رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'معرفی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. بررسی و نگاهی به ۲۴ تبلت معرفی شده در CES 2011 همانطور که انتظار میرفت CES 2011 با صف طولانی از تبلتها روبرو شد ٬ شرکتهای بزرگ اکثرا در بین محصولات خود یک تبلت را نیز جای داده بودند و مدلهای بسیار مختلفی نمایش داده شد .تبلتهای معرفی شده به نوعی است که نیاز همهی کاربران با سلایق و بودجه متفاوت را پوشش میدهد . در زیر نگاهی کلی به تبلتهای معرفی شده در CES 2011 میکنیم همراه با نقد و بررسی مختصر .حدود ۲۴ تبلت از بهترینهای CES در زیر معرفی شده است . Asus Eee Pad MeMo سایز : ۷ اینچ سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ قیمت : ۴۹۹$ همانند سامسونگ گکلسی تب ٬ Asus Eee Pad MeMo هم ۷ اینچی خواهد بود ٬ با چیپست Qualcomm snapdragon . اندروید ۳٫۰ (Honeycomb) ٬ اجرای ویدئوهای ۱۰۸۰p و پشتیبانی از قلم .این تبلت ۲ دوربین دارد .۱٫۵ مگاپیکسل در جلو و ۵ مگاپیکسل همراه با فلش LED در عقب به همراه پشتیبانی از HDMI برای اتصال به تلوزیون .قیمت این تبلت ایسوس ۴۹۹$ است که در June 2011 به بازار میآید .این تبلت شانس خوبی در بین اندرویدیها خواهد داشت . Asus Eee Slate EP121 سایز : ۱۲٫۱ اینچ سیستم عامل : Windows 7 قیمت : ۹۹۹$ برخلاف مدل قبلی ٬ Eee Slate EP121 براساسWindows 7 Home Premium میباشد با ۱۲٫۱ اینچ صفحه و رزولوشن ۱۲۸۰ در ۸۰۰ .پردازنده این تبلت Intel Core i5-470UM است همراه با ۴GB مموری داخلی و پشتیبانی از کارت حافظه SSD تا ۶۴GB .از دیگر امکانات این تبلت ۸۰۲٫۱۱b/g/n Wi-Fi ٬ بلوتوث ۳٫۰ ٬پورت Mini HDMI ٬ کارت ریدر ٬ ۲ پورت USB و وبکم ۲ مگا پیکسلی .همچنین این تبلت یک اسپیکر داخلی و میکروفون هم دارد همراه با کارت گرافیک Intel HD و وزن ۱٫۱۶ کیلوگرم .هم اکنون میتوانید این تبلت را در آمازون سفارش دهید .قیمت آن ۹۹۹$ و از ماه بعد وارد بازار میشود . Asus Eee Pad Transformer سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ قیمت : ۳۹۹$ تا ۶۹۹$ ایسوس به ۲ مدل بالا قناعت نکرده است .مدل Asus Eee Pad Transformer با صفحه نمایش IPS touchscreen قابلیت اتصال به کیبورد را هم دارد ! مثل Eee Pad MeMo این مدل هم اندروید ۳٫۰ دارد ٬ همراه با ۲ دوربین (۱٫۲ و ۵ مگاپیکسل) ٬ وایرلس ٬ USB ٬ بلوتوث ٬ کارت ریدر داخلی ٬ پشتیبانی از فلش ۱۰٫۱ و پردازنده Nvidia Tegra 2 dual core .کیبرد این تبلت هم شامل یک باتری میباشد که تا ۱۶ ساعت قابل استفاده است .قیمت Eee Pad Transformer از ۳۹۹$ تا ۶۹۹$ است که در ماه April وارد بازار میشود . Asus Eee Pad Slider سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ قیمت : ۴۹۹-۷۹۹$ این آخرین تبلت معرفی شده توسط ایسوس است . تبلتی که یک کیبورد QWERTY کشویی دارد .از دیگر قابلیتهای Eee Pad Slider میتوان به صفحه ۱۲۸۰ در ۸۰۰ ٬ وزن ۸۸۹ گرم ٬ ۱۶٫۷ میلیمتر ضخامت ٬ پردازنده Nvidia Tegra 2 dual core ٬ اندروید ۳٫۰ ٬ ۲ دوربین ٬ وایرلس و پشتیبانی از فلش ۱۰٫۱ اشاره کرد .قیمت نسخه ۳G این تبلت بیشتر است و در ماه May به بازار خواهد آمد . Acer Iconia Tab A500 سایز : ۱۰٫۱ اینج سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ این تبلت با پردازنده Nvidia Tegra 2 1GHz dual core و پشتیبانی از فلش ۱۰٫۱ و صفحه HD برای کار کردن با وب ٬ بازیها ۳D و اجرا کردن فایلهای مولتی مدیا بسیار مناسب است .فعلا جزئیاتی از قیمت این تبلت ایسر گفته نشده است . Toshiba tablet سایز : ۱۰٫۱ اینج سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ این تبلت Toshiba که فعلا اسمی ندارد با صفحه HD و ۱۰٫۱ اینج ٬ پردازنده dual-core Nvidia Tegra 2 ٬ پشتیبانی از فلش ۱۰٫۱ ٬ ۲ دوربین ۵ و ۲ مگاپیکسلی ٬ HDMI ٬ USB ٬ مینی USB ٬ integrated GPS ٬ پشتیبانی از کارت SD ٬ پشتیبانی از وایفای و بلوتوث و البته اندروید Honeycomb شانس خوبی دارد .تبلت توشیبا در نیمه اول سال ۲۰۱۱ وارد بازار میشود . Samsung TX100 سایز : ۱۰٫۱ اینج سیستم عامل : ویندوز ۷ این تبلت جدید سامسونگ با پردازنده Intel Atom و ویندوز ۷ و پشتیبانی از انواع وایرلس ٬ USB ٬ HDMI ٬ کارت حافظه میکرو SD و کیبرد QWERTY کشویی تجربهی جدیدی از سامسونگ در دنیای تبلتها میباشد که به نظر برای رقابت با تبلتهاس ایسوس ساخته شده است .صفحه ۱۰٫۱ اینچ و لمسی ٬ امکان استفاده از ماوس ٬ باتری ۹ ساعته و سرعت بوت ۱۵ ثانیه از دیگر قابلیتهای Samsung TX100 است.فعلا اطلاعاتی از قیمت و زمان عرضه این تبلت اعلام نشده است . Sharp Galapogas E-media Tablet سایز : ۵٫۵ و ۱۰٫۸ اینچ سسیستم عامل : لینوکس این تبلت شارپ بیشتر مناسب وب گردی ٬ دیدن فیلم ٬ گیم ٬ خواندن کتاب و مجله میباشد .با صفحه LCD و لمسی ۱۶:۹ همراه با تکنولوژی XMFD که بصورت خودکار محتوا را هم اندازه با صفحه میکند .Galapagos هم اکنون به صورت ۵٫۵ و ۱۰٫۸ اینچی در ژاپن موجود میباشد و به زودی وارد آمریکا هم میشود . Wi-Fi-only Samsung Galaxy Tab سایز : ۷ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۲ سامسونگ ورژن wi-fi گلکسی تب را به زودی منتشر خواهد کرد . طبق اعلام سامسونگ این ورژن جدید از گلکسی تب که در چهار ماه اول ۲۰۱۱ به بازار میآید توانایی آپدیت به اندروید ۳٫۰ را دارد و این خبر خوبی برای دوستاران تبلت گلکسی است .احتمالا باتری گلکسی تب هم روی این ورژن بهتر میشود زیرا دیگر خبری از ۳G نیست ٬ همچنین برای استفاده در ایران هم گلکسی تب وای-فای مناسب تر از مدل اصلی است . Panasonic Viera Tablet سایز : ۴ تا ۱۰ اینچ سیستم عامل : نامشخص پاناسونیک هم با تبلت Viera به جمع تولیدکنندگان تبلت پیوست .این دیوایس با سرویس های Cloud هم کار میکند و طبق گفته پاناسونیک این تبلت با تلوزیون Viera این شرکت سازگاری دارد و میتوان محتوا را از تبلت به TV فرستاد و از تبلت برای کنتل TV استفاده کرد و همچنین امکانات سوشیال نتورک.تبلت Viera با صفحه نمایش تاچ اسکرین و سایز ۴ تا ۱۰ اینچ در اواخر سال ۲۰۱۱ به بازار میآید . Motorola Xoom سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ یکی از تبلتهایی که شانس موفقیت در سال ۲۰۱۱ دارد همین مدل است . اندروید Honeycomb با صفحه ۱۶:۱۰ و رزولوشن ۱۲۸۰ در ۸۰۰ پیکسل و قابلیت پخش ویدئوها با کیفیت ۱۰۸۰p و ضبط با کیفیت ۷۲۰p با دوربین ۵ مگاپیکسلی همچنین پردازنده قدرتمند ۱GHz dual-core Tegra 2 همراه با wifi و بلوتوث ۲٫۱ از امکانات تبلت Xoom میباشد .این تبلت موتورالا در نیمهی اول سال ۲۰۱۱ برای فروش آماده خواهد شد . Viewsonic ViewPad 10s سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۲ ViewPad 10s دارای صفحه ۱۰٫۱ اینچ با رزولوشن ۱۰۲۴ در ۶۰۰ پیکسل و پردازنده Nvidia Tegra 250 1GHz میباشد .همچنین پشتیبانی از ۳G ٬ GPS ٬ Wi-fi ٬بلوتوث ۲٫۱ ٬ دوربین ۱٫۳ و خروجی HDMI را نیز دارا است . Netbook Navigator NAV7, NAV9 & NAV10i سایز : ۱۰٫۱ ٬ ۸٫۹ و ۷ اینچ سیستم عامل : ویندوز ۷ اندروید Honeycomb در CES 2011 در کانون توجهات بود و تبلتهای زیادی براساس این پلتفرم رونمایی شدند ٬اما Netbook Navigator سه مدل براساس ویندوز ۷ معرفی کرد . NAV7 اولین تبلت ۷ اینچی برپایه ویندوز و مولتی تاچ است NAV9 هم ۸٫۹ اینچ است و بزرگترین آنها NAV10i برای گیگهایی که ۱۰ اینچ آنها را ارضا میکند .تمام این تبلتها براساس آخرین پردازنده Atom هستند و ۲GB رم دارند.همچنین چند پورت USB ٬ wi-fi ٬ بلوتوث ٬ ۳G بصورت اختیاری و دوربین جلو .مدل ۷ و ۱۰i هردو دارای صفحه لمسی خازنی هستند و مدل ۹ صفحه مقاومتی دارد .تنها فاکتوری که میتواند باعث شود این ۳ تبلت بتوانند با دیگر تبلتها رقابت کنند قیمت پایین آنها میتواند باشد که فعلا جزئیاتی منتشر نشده است . Dell Streak 7 سایز :۷ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۲ و ۳٫۰ دل خبر تبلت ۷ اینچی Streak خودش را در CES تایید کرد .به نظر این تبلت دل رقیبی جدی برای Samsung Galaxy Tab و تبلت Xoom موتورالا میباشد . Dell Stream 7 همراه با اندروید ۲٫۲ میآید اگرچه دل تایید کرده که بعد از انتشار اندروید ۳٫۰ این تبلت به Honeycomb آپدیت میشود .مانند خیلی تبلتهای دیگر Dell Stream 7 هم از پردازنده قدرتمند Nvidia Tegra dual-core بهره میبرد .از امکانات این تبلت میتوان به بلوتوث ٬ wi-fi و پشتیبانی از ۴G در آمریکا اشاره کرد .به نظر این تبلت دل از همین ماه برای فروش موجود میباشد . Dell Streak 10 سایز :۱۰ اینچ سیستم عامل : مشخص نیست دل به تبلت ۷ اینچی بسنده نکرده و درحال ساخت نسخه ۱۰ اینچی Dell Strak برای کسانی که میخواهند لذت اندروید را روی یک دیوایس ۱۰ اینچی تجربه کنند .هنوز هیچ اطلاعاتی راجع به Dell Streak 10 از سوی دل بیان نشده است اما چیزی که مشخص است این است که تبلت Streak 10 براساس اندروید است و صفحه بهتری نسبت به streak 7 دارد .به نظر من شانس تبلتهای دل برای موفقیت زیاد است . LG T-Mobile G-Slate سایز : ۱۰ اینچ سیستم عامل : اندروید ۳٫۰ باز هم یک تبلت ۱۰ اینچی اندرویدی دیگر ! این بار LG با همکاری T-Mobile تبلت G-Slate را میسازند .وقتی نام T-Mobile را در کنار اسم این تبلت میبینیم انتظار پشتیبانی از شبکههای ۴G هم قابل پیش بینی است .این اولین تبلت LG است و حدس میزنم فروش خوبی داشته باشد . Samsung Galaxy Tab 4G سایز :۷ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۲ سامسونگ در CES 2011 محصولات قدیمی خود را به نوعی دیگر معرفی کرد ٬ مثلا گوشی Galaxy S را تبدیل به Galaxy Player کرد و یا Galaxy Tab را بدون ۳G و کنتراک یعنی نسخه wi-fi only آن را معرفی کرد .به نظر سامسونگ حساب ویژهای روی تبلت گلکسی خودش باز کرده و قصد ندارد تغییرات کلی در آن بدهد و فقط با تقویت کردن بعضی قسمتهای آن همچنان آن را در جنگ تبلتها قدرتمند باقی گذراد . این بار Samsung Galaxy Tab 4G با قابلیت پشتیبانی از شبکههای نسل چهارم آمریکا معرفی شده است که پردازندهی آن هم به نسخه دو هسته ای ۱٫۲ گیگاهرتزی ارتقا پیدا خواهد کرد تا لذت کار با اندروید ۳٫۰ را دو چندان کند .دوربین عقب آن هم از ۳٫۲ به ۵ مگاپیکسل تغییر یافته است .البته ممکن است تغییرات دیگری هم در این تبلت حاصل شود . Pandigital Novel 7 & 9 سایز :۷ و ۹ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۱ قیمت : ۲۱۴$ این ۲ تبلت مانند مدلهای دیگر جذابیت خاصی ندارند اما برای کسانی که میخواهد با کمترین هزینه تجربه کار با یک تبلت را داشته باشند مناسب است . Pandigital Novel 7 و Novel 9 اندروید ۲٫۱ را ران میکنند و به Android Market هم دسترسی ندارد .درعوض app های Barnes & Nobel و کتابهای آن را میتوانید دانلود کنید .تبلت Novel از شبکههای ۳G و Wi-Fi هم پشتیبانی میکند و دارای ورژن Wi-Fi only نیز میباشد .ضمنا قابلیت آپگرید سیستم عامل هم وجود ندارد .این تبلت بیشتر شبیه به یک کتابخوان است . OpenPeak OpenTablet 10 سایز: ۱۰٫۱ اینج سیستم عامل : اندروید این تبلت که فعلا ورژن اندروید آن مشخص نیست دارای transflective LCD است که توانایی خواندن را در تمام شرایط نوری مختلف ایجاد میکند .LCD این تبلت به صورت خودکار با محیط مجاور خود سازگار میشود و میتواند حتی در زیر نور آفتاب هم یک کتابخوان خوب باشد .همچنین دارای صفحه تاچ اسکرین همراه با قلم ٬ پردازنده Intel Atom ٬ دوربین جلو و دوربین عقب ۵ مگاپیکسلی که میتواند تصاویر را با کیفیت ۷۲۰p ضبط کند .تصاویر HD با کیفیت ۱۰۸۰p را هم میتواند نمایش دهد ٬پشتیبانی از بلوتوث ٬ ۳G و Wi-Fi هم روی OpenTablet 10 وجود دارد . AOC Breeze سایز : ۸ اینچ سیستم عامل : اندروید ۲٫۱ قیمت : ۲۰۰$ شرکت AOC از بزرگترین تولید کنندگان تلوزیون و مانیتور در دنیا تبلت ۸ اینچی خود را با قیمت کم روانه بازار خواهد کرد . تبلت Breeze دارای صفحه ۸ اینچی و رزولوشن ۸۰۰ در ۶۰۰ ٬ چند کلید فیزیکی در سمت راست این دیوایس ٬ پردازنده Rockchip ٬ اندروید ۲٫۱ ٬ بدون پورت USB ٬ اسپیکر داخلی ٬ Wi-Fi ٬ حافظه داخلی ۴GB ٬ پشتیبانی از کارت Micro SD و باتری نسبتا خوب با ۱۲ ساعت کارکرد .فراموش نکنید که قیمت این تبلت فقط ۲۰۰ دلار میباشد و این ماه برای فروش به بازار میآید . Vizio Via Tablet سایز : ۸ اینچ سیستم عامل: اندروید تبلت Vizio دارای سیستم عامل اندرویدی است که ورژن آن معلوم نیست . صفحه خانگی آن هم برخلاف دیگر تبلت های اندرویدی مانند یک آی پد است و شما می توانید کلی ویدجت برروی آن مشاهده کنید .امکانات این تبلت شامل : Bluetooth , GPS , Wi-Fi , light sensor , Mini-HDMI , Micro-USB , SDHC memory expansion است .برای پایین نگه داشتن قیمت رزولیشن دوربین این تبلت هم vga است.در کنار تبلت ٬ اسمارتفون های Vizio هم برای فروش هستند که شما میتوانید از این گوشی ۴ اینچی با پردازنده ۱GHZ در کنار تبلت و یا دیگر محصولات شرکت Vizio استفاده کنید . MSI WindPad 100A سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل :اندروید تبلت WindPad 100A با وزن ۸۰۰ گرم ٬ پردازنده ARM ٬ پشتیبانی از Wi-Fi و ۳G ٬ عمر باتری ۸ تا ۱۰ ساعت و صفحه مولتی تاچ توسط MSI معرفی شد ٬تاریخ فروش و ورژن اندروید WindPad 100A هنوز مشخص نیست . MSI WindPad 100W سایز : ۱۰٫۱ اینچ سیستم عامل : ویندوز ۷ سایز : ۱۰٫ اینچسیستم عامل : ویندوز ۷ MSI هم مثل خیلی شرکتها تبلت بر پایه ویندوز ۷ هم ساخته است .از مشخصات اصلی این تبلت باید به صفحه نمایش ۱۰٫۱ اینچی، پردازنده Intel Ato Z530، دو گیگا بایت حافظه RAM و ۳۲ گیگابایت حافظه هارد دیسک به فرم SSD اشاره کرد. MSI Kid Pad سایز : ۱۰ اینچ سیستم عامل : نامشخص MSI تبلتی را برای کودکان هم طراحی کرده است .این تبلت با وزن ۹۰۰ گرم ٬ ۸ ساعت عمر باتری ٬ طراحی راحت برای حمل و بدنه مقاوم نظر پدر مادران را حتما به خود جلب خواهد کرد ٬ فعلا سیستم عامل و قیمت و تاریخ عرضه این محصول اعلام نشده است . منبع : بررسی و نگاهی به 24 تبلت معرفی شده در CES 2011
  2. معرفی یک خودروی هیجان انگیز/ Grand Cherokee جیپ گراند چروکی 2011 با اینکه هنوز ممکن است با دیدن یک چروکی جدید تغییری احساس نکنیم، اما باید قبول کنیم که این خودرو نسل متفاوت و جدید جیپ چروکی است. پلاتفرم کاملاً جدیدی که بین این خودرو و مرسدس بنز ML کلاس مشترک است، باعث شده که شباهتهای ظاهری این دو خودرو بسیار قابل توجه باشند. این در حالیست که اتحاد دایملر کرایسلر نابود شده و اینک فیات اداره کننده کرایسلر می باشد. سیستم تعلیق کاملاً مستقل چرخها با امکان افزایش ارتفاع از 11.5 سانتی متر در حالت پارک تا 28 سانتی متر در شرایط سخت، توسط تعلیق گازی یادگاری از بنز خواهد بود. درحالیکه داخل و خارج اتوموبیل کاملاً مشابه یک چروکی با اصالت طراحی شده و البته نوآوری خاصی نیز در آن دیده نمی شود. موتور V6 به حجم 3.6 لیتر با سیستم زمانبندی متغیر سوپاپ ها قادر است 280 اسب بخار قدرت و 260 پوند فوت گشتاور تولید نماید. این موتور نسبت به نسل قبلی خود 11 درصد کاهش مصرف سوخت را نیز به همراه دارد. اما اگر بدنبال هیجان و توان بیشتری هستید، می توانید موتور 8 سیلندر 5.7 لیتری360 اسب بخاری با گشتاور 390 پوند فوت را انتخاب کنید. یا مدل SRT8 با حجم 6.4 لیتر و قدرت 470 اسب بخار و 465 پوند فوت گشتاور را انتخاب و قایق 2.5 تنی خود را با آن بکسل نمایید. جیپ گراند چروکی جدید با امکانات سرگرمی خود اینک راحت تر و لذت بخش تر از پیش شده و در کنار آرامش، مصرف سوخت کمتر و طراحی کمی تازه تر با قیمت های 28 هزار دلار برای مدل پایه تک دیفرانسیل تا 42 هزار دلار برای مدلهای دو دیفرانسیل به فروش خواهد رسید. منبع: پدال
