رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ازدواج'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. ابراز علاقه افراد به جنس مخالف برای پیام رسانی جهت ازدواج ٬ دوستی ٬ عشق و... عمیقآ به نوع کارکتر و خصوصیات شخصی افراد وابسته است. مجلس جشنی را در نظر بـــگیرید که در آن قریب به هزار زن و مرد وجود دارد و همه به نوعی در این شادی سهیم هستند حــــــال برای هر شخصی که فرد مخاطب خود را پیدا و یا انتخاب می نماید. تفاوتهای بارزی جهت انتقال پیامهای عاشقانه نسبت به فرد دیگر وجود دارد زنان و دختران در اینگونه مجالس شیوه های فـوق العاده پنهانی را برای عشوه گری و دلربایی در اختیار دارند . بر عکس٬مردان برای جلب نظر خـــــانمها تمامی شیوه ها و غرایز به تور انداختن!!! را آشکارا به اجرا در می آورند. مردان با خنده های بسیار بلند و صحبتهای واضح و تکانهای زیاد سر و دست و بعضی اوقـات جدا شدن از جمع و در قسمتی از سالن تنها شدن و آشکارا شدن و یا سیگار کشیدنهای متفــکرانه و یا محکمتر از دیگران کف زدن و یا مهمتر از همه ول خرجیهای بی مورد!(همشو قبول دارم!!! البته بدونید 100در صد به معنای تجربه نیست....) به هر طریق ممکن خود را آشکار و منفرد میسازند. زنان٬بسیار ارام و پنهان و در لابلای جمعیت مردان را ورنداز می کنند چنانچه کسی مدنظر آنان قرار گیرد و تمایل به او پیدا نمایند در این صورت یک نگاه آرام و آشکار به او خواهند نمود و سپس به نقطه دیگری خیره می شوند تا چنانچه فرد مورد نظر شان متوجه نشد و یا علاقه ای نشـــان نداد لطمه ای به غرورشان وارد نشود در صورتیکه باصطلاح دوزاری طرف افتاد و توجه خانم شـد و تمایلی ایراز نمود در این شرایط خانم نگاه دیگری همراه با مکث و تامل ابراز خواهد کرد و چــون در این شرایط هردو روی هم کلید کرده اند ادای خانم ها آغاز شده و وارد مرحله عـــــشوه گری و دلربایی می شوند خندههای ملایم ٬ مرتبآ با لباس خود ور رفتن و در گوشه ای برای جلوه گـری بهتر نمایان شدن ٬ چرخش زبان بدور لبها ٬ و امثال این حرکات تمامآ برای ابراز تمایل بوده و جزء امیال نفسانی افراد منظور می گردد. در علم چهره شناسی ٬ بعضی خصوصیات و نمادهای چهره بوضوح گرایش افراد را به این مقوله آشکار می سازد بعنوان مثال؛ -زنانی که چشمان درشتی دارند اغلب از ابراز عشوه گری و دلربایی پرهیز کرده و با نــگاههای خیره خود به زمین یا یک نقطه خاص ٬ اطمینان دارند که همین درشتی چشمها ٬ بــنیان آقایان را از جا خواهد کند. -زنانی که نوک بینی شان متمایل به پایین است استاد مسلم هنر عشوه گری و دلربایی اند. -زنانی که گوشه چشمانشانم به طرف بالا است زمینه قوی عشوه گری و طنازی را دارند. -به طور کلی ضخیم بودن ابروی راست نسبت به چپ نشانه بی تفاوتی این افراد نسبت به دلربایی و طنازی طرف مقابل است. -مردانی که فرم ابروهایشان با هم فرق دارد و یکی بالاتر از دیگری قرار دارد بسیار خجالتی و متواضع هستند نگاه کردن آنان به چهره زنان حتی برای امر ازدواج برایشان کار دشواری است. -مردان با چشمان سبز یا آبی بشدت تمایل جنسی داشته و هنر آنرا نیز دارند و در مــعاشقه هیچ چیز کم نمی آورند. -وجود خطوط ریز زیر پلک پایینی چشم ٬ نشانگر تمایل شدید و آمادگی فرد برای دلربایــــی و معاشقه است این افراد خود اساسآ جذابیت خاصی داشته و چندان نیازی به سعی و تـــلاش ندارند. -مردان صاس و یا نسبتآ طاس ٬ مردانی با سینه های پرمو ٬ مردانی با پیشانی m شکل ٬مردانی با لبان تیره از اشتهای زیاد جنسی برخوردارند. -دهان کوچک یعنی طغیان و فواران یکباره و سریع شهوت. -ابرو کمانی ها قدرت شهوانی بالایی دارند. مـنابع : کتاب فراسوی چهره ها نوشته : دکتر محمود انوشه
  2. [align=justify] ازدواج شما می تواند بهترین باشد به اعتقاد یک روانپزشک خانواده ، ازدواج به دوصورت است . ازدواج هایی که موفق نیستند وازدواج هایی که بامشکلات وسختی دست به گریبان می باشند . درباره این موضوع فکرکنید . ازدواج زنان ومردانی باتفکرات واندیشه های گوناگون ، سرشت های متفاوت وبعضی اوقات با خلق وخوهای مغایر هم را به یکدیگر نزدیک می کند وآنها را درکنارهم قرارمی دهد . اما نتیجه : اغلب نا سازگاری ، عصبانیت ، ناامیدی ودرنهایت درد ورنج است . نمی توانیم انکار کنیم که ازدواج سخت است ویا اینکه بگوییم هیچ ازدواجی ناموفق نیست . اما می توانیم این را بگوییم که ازدواج های بد وناموفق می توانند بهتر شوند واین امر فقط مستلزم تلاش بسیارزیاد است . ● ازدواج وزندگی مشترک آن طوری که ما می شناختیم . یک زوج جوان می گویند : ما به تجربه آموختیم که زندگی مشترک چقدرسریع می تواند تلخ وناگوار شود . درست سه ماه بعد از ازدواجمان وارد مدرسه پزشکی شدم . زمانهایی که می توانستیم با هم سپری کنیم بخاطربرنامه درسی من ، مطالعه مستمر وفشرده وشیفت های کاری من دربیمارستان محدود شده بود . زندگی مشترک ما که هنوزعمری از آن نگذشته بود دچار سختی وناهنجاری فراوان شد . فشارهای کاری من با آمدن فرزندمان دوچندان شده بود . همان موقع بود که فهمیدم زندگی ما می توانست راحت تر وزیباتر باشد اگر با یک گروه ازدواج درمانی مشورت می کردم . بهرحال دوجا کارکردن ودوتا بجه – بله دراین فاصله ما صاحب فرزند دیگری شده بودیم – چیزی بود که خودمان خواسته بودیم . درمدت ۱۰ سال ۳تا از والدینمان ا زدنیا رفتند وحسابی سرگرم مراسم عزاداری ومسافرت های کوتا ه مدت شده بودیم . هم زندگی شخصی وهم زندگی مشترکمان حسابی خسته کننده ورنج آور شده بود . ارتباط ما دونفر روزبروز کمرنگ تر می شد . چرا که برای هر چیزی ، فقط جزم ناسباتمان ، وقت وتوجه زیادی صرف می شد . چندکتاب برجسته که توسط نویسندگان خبره ومذهبی درباره ازدواج نوشته شده بود را مطالعه کریم . درهرکدام از این کتابها کاملا توضیح داده شده بود که چه نکاتی اشتباه هستند وچطور می شود آنها رادفع کرد . اما هروقت که خواستیم یکی از این دستورالعملها را عملی کنیم متوجه می شدیم که چقدرفاصله گرفته ایم وهم چنان غرق در روش های قدیمی خودمان هستیم . هربار امتحان می کردیم ، ناکامی وشکست دراین راه مانع از این می شد دوباره بتوانیم براحتی شروع کنیم .دیگر نمی توانستیم براحتی با هم ارتباط برقرارکنیم ومن وهمسرم هردوگناه وتقصیر را برگردن دیگری می انداختیم وفکر می کردیم دیگری است که نه می تواند طرف مقابلش را درک کند ونه می تواند آن را بفهمد . باوجود ناسازگاری های آشکاری که بین ما ایجاد شده بود اما یک صمیمت اندکی هم حس می شد . مسائل ومشکلات حل نشده باضافه عصبانیت وخشمگین شدنمان باعث آزردگی مان از دست دیگری می شد . با اینکه هر دوی ما درزندگی مشترکمان بی تقصیر نبودیم ولی بی میل هم نبودیم که این عشق وعلاقه را که حالاداشت کم کم از دست می رفت دوباره زنده کنیم . ● اما چه طور؟ زندگی مشترک آنطور که ما آرزو داشتیم باشد : وقتی به نزدیک پزشک خانواده رفتیم توانستیم راه حلی برای مشکلمان پیدا کنیم . این پزشک درباره انواع مشکلاتی که پزشکان متأهل با آن روبرو هستند صحبت کرد وآنها را شرح داد . اوبه ما توصیه کرد برای اینکه روح تازه ای به زندگی مشترکمان دمیده شود باید که به گوشه ای خلوت دردامنه طبیعت پناه ببریم. چیزی که او بعنوان مشاوره درمانی یا حیاتی نو به زندگی مشترک بخشیدن یاد می کرد و گویا همان چیزی بود که ما احتیاج داشتیم . پس پذیرفتم که با همسرم همراه شوم . اصول و قوانینی که ما در خلوتمان رعایت کردیم ، عبارت بود از : مراوده دوستانه ، متعهد بودن نسبت به هم ومشکلات را از پیش پابرداشتن . این پزشک مشاورما را تشویق کرد که زندگی مشترک وخانواده خود را برهر چیز دیگر مقدم دانسته واجازه ندهیم که کار وگرفتاری ها جانشین اهداف ما بشوند . او توضبح داد که زندگی مشترک و زناشویی نیازمند هر دو احساس عاطفی و جنسی است و شریک زندگی ما نمی تواند اهمال و غفلت در هیچکدام از این موارد را بپذیرد و نفاق و جدایی از آنجایی بوجود می آید که هر کدام از زوجین برای جبران این کمبود به سمت و سویی دیگر کشیده می شوند . و حفظ و سلامتی این زندگی که به این دو احساس وابسته است تنها با برنامه ریزی امکان پذیر است . این دکتر تاکید کرد: اگر بنا به دلایلی کاری و گرفتاری برایتان پیش آمد برای جبرانش دنبال فرصتی باشید تا زمانی را با همسرتان سپری کنید و شانس با هم بودن را از دست ندهید.› در طی این جلسات مشاوره ای خصوصی (انفرادی ) من و همسرم شرایط خانوادگی ای که در آن رشد کرده و بزرگ شده بودیم را مرور کردیم . خانه ای که پدرهای ما حس صمیمانه ای نداشتند و برای ما افرادی ناآشنا و ناملموس بودند هیچکدام از ما دو نفر عواطف صمیمانه و دوستانه ای را در زندگی زناشویی والدینمان ندیده بودیم . آنجا بود که فهمیدم من از همسرم می خواستم و در واقع انتظار داشتم محبتی که پدر و مادرم از من دریغ کرده بودند را برایم جبران کند. در عوض همسرم هم با احساسات ناخوشایند و خشونت باری که در حین خدمت سربازی در جنگ روبرو شده بود دست به گریبان بود. بویژه اینکه چرا در آن جنگ او باید زنده بماند و خیلی های دیگر همچون بهترین دوستش از بین بروند. با حضور در این جلسات ،تمامی عواملی که باعث کدورت و تیرگی روابط صمیمانه ما شده بود را یادداشت کردیم . هر دوی ما با کنترل کردن عصبانیت و خودداری از احساساتی شدن سعی کردیم تا از کشمکش و بحث دوری کنیم . به این ترتیب عشق و علاقه بین ما افزایش پیدا کرد و دیگر با مسائلی که باعث تیرگی روابط ما شده بود روبرو نشدیم. بعضی از مسائل تا چندین سال باعث ناراحتی ما بود و اثرات نامطلوبی بر زندگی ما گذاشته بود چرا که نتوانسته بودیم آنها را برای خودمان حل و فصل کنیم . همسرم قبول داشت که هنوز هم از من دلخور و رنجیده بود. آنهم به علت غیبت های مداوم من از منزل در طول دوره رزیدنتی من و اینکه مجبور بوده از پسر کوچکمان به تنهایی مراقبت کند. کم ظرفیت شدن و بی تفاوت بودن همسرم بخصوص زمانی که مادرم بیمار و در آسایشگاه بستری شد باعث گردید تا بعد از آن حس نفرت و کینه ای از همسرم در من بوجود بیابد. با شرکت در جلسات مشاوره توانستیم این مشکلات را بشناسیم.شروع کنیم به ترسیم لایه های صدمه دیده و آسیب دیده زندگیمان و قبل از اینکه همدیگر را فراموش کنیم یک زندگی جدید و زیبایی را بسازیم . این مسافرت و خلوت دو نفره به ما فرصتی داد تا با هم باشیم. بدون هیچ مزاحمی در اتاق ما حتی یک تلویزیون هم نبود. حالا بدون هیچ مزاحم و یا نگرانی و دلواپسی از زندگی روزمره فرصت بسیار زیادی داشتیم تا با هم صحبت کنیم و خوش باشیم و آنچه را که این مدت آموخته بودیم عملی کنیم . خیلی راحت و ساده از اینکه با هم بودیم لذت می بردیم و می شود گفت که تقریبا مانند یک ماه عسل بود.من وهمسرم بعد از بازگشت به خانه تصمیم گرفتیم تغییراتی دراخلاق ورفتار خود بدهیم وبه این منظور حق وحقوقی که هرکدام از ما بر دیگری داشت را روی کاغذی یادداشت کردیم تا هرچند وقت یکبار با مرورشان از فراموش شدن آنها جلوگیری کنیم وهم چنین برای دستیابی به اهدافمان که نیازمندشان بودیم سعی کردیم برنامه وروش مشخصی را پیاده کنیم ومطمئنا برای این کار به زمان بیشتری احتیاج داشتیم . بطورمثال فهرستی از اوقات یک هفته راتهیه کردیم مانند ظهر سه شنبه ویاعصر پنج شنبه تا بتوانیم به طورمرتب فرصتی برای باهم بودن را داشته باشیم . زندگی مشترک را آنطورکه باید باشد ساختیم . بله ، ازدواج سخت است ، گاهی اوقات هم درگیر آن الگوهای قدیمی خودمان می شویم . سریعا اصول سه گانه زندگی رابخاطر می آوریم . مراوده دوستانه ، متعهد بودن نسبت به هم ومشکلات رااز پیش پا برداشتن ودوباره از نوشروع می کنیم ، یکدیگر را عفو می کنیم وبیشتر از همیشه به یکدیگر می رسیم وتوجه داریم . اخیرا درسمینار ‹‹ ازدواج ›› با پسرمان ونامزدش حضوریافتیم ازدواج آنها درآینده نزدیک برای ما انگیزه ای بود تا مناسبات خودمان را – که حالا۲۶ سال از آن گذشته بود- هم چنان دوستانه ومطلوب نگهداریم . درست است . زندگی مشترک ما هیچ وقت عالی بدون نقص نبود . اما به کمک خدا دیگر هرگز بدنخواهد شد وامیدوارم که برای همه همین گونه باشد . از : دکتر آلتا اوگ لزبی ترجمه : افضل دخت افضل پور [/align]
  3. اگر موقعیت مناسب ازدواج پیش نیاید و شخص احساس نیاز به آن کند، تکلیف چیست؟ اسلام برای کنترل و ارضاء غریزه جنسی راه حل مناسب را ازدواج می داند، و توصیه نموده که با کم نمودن توقعات و سهل گیری، این زندگی مشترک به راحتی آغاز شود. حال اگر زمینه برای ازدواج (دائم و موقت) نبود خداوندمتعال در قرآن کریم می فرماید : "ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله"آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنها را با فضلش بی نیاز سازد.و سپس نکاتی را از کتاب احکام دختران نقل می کنیم : کسی که قدرت بر ازدواج ندارد مستحب است زیاد روزه بگیرد (اگر برایش ضرر ندارد) که روزه گرفتن و افراط نکردن در صرف غذا و ترک خوردن بعضی غذاهای مقوی، غریزه جنسی را تضعیف و از شدت آن می کاهد. افزون بر آن باید مراقبت شدید از دیدگان نمود.قال عیسی( "ایاکم و النظرة فانها تزرع فی قلب صاحبها الشهوة وکفی بها لصاحبها فتنه"از نگاهها بپرهیزید زیرا نگاه در دل بذر شهوت می پاشد وشخص را دچار گرفتاری می کند.نیز یاد مرگ و قیامت دراین جهت مفید است که حضرت صادق( می فرمایند : "ذکر الموت یمیت الشهوات فی النفس"(یاد مرگ، شهوتها را دردل می میراند) همچنین سعی کند خود را سرگرم به کاری مفید نماید و از فکر و خیالات و کتب و مطالب که غریزه جنسی را تحریک کند پرهیز نماید و سرانجام به دعا و راز و نیاز روی آورد و از خدا استمداد طلبد که در این زمینه او را یاری نماید.
