رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اسلامی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. لیست مقالات بخش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در پایگاه ایرانی سلام عملیات ثامن الائمه - شکست حصر آبادان مروري بر عمليات محرم عملیات محمد رسول الله کنکاشی در سرودهای انقلاب اسلامی پرشکوه ترین پرواز تاریخ انقلاب دوازدهم بهمن ماه؛ ورود حضرت امام خمینی به میهن اسلامی آشنایی با دهه فجر انقلاب اسلامی یادمان ۳۰ سال انقلاب اسلامی شکوه و شگفتی های انقلاب اسلامی ایران ارکان انقلاب اسلامی نکاتی پیرامون مرحله انقلاب مفهوم شناسی انقلاب و اصلاحات آمریکا،اسرائیل و تشکیل ساواک انقلاب اسلامی و فتنه های دشمنان متن تابلو نوشته هاي جبهه و جنگ عبارت های آشنا جبهه و جنگ قدیمیترین سند مبارزاتی امام +عکس عکس:: از خمینی تا خامنه ای حزب دمکراتيک خلق حزب دمکراتيک نوين( شعله جاويد) حزب محفل ا نتظار( ستم ملي) بيوگرافي رهبر معظم انقلاب در 21 رمضان آمد و در 21 رمضان رفت+تصاویر علل وقوع جنگ تحمیلی و عدم پذیرش آتش بس پاسخ به دو پرسش درباره دفاع مقدس دفاع مقدس در اینترنت آشنایی با یادمانهای دفاع مقدس چه کسی اولین گلوله جنگ را شلیک کرد؟ سال شمار ۸ سال جنگ تحمیلی از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۷ نقش ارتش در جنگ هشت ساله حماسه های جاودان ۸ سال دفاع مقدس جریان خط شکن تبیین، دستاوردهای دفاع مقدس وصیتنامه کوچکترین رزمنده دفاع مقدس کلیپ های دفاع مقدس معرفی برخی شخصیت های بارز انقلاب اسلامی آغاز نهضت امام خمینی (ره) آشنایی با ارگان های دفاعی جمهوری اسلامی ایران آخرین وصیت نامه شهید رجایی
  2. آشنایی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) 2 اردیبهشت سال 1358 تاسیس شد. در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) به جوانان غیور و انقلابی ایران اسلامی، عدهای از دلسوختگان راستین و پیروان صدیق ولایت فقیه گردهم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پیریزی کردند. شاید در آن روزهای نخست که هدف سپاه را پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن مطرح میکردند، تصور نمیرفت که چه مسئولیت سنگین و رسالت خطیری به عهده این تشکیلات تازه تأسیس خواهد بود. اما از آنجا که محرک حضور در این نهاد خدمت بیشائبه به انقلاب اسلامی و اطاعت محض و عاشقانه از مقام والای ولایت فقیه بود جملگی به عنوان بازوی توانمند ولایت فقیه، خویشتن را برای هر نوع مأموریت محوله آماده کرده بودند. حضرت امام خمینی (ره) در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد مقدس را اعلام کردند و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی در جهت اهداف و آرمانهای والای انقلاب اسلامی است و نامگذاری سالروز ولادت سالار شهیدان به نام روز پاسدار از این جهت است که سپاه آرمانی بزرگ و مقدس دارد که حفاظت و نگهبانی از نظام و حکومتی است که براساس اسلام ناب محمدی (ص) برپا شده است و داعیه تحقق نسبی آن را در جهان امروزی دارد و دامنه این آرمان تا زمان حکومت عدل جهانی امام مهدی (عج) نیز گسترده است و بدین لحاظ سپاه در افقی فرازمند، دارای آرمانهای مکتبی، انسانی و جهانشمول که باید همیشه حرکت خود را بدان سوی جهت دهد. امام خمینی (ره) در مورد سپاه پاسداران فرمودند: سپاه پاسداران که رکنی بزرگ در پیروزی انقلاب اسلامی است، با اقتدا به مولای خود سید مظلومان علیه السلام، نجات بخش ملت ایران و اسلام عزیز از شبهای تاریک و ظلمانی ستمشاهی بوده و در پاسداری از انقلاب و هدفهای آن عاملی مؤثر و رکنی رکین بوده و هست. سپاه در دوران تشکیل، صرفا نیروی شهری به حساب میآمد که با توجه به شرایط خاص انقلابی در جامعه و پراکندگی قوای انتظامی، ماموریت حفظ نظم عمومی را عهده دار شده بود و در مقابل ضد انقلاب و منافقان به مبارزه میپرداخت. با اوجگیری دسیسههای دشمنان و گروهکهای ضدانقلاب در نقاطی چون کردستان، خوزستان و گنبد، سپاه پاسداران، برای مقابله با آنها بسیج شد و خصوصا در کردستان هنگامی که شورشهای مسلحانه در نقاط کوهستانی کردنشین متمرکز شد، سپاه به طور جدی مقابل اشرار و ضد انقلاب صف آرایی کرد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سپاه پاسداران بزرگترین افتخار خود را رقم زد و با وجود همه موانع در کنار ارتش به مبارزه علیه رژیم بعثی پرداخت. پس از جنگ تحمیلی نیز سپاه علاه بر فعالیتهای رزمی و دفاعی و آموزشی در عرصههای مختلف سازندگی از جمله سد سازی، راهسازی، پروژه های کشاورزی، تولید قطعات صنعتی و ... حضور فعال دارد. سپاه پاسداران اگر چه هویتی نظامی دارد اما نظامیگری در واقع یک بعد از ابعاد هویت مقدس این نهاد مکتبی - مردمی است و طبق اصل 150 قانون اساسی سپاه پاسداران وظیفه نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن را در همه شرایط دارد و در ابعاد مختلف معنوی، نظامی و علمی و ... در خدمت نظام اسلامی میباشد. منبع : همشهری
  3. آشنایی با سنت برگزاری جشن عید سعید فطر در مصر شب عید فطر مصریها اشعار خاصی میخوانند. نماز عید فطر در این کشور بسیار باشکوه برگزار میشود و صندوقهای پرداخت زکات فطریه در محل برگزاری نمازها مستقر میشوند. کیکهای عید فطر در عین بومی بودن از تنوع زیادی برخوردار است. برگزاری مسابقات ورزشی ازجمله اسبدوانی از مراسم خاص عید فطر در مصر است. تعطیلات عیدفطر در مصر از روز عید تا سوم شوال ادامه دارد.
  4. روزها نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن راوی: آقای یوسف یزدیان زمان کل: 9 ساعت و 53 دقیقه دانلود با لینک مستقیم: دانلود بخش اول (حجم: 56 MB) دانلود بخش دوم (حجم: 56 MB) دانلود بخش سوم (حجم: 56 MB) دانلود بخش چهارم (حجم:56 MB) دانلود بخش پنجم (حجم: 56 MB) دانلود بخش ششم (حجم: 55 MB) دانلود بخش هفتم (حجم: 55 MB) (Format: Mp3 Archive Type: RAR) چکیده ای از کتاب: بازگشت به گذشته‏های دور و نوشتن خاطره به چه معناست؟آیا می‏خواهیم از گذشته‏ای که دیگر در دست نیست شمایلی بسازیم و آن را به یادگار نگهداریم؟آیا می‏خواهیم چیزی به دیگران بیاموزیم؟ برای من هردو،و یا هر سه،و سوّمی آن این است که می‏خواهم به این گذشته چنگ‏ بزنم،تا آینده را بدان بیارمانم؛آیندهء دم‏زننده در هوای گرگ و میش،در شفق سربگون، و در دنیایی که به سوی غلظت و دودهای دوارانگیز روان است. بازگشت به گذشته،نوعی از بازشناخت خودست،حسابرسی از خود:که بوده‏ام،چه‏ کرده‏ام و چه هستم؟زیرا انسان به مرحله‏ای از عمر می‏رسد که باید قدری به حسابهایش...
