رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ازدواج'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. ۱) ایجاد کانون آسایش و آرامش برای زن و مرد: یکی از مهمترین و شاید اولین انگیزه ازدواج براساس این مکتب، ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند. زیرا زنان آرامش دهنده روانی مردانند و زن و مرد به دوستی با هم نیازمندند. در قرآن کریم آیه ۲۱، سوره روم خداوند می فرماید: از نشانه های او (خدا) این است که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرام گیرید و میان شما دوستی و صمیمیت به وجود آورد. به راستی برای مردمی که بیندیشند در این کارنشانه هایی است... "۲) حفظ عفت و پاکدامنی: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: آن کس که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است و بر اوست که نصف دیگر را از خطر دور بدارد ." ۳) دوستی، محبت و عشق: از محبت نار نوری می شود وز محبت دیو حوری می شود روان شناسان یکی از نیازهای اساسی و مهم آدمی را نیاز به محبت ذکر کرده اند. آدمی در هر سن و مرحله‎ای از حیات خویش به محبت احتیاج دارد و علاقه‎مند است که دیگران او را دوست بدارند و به او مهر بورزند. یکی از راه های مهم و مؤثر ابراز مهر و محبت و برقراری دوستی بین زن ومرد، ازدواج است. آثار محبت و تبدیل آن به عشق و علاقه وافر و همبستگی عمیق روانی و عاطفی، پیوند زن و مرد را تحکیم بخشیده، فضای خانواده را به فضایی صمیمی، گرم، پرطراوت، شاداب و بالنده مبدل می‎کند. محبت کردن و محبت دیدن، رضایت خاطر پدید می‎آورد و تعادل روانی زن و مرد را ممکن می‎سازد. محبت صفا دهنده وجود است و شفابخش دردها. ۴) برقراری تعادل در وجود آدمی، تأمین سلامت جسم و روان، رهایی از تنهایی یکی از انگیزه‎های مهم ازدواج تأمین سلامت جسم و روان زن و مرد از طریق ارضای احتیاجات جسمانی و روانی است . نیاز به امنیت خاطر، نیاز به معاشرت، نیاز به درددل، نیاز به تغذیه و ... که اگر به درستی و به موقع ارضاء نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، نابسامانی‎ها و زیان‎های فراوانی را در زندگی فردی و اجتماعی پدید می‎آورند. لذا ازدواج از عوامل مهم و مؤثر در ایجاد آرامش و سکون آدمی و سبب اساسی تعادل وجود است. ازدواج به زندگی زن و مرد جهت می بخشد و مرد و زنِ نگران، مضطرب و سرکش را آرام ساخته، موجبات حفظ سلامت تن و روان آنان را فراهم می کند. خودداری از ازدواج و در نتیجه عدم ارضای پاره ای از نیازهای آدمی ممکن است زمینه اختلالات عاطفی و بیماری های جسمانی و روانی را مساعد سازد و خروج از اعتدالِ وجود را ممکن نماید. ۵) کمک به رشد و تکامل یکدیگر یکی دیگر از انگیزه‎های ازدواج کمک به رشد و تکامل زن و مرد است. زیرا محیط گرم و صمیمی و فضای پر مودت و محبت خانواده فرصتی برای تبادل اندیشه ها، رشد اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده است. در سازمان خانواده، افراد تحت تأثیر دانش‎ها، بینش‎ها و دیدگاه‎ها و مهارت‎های یکدیگر هستند. در این فضا پاره‎ای از استعدادهای زن و مرد و دیگر اعضای خانواده شکوفا می‎گردد، احساس و قبول مسئولیت و رشد اجتماعی ممکن می شود و تعامل حاکم بر این فضا به رشد شخصیت افراد کمک می‎کند. ۶) داشتن فرزند و یا فرزندانی سالم و شایسته: میل به داشتن فرزند و تداوم نسل، از انگیزه ها و اهداف مهمی است که همواره در دوره های مختلف تاریخی موجب ازدواج و تشکیل خانواده شده است. در قرآن کریم آمده است که: " پدید آورنده آسمانها و زمین، برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید و از چارپایان جفتها، تا بر شمار شما بیفزاید. هیچ چیز مانند او نیست و اوست شنوایی بینا. " ● وظایف و کارکردهای اساسی خانواده با توجه به این‎که خانواده یکی از تأسیسات اجتماعی است که در دوره های مختلف تاریخی و در جوامع گوناگون وجود داشته و هم اکنون نیز به صورت هسته‎ای گسترش یافته، دارای کارکردهای مختلفی است. در جامعه های گوناگون، این کارکردها و وظایف به دلایل فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی یکسان نیست. اهم این کارکردها عبارت است از: ۱) همکاری در امور تولیدی و اقتصادی خانواده ۲) همفکری و همکاری در امور مربوط به تغذیه و بهداشت و دیگر کارهای خانه ۳) تکمیل و تکامل زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده و کمک به رشد اخلاقی، اجتماعی و عقلانی یکدیگر ۴) تولید مثل و داشتن فرزند ۵) ارضای تمایلات عاطفی ۶) تأمین امنیت روحی اعضای خانواده ۷) پرورش و آموزش کودکان و نوجوانان
  2. ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود . انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم... ۱) ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده: ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند . مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت . ۲) ازدواج به منظور فرار از تنهایی: انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست. ۳) ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی: گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ، برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند . ۴) ازوداج به خاطر ارضای نیاز جنسی: ازدواج در جامعه ، شیوه پسندیده ای در جهت ارضای نیازهای جنسی است . با این حال ارضای این نیاز در جامعه ، منوط به ازدواج نمی باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج برای جوانان به دلیل مشکلات عدیده، بسیار دشوار شده است ، همچنین عدم وجود شرایط خاص برای حل نیازهای غریزی افراد از طریق شرعی و قانونی ، تبعات خاص یا زمینه پژمردگی احساسات غریزی را به وجود آورده و یا این نیاز را به سمت و سویی غیر از جهت اصلی آ ن منحرف ساخته است . این بن بست مضاعف ، موجب می شود که تعدادی از جوانها به دلیل فشار غرایز جنسی ، تن به مسئله ازدواج بدهند و این وضع در کوتاه مدت به دلیل مهیا نبودن سایر عوامل به جدایی زوجین منتهی می گردد . ۵) ازدواج به منظور داشتن فرزند: دربعضی اوقات ، ازدواج به عنوان راهی برای والد شدن محسوب می شود . برخی به خاطر نیاز غریزی به داشتن فرزند و ارضای این نیاز به ازدواج گرایش پیدا می کنند . چنین انگیزه ای بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در تشکیل زندگی مشترک تبعات منفی را به دنبال دارد . ۶) پذیرش انتظارات اجتماعی: امروزه در رسانه های گروهی جامعه ما ، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تلاش برای ورود جوانها به زندگی مشترک دیده می شود، چنین روندی بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهی به گرایش جوانها به ازدواج و در نهایت به دلیل فراهم نبودن شرایط لازم جهت ادامه زندگی مشترک ، به جدایی زوجین منتهی می شود . ۷) رفع مشکل بیکاری: درجامعه ما بنا به دلایل متعدد، از جمله شرایط استخدام در برخی از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضی است . لذا گاهی این شرایط موجب شکل گیری ازدواج در بین جوانها می شود که در بعضی اوقات به دلیل تداوم بیکاری و عدم کسب شرایط مناسب ، موجب جدایی زوجین می گردد . ۸) ازدواج به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر: گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک ،عشق به فرد مقابل و نیاز روان شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست ؛ بلکه وی وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر می شود . مثلاً خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند ، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه زندگی مشترک در خارج با وی ازدواج کند ولی بعد از ورد به کشور خارجی ، در مدت کوتاهی از شریک زندگی اش جدا می شود . ۹) ازدواج به خاطر بالارفتن سن: امروزه ، بنا به دلایل متعدد، سن ازدواج در بین جوانها بالا رفته و این مشکل خصوصاً برای دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگی استرس های متعددی را به دنبال داشته است . لذا گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن والدین، کاهش شور زندگی و .... صورت می گیرد . در چنین فضایی امکان سازگاری با مشکلات زندگی ، ضعیف بوده و در نهایت ضریب ریسک این ازدواجها بالا می باشد . ۱۰) ازدواج به خاطر نجات یک انسان: گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلایل دیگراست. مثلاً دختری که وابستگی شدید به پسری دارد ، مسئولیت زندگی وی از جمله کار، مسکن و مسائل مالی را می پذیرد . چنین انگیزه هایی بعد از مدتی کوتاه رو به خاموشی می رود و در نهایت زندگی مشترک را با بحران مواجه می سازد . ۱۱) ازدواج به خاطر رفع بحران: گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد . ۱۲) ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی : گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد . ۱۳) ازدواج به خاطر عشق: گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت . ۱۴) ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی: گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت . ۱۵) ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم : افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد. ۱۶) ازدواج به مفهوم پذیرش جبر: تعدادی از جوانان، خصوصاً آنهایی که نگرشهای سنتی دارند گاهی ازدواج با فرد مقابل برایشان موضوعی از پیش تعیین شده محسوب می شود . در جامعه ما ، گاه این فرآیند با عنوان«قسمت» شناخته می شود، لذا این تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصی است که انگار مقدر شده است با او زندگی کند . چنین طرز تفکری جزء آسیبهای پیش از ازدواج محسوب می شود . ۱۷) دوران کوتاه نامزدی: دوران نامزدی حداقل ، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می آورد . تعدادی از افراد در این دوران متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل می شوند یا در این دوران متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می شوند ، اما به رغم وقوف به این مسائل ، بنا به دلایل فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی آبرویی و از دست دادن حیثیت خود قلمداد می کنند تن به ازدواج می دهند چنین تجاربی در زندگی مشترک، بسیار بحران زا بوده و احتمال جدایی زوجین قابل پیش بینی است . ۱۸) در کل احتمال آسیب زا بودن ازدواج افراد با شرایط زیر قابل پیش بینی است : ▪ ازدواج دو فرد با فرهنگهای کاملاً متفاوت. ▪ ازدواج در سنین پایین زیر ۲۰ سال ▪ تفاوت سنی زیاد بین زوجین مثلاً ۱۵تا۲۰سال ▪ بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد) ▪ ازدواج یک مرد با زنی بیوه یا مطلقه ▪ ازدواج دختر با مردی که از ازدواج پیشین خود فرزندی دارد . ▪ ازدواج دو فرد مطلقه که دارای فرزندان بزرگسال می باشند . ▪ ازدواج افرادی که فاصله طبقاتی بسیار زیادی با هم دارند . ▪ ازدواج دختری برخوردار از تحصیلات دانشگاهی با پسری که از لحاظ تحصیلی پایین است . ▪ ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر ▪ ازدواج با شخصی که قبلاً ازدواج های متعددی داشته است . ▪ ازدواج با فردی که خانواده اش شدیداً مخالف این وصلت هستند . ▪ ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافی از موقعیت فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص مقابل . ▪ ازدواج با فردی که ثبات شغلی نداشته و به دلیل مسائل شخصیتی خاص ، قادر به سازگاری در محیط کار نیست . ▪ ازدواج با دختر یا پسری که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادی، شغلی و فکری لازم برخوردار نمی باشد . ۱۹) ازدواج به خاطر جذابیت ظاهری: اهمیت جذابیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در دوستی ها و مناسبات اجتماعی، غیر قابل انکار است . به نظر می رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند ، رفتارهای پسندیده تر و ویژگیهای شخصیتی زیبایی هم داشته باشند . به خاطر چنین تصوری ، تعداد زیادی از دختران و پسران مجذوب جذابیت جسمانی هم می شوند . زمانی که اهمیت این عامل درمعیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می شود ، ضریب خطر پذیری چنین ازدواجهایی نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت . در پایان باید به نکته اشاره کنیم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثیر گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .
  3. موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود، بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم، سعادتمند و کامل از مزایای آن بهرمند خواهند شد. در این جا نتیجه تحقیقاتی را که در مورد داشتن یک ازدواج سالم به عمل آمده را از نظرتان می گذرانیم. همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مردها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیق چیزی جز سخنان خداوند نیست. تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتری نسبت به سایرین دارند که از جمله آنها می توان به; «احتمال ورود آنها به دانشگاه بالاتر است»، «از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند»، «از نظر جسمی سالم تر هستند»، «از نظر عاطفی سالم تر هستند»، «احتمال خودکشی در آنها کمتر است»، «ناآرامی ها و ناهنجاری های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند»، «احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو»استفاده های جنسی شوند... «کمتر به سراغ الکل و موادمخدر می روند»، «کمتر مرتکب جنایت می شوند»، «ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند»، «وقتی ازدواج کردند احتمال طلاق کمتر است» و «در فقر بزرگ نمی شوند.» در همین راستا; تحقیقات نشان می دهد خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج های ناموفق روزگار سپری می کنند: «از ارتباط خود راضی تر هستند»، «از نظر احساسی و جسمانی سالم تر هستند»، «از نظر مالی غنی تر هستند»، «کمتر قربانی خشونت، سو» استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند»، «تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند»، «از الکل و موادمخدر استفاده نمی کنند»، «کمتر دچار بیمارهای آمیزشی می شوند»، «زیر خط فقر به سر نمی برند» و «با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند.» همچنین «ازدواج سالم و موفق» برای آقایان هم سبب; «عمر طولانی تر»، «سلامت جسمانی»، «تامین مالی»، «اشتغال بلندمدت»، «دستمزد بالاتر»، «ریسک کمتر در روی آوردن به موادمخدر و مشروبات الکلی»، «داشتن ارتباط بهتر با فرزندان»، «داشتن ارتباط جنسی رضایت بخش تر»، «احتمال کمتر به ارتکاب جرم و جنایت» و «احتمال کمتر خودکشی» را به همراه دارد. خلاصه اینکه اجتماع نیز از مزایای ازدواج سالم بهره می برد. مزایای ازدواج سالم برای اجتماع عبارت است از: «داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی»، «دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی»، « بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده»، «کاهش خشونت های خانوادگی»، «کاهش آمار جرم و جنایت»، «کاهش میزان ارتکاب به جرم در جوانان و نوجوانان»، «بالا رفتن میزان مالکیت ملکی»، «کاهش میزان مهاجرت»، «افزایش ارزش دارایی های افراد» و «کاهش نیاز به خدمات مشاوره خانوادگی.» ● زمین در حال رشد است: این که زمین در قطب هایش به آرامی هموار می گردد یک مساله شناخته شده است، ولی یک مطالعه در آمریکا نشان می دهد که کروی بودن زمین حتی از سال۱۹۹۸ کمتر است. دانشمندان با تجزیه و تحلیل های داده های لیزری ماهواره ای اخیر، از اینکه یک جابجایی عظیم در انتقال جرم از قطبین به سمت استوا مشاهده کردند، شگفت زده شدند. پژوهشگران فکر می کنند که تکانی که در میدان مغناطیسی زمین یا اثرقوی «ال نینو» در سال ۱۹۹۸ رخ داد، باعث این جهش در پهن شدگی قطبین شده است. چرخش زمین و جریان همرفتی در گذشته آن، سیاره ما را حدود ۰/۳درصد حول استوا پهن تر از نصف النهارش نموده است. تغییرات در این توزیع جرم که می تواند به صورت میدان گرانی محلی نشان داده شود، به وسیله استفاده از برد و محدوده لیزری ماهواره ای برای چند دهه دنبال شده است. در این روش، علائم لیزری به وسیله یک ماهواره به زمین بازتابنده می شوند.زمانی که صرف این کار می گردد و برای محاسبه مکان ماهواره ای که به میدان محلی زمین وابسته است بکار برده می شود. «ژئوفیزیکدانان» از اندازه گیری های انجام شده می دانند که زمین درحال بیشتر کروی شدن بوده، نتیجه ای که تصور شده بود که برخاسته از واکنش دوره پس از عصر یخبندان باشد. این امر در پایان یک دوره یخبندان بوقوع می پیوندد، هنگامیکه یخ آب می شود و به دریا و جو بازمی گردد. چنین فرآیندی فشار وارد بر زمین زیرتوده یخ را کاهش می دهد و بخش مذکور به آرامی توسط گوشته زمین به جای پیشین خود بازمی گردد. اما بررسی داده های برد لیزری را بین سال های ۱۹۷۹ تا۲۰۰۱ نشان داد که در سال ۱۹۹۸ این روند آشکارا وارونه گردید. یعنی این که جرم از قطبین به سمت استوا حرکت کند و هر فرآیند اینچنینی بایستی شامل جو، اقیانوس و گذشته زمین باشد. پژوهشگران می گویند که «ال نینو» کاندیدای خوبی برای این سلسله از فعل و انفعالات است. «ال نینو» و «لانینا» دو چرخه گرم و سرد تناوبی در اتمسفر و اقیانوس آرام هستند که هر کدام حدود ۶ ماه بطول می انجامند. گرچه اثرهای این پدیده ها روی الگوهای جریان در اقیانوس بخوبی درک نشده است، اما نیرومندترین «ال نینو»ی قرن، با تغییر ناگهانی در پدیده پهن شدگی قطبین سال۱۹۹۸، مطابقت داشت. شاید یک دلیل دیگر تغییر ناگهانی در میدان مغناطیسی زمین است که بر جریان مایع هسته بیرونی اثر می گذارد. چنین رخدادی در سال۱۹۹۹ مشاهده گردید. دانشمندان حدس می زنند که تغییرات این لایه، مقدم بر تکان ناگهانی، توانسته است همواری قطبین را موجب شود. پژوهشگران نسبت دادن این مساله به پدیده گرم شدن جهانی ، که در ابتدا آنها فکر می کردند که سطح دریا را بوسیله ذوب شدن یخ قطبی بطور قابل توجهی بالا برده است را غیرمحتمل دانسته اند.