  3. معرفی ارزان ترین تبلت ها در جهان آگورا تبلت آگورا دارای یک صفحه نمایش هفت اینچی با وضوح تصویر ۸۰۰ در ۴۸۰ است؛ این تبلت از یک پردازنده یک گیگاهرتزی بهنام ARM Cortex A8 ساخت سامسونگ و یک رم ۵۱۲ مگابایتی بهره میبرد و همچنین حافظه درونی این تبلت تنها ۴ گیگابایت و وزن آن نیز ۳۹۰ گرم است. archos و عرضه تبلت اندرویدی شرکت Archos که به تولید و عرضه تبلتهای ارزان قیمت معروف است، این بار دو تبلت اندرویدی دیگر معرفی کرده است. دو تبلت جدید اندرویدی هانی کامب را به نامهای Archos 80 G9 و Archos 101 G9 به بازار روانه شد. کمپانی Archos نیز از جمله کمپانیهایی است که میداند در این بازار باید با غولهای بزرگی رقابت کند. طراحی دو تبلت جدید این کمپانی، جدا از الگوی تکراری تبلتهای دیگر است و این میتواند یکی از دلایل محبوبیت پیدا کردن این دو محصول باشد. اما از مشخصات مدل Archos 101 G9 میتوان به صفحه نمایش۱۰٫۱ اینچ LED (با ۱۶ میلیون رنگ) با پشتیبانی از رزولوشن (یعنی ۱۲۸۰در۸۰۰ پیکسل)، پردازنده دو هسته ای ۱٫۵GHz مدل ARM Cortex A9، هارد ۲۵۰ گیگابایتی، دوربین ۲ مگاپیکسل با قابلیت HD، وزن ۶۴۹ گرم یا ۷۵۵ گرم و امکانات جانبی وایفای، بلوتوث ۳٫۰، پورت USB 2.0 و قیمت ۳۴۹ دلار اشاره کرد. همچنین مشخصات مدل Archos 80 G9 نیز شامل صفحه نمایش ۸ اینچ Super Clear Back-light LED (با ۱۶ میلیون رنگ) با پشتیبانی از رزولوشن ( ۱۰۲۴در۷۶۸ پیکسل)، پردازنده دو هستهیی ۱٫۵ گیگاهرتزی، هارد ۲۵۰ گیگابایتی، دوربین ۲ مگاپیکسل با قابلیت HD، وزن ۴۶۵ گرم یا ۵۹۹ گرم ) امکانات جانبی بلوتوث، وایفای، پورت USB 3 و قیمت آن نیز ۲۷۹ دلار است را نام برد. ایسوس X101 ارزان تولید کرد همانطور که پیشبینی میشد شرکت ایسوس یک لپتاپ فوق باریک به نام X101 عرضه کرد که از قیمت نسبتا پایینی برخوردار است و انتظار میرود با استقبال خوبی مواجه شود. چندی پیش از لپتاپ X101 در نمایشگاه کامپیوتکس رونمایی شده بود. X101 نخستین لپتاپ با سیستم عامل MeeGo و از مشخصات آن میتوان صفحه ۱۰٫۱ اینچی با رزولوشن ۱۰۲۴ در ۶۰۰؛ پردازنده اینتل، هشت گیگابایت حافظه SSD، بلوتوث، وای فای، کارت خوان SDHC و یو.اس.بی ۲٫۰، وزن آن ۹۲۰ گرم و ضخامت آن نیز ۱۷٫۶ میلیمتر ی را نام برد. ۵/۱۳۹۰/IT/wh120-52.jpg گفته میشود قیمت این لپتاپ نزدیک به ۲۰۰ دلار خواهد بود اما هنوز خبری از تاریخ به بازار آمدنش نیست. رونمایی دو تبلت ارزان تر MSI در هند شرکت MSI از دو تبلت ۷ اینچی و ۱۰ اینچی خود که نسبتا ارزانقیمت هم هستند، در هند رونمایی کرد تا این تبلتها در ابتدا در بازار پرسود هند معرفی شده باشند. سایت پاتوق۹۸: با توجه به این که بیشتر شرکتها علاقهمندند محصولات خود را در آمریکا و اروپا رونمایی کنند اما این بار MSI تبلتهای جدید خود را در هند رونمایی کرد که این نشان دهنده پرسود بودن بازار هند است. عرضه تبلتهای ارزانقیمت در هند که مردم آن از لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی نداشته و هزینه کافی برای خرید تبلتهای گران قیمت را ندارند؛ میتواند سرشار از سود باشد. . اما با توجه به جمعیت این کشور میتوان هند را بازاری مستقل دانست که دارای پتانسیل زیادی است. پاتوق ۹۸: شرکت MSI این بازار را به درستی درک کرده و تبلتهای متناسب با این وضیت اقتصادی به بازار روانه کرده است. این دو تبلت دارای مشخصات سختافزاری تقریبا مشابهی نظیر وای فای، بلوتوث، سیستم عامل اندروید، دوربین ۲ مگاپیکسلی، ۴ تا ۵ ساعت طول عمر باتری، پردازنده ۱٫۲ گیگاهرتزی، جی پی اس، مینی HDMI هستند. این تبلت ۱۰ اینچی با قیمت ۱۵ هزار روپیه و تبلت ۷ اینچی با قیمت ۱۴ هزار روپیه در هند به فروش خواهند رسید. رونمایی تبلت A1 لنو لنوو در نمایشگاه محصولات الکترونیکی برلین (IFA 2011)، یک تبلت هفت اینچی ارزان قیمت رونمایی کرده که دارای سیستم عامل اندروید ۲٫۳ گینگربرد است. این تبلت که آیدیاپد تبلت A1 نام دارد، دارای پردازنده یک گیگاهرتزی Cortex A8 است. تبلت هفت اینچی مذکور دارای ریزولوشن ۱۰۲۴ در ۶۰۰ و در میان تبلتهای هفت اینچی در بازار دارای شفافترین صفحه نمایش است. همچنین میتوان از دیگر امکانات تبلت ارزان قیمت لنوو به میکرو یو.اس.بی و میکرو اس.دی، دوربین سه مگاپیکسلی در قسمت جلو و دوربین ۰٫۳ مگاپیکسلی در قسمت پشت، وایفای و بلوتوث اشاره کرد. این تبلت همچنین با GPS آفلاین برای نقشهها در زمان عدم اتصال به اینترنت عرضه میشود؛ سیستم عامل آیدیاپد تبلت A1 قابل ارتقاء به اندروید ۲٫۴ در اوایل ۲۰۱۲ بوده و قرار است با قیمت ۱۹۹ دلار به بازار آمریکا وارد شود.
  4. سامسونگ نسل جدید گوشی های Wave را معرفی کرد به نظر می رسد در نمایشگاه IFA امسال، سر سامسونگ حسابی شلوغ باشد. کار تازه آغاز شده و سامسونگ بسته موجی مخصوصش را رسما معرفی کرده است. بسته ای متشکل از گوشی های Wave 3، Wave M و Wave Y. سه تن از گوشی های جدیدی که به سیستم عامل Bada 2.0 مجهز شده اند. شاخص ترین عضو این گروه، Wave 3 است که به پردازنده 1.4 گیگاهرتزی، صفحه نمایش 4 اینچی Super AMOLED با رزولوشن 480 در 800 پیکسل و همچنین 3 گیگابایت حافظه داخلی مجهز می باشد. البته به همراه اسلات میکرو اس.دی، می توان 32 گیگابایت حافظه هم به آن اضافه نمود. دوربین موج سه، پنج مگاپیکسلی بوده و از فکوس خودکار هم پشتیبانی می کند. بعلاوه قابلیت ضبط ویدئو با کیفیت اچ.دی 720p. Wave M تلفن میانی این رده است. با پردازنده 832 مگاهرتزی وارد بازار خواهد شد. صفحه نمایشی 3.6 اینچی با رزولوشن 480 در 320 پیکسل دارد و حافظه داخلی اش 150 مگابایت است. یک کارت 2 گیگابایتی در جعبه این تلفن موجود بوده و قابلیت ارتقاء تا 32 گیگابایت را به آن می دهد. دوربین این مدل هم پنج مگاپیکسل می باشد البته رزولوشن ضبط ویدئویی اش هم اندازه رزولوشن نمایشگر اش است. به دنبال آخرین عضو گروه می گردیم و به Wave Y می رسیم. صفحه نمایش 3.2 اینچی آن از نظر رزولوشن، تفاوتی با مدل M ندارد. پردازنده آن هم همینطور و البته در مورد دوربین باید به 2 مگاپیکسلی بودنش اشاره کنیم. هر سه این گوشی ها وای فای و بلوتوث 3 را ارائه داده و از قابلیت ChatON سامسونگ نیز پشتیبانی می نمایند. نظرتان در مورد این گوشی ها و سیستم عامل هایشان چیست؟ با نارنجی در میان بگذارید.
  5. معرفی نیوشا توکلیان معرفی نیوشا توکلیانیه روز توی تاکسی نشسته بودم، می خواستم از مدرسه برم خونه. دوربین روی پام بود. غیر از من چند تا آقا وخانم دیگه هم توی تاکسی بودن. یکی از آقایون به من گفت: «شما عکاسی؟» گفتم: «بله». گفت: «چرا نمی ری توی روزنامه کار کنی؟» گفتم: «دوست دارم، اما خب فعلاً جایی نیست که به من کاری بدن». آدرسی به من داد و گفت: «برو این روزنامه. این جا دنبال عکاس می گردن»! رفتم نشریه «زن» و از همان جا بود که به وادی عکاسی کشیده شدم.آن زمان من ۱۶ سال بیشتر نداشتم و هنوز در سن و سالی نبودم که بخواهم برای آینده ام تصمیم جدی بگیرم یا برنامه ریزی کنم. فقط می دانستم باید کاری بکنم. اما خدا به من کمک کرد و حالا احساس می کنم خدا می خواست من عکاس شوم. ● یک معرفی کوتاه از خانم عکاس نیوشا توکلیان، ۲۷ ساله، خبرنگار و عکاس. عرصه کار او خاورمیانه است؛ عراق، لبنان، ایران، سوریه، عربستان، پاکستان.از ۱۶ سالگی کار با مطبوعات را آغاز کرده و از سال ۲۰۰۲ عکسهایش در نشریات معتبر بین المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است. عکسهای این خانم عکاس در گالری «سیسرو» فقط مربوط به ایران است. عکسهایی کاملاً شاد با چشم اندازی به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و موقعیت زنان که بیانگر آینده نگری و ذهنیتی مدرن است و چهره های شاد زنان در عکسهایش بیانگر آگاهی و اعتماد به نفس آنان است.«نیوشا توکلیان» در عکسهایش به نکته های ظریفی توجه می کند. او در عکسهایش تماشاگر را به داوری درباره وضعیت زنان در ایران فرا می خواند. ● اما چرا عکاسی؟! توکلیان پاسخ می دهد: «شانسی وارد عکاسی شدم. در دوران دبیرستان درس خواندن را دوست نداشتم. دوست داشتم فعالیت کنم، نه این که یکجا بنشینم. رشته تحصیلی ام، علوم انسانی بود، اما تغییر رشته دادم و رفتم رشته هنر. در خانواده مان نه هنرمند داشتیم و نه کسی اهل هنر بود. پدرم وقتی فهمید تغییر رشته داده ام و رفته ام رشته عکاسی، به من خندید !ولی من سعی کردم نگاه آنها را تغییر دهم. چون نگاه آنها به عکاسی، همان عکاسانی بودند که اطراف میدان آزادی از مردم عکس می انداختند !اما چرا رفتم عکاسی؟ چون ما یک دوربین عکاسی حرفه ای خانوادگی در منزل داشتیم و من برای اینکه هزینه ای با تغییر رشته ام برعهده خانواده ام نگذارم رفتم سراغ عکاسی !از طرفی من خیلی هم حواس پرت بودم، اما عکاسی به نوعی، به کار و زندگی من نظم داد. دوربین آن قدر برایم مهم بود که نامه بلند بالایی نوشتم و توی کیف دوربینم گذاشتم تا اگر دوربینم را جایی جا گذاشتم کسی که پیدایش می کند آن نامه را بخواند، دلش بسوزد و حتماً دوربین را برایم بیاورد !اتفاقاً یکبار دوربینم را توی ماشین جا گذاشتم و وقتی رفتم مدرسه، دیدم کسی که پیدایش کرده، نامه را خوانده و آن را زودتر از خودم به مدرسه آورده است!این ماجرای عکاس شدن من، بود. ▪ خانم توکلیان؛ زمانی شما عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، هنوز هم این عنوان را دارید؟ ـ نه !دیگر تمام شد !(با خنده) ▪ شما پیر شدید یا عکاسهای جوانتر، این عنوان را از شما گرفتند؟ ـ بالاخره آدم همیشه جوان باقی نمی ماند و زمانی می رسد که سنش بالا می رود. اما خوب از طرفی هم عکاسهای جوان روی کارآمدند و الآن هم خیلی خوب عکاسی می کنند. ▪ وقتی عنوان جوانترین عکاس خبری را داشتید، این عنوان برای شما چه لذتی داشت؟ ـ این عنوان، مشوق من در عکاسی بود. وقتی می رفتم از سوژه ای عکس می گرفتم، می دانستم همین عنوان باعث می شود مطبوعات و مردم عکسهایم را ببینند و به آنها توجه کنند و همین مسأله قوت قلبی برای عکاسی من بود که عکسهای بهتری بگیرم. به هر حال هر کس که بخواهد عکاس شود باید تمرین کند. هیچ عکاسی از وقتی که متولد شده، عکاس نبوده، بلکه تمرین و ممارست است که از یک علاقه مند به عکاسی، یک عکاس حرفه ای می سازد. بعضی از عکاسان بزرگ دنیا می گویند: «ما عکاس به دنیا آمدیم» اما من با این عقیده مخالفم. یک علاقه مند می تواند فکر و چشمش را پرورش دهد تا عکاس خوبی شود. به هر حال عکاسی فقط عکس گرفتن نیست، بلکه عکس خوب گرفتن و تفکر سالمی داشتن برای عکاسی است. ▪ این تفکر، چه طور به وجود می آید؟ ـ یک عکاس باید به مسایل اطرافش حساس باشد. نسبت به وقایعی که می بیند کنجکاوی کند و پیگیر باشد. این پیگیر بودن در کنار مطالعه مداوم و عکس دیدن، تفکر عکاسی را برای یک عکاس به وجود می آورد. ▪ خب شاید منظور دوستان عکاس، از «عکاس به دنیا آمدن» داشتن همین تفکر است. شما خودتان فکر می کنید تفکر عکاسی، ذاتی است یا اکتسابی؟ ـ ببینید! در میان همه هنرمندان، کسانی هستند که یک هنر را با خودشان همراه دارند، مثلاً بچه ای ۱۲ ساله که دوربین دستش می گیرد و بدون توجه به کلیشه ای بودن سوژه ها از گل، باران و یا آدمهای اطرافش عکس می گیرد، ذاتاً به عکاسی علاقه دارد اما همین بچه اگر علاقه اش را پرورش دهد عکاس موفقی می شود و اگر نه مثل همه عکاسهای دیگر خیلی زود افول می کند. ▪ شما در ۱۶ سالگی، وارد هنر عکاسی شدید و عکاسی را هم با گرفتن عکسهای خبری شروع کردید. با توجه به اینکه در ایران ارزش و جایگاه عکاس خبری هنوز شناخته شده نیست، در آن زمان چه تعریفی از عکس خبری و عکاس خبری داشتید؟ ـ من دنبال کار می گشتم. دوست داشتم از نظر مالی مستقل باشم و تنها کاری که بلد بودم، عکاسی بود و بهترین جایی هم که می توانستم با دوربینم کار کنم، روزنامه بود، اما به خاطر سن پایین به من اجازه عکاسی را ندادند. چون اولاً سنم خیلی کم بود و دوم اینکه عکاس بسیار بدی بودم! اگر عکسهای من را ببینید، دوست ندارید حتی نگاهشان کنید! (با خنده). ولی به هر حال من روی خواسته ام پافشاری کردم که در روزنامه کار کنم و به خاطر پافشاری ام، به من پیشنهاد کار در تلفنخانه روزنامه را دادند که چند ماه منشی بودم، تا اینکه سرویس عکاسی من را برای آرشیو عکسها و نگاتیوها خواست که من رفتم آنجا. آنجا هم وقتی عکاسها را می دیدم که با چه هیجانی به سراغ سوژه ها و اتفاقهای خبری می روند تا عکاسی کنند و روز بعد عکسشان همراه با اسم آنها در روزنامه چاپ می شد برای من جالب بود و علاقه مرا به عکاسی خبری بیشتر می کرد. ▪ چه چیزی باعث شد، پیگیر عکاسی خبری باقی بمانید و چه طور شد که این نوع عکاسی توجه شما را به خودش جلب کرد؟ ـ من همیشه دوست داشتم وقتی کاری را شروع می کنم تا آخر همان کار را ادامه دهم. اما خب در عکاسی، هیچ وقت به آخرش نمی رسیم. هر چه بیشتر مطالعه می کنید و عکس می گیرید متوجه می شوید که هیچ چیز بلد نیستید. یعنی اگر از من بپرسید: «خودت را در عکاسی، در چه موقعیتی می بینی؟» می گویم: «من یک عکاس آماتورم»! حتی عکاس های بزرگ دنیا در سنین بالا و با تجربه های فراوان در عکاسی می گویند که هنوز چیزهای زیادی در هنر عکاسی است که یاد نگرفته اند. چون عکاسی واقعاً دنیای بزرگی است و عکاسی موفق است که همین مسأله را درک کند و بداند عکاسی دنیای بزرگی است. ▪ خانم توکلیان، گفتید که پشت هر عکس، تفکری وجود دارد. با توجه به اینکه سوژه عکسهای شما اجتماعی است و بیشتر سوژه هایتان هم، زنان هستند، با چه نگاه و تفکری به سراغ سوژه هایتان می روید. ـ به هر حال من یک زن ایرانی ام که در ایران بزرگ شده ام و جدای از آنها نیستم. وقتی از زنان عکس می گیرم، انگار دارم از زندگی خودم عکس می گیرم. از طرفی احساس می کنم که جوانهای ایران دچار نوعی سردرگمی شده اند و من دوست دارم این سردرگمی را در عکسهایم نشان دهم. من حتی در مناطق جنگی مثل عراق و لبنان هم که عکاسی می کردم از جنگ عکس نمی گرفتم، از آدمها و آوارگان عکس می گرفتم و بیشتر هم پرتره. خیلی مصر بودم به عراق بروم و جنگ و مردم عراق را عکاسی کنم، چون واقعاً به عنوان یک مسلمان، احساس وظیفه می کردم و می خواستم دنیا از نگاه یک عکاس ایرانی هم، آن جنگ را ببیند. ▪ حالا با توجه به ویژگیهای خاص عکس خبری بگویید، یک عکاس خبری وقتی شاتر دوربین را فشار می دهد به چه چیزی باید فکر کند؟ ـ اگر به همه عکسهای من توجه کنید می بینید، آدمها نقش مهمی در عکسهایم دارند. در همه عکسهایم حضور دارند و من شخصاً در عکسهایم به دنبال حالت صورت آدمها هستم. می خواهم نوع حادثه را با حالت صورت آدمها نشان بدهم و سعی کرده ام که دروغ هم نگویم. ▪ منظور شما از «دروغ نگفتن» چیست؟ ـ عکاس می تواند موقعیتی از صورت سوژه اش را شکار کند و آن را به فضای حادثه تعمیم دهد تا فضای دلخواهش به مخاطب منتقل شود در حالی که ممکن است این طور نبوده باشد مثلاً یک صورت غمگین را در لحظه ای عکاسی کند در حالی که سوژه غمگین نبوده. برای همین یک عکاس هم مثل یک خبرنگار باید قابل اطمینان و راستگو باشد. ▪ غیر از این، چه ویژگی های دیگری باعث موفقیت یک عکاس خبری می شود؟ ـ سرعت و تیزبینی دو ویژگی یک عکاس خبری است و البته اینکه تنبل هم نباشد! یک عکاس خبری باید یک سوژه را از زاویه های مختلف ببیند و بهترین زاویه را برای عکاسی انتخاب کند، ولی وقتی عکاس تنبل باشد فقط رو به روی سوژه می نشیند و عکس می گیرد. ▪ از مشکلات یک عکاس زن بگویید؛ آن هم یک عکاس خبری که معمولاً باید در دل حادثه باشد؟ ـ مهمترین مشکل عکاسان زن این است که خیلی از روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران ترجیح می دهند با عکاسان زن کار نکنند و این بزرگترین صدمه را به یک عکاس خبری زن می زند. چون عکاس دوست دارد عکسش جایی دیده شود تا بقیه ببینند و درخصوص عکسش نظر بدهند. عکس خبری گرفتن خیلی سخت است. عکاس باید به دل حادثه برود. گاه آن قدر به عکاس توهین می شود و مردم اذیت می کنند که خیلی از حوادث را نمی شود عکاسی کرد اما عکاس چون کارش را دوست دارد با جان و دل به حادثه می زند و عکس می گیرد و بعد اگر جایی نباشد که این عکس کار شود، عکاس لطمه زیادی می خورد. ▪ فکر می کنید چرا این طور شده است؟ ـ خود من هم نمی دانم. در بعضی خبرگزاریها چند عکاس مرد، عکاسی می کنند اما حتی یک عکاس زن هم ندارند. ▪ خانم توکلیان، دلخراش ترین سوژه ای که تاکنون عکاسی کرده اید، چه بوده است؟ ـ سالهای اولی که عکاسی می کردم خیلی با سوژه هایم درگیر می شدم. از بعضی سوژه ها خیلی ناراحت می شدم. اما بعد از چند سال تصمیم گرفتم محکم تر باشم. با این حال، عکاسی از زلزله پاکستان خیلی مرا اذیت کرد. اگر چه تصمیم گرفته بودم به اولین وظیفه ام که عکاسی بود فکر کنم و تمام حواسم را روی عکس گرفتن متمرکز کنم، اما با تمام اینها، زجر کشیدن مردم زلزله زده، مرا بسیار ناراحت کرد. اما سعی کردم با عکسهایم، آدمهای بی تفاوت دنیا را نسبت به این مسأله، حساس کنم تا به کمک مردم پاکستان بیایند و با چاپ عکسهایم در روزنامه ها و خبرگزاریهای خارجی امیدوار بودم این اتفاق بیفتد. ▪ فکر می کنید وقتی مسن تر شدید، در عکاسی چه راهی را ادامه بدهید؟ ـ من الآن ۲۷ ساله هستم و نسبت به ۱۲ سال پیش که عکاسی را شروع کردم، مسن تر شده ام.اگر چه در طول این سالها تجربه بسیاری به دست آورده ام، اما هنوز خیلی با ایده آل هایم فاصله دارم. اما در این سالها اتفاقی در درون من افتاده و آن اینکه دیگر به عکاسی خبری و کارکردن در این نوع عکاسی، علاقه چندانی ندارم.الآن دوست دارم روی پروژه ها و سوژه های بلندمدت کار کنم و مثل یک کارگردان با ابزار دوربین و سوژه های اجتماعی، فیلم بسازم، اما با عکس !دوست دارم با عکسهایم، زندگی واقعی مردم را نشان بدهم. ▪ تاکنون روی پروژه های بلندمدت کار کرده اید؟ ـ بله !الآن ۲ سال است که این کار را انجام می دهم و فعلاً در حال عکاسی از سه سوژه به صورت بلندمدت هستم. سوژه اول پرتره از مادران شهید است. سوژه دوم دغدغه های یک دختر ۱۸ ساله است که با عکاسی از زندگی روزمره اش می خواهم دغدغه های این دختر ۱۸ ساله را نشان دهم و سوژه سوم عکاسی از یک دختر ۹ ساله است. این پروژه از عکاسی جشن تکلیف این دخترک شروع شده و تا سنین بالا ادامه خواهد داشت.
  6. Captain_K2