  4. irsalam

    اسرار ازدواج موفق

    اسرار ازدواج موفق چه کسانی گوش شنوای بهتری دارند؟ چند روز پیش از برگزاری مراسم جشن عروسی، یکی از دوستانم به من نصیحتی کرد که تا آخر عمر قدردان او خواهم بود. او به من گفت: "من با علی ازدواج نکردم که بهترین دوستم باشد، چرا که من یک دوست صمیمی داشتم!" شاید باورتان نشود، اما این گفته او تاثیر شگرفی بر روی من گذاشت و سبب شد تا احساس آرامش و آسایش پیدا کنم. من هم یک دوست صمیمی داشتم که از سه سالگی در تمام مراحل زندگی با هم بودیم. همیشه نگران بودم که آیا دوستی ما می تواند بدون مشکل در کنار زندگی مشترکم دوام داشته باشد، و درست زمانیکه دوستم به من این حرف را زد، فهمیدم که: "بله؛ می شود." اغلب خانم ها معتقدند که همواره نیاز به دوست های هم جنس خودشان دارند تا با آنها اموری که همسرانشان نمی توانند و یا دوست ندارند در آن شرکت کنند را انجام دهند - - شرکت در گپ های ماراتون، تاسف خوردن بر روی ناعدالتی های جزئی، حل مشکلات عدیده خود بر سر خرید کیف کتان یا شال پوست تمساح و امثال اینها - - معلوم نیست که این طبیعت خانم ها است با تربیت آنها، اما به هر حال خانم ها خیلی بیشتر از آقایون تمایل دارند تا زندگی خود را زیر میکروسکوپ قرار دهند. این بدان معنا نیست که آقایون هیچ تمایلی به در میان گذاشتن زندگی خود با دیگران ندارند، بلکه فقط به اندازه خانم ها دوست ندارند وارد جزئیات شوند. اگر تا کنون به نقشه های کامپیـوتری نـگاه کـرده بـاشید، متوجه خواهید شد که تـمـامی آنـها هـم شـامل کـلـیـد "zoom in " (درشت نمایی) و هم "zoom out " (کوچک نمایی) می باشند. خوب همسر من هر چند یک انسان فوق العاده است، اما ترجیح می دهد تصاویر را بدون بزرگ نمایی نگاه کند. اگر به خاطر دوست صمیمی ام "سارا" نبود، آنوقت او مجبور می شد تا هر روز به خاطر تصاویر درشت نمایی شده من از هر اتفاق خوب یا بد، و پیروزی یا شکست رنج بکشد. اگر بگویم که او مجبور نیست دست کم ۹۸% از این چیزها تحمل کند، بیراهه حرف نزده ام. بر طبق مطالعات و بررسی های فزاینده، اکثریت غریب به اتفاق خانم ها نیاز دارند حداقل یک دوست دختر داشته باشند تا به او تکیه کنند و این امر حقیقتاً زندگی مشترک آنها با همسرانشان را بهبود خواهد بخشید. با استناد به یک تحقیق دانشگاهی که بر روی خانم های ۲۰ تا ۴۰ ساله انجام شده است، می توان گفت که تقریبا ۹۰% از کل افراد تحت آزمایش اذعان داشتند که به طور کلی در مورد مشکلات روابط نامزدی با دوست های دختر خود صحبت می کنند. ۷۵% از خانم هایی که متاهل بودند نیز اظهار داشتند که زمانیکه به یک مشکل در زندگی مشترک برخورد می کنند، پیش از آنکه آنرا با همسر خود در میان بگذارند با دوستان صمیمی خود پیرامون آن مشکل بخصوص بحث می کنند. دکتر "استیسی الیکر" (جامعه شناس) که هدایت تحقیق فوق را به عهده داشت، اظهار می دارد که : "خانم ها معمولا شیوه های متفاوتی را برای کنار آمدن با مشکلات زناشویی امتحان می کنند. یکی از این تکنیک های فردی از این قرار است که با برشمردن خصوصیات مثبت همسر خود سعی در پوشاندن عیوب و اشتباهات آنها می کنند تا حتی الامکان از بروز هر گونه مشاجره و درگیری جلوگیری نمایند." خانم ها همچنین معتقدند که همدلی و انتقال فکر با دوستان صمیمی می تواند به آنها کمک کند تا با مواردی که به نظرشان در زندگی مشترک غیر قابل قبول است، بهتر کنار بیایند. یکی از دلایلی که موجب می شود تا خانم ها برای رفع مشکلات خود به دوست های دختر خود روی آورند این است که دیدگاه آقایون پیرامون مبحث "حل مشکل"، به طور کلی با دیدگاه خانم ها متفاوت است و تاکتیک های مردها عملا با شیوه های خانم ها در تضاد می باشد. خانم ها به راحتی می توانند با اندکی گفتگو به آرامش دست پیدا می کنند، اما اولین عکس العمل آقایون در خصوص رفع مشکل، پیدا کردن راه حل است. آنها پس از یافتن راه حل، سریعا بر طبق آن عمل می کنند. "سندی شیهی" متخصص ارتباطات و نویسنده معتقد است که "اگر شما به شوهرتان بگویید که با مادر خود دچار مشکل شده اید، او می خواهد بلافاصله مشکل شما را حل نماید، به همین دلیل شروع می کند به نصیحت کردن و شما هم اصلاً به او گوش نمی دهید و بالطبع او حق دارد که ناراحت شود. " در حقیقت می توان گفت که رفتار و واکنش های او تا حدی قابل درک است: او می بایست با شما و در کنار مشکلات شما زندگی کند، اما دوست های دخترتان مجبور نیستند با شما و در کنار مشکلات خصوصی تان زندگی کنند؛ اما به هر حال راه و روش حل مشکل توسط یک دوست دختر، کاملا متفاوت است و مسلماً برای خانم ها نتیجه بهتری را در بر دارد. "شیهی" معتقد است: "دوست دختر از شما دلجویی کرده و با شما اظهار همدردی می نماید و می گوید: " آره متوجه می شوم. من خودم هم یک چنین مشکلی را با مادرم داشتم." با این گفتگوها شما فرصت لازم را به دست می آورید و می توانید با فراخ بال بر روی مشکل خود تمرکز کرده و بالاخره خودتان راه حل مناسب را پیدا کنید و مشکل را همانطور که می خواهید حل کنید." به نفع ما اما دوستی میان بانوان تنها به ایجاد آرامش و دلجویی محدود نمی شود. این امر همچنین سلامت ذهنی و جسمی خانم ها را نیز تامین می کند. دکتر "شیلی تیلور" روانشناس و استاد دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس تحقیق جامعی را در سال ۲۰۰۰ بر روی استرس انجام داده است. او در طی مطالعات خود، تئوری پردازی کرده است که خانم ها زمانیکه خودشان و یا دوستانشان در درد سر می افتند، گرایش ذاتی به "مراقبت و همراهی" دارند؛ اما آقایون درست بر عکس آنها هستند و یکی از گزینه های "جنگیدن یا فرار کردن" را انتخاب می کنند. این واکنش خانم ها در نتیجه آزاد شدن هورمن "آکس توسین" ایجاد می شود که ماهیت آرام بخش دارد. یکی از دلایل دیگری که سن خانم ها نسبت به آقایون بیشتر است، همین میل به دوست یابی و درد دل کردن و نهایتاً تجربه استرس کمتر می باشد. بر اساس تحقیقات در دست اجرای پرستاران دانشگاه هاروارد، هر چه تعداد دوست های یک خانم بیشتر باشد، ناراحتی های فیزیکی او در زمان کهولت کمتر می شود. به طور مستدل می توان گفت که خانم ها به وضوح قدرت "دوستی" را کشف کرده اند. به همین دلیل است که در هر کجا از اداره، و جلسه های مدرسه گرفته تا مسجد و پارک به سمت هم کشیده می شوند و با یکدیگر طرح دوستی می ریزند. خانم ها در مورد همه چیز با هم تبادل اطلاعات می کنند؛ چه در مورد سطحی ترین مسائل (کدام آرایشگاه می تواند زیباترین مانیکور را انجام دهد) و چه در مورد مسائل جدی تر(تجهیزات پزشکی کدام بیمارستان پیشرفته تر است ). آقایون به اندازه ما خانم ها نیازمند ارتباطات اجتماعی نیستند. دکتر "الیکر" می گوید: "آنها به اندازه خانم ها تمایل ندارند در مورد زندگی خصوصی شان با دیگران صحبت کنند و احساسات خود را با کسی در میان بگذارند." و از آنجایی که به اندازه خانم ها نیاز به پرستاری و مراقبت ندارند به همین دلیل زماینکه از آنها یک چنین درخواست هایی داشته باشید ممکن است گیج شده و احساس آزردگی نمایند، و یا اینکه تصور کنند خانم ها بیش از اندازه نیازمند و محتاج هستند. دکتر "الیکر" در ادامه صحبت های خود اضافه می کند که نه تنها آقایون بدشان نمی آید خانم ها برای درد دل و دلجویی به دوستان دختر خود اتکا کنند؛ بلکه ای امر موجبات خوشحالی آنها را نیز فراهم می آورد. در این قسمت مثالی مشابه از جمیله و شوهرش نیما را برایتان بازگو می کنیم. نیما از موقعی که موقیت شغلی اش در خطر افتاده بود به شدت عصبی و عبوس شده بود. او برای ۳۰ سال متخصص بازدید از سرویس های پستی بود و ناگهان از کار بی کار میشود. جمیله می گوید: "زمانیکه او به سن ۴۵ سالگی رسید، شرکت شخص دیگری را به جای او جایگزین کرد و او به جایی رسیده بود که باید بسته های پستی را در حیاط خلوت خاک می کرد." آنها به نیما پیشنهاد بازنشستگی زودتر از موعد دادند، او اگر میتوانست ۱۰ سال دیگر نیز کار کند، حقوق بازنشستگی بیشتری دریافت می کرد. وی تصور می کرد که درست زمانیکه مشکلات اقتصادی خانواده اش بیش از اندازه شدید شده از کار بی کار شده، اما جمیله مخالف او بود: "خودم در یک شرکت بیمه کار میکردم، اما یک دختر هم داشتیم که به مدرسه غیر انتفاعی می رفت و در کنار آن خرج و مخارج زندگی را نیز باید پرداخت می کردیم که کار را برای مشکل تر می کرد." در همین زمان جمیله با یکی از دوستان صمیمی خود قرار ملاقات نهار گذاشت. در این روند او به خوبی توانست خود را از نظر روحی تخلیه کامل نماید. بدینوسیله او به خوبی درک کرد که نیما در این شرایط تا چه حد ناراحت بوده و دچار احساس پستی و پوچی شده است. دوستش به او پیشنهاد کرد که بر روی یک کاغذ بنویسد که اگر به طور مثال نیما ۱۰ سال دیگر هم در آن شرکت کار می کرد چه اتفاقی ممکن بود بیفتد. او این کار را انجام داد و نتیجه واقعا شگفت انگیز بود؛ هزینه بازنشتگی دردی را دوا نمی کرد و از آنجایی که صحبت های او تماما بر پایه استدلال های منطقی شکل گرفته بودند و احساسات و عواطف در آن نقشی بازی نمی کردند، نیما آنها را پذیرفت و تصمیم گرفت تا از نو شروع به کار کند. جمیله به نیما گفت که تمام مدت قصد داشته همین حرف ها را به او بزند، اما طریقه انتقال آنها را نمی دانسته، و دوستش کمک کرده تا بتواند با آرامش کامل این مسئله را به همسزش منتقل کند. پس از مدتی نیما در شغل جدید خود به موفقیت های تازه ای دست پیدا کرد و سپس برای ادامه تحصیل فرزندشان به شهر دیگری نقل مکان کردند. جمیله تا آخر عمر از دوستش قدردان خواهد بود که در دوران متطلاطم زندگی و در سخت ترین شرایط ، توانسته بود به او کمک کند و زندگی اش را از خطر نابودی نجات دهد. لازم به ذکر است که با جود تمام حمایت هایی که فرد از سوی دوستان خود دریافت می دارد، هیچ گاه نباید نقش حامی و محافظ همسر خود را در زندگی به دست فراموشی بسپارد. " امی یولسون " رواندرمانگر مشهور نیویورک معتقد است که: " اگر خانم ها بیش از اندازه به این مسئله عادت کنند که برای حل مشکلات زناشویی خود همواره به دوستان مونث خود روی آورند، این احتمال وجود دارد که دیگر هیچ گاه تمایلی به مطرح کردن و درمیان گذاشتن مشکلات با همسر خود نداشته باشند". این عمل به دلایل مختلف، صحیح نیست. چنین واکنشی شما را به طور حتم از صمیمت لازم در زندگی مشترک دور خواهد کرد. حال چون آنها مرد هستند به این معنا نیست که به هیچ وجه قادر به درک شرایط روحی خانم ها نیستند. اگر آقایون هم به درستی توجیه شوند که همسرانشان نیاز دارند تا با آنها در مورد مشکلات خود صحبت کنند، مطمئنا وقت و توجه لازم را در اختیار آنها قرار می دهند و بدون شک با پی گیری این روش، صمیمت میان آنها نیز بیش از پیش افزایش پیدا خواهد کرد. خیلی مشکل است اگر بخواهیم میان دوست های دختر وهمسرانمان تفاوت قائل شویم و تنها یکی از آنها را به عنوان بخش اصلی زندگی خود بپذیریم. زمانیکه با مشکلات شدیدی درگیر هستید خیلی خوب است که احساسات خود را با دوستان صمیمی در میان بگذارید، اما در عین حال به کسی نیاز دارید که از پشت شما را حمیات کند، به همین دلیل لازم است که در تمام مراحل زندگی هر دوی آنها را در کنار خود داشته باشید .
