رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'احساس'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. Captain_K2

    احساس خوشبختی

    احساس خوشبختی چگونه در زندگی مشترک احساس خوشبختی کنیم.... در زندگی زناشویی مواردی وجود دارند که باید بکار بسته شوند تا شما از زندگی احساس لذت بکنید.واقعیت اینست که به محض امضای قباله عقد باید تشریف ببرین و یک آدم دیگه بشین!..ولی خوب این کار رو نمی کنین..پس تا خودتون رو بدبخت نکردید به چند دستور العمل گوش بدید…. در درجه اول بدانید که این همسر شماست.دندتون نرم انتخابش کردید.حالا هم باید هر اشکالی دارد درستش کنید نه اینکه خودتان را بکشید و فرتی احساس بدبخت شدم ، بیچاره شدم بکنید…یا غم باد بگیرین که چرا اون یکی خواستگار رو انتخاب نکردین... [/url] به امکانات خود توجه کنید..همینه دیگه..میگین چی؟؟؟..زندگی ایدآل زمانی بدست میاد که شما اندازه گلیمتان را بشناسید و علاقه ای به گذاشتن لنگتان آنور گلیم نداشته باشید….شعار رمانتیک:قرار نیست با پول خوشبخت بشین…شعار واقعی: پول در بیارین ،حال کنین ، خرج کنین ، تا زمانیکه شام واسه خوردن و اجاره واسه دادن دارین!!..اگر درست لذت بردن بلد باشین پول زیادی نمی خواد…تفریحم لازم نیست حتماً یه چیز خاص باشه…. انتظار مشکل نداشته باشین…بابا سر جدتون مثبت فکر کنین…بعضی ها اینقدر منحوس فکر میکننئ که همینطور انتظار دارن مشکلی پیش بیاد..اگه به چیزی منفی نگاه کنید حتماً اون چیز منفیه!!..زندگی همانجوریست که بهش نگاه میکنین…گاهی تغییر در شیوه زندگی لازم نیست باید مدل عینکتان را عوض کنید… قرار نیست شوهر شما سوپرمن باشد!!!تمام کارهایی که خونه باباتون می کردین قرار نیست خونه شوهرتون هم انجام بدین و بالعکس قرار نیست شوهرتون محرومیتهای شما رو حل کنه..شما دارین گذشته رو میریزین دور و یکی جدید میسازین…مکافات شما از اینجا ناشی میشه که می خواین روی گذشته زندگی جدید بسازین…گند میزنین دیگه…نکنین آقا..این کار رو نکنین..با هم بسازین و استفاده کنین… به کار خود علاقه داشته باشید…خیلی شعار کوفتی است!!..میدونم ولی دانستنش بد نیست…تجربه نشون داده هیچکس از کارش راضی نیست و بازم نشون داده از کار دوم و سومش هم راضی نخواهد بود..به هر حال به کار بعنوان وظیفه نگاه نکنین..خیلیم سخته…. قانع باشید…به چیزی که دارید رضایت بدید..اگر مشکلتان را حل میکند دیگه گیر الکی ندید مدل عوض کنین…به روز بودن این نیست عزیز من..چیزی که حتی نصف قیمتش هم استفاده نداره بدردتون نمیخوره…به چیزهایی که دیگران دارند توجه نکنین..پز دادن اینطوری نیست به خدا…فلان مارک فلان چیز رو یارو خارجیه ساخته تو پزشو میدی نکبت؟؟؟…مصرف کردن افتخار نیست…چیزی رو که لازم داری بخر و چیزی رو هم که نداری نخر…چیکار داری که فلانی چی خریده..درست مصرف کن. حال را دریابید…اینکه هی به آینده فکر کنین و برای آینده برنامه ریزی کنین نتیجه ای جز قهوه ای کردن زندگیتون نداره..آینده همیشه اون چیزی نیست که شما فکر میکنین و می خواهید…اینجوری نه از زمان حال استفاده میکنین نه از آینده..پس با زمان حال زندگی کنین و برای آینده تجربه کسب کنین… هرچی در میارین خرج خودتون کنین..می تونین به این توصیه عمل نکنین چون اگه بلد نباشین خودتون رو بدبخت میکنین می اندازین گردن من !!!!..کار میکنین که زندگی کنین…حسرت هیچ چیز رو به دلتون نذارین…حال کنین گلابی…. زمانی را برای هم بذارین...زمانی رو که اختصاص میدین نباید واسه ریلکس شدن باشه!!..مثلاً نرین با هم چشماتون رو ببندین و به چهچه چه میدونم مرغابی !!!! گوش کنین..زمانی کوتاه رو فارغ از هر دردی برین بیرون توی کافی شاپ برای هم چرت و پرت بگین…ولی با هم و برای هم…اینطوری مدتی مشکلات رو فراموش کنین.. زندگی رو هرچی بپیچونین اونم میپیچه لا مصب..!!..اصلاً لج میکنه باباتون رو در میاره…ساده بگیرینش تا آسوده باشید…مشکل یه جوری آخرش حل میشه…مهم اینه که با هم و کنار هم باشین…