  4. ● ۵ تاثیر مثبت در ازدواج ▪ زندگی ، تلاشی برای رویاندن بذر وجود و شکوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حیات است . ▪ آرامش روح ، در زندگی آمیخته به معنویت و خداجویی است . ▪ زندگی هشیاران ، اندیشه درباره سرمایه و سود ماندگار و نتیجه اخروی است ، سرمایه شان امید و ایمان و سودشان ، آرامش روح و روان است . ▪ زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود: نیمه اول به امید نیمه دوم ، نیمه دوم به حسرت نیمه اول ! آیا حیف نیست که زندگی بگذرد ، بی آنکه به بلوغ انسانی برسیم ... [/url] ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئولیت را بر می انگیزد وخداوند به اقدام کنندگان به ازدواج ، وعده ی توسعه رزق می دهد . در این مقاله قصد داریم با آوردن مقدمه ای کوتاه ، به تاثیرات مثبت ازدواج ، که راهی جهت رسیدن به بلوغ انسانی است اشاره کنیم : ۱) آرامش : ازدواج ، مایه ی آرامش فکری و روحی جوان و احساس شخصیت و اعتماد به نفس می شود و او را از بی عاری و بیکاری و بی برنامگی و ناامیدی می رهاند و جلوی برخی گناهان را می گیرد و موجب صیانت روحی و اخلاقی جوان می شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) نیز فرموده است : ▪ من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی : هر کس ازدواج کند ، نیمی از دین خود را نگه داشته است ، پس در نیمه باقی مانده ، از خداوند پروا کند و تقوا بورزد. وقتی اصل ازدواج تا این حد مهم ، کارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرین و مفسده زداست ، کمک به آن نیز اهمیت می یابد و برای پدر و مادر، تلاش در این راه و فراهم کردن مقدمات و زمینه ی آن ، یک تکلیف محسوب می شود و زدودن موانع و برطرف کردن دشواریهای ازدواج ، و ترویج آسان سازی ازدواج و آسان گیری در این زمینه به عنوان یک فرهنگ عمومی ، وظیفه به شمار می آید. کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش آنان را بی نیاز و غنی می سازد. ۲) تلاش معاش : ایجاد بستر مناسب و انگیزه ی قوی تر برای تامین معاش و در آمد ، از آثار مثبت دیگر ازدواج است . گرچه نباید بی حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است که شرایط اقتصادی و تواناییهای مالی هم لحاظ شود ، ولی وعده ی خداوند را نیز نباید فراموش کرد که قول داده است تنگدستی را به غنا تبدیل کند و جایی برای بیم از فقر باقی نگذارد. پس ایجاد روحیه ی توکل و اعتماد به لطف الهی ، بعد مثبت دیگری از تشکیل خانواده است . خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شایسته و صالح می فرماید: ▪ ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم : چنانچه تنگدست و فقیر باشند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز و توانگر می سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست . ▪ از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) روایت است که فرمود: من ترک التزویج مخافه العیلة (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول : ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله : کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش آنان را بی نیاز و غنی می سازد. ▪ در حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز توصیه شده که ازدواج کنید ، زیرا که برای شما روزی آورتر است: اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم . ۳) احساس مسئولیت : کسی که ازدواج نکرده است ، خود را آزاد حس می کند و مسؤول نمی شناسد. در نتیجه ، استعدادها و خلاقیتهای انسانی او هم بروز نمی کند. اما با ازدواج ، بار اداره ی زندگی را بر دوش می کشد. این تعهد و احساس مسئولیت ، سازنده است . کلا هر نوع مسئولیت پذیری ، انسان را به تلاش و آشکار ساختن استعداد و توانایی خویش وا می دارد. ۴) برنامه ریزی : از سوی دیگر، حسابگری ، نظم ، برنامه ریزی و به تعبیر روایات ، تقدیر معیشت لازمه به دوش کشیدن تعهد اداره یک زندگی مشترک و تامین همسر و فرزندان و تربیت شایسته اولاد است . از آنجا که تربیت نسلی با ایمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، برای خود انسان نیز مایه ی آبرو و حیثیت اجتماعی است ، این رسالت سنگین نیز به نوع دیگری تواناییهای شخص را به مرحله ی ظهور و بروز می رساند. ۵) حق شناسی : ازدواج ، سبب می شود که حقوق متقابل میان دو انسان پدید آید. این سازنده است . ارتباطهای خانوادگی و پیوندهای فامیلی ، دامنه این حقوق و وظایف اخلاقی و اجتماعی را گسترده تر می سازد و سامان بخش روابط انسانی می گردد. کمک به ازدواج جوانان و تشکیل خانواده ، کمک به ساخته شدن انسانهای مسئولیت پذیر ، مدیر و صالح است و یکی از راههای عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهیل ازدواج است . این، هم تکلیف والدین و افراد خیر و توانمند را سنگین می سازد ، هم روشنگر راهی برای آنانی است که در اندیشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظیفه خود جوانان را در این زمینه روشن می کند. با تقویت و ترویج و تسهیل این سنت نبوی ، بهتر می توان با منکرات مقابله کرد و سدی در برابر هجوم فساد فرهنگی بیگانه پدید آورد.
  5. ● ناسازگاری با همسر خطر ابتلا به فشارخون را افزایش میدهد ازدواج ناموفق علاوه بر بیماری قلب و عروقی و افسردگی، منجر به بیماریهای غیر منتظره ای همچون سرطان و آسم نیز میشود قلب سه نفر از اعضای یك خانواده یاسوجی در سمت راست سینهشان قرار دارد. به این جملات توجه كنید:، ، همه این جملات و جملات مشابه آن را زیاد شنیدهایم. هر روز هم اگر حوصله داشته باشید و با یك نفر متاهل صحبت كنید كه از همسرش ناراضی باشد، بالاخره از وسط حرفهایش یكی دو جمله این شكلی پیدا خواهید كرد... زوجهای بسیاری وجود دارند كه از در ازدواج و همسرشان شكایت دارند و بسیاری از بیماریها و دردهای خود را ناشی از وجود یك همسر ناسازگار بیان میكنند. اما بد نیست بدانید این مسئله مصداق علمی هم دارد. تحقیقات زیادی كه به روی مردان و زنان متاهل صورت گرفته به تنهایی این موضوع را اثبات میكنند . باید گفت در حالی كه یك ازدواج موفق از جهات زیادی بر بهبود سلامت فرد تاثیر میگذارد، نقطه عكس آن كه ازدواج بد و ناموفق است، میتواند تاثیر منفی بر سلامت زوج، چه زن و چه مرد داشته باشد. آخرین تحقیق كه نتایج آن هفته گذشته انتشار یافت، نشان میدهد ناسازگاری با همسر خطر ابتلا به فشارخون را افزایش میدهد. ● استرس افرادی كه ازدواج موفق ندارنـد، در طول روز دچار استرس میشوند و این خطر بیماریهایی همچون سكتـههای قلبی و مغزی در آنها را افزایش میدهد. محققان معتقدند ازدواج نامناسـب، استـرس را در زن و مرد به یك اندازه افـزایـش مـیدهد و مشكلات ناشی از آن معمـولا به مـحیـطهای كاری كشانده میشود. در صـورتـی كـه این امر استمرار داشته باشد، مشكلات زیادی بـرای جسم و روان فرد به وجود میآورد. ● فشار خون آخرین تحقیقاتی كه بر روی ازدواج ناموفق و ارتباط مستقیم آن با سلامت بدن انجام شده است، نشان میدهد كه این مسئله فشار خون را به طور فزاینده ای بالا می برد. این تحقیق كه در بریتانیا و روی ۱۰۵ فرد میانسال متاهل انجام شده است، نشان می دهد، افرادی كه از ازدواج خود ناراضی بودند و یا زندگی مشترك پراسترسیرا طی میكردند، دارای مقادیر بسیار بالای هورمون كورتیزول( هورمون مسبب افزایش فشار خون) در خون خود بودند. در حالی كه افرادی كه از ازدواج خود راضی بودند و زندگی شادی داشتند چه از لحاظ فشارخون و چه از لحاظ سایر فاكتورهای دخیل در سلامت خون، در وضعیت طبیعی به سر می بردند. همچنین تحقیقات نشان می دهد كه قلب زنانی كه ازدواج موفق داشتهاند، سالمتر است. یك تحقیق سوئدی به روی ۶۰۰ زن ۳۰ تا ۶۵ ساله هم این موضوع را تایید می كند. در این تحقیق گفته شده است كه عروق خونی زنان مجرد و زنانی كه تحت فشارهای روحی ناشی از ازدواج ناموفق قرار دارند، آشكارا تنگ تر از دیگران است. ● زخمهای ماندگار یك مطالعه علمی پزشكی كه در اوهایو انجام شده است، نشان میدهد كه ازدواج ناموفق میتواند منجر به تضعیف عملكرد سیستم ایمنی بدن شود. بررسی زوجها در این مطالعه، ثابتمیكند وقتی زن و شوهرها در مورد مشكلاتشان با یكدیگر صحبت نمیكنند و نسبت به یكدیگر حالت خنثی دارند، باعث میشود كه زخمهای آنها خیلی كندتر از حالت نرمال، بهبود پیدا كند و چنانچه این نوع زندگی زناشویی با انتقاد، تمسخر، طعنه زدن و توهین زن و شوهر نسبت به یكدیگر نیز همراه باشد، مدت زمان بهبود زخمهای بدن تا ۴۰ درصد طولانیتر میشود. نكته جالب اینكه در این تحقیق گفته شده است كه حتی یك مشاجره لفظی كوچك، در زمان بهبود زخم و به قول خود زن و شوهرها اختلاط هم میتواند، روند بهبودی زخمها را تا مقدار قابل ملاحظه ای كاهش دهد. ● افسردگی باید افسردگی كه به قول بسیاری، بیماری شماره۱قرن است را از نتایج استرس دانست. به این ترتیب باید گفت كه افسردگی، خوراك ازدواج های ناموفق است. اصولا اگر به جنبه های پزشكی افسردگی در بدن نپردازیم، باید گفت افسردگی، یك وضع و حالت روانی است، كه با علائم خاصی كه بیشتر به صورت حزن و اندوه، احساس تنهایی، احساس ناامیدی، احساس كاهش حس احترام به خود و یا سرزنش و تحقیر بروز میكند. هر كسی هم می داند كه یك ازدواج ناموفق تمامی این عوامل را به همراه دارد. جدا این وسط باید گفت:؛ چون دیگر برای همه مشخص است كه زن ها به طور عموم چند برابر مرد ها دچار افسردگی می شوند. آمار هم نشان می دهد كه از هر ۸ زن، ۱ زن، در طول زندگی خود دچار افسردگی می شود. اما آماری كه ربط به موضوع ما هم داشته باشد نشان میدهد كه زن ها در ازدواج ناموفق تا سه برابر بیشتر از مردان در معرض خطر افسردگی قرار دارند. ● بیماری های جنسی و اعتیاد ازدواج ناموفق باعث می شود تا زوج به مرور زمان از یكدیگر فاصله بگیرند و حتی این امر باعث می شود تا رابطه جنسی آن ها نیز كمتر و كمتر بشود. این یك فاجعه است، زیرا چنین عملی باعث بسیاری از روابط بیرون از خانه و تن دادن به روابط پر خطر و نامشروع جنسی می شود. عواقب روابط پر خطر نیز بر هر كسی معلوم است و به زودی این فرد خود را در معرض بیماریهای گوناگون مقاربتی، همچون ایدز، قرار میدهد. جایگاه اعتیاد را نیز باید در ازدواج بد در نظر گرفت. زیرا اعتیاد، به طور عموم راهی برای خلاصی از فشارهای روانی و استرس محسوب می شود كه در نهایت فرد را دچار تباهی می كند. بر اساس تحقیقات دفتر كنترل مواد مخدر سازمان ملل و سازمان بهزیستی كه قبل از سال ۸۰ بهدست آمده است، بیش از ۹۰درصد معتادان ایرانی متاهل هستند. این اعتیاد از ثمرات ازدواج ناموفق به حساب می آید و باید در نظر داشت كهاینافراد میتوانند به نوعی بر روی سایر اعضای خانواده نیز تاثیر منفی بگذارند. همچنین، اعتیاد خود از عوامل انتشار بیماریهای مهلكی نظیر ایدز است و به تنهایی ثابت میكند، یك ازدواج ناموفق تا چه اندازه میتواند مخرب باشد. در حالی كه یك ازدواج سالم و موفق میتواند بهترین عامل برای جلوگیری از استرس و فشارهای روحی ناشی از شغل و كار روزانه باشد. ● كاهش عمر چه بخواهید چه نخواهید، یك وصلت بد، عمر انسان را كم می كند. این مسئله ای است كه بسیاری از متخصصین، بارها اتفاق نظر خود را در مورد آن اعلام كردهاند؛ در صورتیكه ازدواج سالم به ویژه برای مردان، از لحاظ سلامتی، بسیار مفید است و طول عمر مردان را افزایش می دهد. تحقیقات بر روی ۱۰ هزارنفر از مردان بالغ در فاصله سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰ نشان میدهد كه یك ازدواج درست و موفق، موجب طول عمر و كاهش میزان مرگ در مردان می شود و از نظر روانشناسی، مردان متاهل روحیه بهتری نسبت به مردان مجرد دارند. در حالی كه همین تحقیقات نشان می دهد میزان مرگ و میر مردان بر اثر حمله های قلبی در میان كسانی كه همسر نامطلوب داشته اند تا ۲/۵ برابر بیشتر است و كسانی كه به واسطه جنون دست به خود كشی میزنند بعد از مجردها مربوط به این دسته از مردان و زناناست. بد نیست بدانید ازدواج ناموفق با بیماریهای دیگری علاوه بر بیماریهای قلبی و سكته در ارتباط است. بیماریهایی كه ارتباطشان با ازدواج باور نكردنی به نظر میرسد، بیماریهایی همچون سرطان، آسم و حتی دیابت. به همین جهت كارشناسان توصیه میكنند كه قبل از انجام ازدواج حتما مشاوره صورت گیرد تا به نحو موثری از خطر ابتلا به انواع بیماریها، كاسته شود. به هر حال، شما ممكن است نتوانید از استرس كار رهایی یابید؛ اما بهرهمندی از یك روابط زناشویی خوب و متعادل میتواند تاثیرات منفی ناشی از كار و زندگی در آلودگیهای عصر جدید را به حداقل برساند و در نهایت باعث ازدیاد عمر شما ودر نهایت سلامتیتان شود.
  6. از نشانه های او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتهایی آفرید تا به وسیله آنان آرامش پیدا کنید و همانا در این نشانه هایی است . برای کسانی که اندیشه کنند . ( سوره روم ، آیه۲۱ ) ● عشق سالم چیست ؟ عشق واقعی آن است که انسان با خودشناسی کافی بتوانداحساسات خودخواهانه شخصی را کنار بگذارد. عشق واقعی با رسیدن به درجه ای از پختگی و آرام آرام شکل می گیرد و به کمال می رسد و فرد را برای یک زندگی مشترک زناشوئی و مسئولیتهای این زندگی آماده می کند . ▪ عناصر لازم : برای رسیدن به یک عشق سالم ابتدا : ▪ شناخت و برای شناخت عمیق هم زمان لازم است . عشق بدون شناخت ، بیشتر شیفتگی است نه عشق. ▪ از دیگر عناصر عشق سالم ، داشتن صداقت و دوری از پنهانکاری است . ▪ احترام گذاشتن به یکدیگر و وفاداری به هم و مهمتر از همه مسئولیت پذیر بودن در مقابل یکدیگر است . پذیرش واقع بینانه ... [/url] در عشق فدا شدن معنی ندارد ، اما گذشت نسبت به هم لازم است . انتخاب همسر یکی از مسائلی است که تصمیم گیری در مورد آن نیاز به دقت ، بررسی عمیق و همه جانبه دارد و عجله و شتاب معمولا پیامدها و نتایج ناخوشایندی به همراه دارد . در آئین اسلام سفارش شده که قبل از ازدواج تمام خصوصیات همسر آینده را مطالعه و آگاهانه شریک زندگی خود را انتخاب کنید . برای انتخاب همسر لازم است چه معیارها و ملاکهائی را در نظر گرفت ؟ از جمله مهمترین معیارها عبارتند از : افلاطون: عشق از زمین آغاز می شود و سپس به آسمان می رود. ۱) باورها و عقاید : باورها و اعتقادات نسبت به زندگی همان( خصوصیات شخصیتی ) هستند اعتقادات ، باورها و از جمله باورهای دینی در افراد از جمله باورهائی هستند که امکان تغییر آنها در طول زندگی کمتر ممکن است . پسر و دختری که با اعتقادات و باورهای متفاوت ازدواج می کنند پس از احساسات و هیجانهای پرشور جوانی در زمینه های مختلف دچار اختلاف می شوند . از جمله تفاوت عقیده ، نوع پوشش و لباس، اختلاف نظر در رفتن به جاهای مختلف . بنابراین شدت پایبندی به این باورها عامل مهمی است که دختر و پسر جوان لازم است آن را در نظر گرفته و در این خصوص با همدیگر تشابه نسبی داشته باشند و دارای تضاد و اختلاف اساسی نباشند . باورهای انسانها دو گونه اند : ▪ باورهایی است که فرد نمی خواهد از آن بگذرد . ▪ باورهایی که فرد نمی تواند از آن بگذرد. ۲) تحصیلات : برای آن که زن و شوهر بتواندد بهتر یکدیگر را درک کنند و نیاز های اساسی همدیگر را برآورده سازند بهتر است تحصیلات و سطح درک و فهم نزدیک به هم داشته باشند . ۳) وضعیت اقتصادی : دختر و پسری که قصد ازدواج دارند لازم است از وضعیت مالی واقتصادی یکدیگر با اطلاع باشند . چون برای شروع یک زندگی مشترک حداقل شرایط اقتصادی از جمله داشتن شغل برای پسر و نیز داشتن سرمایه ای ولو اندک ضروری است . ۴) تناسب در خصوصیات : دنبال کسی نباشیم که مثل خودمان باشد چون در ازدواج هدف این نیست که مثل هم شویم . به طور طبیعی زن و مرد با هم تفاوت دارند و این تفاوتها در اساس خلقت ( جنسیت آنها ) در نیازها ارزشها ، نحوه برقراری ارتباط ،رفتارها و معاشرت است و در بسیاری از موارد این تفاوتها باعث جذابیت و پذیرش بهترمی شود . در ابتدای ازدواج ، پاره ای از افراد خود واقعی را نشان نمی دهند و قول می دهند که به شکل دلخواه طرف مقابل در خواهند آمد .در ازدواج ، با ادب و صداقت تفاوتهای خود را مطرح کنیم و و روش درباره آنها گفتگو شود . ● اما ، اما !!! لازم است بین زن و مرد تناسب وجود داشته باشد . این تناسب شامل تناسب در علاقه ، تناسب در طبقه اجتماعی – فرهنگی امکانات اقتصادی و تشابهات ارزشی مناسب می باشد . به همین دلیل مناسبات و روابط دختر و پسر در چهارچوب هنجارها و خانواده لازم است به اندازه ای باشد که قبل از ازدواج دختر و پسر بتوانند شخصیت ، انگیزه ها ، ارزشها و توقعات یکدیگر رادقیقاوبا تامل و دقت نظر ، به دور از هیجانهای مبهم یا رویدادهای ذهنی مورد مطالعه و بررسی قراردهند . آنچه که بعنوان یک نکته اساسی در ازدواج تا کنون به اثبات رسیده است آن است که عوامل ساختاری و ساختاری و شخصیتی وجود افراد را به سختی می توان تغییر داد .آموخته های طول زندگی هم با این که اکتسابی و به دست آوردنی هستند ولی تغییر آنها و نیاز به آموزش علمی ، گذر زمان ، خواستن و به کار بردن تمرینات دارد .نترسیم که تغییر کنیم و فکر کنیم که حتما می توانیم تغییر بدهیم چون مردمان میخواندرشدکنندولی نمیخواهند به زور رشد کنند. ،ولی گذشت آگاهانه و پاکسازی ذهن از تعصبات وزنگارهاوهیجانها ، نقش اساسی درشناخت تفاهم وسازندگی دارد.چه تفاوتهایی درازدواج مثبت است ؟تفاوت هرچه باشد اگر پذیرفته شودوبتوان با آن رشد کرد مثبت است .آداب و رسوم مختلف جالب و لذتبخش است و می تواند باعث غنی شدن فرهنگ زندگی شود. چه تفاوتهایی نگران کننده است ؟ تفاوت درباورهای سنگین یعنی وابسته به سیستم عقیدتی وارزشی میتواند مشکل زا باشد .تناقص در باورها آشتی دادن بین این گونه تفاوتها کاری مشکل است جایی که تفاوتهای دینی و ارزشی سنگین است آدمها نمی توانند از آن بگذرند . زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و بیرون برود خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد بیائید قاب رویاهایمان را در ذهن بشکنیم و واقع بینانه هدفهائی را در واقعیت روز روشن زندگی انتخاب کنیم تا با همراهی ،صداقت و پاکی ، زندگی سالمی را برای خود و دیگران به ارمغان آوریم .