  5. بالاخره زود ازدواج کنیم یا دیر ؟! آمار بالای طلاق سوالات زیادی مطرح میکند : آیا ازدواج به اندازه کافی جدی گرفته نمیشود ؟ آیا زوج ها خیلی جوان ازدواج میکنند ؟ از بچگی به ما یاد داده اند که ازدواج پیوندی ثابت و ماندگار بین دو نفر است که عمیقاً به هم متعهد هستند و میخواهند با هم زندگی نو بسازند. ازدواج باید سرشار از عشق، همراهی، اعتماد، حمایت و شادی باشد. اما وقتی جوان و در حال رشد هستیم، وقت این است که آزاد باشیم و فردیتمان را رشد دهیم—یک شغل برای خودمان انتخاب کنیم ، مسافرت کنیم ، مستقل شویم. اینها چیزهایی هستند که به شکل زوج هم میتوان انجام داد اما وقتی یک خانواده تشکیل میدهید، محدودتر میشوید. وقتی جوان تر هستیم و دهه بیست سالگیمان را پشت سر میگذاریم، بعضی وقت ها نمیدانیم که بعنوان یک "فرد" چه هویتی داریم. همین باعث میشود در رابطه مان خود را گم کنیم. بیشتر زوجهایی که در سنین پایین ازدواج میکنند به خاطر همین عدم بلوغ احساسی و تجربیات محدود زندگی با طلاق روبه رو میشوند. دختر و پسری که از 16-17 سالگی رابطه خود را شروع میکنند، احساس میکنند که ازدواج ، قدم بعدی برای آنها در دهه بیست زندگیشان است. بااینکه این میتواند موثر باشد اما خیلی مهم است که بدانند مشکلاتی هم در راه خواهد بود. بعنوان مثال، اگر به این دلیل که از دبیرستان فقط با یک نفر دوست بوده اید و از او برای خود یک بت ساخته اید ، این را بدانید که وقتی بزرگ تر و بالغ تر شدید و به اجتماع راه پیدا کردید دیگرانی را خواهید دید و شناخت کامل تری از ازدواج و تعهد پیدا خواهید کرد . همچنین داشتن امنیت مالی هم اهمیت زیادی دارد. مراسم عروسی خرج و مخارج بالایی دارد و چیزهایی مثل تهیه مسکن و شروع یک خانواده نیاز به مقدار زیادی پول دارد. وقتی جوان تر هستیم، میتوانیم بدون خرج پول زیادی زندگی را بگذرانیم اما وقتی به کسی متعهد شوید، خیلی مهم است که هر دوی شما ثبات مالی داشته باشید. هیچ چیز بدتر از دعوا کردن بر سر پول یا بالا آوردن بدهی برای مخارج خانه نیست. این مشکلات ایجاد رنجش میکند و استرس زیادی بر رابطه وارد میکند. هرچه سنمان بالاتر میرود، یاد میگیریم که چطور بودجه بندی کنیم و چطور مدیریت مالی داشته باشیم. لازم به ذکر نیست که وابستگی مالی به خانواده ها هم فشار زیادی بر زوج وارد میکند. اگر بدانید ازدواج کاملاً متعهد چیست، هیچوقت برای رسیدن به آن عجله نمیکنید. طلاق گرفتن سخت است. همه جداییها همینطور هستند اما طلاق بسیار مشکل سازتر است، مخصوصاً اگر پای بچه هم وسط باشد. در ازدواج کردن هیچوقت نباید عجله کنید. درست است که ازدواج قدم بسیار خوبی در زندگی می باشد که نشان دهنده عشق و محبت است، اما نباید به آن بعنوان راهی برای مقابله با بی وفایی کسی که دوستش دارید ، به دست آوردن امنیت بیشتر یا نجات از تنهایی به آن نگاه کنید. ازدواج تعهدی واقعا جدی است و نباید آسان به آن نگاه کرد. وقتی هنوز جوان هستیم و فردیت خودمان را کشف نکرده ایم، بهتر است این قدم را برای زمانی که بزرگتر و بالغتر شدیم و از نظر مالی و احساسی ثبات و امنیت بیشتری به دست آوردیم، نگه داریم. منبع : mardoman.net
  6. [align=justify] وقتي خانوادهتان با ازدواج شما مخالف است چه بايد بكنيد مشکلی به نام پدر و مادر! هميشه و همه جا چه در زندگي واقعي، چه در سريالها و فيلمهاي مختلف، موضوع مخالفت خانواده با ازدواج يك موضوع اساسي بوده است اما واقعا چرا اين مخالفتها وجود دارد و چه بايد كرد؟ مخالفت خانوادهها با ازدواج فرزندشان موضوعي است كه از قديم وجود داشته و هميشه يكي از دغدغههاي جوانان هنگام ازدواج بوده است، گاهي اين مخالفتها نشاندهنده اشتباه بودن انتخابهاست و گاهي... به هر دليل كه باشد قرار گرفتن در اين موقعيت وضعيت دشواري براي جوانان بهوجود ميآورد، اگر خود شما هم دچار اين مشكل نباشيد احتمالا اين روزها با ديدن سريال «ستايش» به اين موضوع فكر كردهايد، اينكه واقعا بچهها در اين مواقع بايد چه كنند و چگونه با مخالفت خانوادههايشان كنار بيايند، آيا مثل سريال «ستايش» ازدواج كنند يا از انتخاب خود صرفنظر كنند. مخالفت پدرومادرها بيشتر شده به تازگي يعني طي چند سال اخير كه ارتباط دختر و پسر و زوجين قبل از ازدواج براي آشنايي بيشتر از طريق خودشان است يعني از قالب سنتي بيرون آمده و بچهها بيشتر ترجيح ميدهند خودشان انتخابكننده فرد مناسب براي ازدواج باشند، ميتوان گفت به همين نسبت مخالفت خانوادهها بيشتر شده است. بهنظر من دليلش اين است كه تا قبل از اين، خانواده بود كه براي ازدواج جوان، انتخاب ميكرد و تصميم ميگرفت و در واقع نقش اصلي با پدر و مادر بوده و حتي گاهي اطرافيان يعني خاله و عمو و عمه و... اما اين روزها اين نقش تغيير كردهاست و ديگر از طرف بچهها پدر و مادر جزو اين بازي محسوب نميشوند يعني مناسبات و ارزشهاي بچهها در اين سالهاي اخير تغيير كرده است، ما بارها از مراجعان خودمان ميشنويم كه ميگويند چندان به خواستگاريهاي سنتي تمايلي ندارند و دليل اين امر اين است كه از يك طرف بچهها متوجه شدهاند براي ازدواج نياز به شناخت بيشتر دارند و از طرف ديگر هم احساس استقلال طلبي بيشتري ميكنند، در نتيجه در خانواده بهدليل در مقابل هم قرار گرفتن دو تفكر متفاوت، اختلاف بهوجود ميآيد. يكي تفكر سنتي پدر و مادر كه جايگاه خود را به حق بسيار مهم ميدانند و خودشان را كاملا بهعنوان تصميمگيرنده ميشناسند و ديگري تفكر بچهها كه ميگويند اين زندگي ماست پس خودمان بايد تصميم بگيريم و در نهايت در خانواده بحث و جدل و شايد هم دعوا و درگيري پيش آيد. معمولا پدر و مادر در اين شرايط احساس ميكنند كنار گذاشتهشدهاند و فرزندشان به آنها اهميت چنداني نميدهد و از طرف ديگر هم نگران بچههايشان هستند، اين نگراني منجر به رفتارهايي ميشود كه بچهها را از پدر و مادر دور ميكند و در واقع والدين به جاي حل مسئله در احساسيگير ميكنند كه من اسم آن را راه حل هيجان مدار (در مقابل راهحل مسئله مدار)ميگذارم كه سراسر عشق و علاقه است اما چون با احساس و هيجانشان ميخواهند مسئله را حل كنند متاسفانه نتايج مثبتي برايشان ندارد. فرق پدرومادرها با دوستان شايد والدين به اين دليل مخالفت ميكنند كه اعتماد لازم نسبت به فرزندشان در آنها وجود ندارد. آنها نه تنها به بچههايشان اعتماد ندارند بلكه به تربيت خودشان و آنچه به فرزندشان ياد دادهاند نيز چندان اعتمادي ندارند چون به هر صورت بچهها نتيجه تربيت، رفتارها و آنچه ما به آنها انتقال دادهايم هستند؛ وقتي پدر و مادري نگران انتخاب فرزندانشان در سنين ازدواج هستند، يعني اينكه به آن انتخابها، به تربيتي كه داشتند، به آن ارزشها و خوراكهاي ذهني كه به او دادهاند چندان اعتماد ندارند، متاسفانه همين امر باعث شدهاست كه بين پدر و مادرها و بچهها فاصله بيفتد و آنها حرف يكديگر را درك نكنند چون بچهها معمولا ترجيح ميدهند از سنين نوجواني تا حدود 25 سالگي به جاي خانواده بيشتر با دوستانشان باشند و اين به اين دليل است كه دوستان، فرد را زير سوال نميبرند، نصيحت نميكنند، با كسي مقايسه نميكنند، به فرد از بالا به پايين نگاه نميكنند و روبهروي فرد نميايستند بلكه در كنار او هستند ولي پدر و مادر دقيقا برعكس هستند چون در اكثر مواقع، خودشان را در مقابل فرزند ميدانند و با او وارد مقابله و جنگ ميشوند، پدر و مادر نميتوانند اين نقش دوستي را براي فرزندشان بازي كنند. اين ازدواجها محكوم به شكست هستند؟ در كشور ما به دليل سنتهايي كه وجود دارد اگر هنگام ازدواج يك خانواده يا هر دو خانواده مخالف باشند حتما در آينده اين ازدواج، مشكلاتي به وجود خواهد آمد و اگر اين مسئله، كدورت و مخالفت حل نشود هميشه همراه زوجين خواهد بود چون در ايران در حقيقت هنگام ازدواج دو قوم به هم اتصال پيدا ميكنند. وضعيت ما با كشورهاي غربي كاملا متفاوت است يعني روابط نزديكتر، پيچيدهتر و تاثيرگذارتر است. بنابراين بهطور طبيعي زوجي كه در اين شرايط قرار گرفتهاند يا بايد كاملا از خانوادههايشان كنار بكشند كه كار خيلي سختي است يا از اين كشور مهاجرت كنند و به جاي ديگري نقل مكان كنند. ولي اينها راه حل فرار هستند يعني مسئله سرجايش است و هميشه هم هست و به مرور به يك زخم كهنه تبديل ميشود. بنابراين بهتر است قبل از ازدواج، قدم مثبتي براي اين امر برداشته شود معمولا مشاوران ازدواج در اين زمينه ميتوانند خيلي كمككننده باشند چون راهحلهايي ميدهند كه ميتواند درصورت همكاري پدر و مادرها مسئله حل شود و آنقدر كه فكر ميكنند پيچيده نباشد. مقابل بچهها نايستيد پدر و مادر چگونه ميتوانند در مرحلهاي مثل ازدواج به جاي جنگيدن و مخالفت، نقشي تاثيرگذار داشته باشند؟ آنها بايد ياد بگيرند چگونه با فرزندانشان دوست باشند و كنار فرزند بهعنوان يك راهنما قرار بگيرند و شرايطي را فراهم كنند كه فرزندشان بتواند تمام حرفهايش را با آنها بزند و بتواند بدون ناراحتي، بدون خشم و كينه، بدون غرض و ترس به راحتي با والدينش حرف بزند و دلايل انتخابش را براي آنها بگويد. در اينجا ممكن است پدر و مادر نظرشان منفي باشد و بهگونهاي ديگر فكر كنند، مسلما در اينجا، ايستادن در مقابل بچهها مشكلي را حل نميكند چون يا بچهها كار خودشان را ميكنند يا اين قضيه تبديل به يك مشكل بغرنجي با گره كور ميشود. راه حل اين است كه والدين در فضايي باز كه بين خودشان و فرزندشان بهوجود آوردهاند موقعيتي را فراهم كنند كه هم حرفهاي فرزندشان را بشنوند و هم فرزندشان حرفهاي آنها را بشنود. در حقيقت اگر پدر و مادر بلد باشند چگونه فضاي گفتوگو را در خانه ايجاد كنند يعني در درجه اول پدرومادر پذيرش داشتهباشند و حرفها را بشنوند حتما فرزندان نيز به آنها اين فرصت را ميدهند كه حرفهايشان را بزنند. بايد اين فضاي گفتوگو در خانه بهوجود بيايد چون هر مشكلي كه در دنيا وجود داشته باشد با گفتوگو ميتوان آن را حل كرد در واقع هيچ مشكلي نيست كه نتوان درباره آن صحبت كرد. وقتي پدر و مادر فضاي گفتوگو را در خانه به وجود بياورند طبيعتا ميتوانند به فرزندشان خوراك فكري داده و راه و چاه را به او نشان دهند. وقتي پدر و مادر فضاي گفتوگو را در خانه به وجود بياورند طبيعتا ميتوانند به فرزندشان خوراك فكري داده و راه و چاه را به او نشان دهند چه زماني خانوادهها راضي ميشوند؟ گاهي مخالفت خانوادهاي فقط به دلايل سطحي است يعني بدون دليل ايراد ميگيرند، يعني همه چيز زوج، كاملا به هم ميخورد و حتي نظر مشاور نيز اين است كه اين زوج ميتوانند ازدواج موفقي داشتهباشند اما خانواده ميخواهند براساس احساسات و حتي گاهي غرضورزي مخالفت كنند مثل اينكه من از اين دختر خوشم نميآيد! يا... در واقع آنها چون احساس ميكنند كنار گذاشته شدهاند وارد لجبازي ميشوند. بهطور طبيعي ما نبايد به راحتي از انتخابهايمان بگذريم، يك جاهايي هم بايد ايستاد و جنگيد. در اين مواقع ممكن است پدر و مادر وقتي ايستادگي فرزند را ميبينند به مرور قبول كنند و با موضوع كنار بيايند ولي اين امر زمان ميخواهد. پيشنهاد من به زوجين اين است كه اين زمان را به پدرومادر بدهند و يكباره به سراغ كودتا نروند و سعي كنند اعتماد والدينشان را در طول زمان جلب كنند. معمولا در 60 تا 70 درصد موارد اين اتفاق ميافتد يعني وقتي به پدرومادر زمان ميدهند و از راههايي استفاده ميكنند كه اعتماد آنها را جلب كنند به مرور والدين راضي ميشوند. چگونه از اين سد عبور كنيد زماني كه پدر و مادر به هيچ وجه راضي نميشوند و به عبارتي اصلا حاضر نيستند حرفهاي شما را بشنوند يا طرف مقابل را ببينند، شرايطي است كه شما هر راهي را برويد به بنبست ميخوريد و بايد بدانيد كه الان زمان قانع كردن پدرومادر نيست، شما بايد صبر كنيد تا پدر و مادر از فضاي عاطفي و هيجاني خود بيرون بيايند چون در فضاي هيجاني آدمها نميتوانند خوب به مسئله نگاه كنند و خوب تصميم بگيرند و با غرض به مسئله نگاه ميكنند. بنابراين دختر و پسر بايد با درايت و صبوري صبر كنند تا زمان مناسب براي حرف زدن فرا برسد حالا اين زمان ممكن است يك هفته ديگر، يك ماه ديگر يا حتي 2 سال ديگر باشد. در اينگونه موارد كه والدين يك طرف يا هر دو طرف مخالف هستند مشورت با يك مشاور ميتواند خيلي مفيد باشد تا هم از انتخاب خود اطمينان پيدا كنند و هم بفهمند آيا با توجه به شرايط خاصشان صلاح است ادامه دهند يا نه؟ وهم اينكه با راه حلهاي مفيد آشنا شوند. اولين راهحل اين است كه كم كم از اطرافيان كمك بگيريد كسي كه ميتواند بيغرض باشد و در عين حال روي پدرومادر شما تاثيرگذار باشد را وارد ماجرا كنيد مثلا برادر يا خواهرتان يا...را با فرد انتخابي خود آشنا كنيد، از آنجا كه او از احساس پدر و مادر شما فاصله دارد ميتواند بهتر، موقعيت را ببيند و در اين حالت وقتي پدر و مادر شما موافقت يك نفر ديگر به جز شما را در اطرافيان ميبينند كمي تحتتاثير قرار گرفته و شايد متوجه اشتباه خود بشوند. در آرامش حرف بزنيد راهحل ديگر اين است كه به مرور زمان در برخي از روزها و گاهي با يكي از پدر يا مادر نه هر دو با هم از احساستان صحبت كنيد سعي كنيد در اين صحبتها فضا را كاملا آرام نگه داريد تا به دور از فضاي هيجاني در مورد خودتان، در مورد آن فرد، در مورد احساستان، در مورد انتخابتان و حتي در مورد اينكه احساس و نگراني پدر و مادر را درك ميكنيد با آنها صحبت كنيد. خيلي از اوقات يكي از دلايل اصلي كه مشكل بين بچهها و پدر و مادر حل نميشود به اين دليل است كه بچهها هم در آن فضاي هيجاني قرار ميگيرند، يعني وقتي پدر و مادر به هر طريق مخالفت خود را اعلام ميكنند آنها نيز برخورد نامناسبي مثل قهر يا دعوا ميكنند. پيشنهاد من اين است كه حفظ آرامش و رفتار مناسب و آرام در يك زمان مناسب بهترين راهحل است. وقتي پدر شما آرام است بهتر به حرفهاي شما گوش ميدهد. البته توجه كنيد بايد صحبت خود را با اين شروع كنيد كه او و نگرانياش را درك ميكنيد و به پدر يا مادر خود بفهمانيد كه كاملا تمام احساسات او را ميفهميد تا راه را براي گفتوگو باز كنيد. وقتي با مخالفت شديد خانواده مواجه هستيد در اينجا دو راه داريد يا اينكه تسليم شويد و انتخاب خود را كنار بگذاريد و قبول كنيد نميشود يا اينكه با ايستادگي به اين سمت برويد كه من انتخابم را كردهام و ميخواهم پاي آن بايستم يعني آنقدر از انتخاب خود مطمئن هستيد! اما بايد بدانيد كه اين مطمئن بودن پارامترهايي دارد يعني تنها يك احساس و عشق نيست مثل اينكه شما طرف مقابلتان را به لحاظ خانوادگي، تحصيلات، ظاهر، شخصيت و...