  2. ارزش احساس های مثبت پرفسور ب.فردریکسن، نظریه جدیدی در زمینه احساس های مثبت مطرح کرده است. این نظریه می کوشد به این سوال پاسخ دهد که: « احساس های مثبت به چه درد می خورند؟» در این جا سعی می کنیم این نظریه را به زبانی ساده بیان کنیم: برعکس احساس های منفی که در حل مشکلات جدی و مرتبط با مرگ و زندگی بشر او را یاری می دهند، احساس های مثبت به حل مسایل مرتبط با رشد و شکوفایی فردی به کمک ما می آیند. تجربه کردن احساسات مثبت، به حالت های ذهنی و رفتارهایی منتهی می شود که به نحو غیرمستقیم فرد را برای مواجهه با مشکلات بعدی آماده می کند. این احساس ها به جای محدود کردن انتخاب های ما به یک ما چند عمل اضطراری، دامنه آنها را گسترده تر می کنند و به این ترتیب، مهارت ها، توانایی ها و عقایدی پایدار در فرد ایجاد می کنند که در مسیر رشد و شکوفایی او را یاری می دهند... [/url] ● تاثیر کوتاه مدت احساس های مثبت احساس های مثبت باعث می شود ذهن ما در هنگام تصمیم گیری، بازتر و پذیراتر عمل کند. بدین معنی که توجه فرد به مسایل بیشتری جلب می شود و گزینه های بیشتری را در نظر می گیرد. در حالی که احساس های منفی، با توجه به موقعیت های اورژانسی که آن ها را ایجاد می کنند، ذهن انسان را تا حد زیادی بسته می کند و در نتیجه، دامنه انتخاب ما را به حداقل می رساند. احسا س های مثبت در موقعیت هایی اتفاق می افتد که نیازی به یک واکنش سریع نیست، در نتیجه ذهن ما فرصت دارد اطلاعات جدید را بررسی کند، گزینه های متعدد را در نظر بگیرد و به دنبال امتحان کردن راه های جدید و خلاقانه باشد، و این دقیقا همن اثر کوتاه مدت و فوری احساس های مثبت است. به عنوان مثال احساس شادی در ما نیاز به بازی کردن، کنار زدن محدودیت ها و ارتقای سطح خلاقیت، چه از لحاظ اجتماعی و فیزیکی و چه از لحاظ فکری و هنری، ایجاد می کند، یا احساس علاقه، نیاز به جستجو و کسب تجارت و اطلاعات جدید را به وجود می آورد.
  3. زمان انجام ورزش چربی می سوزانم. اما قسمت میانی بدنم همچنان چاق است. چگونه می توانم سایز دور کمر خود را کاهش دهم؟ سوال: احساس می کنم که چربی می سوزانم، اما هنوز شکمم چاق است. زمانی که ورزش های مربوط به شکم را انجام می دهم، ماهیچه هایم سخت به کار گرفته می شوند- پس چرا هنوز شکمی فربه دارم؟ پاسخ داده شده توسط مارتیکاهینر پرسش: زمان انجام ورزش چربی می سوزانم. اما قسمت میانی بدنم همچنان چاق است. چگونه می توانم سایز دور کمر خود را کاهش دهم؟ پاسخ: آن چربی سوزاندنی که زمان تکرار ورزش های مربوط به شکم است، یا موقع فشردن ماهیچه ها و نگه داشتن آنها برای مدتی، سوزاندن چربی های شکم نیست. به طور ساده آن سوزاندن نتیجه خسته شدن ماهیچه ها و منقبض ساختن موقتی آنها که جریان خون در آن قسمت مسدود می گردد، می باشد. این تاثیر گمراه کننده است و خیلی از مردم می پندارند با انجام ورزش های شکمی، چربی قسمت میانی بدن خود را می سوزانند. ورزش های شکمی برای کاهش چربی شکم، کالری کافی نمی سوزانند. واقعیت این است که با انجام فعالیت هایی همچون پیاده روی و دویدن- نه فقط منقبض ساختن ماهیچه های شکمی- می توانید چربی شکم را کاهش دهید. ورزش های شکمی به نظر می رسد موثر باشند، اما نه به آن اندازه که بعضی مردم می پندارند. ورزش های شکمی باعث مقاومت و استحکام ماهیچه ها می گردند. اما برای کاهش چربی شکم، کالری به اندازه کافی نمی سوزانند. لذا اگر چربی اطراف این ماهیچه ها دارید، آن قسمت شل، چاق و پهن به نظر می رسد، حتی اگر شکمی قوی داشته باشید. اگر به طور مرتب ورزش های شکمی را انجام دهید، شاید شانس شما این است که شکمی به نسبت کوچک تر داشته باشید- اما چربی هایی در لایه های زیرین دفن شده باشند. ورزش زیر را امتحان کنید: در صندلی خود به طور