  7. Captain_K2

    بن بست ازدواج

    آیا میدانید، تعداد زیادی از ازدواجها و شریكهای ارتباطی، تنها با هم زندگی میكنند و سالها است كه از نظر روانی از هم طلاق گرفتهاند (psychologic divorce) و تنها در ارتباطی غیر فرارونده در كنار هم مثل دو هم اتاقی و یا هم خانگی زندگی میكنند. چه چیزهایی به عشق تعبیر و تفسیر میشود و چرا بسیاری از افراد در ابتدا شیدا و شیفته و عاشق یكدیگر هستند و پس از مدتی رها و بیتفاوت و فارغ از هم میشوند؟. چرا سلطهگری و سلطه پذیری، جای توجه سالم و غیر مشروط را گرفته است؟ و خیلی از زوجها تمایل به سلطهپذیر بودن و سلطهگر بودن و یا تلفیقی از این دو حالت بیمارگونه را دارند. واقعاً آسیب شناسی روابط ناسالم و شكستهای مكرر چیست؟ آیا عدم استقلال و نیازهای عصبی – روانی و عاطفی و مالی یا وابستگی میتواند به عشق تعبیر و تفسیر شود؟... باید گفت كه عشق پدیدهای پویا است (Dynamic phenomenon) و حاصل تعامل بین دو نفر. و پدیده پویا، اتفاقی است زاییده عملكرد یك یا چند عنصر. دو نفر نیز وقتی در یك رابطه قرار میگیرند با توجه به عملكرد و تبادلات روانی و عاطفیشان ، میتوانند عشق را در زمان بوجود آورند و یا حتی نفرت و خشم را. پس چگونگی حضور، عملكرد و رفتار دو نفر نوع رابطه را تعیین میكند. (رابطه سالم و فرارونده و یا رابطهای از انواع چسبندگیهای عصبی.) از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل رابطه سالم رابطهای است كه دو نفر در عین "استقلال" و "آگاهی" با هم رابطه داشته و بتوانند به "صمیمیت" دست یابند. در رابطه صمیمی ساختار شخصیتی هر دو طرف حفظ میشود و با هم تبادلات سالم و بدون بازی روانی دارند و با كسب "آگاهی" به "استقلال" و "آزادی" هر دو طرف احترام گذاشته میشود. خوداتكایی در آن تا حد زیادی وجود دارد و وابستگیهایی كه در بسیاری از روابط ناسالم به عشق تعبیر میشود دیده نمیشود و دو نفر با هم در تعاملات سالم و همسو قرار دارند و هر سه حالت شخصیتی من «والد» ، «بالغ» و «كودك» بین آنها در جای خود عمل می كند. بازیهای روانی بین آنها یا انجام نمیشود و یا در حداقل خود قرار دارد و میزان پذیرش هر دو طرف نسبت به نیازها و واقعیتهای درونی یكدیگر بالا است و چون در رابطه صمیمیت قرار دارند، واقعی عمل میكنند و بین آنچه كه در درونشان اتفاق میافتد و آنچه كه میگویند و رفتار میكنند تفاوت و فاصلهای نیست. همزیستی، چسبندگی و وابستگی از نامطلوبترین و نا سالمترین روابطی است كه از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل مطرح میشود. همزیستی واژه ای است که از علم زیست شناسی وارد ، روانشناسی شده و تعریف آن این چنین است: همزیستی از ریشه یونانی و به معنای «با هم زیستن» است. (=sym با هم - =Biosis زیستن)و رابطهای است بین اعضای مختلف كه در شرایط نیاز متقابل به یكدیگر، با هم زندگی میكنند. در روابط همزیستی واقعی هیچ یك از افراد به تنهایی قادر به ادامه حیات نیستند. مشهور ترین مثال زیست شناسی همزیستی، گل سنگ است كه از یك نوع قارچ و نوعی جلبك در كنار هم رابطه عمیق همزیستی و وابستگی دارند، تشكیل شده است. قارچ مواد معدنی و كانی را از بستر میگیرد و جلبك از نور خورشید استفاده كرده و فتوسنتز مینماید و در این رابطه دو طرف آنها به هم كمك میكنند كه زنده بمانند و بدون وجود هر یك دیگری قادر به ادامه حیات نخواهد بود. در علم روان شناسی به نوعی از رابطه بین افراد كه با وابستگی متقابل همراه است همزیستی میگویند. رابطهای كه در آن با توجه به پیشنویسهای نقشهای جنسی، مرد تصمیم گرفته است كه نقش یك آدم مسئول، تصمیم گیرنده، محافظ و مراقب را بازی كند زن هم نقش یك آدم منفعل ، وابسته ، پر از نیاز و احساس را خواهد گرفت. مرد در این رابطه «والد» و «بالغ» خود را اتخاذ میكند و زن تنها از حالت «كودك» خود استفاده میكند. زن نیاز و خواسته و احساس دارد و مرد از طریق «والد» و «بالغ» خود برای «كودك» زن تصمیم میگیرد. یعنی یا از طریق «والد حمایتگر» خود به نوازش، حمایت و تشویق «كودك سازگار» زن میپردازد و یا توسط «والد انتقادگر» ، «كودك» زن را هدف قرار میدهد و یا با «بالغ» خود برای نیازهای «كودك» زن چارهجویی میكند. این نوع رابطه همزیستی گرچه رابطه سالمی نیست و «خود اتكایی» و «استقلال» در آن وجود ندارد و طرفین از نظر رفتار متقابل دچار بیماری ساختاری حالات نفسانی خود هستند ولی با تمام احوال میتواند سالها به طول بكشند و دو طرف در كنار هم زندگی كنند. مثل بسیاری از ازدواجهای سنتی. خیلی از زنان و مردان سنتی دچار رابطه همزیستی هستند و آن را به عشق تعبیر میكنند. جالب است بدانید كه همزیستی نوعی آسیبشناسی ارتباطی از نوع عصبیتهای در هم قفل شده (Interlockins neuroses) است. در این نوع رابطه سنتی ؛ مرد تصمیم گیرنده ، عامل ، حمایتگر است و زن مطیع ، وابسته ، منفعل ، بدون قدرت تصمیمگیری و كاملاً نیازمند حمایت. حال خودتان میتوانید دریابید كه مرد از كدام حالات نفسانیاش وارد رابطه میشود و زن از كدامیك این نوع ارتباط میتواند حتی سالیان سال به طول انجامد و آنچه كه بقای رابطه را ایجاد میكند. همزیستی شدید بین زن و مرد است. در این رابطه همزیستی دو طرف به هم نیاز دارند و مثل هر رابطه همزیستی دیگری بهاء از دست دادن و نادیده گرفتن بخشهای از تواناییهای هر یك از دو طرف است. تواناییهایی كه هرگز نمیتوانند در این رابطه مورد توجه قرار گیرند و بنابر نظریه كارل راجرز وقتی فرد تواناییهای وجودیاش را نادیده بگیرد، میتواند به سمت اضطراب و افسردگی پیش رود. بنا بر الگوی تحلیل رفتار متقابل وقتی در رابطه همزیستی طرفین قسمتی از حالتهای خود را نادیده میگیرند تا رابطه را به ثبات (البته ثبات غیر سالم بیمارگونه) برسانند، قسمتی از تواناییهای وابسته به هر حالت نفسانی نیز نادیده گرفته میشود. مثلاً در الگوی رابطه همزیستی زن و شوهر سنتی كه زن در آن رابطه از حالت نفسانی «بالغ» و «والد» خود استفاده چندانی نمیكند. تمام مهارتهای مربوط به بخش «بالغ» و حمایتهای «والد» او نادیده گرفته میشود. اضطراب ناشی از این نادیده گرفتنها باید به طریقی سرپوش گذاشته شود و بهترین روش برای سرپوش گذاشتن روی احساسات و اضطرابهای مربوط به آن بازیهای روانی است. بازیهایی كه به واسطه انجام آنها دو طرف از واقعیت آنچه كه در ناخود آگاه دارند ، دور میمانند. در هر صورت رابطه همزیستی باعث عدم رشد دو طرف است. خود اتكایی و استقلال را از بین میبرد و دو نفر را شدیداً به هم وابسته نگه میدارد. تا جایی كه طرفین حاضرند برای حفظ رابطه همزیستی، بها بپردازند و معمولاً این پرداخت بها به شروع بازیهای روانی بین آنها ختم میشود.
  8. مناسبترین سن برای ازدواج ازدواج مانند تولد و مرگ، یكی از اتفاقات مهم زندگی هر فردی به حساب میآید و از اینرو سوالات مختلفی درباره این دوره از زندگی و بویژه آغاز آن وجود دارد كه باید توجه ویژهای به آنها داشت... سوالاتی مانند چه زمانی مناسبترین سن ازدواج است؟ اختلاف سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... این سوالها به همراه هزاران سوال دیگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسیاری از جمله مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در تعیین جواب هریك از این سوالها نقش دارند. از اینرو مروری بر سن ازدواج در سایر كشورها و فرهنگها و همچنین آداب و رسوم آنها میتواند برای ما جالب باشد. ازدواج كردن فقط به این دلیل كه فكر كنیم زمانش رسیده، ایده كاملا اشتباهی است. هركس باید زمانی ازدواج كند كه از نظر عقلی و احساسی آمادگی پذیرش زندگی جدید را داشته باشد. در هیچ كشوری و با هیچ فرهنگی، یك سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد. در بیشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بین 18 تا 23 سال برای دختران و 19 تا 25 سال برای پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپای غربی افراد ترجیح میدهند تا اواخر دهه دوم زندگی (اوایل 30 سالگی) مجرد بمانند؛ اما در اروپای شرقی مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر یعنی حدود 25 سالگی ازدواج میكنند و در آسیا نیز سن ازدواج به شرایط گوناگونی چون زندگی در شهر یا روستا، سطح تحصیلات، سطح فرهنگی خانوادهها و... بستگی دارد؛ اما در بیشتر كشورهای آسیایی جوانان بین سنین 18 تا 25 سال ازدواج میكنند. در سالهای اخیر در تمام كشورها با فرهنگهای مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت كرده و افزایش نشان میدهد. افزایش میانگین سن ازدواج در بیشتر جوامع، پدیدهای است كه در دهههای اخیر همه آنرا پذیرفتهاند متوسط سن ازدواج در بیشتر كشورهای صنعتی افزایش یافته است، اما این مساله مختص به كشورهای صنعتی نیست؛ كشورهای در حال توسعه یا كمتر توسعهیافته نیز با این موضوع مواجه هستند. البته افزایش سن ازدواج در خانمها بیشتر دیده میشود. عواملی چون مسائل اقتصادی و فرهنگی، نقش مهمی در تعیین سن ازدواج در كشورهای مختلف دارند. در بعضی كشورها، اعتقادات دینی هم از جمله عوامل بسیار مهم و تعیینكننده در این موضوع است. به عنوان مثال در آمریكا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرایط اجتماعی، آداب و رسوم خانوادگی و حتی موقعیت جغرافیایی و محل زندگی افراد تفاوت میكند. در یك نگاه كلی، افرادی كه در شهرهای بزرگ زندگی میكنند، ترجیح میدهند دیرتر ازدواج كنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگی مجرد باقی میمانند؛ اما ساكنان مناطق روستایی معمولا زودتر و در اوایل دهه دوم زندگی ازدواج میكنند. در كشورهایی چون هند و پاكستان كه این سنت وجود دارد كه والدین مراسم عروسی فرزندانشان را برگزار میكنند و هزینهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بیشتر دختران در 15 سالگی ازدواج میكنند. زندگی شهری، تحصیلات، آزادی و فعالیت بیشتر زنان در محیطهای كاری، وجود رسانهها و... همگی شیوه زندگی و الگوهای فكری افراد را تغییر دادهاند و این بدان معناست كه افراد كنترل زندگی خود را بیشتر به دست گرفتهاند و برای ادامه زندگی خود تصمیم میگیرند. به عنوان مثال در كشورهایی چون هندوستان علیرغم حفظ احترام والدین، دختران و پسران دیگر حاضر به ازدواجهای كوركورانه و بدون شناخت نمیشوند. بكوشید خودتان را بشناسید. بدانید كه در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه كنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی كنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید. چند توصیه * كارشناسان میگویند پیش از ازدواج، فرد باید از لحاظ عقلی و عاطفی به بلوغ رسیده باشد تا بتواند متوجه موارد زیر بشود و آنها را تجزیه و تحلیل كند. * عشق برای ادامه یك زندگی موفق كافی نیست. نگرانی زوجها در زندگی، واقعی است و كوشش آنها برای داشتن شغل، خانه، بیمه و... اموری واقعی و جدی هستند. پیگیری این موضوعات و عدم دستیابی به آنها، زوجهای جوان را واقعا خسته میكند. پس چرا بعضی افراد در سنین خیلی كم خود را درگیر این مسائل میكنند؟ * اهداف، انتظارات و شرایط خود را برای ازدواج در نظر بگیرید و مطمئن شوید كه آیا شریك شما میتواند این نیازها را برآورده سازد؟ به یقین برای جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندك خود بتوانند متوجه این موضوع و همچنین نیازهای طرف مقابل شوند. * شما باید هنگام ازدواج كاملا از نظر احساسی و فیزیكی مستقل باشید و وابسته به خانواده خود نباشید. یك ازدواج موفق به دو فرد مستقل نیاز دارد تا یك مجموعه كامل تشكیل دهد. بسیاری از جوانان معمولا به دلیل اینكه میخواهند از شرایط بد خانوادگی جدا شوند، ازدواج میكنند كه این به هیچوجه راهحل مناسبی نیست. * بكوشید خودتان را بشناسید. بدانید كه در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه كنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی كنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید. اگر در سن ازدواج هستید، امیدواریم با درك صحیح شرایط و با انتخابی معقول، آیندهای خوش و توام با تفاهم و موفقیت برای خود و همراه زندگیتان فراهم آورید و ازدواج را به تاخیر نیاندازید.
