رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'کوتاه'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    ۳۲ داستان کوتاه از جام جهانی

    ۳۲ داستان کوتاه از جام جهانی جام جهانی ۲۰۰۶ به پایان رسید اما مسلماً خاطرات این دوره تا سالهای سال در ذهن هواداران فوتبال جایگاه ویژهای خواهد داشت. وجود میلیونها طرفدار که لحظه به لحظه بازیها را تعقیب کردند و آن شعار زیبا با مضمون، ”زمانی برای دوستی“ تنها یکی از چند دلیل جذابیت فراوان جام هجدهم بودند. در زمین بازی ۳۲ تیم برای کسب قیمتیترین جام دنیا تلاش کردند. برخی از تیمها با همان ۳ بازی دور مقدماتی متوقف شدند. تیمهای دیگر در مرحله حذفی یکی یکی کنار رفتند تا تنها فرانسه و ایتالیا مانده و برای جام بجنگند. عدهای برای ۴ سال آینده تلاش میکنند و گروهی دیگر برای همیشه تبدیل به خاطره خواهند شد. آنچه در ادامه میخوانید بررسی تک تک تیمهای حاضر در جام است. ۱. ایتالیا سرانجام لاجوردیها در پایان یک بازی دراماتیک با توسل به ضربات پنالتی برای چهارمین بار جام جهانی را فتح کردند. نمایش آنها در مرحله گروهی، یکهشتم نهائی، یکچهارم نهائی، نیمهنهائی و فینال، چشمگیر و میتوان گفت تیم لیپی شایسته قهرمانی بود. ۲. فرانسه زیدان تا قبل از اخراج در بازی فینال یک تنه فرانسه را پیش برد. آبیها با حضور در بازی فینال همه را شگفتزده کردند حال آنکه در مرحله گروهی به خطر افتاده و حتی احتمال حذف این تیم نیز وجود داشت. ۳. آلمان گلزنترین تیم جام به مدد هوادارانش نمایش جالبتوجهی ارائه داد. آنها تسلیمناپذیر بهنظر میرسیدند. ۴. پرتغال تیم اسکولاری جهان را شگفتزده کرد. آنها بالاتر از مکزیک از گروه خود بالا آمده و با حذف بزرگانی چون هلند و انگلستان به جمع ۴ تیم برتر راه یافتند. هر چند تیم فیل بزرگ در جمع ۴ تیم پایانی چهارم شد اما با هر معیاری موفقیتآمیز عمل کرد. ۵. آرژانتین پس از گلباران مرحله مقدماتی، آنها در وقت اضافه مکزیک را حذف کردند اما طی مرحله یکچهارم نهائی با شکست مقابل آلمان میزبان از دور رقابتها خارج شدند. ۶. برزیل رؤیاهای مدافع عنوان قهرمانی با شکست مقابل فرانسه نابود شد. ششمین جام، سرابی بیش نبود. ۷. انگلستان ناکام و مصدوم، تلخکام از همان ابتدای جام، باز هم ضربات پنالتی مانع تحقق آرزوهای شیرها شد. ۸. اوکراین با مربیگری اولگ بلوخین در اولین حضور به جمع ۸ تیم برتر دنیا راه یافتند با این وجود ستاره اقبال آنها در هامبورگ مقابل ایتالیا فرو افتاد. ۹. استرالیا هیچکس انتظار نداشت آنها از گروهی که برزیل، ژاپن و کرواسی حاضر بودند صعود کنند اما مردان هیدینک با نمایش جادوئی این کار به ظاهرنشدنی را انجام دادند. ۱۰. اکوادور قبل از جام در مورد درخشش آنها خارج از مرزهای اکوادور، تردید وجود داشت اما آنها فوقالعاده ظاهر شده و بیفرضیه فوق مهر ”باطل شد“ زدند. ۱۱. غنا تنها نماینده قاره آفریقا در مرحله یکهشتم نهائی. آنها به راستی غرور فوتبال آفریقا بودند. پیروزی بر جمهوری چک و آمریکا نمایانگر قدرت آنها بود. ۱۲. مکزیک ”ال تری“ در وقت اضافه بازی مرحله یکهشتم نهائی مغلوب آرژانتین شد. آنها با مقاومت فراوان و ارائه بازیهای مطلوب بهخصوص مقابل آرژانتین جام جهانی جالبی را سپری کردند. ۱۳. هلند با تفوق در گروه دشوار مرحله مقدماتی و جام جهانی و همچنین مرحله گروهی جام جهانی، قدرت لالهها به پایان رسید. آنها مقابل پرتغال میزبان راه بهجائی نبودند. ۱۴. اسپانیا پس از آنکه در گروه عربستان، اوکراین و تونس اول شدند پیشبینی میشد در مراحل حذفی راه طولانی را بپیمایند. اما به سنت گذشته در مرحله دوم خیلی راحت از دور رقابتها خارج شدند. ۱۵. سوئد دریافت ۲ گل زودهنگام در ۱۲ دقیقه ابتدائی بازی مرحله یکهشتم نهائی مقابل آلمان کار آنها را تمام کرد. ۱۶. سوئیس آنها با خراب کردن تمام ضربات ضیافت پنالتیها مقابل اوکراین، علاوه بر ثبت یک رکورد جدید از دور رقابتها خارج شدند. ۱۷. آنگولا عدم تجربه و ارائه یک تاکتیک غلط باعث حذف آنها شد. با این حال خروج زودهنگام تیم آفریقائی غیرمنتظره نبود. ۱۸. کاستاریکا کاستاریکا امیدوار به شگفتیسازی بود اما با یکی از بهترین تیمهای تاریخ حتی از صعود به مرحله یکهشتم نهائی نیز بازماند. ۱۹. ساحلعاج آنها یکی از درخشانترین تیمهای مرحله گروهی بودند. فیلها دوستان زیادی یافتند و در هر بازی تحسین بسیاری از کاشناسان را برانگیختند. ۲۰. کرواسی در حالی به خانه بازگشتند که به بازی مرحله یکهشتم نهائی مقابل ایتالیا میاندیشیدند. عدم وجود شانس آرزوهای آنها را از بین برد. ۲۱. جمهوری چک تیم دوم ردهبندی فیفا با یک بازی خوب، قلب هواداران فوتبال را تسخیر کرد اما در ادامه مصدومیت یانکولر و چند بدشانسی آنها را بزرگترین ناکام مرحله گروهی جام معرفی کرد. ۲۲. ایران شکست مقابل مکزیک و پرتغال برای آنها هیچ امیدی باقی نگذاشت. تک امتیاز بازی با آنگولا نیز ثمری نداشت. ۲۳. ژاپن ۲ گل زیبا و یک امتیاز شیرین رهاورد ژاپن از سفر به آلمان بود. آنها تمام تلاش خود را انجام دادند اما در پایان زیکو استعفاء داد. ۲۴. کرهجنوبی با پیروزی مقابل توگو خارج از مرزهای خود، اولین پیروزی خود در تاریخ جام جهانی را بهدست آوردند. با این وجود تیم چهارم جهان از راهیابی به دور دوم بازماند. ۲۵. پاراگوئه با کسب تنها ۳ امتیاز از ۳ بازی مرحله گروهی، به خانه بازگشتند. شاید تنها ۲ شکست خفیف در ۲ بازی ابتدائی مایه غرور آنها باشد. ۲۶. لهستان لهستان و هوادارانش بهشت آرزوهای خود را جهنمی سوزناک دیدند. برتری ۲ بر یک در بازی پایانی مقابل کاستاریکا اندکی از بار غم آنها کاست. ۲۷. عربستانسعودی چهارمین حضور پیاپی، تک گل سامیالجزایر حذف و دیگر هیچ. ۲۸. صربستان و مونتهنگرو تیمی که در محله مقدماتی تنها یک گل دریافت کرده و بالاتر از اسپانیا جواز صعود را بهدست آورد، در جام جهانی ۱۰ گل پذیرفت و آخر شد! ۲۹. توگو در اولین حضور با ۳ شکست پیاپی تیم پایانی گروه هفتم نام گرفت. ۳۰. ترینیداد و توباگو با آمادگی و تمرین طاقتفرسا، کمبود تجربه خود را پوشش دادند. آنها به گذشته مینگرند. آنها حضور ۲ هفتهای خود در آلمان را یک موفقیت قلمداد خواهند کرد. ۳۱. تونس این تیم اولین آفریقائی پیروز تمام تاریخ جام جهانی است اما ۲۸ سال پس از آن اتفاق در کسب یک پیروزی ناکام مانده و خیلی زود حذف شد. ۳۲. فقط یک تساوی آن هم مقابل ایتالیا قهرمان جهان! آنها برای ارائه یک عملکرد بهتر هیچ کم و کسری نداشتند.
  2. آشنایی با گروه 1 + 5 گروه پنج به علاوه یک (g 5 +1) میانجیان بینالمللی حل مسئله هستهای ایران هستند گروه پنج به علاوه یک، از 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و آلمان تشکیل شده و هدف آن هماهنگ کردن واکنش جهانی نسبت به برنامههای هستهای ایران است. دلیل نامگذاری به صورت 1+5 حضور پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان است و کار این گروه گرفتن تصمیم در مورد عملکرد هستهای ایران میباشد.
  3. irsalam