    معرفی واکر اونز

    معرفی واکر اونز معرفی واکر اونز، تصویرگر خاموشیمتولد ۳ نوامبر ۱۹۰۳، سنت لوئیس، میسوری، آمریکا مرگ ۱۰ آوریل ۱۹۷۵،نیوهون، کارنکتیکات عکاس آمریکایی که تاثیر او بر تکامل عکاسی روبهرشد نیمهدوم قرن بیستم، شاید بیشتر از هر شخصیت دیگری بود. او نگاه زیباشناختی متعالی و مسلط عکاسی هنری را که آلفرد استیگلیتس نماینده شناخته شده آن بود، نپذیرفت و در عوض یک استراتژی هنری را بر پایه طنین شاعرانه واقعیتهای عادی اما روشنگری که به وضوح توصیف میشدند بنا نهاد. بیشتر تصاویر شاخص او زندگی روزمره آمریکایی را در بخش دوم نیمه اول قرن، به خصوص از خلال توصیف معماری بومی، نشانها و سردرهای بیرونی ساختمانها، شروع فرهنگ اتومبیل در آن و فضای داخلی خانههای آن به نمایش میگذارند. اونز بیشتر دوران کودکی خود را در کنیل ورث، حومه شیکاگو گذراند،پیش از جابهجاییهای متعدد و شرکت در دورههایی از دبیرستان که به آکادمی فیلیپس در آندور ماساچوست منتهی شد. نمرات آکادمیک او چند در میان به حد نصاب قبولی میرسید و در این مورد در کالج ویلیام در ویلیامزتون ماساچوست هم پیشرفتی نداشته، به طوری که بعد از فقط یک سال آنجا را ترک کرد. بعد از ترک کالج، اونز سه سال را در نیویورک به کار در شغلی با دستمزد پائین و بدون پیشرفت سپری کرد. در ۱۹۲۶ پدر او یک مجری آگهیهای تبلیغاتی، هزینه ادامه تحصیل او در پاریس را فراهم کرد و به این ترتیب اونز یک سال را در فرانسه گذراند، جایی که به صورت مستمع آزاد در کلاسهای سوربن شرکت کرد و در ضمن تلاش کرد که بنویسد (با موفقیت ناچیز) در بازگشت به نیویورک در بهار ۱۹۲۷، به شیوه یک نویسنده در گرینویچ ویلیج زندگی کرد، البته نویسندهای که نمیتوانست چیزی بنویسد و نوشته منتشر شده بااهمیتی نداشت. با اینکه او فقط چند عکس اتفاقی در فرانسه گرفته بود، به نظر میرسد علاقه جدی او به عکاسی، در اولین تجربهها و در طول این دوره برانگیخته شده است. در ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ اونز تعداد قابلتوجهی عکس گرفت که بیتردید، نمایانگر بلندپروازی هنری است. بعضی از این عکسها طرحهای نیمه انتزاعی ایجاد شده از آسمانخراشها یا دیگر تولیدات دوران ماشینی را مجسم میکرد. با این حال، در پایان ۱۹۲۹ او مجذوب کار عکاس فرانسوی اوژن اتژه شد، کسی که در عکسهای ساده و کمخرج خود از پاریس و حومه آن در خلال تحولات قرن بیستم، عامدانه از به کارگیری تاثیرات هنری اجتناب کرد. برنیس ابوت عکاس مشخصترین حامی کارهای اتژه، بخش باقیمانده چاپها و نگاتیوهای او را گردآوری کرده بود و کلکسیون را به نیویورک برد. جیمز استون دوست اونز- حدود نیم قرن بعد- به یاد آورد که او و اونز، شاید برای اولین بار در آمریکا، برای دیدن کارهای انژه به آپارتمان ابوت رفته بودند. استون گفت نگاه گذرایی که اونز از سر وسواس به آن کارها انداخته بود باعث شد که او بپرسد: «مسلما این سوال از روی حسادت نیست که اگر اصلا اتژهای وجودنداشت، ما چگونه اونزی میداشتیم، هنر او به چه شکلی ظهور میکرد؟» در اواخر زندگی، اونز ابراز کرد که بینش اتژه دستورالعمل جدیدی را تثبیت کرده که در واقع از قبل در کار خود او- اونز- جای داشت و دلیلی برای سرپیچی از این قاعده نمیدید. با این حال به نظر میرسد در طول اوایل دهه ۱۹۳۰ اونز به لحاظ نظری راه خود را از خلال دستورالعمل اتژه پیش برد، آموزههای او را در مواد خام بسیار متفاوت به کار برد که در کشور خودش عرضه شده بود. تعهد بدون انحراف اونز به یک سبک صریح و غیراحساسی، رها از نکات شاخص، نمایشی و سایهروشنهای رمانتیک، تعهد به هنری بود که هنر خود را پنهان میکرد. در سطح سبک، کار او شاید با مهارت عملی یک عکاس تجاری که نخواهد تخیل چندانی را به نمایش بگذارد، اشتباه گرفته شود. ایده اونز درباره سبک هنری، توسط ماکسیم گوستاو فلوبر بیان شده بود که یک هنرمند باید «مانند خدا در لحظه خلق باشد او باید احساس همه جایی اما نگاه اینجا و اکنونی باشد». ● اداره کل حفاظت از مزارع در طول اولین دهه ۱۹۳۰، اونز فقط گهگاه (و با تردید) به عنوان یک عکاس حرفهای کار کرده، ترجیح داده بود بسته به شراط ماموریتهای گاه به گاه و غالبا شرایط دوستان زندگی کند. ایده اینکه او باید فراخوانده شود تا عکسی بگیرد که توسط کس دیگری تصور شده بود، برای نفس او رنجآور بود؛ علاوه بر این، انواع بسیاری از عکسها بود که او هرگز گرفتن آنها را نیاموخته بود. با این حال از اواسط ۱۹۳۵ تا اوایل ۱۹۳۷ اونز در ازای یک حقوق ثابت به عنوان کارمند به اصطلاح «بخش مطالعات تاریخی» اداره کل حفاظت از مزارع (FSA؛ پیشتر اداره کل بازیابی محیط زیست) یک بنگاه مربوط به اداره کشاورزی مشغول به کار شد. وظیفه آن انجام یک مطالعه عکاسانه از مناطق روستایی آمریکا، و به طور عمده در جنوب بود. تا آنجا که به عملکرد آن واحد مربوط بود، هدف آن بیشتر از آنکه تاریخی باشد شکلی از نظریه سیاسی بود. در هر صورت این شغل برای اونز استطاعت مالی سفر را، عموما تنها و بدون نگرانیهای مالی ضروری، در جستجوی مادهای برای هنرش ایجاد کرد. در زندگی کاری بیش از نیمقرن، میشد احتمال داد که نیمی از بهترین کارهای اونز در طول آن یک سال و نیم انجام شده باشد، زمانی که او از طریق عکسها گونهای قیاس و همانندی را در زندگی روستایی آمریکایی ایجاد کرد. چیزی که کارهای اونز را تازه میکرد، نوع واقعیاتی که برای بررسی انتخاب میکرد و تیزبینی او در درک ارزش آن واقعیات و اشارههای پرطنین درون آنها بود. تعداد زیادی از بهترین کارهای اونز به جای آدمها با اشیایی که آنها ساخته بودند سروکار داشت: او اکثر قریب به اتفاق آنها را به مشخصههای فرهنگ آمریکایی مربوط کرده بود، به آنچه در معماری بومیاش و در ساختههای تزئینیاش، نظیر تختههای اعلان سردرها، و پنجره فروشگاه نمود یافته بود. موضوعات او روی سطح ثابت ساده و خالی از جذابیت قرار داشتند، با این حال میتوان دلیل آورد که آنچه در آن عکسها مورد نظر او بود، کیفیت بود او میخواست آنها الگوهایی از شجاعت، آزمودن و گاهی تلاشهای کمیک برای خلق یک ساختمان فرهنگی همخوان با یک ملت جدید باشد. در ۱۹۳۸ موزه هنر مدرن در نیویورک مجموعه «عکسهای آمریکایی» را به عنوان منتخبی از کارهای تا آن زمان ارائه شده اونز منتشر کرد. ۸۷ تصویر کتاب در فاصله ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۶ گرفته شده بودند که به وسیله اونز انتخاب شدند. نکته جالب اینکه بیشتر از یک سوم تصاویر در طول مدت کوتاهی گرفته شده بودند اما به شکل عجیبی ۱۸ ماه بعد از اینکه اونز در FSA استخدام شده بود، به تولید رسیده بودند. «عکسهای آمریکایی» با یک مقاله انتقادی از لینکلن کرستین شاید همچنان پرنفوذترین کتاب عکاسی دوران مدرن مانده است. در طول تابستان دیرگذر ۱۹۳۶، اونز در حال ترک کردن FSA و کارکردن برای مجله فورچون، همراه با جیمز ایجی نویسنده در یک مطالعه تحقیقی از سه خانواده کشاورز مستاجر در هیل کانتری آلاباما بود. پروژه هرگز در فورچون عرضه نشد ولی سرآخر در ۱۹۴۱ در قالب کتاب «بیائید مردان نامآور را ستایش کنیم» به چاپ رسید، مطمئنا یکی از شخصیترین و نامتعارفترین کتابهایی که تلاش کرده بود تا از آمیزش کلمات و عکسها مفاهیمی حسی ایجاد کند. کنار هم قرار گرفتن اونز و ایجی- دوستان خوب و ستایشگر کار همدیگر- صرفا برای کار مشترک و سوای ترکیب شعور آنها نبود. ایجی متن خود را سرشار از مبالغههای شدید کلیسایی نوشت که با مجموعهای شامل ۳۱ عکس بدون عنوان از اونز - در مقدمه کتاب- همراهی شده بود. این عکسها تا آنجا که تصور شود در شکل خود خاموش و ساده هستند و همه جنبههای زندگی سه خانواده را در برگرفتهاند، خانههایشان، اتاقهایشان، اثاثیهشان و زمینشان. در ۱۹۶۰ بعد از مرگ ایجی، اونز ویرایش جدیدی را با تعداد عکسهای دو برابر آماده کرد، تغییری که به طور اساسی طبیعت کتاب را دگرگون نکرد. در تقابل با سرزدگی تهاجمی که حتی در دهه ۱۹۳۰ مشخصه تعداد زیادی از گزارشهای عکاسانه بود، تصاویر پروژهای اونز یک خاموشی باوقار غالب بر سرزدگی را در خصوصیترین جنبههای زندگی سوژههایش به نمایش میگذارند. اما با وجود غیبت سرزدگی عامهپسند، بیننده گمان میکند که کهنگی در و دیوارهای چوبی و تزئینات آنها را بهتر از درخشش هر چهرهای در روزنامههای مصور درک میکند، شاید تا حدی به این دلیل که به نظر میسد آن سوژهها در طراحی پرترههایشان همکاری کردهاند. شاید اونز فهمید که دقت نزار زندگی کشاورزان مستاجر زمانی به وضوح قابل ارائه بود که آنها بهترین لباس خود را در روز یکشنبه پوشیده بودند. در ۱۹۴۳ اونز توسط کمپانی تایم استخدام شد و ۲۲ سال بعد را با این امپراتوری نشر گذراند. بیشتر آن را با مجله تجاری فورچون و با کسی که رابطه یک عکاس و نویسنده را با او پیش برد که موجب به دست آوردن یک دستمزد راحت، استقلال اساسی و پیشرفت ارزشمند کوچکی شد. او به عکاسی معماری، به خصوص از کلیساهای محلی ادامه دارد و همچنین شروع به یکسری مکاشفه کرد، عکسهای خودانگیخته لحظهای که در متروهای نیویورک از مردم میگرفت، مجموعهای که سرانجام به صورت کتابی با عنوان، «دعوت شدههای بسیار» در ۱۹۶۶ منتشر شد. در ۱۹۶۵ او شروع به تدریس در دانشکده هنر و معماری دانشگاه ییل کرد، و در سال بعد از کمپانی تایم بازنشسته شد. در طول ۱۹۴۰ و دهه ۵۰- دوران رواج فوتوژورنالیسم در مجلات- اونز با بینش تیز و ممتاز و استقلال محفوظ مانده رشک برانگیز خود، برای بیشتر عکاسان مشغول به کار یک چهره نمونه مفید نبود. با این حال، به همان اندازه که قرار مجلات برای پنهان کردن جلوه او آغاز شد، اونز به شکل فزایندهای برای عکاسان جوانتری که برخلاف اعضای گروه در سرمقالهنویس از این ماجرا آسودهخاطر نبودند، بدل به یک قهرمان شد. رابرت فرانک، گری وینوگراند، دایان آربوس و لی فریدلندر از جمله عکاسان شاخص دورههای بعد هستند که به دین خود به اونز اقرار کردهاند. تاثیر او بر هنرمندان در زمینههایی به جز عکاسی هم مهم بوده است. نوشتههای انتقادی درباره اونز به ندرت غنی و پرمایه هستند، هرچند منابع زندگینامهای درباره این هنرمند از آن هم کمتر راضیکنندهاند. در کنار آنچه در این متن ذکر شده، مطالب نوشته شده درباره اونز عبارتند از: جان سارکوفسکی، «واکراونز» (۱۹۷۱) چاپ شده در ارتباط با نمایشگاهی در موزه هنر مدرن در نیویورک: جری. ال. تامپسون، «کارهای واکراونز» (۱۹۲۸، چاپ دوم ۱۹۹۴)، یک مقاله انتقادی مفید در مورد سیر اندیشه این عکاس؛ جف.ال. روزنهایم و داگلاس اکلاند، «طبقه بندی نشده: منتخبی از کارهای واکراونز: انتخاب شده از آرشیو واکراونز در بخش عکسهای موزه هنرمتروپولتین (۲۰۰۰) همراه با مقدمهای از ماریا موریس هامبورگ؛ پتر گالاسی، «واکراونز و کمپانی» (۲۰۰۰)، آموزشی از ایدههای هنری اونز و اینکه چگونه بر هنرمندان دورههای بعد تاثیر گذاشتند؛ و لئورابین فاین، «شاعرانگی نگاه ساده و بسیط» در «هنر در آمریکا»، شماره ۸۸: صص ۸۵-۷۴ و ۱۳۵-۱۳۲ (دسامبر ۲۰۰۰)
  7. Captain_K2

