رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اجتهاد'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    اجتهاد در عصر امام باقر (ع)

    [align=justify]اجتهاد در عصر امام باقر (ع) ابوالفضل هادى منش اشاره ترديدى نيست كه بزرگ‏ترين رسالت مرجعيت دينى در عصر غيبت ولى عصر عليه‏السلام استخراج احكام شرعى از ادله و منابع دينى و قرار دادن آن در اختيار مسلمانان مى‏باشد؛ اما در اينجا اين پرسش به ذهن خطور مى‏كند كه نخستين بار، اين تلاش علمى - به معناى مصطلح و امروزى آن - توسط چه كسى انجام شد؟ و در واقع چه كسى باب اجتهاد را گشود و با تمسك به اصول، آن را تبيين نمود و آيا در زمان باز بودن باب علم و حضور معصوم نيز اجتهاد صورت مى‏گرفته است يا خير؟ اين نوشتار كوشيده است تا اين پرسش را در چند بخش پاسخ دهد. الف. پايه گذارى علم اصول آن گونه كه از تاريخچه تأسيس علم اصول برمى آيد، تأسيس اين علم و گردآورى قواعد آن در زمان امام باقر عليه‏السلام صورت گرفته است. اگر چه اميرالمؤمنين عليه‏السلام برخى از قواعد اجتهاد را بيان كرده بودند، اما دوران امامت امام باقر عليه‏السلام نقطه عطفى براى استفاده دانشمندان راستين اسلامى از محضر معادن علم الهى و چشمه‏هاى جوشان دانش و بينش وحيانى بود تا در اين عرصه به كسب دانش و معرفت بپردازند. پيش از دوران امامت امام باقر عليه‏السلام اوضاع خفقان بار جامعه هرگز به پيشوايان معصوم عليهم‏السلام اجازه نمى‏داد كه با آسودگى خاطر به پرورش استعدادهاى نهفته در جامعه اسلامى بپردازند. تزلزل در حكومت اموى در دوران امام باقر عليه‏السلام و ناتوانى حاكمان در پياده كردن سياستهاى تجربه شده بنى اميه مبنى بر اعمال فشار بر شيعيان، موجب ايجاد بستر مناسب فرهنگى در اين عصر گرديد. اتخاذ سياستهاى دوگانه و كشمكشهاى تمام نشدنى بر سر قدرت توسط حاكمان از يك سو، و ژرف نگرى امام باقر عليه‏السلام از سوى ديگر، زمينه رشد و تعالى و بارورسازى ارزشها را در بين مسلمانان پايه ريزى كرد و تلاشهاى بى پايان امام در اين راستا، تشنگان زلال معرفت و انديشه را بر آن داشت كه با جارى كوثر امام باقر عليه‏السلام ، همراه شوند و هر چه بيشتر در معرض تعاليم انسان ساز آن امام همام قرار گيرند. اين روند رشد، آن گونه در دانشمندان مختلف علوم دينى در زمينه‏هاى تفسير، حديث، كلام، فقه، اصول و... نهادينه شد كه امروز كمتر كتابى از متون دينى اسلامى، خالى از كلمات تابناك آن حضرت مى‏باشد. از جمله تلاشهاى گسترده امام در اين عرصه تبيين شيوه‏هاى صحيح استنباط حكم شرعى از منابع دينى بود كه بيش از پيش به اعتلا و توانمندى فقه شيعه غنا بخشيد. امام باقر عليه‏السلام شخصا بر اين امر مبادرت ورزيد و با تدوين قواعد علم اصول و آموزش آن به شاگردان مكتب خويش، گام مهم و كارسازى در پيش برد اهداف بلند اجتهاد برداشت؛ به گونه‏اى كه امروز شيعه مى‏تواند با سربلندى اذعان دارد كه ميراث دار دانش پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و جانشينان او عليهم‏السلام در بهره‏گيرى از منابع دينى در قالب اجتهاد و استنباط حكم شرعى مى‏باشد. مرحوم صدر در اين باره مى‏نويسد: «به واقع، اولين كسى كه دروازه علم اصول [و اجتهاد در احكام] را گشود و به تبيين و ترفيع قواعد آن پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن على الباقر عليه‏السلام و پس از او، فرزند برومندش، ابوعبداللّه‏ الصادق عليه‏السلام است. اين دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسيارى از شاگردان خود، و آنان نيز با جمع آورى و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگى در فقه و اصول شيعه برداشتند.