    داستان کوتاه قدرت ذهنی

    قدرت ذهنی روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید. کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد." پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟" پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم." ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.
  4. سلام به همه دوستان خوب خودم در پایگاه ایرانی سلام امیدوارم که خوب خوش سلامت باشید در این بخش و تاپیک می خواییم یک سری از سخنان و به نوعی جملات نغز و حکیمانه از هر فرد یا شخصیتی که دارای مفهوم خاصی هست و ممکن هست که برای دیگران و من شو ما مفید باشه رو قرار بدیم شما هم ما را در این امر یاری کنید سخنی از شهید مصطفی چمران : در دنیا آدم هایی هستند که به ظاهر زنده اند،نفس می کشند،راه می روند، حرف می زنند،زندگی می کنند اما در حقیقت اسیر دنیا، برده ئ زندگی وذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند،آنقدر خود را کوچک می کنند که گویا مرده اند اما انسانهای آزاده ممکن است کوتاه زندگی کنند ولی تا آنجا که زنده هستند براستی زندگی می کنند وبا اختیار خود نفس می کشند،محکوم اراده ئ دیگری نیستندو دیگران تسلیم اوهستند.
  5. کوتاه اما پرمحتوا از کریم اهل بیت (ع) به امام مجتبى - عليه السلام - عرض شد : اى پسر پيامبر خدا در چه حالى هستى ؟ فرمود : خدايى دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پيش روى من است ، و مرگ مرا مىخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قيد و بند اعمالم هستم ، نمىتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور كنم چون انجام امور به دست ديگرى است . اگر بخواهد ، مرا عذاب مىكند و اگر بخواهد ، مرا مىبخشد . پس كدام فقير و محتاجى است كه محتاج تر از من باشد ؟ (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) قدر نعمتهاى پروردگار تا موقعى كه پابرجاست مجهول و ناشناخته است ، و زمانى شناخته مىشود كه از دست رفته باشد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115) دوازده چيز از آداب غذا خوردن بوده و بر هر مسلمانى لازم است كه از آنها اطلاع داشته باشد ، چهار چيز آن واجب ، و چهار چيز ديگر سنت ، و چهار مورد باقىمانده از ادب و اخلاق است . اما چهار امر لازم : شناسايى منعم ، خشنود بودن به آنچه روزى گرديده ، نام خدا را بر زبان جارى كردن و شكرگزارى در برابر نعمتى كه عطا شده است . و چهار امرى كه سنت است : وضو گرفتن پيش از شروع به غذا ، نشستن بر طرف چپ ، غذا خوردن با سه انگشت و ليسيدن انگشتان مىباشد . و چهار امرى كه از آداب و اخلاق است : خوردن از غذاهاى جلوى خودش ، كوچك برداشتن لقمه ، خوب جويدن غذا و كم نگاه كردن به صورت ديگران مىباشد . (من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 227 ، ح 38) هيچ حقى كه باطلى در آن نباشد مانند مرگ نديدم كه شبيهتر باشد به باطلى كه حقى در آن نيست . (شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 311) ا تجربه كرديم و تجربه كنندگان نيز تجربه كردند ، ولى چيزى مفيدتر از وجود صبر و پرضررتر از نبود صبر نديديم . با صبر همه امور اصلاح مىشود و چيزى جاى آن را نمىگيرد . (شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 319) دست نيافتن به نيازمنديها بهتر از درخواست آن از نااهلان است . (تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 215) اى پسر آدم از اعمال حرام دورى كن تا شخص عابدى باشى ، و به آنچه خداوند روزى تو كرده خوشنود و راضى باش تا بىنياز باشى ، و حق همسايگى را در باره همسايهات مراعات كن تا مسلمان باشى ، و آنچنان با مردم رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار شود تا شخص عادلى باشى . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 112) مردى از امام حسن ( ع ) درخواست راهنمايى كرد . امام ( ع ) به او فرمودند : مرا ستايش نكن كه نسبت به خودم از شما آشناترم ، و دروغگو هم نشمار كه نظر دروغگو بىارزش است ، و نزد من غيبت هيچ كس را نكن . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 109) كسى كه بندگى خدا كند ، خداوند همه چيز را بنده او مىكند . (تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 2 ، ص 108) اى كسانى كه اهل خوشگذرانى و لذات دنيا هستيد ، بدانيد كه اين لذات باقى ماندنى نيست ، و مغرور شدن به سايهاى كه زوال پذير است ، حماقت است . (اعلام الدين ، ص 241) وقتى يكى از شما دوستش را ملاقات مىكند ، بايد جاى نور در پيشانى او را ببوسد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 110) از پدرم شنيدم كه پيامبر خدا فرموده است : هر كس در قضاى حاجت برادر دينى خود كوشش كند ، مانند اين است كه نه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد در حالى كه روزها روزه و شبها مشغول عبادت باشد . (الفقيه ، ج 2 ، ص 189) اگر به خاطر نيازى مجبور شدى با مردى دوست و همنشين شوى ، پس با كسى دوست شو كه وقتى با او همنشينى مىكنى ، موجب زينت تو باشد و هنگامى كه به او خدمتى كردى ، از تو حمايت كند و هنگامى كه از او در خواست كمك كردى ، تو را يارى كند و اگر سخنى گفتى ، سخن تو را تصديق كند و اگر حمله كردى ، هجوم تو را قوت بخشد و اگر چيزى طلب كردى ، تو را يارى كند و اگر نقصى از تو آشكار شد ، آن را بپوشاند و اگر نيكى از تو ديد ، آن را به حساب آورد . (بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139) اى پسر آدم ، از زمانى كه از مادر زاييده شدى مشغول نابود كردن عمر خود بودهاى ، پس از باقىمانده عمر خود براى آينده ( عالم آخرت ) ذخيره كن ، به درستى كه مؤمن از اين دنيا زاد و توشه برمىگيرد و كافر خوشگذارنى مىكند . و بعد اين آيه را تلاوت فرمودند : " و زاد و توشه برگيريد ، به درستى كه بهترين توشه تقوى است ". (كشف الغمه ، ج 1 ، ص 572) ظالمى شبيهتر از حسود به مظلوم نديدهام . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
  6. دانش آموز و مدرسه والدین باید از همان ابتدای ورود فرزندشان به مدرسه ، با معلم او رابطه برقرار نموده و در جریان وضعیت تحصیلی فرزندشان قرار بگیرند. به این ترتیب والدین با خواسته ها و انتظارات آموزگار آشنا شده و آنها را درک می کنند ، ضمن اینکه آموزگار نیز با محیط خانوادگی دانش آموز آشنایی پیدا کرده و در این بین دانش آموز می بیند که والدین و معلم وی در دو جبهه مخالف با هم متحد شده و او را زیر نظر دارند. یادآوری این نکته به بچه ها که: « مدرسه و درس خواندن بسیار مهم است» ، به تنهایی کافی نیست و والدین باید به کودکان نشان دهند که یادگیری فقط محدود به نمره و مدرک تحصیلی نیست ، بلکه یادگیری و تحصیل نوعی از روش زندگی است. برای مشتاق کردن کودک به یادگیری ، سعی نمایید کودکان مطالعه کردن شما را ببینند. آنها را به موزه ببرید و مکان های مختلف را به آنها نشان دهید و آنها را طوری بار بیاورید که همیشه تشنه یادگیری باشند. شما باید در تمام فعالیت های کودکان شرکت کنید.
  7. ) كلاس هشتم بود. سال چهل و هشت، چهل و نه. فاميل دورشان با چند تا بچه ى قد و نيم قد از عراق آواره شده بود. هيچى نداشتند; نه جايى، نه پولى. هفت هشت ماه پا پِى صندوق دار مسجد لُرزاده شده بود. مى گفت «بابا يه وام بدين به اين بنده ى خدا.هيچى نداره. لااقل يه سرپناهى پيدا كنه. گناه داره.»حاجى هم مى گفت «پسر جون! وام مى خوايى، بايد يه مقدار پول بذارى صندوق. همين.» 2) چهار ماه از جنگ می رفت. بین عراقی های محور بستان و جفیر ارتباطی نبود .حسن بعد از شناسایی گفت« عراقی ها روی کرخه و نیسان و سابله پل می زنند تا ارتباط نیروهاشون برقرار بشه. منتظر باشین که خیلی زود هم این کارو بکنن.» یک هفته بعد، همان طور شد. نیروهای دشمن در آن محور ها باهم دست دادن. 3) باشگاه گلف اهواز شده بود پایگاه منتظران شهادت . یکی از اتاق های کوچکش را با فیبر جدا کرد ؛ محل استراحت و کار. روی در هم نوشت « 100% شناسایی، 100% موفقیت.» گفت «حتا با یه بی سیم کوچیک هم شده باید بی سیم های عراقی را گوش کنید. هرچی سند و نامه هم پیدا می کنید باید ترجمه بشه.» از شناسایی که می آمد ، با سر و صورت خاکی می رفت اتاقش . اطلاعات را روی نقشه می نوشت. گزارش های روزانه رانگاه می کرد. 4) ریز به ریز اطلاعات و گزارشها را روی نقشه می نوشت.اتاقش که می رفتی ، انگار تمام جبهه را دیده باشی. چند روزی بود که دو طرف به هوای عراقی بودن سمت هم می زدند. بین دو جبهه نیرویی نبود. باید الحاق می شد و ونیروها با هم دست می دادند . حسن آمد و از روی نقشه نشان داد. 5) نزدیک خط دشمن گرا می دادم . گلوله ی توپ و خمپاره بود ک سوت می کشید و تند و یک ریز، مثل باران بهاری می بارید . خاکریز عراقی ها به هم ریخته بود. با دوربین نگاه کردم دو نفر، برانکار به دست، از خاکریز عراقی ها سرازیر شدند. حسن راشناختم . یک سر برانکار را گرفته بود، هی دولا راست می شد و به دو می آمد. 6) حرفشان این بود که قرار گاه برنامه ریزی درست و حسابی ندارد. نیرو را مثل مهره ی شطرنج جا به جا می کند . می گفتند « نیرو مگر چه قدر توان داره ، بچه ها مرخصی می خوان.منطقه باید تعیین تکلیف کنه.» از دستشان عصبانی بود. – تیپ و لشکر مگه وزارت خونه ست؟ بابا هیچ کس غیر از خودتون جنگ رو پیش نمی بره . اگه فکر می کنین منطقه می گه قضیه رو بررسی می کنیم و کادر می فرستیم، نه خیر هیچ چی نمی شه . محکم می گم باید برگردید و خودتون کارها رو درست کنید . همین.» 7)تانک های عراقی داشتند بچه ها را محاصره می کردند. وضع آن قدر خراب بود که نیروها به جای فرمانده لشکر مستقیما به حسن بی سیم می زدند. – همین الان راه می افتی، می ری طرف نیروهات ، یا شهید می شی یا با اونا برمی گردی. خیلی تند و محکم می گفت.- اگه نری باهات برخورد می کنم . به همه ی فرماده ها هم می گی آرپی جی بردارند مقاومت کنن. فرمان ده زنده ای که نیروهاش نباشن نمی خوام. 8)سی چهل درصد نیروهای تیپ شهید شده بودند؛ بقیه هم می خواستند برگردند. این جوری همه باید عوض می شدند؛ چه ستاد، چه طرح و برنامه و چه مهندسی. حسن گفت« خب ، کی می مونه تو تیپ ؟ این طوری باید هر سه ماه یک تیپ درست کنیم،که فقط اسمش تیپه . بابا! جنگیدن موقتی نیست . باید با جنگ اخت شد. جنگیدن برای سپاه واجب عینی صد در صده به تک تک شما هم احتیاجه . کادر تیپ باید ثابت باشه. غیر از این راه دیگه ای نیست.» 9) طرف وقتی رسید که دفتر مخابرات بسته بود. حالش گرفته شد . با اخم و تخم نشست یک گوشه . – چرا اینقدر ناراحتی. چی شده ؟ - اومدم تلفن بزنم. می بینی که بسته اس. – خوب یا بریم از دفت فرماندهی تلفن کن. – فرمان دهت دعوا نکنه. برات مشکل دست می شه ها. – نه ، تو بیا . هیچی نمی گه . دوستیم باهم. می گفت « مسئول تداکتم. اگهنرومبچه ها کارشون لنگ می مونه.» - نگران نباش . می رسونمت. – تو چه کار می کنی این جا ؟ اسمت چیه ؟ - باقر . راننده ی فرمان ده ام . بچه ی میدون خراسونم. – اسم تو چیه ؟ بچه ی کجایی ؟ - مهدی. منم بچه ی هفده شهریورم. – پس بچه محلیم. کلی حرف زدند، خندیدند. وقتی می خواست پیاده بشه ، به ش گفت « اخوی ،دعا کن ما هم شهید بشیم.» 10)حسن مزه می ریخت . با بگو و بخند صبحانه می خردند . می خواست عکس بگیره . به جعفر گفت « بذار ازت یه عکس بگیرم ، به درد سر قبرت می خوره .» بعد گفت « ولی دوربین که فیلم نداره.» - آخه می گی فیلم نداره. اون وقت می خوای ازم عکس بگیری؟ گفت « خوب اسلاید می شه برای جلو تابوتت. خیلی هم قشنگ می شه.»
