رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'آداب'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

20 نتیجه پیدا شد

  1. irsalam

    آداب خوردن میوه در اسلام

    آداب خوردن میوه در اسلام ۱) شستن میوه با آب امام صادق (ع) : "هر میوه ای را زهری است .پس اگر میوه آوردید ،آبی به آن بزنید "یا آنرا در آب فرو ببرید . ۲) بردن نام خدا به هنگام خوردن پیامبر خدا (ص): هر کس میوه بخورد و این خوردن را با نام خدا آغاز کند میوه به او زیانی نمی رساند . ۳) دعا کردن به هنگام دیدن میوه نوبر ▪ امام علی (ع) : پیامبر خدا (ص) چون میوه ای نو می دید آنرا می بوسید و برروی چشمان و دهانش می نهاد و سپس می گفت :" خداوندا ! چنان که آغاز این را در عافیت به ما نشان دادی ،پایان آنرا نیز در عافیت به ما بنمایان ". ۴) خوردن هر میوه در آغاز فصلش و پرهیز از آن در پایان آن فصل ▪ پیامبر خدا (ص) : برشما باد میوه در هنگام روی کردنش ،چراکه در این هنگام مایه سلامت تن و از میان رفتن اندوه است .نیز آن را در هنگام پشت کردن وا گذارید که در این هنگام دردی برای تن است . ۵) جدا نکردن پوست میوه درباره امام صادق(ع) روایت شده است که پوست کندن میوه را دوست نداشت . ۶) پرهیز از خوردن چند میوه با هم ▪ پیامبر اکرم (ص) : هرکس تنها یک میوه را بخورد ،آن میوه به او زیان نمی رساند . ▪ پیامبر اکرم (ص) : میوه هار اجدا جدا بخورید تا زیان نرسانند . ● خواص خربزه پیامبر خدا (ص): برشما باد خربزه ،چراکه درآن ده ویپگی است :خوراک است ؛نوشیدنی است ؛ شست و شو دهنده است ؛خوش بو کننده است ؛مثانه را می شوید غشکم را می شوید ؛آب کمر را فراوان میکند ؛نیروی همبستری را می افزاید ؛سردی مزاج را بر می دارد و پوست را تمیز می کند . ▪ پیامبر خدا (ص) : نیاز به میوه را با خربزه برآورید ؛چرا که میوه بهشت است ؛در آن هزار برکت و هزار رحمت است و خوردنش شفای هر درد است . ▪ پیامبر خدا (ص): هیچ زن بارداری نیست که خربزه بخورد ،مگر اینکه نوزادش خوش چهره و خوش خوی خواهد شد . ▪ امام علی (ع) : خربزه دنبلان کوهی است نه در آن بیماری ای است و نه عارضه ای . ▪ امام صادق (ع) : در باره ویژگی های خربزه – سنگ را در مثانه ،ذوب می کند . ▪ امام صادق (ع) : خربزه بخورید زیرا که در آن نه دردی است نه فسادی ،خوش بو کننده است ؛شست و شو دهنده است ؛ خورش است ؛ توان جنسی را زیاد می کند وادرار آور است . ● خوردن خربزه پیش از غذا پیامبر خدا (ص) خربزه پیش از غذا ،شکم را کاملاً می شوید و بیماری راازریشه می کند . نهی از خوردن خربزه در حالت ناشتا ▪ امام صادق (ع) : خوردن خربزه در ناشتا ،سست اندامی می آورد . ▪ امام رضا (ع) : خوردن خربزه در حالت ناشتا ،سست اندامی –پناه برخدا – می آورد . ● آداب خوردن خربزه ▪ پیامبر خدا (ص) : خربزه را دندان بزن و آن را قطعه قطعه مخور ؛چرا که میوه ای است خجسته ،خوش ، مایه پاکی دهان و تقدس بخش دل ؛ دندانها را سفید می کند ، خدای را خرسند می سازد ، بویش از عنبر و آبش از کوثر است ، گوشت آن از پردیس ؛ لذت آن از بهشت و خوردن آن عبادت است .
  2. آداب خوردن در آموزه های قرآن نویسنده در نوشتار زیر به برخی آداب و شرایط خوردن از دیدگاه قرآن پرداخته و ضرورت شکرگزاری و مذمت پرخوری و شکم بارگی را از دیدگاه این کتاب آسمانی بررسی کرده است که باهم آن را ازنظر می گذرانیم. ● اهمیت غذا خوردن انسان، آفریده ای است که به سبب جنبه خلقی، نیازمند خوراک و تغذیه برای بقا و رشد است. غذا خوردن به معنای از گلو فرو دادن و بلعیدن، آدابی دارد تا غذا بتواند تأثیرات مطلوب و سازنده خود را به جا بگذارد. از این رو در آیات قرآنی به ابعاد این مسأله پرداخته شده است. به ویژه آن که غذا، تأثیرات شگرفی در جان و روان آدمی به جا می گذارد و شخصیت و شاکله آدمی را شکل می بخشد. در این راستا برخی از روان شناسان می گویند شما نوع غذا و شیوه خوردن آن را بگویید تا شخصیت شما را به طور کامل تشریح کنند. در فرهنگ اسلامی به این نکته توجه داده می شود که غذا شخصیت آدمی را از آن رو تحت تأثیر قرار می دهد که غذا و لقمه ای که انسان می خورد در یک فرآیند پیچیده به خون تبدیل و تغییر ماهیت می دهد و همین خون است که در همه وجود خلقی آدمی جریان می یابد و در مغز و قلب اندیشه و تفکرات وی را شکل می دهد. از این رو در بینش و نگرش و گرایش های آدمی نقش مهمی را ایفا می کند. به نظر دانشمندان اسلامی لقمه حلال، کردار نیک را می سازد و لقمه حرام پندار زشت و کردار زشت را به همراه خود دارد. به سبب همین تأثیرات شگرف و بنیادین است که بخش مهمی از آموزه های قرآنی و نبوی به حوزه خوردنی ها تعلق دارد و درباره احکام و آداب خوردن تا خوردنی های حرام و حلال سخن های دقیق و کامل و جامعی بیان شده است. نخستین گناه آدم(ع) بلکه نخستین گناه در حوزه انسانیت، خوردن از درخت ممنوع بوده است. در حقیقت آدمی پس از آفرینش و آن همه احترام و تکریمی که از سوی خدا و فرشتگان در حق وی روا داشته شد، از خوردن یک نوع میوه منع می شود ولی به وسوسه ابلیسی که خود بنیانگذار گناه به استکبار و سرپیچی از سجده است، گرفتار خوردن می شود و از آثار مخرب و زیانبار آن در امان نمی ماند. تغییر شکل حضرت آدم و حوا پس از خوردن از میوه درخت و هبوط و رانده شدن از بهشت نخست، همه از پیامدهای منفی خوردن میوه ای است که آیات ۳۰تا ۳۸ سوره بقره بدان اشاره می کند. در این آیات به روشنی و وضوح به مسأله تأثیرات سوء و بد خوردن اشاره شده است که خود درس های بزرگی برای آدمی است تا در خوردن دقت بیش تری کند و آن را کم اهمیت و بی ارزش نشمارد و به نهی و امر خداوند در این حوزه توجه بیش تری پیدا کند. ● آداب و شرایط خوردن از مهم ترین آداب خوردن، توجه به غذا به عنوان عنصر اصلی در خوردن است. به این معنا که انسان باید بنگرد که چه چیزی را می خورد و در گلو فرو می برد. خداوند می فرماید: فلینظر الانسان الی طعامه؛ انسان می بایست به خوراک و غذای خویش بنگرد. این نگریستن و توجه یافتن، به چند معنا می تواند تفسیر شود. در حوزه غذا و خوراک مادی می توان به مسایلی چون چگونگی آفرینش و تهیه خوراک اشاره کرد که آدمی را به عظمت خداوند توجه می دهد. در حقیقت این غذایی که آدمی می خورد به عنوان نشانه ای از نشانه های خداوند مورد توجه شخص قرار گیرد. خورنده با تفکر و تأمل در خوراکی ای که می خورد می تواند جایگاه خود و خداوند را به درستی تحلیل کند و نقش خود را در هستی باز شناسد. (یونس آیه ۲۴ و نحل آیه ۱۱ و رعد آیه۳و۴) گاه دیگری می تواند با نگریستن در غذای خویش به این نکته توجه یابد که این خوراک چگونه در یک فرآیند به گوشت و پوست آدمی تبدیل می شود و شخصیت و هویت وی را می سازد و سامان می دهد. همچنین می توان با نگریستن به غذای مادی و معنوی (مطالعات و تحقیقات) به این توجه رسید که این غذای جسمی و روحی را که می خورد چیست و چه نقش سازنده و یا غیرسازنده ای در زندگی و شخصیت او خواهد داشت؟ استنباط دیگر از آیه این است که انسان می بایست به این مطلب توجه داشته باشد که آیا لقمه و خورکی را که می خورد حلال و طیب است و یا حرام و ناپاک می باشد؟ بنابراین یکی از مهم ترین آداب خوردن و اساسی ترین آنها توجه به نقش نشانه بودن خورک و خوردن است. هرچیزی در جهان نشانه ای از نشانه های خداست و آدمی می بایست در هر کار و تفکری، خدا را در نظر داشته باشد و هر عمل و فکری او را به شناخت عظمت خدا و جایگاه خود در هستی و وظیفه اش آشنا سازد. رعایت حدود الهی و توجه به پاکی خوراک از مهم ترین آداب دیگری است که قرآن بدان اشاره می کند و می فرماید آدمی در خوردن می بایست در جست و جوی آن خوراک هاو غذای های پاکی باشد که خداوند به بشر بخشیده و روزی وی گردانیده است. (مائده آیه ۸۷ و ۸۸) رعایت نکردن حدود الهی در خوردن، افزون بر تاثیرات دنیوی و جسمی و تغییر در خلق و خوی آدمی موجب می شود تا شخص در مسیر خشم و غضب الهی گام بردارد (طه آیه ۸۱) و باعث از دست دادن محبوبیت خداوندی نسبت به خود شود. (مائده آیه ۸۷و ۸۸) از این رو خداوند در آیه ۴ مائده به انسان ها سفارش می کند که در خوردن، تقوی الهی را مراعات کنند و کاری برخلاف عقل و سیره عقلایی و شریعت انجام ندهند. در انتخاب غذا مواردی که حرام است و خداوند از خوردن آن نهی کرده مورد توجه قرار گیرد و از آن ها استفاده نشود. غذاهایی را بخورد که طیب و پاک هستند و طبیعت فطری بشری به سوی آن گرایش دارد و خداوند آن را حلال و طیب شمرده است. (مائده آیه ۸۷و ۸۸) غذاهایی که خداوند برای آدمی حلال کرده دارای منافع بیشماری است و در خوراک هایی که حرام کرده هرچند گاه منفعتی کم وجود دارد ولی بیش تر از آن منفعت، ضرر و زیان برای جسم و جان و تن و روان دارد. که از جمله آنها می توان به خمر و خوک از نوشیدنی ها و خوردنی ها اشاره کرد. ضرورت حلال خوری بنابراین اصل اساسی در آداب خوردن، نوع غذا و خوراکی است که شخص برای خوردن انتخاب می کند و لازم است که غذا از خوراک های پاک و طیب و طاهر و حلال و دارای منافع بیشینه باشد و ضرر و زیانی متوجه آدمی نسازد.تاکید بر حلال خوری از آن روست که آدمی به خوردن مال دیگران حریص و آزمند است و اگر این اموال مال کسانی باشد که توانایی دفاع از خود را نداشته باشند و یا نتوانند از مال خویش محافظت کنند انسان گرایش شتاب آلوده تری نسبت به خوردن آن می یابد. از این رو بسیاری از اموال یتیمان به ویژه دختران یتیم به یغما می رود. بنابراین شخصی که غذایی برای خود تهیه کرده و می خواهد آن را بخورد می بایست بنگرد که این غذا هر چند از نظر ذاتی پاک و طیب است ولی از نظر روش تهیه آن نیز حلال است و یا آن که حرام و از مال دیگری به ویژه یتیمان تهیه شده است؟ (نساء آیه ۴) ● عجله در خوردن، ممنوع از دیگر آداب خوردن که قرآن بدان پرداخته و اهمیت بسیاری بدان داده دوری از عجله در خوردن است. شخصی که غذا می خورد می بایست با طمانینه و آرامش غذا بخورد و از شتاب ورزیدن اجتناب نماید. شتاب زدگی که در آیه ۴ سوره نساء بدان اشاره شده می تواند هم به معنای خوردن مال یتیم پیش از بزرگ شدن وی باشد و هم می تواند به معنای شتاب در خوردن یعنی روش خوردن باشد. هرچند که آیه در مفهوم نخست ظاهر است. ● عدم اسراف از دیگر آداب خوردن می توان به مسئله اسراف و زیاده روی در آن اشاره کرد که از آن نهی شده است. اسراف به معنای زیاده روی در خوردن است چنان که تبذیر به معنای ریخت و پاش و هدر دادن غذا و نعمت های خدادادی است. انسان می بایست در خوردن، زیاده روی نکند؛ زیرا اسراف موجب می شود تا جسم و تن وی آسیب ببیند و به انواع و اقسام بیماری ها دچار شود که نتیجه آن چیزی جز ناتوانی در پرستش و عبادت نیست. این گونه است که زیاده روی و اسراف موجب می شود تا شخص نتواند در مسیر تکاملی خود به درستی گام بردارد و تن بیمار و رنجورش وی را از هر گونه پرستش و عبادت باز می دارد. در ریاضت های شرعی و غیرشرعی چون ریاضت های مرتاضان هندی، دیده شده که چگونه رعایت اعتدال و حتی کاهش در تغذیه و خوراک موجب تقویت روح و تسلط و چیرگی آن بر جسم می شود و انسان کارهای خارق عادتی را می تواند انجام دهد. در برابر، هرگونه زیاده روی در خوراک و غذا موجب می شود تا شخص از تسلط بر بدن و چیرگی بر نفس، عاجز و ناتوان شود و مهار زندگی و روح وی به دست جسم و نفس و هواهای آن بیافتد. براین اساس خداوند در آیات چندی چون آیه ۱۴۱ سوره انعام و آیه ۳۱ سوره اعراف و نیز آیه ۶ سوره نساء از هرگونه اسراف و زیاده روی بازداشته و از آدمی خواسته است تا در خوردن زیاده روی نکند. قرآن هرگونه اسراف و زیاده روی و خروج از اعتدال به ویژه در امور مادی را امری زیانبار می داند و با بیان این که خداوند اسراف و اسراف کنندگان را دوست نمی دارد می کوشد تا آدمی را در مسیر تکاملی و تعادل و اعتدال قرار دهد. در حقیقت هرگونه اسراف و زیاده روی در حوزه خوردن و نوشیدن یکی از علل و عوامل اصلی محرومیت از محبت خداوندی شمرده شده و خداوند به صراحت اعلام می کند که مسرفان را دوست نمی دارد. (اعراف آیه ۳۱) ● شکرگزاری در خوردن از دیگر آدابی که قرآن برای خوردن بیان می کند مسئله شکرگزاری است. خداوند به انسان می آموزد تا درهر نعمتی، شکری به جا آورد که موجب افزایش نعمت و جلب محبت وی می شود. آدمی با شکرگزاری افزون بر این که تاثیر غذا بر جان و جسم خویش را می افزاید و آن را در مسیر تکاملی قرار می دهد موجب می شود تا شخص از نعمت بیش تری برخوردار گردد. (بقره آیه ۱۷۲ و نحل آیه ۱۱۴ و سباء آیه ۱۵) از نظر قرآن شخصی که در برابر نعمت شکر می گزارد و پس از خوردن، شکر خدای را به جا می آورد در حقیقت عبودیت خویش را نشان می دهد. (بقره آیه ۱۷۲ و نحل آیه ۱۱۴) کسانی که سپاس و شکر نعمتی را به جا نمی گذارند نه تنها بندگانی خوب نیستند بلکه سزاوار توبیخ سرزنش نیز هستند که قدر نعمت را ندانسته و شکرگزار آن نیستند. (یس آیه ۳۴ و ۳۵ و ۷۲ و ۷۳) ● مذمت پرخوری و شکم بارگی قرآن شکم بارگی و پرخوری و از روی لذت خوردن را به معنای خوردن حیوانی می داند که انسان های با این ویژگی از جایگاه انسانی خویش عدول کرده اند و در مقام جانواران و حیوانات نشسته اند که هدفی جز خوردن و نوشیدن ندارند. این درحالی است که هدف انسان فراتر از شکم بارگی است و می بایست به جایگاه و ارزش خویش آگاه باشد و در تلاش برای رسیدن به آن بکوشد که با شکم بارگی به دست نمی آید. از آن جایی که کافران انسان هایی بی ایمان هستند و از جایگاه انسانی خویش غافل و بی خبرند خود را وقف شکم و شکم بارگی می کنند و چون حیوانات زندگی می کنند و می خورند و می آشامند. (محمد آیه ۱۲) ● ویژگی غذا خوردن باید به گونه ای باشد که برای آدمی گوارا باشد و آسیبی به وی نرساند و سخت در گلو فرو نرود. از این رو قرآن خوردن بهشتیان را به گوارا بودن توصیف می کند تا آدمی را در این دنیا به این نکته توجه دهد که آدمی می بایست در غذا خوردن غذایی را برگزیند که گوارا باشد و به نرمی و آسانی در گلو فرو رود. (طور آیه ۱۹) غذا می بایست اشتهاآور باشد و نفس را به وجد آورد. غذایی که آدمی را به وجد نیاورد تاثیر مثبت و کاملی در انسان به جا نمی گذارد. (زخرف آیه ۷۱) از آداب دیگر خوردن این است که انسان درمهمانی ها پس از خوردن غذا بر سر سفره بسیار ننشیند و به سخن گفتن نپردازد. اگر مهمان چند روزی است به گوشه ای دیگر رود و اگر برای مهمانی وعده ای آمده است پس از خوردن از خانه بیرون رود. (احزاب آیه ۵۳) این ها بخش هایی از آداب خوردن است که از دیدگاه قرآن بررسی شد و به یقین آداب مفصلتر دیگری نیز دراین زمینه وجود دارد که این مجال گنجایش آن را ندارد. البته ذکر این نکته ضروری است که در این مقال فقط به آیاتی اشاره شد که بطور صریح به بحث آداب خوردن می پردازد. عبدالحسین شریفی