  5. در روز 24 آبان 1358 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توسط مجلس خبرگان به تصویب رسید که ما بی مناسبت ندیدیم که متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را برای شما عزیران قرار دهیم فهرست مطالب مقدمه فصل اول-اصول کلی فصل دوم-زبان،خط،تاریخ و پرچم رسمی کشور فصل سوم-حقوق ملت فصل چهارم-اقتصاد و امور مالی فصل پنجم-حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن فصل ششم-قوه مقننه فصل هفتم-شوراها فصل هشتم-رهبر یا شورای رهبری فصل نهم-قوه مجریه -ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فصل دهم-سیاست خارجی فصل یازدهم-قوه قضائیه فصل دوازدهم-صدا و سیما فصل سیزدهم-شورای عالی امنیت ملی فصل چهاردهم-بازنگری در قانون اساسی
  6. اسامی 3299 نامزد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سراسر منتشر شد. به گزارش فارس، اسامی 3299 نامزد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از میان 3444 داوطلب سراسر کشور به شرح زیر است: 1 علی اصغر آبسالان 2 منصور آبیار 3 قدسیه آب شناس 4 علی آجودان زاده 5 غلامعلی آجورلو 6 غلامرضا آجورلو 7 میثم آذرسا 8 محمد آذربایجانی 9 اسداله آذری راد 10 حسین آذین 11 کورش آذرگشاسبی 12 هدی آراسته 13 سید علی اکبر آرامون 14 جواد آرین منش 15 منصور آرامی 16 رضا آریان پور 17 سمیه آرام 18 احمد آریائی نژاد 19 احمدعلی آزارش 20 محسن آزادبخت 21 ابراهیم آزادبخت 22 مجتبی آزادی اردکانی 23 علی محمد آزادی 24 سیاوش آزادی 25 محمد آشوری تازیانی 26 عزیز آشینه گر 27 رضا آشتیانی عراقی 28 محمد حسن آصفری 29 مصلحت آفتابی خطبه سرا 30 مرتضی آقاطهرانی 31 محمدرضا آقایی 32 سیف اله آقاجانی 33 ابوالقاسم آقائی جشفقانی 34 خلیل آقایی 35 معصومه آقامحمدی 36 مرتضی آقاعلی خانی 37 معصومه آقاپور علی شاهی 38 ابراهیم آقا محمدی 39 عبدالحمید آقا رحیمی شهر بابکی 40 علی اکبر آقائی مغانجوقی 41 مهدی آقائی 42 حبیب آقاجری 43 احمد آقامحمدی 44 محمد آقاجری 45 سعید آقاسی 46 سید ابراهیم آقازاده 47 سیدعلی آقازاده دافساری 48 علیرضا آقاگل زاده 49 ابوالفضل آقادادی 50 مهدی آگاه 51 محمد آگنه 52 علی آل کاظمی 53 فاطمه آلیا 54 سید محمد ادیب آل علی 55 عبدالغفار آل حبیب 56 اصغر آهنی ها 57 غلامحسن آهوئی 58 اشرف آهنگر سله نبی 59 مصطفی آهنگری 60 حسین آهنین جگر 61 امیر عباس آیت اللهی 62 مریم ابریشم کار 63 سید محمد جواد ابطحی 64 محمد حسین ابراهیمی خوراسگانی 65 زهرا اباصلتی 66 حسین ابراهیمی 67 مرتضی ابراهیمی راد 68 سید محمود ابطحی 69 رحمت ابراهیمی 70 محمد ابراهیمی 71 مهراب ابراهیمی 72 اسماعیل ابراهیمی 73 محسن ابراهیمی 74 سیدمحمد حسن ابوترابی فرد 75 یزدانقلی ابراهیمی 76 محمد ابوذری 77 محمود ابراهیمی کهنه قوچان 78 ابوالفضل ابوترابی 79 غلامرضا ابن سعیدی 80 سیداحمد ابراهیم خانی 81 سیدمحمود ابوالمعالی 82 مهناز ابراهیم زاده اصلی 83 مصطفی ابدالی حسنوند 84 علیرضا ابصری حقیقی 85 امراله ابراهیمی ورزنه 86 محمد رضا ابوئی مهریزی 87 مجید ابراهیمی سیریزی 88 علیرضا ابراهیمی گروی 89 حسن ابراهیمی یزدی 90 سیدابوالفضل ابوالفضلی 91 احمد اتابکی مهر 92 حسین اجرائی 93 محسن اجلی 94 علی محمد احمدی 95 اسماعیل احمدی 96 صادق احتشامی 97 سعید احسانی 98 وحید احمدی 99 سیدخلیل احمدی 100 وحید احمدی 101 سیدرضا احمدزاده 102 حسینعلی احمدی 103 موسی احمدزاده 104 یوسف احمدآبادی 105 اکبر احمری 106 هوشنگ احمدی سر صحرا 107 موسی احمدی 108 محمدروف احرابی 109 وحید احدنژاد 110 اسکندر احمد پور 111 عباس احمدی 112 مهدی احمدی اوندی 113 پروین احمدی نژاد 114 محمد احمدوند 115 عبدالحمید احمدپورخرمی 116 عبد الصمد احمد وند 117 نبی اله احمدی 118 فیروز احمدی 119 علی احمدی 120 صاحب احسن 121 طاهره احمدی 122 هادی احمدی 123 نورالدین احمدی 124 علی احمدپور مبارکه 125 علی احدی وند یاریجان سفلی 126 علی احمدیان 127 ملک مسعود احمدی 128 مهدی احمدلو 129 علی احمدزاده 130 مهرداد احمدی 131 عباس احمدی قزوینی 132 نصراله احمدی کلهرودی 133 قاسم احمدی لاشکی 134 سید محمد علی احمدی 135 محسن احمدی 136 سید علی احمدی 137 حسین احمدی 138 ادریس احمدی 139 سید محمد حسین احمدی 140 علی احمدی 141 آزاده احمدوند 142 شهباز احمدی 143 محمد علی احمدی 144 علیرضا احسانی نیا 145 سیدمحمدمهدی احمدی 146 عباس احمدی 147 قاسم احمدی آذر 148 جمیله احمدیان 149 شادمان احمدی نژاد رزدار 150 محمدرضا احمدی 151 محرمعلی احمدی خوشبو 152 علی احمدلو 153 عثمان احمدی 154 رضا احسن 155 طاهره احمدی 156 سید محمد رضا احمدی 157 سعید احمدی کیا 158 مهدی اخوان زنجانی 159 فرخ اختر یار آذر 160 حسن اختری 161 اسفندیار اختیاری کسنویه یزد 162 نادر اختگان 163 حسن اخگری 164 نیره اخوان بیطرف 165 مصطفی اختر شناس 166 فرشید اختری 167 زهرا اخوان نسب 168 آمنه اختردانش 169 ناصر اختیاری فریمانی 170 عباسعلی اختری 171 امیر مجتبی ادیب بهروز 172 سید علی ادیانی 173 ابراهیم ادیبی 174 سید علی ادیانی راد 175 صالح ادیبی 176 سید یار علی ادیانی 177 بهمن ادیب زاده 178 محسن ارکیا 179 ایوب ارغوانی 180 محمد اردهه 181 علیرضا ارجمند 182 حمید ارجمندفر 183 مریم اردبیلی 184 کاظم ارشادی مقدم 185 علی اردشیر لاریجانی 186 سعید اروندی 187 محمدسعید اربابی 188 شهرام ازادی 189 فاطمه اسکندری 190 رشید اسماعیل مراللو 191 هرمز اسدی کوه باد 192 مهدی اسدی ملردی 193 محمد اسدی رکابدارکلائی 194 علی اسدی 195 کریم اسلامدوست کاربند 196 حسین اسماعیلی 197 مرتضی اسماعیلیان 198 محمدرضا اسماعیلی هاشم آبادی 199 علی اسمعیلی حسین اباد 200 علیرضا اسماعیلی 201 فیصل اسبحی 202 نرگس اسکندری 203 محمد حسین استکی 204 غلامرضا اسمعیلی چمن آبادی 205 علیرضا اسماعیلی مازگر 206 علی اسماعیل پور 207 فرزاد اسماعیلی 208 غلامرضا اسمعیلی 209 غلامرضا اسدالهی 210 علیرضا اسلامی 211 سارکیس اسرائیلی استپانیان 212 شریف اسدی آلیکوهی 213 عبداله استواری 214 بهبود استواری 215 محمد اسماعیلی 216 محمد کاظم اسدیان کوهستانی 217 داریوش اسمعیلی 218 اسحق اسمعیلی 219 عبدالطیف اسمعیلی 220 حسن اسفندیار 221 سبزه گل اسدی بلداجی 222 شجاع اسرارپوش پیرسرائی 223 علی اسماعیلی 224 معصومه اسمعیلی 225 حمیدرضا اسدی 226 محمد علی اسفنانی 227 فاطمه استقامت 228 غفار اسماعیلی 229 غلامرضا اسلامی پناه 230 تقی اسدی 231 مرتضی استکی 232 محمدحسین استاداقا 233 مهدی اسماعیل پور 234 غلامرضا اسکندری 235 یونس اسدی 236 عزیز اسکندری 