  8. 1) عراقی ها، نصف خاکریز را باز کرده بوند و آب بسته بودند توی نیروهای ما. از گردان، نیرو خواستیم که با الوار و کیسه ی شن، جلوی آب را بگیریم. وقتی که آمدند، راه افتادیم سمت خاک ریز. دیدیم زین الدین و یکی دونفر دیگر، الوار های به چه بلندی را به پشت گرفته بودند و توی آب به سمت ورود ی خاکریز می رفتند. گفتم:«چرا شما؟ از گردان نیرو آمده» گفت:«نمی خواست. خودمون بندش می اوریم.» 2) عراق پاتک سنگینی کرده بود. آقا مهدی، طبق معمول، سوار موتورش توی خط این طرف و آن طرف می رفت و به بچه ها سر می زد. یک مرتبه دیدم پیدایش نیست. از بچه ها پرسیدم، گفتند«رفته عقب.» یک ساعت نشد که برگشت و دوباره با موتور، از این طرف به آن طرف. بعد از عملیات، بچه ها توی سنگرش یک شلوار خونی پیدا کردند. مجروح شده بود، رفته بود عقب، زخمش را بسته بود، شلوارش را عوض کرده بود، انگار نه انگار و دوباره برگشته بود خط. 3) سرتاسرِ جزیره را دودِ انفجار گرفته بود. چشم چشم را نمی دید. به یک سنگر رسیدیم. جلوش پر بود از آذوقه. پرسیدیم «اینا چیه؟»گفتند«هیچ کس نمی تونه آذوقه ببره جلو. به ده متری نرسیده، می زننش.» زین الدین پشت موتور، جعفری هم ترکش، رسیدند. چند تا بسته آذوقه برداشتند و رفتند جلو. شب نشده، دیگر چیزی باقی نمانده بود. 4) شب دهم عملیات بود. توی چادر دور هم نشسته بودیم. شمع روشن کرده بودیم.صدای موتور آمد. چند لحظه بعد، کسی وارد شد. تاریک بود. صورتش را ندیدیم. گفت «توی چادرتون یه لقمه نون و پنیر پیدا می شه؟» از صدایش معلوم بود که خسته است. بچه ها گفتند «نه، نداریم.» رفت. از عقب بی سیم زدند که «حاج مهدی نیامده آن جا؟» گفتیم «نه.» گفتند «یعنی هیچ کس با موتور اون طرف ها نیامده؟» 5) جزیره را گرفته بودیم. اما تیر اندازی عراقی ها بد جوری اذیت می کرد. اصلا احساس امنیت و آرامش نمی کردیم. سرِ ظهر بود که آمد. یک کلاشینکف توی دستش بود نشست توی سنگر، جلوی دید مستقیم عراقی ها. نشانه می گرفت و می زد. یک دفعه برگشت طرفمان، گفت«هر یک تیری که زدن، دو تا جوابشونو می دین.» همان شد. 6) اول من دیدمش. با آن کلاه خود روی سرش، و آرپی جی روی شانه اش مثل نیروهایی شده بود که می خواستند بروند جلو. به فرمانده گردانمان گفتم. صدایش کرد «حاج مهدی!» برگشت. گفت«شما کجا می رین؟» گفت«چه فرقی می کنه؟ فرمان ده که همه ش نباید بشینه تو سنگر. منم با این دسته می رم جلو.» 7) بعد خیبر، دیگر کسی از فرمانده گردان ها و معاون ها شان باقی نماند بود؛ یا شهید شده بودند، یا مجروح. با خودم گفتم«بنده ی خدا حاج مهدی. هیچ کس رو نداره. دست تنها مونده.» رفتم دیدنش. فکرمی کردم وقتی ببینمش، حسابی تو غمه. از در سنگر فرمان دهی رفتم تو. بلند شد. روی سرو صورتش خاک نشسته بود، روی لبش هم خنده ؛ همان خنده ی همیشگی. زبانم نگشت بپرسم«با گردان های بی فرمان دهت می خواهی چه کنی؟» 8) ماشین، جلوی سنگر فرماندهی ایستاد. آقا مهدی در ماشین را باز کرد. ته آیفا یک افسر عراقی نشسته بود. پیاده اش کردند. ترسیده بود. تا تکان می خوردیم.، سرش را با دست هایش می گرفت. آقا مهدی باهاش دست داد و دستش را ول نکرد. رفتند پنج شش متر آن طرف تر. گفت برایش کمپوت ببریم. چهار زانو نشسته بوند روی زمین و عربی حرف می زند. تمام که شد گفت «ببرید تحویلش بدید.» بی چاره گیج شده بود باورش نمی شد این فرمان ده لشکر باشد. تا آیفا از مقر برود بیرون، یک سره به مهدی نگاه می کرد. 9) چند تا سرباز، از قرارگاه ارتش مهمات آورده اند. دو ساعت گذشته و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشده، عرق از سر و صورتشان می ریزد. یک بسیجی لاغر و کم سن و سال می آید طرفشان. خسته نباشیدی می گوید و مشغول می شود. ظهر است که کار تمام می شود.سربازها پی فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند. همان بنده ی خدا، عرق دستش را با شلوار پاک می کند، رسید را می گیرد و امضا می کند. 10) توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، می دیدم ظرف ها ی شام را یکی شسته. نمی دانستیم کار کیه. یک شب، مچش را گرفتیم. آقا مهدی بود. گفت «من روزها نمی رسم کمکتون کنم. ولی ظرف های شب با من»
  9. آذربایجان، قسمتی است از ایران واقع در شمال غربی این کشور. شامل استانهای، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل وزنجان [info] نیز بیشتر بخوانید در ایرانی سلام در این مورد معرفی شهرها و روستاهای ایران عزیز معرفی استان آذربايجان شرقى معرفی استان آذربایجان غربی [/info] جغرافیا سرزمینهای پیرامون دریاچه ارومیه، همواره یکی از مناسب ترین شرایط زندگی را در فلات ایران فراهم آوردهاست. این منطقه از نظر تجاری هم، بر سر راه بازرگانی قفقاز و هم چنین راه شرقی غربی که که به دریای سیاه میپیوسته، واقع بودهاست و امروزه نیز دروازه ورود به اروپا و مسیر ترانزیت اروپا به آسیای میانهاست. آذربایجان حدود ۱۰۰۸۲۵ کیلومتر مربع مساحت دارد. این منطقه دارای ۱۷ رود و ۲ دریاچه از جمله دریاچه ارومیه است. دو حوزه آبریز اصلی منطقه شامل دریای خزر و دریاچه ارومیه میشود. بلندترین بخش منطقه کوه سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر از سطح دریا است. دیگر کوهای استان عبارتند از کوه سهند (۳۷۱۰)[1]، کوه بزقوش (۳۳۰۶)،سیاه کوه (۳۵۷۸)، کوه قبله داغ (۳۱۸۹)، کوه چال داغ (۳۲۸۵)، کوه جلاداغ (۳۲۵۵) و کوه چلیکان (۳۲۳۰). از لحاظ آب هوایی سه اقلیم در منطقه آذربایجان وجود دارد. مدیترانهای با باران بهاری که بیشتر سطح سه استان دارای این اقلیم است. نیمه بیابانی سرد که اقلیم شمال غربی آذربایجان شرقی و شمال اردبیل است و اقلیم کوهستانی سرد که مابین کوههای سهند و سبلان و هم چنین بخش غربی آذربایجان غربی دارای این اقلیم هستند. فرهنگ آذربایجانیان بسیار به سایر ایرانیان قرابت دارند، گرچه زبانشان ترکی است. دیانای ساکنین بومی منطقه تفاوتی با دیگر نقاط ایران ندارد، [۱][۲] و مذهب آنان شیعه باشد که آنان را از دیگر ترکزبانان که سنی باشند متمایز میگرداند. علاوه بر این به همراه دیگر اقوام ایرانی نوروز، سال نو ایرانی را با شکوه جشن میگیرند. آذربایجان موسیقی متفاوتی با دیگر مناطق ایران دارد، بسیاری از رقصها و آوازهای محلی (رقص لزگی، ...) همچنان اجرا میشوند. اگرچه ترکی آذربایجانی زبان رسمی در ایران نیست، ولی به آسانی در بسیاری از مکالمات از آن استفاده میشود. بسیاری از شاعرانی که از آذربایجان برخواستهاند، اغلب هم به زبان ترکی و هم به زبان فارسی شعر سرودهاند، به مانند نسیمی، شهریار، فوضولی، شاه اسماعیل خطایی و غیره. ترکی آذربایجانی زبان سلطنتی بسیاری از سلسلههای ایرانی از آققویونلو تا صفویان و قاجاریان بودهاست. از آذربایجان به عنوان یکی از بخشهای اصلی ایران، به مراتب در ادبیات فارسی به نیکی یاد شدهاست. از ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی گزیده هر چه در ایران بزرگان زآذربایگان و ری و گرگان نظامی گنجوی از آنجا بتدبیر آزادگان بیامد سوی آذرآبادگان شاهنامه به یک ماه در آذرآبادگان ببودند شاهان و آزادگان نام آذربایجان نیز معرب آتروپاتکان (مکان آتروپات) باشد، که به یاد والی ایرانی آذربایگان به زمان حمله اسکندر نامگذاری شدهاست.[۳]) تاریخ آذربایجان تاريخ باستان پیش از آمدن اقوام آریایی به ایران اقوام دیگری بطور پراکنده و با جمعیتی کم در منطقه آذربایجان و حاشیههای آن زندگی میکردند که از آن میان میتوان به هوریان، اورارتوها، مانناییها و کاسیها اشاره کرد. البته طبقه حاکم کاسیها هم آریائیانی بودند که زودتر به منطقه وارد شده بودند. با آمدن اقوام آریایی به فلات ایران، اقوام بومی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. که تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقه آسیای غربی گذاشت که مهمترین آن نابود کردن آشوریها و حذف آنها از صفحه تاریخ بود. ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل میشد. که ماد کوچک آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل همدان، تهران، کرمانشاه و اصفهان میشود. پایتخت ماد هگمتانه (همدان امروزی) بود که تلفظ آن به یونانی اکباتان نامیده میشد. مادها نخست دولت متمرکز و مقتدر را در فلات ایران پایه گذاری کردند و در داخل و خارج فلات ایران آغاز به گسترش قلمروی خویش کردند. گسترش قلمرو ماد هم زمان شد با قدرت گیری پارسیان در جنوب غربی ایران. نیاکان هخامنشیان با پادشاهان ماد در ارتباط بودند و عقیده بر این است که فرمانبردار مادها بودهاند. به گونهای که وقتی پادشاه ماد از اقدامهای کورش بزرگ که نواده دختری او بود خبردار شد و اورا به هکمتانه فراخواند،امتناع کورش از رفتن به دربار ماد به عنوان عصیان وی برداشت شد. برخورد پارسیان و مادها در نهایت به سقوط پادشاهی ماد انجامید که البته نقش گروهی از درباریان ماد که با کورش همکاری میکردند تأثیر فراوان در این رخداد داشت. در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپها اداره میشد. در اوایل دولت هخامنشی، بعد از خودکشی کبوجیه در مصر و آشوب در شاهنشاهی، ماد نیز شورش کرد. این شورش به سختی توسط داریوش سرکوب شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم زمان با لشکر کشی اسکندر به ایران ساتراپ ماد کوچک فردی بود به نام آتورپات (آذرباد)، وی توانست ماد کوچک را از حمله اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او ماد آتورپاتن یا آتورپاتگان نامیده شد. در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت. که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استانها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر میرسد خاندان آتروپاتن هم چنان بر آذربایجان حکم میراندند. در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی میتوان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطره خاندانهای زمیندار(فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره میشدهاست. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورشهای سهمگین آلانها و گرجیها از قفقاز بود. که باعث ویرانی و غارت فراوان میشدند. برای دفع ایشان شاهنشاهان اشکانی خود وارد کارزار میشدند. در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژهای یافت. یکی از سه آتشکده معتبر ساسانیان، آتشکده آذرگشنسب، در شیز واقع در آذربایجان قرار داشت.پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن میشتافتند و هدایای بسیار تقدیم میکردند. این آتشکده نشانه اتحاد دین و دولت بود و سمبل دولت ساسانی بشمار میرفت. در بیشاپور کتیبهای وجود دارد که نام خاندانهای فئودال اوایل حکومت ساسانیان در آن ثبت شدهاست. برای آذربایجان از خاندانی به نام وراز Varaz نامبرده شدهاست که گویا محل اقتدار ایشان آذربایجان، آران و ارمنستان بودهاست. در زمان حکومت ساسانیان، اقوام ترک نژاد خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورشهای آنها بنا کرد، رومیان نیز هر ساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی میپرداختند. از وقایع مهم آذربایجان در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت ساز بهرام چوبین با خسروپرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر واقعه مهم وارد شدن هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکده آذرگشنسب شد. ورود اعراب به آذربایجان در زمان حمله اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپاهبد و شاهزاده آذربایجان رستم پسر فرخ هرمز آورده شدهاست. که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامه رستم فرخزاد به برادرش به نظر میرسد درست باشد. چو نامه بخوانی تو با مهتران/برانداز و برساز لشکر بران همی تاز تا آذرآبادگان/ دیار بزرگان و آزادگان همیدون گله هرچه داری ز اسب/ببر سوی گنجور آذرگشسب ساسانیان پی درپی از اعراب شکست خوردند و در قادسیه رستم فرخزاد کشته شد. در ۶۲۲ میلادی در نهاوند (دروازه ماد آتورپاتن) پیروزان سردارایرانی بار دیگر با عربها مقابل شد. جنگی سخت رخ داد، ولی شکست به ایرانیان افتاد.آنگاه ماد آتورپاتن (آذربایجان) در برابر حمله اعراب بی دفاع گشت و اثری از لشکر شاهنشاهی نماند. اعراب به آذربایجان نیز مانند دیگر نقاط ایران سرازیر شدند. به نظر میآید در قرنهای اول و دوم هجری تعدادشان در آذربایجان زیاد بودهاست. کسروی این امر را به دو دلیل دانسته یکی اینکه مردمان آذربایجان بسیار پایداری کردند به گونهای که مسلمانان آذربایجان را به عنوان(الاراضی المفتوحه عنوه) یعنی «سرزمینهای به زور گرفته شده» میشمردند که در فقه حکم خاص دارد. و دوم سرسبزی این دیار. از عشیرههای عرب که در قرون اول و دوم هجری به آذربایجان وارد شدند بنوتغلب، یمانیان و حمدانیان ثبت شدهاست. آذربایجان در قرنهای ابتدایی ورود اسلام به ایران از کانونهای عمده مقاومت وشورش ایرانیان در برابر اعراب و عمال خلیفه بود و مردمانش همه گاه در حال زد و خورد با تازیان بودند. معروفترین این قیامها، قیام خرمدینان در حدود آذربایجان و جبال است. بنیان گزار این قیام جاوید بن سهل بود که سپس توسط بابک خرمدین به اوج رسید. ازدواج بابک با دختر واساک یکی از شاهزادگان ارمنی اتحاد عظیمی را در شمال بر ضد عباسیان ایجاد کرد. خرمدینان مدت طولانی توانستند در مقابل خلیفه و سرداران عرب مقاومت کنند و چهار بار سپاه بزرگ خلیفه را مغلوب کردند. در نهایت خلیفه سردار ایرانیتبار خود خیذر بن کاووس (افشین) شاهزاده اشروسنه (در شمال غرب تاجیکستان امروری) را برای دفع بابک فرستاد. افشین با حیله به قلعه بابک دست یافت بابک به ارمنستان گریخت اما سهل ابن سنباط شاهزاده ارمنستان او را به دشمنان فروخت. بابک را به بغداد بردند. وی پس از شکنجه، کشته شد. کشف ارتباط و همداستانی میان افشین، بابک و مازیار در نهایت به سقوط و مرگ افشین نیز منجر شد. ورود قبایل ترک به آذربایجان در صده هاي نخستين اسلامي تركان ماورای قفقاز- كه ایرانیها به آنها خزر میگفتند- مجدد تلاش های خود را برای ورود به درون آران و آذربايجان از سرگرفتند، و چندین تلاشِ آنها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ١٧٨ خورشیدی یك جمع بزرگ از خزرها از گذرگاههای قفقاز به درون اران سرازیر شدند و دست به تخریب و كشتار زدند. خازم ابن خزیمه را هارون الرشید به منطقه فرستاد و او آنها را بیرون راند و دربندهای كوهستانی قفقاز را بازسازی كرد. این حمله را ناشی از تحریكات دولت بیزانس (روم شرقی) درجهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی كشورش هم می دانند و آن را با تلاشهای رومیها برای بازپس گیری ارمنستان و بخشهائی از آناتولی كه در اشغال عربهای مسلمان بود ارتباط می دهند. نوشته تارخ نويسان سده هاي چهارم و پتجم هجري مانند بيهقي و ابن اثير نشان مي دهي كه تركان غُز در اواخر قرن چهارم در آذربايجان بوده اند.اين گروه تركان را سلطان محمود ابتدا از آنسوي سيحون به خراسان آورده بود و ابتدا هواداري وي مي كردند و سپس سر به شورش و نافرماني برداشتند. گردريزي مي نويسد: " ارسلان به سلطان گفت:اين خطا بود كه كردي، اكنون كه آوردي همه رابُكش و يا به من دِه، انگشتهاي نر ايشان را ببُرم تا تير نتوانند انداخت." به هر روي ايشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوردگي در ايران و زد و خوردهاي فراوان در نواحي ديگر ايران به آذربايجان رسيدند هم چنين چامچيان تاريخ نگار ارمني درباره جنگي كه بين ايلات غُز و شهرياران محلي آذربايجان (واسپورگان)در سالهاي 411 و 412 هجري قمري در گرفته است مي نويسد:"در اين سال تركان كه همچون سيل به آذربايگان رسيده بودندروي به نواحي ارمنستان آورده به واسپورگان درآمدند دست به تاراج و تالان بگشاده بسيار جاها پايمال ساختند" دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن قبایل ترک به آذربایجان درِ کتاب (نظری به تاریخ آذربایجان، ج 1، تهران 1339، ص 152) مینویسد: حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهی زبان آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. در زمان سلجوقیان ترکهای بیشتری به آذربایجان روی آوردهاند. با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترکها در آن سرزمین فزونی یافت و مآلاً زبان ترکی رونق بیشتری گرفت. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق ترکی و تضعیف زبان "آذری" شد. جنگها و عصیانهایی که در فاصلهی برافتادن و برخاستن صفویان، پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباشهای ترک نیز مزید بر علت شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید اقتصاد آذربایجان از مناطق ثروتمند ایران است. این منطقه به دلیل داشتن بارندگی مناسب از کشاورزی خوبی برخوردار است به ویژه در زمینه میوه و مرکبات. از لحاظ صنعت نیز، از مناطق صنعتی ایران به شمار می آید که عمده کارخانجات ماشین سازی و صنایع سنگین در آن قرار دارند. علاوه بر این در این منطقه انواع صنایع غذایی، سیمان، قند و شکر، لوازم الکتریکی، و غیره نیز وجود دارد. از ۱۰۹ شهر آذربایجان به ۷۸ شهر آن گازرسانی شدهاست. که استان آذربایجان شرقی با ۷۸٪ شهرهای گازرسانی شده بالاترین درصد را در بین دو استان دیگر دارد. در آذربایجان ۱۰ سد مخزنی وجود دارد که سدهای ارس و مهاباد مجهز به نیروگاه آبی هستند. هم چنین ظرفیت تولید برق مولدهای نصب شده در منطقه برابر ۱۳۵۱ مگاوات(۱۳۸۲) است. مردم جمعیت آذربایجان تقریباً ۶٬۹۸۹٬۸۷۱ (۱۳۸۲) نفر برآورد میشود.از ایشان ۳٬۸۸۸٬۰۹۳ شهرنشین ،۳٬۰۹۸٬۸۲۳ روستایی و مابقی غیر ساکن هستند.متوسط میزان اشتغال برای سه استان منطقه آذربایجان در سال ۱۳۸۲، بالای ۹۰٪ بودهاست. اکثریت مردم آذربایجان به ترکی آذربایجانی تکلم میکنند. در این میان اقلیتهای ارمنی، کرد، فارسی زبان، آسوری و تالشی نیز وجود دارند. در غرب و جنوب آذربایجان غربی اکثریت با کردها است [2] [3] [4]. جاذبههای گردشگری تخت سليمان مسجد كبود قرهکلیسا کلیسای سن استپانوس دژ بابک خرمدین در كليبر خانقاه شيخ صفي الدين اردبيلي قلعه ضحاك شاه گلي درياچه اروميه جستارهای وابسته ترکی آذری زبان آذری آتورپاتکان آذربایجان غربی آذربایجان شرقی اردبیل جمهوری آذربایجان منابع ↑ "Maziar Ashrafian Bonab" — دانشکده ژنتیک کمبریج ↑ "Cambridge بررسی ریشه اقوام ایرانی" — خبرگزاری ایسنا, ↑ مدخل ATROPATES در دانشنامه ایرانیکا مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور ۱۳۸۲ گیتا شناسی،اطلس ایران و جهان، چاپ دوم ۱۳۷۵ احمد کسروی تبریزی، نام شهرها و دیههای ایران ریچارد ن. فرای،میراث ایران، ترجمه مسعود رجب نیا ا.م.دیاکانوف ،تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز عبدالحسین زرین کوب، تاریخ مردم ایران(ایران قبل از اسلام) آرتور کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی احمد کسروی تبریزی، شهریاران گمنام عبدالحسین زرین کوب، تاریخ مردم ایران(از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه) محمد جواد مشکور نظری به تاریخ آذربایجان، ج 1، تهران 1339
  10. irsalam