  3. پدید آورنده : روح الله حبیبیان ، صفحه 10 «رَمَضانُ تَجَلّی وَ ابْتَسَمَ...» رمضان تجلی کرد و تبسم نمود... نمی دانم مصرع دوم این بیت شعر عربی چیست، اما همین مصرع زیبا و دلنواز معمولا در ابتدای ماه مبارک به ذهنم می اید و تا مدتی ورد زبانم می شود... آری رمضان هم رسید. الحق و الانصاف در عالم تشیع، این ماه، شاهکاری بی نظیر است، زیرا همة عادات و روزمرگی ها را حتّی در بی تفاوت ترین افراد به هم می زند. شاید بتوان گفت ماه رمضان، بهانه ای است برای تجلی بخشایشگری خداوند! سیلی خروشان به راه می افتد تا به تشنگان و دورافتادگان از آب معرفت و رحمت، حداقل جرعه ای برسد و خوشا به حال آنان که غرقة این بحرند. خدایا! به حق پاکان درگاهت، آن چه در این ماه، نصیب بهترین بندگانت می نمایی، به ما هم عنایت بفرما! در عبادات و اعمال خاص این ماه، باید اولا به این نکتة مهم توجه داشت که به فرمودة علمای اخلاق، عبادات، غذای روحند و همچون غذای صبح باید رعایت حالات و نیازمندی ها و کم و کیف آن را کرد. یعنی در مجموع، در برابر عبادات باید با برنامه عمل کرد؛ خصوصا در این ماه که بسیاری اعمال عادی، رنگ عبادی به خود می گیرند و عبادت سنگینی همچون یک ماه روزه به شکل واجب به برنامة عبادی افراد افزوده می شود. به همین خاطر نباید به نحوی رفتار کرد که اواخر ماه، حالت ملالت و خستگی عارض شود و لحظه شماری برای رسیدن عید فطر پیش بیاید و این نکتة بسیار مهمی است. حضرت علی(علیه السلام) در روایتی می فرماید: «عبادت را بر نفس خود تحمیل نکن.» و این یعنی، اول حال روحی خود را مساعدت کن و بعد به عبادت بپرداز... اما آداب این ماه: 1. شکر نعمت باید همواره در طول ماه مبارک، لطف خداوند در درک این ماه را به خاطر داشت و با سجدة شکر و یا ذکر «الحمد لله رب العالمین»، شکر این نعمت را به جا آورد. این امر مهم که البته مورد غفلت بسیاری است موجب کسب توفیقات بیشتر خواهد بود و به فرمودة قرآن: «لَإن شَکَرتُم لأزیدَنَّکُم». 2. قرآن چنان که بارها شنیده ایم، این ماه، بهار قرآن است. یعنی باید در این ماه، شاهد شکوفایی قرآن در جانمان باشیم. گام اول در جهت درک قرآن، توجه به معنای ایات است. بسیار مناسب است در این ماه، یک ختم قرآن با معنی داشته باشیم، یعنی قبل از خواندن هر چند ایه، اول معنای آن را بخوانیم و بعد خود ایه را. اگر این کار بعد از ماه مبارک هم با تأمل و دقت بیشتری انجام شود، به زودی شاهد آثار و نتایج فوق العادة آن در جانمان خواهیم بود، ان شاء الله. البته می توان قرائت قرآن در ماه مبارک را به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش به همان صورت که ذکر شد و بخش دیگر، قرائت معمولی ایات که از مهم ترین اعمال این ماه است و در تصفیة قلب، بسیار مؤثر است. رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «این قلب ها زنگ می زند، همان گونه که آهن زنگ می زند.» سئوال شد: «جلا و صیقل آن به چیست؟» حضرت فرمودند: «تلاوت قرآن و یاد مرگ.» شاید خوب باشد بدانیم برخی از ائمه علیهم السلام در طول ماه رمضان، حدود چهل ختم قرآن می نمودند و حتی برخی علما نظیر علامة امینی و امام راحل نیز در طول این ماه، حدود پانزده ختم قرآن داشتند. 3. نماز در طول این ماه، نمازهای مستحبی فراوانی در ساعات مختلف نقل شده، اما نکتة مورد غفلت، این است که برخی از این نمازها، بر اساس یک نظام مشخص تعیین شده تا در طول ماه به هزار رکعت برسد. این عمل بسیار مهم که معمولا انجام نمی شود، در کتب بسیاری از علما نقل شده و مورد سفارش است. اما کیفیت انجام آن، در دهة اول و دوم، یعنی از شب اول(شبی که فردای آن، روز اول ماه است) تا شب بیستم، هر شب بیست رکعت(ده نماز دو رکعتی)، هشت رکعت بعد از نماز مغرب و دوازده رکعت بعد از نماز عشاء. در دهة آخر ماه هم، هر شب سی رکعت،(هشت رکعت بعد از نماز مغرب و 22 رکعت بعد از نماز عشاء.) در مجموع هفتصد رکعت، به علاوة سیصد رکعت هم در شب های قدر(هر شب صد رکعت) که جزو اعمال شب های قدر ذکر شده است. البته در نمازهای مستحبی، خواندن سوره و قنوت لازم نیست و حتی می توان در هنگام راه رفتن و انجام کارهای دیگر، بدون رعایت قبله، آن را به جا آورد. در هر حال، از این عمل مورد سفارش بزرگان نباید غافل شد. 4. دعا برای اوقات مختلف این ماه، اعم از شب ها و روزها و نیز بعد از نمازها و... ادعیة مختلفی وارد شده که معمولا خوانده می شود، اما در این بین، از دو دعا نباید غفلت کرد. یکی دعای افتتاح که علاوه بر مضامین عالی و بلندش، همانند دعای ندبه، سرشار از ذکر مولایمان حضرت حجت (ارواحنافداه) و شکوه از دوری از آن حضرت است و به نوعی استفاده از فرصت ناب شب های رمضان است برای برآورده شدن دعای فرج آن حضرت. خوب است عاشقان آن حضرت، این حلقة وصل شبانه با آن حضرت را از دست ندهند. دعای دیگر، دعای ابوحمزه ثمالی است که به تعبیر برخی، دانشگاه معرفت است و شاید در دنیای مناجات، بی نظیرترین سرمایة شیعه باشد و نیز شاید بتوان گفت، اگر تنها عمل انسان در طول ماه رمضان، خواندن حداقل چند صفحه از این دعای شریف در سحرها باشد، بر انجام دیگر اعمال فضیلت دارد، زیرا هدف عبادت، معرفت است و مناجات، اوج قلة معرفت است. البته آنان که لذت دعای ابوحمزه را درک کنند، در طول سال با آن مأنوس خواهند بود. یکی از بزرگان، مطلبی قریب به این مضمون نقل می فرمودند که: «در زمانی که در نجف مشغول تحصیل بودم، شبی در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام می گشتم. حدود هشتاد نفر را یافتم که در در قنوت رکعت آخر نماز شب شان، ابوحمزه می خواندند...». 5. اعمال خاص اشاره به چند نمونة دیگر از آداب و اعمال این ماه، خالی از لطف نیست. افطاری دادن: فضیلت بسیاری دارد. بهتر است که همانند شیوة رایج در کشورهایی مانند عربستان، هنگام اذان با خرما یا بادام، چای و یا شیر از رهگذران و همسایگان پذیرایی شود که سادگی و بی پیرایگی آن به اخلاص نزدیک تر است. خواندن سورة قدر قبل از افطار و سحر در روایت آمده، کسی که در وقت افطار و سحر، سورة قدر بخواند، در مابین این دو وقت، اجر شهید در راه خدا را خواهد داشت. برای روزهای ماه رمضان هم، آداب، اذکار و تسبیحات بسیاری نقل شده که برترین آنها، روزی صد مرتبه یا بیشتر صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. 6. آداب خاص برخی ایام و لیالی همانند سایر ماه ها، شب ها و روزهای این ماه هم اعمال مخصوص خود را داراست که به ذکر برخی از آنها بسنده می کنیم. شب اول ماه اعمال بسیاری در آن وارد است که شیخ عباس قمی در «مطلب دوم» از اعمال ماه رمضانِ کتاب مفاتیح الجنان، به آن اشاره فرموده اند. اعمالی اعم از غسل و زیارت امام حسین علیه السلام و... لکن از بین این اعمال، خواندن دعای چهل و چهارم صحیفة سجادیه (دعایی که امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان می خواندند) برای درک عظمت این ماه و توفیقی که نصیب بندگان شده، بسیار مفید است. همچنین در این شب، خواندن دعای جوشن کبیر سفارش شده است. با وجود آن که برخی علما، روایتی در باب خواندن آن در شب های قدر نیافته اند، به خواندن آن، در این شب، روایاتی وارد شده است! ایام البیض برای روزها و شب های سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم این ماه هم، اعمال ویژه ای ذکر شده که یکی از آنها خواندن دعای شریف و زیبای «مجیر» است. در روایت آمده که: هرکس این دعا را در این سه روز(یا شب) بخواند، گناهانش بخشیده شود، اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد. شب آخر ماه برای این شب هم در کتب مختلف، اعمال بسیاری ذکر شده که حاکی از اهمیت بسیار این شب عزیز است؛ خصوصا به این دلیل که بعد از شب های قدر، قدری از حجم عبادات کاسته می شود که برای استراحت روح لازم است، اما به مرور، حالت بی حالی و بی میلی به عبادات دست می دهد که باید متوجه باشیم، این حالت برطرف شود تا با همین حالِ کسالت و ملال، از ماه مبارک خارج نشویم. از مهم ترین اعمالی که مورد توجه و سفارش بزرگان اخلاق بوده، 10 رکعت نماز بسیار بافضیلت است که آثار آن برای اهلش تجربه شده است و نباید از آن غفلت کرد. به این صورت که در هر رکعت، بعد از حمد، 10 مرتبه سورة توحید خوانده می شود و در رکوع و سجده ها نیز در هرکدام، 10 مرتبه تسبیحات اربعه(سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر) خوانده می شود. بعد از اتمام نمازها هم، هزار مرتبه عبارت استغفار، گفته می شود(گفتن کلمه «استغفر الله» کافی است.) و بعد هم دعای کوتاهی در سجده خوانده می شود. در روایت آمده، رسول اعظم صلی الله علیه و آله، قسم یاد فرموده اند که اقامه کنندة این نماز، سر از سجده برندارد، مگر آن که بیامرزد خدا او را و قبول فرماید از او، اعمال ماه رمضان را. این نماز با اندکی تفاوت، در شب عید فطر هم وارد شده که در هر حال، انجام آن در شب سی ام که یا شب آخر ماه است و یا شب عید فطر، مناسب است. شب عید فطر این شب در نزد اهل دل، به «لیله الجوائز»، یعنی شب پاداش ها معروف است. از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که فضیلت آن، کمتر از شب قدر نیست. عارف واصل، مرحوم میرزاجواد ملکی می فرماید: «باید در این شب، بیش از شب قدر جدّیت در عبادات به خرج داد، زیرا آخرِ کار و وقت پاداش است.» در هر حال، در این شب، اعمال بسیاری از جمله غسل و زیارت مخصوصة امام حسین علیه السلام که فضیلت بسیار دارد، وارد شده. همچنین 10 رکعت نمازی که در شب آخر ماه ذکر شد، با مختصر تفاوتی در این شب هم وارد شده و از همه مهم تر، احیاء این شب است به عبادت و بندگی. به دلیل وسعت اعمال در شب قدر و آشنایی اغلب دوستان با آنها، ذکری از آن نمی آوریم و اهل دل را به مفاتیح الجنان ارجاع می دهیم. فقط به این نکته باید توجه داشت که شب قدر، شب سرنوشت سازی است و برخی بزرگان از یک سال قبل، مراقبت می نمودند تا کاری از آنها صادر نشود که توفیق استفادة کامل از شب قدر از آنها گرفته شود... الحق و الانصاف در عالم تشیع، این ماه، شاهکاری بی نظیر است، زیرا همة عادات و روزمرگی ها را حتّی در بی تفاوت ترین افراد به هم می زند
  4. در کشور ما فرهنگ و آداب و رسوم انتخاب همسر، شکل ازدواج وزندگی مشترک (مانند بسیاری از مقولات دیگر)به طرز غریبی یکدست نیست. رفتار برخی پدر و مادرها و خانواده ها عاقلانه، آزاداندیشانه و فراتر از باورهای ناکارآمد سنتی است. خانواده هایی که به فرزندان شان سفارش می کنند در انتخاب همسر عجله نکرده، نهایت دقت را به کار گیرند و به آنان فرصت کافی برای شناخت فرد منتخب شان را می دهند و از آنها می خواهند پیش از اطمینان یافتن بر درستی انتخاب همسر وارد زندگی مشترک نشوند، پس از ازدواج نیز اختلاف نظر بین زن و شوهر را کاملاً طبیعی دانسته و هنگام مشاهده مشکلات راه حل های منطقی و عاقلانه همچون مراجعه به مشاور را پیشنهاد می کنند... . سفارش بچه دار نشدن در نخستین سال های زندگی را آویزه گوش زوج جوان کرده و اگر تشخیص دادند که زندگی زن و مرد جوان به جایی رسیده است که کفه رنج و عذاب و تحمل و مدارا از کفه آرامش و شادی و لذت سنگین تر است، جدایی دوستانه و انسانی را پذیرفته و مادام العمر نشدن یک انتخاب یا یک ازدواج را امری طبیعی می دانند و نه یک فاجعه. حتی خانواده هایی هستند که پس از انتخاب همسر و اطمینان یافتن به آن انتخاب به زوج جوان اجازه می دهند با انجام یک عقد مختصر و بدون سروصدا و خبر کردن فامیل، مدتی عملاً زندگی مشترک با فرد مورد نظر را تجربه کنند و نظر دختر و پسر را برای ادامه آن زندگی پس از گذراندن چنین دوره یی است که معتبر می دانند. اما در مقابل می شنویم که در یکی از شهرهای مرزی، زن و شوهری که دارای فرزند نیز هستند و چند سال از زندگی مشترکشان گذشته، هنگامی که برای آشتی و تقاضای بخشش از خانواده هایشان - به دلیل ازدواج کردن بر خلاف نظر آنها- به شهر خود باز می گردند توسط اقوام وبا اجازه والدین سرهایشان بریده می شود. در این میان شاهد آمار روبه رشد طلاق و زندگی های فرسایشی و پر از تنش و درگیری و ناکامی هستیم. آداب و رسوم و قواعد برای خدمت به انسان و کمک به ارضای نیازهای اساسی و فطری اوست ولی گاهی آن آداب و رسوم در گذر زمان از شرایط موجود عقب می ماند، کهنه می شود و گرچه روزگاری برای خدمت به انسان بود اکنون وبال او شده و الزام به آن فقط قربانی می گیرد و دیگر انسان است که در خدمت آن آداب و قواعد است. برخی از آداب و رسوم ازدواج در کشور ما این گونه است. ۱) ندادن فرصت آشنایی به زوج های جوان؛ هنوز هم فراوان است شیوه ازدواجی که در آن، به محض انتخاب همسر توسط فرد، خانواده بر انتخاب او مهر دائم زده و مشغول تدارکات عروسی می شوند. در واقع دوره هایی مانند نامزدی یا دوران عقد کارکرد حقیقی خودش را ندارد. در دوره نامزدی خانواده ها بیشتر درگیر تدارکات جشن و تهیه جهیزیه و...هستند تا در انتظار شنیدن نظر نهایی فرزند. برپا کردن مراسم با هزینه های سنگین و تجملات و... گاهی حتی زوج جوان را به گونه یی در رودربایستی قرار می دهد که جرأت نمی کنند پشیمانی خود را ابراز دارند. یکی از عادات رایج دیگر نیز این است که با مشاهده تفاوت ها یا مشکلات ارتباطی نامزدها، که می تواند هشداری جدی باشد، گفته می شود؛ «خوب می شه، بعد از ازدواج درست می شه» اما حل مشکل به همین سادگی نیست. ۲) دعوت به مدارا؛ ضرب المثل هایی چون سوختن و ساختن، با لباس سفید رفتی باید با لباس سفید برگردی،گربه را دم حجله بکش و.. که دستورالعمل بسیاری از زندگی هاست بر لزوم ماندن در یک رابطه مشکل دار تاکید می کند. بدون توجه به دوراهی منطقی و معقول تلاش قاطعانه برای حل اساسی مشکل یا پایان دادن یک رابطه. به این ترتیب مدارا، شیوه یی که راه برخورد وزندگی با دشمن ذکر می شود الگوی رفتار با همسر کسی که باید صمیمی ترین و عمیق ترین رابطه همراه با مهربانی را با او داشت. در این میان هدف از ازدواج که لذت بردن و آرامش یافتن از نقاط مشترک یکدیگر است گم می شود و ازدواج به قربانی کردن نقاط غیرمشترک تبدیل می شود. ۳) تلاش برای تغییر خود یا طرف مقابل؛ تبدیل کردن نخستین انتخاب به آخرین آن، با وجود تفاوت های اساسی زن و شوهر و گران بودن تحمل تفاوت ها، رسم دیگری را به دنبال می آورد و آن تلاش برای تراش دادن، تغییر یا حذف شخصیت، باورها و علائق همسر یا خویشتن است و این تلاش مغایر با عقل و منطق و آزادی و ارزش انسان است. تغییر دادن ماهیت انسان به منظور قرار دادن او در شرایطی که از آن او نیست همانقدر غیر منطقی است که بال های پرنده یی را بریده و دو پای مصنوعی اضافه برایش بگذارند تا پرواز کردن را فراموش و راه رفتن پیشه کند. ۴) گستره رابطه با فامیل همسر؛ گرچه برخی آزاداندیشی ها، نه گفتن ها و شکوفایی های فکری، قدری این قاعده را لرزان کرده اما هنوز هم ازدواج در کشور ما لزوم رابطه با اقوام همسر را به دنبال می آورد. خوبی هایش بماند گاهی هم به این بیندیشیم که به راستی ما چقدر زندگی می کنیم و در این عمر محدود که تمام سرمایه و فرصت ما برای ساختن و بهره بردن از دنیا و آخرت است به چه میزان در انتخاب شرایط زندگی خویش نقش داریم؟ چقدر انتخاب می کنیم و چقدر برایمان انتخاب می کنند؟ و در میان این انتخاب ها، انتخاب معاشران که می تواند سازنده ترین، آرامش دهنده ترین و لذت بخش ترین قسمت زندگی ما باشد چه جایگاهی دارد؟ آیا جز این است که لزوم ارتباط با عمه، عمو، خاله، پسردایی و...وظیفه کادو بردن برای ازدواج و بچه دار شدن و خانه خریدن آنها منشاء اختلاف و جروبحث و کدورت های بسیار نیز می شود؟
  5. آداب سفر که برای یک سفر بهتر است بدانید آداب مشایعت و استقبال مسافر و آداب برگشتن او در حدیث معتبر منقول است كه مسافر را سنت است كه چون از سفر برگردد، برادران مؤمن خود را به ضیافت ‏بطلبد. در حدیث معتبر از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است كه چون كسى از سفر آید، براى اهل خود تحفه بیاورد، اگرچه سنگى باشد. از حضرت صادق (ع) منقول است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى‏فرمود با كسى كه از مكه مى‏آمد: «قبل الله منك و اخلف علیك نفقتك و غفر ذنبك». در حدیث دیگر منقول است كه هر كه دست در گردن حاجى بكند در وقتى كه با گرد راه برسد، چنان است كه حجر الاسود را بوسیده است. در روایت دیگر منقول است كه چون كسى از سفر برگردد سزاوار آنست كه مشغول كارى نشود تا غسل كند و دو ركعت نماز بكند و به سجده رود و صد مرتبه شكر الهى بگوید. چون جعفر طیار از حبشه آمد، حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم او را به سینه خود چسبانید و میان دو چشمش را بوسید. اصحاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم چون به یكدیگر مى‏رسیدند مصافحه (صورت به صورت گذاشتن به هنگام دیدار) مى‏كردند و چون یكى از ایشان از سفر مى‏آمد دیگران دست در گردن او مى‏كردند. منابع: سایت غدیر سایت حوزه کتابخانه اینترنتی تبیان
  6. سخنان و احادیث ائمه اطهار در باب آداب عروسی چرا نبايد در رفتن به عروسي عجله كرد؟ رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : إذا دُعِيتُم إلى العُرُساتِ فَأبطِئُوا فإنّها تُذَكِّرُ الدنيا ، وإذا دُعِيتُم إلى الجَنائزِ فَأسرِعُوا فإنّها تُذَكِّرُ الآخِرَةَ . پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : هر گاه به مـراسم عـروسى دعـوت شديد ، در رفتن كُندى كنيد ؛ زيرا اين مراسم انسان را به ياد دنيا مى‏اندازد ، امّا هرگاه به مراسم تشييع جنازه فرا خوانده شديد، شتاب ورزيد ؛ زيرا اين مراسم، يادآور آخرت است . بحار الأنوار : 103 / 279 / 2 منتخب ميزان الحكمة : 256
  7. irsalam