وارفته بنشینید- نوک انگشتان خود را بالای شکم قرار دهید. احتمالا خمیر مانند احساس شود، به ویژه اگر چربی در آن قسمت بیشتر باشد. به طور عمیق فشار دهید تا ماهیچه های شکم را لمس نمایید. حالا صاف بنشینید، متوجه می شوید که شکم پهن می گردد، واقعا به خاطر صاف کردن ستون فقرات است. همچنین زمانی که دنده های خود را از لگن خاصره بالا می آورید ماهیچه های شکم سفت می شوند. اگر احساس استواری می کنید، شاید ماهیچه های شکمی به نسبت قوی دارید. اما اگر نمی توانید آنها را ببینید، این به این دلیل نیست که وجود ندارند. بلکه به خاطر مخفی و احاطه شدن به وسیله چربی می باشد. چرا ورزش های شکمی برای کاهش چربی به اندازه کافی کالری نمی سوزانند؟ اگر ورزش های شکمی می توانستند به اندازه کافی کالری مصرف کنند تا چربی اضافی را بسوزانند، پس ممکن بود که چربی شکم را کاهش دهند. اما انقباضات ماهیچه های شکم مستلزم مصرف انرژی خیلی کمی هستند، زیرا ماهیچه هایی کوچک هستند و یک قسمت کوچک از بدن را حرکت می دهند. در حقیقت، به پشت دراز کشیدن و انجام یک حرکت یا تکان دادن پا و بلند کردن شانه به ندرت کالری بیشتری نسبت به دراز کشیدن و هیچ حرکتی نداشتن، می سوزاند. در زمان استراحت، بدن در حدود 1 یا 2/1,1 کالری در دقیقه می سوزاند. در ورزش های شکمی، زمانی که به پشت دراز می کشید، در حدود 2 کالری در دقیقه سوزانده می شود. آن سوزاندنی که شما احساس می کنید، خستگی ماهیچه هاست، نه مصرف انرژی کافی یا سوزاندن مقداری چربی. زمانی که به یکباره ماهیچه های زیادی را به کار می گیرید تا کل بدن را به حرکت درآورید، کالری بیشتری می سوزانید. مثلا، در یک پیاده روی تند یا تقلا روی دستگاه ورزشی، تقریبا هر دقیقه 8 تا 15 کالری می سوزانید. لذا، با انجام این ورزش ها کالری و چربی بیشتری را حذف می نمایید، نسبت به زمانی که 30 دقیقه دراز و نشست می کنید. ورزش های قلبی، چربی شکمی را می سوزانند. تحقیقی این موضوع را به اثبات رساند. هیچ مدرکی وجود ندارد که بگوید ورزش های استقامتی ماهیچه ای چربی بیشتری می سوزاند. از طرف دیگر ورزش قلبی، چربی های کل بدن را می سوزانند- به خصوص چربی شکمی را. در تحقیقی، در مجله Applied physiology، از 175 مرد و زن خیلی چاق که کلسترول بد خون آنها بالا بود، خواسته شد به مدت 8 ماه ورزش کنند. اینان ورزش های قلبی انجام دادند، مثل پیاده روی 12 مایلی در هفته یا دویدن 12 تا 20 مایل در هفته. ورزش کردن با شدت کم یا زیاد در مدتی کوتاهتر از افزایش چربی شکمی جلوگیری می نماید. آنهایی بیشتر ورزش می کردند (در حدود 20 مایل در هفته) نه تنها در سال چربی اضافه نکردند بلکه به طور میانگین 7 درصد از چربی عمقی و ظاهری شکم خود را کاهش دادند. گروه کنترل هم که ورزش نکردند 9 درصد چربی به شکم آنها افزوده شد. در تحقیقی دیگر در سال 2007، دویست مرد و زن بد هیکل که 40 و 75 ساله بودند مورد بررسی قرار گرفتند. از شرکت کنندگان خواسته شد که ورزش های قلبی را در حدود یک ساعت روزانه و 6 روز در هفته به مدت یک سال انجام دهند (12 هفته طول کشید تا آن یک ساعت را بتوانند به طور کامل انجام دهند). این افراد از تردمیل، دوچرخه، پارو و دستگاههای بیضی شکل استفاده نمودند. هم در مردان و هم در زنان، چربی داخل شکم آنها کاهش یافت (در زنان 5/5 درصد از چربی شکم آنها و در مردان 5/7 درصد). از ورزش کنندگان خواسته شد که در طی تحقیق عادات غذایی خود را تغییر ندهند، تا تاثیر ورزش به تنهایی مشخص شود، نه رژیم غذایی. نکته آخر: برای لاغر کردن شکم، زمان بیشتری را صرف انجام ورزش های قلبی کنید. متاسفانه، هنوز علم مشخص نکرده است که کجای بدن چربی سوزانده می شود. بعضی افراد چربی صورت یا بازوانشان سوزانده می شود، در حالیکه در دیگران چربی شکم یا ران آنها. اما مهم نیست، فقط به مدد ورزش های قلبی چربی اندوخته شده در بدن خود را کاهش دهید.