    داستان کوتاه دیوانه تر از بهلول

    داستان کوتاه دیوانه تر از بهلول آورده اند که خلیفه هارون الرشید با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند ، بهلول بر آنها وارد شد او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد . در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد و ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود . هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند ! زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیادی زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری وکشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندک مدتی تهی خواهد شد ... هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم ؟ گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده ؟ اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پسند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد . بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود . صیاد را صدا زد و به او گفت : ماهی نر است یا ماده ؟ صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است . هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند !!! صیادپولها را گرفته ، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یک درهم از پولها به زمین افتاد . صیاد خم شد و پول را برداشت ! زبیده به هارون گفت :این مرد چه اندازه پست همت است که از یک درهم هم نمی گذرد . هارون هم از پست فطرتی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت مزاحم او نشوید . هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد وگفت : چقدر پست فطرتی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود . صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من پست فطرت نیستم . بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است ! خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند و به بهلول گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه هردفعه مرا مانع شدی من حرف تو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم ...!!!
  11. irsalam

    همه چیز درباره زندگی چارلی چاپلین

    چارلی چاپلین [align=justify] چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. جرالدین، دخترم ، اینجا شب است ، یک شب نوئل ، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند و نه برادر و خواهرت و حتی مادرت ، به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن ، به این اطاق پیش از مرگ برسانم . من از تو بسی دورم ، خیلی دور ، اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند ، تصویر تو آنجا روی میز هم هست ، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست ، اما تو کجایی ، آنجا ، در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه تئاتر شانزه لیزه هنر نمایی می کنی! این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم و در آن ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم ، شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه ، نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر تاتارها شده است . شاهزاده خانم باش و بمان ، ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران ، عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم جرالدین! ...... من چارلی هستم ! من دلقک پیری بیش نیستم ! امروز نوبت توست ، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی ! این رقص ها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگران گاه ترا به آسمانها خواهد برد، برو! آنجا هم برو ! اما گاهی نیز بروی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن ، زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد ، من یکی از اینان بودم جرالدین ! ..... در آن شب های دور قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم ، این داستانی شنیدنی است ، داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد . این داستان من است ، من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام ، با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد. با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم .......گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد ، مردم را نگاه کن ، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن ، و دست کم روزی یکبار با خود بگو ، " من هم یکی از آنان هستم " ، آره تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند، ...... همیشه وقتی 2 فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست ، این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد . اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم ، من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام ، اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم ، مردمان ، روی زمین استوار بیشتر از بند بازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند ، شاید شبی درخشش گران بهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد ، آن شب، این الماس، ریسمان نا استوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است ، ... .... خون من در رگ های توست و امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگهای من می خشکد ، چارلی را ، پدرت را ، فراموش نکنی ، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم . تو نیز تلاش کن که حقیقتا آدم باشی ، رویت را می بوسم. سوییس ، دومین ساعت از 8767 ساعت سال 1963 [/align]
  12. Captain_K2

    داستان کوتاه عدل

    اسب درشکهای توی جوی پهنی افتاده بود و قلم دست و کاسه زانویش خرد شده بود. آشکارا دیده می شد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حنایی اش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند رگ و ریشه که تا آخرین مرحله وفاداری اش را به جسم او از دست نداده بود گیر بود.سم یک دستش _آنکه از قلم شکسته بود _ به طرف خارج برگشته بود و نعل براق ساییده ای که به سه دانه میخ گیر بود روی آن دیده می شد. آب جو یخ بسته بود و تنها حرارت تن اسب یخ های اطراف بدنش را آب کرده بود. تمام بدنش توی آب گل آلود خونینی افتاده بود. پی در پی نفس می زد. پره های بینیش باز و بسته می شد. نصف زبانش از لای دندان های کلید شده اش بیرون زده بود. دور دهنش کف خون آلودی دیده می شد. یالش به طور حزن انگیزی روی پیشانیش افتاده بود و دو سپور و یک عمله راهگذر که لباس سربازی بی سردوشی تنش بود و کلاه خدمت بی آفتاب گردان به سر داشت می خواستند آن را از جو بیرون بیاورند. یکی از سپورها که حنای تندی بسته بود گفت: من دمبشو می گیرم و شما هر کدامتون یه پاشو بگیرین و یه هو از زمین بلندش می کنیم. انوخت نه اینه که حیوون طاقت درد نداره و نمی تونه دساشو رو زمین بذاره یه هو خیز ور می دارد. انوخت شما جلدی پاشو ول دین منم دمبشو ول می دم. رو سه تا پاش می تونه بند شه دیگه. اون دسش خیلی نشکسه. چطوره که مرغ روی دو پا وایمیسه این نمی تونه رو سه پا واسه؟ یک آقایی که کیف قهوه ای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت: - مگر می شود حیوان را اینطور بیرون آورد؟ شما ها باید چند نفر بشید و تمام هیکل بلندش کنید و بذاریدش تو پیاده رو. یکی از تماشاچی ها که دست بچه خردسالی را در دست داشت با اعتراض گفت: - این زبون بسته دیگه واسه صاحباش پول نمی شه. باید به یه گلوله کلکشو کند. بعد رویش را کرد به پاسبان مفلوکی که کنار پیاده رو ایستاده بود و لبو می خورد و گفت: - آژدان سرکار که تپونچه دارین چرا اینو راحتش نمی کنین؟ حیوون خیلی رنج می بره. پاسبان همانطور که یک طرف لپش از لبویی که تو دهنش بود باد کرده بود با تمسخر جواب داد: - زکی قربان آقا! گلوله اولنده که مال اسب نیس و مال دزه دومنده حالو اومدیم و ما اینو همینطور که می فرمایین راحتش کردیم به روز قیومت و سوال جواب اون دنیاشم کاری نداریم فردا جواب دولتو چی بدیم؟ آخه از من لاکردار نمی پرسن که تو گلولتو چیکارش کردی؟ سید عمامه به سری که پوستین مندرسی روی دوشش بوی گفت: - ای بابا حیوون با کیش نیس. خدا را خوش نمی یاد بکشندش. فردا خوب می شه. دواش یه فندق مومیاییه. تماشاچی روزنامه به دستی که تازه رسیده بود پرسید: - مگه چطور شده؟ یک مرد چپقی جواب داد: - و الله من اهل این محل نیستم. من رهگذرم. لبو فروش سرسوکی همانطور که با چاقوی بی دسته اش برای مشتری لبو پوست می کند جواب داد: - هیچی اتول بهش خورده سقط شده. زبون بسته از سحر تا حالا همین جا تو آب افتاده جون می کنه. هیشکی به فکرش نیس. اینو... بعد حرفش را قعط کرد و به یک مشتری گفت: یه قرون!... و آن وقت فریاد زد: قند بی کپن دارم ! سیری یک قرون می دم. باز همان مرد روزنامه به دست پرسید : - حالا صاحب نداره؟ مرد کت چرمی قلچماقی که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد: - چطور صاحب نداره. مگه بی صاحبم می شه؟ پوسش خودش دس کم پونزده تومن می ارزه. درشکه چیش تا همین حالا اینجا بود; به نظر رفت درشکشو بذاره برگرده. پسربچه ای که دستش تو دست آن مرد بود سرش را بلند کرد و پرسید: - بابا جون درشکه چیش درشکشو با چی برده برسونه مگه نه اسبش مرده؟ یک آقای عینکی خوش لباس پرسید: - فقط دستاش خرد شده؟ همان مرد قلچماق که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد: - درشکه چیش می گفت دندهاشم خرد شده. بخار تنکی از سوراخ های بینی اسب بیرون می آمد. از تمام بدنش بخار بلند می شد. دنده هایش از زیر پوستش دیده می شد. روی کفلش جای یک پنج انگشت گل خشک شده داغ خورده بود. روی گردن و چند جای دیگر بدنش هم گلی بود. بعضی جاهای پوست بدنش می پرید. بدنش به شدت می لرزید. ابدا ناله نمی کرد. قیافه اش آرام و بی التماس بود. قیافه یک اسب سالم را داشت و با چشمان گشاد و بی اشک به مردم نگاه می کرد.
  13. irsalam