(1) علامه سيد محسن امين مى‏نويسد: «مسلما بيشترين قواعد اصولى كه از امامان معصوم عليهم‏السلام روايت شده، از امام باقر عليه‏السلام تا امام حسن عسكرى عليه‏السلام مى‏باشد. سيوطى در [كتاب خود] «اوائل» بر اين باور است كه نخستين كسى كه علم اصول را تصنيف كرد، امام شافعى بوده است. در پاسخ او مى‏گوييم: نخستين كسى كه پيش از شافعى علم اصول را گشود و مسائل آن را بيان كرد، امام محمد بن على الباقر عليه‏السلام و فرزند [بزرگوار[ ايشان جعفر الصادق عليه‏السلام است كه براى اصحاب خويش مسائل مهم آن را تبيين نمودند... اولين كسى كه در علم اصول سخن رانده و هشت قاعده در زمينه علوم قرآنى را بازگو كرده، حضرت اميرالمؤمنين على عليه‏السلام است؛ همو بود كه بيان كرد در قرآن ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، و عام و خاص وجود دارد. به گونه‏اى كه اين قاعده‏ها بيشتر مباحث اصولى فقه را در بر دارد؛ اما امام باقر عليه‏السلام و امام صادق عليه‏السلام پس از اميرالمؤمنين عليه‏السلام نخستين كسانى هستند كه پيش از امام شافعى، مبانى گسترده علم اصول را تبيين نمودند و مسائل آن را براى [شاگردان و] ياران خود بيان فرمودند».(2) ب. تبيين شيوه‏هاى صحيح اجتهاد امام باقر عليه‏السلام به عنوان مبتكر و تدوين كننده علم اصول، در جايگاه برترين مرجع دينى شيعه در روزگار خويش، بر خود لازم مى‏دانست با تبيين شيوه‏هاى صحيح اجتهاد، به نهادينه ساختن فرهنگ اجتهاد بين دانشمندان علوم اسلامى مبادرت ورزد. از اين رو، به آموزش اصحاب و شاگردان خود در راستاى اجتهاد با بهره‏گيرى از شيوه‏هاى صحيح اقدام نمود كه در كتابهاى اصولى، نمونه‏هاى فراوانى از آن به چشم مى‏خورد؛ به مواردى در اين زمينه توجه كنيد: 1. زراره مى‏گويد: از امام باقر عليه‏السلام پرسيدم: شما در مسح پا و سر، مسح تمام سر و پا را لازم نمى‏دانيد، بلكه مسح مقدارى از آن را كافى مى‏دانيد؛ آيا ممكن است بيان كنيد كه اين حكم را چگونه و از كجا بيان مى‏فرماييد؟ امام با تبسمى پاسخ دادند: اين همان مطلبى است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز بدان تصريح دارد و در قرآن نيز آمده است؛ به درستى كه خداوند مى‏فرمايد: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ»(3)؛ «پس صورتهايتان را بشوييد». از اين جمله، فهميده مى‏شود كه شستن صورت واجب است. پس خداوند شستن دستها را عطف بر صورت نمود و فرمود: «وَاَيْدِيَكُمْ اِلَى الْمَرافِقِ»؛ «و دستانتان را تا آرنج بشوييد». بنابراين، خداوند شستن دو دست تا آرنج را به صورت متصل [و معطوف] بيان نمود. پس دانستيم كه شستن تمام دست تا آرنج لازم است. پس خداوند اين دو كلام [موردنظر و جمله بعد] را جدا مى‏كند و جمله [بعد]، از ماقبل [خود[ جدا مى‏شود و با فعل جديدى آغاز مى‏گردد كه: «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُم»؛ «و سرهايتان را مسح كنيد». پس مى‏فهميم هنگامى كه فرمود: بِرُؤُوسِكُم، مقدارى از مسح سر كافى است و [اين مطلب[ از مكان باء فهميده مى‏شود [كه مراد مسح برخى از سر است؛ چرا كه نفرموده وَاْمسَحُوا رُؤُسَكم و آن را مانند فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم وَاَيْديكُم بدون باء نياورده است و در واقع، امام باء را باء تبعيضيه گرفته اند]. پس خداوند، رجلين را به رأس وصل [و عطف[ نموده است؛ همان گونه كه يدين را به وجه وصل [و عطف [نموده. و هنگامى كه فرمود: «واَرْجُلَكُم الى الْكَعْبَيْنِ»؛ از اينكه رجلين را به رأس وصل كرده، مى‏فهميم كه مسح بر برخى از قسمتهاى پا نيز كافى است. [اين همان چيزى است كه] رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آن را براى مردم تفسير كرده بودند، اما مردم سخن او را تباه ساختند.(4) به خوبى آشكار است كه امام با تأسى به دو نكته ادبى در تفسير آيه شريفه (اول: عدم انشاء امر جديد براى شستن دستها و عطف ايديكم به وجوهكم با يك صيغه امر فاغْسِلوا و دوم: تبعيضيه گرفتن باء جارّه در برؤسكم و عطف ارجلكم به آن) سعى در بازگو كردن چگونگى برداشت اين حكم از آيه دارند. البته امام مى‏توانستند بدون اين كار، حكم شرعى را براى مخاطب روشن سازند، اما آشكار است كه ايشان در آموزش شيوه‏هاى اجتهاد به فرد پرسش كننده تلاش كرده‏اند. 2. در روايتى ديگر، زراره و محمد بن مسلم مى‏گويند: از امام باقر عليه‏السلام پرسيديم: نظر شما در مورد نماز مسافر چيست؟ امام فرمود: خداوند بلندمرتبه مى‏فرمايد: «وَاِذا ضَرَبْتُمْ فِى الاَْرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوةِ»؛(5) «هنگامى كه سفر مى‏كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز خود را كوتاه كنيد.» پس تقصير در سفر واجب شده است، همانند وجوب تمام خواندن آن در «حَضَر». به امام عرض كرديم: خداوند فقط فرموده بر شما «جناحى» نيست و نفرموده «افعلوا» [كه ظهور در وجوب داشته باشد]، پس چگونه [از اين آيه فهميده مى‏شود كه] واجب گردانيده است؟ امام فرمود: آيا خداوند بلند مرتبه در [مورد] صفا و مروه نفرموده است: «فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما»؛(6) «كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند». آيا نمى‏بينيد طواف آن دو واجب شده است؟ چون خداوند در كتاب خود آورده و پيامبر او صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز بدان عمل كرده است. تقصير در سفر نيز همين گونه است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بدان عمل كرده است و پروردگار تعالى نيز آن را در كتابش آورده است.(7) امام خمينى رحمه‏الله درباره دلايل وجود اجتهاد در عصر معصومان عليهم‏السلام مى‏نويسند: «از جمله آن دلايل، رواياتى است كه به چگونگى حكم شرعى از كتاب خدا اشاره مى‏كند و به عنوان نمونه، مى‏توان به روايت زراره اشاره نمود كه چگونگى آموزش به زراره در راستاى استنباط حكم شرعى از قرآن را بيان مى‏كند.»