  9. مشکلات ازدواج مجدد گله کرده بودید که چرا فقط مشکلات تهرانیها و آنهایی که به مراکز مشاوره میروند را مورد بحث قرار میدهیم. در پاسخ به این گلایه، این هفته به موضوعی میپردازیم که در یکی از نامههامطرح شده و دکتر نرگس طالقانی، دکترای مشاوره خانواده و عضو کمیسیون تخصصی خانواده در سازمان نظام مشاوره، و خانم دکتر بدریالسادات بهرامی آن را مورد بحث قرار میدهند. مشکل را به روایت خانم «ش» که داستان زندگیاش را برایمان نوشته، میخوانیم ... قصه از کجا شروع شد؟... [/url] دخترم ۴ ساله بود که پدرش معتاد شد. اعتیاد، وجدان و غیرت و همهچیزش را گرفت و او خیلی راحت ما را ترک کرد. تا یک سال نمیدانستیم زنده است یا مرده. خبرهای ضد و نقیض میشنیدیم. بدون خرجی مجبور بودم زندگی خودم و دخترم را بگذرانم. مشغول کار شدم و مدام شیفت کارم را زیاد کردم. تامین هزینهها از یک سو و غیبت من به عنوان مادر از یک سو مشکلساز بود. دایم نگران تربیت دخترم بودم و او را به منزل مادرم میبردم تا مبادا در تنهایی خطری او را تهدید کند. نبود همسر بیقیدم باعث شد طلاق غیابی صادر شود. زندگی تلخی را گذراندهام و حالا دخترم تقریبا ۱۱ سال دارد. افراد زیادی طی این سالها به من پیشنهاد ازدواج دادهاند و فکر میکنم شاید ازدواج مجدد بتواند برای خودم و دخترم مثبت باشد. در این سالها به خاطر حرف مردم واینکه مبادا مردی، دخترم را به عنوان ناپدری آزار دهد، از ازدواج امتناع کردم اما حالا قصد ازدواج دارم. لطفا راهنمایی کنید که از بین خواستگارانم چه مردی را با چه معیارهایی انتخاب کنم که دوباره طعم شکست را از ازدواج نچشم؟ بگذارید اولین اشتباه بزرگ شما را برایتان بگویم. شاید اگر دیگر خوانندگان «سلامت» هنوز مرتکب آن نشدهاند، بتوانند از آن پیشگیری کنند. شما باید در همان ۵ـ۶ سالگی دخترتان، ازدواج میکردید و مردی را برمیگزیدید که حامی شما باشد و کوتاهیهای همسر اولتان را جبران کند و جای خالی پدر را برای دخترتان پر کند و از نظر مالی و عاطفی حمایتتان کند. به همه آنهایی که شرایطی مشابه شما دارند، توصیه میکنم تا فرزندشان کوچک است، یک فرد مناسب را انتخاب کرده و با مشورت مشاوران راه زندگی خود را هموار کنند. فرزند شما وقتی کوچکتر است راحتتر با نامادری یا ناپدری خود ارتباط برقرار میکند. راحتتر میتواند یک خواهر یا برادر ناتنی را بپذیرد و البته اینکه میگویم راحتتر، در مقام مقایسه عرض میکنم وگرنه این برقراری و شکلگیری رابطه مستلزم مهارتی است که هر دو والد باید فرابگیرند و پلهپله با نظر مشاور به خودشان و بچهها کمک کنند. ● و اما بعد اگر نظر مرا بپرسید، میگویم الان خانم «ش» نباید ازدواج کند چون دخترش با بحران بلوغ، تنها یک قدم فاصله دارد. بحران بلوغ، اوضاع او را به اندازه کافی بههم میزند. نباید یک بحران دوم، یعنی وجود یک فرد جدید به عنوان پدر را بر مشکلات او بیفزاییم. توصیه من این است که تا گذشتن بحران بلوغ صبر کنید و بعدش ازدواج کنید. سعی کنید در این مدت از بین خواستگارهایی که دارید، کسی را انتخاب کنید که با شما نقاط مشترک بیشتری داشته باشد و از نظر فرهنگی، شخصیتی، خانوادگی و حتی سنی متناسب باشد. این سوال که میپرسید آیا لازم است ازدواج کنم یا نه، تنها یک جواب دارد: «باید خودت بسنجی!» فقط خود شما هستید که میتوانید تشخیص بدهید به یک همسر نیاز دارید یا نه. اما اینکه با چه کسی ازدواج کنید بسیار مهم است. من شرایط کامل خواستگارهای شما را نمیدانم اما به طور کلی اگر یک مرد مجرد را انتخاب کنید، قطعا او با خانواده خودش مشکلات فراوانی خواهد داشت و باید بدانید که دردسرهایی دارید وهیچوقت نمیتوانید روی حمایت خانواده همسرتان حساب باز کنید. طبیعتا هر پسر مجردی در هر سنی که باشد تمایل بیشتری دارد که با یک دختر مجرد ازدواج کند که هیچ دردسری (اعم از دغدغه بچه و غیره)را ندارد. خانواده او هم همینطور. پس باید خیلی خوب اهداف خواستگارتان را در انتخابش بسنجید. اگر مرد مطلقهای در بین موارد ازدواجتان دارید که با خودتان متناسب است، مطلوبتر است.حتما قبل از ازدواج مشاوره بگیرید و هرچه در دل دارید بدون رودربایستی با مشاور خود در میان بگذارید. بعد از ازدواج هم برای برقراری رابطه بهتر با همسر و فرزند او (اگر احتمالا فرزندی دارد) باید مهارتهایی بیاموزید و نیاز به مشاوره دارید تا بتوانید عاطفه مادری را بین فرزند خودتان و فرزند او یکسان عرضه کنید. اصلا نترسید. اگر آنچه نیاز دارید را بیاموزید، میتوانید موفق شوید. زنان بسیاری را میشناسم که بچههای شوهرشان را بزرگ کردند و حتی خود بچه هنوز نمیداند که او مادر واقعیاش نیست و یا اگر هم بداند، آنقدر از عاطفه و مهر او سیراب شده که با خودش میگوید چه خوب شد که تو مادرم بودی. بعد از طی بحران بلوغ دخترتان، اگر بتوانید با درایت، اولین جلسه آشنایی دخترتان و خواستگارتان را با نظرات مشاور و راهنمایی او ترتیب بدهید، پایههای ایجاد رابطه سالم را شکل میدهید. ازدواج شما میتواند همراه با روابط محبتآمیز باشد چون هر کسی در خانواده و با مشاهده رابطه محبتآمیز پدر و مادرش است که پایههای اصولی عشق را یاد میگیرد. خصوصا اینکه دختر شما چنین روابطی را بین شما و پدرش ندیده و قطعا به آموزش آن نیاز دارد.یادتان باشد وجود یک فرد غیر همجنس مثل پدر یا برادر است که به دخترها میآموزد چهطور با فرد غیر همجنس رفتار کنند. اگر روابط بین دخترتان و آن آقا بر پایه ● نگاه دوم؛ بدریسادات بهرامی قبلا با شماره عزیزان راجع به طلاق و عواقب آن صحبت کرده و گفته بودم یکی از پیامدهای طلاق، تنهایی است و در صورت وجود فرزند، تکوالدی اجباری. به همین دلیل پس از مدتی، طرفین طلاق، زن و مرد تصمیم میگیرند دوباره یک خانواده جدید تشکیل دهند. نکات مهمی قبل از شروع این زندگی جدید وجود دارد که حتما باید قبل از تصمیم به ازدواج مجدد با آن آشنا شد؛ چرا که در صورت عدم آشنایی با این نکات، دوباره ناکامی زندگی اولی را تجربه خواهید کرد. در این یادداشت کوتاه سعی میکنم به طور خلاصه، از واقعیتهایی که باید با آن آشنا شوید، پرده بردارم. قبل از اینکه طرف مورد نظرتان را برای ازدواج مجدد انتخاب کنید باید ضعفهای خودتان را بشناسید و در جهت رفع آن بکوشید. با خودتان روراست باشید و از خودتان بپرسید سهم من در آن شکست و طلاق چه بوده؟ همه ما دوست داریم دوباره مرتکب اشتباهات قبلی نشویم ولی باوجود قولهایی که به خودمان میدهیم چون بر بخشی از رفتارهای خود اشراف کامل نداریم و یا مهارت اصلاح آن رفتار را بلد نیستیم دوباره مرتکب آن خطا میشویم. پس در ابتدا باید مراحل بازسازی خود را پیگیرانه طی کنید تا بتوانید با شناخت کامل خود یک رابطه جدید را همراه با روشن بینی و به امید خدا شروع کنید. نکته دوم این است که برای انتخاب شخص مورد نظر حتما با مشاورتان گفتگو کنید. طرف مقابل شما میتواند مجرد باشد، مطلقه باشد، بدون بچه یا دارای فرزند باشد و هر کدام از اینها میتواند در پی خود یک داستان پیچیده داشته باشد؛ مسالهای که بدون فراگیری مهارتهای لازم، قادر به حل آن نخواهید بود. شما باید بتوانید ارتباط مناسبی با فرزند همسرتان برقرار کنید و فرزندتان نیز باید بتواند با فرزند والد جدیدش رابطه برقرار کند. فرزندتان باید همسر شما را به عنوان والد جدید بپذیرد و از همه اینها که بگذرید، باید بدانید آیا فرزند شما اجازه میدهد پدر یا مادر او، همانطوری که برای او محبت میکند به یک بچه دیگر هم تعلق داشته باشد و او را مورد حمایت و محبت قرار دهد؟! پس میبینید که در صورت وجود فرزند برای شما یا طرف مقابل مشکلات دو چندان خواهد بود. ضمنا اگر در این فکر هستید که میتوانید به خاطر همسر جدیدتان، فرزند خود را نادیده بگیرید باید قاطعانه بگویم که هرگز چنین قولی به خود تان ندهید که نخواهید توانست! و نکته سوم اینکه هرگز از او نپرسید که آیا دوست دارد برایش مامان یا بابای جدیدی بگیرید؟ چون پاسخ او در هر سنی منفی است. او هماکنون به دلیل طلاق شما یک والد خود را از دست داده و دایم نگران است کسی یا چیزی شما را هم از او بگیرد. بنابراین همانطور که خانم دکتر طالقانی، به درستی اشاره کردند در سن کم و قبل از اینکه بچهها به شرایط جدید تک والدی عادت کنند بهتر است تصمیم به ازدواج مجدد بگیرید. به فرزندتان بگویید نیازمند تشکیل یک خانوادهایم تا کسی باشد که ما را جمایت کند و چنین و چنان کند (برحسب درک سنی بچه صحبت کنید). حالا این خانم یا آقا میتواند آن مادر یا پدر باشد نظرت چیه؟
  10. در این مقاله میخواهیم شما را با خانمهایی آشنا کنیم که شاید در ظاهر مجذوب و ایده ال باشند اما به هیچ وجه ازدواج با آنان را به آقایان محترم پیشنهاد نمی کنیم در این مقاله میخواهیم شما را با خانمهایی آشنا کنیم که شاید در ظاهر مجذوب و ایده ال باشند اما به هیچ وجه ازدواج با آنان را به آقایان محترم پیشنهاد نمی کنیم. 1- خانمهای فمینیست این دست از خانمها تصور میکنند که تمام ناخوشیهای زندگی از مردها نشئت میگیرد. آنها تصور میکنند که وجود خانمها، فرشته وار است و میتوانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانمها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید. 2- خانمهای پولکی خیلی ساده و راحت بگوییم آنها تنها به خاطر پول با شما ازدواج میکنند و از آقایون انتظار دارند که تمام هزینههای غیر ضروری زندگی آنها را برآورده سازند، او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر میکند که تمام وجودش از طلا درست شده است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند. خانمهای مغرور افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه میکنند و فقط به خودشان اهمیت میدهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. او میخواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که میخواهد، انجام دهد و هر کجا که میخواهد، برود. 3- خانمهای رمانتیک این نوع خانمها زندگی خود را بر طبق فیلمهای عاشقانه و کتابهای رمان سپری میکنند. و در عین حال در انتظار شاهزاده ای هستند که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانوادههایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید! 4- خانمهای بدگمان این خانمها تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارند. و همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماعند. افراد احساساتی که از ازدواج گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از ازدواج مجدد واهمه دارند. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان میدهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. تنها چیزی که تحویل شما میدهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ پس بهتر است با چنین زنی ازدواج نکنید. 5- خانمهای عصبانی مثل خانمهای فمینیست خانمهای عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت میکنند، و میتوانند بدیها و خطاهای تمام مردان را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد. خون آنها از دست مردها به جوش میآید و در هر لحظه میتوانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. ازدواج با این نوع خانمها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید! 6- خانمهای نامطمئن در نگاه اول چنین خانمهایی خیلی خوب جلوه میکنند؛ با شما به مهربانی رفتار میکنند و خوش مشرب هستند. اما چیزی نمی گذرد که ترسهای درونی آنها پدیدار میشوند. روزی چند مرتبه به شما تلفن میزند. او میخواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب و پذیرفتنی است؛ او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی میکند که مبادا در نظر همسرش مثبت نباشند. 7- خانمهای مغرور اخلاق این خانمها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه میکنند و فقط به خودشان اهمیت میدهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. او میخواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که میخواهد، انجام دهد و هر کجا که میخواهد، برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش میباشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. بیشتر آنها به فکر پول و مال و منال نیز هستند. درست مثل خانمهای پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی میباشند. لذا باید تا آنجا که میتوانید خود را از آنها دور نگاه دارید. 8- خانمهای قدرت طلب آنها انسانهایی هستند که میخواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما میگویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، و خلاصه همه چیز... و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخمهایشان در هم فرو میرود، و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواستهایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت. ما به شما اخطار دادیم! اینها بدترین نمونهها بودند. مطمئنا خانمهای خوبی هم هستند. اما بهتر است که همیشه مراقب خانمهایی که در لیست بالا به شما معرفی کردیم باشید.
  11. ثبت نام پانزدهمین مراسم ازدواج دانشجویی تا 17 آبان تمدید شد ثبت نام در پانزدهمین جشن ازدواج دانشجویی تا روز سه شنبه 17 آبان ماه در سامانه دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها تمدید شد. به گزارش خبرنگار مهر، چنانچه تاریخ عقد زوجهای دانشجو بین اول مهرماه 89 تا اول مهرماه 90 باشد می توانند در سامانه دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها به نشانی www.nahad.ir ثبت نام کرده و مدارک خود را به دفتر نهاد یا رابط ازدواج دانشجویی دانشگاه مربوطه تحویل دهند. مهلت ثبت نام تا سه شنبه هفته آینده 17 آبان ماه تمدید شد. دانشجویان دانشگاههای پیام نور، علمی کاربردی و متفرقه که دفتر نهاد یا رابط ازدواج دانشجویی ندارند جهت تحویل مدارک خود با رابط استانی ازدواج دانشجویی باید هماهنگی کنند. در صورتی که هر دو زوج دانشجو هستند فقط یک نفر به عنوان داوطلب اصلی اقدام به ثبت نام کند. دانشجویان دانشگاههای پیام نور، علمی کاربردی و متفرقه استان البرز که رابط ازدواج دانشجویی ندارند جهت تحویل مدارک خود به دفتر نهاد دانشگاه تربیت معلم حصارک کرج واقع در میدان دانشگاه حصارک- ساختمان مرکزی - دفتر نهاد مراجعه کنند.