قبول كردهايد و تنها مورد، همين مخالفت والدين است كه يك پارامتر تاثيرگذار است. ايستادگي شما در اينجا يا مشكل را حل ميكند يا اينكه شما مجبور ميشويد به زندگي خود ادامه دهيد اما بايد بدانيد اين مخالفت در بخشهاي مختلف زندگي شما خود را نشان ميدهد، از زمان خواستگاري تا مراسم عروسي و رفتوآمدها و... و مسلما تبعات آن در زندگي شما هميشه وجود خواهد داشت. در اين موارد مخالفت خانوادهها را جدي بگيريد وقتي 2 نفر خانوادههايي با اعتقادات مذهبي متفاوت دارند، مثل اينكه يك خانواده كاملا غيرمذهبي و خانواده ديگر كاملا مذهبي است، در اين صورت وقتي خانوادهها با هم روبهرو ميشوند احتمالا اتفاقات مختلفي خواهد افتاد. در اينگونه ازدواجها احتمالا بعدها مشكلات فراواني پيش خواهد آمد و زوجين نميتوانند بسياري از رفتارها و عادت يكديگر را قبول كنند. اينگونه تفاوتها خيلي تاثيرگذار است تفاوتهايي مثل اختلاف مالي فراوان خانوادهها، اختلاف سني زياد و... همه مسائلي هستند كه ميتوانند در موفقيت ازدواج شما تاثير بدي داشتهباشند، بايد بهخوبي روي دلايل مخالفت پدر و مادرتان فكر كنيد. اما ميتوان گفت مسائلي مانند مسئله سربازي پسر، تحصيلات، مسئله مالي، خانه و... مسائلي قابل حل هستند و طور طبيعي ميتوان براي آنها راه حل پيدا كرد و مشكل غيرقابل حلي نيست. وقتي مستقيم بايد با مادر خواستگارتان صحبت كنيد گاهي پيش ميآيد كه مخالفت خانواده خواستگار شما آن قدر زياد است كه تقريبا مسئله را غيرقابل حل ميكند تا حدي كه خواستگار شما تصميم ميگيرد ارتباط خود را با خانوادهاش قطع كند، در اين مواقع اين سوال پيش ميآيد كه بايد اين قطع ارتباط را به پاي بيوفايي گذاشت يا به پاي عشق فراوان او نسبت به شما؟! در اين مواقع شما بايد تشخيص دهيد دليل مخالفت خانواده او چيست. آيا براي اين مخالفت خود دلايل قابلقبولي دارند يا بيشتر بهدليل غرضورزي با اين ازدواج مشكل دارندو اصلا منطقي فكر نميكنند و شايد حتي قصدشان آزار و اذيت و لجبازي باشد. اگر حالت دوم باشد معمولا بچهها تصميم ميگيرند رابطهشان را با پدرومادر قطع كنند و شايد هم تصميم چندان غلطي نباشد. البته نبايد كانال ارتباطي شما با خانواده خواستگارتان فقط خود پسر باشد، شما بهعنوان يك دختر بايد با خانواده او ديدار كنيد و دلايلشان براي مخالفت را از زبان خودشان بشنويد، احتمالا در اين شرايط خانواده پسر، چندان تمايلي ندارند كه شما را ببينند ولي اگر واقعا به درستي انتخاب خود اطمينان داريد بايد بهاي آن را بپردازيد و با خانوادهاي كه شما را دوست ندارند ديدار كنيد، مثلا ميتوانيد يك جلسه حضوري با مادر آن پسر بگذاريد و تمام حرفهاي او را بشنويد و شما نيز حرفهايتان را به او بزنيد، وقتي اين حرفها بهطور مستقيم زده نشود تبديل به سوءتفاهمها و گرههاي بزرگ ميشود. خيلي از مواقع وقتي 2 تا 3 بار اين رودرويي صورت ميگيرد بسياري از مشكلات حل ميشود يا حداقل كمي از بار هيجاني كم ميشود. در اين صورت شما هم ميتوانيد از خودتان دفاع كنيد و اگر اشتباه ميكنند آنها را از اشتباه در بياوريد و هم، چرايي خانواده او را از زبان خودشان بشنويد تا خودتان منطقي يا غيرمنطقي بودن مخالفت آنها را بفهميد. فقط مهم اين است كه در اين صحبتها آرامش كامل داشتهباشيد و نهايت شرم و فروتني را رعايت كنيد و با احترام تمام از خود دفاع كنيد. حتما سعي كنيد نظر موافق خانوادهها را بهدست بياوريد تا در آينده در زندگي شما مشكلي پيش نيايد. اگر پاي خواستگار دومي درميان بود گاهي خانواده شما مخالفت ميكنند چون شما غير از اين فرد، خواستگار ديگري نيز داريد و خانواده نسبت به آن خواستگار نظر مساعدتري دارند، در اين صورت اول از همه شما با ذهني كاملا باز، بررسي كنيد كه آيا آنها درست ميگويند و تمام جوانب را به درستي بررسي كنيد. ببينيد موارد برتري خواستگار ديگر شما چيست. آيا در موضوعات تعيينكننده است، مواردي چون پول و مقام جزو موارد تعيينكننده نيست اما نوع شخصيت دو طرف ميتواند بسيار در موفقيت يك ازدواج تعيينكننده باشد. در اين موارد بايد بسنجيد آيا واقعا خواستگار انتخابي ميتواند شما را خوشبخت كند، سپس سعي كنيد تمام دلايل خود را با پدرو مادرتان مطرح كنيد، دلايل شما بايد كاملا متقن و روشن باشد تا بفهمند انتخاب شما، انتخاب صحيح تري است. البته بهترين راه حل اين است كه شخص سومي را هم وارد اين ماجرا كنيد مثل يك مشاور يا خاله، يا برادر بزرگتر يا... تا دلايل شما را او براي پدر و مادرتان مطرح كند. حتي ميتوانيد با خواستگار دوم صحبت كنيد و به او بگوييد قصد ازدواج با او را نداريد. [/align]
  7. [align=justify] چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟ پیشنهاد ازدواج دادن بی شك یكی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد كه تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید كه در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر كه میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نكـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد: 1- مطمئن گردید كه فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است كه ازدواج چیزی نیست كه بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممكن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنكه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی كه میخواهید با وی ازدواج كنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید. 2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـكه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن كه در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یكدیگر صحبت كنید. هر چه بیشتر بــا یـكدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو كنید بیشتر متوجه آن میگردید كه آیا با یكدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد كــه مخارج خود را تامین كنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید. 3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید كه آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت كرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـكته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما كه نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنكه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود. 4- بطریقی پیشنهاد بدهید كه خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یك هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی كنید كه باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـك اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری كنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟ 5- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت كننده تر از یك هدیه غیر منتظره و غافلگیر كننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این كار را به شما نمیدهد، برای یك حلقه مناسب بودجه شما كفایت میكند. اما حتما پیش از آنكه حلقه را خریداری كنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن كار را میتوانید با سوال كردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی كه وی استفاده می كند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید. 6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیكه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید كه پاسخ وی ''بله'' خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافی صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یك شریك زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است كه میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این كار بزنید. 7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمكن اسـت وسوسه شوید كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است كه این خبر را تنها با یكی دو تا ازدوستان و یا نزدیكان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید كه رازدار و محرم اسرار شما میباشند. 8- پیشنهاد خود را از حفظ نكنید: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی كه میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نكنید. در آن لحظه به وی بگویید كه چرا وی یـك فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید كه باقی عمر خود را با وی سپری كنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یك مرد ازدواج كند و نه یك ربات! 9- مكان و زمان مناسب را بیابید: مكانی كـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارك، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مكانی انتخاب گردد كــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاكتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می كند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنكه از دست كسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این كار نمیباشد. 10- او را دستپاچه نكنید: شما ممكن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما كار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این كار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید. 11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امكان دارد امور دقیقا آن طوری كه شما و یا وی تصور میكردید پیـش نرود. خود را برای واكنشهای احتمالی آماده كنید.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن كه كاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممكن است بگوید: ''بله-خیـر'' و یــا ''شاید''. شمـا مـمكن است تصور كنید وی را كاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنكه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز كنید چون ممكن است مایوس گردید. 12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن كـه وی ''نه''بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت كنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممكن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن كـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنكه پس از ازدواج. 13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت كـه شـمـا بـــرای مــدتــی كافی به یكدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نكنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم كمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال كنید. منبع: ایران 20 (Iran20.ir) [/align]
  8. irsalam

    فلسفه ازدواج در اسلام

    فلسفه ازدواج در اسلام فلسفه ازدواج در اسلام هدف از ازدواج در اسلام ، بالاتر و مقدس تر از آن است که تنها به کام جویی جنسی و نیاز های مادی منتهی شود. مقدمه «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون.»(روم:21) ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج دارای آثار و نتایج بسیاری است; از جمله: ارضای غریزه جنسی، تولید و بقای نسل، تکمیل و تکامل انسان، آرامش و سکون، پاک دامنی و عفاف و نتایج متعدد دیگر. از این رو، اسلام - به عنوان یک مکتب آسمانی - آن را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را مؤکدا بدان توصیه کرده است. هر ازدواجی دارای اهداف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف کم ارج و کم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمی توانند برای همیشه و یا حتی مدتی دراز خوشبختی زوجین را تضمین کنند. برخی نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف و آنچه باعث پایداری این پیوند خواهد شد در نظر گرفته شود. ازدواج از این نظر که عاملی برای نجات از آلودگی، موجبی برای نجات از تنهایی و سببی برای بقای نسل است، خودداری از آن همیشه سبب ایجاد بی تعادلی، نابهنجاری رفتاری و زمانی هم فساد شخصیت و حتی بیماری جسمی می گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت ها برای هر زن و مرد از نظر اسلام تشکیل خانواده است. بدیهی است که از بین مکاتب و مذاهب، هیچ مذهبی به اندازه اسلام درباره ازدواج صحبت نکرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امری مستحب، مورد تاکید و از سنن انبیا علیهم السلام معرفی شده و جوانی که بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است. ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسی است که برقراری آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصی صورت می گیرد. معمولا می گویند که خانواده مسؤول بسیاری از عیوب و بدبختی های جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولی در عبارتی گویاتر و رساتر می گوییم: در واقع، عدم خانواده به معنای واقعی - کلمه است که مسؤول عیوب و بدبختی هاست و این اغلب بدان دلیل است که در تشکیل آن فکر و هدف ارزیابی شده وجود نداشته است. بسیاری از جوانان با افکار از پیش ساخته و اندیشه های رؤیایی وارد زندگی زناشویی می شوند و می خواهند از راه تصادف و شانس، زمینه را برای داشتن یک کانون سالم پدید آورند، در حالی که تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجیده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روی زمینی سست و لرزان است که محلی برای زندگی اطمینان بخش نخواهد بود. خانواده از قدیم الایام، مرکز هرگونه ثروت اجتماعی و کانونی برای تولید و پرورش شخصیت هاست، سرنوشت و حیات آن به سرنوشت و حیات جامعه بستگی دارد و نقش آن در وحدت و عظمت یک جامعه فوق العاده اساسی است. لذا، چنین مهمی را نمی توان به مسامحه و سهل انگاری نگریست. انسان در زندگی نیازهایی دارد که باید تامین شود و همان گونه که از نظر غذا و دوا و لباس و مسکن نیازمند است، از نظر غریزه جنسی و دیگر غرایز فکری و اخلاقی نیز نیازمند است. در این مختصر، برآنیم تا در حد مقدور و به اختصار، در زمینه فلسفه و هدف از ازدواج سطوری را به رشته تحریر در آوریم و نیم نگاهی به این سنت مؤکد اسلامی از خلال برخی آیات، روایات و اقوال صاحب نظران بیفکنیم. اما بجاست پیش از شروع این بحث، با چند نکته آشنا شویم: ازدواج چیست؟ ازدواج قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهد متقابل به منظور تشکیل زندگی خانوادگی است تا طرفین ازدواج در سایه آن، در خط سیر معین و شناخته شده ای از زندگی قرار گیرند. این قرارداد با رضایت و خواسته زن و شوهر و بر مبنای آزادی کامل دو طرف منعقد می گردد و در پرتو آن، روابطی بس نزدیک بین آن دو پدید می آید. این قرارداد، ارتباط و پیوند دوطرفه به وسیله الفاظ و عباراتی معین انجام می گیرد که آن را «عقد» یا پیمان ازدواج می نامیم. معنا و مفهوم «عقد» «عقد» از نظر لغت به معنای «گره زدن » و خود «گره » است و در اصطلاح، هر چیزی است که در سایه آن، رابطه ای میان دو فرد یا دو گروه ایجاد می شود. در زبان ازدواج و زناشویی، «عقد» عبارت است از ایجاد پیوندی مشترک بین زن و شوهر که در سایه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤولیت های دو جانبه پدید می آید. به دیگر سخن، «عقد» قراردادی به منظور مشارکت دو تن در زندگی خانوادگی وایجادنوعی روابطشرعی وقانونی است. فلسفه و هدف از ازدواج هدف از ازدواج هم برای مرد و هم برای زن، پاسخ مثبت دادن به سنت الهی و تولید نسل است. لذا، هر دو در این زمینه بر یک عقیده اند. فلسفه ازدواج براساس این دو مبنا ملاک دین و نجابت است. در نتیجه، هدف از ازدواج و تولید نسل، مقدس می گردد و هیچ یک از مادیات ملاکی برای آن به حساب نمی آید. اصولا فلسفه خلقت زن و مرد (زوجیت) تولید مثل است، همان گونه که این زوجیت در سایر حیوانات و حتی گیاهان نیز وجود دارد. نکته اصلی که باید در ازدواج مورد توجه هر دو طرف باشد دین و کمال است. از این رو، از روایات نقل شده از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام چنین برمی آید که هر کس ممکن است به یکی از این چهار دلیل ازدواج کند: 1- پول; 2- دین; 3- زیبایی; 4- شهرت و عنوان. بین این چهار هدف، دین از همه بالاتر و بهتر است. اما به طور کلی، ضرورت های ایجاب کننده ازدواج عبارت است از: الف - ضرورت های فردی; ب - ضرورت های اجتماعی; ج- ضرورت های مذهبی. در ذیل، به تفصیل از این موارد بحث می کنیم: الف - ضرورت های فردی 1- پاسخ مثبت به فطرت: انسان به حکم فطرت، دارای غریزه جنسی است و طبیعت و فطرتش ایجاب می کند که رشد نماید، به سوی کمال برود و وقتی رشدیافت وبه درجه کمال رسیدارضا و اقناع شود.براین اساس،برای حفظ جان و تعادل نظامات روانی، ضروری است که آدمی به ازدواج تن دهد. 2- موجبی برای بروز استعدادها: استعدادها برای بروز و تکامل خود نیازمند محیطی امن و آرامند. ازدواج برای جوان آرامش و آسایش ایجاد می کند، استعدادهای او را به حرکت درمی آورد و به او امکان می دهد که از آن به نیکی بهره برداری کند. 3- موجب امنیت و آسایش: اصولا «بلوغ » یعنی شکوفایی غریزه، چه برای پسر و چه برای دختر که همراه بحران است. ازدواج این بحران را تسکین می دهد، برای جوان محیط امن و آرام ایجاد می نماید، در سایه وجود عواطف خانوادگی، روح سرکش او مهار می شود و موجباتی برای برخورداری او از نیروی فکری فراهم می شود. 4- موجب نجات از تنهایی: به عقیده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودی مدنی الطبع و بالفطره اجتماعی است. از این رو، محتاج پناه و یاور و یاری دلدار است. ازدواج این فایده را دارد که آدمی را از تنهایی و اعتزال نجات دهد و همدلی در کنار او، در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش راعین وجودخودبداندودرغم ودردش شریک باشد. ب - ضرورت های اجتماعی ازدواج هرچند از یک نظر ، مساله ای شخصی و خصوصی است، ولی از نگاهی دیگر، دارای جنبه و اهمیتی اجتماعی می باشد. بر این اساس، ازدواج از ارکان مدنیت و راهی مطمئن برای تامین آسایش جامعه و رفاه بشریت است. سود و زیان ازدواج تنها متوجه زوجین نیست، بلکه افراد اجتماع نیز به گونه ای از آن برخوردار می شوند. بی تردید، ازدواج رابطه ای است که طرفین ربط را تا حد زیادی از بی بند و باری و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقی و جنسی مصون می دارد. این موضوع به تناسب حال طرفین و محیط اجتماعی و امکان انجام سایر گناهان متفاوت است. هم چنین سایر جنبه های شخصی و اجتماعی نیز در این زمینه مؤثر می باشد که گاهی این عمل سبب مصونیت انسان از نیمی از گناهان و معاصی و گاهی بیش تر است. لذا، در بعضی از روایات ازدواج را وسیله حفظ نیمی از دین و برخی روایات، دو سوم دین بیان کرده اند. (1) زندگی هر یک از زن و شوهر منقسم به دو قسم است: 1- روابط داخلی و خانوادگی; 2- روابط خارجی و اجتماعی. بنابراین، زن صالح در خانواده وسیله تحقق سعادت مرد در نیمی از زندگانی او و مرد نیکوکار برای زن وسیله سعادت نیمی از روابط حیاتی اوست; زیرا ازدواج وسیله موفقیت هر یک از طرفین در مقدار زیادی از وظایف عبادی خواهد بود که در روایات ائمه اطهار علیهم السلام به نیمی از دین تعبیر شده است. ج - ضرورت های مذهبی ضرورت های مذهبی ازدواج از دوجنبه قابل بررسی اند: از جنبه آیات و از جنبه روایات. 1- ازدواج در آیات: این سؤال همواره مطرح بوده است که چرا خداوند انسان ها و یا حیوانات و حتی گیاهان را زوج آفرید؟ فلسفه زوجیت انسان ها، گیاهان و حیوانات چیست؟ در پاسخ به این سؤال، به اجمال می توان گفت که فلسفه زوجیت در انسان ها به ازدواج بازمی گردد. اما پس از آن، این سؤال مطرح می گردد که آیا ازدواج فقط برای تامین غریزه جنسی است؟ آیا برای شروع مسائل اجتماعی است؟ آیا برای ایجاد انس میان دو زوج مخالف با هم است؟ در پاسخ باید گفت که خیر، هدف از ازدواج این مسائل نیست. فلسفه ازدواج چیز دیگری است و آن امتداد نسل، بقای آن و اتمام ترکیبات عاطفی زن و مرد به دلیل تولید مثل می باشد، همان گونه در برخی از آیات به این مطلب اشاره شده است: خداوند در سوره نساء، آیه 7 می فرماید: «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء کثیرا و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیبا»; ای مردم، بترسید از پروردگار خود که شما را از یک تن آفرید و از او جفتش را بیافرید و از آنان مردان و زنان بسیاری گسترانید و بترسید از خداوندی که از او و از ارحام پرسش می شود. خداوند بر شما نگاهبان است. در آیه 11 سوره شوری نیز می فرماید: «فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام ازواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر»; او پدید آورنده آسمان ها و زمین است. برای شما از جفت خودتان همسرانی قرار داد و از جنس حیوانات نیز جفت هایی آفرید تا بر شما بیفزاید و نسل تکثیر پیدا کند. همانند او چیزی نیست. او شنوای بیناست. 2- ازدواج در روایات: اسلام در این زمینه، دو دسته را مخاطب قرار داده است و ازدواج را به آن ها توصیه می کند: 1- کسانی را که به قصد ارضای غریزه شهوت و محافظت از آلودگی ازدواج می کنند، ولی از پیدایش نسل جلوگیری می نمایند. 2- کسانی را که علاوه بر ارضای غریزه شهوانی، قصد تشکیل خانواده نیز دارند و در نتیجه، خواهان نسل هستند. اما به طور کلی، دسته دوم بیش تر مورد خطاب اند; زیرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه می شود. نظر به وجود منافع و اهمیت های ازدواج است که اسلام آن را تایید کرده و ضرورت آن را در درجه اول اهمیت و مورد تاکید قرار داده است. ضرورت های ازدواج ازنظر اسلام به قرار ذیل است: 1- محبوب ترین بنا: بنای تشکیل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن جا که هیچ سازمان و بنایی نزد خدا محبوب تر از آن نیست. لذا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج »; نزد خداوند هیچ بنایی محبوب تر از خانه ای نیست که از طریق ازدواج آباد گردد. (2) 2- عامل حفظ پاک دامنی و کسب اخلاق نیک: ازدواج از نظر اسلام وسیله ای برای پاک دامنی و پاک دامن زیستن است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج کن تا پاک دامن باشی (3) و در سخنی دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیکو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند. (4) در روایتی دیگر، به زنی که گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم کرد، فرمودند: «ازدواج برای حفظ عفاف لازم است.» (5) 3- عامل تکمیل دین: ازدواج غیر از ایجاد نظم در زندگی، وسیله ای برای حفظ و تکمیل دین است. بدان دلیل، ازدواج تکمیل کننده ایمان است که به وسیله آن، بسیاری از گناهان از وجود آدمی ریشه کن می شود و راه برای سعادتمندی او از هر سو فراهم می گردد. لذا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من تزوج فقد احرز نصف دینه »; (6) هر کس ازدواج کند نیمی از دینش را باز یافته است. در جای دیگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج فی حداثة سنه الا عج شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه »; (7) هر کس در ابتدای جوانی ازدواج کند شیطان فریاد می کند: ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ کرد. 4- موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامة »; (8) ازدواج کنید; زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت های دیگر در قیامت مباهات می کنم. (این که امروزه در کشور ما با توجه به احکام ثانویه، به مهار جمعیت حکم می شود مطلب دیگری است که این مختصر مجالی برای طرح آن نیست.) 5- موجب ازدیاد مسلمانان: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما یمنع المؤمن ان یتخذ اهلا لعل الله یرزقه نسمة تثقل الارض بلا اله الا الله »; (9) چه مانعی داردکه مؤمن زنی بگیرد تاخداوند فرزندی نصیبش کند که با کلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار کند؟ 6- موجب ازدیاد روزی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم » (10) ; روزی را به وسیله زن گرفتن زیاد کنید. در حدیث دیگری، امام رضا علیه السلام می فرمایند: «اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه »; (11) اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت کنید. در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من ترک التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله یقول: ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله »; (12) هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی ترک کندبه خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوندمی فرماید:اگر (زن وشوهر) فقیر باشندخدا هر کدام را از کرم خود بی نیاز می کند. بنابراین، در هر صورت، روزی زن و مرد با خداست. 7- نشانه پیروی از سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: حضرت علی علیه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزویج سنة رسول الله فانه کان یقول: من کان یحب ان یتبع بسنتی فان من سنتی التزویج »; (13) ازدواج کنید، ازدواج سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است. آن جناب می فرمودند: هر که می خواهد از سنت من پیروی کند، بداند که ازدواج سنت من است. 8- نشانه پیروی از سنت پیامبران علیهم السلام: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ثلاث من سنن المرسلین: العطر و اخذ الشعر و کثرة الطروقة »; (14) سه چیز از سنت های پیامبران است: استعمال عطر، ازاله موهای زاید و ازدواج کردن. 9- موجب جلب رضایت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من شی ء احب الی الله عز وجل من بیت یعمر فی الاسلام بالنکاح »; (15) هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست که خانه ای در اسلام به وسیله ازدواج آباد گردد. 10- موجب کسب طهارت معنوی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من احب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیلقه بزوجة »; (16) هر کس می خواهد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند باید هنگام مرگ متاهل باشد. 11- بهترین بهره و سود: امام رضا علیه السلام فرمودند: «ما استفاد امرء بعد الاسلام فائدة خیرا من امراة مسلمة ...»; (17) پس از ایمان به خدا، هیچ انسانی بهره ای بهتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است. 12- گشودن درهای رحمت الهی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر و عند نظر الولد فی وجه الوالد و عند فتح باب الکعبة و عند النکاح »; (18) درهای رحمت آسمان در چهار موقع گشوده می شود: 1- هنگام باریدن باران; 2- وقتی که فرزندی (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; 3- زمانی که در خانه کعبه گشوده می گردد; 4- در وقت اجرای عقد نکاح. (19) نهی اسلام از عزوبت و عدم ازدواج از نظر اسلام، ازدواج کاری مقدس و تجرد چیز پلیدی است. این بر خلاف نظر کسانی است که رهبانیت را پذیرفته اند و سعی دارند بدان جنبه ای مقدس دهند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: آن کس که این آیین و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد باید نسبت به سنت من پای بند باشد; یکی از سنت های من ازدواج است. (20) در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوی با تخلف از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و حتی از موازین اسلامی است. چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس زمینه و امکانی برای ازدواج داشته باشد و در عین حال، از آن سر باز زند از ما نیست. اسلام برخلاف رهبانان و تارکان دنیا، مجرد ماندن را نه تنها فضیلت نمی داند، بلکه آن را محکوم کرده و شدیدا از آن نهی فرموده است. زنی به حضور امام صادق علیه السلام رسید و گفت: من قصد ندارم شوهر کنم تا مرا نزد خدا فضلی باشد و اجر و ثوابی به من تعلق گیرد. امام صادق علیه السلام فرمودند: این سخن را رها کن; اگر تنها زیستن فضیلتی بود فاطمه علیها السلام، دختر پیامبر صلی الله علیه و آله، بر این فضل سزاوارتر بود. (21) بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسایل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشویی را محبوب و مقدس شمرده اند. اسلام نیز تجرد را زشت می شمارد و می گوید: «شرارکم عزابکم »; (22) بدترین شما کسانی هستند که در حال عزوبت اند. احادیثی که ازعزوبت نهی می کنند بسیارند، ازجمله روایات ذیل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: - ازدواج کن و گرنه از گنه کاران محسوب خواهی شد; «تزوج و الا فانت من المذنبین.» (23) - بیش تر دوزخیان عزب ها هستند; «اکثر اهل النار العزاب.» (24) - ازدواج کن، وگرنه از راهبان نصارا خواهی بود; «تزوج و الا فانت من رهبان النصاری.» (25) - ازدواج کن، وگرنه از برادران شیطان خواهی بود; «تزوج و الا فانت من اخوان الشیاطین.» (26) - بدترین افراد امت من عزب ها هستند; «شرار امتی عزابها.» (27) - دو رکعت نماز زن دار بهتر از یک روز نماز و روزه عزب است. «رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متزوج. » (28) خودداری از ازدواج عوارضی دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم: 1- خودداری از ازدواج زمینه را برای روابط جنسی نامشروع و غیر قانونی فراهم می کند که نمونه های آن را در کشورهایی که برای خود آمار و حسابی دارند، می بینیم. بدیهی است کودکی که به دور از عشق و بدون خواسته والدین یا در اثر یک ازدواج اجباری پدید آید هم مایه غم مرد است و هم موجب تنفر اجتماعی و این که آینده چنین کودکانی چه خواهد