی هایی در سراسر سال 1974 در جوامع مختلف پیرامون «فرهنگ سياسي دررابطه با دمكراسي» بعمل آمد که ماحصل نظرات در نشست ماه ژانويه سال 1975 بررسی و نتیجه گیری شد و نتیجه به صورت یک اعلامیه ده صفحه ای انتشار یافت که خلاصه آن از این قرار است: "فرهنگ سياسي با فرهنگ عمومي متفاوت است، اما نمي تواند از آن جدا باشد. در يك جامعه، نخبگان بدون احترام و رعايت فرهنگ سياسي توده ها که همانا ذهنیات و انتظارات ایشان از دولت (قوای سه گانه دمکراسی بعلاوه رسانه ها) و هرگونه تغییر است نخواهند توانست براي مدتي طولاني به حاكميت سياسي و فكري خود برآن جامعه ادامه دهند. براي ثبات و استواري يك دمكراسي و خلل ناپذير بودن آن، رعايت فرهنگ سياسي توده مردم (اكثريت جامعه) لازم و ضروري است و فرهنگ سياسي یک جامعه برگرفته از همه ارزشهاي بنيادي، باورها، عواطف، حساسيت ها و سطح دانش و آگاهي هاي آن جامعه است و هر اقدام دولت ـ دولت منتخب (دمکراتیک) ـ بدون عنايت به فرهنگ سياسي اكثريت جامعه با شكست رو به رو مي شود و اين شكست به خاطر مقاومت مردم به پذيرفتن آن است كه با ذهنياتشان همخواني ندارد. مردم هر جامعه هر فرضيه مغاير ذهنيات خود را ايدئولوژي وارداتي تلقي مي كنند و در پذيرفتن آن اكراه خواهند كرد. تغيير فرهنگ سياسي يك جامعه، يكشبه صورت نخواهد گرفت و گاهی يكي ــ دو نسل طول مي كشد تا ذهنيات و انتظارات و عادات مردم با وضعيت تازه خوي بگيرد. بنابراين، در كشورهاي تازه به دمكراسي رسيده، كيفيت رئيس دولت در حفظ ثبات و اصول دمكراسي و رعايت قانون اساسي نقش حياتي دارد و كاري است كه از دست هركس بر نمي آيد. بررسي تاريخچه روند دمكراسي در دو قرن اخير ثابت كرده است که اگر سیاست های رئیس یک دولت پس از انتخاب شدن خلاف آن باشد که مردم انتظار داشته اند و قبلا به آنان وعده داده شده بود بي نظمي، و ناآرامی به دنبال خواهد داشت و ناآرامی ممکن است مسبب ناهنجاری های متعدد شود که شكست دولت و درنتیجه کشور خواهد بود. مطالعات دو قرن گذشته همچنین ثابت کرده است که اگر در جایی حتی یک اصل از قانون اساسی کشور نقض و یا نادیده گرفته شده بی اعتنایی و نقض سایر قوانین (قوانین موضعه پارلمان) و ضوابط دیگررا به دنبال داشته و نقض قانون در یک جامعه باعث رواج فساد و تباهی و نهایتا زوال جامعه و پای به قهقهرا گذاردن خواهد بود. براي شناخت فرهنگ سياسي يك ملت بايد انسان شناسي (آنتروپولوژي)، روانشناسي و تاريخ آن ملت را دقيقا مطالعه، تحلیل و بررسي كرد و ديد كه چگونه و با اتخاذ چه تدابير مي شود در مدت كوتاه تري فرهنگ سياسي مردم آن جامعه را تغييرداد و اصطلاحا به «روز» کرد. برای اجرای هر تغییر، نخست بايد ديد كه آيا آن جامعه آماده قبول یک ايدئولوژي تازه و یا تغییر مورد نظر است؟. به عبارت ديگر براي اين كار به حد كافي «رسيده» است و گرنه، ميزان خام بودن آن چقدر است.". در قرن 20 سياستهاي خارجي قدرتهای وقت بدون توجه به اين اصول دست به تغيير ساختار حكومتي و نظام سياسي ــ اقتصادي بعضي كشورها زدند كه اين جوامع هنوز از مشكلات ناشي از آن