    کوتاه در رابطه با نوشابه

    تعریف چند نمونه نوشیدنی که در ایران هم تهیه می شود همچنین ببنید تعریف نوشابه، نوعی نوشیدنی شیرین گازکربنیک دار است که به عنوان نوعی نوشیدنی خنک و معمولاً برای برطرف نمودن تشنگی و یا به همراه غذا، مورد استفاده قرار می گیرد. اغلب نوشابه ها حاوی کافئین هستند. در برخی مناطق به دلیل گاز موجود در نوشابه مثل کالیفرنیا و فلوریدا، به آن سودا (بی کربنات دو سود) می گویند. در اکثر مناطق کانادا، به نوشابه پاپ می گویند. معمولاً پاپ، نوشابه ایست که درون بطری قرار دارد؛ در حالی که سودا درون قوطی می باشد. البته در بیشتر نقاط دنیا به این نوع نوشیدنی، همان نوشابه می گویند. برای طعم دادن به نوشابه از وانیل، دارچین، کارامل و همچنین اسانس انواع مرکبات، مخصوصاً پرتقال و لیمو ترش استفاده می کنند. از آنجا که بخش اعظم نوشابه آب بوده و سایر مواد افزودنی، بخش ناچیزی دارند، این نوشیدنی را نوشابه نام نهاده اند. نوشابه ها اغلب کافئین دار هستند. البته انواعی از آن بدون کافئین هم تهیه می شوند. نوشابه ها را با شیره ی ذرت یا شکر شیرین می کنند. برای تهیه ی نوشابه های رژیمی، از مواد شیرین کننده مصنوعی همچون ساخارین استفاده می کنند که این مواد، اگرچه مزه شیرینی ایجاد می کنند، اما کالری یا مواد مغذی ندارند و سبب چاقی هم نمی شوند. معروف ترین کارخانجات تولید نوشابه در جهان، پپسی و کوکا کولا هستند که محصول خود را به تمام نقاط دنیا صادر می کنند و همچنین در بسیاری از نقاط دنیا شعبه دارند. در سال 2002م، نوشابه ای به نام نوشابه مکه (مکا کولا)، در فرانسه مخصوص مسلمانان تولید شد. گفته می شود که کارخانه تولید این نوشابه، ایده ی خود را از کارخانه ی نوشابه ایرانی زمزم، گرفته است. بخشی از سود حاصل از فروش این نوشابه به عنوان کمک های محلی، برای کمک به مردم فلسطین مورد استفاده قرار می گیرد. چند نمونه نوشیدنی که در ایران هم تهیه می شود سینالکو: آلمانی، نوعی لیمو ترشناد که در ایران، انواع طعم های آن یافت می شود. زمزم: کشور ایران، این نوشابه را در طعم های مختلف تهیه نموده است. کارخانه زم زم، یکی از بزرگ ترین کارخانجات تولید نوشابه در ایران می باشد. میریندا: اسپانیایی، که معمولاً طعم آن پرتقالی است. سون آپ: آمریکایی، معمولاً لیمویی است. کانادا درای: کانادایی کوکا کولا: آمریکایی فانتا: نوشابه ای که کارخانه کوکا کولا آن را تهیه می کند. پپسی: آمریکایی
  14. در این تاپیک اطلاعات مفید و کاربردی کوتاهی در مورد انواع و اقسام میوه جات و سبزیجات قرار خواهیم داد کلم كلم نوعی سبزی است كه هم به صورت خام و هم به صورت پخته خورده می شود. كلم چند نوع است: ۱) كلم برگ ۲) كلم قمری ۳) گل كلم كلم مقدار زیادی ویتامین و مواد غذایی دارد. این سبزی نیروبخش و اشتهاآور است. خوردن كلم برای بیماران مبتلا به سل مفید است . همچنین خواب آور بسیار خوبی است . كلم عمل روده را تقویت و آن را تمیز می كند. خوردن كلم برای كسانی كه كبدشان ناراحت است، مناسب نیست.
  15. گذری کوتاه و جذاب بر فرهنگ ملل مختلف منبع : گروه اینترنتی پرشین استار
  16. Captain_K2

    دانلود انیمیشن کوتاه و منتخب

    چندتا از انیمیشن های کوتاه که تو سالهای خودشون جزء منتخب ها بودن رو براتون میزارم و امیدوارم خوشتون بیاد لازمه بگم این سری از انیمیشن ها که براتون میزارم ازاولین های P I X A R هستن تا به جدیدترین هاش که به سال تولید بارتون ترتیب کردم ---------------------------------------------------------------- 1. اولین انیمیشن 3D شرکت P I X A R به اسم The Adventures Of Andre And_Wally B هست که محصول سال 1984 Animation | Size : 16MB | Download ---------------------------------------------------------------- Luxo Jr (1986) .2 Animation | Size : 9MB |Download ---------------------------------------------------------------- Red Dream (1987) .3 Animation | Size : 24MB | Download ---------------------------------------------------------------- Tin Toy (1988) .4 Animation | Size : 42MB | Download ---------------------------------------------------------------- Knick Knack (1989) .5 Animation | Size : 30MB |Download ---------------------------------------------------------------- Presto (2000) .6 Animation | Size : 40MB |Download ---------------------------------------------------------------- For The Birds (2001) .7 Animation | Size : 30MB |Download ---------------------------------------------------------------- Mikes New Car (2002) .8 Animation | Size : 35MB |Download ---------------------------------------------------------------- Boundin (2004) .9 Animation | Size : 45MB |Download ---------------------------------------------------------------- Jack Jack Attack (2005) .10 Animation | Size : 36MB |Download ---------------------------------------------------------------- One Man Band (2005) .11 Animation | Size : 36MB |Download ---------------------------------------------------------------- Master And The Ghostlight (2006) .12 Animation | Size : 57MB |Download
  17. Captain_K2