237 محمد اسماعیل نیاء 238 ولی اسماعیلی 239 علی اسفندانی 240 باباخان اسکندری 241 عباداله اسماعیلی 242 احمد اسدی 243 مصطفی اسدی 244 احمد اسکندری 245 مهین اسمعیل زائی 246 محمد اسماعیلی زاده 247 حمید اسکندری 248 اسماعیل اسلامی مرزنکلاته 249 ناصر اشرافی 250 عزت اله اشتری لرکی 251 مجید اصلاحی فتیده 252 نعمت اله اصلانی 253 محمدصادق اصغری کله سر 254 عباس اصلاحی 255 فریدون اصغری 256 قدرت اصغریان 257 حسن اصغری 258 سعید اصغری علائی 259 ضیاداله اعزازی ملکی 260 حسین اعرافی 261 علی اعمی ازغدی 262 سید نصرت اله اعتماد شیخ الاسلامی 263 وحید رضا اعتمادی مهرنجانی 264 محمد ابراهیم اعیانی 265 علی اصغر اعوانی 266 هادی اعلمی فریمان 267 سید علی افتخاری 268 مرتضی افسری 269 لاله افتخاری 270 صدیقه افروز 271 سید حامد افتخار زاده 272 غلام حسین افسری 273 احمد افرازه 274 مهدی افشاری 275 مرتضی افتخاری 276 امیرعطاالله افخمی 277 حسین افتخاری 278 سمیه افراسیابی خرامه 279 مصطفی افضلی فرد 280 سید علی اصغر افجه 281 محمدمهدی افشاری 282 شهروز افخمی 283 حسن افشار 284 علی افشاری 285 یداله افتخاری 286 حسن افراسیابی کشکولی 287 محمدصادق افتتاحی 288 سعید افراشته 289 نظر افضلی 290 سیده نرجس افتخاری 291 خدا کرم افکار 292 سید مصیب افتخاری 293 ابراهیم افرازه 294 اکبر افشاری 295 علیرضا اقتصاد 296 میررضا اقائی 297 زیبا اقبالی فینی 298 بهروز اکبری 299 سید محمد مهدی اکبری جدول قدم 300 رضا اکبرزاده 301 علی اکبری پور یسار 302 مصطفی اکبریان 303 زهرا اکبرپور 304 عزیز اکبریان 305 عبداله اکبرآبادی 306 محممد اکبری شمسی خان 307 نصرت الله اکوانیان 308 حسن اکبری 309 موسی اکبری مهنی 310 فلامرز اکبری بیلوئی 311 سیدحسین اکرامی 312 عبداله اکبریان 313 مصیب اکرمی شهرسبی 314 مصطفی اکبری قمصری 315 محسن اکبری 316 محرم اکبرزاده 317 مسعود اکبری جور 318 علی اکبری 319 علیرضا اکبری 320 عزت اله اکبری تالار پشتی 321 حسین اکبری مقدم 322 محمد اللهمرادی 323 سکینه الماسی 324 منصور الهی 325 حمیدرضا اله یاری 326 قلی اله قلی زاده 327 رحیم الهایی سحر 328 علی الهی 329 مختار الهامی اصل 330 علی اله دادیان 331 امین الله وردی پور 332 زهره الهیان 333 علی نقی امیری 334 قاسم امیر مجاهدی 335 نادر امیدی تکمه داش 336 علی امامی راد 337 جعفر امیری 338 عیسی امیدفر 339 غلامرضا امینی 340 کیوان امید فر 341 اکرم امیری 342 محسن امیدی 343 جهانبخش امینی 344 اسدالله امانی سقزچی 345 ناصر امیری زگلوجه 346 احمد امینی 347 علی اصغر امینی 348 اصغر امینی فرد 349 سید ناصر امامی میبدی 350 حسین امیری 351 نوشین امام وردی زاده 352 حمید رضا امینی 353 خداکرم امیرتیموری 354 رحیم امیری 355 عباسعلی امینیان 356 رسول امیر فتاحی ور نوسفادرانی 357 یعقوب امیردلیربناب 358 احمد امیر آبادی فراهانی 359 سید محسن امیر کلالی 360 حسین امیری خامکانی 361 حسن املائی خوزانی 362 اکبر امینی مهر 363 زینب مینا امیری مقدم 364 حمیدرضا امینی بفروئی 365 عیسی امامی 366 سیدرضا امیدخدا 367 سید حمزه امینی 368 حمید امیر حسینی 369 علی امری 370 یحیی امینی 371 آزاد امیدوار 372 عبداله امیری دوگاهه 373 الهام امین زاده 374 محمد رضا امیری کهنوج 375 ربابه انصاری طرقی 376 مصطفی انصاری 377 محمدسعید انصاری 378 مریم انوشیروانی 379 امیر هوشنگ انصاری 380 رقیه انصاری جعفری 381 مجید انصاری 382 داود انصاری شیخ محله 383 لورنس انویه تکیه 384 علیرضا انصاری چهارسوقی 385 ابراهیم انصاریان 386 منصور اورکی 387 محمدرضا اوجی 388 غلام حسن اورکی 389 فرهاد اورک 390 محمدرضا ایزدی 391 هدایت اله ایمانی 392 رحمت ایمانی 393 تاشجان ایرانی 394 ایوب ایوبی 395 علی ایرانپور 396 حالت قلی ایزدی 397 حجت ایراندوست شیرین سو 398 نرگس ایزدی 399 سعید ایزدی 400 مهدی ایمانی حسنلوئی 401 سیدنورالدین ایزدی 402 محمدعلی ایزدی 403 غلامرضا ایمانی 404 محمد قلی حاجی ایری 405 محمد رضا ایمانی 406 عادل ایمانی پرشکوه 407 عبدالجلال ایری 408 روح الله ایمانی یامچی 409 اکبر باقری 410 غلام محمد بامری 411 غلامرضا باغبانی 412 قاسمعلی بازآی 413 مجید با شعور سردرودیان 414 عبدالمهدی بابایی 415 مصطفی باغبانیان 416 درویشعلی بابائی بارکلائی 417 محمد باقری 418 محمدرضا باقرزاده اول 419 یداله باذلی 420 مریم باقری 421 ملیحه باقری 422 فرهاد باقری 423 اسداله بادامچیان 424 مهدی باسمچی 425 زهرا باقری 426 غضفر باقدم 427 محمد باتوانی 428 فتح اله باقری 429 عبدالله بازیار 430 میثم باقری حاجی آبادی 431 رستم بابامیر ساطحی 432 غفار باقرزاده 433 عباس باقری 434 روح الله بابائی صالح 435 ولی محمد بامری 436 علی باروتی ها 437 ابراهیم بازیان 438 امید رضا بارانی لنبانی 439 عزیزالله بابلی بهمئی 440 عبدالمحمد بابااحمدی میلانی 441 گل آفرین باقری 442 مجید بابایی 443 سید رضا باب الحوائجی 444 عنایت اله بابائی 445 محمد باغبان گل آبادی 446 یعقوب باقروند 447 زهرا بابری 448 موسی باقری 449 غلامحسین بابادی جلوگیری 450 مهرداد بائوج لاهوتی 451 عباس باقرپور نصرآباد 452 ابوالقاسم باغبان نژاد 453 اسمعیل بابائی 454 غلام محمد باغدار 455 هادی باقری 456 حمید باقری 457 محمدناصر بابائی 458 رضا بازرگان 459 مجید باقریان 460 داد رحمن بامری 461 علیرضا بااطلاع 462 حسن بامری 463 عبدالعظیم بازگیر 464 محمد مهدی باباپور گل افشانی 465 محمدرضا باهنر 466 یوناتن بت کلیا 467 عباس بحیرائی 468 امیرحسین بحری نجفی 469 لیلا بختیاری 470 علی مردان بخشی پور 471 محمدحسین بختیاری 472 علی بختیار 473 حمید بختیار 474 حسین بختیاری دربالا 475 احمد بخشایش اردستانی 476 زهرا بختیاری 477 علی بدیهی 478 علی بدیع زاده 479 ایوب بدراق نژاد 480 عبد الحسین بذری 481 مهرداد بذرپاش 482 علی بروغنی 483 مسعود برزگر جلالی 484 صادق برزگر بدر 485 محمد برزگر 486 عبدالصمد بردی پور 487 عبدالحسین برقی 488 علی برق پیما 489 شهروز برزگر کلشانی 490 محمدعلی براری دهکی 491 سعید برشان 492 نریمان برازی جمور 493 فرزاد برزگرجلیلی مقام 494 محمد مهدی برومندی 495 عبدالرضا براتی 496 حبیب برومند داش قاپو 497 سیده راحله برزگر 498 حسین برادران شرکا, 499 رضا برنگی 500 علاءالدین بروجردی 501 مریم برتنی 502 محمد مهدی برادران خلخالی 503 سعید برموده 504 محمدعلی برادران 505 یوسف برزگری 506 طاهره براز 507 سید علی محمد بزرگواری 508 محمد بزرگمهر 509 عبد الرحیم بزاز 510 فاطمه بسحاق 511 علی اکبر بسطامی 512 فرهاد بشارتی 513 