شد، به خوبی معلوم است. 2- خودداری از ازدواج موجب بیماری های وخیمی هم چون امراض تناسلی، ورم مفاصل و مانند آن می گردد و این مساله مورد تایید پزشکان امروزی است. 3- خودداری از ازدواج موجب از دست دادن گرمی و نشاط زندگی است. هر کس در دوران جوانی به ازدواج تن ندهد، در دوران پیری با رنج تنهایی مواجه خواهد شد. 4- خودداری از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد می گردد. افراد به سوی فساد اخلاقی سوق پیدا می کنند و درهای حیات آنان به دروغ، فحشا و بی بند و باری گشوده می شود. وجود غریزه در آدمی خود دلیلی بر ضرورت ازدواج و خودداری از آن، استقبال از خطرات خودآفرین و زمینه ای برای هجوم غم ها و نابسامانی هاست. «تهذیب نفس »; فلسفه بزرگ ازدواج زن و مرد لازم است در پرتو کانون گرم خانواده به تکامل برسند و همدیگر را با برخورداری از «صبر» و «شکر»، که دو رکن ایمان است، یاری کنند. شرع مقدس اسلام در تشکیل خانواده تنها به ارضای غریزه جنسی نظر ندارد، اگرچه این نکته مهم نیز جزئی از فلسفه ازدواج است و اسلام برای حفظ عفت عمومی در جوامع بشری، به دختران و پسران بالغی که نیاز به ازدواج دارند امر به پیوند و تشکیل خانواده کرده است، بلکه نکته مهم تری که اسلام از ازدواج و تشکیل خانواده دنبال می کند عبارت است از: «تهذیب نفس »; زیرا محیط خانه و کانون گرم خانواده را بهترین مکتب برای خودسازی و کسب کمالات می داند. حال اگر از این مکتب ارزنده و حیات بخش و انسان ساز درست استفاده نکنیم و یا آن را از هم بپاشیم، تقصیر از شارع مقدس اسلام نیست، بلکه خودمان مقصر هستیم که با عوامل گوناگون باعث سردی کانون خانواده یا از هم پاشیدگی آن شده ایم. خلاصه و نتیجه بحث از مجموعه بحث ها چنین نتیجه می گیریم که هدف از ازدواج در اسلام به مراتب، بالاتر و مقدس تر از آن است که تنها در حد کام جویی جنسی باشد; زیرا اگر چنین بود هیچ فرقی میان ازدواج انسان و جفت گیری حیوانات نبود و ازدواج مشمول این همه قوانین آسمانی و رهبری پیامبران علیهم السلام و راهنمایان قرار نمی گرفت. پس باید در آن اهداف مهم دیگری نیز وجود داشته باشد; از جمله: ایجاد، بقا و طهارت نسل، تکمیل و تکامل، مودت و صفا و از همه بالاتر، انجام وظیفه الهی. پیمان ازدواج پیمانی مقدس و الهی است. بدین سان، جز در سایه احکام الهی نمی توان آن را فسخ کرد. ازدواج امری اساسی و مهم است، باید در جامعه رشد و توسعه یابد تا افراد در سایه پای بندی بدان از بسیاری انحرافات و پیش آمدهای ناگوار مصون بمانند. آن کس که تن به تشکیل خانواده ندهد، هم به خود جفا کرده است و هم به فردی دیگر از جنس مخالف که پاک دامن در انتظار همتای مؤمن برای تشکیل زندگی و بهره مندی از نعمت و آسایش آن است. البته شکی نیست که در انتخاب همسر باید طرقی اندیشید تا زندگی زناشویی دچار نابسامانی نشود و کودکان پای به جهان نهاده حاصل آن دچار افسردگی و ماتم نگردند. پی نوشت: 1- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، ج 20، ص 17 2- میرزا آقا نوری طبرسی،مستدرک الوسائل،ج 14،ص 153 3- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 35. 4- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 103، ص 222 5- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 166. 6 و 7- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 17 8- میرزا آقا نوری طبرسی، پیشین، ج 14، ص 149 9 و 10- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 14 11-12-13-14-15-16-17- همان، ج 20، ص 28 / ص 42 / ص 15/ ص 103/ ص 16/ ص 18/ ص 40 18- میرزا آقا نوری طبرسی، پیشین، ج 14، ص 152 19- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 15 20- همان 21- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 103، ص 219 22و 23- همان، ج 1037 ص 221 24- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 20 25و26و27- میرزاآقا نوری طبرسی، پیشین، ج 14،ص 155 28- شیخ حر عاملی، پیشین، ج 20، ص 18 سایر منابع - سیدرضا پاک نژاد، ازدواج; مکتب انسان سازی، یاسر، تهران، بی تا - سید محمدتقی میرسعسعانی، یک روح در دو بدن، محمدی، تهران، بی تا - علی مشکینی، ازدواج در اسلام، ترجمه احمد جنتی، الهادی، قم، 1366 منبع: پایگاه حوزه
  9. irsalam

    کلیدهای ازدواج موفق

    کلیدهای ازدواج موفق [align=justify]زوجین، نه به این دلیل که یکی شدهاند، بلکه به دلیل شناخت واحترام زن و مرد از لحاظ ماهیتی کاملاً با یکدیگر متفاوتند، به گونهای که ظاهراً از دو سیاره جداگانه آمده اند. آیا یک زوج میتوانند به یکدیگر بسیار نزدیک شوند؟ و آیا این نزدیکی بیش از حد میتواند به جدایی آنها بیانجامد؟ تحقیقات علمی جدید ثابت کرده است که وقوع این جدایی بسیار محتمل است. چنان چه زوجین مراحل متفاوت متغیر ازدواج را به درستی درک نکنند، امکان بروز جدایی امری دور از ذهن نیست. به علاوه، از آن جا که مغز انسان در طول زندگی زناشویی دستخوش تغییرات طبیعی میگردد، از این رو پیشبینی زمان جدایی نیز بسیار ساده است. درک، رویارویی و برخورد منطقی با این تغییرات طبیعی توسط زوجین، نه تنها ضامن بقای ازدواج آنهاست بلکه شکوفایی و تعالی آن را نیز به همراه خواهد داشت و عکس آن چه ذکر شد به جدایی خواهد انجامید. نحوه تأثیرگذاری مغز زن و شوهر بر ازدواج چگونه است؟ طبق تحقیقات مایکل گورین که بیش از 20 سال به طول انجامید، مغز انسان در جریان مراحل مختلف ازدواج تغییرات زیادی را تجربه میکند. همین تغییرات مغزی سبب ایجاد تغییرات رفتاری میگردد. ادراک صحیح این تغییرات همان کلید دستیابی به ازدواج موفق است. مرحله اول: عشق وقتی زن و شوهر احتمالی با یکدیگر آشنا میشوند و رابطه عاطفی بین آنها برقرار میشود، مغز آنها وارد مرحله «عاشق شدن» میگردد. در این مرحله، بدن آنها مادهای موسوم به فرومونز (pheromones) تولید میکند. به عنوان مثال، هنگامی که زن و مرد به یکدیگر نگاه میکنند، خود را به هم بسیار نزدیک و وابسته میبینند و احساس میکنند که یک روح در دو جسماند. در این میان هورمون اکسیتوسین نقش بسیار مهمی ایفا میکند. این هورمون را "ایجاد وابستگی" نیز مینامند. این همان هورمونی است که در بدو زایمان مادر در بدن او ترشح میشود و عامل به وجود آمدن وابستگی عمیق مادر به نوزادش است. به همین دلیل این هورمون، زن و مردی را که عاشق یکدیگر هستند، به هم وابسته میسازد. اکسیتوسین باعث میشود که طرفین رابطه رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را نبینند. درست نظیر مادری که از گریههای نیمه شب کودک خود یا چنگ کشیدن او بر صورتش نمیرنجد. اما این مرحله نیز پایان خواهد یافت و مراحله بعدی شروع میشود. مرحله دوم: دلسردی چندین ماه یا حتی یک سال پس از ازدواج، هورمونها و شیمی مغز دچار تغییراتی میگردند. بخش در مغز به وجود نقاط ضعف در زندگی مشترک پی میبرد. در این مقطع است که زن و شوهر به راحتی از رفتارهای یکدیگرناراحت می شوند. اگر زوجین در مرحله اول با یکدیگر ازدواج کرده باشند، در مرحله دوم نسبت به انتخاب خود دچار شک و تردیدی جدی خواهند شد. در این جا به یکی از موارد رایج اشاره میکنیم. مرد روی مبل دراز کشیده و در حال تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود است. زن به واسطه این موضوع که همسرش در حال تماشای تلویزیون بوده و به او توجهی نمیکند، ناراحت میشود. زن احساس طردشدگی میکند خصوصاً آن که شوهرش مانند سابق به او محبت نمی کند. از طرف دیگر، شوهر نیز از این شرایط راضی نیست. او نیز نمیداند چرا همسرش دائماً او را به خاطر موضوع کوچکی سرزنش میکند. آنها سالهاست که با هم زندگی میکنند، ممکن است که بچهدار نیز شده باشند. شوهر با خود فکر میکند «دیگه به چی احتیاج داره؟» او میداند که مشکلی در رابطه وجود دارد. اما نمیداند چگونه آن را حل و فصل کند. شیمی مغز مربوط به مرحله اول به تدریج دچار تغییراتی شده است. در این مرحله، زوجین به سادگی در مییابند که ازدواج آنها با مشکلی روبهرو شده است و با خود میگویند که «این آدمی نیست که من باهاش ازدواج کردم». اما به یاد داشته باشید که این مرحله کاملاً طبیعی است و این دلسردی ناشی از تغییرات شیمیایی بدن است. مضافاً آن که گذر از این مرحله، به منظور همگام کردن دو دیدگاه متفاوت، الزامی است. مرحله سوم: قدرت نمایی زن و شوهری که مرحله دلسردی را پشت سر میگذارند معمولاً وارد مرحله سوم میشوند.این مرحله قدرتنمایی نام دارد. به منظور مقابله با دلسردی، زوجین تلاش میکنند تا با تغییر درفردمقابل او را به مرحله اول بازگردانند؛ اما این کار بیهوده است. به همین دلیل، تلاش زوجین درتغییریکدیگر، به پیچیدگی مشکل آنان دامن میزند. اما آن چه مسلم است این است که شیوه تفکر، عملکرد و رفتار زن و مرد متفاوت است. این بخش دردناکترین قسمت ازدواج است. اما زوجین که در این مرحله باقی میمانند باید بدانند که تفاوت های مغزی آنان خود کلیدی در رسیدن به ازدواج موفق است. باید به خاطر داشت که مرد،مرد است و زن، زن. آنها دو روح در دو جسم کاملاً جدا از یکدیگر هستند. پس از تضعیف عشق، شوهر به فعالیتهای مستقل بیشتری احتیاج پیدا میکند و زن نیز به تقویت ارتباط با دوستان خود روی میآورد. بر اساس تحقیق گورین، یکی از دلایل که مردان و زنان در مرحله قدرت نمایی یکدیگر را سرزنش میکنند، عدم درک و تعریف مشترک از مفهوم استقلال در زندگی زناشویی است. بسیاری از طلاقها در هفتمین یا هشتمین سال پس از ازدواج روی میدهند. درست زمانی که زوجین سعی در «تغییر» یکدیگر دارند. اما، طبیعت به ما اجازه بازگشت نمیدهد، طبیعت رو به جلو حرکت میکند و ما هم ناگزیر به حرکت با او هستیم. مرحله دیگری در انتظار زوجین است اما برای رسیدن به آن، آنها باید بیدار شوند. مرحله چهارم: بیداری طی مراحل عشق، دلسردی و قدرتنمایی، زن و مرد به یکدیگر بسیار نزدیک میشوند. حال آن که غالب زوجها به این موضوع توجهی ندارند. در حقیقت، که به حدی به یکدیگر نزدیک میشوند که هر یک فردیت فرد مقابل را نادیده میگیرند. مرد نیازهای عاطفی، هیجانی و توجه زن به کارهای خانه بیهوده تلقی میکند. از سوی دیگر، زن نیز عادات، سرگرمیها، پرکاری و استقلال خواهی مرد را خودخواهانه و زنگ خطری برای ازدواج ارزیابی میکند. در این مرحله، زوجین بیدار میشوند. آنها در مییابند که نزدیکی آنها بسیار غیرمنطقی و خارج از چارچوب بوده است و این که باید از نظر روانشناختی از یکدیگر جدا شوند. به عنوان مثال، مرد ممکن است در قبال رفتار ناراحت کننده همسرش سکوت اختیار کند. زن نیز ممکن است به دلیل انجام کارهای خانه، از رفتن به میهمانی شام صرف نظر کند. در نهایت، مرد متوجه میشود که حق با زن است. اگر زن و مردی در ارتباط خود همدیگر را یاری نکنند، ارتباط به شکست میانجامد. از سوی دیگر زن نیز حق را به جانب خود میبیند، اگر استقلال کافی در رابطه وجودنداشته باشد، ارتباط با مشکل مواجه خواهد شد. وقتی زوجین از یکدیگر فاصله میگیرند، رابطه قوی که در ابتدا وجود داشت، کمرنگ میشود. ضمناً نزدیک بیش از اندازه به گونهای که هر یک فردیت دیگری نادیده بگیرد، پیامدی مشابه را به همراه خواهد داشت. مرحله پنجم: ازدواج مادامالعمر با ایجاد توازن در نحوه ارتباط زن و مرد ازدواج نیز به توازن خواهد رسید. قدرتنمایی از بین میرود و یک ارتباط رشد یافته و بالغ، زن و مرد را به یکدیگر پیوند میدهد. در این شرایط، آنها ضمن آن که به هم نزدیکند، از هم جدا هستند؛ به همین دلیل آن را ارتباط متوازن مینامند. دراین حالت، زوجین نه به این دلیل که یکی شدهاند، بلکه به دلیل شناخت و احترام به فردیت یکدیگر، در کنار هم زندگی میکنند. چگونگی رشد صمیمیت و نزدیکی زن و شوهر خوشبخت به منظور در کنار یکدیگر ماند، کارهای عادی و روزمره انجام میدهند. مانند رفتن به میهمانیهای خانوادگی، مکالمه تلفنی یا ارسال ایمیل در مواقعی که یکی از آنها در سفر است. این فعالیتها در استوار نگهداشتن ستون ازدواج بسیار مؤثر است. زن و شوهر باید به نسبت به همدیگر مهربان و مبادی آداب باشند. هیچ کس به اندازه همسر شایسته مهربانی و احترام نیست. افراد بالغ میدانند که یک ازدواج موفق مرهون مهربانی متقابل است. زوجین باید در حل اختلافات خود بکوشند و از رشد این اختلافات جلوگیری کنند. قطعاً در مقاطعی عصبانی شده و بحث میکنند اما نهایتاً باید ضمن عذرخواهی به حل مشکل بپردازند. چگونه جدایی روانشناختی راحفظ کنیم؟ زوجین باید این واقعیت را بپذیرند که زن و مرد از نظر ماهیت متفاوتند. شاید مرد از این که همسرش کانال تلویزیون را هنگامی که در حال دیدن برنامه مورد علاقهاش میباشد، عوض کند، ناراحت شود. به جای عصبانی شدن، زن باید اهمیت تماشای تلویزیون را توسط همسرش درک کند. زن نیز دوست دارد تا راجع به احساسات خود با همسرش صحبت کند. پس مرد هم باید زمانی را به این خواسته زنش اختصاص میدهد. ممکن است زوجین دوستانی داشته باشند. عموماً زن و مرد دوستان مختص خودشان را دارند. آنها باید یکدیگر را در حفظ روابط با دوستانشان تشویق و ترغیب کنند. شوهر باید بداند که اگر چه بهترین دوست همسرش است، اما زن او هنوز برخی از نیازهای احساسی خود را از طریق دوستان خود تأمین میکند. هم چنین زن نیز باید به روابط همسرش با دوستان خود احترام متقابل بگذارد. زوجین باید به یکدیگر اجازه داشتن تفریحات و سرگرمیهای خود را بدهند و هر یک برای مکان، زمان و نوع فعالیت یکدیگر ارزش و احترام قائل شوند. در سایه همین فعالیتهاست که شادی و استحکام ازدواج تضمین میشود. باید بدانیم که با گذشت زمان، احساسات ما نسبت به همدیگر تغییر میکند و این تغییر کاملاً طبیعت است مغز انسان مسئول این تغییرات است و مقابله با این تغییرات کاری بیهوده است. در عوض، هر کس باید با شناخت صحیح این تغییرات، روش دستیابی به ازدواج موفق را بیاموزد. باید بدانیم که انسان مخلوق طبیعت است و طبیعت نیز قانونمند و خردمندانه عمل میکند. صدیقه محقق منبع: محقق، صدیقه.کلیدهای ازدواج موفق.1384. روزنامه همشهری. سال چهارم، شماره 3897. [/align] منبع : سامانه آموزش الکترونیکی ازدواج جوانان
  10. irsalam

    رسم و رسوم ازدواج ( طنز )