(8) ج. دستور به فتوا دادن گام مهم ديگرى كه امام باقر عليه‏السلام در راستاى تحكيم بنيادهاى اجتهاد برداشتند، اين بود كه به شاگردان برجسته خود كه از آشنايى كامل به اصول و مبادى فقه و اجتهاد در آن برخوردار بودند، دستور به فتوا دادن فرمودند تا بدين وسيله، راه اجتهاد در فقه، هر چه بيشتر براى شيعه هموار گردد و از سويى، بسترى مناسب براى مرجعيت ياران فقيه خود و نيز رجوع مردم كه گاه دست رسى به امام ندارند، فراهم شود. از جمله افرادى كه مستقيما از سوى امام باقر عليه‏السلام بر فتوا دادن براى مردم مأموريت يافت، «ابان بن تغلب» مى‏باشد. امام باقر عليه‏السلام آشكارا به او فرمود: «در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا صادر كن. همانا كه من دوست دارم بين شيعيانم مانند تو ببينم.»(9) از آنجا كه ابان بن تغلب از شاگردان خاص و برجسته امام در زمينه مسائل فقهى بوده است و نيز دستور مستقيم از سوى امام مبنى بر فتوا دادن داشته، مى‏توان نتيجه گرفت كه اجتهاد در آن دوره (حضورامام) نيز جريان داشته است. د. مبارزه با شيوه‏هاى نادرست اجتهاد در دوران امام باقر عليه‏السلام برخى از عناصر فرصت طلب زمينه را براى آشفته سازى فرهنگ دينى مهيا ديدند و با اغراض و انگيزه‏هاى گوناگون، سعى در سودجويى به قيمت خدشه دار نمودن تعاليم اسلامى داشتند. تلاش مهم امام باقر عليه‏السلام در اين زمينه، در دو جنبه شكل گرفت: ابتدا به اصحاب و ياران نزديك خود، خطر آسيب پذيرى اجتهاد به واسطه شيوه‏هاى نادرست را گوشزد نمودند و آنان را از خطر افتادن در دام آن دور داشتند و در گام ديگر، خود به مبارزه با اين شيوه‏هاى نادرست پرداختند. برخى از اين شيوه‏ها كه از سوى عناصر فرصت طلب سامان دهى و گاه از سوى حاكميت جامعه نيز حمايت و تقويت مى‏شد در قالب عناوينى چون «قياس»، «استحسان»، «اجتهاد در مقابل نص» و برخى گونه‏هاى «اجماع» جلوه گر شد.(10) امام باقر عليه‏السلام در صف اول مبارزه، همواره اطرافيان خود را از افتادن در دام اين گونه شيوه‏ها، برحذر مى‏داشتند و آنان را حتى از مراوده با افرادى كه در اين عرصه گام مى‏زنند و آن را دست مايه رسيدن به احكام شرعى مى‏دانند، دور مى‏داشتند. امام در گفتارى به زراره چنين ياد آور شدند: «اى زراره! بر تو باد از كسانى كه در دين قياس مى‏كنند، دورى گزينى؛ زيرا آنان از قلمرو تكليف خود، پا فراتر نهاده و آنچه را بايد مى‏آموختند، واپس نهاده‏اند. و به آنچه از آنان خواسته نشده، روى آورده و خود را به سختى انداخته‏اند. روايات و احاديث را بنابر ذوق خود معنى كرده (استحسان) و بر خدا نيز دروغ بسته‏اند (اجتهاد در برابر نص) و در نظر من به سان كسانى هستند كه در مقابل شان، آنان را صدا مى‏زنى، اما نمى‏شنوند و سرگردان در دين هستند.»(11) و نيز مى‏فرمود: «سنت [و احكام شرعى [قياس بردار نيست. چگونه مى‏توان در سنت قياس كرد، در حالى كه زن حائض [پس از دوران حيض[ مى‏بايست روزه خود را قضا كند، ولى قضاى نماز بر او واجب نيست!(12) آن حضرت فتوا دادن براى مردم را كه برخاسته از عدم آگاهى و هدايت الهى باشد، به شدت مردود شمرده، مى‏فرمودند: «هر كس براى مردم، بدون علم و هدايت الهى فتوا بدهد، فرشتگان رحمت و عذاب او را نفرين مى‏كنند و گناه آنان كه نظر خطاى او را به كار بندند، بر عهده اوست.»(13) امام در راستاى اين موضوع و جهت جلوگيرى از خطر ابتلاء بدان، راهكارهاى مثبت و كارسازى را ارائه فرمودند كه يكى از اين راهكارها «توقف در شبهات» بود. از آنجايى كه افراد گاه به طور ناخواسته گرفتار اين دام مى‏شدند، آن حضرت بهترين راه را احتياط در مسائل پيچيده، و واگذارى آن به اهلش اعلام نمودند.