    آداب تلاوت قرآن

    آداب تلاوت قرآن خواندن قرآن آداب فراواني دارد که اکنون برخي از آن‏ها را بيان مي‏کنيم: 1- احترام گذاشتن به قرآن و ورق‏هاي آن، لازم و واجب است. نيز شايسته است که به دوستداران و اهل قرآن احترام بگذاريم. 2- بدون وضو يا طهارت نبايد دست يا عضوي ديگر از بدن خود را به نوشته‏هاي قرآن برسانيم. نيز مکروه است که به غير از نوشته‏هاي قرآن، مانند جلد يا برگه‏هاي آن، بدون وضو دست يا عضوي را برسانيم. 3- اگر قرآن به زبان فارسي يا زبان ديگر ترجمه شده باشد، تماس دست يا عضوي ديگر از بدن با آن، بدون وضو يا طهارت اشکال ندارد و جايز است. البته اگر در ترجمه قرآن، نام خدا يا پيامبران يا امامان يا حضرت فاطمه زهرا(س) وجود داشته باشد، نبايد دست يا عضوي ديگر از بدن - را بدون وضو يا طهارت - به آن نام‏ها برسانيم. 4- هر يک از چهار سوره سَجده (آيه 15)، سوره فُصِّلَت (آيه 37)، سوره نجم (آيه 62) و سوره عَلَق (آيه 19)، يک آيه سجده وجود دارد که به آن‏ها سوره‏هاي «عَزائِمi» مي‏گويند. در قرآن، کنار اين آيه‏ها، عبارت «سجده واجبه» نوشته شده است. هر گاه انسان، اين آيه‏ها را بخواند يا به آن‏ها گوش دهد، بايد فورا سجده کند. اگر اين کار را فراموش کند، بايد هر لحظه که آن را بياد مي‏آورد، سجده کند. 5- در يازده جاي ديگر قرآن نيز آياتي وجود دارد که سجده کردن پس از خواندن يا شنيدن آن‏ها مستحب (مندوب) است و معمولا کنار اين آيه‏ها عبارت «سجده مندوبه» يا کلمه «سجده» نوشته شده است البته در برخي از قرآن‏ها کنار تمام آياتي که داراي سجده واجب يا مستحب هستند، فقط کلمه «سجده» نوشته شده است. اين يازده آيه در سوره‏هاي زير هستند: اَعراف: آيه 206، رَعد: آيه 15، نَحل: آيه 49، اِسراء: آيه 107، مريم: آيه 58، حَج: آيه 18 و 77، فُرقان: آيه 60، نَمل: آيه 25، ص: آيه 24، انشقاق: آيه 21. 6- براي خواندن قرآن، بايد لباس پاکيزه بپوشيم، وضو بگيريم، مسواک بزينم، عطر بزنيم و رو به قبله بنشينيم. 7- در حال خواندن قرآن، تنها به قرآن و معاني آن توجه کنيم و «حضور قلب» داشته باشيم، يعني ياد خدا و بزرگي او را در ذهن خود تقويت کنيم. 8- درباره آيات قرآن تفکر و تدبر کنيم و به گونه‏اي قرآن بخوانيم که گويه با خدا سخن مي‏گوييم و خدا نيز با ما سخن مي‏گويد. 9- پيش از خواند قرآن، صلوات بفرستيم و دعا بخوانيم، به ويژه دعاهايي که پيشوايان معصوم (ع) به ما آموخته‏اند. 10- پيش يا پس از خواندن هر يک از سوره‏هاي «ضُحي» تا «ناس» که سوره آخر قرآن است و روي هم 22 سوره مي‏شوند، «اَللهُ اَکبَر» بگوييمii. برخي گفته‏اند که ذکر تهليل «لا اِلهَ اِلَّا اللهُ» را پيش از تکبير، و ذکر تحميد «لِلّهِ الحَمدُ» را پس از تکبير نيز بگوييم. البته مي‏توان فقط ذکرهاي «تهليل و تکبير» و يا ذکر « تکيبر و تحميد» را نيز گفت. 11- پيش از خواندن قرآن بگوييم «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم» (از شيطان رانده شده، به خدا پناه مي‏برمiii ). آن گاه بگوييم: «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ». به جمله «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم» استعاذه گفته مي‏شود. 12- هنگام خواندن قرآن، به کلمات و آيات آن نگاه کنيم، حتي اگر آن‏ها را حفظ کرده باشيم. 13- کلامت قرآن را نه به تندي و نه با فاصله زياد بخوانيم، بلکه آنها را شمرده شمرده و با دقت و تامل، يعني به صورت «تَرتيل» بخوانيم. 14- بکوشيم تا قرآن را درست ياد بگيريم و درست بخوانيم. 15- اگر مي‏توانيم، قرآن را با صداي زيبا و نيکو بخوانيم. 16- بکوشيم تا غير از خواندن قرآن، معاني آيات را نيز فرا گيريم. 17- هر مقدار که مي‏توانيم آيات و سوره‏هاي قرآن را صحيح حفظ کنيم. 18- بسيار قرآن بخوانيم و به دستورهاي آن عمل کنيم ،به ويژه بکوشيم که در هر روز، چند آيه از قرآن را بخوانيم. 19- هنگامي که صداي قرآن به گوشمان مي‏رسد، ساکت باشيم و به آن گوش فرا دهيم و چيزي نخوريم و ننوشيم. 20-در خانه، يک قرآن داشته باشيم و هميشه همان را بخوانيم. 21- هنگام خواندن قرآن، آن را در جايي بلندتر از زمين (مانند رحل) بگذاريم يا با دست هامان آن را بگيريم. 22- قرآن را با کمال ادب و تواضع بخوانيم. از آغاز تا پايان قرائت، نخنديم و با کسي حرف نزنيم. 23- قرآن را در جاهاي مناسب (مانند خانه، مسجد و حرم ) بخوانيم، نه در جاهاي نامناسب ( مانند محل رفت و آمد مردم). 24- هنگام خواندن قرآن، اگر به نام يا لقب مبارک پيامبر(ص) مانند«محمد» و «احمد» رسيديم، صلوات بفرستيم. و نيز پس از خواندن آيه 56 سوره احزاب «إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ...» صلوات بفرستيم، حتي اگر اين آيه را پيش از شروع قرائت قرآن بخوانيم. 25- قرآن را با صداي رسا بخوانيم، البته به گونه‏اي که ديگران آزرده نشوند. 26- اگر مي‏توانيم، قرآن را با لهجه عربي بخوانيم. 27- قرآن را پاکيزه و تميز نگاه داريم و آن را در جايي مناسب قرار دهيم. 28- هر گاه به آيات مربوط به بهشت رسيديم، خوشحال شويم و رفتن به بهشت را از خدا بخواهيم و هر گاه به آيات جهنم رسيديم، ناراحت شويم و به خدا پناه ببريم. و هر گاه آيه «فَبِأَيِّ الاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ: کدام يک از نعمت‏هاي پروردگارتان را دروغ مي‏پنداريد.» را خوانديم، بگوييم: «لابِشَيءٍ مِن الائِکَ رَبِّ أُکَذِّبُ. رَبِ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ: پروردگارا من! هيچ يک از نعمت‏هاي تو را دروغ نمي‏پندارم. پروردگار من! بر محمد و خاندان او درود بفرست» 29- در پايان قرائت قرآن، بگوييم: «صَدَقَ اللهُ العَلِيُّ العَظيمُ» (خداي بلند پايه بزرگ، راست گفته است). 30- پس از قرائت قرآن، دعا بخوانيم، به ويژه دعاهايي که پيشوايان معصوم (ع) به ما آموخته‏اند. 31- هنگام خواندن قرآن، پاهاي خود را دراز نکنيم و پشتمان را به جاي تکيه ندهيم.
  8. آورده اند که شیخ جنید بغدادي به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او می رفتند شیخ از احوال بهلول پرسید . مریدان گفتند او مرد دیوانه اي است . شیخ گفت او را طلب کنید و بیاورید که مرا با او کار است . تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند و شیخ را پیش بهلول بردند . چون شیخ پیش او رفت دید که خشتی زیر سر نهاد و در مقام حیرت مانده شیخ سلام نمود بهلول جواب او را داد و پرسید کیست ؟ گفت من جنید بغدادي ام بهلول گفت تو اي ابوالقاسم که مردم را ارشاد می کنی آیا آداب غذا خوردن خود را می دانی ؟ گفت : بسم الله می گویم و از جلوي خود می خورم . لقمه کوچک برمی دارم . به طرف راست می گذارم آهسته می جوم و به لقمه دیگران نظر نمی کنم . در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی شوم .هر لقمه که می خورم الحمد لله می گویم و در اول و آخر دست می شویم . بهلول برخواست و گفت : تو می خواهی مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز آداب غذا خوردن خود را نمی دانی و به راه خود رفت . پس مریدان شیخ گفتند یا شیخ این مرد دیوانه است . جنید گفت : دیوانه اي است که به کار خویشتن هشیار است و سخن راست را از او باید شنید و از عقب بهلول روان شد و گفت مرا با او کار است . چون بهلول به خرابه اي رسید باز نشست . بهلول باز از او سوال نمود تو که آداب طعام خوردن خود رانمی دانی آیا آداب سخن گفتن خود را می دانی ؟ گفت : سخن به قدر اندازه میگویم و بی موقع و بی حساب نمی گویم و به قدر فهم مستمعان می گویم و خلق خدا را به خدا و رسولش دعوت می نمایم . چندان سخن نمی گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می کنم پس هرچه تعلق به آداب کلام داشت بیان نمود . بهلول گفت : چه جاي طعام خوردن که سخن گفتن نیز نمی دانی . پس برخواست و به راه خود برفت . مردیان شیخ گفتند این مرد دیوانه است تو از دیوانه چه توقع داري . جنید گفت : مرابا او کار است شما نمی دانید . باز به دنبال او رفت تا به بهلول او رسید . بهلول گفت تو از من چه میخواهی تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی دانی آیا آداب خوابیدن خود را می دانی ؟ گفت آري می دانم . چون از نماز عشا فارغ می شوم داخل جامه خواب می گردم پس آنچه آداب خوابیدن بود که از بزرگان دین رسیده بیان نمود . بهلول گفت : فهمیدم که آداب خوابیدن هم نمی دانی خواست برخیزد جنید دامنش را گرفت و گفت اي بهلول من نمی دانم تو قربه الی الله مرا بیاموز . گفت تو ادعاي دانایی می کردي ؟ شیخ گفت : اکنون به نادانی خود معترف شدم . بهلول گفت : اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل شام خوردن آن است که لقمه حلال را باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جاي آوري فایده ندارد و سبب تاریکی دل می شود . و در سخن گفتن باید اول دل پاك باشد و نیت درست باشدو آن سخن گفتن براي رضاي خدا باشد و اگر براي غرضی یا براي امور دنیوي باشد یا بیهوده و هرزه باشد به هر عبارت که بگویی وبال تو باشد پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکتر باشد و در آداب خوابیدن اینها که گفتی فرع است . اصل این است که در دل تو بغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد . حب دنیا و مال در دل تو نباشد و در ذکرحق باشی تا به خواب روي . جنید دست بهلول را بوسید و او را دعا کرد و مریدان که حال او را بدیدند که او را دیوانه می دانستند خود را و عمل خود را فراموش کردند و از سر گرفتند . نتیجه آن است که هر فرد بداند از آموختن آن چیزي که نمی داند ننگ و عار نباید داشت، چنانچه شیخ جنید از بهلول آداب خوردن ، سخن گفتن و خوابیدن را آموخت .
  9. irsalam