    پرده بلند برای پنجره های کوتاه

    استفاده کردن پرده بلند برای پنجره های کوتاه ما همواره تصور می کنیم که در اندازه گیری جهت دوخت پرده های خانه مان حتماً ارتفاع پرده می بایست با حداکثر ۱۰ تا۲۰سانتیمتری با ارتفاع پنجره در نظرگرفته شود، زیرا گمان می کنیم با آویختن پرده های بلند برای پنجره های کوتاه خانه مان به دلیل خالی ماندن فاصله دو تکیه پرده کنار زده شده، دیگر نمی توانیم پرده را به گوشه یی جمع کرده و از نور بیشتر و یا حتی در صورتی وجود فضای زیبای بیرون از منظره خارج از پنجره نیز لذت ببریم. ولی ما به شما خواهیم گفت که با وجود داشتن پنجره های کوتاه در صورتی که شرایط پنجره خانه تان ایجاب می کند و یا حتی اگر خودتان بیشتر به پرده های بلند و قدی علاقه مند هستید، با خیال راحت آنها را تهیه کنید. ما به شما راهکار تزیین فاصله میان دوتکه پرده کنارزده خانه تان را ارایه خواهیم داد. همانطور که در تصاویر ملاحظه می کنید با کمی ابتکار و سلیقه و با استفاده از لوازم موجود در خانه این فاصله خالی به صورتهای مختلفی قابل تزیین است. البته در بیشتر خانه ها سازندگان از فضای پایینی پنجره های کوتاه برای قراردادن رادیاتورهای خانه استفاده می کنند ولی در غیر این صورت می توانیم از این مکان برای قراردادن گلدانهای گل و گیاه طبیعی استفاده کنیم. ▪ این کار دارای دو مزیت است. ۱) چشم انداز بسیار زیبایی را از پنجره خانه مان نمایان می سازد. ۲ ) به دلیل آنکه گیاهان به نور احتیاج دارند و پشت پنجره نیز مکان خوبی برای پرورش آنهاست، بخوبی رشد کرده و محیط خانه را نیز با صفا و با طراوت می سازد. حال تصمیم با شماست که این فضا را با گذاشتن میز، چهار پایه و غیره تزیین کنید و یا گلدانی صندوقی شکل مناسب با آن فضا سفارش داده تا به صورت ثابت براساس فصول مختلف از گلها و گیاهان متناسب با آن فصل بکارید.
  18. ظروف تفلون ، بچهها را كوتاه قد و كم خون میكند مدیر گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشكی تهران گفت: در ساخت ظروف تفلون از كادمیوم استفاده میشود كه مصرف غذا در این ظروف احتمال سرطان ، كوتاهی قد ، ضایعات پوستی و كمخونی را برای همه افراد بویژه كودكان افزایش میدهد. علی كشاورز در گفتگو با فارس، افزود: ظروف تفلون از مادهای به نام پلیتترافلوئوراتیلن (ptfe) ساخته شده است كه این ماده در واقع نوعی پوشش نچسب و عایق الكتریسیته است. وی گفت: ظروف تفلون هم مقاومت حرارتی بالایی دارد و هم مقاومت شیمیایی خوبی در مقابل اسیدها و بازها دارد. تفلون در مقایسه با پوششهای نچسب دیگر، از بالاترین ضریب نچسبی برخوردار است. مدیر گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشكی تهران افزود: در تهیه ظروف تفلون از كادمیوم استفاده میشود كه از فلزات سنگین است و در ظروفی كه استاندارد نباشند، میزان این فلز بیشتر است. كشاورز گفت: مصرف غذا در ظروف تفلون مخصوصا ظروفی كه مجددا تفلون كاری شده باشد، باعث میشود كادمیوم به مرور وارد غذا شود و احتمال سرطان، كوتاهی قد و ضایعات پوستی را افزایش دهد. وی افزود: همچنین كادمیوم در ساخت هموگلوبین دخالت میكند و باعث كمخونی میشود. از آنجا كه احتمال ورود كادمیوم به بدن از طریق ظروف تفلونی كه هنگام پختوپز آسیب دیدهاند (كشیدن قاشق یا شستن غلط)، بیشتر است، بنابراین تاكید میشود از ظروفی كه تفلون آنها كاملا سالم است، استفاده شود.
  19. [align=justify] ۱۲ نکته کوتاه برای داشتن یک خانه نمونه ۱) تمیز كردن چرخ خیاطی :اگر میخواهید چرخ خیاطی شما عمر بهتری داشته باشد، همیشه آن را تمیز كنید. اطراف آن را با فشار ضعیف جاروبرقی تمیز كنید و برای داخل آن از یك قلم مو كمك بگیرید. ۲) خط اتو انداختن اگر میخواهید شلوار خود را با اتو خط بیندازید كه چشم همه را متحیر كنید، با اسفنج آغشته به آب و سركه سفید محل مورد نظر را مرطوب كنید، سپس اتو بزنید. ۳) روان شدن زیپ اگر زیپ لباس شما سخت حركت میكند، قطرهای روغن خیاطی یا كمی صابون به آن بمالید. ۴) تیز كردن سوزن خیاطی اگر سوزن چرخ خیاطی شما كند شده است. یك ورقه سمباده را زیر دستگاه قرار دهید و یك ردیف روی آن بروید تا سوزن تیز شود. ۵) دوخت دكمه توصیه میكنیم اگر میخواهید دكمه شما راحت كنده نشود، از نخ دندان برای دوخت آن استفاده كنید. ۶) تیز كردن قیچی هیچ چیز بدتر از داشتن یك قیچی كند موقع برش پارچه نیست. قیچی بعد از استفاده زیاد، رو به كندی میرود. برای تیز شدن قیچیهای كند و قدیمی این راهكار را امتحان كنید. با قیچی چند ورق آلومینیومی یا كاغذ سمباده را ببرید. این كار باعث تیز شدن تیغههای قیچی خواهد شد. ۷) تازهكننده هوا چرا پول خود را برای خرید اسپریهای تازهكننده و بوگیر هوا خرج كنید؟ بیایید خودتان در منزل آن را تهیه كنید. چهار پیمانه آب را با چهار قاشق چایخوری جوش شیرین مخلوط كرده و در یك اسپری آب بریزید و در هوا اسپری كنید. این محلول بوی هوا را از بین میبرد. مخلوط یك قاشق چایخوری جوششیرین، یك قاشق غذاخوری سركه و دو پیمانه آب هم برای از بین بردن بو و تازه كردن هوای اتاق توصیه میشود. ۸) روكش كردن كوسنها كشیدن مجدد رویه كوسنها پس از شست و شو یا تعویض، كاری است كه گاهی خانمها را با مشكل مواجه میكند و اگر آقایان به كمك نیایند، وقت زیادی را از خانمها خواهد گرفت. برای سهولت این كار توصیه میكنیم، ابتدا كوسن خود را با پارچههای پلاستیكی و پلی استر رویه كنید تا زمانی كه روكشهای تنگ و چسبان كوسن را روی آن میكشید این كار، راحت و سریع انجام شود. ۹) تمیز كردن گلهای مصنوعی برای تمیز كردن گلهای مصنوعی ظرف پاكتی را از نمك آشپزخانه پر كنید و گل را داخل نمك فرو كنید. پاكت را خوب تكان دهید. گلهای شما تمیز خواهد شد. ۱۰) لكه شمع روی كفپوش پاركت پارافین ریخته شده را با تكهای یخ سفت كرده و سپس با نوك جسمی تیز پارافین جامد شده را بردارید. مراقب باشید روی كفپوش، خطی ایجاد نشود سپس كمی پولیش مخصوص كفپوش را روی آن ناحیه از سطح كفپوش مالیده و پس از آن با پارچهای نرم، آثار باقیمانده را تمیز كنید. ۱۱) راهكارهایی در صرفهجویی در مصرف برق صورتحساب ماهیانه برق شاید به ظاهر مبلغ اندكی باشد اما سالیانه هزینه قابل توجهی را به اقتصاد خانواده تحمیل میكند. از سوی دیگر، باید به خاطر داشت كه برق به عنوان یكی از منابع انرژی پر ارزش، به آسانی به دست نمیآید. پس اولین گام در صرفهجویی برق، خاموش كردن چراغهای اضافی است. بهخصوص در ساعات پایانی شب و نزدیك شدن به زمان استراحت، استفاده از لامپها با بازده بالاتر مانند لامپهای فلورسنت كه نور سفید تولید میكنند، علاوه بر ایجاد نور بیشتر، انرژی الكتریكی كمتری را به گرما تبدیل خواهد كرد. به طور متناوب، وسایل برقی را بررسی كنید و در صورت نیاز، آنها را در اسرع وقت تعمیر كنید. استفاده بهینه از لوازم برقی، راه حل مناسب دیگری است. به عنوان مثال، از باز و بسته كردن مكرر در یخچال و فریزر اجتناب كنید و در صورت امكان، مواد غذایی مورد نیاز را در یك نوبت در داخل یخچال قرار داده یا از آن خارج نمایید. فاصله مناسب میان وسایل سرمازا و گرمازا را حفظ كنید. به عنوان نمونه، از قراردادن یخچال و اجاق گاز در كنار یكدیگر خودداری كنید. در فصول سرد سال، با استفاده از درزگیرها و پرده از میزان تلفات حرارتی بكاهید و در هر زمان از پوشش مناسب آن آب و هوا استفاده كنید. میتوان به جای گرم كردن بیش از حد خانه از پوشش گرم بهره گرفت. با تنظیم هوشمندانه برنامه روزانه، در مصرف برق صرفهجویی كنید. از تابش طبیعی نور خورشید برای گرم كردن خانه و نیز ایجاد روشنایی استفاده كنید. آفتاب مانند یك اتوی برقی شما را در خشك كردن لباسهای خیس یاری خواهد كرد. ۱۲) شیوه صحیح كوبیدن میخ هنگام چكش زدن روی میخ، از انگشتان خود محافظت كنید. میخ را در قطعه كاغذ سخت سمباده یا مقوا فرو كرده و از این كاغذ برای نگه داشتن میخ در محل مورد نظر استفاده كنید. قبل از آنكه میخ كاملاً در سر جایش محكم شود، كاغذ را پاره كنید. [/align]
  20. گزیده ای کوتاه از کتاب در ستایش زندگی فرصتی تازه دارم امروز تا ببخشم بیش تر، تا دوست بدارم بیش تر، و بدین سان، نزدیک تر شوم به خدا. ستوده باد خدایی که داده است به من چنین فرصتی را. ستوده باد خدا! خدا مهربان است. یعنی حتی برای خطاها و گناهان تو نیز پاداش مقرر کرده است . پیش از آنکه تو او را بخوانی، او به تو لبیک گفته است . پیش از آنکه از او بخواهی، او به تو داده است . تو نیز نسبت به خود مهربان و بخشنده باش . باید در آتش عشق بسوزی . باید مدام شعله ور باشی . باید مدام جاری باشی . عشق است که تو را جاری می کند . اگر جاری نباشی، به مرداب دلمردگی تبدیل می شوی . . آسوده باش و خود را به دستان خداوند بسپار. و در عوض، چیزی جز او نخواه . باران لطف خداوند مدام بر سر و روی تو می بارد . چرا تن به این باران نمی سپاری؟ شیرانه زندگی کن و همچون کرگدن تنها سفر کن . بین دو راهی زندگی و امنیت، همواره راه زندگی را در پیش بگیر . زندگی را فدای امنیت نکن، بلکه امنیت را به پای زندگی بریز . ****** وقتی از همه چیز و همه ی خود خالی شدی، آنگاه، همه ی هستی تو را از خود پر و سرشار می کند . ****** اگر در ستایش و نیایش تو شور و شراری نباشد، بتی را ستایش کرده ای . مراقبه، تمرین حضور در تمامی لحظه های زندگی ست. به خود بگو: من به منزل رسیده ام، من در منزل لحظه ی جاودانه ی اکنون زندگی می کنم . من آزادم و در بعد غایی وجود سکونت دارم . فرار کافی ست . درنگ کن و زندگی را جانانه زندگی کن . برای آنکه خوشبخت باشی، منتظر چه هستی؟ تو، هم اکنون، بر روی زمین زیبا و دوست داشتنی گام برمی داری. از این فرصت بزرگ، بیش ترین بهره را ببر. معجزه، آن نیست که بر روی آب راه بروی. معجزه ، آن است که هستی و بر روی زمین زیبا گام برمی داری. خدا، دریایی ست که موج های هستی ما از او بر می خیزند. منزل موج، دریاست . موج در منزل خویش است . او در منزل خویش بر می خیزد، در منزل خویش می رود و در منزل خویش می خوابد . موج،هرگز از منزل خویش بیرون نبوده است . عادت ها، زیستن در لحظه ی حال را دشوار می سازند . خود را در لحظه ی اکنون باور کن . خلاقیت خود را صرف آن کن که مدام تازه شوی . خود را بیدار کن . تولد دوباره ی شادمانی و عشق، دنیای ما را زیباتر و دوست داشتنی تر می سازد . بنابراین،من و تو باید همه ی لحظه ها، روزها، هفته های خود را به تولدهای تازه ی روشنی و شادمانی و آزادی تبدیل کنیم . تو در هر لحظه،دوباره به دنیا می آیی . هر لحظه ای، لحظه ی تولد دوباره ی توست . اما در هر لحظه به گونه ای متولد شو، که با تولد دوباره ی تو، روشنی و آزادی و شادمانی بیش تری به دنیا اضافه شود . گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک تو، زیبایی وجود تو را در همه ی جهت ها بسط می دهد . این زیبایی، در فرزندان و دوستان تو خانه می کند و به آیندگان می رسد . زندگی من ، زندگی من است . هیچ کس حق ندارد آن را از من بگیرد و یا به جای من زندگی کند . من حق دارم فرصت یکباره ی زندگیم را به شیوه ی خود،زندگی کنم، نه به شیوه ی پدرم و یا به شیوه ی حاکمان مستبد و یا به شیوه ی هر کس دیگر . سفر به دنیای درون، سفری بی انتهاست . خنده نیایش است . زندگی باید لبریزشود از خنده و آواز . اگر عبوسی و جدیت خود را گم کنی، چیزی را از دست نداده ای . اما اگر خنده خود را گم کنی، همه ی زندگی را گم کرده ای . دنیا جلوه ی حضرت حق است . بنابراین، ستایشگر زمین و زندگی باش . پرنده ای باش که از تخم بیرون می آید . کودکی باش که زاده می شود . دانه ای باش که جوانه می زند . غنچه ای باش در آفتاب بصیرت . گلبرگ های خود را یکی یکی باز کن، شکوفا شو و رایحه ی خود را به دست باد بسپار .
  21. irsalam