  11. حضرت معصومه در یك نگاه حضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذیقعده 173 در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر گرامیاش نجمه خاتون است. او از كودكی تا جوانی تحت تربیت پدر بزرگوارش و برادر مكرّمش حضرت رضا(ع) قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسشهای مراجعان به مقامی رسید كه مدال افتخار فداها ابوه از پدر خود دریافت داشت. بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامهای را به وسیله یكی از غلامان خویش برای خواهرش فرستاد كه با رسیدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده سفر گشت.[1] آن حضرت در سال 201 هجری به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادی، قاسم، زید) و تعدادی از برادرزادگان و كنیزان روانه خراسان شدند.[2] هنگامی كه موكب حضرت معصومه(س) به ساوه رسید، عدهای از دشمنان اهل بیت، به اشاره مأمون عباسی راه را بر آنان بستند و در یك درگیری نابرابر، تمام برادران و بیشتر همراهان او به شهادت رسیدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولی بر اثر مسمومیت[3] بیمار گشت. در روز 23 ربیع الاوّل 201 هجری فاطمه معصومه(س) وارد قم شد و ناقه حضرت در محلی كه امروز به نام میدان میر نامیده میشود، زانو به زمین زد و این افتخار نصیب موسی بن خزرج ، بزرگ اشعریان، شد تا هفده روز میزبان دختر، خواهر و عمه امام باشد. آن بانو سرانجام در روز دهم ربیع الثانی 201 هجری از دنیا رحلت كرد و با تجلیل فراوان مردم قم، و به وسیله دو فرد ناشناس، به خاك سپرده شد.[4] اهمیت ازدواج در اسلام پیش از ورود به مبحث اصلی این مقاله، باید یاد آورشویم كه در اسلام بر امر ازدواج تأكید و سفارش فراوان شده است؛ تا آنجا كه در قرآن، این معجزه ماندگار الهی، آیات متعددی در این باره وجود دارد؛ از جمله میفرماید: )وَأَنْكِحُوا اْلأَیامى‏ مِنْكُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیم([5]؛ باید مردان بی زن و زنان بیشوهر و كنیزان و بندگان خود را به نكاح درآورید. اگر آنان فقیر باشند، خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز خواهد ساخت؛ زیرا خداوند وسعت دهنده و داناست. خداوند در آیه دیگری میفرماید: و از نشانههای او (خداوند) اینكه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در كنار آنها آرامش یابید و در میان شما مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانههایی است برای گروهی كه تفكر كنند. در روایات نیز تعبیرات تأمل برانگیزی دربارة ازدواج آمده است كه به راحتی نمیتوان از كنار آن گذاشت. پیامبر اكرم(ص) فرمود:اَلنِّكاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلیس مِنّی[6]؛ ازدواج سنت من است؛ هر كس از سنت من رو بگرداند، از من نیست. زنی به امام باقر(ع) عرض كرد: من زن تارك دنیا هستم. حضرت فرمود: منظورت از ترك دنیا چیست؟ عرض كرد: نمیخواهم هرگز ازدواج كنم. حضرت پرسید: چرا؟ عرض كرد: دنبال كسب فضیلت هستم. حضرت فرمود: از این كار دوری كن. اگر در این كار فضیلتی بود، فاطمه از تو به آن سزاوارتر بود. هیچ كس نیست كه در فضیلت بر او سبقت گیرد.[7] آن حضرت در جای دیگر فرمود: ما بُنی فِی الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِی اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزویجِ[8]؛ هیچ بنای در اسلام محبوبتر و عزیزتر از ازدواج در نزد خداوند نیست. از طرف دیگر، عزب بودن و مجرد زندگی كردن به شدّت نكوهش شده است. پیامبر اكرم(ص) فرمود: شَرارُكُمْ عُزَّابُكُمْ، رَكْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَیرٌ مِنْ سَبعینَ ركْعَةً مِنْ غیرِ مُتَأهِّلٍ؛[9] بدترین شما، عزبها (و بی همسران) هستند. دو ركعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد ركعت نمز غیر متأهل. حال این پرسش رخ مینماید كه حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهیای كه از دستورهای اسلام و سنّت پیامبر اكرم(ص) داشت، چرا ازدواج نكرد و تشكیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفتهاند كه روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممكن است بهانهای برای فرار از ازدواج باشد. این نكته را هم اضافه كنیم كه نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نكرد، بلكه هیچ یك از دختران موسی بن جعفر ازدواج نكردند. بررسی نظریات مختلف احتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نكردن آن حضرت بیان شده است كه به برّرسی و صحت و سقم هر یك میپردازیم. 1. وصیت موسی بن جعفر(ع) یكی از احتمالات كه در واقع یكی از پاسخها به پرسش فوق است، این است كه خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت كرده تا ازدواج نكنند! ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و 23 دختر، پسران عبارت بودند از : علیرضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان. موسی بن جعفر وصیت كرد كه دخترانش شوهر نكنند و هیچ كس از آنان شوهر نكرد، مگر ام سلمه كه در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در اینباره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا كه قاسم قسم خورد كه جامه از وی دور نكرده است و جز آنكه عقد موقتی بسته شده برای محرمیت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.[10] در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیرة امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمیشود. ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است كه یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور میكنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل كرده كه آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و ... را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیتی ... اَوصَیتُ بها اِلی عَلَی اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یزَوِّجَ أختَهُ فَلَیسَ لَهُ اَنْ یزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِكَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْكِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یتْرَكَ تَرَكَ...[11]؛ شاهد میگیرم آنها را كه این وصیت من است كه به فرزندم علی وصیت كردهام... (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) كه یكی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه كاری برای آنها انجام دهد، مگر اینكه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین كاری اقدام كنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه كردهاند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاهتر است. اگر خواست به كسی شوهر دهد، شوهر میدهد و اگر خواست رد كند، رد میكند. در این وصیتنامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام میدارد كه حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر كاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت كنند و هر فردی را كه علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج كنند؛ چرا كه آن حضرت به مسائل ازدواج آگاهتر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترك ازدواج دختران موسی بن جعفر و خواهران حضرت رضا(ع) نیست؛ سخن در این است كه بر ازدواج آنان حضرت رضا(ع) باید نظارت داشته باشد. بنابراین نظریه یعقوبی بیاساسی است و نمیتوان بر آن اعتماد كرد و به همین جهت، برخی محققین صریحاً سخن یعقوبی را مجعول و بی اساس دانستهاند.[12] 2. همتا نداشتن نظریه دوم این است كه دختران حضرت موسی بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه(س) از نظر كمال علمی و معنوی در حد بالایی قرار داشتند و كسی همسنگ و همسر آنها پیدا نمیشد و یكی از اموری كه در تزویج دختر مورد توجه قرار میگیرد، هم كفو بودن است. این نظریه نیز نمیتواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده كه دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلكه آنان، هم در قول، و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه ركفو یكدیگر میدانستند. از پیامبر اكرم(ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمود: هر گاه كسی به خواستگاری دختر شما آمد كه دینداری و امانتداری او را میپسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا میشود.[13] ثانیاً، در عصر امام كاظم(ع) جوانان شایستهای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و نیز در میان شیعیان افرادی وجود داشتند كه میتوانستند همسران مناسب برای آنان باشند. 3. اختناق هارونی احتمال و نظریه سوم آن است كه اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران، چنان شدید بود كه حتی كسی جرئت نداشت برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع) مراجعه كند، تا چه رسد به اینكه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد؛ چرا كه همین ارتباط نسبی زمینهای را فراهم میساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد. البته با اینكه هارون در مواردی تظاهر به دینداری میكرد، ولی ستمگری بیرحم بود. یكی از مورّخین میگوید:هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشك میریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالمتر بود.[14] و همین مرد دو هزار كنیز داشت كه سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانی و رقص و خنیاگری بودند.[15] شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و كسانی چون علی بن یقطین در تقیه به سر میبردند و كوچكترین حركاتشان زیر نظر بود. نمونه بارز آن داستان لباسی است كه هارون به علی بن یقطین داد. این لباس ویژه خلفا بود و علی بن یقطین آن را به موسی بن جعفر(ع) اهدا كرد. حضرت آن را قبول نكرد و فرمود: این لباس را نگهدار و از دست مده؛ زیرا در حادثهای كه برایت پیش میآید، به كار میآید. چندی بعد یكی از خدمتگزاران علی بن یقطین، نزد هارون شكایت كرد و گفت: لباس مخصوص را به موسی بن جعفر اهدا كرده است. هارون بلافاصله او را احضار كرد و از لباس پرسش كرد. او گفت: آن را در بقچهای نگه داشتهام. هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد. وقتی كه نگاهش به لباس افتاد، گفت: بعد از این هرگز سخن سعایت كنندهای را درباره تو باور نخواهم كرد.[16] این گونه قضایا نشان میدهد كه ارتباط موسی بن جعفر(ع) كنترل میشد و از طرفی زندانی شدن امام نیز، انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را كاهش میداد. بعد از شهات امام وحشت بیشتری بر مردم حاكم شد و حضرت رضا(ع) نیز تحت نظر قرارگرفت. در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یك سال، حضرت معصومه(س) و جعمعی از برادران او به خراسان حركت كردند، اما در راه، حضرت معصومه(س) پیش از دیدن برادر، دار فانی را وداع كرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت. بنابراین راز عدم ازدواج حضرت معصومه و خواهران او را نه در وصیت پدر باید جستجو كرد و نه در نبود همسر متناسب و هم كفو، علت آن، وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی بود كه باعث شد احدی جرئت نكند به راحتی به خانه موسی بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد. از طرف دیگر، زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او، و احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دورافتادن از خواهران، مزید بر این علت بود. حسن ختام سخن را با معرّفی برخی كتب درباره زندگانی كریمة اهل بیت حضرت معصومه(س) به پایان میبریم: 1. احوالات حضرت معصومه،محمد حسین مفلس، مخطوط. 2. انوار المشعشعین، شیخ محمد علی بن حسن كاتوزیان تهرانی، 1327 هجری، 243صفحه. 3. بارگاه حضرت معصومه، بیژن سعادت، چاپ 1977، فلورانس ایتالیا. 4. بارگاه حضرت معصومه، نشریه شهرداری قم، 73 صفحه. 5. بدر فروزان، عباس فیض، 1364 هجری، قم، 452 صفحه. 6. تاریخ مشاهیر و قبور واقعه در بلدة قم، افضل الملك، 1348 هجری، 72 صفحه. 7. التحفة الفاطمیة الموسویه، محمدعلی كچوئی قمی، 1320هجری. 8. تربت پاكان، سید حسین مدرسی طباطبائی، 1355، دو جلد، 1238صفحه. 9. تعزیه حضرت معصومه، صادق همایونی، مجله كاوه شماره 41 و 42، 1352، مونیخ. 10.چكامه، عباسخان افشار متخلص به پریشان، موجود در كتابخانه آستانه. 11.حیات حضرت معصومه قم، سید حیدر مهدی، 1983، حیدرآباد، 100صفحه. 12.حیات الست، شیخ مهدی منصوری، م 1406، چاپ 1380 ه، قم. 13.زندگانی حضرت معصومه، محمد شیرین كلام، چاپ قم. 14.فاطمه بنت الامام موسی الكاظم، محمد هادی امینی، 1405ه، قم، 160صفحه. 15.فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر، سید محمد باقر ابطحی، 1409ه. 16.معصومه قم، سید تقی طباطبائی قمی، 1365، 48 صفحه. 17.ودیعة آل محمد فاطمه معصومه، محمد صادق انصاری، 1414ه، قم. 18.وسیلة المعصومیه، میرابوطالب مشهور به سید بیوك واعظ تبریزی، 106صفحه. 19.زندگانی حضرت معصومه و تاریخ قم، سید مهدی صحفی، 1390ه، قم، 132صفحه. 20.بارگاه حضرت معصومه تجلیگاه فاطمه زهرا3، سید جعفر میر عظیمی، انتشارات مشهور، 229صفحه. 21.تاریخچة قم و حضرت معصومه، محمد محمدی اشتهاردی، 96صفحه. 22.حضرت معصومه و شهر قم، محمد حكیمی، 1365 مشهد، 135صفحه. 23.در حریم حضرت معصومه، علی اكبر مهدیپور، 1415، قم. 24.زندگینامة حضرت معصومه، محمد محمدی اشتهاردی، 1350، 218صفحه. 25.چهل حدیث قم و حضرت معصومه، محمود شریفی، نشر معروف، 13صفحه. 26.كریمه اهل بیت، علی اكبر مهدیپور، 1415ه، 536صفحه.[17] 27.نگین قم، جواد محدثی، 1380ش، 80صفحه. پی نوشت: [1] . من لا یحضره الخطیب، ج 4، ص 461، به نقل از بارگاه فاطمه معصومه، سید جعفر عظیمی، ص30. [2] . بارگاه فاطمه معصومه، سید جعفر عظیمی، ص31؛ كریمه اهل بیت، ص174. [3] . الحیاة السیاسیه للامام رضا، سید جعفر مرتضی عاملی، ص 428. [4] . بحارالانوار ، ج 48، ص 290؛ تاریخ قم ، ص 213. [5] . نور / 32. [6] . بحارالانوار، دارالكتب الاسلامیه، ج 103، ص 220، حدیث 23؛ منتخب میزان الحكمه، محمدی ری شهری، دارالحدیث، ص233، حدیث 2774. [7] . بحارالانوار، دارالكتب الاسلامیه، ج 103، ص219 ، حدیث 13. [8] .همان. [9] . منتخب میزان الحكمه، ص 233؛ كنزالعمال، متقی هندی، روایت 44448. [10] . تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب (ابن واضح)، وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج 2، ص 421. [11] . بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 48، ص276 ـ 280؛ عیون الاخبار، ج 1، ص 26؛ عوالم، ج 21، ص 475؛ اصول كافی، ج 1، ص 317. [12] . ر. ك : حیاة الامام موسی بن جعفر، قرشی، ج 2، ص497. [13] . منتخب میزان الحكمه، ص234؛ بحارالانوار، دارالكتب الاسلامیه، ج 103، ص237، حدیث25. [14] . الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج5، ص241. [15] . تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه علی جواهر كلام، مؤسسه امیركبیر، ص162. [16] . الارشاد، شیخ مفید، بصیرتی قم، ص 293؛ شبلنجی ، نورالانوار، ص 150، با اختصار. [17] . ر.ك: بارگاه فاطمه معصومه، همان، ص 219ـ229.