    آداب برقراری ارتباط مجدد

    آداب برقراری ارتباط مجدد آیا شما تا کنون با کسی ملاقات کرده اید که مایل به دیدار مـجدد وی بــــوده باشید؟ هنگامی که برای نخستین بار با فردی ملاقات میکنید و مجددا خواهان برقراری ارتباط بـا وی هستید کجا و چگونه سعی می کـنـیـد بـا وی ارتباط برقرار کـنـیـد؟ و یـا کـجـا و چـگـونـه تمایل دارید وی با شما تماس تلفنی برقرار سازد؟ به این نکات توجه کنید: ۱) آیـا شما تمایلی به در اختیار گذاردن تلفن منزل خود به شـخــصی که به تازگی ملاقات داشته و آشنا گردیده اید را دارید؟ شماره تلفن محل کار و یا تلفن همراهتان چطور؟ ۲) آیا دریافت و پاسخ گویی به تماسهای تلفنی در هر ساعت از شبانه روز برای شما مقدور میباشد؟ ۳) آیا برای شما مقدور است که در محل کارتان ایمیل و یا تلفن شخصی را دریافت کرده و به آنها پاسخ گویید؟ ۴) آیا شما هیچ نگرانی در رابطه با دعوت فردی که به تازگی با وی آشنا گردیده اید به منزل و یا محل کارتان ندارید؟ ۵) آیا شما از اینکه فردی که تازه با وی آشنا گشته اید در هر ساعت از روز که تمایل داشت به خانه شما سر بزند و یا با شما تماس تلفنی برقرار سازد استقبال میکنید؟ به نکات فوق بدقت بیاندیشید. هر آنچه به مصلحت شما میباشد و برای شما ارجحیت دارد را برگزینید. مرزها و حریم های شخصی که مطابق با عقاید، ارزشها و خلق و خوی شما است را معین سازید و از آنکه فرد مقابلتان چگونه به این اعمال و رفتار شما واکنش نشان خواهد داد هیچگونه نگرانی نداشته باشید. شما فرد منحصر بفرد و با ارزشی هستید. با تعیین مرزهای معقول برای خود به خودتان بها دهید. به شما یک توصیه هوشیارانه میکنم. هنگامی که برای ۸ جلسه دیدار نخست خود برنامه ریزی میکنید، از دعوت افراد غریبه و نا آشنا به منزل و یا محل کارتان اکیدا خودداری کنید. بله فردی که شما به تازگی با وی آشنا گردیده اید غریبه میباشد. هیچ تفاوتی نمیکند که شما چه تصوری از اخلاقیات و هویت آن فرد دارید و یا تا چه حد به وی اطمینان و اعتماد دارید. تا زمانی که شما برای مدتی تجربه های شخصی متعددی را با یکدیگرسپری نکرده باشید آن فرد غریبه محسوب میگردد. بمنظور دیدار و ملاقات مجدد وی را به صرف نهار و یا نوشیدن قهوه و یا به پیاده روی دعوت کنید آنهم در یک مکان عمومی مانند یک گالری هنری، موزه، رستوران و یا کافی شاپ و یا در صورت لزوم از یکی از دوستان خود بخواهید شما را در ملاقاتهای نخستین رابطه همراهی کند. اگر با خودروی شخصیتان به محل ملاقات می آیید هیچگاه اتومبیل خود را روبروی محل ملاقات (بر فرض مثال رستوران) پارک ننمایید. بهتر است اتومبیل خود را پایین تر و یا بالاتر از محل پارک نمایید و به محض خروج از رستوران با فرد مذکور خداحافظی کنید. همواره به دیگران بیاموزید که از آنان چه انتظاراتی داشته و آنان چگونه رفتاری میباید با شما داشته باشند.
  10. بهار خانم