(14) در همين راستا، «ابوحمزه ثمالى» روايت مى‏كند كه؛ روزى در مسجد الرسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نشسته بودم كه مردى داخل شد و سلام كرد و به من گفت: كيستى اى بنده خدا؟ گفتم: مردى از اهل كوفه، چه مى‏خواهى؟ گفت: آيا اباجعفر محمد بن على عليه‏السلام را مى‏شناسى؟ گفتم: آرى، با او چه كار دارى؟ گفت: چهل پرسش و شبهه آماده كرده‏ام و مى‏خواهم از او پاسخش را دريافت كنم تا آنچه را حق است، بدان حكم كنم و آنچه را باطل است، فرو گذارم. به او گفتم: آيا حق و باطل را به روشنى مى‏شناسى؟ گفت: بله! گفتم: تو كه حق و باطل را مى‏شناسى، ديگر چه حاجتى به او [امام باقر عليه‏السلام ] دارى؟ گفت: شما كوفيان بى صبر و كم طاقت هستيد. هنوز صحبتم تمام نشده بود كه ابوجعفر عليه‏السلام وارد مسجد شد، در حالى كه جماعتى از اهل خراسان و ديگر بلاد او را همراهى مى‏كردند و از او پرسشهايى راجع به حج مى‏پرسيدند. رفت تا در جايگاه خود بنشيند. مرد دانشمند نيز نزديك او نشست. من نيز در محلى نشستم كه صدايشان را بشنوم. چند تن از دانشمندان نيز حضور داشتند. وقتى امام پرسشهاى آنان را پاسخ داد، متوجه مرد شد و پرسيد: كيستى؟ گفت: من قتادة بن دِعامه بصرى هستم. امام پرسيد: آيا همان فقيه اهل بصره نيستى؟ گفت: آرى! ابوجعفر عليه‏السلام فرمود: واى بر تو اى قتاده! به درستى كه خداوند بلندمرتبه و بزرگ دسته‏اى از آفريدگان خود را آفريد و آنان را حجت بر ديگر آفريدگان قرار داد. آنان «اوتاد» روى زمين هستند كه براى پروردگارشان ثابت قدم اند و برگزيدگان علم الهى مى‏باشند كه خدا آنان را پيش از آفريدن انسانها برگزيد و در سايه سار عرش خود جاى داد. قتاده مدتى طولانى سكوت كرد و سر فرو افكند. سپس گفت: پروردگار تو را آرامش بخشد! به خدا قسم كه من پيش روى بسيارى از دانشمندان نشسته‏ام و حتى ابن عباس را هم درك كرده‏ام، ولى هرگز اين گونه كه در محضر شما مضطرب و پريشانم، نزد هيچ كدام آنها نبوده‏ام. اباجعفر عليه‏السلام فرمود: واى بر تو! خيال مى‏كنى كجا هستى و پيش روى چه كسى نشسته‏اى؟ تو در مقابل كسى نشسته‏اى كه خداوند در مورد آنان فرموده: «فى بيُوتٍ أذِنَ اللّه‏ُ اَنْ تُرْفَعَ ويُذكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَالاَْصالِ رِجالٌ لاتُلْهيهِمْ تِجارةٌ وَلابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّه‏ِ وَاِقامِ الصَّلوةِ وَايتاءِ الزَّكوةِ(15)». قتاده گفت: به خدا سوگند! راست گفتى، فدايت شوم! آن خانه‏ها از سنگ و گل نيست [و همان است كه خود فرموديد]. اكنون بفرماييد حكم پنير چيست؟ امام باقر عليه‏السلام لبخندى زد و فرمود: سؤالت فقط همين بود؟ پاسخ داد: همه را اكنون فراموش كرده‏ام. امام فرمود: اشكالى ندارد.