  4. Captain_K2

    احساس پسرانه

    دوره نوجوانی یکی از پرفراز و نشیب ترین دوران های زندگی هر فرد است. شناخت هویت، درک هستی، شناخت جایگاه اجتماعی، شکل گیری اهداف در این مقطع رخ می دهد و نوجوان اولین گام ها را در تکامل شخصیت خود برمی دارد. والدین همواره با استفاده از تجربیات دیگران یاد می گیرند که برخی رفتارها، حرف ها و عکس العمل های نوجوان خود را ناشی از قرار گرفتن در دوره نوجوانی قلمداد کنند و به خود بقبولانند که آن ها به مقتضای سن است. هر چند در دوره های تکامل رشد شخصیت انسان، این امر بدیهی است اما نمی توان به سادگی از کنار این امر گذشت. نوجوان واقعیت این است که بسیاری از والدین از روان شناسی کودک اطلاعات چندانی ندارند و از ویژگی های دوران نوجوانی جز پرخاشگری، پیدا شدن اولین علایم بلوغ و عصبی بودن چیزی نمی دانند. در این میان برخی باورهای غلط درباره دختران و پسران نوجوان توسط والدین گذر از این دوران را برای آن ها دشوارتر می کند. واقعیت این است که نوجوان در این دوره از زندگی از نظر جسمانی در حال رشد، از نظر عاطفی نارس، از لحاظ تجربه محدود و از نظر فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده و تحتتاثیر است. ناآگاهی و بی توجهی والدین به تغییرات روانی در این دوره ممکن است منجر به بروز اختلافات خانوادگی و اجتماعی و منشاء بسیاری از انحرافات اخلاقی در نوجوان شود. برای درک دنیای روانی نوجوانان باید بدانیم که او در این دوران بسیار جسور، زودرنج، درون گرا، خودرای و برتری طلب می شود. عقاید خود را محکم تر و آشکارتر بیان می کند، تمایل دارد با دوستان خود درددل کند، آزادی عمل داشته باشد و مورد تایید قرار گیرد، آرمان جوست و معتقد است که می تواند دنیا را مطابق معیارهای خود عوض کند به همین جهت دست به کارهای افراطی می زند که از جانب دیگران غیرعادی تلقی می شود. تنهایی یکی از ویژگی های نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست. در این دوره شکل ظاهری بدن به خصوص چهره اهمیت زیادی پیدا می کند و عزت نفس را تحت تاثیر قرار می دهد. نوجوان احساس پذیرفته شدن از سوی همسالان را دوست دارد. بسیاری از مواقع والدین تصور می کنند نباید احساسات منفی نوجوان را تایید کرد در صورتی که این کار به سلامت روانی نوجوان لطمه می زند. در این میان پسران نوجوان به علت برخی نگرش های غلط بیشتر تحت فشار قرار دارند. اکثر والدین به غلط تصور می کنند که پسران نوجوان نیاز به دوست صمیمی برای ابراز احساسات و عواطف خود ندارند و دختران عاطفی تر هستند. به گمان آن ها دوست صمیمی برای دختر نوجوان برای شراکت در اسرار خصوصی ضروری است اما پسران برای تفریح و ورزش و سرگرمی به دوست نیاز دارند نه ابراز احساسات و عواطف. اما طبق تحقیقات مشخص شده است که پسران بین سنین 16 تا 17 ساله همانند دختران به یک دوست صمیمی برای ابراز احساسات نیاز دارند. دوستی که با او درد دل کنند. در غیر این صورت در بزرگسالی نخواهند توانست رابطه دنباله دار و مثبتی با دوستان برقرار کنند و دچار عوارض این تنهایی خواهند شد. بنابراین بهتر است این تصور غلط که فقط دختران احساساتی هستند را کنار بگذاریم. همچنان که دکتر نسرین امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک می گوید: در روند رشد و تکامل عاطفی نیاز داریم احساسات را درک کنیم و آن ها را بروز دهیم. هر کدام از این مراحل به طور مستقیم سلامت