    خوان گسترده آداب و رسوم یونان

    یونان كشوری است كه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصی كه دارد به بخشها و محدودههای مختلف تقسیم شده و مكانهای دیدنی متنوع موجود در آن تفاوتهای خیلی زیادی با هم دارند. در بخشهای مختلف یونان گویشها، آداب و رسوم، رقصها و افسانه های متفاوتی رایج است. در هر بخش یونان بزرگ كه در طول قرنها سنتهای خود را به وجود آوردهاند، هیچ روش یكسان و مشابهی برای انجام دادن كارها وجود ندارد. ولی بعضی از این سنتها بیشتر از بقیه مورد قبول عموم واقع شدهاند. البته آنها باورها و اعتقادات بیشماری دارند كه پرداختن به همه آنها به زمان زیادی احتیاج دارد و ما به ناچار فقط به برخی از آنها اشاره می كنیم. رسم و رسوم مربوط به ازدواج در یونان باستان در یونان عروسها روبنده قرمز و یا زرد داشتند كه نماد آتش بوده است. این روبندهها با رنگهای درخشانشان برای حفظ كردن عروس از دست اجنه ها و ارواح شیاطین استفاده میشده است. همچنین انگشتر الماس نماد قطرههای اشكهای خدایان بوده است و اعتقاد داشتند كه الماس نشان دهنده شعله های عشق نیز هست. یك عروس یونانی روز عروسیاش همراه خود یك حبه قند می آورده تا مطمئن شود زندگی شیرینی در انتظارش است، البته به جای قند می توانسته با خود گیاه عشقه نیز بیاورد. جشن عروسی هم معمولاً شب برگزار می شده و در مهمانیهای مجللشان به عیش و نوش، خوردن، نوشیدن و رقصیدن مشغول می شدند، كه این رقصها شامل رقصهای مشهور دایرهای شكل یونانی می شده است. موقع چیدن ظرفها آنها را به خاطر خوش شانسی محكم روی زمین می كوبیدند و جالب اینكه روی سر نوازندهها پول می ریختند! برای خوشآمدگویی به مهمانان مغز بادام با روكش شكلات با اسم محلی Koufeta می دادند. چشم زخم (چشم شور) چشم زخم یا چشم شور یكی از مشهورترین خرافات یونانی است كه ریشه آن به فرهنگ هلنی و دوران بتپرستی آنان باز میگردد. در نقاشیهای قدیمی یونانی مربوط به دویست سال پیش تصویر چشم دیده شده است، چراكه فكر می كردند تصویر چشم، چشم زخم را از آنها دور میكند. چشم زخم در تمام سرزمینهای یونان شناخته شده است، همیشه میتواند به انسانها ضربه بزند و هیچ كس در برابر آن ایمن نیست. آیا برایتان اتفاق افتاده كه كسی از شما تعریف كند و بهتان بگوید امروز چقدر زیبا شدهاید و بعد بلافاصله سردردی وحشتناك بگیرید؟! آنها این قبیل اتفاقات را به چشم زخم نسبت می دهند. (البته خود ما نیز چنین اعتقاداتی داریم!) البته چندین راه برای مقابله با چشم زخم وجود دارد. یكی از مطمئن ترین راهها استفاده از پر است. بیشتر مردم در لباس و یا در جیبشان یك پر نگه میداشتند. یك روش دیگر برای مقابله با چشم زخم این بوده كه روی یك طلسم آبی تصویر یك چشم را می كشیدند و از آن به عنوان دستبند و یا گردن بند استفاده می كردند. به جای طلسم آبی از مهرههای آبی هم می توانستند استفاده كنند. ولی بیچاره آنهایی كه خودشان چشم آبی داشتند!! چون مردم فكر می كردند این افراد چشم شوری دارند و بنابراین اصلاً دوست نداشتند آنها ازشان تعریف كنند. اگر احیاناً یك انسان چشم شور ازشان تعریف می كرد، در بین آنها رسم بود كه بر زمین آب دهان می انداختند و گاهی برای اطمینان بیشتر كه حتماً بلا ازشان دور شود این كار را سه بار انجام می دادند. روز سه شنبه نحسترین روز در طول هفته برای مردم یونان روز سهشنبه است. چراكه در بیست و نهم سال 1453 در چنین روزی طی یك اتفاق غیر قابل تصور شهر قسطنطنیه از دست یونانیان خارج شد و به دست تركان عثمانی افتاد. گفته شده است كه اگر داد و ستد و یا كسب و كاری در این روز شروع شود، نشانه بدی برای صاحبانش خواهد بود و بیشتر یونانیها به این گفته اعتقاد دارند و میگویند شروع كردن هر كاری در روز سه شنبه عاقبت خوشی ندارد. عدد 13 عدد 13 برای یونانیان نشانه خوشبختی و خوش شانسی است. البته اگر روز سیزدهم و سهشنبه مصادف شوند اصلاً نشانه خوبی نیست و برایشان بدبختی به همراه می آورد. بنابراین اگر روز سیزدهم ماه به سه شنبه بیفتد خیلی حواسشان را جمع می كنند و مراقب اوضاع هستند. البته این عدد به تنهایی خوش شانسی می آورد و در برخی از مناطق یونان می گویند كه 13 نماد حضرت عیسی و حواریونش است. البته ما هم نباید فراموش كنیم كه یونان در المپیك سیدنی 13 مدال را از آن خود كرد، پس عدد 13 نمیتواند نحس باشد!! استخوان خفاش برخی از مردم معتقد بودند كه استخوان خفاش نماد خوش شانسی است. این افراد یك استخوان كوچك خفاش را همیشه حتی وقتی كه بیرون می رفتند با خودشان می بردند. منتها تنها مشكل آنها تهیه كردن استخوان خفاش بود، چون كشتن خفاش را خیلی بد می دانستند. البته در برخی از جزایر كاملاً خلاف این پندار را داشتند و معتقد بودند خفاش نشانه بدبختی و بدشانسی است. خروس خروس برای یونانیان نماد مرگ و بدبختی بوده است. اگر آنها می دیدند و یا می شنیدند كه خروسی در حال قوقولی كردن است، برای رفع بلا شعری را بدین مضمون « از اینجا برو... از اینجا برو و برای من خبرهای خوب بیاور..» را می خواندند.
  11. مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر... سرزمینهای واقع در مشرق زمین مهد آداب و رسوم و سنتهای كهن هستند. یكی از كشورهایی كه فرهنگ و سنتهای قدیمیدارد هندوستان است. در این مطلب سعی میشود به اختصار شما را با برخی از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنیم. در واقع این مقاله یك پیش زمینه است برای شما تا بیشتر در مورد كشورهای دیگر به خصوص سرزمینهای مشرق زمین اطلاعات داشته باشید. Namaskar این كلمه یادآور متداولترین و مشهورترین نوع سلام و علیك در هند است كه در هنگام خوشآمد گویی و یا خداحافظی به كار میرود. دراین شیوه سلام كردن، كف دو دست را به هم میچسبانند و در زیر صورت به سمت بالا نگه میدارند و كمیخم میشوند و سپس به شخصی كه دیدهاند به این روش سلام میكنند. مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر روح و طبیعت معنوی انسانی و دست چپ را نشانگر جهان مادی و جسم انسانی میدانند و با این حركت میخواهند یكی بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند. Tilak تیلاك نشان مذهبیای است كه آنها بر روی پیشانی خود میگذارند و معتقدند برای آنها سعادت، خیر و بركت به ارمغان میآورد. این نشان معمولاً از خمیر قرمز رنگی كه تركیبی از زردچوبه، زاج سفید، ید و كافور است تهیه میشود و سپس به صورت لكهای كوچك در بین ابروان گذاشته میشود. به عقیده مردم هند، این نقطه از پیشانی محل خرد نهفته، تمركز و عقل انسانی است. در ضمن از نظر مسائل عبادی هم كانون مهمیبه حساب میآید و از طرفی آن را چشم سوم وجود خود میدانند و تمام مراسم مذهبی آنها با گذاشتن تیلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روی این نقطه انجام میشود. در ضمن این رسم در بعضی مواقع برای خوشآمد گویی یا وداع با میهمان هم دیده میشود. Arati انجام این سنت نشانی از عشق و تكریم است و در شرایط و موقعیتهای متفاوت چون ستایش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوشآمد گویی به مهمان، شركت در محافل شعری و سرود و خوشآمد گویی به عروس و داماد جدید به فراخور موضوع استفاده میشود. روش كار هم بسیار ساده است؛ پنج لامپ یا چراغ كوچك را با كره یا روغن پر میكنند و در سینی فلزی كوچكی قرار میدهند. در كنار آن نیز صدف حلزونی با آب پر میشود و اطرافش را با گل و برگ تزئین میكنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سینی استفاده میشود و در نهایت سینی تهیه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده میشود تا ارواح شیطانی و تأثیرات چشمهای شیطانی از آن مجلس دور شود. حلقههای گل درست كردن حلقههای گل در هند بسیار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بیشتر دستهگلهایی از یاس سفید با گلهای جعفری یا همیشه بهار (نارنجی رنگ) تهیه میكنند. و به شكل ریسمانی به هم میبافند و ته آن را گره میزنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسی كه میخواهند به او احترام بگذارند میاندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسیار مرسوم است. سنجاق روی بینی سنجاق روی بینی كه یك نگین براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندی است. اگرچه با گذشت زمان این زینت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است. Mangalsura گردنبندی است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و سایر كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهرههای سیاه و آویزان از طلا است. در روز عروسی این گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آویخته میشود تا دانههای سیاه آن عروس خانم را در مقابل شیطان حفظ كند. Shakna-Paula دستبندی است كه از مرجان قرمز و صدف تهیه میشود كه در مجلس عروسی به دست عروس خانم بسته میشود. مفهوم این دستبند در میان مردم هند این است كه با این دستبند داماد به عروس قول میدهد تا او را خوشبخت كند و او را همیشه دوست داشته باشد. هندیها به این دستبند، دستبند عشق میگویند. *********** آداب و رسم غذا خوردن در هند هندىها آداب خاصى در مصرف غذا دارند، آنان در غذا خوردن اسراف نمىكنند، زیرا معتقدند با افراط در غذا دچار تنبلى شده و این امر مانع رشد فكرى و جسمانىشان مىشود. از سویى دیگر سعى مىكنند غذاى مصرفىشان به چرخه طبیعت بسیار نزدیك باشد. به همین دلیل غذاهایى چون ماهى و گوشت را كه برای بهدست آوردن آن باید موجود زندهای را كشت و در نتیجه باعث برهم زدن چرخه طبیعت میشود را مانع آرامش روح و نیایش با خدا مىدانند. از آداب جالبی که دارند، با دست غذا خوردن است که هیچ طبقهی خاصی را هم شامل نمیشود، هندىها معتقدند براى غذا خوردن نباید واسطهاى وجود داشته باشد تا انرژى بین غذا و انسان در تعامل باشد. شبیه گستره جغرافیایی ایران، عادات غذایی در هر منطقه هند متفاوت است به طور مثال در جنوب (شهرهایى چون حیدر آباد، شانل و...) غذاهاى تند مصرف مىكنند، در غرب (مثل كلكته) غذاى شیرین و در شمال (مثل دهلى) غذاى تند و روغنى. امّا در كل برخى غذاهاى مشترك را در همه مناطق هند مىتوان دید. به طور مثال «دال» كه از حبوبات تشكیل شده است و معمولاً آن را بر روى برنج مىریزند و مىخورند، در تمام هندوستان بسیار رایج است. «دال» (Dal) را با عدس لوبیا و نخود میپزند؛ ولى هر كدام از این حبوبات به طور جداگانه پخته مىشوند و همین باعث تنوع در غذا مىشود. «دوساسامبار» (Dososambar) با اینكه غذاى مخصوص جنوب هند است، امّا مصرف آن در همه جاى هند بسیار رایج است. این غذا از یك نان بلند و نازك تشكیل شده كه وسط آنرا سیب زمینى، پیاز و فلفل میگذارند و مىپیچند و برای جاشنی هم از سس خاصى استفاده مىكنند، كه «چتنى» (Chatni) نام دارد و با نارگیل و خود سس «سامبار» (Sambar) كه حاوی سبزیجات مختلف است، درست شده است. باتورا (Batura) هم یكى از نانهاى معروف در هند است (البته بعد از نان چاپاتى) كه همراه با غذایى به نام چولا (Chala) خورده مىشود. چولا از نخود، گوجه فرنگى، پیاز و فلفل و ادویه تشكیل شده و همانند خورشت درست مىشود و آن را با نان باتورا كه روغنى و پفى شكل است میخورند. سمبوسه نیز غذایى آشنا و پرطرفدار است كه بیشتر به صورت عصرانه مصرف مىشود و در خیابانها مىتوان شاهد دستفروشهایى بود كه سمبوسه مىفروشند. در كل اینگونه معروف است كه طبقات محروم و پایین غذاهاى تندترى مصرف مىكنند و غذاها در طبقات بالا از درجه تندى كمترى برخوردار است. هندوها معتقدند كه گاو ماده را نباید كشت و گوشت این حیوان مفید و مقدس را نباید خورد، این یكى از دلایلى است كه آنان از گوشت حیواناتى چون بز، گاو نر و گوسفند استفاده مىكنند. البته مصرف گوشت در بین هندیها چندان پسندیده نیست، حتى امروزه هم مىتوان هندوهایى را دید كه در طول زندگىشان هرگز گوشت مصرف نكردند.
  12. نگاهی به آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد «مشهد» عصاره ادب و آداب و رسوم ایران زمین است. فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید و سنن هر مردمینشان از عواطف و خلقیات و - در معنایی كامل - هویت انسانی آن مردم است. مشهد الرضا (ع)، شهری كه به واسطه عشق به پیشوای هشتم شیعیان شكل گرفت، مهد ادب و آداب ایران زمین بوده و هست. آداب و رسوم مشهد و شهرهای اطراف آن به محبت مهاجر پذیری فراوان شهر مشهد - بخصوص از شهرهای مجاور - بسیار نزدیك و گاه یكسان است كه بارانخواهی و كشتی با «چوخه» از این دست است. از قدیم، خراسان منطقهای كم آب و خشك بوده است؛ به طوری كه مراسم طلب باران در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله مشهد مرسوم بوده و آداب مشتركی داشته است. بدین گونه که زنان و دختران - با استفاده از دو تكه چوب و مقداری پارچه - عروسكی درست میكردند و آن را در سطح محله یا روستا میگرداندند؛ و با خواندن اشعار و تصنیفهایی در جمعیت، باران درخواست میکردند كه در آن معمولا به خداوند و حضرت «محمد» (ص) قسم یاد میشد و از مردم محله و روستا میخواستند برای پخت آشی به همین منظور طبخ كمك کنند. مردم هر كدام در هنگامیكه به گرداننده این عروسك برای طبخ آش و حبوبات و ... میرساندند، مقداری آب نیز روی عروسك میپاشیدند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه میکردند، از جمله: «الله بده تو باران، به حرمت مزاران، گندم به زیر خاكه، از تشنگی میناله» و ... . در بیشتر این مراسم طلب باران، نماز باران را به صورت جماعت بر بالای كوه یا تپه ای میخواندند و مردم معتقد بودند كه بعد از خواندن نماز و مراسم طلب باران حتما باران خواهد بارید. خاستگاه شاهنامه «شت توس» است كه نبردهای تن بتن و حماسی فراوانی در آن به تصویر كشیده شده است. كشتی باچوخه كشتی فراگیری در سطح ایران است. اگرچه این كشتی از قدیم در سراسر كشور با تفاوتهای اندكی مرسوم بوده، در خراسان و شهرهایی چون مشهد و «نیشابور» و «سبزوار» - به سبب تعصبات خاص در خصوص فرهنگ پهلوان و پهوان پروری و همان روحیه قدیمیو كهنی كه مردم این سرزمین داشته و در شاهنامه انعكاس آن نمایانگر است – بیشتر نمود و ظهور داشته و دارد. نام این كشتی از نام لباس خاصی گرفته شده است كه كشتی گیران آن بر تن میكنند. چوخه لباسی پشمیاست كه گاه در نبردها نیز از آن استفاده میشد. آیین جوانمردی و پهلوانی از آیینهای كهن مردم خراسان در شهر توس و مشهد فعلی است. پهلوان از مردم بسیار آبرومند شهر بود و معمولا در مراسمیچون عروسی و ... - به سبب حفظ آمادگی جسمانی خود و سرگرمیو رشد مهارتها - مسابقاتی را در قالب كشتی باچوخه برگزار میكردند. پهلوانان كشتی باچوخه معمولا با افرادی كه نسب آنها به ائمه میرسید (سیدها) كشتی نمیگرفتند و معتقد بودند که حرمت این افراد را باید حفظ کرد، به گونه ای كه به خود اجازه نمیدادند پشت سید را به خاك برسانند. از گذشته مرسوم بوده است كه به افراد برتر این مسابقات كله قند هدیه میدادند. به همین سبب، امروزه در کنار جوایز دیگری که اهدا میشود، اما هنوز همان عنوان «قندبر» برای جوایز مانده است. مشهد همواره مواجه با سیل مشتاقان زیارت از پیشوای هشتم شیعیان بوده و هست، ولی در گذشته به سبب كمبود امكانات و سفرهای سخت و دشوار و توسعه نیافتگی شهر، مرسوم بوده است كه مشهدی ها به استقبال كاروانیان میرفتند و به احكام و احسان تیمار مسافران و زوار میپرداختند و پس از آن نیز در منازل خود پذیرای آنان میشدند. حتی قصبه ها و روستاهای اطراف مشهد حضور زوار و كاروانیان را متبرك و میمون میدانستند و از میوه ها و محصولات زراعی و باغی خود به كاروانیان هدیه میكردند. مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در همه جای ایران مرسوم است و در مشهد نیز این مراسم با آداب مشابه و گاهی خاص برگزار میشود. «شله قلمكار» آش مخصوصی است كه با حبوبات و گوشت طبخ میشود و یكی از طعمهای بسیار ماندگاری است كه چشیدنش نام مشهد را به ذهن متبادر میسازد.
  13. عزاداری محرم در میان شیعیان هند شیعیان هند با خانه تكانی و نظافت حسینهها، مساجد و احداث تكیهها و آمادهسازی مكانهای عزاداری به منظور برگزاری آیین بزرگداشت یاد و خاطره سالار شهیدان و یارانش چند روز قبل از آغاز ماه محرم با شور و هیجان خاصی به استقبال این ماه میروند. شیعیان هند كه حدود ‪ ۱۰‬درصد جمعیت نزدیك به یكصد و پنجاه میلیونی مسلمانان این كشور را تشكیل میدهند، در ماههای محرم و صفر و بویژه در دهه عاشورا با علاقهی وصف نشدنی، برنامههای مختلف و ویژهای را برگزار میكنند. این برنامهها از روز اول محرم آغاز میگردد و تا پایان روز عاشورا و مراسم ویژه شام غریبان در تمامی روز و تا ساعاتی از شب ادامه مییابد. در مناطق شیعهنشین هند از جمله شهرهای "لكنهو"، "امرهه" و "كشمیر" عموما مكانهای ویژهای ساخته میگردد كه به "امامباره" معروف است و تقریبا مكانی همچون تكیه و حسینیه در ایران است كه عزاداری ماه محرم در آنها برگزار میگردد. امامباره شهر لكنهو مركز ایالت "اوتارپرادش" واقع در شمال هند كه پر جمعیتترین ایالت هند است از جمله بزرگترین امامبارههای هند است كه قدمت آن به حدود چهارصد سال میرسد و در شمار آثار باستانی هند ثبت شده است. بیشتر مراسم عزاداری در هند در ماههای محرم و صفر در امامبارهها برگزار میگردد. مجالس عزاداری امام حسین (ع) عموما شامل سخنرانی توسط علمای محلی و نیز نوحه خوانی به زبان محلی است. همانند دیگر مناطق شیعهنشین جهان در هند نیز چند روزدهه اول محرم هركدام به نام اهل بیت و یاران امام حسین (ع) نامگذاری شده است و هر روز به نام خاصی مراسم برگزار میگردد. از روز چهارم محرم به نام حضرت حر عزاداری صورت میگیرد كه همراه با برگزاری مجالس عزا، مردم نذورات خود را نیز در قالب غذاهای ویژهای كه برای این ایام میپزند ادا میكنند. روز پنجم به نام فرزندان حضرت زینب (س)، روز ششم به نام حضرت علی اكبر، هفتم محرم به نام حضرت قاسم، هشتم به یاد ذنهم به نام حضرت علی اصغر و دهم به نام سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین گرامی داشته میشود. از روزاول محرم عزاداران با شربت پذیرایی میشوند اما در روزهای تاسوعا و عاشورا مردم همراه با دیگر غذاها نذورات خود را به صورت غذایی كه به حاضری معروف است و شامل مقداری نان و كباب و یا غذایی شبیه به قیمه ایرانی است در اختیار عزاداران قرار میدهند. در روز نهم كه به یاد حضرت علی اصغر گرامی داشته میشود توزیع شیر میان مردم بسیار رایج است. از اول تا ششم محرم عموما مجالس عزاداری در منازل و یا امامبارهها انجام میگردد اما از این روز به بعد دسته جات عزادار بعد از ظهرها به خیابانها آمده و مراسم خود را به صورت راهپیمایی در خیابان انجام میدهند. این نوع عزاداری در روز هفتم كه به نام حضرت قاسم (ع) انجام میگردد به "مهنی" معروف است. مردم مسلمان هند اعتقاد دارند كه بنا بر بعضی روایات در چنین روزی حضرت قاسم (ع) با دختر امام حسین (ع) ازدواج كرده است. در عزاداری روز نهم كه به نام حضرت علی اصغر برگزار میشود، عزاداران گهوارهای را به صورت نمادین روی دستان خود حمل میكنند. شیعیان هند شب عاشورا را نیز همانند شبهای قدر گرامی میدارند و تا صبح بیدار میمانند و به عزاداری و مرثیه سرایی میپردازند. عزاداری روز عاشورا نیز كه از بامداد این روز آغاز میگردد تا عصر ادامه مییابد و عموما مردم در این فاصله به حرمت شرایطی كه در این ساعات در روز عاشورا بر خاندان امام حسین (ع) گذشته است از خوردن پرهیز میكنند و بعد از اتمام رسمی مراسم به هنگام عصر روزه نمادین خود را با غذاهای نذری كه با عدس و برنج پخته میشود افطار میكنند كه بهاین عمل "فاقهشكنی" گفته میشود. سینه زنی، زنجیر زنی، قمه زنی و راه رفتن با پای برهنه روی آتش از جمله كارهایی است كه عزاداران عاشورا در بزرگداشت این روز انجام میدهند. بعد از نماز مغرب و عشا مراسم شام غریبان آغاز میگردد و مردم هر شهر یا محله در یك محل جمع میشوند اما رسوم ویژهای برای این شب آنچنان كه در ایران معمول است وجود ندارد و تنها مرثیه خوانان به ذكر مصیبت بازماندگان عاشورا میپردازند. در مراسم سینه زنی و زنجیر زنی از بعضی سازها همچون طبل و تعدادی ادوات موسیقی محلی نیز هماهنگ با نوای مرثیه استفاده میگردد. از جمله آداب و رسوم ویژه ماههای محرم و صفر در بین شیعیان هند این است كه هیچگونه مراسم ازدواجی دراین ماه انجام نمیگیرد و مردم ترجیح میدهند لباس نو خریداری نكنند و از برگزاری مراسمی همچون جشن تولد نیز پرهیز می كنند. زنان نیز علاوه بر آنكه در مجالس عمومی كه در امامبارهها برگزار میگردد شركت میكنند مجالس ویژهای را در منازل خود نیز به مورد اجرا میگذارند كه در آن زنانی كه به "حدیث خوان" معروفند برای شركتكنندگان در مراسم سخنرانی و مرثیه سرایی میكنند. تا پیش از سال ‪ ۱۹۷۸‬در هند حركت دستجات عزادار در خیابانها ممنوع بود اما از این سال به بعد شیعیان اجازه یافتند مراسم خود را در معابر عمومی نیز انجام دهند.
  14. irsalam