  12. گزارش تصویری / مراسم سالروز جشن ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) در متروی تهران مراسم سالروز جشن ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) با حضور گسترده مردم تهران در 5 خط مترو تهران برگزار شد . عکس / فاطمه بهبودی
  13. دلایل ازدواج امام جواد (ع) با دختر مأمون ! امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال ۱۹۵هجری در مدینه ولادت یافت. نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است. القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است.امام محمد تقی (ع) هنگام وفات پدر ۸ ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع) انتقال یافت.مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد. ازدواج امام مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویشام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود، چرا که تصور میکرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی میشود. مأمون همچنین میخواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهد.و البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمیدهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسههای مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد. برای پذیرش این وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ شیعیان از جمله دلایل امام محمدتقی (ع) برای این وصلت بوده است، امام با وجود آگاهی از حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت میدهد تا شیعیان را از دسیسههای کینه توزانه مأمون حفظ کند.امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیلههای از پیش تعیین شده خود دست یابد. دوران امامت امام جواد (ع) در سال ۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست. سفر حج و شهادت امام جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مأمون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال ۲۲۰ هجری قمری، به همراه همسرشام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.امام نهم آخر ماه ذیقعده سال ۲۲۰ هجری به سرای جاویدان شتافت. مزار مطهر وی در کاظمین است./مهر
  14. دانلود کتاب از فلسفه و اهداف ازدواج بیشتر بدانید کاری از : محمد مهدی حاجی پروانه نویسنده : محمود یزدانی حجم فایل : 201 کیلوبایت فرمت فایل : PDF دانلود
  15. irsalam

    چهل حدیث ازدواج

    چهل حدیث ازدواج پیشگفتار هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی توان از آن صرف نظر کرد. آری بزرگترین پناهگاه مطمئن برای جوانان، کانون گرم خانوادگی است که می توانند اضطرابهای درونی خود را در آن به اطمینان، استقامت و آرامش تبدیل کنند و غمها و نگرانیهای خود را از یاد ببرند. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه باید برای همه کس آسان باشد. چرا که این امر یک ضرورت حیاتی است، مانند آب و نان که در هر جامعه ای از همه کالاها ضروری تر و مهم تر است. ولی متاسفانه در جامعه امروزی ما روز بروز بر تشریفات، سنگینی مهریه ها، اسرافها و تجمل گرایی ها افزوده می شود! که تحمل پی آمدهای آن برای عموم افراد جامعه دشوار و چه بسا برای بعضی غیر ممکن می باشد، و پدر و مادران هم هیچ توجهی به این امر مهم نمی کنند. بلکه بعضی از پدران و مادران با رقابتهای غلط، فرزندان خود به ویژه دختران جوان خود را به سوی بدبختی سوق می دهند. دختری که هنوز در سنین نوجوانی بسر می برد و در اول راه است، مادران با توقعات زیاد، آن هم نا معقول و غیر ممکن، باعث تباه شدن دو انسانی که به هم پناه می آورند، می شوند. مادران بجای اینکه دختران خود را به سازگاری، ساده زیستی و ارزشهای انسانی راهنمایی کنند، تشریفات و زرق و برق ظاهری را در چشم فرزند جوان خود بزرگ جلوه می دهند. جای بسی تاسف است که پرده های ضخیم غفلت و نادانی چشم و گوش و دل برخی افراد ظاهر بین را چنان بسته است که همه ارزشها و سعادت و عاقبت و عافیت و راحتی فرزندان خود را در سایه پول، تجمل و ژست و خوش تیپ بودن و حسن قیافه می جویند! شگفتا که اینان راه شقاوت می پویند!. ما بهترین راه و روش زندگی را در کلام و عمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش می یابیم و احکام اسلام را روشنترین آینه زندگی سعادتمند می بینیم پس بهتر آن است که به آیین اسلام روی آوریم و سیره رهبران آسمانی آن را سرمشق زندگی خود سازیم تا شاید از فتنه های روزگار در امان باشیم. فتنه می خیزد از این طاق مقرنس، برخیزتا به میخانه پناه از همه آفات بریم! «حافظ »دفتری که در پیش روی شما عزیزان قرار دارد حاوی چهل حدیث نورانی و راهگشا از پیشوایان معصوم علیهم السلام است. مترجم بنابر وظیفه خود، این مجموعه را گزینش، تنظیم و ترجمه کرده و تحت عنوان چهل حدیث «ازدواج » به همه جوانانی که در اول راه زندگی اند، تقدیم می نماید. خوانندگان گرامی در این دفتر کوچک، اهمیت، آداب و آثار ازدواج در اسلام را در آینه کلام روشن راهبران الهی راه زندگی مشاهده می کنند. و پیداست که هیچ سخنی والاتر از کلام این بزرگان نیست. و ما هر راه دیگری را که نشان دهیم به روشنی راه آن پیام آوران سعادت ابدی بشر نخواهد بود. و مردم ما به خوبی این حقیقت را می دانند و به حرف هیچ حکیم و دانایی به اندازه سخن پیشوایان معصوم خود، دل نبسته اند و نخواهند بست و ایمان دارند که: «کلامکم نور و امرکم رشد...». (۱) و السلام علی من اتبع الهدی ۲۰ جمادی الثانی ۱۴۱۶-۲۳/۸/۷۴ (روز ولادت حضرت فاطمه زهرا «علیهما السلام ») قم-محمد رحیم بیگ محمدی اندریان قال الله تعالی: و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امآئکم ان یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم. پروردگار متعال می فرماید: مردان بی زن و زنان بی شوهر، بردگان و کنیزان صالح را تزویج کنید. چنانچه آنان فقیر باشند، خداوند از فضل خود غنی و بی نیازشان می سازد. که خداوند رحمتش وسیع و به احوال بندگان خود آگاه است. «سوره نور، آیه ۳۲» فصل اول: فضیلت ازدواج ۱. تاثیر ازدواج قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴. ۲. ازدواج در هنگام تنگدستی قال الامام الصادق علیه السلام: من ترک التزویج مخافه الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲) امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱ ۳. ازدواج رحمت است قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یفتح ابواب السماء بالرحمه فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبه، و عند النکاح. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می شود: ۱- موقع بارش باران. ۲- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می نگرد. ۳- هنگام گشوده شدن در کعبه. ۴- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی. بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱ ۴. آفات بی همسری قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اکثر اهل النار العزاب. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱ فصل دوم: وظیفه توانگران ۵. تلاش در ازدواج بی همسران عن الصادق علیه السلام قال: من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامه. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵ ۶. در سایه عرش قال موسی بن جعفر علیه السلام: ثلاثه یستظلون یظل عرش الله یوم القیامه، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا. امام کاظم علیه السلام فرمود: سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند: ۱-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید. ۲- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.) ۳-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶ ۷. منظور نظر حق قال الامام الصادق علیه السلام: اربعه ینظر الله الیهم یوم القیامه: من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمه او زوج عزبا. امام صادق علیه السلام فرمود: چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند: ۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند. ۲- کسی که غم از دلی برگیرد. ۳- کسی که برده ای را آزاد کند. ۴- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶ ۸. بهترین وساطت قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما. حضرت علی علیه السلام فرمود: از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند. تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵ فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج ۹. ازدواج با دینداران عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: من تزوج امراه لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می کند. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱ ۱۰. دیدار قبل از وصلت عن الصادق علیه السلام قال: لا باس بان ینظر الرجل الی المراه اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها. امام صادق علیه السلام فرمود: مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸ ۱۱. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید ان یتزوج المراه، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن. محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟ امام علیه السلام فرمود: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸ ۱۲. سؤال از اوصاف قال علی علیه السلام: اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین. حضرت علی علیه السلام فرمود: هر وقت یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او می پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴ فصل چهارم: عروس و داماد شایسته ۱۳. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق قال الامام الرضا علیه السلام: اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و... امام رضا علیه السلام فرمود: هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد و... میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۰ ۱۴. داماد هم شان قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید. نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳ ۱۵. عروس شایسته قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما استفاد امرء فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۵ فصل پنجم: انتخاب سرنوشت ۱۶. دقت در انتخاب قال الامام الصادق علیه السلام: انما المراه قلاده فانظر ما تتقلد. امام صادق علیه السلام فرمود: زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳ ۱۷. وصلت نکردن با خانواده ناشایست عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراه الحسناء فی منبت السوء. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بپرهیزید از سبزه هایی که در مزبله می روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه هایی که در مزبله می روید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست بوجود آمده باشد. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵
  16. درآشنایی های قبل از ازدواج خود را سانسور نکنید ! ارتباطات و آشناییهای قبل ازدواج، می تواند بستری برای شناخت خود باشد، اما شیوه مناسبی برای ازدواج نیست چون، محدودیت هایی دارد. با اینکه آشنایی ها مقاصد و مزایای زیادی دارد اما سیستم آشنایی کاملاً روشن نیست. مزایای آشنایی از طریق چندین محدودیت معنادار تعدیل می شوند. در واقع این آشنایی ها به خودی خود ما را برای ازدواج آماده نمی کند و چون سبک این نوع ارتباط ها در سطح جامعه منطقی نشده است، مکانیزم کاملی برای شناخت نیست. امروزه جوانان برای شناخت یکدیگر به شیوه های سنتی متوسل نمی شوند( صحبت در خانه یکدیگر و یا تحقیق از در و همسایه). جوان امروز، شیوه های سنتی را از نظر کمیت و کیفیت، نامناسب می شمارد و برای شناخت کافی نمی داند. برای ایجاد یک رابطه سالم و کاهش میزان طلاق ، نیازمند شناخت کافی افراد از یکدیگر هستیم. امروزه مراکز مشاوره و روانشناسی، در افزایش شناخت طرفین از یکدیگر بسیار کمک کننده هستند، هرچند باز هم سوال های بی پاسخ و ناشناخته ایی باقی می ماند. نکته مهم در این میان آن است که هر دو نفری که قصد ازدواج دارند،باید سعی در نشان دادن ویژگی های واقعی داشته باشند، سانسور کردن در ابتدای ازدواج، خیانت به خود و همسر در آینده است، چرا که بعد از ازدواج بسیاری از چیزها روشن می شود و ازدواج شیرین ابتدا، به تلخی می گراید. مزایای آشنایی: 1- آشنایی با تفاوتهای فردی انسانها آشنایی با افراد مختلف به ما کمک می کند تا درباره ی افراد مختلفی که در جامعه ی ما وجود دارد اطلاعات کسب کنیم. 2- شناخت بهتر خودمان تعامل با انسان های دیگر به ما کمک می کند تا خودمان را هرچه شفاف تر و روشن تر بشناسیم.مردم به شیوه های متفاوتی فکر و عمل می کنند .آگاهی هرچه بیشتر از این تفاوت ها در شناخت بهتر از خود به ما کمک می کند. 3- آشنایی با چیزهایی که دوست داریم و چیزهایی که از آنها متنفریم آشنایی با دیگران به ما کمک می کند تا آنچه را که در شریک خود جستجو می کنیم روشن تر بفهمیم، بفهمیم با چه کسانی راحت تر هستیم و چه کسانی ما را ناراحت می کنند. 4- یادگیری مهارتهای ارتباطی آشنایی،فرصت زیادی برای تمرین ارتباط با افراد دیگر در اختیار ما می گذارد.ما باید در دنیای آشنایی تصمیم گیری درباره ی آنچه می گوییم و آنچه عمل می کنیم را تجربه کنیم. محدودیت های آشنایی : آشنایی می تواند مجموعه ای از تجارب را برای ما فراهم کند و به ما کمک کند تا دانش خوبی درباره ی خود و دیگران کسب کنیم .اما معایبی نیز دارد: 1- تمرکز زیاد بر نشان دادن صرفاً ویژگی های مثبت خودمان زمانی که ما شروع به آشنایی با همدیگر می کنیم، تمام تلاش ما این است که فقط ویژگی ها و صفات مثبت خود را نشان دهیم. ما تمایل داریم تمام صفات منفی خود را که ممکن است موجب ناراحتی افراد شود یا منجر به قطع رابطه ی آشنایی ما شود را پنهان کنیم. 2- جدا شدن از دوستان، خانواده و فعالیت های قبلی هنگامی که درگیر یک رابطه ی آشنایی جدی می شویم،تمرکز خیلی زیادی روی فرد می کنیم و اغلب از دوستان و اعضای خانواده غفلت می کنیم. درگیری در هر رابطه احساسی جدید انرژی زیادی می گیرد. 3- شکست در برخورد با مسائل و مشکلات روزمره ی مشترک معمولاً هنگامی که به طور جدی وارد فرآیند آشنایی می شویم غالباً از صحبت درباره ی تفاوت هایی که داریم اجتناب می کنیم یا سعی می کنیم که مشکلات ارتباطی مسکوت بمانند اما مشکلات خودبخود حل نمی شوند بلکه روی هم جمع می شوند و بعدها تبدیل به یک انفجار می شوند. 4- آمادگی ضعیف برای ازدواج ناظران حرفه ای(مشاوران،حقوقدانان و روان شناس ها) به این نتیجه رسیده اند که آشنایی به تنهایی برای ازدواج کافی نیست. زوج ها به کسب تجربه ای بیش از آنچه ما آشنایی می نامیم نیاز دارند.آنها نیاز به یک مجموعه آموزشی برنامه ریزی شده درباره ی ازدواج دارند. آمادگی خالصانه برای شریک زندگی کسی شدن، پاداش دهنده ترین و مشکل ترین تکلیف است، که یک ازدواج خوب را ایجاد و حفظ می کند.
  17. عجیب ترین ازدواج دنیا اتفاق داد یک مرد 112 ساله با یک دختر 17 ساله در سومالی ازدواج کرد. عجیب ترین ازدواج دنیا در سومالی روی داده است. براساس گزارش رکورد دات کام، یک مرد 112 ساله سومالیایی برای ششمین بار در عمرش ازدواج کرد، این مرد با یک دختر 17 ساله ازدواج کرد. ازدواج احمد محمود در و سافیا عبداله در گریسیل در شهر گالگودا در سومالی روی داده است.آقای احمد محمود و هسر جوانش ساکن یک روستا بودند ، وی برای ازدواج با این دختر چند سال صبر کرده بود تا وی بزرگ شود. مرد سومالیایی 95 سال بزرگ تر از عروس جوان است. منبع: پانا
  18. amid

    دلیل چاق شدن بعد از ازدواج