    معرفی ولف گانگ تیلمانس

    معرفی ولف گانگ تیلمانس معرفی ولف گانگ تیلمانسمجموعه عکسهای ولف گانگ تیلمانس باعث میشود تا واقعیت یک گذشته بازسازی شده را احساس کنید. هر تصویر به تنهایی به لحظه خاصی که نشانه آن است اشاره میکند، در حالی که تعداد زیادی از این تصاویر در کنار هم، نقاط اشتراک متعدد عکاس و دیگران را نشان میدهد. در موزه هنر یوکوهامای ژاپن تنها اینستالیشن تیلمانس با موضوع نمایشگاه - چشم انداز قطعی: بین توهم و واقعیت - هماهنگ بود. عکسهای الکس و لوتس که روی شاخههای درخت نشستهاند یا در ساحل شنی به آغوش هم پناه بردهاند، در کنار تصاویری از میوه، لباس و نمایی هوایی از مردابی که از آشغالهای صنعتی پدید آمده، تجربهای تمام عیار را نشان میدهد. این خود حاکی از ذهنیتی است که اجزای ظاهراً بیربط را در کلیتی منسجم به هم پیوند میدهد. با این حال چیدمان عکسها اجازه میدهد تا بتوان روابط متعددی بین عکسها برقرار کرد. این تنش بین جبر و آزادی شما را مشتاق میکند تا در جستجوی چشمانداز کامل خود عکسی را برای شروع انتخاب کنید. با این همه یک چشم انداز کامل چیست؟ من فکر میکنم چنین چشماندازی باید مفهوم ویژهای را در بر داشته باشد. بهتر است اهمیت تاریخی نداشته و با استانداردهای مرسوم، خوش منظره نشده باشد. میتواند تصویری باشد که اتفاقی توجه شما را جلب میکند و شما را وادار میکند که بایستید و به دنیا جور دیگری نگاه کنید. این تصویر که در ارتباط با زمان، مکان و اشخاص، به خاطر سپرده شده، تبدیل به تصویری میشود که نگاه شما به اشیا را تغییر میدهد. حتی میشود گفت که مجموعهای از این تصاویر ممکن است هویت یک نفر را شکل دهند. عکسهای تیلمانس تصاویری را نشان میدهند که هویت آدمها را بسته به اینکه چگونه در چشمانداز جای گرفتهاند، آشکار میکند. مدلهایش که زیبایی خاصی از آنها میتراود در ساحل، جنگل یا شب هنگام در خیابان دیده میشوند. زیبایی که به نظر میرسد از زمان و مکان آن تصویر جدا نشدنی است. تیلمانس برای ایجاد فضای خاصی که مدل را احاطه میکند، خود را در اختیار نور، رطوبت و حتی دمای هوا قرار میدهد تا از آن لحظه تصویری تمام عیار شکل دهد. روش او ذاتاً با سنت رایج عکاسی مْد در صحنه آرایی، بتسازی از بدن و ادا و اطوارهای مدلها برای ایجاد توهم متمایز بودن متفاوت است. عکسهای او در آدم احساس دیدن جایی آشنا یا گذراندن لحظات صمیمانه مشابهی با دوستان را پدید میآورد و این وامدار این واقعیت است که با استفاده به جا از فاصله، حضور او در عکسهایش همیشه حس میشود اما نه مثل کسی که یواشکی دید میزند بلکه با احساس همدلی شدیدی نسبت به کسانی که از آنها عکس میگیرد. در کرِگ (۱۹۹۲) نور ملایمی که ملاحت صورت پسر را مشخص میکند، حاکی از رابطه دوستانه او با عکاس است در حالیکه درbournemouth ، نردهای که در پیش زمینه فاصله بین عکاس و پسرهایی را که بازیگوشانه در ساحل کشتی میگیرند، مشخص میکند بیانگر شناخت مالیخولیایی او از فاصله است که ناگزیر آنها را از خود جدا میکند تا اشتیاق خود را برای رسیدن به آنها نشان دهد. به نظر بعضی از نظریه پردازان، درک فاصله - تمایز - اولین آسیب بازنمایی عکاسانه است. رولان بارت در اتاق روشن میگوید صحت تصویر- شباهت ظاهری آن به سوژه عکاسی شده - بازیافتن حقیقت سوژه را غیر ممکن میسازد چرا که عکاسی تصویری تخت را جایگزین وجود پیچیده شخص میکند. تنها هاله فرد که تصادفاً عکاسی بیتکلف آن را در لحظه از خود رهاشدگی معصومانه سوژه ثبت کرده است، جوهره معنوی او را احیا میکند. اما برای بارت حتی «هاله» جزء سرکش هویت است که بر تفاوت علاج ناپذیر تصویر با زندگی دلالت میکند. بارت محدودیت موقتی عکاسی را ناشی از «سکون» آن میداند و عکاسی و فیلم را یک دوگانه آشتی ناپذیر تشخیص میپندارد. او استدلال میکند در حالیکه یک عکس زمان را در تختی محدود کنندهاش منجمد میکند - هیچ فضایی، مطلقاً هیچ، نمیتواند به آن اضافه شود - دم و دستگاه فیلم استقلال تصویر را با قرار دادن آن در جریانی که آن را بیوقفه به چشم اندازهایی دیگر سوق میدهد، نابود میکند. با از دست دادن این «میل»، عکاسی «بدون آینده» است که نه تنها «هرگز از جنس خاطره نیست» که حتی «راه را بر آن میبندد.» تیلمانس آشکارا با درک تاخیر یا فاصله، بازنماییاش را تکمیل میکند و همه ادعاهای بارت را درباره محدودیت عکاسی به چالش میطلبد. به لحاظ فنی، فاصله و تأخیر، با محو کردن عمدی جزئیات و ترکیب بندی (Low - angle) در عکسهای منظرهاش نشان داده شده است. اما مالیخولیای جدایی اغلب در تأثیر کلی یا «هاله»ی صحنه نمایش داده میشود. نمایش مدلهایش به عنوان جز ضروری یک چشمانداز نه تنها سبب میشود یک تجربه به طور کامل به بیننده منتقل شود که دلبستگی عکاس به لحظهای که در آن سهیم شده را نیز بیان میکند. به عبارت دیگر« تصویر» او اگرچه به خودی خود جذاب است، با این وجود اشاره به فقدانی دارد که برای اتمام معنا نیازمند توضیح بیشتری است. بیان فاصله در عکسهای تیلمانس یادآور فیلمهای جادهای اولیه ویم وِندرس و ژاک ریوت است که با حرکت دوربین و شیوه تدوینشان که تغییر فاصله را به اختصار نشان میدهد، حس حرکت را به طور فیزیکی منتقل میکنند. غالباً با بازی با تصاویر محو و واضح و گاه با گنجاندن جزئیاتی در پس زمینه که توجه را جلب میکند، عکسهای تیلمانس راهکار ریوت را به کار میگیرند که با جای دادن اشیائی با رنگ روشن یا متحرک (و در نتیجه محو) در پس زمینه بیننده را وادار میکند تا اتفاقی بودن حرکت قهرمان در پیش زمینه را بپذیرد. در کار هر دو، گذرا بودن زمان حال و بی ثباتی وضعیت فردی که در تصویر حضور دارد، احساس میشود. نمایش این عکسها در کنار هم، حسگذار را که در تک عکسهای او هم کاملاً احساس میشود، تشدید میکند. چاپ bubble-jet این تأثیر را بیشتر هم میکند. محو شدنها، رنگهای بی حال و بافتهای درشت که ویژگی این نوع چاپ است، شبیه ظاهر شدن و محو شدن یک تصویر است که سبب میشود بیشتر بخواهید آن را درک کنید و به آن دست یابید. نازکی و شکنندگی کاغذهایی که تصاویر روی آنها چاپ شده است، در برابر ایده عکس به مثابهی شیئ، مقاومت میکند. بنابراین با تصاویر در عکسهای تیلمانس مثل کارهای تمام شده برخورد نمیشود بلکه آنها دریچهای هستند به جایی که در آن گذشته و آیندهی بیننده با هم رودررو میشوند. پشت سرهم دیدن این تصاویر تأثیرگذار که انگار ما را از ورای کاغذ نازک به پستوی خاطره میکشاند، مثل جلو و عقب رفتن در زمان است. شما با تخلیه شدید انرژی عاطفی، درگیر ودار تعقیب زمان احساس میکنید که وجودتان دوباره زنده شده است. به این ترتیب عکاسی تیلمانس با قدرت تجدید خاطره که مرجع، خود را فراتر از یک بازنمایی صرف وسعت میبخشد بر محدودیت یک تصویر عکاسانه غلبه میکند. چه چیزی خلق چنین ماشین خاطرهای را ممکن میکند؟ به نظر میرسد که عزم تیلمانس برای حفظ خصوصیات زندگی فردی از مضمحل شدن در گذر زمان، با وارد کردن عناصر ناپایدار آنها به عکاسیاش پاسخ این سؤال باشد. او حتی وقتی از یک شیئ خاص هم عکاسی میکند، شیوه خود را تغییر نمیدهد. در حقیقت او در عکسهای کنکورد که در یک کتاب منتشر شد، همچنان شیوه بیپیرایه اگرچه هیجانانگیز خود را حفظ میکند. کتاب با گرفتن رد پرواز هواپیمای مشهور کنکورد مثل یک سکانس سینمایی، در آسمانی که رنگهای متغیرش گذشت زمان را نشان میدهد، با بازنمایی زمان به شیوهای مونه وار و دنبال کردن تغییر وضعیت یک شیئ منفرد به پایان میرسد. مهمتر از همه هیئت کوچک کنکورد - که گاهی با توده طلایی دود تعقیب می شود و در پهنه وسیع آسمان یا بالای نوک درختان و ساختمانها تشخیص داده میشود، خاطره یک نظر دیدن هواپیما یا پرندهای در دوران کودکی را زنده میکند که با هیجان کشف و غم و حسرت گم کردن آن در فراسوی افق کامل میشود. کنکورد در عین حال که تصاویر قابل ملاحظهای را از سوژهاش ارائه میکند، در تحقق رسالت تیلمانسی پیوند اکنون و گذشته بیننده نیز موفق است. بارت میگوید که تشخیص واقع نمایی - شباهت - در عکسی از مادر محبوبش، بیش از پی بردن به اینکه تصویرهای عکاسی به او شباهت ندارند، او را آزار میدهد. برای او نگاه کردن به عکاسی در جستجوی تمامیت (هویت) یک نفر، تکرار بی پایان انتظار و ناامیدی است.
  8. Captain_K2

    معرفی ویلیام مورتنسن

    معرفی ویلیام مورتنسن معرفی ویلیام مورتنسن - William Mortensenارائه مثالی از سوی حسین الهی قمشه ای در باره ارزش هنری نقاشی و بی اعتبار بودن عکاسی در برابر آن ، در یکی از سخن رانی های ایشان که از شبکه ۴ تلویزیون پخش می شد ، بهانه ای بود برای ترجمه این مقاله که توسط Robert Balcomb به نگارش در آمده است. Robert Balcomb نویسنده این مقاله بیش از چهل سال عکاسی چهره را در کارنامه هنری خود دارد.او تحصیل کرده آکادمی هنر آمریکا در شیکاگو است و مدارک دانشگاهی خود را نیز از دانشگاه های نیو مکزیکو و کلرادو شمالی دریافت کرده است.وی یکی از اعضای کالج المپیک واشینگتن که به طور تخصصی در زمینه های گرامر زبان انگلیسی،متون فنی و ادبیات عامه فعالیت می کند نیز بوده است. Balcomb تنها عکاس نیست،پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان هنر شیکاگو او دو دهه را به تبلیغات و طراحی فنی گذراند ه ، وی معتقد است" برای آنکه کسی خودش را یک عکاس در عالم هنر بداند نیاز به هنرمند بودن نیز دارد نه فقط یک" شاتر کلیکر" که متاسفانه این روزها بیشتر عکاسان هستند" Balcomb در بخش های متعددی از این مقاله به William Mortensen استاد خود اشاره می کند. Mortensen او را از میان سه هزار دانشجوی خود به عنوان " تنها دانشجویی که تکنیک ها و فلسفه های کاری او را به طور کامل و به نحو احسن یادگرفته" ، نام می برد. در این مقاله اشاراتی نیز به گروه معروف اف ۶۴ شده است . این گروه در سال ۱۹۳۲ توسط آنسل آدامز به اتفاق ویلارد ون دایک به منظور آنچه "کشف امکانات عکاسی صریح " نامیده می شد تاسیس گردید. Robert Balcomb در این مقاله ضمن تا کید بر آثار پرفروغ و به یادماندنی گروه ۶۴ ، به تاسی از استادش Mortensen نظراتی مخالف آنسل آدامز و دیگر عکاسان این گروه ارائه و تعریف دیگری از عکاسی به مثابه هنر بیان می کند. آنسل آدامز همچون استراند و وستون مخالف دستکاری عکاس در نگاتیو بود و اعتقاد داشت " عکاس می تواند بدون توسل به فنون تاریکخانه ای ، زیبایی متنوع و ناب طبیعت را ارائه کند." * او عاشق طبیعت بود و عکس هایی که از مناظر طبیعی و حیات وحش گرفته در تاریخ عکاسی از شهرت بسزایی برخوردارند. آدامز عکاسی را یک مرحله از امکانات بیانی انسان و تمامی هنر را بیان نکته واحدی به نام رابطه روح انسان با روح انسان های دیگر و با دنیا می دانست.* مرکز عکاسی خلاق در دانشگاه آریزونا آرشیوی از کارهای Mortensen نگهداری می کند و مجموعه ای از آثار Robert Balcomb و نامه های تبادل شده بین این استاد و دانشجو و دوربین اهدایی Mortensen به Balcomb را نیز در کنار آن به نمایش گذاشته است. این مرکز یکی از کامل و جامع ترین مجموعه ها و آرشیو های عکس را با بیش از ۷۰ هزار قطعه عکس از ۴ هزار عکاس در خود جای داده است که تاریخچه جامع و مصوری از فعالیت های عکاسان آمریکای شمالی را طی سالیان متمادی عرضه می کند. پذیرفته شدن آثار یک عکاس در این مرکز افتخار و اعتبار مهمی در میان عکاسان آمریکایی به شمار می آید. ● آیا عکاسی هنر است؟ ما این سوال را بارها و بارها شنیده ایم که آیا عکاسی می تواند در ذات خود ، هنر محسوب شود؟ و شاهد رسالات و مقالات زیادی در رد یا تایید این نظر هستیم.ایراد و استدلال نخست در رد این نظر اینست که به نظر می رسد در عکاسی یک پروسه مکانیکی قسمت عمده کار را بر عهده دارد که عکاس قادر به افزودن چیزی جز مقداری دستکاری در چاپ عکس ، به آن نیست.( و این هم در صورتی است که عکاس خود چاپ عکس را در تاریکخانه اش انجام دهد. برای مثال عکاسان جنگ جهانی دوم که آثار تامل برانگیزی هم خلق کردند تنها لحظه ها را شکار و فیلم ها را برای ظهور و چاپ به لابراتوار هایی خارج از مهلکه ارسال می کردند و خود معمولا تصور دقیقی از نتیجه کار- اگر نتیجه ای وجود می داشت - نداشتند) شاید از طریقی که در ادامه پی خواهم گرفت قادر به کمک به بعضی نتیجه گیری ها در این بحث شوم. طی سال های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ بیش از یک سال را با William Mortensen در Leguna Beach کالیفرنیا گذراندم و فلسفه و تکنیک او را که بیش از ۴۰ سال به هر دوی آنها در کارهایم به عنوان یک عکاس چهره نگار وفادار مانده ام ، از او آموختم. آقای Mortensen تکنیک های شخصی و خاص خودش را در نورپردازی سوژه ، زمان بندی نوردهی و ظهور و چاپ فیلم داشت. او در هر یک از این مراحل در برابر گروه معروفf/۶۴ به ریاست آنسل آدامز قرار می گرفت که معتقد به عدم هر گونه دستکاری در ظهور و چاپ فیلم بود. به نظر می رسد چنین فلسفه ای با استدلالی که ارائه می دهد به خودی خود عکاسی را از جرگه هنر خارج می کند. گروه آنقدر قدرت و نفوذ داشت که به مدت بیش از یک دهه در کنار گذاشتن مجازی Mortensen از تاریخ عکاسی موفق شد. Mortensen مفهوم " نور دادن برای سایه ها و ظهور برای روشنی ها " را با تجربه بر عکس قضیه یعنی " نوردادن برای روشنی ها و ظهور برای سایه ها " متغیر کرد. مفهوم قبلی، تکنیسین های تاریکخانه را وادار می کرد با استفاده از تکنیک معروف “Pull” نگاتیو را به نقطه مشخصی از پروسه ظهور که توسط فاکتور شناخته شده ای به نام " گاما" تنظیم می شد ، برسانند. این تغییر مختصر پیش از آنکه پروسه ظهور کامل شود نگاتیو را از ادامه راه نگه می داشت. من نمی توانم در مورد نتایجی که با استفاده از این روش و توسط ستارگان پر فروغی همچون گروه F/۶۴ که مطمئنا عکس های باشکوهی خلق کرده اند که برای همیشه باقی خواهند ماند ، بحث و استلال کنم ، اما می توانم در باره آن مفهوم پایه و اساسی حرف هایی بزنم. Mortensen می گفت ، نگاتیو مانند " دوربین پیچیده " چشم انسان است که به اندازه کافی برای ضبط و انتقال تدریجی یک سوژه دچار محدودیت و مضیقه است و بیشتر ، سوژه را قاپ می زند و می دزدد تا آن را با تمام جزییات و حواشی اش نشان دهد . مفهوم پایه و قدیمی ارائه شده هم تنها همین کار را انجام می دهد. ایده Mortensen بر اساس مفهوم " نوردادن برای روشنی ها و ظهور برای سایه ها " منجر به ظهور کامل فیلم برای دستیابی به آنچه که نامش را " ۷ مشتق " (۷-D) گذاشته بود ، شد. او حتی برای اثبات نظریه اش فیلمی را به اندازه کافی در پروسه ظهور تحریک کرد تا کاملا ظاهر شود. او به جای ۵ دقیقه ، نگاتیو را حدود یک تا یک و نیم ساعت یا تا قبل از آنکه نگاتیو آسیب ببیند و لکه دار شود در “Developer” نگاه داشت . همه چیز به خوبی با یک نگاتیو کاملا ظهور یافته به پایان رسید.تنها کمی کار بر روی کاغذ با قی مانده بود تا عکسی عالی از سفید سفید تا سیاه سیاه بدست آید.من این کار را بارها انجام داده ام ،ظهور یک تا یک و نیم ساعته بدون هیچ اثر نامناسبی بر روی نگاتیو. به موضوع اصلی برگردیم. این درگیری عکاس برای ارائه یک عکس مسیر طولانی است که عکاسی را در زمره هنر قرار می دهد ، اما به یک چیز دیگر نیز نیاز است که Mortensen به خوبی از پس آن نیز بر آمده است.مدتها پیش از آنکه او وارد عکاسی شود در نیویورک با هنرمندانی از جمله Bridgeman، Henri و Bellows مشغول تحصیل بود و طی یک سال در "یونان " از بسیاری جاها نقاشی کرد.پس از بازگشت به Salt Lake City به تدریس در کلاس های هنر دبیرستان قدیمی خود پرداخت . من تعدادی از کارهای رنگ و روغن او را در Laguna Beach مشاهده کردم که کارهای بسیار با ارزشی بودند.مسئله اینست که او یک هنرمند مسلم بود و آن استعداد و سرشت را با خود به عکاسی آورده بود. من هیچ عکاس دیگری را سراغ ندارم که پرتره هایی با کیفیت آثار mortensen ارائه کرده باشد. احساس من اینست که یادگیری اغلب هنرمندان از طریق منابع یکسانی بوده و در نتیجه کارهای آنها هم شبیه بهم و یکسان به نظر می رسد. به نظر من ، هر چند که آنها تکنیسین های خوبی محسوب می شوند اما فاقد آن بارقه هنرمندی هستند و آن بارقه خصوصیتی است که فرد با آن متولد می شود و آموختنی نیست هر چند که مطالعه عمیق و دقیق تاریخ هنر و آثار هنرمندان متقدم و موفق، به بهبود درک افراد از هنر و ارتقا کیفیت آثار آنها کمک می کند. من به عکس های بسیاری توجه کرده ام و مجلات و کتاب های متعددی را ورق زده ام و در آنها آثاری را دیده ام که بیشتر آنها را تکنیسین ها و نه هنرمندان تهیه و عرضه کرده اند. یک مثال : Mortensen برای کمک به داوری در یک نمایشگاه عکس در Santa Ana دعوت شده بود، یکی از معدود دفعاتی که از خانه و استودیو اش در Laguna Beach دور شده بود. او به قانون Schnitt ریاضی دان آلمانی که میگفت باید نسبت A به B برابر با نسبت B به A-B باشد ( افقی و عمودی) در ترکیب بندی عکس معتقد بود و در میان عکس ها به دنبال تصاویری بود که بیشتر با این قانون مطابقت کنند. چند تایی از عکس هایی که قانون Schnitt در آنها بیشتر رعایت شده بود توجه او را به خود جلب کردند ، آنها را جدا و برای مقایسه و بررسی بیشتر آنها را به دیوار تکیه داد. بقیه داوران گیج شده بودند بیشتر انتخاب های آنها در میان عکس هایی که Mortensen انتخاب و جدا کرده بود وجود نداشتند. او توضیح داد که اگر یک عکس چاپ شده کمپوزیسیون خوبی نداشته باشد ، هر چقدر هم که خوب گرفته و چاپ شده باشد این مسئله مهم نیست و دستورالعمل Schnitt به سادگی یک پرینت با کمپوزیسیون خوب را از پرینتی که فاقد آن است مشخص و معین می کند. باقی داوران سرانجام با Mortensen موافقت کردند و نهایتا جایزه به عکسی که او انتخاب کرده بود تعلق گرفت. من در مورد عکاسانی که آثارشان را به طور معمول عرضه می کنند نظری ندارم اما در مورد آنهایی که سعی می کنند کار های متوسطی را که به لحاظ تکنیکی عالی اما فاقد کیفیت حقیقی هنری هستند ،به مثابه هنر قلمداد کنند نظراتی دارم. مدت هاست که از من برای داوری در نمایشگاه ها و مسابقات عکاسی دعوت نمی شود زیرا همه می دانند که من عکس های رنگی را که مشخص است توسط خود عکاس چاپ نشده اند قبول ندارم و رد می کنم . بیشتر عکاسان چاپ های رنگی شان را به لابراتوار هایی می دهند که از تجهیزات گران قیمت استفاده می کنند . برای آنکه عکاسی جایگاه خودش را در هنر داشته باشد باید بدست هنرمندان برجسته و عکاسان خبره به لحاظ فنی اعتلا یابد .بسیاری از عکاسان تکنیکی ، کارهای درخشانی در زمینه ثبت و ضبط آنچه که جهان دارد ارائه می دهند اما تنها " عکاسان هنرمند" قادر به حفظ جایگاه عکاسی در سالن های هنری و کلکسیون ها هستند.
  9. Captain_K2