و ناآرامي ها و بي نظمي ها خارج نشده اند. فرهنگ سياسي يك جامعه به همان استحكام آداب و رسوم و مدنيت (فرهنگ ملي) آن جامعه است و تغيير آن به زمان، آموزش و تدبير فراوان نيازمند است. در دنياي تاريخنگاري تاريخنگاري که دست "روزولت" را رو کرده است John Toland «جان تالندJohn Toland» «جان تالند» نمايشنامه نگاري كه از اواسط عمر تاريخ نگار شد و تاليفات ازرشمندي برجاي گذارده است 11 ژانويه 2004 در 91 سالگي درگذشت. مهمترين تاليفات او در زمينه تاريخ عبارتند از: خورشيد بالا مي آيد (تاريخ معاصر ژاپن)، آدولف هيتلر، پرل هاربر زوال امپراتوري ژاپن. تالند در كتابهايش به جاي صرفا رونويسي از اسناد و اخبار، عمدتا از مصاحبه با افراد استفاده كرده (همین کاری را که خبرگزاری فارس شروع کرده است) و كتاب «خورشيد بالا مي آيد» حاوي صدها مصاحبه با مقامات، ژنرالها، روزنامه نگاران، معلمان و حتي بانوان خانه دار ژاپني است. تالند متولد شهر لاكراس ايالت ويسكانسين آمريكا در كتاب «پرل هاربر = پرل هاريور» ادعا كرده است كه روزولت از قبل، از تصميم ژاپني ها در حمله به پرل هاربور آگاه بود و چون درصدد بود كه آمريكا را از رکود اقتصادي و انزوا خارج و ابرقدرت سازد، بهترين فرصت را براي اين كار حمله غافلگيرانه ژاپني ها به پرل هابور مي دانست و لذا تا انجام حمله چيزي نگفت و اقدامي نكرد و پس از آن بود كه بدون مخالفت داخلي، آمريكا را وارد جنگ جهاني دوم كرد و چون دور از صحنه هاي نبرد بود آسيب نديد و از ميان ويرانه هاي جنگ به صورت يك ابرقدرت سر برافراشت. همه تلاش روساي جمهور بعدي آمريکا که هدف روزولت را دنبال مي کردند اين بود که "دلار آمريکا" پول جهاني شود و از اين طريق نبض اقتصاد جهان را به دست داشته باشد. جهانی شدن دلار آمریکا که در دهه یکم قرن 21 دارد تهدید می شود با اجرای طرح مارشال از 1946 و نوسازی کشورهای جنگزده اروپایی با کمک مالی آمریکا آغاز شد. در قلمرو رسانهها معيار و ضابطه تعيين اهميت روزنامه و مجله 12 ژانويه سال 1971 (پیش از عصر اینترنت؛ وبسایت ها و آنلاین ها) برگزيدگان ناشران و سردبيران روزنامه ها و مجله هاي كشورهاي صنعتي (اصطلاحا پيشرفته) و نمايندگان مديران آژانسهاي آگهي هاي تجاري در پايان نشست سه روزه خود اعلام كردند كه به اين نتيجه رسيده اند كه اهميت يك روزنامه و مجله را نبايد بر پايه میزان فروش (تيراژ) قرار داد، بلكه اين اهميت از اين پس بر اين اساس تعيين خواهد شد كه چه كساني اين دو نوع رسانه را مي خرند و مي خوانند و روزنامه و مجله اي مهمتر بشمار خواهد رفت كه شمار خوانندگانش در ميان سياستمداران، دولتمردان، روشنفكران و طبقه متوسط جامعه بيشتر باشد. بنابراين داشتن تيراژ چند ميليوني از راه انتشار مطالب و تصاوير جنجال برانگيز عامه پسند (اخبار جنائي، خانوادگي و ...) و يا چاپ آگهي هاي دو سه سطري كلاسه شده (نيازمندي ها) عامل به دست آوردن اهميت نبايد به حساب آورده شود. طبقه ثروتمند روزنامه را مي خرد و پس از نگاهي كوتاه به آن كنار مي گذارد و توجهي هم به آگهي هايش ندارد و طبقه كم