محمد بشیر گنبدی 514 فرهاد بشیری 515 غلامحسن بشارتی 516 سید حسن بصری 517 عباس بقائی 518 حسین بکیان دو گاهه 519 روبرت بگلریان 520 ازیر بلوچ 521 احمد بلوکیان 522 کرامت بلاغی 523 محمود بلوچی 524 علی بنایی 525 علی بنی عگبه 526 مجید بنائی خلیل آباد 527 فرانکلین بنیامین فقی بیگلو 528 سید موسی بنی فاطمی خراسانی 529 محمود رضا بنی یعقوبی 530 پری ناز بنیسی 531 سید هاشم بنی هاشمی چهارم 532 ابوالفضل بورقانی فراهانی 533 احمد بوستانی 534 ابراهیم بوداغی 535 مرتضی علی بهمنی 536 محمد رضا بهروز 537 محمد بهرامی 538 خدابخش بهرامی 539 علیرضا بهشتی مقدم 540 علیرضا بهشتی روی 541 رامین به بم زاده 542 مهناز بهمنی 543 محمد بهرامی سیف آباد 544 خلیل بهرامی قصرچمی 545 فرهمند بهشتی پور 546 محمدباقر بهرامی 547 قاسم بهرامی زاده نظر آبادی 548 پرویز بهمئی 549 محمد بهمنی 550 سعید بهشتی 551 نسرین بهاروند 552 داود بهرامی 553 بهزاد بهرامی نسب 554 حسن بهرام نیا 555 خلیل بهروزی فر 556 رضا بهمنش 557 صفر علی بهادری 558 مینو بهرامپور 559 شمس اله بهمئی 560 بی بی زهرا بهشتی 561 لادن بهتوئی 562 ایوب بهمئی نژاد 563 بهجت اله بهرام نژاد 564 حسین بهمن آبادی 565 اعظم بهرامی همدانی 566 هاشم بهرامی نیا 567 جمشید بهلولی 568 روح اله بیگی ئیلانلو 569 حمداله بیگدلی فر 570 مریم بیاتی 571 علی بیک خراسانی نیا 572 حسن بیات 573 سید محمد بیاتیان 574 علی بیرانوند 575 احمد بیدی 576 رضا بیژنی 577 عبدالله بیاتی اشکفتکی 578 بهرام بیرانوند 579 سید طه بیات 580 احمد بیگدلی 581 احمد بیگدلی 582 مهدی بیکی 583 محمود بیات 584 رضا بیادی 585 ورهرام بیرامی 586 محمد علی بیک 587 ولی الله بیاتی 588 نقی بیکی 589 مهدی بیاتی 590 کوروش پاک بین 591 ایوب پاپری مقدم فرد 592 عباس پاپی زاده پالنگان 593 عبدالسلام پاکزاد 594 سیروس پاک فطرت 595 حسین پارسی 596 حمید پاکراه 597 سیدمهدی پارچینی پارچین 598 کامران پاک منش 599 پرستو پارسانیا 600 رسول پروین 601 پرویز پرتوی فر 602 حسین پرنون 603 غلامرضا پرچمی پور 604 محمدجواد پرهیزکار کراده 605 افشین پروین پور 606 سمیه پرورش 607 اله کرم پرنیان 608 شاهپور پرنیا 609 مسعود پزشکیان 610 نصراله پژمان فر 611 محمد باقر پشمی 612 حمیدرضا پشنگ 613 رجب پناهی 614 علی پناهی قشقای 615 حبیب پناهی زاده 616 حسین پناهی 617 حمید رضا پور رضا 618 عبداله پور آقائی 619 مجید پورحمیدی 620 علی پورآهنگر ثانی 621 اسفندیار پورقدیمی 622 میر طاهر پور پرتوی آلانق 623 غلامحسین پولادی 624 پیمان پور علی شارمی 625 علی پولادی وندا معروف به فولادی 626 محمدعلی پورمختار 627 سید محمد پورفاطمی 628 عباسعلی پوربافرانی 629 سید فرج پور فرجی 630 محمدرضا پورابراهیمی داورانی 631 عزیز اله پورکاظم زیاری زاده 632 سید علی پویان 633 عبداله پور مظاهری 634 سید علی پورهاشمی 635 شاپور پولادی 636 حمید پورباقر طرقبه 637 ابراهیم پورحسینی 638 علی پورجان اباد 639 سیدگلآقا پورعباس کیائی 640 رسول پورزمان 641 حسن پویا 642 علیرضا پورسلمانی 643 محمدسعید پوررضا 644 محمد مهدی پورغلامعلی 645 محمدرضا پهلوان نژاد 646 عباسعلی پیروی فاروجی 647 علی اشرف پیری 648 احمد پیروز مند 649 احمد پیرزاده 650 علی پیله چیان 651 حسین پیراسته 652 صباح پیری 653 کمال الدین پیرموذن 654 جواد پیرانی رازلیقی 655 مسعود پیرمرادیان 656 محمد حسن پیرزاده 657 محمد رضا پیشوائی 658 حسن تامینی لیچایی 659 سید محمود تاج زاده قهی 660 غلامرضا تاج گردون 661 احمدرضا تابع بردبار 662 محمد رضا تابش 663 محمدابراهیم تاجیک 664 مرجان تاج بخش تکمه داش 665 علی تاجدینی 666 زهرا تاجیک خاوه 667 محمد علی تابعی 668 مومن تاجمیری 669 پیمان تبلیغی 670 کاظم تبرائی 671 فرهاد تجری 672 فاطمه تجربه کار عربانی 673 افسر تدین خواه 674 محمدرضا ترکمن چه 675 شهاب ترابیان 676 خدیجه ترکمنی 677 مهدی ترکمنی 678 قدرت اله ترابی نژاد 679 اکبر ترکی 680 محمود ترکمانی 681 عبدالرضا ترابی 682 محمد مهدی تسخیری 683 اکبر تسبیحی 684 مرتضی تفریشی 685 تقی تقویان 686 علی تقی زاده 687 خدیجه تقی پور 688 احمد تقوی کارترپ 689 محمد تقدیری 690 محمد احسان تقی زاده 691 داود تقاضائی اول 692 جمشید تقی زاده 693 محمدرضا تقوی فرد 694 محمد حامد تقوی 695 علیرضا تکلو 696 محمود تک فلاح 697 مجید تلخابی 698 عبدالله تمیمی 699 محمد رضا تمیمی 700 سلیمان تنومند 701 حسن توکلی طرقی 702 نبی الله توکلی دانش 703 عنایت الله تورنگ 704 امیر توکلی رودی 705 نیما توکلی 706 رضا توکلی 707 احمد توکلی 708 علی توسلی 709 فرهاد توماج 710 داود توحیدی 711 محمد ناصر توسلی زاده 712 لقمان توکلی 713 سید محسن تولیت زواره 714 نصراله توزنده جانی 715 علی توحیدی 716 محمدتقی توکلی 717 افسانه توپچی 718 علی اصغر توکلی آسفیچی 719 ناهید تهرانی متین 720 حشمت الله تیرگیرمال خلیفه 721 کامیاب تیموری 722 بهرام تیموری 723 عباس تیموری 724 علیرضا ثابت مقدم 725 محمود ثابت دیزاوندی 726 محمد علی ثابت حاجیونی 727 عباس ثابتی 728 موسی الرضا ثروتی 729 نبی ثروت ثمرین 730 عباسعلی ثقفی 731 علی رضا ثمره کول 732 حمیدرضا ثمری خلج 733 مهدی جانمحمدی 734 نوروز جاویدی 735 جابر جادری 736 محمد رضا جانی 737 محمد رضا جابر انصاری 738 فاطمه جارچیان 739 عبداله جاویدپور 740 علیرضا جاوید 741 مهدی جانعلی زاده قزوینی 742 احمد جباری 743 عبدالرحمن جباری 744 غلامرضا جباری 745 شهریار جبل عاملی 746 یعقوب جدگال 747 حبیب جدیری صباغکار 748 ابوالقاسم جراره 749 جمشید جراره 750 حمیدرضا جزءمعلمی 751 شمس اله جشنی 752 رضا جعفر پور نصیر محله 753 سید مهدی جعفری 754 مرتضی جعفرخانی 755 طاهره جعفری مقدم 756 غلامحسین جعفری 757 جلیل جعفری بنه خلخال 758 مسعود جعفرپور 759 علی جعفری 760 علی اکبر جعفری 761 امیر محمد جعفری 762 مهین دخت جعفر ی نژاد 763 احمد جعفری 764 محمد جعفر زاده 765 غلامعلی جعفر زاده ایمن ابادی 766 صفیه جعفری 767 قاسم جعفری 768 محمد رضا جعفری 769 بیت اله جعفری 770 محمد جعفرزاده 771 صادق جعفرپور کلوری 772 جمشید جعفرپور 773 عزیزاله جعفری 774 علی مراد جعفری 775 علی اصغر جعفری 776 محمد جعفری فشارکی 777 علی جعفری دهکاء 778 محمد صادق جعفری 779 عیسی جعفری 780 بهروز جعفری 781 محمد جعفری 782 کمال جعفرنژاد 783 محمد جعفری 784 اتابک جعفری لور 785 محمد جواد جغتائی 786 رضا جلالی 787 علی محمد جلوه قاضیانی 788 مجید جلیل سرقلعه 789 محمدامین جلیلوند 790 کاظم جلالی 791 مححمد جلالی 792 عسکر جلالیان 