    معرفی هانری کارتیه برسون

    معرفی هانری کارتیه برسون معرفی هانری کارتیه برسون هانری کارته برسون، یکی از بزرگترین عکاس های زمان، یک مرد خجالتی بود که عکاسی لحظه ای (snap shooting) را بعنوان یک هنر امروزی و کلاس بندی شده معرفی کرد. توانایی منحصر بفردش در ثبت "لحظه قطعی" (the decisive moment)، چشم دقیقش برای طراحی صحنه، شیوه منحصربفرد کارش و بیان ادبی اش در تئوری و عملی عکاسی٬ وی را بعنوان یک شخص افسانه ای در میان فتوژورنالیست های همدوره اش مطرح کرد. کار وی و شیوه اش یک تاثیر ماندگارو دست نیافتنی داشته است.تک عکسهاوعکس داستانهایش برای سه دهه زینت بخش معتبرترین مجله های دنیا بوده است ونسخه های مختلف عکسهایش بر دیوارهای موزه های آمریکا و اروپا نمایش داده شده است.در بازار جهانی عکس وی تاثیر خود را بخوبی گذاشته است : وی یکی از موسس های مگنوم بوده است،یک آژانس عکس در نیویورک و پاریس. هانری کارتیه برسون درسال ۱۹۰۸درچنتلوپ(chanteloupe) فرانسه در یک خانواده ثروتمند ،با فرهنگ متوسط چشم به دنیا گشود.در نوجوانی یک دوربین معمولی داشت که برای عکسهای تعطیلات از ان استفاده می کرد و بعدیک دوربین ویزور۳*۴ را تجربه کرد.اما او همچنین علاقه به نقاشی داشت و به مدت دو سال در استودیوپاریس تحصیل کرد.این تجربیات در نقاشی دید او را بخوبی برای ترکیب بندی آماده کرد که به یکی از بزرگترین ابزارهای او در عکاسی تبدیل شد. در سال ۱۹۳۱ در سن ۲۲ سالگی یکسال را به شکار در غرب آفرقا گذراندو بعد از بیمار شدن به فرانسه بازگشت. در آن زمان بود که در مارسی برای اولین بار عکاسی را بطور جدی کشف کرد. این یک تجربه حیاتی برای او بود. یک دنیای جدید،یک شیوه نو دیدن،یک الهام درونی و غیر قابل پیش بینی از بین کادر باریک منظره یاب دوربین ۳۵ میلیمتری به روی او گشوده شد وتصور وخیال او را به آتش کشید.او خاطر نشان کرده است که چگونه در آنزمان خیابان ها را زیر پا میگذاشته است با یک احساس قوی و آماده برای برانگیخته شدن ومصمم برای به دام انداختن زندگی وسپری کردن زندگی به یک شیوه زنده ونو. بدین گونه یکی از نتیجه بخش ترین مشارکت ها بین انسان وماشین در تاریخ عکاسی روی داد.او به ادامه دادن کارش با دوربین ۳۵ میلیمتری ادامه داد. سرعت،تحرک پذیری،تعداد زیاد عکس در هر حلقه فیلم و بالاتر از همه کوچک بودن دوربین و جلب توجه نکردن با شخصیت خجالتی و سریع او سازگاری داشت. زمان زیادی نگذشت که او مانند یک راننده حرفه ای که با دنده عوض کردن ماشین را تحت اختیار دارد ، کنترل دوربین را کامل بدست گرفت و دوربین به وسیله ای برای وسعت دید او بدل شد. زمانی که جنگ جهانی شروع شد ، او مدت کوتاهی در ارتش فرانسه خدمت کرد ، تا در جنگ اسیر آلمان ها شدو بعد از دو تلاش ناموفق از زندان گریخت و تا پایان جنگ به فعالیت های زیرزمینی ادامه داد. پس از جنگ وی فعالیت ژورنالیستی اش را با کمک به شکل گیری آژانس عکس مگنوم در سال ۱۹۴۷ ادامه داد.کار با مجله های مطرح آنزمان وی را به سفرهای گوناگون در اروپا،آمریکا،چین،روسیه وهند کشاند. کتاب های فراوانی از کارتیه برسون در دهه ای ۶۰،۵۰ چاپ شد که معروف ترین آنها "لحظه قطعی" در سال ۱۹۵۲ بوده است. یک رویداد مهم در کار کارتیه برسون نمایشگاه بزرگی از ۴۰۰ عکس وی بود که در سرتاسر آمریکا به نمایش در آمد.بعنوان یک ژورنالیست کارتیه برسون لزوم منتقل کردن افکار و احساساتی را که از دیده هایش بر می خواست،احساس می کرد. از همین رو عکسهای او بیشتر واقع گرایانه بودتا انتزاعی.وی احترام زیادی برای نظم در عکاسی خبری قائل بود،به این عنوان که هر عکس به تنهایی توانایی بازگو کردن یک داستان را داشته باشد. بینش ژورنالیستی در واقعیتهای نهفته در انسان و رویدادهای پیرامون او ، احاطه به اخبار و تاریخ و باور در نقش اجتماعی عکس همه به ماندگاری آثار اوکمک می کند.وی می گوید: شان و مقام انسان یک سوژه لازم برای هر عکاس خبری است و هر عکسی جدا از اینکه چه اندازه از نظر بصری و تکنیکی درخشان باشد،نمی تواند موفق باشد مگر اینکه از عشق و روابط انسانی نشات گرفته باشد و بیانگر انسان در روبرو شدن با سرنوشتش باشد. تعداد زیادی از پرتره های وی از افراد مشهور مانند ویلیام فاکنر با روش راحت و درخشان وی در مواجه شدن با سوژه بدل به تعریف دقیقی از شخصیت سوژه شده است. کتاب اول برسون افکارش را بخوبی نمایان می سازد."لحظه قطعی"آنگونه که خود برسون تعریف کرده است عبارت است از: «شناخت لحظه ای اهمیت یک رویداد در کسری از ثانیه و همینطور پیدا کردن فرم و ترکیب دقیقی که روح آن رویداد را بنحو مناسب بیان کند.» بعضی از منتقدان برسون را چیزی فراتر از یک شکارچی لحظات نمی دانند.این یک حقیقت است که روش"لحظه قطعی" در دستان عکاس بی هدف به شکار لحظه ای تصادفی و بی گزینش نزول پیدا می کند. والاترین نکته کار برسون نگرش ژرف به احساسات و ویژگیهای انسان و نشان دادن آن در قاب تصویر است که نمی تواند از روی شانس و اقبال بدست آمده باشد و تنها از استعدادی نادر برمیاید.لحظه قطعی و شکار لحظات تنها در این تعریف می تواند به سطحی هنری ارتقا یابد. برسون در کتاب"تحظه قطعی" نوشته است: «در عکاسی کوچکترین چیزها می توانند بزرگترین سوژه ها باشند،ویژگی های کوچک انسان می توانند به موضوعی مهم بدل شوند.» بیشترین بخش عکاسی او مجموعه ای از همین ویژگی ها و جزئیات انسانی است که تصویررا به جهان پیرامون پیوند می دهد. وی در جهانی تکراری زندگی میکرد که اتفاق های خسته کننده روزمره مانند انعکاس در گودال گل ولای،تصویر با گج کشیده شده بر روی دیوار،هیکل سیاه پوش در مه همگی برای وی انعکاس حقایقی بزرگ و آشنا در ضمیرناخودآگاه بودند.وی شاعری ضدرمانتیک بود که شعر او عکس هایش است و زیبایی را در موضوعات "همانطور که هستند" و در واقع گرایی مربوط به همین زمان و مکان کشف کرد. تمام تصاویر وی با دوربین ۳۵ میلیمتری همراه با لنز ۵۰ میلیمتری و بندرت عدسی تله فتو تهیه شده است،وسیله ای که در دست تمام عکاسان آماتور یافت می شود. وی تمامی عکس هایش را با نور موجود می گرفت و بندرت از فلاش استفاده می کرد. بوسیله بکار گیری بامهارت دوربین عکاسی در ثابت کردن یک لحظه در جریان زمان،برسون برای ما گنجینه ای از تصاویر باقی گذاشته است.ما از دیدگاه وی می توانیم جهان را اندکی بهتر ببینیم و حقیقت و زیبایی را جایی که حدس نمی زنیم وجود داشته باشد،بیابیم. هانری کارتیه برسون در روز دوشنبه ۳ اگوست ۲۰۰۳ در سن ۹۵ سالگی فوت کرد.مطابق وصیت اش وی تنها در حضور خانواده اش به خاک سپرده شد.روحش شاد.
  10. Captain_K2

    معرفی هلمت نیوتن

    معرفی هلمت نیوتن معرفی هلمت نیوتنهلمت نیوتن عکاسی است که در سال ۱۹۶۶ در زمانی که به شنا علاقه خاصی داشت عکاسی از بین رفته در شاخه مد را مجدد در مجله معتبر کویین زنده کرد. تمام تصاویری که وی می گرفت، از زنانی بود که لباس های مختلف آن زمان را در سالن مد به تن داشتند و یا روی زمین یا کنار پنجره ایفای نقش می کردند. برخی عکاسی او را یک زهر به تمام معنا توصیف می کنند و زنان با انتقاد از شیوه به تصویر کشیدن ابزاری قشر خود نیوتن را یک موجود تنفرانگیز می دانند. برخی از کارشناسان این نوع عکاسی را خطی بین مد و عکاسی نا مناسب می دانند و معتقدند هلمت نیوتن می توانسته در طول دوران عکاسی اش از هوش سرشاری که در این بخش داشت بهتر استفاده کند در حالی که وی این هوش را در جایی هزینه کرده که خوشایند کارشناسان و علاقه مندان به هنر عکاسی نیست. او تا سال مرگش در ۸۲ سالگی که سال گذشته در اثر تصادف روی داد به عنوان پادشاه عکاسی نا مناسب شناخته شده بود. نیوتن عکاسی بود که هیچگاه نقطه واقعی و اوج اثر را به تصویر نکشید و تنها به موضوعات پوچ پرداخت. عکس های او همگی در زمره تصاویری بود که افرادی سطحی نگر از آن استقبال می کردند و آن را می خریدند. او در مجله گمبلر و تعدادی از مجلات زرد معروف دنیا کار می کرد. به اعتقاد دیوید بیلی یکی از منتقدان نیوتن عکاسی او در پاره ای اوقات بسیار ابتدایی و بد بود. عکاسان امروزه در زمینه مد بیشتر از ایده ها و طرح های یکدیگر استفاده می کنند و به همین دلیل این نوع عکاسی امروزه در جهان با یکدیگر مشابهت دارد و نوآوری در آنها دیده نمی شود. اما با این حال هلمت در این نوع عکاسی مانند دیگران کار نمی کرد و طرح های نویی ارائه می داد با اینکه در بسیاری موارد عکس هایی که او گرفته مورد انتقاد قرار می گیرد. نیوتن در مصاحبه ای در سال ها پیش با انتقاد از اسم هنر بر حرفه عکاسی گفت: برخی از مردم عکاسی را هنر می دانند اما من کلمه هنر را لغتی ناشایست برای این حرفه مهم می دانم که سبب می شود با اطلاق کلمه هنر به آن تمام حس درونی اش کشته شود. من عکاسی نمی کنم، بلکه گلوله ای آماده شلیکم. در عکس های پنجاه ساله نیوتن عموماً زنان در تصویر دیده می شوند. جی. جی بالارد رمان نویس و سازنده چندین تئاتر برای یکی از فیلم هایش که هرگز به نمایش درنیامد، از نیوتن در بخش عکاسی استفاده کرد. نیوتن جزء نخستین عکاسانی است که مدل هایش را به ساحل برده و در میان شن ها تصاویری از آنان به ثبت رسانده که تابش نور خورشید و بازتاب آن بر شن های ساحل ها به این تصاویر ویژگی های خاصی داده است. یکی از مدل های وی ماریا هلوین با یادآوری دوره جوانی که به عنوان مدل فعالیت داشت می گوید: نیوتن انسانی سخت کوش بود و برای عکاسی ساعت ها وقت می گذاشت و تصاویری که خلق می کرد دقیقاً همان هایی بود که در فکر داشت و می خواست ثبت کند. نیوتن در نخستین سال های عکاسی در سال ۱۹۳۲ یک جعبه دوربین وولورث خریداری کرد و از سن ۱۲ سالگی عکاسی را آغاز کرد. وی در عکس هایش از مدل ها به رنگ پوست آنها توجه داشت و تلاش می کرد به سبب نوع انعکاس نور بر رنگین پوستان از آنها بیش از دیگران بهره گیرد. او در این تصویربرداری توانسته به موضوع مرگ نیز بپردازد و با بی رنگ و مسخ کردن چهر ه های مورد نظرش این موضوع به وضوح در عکس هایش قابل لمس است. به اعتقاد برخی از منتقدان این عکاس مدل نیوتن دارای یک مشکل روحی بوده که این در عکاسی وی قابل مشاهده است. او بسیاری از پروژه های عکاسی اش را رها کرده و در همان حال به سراغ مدل دیگری رفته و پروژه دیگری را آغاز کرده است. او در عکاسی اش حاضر به هیچ نوع هزینه کردنی نبود و به گفته بیلی همیشه تصور می کرد بهترین طراح و کارگردان برای خلق تصاویرش دوربین است. همسر نیوتن در مورد وی می گوید: هلمت مردی دوست داشتنی بود و جای خالی اش در زندگی به وضوح مشخص است. او به هیچ کس شباهت نداشت. او به عکاسی عشق می ورزید و با آزادی کامل هر آنچه را که می خواست بدون هیچ ابا و ترس یا تصور از نگاه انتقادی به تصویر می کشید و با نهایت شهامت از آثارش دفاع می کرد. او یک انسان خودبین در عکاسی بود و نقش اصلی و نهایی در عکس هایش را برعهده داشت. هلمت در زندگی هیچگاه متوقف نشد و همیشه در حال حرکت بود همچنان که در زمان مرگش نیز پس از عکاسی در حال رفتن به هتل بود که تصادف کرد و جانش را در راه حرفه اش از دست داد.
  11. Captain_K2

    معرفی هلن لویت

    معرفی هلن لویت معرفی هلن لویت - Helen Levittهلن لویت (Helen levitt) در سال ۱۹۱۸، در نیویورک به دنیا آمد. او در همین شهر به تحصیل پرداخت و بیشتر از ۶۰ سال عکاسی نمود. او در طی سالها عکاسی، از افراد در همه سنین و در همه قوم ها و نژادها عکاسی کرد. همچنین خیابانهای شهر مرکز توجه وی و سوژه اصلی کارهایش قرار داشت. اکثر سوژه های وی از افراد طبقه پائین اجتماع بودند، مخصوصا کودکان، اما وی هرگز کارهایش را به عنوان اسنادی اجتماعی و تاریخی منظور نکرد و آثارش همیشه جنبه غیر رسمی داشت. طی سالهای ۱۹۳۹-۱۹۳۸، با واکر اوانز Walker Evans شروع به مطالعه و یادگیری عکاسی کرده و در سالهای بعد، همیشه از اوانز به عنوان یک مربی و دوست بسیار خوب یاد می کرد. در استودیوی واکر اوانز بود که وی با جیمز اجی James Agee ملاقات کرد. اجی کسی بود که بعدها مقدمه ای بر اولین کتاب لویت، A Way of Seeing نوشت. (کتابی که در سال ۱۹۴۶ نوشته شد اما تا سال ۱۹۶۵ به چاپ نرسید). در سال ۱۹۴۱، لویت به مکزیک سفر کرده و آثارش در این سفر را در سال ۱۹۹۷ در کتابی تحت عنوان "شهر مکزیک" منتشر کرد. وی در سال ۱۹۴۳، نمایشگاهی انفرادی در موزه هنرهای مدرن نیویورک برگزار کرد. همچنین کارهایش را به طور منظم در Fortune، Harper۰۳۹;s Bazaar، Cue و Time به چاپ رساند. از جمله کارهای وی،می توان به همکاری وی با اجی در دو فیلم( The Quiet One ۱۹۴۹) و In the Street(۱۹۵۲) اشاره کرد که جوایزی را نیز در فستیوال های Venice و Edinburgh Film از آن خود کرد. بین سالهای ۱۹۵۲-۱۹۴۹، خصوصا در دهه ۱۹۵۰، لویت به دلیل عدم برخورداری کامل از سلامتی و همچنین کارگردانی فیلم و ویراستاری، کمتر به عکاسی پرداخت. وی در سالهای ۱۹۵۷-۱۹۵۶، در Art Students League دررشته هنر نیویورک به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۵۹، توانست کمک هزینه تحصیلی Guggenheim رابرای تحصیل در رشته روش های فنی و تکنیک های عکاسی رنگی به عنوان جایزه دریافت کند. این کمک هزینه تحصیلی در سال ۱۹۶۰، دوباره تمدید شد. در دهه ۶۰، وی به دهکده Greenwich نقل مکان کرده و در جریان این تغییر مکان، مناطق دیگری از نیویورک، از جمله Spanish Harlem، Brooklyn و Lower East Side نیز مورد توجه وی قرار گرفت. در سال ۱۹۶۳، پروژه عکسهای خیابانی مستند وی از این دوره که با اسلاید رنگی تهیه شده بود، در موزه هنرهای مدرن به نمایش درآمد که البته در مدت کوتاهی به سرقت رفتند و هرگز دوباره به دست نیامدند. فعالیتهای عکاسی لویت به مدت چندین سال کاهش یافت، ولی در سال ۱۹۷۱ دوباره به عکاسی خیابانی رو آورده و در سال ۱۹۷۴، نمایشگاهی از این آثار که به صورت اسلایدهای رنگی تهیه شده بودند، در موزه هنرهای مدرن برگزار کرد. وی در سال ۱۹۷۶ در هنر عکاسی به عنوان یک استعداد ملی شناخته شد. در سال ۲۰۰۱، کتاب وی با عنوان Crosstown، با عکسهائی از دهه ۱۹۳۰و ۱۹۴۰ Harlem، یک سری کامل عکس رنگی در سال ۱۹۶۰ و همچنین عکسهای سیاه و سفیدی که در دهه ۸۰ و ۹۰ عکاسی شده بود، منتشر شد. این کتاب تغییرات فرهنگ و تمدن خیابانهای نیویورک و همچنین تکامل تدریجی و تحول دید عکاسی لویت را نشان می دهد. همچنین در سال ۲۰۰۳، کتابی از وی تحت عنوان Here and Now منتشر شد که کلکسیونی از عکسهائی بود که او در سالهای ۱۹۹۰ عکاسی کرده و قبل از این تاریخ هرگز در جائی به چاپ نرسیده بود.
  12. Captain_K2