    آداب لباس پوشیدن درخانه

    آداب لباس پوشیدن درخانه [align=justify]در خانه باز میشود؛ مثل همیشه رأس ساعت، آقای شوهر از در وارد میشود. خندهاش میگیرد. خبری هست؟ نه! هیچ خبری نیست و نه قرار است باشد اما خانه مثل همیشه نیست. بچهها هم حتی عوض شدهاند. دلشان میخواهد بیخود بخندند. مادر را که نگاه میکنند بیشتر خندهشان میگیرد... چه خبر است؟ ▪ ایستگاه زن مثل همیشه نیست. از کنار آینه بیتفاوت نمیگذرد. میایستد. نگاهی به خود میکند، به صورتش؛ به دایره گردی که زیرگرد خستگی مخفی شده، و همهچیز از اینجا آغاز میشود؛ از نگاه کردن به خود. ▪ مدار صفر درجه نگاه کن، نه به آسمان و نه به زمین، بلکه به خودت. آن هم نه از روی عکسها و میان جمع پر هیاهوی آدمهای داخل فیلم، بلکه از صفحه آینه! فرقی نمیکند این نگاه را من با نشانی یک پدر به آینه بیندازم یا تو به نام یک مادر یا شما که مادر بزرگ یا پدر بزرگ یا بچه این خانه هستید. وقتی من و شما در هر جایگاهی که قرار گرفتهایم نگاهی تازه به خود میاندازیم و قبل از اینکه دیگران ما را ببینند خودمان را میبینیم، اتفاقی که چون سکهای با لبهای کج در گلوی زندگیمان گیر کرده؛ رها میشود و ما را با خود میبرد... یکی از این راهها تغییر نوع پوشش در خانه است. در حالی که ادعا میکنیم افراد خانواده بیشترین درجه اهمیت را برای ما دارند، اما اگر این طور است چرا ما بدترین پوشش را در میان این عزیزترینها داریم؟ هر چند نمیتوان انتظار داشت با کت و شلوار و لباس شب در خانه گشت اما بیتفاوتی کامل به لباسهایی که میپوشیم هم میتواند رنگ و لعاب زندگیمان را بگیرد. اگر نمیخواهید این اتفاق بیفتد رموز زیر را به خاطر بسپارید. ۱) لباسهایتان را طبقه بندی کنید همانطور که لباسهایتان را برای مراسم ختم، عروسی، مهمانیهای کوچک و بزرگ تقسیمبندی میکنید، این برنامهریزی را برای لباسهای خانگی خود هم داشته باشید، به این صورت که حتما لباسی برای نظافت خانه در نظر بگیرید. همچنین از پیشبند برای پخت غذا استفاده کنید و به این تقسیمبندی، لباس خواب را هم اضافه کنید. ۲) هماهنگ بپوشید نگاهی به لباسهای خانگی که در کمد دارید بیندازید و ببینید کدام یک از این بلوز و شلوارها میتوانند با همدیگر پوشیده شوند و به قول معروف ست شوند. با این نگاه، لباسهایی که احتیاج به کامل شدن را دارند انتخاب کنید. ۳) حواستان به جنس لباس باشد هر لباسی که میخرید باید جنس خوبی داشته باشد. اما این نکته درباره لباس های خانگی برخلاف تصور عموم مهمتر است چرا که این لباسها بیشتر کثیف میشوند و احتیاج به شستوشوی بیشتری پیدا میکنند. پس گول قیمت ارزان را نخورید و سعی کنید آنچه میخرید جنس خوبی داشته باشد تا به زودی کهنه و بیرنگ و رو نشود. ۴) در خانه، رنگی تر بپوشید هر کدام از ما یک ردیف رنگی خاص در ذهن داریم اما خانه فضایی است که چهار دیواری بودن و اختیاری بودنش این اجازه و جرأت را به ما میدهد تا رنگهای دیگر را هم امتحان کنیم و رنگهای جدید را هم کثیف کنیم و در نگاه دیگران به خودمان تغییری ایجاد کنیم.[/align]
  15. اهمیت اهداف و آداب سفر [align=justify]مسافرت به سرزمینها و مکانهای تاریخی و دیدن جلوه ها و جاذبه های طبیعی به هر منظوری پیشینه طولانی دارد . (۱ ) خداوند متعال سرنوشت انسان را به گونه ای رقم زد که در دامن طبیعت رشد کند و به طور کلی بدان نیازمند باشد. مظاهر طبیعی نیز بعنوان مواهب الهی در خدمت انسان قرار گرفته تا نیازهای او را برآورد و زمینه ساز بقا و حیات او باشد . در قرآن کریم افزون بر ۷۵۰ آیه به پدیده های طبیعی اشاره داشته و بیش از ده درصد آیات این کتاب به موضوع طبیعت اختصاص یافته است . بدین سان قرآن از زوایای گوناگون به طبیعت نگریسته به برخی از پدیده های طبیعی سوگند یاد کرده مظاهر طبیعی را آیات الهی شمرده و از این راه انسان را به شناسایی طبیعت و تدبر در آن فراخوانده است . (۲ ) سفر به جوامع دیگر و آشنایی با نقاط ضعف و قوت فرهنگهای حاکم بر دیگر جامعه ها سبب ایجاد روشن بینی و دانایی و گسترش دید و بینش در شخص می گردد به همین جهت در آموزه های اسلام سیر و سفر مورد تشویق و سفارش قرار گرفته است تا آن جا که قرآن کریم بارها مسلمانان را تشویق می کند تا به سیر و سیاحت بپردازد با فرهنگ های مختلف و برداشت های گوناگون از زندگی در اقوام و ملل دیگر آشنا شوند به فرجام شوم کژاندیشان بدکردار پی ببرند و از بهره های ناساز و کجروی های آنان عبرت بگیرند و پند بیاموزند و در برابر از نقطه قوت های زندگی آنان بهره مند شوند و دستاوردهای والا و ارزشمند در جهت تکامل فرهنگ بشری به شمار آید ارج نهاده است . به همانگونه حضور ملتها و قومیتهای دیگر با فرهنگهای متفاوت می تواند سبب حرکت و پویایی در فرهنگ جامعه میزبان باشد . (۳ ) در قرآن نه تنها سیاحت به سبب آثار و فایده های فراوان آن امری شروع و مباح شمرده شده بلکه ترک آن دست کم برای گروهی از انسانها مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفته است . در یک بررسی کلی می توان آیات در پیوند با این موضوع را در سه دسته مورد مطالعه قرار داد : ۱ ) آیاتی که ترک سیاحت را سرزنش می کنند . البته خطاب همه یا بیشتر اینگونه آیات کافران و ستیزه گران با حق است مانند آیه « اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم و کانوا اشد منهم قوه » : آیا در زمین گردش نمی کنند تا بنگرند به چگونگی سرانجام کسانی که پیش از ایشان زندگی می کردند واز ایشان نیرومندتر بودند (آیه ۴۵ فاطر) و یا در سوره یوسف آیه ۱۰۹ روم آیه ۹ غافر آیه ۲۱ و ۸۲ و محمد (ص ) آیه ۱۰ نیز آمده است . و مانند آیه « افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها » (آیه ۴۶ حج ) که سیر و سیاحت را سبب تعقل و اندیشه و بالا رفتن سطح آگاهی و بینش انسان دانسته یعنی همان عنصری که بی تردید سنگ بنا و شالوده رشد و توسعه ی زندگی انسان در ابعاد گوناگون فرهنگی سیاسی اقتصادی و... است زیرا روشن است که یک جامعه بسته و بی خبر از دیگر ملت ها در هیچ زمینه ای رشد شایسته و بایسته ندارد و از تجربه ها و دست آوردهای علمی و فکری و اجتماعی دیگران محروم است . ۲ ) آیاتی که به این کار فرمان می دهند : « قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین » آیه ۱۷۳ آل عمران . ممکن است با عنایت به عبارت « فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین » در ذیل آیه گفته شود این فرمان تنها متوجه کافران و تکذیب کنندگان حق است و از آن مطلوب بودن جهانگردی برای همه مردم حتی مسلمانان و اهل ایمان استفاده نمی شود ولی با نگاه دوباره به تعبیرهای آیه ونیز آیه ی بعد روشن می شود خطاب در این آیه نسبت به همه مردم که در زمان وحی می توانستند مخاطب این آیه باشند گسترش دارد. آیه ی بعد می گوید : « هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین » در آیه دیگری می خوانیم : « قل سیروافی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المجرمین . آیه ۶۹ نحل » در اینگونه آیات هدف از سیر و مسافرت را پند و عبرت گیری از گذشتگان اعلام کرد و لی در برخی آیات به هدفی فراتر از این برمی خوریم و آن اندیشه و مطالعه در عالم خلقت و آگاهی یافتن از چگونگی آفرینش و شگفتی های آن است . مانند آیه ۲۰ سوره عنکبوت که می فرماید : قل سیروافی الارض فانظروا کیف بذا الخلق . ۳ ) آیاتی که به سیاحت و جهانگردی شماری از انسانهای برگزیده و الهی اشاره می کند مانند آیات ۸۲ تا ۹۸ سوره کهف که به سیر و سیاحت ذوالقرنین می پردازد. داستان این شخصیت الهی که باید او را « قهرمان جهانگردی » نامید با آیه « ویسالونک عن ذی القرنین قل سائلو علیکم منه ذکرا » آغاز می شود . (۴ ) پاره ای دیگر از روایات به شرح و بسط جهانگردی ذوالقرنین می پردازند که از آنها به گونه تلویحی مطلوب بودن این کار دانسته می شود. از باب نمونه ضمن روایت مفصلی که اصبغ بن نباته از امیرالمومنین علیه السلام نقل می کند آمده است : ...خدا به ذوالقرنین وحی کرد و به او دستور داد : در غرب و شرق زمین به سیاحت بپردازد و خداوند به او وحی کرد سرزمین ها را به تصرف تو درآوردم و بندگان را مقهور تو ساختم .برحسب برخی دیگر از روایات امام عصر علیه السلام نیز به سیاحت و جهانگردی هدفمند الهی می پردازد و شرق و غرب زمین را در می نوردد . (۵ ) در روایاتی دیگر مسافرت مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است از جمله در حدیث نبوی آمده است : « سافروا تصحوا سافروا تفتموا : مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید . مسافرت کنید تا بهره مند شوید . (۶ ) علامه امینی رحمه الله علیه درباره سفر و مسافرت فرموده اند : « من اگر مرجع بودم و وجوهات شرعی به دست من می رسید همه را به طلاب می دادم تا سفر کنند. می گفتم بروید و جهان و انسان را بشناسید. » حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی در این ارتباط می فرمایند : « با توسعه گردشگری علاوه بر معرفی جاذبه های طبیعی و تاریخی ذهنیت های منفی ایجاد شده در اثر تبلیغات سو از بین می رود و واقعیت های نظام اسلامی و دستاوردهای موفق انقلاب بیشتر به جهانیان معرفی می شود . (۷ ) علت این امر که در قرآن و کلام معصومان مردم بارها به سیر و سیاحت تشویق شده اند اینست که پی آمدهای فردی و اجتماعی و فایده های مادی و معنوی فراوانی در سفر نهفته است که به مهمترین آنها اشاره می کنیم : الف ) عبرت گیری از ملت های گذشته ـ در آیه ۴۲ سوره دوم رسول خدا مامور می شود که به مردم دستور دهد تا در زمین گردش کنند و فرجام گذشتگان را ببینند که چگونه خانه هایشان ویران و آثارشان نابود گشته و نسلشان از میان رفته و دچار انواع گرفتاری ها و بلاها شده اند. این بدان سبب است که بیشترشان مشرک بوده اند. خداوند جزای برخی کرده هایشان را به ایشان چشانید تا شاید عبرت گیرند و در نتیجه به دامن توحید برگردند. ب ) آشنایی با زندگی پیشینیان ـ در آیه ۱۳۷ آل عمران آمده است که خداوند سنت هایی داشته که این سنت ها هرگز ویژه گروهی خاص نبوده است و به صورت سلسله قانون های الهی در باره همگان و آیندگان اجرا می شود. در این سنت ها پیروزی ها و پیشرفت های افراد با ایمان و مجاهد و یکتاپرست و شکست و نابودی های ملت های بی ایمان و گناهکار نیز پیش بینی شده که در تاریخ آمده است . خداوند با فراخوانی مردم به سیاحت و تشویق به اندیشیدن و تدبر در کردار اخبار و آثار پشتیبان بیش از پیش آنان را با عوامل شکست یا پیروزی و ناکامی و کامیابی جامعه های پیشین آشنا می کند. ج ) شناخت آفریدگار ـ در آیه ۲۰ عنکبوت خداوند حجت را بر مشرکان تمام می کند و آنان را با گردش در زمین راهنمایی می فرماید تا بفهمند که آفرینش پدیده ها با اختلاف هایی که در طبیعت ها و رنگ ها و شکل هایشان است چگونه بوده و خداوند چگونه بدون الگو و نقشه پیشین آنان را با قدرت آفریده است . د) پرورش اندیشه ـ رسول گرامی اسلام (ص ) به زیبایی این رهاورد مهم سفر را باز گفته است : « سفر کنید. همانا اگر مالی در سفر به چنگ نیاورید به حتم اندیشه شما فزونی خواهد یافت . » بی گمان سفر به کشورها و سرزمین های گوناگون به ویژه کشورهای با تمدن انسان را با رهاوردهای تمدن بشری آشنا می سازد و امتیاز تمدن های بشری را به مردم نشان می دهد و افق هایی ژرف و گسترده فراروی انسان می گشاید. هـ ـ برخورداری از تفریح سالم ـ در این زمینه علی علیه السلام می فرمایند : خردمند از شهری به شهری (و از کشوری به کشور دیگر) نمی رود مگر برای یکی از این سه چیز کسب حلال برای گذراندن زندگی گام نهادن در راه آخرت و برخورداری از لذت حلال . در این بیان امام علی (ع ) برخورداری از لذت های حلال را در گرو گردش دانسته و آن را بخشی از زندگی مسلمانان شمرده است . وـ دیدار خویشان (صله رحم )ـ رسول گرامی اسلام (ص ) می فرمایند : همه افراد امتم به حاضر و غایب شان حتی آنان که در رحم مادر و پشت پدرانشان هستند سفارش می کنم که به خویشان خود بپیوندد هر چند یک سال راه پیش رو داشته باشند. دیدار خویشاوندان نزدیکان و دوستان یکی از هدفهای والای گردشگری اسلامی است که از آن به « صله رحم » تعبیر می شود و امروز گونه ای از جهان گردی اجتماعی به شمار می آید. دیدار خویشان از مبارک ترین رویدادهایی است که در زندگی هر انسانی روی می دهد. راهی شدن برای صله رحم شادابی روح تقویت اراده دل گرمی و پشتکار و پاداش و ثواب بی شمار دارد و ترک آن به صلاح دین و دنیای هیچ مسلمانی نیست . امام باقر علیه السلام در این باره می فرماید : « صله رحم خلق را نیکو دست را با سخاوت و نفس را پاکیزه می گرداند روزی را افزون می کند و مرگ را به تاخیر می اندازد. » زـ زیارت ـ یکی دیگر از هدفهای سفر در اسلام زیارت مشاهد و عتبات عالیات است که توشه اندوزی برای آخرت هر مسلمانی است . در اسلام درباره زیارت امامان بسیار تاکید شده است . امام رضا علیه السلام درباره زیارت مشاهد مقدس امامان معصوم علیه السلام می فرمایند : « هر امامی بر گردن دوستان و پیروان خود عهد و پیمانی دارد. این عهد و پیمان هرگز بریده نمی شود. این عهد آن گاه به کمال خود می رسد که آرامگاه امام خود را زیارت کند پس هر کس که امام خود را با رغبت زیارت کند و آن چه را که آنان به آن فراخوانده اند تصدیق کند آنان او را در قیامت در پیشگاه خداوند شفاعت خواهند کرد. » براین اساس زیارت از موثرترین سفرهای عبادی در اسلام است . هر مسلمانی توفیق زیارت امامان علیهم السلام را آرزو می کند تا خود را از سرچشمه جوشان معنویت آن بزرگواران سیراب سازد . (۸ ) براساس آمارها میل به سفر در دل ایرانیان حتی ۷ برابر کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان می باشد . این وضعیت ریشه در فرهنگ کشور ما هم دارد که در کنار آن طبیعت و جاذبه های سفر در سرزمین چهار فصل ایران زمین آنقدر فراوان است که میل به مسافرت را در دل مردمان خود هفت برابر سایر اقوام و ملتها زنده ساخته است . در کنار ضعف های عمده و ناهماهنگی های ابزار مسافرت در کشورمان بسیاری از مسافران خود نیز از فرهنگ و آداب مسافرت کمتر استفاده می برند که البته این وضعیت به دلیل تعریف نشدن اصل « سفر » و عدم رواج « فرهنگ مسافرت » پدیدار شده است . در چنین حالتی آنچه که بیش از هر چیز باید در هدف کار رسانه ها (مراکز آموزشی و تربیتی ) باشد بهبود و ارتقا فرهنگ صحیح « مسافرت » و آموزش عمومی « آداب سفر » است در این میان نقش رسانه ملی و آموزش و پرورش باید پر رنگ تر از دیگر مراکز باشد . (۹ ) تهیه برنامه های متنوع و سودمند درباره اهمیت اهداف و آداب سفر و همچنین گنجاندن این موضوع در کتابهای درسی باید در دستور کار این مراکز قرار گیرد. مقاله ی خود را با ذکر برخی از آداب پیامبر عظیم الشان اسلام در سفر به پایان می برم . از جمله آداب آن حضرت در سفر این بود که : آن جناب بیشتر در روز پنج شنبه به مسافرت می رفتند و هر وقت به مسافرت می رفت پنج چیز با خود برمی داشت : ۱ ) آئینه ۲ ) سرمه دان ۳) شانه ۴ )مسواک ۵ )مقراض همچنین در روایات آمده است که رسول خدا(ص ) وقتی راه می رفت طوری با نشاط می رفت که بنظر می رسید خسته و کسل نیست . هر وقت از بلندیها سرازیر می شد می گفت : « لااله الاالله » و هر وقت بر بلندیها بالا می رفت می گفت : « الله اکبر » و از هیچ منزلی کوچ نمی کرد مگر اینکه در آن منزل دو رکعت نماز می خواند و می فرمود : اینکار را برای این می کنم که این منازل به نمازی که در آنها خوانده ام شهادت دهند. ایشان هر وقت با مومنین خداحافظی می فرمود می گفت : خداوند تقوا را زاد و توشه شما قرار دهد و به هر خیری مواجهتان سازد و هر حاجتی را از شما برآورده کند و دین و دنیای شما را سالم و ایمن سازد و شما را با غنیمت فراوان برگرداند . (۱۰ )[/align] [align=justify]سید علیرضا صفوی منابع : ۱ ـ جهان گردی در فقه و تمدن اسلامی جمعی از نویسندگان مجله فقه ص ۲۷ موسسه بوستان کتاب چاپ اول ۱۳۸۵ ۲ ـ سیمای طبیعت در قرآن دکتر محمدحسین رستمی ص ۱۷ موسسه بوستان کتاب چاپ اول ۱۳۸۵ ۳ ـ جهانگردی در فقه و تمدن اسلامی ص ۴۷۴ ۴ ـ همان ص ۳۲ ۵ ـ همان ص ۳۷ ۶ ـ همان ص ۳۴ ۷ ـ سیاحت آفاق حسین بافکار ص ۱۳۱ مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما چاپ اول ۱۳۸۲ پند و عبرت گیری از گذشتگان اندیشه و مطالعه در عالم خلقت و آگاهی یافتن از چگونگی آفرینش و شگفتی های آن از اهداف مهم سیر و مسافرت است ۸ ـ سیاحت آفاق ص ۲۴ سفر به کشورها و سرزمین های گوناگون موجب آشنایی با ۹ ـ روزنامه جمهوری اسلامی ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ شماره ۸۵۷۵ ص ۷ ۱۰ ـ ترجمه فارسی تفسیر المیزان محمدباقر موسوی همدانی ص ۴۵۷ و ص ۴۵۸ ج ۶ دفتر انتشارات اسلامی رهاوردهای تمدن بشری می گردد قرآن کریم مسلمانان را تشویق می کند که به سیر و سیاحت بپردازند و از آثار آن بهره مند شوند [/align]
  16. irsalam