    داستان کوتاه : رنگ خدا

    داستان کوتاه : رنگ خدا ـ مامان! یه سوال بپرسم؟ زن كتابچه سفید را بست. آن را روي ميز گذاشت : بپرس عزيزم . - مامان خدا زرده ؟!! زن سر جلو برد: چطور؟! - آخه امروز نسرين سر كلاس مي گفت خدا زرده ! - خوب تو بهش چي گفتي؟ - خوب، من بهش گفتم خدا زرد نيست. سفيده !!! مكثي كرد: مامان، خدا سفيده؟ مگه نه؟ زن، چشم بست و سعي كرد آنچه دخترش پرسيده بود در ذهن مجسم كند. اما، هجوم رنگ هاي مختلف به او اجازه نداد... چشم باز كرد و گفت: نمي دونم دخترم. تو چطور فهميدي سفيده؟ دخترک چشم روی هم گذاشت. دستانش را در هم قلاب کرد و لبخند زنان گفت: آخه هر وقت تو سياهي به خدا فكر مي كنم، يه نقطه سفيد پيدا ميشه... زن به چشمان بی فروغ و نابینای دخترک نگاه کرد و دوباره چشم بر هم نهاد و بی اختیار قطره ای اشک از گوشه چشمانش ... سهيل ميرزائي
  22. مرحوم حسين پناهي هنرپيشه فقيد ميگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت! و اين جمله را بنده خودم هم شنيدم وشايد بعضي از اشخاص فكر ميكردند وي عقل درستي ندارد اينك به بعضي از حرفهاي او توجه بفرماييد سيامك ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ! من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد! بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ! با اجازه محیط زیست دریا، دریا دکل میکاریم ماهیها به جهنم! کندوها پر از قیر شدهاند زنبورهای کارگر به عسلویه رفتهاند تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند چه سعادتی! داریوش به پارس مینازید ما به پارس جنوبی! رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم!
  23. دانلود انیمیشن های کوتاه شرکت پیکسار Pixar Shorts Collection 1984-2009 حجم:100 مگابایت کیفیت:bluray فرمت:mkv زبان:انگلیسی خلاصه: مجموعه 18 انیمیشن کوتاه شرکت پیکسار که از سال 1984 تا سال 2009 ساخته شده است. این انیمیشن ها با بهترین کیفیت ممکن و به صورت مجموعه برای کابران عزیز سایت میهن دانلود قرار گرفته است. کیفیت تمامی انیمیشن ها 720 p است و شما میتوانید نام این انیمیشن ها را در ادامه مطلب بینید دانلود قسمت اول با 6 انیمیشن قسمت بعدی در حال اماده شدن است و به زودی در سایت قرار خواهد گرفت 01 - The Adventures Of Andre And Wally B (1984) 02 - Luxo Jr. (1986) 03 - Red's Dream (1987) 04 - Tin Toy (1988) 05 - Knick Knack (1989) 06 - Geri's Game (1998) دانلود با حجم 100 مگابایت پسورد:www.mihandownload.com
  24. دانلود انیمیشن های کوتاه و برتر معروف سال 2010 این مجموعه برترین انیمیشن های کوتاه سال ۲۰۱۰ می باشد: Despicable Me Home Makeover Despicable Me Orientation Day Despicable Me Banana Movie French Roast Granny Grim LOGORAMA Scrats Continental Crackup Wallace & Gommit دانلود حجم: 537 مگابایت منبع رمز: www.4downloads.ir
  25. ۱۲نکته برای طرح گفتگوی کوتاه و سودمند [align=justify]بر اساس مکتوبات "دبرا فاین" نویسنده کتاب "هنر مکالمات کوتاه" توانایی برقراری ارتباط با دیگران از طریق گفتگوهای کوتاه می تواند شما را به جاهای بالایی برساند. "فاین" در گذشته یک مهندس خجالتی بوده و در سمینارها و همایش ها داخل دستشویی پنهان می شده تا با دیگران برخوردی نداشته باشد و مجبور نشود که با آنها صحبت کند. در حال حاضر او یک سخنران حرفه ای است و معتقد است که قابلیت برقراری ارتباط با دیگران یک امر کاملاً اکتسابی است. "فاین" و همراهانش راهکارهای زیر را برای برقراری یک مکالمه کوتاه، مختصر و مفید به ما پیشنهاد می کنند: ۱) زمانیکه آماده ملاقات با شخصی می شوید، چند مطلب مشترک را در ذهن داشته باشید تا در مورد آنها صحبت کنید و همچنین چند سؤال نیز در ذهن داشته باشید تا آنها را مطرح کرده و طرف مقابل را نیز به صحبت کردن وا دارید. اگر شخص مقابل را قبلاً ملاقات کرده اید، سعی کنید چیزهایی که از او به یادتان مانده را به میان بکشید مثلاً علاقه مشترکتان به یک ورزش خاص، یا عضویت مشترک در یک مرکز خیریه. ۲) اولین فردی باشید که می گوید: "سلام." اگر مطمئن نیستید که طرف مقابل شما را به درستی به جا می آورد یا نه، خودتان را معرفی کرده و اسمتان را بگویید تا فشار و استرس کمتری را متحمل شود. به عنوان مثال اینطور عمل کنید: "آقای علی کاظمی؟ من محسن بختیاری هستم، از دیدن شما خوشبختم" لبخند یادتان نرود و زمانیکه فردی را ملاقات میکنید، حتماً با او دست بدهید. ۳) در زمان معارفه دقت کافی داشته باشید و سعی کنید نام ها را به خاطر سپرده و در طول مکالمه به کرات از آنها استفاده نمایید. ۴) با بیان یک عبارت متداول کاری کنید تا طرف مقابل به صحبت کردن ادامه دهد و در نهایت هم یک سؤال کلی از او بپرسید. ۵) با توجه به حرف های او و نشان دادن واکنش های مثبت از طرف مقابل پشتیبانی کرده و تمام حواس خود را به وی معطوف کنید. در تمام طول گفتگو ارتباط چشمی را برقرار نگه دارید و هنگامیکه فرد در حال صحبت کردن با شماست سر خود را به این طرف و آن طرف نچرخانید و قسمت های دیگر اتاق را نگاه نکنید. ۶) بیشتر از آنچه حرف می زنید، گوش کنید. ۷) چیز جالبی برای ارائه دادن در دست داشته باشید. سعی کنید دانش خود را همواره به روز نگه دارید و از وقایع و اخبار جدید با اطلاع باشید. آگاهی از اخبار و وقایع فرهنگی می تواند به شما کمک کند تا راحت تر با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. می توانید سر صحبت را با جمله هایی به این شرح باز کنید: "نظر شما در مورد ........ چیست؟" ، و یا "شنیده اید که .............؟" از موضوعات منفی و بحث برانگیز پرهیز کنید، و وارد جزئیات مسائل شخصی نشوید. ۸) اگر قصد دیدن شخص خاصی را دارید، بهترین راه این است که از یکی از آشنایان آن فرد تقاضا کنید تا شما را به او معرفی کند. از یک دوست دو جانبه بخواهید تا این افتخار را نصیب شما کند. ۹) اگر کسی کارت ویزیت خود را به شما تعارف کرد، آنرا به عنوان یک هدیه قبول کنید. با هر دو دست آنرا بگیرید و مدتی به آن نگاه کنید و چیزهایی که روی آن نوشته شده است را به دقت بخوانید. وقتی خواندن تمام شد، آنرا در جیب کت و یا کیف دستیتان قرار دهید تا با این کار نشان دهید که برایتان ارزشمند است. ۱۰) مراقب ژست و پرستیژ خود باشید. افرادیکه بیش از اندازه احساس راحتی میکنند، موجبات ناراحتی دیگران را فراهم می آورند. از سوی دیگر اگر راحت نبودید باز هم اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و خود را آرام و موقر نشان دهید. ۱۱) پیش از آنکه در گفتگویی که تازه به آن پیوسته اید، شرکت کنید، ابتدا برای مدتی گوش دهید و جوانب مختلف آن را در نظر بگیرید. مطئمناً دوست ندارید که با صحبت های نابجا فرصت های استثنایی را پایمال کنید. ۱۲) راههای فراری هم برای خود و هم برای طرف مقابل بگذارید. به عنوان مثال: "من باید همین حالا به کار یکی از مشتری هایم رسیدگی کنم" و یا "من وقت نکردم نهار بخورم به همین خاطر باید یک سر به بوفه بزنم" و یا "اجازه دهید نوشیدنی هایتان را عوض کنند." اما در چه زمانی باید از یک مکالمه بیرون آمد؟ باید کاری کنید که ابتدا تاثیر مناسبی بر روی فرد مقابل بگذارید و همچنین کاری کنید که به دنبال شما بیایند به همین دلیل میبایست: "باهوش و مختصر عمل کرده و آنها در انتظار بگذارید." [/align] جواد حسن زاده
×
×
  • اضافه کردن...