    معرفی هنری کارتیه برسون

    معرفی هنری کارتیه برسون معرفی هنری کارتیه برسون( هنری کارتیه برسون) را بطور اتفاقی ده روز قبل از مرگش دیدم. با چهره ای خشک و ظاهری آراسته و آرام او از ورای دستان چروکیده و لرزانش که بر جلوی صورتش گرفته بود نگاه مجددی به عکسهایش داشت. برسون در فیلم مستندی که در باره آثار و زندگیش ساخته شده بود از گذشته می گفت، از حال و آینده عکاسی که چشم اندازی برایش تصور نمی کرد. نگاه تیز بین و خلاق فیلمساز او را وادار ساخته بود که از لا بلای انگششتانش همچون روزنه ای به محیط بنگرد و او را با دنیای تصویر آشتی دهد. در حالیکه او در سال ۱۹۷۹ میلادی در جمع دوستانش در آژانس مگنوم که خود یکی از پایه گذارانش بود اعلام کرد که دیگر تاب عکاسی را ندارد. اینکه برسون چگونه توانست در سن هفتاد سالگی یار دیرینه اش دوربین لایکای خودرا کنار بگذارد، برای اغلب دوستدارانش جای شگفتی و سئوال بود. کارتیه برسون عکاسی را امتداد احساس خود می دانست و سپاسگذار دوربین خود بود که به او توانائی بخشیده بود این احساس را به مخاطب منتقل کندوواقعیت های در حال حرکت و تغییر را ثبت کند. او اعتقاد راسخ به‹ لحظه تعیین کننده › در عکاسی داشت و معتقد بود تنها در این لحظه است که یک عکاس می تواند رویدادی را به تصویری ماندگار بدل سازد. او می گوید که رویداد ها خود ضرباهنگ ساختاری ”شکلهارا“ پدید می آورندو کسی که بتواند مطابق این ضرباهنگ عکاسی کند ، لحظه قطعی را خواهد یافت. ارائه این نظریه که به نظریه ( لحظه قطعی) شهرت یافت محبوبیت علمی برسون را دو چندان کرد. از برسون بعنوان یکی ار پیشگامان عکاسی مطبوعات نیز یاد می شود. او توانسته بود بسیاری از رویداد های مهم جهان را عکاسی کندو در رویا روئی با خطرات، جهان پر تلاطم عصر حاضر را با تعمق و ادراک بسیار ببیند و ثبت کند. او یک عکاس خبری صرف نبود و سفارشی کار نمی کرد، بلکه با نگاهی جامعه شناختی و با پرداختن به حواشی و جزئیات زندگی اجتماعی مردم اطلاعات زیادی را از طریق عکسهایش ارائه می داد. پرتره های او از نویسندگان، هنرمندان، سیاستمداران، روشنفکران همچون سیمون دو بوار، آلبر کامو (نویسنده) ، جات هیوستون و ژان رنوار (کارگردان)محمد علی جناح ، چه گوارا (سیاستمدار) ،مریلین مونرو(هنرپیشه) ، پیکاسو(نقاش). ژان پل سارتر (متفکر ) ودیگر مشاهیر جهان از نمونه های شاخص پرتره های محیطی و ماندگار هستند. نیم قرن تلاش برسون در خدمت به فرهنگ تصویری و اجتماعی جامعه جهانی جایگاه ویژه ای برای او در میان عکاسان معاصر ایجاد کرده است. قطعا در نگاه برسون لحظاتی بوده که به تصویر در نیامده وتنها در ذهن و خاطره او باقی مانده است. و حالا دیگر برسون نیست. نه کمی اینطرف تر و نه کمی آنطرف تر ، لحظه قطعی میان بودن ونبودن، به همین راحتی ...
  13. Captain_K2

    معرفی هورست هامان

    معرفی هورست هامان معرفی هورست هامان«گاه در میانهی آسمان خراشها، نالهی یک کرجی، در بیخوابیتان شما را به خود میآورد و به یاد میآورید که این کویر آهن و سیمان یک جزیره است.» هورست هامان متولد ۱۹۵۸ در مانهیم Mannheim، آلمان است. وی عکاسی را به عنوان حرفهی اصلی خود برگزید وبه شیوهی خصوصی و به وسیلهی سفارشات عکاسیاش امرار معاش میکند. وی در فاصلهی سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ نزدیک به ۳۰ نمایشگاه در شهرهای مختلف جهان برگزار نموده است. آنچه در اینجا به آن میپردازیم، مجموعهایست مشخص که در کتابی با نام «نیویورک عمودی» به چاپ رسیده است. این مجموعه در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و در سال ۱۹۹۶ جایزه کتاب عکس کداک (Kodak)- در ۱۹۹۷ بر گزیدهی عکاسی معماری- جایزه طلایی طراحی عکس برای سال نامهی کداک، جایزه سالنامهی اشتوتگارت و چندین جایزهی دیگر را به خود اختصاص داد. هامان در این مجموعه عکسهای پانورامیک خود را با انتخاب موضوعاتی در محور عمودی به صورتی بسیار متفاوت ارائه نموده است لیکن این تنها وجه تمایز آثار وی به عنوان آثار پانورامانیست. بلکه آنچه او را از دیگران متمایز میکند نوع نگاه و شیوهی پلانبندیهایش در این قابهای عمودی است. ساختمانهای سر به فلک کشیده نقاط تأکید نادیدنیای را در آسمان نشان میدهند و مانند انگشتان غول آسای مجسمههای باستان خدایان نادیده را میجویند. او در عکسهایش زوایایی را میجوید که ابعاد مختلفی از نیویورک را در برابر آسمان قرار میدهند. برای مثال با ایستادن در وسط خیابان و با استفاده از زاویهی باز دوربیناش ساختمانهای هر دو طرف را در کادر خود جای میدهد. هامان دربارهی «نیویورک عمودی» چنین میگوید: «امروز نمیتوانم به طور دقیق بگویم که چه زمانی ایدهی «نیویورک عمودی» شکل گرفت. این ایده به صورت تدریجی بروز یافت، نخست در حاشیهی کارهای روزمرهام، در فاصلهی میان دو سفارش عکاسی در نیویورک یا دربارهی آن. در همین احوال بود که به فکرم رسید که کسی تاکنون صرفاً به صورت عمودی به این شهر نگاه نکرده است. ده سال پیش [پیش از سال ۲۰۰۱] یک دوربین دست دوم Linhof-Technorama خریدم. با نگاتیو نامتعارف ۳/۴× ۴/۱ ۲. این دوربین عکاسی مرا سخت تحت تأثیر خود قرار داد. اما از طریق عکاس اهل پراگ ژوزف سودک (۱۹۷۶-۱۸۹۶) بود که به سمت عکاسی سیاهوسفید پانوراما ترقیب شدم. چرا که آثار او تأثیر عمیقی بر من گذاشتند.» ما معمولاً همه چیز را به صورت افقی میبینیم و زاویهی ۹۸ درجهای لنز متحرک Technorama نیز کاملاً نزدیک به میدان دید چشم ماست. [...] تجربیات اولیهام را حول این محور قرار دادم. پس از آزمون نخستین منظرههای عمودی در اکتبر ۱۹۹۱ نمونههای اولیه را برای ناشر آلمانی Bernhard فرستادم و بر مبنای آن عکسها ناشر قبول کرد کتابی منتشر کند.» شرایط دشوار عکاسی با دوربین پانوراما سبب شد این پروژه که زمان تعیین شده از سوی عکاس برای به پایان بردن آن دوسال پیشبینی شده بود، نزدیک به چهارسال به طول بیانجامد. شرایط آبوهوایی امکان ورود به ساختمانها و بسیاری مشکلات دیگر کار را برای عکاس دشوار میساخت. «وضعیت نوری مناسب به عکس خوب میانجامد. و این مولفه در عکاسی نور روز به سختی قابل پیشبینی است. اجازهی ورود به ساختمانها در زمانی نادرست کمکی نمیکرد. اینگونه بود که ترقیب شدم از فیلمی با حساسیت بالا (Agfa Pan ۴۰۰) استفاده کنم. چرا که در صورت نیاز میبایست روی دست عکاسی کنم. آنهم با وجود محدودیت در بالابردن سرعت شاتر در دوربینهای پانوراما. تنها با یک دوربین و تعداد کمی حلقه فیلم در جیبام [بر روی هر حلقه ۴ فریم قابل ثبت است] و با وجود دربان یکدنده و مامور آسانسور جدیای که مرا به داخل ساختمان هدایت میکرد. جایگاه مناسبی نداشتم [...] با این روش مجبور بودم گاه بیش از ۱۵ بار ساختمان را بازدید کنم، تا در نهایت نور به شرایطی برسد که در ذهن داشتم. شاتر مرکزی و لرزهگیر موجود در لنز، کار عکاسی روی دست را برایم آسان کرده بود. نیز پس از هزاران عکس، دوربین Technorama و انگشت اشاره [ انگشتی که عکس را میگیرد] دوستان خوبی شدند.» هرچند نام مجموعه این انتظار را بر میانگیزد که موضوعات عکاسی شده کاملاً در محور عمودی دیده شوند. لیکن در بسیاری از عکسها محورهای افقی و عمودی درهم میآمیزند. زوایایی که هامان به سراغ آن میرود احساس بیوزنی را در مخاطب بر میانگیزد. برای مثال در تصویر «ترمینال بزرگ مرکزی» ستونی از میانهی قاب گذشته که قاب را به دو قسمت مجزای تقسیم میکند و زاویهی دید بیننده نسبت به آنچه در پایین کادر قرار گرفته و آنچه بالاست متفاوت به نظر میآید. دوری از عادات بصریای که عنصر جدایی ناپذیر عکسهای پانوراما محسوب میشود تصاویر هامان را از محدودهی عکاسی معماری شهری و یا بازنمایی عینبهعین جهان بیرون خارج میکند. در کتاب «نیویورک عمودی» کنار هر تصویر جملهای از شخصیتی ادبی، سینمایی و... درج شده است که رابطهای درونی با تصویر مقابلش دارد. یعنی نوشتهی تابلوهای موجود در عکس یا رابطهی مفهومی با ایماژهای آن دارد و یا در ادامهی جملهایست که برای آن تصویر درج شده است. برای مثال در تصویر میدان تایمز «Times Square» پرچم ایالات متحده در میانهی قاب در احتراز است و در گوشهی چپ و پایین یک بیلبورد تلوزیونی آگهیای از MTV (music Tv) را نشان میدهد و در عین حال در صفحهی مقابل جملهای از یکی از مدیران مترو درج شده است که: «میدان تایمز، مرکز جهان است. و شما در آنجا به قطارهای خطوط N وR و AوC و E وF وD و Q دسترسی دارید.» چنین بازیهای کلامی و تصویری، شیوهی نگاه یک عکاس اروپایی در ابرشهر پرجمعیت امریکایی که چه از لحاظ فرهنگی و چه از نگاه زندگی شهری با زادگاه هنرمند در تضاد قرار دارد را به تصویر میکشد. این تضاد، در اغلب آثار مجموعهی «نیویورک عمودی» موجب تحلیلی شده که طبق آن فیگور انسانی به مثابه عنصری بیاهمیت به چشم میخورد. انسانی که در برابر عظمت شهری بسیار کوچک تصویر شده، هرچند که از لحاظ، بصری این عناصر کم تعداد، مخاطب را به یاد آب مرکبهای شرق دور میاندازد، اما از آن تعادل بودیستی در آنها اثری نیست. انسان حقارتی را از سمت مخلوقات غولآسای خود میپذیرد که او را در حد یک ابژهی بیاهمیت قرار داده است. انسانهایی که به زحمت قابل تشخیص هستند. «شهر، یک جنگل واقعی نیست، این یک باغوحش انسانی است»(دسموند موریس، انسانشناس بریتانیایی).
  14. Captain_K2

    معرفی یاسوماسا موریمورا

    معرفی یاسوماسا موریمورا معرفی یاسوماسا موریمورایاسوماسا موریمورا در ۱۹۵۱ در اوزاکای ژاپن متولد شد و در سال ۱۹۷۸ از دانشکده هنر کیوتو فارغ التحصیل شد. شناختهترین هنرمند معاصر ژاپنی در عرصه بینالمللی است. هنرمند دهه ۸۰، دهه ۸۰ دههای است که هنرمندان به نوعی از Rephotograph هم استفاده میکنند و همچنین دهه appropriation (اقتباس) است. این هنرمندان آثار هنرمندان بزرگ را اقتباس میکنند، آنها را شالودهشکنی میکنند و آثار اصل را زیر سوال میبرند. این نوع از عکاسی مولف، اصالت اثر هنری و حق کپی رایت را زیر سوال میبرد. تصاویر موریمورا خودنگارههایی است تلفیق شده از نقاشی و عکاسی, او هنرمندی است که از عکاسی برای بیان اندیشههای خود بهره برده است. در این پرترهها از تکنیکهای عکاسی استادانه استفاده شده است ولی او از اینکه خود را عکاس معرفی کند متنفر است. او با جایگزین کردن صورت خود بهجای صورت هنرمندان بهخود هویت بخشیده. بهطور کلی دغدغه او آثار معروف هنرمندان بنام است، چنانکه با اقتباس از کار آنها شهرت آنها را هم بهدست میآورد، شهرتی دسته دوم، این مرد ژاپنی چهره خود را جایگزین چهره شخصیتهای معروف مونث میکند. کار این هنرمند تناقضهایی بین شرق و غرب، زن و مرد، فرهنگ ژاپنی و فرهنگهای بیگانه، فرهنگ سنتی و فرهنگ معاصر را نشان میدهد. در کار او نفوذ چین و بودیسم به اندازه تاثیر غرب آشکار است، او نقاشی غربی را همزمان تکریم کرده و به طنز میگیرد. تصاویر پردازششده کامپیوتری او یک نوع ابهام و ایهام بین نقاشی و عکاسی، نمایش و عکاسی، گذشته و حال، اصل و کپی و تلفیق زن و مرد ایجاد میکند. برجستهترین آثار موریمورا مجموعههای تاریخ هنر است که از تولیدات روشنفکرانه هنرمندان مشهور اروپایی و هنرپیشه زن و سلطه قوانین مرسوم زیباییشناسی غربی حاکم بر تصاویر مردمی و نوستالژیک ستارگان هالیوودی، برای انتقاد و اعتراض به شهوت موجود در این تصاویر تاریخ هنر اقتباس شده است. شخصیت عکاسی این خودنگارهها صداقت و صراحت موریمورا را برجسته میکند که این در واقع به دلیل خاصیت مستندبودن رسانه عکاسی است. او کارهای عجیب خندهداری با این آثار کرده تا ماهیت خندهدار و غریب این آثار را به نمایش بگذارد. او باشکوهترین این نمایشها را بازتولید میکند و نشان میدهد که هر شاهکاری یک اجرای خالی از محتوا است. در اجرای موریمورا لایه طنزآمیز قوی به چشم میخورد که نوعی «کمدیا دلآرته» را تداعی میکند. موریمورا بازی نمایشی را به فضای سوررئال نامعقول بسط میدهد. کارهای او ممکن است طعنهآمیز به نظر بیایند ولی شرحی بر بحران هویتاند، بحرانی که هنر در دوران پست مدرن تکثیر مکانیکی آن را از سر میگذراند و عکاسی به این بحران سرعت بخشیده. در هنر پست مدرن موریمورا عکاسی نقاشی را بهشکل طعنهآمیزی ضمیمه کار خودش میکند و برآن فائق میآید ولی نقاشی بهرغم اینکه عکاسی آن را در خود گرفته است، دست نخورده باقی میماند. ردپای پرشور نقاشی در هر وضعیت به روشنی دیده میشود. او خود میگوید: «این کارها عینی کردن رسوبات تصویریای است که درگذشته شکل گرفتهاند». ● تاریخ هنر غرب از کودکی از کشیدن نقاشی لذت میبرد و در نوجوانی به باشگاه هنری دبیرستان پیوست و شروع به نقاشی رنگ روغن کرد، تحصیل در دبیرستان تقریبا منحصر به مواد هنر غربی میشد. و موریمورا بیش از اینکه با آثار نقاشان ژاپنی و شیوه سیاه قلم آشنا باشد، نقاشان غربی مانند ون گوگ و پیکاسو را میشناخت و هنر واقعی از نظر او نقاشی رنگ روغن بود. او با تاریخ هنر غرب آشنا بود و حساسیتهای زیباییشناختی او تا حد زیادی تحت تاثیر این شیوه آموزشی قرار داشت. تحصیلات او چه از جنبه دانش و چه از جنبه تکنیک براساس سنت غربی بود. موریمورا در محیط ژاپن و زیبایی شناختی و آداب اجتماعی ژاپنی زندگی میکند ولی در قرن بیستم فرهنگ ژاپنی، آرایش مو، مد و سلایق و سبک زندگی تحت تاثیر فیلمهای غربی است، بر این اساس او تصمیم میگیرد با آوردن بازیگران زن غربی بر صحنههای ژاپنی ایدهای تلفیقی را بهکار گیرد. ● خود نگاره در دنیای عکاسی پذیرفته شده است کسی که شاتر را میزند و موضوعی که از آن عکس گرفته میشود. هر دو به یک اندازه اهمیت دارند. «من به خودنگاره پرداختم زیرا دوست دارم دیده شوم» در این میان مسئله دیدن و دیده شدن اهمیت زیادی پیدا میکند، همین حالتهای معکوس در سراسر جامعه دیده میشود. گلایههایی در مورد تماشای وجه زنانه از دیدگاه مردانه، بنابراین در فرآیند خودنگاره عکاس هم نقش دیدن و هم دیده شونده را ایفا میکند. بر این اساس موریمورا بخشی از آثارش را از کارهای هنرمندانی انتخاب میکند که به مسئله خودنگاره پرداختند، مانند من ری، رامبراند و فریدا کالو. ● جنسیت بخش بیشتر خودنگارههایی که موریمورا بهوجود آورده براساس آثاری است که سوژههایشان زن هستند. هدف او صرفا ایفای نقش زن و یا علاقه به زن نیست.هدف او بررسی مرز «نه زن ـ نه مرد» بوده است.او میخواهد نوعی قلمرو جنسی نه زن نه مرد را نمود دهد.او سعی میکند آثاری مبهم بهوجود آورد، آثاری که در آن فرد بزرگسال از کودک، آسیایی از غربی، مرد از زن و تصویر معاصر از نقاشی تاریخی تفکیک ناپذیرند.او از هنر استفاده میکند تا خود را به شیء تبدیل کند. او جدا شده و بیرون از هنری که خود از آن تفکیکناپذیر است به تماشای نمایش خود میایستد. موریمورا میکوشد تا با نقیضهسازی و هویتسازی حیات ذهنی را به هنر مرده بازگرداند. کار او تجلی هویت هنر پستمدرن و هنرمند پست مدرن است.امروز ما نمیدانیم هنر، هنر است یا نه؟ و هنرمند، هنرمند است یا نه؟ مگر با تعاریف اجتماعی. معضل آنکه چه چیز هنر است؟ ذات هنر در دوران پستمدرن است و موریمورا بهتر از هر هنرمند مفهومگرایی به این معضل و بلاتکلیفی عجیبی که گریبانگیر هنر است پی برده است. بهعلت ماهیت هنر پست مدرن، آثار موریمورا بهطور کلی مورد تحلیل قرار میگیرد و تکتک آثار را میتوان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد چون صرفا بازسازی آثار هنری معروف تاریخ هنر هستند. و تنها تفکری که بر پشت تولید و اقتباس از این آثار وجود دارد اهمیت پیدا میکند.
  15. Captain_K2