(16) جايگاه خردورزى دينى از نگاه امام باقر عليه‏السلام امام باقر عليه‏السلام جايگاه ويژه‏اى براى فقه و تعميق در آن و به اصطلاح تفقه در دين قائل بودند و فقيه در دين را شخصيتى ممتاز و برجسته معرفى مى‏كردند و مى‏فرمودند: «مُتَفَقِّهٌ فِى الدّينِ اَشَدُّ عَلَى الشَّيْطانِ مِنْ عِبادَةِ أَلْفَ عابِدٍ؛(17) وجود يك فقيه در دين براى شيطان از عبادت هزار عابد سخت‏تر است.» ايشان ضمن تشويق و ترغيب ديگران به تفقه در دين مى‏فرمودند: «تفَقّهُوا فِى الْحَلالِ وَالْحَرامِ وَ اِلاّ فَاَنْتُمْ اَعْرابٌ؛(18) در حلال و حرام تفقه كنيد تا از «اعراب» [باديه نشين] نباشيد.» همچنان كه خداوند متعال درباره نادانى و جهل اعراب باديه نشينى كه به سختى اسلام را مى‏پذيرفتند، فرمود: «اَلاَْعْرابُ اَشَدُّ كُفْرا ونِفاقا»؛(19) «اعراب [باديه نشين] كفر و دورويى شان بيشتر است.»اگر چه روايت فوق به طور مستقيم دلالت بر اجتهاد ندارد، اما مى‏توان گفت كه به گونه‏اى تلويحى به ترغيب و تشويق مردم نسبت به آن مى‏پردازد. از اين رو، امام باقر عليه‏السلام نسبتا در اين زمينه به اصحاب و نزديكان خود سخت گير به نظر مى‏رسيدند و گاه با تهديد زمينه‏هاى تحريك آنان را براى دنبال كردن اين سنت فراهم مى‏آوردند و مى‏فرمودند: «اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من آورند كه دنبال تفقه در دين نباشد، او را تنبيه خواهم كرد.»(20) كه از اين مطلب به خوبى حساسيت و اهميت موضوع فهميده مى‏شود. 1.همان. 2.اعيان الشيعة، سيد محسن امين، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، بى تا، ج1، ص137. 3.مائده/6. 4.وسائل الشيعة، محمد بن الحسن الحرّ العاملى، بيروت، داراحياء التراث العربى، چاپ پنجم، 1403 ق، ج1، ص290. 5.نساء/ 101. 6.بقره/ 158. 7.بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، تهران، دارالكتب الاسلامية، چاپ اول، 1362 ش، ج2، ص276. 8.الرسائل، روح اللّه‏ خمينى، قم، اسماعيليان، 1385 ق، ج2، ص128. 9.قاموس الرجال، شيخ محمد التسترى، قم، مؤسسة النشر الاسلامىّ التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، چاپ دوم، 1410 ق، ج1، ص97. 10. به ياد داشته باشيم كه اهل سنت هر گونه اجماع را معتبر مى‏دانند كه همه آنها در فقه شيعه معتبر نيست و فقط اجماعى كه كاشف از قول معصوم باشد، در مواردى حجّيّت دارد. ر.ك: اجتهاد و تقليد، محمد دشتى، قم، نشر مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين عليه‏السلام ، چاپ اول، 1374 ش، ص119. 11. وسائل الشيعه، ج18، ص39. 12. بحارالانوار، ج2، ص308، عَن ابى جعفر عليه‏السلام قال: «اِنَّ السُّنَّةَ لاتُقاسُ، وكَيْفَ تُقاسُ السُّنَّةُ وَالْحائِضُ تَقْضِى الصِّيامَ وَلاتَقْضِى الصَّلاةَ.» 13. بحارالانوار، ج2، ص118. عن ابى جعفر عليه‏السلام قال: «مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلاهُدىً مِنَ اللّه‏ِ لَعَنَتْهُ مَلائِكةُ الرَّحْمَةِ وَمَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَلَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْياهُ.» 14.به عنوان نمونه ر.ك: بحارالانوار، ج2، ص307. 15. نور/36 و 37: «در خانه هايى كه خداوند رخصت داده كه [قدر و منزلت آنها] رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود. در آن [خانه ها] هر بامداد و شامگاه او را نيايش كنند، مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى‏دارد.» 16.أنوار البهية فى تواريخ الحجج الالهية، شيخ عباس قمى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، چاپ اول، 1418 ق، ص136؛ بحارالانوار، ج46، ص358. 17. بصائر الدرجات فى فضائل آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، ابوجعفر بن الحسين بن فرّوخ صفّار القمى، قم، منشورات مكتبة آية اللّه‏ العظمى المرعشى النجفى، 1404ق، ص7. 18.بحارالانوار، ج1، ص214. 19.توبه/98. 20. بحارالانوار، ج1، ص214.[/align]