درآمد جامعه روزنامه را براي اعلانات كلاسه شده (نيازمنديها)، کوپن تخفيف فروشگاهها و خبرهاي جنايي و گهگاه ورزشي و هنري و يا به «دليل جنجال روز» مي خرد و به اعلانات تجاري و خبرهاي ديگر توجه نمي كند، زيرا كه در آنها براي خود نفعي نمي بيند. روزي که دولت سعودي هم تلويزيون "تماما خبر" راه اندازي کرد دولت سعودي هم وارد ميدان رقابت تلويزيونهاي خبري شد و از بعد از ظهر يكشنبه 11 ژانويه 2004 شبكه «تماما خبر» خود را كه گفته شده بود تنها خبر و نظر پخش مي كند و كانال 4 نام گرفته است به راه انداخت كه 95 خبرنويس در داخل و 45 خبرنگار در خارج از كشور دارد. عبدالسلام فارسي وزير فرهنگ و اطلاع رساني دولت سعودي در اين باره گفته بود كه كانال تازه نهايت دقت را بكار خواهد برد كه اخبار درست و دقيق را سريعا پخش كند كه نياز به ديدن كانالهاي خارجي نباشد. كشور سعودي سه كانال 24 ساعته عمومي ديگر از جمله يك كانال به زبان انگليسي دارد. نخستين شبكه «تمام خبر» به نام سي ان ان به صورت كابلي بسال 1980 در اتلانتاي امريكا داير شد كه به دليل ارزان بودن كار، اينك هر كشوري داراي يك يا چند كانال از اين دست شده است. تهيه خبر و پخش آن با اين همه خبرگزاري، بويژه اگر کابلي و يا ماهواره اي باشد نياز به سرمايه سنگين و نيروي انساني فراوان ندارد اما اگر بخواهد روش مستقل داشته و مصرف كننده اخبار غرض آلود نباشد دست كم نياز به چهار سردبير مجرب و بسيار ماهر، دهها خبرنگار و تصويربردار، شماري دبير خبر،تفسيرگو، تحليلگر و مصاحبه گر خواهد داشت. ساير ملل دریاسار آلبوکرکی جزیره یمنی سکوترا را بهترین نقطه برای استقرار و راه بندی تشخیص داد آلبوکرکي دریاسالار پرتغالی آلفونس دا آلبوکرکی (آلبوکرک) در ژانویه 1507 جزیره سکوترا (سقطرا) واقع در اقیانوس هند و متعلق به یمنی ها را بهترین منطقه استراتزیک برای راه بندی و جلوگیری از رخنه سایر قدرتهای اروپایی به آبهای آسیا و ایجاد مستعمره تشخیص داد و دستور ساختن یک پایگاه نظامی را در آنجا صادرکرد و بعدا از همین پایگاه بود که با هفت کشتی توپدار و 500 تفنگدار دریایی وارد خلیج فارس شد و جزایر ایرانی هرمز، قشم و ... را تصرف کرد. ایرانیان در آن زمان سلاح آتشین نداشتند زیرا که پادشاه وقت ـ شاه اسماعیل صفوی ـ بکاربردن توپ و تفنگ را خلاف مروت و مردانگی می پنداشت. سکوتره که بعدا توسط انگلستان تصرف و پایگاه نظامی این کشور قرار گرفت وسعت کافی و بیش از سی هزار جمعیت دارد. روسها از دهه 1960 متوجه اهمیت استراتژیک سکوترا شدند ولی فروپاشی شوروی مانع انجام برنامه های آنان شد. یمن جنوبی که به صورت فدراسیون قبایل اداره می شد از زمان کسب استقلال متحد روسیه بود. اینک آمریکا چشم به سکوترا بسته و بزرگ کردن قضیه هواداران القاعده در یمن (به دنبال دستگیر کردن عمر فاروق عبدالمطلب ـ جوان نیجریه ای) احتمالا به همین منظور است. یمن 24 میلیونی تا 22 ماه مه 1990 به صورت دو کشور بود که در این تاریخ و در پی یک خصومت طولانی و چند نبرد خونین با هم یکی شدند. یمن شمالی که اکثریت جمعیت آن