    معرفی یوجین اسمیت

    معرفی یوجین اسمیت معرفی یوجین اسمیت«یوجین اسمیت» را می توان یکی از تأثیرگذارترین عکاسان قرن بیستم به حساب آورد. کسی که تلاش کرد تا از تلفیق نگاه هنرمندانه و دیدگاههای انسانی خود، از عکس و عکاسی به عنوان یک رسانه و ابزار بیان مدرن استفاده کند. «یوجین اسمیت» در سال ۱۹۱۸ در کانزاس آمریکا به دنیا آمد و از جوانی، درگیر جاذبه عکاسی شد. در ۱۹۳۶ از دانشگاه نتردام، بورس عکاسی گرفت، اما سلیقه اش با آموزه های دانشگاه همسو نشد و سال بعد، ترک تحصیل کرده و به همکاری با مجله «نیوزویک» پرداخت. استخدام در آژانس عکس «بلک استار» موقعیتی را برای او فراهم آورد تا بتواند با تهیه گزارشهای مصوری برای مجلات و روزنامه هایی چون «آمریکن مگزین» و «لایف»، موقعیت خود را در بین عکاسان مطرح دهه چهل میلادی تثبیت کند. با استخدام شدن در مجله معتبر «لایف» و همکاری به عنوان خبرنگار جنگی با «پاپیولار فتوگرافی»، سالهای ۴۵- ۱۹۴۴را درجبهه های جنگ گذراند و عکسهای بسیاری از جنگ گرفت، اما همچون بسیاری از خبرنگاران و عکاسان جنگ، نتوانست از تبعات حضور در میدانهای جنگ جان سالم به در ببرد و در سال ۱۹۴۵، در هنگام عکاسی در اوکیناوای ژاپن مجروح شد و به پشت جبهه برگشت. پس از بهبود زخمهای جنگ، دوباره به همکاری با مجله «لایف» ادامه داد و با چند گزارش مصور که برای این مجله تهیه کرد، قدرت خود را در طرح موضوعات انسانی در زمینه عکاسی مستند اجتماعی به رخ کشید. گزارشهای تصویری او همچون «پزشک روستا»، «روستای اسپانیایی» و عکسهایی که از زندگی و کار دکتر«آلبرت شوایتزر»، پزشکی که خود را وقف خدمت در میان مردمان آفریقایی کرده بود، از او چهره ای بین المللی در عکاسی ساخت. در سال ۱۹۵۵و با استعفا دادن از همکاری با مجله «لایف»، به آژانس عکس «مگنوم» پیوست که یکی از آژانسهای معتبر عکاسی در جهان به شمار می رفت. دو پروژه بعدی و مهم او، یکی گزارش مصور «پیتزبورگ» و دیگری پروژه ای بود که به سفارش «انجمن مهندسان معمار آمریکا» انجام داد و محور آن، عکاسی از معماری معاصر آمریکا بود. در سال ۱۹۵۹ و با استعفا دادن از آژانس مگنوم، به همکاری با شبکه تلویزیونی WGBH (بوستن) در برنامه «مطبوعات و مردم» پرداخت. آخرین پروژه بزرگ او، قراردادی با شرکت ژاپنی «هیتاچی» بود که بر اساس این قرارداد، او موظف شد از کارخانه های عظیم این شرکت گزارش تهیه کند. گزارشی با عنوان «غول خاور زمین» که در سال ۱۹۶۳ در مجله «لایف» به چاپ رسید.یوجین اسمیت در سال ۱۹۷۸ درگذشت. نگاه کنجکاوانه و سرشار از حس یوجین اسمیت، به خصوص در دو پروژه «پزشک روستا» و «مرد دلسوز» (زندگی دکتر آلبرت شوایتزر در آفریقا) را نمی توان ساده دید و ساده از کنار آن گذشت. ترکیب بندی های قوی و پرکنتراست عکسهای سیاه و سفید او از زندگی دکتر شوایتزر و کمک او به مردم فقیر آفریقایی را نمی توان از خاطر برد و فراموش کرد. یوجین اسمیت را شاید بتوان به حق، یکی از بزرگترین عکاسان حیطه مستند اجتماعی دانست. عکاسانی که با دوربین عکاسی شان، چونان چشمی واقع بین، به قلب موضوع هجوم می برند و دریچه تازه ای را بر زندگی آدمهای پیرامون ما می گشایند. دنیای گذرای پیرامونمان را واکاوی می کنند و چیزهای ساده اما مهمی را نشان ما می دهند که تا آن موقع، ندیده بودیمشان
  16. به نظر من کاربران گوشی های موبایل موسیقی دوست، وقتی که بحث اسپیکرهای داخلی پیش می آید، مورد کم لطفی قرار گرفته اند. گوش دادن به موسیقی برای این افراد یا با پوشیدن هدفون های طاقت فرسا همراه است یا حمل کردن وسایل جانبی که باید گوشی را به آنها متصل کرد. البته شما می توانید گوشی خود را به اسپیکرهای Sound Step سوند فریک متصل کنید تا شارژ باطری خود را حفظ کنید یا می توانید گوشی خود را همان جایی که باید باشد، نگه دارید، در دستانتان. به لطف فناوری ارتباط بلوتوث، کاربران می توانند مستقیما گوشی را به اسپیکرها متصل کنند و در آن واحد از فعالیت های چندگانه ی خود با گوشی استفاده کنند. Soundfreaq دو مدل از اسپیکرهای Sound Step را معرفی کرده است: مدل برقی اصلی و مدلی که دارای یک باطری داخلی با قابلیت شارژ مجدد است که گفته می شود با هر شارژ، ۶ ساعت می توان از آن استفاده کرد. هر دو مدل دارای متصل کننده ی ۳۰ پینی اپل هستند که مختص برقراری ارتباط و شارژ کردن آی فون ها، آی پاد ها و آی پد ها می باشد و هم چنین یک درگاه شارژر یو اس بی دارد که می تواند برای گوشی های آندرویدی، بلک بری و هر گوشی، گوشی هوشمند، تبلت، لپ تاپ و نوت بوکی که دارای بلوتوث AD2P باشد، تا ۲٫۵ ولت شارژ تامین کند. هم چنین این قابلیت برای کاربران فراهم شده است تا با استفاده از قابلیت های اتصال بی سیم که با بلوتوث امکان پذیر است و محدوده ی آن تا ۳۳ فیت (۱۰ متر) می باشد، همواره گوشی های خود را در اختیار داشته باشند. گفته می شود که Sound Step و Sound Step Recharge با پیشنهاد دادن گزینه ی اسپیکرهای خانگی Sound Platform Bluetooth، کیفیت صدای عالی و کاملی را به کاربران ارائه می کنند. آنها دارای یک درایور دو اینچی و یک ساب ووفر سه اینچی هستند و به لطف پردازشگر ارتقای صدای فضایی UQ3 شرکت، جدایی بیس طبیعی و استریو نیز امکان پذیر است. هم چنین یک تنظیم کننده ی موج FM داخلی که دارای برنامه ی واسط است و برنامه ی مجانی Soundfreaq برای ارتباط با اپل نیز تعبیه شده است. ورودی های داخلی و خروجی تصویر ترکیبی نیز موجود است. اسپیکرهای Soundfreaq اکنون در بازار موجود هستند و قیمت پیشنهادی برای آنها، ۱۳۹ دلار آمریکا برای مدل Sound Step و ۱۵۹ دلار آمریکا برای مدل Sound Step Recharge می باشد.
  17. با توجه به پیشرفت روز افزون عناصر قدرت و کاربرد الکترونیک صنعتی (مهندسی برق صنعتی),مقدمه ای در این خصوص تهیه شده است که به معرفی الکترونیک صنعتی و اساس کار آن می پردازد: معرفی و کاربرد الکترونیک صنعتی : الکترونیک صنعتی ترکیبی از قدرت,الکترونیک و کنترل است.قدرت وسایل قدرت استاتیک و گردنده را که در تولید و انتقال و توزیع توان الکتریکی بکار گرفته می شوند بررسی می کند.الکترونیک مدارها و وسایل پردازشگر یا پردازنده ی سیگنال ها را بررسی می کند که برای بدست آوردن هدف های کنترلی مطلوب مورد استفاده قرار می گیرد.کنترل به بررسی مشخصه های دینامیک و حالت پایدار سیستم با حلقه بسته می پردازد. الکترونیک صنعتی بر اساس خاصیت کلید زنی عناصر نیمه هادی قدرت پایه گذاری شده است.با پیشرفت تکنولوژی نیمه هادی های قدرت,قابلیت کار با توان و سرعت کلیدزنی وسایل قدرت بطور قابل ملاحظه ای بهبود یافته است.پیشرفت در تکنولوژی میکروپروسسور ها تاثیر زیادی در کنترل و ایجاد روش های کنترلی برای عناصر نیمه های قدرت داشته است.وسایل مدرن الکترونیک قدرت از نیمه هادی های قدرت که می توانند به ماهیچه تعبیر شوند و میکروالکترونیک که مشابه قدرت استعداد مغز می باشد,استفاده می کنند. امروزه الکترونیک صنعتی جای مهمی در تکنولوژی مدرن یافته است و در محصولات توان بالای گوناگون بکار گرفته می شود.به عنوان نمونه می توان از کنترل کننده های دما,کنترل کننده های روشنایی,کنترل کننده های موتور,منابع تغذیه,سیستم های propulsion خودروها و سیستم های ولتاژ بالای با جریان مستقیم یا HVDC نام برد.تعیین محدوده ای برای کاربردهای الکترونیک قدرت دشوار است.بخصوص که با روند فعلی توسعه ی عناصر قدرت و میکروپروسسورها نمی توان مرز نهایی آن را مشخص نمود.
  18. narmela

    معرفی 2 دسته از ادمها !!!