روانی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. نوجوان اختلال در این روند می تواند به اختلالات مختلف روانی و اضطرابی در فرد بینجامد. بنابراین والدین توجه داشته باشند باید احساسات و عواطف را در بچه ها برچسب بزنند یعنی نوجوان بداند احساس خشم، اندوه، شادی، ناامیدی احساساتی طبیعی هستند و او باید این احساسات را تجربه کند. همچنین والدین باید احساسات بچه ها را درک کنند نه این که آن را رد کنند. به عنوان مثال اگر نوجوانی احساس ناامیدی می کند و آن را به والدینش می گوید، نباید والدین آن را انکار کنند، در بسیاری از مواقع والدین تصور می کنند نباید احساسات منفی نوجوان را تایید کرد در صورتی که این کار به سلامت روانی نوجوان لطمه می زند. باید یاد بگیریم احساسات منفی نوجوان را درک کنیم و به او اجازه دهیم احساسات خود را بروز دهد. نوجوان نباید به خاطر احساس بدی که دارد مورد سرزنش واقع شود بلکه باید سعی کرد با آرامش مهر تایید بر احساس او زد و سپس به او در غلبه بر احساسش کمک کرد. دکتر امیری با رد تفاوت احساسات در دختر و پسر می گوید: از این لحاظ هیچ تفاوتی بین دو جنس وجود ندارد و پسران همان قدر نیاز به ابراز و درک احساسات خود دارند که دختران. بسیاری تصور می کنند که از آن جا که تمایل به داشتن قدرت بیشتر در پسران دیده می شود، پس نیاز به احساس در آن ها کمتر است در حالی که احساس، به قدرت ربطی ندارد و دیده شده که آدم های قدرتمند، احساسات قوی تری داشته اند. همه انسان ها به بروز احساسات و درک احساساتشان از جانب دیگران نیاز دارند. والدین توجه داشته باشند که وقتی مانع ابراز احساسات پسر نوجوان خود می شوند دو اتفاق ممکن است بیفتد؛ یا او باید احساسات خود را انکار کند که در آن صورت ممکن است دچاراختلالات شخصیتی شود و یا این که برای بروز آن ها به شیوه های دیگری متوسل شود که از نظر فرهنگی برای جنس او پسندیده تر است، مثل پرخاشگری. درست به همین دلیل است که پرخاشگری در نوجوانان پسر بسیار بیشتر از نوجوانان دختر است، ممکن است به جای پرخاشگری با درونی کردن احساسات، به افسردگی و اضطراب مبتلا شود. چنین نوجوانی منزوی می شود و از خانواده دوری می کند .بنابراین بهتر است والدین احساسات و هیجانات مثبت و منفی او را انکار نکنند، بلکه بستری فراهم کنند تا نوجوان بتواند احساسات خود را ابراز کند. پسران نوجوانی که یک یا چند دوست صمیمی ندارند بیشتر در خطر خودکشی و ابتلا به افسردگی قرار دارند. از طرف دیگر یکی از مهم ترین شاخصه های بهداشت روانی پسران نوجوان داشتن دوست صمیمی است. به نوشته رویترز، پروفسور «Way» در تحقیقات خود دریافت برقراری روابط صمیمانه در تکامل احساس ارزشمندی و تعامل با اجتماع نقش اساسی دارد. بنابراین لازم است نیاز نوجوانان پسر برای داشتن یک دوست صمیمی توسط والدین به رسمیت شناخته شود. اما همین که نوجوان به سن 16و 17سالگی می رسد با غلبه بر احساسات خود و کنترل آن ها اقدام به الگوپذیری از جامعه می کند. او قهرمانان خیالی که خودمتکی، مستقل، بدون احساس و تنها هستند را الگو قرار می دهد. این همان تصویر غلطی است که جامعه از یک مرد ایده آل در ذهن پسران نوجوان ایجاد می کند. نوجوان درست در همین سنین است که آمار خودکشی نوجوانان پسر بالاست و پرخاشگری، تمایل به رفتارهای ضداجتماعی، اختلالات اضطرابی و افسردگی در آن ها به وفور مشاهده می شود. طبق تحقیقات مشخص شده پسران نوجوانی که یک یا چند دوست صمیمی ندارند بیشتر در خطر خودکشی و ابتلا