شیعه بودند تا یکم نوامبر 1918 (ده روز مانده به پایان جنگ جهانی اول) تحت الحمایه عثمانی بود و تا سال 1962 توسط امام شیعیان زیدیه اداره می شد و یمن جنوبی که از سال 1839 تحت الحمایه انگلستان بود و اکثریت نفوس آن سنی شافعی هستند سی ام نوامبر 1967 استقلال یافت و دارای یک حکومت کمونیستی و از دوستان دولت مسکو شد. پس از تامین وحدت بوده است که درصد کل سنی های یمن 53 و شیعیان 47 درصد برآورد شده است. یمن 530 هزار کیلومتری که هنوز با دولت سعودی اختلاف ارضی دارد با داشتن دویست جزیره از جمله سکوترا و ناظر بر باب المندب بودن یک منطقه استراتژیک جهان است. القربی وزیر امور خارجه جمهوری یمن اعلام کرده است که این دولت با ورود واحدهای رزمی خارجی ازجمله نظامیان آمریکا به یمن بنام مبارزه با القاعده مخالف است و چنین اجازه ای را نخواهد داد. دولت یمن نمی خواهد که به صورت افغانستان درآید ولی با آموزش نظامیان و پلیس یمن توسط مستشاران غرب مخالفت ندارد!. انقلاب زنگبار انقلاب زنگبار از بامداد 12 ژانویه 1964 آغاز شد و انقلابیون با کشتن هزاران عرب تبار و هندی به خارجی تبارها بر این مجمع الجزایر پایان دادند. در این انقلاب حتی به یک ایرانی تبار که در زنگبار «شیرازی» خوانده می شوند آسیب وارد نیامد و حزب سیاسی آنان به فعالیت خود ادامه داده است. دولت انگلستان که از قرن نوزدهم بر زنگبار مسلط شده بود در دسامبر 1963 به این جزایر یک میلیون نفری که تا ساحل آفریقای شرقی 25 تا 50 کیلومتر فاصله دارد استقلال داده بود و یک عرب تباررا سلطان آنجا کرده بود که ماه بعد (ژانویه) انقلاب آغاز شد. قبل از انگلیسی ها پرتغالی ها بر این جزایر سلطه داشتند که در پایان سلطه آنان، برای مدتی زنگبار دارای حاکم عمّانی (عرب عمّانی تبار) شده بود. در آن زمان عمّانی ها در زنگبار عمدتا تجارت برده می کردند. زنگبار Zanzibar صدها سال از مراکز تجاری ایران با قاره آفریقا بود و استقرار هزاران ایرانی در آنجا مربوط به همان دوران است. ایرانیان در زنگبار یک شهری سنگی ساخته اند که از آثار باستانی است. زنگبار پس از انقلاب، ضمن حفظ استقلال و حاکمیت خود با تانگانیکا متحد شد و فدراسیون تانزانیا را بوجود آورده اند. صادرات عمده زنگبار از قدیم الایام «ادویه» بویژه دارچین، جوز، فلفل و «کلو Clove» بوده است. از خواست ليندن جانسون تا نتيجه كار ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا 12 ژانويه سال 1966 اعلام كرد كه نيروهاي اين كشور تا پايان كار كمونيستها در ويتنام باقي خواهند ماند . «تاريخ» نشان داد كه چنين نشد ؛ آنان رفتند و كمونيستها ماندند. جانسون با اين سياست، شمار نطاميان آمريكايي در ويتنام را به بيش از نيم ميليون رسانيد كه 58 هزار تن از آنان كشته شدند. روزي که توليد نفت روزانه روسيه به 8 ميليون و 400 هزار بشکه رسيد 12 ژانويه 2004 اعلام شد که روسيه توليد نفت خود را 11 درصد افزايش داده و به 8 ميليون و 400 هزار بشكه در روز رسانيده بود. برخي از جامعه شناسان روس در واکنش به انتشار اين خبر رسمي اين نگراني