    کلا آدما چند دسته اند. )بقیه ی دستشون که هیچی( دو دسته شون رو می خوام بگم. دسته اول افرادی اند که دقیقا رفتار تابع سینوس رو از 0 تا پی دنبال می کنن. این افراد رو از دور که ببینی به هیچ وجه نمی تونی بهشون 1% هم فکر کنی. ولی وقتی خیلی اتفاقی باهاشون برخورد داشته باشی و یه کم نزدیکشون بشی می فهمی چقدر خوبند. تا یه جایی اینطوری پیش میری. خوب بودنشون باعث می شه که خیلی زودتر از حد معمول بهشون نزدیک بشی. ولی دقیقا وقتی که رابطه تون به نقطه اوج می رسه دقیقا یه قدم دیگه که برداری به طرفشون، می افتی تو سراشیبی تابع و خیلی زودتر از چیزی که فکر کنی طرف دچار دل زدگیت می کنه. هیچ وقت نمی تونی بفهمی که کی باید متوقف بشی که تو اوج رابطه بمونی دسته دوم افرادی اند که مهم نیست از دور چه جوری به نظر می رسند ولی تا بهشون نزدیک نشی اوج عظمت شون رو نمی تونی درک کنی. این جور افراد رو می شه به تابع y=x تشبیه کرد. این جور افراد انتها ندارند. یعنی تا بی نهایت می تونی باهاشون پیش بری.می تونند تو رو تا اوج ببرند:2:. برعکس افراد دسته ی اول همیشه می تونی روشون حساب کنی. هرچقدر که جلو تر بری بیشتر به خودشون وابسته ات می کنند. تا جایی که حس می کنی دیگه نمی تونی جلوتر بری چون بزرگی روحشون تو رو درگیر می کنه. از این دسته افراد خیلی کم اند افرادی که از یه جایی به بعد می ترسی از نبودنشون
  19. معرفی شهرستان تایباد استان خراسان رضوی [align=justify]مشخصات جغرافیایی: شهرستان تایباد در قسمت شرقی استان خراسان و در کنار مرز مشترک ایران و افغانستان واقع شده است. گستردگی این شهرستان در بین 34 درجه و 29 دقیقه تا 35 درجه و 16 دقیقه و 28 ثانیه عرض و 59 درجه و 59 دقیقه و 50 ثانیه تا 61 درجه و 5 دقیقه و یک ثانیه طول جغرافیایی می باشد. این شهرستان از شمال به شهرستان تربت جام، از جنوب به شهرستان خواف، از غرب به شهرستان تربت حیدریه و از شرق با کشور افغانستان محدود است. تایباد از دو بخش کوهستانی در شمال و دشت در جنوب تشکیل شده است. ارتفاعات شمال تایباد به نام کوههای باخرز شهرت دارد که ادامه کوههای بزد در تربت جام است.دشتهای تایباد که در جنوب و غرب آن واقع اند عبارتند از دشتهای فورنه، گرمه، محمد آباد، محسن آباد، کرات، کاریزچه، سرداب، پلبند، و دشت بی حاصل دوغارون علاوه بر هریرود که در شرق تایباد مرز ایران و افغانستان است رود شهرنو یاربس از ارتفاعات شمال غرب سرچشمه گرفته و پس از عبور از کنار شهرنو باخرز به هریرود می ریزد. این رودخانه فصلی است [/align] [align=justify]پیشینه تاریخی شهرستان تایباد نتایج بررسیهای باستان شناسی حکایت از آن دارد، از هزاره سوم پیش از میلاد این ناحیه مورد سکونت قرار گرفته است. نخستین بار(( گونتر کوربل)) در سال 1974 میلادی مسیر تربت جام- تایباد را مورد بررسی قرار داد و در این محدوده نقاط باستانی مهمی را شناسایی نمود. همچنین این ناحیه در دوران تاریخی بعنوان مکانی آباد جمعیت بسیاری را بخود جلب کرده، به گونه ای که در دوران پارتها یکی از ولایت قلمرو آن سلسله بوده است منطقه کنونی تایباد در متون تاریخی به باخرز شهرت داشته و گاه از آن به عناوین (( گواخرز)) و (( بادهرزه)) نام برده شده و در نقطه تلاقی راههای پر رفت و آمد و تجاری قدیم که نیشابور را به هرات و قهستان و سرخس متصل می کرده قرار داشته است. باخرز در سال 29 ه.ق بوسیله (( ابوسالم یزیدبن جرشی)) فتح شد. (( مالین)) بعنوان مرکز باخرز در سده چهارم هجری شهری آباد و پررونق بود و برخی متون در همان سده جام و باخرز را بعنوان یک ولایت بشمار آورده و از دهکده های آباد آن نام برده اند. در سال 644 ه.ق این منطقه در شمار مضافات هرات از سوی حکام وقت به ملکوت کرت اعطا گردید. پس از آن در سال 720 ه.ق (( عبدالعزیزبن شهاب الدین)) حاکم دست نشانده کرت از اطاعت (( ملک غیاث الدین)) سر پیچی کرد و جنگی خونین در رزه( ریزه) بین آنها در گرفت. در اوایل سده هشتم هجری شخصیتی بزرگ بنام (( زین الدین ابوبکر)) در باخرز ظهور کرد و منطقه را از افکار خود متاثر ساخت. علاوه بر آن در دوره تیموری نیز این ناحیه مورد توجه بود، بطوری که بنای با عظمتی برای تجلیل از مقام عرفانی (( زین الدین ابوبکر)) ساخته شد. در سال 998 هجری (( عبدالمومن خان ازبک)) به خراسان روی آورد و باخرز را تصرف کرد. به رغم آن در سال 1025 ه.ق نیز حمله دیگری بوسیله ازبکها به نواحی شرق ایران بویزه جام، خواف و باخرز صورت گرفت. ابدالیها از جمله اقوامی بودند که در سال 1128 هجری به سرداری (( عبدالله خان)) این ناحیه را تصرف کردند. همچنین در سال 1141 هجری نادر شاه افشار که در آن دوران سردار شاه طهماسب صفوی بود،(( فرمان آباد)) باخرز را محاصره کرد و افاغنه ابدالی را سرکوب نمود. در آغاز حکومت قاجاریه باخرز در قلمرو (( اسحاق خان قرایی) بود که پس از مرگ وی افاغنه هجوم به آن خطه را دوباره از سر گرفتند. امروزه شهر تایباد مرکز شهرستان تایباد و باخرز یکی از بخشهای آن به شمار می آید. تیره های مختلف و متعددی که در سراسر تایباد پراکنده اند گواه محکمی بر رویدادها و حوادث این ناحیه و تاثیرات آن بر منطقه است. [/align]
  20. معرفی شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی اطلاعات کلی کشور ایران استان خراسان جنوبی شهرستان بیرجند بخش مرکزی مردم جمعیت ۱۵۷٬۸۴۸[۱] رشد جمعیت ۲٪ تراکم جمعیت ۳۶۹۷ نفر بر کیلومتر مربع زبان گفتاری فارسی مذهب شیعه، سنی جغرافیای طبیعی مساحت ۴۲٫۷ کیلومتر مربع ارتفاع از سطح دریا ۱۴۹۱ متر[۲] آبوهوا میانگین دمای سالانه ۱۶٫۵ درجهٔ سانتیگراد[۲] میانگین بارش سالانه ۱۷۱ میلیمتر[۲] روزهای یخبندان سالانه ۴۸ روز[۳] اطلاعات شهری شهردار محمود محسن زاده رهآورد زعفران، زرشک، عناب، فرش پیششماره تلفنی ۰۵۶۱ وبگاه شهرداری بیرجند شهر بیرجَند مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. این شهر در سال ۱۳۸۵، تعداد ۱۵۷٬۸۴۸ نفر جمعیت داشتهاست.(چهل و پنجمین شهر پر جمعیت ایران)[۱] شهر بیرجند، اولین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته میشود.[۴] این شهر همچنین دومین شهری در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران، از لولهکشی آب شهری برخوردار گردید.[۵] مدرسه شوکتیه این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد [۶] و تا پیش ازجنگ جهانی دوم، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند، مشغول فعالیت بودهاند.[۷] نام نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورتهای برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمدهاست. پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شدهاست. بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر بیرجند یعنی شهر بلند بیرجند یعنی شهر چاه بیرجند یعنی شهر طوفان بیرجند یعنی برزن آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" میداند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمدهاست. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر میرسد. تاریخ پیش از اسلام علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز میگردد، بنا به روایتی، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شدهاست .[۷] اشعار حکیم نزاری، وجود محلهای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه بهدست آمده از کال جنگال در روستای رچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبههای پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد. همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتیها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکدههای سفلی و علیا .[۷] که دال بر قدمت تاریخی این منطقهاست، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و ... پس از اسلام قدیمیترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شدهاست. احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کردهاست. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور، میوه و اندکی غله به دست میآمدهاست. زین العابدین شیروانی، بیرجند را قصبهای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزودهاست که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین میشود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانستهاست. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کردهاند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه. بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شدهاست. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دستهای از کولیهای چادرنشین در آن، نقل شدهاست. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشتهاست. صفویه در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی، بیرجند که در مسیر عمدهترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشتههای خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشتهاند. قاجاریه در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانههای شهر را سه هزار باب ذکر کردهاست. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن دادهاست. سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه، از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات، محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آوردهاست. لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کردهاست. [۸] در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب، شهر بیرجند به کندی توسعه مییافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود. کنسولگریهای انگلستان و روسیه در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تاسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تاسیس نمود.[۷] به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسوگریهای دو کشور تعطیل گشتند. مدرسه شوکتیه نوشتار اصلی: مدرسه شوکتیه این مدرسه توسط محمدابراهیم خان علم، در سال ۱۲۸۴ شمسی در محل حسینیه شوکتیه ایجاد شده و فعالیت خود را با حضور ۷ معلم اتریشی و تعدادی مترجم ایرانی و آموزش ۴۰ دانش آموز آغاز نمود. لازم به ذکر است این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید در ایران است. کتیبه بالای صحن مدرسه شوکتیه بانک شاهنشاهی در زمان حکومت قاجاریه و متعاقب اقدام انگلستان در تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران، در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ شمسی)، شعبه این بانک در بیرجند به ریاست یک انگلیسی به نام اف.هیل تاسیس شده و فعالیت خود را آغاز نمود.[۷] سینما اولین سینمای بیرجند در اواخر دوران قاجاریه و در سال ۱۲۹۲ شمسی، با پخش فیلمهای صامت، فعالیت خود را آغاز نمود. این سینما که توسط محمدرضا صمصام الدوله، حاکم وقت زابل ساخته شده بود، از برق کارخانهای بنام "مارشال" استفاده مینمود.[۹] پهلوی در سالهای نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی - که اولین لوله کشی شهری در ایران به حساب میآمد - و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده میشد. به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند - سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر - مورد بهره برداری قرار گرفت. [۶] در سالهای پس از ۱۳۲۰ شمسی، توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین، شاهراه مشهد - زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگهای ارتباطی متفقین - که با راه آهن ایران رقابت میکرد - درآمد.[۸] بنگاه خیریه آبلوله نوشتار اصلی: بنگاه آبلوله بیرجند بنگاه مستقل خیریه آب و لوله بیرجند در سال ۱۳۰۲ شمسی، به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران توسط عدهای از افراد خیر و نیکوکار شهر بیرجند و همکاری محمدابراهیم خان علم تاسیس شد. این بنگاه به منظور تامین آب قابل شرب برای اهالی بیرجند، اقدام به خرید لولههای چدنی انتقال آب از هندوستان و نیز انتقال لولههای باقیمانده از جنگ جهانی اول در کمپ نیروهای انگلیسی در سفیدآبه، و مالکیت آب و اراضی قنات دشت علی آباد بیرجند نمود.[۹] هنگ ژاندارمری در سال ۱۳۰۷، هنگ ژاندارمری بیرجند تاسیس شد. این هنگ دارای ۹ گروهان، گناباد، فردوس، طبس، شاهرخت، گزیک، بندان، حسین آباد رزاق زاده و گروهان مرکزی بیرجند بود. وظیفه مرزبانی نیز به عهده این هنگ بودهاست. این هنگ تا زمان ادغام در نیروی انتظامی، مشغول فعالیت بود. تیپ ارتش در سالهای نخستین دوره پهلوی و متعاقب تاسیس ارتش نوین در ایران، تیپ ارتش در بیرجند مستقر شده و اقدام به تاسیس پادگان در شهر بیرجند نمود. این پادگان که امروزه به نام پادگان آموزشی ۰۴ نامیده میشود، از بدو تاسیس تا کنون، آموزش سربازان وظیفه را برعهده دارد.[۷] شهرداری در سال ۱۳۱۰، شهرداری بیرجند تحت عنوان بلدیه بیرجند در کنار آرامگاه حکیم نزاری افتتاح و با ۱۲ کارمند، فعالیت خود را آغاز نمود. اولین شهردار بیرجند، آقای افشار بود که به مدت ۶ سال سمت ریاست شهرداری را بر عهده داشت.[۱۰] فرودگاه در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید.[۶] گمرک در سال ۱۳۱۷، به منظور سهولت در حمل و نقل و صادرات و واردات کالا به شبه قاره هند و افغانستان، اداره گمرک بیرجند تاسیس و با دو واحد گمرکی درح و گزیک فعالیت خود را آغاز نمود.[۷] بیمارستان امام رضا در سال ۱۳۲۷ در یکی از اراضی و موقوفات متعلق به خاندان علم، معروف به باغ اناری، بیمارستان امام رضا تاسیس گردید. این بیمارستان علاوه بر پذیرش بیماران شهرستان بیرجند، نسبت به پذیرش سایر بیماران شهرستانهای جنوبی استان خراسان اقدام مینمود.[۱۱] دانشگاه در سال ۱۳۵۴ شمسی، با پیگیری دکتر محمدحسن گنجی، در مجموعه موقوفات علم، موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس و در سال ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشتههای ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته میشود.[۱۲] انقلاب تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاری پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی توجه بیشتری به بخشهای اداری، آموزشی، صنعتی و کشاورزی مناطق محروم گردید. ایجاد شهرک صنعتی در غرب بیرجند، تاسیس دانشگاههای علوم پزشکی، آزاد، پیام نور، صنعتی و ..، ارتقا سازمانهای اداری مانند اداره راه و ترابری بیرجند به اداره کل و تحت پوشش قرار دادن کلیه راههای شرق کشور، مهاجرت افغانها به سبب اشغال افغانستان توسط شوروی و مهاجرت روستاییان، سبب توسعه روزافزون بیرجند گردید، به طوری که پنجمین شهر استان خراسان گردید. اکنون بخش شمالی شهر، کارگرنشین با خانههای ارزان قیمت است. بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریبا تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر میگیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه، حسینیهها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع اند. بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل میشود و قسمت جدید شهر است. [۱۳] تاسیس استان خراسان جنوبی در تابستان سال ۱۳۸۳ این شهر، پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، مرکز استان تازه تاسیس خراسان جنوبی گردید. گویش بیرجندی نوشتار اصلی: گویش بیرجندی گویش یا لهجه بیرجندی از گویشهای فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگیهای فارسی کهن را نگه داشتهاست. محمود رفیعی در مقدمه واژهنامه گویش بیرجند مینویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقهای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز پاکیزه و دست نخورده باقی ماندهاست. آموزش و فرهنگ مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته ‏اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم ‏اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند. مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، به همت امیر شوکتالملک علم، حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن، دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم‏ اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش‏ آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود. آموزش عالی بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی، در مجموعه موقوفات علم، موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشتههای ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته میشود.[۱۲] در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۰ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل میباشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص دادهاست. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد. از جمله مراکز آموزش عالی در بیرجند میتوان از: دانشگاه بیرجند دانشگاه علوم پزشکی بیرجند دانشگاه صنعتی بیرجند دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند دانشگاه پیام ‏نور بیرجند دانشگاه جامع علمی کاربردی بیرجند مرکز تربیت معلم شهید باهنر مرکز آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان مرکز آموزش مدیریت دولتی مرکز آموزش عالی دختران بیرجند (سپیده کاشانی) نام برد. اهالی بیرجند نوشتار اصلی: اهالی بیرجند جاذبه های گردشگری علاوه بر جاذبه های گردشگری موجود در سطح شهرستان بیرجند، آثار تاریخی و مکان های تفریحی نیز در داخل در محدوده شهری بیرجند وجود دارد. تاریخی آب انبارها بند دره یکی از جاذبههای گردشگری بیرجند آرامگاه حکیم نزاری ارگ کلاه فرنگی بند دره بند عمرشاه عمارت اکبریه قلعه بیرجند کنسولگری انگلیس (باغ منظریه) مدرسه شوکتیه مدرسه معصومیه مصلی بیرجند یخدان رحیم آباد آب و هوا بیرجند آب و هوای بیرجند، نیمه بیابانی بوده و دارای زمستانهای سرد و تابستانهای خشک و گرم است. میزان بارش در این شهر با توجه به آب و هوای آن، کم بوده و بیشترین میزان آن، از آذر تا اردیبهشت رخ میدهد که در فصل زمستان اغلب به صورت بارش برف است. ایستگاه هواشناسی بیرجند در سال ۱۳۳۴ خورشیدی (۱۹۵۵ میلادی) راه اندازی گردید.[۱۴] بر اساس اطلاعات این ایستگاه، میانگین سالیانه بیشترین و کمترین درجه حرارت این شهر برابر با ۲۴ و ۸ درجه سانتیگراد است. کمترین دمای ثبت شده در این شهر در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۳ و برابر با ۲۱/۵ - درجه سانتیگراد و بیشترین آن در تاریخ ۱۱ جولای ۱۹۶۷ و برابر با ۴۴ درجه سانتیگراد بوده است. شهر بیرجند، به طور میانگین در ۷۶ روز از سال دارای دمای زیر صفر درجه و در ۱۴۲ روز از سال دارای دمای بالای ۳۰ درجه سانتیگراد است. مجموع بارش سالیانه در شهر بیرجند به طور میانگین برابر با ۱۷۱ میلی متر در سال است. بیشترین میزان بارش در یک روز، در دوم ماه می ۱۹۵۷ رخ داد و ۵۲ میلیمتر باران در این شهر بارید. همچنین میانگین سالیانه رطوبت نسبی در ابن شهر ، ۳۶٪ است و به طور میانگین ۳۰ روز از سال، آسمان این شهر کاملاً ابری است. هوای بیرجند به طور میانگین در ۱۲ روز از سال، با طوفان و گرد و خاک شدید همراه است. [۱۵] ترابری هوایی فرودگاه بین المللی بیرجند نوشتار اصلی: فرودگاه بیرجند به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، فرودگاه بیرجند، در سال ۱۳۱۲ شمسی، به عنوان سومین فرودگاه کشور مورد بهره برداری قرار گرفت. این فرودگاه که در شمال شهر بیرجند واقع است، به مرور زمان گسترش یافته و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷، با انجام پرواز بیرجند - مدینه به فرودگاه بینالمللی بیرجند ارتقا یافت. در تاریخ ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ اولین پرواز فرودگاه بیرجند به مقصد دمشق انجام شد.[۱۶] فرودگاه نظامی خور این فرودگاه، پس از احداث فرودگاه نظامی شیندند در استان فراه افغانستان توسط شوروی، در ۵۰ کیلومتری غرب بیرجند و در خور ساخته شد. این فرودگاه که در پایگاه دوازدهم شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، واقع است، کاربردی نظامی دارد. زمینی پایانه مسافربری بیرجند این پایانه در سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۴ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. در حال حاضر ۱۰ شرکت حمل و نقل مسافر و یک موسسه مسافربری در مسیرهای تهران، مشهد، زاهدان، کرمان، اصفهان، فردوس، زابل و ... مشغول فعالیت هستند.[۱۷] پایانه باربری بیرجند این پایانه در شهریور سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۳ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. تعداد ۱۳ شرکت باربری در مسیرهای اصفهان، یزد، کرمان، مشهد، تبریز، شیراز و تهرانو نیشابور در این پایانه مشغول فعالیت هستند. [۱۷] منابع ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ آرشیو هواشناسی شهرهای ایران در وبگاه ادارهٔ هواشناسی استان چهارمحال و بختیاری ↑ Weatherbase: Historical Weather for Birjand, Iran ↑ روزنامه دنیای اقتصاد،۰۶/۰۶/۸۵ ↑ پایگاه خبری خبرگزاری ایرنا ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ وزارت راه و ترابری، شرکت مادر تخصصی فرودگاههای کشور ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ پایگاه اطلاع رسانی شهر بیرجند ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ پایگاه اطلاع رسانی شهرداری بیرجند ↑ پایگاه اطلاع رسانی شهرداری بیرجند ↑ پایگاه اطلاع رسانی شهر بیرجند ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه بیرجند ↑ بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام ↑ سازمان هواشناسی کشور، مشخصات ایستگاههای سینوپتیک کشور ↑ سازمان هواشناسی کشور، ایستگاه سینوپتیک بیرجند ↑ روزنامه خراسان، ۱۸/۰۲/۸۷ ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ پایگاه اطلاع رسانی شهر بیرجند ↑ ویکی پدیای فارسی
  21. در این مقاله قصد داریم 10 وب سایت را برای شما معرفی کنیم: (جهت مشاهده هر کدام از سایت های معرفی شده تنها کافی است برروی نام آن کلیک کنید.) King در این وب سایت مجموعه بسیار متنوعی از بازی های فلش جمع آوری شده اند بسیاری از این بازی ها سرگرم کننده و معمایی هستند این بازی های فلش را می توانید بصورت آنلاین بازی کنید و یا فایل های فلش را دانلود کرده و بصورت آفلاین از آنها استفاده نمایید. King.com هر ماه لیست بازی های خود را بروز می کند و چند بازی جدید به لیست بازی ها اضافه می کند. شما همچنین می توانید با کاربرهای آنلاین این سایت بازی کنید. این وب سایت ادعا کرده که بازیکنان هم سطح را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. Not Doppler اگر اهل بازی های حرفه ایی نیستید و تنها قصد دارید خود را با یک بازی معمولی و بامزه سرگرم کنید notdoppler گزینه مناسبی است. در این وب سایت بازی های متنوع و جذابی وجود دارد. برخی از این بازی ها واقعا انسان را به خود جلب می کنند و اعتیادآور هستند و مانع رسیدن انسان به کارها و امور جدی می شوند. Wellcome Collection این وب سایت برای پرسش و پاسخ های متنوع و بازی های جذاب معروف است. دراین وب سایت علاوه بر وقت تلف کردن مطالب آموزنده نیز یاد خواهید گرفت. اگر از این وب سایت بازدید کردید بازی High Tea را از دست ندهید. (این وب سایت عمدا املای Welcome را به این صورت نوشته است.) Cat Box این بازی یک هدف ساده دارد و آن هم به تله انداختن گربه است. شما می بایست گربه را با دایره های پر رنگ به تله بیاندازید. در ابتدای شروع بازی تعدادی از دایره ها به صورت تصادفی پررنگ می شوند. اگر یک بار این بازی را امتحان کنید حتما معتاد آن خواهید شد. Jungle Dave این بازی یکی از بازی های احمقانه اما فوق العاده مفرح است. گرافیک آن شبیه نسخه های اولیه بازی محبوب Super Mario است شما در این بازی می بایست یک آدم چند پیکسلی را کنترل کنید و با دویدن و پریدن برروی اشیاء مختلف موجود در صفحه مراحل بازی را به اتمام برسانید. Things Magazine این وب سایت در واقع یک نشریه هنری است که در آن اشیاء و مفهوم آنها در زمینه های طراحی، معماری و غیره گردآوری شده است. بلاک مربوطه موضوعات وسیع تری را پوشش می دهد و به مباحثی مانند موزیک، فناوری و غیره نیز پرداخته است. این وب سایت در واقع از لینک های بسیار زیاد به مقالات، متون، تصاویر و غیره تشکیل شده است. British Library واقعا به سختی می توان این وب سایت را مکانی برای وقت تلف کردن معرفی کرد ولی به هر حال این کتابخانه آنلاین می تواند به راحتی وقت های خالی شما را پرکند البته به شرطی که بتوانید متون انگلیسی را بخوانید. در این وب سایت پرمحتوا می توانید کتاب های مجازی را بخوانید و یا به ویدیو، عکس و یا اطلاعات دیگر دسترسی داشته باشید. Paper Plane تنها کاری که در این بازی باید انجام دهید کشیدن موشک کاغذی در طول صفحه و رها کردن آن در نزدیکی خط چین قرمز است. این بازی فوق العاده را از دست ندهید. Neave این وب سایت که توسط Paul Neave طراحی شده دارای قابلیت های متنوع و خلاقانه ایی است. در این وب سایت از بازی انیمیشن "توپ جهنده" تا مجموعه ای از "موزیک های ریتیمک" را تجربه خواهید کرد. علاوه براین بازی های کلاسیک آرکید و ابزارهای سرگرمی بسیاری را در این وب سایت مشاهده خواهید کرد. Red vs Blue "قرمز در مقابل آبی" یک داستان انیمشن است که با کارکترهای بازی چندنفره Halo ساخته شده است در حال حاضر 9 فصل از این سریال انیمیشن ساخته شده که می توانید آن را بصورت مجانی و آنلاین مشاهده کنید. منبع:Zoom It - معرفی 10 وب سایت تفریحی برای سرگرم شدن
  22. حسام الدین سراج سید حسام الدین سراج در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استادجلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد . سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استادمحمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است . در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است . منبع مطالب : وبسایت رسمی سید حسام الدین سراج - آلبوم ها و کنسرت های سراج دانلودآهنگهای حسام الدین سراج : دانلود آلبوم بوی بهشت (۲ از ۶ آهنگ) : ۱- سرو خرامان ۳- نغمه مهر ۵- حافظ خلوت نشین ۷- میخانه ۲- شور مستی ۴- بوی بهشت ۶- جامه دران دانلود آلبوم عشق و مستی (۱ از ۷ آهنگ) : ۱- یار خراباتی ۲- سلسله مو ۳- تار ۴- تیغ دلدار ۵- زلف دوتا ۶- ساز و آواز نوا ۷-عشق و مستی
  23. معرفی و زندگینامه استاد ایرج بسطامی ایرج بسطامی (۱۳۳۶ -۱۳۸۲) ، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی است. وی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم متولد شد و طی حادثهزمینلرزه بمدر تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲ در خانه پدری خود در همین شهر درگذشت. از وی فرزندي بر جای نمانده است. ایرج بسطامی دوره مقدماتی آواز را نزد عموی خود، یدالله بسطامی گذراند و پس از اخذ دیپلم، به تهران آمد و دوره عالی آواز را نزد استاد محمدرضا شجریان پیگیری کرد که پس از ۷ سال (در سال ۱۳۷۸)، کلاس را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت. بسطامی در ارائه تحریرهای موسیقی دارای مهارت زیادی بود و در این زمینه از نوادر موسیقی سنتی محسوب میشد. منبع مطالب : ویکی پدیا کنسرت های بسطامی: کنسرت با گروه عارف در ایران و اروپا (افشاری مرکب) ، آهنگساز: پرویز مشکاتیان کنسرت با گروه عارف در اروپا و شرکت در فستیوال جهانی موسیقی روح زمین(مژده بهار)، آهنگساز: پرویز مشکاتیان کنسرت راست پنجگاه، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان کنسرت باگروه دستان در دستگاه سه گاه و همایون (بوی نوروز)، ۱۳۷۱ آهنگساز و سرپرست گروه: حمید متبسم کنسرت با گروه وزیری در دستگاه راست پنجگاه و آواز ابوعطا(فسانه)، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت بی کاروان کولی «آخرین کنسرت زنده یاد ایرج بسطامی به همراهی گروه وزیری در مایه شور، شوشتری و آواز دشتی»، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت. آلبوم ها:افشاری مرکب «کنسرت گروه عارف در ایران و اروپا»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان مژده بهار «کنسرت گروه عارف در اروپا و شرکت در فستیوال جهانی موسیقی روح زمین»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان افق مهر «کنگره بین المللی بزرگداشت خواجوی کرمانی»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان وطن من گروه عارف، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان کنسرت راست پنجگاه ۱ و ۲ ، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان مرکب خوانی مقام صبر، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان بوی نوروز «کنسرت گروه دستان در دستگاه سه گاه و همایون»، آهنگساز و سرپرست گروه: حمید متبسم موسم گل «اجرای تصانیفی از عارف و شیدا توسط ارکستر سمفونیک تهران»، رهبری و تنظیم: محمدرضا درویشی فسانه «کنسرت گروه وزیری در دستگاه راست پنجگاه و آواز ابوعطا»، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت تحریر خیال «در دستگاه شور و همایون»، آهنگساز: حسین پرنیا رقص آشفته «در آواز ابوعطا، دستگاه شور، دستگاه چهارگاه و همایون»، آهنگساز: حسین پرنیا ظهور «در دستگاه شور، آواز دشتی و دستگاه چهارگاه»، آهنگساز: اصغر محمدی سکوت «اجرای تصانیفی از زنده یاد محمد میرنقیبی در دستگاه شور، آواز دشتی، بیات ترک و دستگاه سه گاه»، به همراهی تار جلیل شهناز، تنظیم کوروش متین، گروه نیستان خزان آرزو «بداهه خوانی به همراه تار و سه تار حسین مجیدیان و اجرای تصانیفی از ساختههای همایون خرم و پرویز یاحقی در آواز دشتی و بیات اصفهان» دانلود آهنگها و آوازهای ایرج بسطامی : دانلود آلبوم رقص آشفته (گل پونه ها) ۲ آهنگ از ۱۰ آهنگ ۱- همه دردم ۳- گل پونه ها ۲- قطعه رقص آشفته ۴-حریر مهتاب
  24. علیرضا افتخاری علیرضا افتخاری در سال فروردین ۱۳۳۷ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازندهٔ روشندل ویولونبودند که به پیشرفت افتخاری کمکهای شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد. اما وقتی در ۱۴ سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیفها را از وی خواستند.افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرمودههای استاد را آویزهٔ گوش خود میکرد و سعی میکرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد. - زندگینامه کامل علیرضا افتخاری - آثار و آلبوم های علیرضا افتخاری افتخاری در سالهای گذشته در شهرهای اصفهان و تهران به تدریس آواز نیز مشغول بودهاست. ولی در حال حاضر به خاطر مشکلات کاری زیاد در صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد کلاسهای آموزشی وی برگزار نمیشود. منبع مطالب : ویکی پدیا دانلود آهنگهای علیرضا افتخاری : - رفیق مهربان / دشتی - آتش دل - ترانه بهاری (افتخاری) دانلود آلبوم یاد استاد ۱- یادگار کودکی ۳- آشفته حالی ۵- تنها منشین ۷- می گذرم ۲- آتش کاروان ۴- سفر کرده ۶- بازگشته ۸- کو یاری دانلود آلبوم هنگامه (۳ آهنگ از ۱۲ آهنگ) ۱- آرزو ۲- دل شیدا ۳- شباهنگ منبع : http://www.avazasil.com
  25. irsalam

    معرفی کتاب های منتشر شده سال 1357

    در این تاپیک کتاب منتظر شده در سال 1357 رو به اختصار معرفی می کنیم وگنی آنه گین • پدیدآورندگان : آلكساندرسرگییویچ پوشكین | منوچهر وثوقینیا • ناشر : گوتنبرگ (میر) • نوع کتاب : ترجمه • رده سنی : 0 • تیراژ : 0 • نوع جلد : • شابک : • تاریخ نشر : 1357/1/1 • محل نشر : تهران • زبان : فارسی • زبان اصلی : فارسی • تعداد صفحات : 434 • قیمت : 0 • نوبت چاپ : 2 • قطع : • شماره جلد : 0 چکیده :
×
×
  • اضافه کردن...