    دلیل چاق شدن بعد از ازدواج زنان متاهل از زنان مجرد چاقترند. خب، معلوم است؛ آنها انگیزهای برای تناسب اندام ندارند. زن و مرد هم ندارد.... مردان هم همینطوریاند...» اینها بخشی از صحبتهای یکی از همکاران سرویس اجتماعی خودمان بود که باعث شد بین همکاران خانم و آقا و متاهل و مجرد، بحث داغی شروع شود. بعضیها میگفتند این چاق شدن به دلیل تغییرات هورمونی است و گریزی از آن نیست: همه بعد از ازدواج، استخوان میترکانند و چاقتر میشوند. بعضی هم میگفتند از آنجا که چاق یا لاغر بودن تاثیری در زندگی مشترک ندارد، انگیزهای برای حفظ تناسب اندام وجود ندارد. وقتی به صحبتهای همکارانام گوش میدادم، این فکر به ذهنام رسید که خب، قطعا چاقتر شدن به یک اضافهوزن ساده ختم نمیشود. وقتی کسی چاق میشود به دلیل اضافه وزناش نمیتواند لباسهای قبلیای که برایش متناسب بوده و موجب شیک شدناش میشده، بپوشد و بنابراین مجبور میشود لباسهایی را بپوشد که کاملا اندازهاش میشوند؛ نه اینکه لزوما شیک باشند. حالا نازیبا شدن ظاهر او، آیا باعث دریافت بازخوردهای منفی از همسر و دوستاناش نخواهد شد؟ اگر چنین است؛ پس چرا او نباید برای تناسب اندام خودش تلاش کند؟ مگر آدم برای زیبا شدن و تناسب اندام خودش انگیزه و دلیل میخواهد؟ اتفاقا چند روز پیش، ایمیلی به دستم رسید که در آن، خانم جوانی نوشته بود: «همسرش اصلا به سر و وضع خودش نمیرسد و من نمیدانم چطور باید این مساله را به او یادآوری کنم...» با ما همراه شوید تا ببینیم آخر داستان این خانمهای متاهلی که دیگر به تناسب اندام و سلامت خود توجهی نمیکنند، به کجا میرسد. ابتدا از دکتر شیرین نیرومنش، متخصص زنان و زایمان، پرسیدیم که آیا دلیل علمی و قاطعی برای این امر وجود دارد یا نه؟ و پس از آن، از دکتر بدریسادات بهرامی، روانشناس، مشاورههایی در همین زمینه گرفتهایم. با ما همراه شوید. در مطب مشاور متاسفانه این اشتباه (رسیدگی نکردن به سر و وضع و سلامت و تناسب اندام بعد از ازدواج) بیشتر علامت یک مطلب روانشناختی است تا یک مطلب اجتماعی؛ و آن علامت این است که: «من خودم را دوست ندارم!» و متاسفانه علامت خیلی بدی هم هست. دلیل اینکه قبل از ازدواج کمتر این علامت نمایان میشود آن است که چون ما خودمان را دوست نداریم، برای اینکه دوست داشته شویم (توسط شخص دیگری) به سر و وضع خودمان میرسیم، از پوستمان، موهایمان و تناسب انداممان مراقبت میکنیم. بعد از اینکه آن شخص ما را دوست داشت و ازدواج صورت گرفت و در قالب همسر در کنار ما قرار گرفت، خودمان را رها میکنیم و باور غلطی که در ذهن داریم نیز کمک میکند که بگوییم او همسر من است و به هر حال با او خواهم بود؛ چه زیبا و خوشاندام باشم و چه نقطه متضاد آن، دیگر او مرا به همسری برگزیده است و حالا دیگر چه فرقی میکند که لاغرم یا چاق، صورتام جوش دارد یا نه، سر و وضعام مرتب است یا نامرتب؟! در دنیای روانشناسی، ما میگوییم که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمیتواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد. این شخص چون قبل از ازدواج هم خودش را دوست نداشته، طبیعی است که بعد از ازدواج هم علاقهای به خودش نداشته باشد؛ به ویژه اینکه چون خاطرش جمع است که کسی او را دوست داشته و همواره در کنارش میماند، حتی حالا هم حاضر نیست لااقل برای خاطر او به ظاهر خود و سلامتاش بها بدهد. در پشت این قضیه به صورت پنهانی باید بدانیم که او به معنای واقعی همسرش را هم دوست ندارد و برای همین حاضر نیست حتی برای خوشایند او این کارها را انجام دهد. البته باید تاکید کنم درصد کمی از خانمها هستند که پس از تاهل کاملا دست از خود میکشند و به ظاهرشان و اضافه وزنشان و سلامتشان اهمیت نمیدهند. شاید بخشی از این اتفاق به این دلیل میافتد که در فرهنگ ما «خودت را دوست داشته باش» و «برای خودت ارزش قایل شو» چندان جدی گرفته نمیشود. در فرهنگ ما متاسفانه به چنین افرادی که خودشان را دوست دارند و احترام خاصی برای خود قایلاند برچسب خودخواهی میزنیم. به همین دلیل اگر خانم یا آقایی خیلی به سر و وضع ظاهری یا وضعیت سلامتاش بها دهد و رسیدگی کند، به او برچسبهای دیگری هم میزنند: «فلانی زن زندگی نیست، دایم دنبال ست کردن لباسها و پوشیدن دستکش و کلاه است که مبادا آفتاب، پوستاش را خراب کند!»، «فلانی مرد زندگی نیست، دایم دنبال ورزش کردن و تیپ زدن است. مرد که نباید جلوی آینه بایستد و ببیند صورتاش جوش دارد یا نه...» این جملهها و هزاران کنایه اینچنینی بخشی از آن برچسبهاست.یعنی واقعا نمیشود آقایی علاوه بر کار و انجام وظایف همسری، ورزش روزانه هم داشته باشد؟ کفش کتانی و لباس ورزشی ست بپوشد؟ به سلامت دندانهایش بها بدهد؟ عطر و ادکلن مارکدار و مدروز استفاده کند؟! آیا باید او را تشویق کرد که به خود و در واقع همسرش بها میدهد و یا چنین نسبتهای ناروایی به او داد؟ شاید وقتی به یک فروشگاه میروید یا به مطب دکتر و یا حتی وقتی ارباب رجوعی به اداره و محل کارتان میآید با کسانی مواجهه شده باشید که بسیار مرتب هستند؛ در نگاه اول چه میگویید؟ بله. شما با رضایت کامل از آن فروشنده خرید میکنید و با علاقه فراوان در کنار آن دکتر مینشینید و صحبت میکنید و با احساس خوبی جواب آن اربابرجوع را میدهید. نقطه مقابلاش را تصور کنید: آن اربابرجوع بوی نامطبوعی میدهد، دهاناش را که باز میکند انگار سالهاست مسواک نزده و ... حالا حس شما در مواجهه با او چیست؟ در همه این مثالها قطعا اولین نکتهای که به ذهن شما میرسد این است که آن آقا یا خانم دکتر، فروشنده و یا اربابرجوع در وهله اول برای خودش اهمیت قایل نیست و در قدم بعدی ارزشی برای شما قایل نبوده است. توجه کنید این نمونهها برای محیط خارج از خانه است و مدت آن کوتاه بوده و شاید خیلی شما را آزار ندهد که امروز چنین ارباب رجوعی داشتید یا به مطب پزشکی رفتید که پرستیژ لازم و درخور او و البته شما را نداشت. آیا تحمل چنین افراد خاصی با آن ظاهر نازیبا در زیر یک سقف و در مقام همسری آسان است؟ آقای مراجعی داشتم که میگفت: «همسرم دوستام ندارد و تا حالا نشده یک بار به استقبالام بیاید و پاکت میوه را از دستام بگیرد، چه برسد به احوالپرسی و معاشرت گرم. او از موقع ازدواج کلی تغییر کرده است.» همسر ایشان را خواستم و این گله را با او مطرح کردم. میدانید پاسخ چه بود؟ «خانم دکتر! اوایل آشنایی و ازدواج هر وقت به خانه میآمد، دوش میگرفت، محاسنش مرتب بود و بوی خوش میداد (چون شغلاش تعویض روغنی است) اما حالا میگوید خستهام و فقط صبحها که میخواهد سر کار برود دوش میگیرد و لباس تمیز میپوشد. دلیل تغییر رفتار من فقط همین است. من اتفاقا فکر میکنم که او مرا دوست ندارد و ارزشی برایم قایل نیست وگرنه مانند اوایل خودش را مرتب و تمیز و خوشبو نگه میداشت تا رغبت کنم به او نزدیک شوم...» نمونه دیگر، خانمی از مراجعان من بود و میگفت شوهرم مدام میگوید میخواهم زن دیگری بگیرم و تو را طلاق بدهم. ظاهر آن خانم معقول بود و آنچه به چشم میآمد اضافه وزناش بود. همسرش هم اتفاقا میگفت: «مخصوصا لباسهای راسته و تنگ که مخصوص اندام متناسب و بدون اضافه وزن است را برای همسرم میخرم تا غیرمستقیم متوجه شود از اوایل عروسی به بعد چاق شده و من دلم میخواهد او خودش را لاغر کند، اما او اهمیتی نمیدهد. من با این رفتارم خواستهام را میگویم اما اجابت نکردن او یعنی اینکه اهمیتی به انتظاراتام نمیدهد. برای همین است که میگویم تو دیگر متناسب من نیستی و به شوخی میگویم که میخواهم یک زن خوشتیپ و ورزشکار بگیرم...» البته چنین صحبتهایی حتی به شوخی نیز صحیح نیست و کدورتآور است اما آیا واقعا نباید آن خانم به این خواسته منطقی همسرش پاسخ دهد؟ آن خانم میگفت: «فکر نمیکردم این موضوع خیلی از نظر شوهرم مهم باشد! من همان آدم قبلیام که دوستام داشت. چه ربطی به لاغری و چاقی دارد؟!» لذت بردن همسران از ظاهر و اندام یکدیگر بسیار مهم است و در کنار لذتی که همسران باید از اخلاق و منش یکدیگر ببرند، این فاکتور اهمیت حیاتی دارد زیرا تامین این نیاز است که به داشتن روابط صمیمانهتر و صد البته روابط جنسی بهتر منجر میشود. دیگر کمتر کسی وجود دارد که نقش پررنگ و تغذیه کننده روابط جنسی را در تحکیم روابط زناشویی کتمان کند. کسانی که از رابطه جنسی با یکدیگر لذت میبرند به خوبی میتوانند در حل دیگر مسایل و مشکلات زندگی، تنها با بهرهگیری از نظرات مشاور، موفق عمل کنند. به این خانم و همه آنها که مانند او میاندیشند باید گفت کافی است به بررسی علل عدم رضایت جنسی همسران بپردازید،حتما و حتما ردپایی از این قبیل مشکلات را خواهید دید. خالق زیباییها، خداوند، ما انسانها را طوری خلق کرده است که درست مانند خودش عاشق زیبایی هستیم و جذب آن میشویم. هیچکس نیست که بین یک مرد شیکپوش با اندامی متناسب و مردی با شکم برآمده، موهای نامرتب و محاسن اصلاح نشده، اولی را ترجیح ندهد. کافی است کمی دقت کنید و ببینید اگر این دو آقا، فروشنده یک غرفه و همکار هم باشند خانمها و آقایانی که خریدارند به سراغ کدام یک میروند و درخواست خود را مطرح میکنند. میدانید چرا؟ شما قطعا در نگاه اول با خود میگویید این فروشنده که حال و حوصله خودش را نداشته و برای خودش وقت نگذاشته، چه طور حاضر است برای من وقت صرف کند و در مورد اجناسی که میخواهم بخرم توضیح بدهد و اطلاعات خوبی در اختیارم بگذارد؟ به سراغ فروشنده دیگر بروم چون او برای من و امثال من اهمیت قایل شده و به احترام ما با ظاهری آراسته سر کار ظاهر شده است و به ما که بیننده او هستیم، احترام گذاشته. شما هیچ احساسی به آن فرد ندارید و به عنوان رهگذر چنین میاندیشید. حالا به من بگویید چه طور امکان دارد در مورد کسی که عاشقانه دوستاش داشتهاید و او نیز چنین حسی به شما دارد و هماکنون همسر شماست، بیتفاوت باشید و یا انتظار داشته باشید او چنین نکات ظاهری را نادیده بگیرد؟ تاکید میکنم برای حفظ روابط زناشویی خود و تحکیم پایههای عشق و محبت زندگیتان حتما و حتما به نیازهای یکدیگر اهمیت بدهید. شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برایتان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه میدهد. این چیزهای زیبا میتوانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. قطعا دیدن لبخندی زیباتر است که دندانهای سفید و تمیز نمایان شود و بر چهرهای باشد که نشانههای تمیزی بر آن آشکار باشد. این من و شما هستیم که باید کمک کنیم افکار اشتباهی که در فرهنگ عامه مردم جا خوش کردهاند اصلاح شوند. پس نباید کاری کنیم که مردم به یک خانم نامرتب با پوستی پژمرده و موهایی ژولیده و دستهایی که زیباییشان را از دست دادهاند و لباسهایی که بوی نامطبوع غذای مطبخ را میدهد، عنوان زن زندگی بدهند. باید تلاش کنیم این فرهنگ جا بیفتد که دوست داشتن خود بسیار باارزش است و اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، نمیتواند به واقع همسرش یا بچههای خود را دوست بدارد. دوست داشتن امری مستمر و جاری است و نیازمند رسیدگی همیشگی است. اگر میخواهیم این دوست داشتن و علاقه واقعی بین ما و همسرمان تا همیشه وجود داشته باشد باید به آن بپردازیم. خلاصه اینکه • بوی بد بدن و دهان و سر و وضع ژولیده انزجارآور است و هیچ فرقی نمیکند چه کسی واجد آن باشد. حتی وقتی بچه شما بوی بدی بدهد و کثیف باشد، بلافاصله او را میشویید و لباسهایش را عوض میکنید و بعدش او را در آغوش میفشارید و میبوسید؛ چه برسد به آدمی بالغ که همسر شماست. آیا رفتار مناسبی در مواجهه با او دارید؟ قطعا زده میشوید و به عقب میروید. این ذات ماست که جذب زیبایی میشود چون اینگونه خلق شدهایم. گاهی بسیار صریح به یک خانم یا آقای مراجع میگویم: «این چه وضعی است؟ چرا این همه اضافه وزن دارید؟» و آنها بر مبنای تفکر رایج میگویند: «خب، چه اشکالی دارد؟ مگر عشق و علاقه به این چیزهاست؟» بله، همه چیزهای زیبا ما را جذب میکنند و چیزهای زشت و منفور ما را دفع میکنند. دفع شدن در اینجا مساوی است با کمرنگ شدن روابط عاطفی همسران و دور شدن آنها از یکدیگر. • خواه ناخواه همسر شما در یک نگاه ساده در جمعی خانوادگی و یا مهمانی دوستانه مقایسه میکند که: «همسر فلانی با اینکه زایمان کرده چه قدر خوشاندام است... شوهر دوستام با اینکه بسیار مسنتر از همسر من است، چهقدر اندام متناسبی دارد ... فلانی چهقدر زیبا لباسهایش را سِت کرده...» پس گمان نکنید که همسرتان متوجه این چیزها نخواهد شد یا برایاش مهم نیست. • شما خانم محترم که خودتان را به دلایل روانی دوست ندارید، گاهی اینطور حرکت کرده و در زندگی مشترک، خود را رها میکنید و تبدیل میشوید به یک زن مطبخ، نه زنی که مورد علاقه و احترام همسرش بوده یا شما آقای محترم تبدیل میشوید به ماشین پولسازی که انگار یادتان رفته چه طور بوی لوسیون بعد از اصلاح شما یا عطر مخصوصتان وقتی عبور میکردید فضا را پر میکرد یا به قول خودتان خط اتوی شلوار شما میتوانست هندوانهای را از وسط قاچ کند و برای همین است که همسر شما مدام مقایسهتان میکند یا بهانههای مختلف میگیرد. بیایید به جای اینکه خودتان را پشت این افکار غلط پنهان کنید و به خودتان برچسب «زن زندگی» و «مرد زندگی» بزنید، به درمان مشکل جدیتان (اینکه خودتان را دوست ندارید) بپردازید. به جای اینکه افراد مرتب و متناسب را خودخواه و یا افراد دارای برچسب بد بنامید و خود را با عناوین دلخوشکننده سرگرم کنید، دنبال راهحل باشید. دست از این صحبتها بردارید که «خب، معلومه دوتا زایمان کردم بایدم چاق باشم»، «مرد یعنی همین دیگه، این قرتیبازیها که مردانه نیست، ضدآفتاب و مرطوبکننده دیگه چیه؟!» ما بخواهیم یا نخواهیم جذب زیباییها میشویم. داشتن 4، 5 تا بچه، اتومبیل گرانقیمت و... نیست که همسر شما را جذب میکند، بلکه زیبایی و مرتب بودن شماست که او را همواره جذب شما میکند. با مدیریت زمان و انرژی علاوه بر بچهها، به سرو وضع خودتان هم برسید بدریالسادات بهرامی روانشناس و مشاور
  19. ازدواج در ضرب المثل های جهان ازدواج در ضرب المثل های جهان .ezdevaj ١) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) ٢ ) مردی كه به خاطر”پول” زن می گیرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی) ۳) لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی) ۴) زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل یونانی) ٥) زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی) ٦) زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی)... ٧) زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی) ٨ ) داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی) ٩) دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی) ١٠ ) داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی) ١١) دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی) ١٢) در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن. (ضرب المثل آذربایجانی) ١٣) برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی. (ضرب المثل چینی) ١٤) تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن. (ضرب المثل چینی) ١٥) اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی) ١٦) اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی) ١٧) ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ١٨) ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی) ١٩) ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی) ٢٠) ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط) ٢١) ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. (بورنز) ٢٢) ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. (رولاند) ٢٣) ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون) ٢٤) اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی) ٢٥) انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم. (خانم پرل باك) ٢٦) با زنی ازدواج كنید كه اگر ”مرد” بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون) ٢٧- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت) ٢٨) برای یك زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”كر” باشد و زن ”لال”. (سروانتس) ٢٩) ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ”شجاعت”می خواهد. (كریستین) ٣٠) تا یك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. (اسمایلز) ٣١- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانكلین) ٣٢) خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك) ٣٣) تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد) ٣٤) ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می میرند. (سعید نفیسی) ٣۵) ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن) ٣٦) شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن. (سیریوس) ٣٧) عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك) ٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر) ٣٩) مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بیكر) ٤٠) با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش. (سینكالویس) ٤١) خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور) ٤٢) ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط) ٤٣) قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (یكی از دانشمندان لهستانی) ٤٤) مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (كارول بیكر) ٤٥) من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا كریستی) ٤٦) هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها كمتر خواهد شد. (ولتر) ٤٧) هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون) ٤٨) زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست، تحمل كند. (كینهابارد) ٤٩) اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. (شاو) ٥٠) وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ایرلندی) ٥١ ) هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. (ضرب المثل اسكاتلندی) ٥٢ ) با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضرب المثل آلمانی) ٥٣ ) تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر) ٥٤ ) دوام ازدواج یك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندی) ٥٥ ) ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكریت) ٥٦ ) زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند. (ضرب المثل آلمانی) ٥٧ ) ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. (مارك تواین) ٥٨ ) ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی. (ولتر) ٥٩ ) تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر) منبع:ویستا