793 سهیلا جلودارزاده 794 عبداله جلیلی 795 سید عباس جلادتی 796 جمیله جلوندانزاب 797 علی جلیلیان 798 رسول جلایر سرنقی 799 رسول جلیل زاده 800 حسین جلالی 801 محسن جلیلوند 802 اسماعیل جلیلی 803 رحمت اله جلالی میاندره 804 اسد اله جلیل سرقلعه 805 محمد جمشیدی اردشیری 806 محمود جمشیدوند 807 اصغر جمالی فرد 808 قادر جمالی 809 سعید جمشیدی 810 عبد الکریم جمیری 811 روح اله جمالوندی 812 علی جمال محمدی 813 عبدالعزیز جمشیدزهی 814 سعید جنامی 815 محمد رضا جواهری 816 هادی جودوی 817 عبدالکریم جوادی 818 احمد جوانشیراستیار 819 کاوه جوادی مجلج 820 احمد جولائی 821 علی جویا 822 سید جواد جوادی مقدم 823 عبدالرضا جودکی 824 مجید جوادی چهارراه 825 سید مهدی جولائی 826 علی جودی فر 827 شبیب جویجری 828 بتول جوانشیر 829 فرهاد جوانمردی 830 محمد صالح جوکار 831 رسول جوانعلی آذر 832 اکبر جوهری 833 حسین جوانمرد مرنی 834 قربانعلی جهاندیده دهنه سری 835 علی نقی جهانی 836 عبداله جهانشاهی نوکنده 837 آیت اله جهانی 838 جواد جهانگیرزاده 839 داود جهانبخش 840 دلشاد جهانبخشی پلکی 841 حسن جهانشاهی 842 احسان جهاندیده ثابت 843 روح الله جهانگیری 844 سید احمد جهانتاب 845 جعفر جهانگیری 846 علی چراغیان 847 اشرف چگنی 848 علی چگینی 849 محمد امین چلداوی 850 صدراله چمن 851 عبدالله چمن گلی 852 هاجر چنارانی 853 حسین چنارانی 854 داود چوگانیان 855 علیرضا چوپانی 856 علی نعمت چهاردولی 857 ذبیح الله چهارراهی 858 روح اله چهل مردیان 859 مرتضی چیت سازیان 860 رضا حاجی پور 861 قاسم حاجی محمدی تقرتپه 862 مجید رضا حاجی وثوق 863 حسینعلی حاجی دلیگانی 864 نادر حافظی 865 محمود حاجیان نصرآبادی 866 شکراله حاجیوند 867 محمد جواد حامد محجوب 868 محمد حسین حاجتی 869 رسول حامدیان اصفهانی 870 سیدحمیدرضا حاجی سیدجوادی 871 سید یوسف حاجی اصغری 872 نبی ا... حاج طالبی 873 محمد کاظم حاجی سلطانی 874 مظاهر حامی کارگر 875 علیرضا حاجیان نژاد 876 نوروز حاجی بابایی 877 سید محمد رضا حاجی اصغری 878 عباس حاجی نصیری 879 عبداله حاتمیان 880 بهلول حبیبی اصل 881 حبیب الله حبیبی 882 فرهاد حبیبی 883 علی اصغر حبیبی 884 حجت حبیب پور زاده 885 حبیب اله حبیبی 886 مسلم حبیبی 887 محمد نبی حبیبی 888 انور حبیب زاده بوکانی 889 میثم حجتی پور 890 سید محمود رضا حجتی 891 حسن حجار کارگر 892 جمشید حجتی نیا 893 ناصر حجازی فر 894 سید محمد کاظم حجازی 895 سید حسین حدائقی 896 غلامعلی حدادعادل 897 روح الله حدادی 898 علی حزباوی 899 محمد حسن نژاد 900 رضا حسنی صفت 901 روح اله حسینیان 902 سید عدالت الدین حسینی 903 سید قاسم حسینی 904 سید مرتضی حسینی 905 فتح اله حسنوند 906 سیده فاطمه حسینی شریف 907 مهدی حسنی 908 عبدالنبی حسین پور 909 نیلوفر حسینی ترکانی 910 سیدعمادالدین حسینی 911 سید علی حسن پور 912 فیروز حسن زاده ورگهان 913 سید عماد حسینی 914 منوچهر حسنی گرپی 915 احمد حسینی 916 سید جواد حسینی طباطبایی 917 مجید حسینی 918 سید حسین حسینی 919 عبدالصاحب حسنی نژاد 920 سیدعلی حسینی 921 سید علی حسینی رکن آبادی 922 حسین حسینی 923 نوراله حسن زاده 924 منصور حسن پور 925 محمد حسنی 926 علیرضا حسنی 927 سالار حسن زاده 928 سید علیرضا حسینی کهدوئی 929 حسین حسن نژادمغنی 930 سید مصطفی حسینی 931 سید صادق حسینی 932 فتح اله حسینی 933 سیدتقی حسینی 934 علی حسینخانی 935 خدابنده حسین بر 936 کمال حسنی 937 محمد حسین حسین زاده بحرینی 938 سید عیسی حسینی آهنگری 939 علی اکبر حسن نژاد 940 علی حسینی 941 حسن حسنی فر 942 عباس حسن نژاد سلامی 943 سیدطه حسن نژاد 944 سید حمزه علی حسینی شهپری 945 مهدی حسینیان سراجه لو 946 عبدالکریم حسین زاده 947 ابوالفضل حسن بیکی 948 سید هادی حسینی 949 محمد حسن حسن زاده سبلوئی 950 حسین حسنی 951 سیدباقر حسینی 952 سید محمد حسینی صفا 953 سید نجیب حسینی 954 سیدنصراله حسینی 955 قنبر حسنی نژاد 956 سید بهلول حسینی 957 غلامحسین حسین پور توانا 958 سیده عصمت حسینی 959 حسن حسین زاده 960 مختار حسینی اصل 961 محرم حسینی 962 سید یعقوب حسینی 963 محمد جواد حسین زاده 964 لقمان حسنی 965 سید ابراهیم حسینی 966 عربعلی حسن زاده قشلاق 967 موید حسینی صدر 968 سید محمود حسینی دولت آبادی 969 نصراله حسن زاده کریم آباد 970 حسین حسن زاده 971 جواد حسن زاده 972 حسن حسین زادگان 973 کیوان حسن پور لسکوکلایه 974 سید مسعود حسینی 975 محمد حسین زاده 976 سیدجلال حسینی 977 علی النقی حسینی جدی 978 سید قدرت اله حسینی بحرینی 979 محمدرضا حسین نژاد دوین 980 شهباز حسن پور بیگلری 981 مجتبی حشمتی 982 سیمین حق نظری 983 کاوه حقوقی 984 حسین حق وردی 985 حبیب حقیاری 986 علی حق بیگی 987 محمدحسین حق پرست اردکانی 988 علی حقیقت شناس کماچالی 989 خلیل حق شناس 990 رضا حق جو 991 منصور حقیقت پور 992 غلامحسین حقایق 993 عبدالله حقی 994 علیرضا حق پیما 995 نعمت اله حکیم 996 عطاء اله حکیمی 997 مجیدرضا حلالی 998 موسی حلاجی 999 کریم حمیدی 1000 داریوش حمیدی راد 1001 حسن حمیدزاده 1002 محمد صادق حمیدی 1003 سید مهدی حمیم اسکوئی 1004 غلامحسن حمزوی 1005 مصطفی حمیدی 1006 رحمان حمدی دورباش 1007 صدیقه حنانی 1008 مرتضی حنیفه زاده 1009 مهران حنیفی 1010 حیدر حیدریان 1011 مهدی حیدری 1012 احمد حیدری 1013 عبدالحسین حیدری تفرشی کهکی 1014 صادق حیدری آذر 1015 علیرضا حیدری 1016 سید محسن حیدری قلعه نی 1017 حسین حیدری 1018 محمدعلی حیدری شلمانی 1019 لیلی حیدری چقاکبودی 1020 داود حیدری 1021 غلامعباس حیدری باغبادرانی 1022 محمد علی حیدری 1023 علی حسین حیدری برجله 1024 ولی اله حیدری 1025 حسن حیاتی پور 1026 سید سعید حیدری طیب 1027 نورالله حیدری دستنائی 1028 علی حیدری 1029 احمد حیدری 1030 فخرالدین حیدری 1031 محسن حیدری طسوجی 1032 فرامرز حیدرپور 1033 فاطمه حیدری نفت چالی 1034 کبری حیدری دستجردی 1035 بهروز حیدری زاده 1036 عوض حیدرپور شهرضایی 1037 محمد حیدری 1038 محمد جواد حیدری موسی 1039 حسن حیدری پور 1040 داود حیدری پبدنی 1041 نقی حیدردوست 1042 علی حیدری 1043 داود حیدری 1044 سید علاالدین خادم 1045 قاسم خانی 1046 حسین خانی مینق 1047 محمد رضا خانمحمدی خرمی 1048 مهدی خاتمی 1049 نصراله خادم 1050 کارن خانلری 1051 مهدی خانعلی 1052 نیلوفر خانی اوشانی 1053 سید علی محمد خادمی 1054 علینقی خانی پورراد 1055 بهزاد خارستانی 1056 حسین خاوندی 1057 عباس خاک آجی بورایه 1058 ایاز خادمی 1059 محمد خالدی سردشتی 1060 علی اصغر خانی 1061 سید