را ابراز کرده بودند كه ممکن است اين درآمد مفت، روسها را تنبل كند و درصدد توليد كالاهاي ديگر براي صدور بر نيايند. اين جامعه شناسان اندرز داده بودند که سعي شود اين درآمد ذخيره و يا صرف توسعه شود تا تامين هزينه هاي جاري. طبق يک اعلاميه ديگر، روسيه توليد گاز طبيعي خود را هم از آغاز ژانويه 2004 به ميزان 3 و 4 در هم در صد افزايش داده و به 616 ميليون و 540 هزار متر مكعب رسانيده بود. روسيه و تركيه: گسترش همكاري هاي نفتي و نظامي و افزايش مبادلات اقتصادي و تسهيل رفت و آمد اتباع اظهارات سران دولتهاي روسيه و تركيه در كاخ كرملين در ديدار 11 ژانويه 2005 حكايت از باز شدن فصل تازه اي در مناسبات دو كشور داشت كه با دقت تحت بررسي دولتهاي غربي كه تركيه را از آن خود مي دانند قرار گرفته بود. ولاديمير پوتين مرد قدرتمند روسيه كه در اجراي سياست حمله ديپلماتيک متقابل، متوجه بسط نفوذ در حوزه هاي جناح غرب شده است در اين ديدار خواستار افزايش مبادلات بازرگاني دو كشور در سال جاري 2005 به 15 ميليارد و تا پايان سال 2007 به 25 ميليارد دلار شده بود و همچنين افزايش همكاري هاي نفتي دو كشور. وي با تاکيد پيشنهاد آغاز همكاري هاي نظامي دو جانبه را مطرح ساخته بود و طيب رجب اردوغان Tayyip Recep Erdoganنخست وزير تركيه از اين پيشنهاد ها استقبال كرده بود و به نوبه خود خواهان تسهيلات رفت و آمد ميان دو كشور شده بود. پوتين گفته بود كه روسيه خواهان افزايش صدور نفت و گاز طبيعي به تركيه و از راه تركيه به كشور ثالث است. اردوغان دهم ژانويه براي يك ديدار سه روزه با يك هيات ششصد نفره وارد روسيه شده بود. پوتين پيش از ديدار با اردوغان، در پيامي خطاب به مردم روسيه وعده تقويت نظامي و اقتصادي اين كشور را داده بود. پوتين در کرملين از اردوغان استقبال مي کند بازرگاني خارجي چين در پايان سال 2004 طبق اعلاميه دولت چين درباره بازرگاني خارجي اين كشور در سال ميلادي 2004، چين ظرف آن سال معادل 593 ميليارد و 360 ميليون دلار صادرات و 561 ميليارد و 380 ميلون دلار واردات داشته كه به اين ترتيب مازاد صادرات آن نزديك به 32 ميليارد دلار بوده است. بر پايه اين ارقام، حجم كل تجارت چين با آمريكا در 2004 معادل124 ميليارد دلار بود. مفسران اقتصادي آمريكا نظر داده بودند كه در سه سال منتهي به اول ژانويه 2005 بر اثر كثرت واردات از چين، در آمريكا يك ميليون و ششصد و پنجاه هزار شغل توليدي از دست رفته بود. انتخاب محمود عباس به جانشيني عرفات و تبريك بوش و شارون به او محمود عباس محمود عباس(ابو مازن) در انتخابات نهم ژانويه 2005 تعيين جانشين براي ياسر عرفات (ابو عمار) كه در نوامبر2004 در گذشت با كسب 62 و 3 دهم درصد آراء ريخته شده به صندوقها برنده اعلام شد. برخي جناحهاي فلسطيني اين انتخابات را كه در غرب رود اردن و نوار غزه انجام شده بود تحريم كرده بودند و مفهوم اين تحريم اين بوده است كه ممكن است تلاشهاي آتي او براي سازش با اسرائيل را نپذيرند و مبارزه مسلحانه ادامه يابد. جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا بر اين انتخابات نظارت داشت. عرفات در آخرين لحظه اقامت درفلسطين در پي اعلام پيروزي محمود عباس، جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا تلفني به او تبريك گفت و وي را براي مذاكره به واشنگتن دعوت كرد. آريل شارون نخست وزير وقت اسرائيل نيز در يك مكالمه تلفني ده دقيقه با عباس، انتخاب او را به رياست دولت خودگردان فلسطيني ها تبريك گفت و پيشنهاد همكاري به او داد. تلفنهاي تبريك در حالي صورت مي گرفت كه شليك گلوله و پرتاب موشك ادامه داشت. شارون از سال 2001 با عرفات تماس حضوري و تلفني نگرفته بود. عرفات پس از مدتها عملا بازداشت خانگي، به نوعي بيماري كه چگونگي آن هنوز افشاء نشده است مبتلا شد و پس از انتقال به يك بيمارستان نظامي در فرانسه 11 نوامبر 2004 در اينجا درگذشت. وي 29 اکتبر 2004 از رام الله واقع در غرب رود اردن به کشور اردن و از آنجا به پاريس منتقل شده بود. مطبوعات آمريكا در خبرهاي خود محمود عباس را يك «ميانه رو» مي نامند، به همان گونه كه بر حسب منافع خود، محمد خاتمي را هم رئيس جمهور اصلاح طلب ايران مي خواندند. 29 اکتبر 2004 عرفات را به اين صورت با هليکوپتر به اردن و ازآنجا براي معالجه به پاريس منتقل کردند که 11 نوامبر درگذشت برخي ديگر از رويدادهاي 12 ژانويه 1879: نيروهاي استعمار گر انگليسي در افريقاي جنوبي حمله به سرزمين زولوها را آغاز كردند تا آن را هم تصاحب كنند. 1950: پارلمان همه شوروي بار ديگر مجازات اعدام براي خائنان به وطن، جاسوسان و خرابكاران ضد سوسياليسم را برقرار كرد. 1970: با فرار سرهنگ اوجوك وو و شكست نيروهاي تجزيه طلب نيجريه، ماجراي بيافرا كه باعث مرگ يك ميليون تن شد پايان يافت. كشف نفت و تحريك شركتهاي نفتي اين مسئله را به وجود آورده بود. 1974: ليبي و تونس باهم جمهوري اسلامي عرب را در شمال آفريقا به وجود آوردند.
  14. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 22 دی ماه )

    امروز، "وان در هلست "یكی از نامدارترین و محبوبترین هنرمندان نقاش هلندی در قرن هفدهم میلادی در" هارلم "قدم به عرصه وجود گذاشت .نام كوچك او" بارتولوی "بود و هنر تخصصی او" پرترهسازی "بود .در آثار او قدرت قلم و هنر رنگآمیزی به وضوح به چشم میخورد .از بهترین آثار او تابلویی است كه از خودش كشیده است .وی روز 28 آوریل 1670 میلادی مرد . امروز، "امیلی دینكنسن "بزرگترین شاعره قرون هیجدهم و نوزدهم میلادی آمریكا در بندر معروف" بوستون "متولد شد .وی به تشویق پدرش كه مردی ادبدوست بود به ادبیات آشنا شد و به سبب استعدادی كه داشت به سرعت مشهور شد .اعشار او همه دارای روح فلسفی و عرفانی است و خود او در زمان حیاتش حاضر به چاپ آنها نشد .وی در 12 فوریه 1830 میلادی مرد . امروز، جنگ خونین" دانیتو "در جریان جنگهای 5 ساله مردم اسپانیا با ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در محلی به همین نام اتفاق افتاد .