  2. irsalam

    تعليم فقه و شيوه صحيح اجتهاد

    [align=justify] تعليم فقه و شيوه صحيح اجتهاد تعليم مسايل فقهى و پاسخگويى به پرسشها در زمينه احكام شرعى، يكى از زمينه‏هاى مهم زندگى ائمه (ع) بويژه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده است. عصر امام باقر (ع)، آغاز پيدايش فرصتى بود تا حاملان واقعى علوم قرآن، بتوانند به تعليم شاگردان و ترويج احكام و تحكيم مبانى فقهى بپردازند.البته اين زمينه‏ها در عصر امام صادق (ع) هموارتر گشت و از آن پس دوره سختگيرى فزونتر حاكمان نسبت به ائمه ادامه يافت و اين زجر و شكنجه تداوم داشت تا عصر امامت به غيبت انجاميد. امام باقر (ع) در تصحيح انديشه‏ها و زدايش انحرافها، تنها به مبارزه و رويارويى اكتفا نكرد، بلكه با بيان احكام و گاه تبيين شيوه استنباط احكام از قرآن و سنت پيامبر، پايه‏هاى فقاهت و اجتهاد صحيح را استحكام بخشيد. روايات فقهى نقل شده از امام باقر (ع)، بيش از آن است كه بتوان در اين مجموعه گرد آورد، زيرا كمتر بابى از ابواب فقهى را مى‏توان يافت كه در فروع مختلف آن، سخنى از امام باقر (ع) وارد نشده باشد.مجموعه‏هاى روايى ـ فقهى خود گواه اين سخن است. محمد ابو زهره از پژوهشگران اهل سنت در كتاب تفصيلى خويش الامام الصادق در تبيين جايگاه علمى و معنوى امام باقر (ع) مى‏گويد: امام محمد باقر (ع) وارث پدر خويش در پيشوايى علمى و مقام شريف هدايتگرى بود.از اين جهت عالمان از شهرها و سرزمينهاى اسلامى به جانب وى‏رهسپار مى‏شدند، هيچ فردى ـ از عالمان ـ به مدينه وارد نمى‏شد، مگر اين كه براى كسب معرفت و دانش به خانه امام محمد باقر (ع) مراجعه مى‏كرد. در ميان كسانى كه به خدمت وى مى‏رسيدند، هم چهره‏هاى شيعى و هم سنى ديده مى‏شوند و گاه منحرفان افراطگر نيز خود را به وى نزديك مى‏كردند ولى امام در برابر آنان موضعى قاطع گرفته و ايشان را طرد مى‏كرد. بسيارى از پيشوايان فقه و حديث به حضور وى رسيده‏اند، از آن جمله: سفيان ثورى، سفيان بن عيينه ـ محدث مكه ـ و ابو حنيفه ـ فقيه اهل عراق. مرام امام باقر (ع) چنين بود كه هر گاه فردى به حضورش مى‏رسيد، حقايق ناب را براى او تبيين مى‏كرد. (22) ابو زهره سپس به نقل گفتگويى كه ميان امام باقر (ع) و ابو حنيفه در زمينه رد قياس و نقش آن در تحريف دين صورت گرفته، پرداخته است و در پى آن مى‏گويد: از اين گفتگو ـ كه امام باقر در موضع ارشاد و بازجويى از روش ابو حنيفه قرار گرفته ـ استفاده مى‏شود كه امام باقر (ع) براى علماى عصر خود، عنوان پيشوايى داشته است، زيرا عالمان به حضور وى مى‏رسيده‏اند و او بر اساس گزارشها و اطلاعاتى كه از آنان در اختيار داشته به نقد و محاسبه ايشان مى‏پرداخته است.چونان رئيسى كه بر نيروهاى تحت سرپرستى خود حكم مى‏كند تا بر راه حق گام نهند و آنان نيز با كمال ميل و رغبت اين رياست و پيشوايى را پذيرفته باشند. (23) دلايل و قراينى كه صحت نظريه ابو زهره را در اين زمينه تأييد مى‏كند، فراوان است.