  20. تست "آزمایش سازگاری" شرکت انگلیسی "براس بنت" بر سوالات کلیدی درباره وضع مالی، پیوندهای خانوادگی، فرزندان و آرزوهایی است که اغلب زوجها میخواهند به آن برسند و سوالاتی که در صورتی که ازدواج آنها از هم گسیخته شود، و به طلاق منجر شود، باید به آن پاسخ دهند، متمرکز است. روت باس یکی از کارشناسان این شرکت انجام این امتحان را به آزمونهای شغلی هنگام استخدام تشبیه میکند. او میگوید: "هر کسی که به طور واقعی به یک رابطه متعهد باشد، اشکالی در بیان کامل و علنی اطلاعاتی که در این سوالها از او پرسیده میشود، نمیبیند؛ در غیر این صورت از خودتان باید بپرسید، چرا؟" در این آزمون از افراد در مورد وضع مالیاش، میزان شراکت زوجین در اندوختهها، نوع روابط با خانواده و بستگان نزدیک و دوستان، اینکه آیا بچه میخواهند یا نه، دیدگاه مذهبیشان، عاداتشان در مورد خرج کردن پول و طرحهای شغلیشان سوال میشود. این هم نسخهای از این آزمون برای علاقمندان: مسائل مالی آیا میزان اندوختهها طرف مقابل را میدانید؟ در مورد شریک شدن در این اندوختهها چه نظری دارد؟ آیا نظرتان در مورد پسانداز کردن مشابه است؟ آیا یکی از شما میخواهد پولی را که یک طرف میخواهد صرف خریدن یک ماشین جدید کند، صرف پرداخت بیمه بازنشستگی کند؟ آیا میخواهید منابع مالیتان را یکی کنید یا میخواهید همه چیز جدا باشد؟ حساب مشترک باز میکنید یا حسابهای جداگانه؟ آیا در این حساب مشترک به طور یکسان پول واریز میکنید یا به نسبت درآمدتان؟ آیا بدهیهای همسرتان را از پولی که در نظر دارید برای خرید خانه جمع کنید، خواهید پرداخت؟ ارتباطات خانوادگی چه نوع رابطهای با اعضای خانواده و سایر بستگان همسرتان دارید؟ آیا آنها با شما مراوده دارند؟ آیا در همان محل سکونت شما زندگی میکنند؟ آیا مهربان و یاریرسان هستند؟ آیا بیش از اندازه در امور خانوادگی شما دخالت میکنند؟ آیا مشکل عمدهای با آنها داشتهاید؟ فرزندان آیا میخواهید بچهدار شوید؟ چند تا بچه میخواهید؟ چطور میخواهید بچههایتان را بزرگ کنید؟ چه نوع ارزشهایی را میخواهید به فرزندانتان منتقل کنید؟ آیا در مورد فرستادن بچهها به مدرسه دولتی یا خصوصی اختلافنظر دارید؟ اوقات فراغت آیا در اوقات فراغت تفریحات مشترکی دارید؟ آیا در مورد تفریحات علائق مشابهی دارید یا نه؟ برای مثال اگر شما دوست دارید ایام تعطیلات را کنار ساحل دراز بکشید، همسرتان میخواهد کوهنوردی کند؟ سبک زندگی هدف شما چه نوع سبک زندگی است؟ کجا میخواهید زندگی کنید؟ آیا علاقه دارید زمانی کولهبارتان را ببندید و در خارج شهر زندگی کنید؟ خرج کردن آیا عادت به خریدن کفشها یا وسائل الکترونیک گرانقیمت دارید؟ آیا خرید یک چیز به خصوص را برای زندگیتان ضروری میدانید، در حالیکه همسرتان آن را اسرافکاری میداند؟ آیا اعتیادات پنهانی دیگری دارید که برای آنها پول خرج کنید: برای مثال کیف، شکلات، فوتبال و ... کار آیا انتظار دارید به شیوهای سنتی با همسرتان زندگی کنید: زن خانه دار و مرد نانآور؟ چه کسی امور مالی را سامان خواهد داد؟ آیا مسئولیت انجام کارهای خانه به یکسان تقسیم خواهد شد؟ چه کسی مسئولیت پرداخت صورتحسابها را خواهد داشت؟ صداقت آیا هنوز علاقهای به زنان و مردان قبلی زندگیتان دارید؟
  21. [align=justify] یک دسته کلید طلایی: تناسبها در ازدواج نیاز به ازدواج در روان انسانها وجود دارد؛ ما نیازمند به زندگی با جنس مخالف هستیم؛ نیازمند آنیم که تا زمانی که زندهایم از تنهایی نجات پیدا کنیم. اما ازدواج اگر در چهارچوب درستی نباشد، به جای اینکه آرامشدهنده باشد آرامش را برهم میزند و یا به جای اینکه با کسی رابطه صمیمانهای پیدا کنیم، ممکن است همیشه با او زندگی کنیم، اما کاملا تنها باشیم. بنابراین، باید چهارچوبهای اساسی انتخاب همسر را به خوبی بدانیم تا با انتخاب درست به نیازهای بیولوژیک و روانی خود، پاسخ صحیح دهیم. ● تناسب خانوادگی به طور کلی، انسانها در بستر خانوادگی شکل میگیرند. چهارچوب خانواده و آنچه که بهعنوان شکلگیری شخصیت در خانواده وجود دارد، از خانوادهای به خانواده دیگر فرق میکند؛ یعنی هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتیای که دارد در فرد تأثیر متفاوتی میگذارد؛ چرا که نقش تربیت در شکلگیری شخصیت مهم است. جان واتسون- پدر روانشناسی- میگوید: ۵۰ نوزاد به من بدهید و بگویید چه شخصیتهایی لازم دارید؛ دانشمند، پلیس، قاضی، دزد و... چه میخواهید؟! من مطابق سفارش شما ۲۰ سال بعد این افراد را تحویل میدهم. در واقع او میخواهد بگوید که تربیت، نقش بسیار پررنگتری از زمینههای دیگر مثل ژنتیک یا زمینههای خاص دیگر دارد. خانواده نقش مهمی در شکلگیری شخصیت دارد، بنابراین افراد در انتخاب همسر، زمانی در کنار کسب نیازهای روانی (که به مراتب مهمتر از نیازهای بیولوژیک هستند)، درست پاسخ میگیرند و از اضطراب جدایی یا ترس از تنهایی نجات مییابند که ۲نفر، از نظر خانوادگی متناسب باشند. چنان که اشاره کردیم خانواده- بنا به تربیتی که روی فرزندش دارد- نقش مهمی در شکلگیری شخصیت او ایفا میکند و این مسئله این روزها بسیار نادیده گرفته میشود، چرا که دختر و پسر، همدیگر را خارج از بسته خانوادگی میبینند؛ سادهترین شکل آن این است که در دانشگاه با هم آشنا میشوند، در حالی که نمیدانند طرف مقابلشان محصول چه خانوادهای است! در شکل دیگر در یک برخورد همدیگر را میبینند در حالی که هر دو، دوست دوستانشان هستند و شناخت دیگری از یکدیگر ندارند یا بهصورت تصادفی، با هم آشنا میشوند. انسانها، محصول خانوادهشان هستند؛ پس بهتر است در زمان گزینش همسر، او را از داخل بستر خانواده دیده و انتخاب کنند و دقت کنند که آیا فرد مورد نظر، از نظر خانوادگی با آنها تناسب دارد یا خیر؟ در اینجا، مفهوم خانواده زمینههای تربیتی را باز میکند. مثلا فردی میگوید که ما از نظر خانوادگی بههم میخوریم. آیا به طور خاص، بستر فرهنگی و شیوههای تربیتی رایج در خانواده را بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند؟ گاهی ۲ نفر با هم ازدواج میکنند و از نظر فرهنگی و خانوادگی به هم شبیه هستند، اما شیوههای تربیتی آنها متفاوت است! مثلا در خانواده پسر، زن جایگاه و ارزشی ندارد. فرض کنیم مادر پسر ۳۰ سال است که زندگی کرده ولی هیچچیز متعلق به او نیست و فقط وظیفهاش این بوده که بشوید، بپزد، بزرگ کند. پسری که نگاهش به زن اینگونه شکل گرفته است با دختری ازدواج میکند که در ساختار خانوادهاش مادر، همهکاره بوده و تعیین تکلیف میکرده است؛ در نتیجه در زندگی این دو نفر، پسر آن نگاه را نسبت به همسرش دارد و دختر آن انتظار را. پس این دو، تناسب خانوادگی ندارند هرچند از نظر سطح تحصیلات و وضعیت مالی شبیه و در یک طبقه باشند. این زوج پس از مدتی در بهترین حالت پایشان به جلسات مشاوره کشیده میشود و در بدترین حالت به علت اختلافات شدید از دادگاهها سردرمیآورند. ● تناسب فرهنگی ما تناسب فرهنگی داریم، آنها از نظر فرهنگ با ما متفاوتاند؛ راستی فرهنگ یعنی چه؟ فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین تکلیف میکند. آن، به ما میگوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید صورت گیرد؟ از آنجا که فرهنگها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق میکند. بهعنوان مثال، بایدها و نبایدها در فرهنگ آذریها بسیار متفاوتتر از بایدها و نبایدهای فرهنگ شمالیهاست؛ حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است. انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح که بیدار میشویم این فرهنگ ماست که میگوید چطور بیدار شویم و با خانواده چگونه رفتار کنیم، چطور حرف بزنیم و چگونه غذا بخوریم و... هیچکاری نیست که به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراین، لازم است که دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعی به یکدیگر نزدیک باشند. فاصلههای فرهنگی زیاد، زندگی این دو را تحتالشعاع قرار خواهد داد. حال اگر ۲ نفر همه خصوصیاتشان (که ذکر شده و خواهد شد) با هم همخوانی داشته باشد ولی تناسب فرهنگی نداشته باشند چگونه برخورد کنند؟ اینجاست که باید از فرهنگ یکدیگر آگاه شوند و آن را بپذیرند؛ این مهم است؛ نه اینکه آن را مسخره کرده و بگویند چه بیخود است! اگر این آگاهی و پذیرش باشد، به گونهای همفرهنگ میشوند. ● تناسب اعتقادی اعتقادات و باورها، جنس محکمی دارند وبه خاطر هیچکس نمیآیند و بروند. اگر ۲ نفر که با هم ازدواج میکنند، این تناسب را ندارند، بدانند که اعتقادات تغییری نمیکند مگر براساس شناخت. بهعنوان مثال، دختری به حجاب اعتقاد ندارد. پسری با او ازدواج میکند و میگوید به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذیرد ولی اعتقادی به آن ندارد. حجابی که به خاطر پسر میآید، روزی که دختر خاطر پسر را نخواهد و کوچکترین اختلافی پیش آید، برداشته میشود. وقتی انسان محجبه و نمازخوان میماند که اعتقاداتش را پیدا کند، نه اینکه «بهخاطر...» باشد. اگر فردی بیاعتقاد است، باید در ابتدا حوزه آشنایی او را پیدا کرد تا او با مطالعه و تحقیق به اعتقاد محکمی برسد، نه اینکه به خاطر دیگری اعتقاد ظاهری پیدا کند. ● تناسب اقتصادی- اجتماعی طبقه اقتصادی- اجتماعی، یک نوع نگرش به زندگی ایجاد میکند. وقتی ۲ نفر از لحاظ طبقه اقتصادی- اجتماعی با هم فاصله زیادی دارند، نگرش به زندگی و رفتارشان با هم متفاوت است. گاهی آدمهایی متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی بالا نیستند ولی با فعالیتهای اقتصادی- اجتماعی به این طبقه میرسند و صاحب خانه، ماشین، ویلا و... میشوند. اما مردم در یک برخورد یا یک نگاه به آنها میگویند تازه به دوران رسیده! و این، نوع رفتار و نگرش آنهاست که مردم را متوجه این موضوع میکند. طبقه اقتصادی- اجتماعی به انسانها یک نگرش، رفتار و بینش به زندگی میدهد. بنابراین وقتی ۲ نفر از ۲طبقه اقتصادی- اجتماعی متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگی خیلی متفاوت است؛ به همین دلیل دچار مشکلات بسیار میشوند. ● تناسب شخصیتی هر انسانی شخصیت ویژه خود را دارد. اگر ۲ نفر که ازدواج میکنند، تفاوتهای شخصیتی زیادی داشته باشند در رابطه خود دچار مشکلات زیادی میشوند. فرض کنید فردی از نظر شخصیتی برونگراست و راحت ابراز احساسات و عواطف میکند و بیشتر دوست دارد در جمع باشد؛ این فرد با کسی ازدواج میکند که انسانی درونگراست و ابراز احساسات برایش سخت است، حضور در جمع برایش خوشایند نیست و ارتباط برقرار کردن با افراد برایش دشوار است. این دو در طولانیمدت دچار مشکل میشوند؛با هم هستند ولی احساس تنهایی میکنند. جالب اینجاست که در ابتدا به خاطر خصوصیات متضادی که دارند، خیلی جذب همدیگر میشوند ولی به تدریج از هم فاصله میگیرند چون با هم تناسب ندارند و نمیتوانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند. ● تناسب تحصیلی این تناسب هم نقش مؤثری دارد. اما چون تحصیلات اکتسابی است (یعنی اگر امروز نیست فردا میتواند باشد)، جزء مسائلی است که میگوییم اگر همه شرایط را دارند و بالقوه میتوانند ادامه تحصیل دهند، در این ازدواج مشکلی پیش نمیآید. اگر دختر فوق لیسانس و پسر لیسانس است، اشکالی ندارد (در حالی که به غلط جا افتاده که شوهر باید بالاتر باشد) ولی اصولا بهتر است که هر دو همسطح باشند. گاهی۲ نفر از مقطع لیسانس با هم آشنا میشوند و ازدواج میکنند. پسر دکترا میگیرد ولی دختر در همان مقطع مانده است. کمکم از هم فاصله میگیرند و فضای فکری آنها بسیار متفاوت میشود. ● رضایت والدین از آنجا که عدم رضایت والدین تا سالهای بسیار طولانی و حتی تا آخر زندگی تأثیر خود را دارد، خوب است که دو نفری که میخواهند ازدواج کنند، حتما خانوادههایشان راضی باشند و اگر نیستند باید آنها را متقاعد کرد. باید دلایل مخالفت را دانست چرا که اغلب تجربه آنها باعث میشود که دلایل درستی را مطرح کنند و نباید عدم رضایت را سرسری گرفت و باز هم اگر برخلاف همه تلاشها راضی نشدند، شایسته است تا گرفتن رضایت صبر کنند یا به ازدواج دیگری فکرکنند. چرا که حقیقت امر این است که رضایت والدین تا زمانی که زندگی میکنند تأثیر خودش را دارد. بنابراین ازدواج مهمترین تصمیم زندگی انسان است. بدیهی است جدی گرفتن این مسئله و دقت در تمام جوانب میتواند زندگی موفقی را رقم بزند. در غیر اینصورت، پشیمانی و پریشانی نتیجه ازدواج عجولانه خواهد بود. [/align]
  22. irsalam

    کی به سن ازدواج میرسیم؟

    [align=justify] کی به سن ازدواج میرسیم؟ دیشب برای دختر ۱۵ ساله دایی شیرینی خوردیم، مادر میگوید: «دایی اشتباه کرد، هنوز وقت خاله بازی دختر دایی تمام نشده!» مادربزرگ اخم میکند. من را نشان میدهد، میگوید: «وقتی هم قد حالای من بود، سه تا بچه داشت.» مادر لبخند میزند: «دختر من شوهر میخواهد چه کار؟! لیسانسه است، به اندازه سه تا مرد درآمد دارد، گذشته از همه اینها هنوز مرد ایدهآلش را پیدا نکرده!»و من میدانم، مرد آرزوهایم چند سال پیش در خانه را زد و رفت، همان وقت که من آنقدر از حضور در دانشگاه سر شوق بودم که فرصت نکردم وقت بگذارم برای سنجیدن او تا ببینم ملاک و معیارهایم را دارد یا نه؟حالا من ۳۰ ساله هستم. فکر میکنم به اینکه وقتی مادربزرگ هم قد من بود ۳ تا بچه داشت، بعد ۱۵ سالگی دختر دایی را ضرب در سن ۳ بچه میکنم. فکر کنم وقتی دختر دایی هم به سن الان من برسد ۳ تا بچه داشته باشد!راستی چند بار از خودتان پرسیدهاید، کی باید ازدواج کنم؟ چرا متعجب شدهاید؟ مگر سوال پرت و بیراهی پرسیدهایم؟شاید بگویید: «ماجرا خیلی ساده است، همان وقت که یکی با اسب سفید بیاید، پاشنه در خانه ما را از جا در آورد. شاید هم برای ما پشت چشم نازک کنید و بگویید «چی گفتی؟ شوهر، فعلاً درس دارم!» اگر هر کدام از جوابهای بالا را دادهاید، بدانید که از یک طرف بام افتادهاید، یا دستکم اگر بخواهید همین طور کله شق بازی در آورید، بیشک یک روز از یک طرف این بام خواهید افتاد. دکتر قراییمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه ایدهآلترین سن ازدواج دخترها را بین ۱۸ تا ۲۵ سالگی میداند. ● شرع، عرف، قانون دختر عروسکاش را گذاشت میان لباسها، چشمهای عروسک باز ماند،وانت آبیرنگی که پر از جهیزیه بود از پیچ کوچه پیچید، دختر هنوز هم گاهی میرود با پولهایی که به اسم نفقه گرفته، یک عروسک پویشی میخرد. حتماً شنیدهاید که تا پسر همسایه به دختر ۱۴_۱۳ ساله همسایه آن طرفی خندید، مراسم خواستگاری هم تمام شد و دختر نشست سر سفره عقد! البته در این میان نه خلاف شرعی صورت گرفته و نه اینکه کار پدر غیرقانونی بوده است، چرا که قانون مدنی ما سن ۱۳ سالگی را برای دختر و ۱۵ سالگی را برای پسر سن قانونی ازدواج میداند. قانون چیز خوبیاست ولی جامعهشناسان چندان با این ماده قانونی موافق نیستند که میشود دختر را در ۱۳ سالگی عروس کرد، یا بار زندگی را روی شانههای کم جان یک پسر ۱۵ ساله گذاشت. هر چند به قول خسرو منصوریان مدیرعامل انجمن حمایت و یاری از آسیب دیدگان اجتماعی، اگر پدری دختر ۱۳ سالهاش را عروس کند هیچ کس به لحاظ قانونی نمیتواند مانع او شود. منصوریان معتقد است: «نباید از کنار تفاوتهای آب و هوایی، اقتصادی و فرهنگی ساده بگذریم تمام این عوامل در رسیدن به سن بلوغ تاثیرگذار هستند. هیچ وقت دخترساکن مناطق سردسیر همپای یک دختر در مناطق گرمسیر به بلوغ نمیرسد. پس چطور میتوان برای هر دو آنها یک سن قانونی ازدواج در نظر گرفت؟»البته ما میدانیم که امروز بیشتر از آن طرف بام داریم میافتیم و با افزایش سن ازدواج مواجه هستیم، به طوری که میانگین سن ازدواج دخترها به ۲۲ تا ۲۵ سالگی رسیده است یا حتی آمارها حکایت از این دارد که مادرها و مادر بزرگهای ما در سالهای ۱۳۴۵ درسن ۱۸ سالگی ازدواج میکردند، در حالی که درسال۱۳۸۱ بیشتر ازدواجها در سن ۲۳ سالگی انجام شد اما دکتر قرایی مقدم معتقد است«چه آنها که در سنین پایین ازدواج میکنند و چه آن دسته دوم که خیلی دیرتر از سن ایده آل ازدواج میکنند بیشتراز دیگران گرفتارتبعات و آسیبهای طلاق میشوند.» ● میوه های کال ازدواجهای سن پایین به تعبیر منصوریان چیدن و خوردن میوه کالی است که بعد باید بنشینیم و دنبال چاره برای دل دردمان باشیم، چیدن این میوههای کال میتواند ما را دچار مشکلات اقتصادی کند، دخترهای کم سن و سال که عروس میشوند خیلی کمتر از عروس خانمهای بزرگتر میتوانند قواعد و چارچوب تعریف شده دوران نامزدی را رعایت کنند، چرا که ازدواج نیازمند رشد فرد در زمینههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. منصوریان میزان طلاق در ۶ ماه اول ازدواجهایی با سن پایین را حدود ۲ تا ۳ برابر بیش از ازدواج در سن ایدهآل میداند.وقتی بشوی زن خانه یک مرد،آن وقت شاید از نظر رشد جسمی به مرحله ازدواج رسیده باشی، اما آیا به بلوغ اجتماعی هم رسیدهای؟ تکلیف خودت با حقوق شهروندی را میدانی؟ آیا آنقدر تجربههای اجتماعی و اقتصادی داری که بتوانی حساب دو دو تای زندگیات را چرتکه بیندازی تا سر ماه کم نیاوری؟ منصوریان میگوید «شاید یک آدم کم سن و سال بهره هوشی بالایی داشته باشد اما این هرگز به آن معنا نیست که بهره اجتماعی فرد هم به حد کافی رشد کرده و به مرحله ازدواج رسیده باشد. حقوق فردی و مدنی خود را شناخته و از طرف دیگر تنها شرط لازم و کافی برای ازدواج رسیدن به بلوغ جسمی نیست، هر چند که متاسفانه بیشتر ما فکر میکنیم همین که رسیدیم به سن بلوغ حالا آماده شروع یک زندگی مشترک هستیم. در حالی که وقتی تعبیر و تفسیر ما از بلوغ محدود شود به رشد جسمی آن وقت بزرگترین صدمه را به پیکره ازدواج زدهایم.»وقتی ازدواج کنیم بدون اینکه به قدر کافی بزرگ شده باشیم، در همان زمان که تحولات و تغییرات اجتماعی تند و شتابنده از کنار ما میگذرند آن وقت به عقیده دکتر قراییمقدم ما آمادگی لازم برای زندگی زناشویی پیدا نکردهایم، کمرمان خیلی زود زیر بار مشکلات زندگی مشترک خم میشود. ● درهایی که از پاشنه درنمی آیند لیسانسیه هستی؟ اندازه ۳ تا مرد درآمد داری؟ باشد نوش جان اما مگر میتوان لزوم ازدواج را انکار کرد؟! مگر کم دیدهایم زنان موفقی را که پس از ازدواج ادامه تحصیل دادهاند.به پشت سرت نگاه کن، به تمام سالهایی که گذشت و خواستگارها را ندیده رد کردی، گاهی داد زدی، گاهی هم گفتی «ایش، چقدر حرف میزنید! کی شوهر میخواهد؟ درس دارم، کار دارم، میخواهم بروم سینما، آخر هفته تولد دوستم است» خودمانیم ، این سالهای آخر حواست بود، ببینی چند وقتی است که کسی اصلاً در خانهتان را نزده، چه برسد به اینکه یکی پیدا شود و بخواهد آن را از پاشنه در بیاورد! وقتی در این شرایط باشیم آن وقت به قول دکتر قراییمقدم وارد مرحلهای میشویم که ازدواج دیرهنگام برای ما دخترها نوعی توهین به شمار میآید، شانس یک ازدواج مناسب را از دست میدهیم، اما قبل از خواندن این جمله آخر بهتر است یک لیوان آب بخورید، بعد بخوانید که به عقیده دکتر قراییمقدم آن وقت به ما میگویند «ترشیده!» خوشبختانه خانواده هنوز در فرهنگ شرقی ما مقدس است، به همین دلیل جوانهای ما با ازدواج به شخصیت خود قوام میدهند و به جایگاه اجتماعی بالاتری میرسند اما وقتی در این شرایط قرار نگیرند آن وقت دچار مشکلات روحی و عاطفی میشوند. ● نمیگذارند سر وقت ازدواج کنیم! وقتی وزیر رفاه خط فقر را۴۰۰ هزار تومان بداند،آن وقت چطور میشود تشکیل خانواده داد؟ دستکم ماهی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان برای کرایه خانه گذاشت کنار، لبخند میزنید؟ فکر میکنید بالاخره ما فهمیدیم که شما چرا تا به حال ازدواج نکردهاید؟ بله، عواملی هستند که میشوند سنگ پیش پای مردها و نمیگذارند، آنها بروند خواستگاری . وقتی مردها دو سال سربازی بروند، بعد درگیر مسائل اقتصادی شوند آن وقت هوس اینکه بخواهند در خانه کسی را از پاشنه در بیاورند از سرشان میافتد. وقتی آنها دیر در خانهها را بزنند به ناچار سن ازدواج دخترها هم بالا میرود. دکتر قراییمقدم میگوید عوامل دیگر مثل تحصیلات دانشگاهی میتواند عامل تاخیر در ازدواج جوانها باشد البته عامل دیگری که میتواند جوانان را سرگرم کند تفریحات دوران مجردی است . هنوز تشکیل خانواده در ایران مقدس و قابل احترام است. اما با تمام این تفاسیر ازدواج از آن شترهایی است که میآید و پشت درخانه همه میخوابد ولی بهتر است بگذاریم این شتر سر وقت، میان سن ۱۸ تا ۲۵ سالگی بیاید و پشت در خانه بخوابد، دکتر قراییمقدم با ما هم عقیده نیست که یکی از حسنهای ازدواج در سن بالا رسیدن به بلوغ فکری و آگاهی است، میگوید میتوان با تربیت صحیح وآموزش دختران دبیرستانی در مقاطع تحصیلی آنها را در رسیدن به این مرحله از رشد و کمال هدایت کرد. به آنها آموزش داد. در سن مناسب که ازدواج کنیم، اختلاف سنی چندانی با بچهها نخواهیم داشت، زبان آنها را میدانیم و درگیر فهمیدن معنای شکاف نسلی نمیشویم. اما در این میان بد نیست هر از گاهی نگاهی به لب پشت بام بیندازیم، تا همین جا کافی است جلوتر که برویم از آن طرف بام خواهیم افتاد. عجلهای در کار نیست، وقتی آن قدر زود زن خانه یک مرد شویم، بعد همین که یک چشم به هم بزنیم مادر شدهایم ، آن وقت ما مادرهای آینده خیلی زودتر از موعد پیر و شکننده میشویم و طول عمرمان کوتاه میشود. اما اگر هنوز هم جزو آن دسته هستید که وقتی حرف ازدواج و شوهر میشود، پشت چشم نازک میکنید؟ بد نیست این چند سطر پایانی را هم بخوانید،به عقیده دکتر قرایی مقدم آنها که تا مرز ۳۵_۳۰ سالگی مجرد میمانند باید کمی نگران تولد بچههایی با ناهنجاریهای سندرم دان و کندذهنی و جسمی باشند و بپذیرند که اختلاف سنی آنها با بچههای شان آن قدر زیاد میشود که دیگر چندان غیر عادی نیست وقتی بچهها بزرگ شدند توی گلو باد بیندازند، زل بزنند توی چشمهای آنها و بگویند «حرف ما را نمیفهمید، زمان شما که این چیزها نبود، اصلاً شما درک نمیکنید!»[/align]
  23. irsalam

    شناخت برای ازدواج

    [align=justify] شناخت برای ازدواج ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترین واقعه زندگی محسوب میشود . در عین حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غیر ممکن است و به همین لحاظ تحقیق کردن و شناخت طرف مقابل از مهترین مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج میباشد . گروهی از جوانان جامعه ما در این زمانه خصوصیات مادی را بیشتر مورد توجه قرار میدهند و از توجه کافی به مسائل مهمتر که روح زندگی مشترک از آن نشاط میابد غافل میشوند . همیشه برای داشتن یک زندگی سالم و پویا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش کردن شایسته بنظر میرسد و بدیهیست وقتی میتوان با دقت کردن در انتخاب اولیه تا حدود زیادی در مورد آینده زندگی مطمئن شد این امر جدی تر از همیشه بنظر میرسد . با هم بودن و در کنار هم بودن روزی اتفاق خواهد افتاد رسیدن به زیبایی و موقعیتهای مالی مناسب هم بدست آوردنیست ، اما آرامش و وجود روحیه تفاهمی که زمینه ساز آرامش است گوهری گرانبها و بسیار با ارزش است که به سادگی و با ساده انگاری بدست نمیآید . این مساله را در زندگی افرادی که همسرانی زیبا و یا موقعیتهای مالی مناسب دارند ولی بدنبال آرامش میگردند میتوان جستجو کرد .انسان وقتی از آرامش و سلامت روحی و روانی خود دور میشود حاضر است در دورافتاده ترین جزایر متروکه با حداقل امکانات زندگی قرار بگیرد ولی آرامش داشته باشد ،این رفتار را در عکس العمل افرادی که در تنگنا دست به خودکشی میزنند بسادگی مشاهده میکنیم . بنابر این باید دقت داشت هدف بزرگ و اصلی زندگی داشتن آرامش در کنار همسر است و رسیدن به این نقطه متعالی در زندگی مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است . اینکه بگوئیم زیبایی و یا پولدار بودن بالفطره خوب یا بد است یک اشتباه میباشد . بلکه بدی موضوع جایی خودش را نشان میدهد که انسان رشد نیافته در مقابل موقعیتهای ظاهری اغوا میشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هایی که برای خود میتراشد کنار میگذارد . و در واقع این قسمت بد موقعیتهای ظاهری و مادیست . عواملی که باعث شکوفائی و پایندگی زندگی مشترک میشود ریشه در تفکرات فردی و تربیتهای اجتماعی و خانوادگی فرد دارد و در واقع خوشبختی در جان انسانها ریشه دارد و آنرا نمیتوان بیرون از خود جستجو کرد . میتوان نتیجه گرفت قدمهای اساسی(مهمتر)در تشکیل زندگی مشترک مواردی مثل خود شناسی و شناختن زندگی مشترک و اهداف و انگیزه های زندگی مشترک و همچنین شناخت طرف مقابل و همگونی و سازگاری او با آرمانها و اهداف زندگی مشترک است . در این میان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهی کافی از مفهوم و انگیزه های زندگی مشترک و بدون شناخت صحیح از شخصیت خود وقت تلف کردن بنظر میرسد . افرادی که عنوان میکنند در کوچه و خیابان به تحقیق پرداخته اند و در نهایت در زندگی مشترکشان شکست خورده اند باید به نحوه شناختشان شک کنند . گذشته از شناختی که باید از خود و زندگی در فرد ایجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل میباشد، شناخت طرف مقابل هم نیاز به علم و آگاهی کافی دارد که سعی میکنیم به این مورد بپردازیم . یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام آشنایی بمنظور ازدواج ممکن است اتفاق بیفتد تغییرات رفتاریست که بعدها آسیبهای فراوانی به رابطه زناشوئی وارد میکند . دختری که کمتر لبخند به لب دارد با خنده های ملیحانه در هنگام صحبت و آشنایی سعی میکند خود را در دل طرف مقابل جا کند و یا پسری که تا بحال یک خط شعر نو ننوشته ادعای شاعر بودن میکند . اما فردای روزگار طرفین خواستار ادامه شرایطی هستند که بر اساس آن همسرشان را انتخاب کرده اند . غیر از این رفتار تعارف گونه ما ایرانیها اصرار و تاکید بر مسائلی مثل کم بودن رابطه بین دختر و پسر تا اینکه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب ندیده است و متعاقب آن آشکارشدن روحیات و واقعیتهای زندگی گذشته دختر و پسر عواملی مخرب میباشند . از اینجهت اشاره من به شناخت عواملی غیر از شناخت مستقیم میباشد ، در حالی که فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقیق ماست بررسی عوامل ریشه ای تربیت فرد خیلی ساده تر از شخصیت او پرده بر میدارد . در تعالیم دینی داریم دختر را از دائی و برادرهایش میتوان شناخت و این اشاره ای بر ابزار شناخت غیر مستقیم است که بنظر میرسد کاربردی تر باشد . رفتن به کوچه ها و خیابانها شاید اگر مشکلات شخصیتی و اجتماعی در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن کننده باشد اما در شناخت واقعی که لازم است از فرد در خانواده بدست آید کمتر موثر است . بنابر این شایسته است شناخت بیرونی و درونی همراه هم اتفاق بیفتد . موضوعی که در شناخت درون خانواده همسر آینده مهم میباشد این است که پی بردن به حسنهای خانوادگی هر چند باعث خوش آیند ما میشود ولی شناخت صحیح معمولا با پی بردن به عوامل آزاد دهنده و ریشه های ناسازگاری و کجروی کامل میشود . شما زمانی میتوانید بگوئید طرفتان را خوب شناخته اید که به نکات منفی شخصیت طرف مقابلتان خوب پی برده باشید و این کار براحتی محقق نمیشود . شاید بخاطر همین باشد که در هر کدام از راهنمائیهای انجام شده به عواملی اشاره میشود و شناخت کامل را نمیشود هرگز براحتی و قبل از زندگی مشترک کسب کرد و هدف ما از تحقیقات و اشنائیها بالابردن درصد شناختمان میباشد نه صد در صدکامل کردن آن. اشاره ای که در این مقوله میگنجد در نظر گرفتن شرایط منفی خانواده های ناسالم میباشد ، چرا که فرزندان با روحیات ناسالم از این خانواده ها شکل میگیرند .و پیشنهاد میشود وقت کافی برای شناخت خانواده همسر آینده صرف شود که این روش وسیله ای برای شناخت غیر مستقیم خود فرد هم میباشد . بعضی از مشخصه های خانواده ناسالم بشرح زیر است .این علائم به منزله تابلوی احتیاط است و نه ورود اکیداً ممنوع . اول اینکه خانواده های ناسالم سعی در طبیعی جلوه دادن وضعیت خود میکنند و برای آن تلاش میکنند چون این کمبود زندگی آنهاست . ـ از بزرگترین مشخصه های خانواده های نا همگون اقدام به ظاهر سازی و مردم فریبی و تظاهر به خوب بودن است ولی این امکانات با ابزاری غیر از دروغ و فریب برایشان محقق نمیشود . معمولا زن سالاری و یا مرد سالاری افراد خانواده را بسوی پیروی بی قید و شرط از خواسته های آنها پیش میبرد و احترامی برای عقاید افراد خانواده وجود ندارد .(طبیعیست افرادی ترسو و ضعیف النفس و یا متکبر و خودخواه در این خانواده ها رشد خواهند کرد که آینده ای مثل والدین خود خواهند داشت) ـ در این خانواده ها شادی کم و غصه و ناراحتی زیاد است آرمانگرائی در اینکه خانواده ما از همه بی عیب و نقصتر است و اشاعه این تفکر که دیگران در مقابل ما ضعیفتر و ناقصتر و حقیرترند . نبودن گذشت در مقابل اشتباهات دیگران(کینه شدید) و همیشه بر کرسی قضاوت نشستن و در مقابل بی توجهی به حقوق دیگران . تفاخر و تعریف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا اصل و نسب و پیشینه نشان دهنده این است که افرادی که به این شکل رفتار میکنند در درون خود دلایل کافی برای بزرگ بودن ندارند و شخصیت کوچکی دارند . ▪ توقع زیاد از دیگران ▪ لجبازی و یکدندگی افراطی و . . . با توجه به این شرایط خانواده ای میتواند مورد توجه شما باشد که کمتر درگیر مشکلات مذکور باشد در کنار این بررسیها، توجه به خوش آیند بودن ظاهر و موقعیت اجتماعی و مسائل مادی دیگر اگر بجا باشد بد نیست و در هر صورت همگونی و همانندیهای اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی کمک زیادی به پا بر جایی زندگی مشترک میکند[/align]
  24. irsalam

    رموز ازدواج موفق

    رموز ازدواج موفق [align=justify]آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند. ● اهمیت مشاوره پیش از ازدواج مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد: ۱) عقاید و رسوم مذهبی و معنوی. ۲) روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی ) ۳) مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری) ۴) بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام. ۵) مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها ) ۶) پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها. ۷) ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات. ۸) دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان. ۹) تعهدات اجتماعی. ۱۰) اهداف و آرزوهای فردی. اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت. ● مفهوم تعهد در ازدواج ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد: ▪ سازگاری معنوی ▪ سازگاری شخصیتی ▪ خود شناسی آگاهانه ▪ توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.) ▪ علاقه دو سویه بیکدیگر ● خصایص اثر بخش ۱) افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت. ۲) مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد. ۳) دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد. ۴) فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود. [/align]
  25. اشتباه های دخترانه در ازدواج [align=justify]دختران جوان هنگام ازدواج ممکن است تحت تاثیر احساسات عاشقانه و بدون توجه به موضوعات جدی که پس از ازدواج با آن روبرو میشوند، تن به ازدواجی دهند که بعدها باعث پشیمانیشان شود. در این مطلب مواردی از شایعترین اشتباههای دختران هنگام ازدواج را میخوانید.[/align] همیشه زندگی خوشی خواهیم داشت زنان از همان روز اول زندگی، آرمانهای عاشقانه دارند. کتابها و فیلمهایی که هدفشان جلبتوجه دختران است، تصور عروسی مجلل و مرد کامل را در ذهن آنها ایجاد میکند. بنابراین تعجبآور نیست كه زنان پیش از ازدواج بیشتر به عشق و عروسی توجه دارند تا ۵۰ سالی که پس از آن باید با همسرانشان بگذرانند! حقیقیت این است که ازدواج، کار مشکلی است. یک دیدگاه واقعگرایانه این است که ازدواج شامل حدود ۲۰ درصد خوشی و شادی، ۳۰ درصد رضایت و ۵۰ درصد کار سخت است. ازدواج با نگرشی واقعگرایانه از بروز بسیاری ناامیدیها جلوگیری میکند. اشتباه های دخترانه در ازدواج میتوانم همسر آیندهام را تغییر دهم زنان تمایل دارند خصوصیات ناخوشایند فرد مورد علاقهشان را نادیده بگیرند و خودشان را قانع کنند که در آینده میتوانند آنها را تغییر دهند اما حقیقت این است كه چنین آرزویی معمولا برآورده نمیشود و نمیتوان به زور کسی را تغییر داد. تازه اگر زن با فشار بتواند مرد را به تغییری وادارد، ممکن است روابط آسیب ببیند. در این موارد یا باید تفاوتهایتان را با همسر آیندهتان بپذیرید و از آنها لذت ببرید یا باید محیطی ایجاد کنید که همسرتان تشویق شود به خاطر شما خودش تغییر مورد نظر را بپذیرد. مشکلی به نام حفظ هویت مشکل رایج دیگر یک زن جوان پیش از ازدواج، عواطف شدیدی است که در دوران نامزدی پیش از آنکه درک روشنی از هویت خود داشته باشد، او را در برمیگیرد. برخی از دختران جوان و کم تجربه در این دوره بدون اینکه درک واضحی از هویت خود داشته باشند به نحوی آشکار با نامزدشان همانندسازی میکنند بنابراین توجه و دفاع از خود و نیازهایشان برایشان مشکل میشود. زنی که حسی قوی از هویت خودش داشته باشد، همسر متعادلتر و موفقتری خواهد بود. رهاکردن دوستان و علایق قبلی عشقی که زنان را در دوره ازدواج فرامیگیرد، ممکن است باعث شود دوستان، خانواده، سرگرمیها و ورزشهای مورد علاقهشان را کنار بگذارند. این کار اشتباهی اساسی است، به این علت که زنان به شبکههای حمایتی در سراسر زندگیشان نیاز دارند و فقط همسرشان نمیتواند همه مشکلات آنها را حل کند. داشتن چنین تقاضایی از همسر بیش از حد توان آنهاست. مهم است که در این مورد در زندگیتان تعادل را حفظ کنید. صحبتنکردن درباره موضوعات جدی لازم است با همسر آینده درباره نظرات خود در مورد مسایلی که ممکن است باعث اختلاف در زندگی مشترک شود، صحبت کنید. درباره تعداد بچههایی که میخواهید داشته باشید، در مورد اینکه برای بزرگکردن آنها حاضرید کارتان را رها کنید و در خانه بمانید یا نه، درباره اولویتهای زندگی، نحوه هزینهکردن درآمدها در زندگی، آرزوها و اهداف، اینکه ۲۰ سال بعد میخواهید در چه موقعیتی قرار داشته باشید، سبکهای تربیت بچهها، سهیم شدن در مسوولیتها و... از قبل باید دانست آیا عقاید همسران شبیه هم هست یا نه. به توافق رسیدن درباره این موضوعات میتواند تعیینکننده ازدواجی شادمان یا پر از مشاجره در آینده باشد.
×
×
  • اضافه کردن...