به افسردگی قرار دارند. نکته این جاست که احساس غم و اندوه و تنهایی ازدواج آ ن ها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. زیرا یک مرد موفق برای داشتن یک زندگی شاد نه فقط به یک همسر مناسب و فرزندان موفق بلکه به دوستان صمیمی و قدیمی نیاز دارد. جدایی ناگهانی برخی مردان از همسران خود گاه ریشه در این موضوع دارد. آن ها در واقع نتوانسته اند خلاء یک دوست خوب را با هیچ چیزی در زندگی پر کنند و آن چه ساخته اند خراب می کنند تا بتوانند آن گمشده خود را که یک دوست صمیمی است بیابند. بنابراین به والدین توصیه می شود از واکنش های کلیشه ای مثل عبارت «مرد که گریه نمی کند» در مورد پسر نوجوان خود بپرهیزند. با احساسات او همدلی کنند و به آن ها احترام بگذارند. الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و او را تشویق کنند تا دوستان صمیمی برای خود پیدا کند و احساساتش را برای آن ها بیان کند.
  5. الف _ احساس مورد تمسخر قرار گرفتن از طرفِ چیزهای بی جان این احساس که مدادی بر زمین می افتد یا کشویی که باز نمی شود با هدف مشخصی خواسته های فرد را ناکام می گذارند . ناکامی و سرخوردگی حاصل از شیء بی جان با این حس که این شی ء فرد را تحقیر می کند تشدید می شود . این شیء به شی ء ای مأیوس کننده عمل می کند تا نشان دهد که به هوش فرد یا شأن و مقامش احترام نمی گذارد و در زمینۀ این امور با این فرد و دیگرانی که اورا قبول دارند هم عقیده نیست . مثلأ : وقتی آسیب می بینیم ، وسوسه می شویم که اعتقاد پیدا کنیم چیزی که به ما آسیب زده ” عامدانه ” این کار را کرده است . وسوسه می شویم از جمله ای که بندهایش با ” و ” به هم مرتبطند به جمله ای برسیم که بندهایش با ” برای اینکه ” به یکدیگر مرتبطند؛ یعنی از این فکر که ” مداد از روی میز افتاد و من حالا عصبانی هستم ” به این عقیده برسیم که ” مداد از روی میز افتاد برای اینکه مرا عصبانی کند ” ! ب_ احساس مورد تمسخر قرار گرفتن از طرفِ جانداران چنین احساسی از ” عجز و فرومایگی ” افراد سرچشمه می گیرد . چنین افرادی منتظر توهین دیگران هستند و پشت این آمادگی ، این ترس نهفته بود که شاید سزاوار تمسخر هستند . وقتی ظن می بریم که هدف مناسبی برای آسیب دیدن هستیم ، چندان دشوار نیست که به این عقیده برسیم که کسی یا چیزی می خواهد به ما آسیب بزند. ” فلانی به من اجازۀ ملاقات نداد ، ولی به بقیه اجازۀ ملاقات داد ” ؛ ” او با تکبر و سردی با من برخورد کرد یا صریحأ به حرفم خندید ” ؛ او به من صدر مجلس را تعارف نکرد ، بلکه مرا دم در نشاند ” ممکن است این وقایع دلایل ساده ای داشته باشند . او امروز به من اجازۀ ملاقات نداد ، زیرا می خواست مرا هفتۀ بعد ببیند . به نظر می رسید که او به من می خندد ، ولی این تیک عصبی صورتش بود . اما وقتی دچار عجز و فرومایگی باشیم این ها اولین تبیین هایی نیست که به فکر ما می رسد . پس باید دربارۀ احساسات ابتدایی خود تأمل کنیم و بی درنگ بر اساس دستورهای آنها عمل نکنیم . باید از خود بپرسیم اگر کسی جواب نامه ای را نداد ، آیا قطعأ می خواسته مارا ناراحت کند ، و آیا کلیدهای گمشده قطعأ دزدیده شده اند ؟! برای سنجش سطوح درونی نفرت ما از خویش و دوستی ما با خود راه ساده ای وجود دارد : باید ببینیم چگونه به سر و صدا واکنش نشان می دهیم . شخصی نزدیک ورزشگاهی زندگی می کرد . دیوارهای خانۀ او نازک و سر و صدا همیشگی بود . او این شرایط را اینگونه شرح می دهد : تصور کن چه صداهای