از آن جمله روايتى را مى‏توان نام برد كه ابو حمزه ثمالى نقل كرده است: ابو حمزه ثمالى مى‏گويد: در مسجد الرسول (ص) نشسته بودم كه مردى پيش آمد، سلام كرد و گفت: تو كيستى؟ گفتم: از مردم كوفه‏ام. به او گفتم: در جستجوى چه هستى؟ مرد گفت: آيا ابو جعفر محمد بن على (ع) را مى‏شناسى؟ گفتم: آرى مى‏شناسم، به ايشان چه كار دارى؟ مرد گفت: چهل مسأله آماده كرده‏ام تا از او سؤال كنم.آن چه پاسخ داد، حقش را بگيرم و باطلش را وا نهم. ابو حمزه گويد: به او گفتم: آيا فرق حق و باطل را مى‏دانى و ملاك تشخيص آن را مى‏شناسى ! مرد گفت: آرى مى‏شناسم. گفتم: اگر حق و باطل را مى‏شناسى و ملاك آن را در دست دارى، پس چه نيازى به امام باقر (ع) خواهى داشت؟ ! مرد گفت: شما كوفيان كم ظرفيت و ناشكيباييد! در اين ميان، امام باقر (ع) وارد مسجد شد، در حالى كه جمعى از مردم خراسان و افراد ديگر اطراف او را گرفته، درباره مسايل حج از آن حضرت سؤال مى‏كردند.مدتى گذشت تا امام باقر (ع) در جايگاه خود نشست و آن مرد هم نزديك امام، جايى براى خود جستجو كرد. ابو حمزه مى‏گويد: من سعى كردم جايى بنشينم كه گفتگوى امام با انبوه اطرافيانش را بشنوم، مردم يكى پس از ديگرى مطالب خود را سؤال كردند و پاسخ گرفتند و رفتند، آن گاه امام (ع) رو به جانب آن مرد كرده، پرسيدند، تو كيستى؟ مرد گفت: من قتادة بن دعامه بصرى هستم. امام فرمود: تو فقيه اهل بصره هستى؟ مرد گفت: آرى. امام فرمود: واى بر تو، اى قتادة! خداوند بندگان شايسته‏اى را آفريده است تا حجت بر ديگران باشند، آنان «اوتاد» زمين و بر پا دارنده امر الهى و نخبگان علم خدايند و خداوند آنان را قبل از آفرينش ديگر بندگان برگزيده است. قتادة پس از سكوتى طولانى گفت: به خدا سوگند، من تا كنون، در برابر فقيهان بسيار و نيز پيش روى ابن عباس نشسته‏ام، ولى آن گونه كه اكنون در برابر شما مضطرب شده‏ام، در مقابل هيچ كدامشان احساس نگرانى و اضطراب نداشته‏ام. امام باقر (ع) فرمود: تو مى‏دانى كجا نشسته‏اى؟ تو در مقابل خاندانى هستى كه خداوند درباره آن فرموده است: فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه، يسبح‏له فيها بالغدو و الآصال(24) و نيز فرموده است: رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله، و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة» (25) پس جايگاه تو آن جاست ـ كه خود مى‏دانى ـ و ما آن خاندانيم كه خدا توصيف كرده است.در اين هنگام قتاده گفت: به خدا سوگند، راست گفتى، فدايت شوم، آن خانه‏ها كه خدا اجازه داده است نام و ياد و تسبيح او در آنها برده شود، نه خانه‏هاى ساخته شده از سنگ و خاك است، كه شما خاندانيد. قتاده گفت: پس اكنون بفرماييد كه پنير چه حكمى دارد؟ ! امام باقر (ع) لبخندى زد و فرمود: آيا آن همه پرسش تو به همين سؤال خلاصه شده است! قتاده گفت: همه را اكنون فراموش كرده و بياد نمى‏آورم! امام فرمود: اشكالى ندارد. (26) سپس قتاده به پرسش ادامه داد، و امام (ع) پاسخهايى مستدل در جواب وى ارائه داد. پى‏نوشت‏ها: 22 ـ الامام الصادق، حياته و عصره ـ آراؤه و فقهه .22 23 ـ همان، .24 24 ـ نور/ .36 25 ـ همان/ .37 26 ـ اصول كافى 6/256، بحار 46/358، الانوار البهية 118، اعيان الشيعة 1/ .652 [/align]
×
×
  • اضافه کردن...