  12. سرويس جديد گوگل براي تسهيل در ازدواج [align=justify] زوجهاي جوان كه قصد برگزاري مراسم ازدواج خود را در سر دارند ميتوانند با رجوع به وب سايت google.com/wedding به ابزارهاي بهتري جهت برنامهريزي مراسم ازدواج خود دست يابند. به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران در اين وب سايت چندين الگو در خصوص جنبههاي مختلف مراسم ازدواج وجود دارد. اين سرويس به زوجهاي جوان امكان مي دهد تا وب سايت شخصي ازدواج خود را براي اطلاع رساني به خانواده ودوستان راه اندازي كنند. سرويس جديد گوگل همچنين اين امكان را فراهم ميكند تا عروس و داماد با استفاده از ابزار تدوين عكس picnik عكسهاي خود را تدوين نمايند. علاوه بر اين الگوهايي براي فهرست مهمانها، نوع غذا و نوع موسيقي وجود دارد كه به بهتر برگزار شدن مراسم ازدواج كمك ميكند [/align]
  13. تکرار این جمله خالی از لطف و لزوم نخواهد بود که: اگر می خواهید ازدواج دائم به ازدواج موقت و ارتباط پایدار به ارتباط ناپایدار نینجامد، کی و چه زمانی ازدواج کردن (با تمامی محورها و مشخصه های آن) را به خاطر بسپارید و در ذهن و زندگی خود پیاده کنید. کم نیستند افرادی که صرف نظر از رویکرد دینی و اجتماعی و حتی جنسیتی، ازدواج موقت را زیر سوال برده و گاهی بدون تحقیق و پژوهش در مورد پیش شرط ها و ضوابط شرعی و قانونی و عرفی ازدواج موقت، این نوع از ازدواج و ارتباط بین گروههای غیرهمجنس را زیر تیغ نقد و حتی نفی برده و آن را یکی از عوامل زمینه ساز تبعیض جنسیتی علیه بانوان و نابود کننده زندگی زناشویی در جوامع دینی به شمار می آورند. جالب اینجاست که در میان مخالفان ازدواج موقت روشنفکران مغرب زمین و فمنیست ها و مدافعان حقوق زنان در جهان از جایگاه ویژه ای برخوردارند، آنان که روابط آزاد و بدون مهار و محدودیت زنان و مردان در خارج از نهاد خانواده را مجاز دانسته و حتی بعضاً همجنس بازی را قانونی و مطابق خواست اکثریت می دانند، ازدواج موقت را نابود کننده ازدواج دائم قلمداد می کنند. اشتباه نکنید در این مقال در پی تجزیه، تحلیل و تأیید یا ترویج ازدواج موقت نیستیم. در این اجمال به این سوال پاسخ خواهیم داد که چرا ازدواج های دائم هم به ازدواج های موقت مبدل شده اند؟ چرا زنان و مردانی که عهد می بندند که به پای هم پیر شده و استوار و پایدار و با مودت و رحمت و صداقت به زندگی دائم با هم پای بند باشند؛ دیری نمی پاید که هر یک به نوعی تعهدات خود را زیر پا نهاده، وظایف و تکالیف شرعی و قانونی خود را به حاشیه رانده و ازدواج دائم را به ازدواج غیردائم مبدل می کنند؟ چرا حدود 75 الی 80 درصد طلاق ها از آنِ زوج های جوان است؟ مگر ارتباطات و وسایل و زمینه های ارتباطی افزایش نیافته؟ مگر امکانات رفاهی در مقایسه با گذشته نه چندان دور از رشد قابل توجهی برخوردار نشده؟ چرا ازدواج های دائم، موقت شده اند؟ مگر نه این است که زن و شوهر جوان با هزار و یک امید در کنار هم سر سفره عقد می نشینند و با قرآن، آب و آئینه و عسل و نقل و نبات آغاز یک زندگی دائم را در ذهن و ضمیر ثبت و ضبط می کنند؟ چه عوامل و زمینه هایی، بذر تلخی و تنش و طلاق رسمی(دادگاهی) و غیررسمی (مرگ عاطفی) را فراهم می سازند. و ازدواج دائم را به ازدواج موقت تنزل می دهند. ازدواج های دائمی که عمرشان به 7،8 سال نرسیده جوانمرگ می شوند. مرگ زودرس عاطفه ها و علاقه ها از تلخ ترین و گزنده ترین آسیب ها و آفت های نهاد خانواده و روابط زناشویی محسوب می شود. آمار طلاق نگران کننده است. در جوامع شهری (کلان شهرها) آمار طلاق رسمی بیش از 20 درصد و آمار طلاق غیررسمی (طلاق عاطفی) چند برابر این رقم می باشد. امام باقر(علیه السلام) فرموده است: مصیبتی از این سخت تر نیست که جوان مسلمانی دختر برادر مسلمانش را خواستگاری کند و پدر جواب دهد: معذرت می خواهم، تو از جنبه مالی در رتبه ی من نیستی. برای پیشگیری از رشد آمار طلاق و برای دائمی شدن همه ازدواج های موقت و ناپایدار چه باید کرد؟ به عبارتی دیگر عوامل تحکیم بنیاد خانواده کدامند؟ برای پاسخ به سوالات مذکور محورهای ذیل را با هم مرور می کنیم. کی و چه زمانی ازدواج کنیم؟ می گویند زندگی و ازدواج پایدار و عاشقانه محصول انتخاب و گزینش عاقلانه است و قبل از انتخاب عاقلانه باید خود را به مقام همسر شدن و انتخاب همسر برسانیم. از کجا بدانیم که به مقام همسر شدن رسیده ام؟ برای هر مقامی مدرک، کتاب و کلاس و استاد لازم است. برای رانندگی، خیاطی، آشپزی، مرغداری، پزشکی، مهندسی و ... باید درس بخوانیم و مراتب و مدارجی را طی کنیم، برای ورود به دانشگاه باید سالها درس بخوانیم و از سدّ کنکور عبور کنیم. برای وارد شدن به دانشگاه و آموزشگاه بنیادین خانه و خانواده، چه درک و مدرکی لازم است؟ چه فرآیندی را باید طی کنیم؟ متاسفانه اینجا خانواده تنها جایی است که اغلب چنین می انگارند که: نیازی به جواز صلاحیت و داشتن درک و مدرک و معیارهای لازم نیست. در حالی که در آموزه های دینی، بویژه در توصیه های ماندگار معصومین علیهم السلام، نکات مهم و سرنوشت سازی درباره زمان ازدواج و انتخاب همسر مورد تاکید واقع شده است که جهت رعایت اصل اختصار در نگارش به چند نمونه کوتاه اکتفا می شود. 1- زمانی ازدواج کنید که بتوانید به عنوان یک مسلمان واجبات را انجام داده، محرمات را ترک کنید. کسی که به دین و احکام الهی بی اعتنا باشد به نیازها و خواسته های همسر خود نیز بی اعتنا بوده، قطعاً شایستگی مهار و مدیریت زندگی زناشویی را نخواهد داشت و صرفاً بار سنگینی را بر دوش خود و همسرش هموار خواهد نمود. در اهمیت و ضرورت توجه به این اصل مهم همین بس که امام باقر(علیه السلام) فرموده است: مصیبتی از این سخت تر نیست که جوان مسلمانی دختر برادر مسلمانش را خواستگاری کند و پدر جواب دهد: معذرت می خواهم، تو از جنبه مالی در رتبه ی من نیستی.(1) چه خوب فرموده است رسول گرامی اسلام که "از آزردن والدین بپرهیزید به درستی که بوی بهشت از هزار سال راه استشمام می شود ولی عاق والدینی و قاطع رحم آن را نمی یابند. به عبارتی ساده تر همین که جوانی مسلمان پایبند به شرع مقدس اسلام به خواستگاری دختری مسلمان آمد نباید با ازدواج آن دو مخالفت ورزید. 2- زمانی باید ازدواج کنید که به بلوغ جسمی و عقلی رسیده باشید. در اسلام سن خاصی برای ازدواج توصیه نشده است. آنچه مهم است رسیده به بلوغ جسمی و توانایی در تولید نسل و بلوغ عقلی یعنی تمییز خوبی ها از بدی ها و سلامت فکری و ذهنی است. 3- اگر هم اکنون پسر و دختری که با والدین شان زندگی می کنند، می توانند با رعایت موازین و وظایف خود دو برابر پدر و مادر، بویژه مادر خود، دعای آنان را بدرقه راه خود کنند و در برابر خواسته های مشروع آنان سر تسلیم فرود آورند. صلاحیت ازدواج را دارا می باشند. پسر و دختری که زحمات و ریاضت های والدین را که سالیان متمادی برای رشد و بالندگی فرزندان خود سختی ها و کاستی های زیادی را تحمل نموده و از آرامش و آسایش خود گذشته اند تا موجبات آرامش و آسایش فرزندان خود را تامین نمایند، زیر پا بگذارند، حتماً و قطعاً همسر خود را زیر پا له خواهند کرد. پسری که امروز از انجام و تامین کوچکترین خواسته های مادر سر باز می زند، فردا از تامین مهمترین و اصلی ترین نیازها و خواسته های همسر نیز سر باز خواهد زد. اگر چه قبل از ازدواج برای تأمین نیازهای غریزی، احساسی و عاطفی خود با دادن وعده ها و قول های آرمانی و مورد پسند همسر آینده اش، و حتی گاهی درگیر شدن با خانواده و خویشانش در پی رسیدن به فرد مورد علاقه اش باشد. چه خوب فرموده است رسول گرامی اسلام که "از آزردن والدین بپرهیزید به درستی که بوی بهشت از هزار سال راه استشمام می شود ولی عاق والدینی و قاطع رحم آن را نمی یابند.(2) و همچنین تاکید فرمود: کسی که والدین خود را بیازارد مرا اذیت کرده و کسی که مرا بیازارد خدای را آزرده و آزارکننده ی خدا، ملعون است.»(3) از امیر مومنان علی(علیه السلام) نقل شده است که: محزون ساختن پدر و مادر از عقوق است. نه تنها آزردن والدین از گناهان کبیره است بلکه در آیات 7 سوره عنکبوت و آیه 13 سوره لقمان و نیز آیات 24 و 25 سوره اسرا، احسان و نیکی و اداء حق والدین جزو واجبات و ترک آن حرام دانسته شده است. عدم رعایت حرمت والدین، بی ادبی و آزار و اذیت آنان با گفتار و رفتار، حتی گفتن اُف (کوچکترین بی احترامی) در قرآن و روایات تحت عنوان عقوق والدین و ذیل گناهان کبیره آورده شده است. در متون اسلامی لزوم احترام به والدین تا بدان حدّ مورد تاکید و توجه قرار گرفته که حتی نگاه خیره و تند به آنان مورد نکوهش و از مصادیق عقوق داشته شده است. از امیر مومنان علی(علیه السلام) نقل شده است که: محزون ساختن پدر و مادر از عقوق است. نه تنها آزردن والدین از گناهان کبیره است بلکه در آیات 7 سوره عنکبوت و آیه 13 سوره لقمان و نیز آیات 24 و 25 سوره اسرا، احسان و نیکی و اداء حق والدین جزو واجبات و ترک آن حرام دانسته شده است. حال با تاکید بر آیات و روایات مذکور این سوال طرح می شود که دختر و پسری که امروز دستورات الهی و توصیه های معصومین(علیهم السلام) را مورد بی اعتنایی و بی توجهی قرار داده و با رفتار و گفتار خود دل والدین خود را می آزارند، چگونه می توانند و اساساً چه ضمانتی وجود دارد که در آینده دستورات دینی در مورد رعایت حقوق همسر را محترم بشمارند. با توجه به این اصل مهم است که از جوانان دختر و پسر می خواهیم تا زمانی که افتخار خدمت و محبت به والدین را بدست نیاورده و تاب و توان و تحمل کاستی ها و ضعف های رفتاری و گفتاری پدر و مادر را بدست نیاورده اند. نباید در پی انتخاب همسر و تشکیل خانواده برآیند. با توجه به این اصل مهم است که از جوانان دختر و پسر می خواهیم تا زمانی که افتخار خدمت و محبت به والدین را بدست نیاورده و تاب و توان و تحمل کاستی ها و ضعف های رفتاری و گفتاری پدر و مادر را بدست نیاورده اند. نباید در پی انتخاب همسر و تشکیل خانواده برآیند. 4- ارتباط مستقیم با جنس مخالف و همسر آینده سرانجام شوم و ناخوشآیندی خواهد داشت. لذا حتی با انگیزه ازدواج، با جنس مخالف ارتباط برقرار نکنید. نگارنده این سطور در مقالاتی تحت عنوان روابط دختر و پسر(در همین سایت) مطالبی را به عرض کاربران گرامی رسانیده است. علاقمندان را به مطالعه آن مقالات ارجاع می دهیم. در اینجا به این مقدار اکتفا می شود که اگر امروز با هم(به هر طریقی) ارتباط داشته باشید، بدانید که فردا در زندگی زناشویی، روابطتان سرد و بی روح خواهد شد. اگر امروز با غیر همجنس ارتباط دارید، بدانید که هنوز به مقام همسر شدن و انتخاب همسر نرسیده اید. 5- با توجه به اینکه تأمین نفقه و معیشت همسر به عهده پسر می باشد، داشتن مهارت و امکاناتی در حد قناعت از ضروریات مدیریت زندگی زناشویی به شمار می آید. بدون توجه به این اصل مهم، زندگی مادی دچار اختلال شده و معضل و مشکلات فراوانی را بوجود می آورد. در پایان این بخش از مطالب، تکرار این جمله خالی از لطف و لزوم نخواهد بود که: اگر می خواهید ازدواج دائم به ازدواج موقت و ارتباط پایدار به ارتباط ناپایدار نینجامد، کی و چه زمانی ازدواج کردن (با تمامی محورها و مشخصه های آن) را به خاطر بسپارید و در ذهن و زندگی خود پیاده کنید.
  14. کاریکاتور : گیم اوور شدن در بازی«چگونه ازدواج کنیم؟»
  15. بهار خانم

    نکاتی برای یک ازدواج موفق

    مهمترين نكته اينكه با هم زياد صحبت كنين و سعي كنين هيچ حرف نگفتهاي باقي نمونه شبهه و سؤال تو دلتون انباشته نكنين به پدر و مادرتون احترام بذارين تا همسرتونم احترام اونا رو نگه داره در مورد آرزوها و عقايدتون خيلي صحبت كنين سعي كنين جايي كه براي صحبت قرار ميذارين، هر دفعه متنوع باشه شماها عقل كل نيستين، پس مشورت و مطالعه رو فراموش نكنين پدر و مادرها بهجاي اينكه روابط بچهها رو محدود كنن، سعي كنن اونا رو روشن كنن حواستون به تمام نيازهاي همسرتون باشه. چه روحي، چه مادي آلبوم خانوادگيتون رو به هم نشون بدين كاري كنين كه احساس كنه علاقهمندين كه توي علم و دانش پيشرفت كنه براي درك بهتر همسرتون خودتون رو جاي اون بذارين اگه گذشت ميكنين، حواستون باشه! شما قراره يه عمر با هم زندگي كنين كشف كنين چه چيزي اونو سورپرايز ميكنه جاهاي دنج و خلوت رو براي صحبت انتخاب كنين ضعفها و عيبهاشو به رخش نيار %
  16. ازدواج دختر پوتین با یک پسر کرهای ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه مدتهاست که برای تضمین این که عکسهای دو دختر 24 و 25 سالهاش از محافل عمومی دور بماند به زحمت زیادی افتاده است. ا ايسنا- ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه مدتهاست که برای تضمین این که عکسهای دو دختر 24 و 25 سالهاش از محافل عمومی دور بماند به زحمت زیادی افتاده است. افشای این موضوع که یکاترینا دختر 24 ساله پوتین قرار است ازدواج کند (که از سوی یک روزنامه کره جنوبی منتشر شد) به نظر میرسد که اقدامات نخست وزیر روسیه برای دور نگه داشتن زندگی خصوصی و دخترانش از محافل عمومی را در خطر قرار داده است. پوتین هم چنین بارها نسبت به این ادعا که ازدواج وی با مادر این دو دخترش مدتهاست پایان یافته، خشمگینانه واکنش نشان داده است. به نوشته روزنامه دیلی تلگراف، روزنامه جونگ آنگ دیلی اعلام کرد که به این موضوع پی برده که دختر کوچکتر پوتین قرار است بزودی با پسر یون جونگ گو که در دهه 90 در سفارت کره در مسکو فعالیت کرده، ازدواج کند. در این گزارش عنوان شد که پوتین در ابتدا با این ازدواج مخالف بوده اما پس از دیدار با داماد آینده نظرش را تغییر داده است. پدر این جوان 26 ساله کرهای از این روزنامه درخواست کرده بود که این موضوع را گزارش ندهد. وی گفت: این زوج قرار است ازدواجشان را به طور رسمی اعلام کنند. لطفا اکنون در مورد ازدواج آنها مطلبی منتشر نکنید. این روزنامه گزارش داد که دختر پوتین و این کرهای قرار است پس از ازدواج در کره جنوبی زندگی کنند. این دو از سال 1997 یکدیگر را میشناسند. گفته میشود این دو اخیرا در دانشگاههای آمریکا تحصیل کردهاند. سخنگوی پوتین این گزارش را رد کرد. اگرچه پوتین مشهورترین سیاستمدار روسیه است اما مردم عادی این کشور هیچ چیز درباره دختران وی نمیدانند و گفته میشود حتی نمیدانند آنها چه شکلی هستند.
  17. چه وقت می توان ازدواج پایدار کرد؟! * * دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟ دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود! پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نی! گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نی! پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ... جواب داد: نی! پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! * دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد!
×
×
  • اضافه کردن...