هادی خالقی میران 1062 بشیر خالقی 1063 حسین خان احمدی 1064 محمد رضا خالقی 1065 علیرضا خادم الحسینی 1066 عنایت خانعلی پور 1067 اسماعیل خارستانی 1068 سید محمد خانه زئی 1069 براتعلی خاکپور 1070 علیرضا خادمی اردکانی 1071 غلامرضا خانکشی پور 1072 محمد خبازشیرازی 1073 محمد رضا خباز 1074 امیر خجسته 1075 محمد رضا خجسته حسین آباد 1076 عبد الحمید خدری 1077 علی اصغر خدارحمی 1078 حجت اله خدائی سوری 1079 عدنان خدامرادی 1080 عباداله خداکریم اردکانی 1081 مسعود خدابنده 1082 اسداله خدیوی 1083 یعسوب خدادادی 1084 مجید خدائی 1085 حوریه خدائی 1086 مالک خدادادی ارپناه 1087 محسن خدادادی 1088 عباس خدابخشی 1089 منصور خدایاری 1090 محمد خدابخشی 1091 ابوالفضل خراسانی 1092 غلامحسین خرم شاهگل 1093 ابراهیم خردمند 1094 رضا خراسانی 1095 ناصر خزانی خواجه 1096 حسن خزائی 1097 مرتضی خزائی 1098 الله ویردی خسروی کورعباسلو 1099 قدرت اله خسروشاهی 1100 حسن خسروی 1101 بهروز خسروی آدینه وند 1102 مرادعلی خسروی 1103 حسن خسته بند 1104 مهران خسروی 1105 علیرضا خسروی 1106 ابوالقاسم خسروی سهل آبادی 1107 حمید رضا خصوصی ثانی 1108 محمد خضری 1109 محبوبه خضرائی تارعطار 1110 داود خضرائی وژده صادقی 1111 رسول خضری 1112 علی خطیبی شریفیه 1113 زهرا خطیبی راد 1114 مهرداد خلج 1115 سید محمدرضا خلخالی 1116 جمشید خلقی 1117 دولت خلیل وند 1118 ذبیح اله خلوصی راد 1119 عطااله خلیلی 1120 نایب علی خلیلی 1121 کرم خلیلی 1122 بلال خلیلی 1123 مجتبی خلیلی 1124 محمد خلیفه 1125 محمدجمال خلیلیان اشکذری 1126 اسماعیل خلیلی 1127 احمد خمجانی فراهانی 1128 هاشم خنفری پور جعفری 1129 سعید خنجری دهنوی 1130 قهرمان خوش روی 1131 علی اکبر خورشیدی 1132 علیرضا خوش صفت 1133 محمدحسین خوانین زاده 1134 علی خواجوی 1135 جواد خوش نگاه دوغایی 1136 محمود خورشیدی 1137 داود خونساری 1138 بهداد خوئینی 1139 محمد خوانساری رزوه 1140 محمد رضا خوشنویس 1141 محمد خورشیدی 1142 اسماعیل خیرآبادی 1143 کامل خیرخواه 1144 مجتبی خیام نکوئی 1145 مسیب خیر الهی 1146 احسان خیام باشی 1147 احد خیری 1148 غلامرضا خیرجو 1149 جعفر داوری 1150 آصف داداشی 1151 محمدعلی داوریار 1152 عباسعلی داودی بالاجاده 1153 محمد دامادی 1154 محمدجواد دادخواه 1155 مهدی دانش 1156 محمد علی دادخواه کلاته 1157 مهدی دادفر 1158 محسن داوری مقدم 1159 مجید دانا 1160 سید محمد حسین دانا 1161 علیرضا دادگری نژاد 1162 فریده دانشمند نجار 1163 مسعود داوید 1164 علی حسین داودی 1165 عبدالله داورزنی 1166 مریم داودی 1167 قاسم دانشور 1168 ناصر داودی راد 1169 فاطمه دانائی کیاسرائی 1170 علی رضا داروغه 1171 محمد صادق داودی 1172 مهران دادگر 1173 علی دانشمندی 1174 وجییه دانشور کارگران ابراهیمی 1175 صیدعیسی دارایی 1176 ورژ درماردیروسیان 1177 عاطفه درویشیان 1178 احسان دربهشتی 1179 حسن درخشان 1180 عبد الناصر درخشان 1181 حجت اله درویش پور 1182 علی دریمی 1183 سیدمحمدباقر دریاباری 1184 حجت اله دریامی 1185 سید محمد صادق دریاباری 1186 هادی درویشی 1187 حسین درگی 1188 جواد درویشوند 1189 احمد درهوشت 1190 حسین درودی 1191 بهرام دریکوندی 1192 امیر عباس دزفولیان 1193 علی دژمان 1194 محمد دستجانی فراهانی 1195 سید احمد رضا دستغیب 1196 داود دستی 1197 احمد دست مرد 1198 علی دست باز 1199 هادی دستگرد 1200 رقیه دست بری 1201 سید ابرهیم دشتی رحمت ابادی 1202 فاطمه دشتکی 1203 محمد رضا دشتی اردکانی 1204 علی اکبر دشتکی حصاری 1205 بهروز دعایی 1206 سیدکاظم دلخوش اباتری 1207 فرامرز دلدار خیر آبادی 1208 جواد دمیری 1209 سید محمدرضا دماوندی 1210 مهدی دوات گری 1211 امین دوست محمدی 1212 عبدالصمد دولاح 1213 محمدرضا دولتی 1214 محمد حسن دوگانی آغچغلو 1215 وهاب دوست خواه 1216 حسین دهقان رحیم بیکی 1217 فضل الله دهقانی 1218 الهویردی دهقانی 1219 محمود دهقانی محمودآبادی 1220 محمدعلی دهقان 1221 مجید دهقان چناری 1222 جلیل دهقان 1223 رمضان دهنوی 1224 علیرضا دهقانی 1225 مریم ده بزرگی 1226 نورخدا دهقانی 1227 امان اله دهقان فرد 1228 هاشم دهنوی 1229 روح اله دهقانی 1230 غلامرضا دهقان ناصرآبادی 1231 محمد دهقانی نقندر 1232 ابوذر دهداری 1233 احمد دهقانپور 1234 محمد دهقانی 1235 احمد دهقان 1236 سیدحسین دهدشتی 1237 احمد دهقان نیری 1238 عبدالحسین دهقان
  7. irsalam

    مناسبت های انقلاب اسلامی ایران

    ورود حضرت امام خمینی(ره) به میهن؛ دوازدهم بهمن 57 تاریخ: 1357/11/11 امام خميني پس از سالها دوري و تبعيد ساعت 9 و 33 دقیقه صبح روز دوازدهم بهمن ماه سال 57 به كشور بازگشت. ايران اسلامي شاهد بزرگترين و تاريخيترين استقبال بود. حضور ميليوني مردم كه صف مستقبلين را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاكي از عشق و علاقه بينظير آنها به رهبر خويش بود. حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند. امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود. با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشكهاي مشتاقان را بر گونههايشان جاري كردند. حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر ميكنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نميتوانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشههاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند. حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست دادهاند ميافتد، سنگينياي در دوشم پيدا ميشود كه نميتوانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستانهاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين ميکنم، من توي دهن دولت ميزنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين ميكنم. من به ارتش يك نصيحت ميكنم و يك تشكر ..... [ما] ميخواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نميخواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نميخواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر ميكنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت. * متن کامل بیانات امام خمینی در بهشت زهرا بسم الله الرحمن الرحیم ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم. خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است. حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم. بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم. این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما. و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم. من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند. ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم. و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی. و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند. والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته
  8. سید مصطفی خمینی [align=justify]زندگی سید مصطفی خمینی در سال 1309.ش، در شهر مقدس و مذهبی قم در خانه پاک و بیآلایش دانشمند و مجتهدی بزرگ از فضلای حوزه علمیه، فرزندی چشم به جهان گشود که بعدها منشا تحولات عظیمی در تاریخ ایران شد. این نوزاد را به مناسب نام جد شهیدش - سید مصطفی- مصطفی نام نهادند. او در دامن پدری بزرگوار و مادری پاکسرشت و در محیطی پر از معنویت و صفا و صمیمیت رشد کرد و دوران کودکی را به پایان رساند. هفت سال از سن این مولود مبارک گذشت، و در این مدت شخصیت کودکی او رقم زده شد. سید مصطفی در سال 1316.ش قدم به مدرسه گذاشت و برای تکمیل شخصیت خدادادی و فطری خود و نوشیدن جرعههای علم و دانش راهی مدرسه گردید، دوران ابتدایی را در مدرسههای باقریه و سنایی قم به پایان رساند. علاقه فراوان وی به اسلام و روحانیت و راهنماییهای پدر بزرگوار و دوستان دلسوزش موجب گردید که بعد از اتمام دوران ابتدایی در سال 1324 به صف طلاب حوزه پیوسته و در ردیف سربازان امام زمان(عج) قرار گیرد. او در راه فراگیری علوم اهلبیت(ع) تلاشی بیوقفه و فوقالعاده داشت و خود را به طور کامل جهت کسب دانش و علم وقف کرده بود، از این رو در اندک زمانی به رشد فرهنگی و علم بالایی دستیافت، و در کمتر از 6 سال دروس سطح حوزه را به پایان رساند. ایشان در این دوره از اساتیدی چون آیات بزرگوار شیخ مرتضی حائری، شهیدصدوقی، سلطانی و شیخ عبدالجواد اصفهانی بهره جست. وي بعد از 6 سال تحصیل در 22 سالگی حدود سال 1330.ش به دوره تخصصی (خارج حوزه) خارج اصول و فقه وارد شده و در فقه و اصول از اساتیدی چون آیات عظام حجت، بروجردی، محقق داماد، امام خمینی (پدر گرامیشان)، شاهرودی، خویی، محمد باقر زنجانی و سیدمحسن حکیم، بهره برد. سيدمصطفی علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز دارای تبحر بوده است و دانش حکمت و فلسفه را از اساتید فن و حضرات آیات فکور یزدی، والد محقق، علامه طباطبایی، سیدابوالحسن رفیعی قزوینی فراگرفته و به سن 30 سالگی نرسیده بود که جامع معقول و منقول شد. مصطفی خمینی علاوه بر تدریس علوم اسلامی دارای آثار و تالیفات زیادی نیز میباشد که آثار قلمی او نشانگر عظمت علمی و فکری وي است. او به مدت يك سال در شهر برسای ترکیه در تبعید بود اما باز آرام ننشست و سعی در بازگشت به ایران داشت و با رئیس سازمان امنیت برسای گفت و گو میکند تا با نصیری در مورد بازگشت وی به ایران صحبت کند، ولی نصیری شرایط گوناگونی مطرح میکند. گرچه او شرایط را میپذیرد ولی در آخر نصیری شرط میکند که باید در خانه روستایی خود باشد و 2نفر مامور مراقب او باشند و چنانچه کسی از جلو خانه وی عبور کند، کشته خواهد شد. با این شرط سيدمصطفی منصرف میشود. مصطفی همراه پدر بزرگوارش سال 1344 از ترکیه به عراق تبعید میشوند و روز جمعه 23مهر 44 وارد نجف اشرف میشوند. رژیم شاه از حرکات سيدمصطفي بعد از تبعید امام به ترکیه به وحشت افتاده بود، زیرا وي هسته مبارزاتی کانونهای گرم فعالیت علیه حکومت گشته بود و از جمله این حرکتها، ترور حسنعلی منصور بود که شهید بخارایی در دادگاه موقع بازجویی و محاکمه علنا اعلام میکند: وقتی شما مرجع تقلید مرا از کشور تبعید میکنید، من هم شما را از این جهان تبعید میکنم. یکی از طرحهای سيدمصطفي برای حفاظت از جان امام، که هم رژیم ایران و هم رژیم عراق از ایشان ناراضی بودند، این بود که طلاب و شاگردان روحانی حضرت امام را تشويق ميكرد آموزش نظامی ببینند و حفاظت از جان امام را بر عهده آنها گذاشت که در همین رابطه تعداد زیادی از یاران امام در نجف و لبنان دورههای نظامی دیده و از سال 1355.ش به طور کامل حفاظت از جان امام را بر عهد گرفتند. سيدمصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوجگیری نهضت رهاییبخش فلسطین، تلاش فوقالعادهاي به عمل آورد تا برادران روحانی خارج از کشور به پایگاههای فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند. خود ایشان هم با اسلحه سنگین دوره دیده بود و آن طور که خودشان نقل میکردند، حتی مجوز هدایت تانک را نیز داشتند. وي در منزل خود هم اسلحههایی تهیه کردهبود و طلابی را که هنوز در مرحله ابتدایی و به پایگاههای فلسطین نرفته بودند در آن جا آموزش میداد. وي توجه ويژهاي به مبارزه مسلحانه داشت و از این که مسلمانان چرا آموزش نظامی نميبينند اظهار تاسف و تاثر میکرد. فعالیتهای ایشان سبب شد که در 21 خرداد 1348.ش به دنبال برانگیختن آیتالله العظمی حکیم بر ضد رژیم بعث، دستگیر و به بغداد برده شد، و رئیس جمهور وقت (حسن البکر) به او هشدار داد که اگر مردم را بر ضد این رژیم تحریک کند و با مخالفان رژیم عراق در ارتباط باشد، تصمیمی دربارهتان میگیرم که ممكن است موجب ناراحتی پدرتان شود و جالب این که همین تهدید را سپهبد نصیری در سال 1342.ش کرده بود. ترس از فعالیتهای سيدمصطفی عاقبت باعث شد که حکومت ایران و عراق تهدیدشان را عملی کنند و تصمیمی را که قبلا گرفته بودند، به انجام رساندند و شب یکشنبه اول آبان 1356.ش سيدمصطفی را در حالی که 47 بهار از عمرش گذشته بود به طرز مشکوکی مسموم و به شهادت رسانند. سال شمار زندگي 1309- سي ام آذرماه در شهر مقدس قم متولد شد. نام وي محمد و لقبش مصطفي و كنيه اش ابوالحسن تعيين شد. 1315- راهي مكتب شد. 1316- شروع دوره ابتدايي در مدرسه هاي باقريه و سنايي قم. 1324- در 15 سالگي به تشويق پدر به تحصيل علوم اسلامي مشغول شد. 1326- در 17 سالگي دوره مقدماتي را پس از 5/2 سال به پايان رساند. 