در این جنگ كه به خاطر اعتراض میهنپرستان آن كشور علیه اقدامات ناپلئون در اسپانیا از روز 7 مه 1808 آغاز شده بود ،میهنپرستان با چنگ و دندان علیه فرانسویان میجنگیدند و سرانجام نیز با وجود برتری و تفوق فرانسویها ،پیروز شدند . امروز، "دون پدروی دوم یا پیر دوم "آخرین پادشاه كشور برزیل در" ریودوژانیرو "متولد شد .در 6 سالگی ،بعد از استعفای پدرش دون پدروی اول كه روز 2 آوریل 1831 میلادی اتفاق افتاد به سلطنت رسید و مدت 57 سال با كمال قدرت سلطنت كرد .با اعلام رژیم جمهوری در برزیل در 5 نوامبر 1889 میلادی سلطنت او تمام شد . امروز، "هانری بردو "نویسنده و داستاننویس معروف فرانسوی در شهر" توتون "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی پس از طی دانشكده ادبیات به كار نویسندگی پرداخت و اولین اثر او" سایهای از گمشده "نام داشت .وی پیرو سبك رئالیسم بود و نمونه مشخص آثار او" ترس از حیات "بود .هانری بردو بعدها به عضویت آكادمی فرانسه منصوب شد و روز 28 اكتبر 1961 وفات یافت . امروز، "رابرت لی ،"یكی از معروفترین سیاستمداران و افراد هیاصت حاكمه رژیم نازی در قرن بیستم در" دوسلدورف "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی بعد از مشاغلی چند ،عضویت حزب نازی را پذیرفت و در شمار همكاران هیتلر درآمد و به مقام رهبری اتحادیههای كارگری آلمان رسید او ،در جریان برگزاری دادگاه معروف" نورنبرگ "خودكشی كرد . امروز، حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی برای جدا كردن پروس شرقی از آلمان نازی آغاز شد .در این حمله بزرگ و تاریخی ،فرماندهی ارتش سرخ روسیه شوروی با مارشال معروف آن كشور" روكوسووسكی "بود .وی كه در جنگ با تانگ و استفاده از این وسیله جنگی مهارت فراوان داشت بعد از 4 روز جنگ آلمانیها را به سختی در هم شكست و 500 هزار سرباز آلمانی را اسیر كرد . امروز، "تیسفون "یكی از مهمترین شهرهای ایران در دوران سلطنت سلسله ساسانیان ،به تصرف" كاروس "امپراتور روم درآمد .در آن زمان بر ایران" بهرام دوم "پنجمین شاهنشاه ساسانی سلطنت داشت و چون سرگرم جنگ با طوایف" سكا "در شرق بود" ،كاروس "امپراتور روم به ایران تاخت و بینالنهرین و تیسفون را گرفت كمی بعد به سبب مرگ" كاروس "بر اثر ساعقه رومیان به كشور خود بازگشتند و تیسفون آزاد شد .ایوان مدائن) یا طاق كسری (كه بارگاه سلطنتی سلاطین ساسانی بود ،در این نقطه قرار داشت و بعدها به دوران حكومت عباسیان توسط منصور عباسی ویران شد
  15. tehsky

    تقویم ایران و جهان ( 22 دی ماه )

    ۲۲ دی - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۹۸ روز گذشته و به پایان آن ۶۷ روز (در سال عادی) یا ۶۸ روز (در سال کبیسه) مانده است. جنگ ۱۳۶۴ - انجام چهارمین عملیات هوایی عراق برای نابودی نیروگاه اتمی بوشهر. سیاسی ۱۳۵۷ ‐ تشکیل شورای انقلاب اسلامی ایران در ایران به دستور آیتالله خمینی. ۱۳۸۸ ‐بازداشت محمدتقی خلجی روحانی معترض ایرانی در قم. زادروزها ۱۳۶۱- تولد نگار جواهریان بازیگر سینمای ایران. ۱۳۶۲- تولد ترانه علیدوستی بازیگر سینمای ایران. مرگها ۴۲۸- درگذشت ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم و پنجم.
×
  • اضافه کردن...