گوناگونی در گوشم می پیچد! برای مثال وقتی ورزشکاری با چرخاندن وزنه های سربی سرگرم ورزش است ، وقتی او به شدت مشغول کار است یا تظاهر به آن می کند ، می توان صدای غرغر او را بشنوم و هر وقت نفس محبوس خود را آزاد می کند می توان صدای نفس نفس زدن های خس خس مانند تیز او را بشنوم . وقتی توجهم به فرد کم تر فعالی جلب می شود که از مشت و مال معمولی خوشحال است ، می توانم صدای ضربات دستی را که شانه های او را مشت و مال می دهد بشنوم . به اینها باید دستگیری گاه و بی گاه جیب بری را اضافه کرد و نیز صدای شخصی را که همیشه دوست دارد صدای خود را در حمام بشنود ؛ آرایشگر با صدای گوشخراش بلندش و … برای اینکه آرام باشیم و آرامش داشته باشیم ، باید اطمینان داشته باشیم که آنهایی که سر و صدا می کنند هیچ چیزی دربارۀ ما نمی دانند . باید بین سر و صدای بیرونی و درونی تفاوت قائل شد . ما نباید وارد سناریو هایی بشویم که تفاسیر خوشبینانه ای از انگیزه های دیگران ندارند. ازاین پس ، سر و صدا هرگز خوشایند نخواهد بود و لزومی نخواهد داشت که ما را عصبانی کند: اشکالی ندارد که بیرون ، همه جا و همه کس شلوغ باشند .مشروط به اینکه در درون ما هیچ آشفتگی وجود نداشته باشد . منبع : کتاب تسلی بخشی های فلسفه
  6. [align=justify] از احساس درونی خود پیروی کنید گاهی توصیف چگونگی و چرایی این حس درونی بسیار مشکل است، اما ما میدانیم که: دوستمان تمام حقیقت را به ما نمیگوید، برنامه تعطیلات را برای دو هفته آینده بگذاریم خوب است نه ماه آینده و تغییر شغل از کار A به کار B برایمان رضایت بیشتری به همراه خواهد داشت. هر کسی این حس را به نامی میشناسد، نوعی غریزه، پیشگویی یا تنها یک احساس خاص، این حس، همان شهود و درک بی واسطه شما از وقایع است و هنگامی که این صدای کوچک ذهن شما را تسخیر میکند میتواند گیج کننده، بازدارنده و حتی ترسناک باشد. لین رابینسون (Lynn Robinson)، نویسنده کتاب "شهود ربانی: راهنمای شما در بنا کردن زندگی محبوبتان" (Divine Intuition: Your Guide to Creating a Life You Love) درباره برقراری ارتباط و اعتماد به این حس درونی توضیحاتی داده است. شهود، درست مانند یک سیستم مسیریاب درونی است. زمانی که بدانید مقصدتان کجاست، این سیستم راه رسیدن به آنرا به شما نشان خواهد داد. ۱) ذهن خود را آرام کنید تا صدای درونی خود را بشنوید. کمتر پیش می آید که ما صدای درون خود را در لحظه ای که به آن نیاز داریم بشنویم. هنگامی که تحت فشار و عصبی هستید، صداهای آزار دهنده دیگری (همسر، مادر، رئیس و...) ندای درونتان را در خود غرق میکند و این احتمال وجود دارد که با امواج شدید "بایدها" به سمت نادرستی حرکت کرده و ندانید واقعا چه میخواهید. ذهن ما در زمانی که مشغول استراحت بوده و آرامش دارد بسیار بیشتر از زمانی که در اوج یک واقعه پرتنش واقع شده شفاف و دقیق است. پس با درنظر گرفتن زمانهایی برای خارج شدن از حال و هوای وظایف زندگی، این آرامش ذهنی را برای خود ایجاد کنید. برای قدم زدنی کوتاه از خانه یا محل کار خود خارج شوید یا پنج دقیقه درب اتاق خود را بسته، در آرامش فکر کنید. اگر عادت کنید با درون خود همراه شوید، خواهید توانست با ذهنی باز و همراه با آرامش در مقابل منفی بافیها و "بایدها" ایستادگی کرده و صدای درون خود را بشنوید. ۲) پرسشتان را از ندای درونتان بپرسید و به پاسخ آن عمل کنید برای ایجاد اعتماد به حس درونی خود در زمان مواجهه با تصمیمات مهم، آنرا در مورد مسائل کم خطر بیازمایید. در مورد امور روزانه سرسری تصمیم نگیرید و توجه کامل خود را به آنها معطوف کنید. به جای اینکه از خود بپرسید شام چی داریم؟ فکر کنید چه غذایی برای شام دلچسب تر است؟ سپس به سراغ موضوعات جدیتر بروید: چگونه میتوان کاری کنم که دخترم انقدر خجالتی نباشد؟ آیا با زندگی در نزدیکی خانواده شادتر خواهم بود؟ این پرسشها را در پس ذهن خود نگه دارید و هنگامی که حس شهود به سراغتان آمد، آنها را مطرح کنید. هنگامی که به راهنمایی خواستن خو گرفتید، به آن ادامه دهید و گام به گام پیش بروید. به گفته رابینسون :"افراد از پیروی حس درونی خود واهمه دارند زیرا این کار به تغییر منجر میشود." اما تغییر لزوما نباید آنی باشد. اگر ندای ذهنتان میگوید زمان تغییر شغل فرا رسیده است، یک راست به دفتر رئیس نروید و استعفا بدهید، بلکه ابتدا رزومه خود را به روز درآورده و تحقیق کنید که درحال حاضر کار مناسب و بهتر وجود دارد یا خیر. ۳) احساس واقعی درک درونی را بشناسید درک درونی-شهود یا صدای درون- نوعی بینش سریع و آنی معنا شده است، اما این حالت با واکنشهای سریع مرتبط با ترس، خشم و اندوه متفاوت است. برای مثال، یکی از همکاران جدیدتان از شما دعوت میکند که یک قهوه با او بنوشید و شما بلافاصله این دعوت را رد میکنید. رد دعوت او به این دلیل نیست که ندای درونتان میگوید: "از او خوشم نمی آید"، بلکه این ترس شماست که میپرسد: "نکند او از من خوشش نیاید".دفعه بعد، هنگامی که در چنین موقعیتی قرار گرفتید، به جای پاسخ فوری، پاسخ دادن را به بهانه چک کردن برنامه کارتان کمی عقب بیاندازید و از خودتان بپرسید که آیا این همکار تازه، میتواند دوست جدیدی هم باشد؟ ۴) جنبه منطقی خود را از دست ندهید رابنسون میگوید:"من هرگز به مردم نمیگویم که تنها بر حس درونی خود اتکا کنند. همه ما دارای جنبه های عقلانی و منطقی هستیم که وجودشان دلیلی دارد." پس، به ندای درون خود اعتماد کنید و واقعیات را نیز بسنجید. برای مثال، اگر قصد جابجایی دارید و احساس میکنید در یک شهر خاص خوشبخت خواهید بود، ابتدا گشتی در آن بزنید، از هزینه زندگی، امکانات شغلی و همچنین شرایط مدارس آن باخبر شوید و ببینید که با توجه به این اطلاعات همچنان ذوق جابجایی در وجودتان هست یا خیر. ۵) به خود اعتماد داشته باشید این کار مشکل تر از آنست که تصور میکنید. هرچه باشد، مگر ما که هستیم که بتوانیم تمام پاسخها را بدانیم؟ اما، ۶۲ درصد از مدیران موفق در یک نظرخواهی اعلام کرده اند که بیشتر تصمیمات خود را بر اساس ندای درون خود به انجام رسانده اند. از دفعاتی که بر اساس شهود عمل کرده و نتیجه درست از کار درآمده، فهرستی تهیه کنید و هر زمان که احساس عدم اطمینان داشتید به آن مراجعه کنید. هرچه بیشتر در زمینه تشخیص، گوش سپردن و عمل کردن به ندای درون خود تمرین کنید، بیشتر به آن اطمینان یافته و به ساختن زندگی محبوب خود نزدیکتر میشوید.[/align]
  7. scafild

    من به یک احساس خالی دلخوشم

    من به یک احساس خالی دلخوشم من به یک احساس خالی دلخوشم من به گل های خیالی دلخوشم در کنار سفره اسطوره ها من به یک ظرف سفالی دلخوشم مثل اندوه کویر و بغض خاک با خیال آبسالی دلخوشم سر نهم بر بالش اندوه خویش با همین افسرده حالی دل خوشم در هجوم رنگ در فصل صدا با بهار نقش قالی دلخوشم آسمانم: حجم سرد یک قفس با غم آسوده بالی دلخوشم گرچه اهل این خیابان نیستم با هوای این حوالی دلخوشم
×
×
  • اضافه کردن...