    آداب صرف غذا

    [align=justify] آداب صرف غذا 1- بهتر است آقا و خانم ميزبان در دو انتهاي ميز غذاخوري و يا در وسط ميز روبروي يکديگر بنشينند. 2- اگر فرد مهمي ميهمان بود مي بايد وي سمت راست خانم ميزبان و همسرش سمت راست ميزبان آقا نشانده شود. 3- بطوري کلي طرز قرار گرفتن ميهمانان بايد طوري ترتيب داده شود که هيچ دو مرد و هيچ دو زني کنار يکديگر قرار نگيرند. 4- زوج متاهل بايد روبروي يکديگر و زوج نامزد بايد در کنار يکديگر بنشينند. 5- بهتر است گروههاي سني در کنار يکديگر بنشينند به طوري که بزرگترهاي فاميل در راس ميز و جوانترها سمت ديگر. 6- غذا بايد در جهت عقربه هاي ساعت و از چپ به راست سرو گردد. و همچنين غذا از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست ميهمانان جمع آوري ميگردد. 7- دستمال سفره هنگام آغاز صرف غذا ميبايد روي زانو قرار داده شود و تا انتهاي صرف غذا بايد همان جا باقي بماند. از دستمال سفره تنها براي تميز کردن مختصر دهان بايد استفاده کرد و نه صورت و يا پيشاني. اگر خواستيد صندلي خود را براي مدت کوتاهي ترک کنيد بايد دستمال سفره خود را روي صندلي قرار دهيد که ديگران و پيش خدمت متوجه ان گردند. هنگام پايان يافتن صرف غذا ميبايد دستمال سفره را بطور مرتبي روي ميز و سمت راست بشقاب قرار داد (آن را تا و يا مچاله نکنيد) 8- پيش از آن که ميزبان شروع به صرف غذا نکرده و يا اجازه صرف غذا را نداده نبايد شروع به صرف غذا کرد. 9- در حين غذا بهيجوجه نبايد ميز غذا را ترک کنيد مگر در موارد اضطراري مانند رفتن به دستشويي و يا داشتن حالت تهوع. در اين هنگام عذر خواهي کنيد و ميز را ترک کنيد. 10- اگر چيزي روي ميز خواستيد که دستتان به آن نميرسيد خودتان سعي نکنيد آن را برداريد بلکه از فردي که به آن نزديک است بخواهيد که آن را به شما بدهد. 11- هنگاميکه غذا خوردنتان پايان يافت هيچگاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهيد اين عمل خلاف آداب معاشرت ميباشد. 12- براي بريدن و خردکردن غذا چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست گرفته و سپس با چنگال آن چيزي را که مي خواهيد ببريد محکم نگاه داشته و با چاقو آنرا ببريد. سپس چنگال را به دست راست منتقل و ميل کنيد. 13- در روي صندلي راست و مستقيم بنشينيد هيچگاه بجلو و يا عقب خم نشويد. 14- حين صرف غذا مشغول محاوره هاي دلنشين و مطبوع گرديد و از موضوعات بحث انگيز پرهيز کنيد. 15- اگر تکه هايي از غذا ميان دندانهايتان گير کرد با عذر خواهي ميز را ترک کرده و به دستشويي برويد سپس آن را خارج کنيد. 16- آرام و با حوصله غذا بخوريد. غذا خوردن شتابزده بي حرمتي به ميزبان ميباشد. 17- لقمه هاي کوچک برداشته و با دهان بسته غذاي خود را بجويد. هيچ گاه با دهان باز غذا را نجويد و يا با دهان پر صحبت نکنيد. 18- هيچگاه پيش از چشيدن غذا به آن ادويه اضافه نکنيد اين عمل بي احترامي به ميزبان و آشپز ميباشد. 19- هيچگاه سر ميز غذا سيگار نکشيد 20- هنگامي که از غذا خوردن فارغ شديد دستتان را روي زانو و يا ميز (مچ دست روي لبه ميز) قرار دهيد. هيچگاه هنگام صرف غذا آرنج خود را روي ميز قرار ندهيد 21- هنگامي که در رستوران ميهمان ميباشيد هيچگاه باقي مانده غذايتان را به خانه نبريد و سعي کنيد غذاي گرانقيمتي سفارش ندهيد. 22- در رستوران بهتر است غذايي سفارش دهيد که صرف آن با کارد و چنگال مقدور باشد. غذاهايي که بايد با دست خورده گردند را به موقعيتهاي غير رسمي اختصاص دهيد. 23- هرگاه سوپ داغ بود براي خنک کردن به آن ندميد بلکه صبر کنيد تا خودش خنک گردد. چاي را نيز براي خنک شدن در نعلبکي نريزيد. 24- هنگام صرف سوپ قاشقتان را تماما بداخل دهان نبرده و هورت نکشيد بلکه از لبه قاشق سوپ را اندک اندک بنوشيد. 25- هنگام سفارش غذا در رستوران اگر از نوع و محتويات غذاي مورد نظر آگاهي نداشتيد، از پيشخدمت کمک بخواهيد. 26- براي خارج کردن استخوان و يا غضروف غذا را از قاشق و يا چنگال کمک بگيرد (نه با دست) و آن را گوشه بشقاب خود قرار دهيد. 27- غذاهايي را که شما مجازيد با دست بخوريد عبارتند از: تکه نان، بلال، گوشت دنده ها،صدف و خرچنگ خوراکي، بال و استخوان مرغ، ساندويچ، ميوه هاي کوچک، شيريني، سيبزميني سرخ کرده، چيپس، ترشي، سبزيجات و پيتزا. 28- اگر ندانستيد چگونه بايد غذا را ميل کنيد بهتر است به ديگران نگاه کنيد. 29- هيچ گاه کارد و چنگال و قاشقي را که استفاده کرده ايد را مجددا روي ميز قرار ندهيد بلکه آنها را روي بشقاب بگذاريد. 30- هنگام صرف غذا خم نشويد و صورت خود را به سمت غذا نبريد بلکه غذا را توسط قاشق و چنگال بسمت دهان خود ببريد. 31- اگر قاشق و يا کارد و چنگال شما به زمين افتاد آن را برداريد و به ميزبان و يا پيشخدمت بدهيد و تميز آن را درخواست کنيد. 32- هرگاه چيزي را سهوا روي لباس ميهمان ديگري ريختيد با خونسردي از وي عذرخواهي کرده و بگذاريد خود فرد و يا پيشخدمت آن را تميز کند خودتان اقدام به تميز کردن لباس فرد نکنيد. 33- هرگاه فردي از شما درخواست نمک و يا فلفل نمود، هم فلفل و هم نمک را به وي بدهيد حتي اگر فرد تنها يکي از اين دو را درخواست کرده باشد. 34- پيش از نوشيدن مايعات لبهاي خود را با دستمال پاک کنيد تا جاي لک چربي روي ليوان شما نمايان نگردد. 35- از واژه هاي "متشکرم" و "لطفا" در ميز غذا بسيار استفاده کنيد. 36- اگر حشره، تار مو و يا هر چيز ديگري را در غذاي خود يافتيد آن را اعلام نکنيد بلکه مخفيانه آن را از غذايتان خارج کنيد. 37- هميشه در انتهاي صرف غذا از ميزبان و يا آشپز تشکر کرده و از غذا تعريف کنيد حتي اگر غذا زياد هم خوشايند نبود باز تشکر کنيد. لازم نيست دروغ بگوييد، مثلا ميتوانيد از سس غذا تعريف کنيد. 38- هنگام صرف غذا خود را نخارانيد، سرفه نکنيد و بيني خود را تميز نکنيد. هرگاه خواستيد عطسه کنيد حتما جلوي دهان و بيني خود را با دستمال بگيريد. 39- هنگام صرف غذا سر خود را شانه نکرده و يا با لوازم روي ميز بازي نکنيد. با صداي بلند نيز صحبت نکرده و دستکش نيز دست نکنيد. 40- سعي کنيد روميزي را تا انتهاي صرف غذا پاکيزه نگاه داريد. 41- هنگاي که صرف غذايتان پايان يافت بايد کارد و چنگال خود را به صورت اريب روي بشقاب قرار دهيد. اگر هم خواستيد که ميز را براي مدت کوتاهي ترک کنيد، بايد کارد و چنگال را بصرت ضربدري روي بشقاب قرار دهيد تا ديگران و پيشخدمت مطلع گردند که شما بازخواهيد گشت. 42- طرز چيدن ميز معمولا به اين قرار است: بشقاب در وسط، قاشق، کارد و ليوان سمت راست و چنگال، دستمال سفره و نان سمت چپ[/align]
  17. آداب و مستحبات معاشرت با خلق‏ با شش طايفه مجالست كنيد: 1 - با علما تا از علم ايشان منتفع شويد؛ 2 - با عقلا تا دانا شويد؛ 3 - با كريمان تا از كرم آن‏ها منتفع شويد؛ 4 - با فقرا تا خدا از شما راضى و قلبتان نرم شود؛ 5 - با صلحا تا عملتان با بهره گردد؛ 6 - با معمّرين تا از تجربيات ايشان آگاه گرديد. با دوازده طايفه معاشرت و يا هم‏نشينى نكنيد: 1 - ظالم؛ 2 - بخيل؛ 3 - دروغ‏گو؛ 4 - فاسق؛ 5 - احمق؛ 6 - قاطع رحم؛ 7 - كسى كه متهم به قطع كردن رحم است؛ 8 - اطفال؛ 9 - با كسى كه با او نفع دنيوى و اخروى نصيبتان نگردد؛ 10 - منافق؛ 12 - بى‏غيرت؛ 12 - طمع‏كار. - با ارباب عقل و ديانت و آزادى، در امور مشورت نماييد. - در مشورت‏ها حقيقت حال را خوب بيان كنيد و خيانت نكنيد. - هرگاه كسى عطسه كند، به او «يرحمكم الله» بگوييد. - دوستى نكنيد مگر با كسى كه چهار صفت داشته باشد: 1 - عيب دوستش را عيب خود بداند؛ 2 - زينت و نيكى او را نيكى خود بداند؛ 3 - پست و مقام باعث تغيير رفتارش نشود؛ 4 - چيزى را كه مى‏تواند بدهد بخل نكند.
  18. irsalam

    آداب عید سعید غدیر خم

    آداب عید غدیر [align=justify] غدیر یک واقعه تاریخی صرف نیست بلکه مجموعه ای از وقایع سرنوشت ساز برای بشر است. غدیر ثمره نبوت و میوه رسالت است غدیر روز تعیین خط مشی مسلمین تا آخرین روز دنیاست. غدیر روز عزای ابلیس و ابلیسیان و روز یأس و ناامیدی منافقین و روز عید آل محمد(ص) و روز جشن اهل بیت(ع) است. و شاید از این روی است که در روایات از عید غدیر به عنوان «عید الله اکبر» تعبیر شده است. لذا باید این روز را عید گرفت و بزرگ داشت همان گونه که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «روز غدیر خم بالاترین عید امت من است و به امیرالمومنین وصیت فرمودند که این روز را عید بگیرید.»(۱) اما بحث بر سر این است که چگونه عید بگیریم و حرمت این روز را نگه داریم؟ در این روز چه کار بکنیم که دل پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام را شاد نمائیم و از برکات آن استفاده کنیم؟ در این باره دستورات زیادی از ائمه(ع) رسیده که به برخی از آنها اشاره می شود. الف) دستورات و اقدامات فردی و عبادی ● شکر خدا روز عید غدیر چون روز ولایت و اعطای این نعمت است و روزی است که خداوند دین را بر انسان کامل نمود و نعمت را تمام کرد لذا شکر نعمت واجب است. امام صادق(ع) فرمودند: «این روز روز شکر خداوند و حمد اوست بر آنچه که خداوند از امر ولایت بر شما ارزانی داشته است»(۲) بنابراین باید اولین اقدام در این روز حمد و سپاس خداوند منان باشد و برای این نعمت بزرگ او را شاکر بود تا نعمتهایش فزونی یابد. آراستگی ظاهری و زینت نمودن امام رضا(ع) در این رابطه فرمودند: «این روز، روز زینت نمودن است و هرکس چنین نماید خداوند گناه هان او را می آمرزد و ملائکه ای به سوی او می فرستد که برای او حسنات بنویسند و تا سال آینده درجات او را بالا ببرند»(۳) بنابراین در این روز باید ظاهر خود را آراسته کرد، لباس تمیز پوشید، عطر استفاده نمود و... ● نماز عمل دیگری که باید در این روز انجام داد خواندن نمازهایی است که وارد و تاکید شده است از جمله نمازی که امام صادق(ع) بیان نموده اند که دستور آن بشرح ذیل است: «نیم ساعت قبل از ظهر برای شکر خداوند دو رکعت نماز بخوان و در هر رکعت هر یک از سوره های حمد، توحید. قدر و آیه الکرسی را ده مرتبه بخوان، و بعد حضرت ادامه دادند که هرکس این نماز را بخواند نزد خداوند معادل صد هزار حج و صد هزار عمره اجر دارد و علاوه بر آن هر حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را که از خدا خواهد به آسانی و عافیت بر می آورد.»(۴) ● صلوات و لعن و برائت عمل دیگری که بر آن تاکید فراوان شده صلوات فرستادن بر پیامبر و آل آن حضرت و لعن و نفرین بر دشمنان آنان است؛ کسانی که ظلمهای فراوانی به اهل بیت(ع) روا داشته و آنان را از حق الهی شان محروم کردند. در این رابطه نیز روایات زیادی وارد شده از جمله از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «در این روز بر محمد و آل محمد بسیار صلوات بفرست و از ظالمین بر آنان برائت بجوی»(۵) ● روزه از اعمال دیگر که ثواب زیادی دارد و در این روز بر آن اصرار شده روزه گرفتن است هرچند این روزه مستحب است اما ثواب آن قابل تامل و توجه می باشد. امام صادق(ع) فرمودند: «روزه این روز افضل از روزه ۶۰سال است.» و در حدیثی دیگر فرمودند: «روزه این روز کفاره ۶۰سال است.» و در حدیثی دیگر فرمودند: «روزه این روز، معادل صدحج و صد عمره مقبول است».(۶) رسیدگی به خانواده: مسئله دیگر توجه به خانواده است و هرکس به قدر توان هرچیزی که می تواند از خوراک گرفته تا پوشاک و غیره برای آنها تهیه نماید به طوری که بفهمند این روز با روزهای دیگر خیلی فرق دارد. امام رضا(ع) فرمود: هرکس در این روز بر عیالش و بر خودش وسعت دهد خداوند مالش را زیاد می کند»(۷) و بدین مضمون از دیگر ائمه هم نقل شده است لذا اهتمام به اهل و عیال در این روز مورد توجه بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است. ● دعا، زیارت و تجدید عهد و پیمان عمل مورد تاکید در این روز زیارت حضرت امیرالمومنین علی(ع) از راه دور و نزدیک است. خواندن دعا و زیارت نامه های وارده در رابطه با این روز نوعی تجدید عهد و پیمان با خدا و رسول و ائمه معصومین علیهم السلام بشمار می آید و می توان به عنوان تجدید بیعت نیز از آن یاد کرد. خصوصا اینکه اگر این دعاها همراه با زیارت بارگاه مطهر و حرم ملکوتی آن حضرت باشد بسیار نافذتر و موثرتر خواهد بود. سند این کلام نیز بیان شریف حضرت امام رضا(ع) است که فرمود: «هرجا باشی در روز عید غدیر خود را کنار قبر امیرالمومنین علی(ع) برسان که خداوند در این روز گناهان شصت ساله را از مومنین می آمرزد و دو برابر ماه رمضان و شب قدر و شب فطر از آتش جهنم آزاد می کند.»(۸) بنابراین می توان با دعا و خواندن زیارت وارده و رفتن به مزار و بارگاه به تجدید عهد و پیمان با امیرالمومنین(ع)، امام معصوم خصوصا امام زمان پرداخت. کسانی که قادر به حضور در بارگاه ملکوتی آن امام نیستند با مراجعه به زیارت مطلقه علی(ع) که توسط امام هادی(ع) نقل شده و در مفاتیح الجنان مذکور است می توانند یک دوره درس امام شناسی را مرور کنند و با افزودن بر معرفت خود نسبت به امام از اجر و پاداش آن نیز بهره مند شوند. ب) دستورات و اقدامات اجتماعی ● خوشرفتاری نسبت به یکدیگر یکی از وظایفی که در روز غدیر برای برادران دینی معین شده و در روایات متعدد بر آن تاکید شده اظهار سرور و خوشحالی در ملاقات ها است. یعنی وقتی همدیگر را می بینیم روی خوش به هم نشان دهیم که آثار فراوان دنیوی و اخروی دارد. امام رضا(ع) در این رابطه فرمود: «این روز، روز تبسم بر مومنین است. و هر کس این عمل را انجام دهد هزار حاجت او برآورده می گردد و روز قیامت نیز نظر رحمت به او می شود.»(۹) ● تبریک و تهنیت گفتن این روز، روز تبریک و تهنیت گفتن است به تاسی از رسول خدا(ص) در روز غدیر. روز تبریک گفتن به امام زمان(عج) است. روز تبریک گفتن به نائب بر حقش ولی زمان است، روز تبریک گفتن به مومنین است لذا وقت ملاقات همدیگر باید به هم تبریک گفت. امام رضا(ع) فرمودند: در این روز به یکدیگر تهنیت و تبریک بگوئید و این جمله را چند بار تکرار کنید: «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین(ع). (۱۰) سپاس خدای را که ما را از تمسک کنندگان بولایت امیرالمومنین(ع) قرار داده است. ● هدیه دادن وظیفه دیگری که در این روز معین شده این است که مومنین به همدیگر هدیه دهند و به شکرانه این عید بزرگ ولایت و نعمتی که خداوند عنایت کرده، بدین وسیله همدیگر را شاد و خوشحال نمایند. این دستور هم از خود امیرالمومنین(ع) صادر شده که فرمود: «در این روز نعمت های خدا را به یکدیگر هدیه دهید، همان طور که خدا بر شما منت نهاده است» (۱۱) ● دیدار مومنان عمل دیگری که در این روز می بایست به آن توجه ویژه شود دید و بازدید است. دیدار از دوستان، آشنایان، اهل و فامیل و مومنین و مومنات که آثار و برکات فراوانی در دنیا و آخرت دارد. امام رضا(ع) در آثار این عمل می فرمایند: «هر کس در این روز مومنین را زیارت کند و به دیدار آنان برود خداوند قبر او را وسیع می کند و ۷۰ نور بر آن قبر وارد می نماید و هر روز ملائکه در قبرش او را زیارت کرده و بشارت بهشت می دهند.» (۱۲) ● عقد اخوت: یکی دیگر از مراسمی که برای عید غدیر ذکر و تاکید شده، برنامه عقد اخوت بین برادران دینی است که طی یک سنت اسلامی، برادری خود را مستحکم می کنند و با یکدیگر پیمان می بندند که در آخرت نیز به یاد یکدیگر و با هم باشند، کیفیت اجرای عقد اخوت در کتاب شریف مفاتیح الجنان ذکر شده است.(۱۳) به طور کلی روز عید غدیر خم در فرهنگ اهل بیت(ع) و فرهنگ شیعی، روز عظیم الشانی است. عیدالله اکبر و افضل اعیاد است. لذا باید بزرگترین جشن را برای بزرگترین عید گرفت. باید بیشترین جشن ها را در این ایام گرفت. باید بیشترین هزینه ها و هدایا را در این ایام مصرف و اعطاء نمود. باید بیشترین دیدارها و دید و بازدیدها و تبریک ها در این ایام صورت پذیرد. اگر در نزد اهل بیت محمد(ص) این روز جزء افضل اعیاد و روز جشن آن بزرگواران است، باید در نزد محبین و شیعیان آنان نیز چنین باشد. اما آیا واقعا این چنین است؟ آیا واقعا این فرهنگ اهل بیت(ع) در کشور اسلامی و شیعی ما نهادینه شده است؟ آیا این عید از همه عیدهای دیگر حتی نوروز و عید فطر... در فرهنگ جامعه و در اذهان کودکان و نوجوانان و جوانان و در نزد مردان و زنان ما بالاترین عید محسوب می شود و بیشترین اقدامات را دارد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دولت مردان، مسئولین، دست اندرکاران عرصه فرهنگ، نهادها، ارگانها و سازمانهای مختلف و... برای نهادینه کردن فرهنگ غدیر و فرهنگ اهل بیت(ع) در جامعه قیام نمایند؟ [/align] سیدنورالدین میرنصراللهی زاهد پانوشتها ۱-عوالم ج ۳ ص ۲۱۱ ۲- بحار.ج ۳ ص ۱۷۰ ۳-عوالم ج .۳ ص ۲۲۴ ۴-همان ص ۲۱۵ ۵-بحار. ج ۳ ص ۱۷۱ ۶-همان ص ۲۱۱ ۷-همان ص ۲۲۳ ۸-مفاتیح الجنان، زیارت غدیر ۹و ۱۰-عوالم ج. ۳ص۲۲۳ ۱۱-همان ص ۲۰۹ ۱۲-همان ص۲۲۴ ۱۳-مستدرک الوسایل ج۱ ص ۴۵۶
  19. آداب و رسوم مردم آذربايجان غربى [align=justify] آذربايجان غربى همواره زيستگاه مجموعه اى از اقوام و فرهنگهاى مختلف بوده است. هريک از اين اقوام و فرهنگها به نحوى در هم تأثير گذاشته و از همديگر متأثر گشته اند. وجود مساجد، کليساها و ويرانهٔ آتشگاه ها، گوياى بخشى از تاريخ مذهبى آن است. تشيع در اروميه و شهرهاى شمالى و تسنن در نواحى جنوبى استان از مذاهب عمده به شمار مىروند. ساير اقليت هاى آشورى و ارامنه به کليساهاى مسيحى وابسته هستند. فرهنگ مردم اين خطه نيز در ارتباط با عوامل متعدد جغرافيائي، تاريخي، مذهبى و تحت تأثير گرايش هاى متعدد اجتماعي، فرهنگى شکل گرفته و نوع مستقلى از فرهنگهاى فولکلوريک را به وجود آورده است. آذرىها، کردها، آشورىها و ارامنه هر يک براساس ويژگى هاى قومى - دينى خود آداب و سنن مخصوص دارند که از آن ميان سنن مسلمانان از مقام برجستهاى برخوردار است. اگرچه فرهنگ و سنن مردم آذربايجان از بسيارى جهات با فرهنگ عمومى ساير نقاط ايران مشابهت هائى دارد، ولى در عين حال با ويژگى هائى همراه است که مهمترين آن تکامل زبانى و زايش هاى ويژهٔ فرهنگى در عرصههاى مختلف زبان و هنر است. زبان امروزى مردم آذربايجان که شاخهٔ وسيعى از زبانهاى ترکى است به آذرى يا آذربايجانى معروف است که علاوه بر آذربايجان ايران در ساير کشورها نيز گسترده شده است. در نواحى داخلى سرزمين ايران نيز به دلايل تاريخى به ويژه مهاجرتهاى وسيع، در مناطقى از قبيل کوه پايه هاى خراسان، سواحل خزر، دامنه هاى زاگرس، جبال فارس و... رواج دارد. گروهى از محققان اعتقاد دارند که زبان کنونى مردم آذربايجان از نظر منشاء و پيوستگى تاريخى از زبانهاى ترکى آلتائيک است که طى ادوار تاريخى بسيار دور جزء جلگه هاى وسيع آسياى مرکزى و سواحل رود 'ينى سيء' بوده و سپس همراه با حرکت و مهاجرت قبايل ترک و حکومت هاى طولانى اقوام ترک زبان، تثبيت و گسترش يافته و دامنهٔ خود را از يک سو تا سوريه و بين النهرين و از سوى ديگر تا شبه جزيره بالکان و سواحل درياى سياه وسعت داده و زبان تکلم و کتاب ملل و اقوام مختلف گشته است. فولکور يا ادبيات شفاهى مردم منطقه نيز، مانند تاريخ و زبان خود، از سابقهاى کهن برخوردار است. اشکال مختلف ادبيات فولکوريلک اين خطه محصول پيکار و تلاش مردمى است که غم ها، شادى ها، آرزوها، نفرت و محبت خود را در قالب هاى مختلف هنرى منعکس کرده اند. نمونههاى گوناگون اين نوع آثار، عادات، روشها، آداب، رسوم، اعتقادت، باورهاى ديني، مذهبى و دلبستگى ها و ارزشها و نهادهاى اجتماعى عصرهاى مختلف را به خوبى نشان مىدهند. مردم آذربايجان خالق يکى از غنى ترين گنجينهٔ ادبيات شفاهى ملل خاورميانه و ايران مىباشند. چنان که هر سياح و جهانگردى که از آذربايجان گذشته، اين ديار را سرزمين شعر و هنر نام نهاده است. مردم آذربايجان، مردمان شاعر مسلکى هستند که هرگاه با پديده هاى طبيعي، رخدادهاى اجتماعى و پيشامدهاى ناگوار و يا خوشايند مواجه شدهاند، احساسات خود را با زبان شعر بيان کرده و براى هر مناسبت 'باياتي' سرودهاند. از عادىترين کار روزانه تا عالىترين احساسات و عواطف بشري، شعر و باياتى هميشه حضور داشته است: مادر با 'لالائي' سحرانگيز و شيرين آن نونهال خود را در گلبرگهاى باياتى پيچيده و او را به خواب شيرين و رويائى دلپذير فرو مىبرد. عروسى با شعر آغاز و با آن نيز پايان مىيابد. عزا و سوگوارى با 'آغي' آغاز و خاتمه مىيابد. کشتگر آذرى آفتاب را و باران را با شعر فرا مىخواند، باد و بوران را با شعر نفرين مىکند، مزرعه طلائى آن را، گاو و گوسفندان خود را با شعر توصيف مىکند. سوارکاران آن، رزمندگان او همه و همه با شعر توأمان زاده مىشوند، مىبالند و مىميرند. به هر گوشهاى از زندگى مردم اين سرزمين نظير بيفکني، شعرى سرک مىکشد. زلالى چشمه ساران آن، رقص خاموش گل بوته هاى قالىهاى آن، ساز عاشق هاى او و جملگى در هماهنگى بىنظير با اميال و آرزوها، ترس ها و اضطراب ها، عشق ها، نفرت ها و ... به طور شگفت انگيزى بيان مى گردند و لذا برجسته ترين نوع سخن شعرى آذربايجان 'باياتي' است. در فرهنگ شفاهى مردم آذربايجان بايات ىها به خاطر گسترده گى و مضمون هاى رنگارنگ، ايجاز و قالب هاى زيبا و دلنشين مقام اول را دارند. مبالغه نخواهد بود اگر گفته شود که تاريخ پر تلاطم و سرشار از حوادث آذربايجان لابه لاى هزاران باياتى گنجانده شده است. اگر تمامى باياتىها در يک جا گردآورى و از ديد جامعه شناسى و مردم شناسى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند، تاريخ قومى مدون مىشود که طرز زندگي، هست شناسى و باورهاى فسلفي، اخلاقي، اجتماعى و دينى آنها را منعکس خواهد کرد. بايات ىها از زندگى و راز و نيازهاى مردم ساده و پاکدل مايه مىگيرند و در قالب الفاظى روان و بى تکلف جارى مى شوند. اين نغمههاى نغز و دلکش از چنان لطف و خلوط و صفا و صراحتى برخوردار هستند که به خصوص وقتى با آهنگ ويژهٔ خود ادا شوند، عنان از کف دل مىربايند و اشک بر چشم مى نشانند. ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به اين آثار موزون و دل فريب تا بدان پايه است که باياتىها را برحسب حال آئينه سرنوشت نماى خويش مى پندارند و به هنگام ملال و سرگشتگى و حرمان به آن توسل مىکنند و به عنوان تفأل از آن مدد و مراد مىجويند. باياتىها به عامه تعلق دارند. زيرا که از ديرباز توسط مردم سينه به سينه نقل و بازگو شدهاند و بهاقتضاء حس زيبائى شناسى و نيازهاى عاطفى همراه با تغييراتي، فرديت (تعلقات شخصي) را از روى آنها زدوده و به تملک گنجينهٔ فولکوريک عامه درآوردهاند. باياتىها از نقطه نظر محتوى و مضمون از يک سو مظهر عشق ها، آرزوها، اميدها و رنجها و شادى مردم و از سوى ديگر کتاب ناگشودهٔ معتقدات، آداب و رسوم و خصائل و خلق و خوى قومى انسانهاى ساده و پاکدل در طول نسل ها و قرن ها است. براى پى بردن به عمق ديد و حسن ناب سرايندگان باياتى ها، ترجمه چند باياتي، ذيلاً آورده مىشود. اين باياتى ها که از ميان هزاران باياتى بهطور نمونه انتخاب شده است، بيانگر عظمت آفرينش مردمى است که زيبائىها دغدغه هميشگى آنها بوده است: [/align]
  20. آداب و رسوم مردم آذربايجان شرقى [align=justify]مردم آذربايجان مردمى اصيل هستند. از جمله خصلتهاى اين مردم مهماننوازي، سلحشوري، آزادمنشي، مرزدارى و پايبندى به عقايد مذهبى است. 'حسينقلى کاتبي' در کتاب 'آذربايجان و وحدت ملى مىنويسد: 'طرز معاشرت، برخورد اجتماعي، تعارفات، طرز برگزارى جشنهاى ملى و مذهبى مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سورى و سيزده به در، عيد غدير خم، ميلاد مولا على (ع)، رسوم مهمانى و عروسي، تعزيه و عزادارى و غيره در تمامى سرزمين ايران يکسان اجراء مىشود. از ديگر ويژگى هاى ايرانى در اخلاق ملى مثل مهمان نوازي، ادب و احترام و خوش سلوکى و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراسانى و آذربايجانى و کرمانى و کرد و بلوچ يکسان است' .[/align]
×
×
  • اضافه کردن...