1328- در 19 سالگي به مرحله سطح وارد و معمم شد. 1330- در حدود 22 سالگي مرحله سطح را به اتمام رساند و در درس خارج آيت الله العظمي بروجردي و امام ( ره ) حضور يافت. 1333- در حدود 24 سالگي با دخت مكرم آيت الله شيخ مرتضي حائري ازدواج نمود. 1336- در سن 27 سالگي به درجه اجتهاد نايل شد در صورتي كه از نظر اطرافيان و حتي امام(ره) او از 25 سالگي به درجه اجتهاد رسيده بود. 1341- شروع جدي مبارزات سياسي در حالي كه قبل از آن نيز با جمعيت فدائيان اسلام آشنايي و همكاري داشت. 1342- تا سن 33 سالگي 12 جلد كتاب به رشته تحرير در آورده بود. - در وقايع 15 خرداد 1342 و پس از دستگيري امام (ره) در امر هدايت و رهبري مردم قم نقش موثري ايفا كرد و در سخنراني صحن حضرت معصومه (س) مايه شكل گيري قيام 15 خرداد در شهر قم شد. 1343- بعد از دستگيري و تبعيد امام (ره) بخاطر افشاگري و سخنراني ضد لايحه كاپيتالاسيون به تركيه، در نيمه شب سيزدهم آبانماه همان سال بهمراه خيل عظيم مردم به طرف بيوت آيات عظام به راه افتاد. - صبح روز 13/8/1343 در خانه آيت الله نجفي دستگير و زنداني شد. - بمدت 57 روز در سلول انفرادي زندان قزل قلعه بسر برد. - در روز 8/10/1343 بشرط رفتن به تركيه آزاد شد. - در روز 13/10/1343 از رفتن به تركيه منصرف و در پي همين تصميم درهمان روز توسط ساواك دستگير شد. - در روز 14/10/1343 يعني فرداي روز دستگيري به تركيه تبعيد شد. 1344- به درخواست و فشار دولت تركيه، رژيم شاه در تاريخ 13/7/1344 تصميم به تبعيد ايشان و پدر بزرگوارشان به عراق گرفت . - در روز 16/7/1344 بهمراه پدر به سامرا رفتند. - در روز 17/7/1344 پس از يك روز اقامت در سامرا به كربلا رفت. - در روز 23/7/1344 پس از يك هفته اقامت در كربلا بهمراه امام (ره) وارد نجف شدند. 1344 تا سال 1356 و طي 12 سال اقامت در عراق بارها به زيارت خانه خدا مشرف شد و براي پيشبرد اهداف نهضت اسلامي با مبارزين جلسات و نشست هاي فراواني را تدارك ديد. 1348- در مورخ 21/3/1348 بدليل ملاقات با آيت الله العظمي حكيم به اتهام فعاليت عليه رژيم عراق به دستور حسن البكر رئيس جمهور وقت عراق دستگير شد. 1356- در سن 47 سالگي و در سحرگاه يكشنبه 1/8/1356 در نجف اشرف بطور ناگهاني و مرموز در خانه خود مسموم و به شهادت رسيد. پيكر مطهرش از نجف به كربلا برده شد و با آب فرات غسل و در محل خيمه گاه امام حسين (ع) كفن و پس از طواف در حرمين شريف طواف و به نجف بازگردانده شد. - در روز دوشنبه مورخ 2/8/1356 به امامت آيت الله خويي در صحن مطهر حضرت علي (ع) بر پيكرش نماز و در ايوان حرم مطهر در مجاورت مقبره علامه حلي به خاك سپرده شد. آثار برخي از تأليفات آن شهيد عبارتند از: 1- القواعد الحكميه (حاشيه بر اسفار كه مخطوط مي باشد). 2- كتاب البيع (دوره ي كامل مباحث استدلالي بيع در سه جلد). 3- تحريرات في الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعليقي). 4- شرح زندگاني ائمه معصومين عليها السلام تا زندگاني امام حسين عليه السلام. 5- مستند تحرير الوسيله. 6- تعليقه اي بر عروة الوثقي. 7- تفسير قرآن الكريم در سه جلد. 8- مبحث اجاره. 9- كتاب الاصول. 10- القواعد الرجاليه. 11- كتابي در مبحث نكاح. دو كتاب «قاعده لاتعاد» در 180 صفحه و «مكاسب محرمه» در 420 صفحه كه به هنگام اقامت در تركيه نوشته است. منابع: - شکراله زاده، محمد. «آيت الله شهيد سيد مصطفي خميني». JameJamOnline.ir. - «سید مصطفی خمینی ( 1309-1356)». زندگینامه: سید مصطفی خمینی ( 1309-1356).[/align]
  9. irsalam

    تاپیک سرودهای انقلاب اسلامی ایران

    در این تاپیک سرودهای مربوط به انقلاب اسلامی در دهه فجر - 22 بهمن و .... قرار خواهد گرفت فجر انقلاب جواد محدثي برخيز، که فجر انقلاب است امروز بيگانه صفت، خانه خراب است امروز هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد از لطف خدا، نقش بر آب است امروز فجر است و سپيده حلقه بر در زده است روز آمده، تاج لاله بر سر زده است با آمدن امام در کشور ما خورشيد حقيقت از افق سرزده است «والفجر» که سوگند خداي ازلي است روشنگر حقي است که با «آلعلي» است اين سوره به گفته امام صادق مشهور به سوره «حسينبنعلي» است شب رفت و سرود فجر، آهنگين است از خون شهيد، فجر ما رنگين است اين ملت قهرمان و آگاه و رشيد ثابت قدم است و قاطع و سنگين است شب طي شد و روز روشن از راه رسيد خورشيد اميد شرق، از غرب دميد عيساي زمان، راز زمين، «روح خدا» در کالبد مرده، دمي تازه دميد اين نهضت حق، که خلق ما برپا کرد نه شرقيو غربي است، نه سرخ است و نه زرد در وسعت و عمق و شور و يکپارچگي زيباتر از اين نميتوان پيدا کرد جانهاي جهانيان به لب آمده است جان در پي حق، داوطلب آمده است جمهوري اسلامي ما در اين قرن فجري است که در ظلمت شب آمده است بر ملت تازه رَسته از دام و کمند آن بردگي گذشته، يارب مپسند اين در که بهروي ما گشودي از مهر بار دگر از قهر، خدايا تو مبند
  10. ايجاد 12 رشته جديد در دانشگاه آزاد اسلامی فيروزکوه رئيس دانشگاه آزاد اسلامی واحد فيروزکوه گفت: تصويب ايجاد هفت رشته جديد در مقطع کارشناسي‏ارشد و پنج رشته جديد فني مهندسي در مقطع کارشناسي پيوسته براي اين واحد دانشگاهي در حال بررسي است. نقی شجاع اظهار کرد: در حال حاضر بالغ بر 9 هزار و 600 دانشجوي دختر و پسر در دانشگاه آزاد واحد فيروزکوه مشغول به تحصيل هستند. وی اضافه کرد: اين تعداد دانشجو در 20 رشته مقطع کارداني، 17 رشته مقطع کارشناسي پيوسته، 10 رشته مقطع کارشناسي ناپيوسته و 21 رشته مقطع کارشناسي‏ارشد در حال تحصيل هستند. رئيس دانشگاه آزاد واحد فيروزکوه اضافه کرد: افزايش ظرفيت جذب دانشجو و رشته‏هاي جديد با پيشنهاد اين واحد دانشگاهي و تصويب سازمان مرکزي بر اساس سياست‏هاي آموزش عالي صورت مي‏گيرد که در حال حاضر در مقطع کارشناسي ارشد افزايش ظرفيت در برنامه ما لحاظ مي‏شود. شجاع افزود: هدف اصلي ما فراهم کردن و ساخت فضاي آموزشي مناسب و مورد نياز براي دانشجويان و اساتيد است. وي تاکيد کرد: در اين راستا براي توسعه فعاليت‏هاي فرهنگي و افزايش کيفيت آموزش و توسعه فعاليت‏هاي پژوهشي در زمينه‏هاي مختلف و جذب هيئت‏هاي علمي با تجربه گام نهاده‏ايم که از مهم‏ترين برنامه‏هاي سال جاري بوده است. رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد فيروزکوه اضافه کرد: براي افزايش رشته‏هاي اين دانشگاه در مقاطع مختلف در آينده، توسعه رشته‏هاي تحصيلات تکميلي در مقطع کارشناسي‏ارشد و دکترا، تصويب رشته‏هاي گروه‏هاي فني و مهندسي در مقطع کارشناسي‏ارشد و دکترا و تصويب رشته‏هاي گروه‏هاي فني و مهندسي در مقطع کارشناسي پيوسته را در برنامه‏هاي کاري خود قرار داده‏ايم. شجاع افزود: در حال حاضر نيز در وزارت علوم تصويب ايجاد هفت رشته در مقطع کارشناسي‏ارشد و پنج رشته فني مهندسي در مقطع کارشناسي پيوسته براي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فيروزکوه در حال بررسي است. وي عنوان کرد: در حال حاضر 177 عضو هيئت علمي به صورت تمام وقت با دانشگاه آزاد واحد فيروزکوه همکاري دارند. رئيس دانشگاه آزاد واحد فيروزکوه گفت: از اين تعداد يک نفر دانشيار، 48 نفر استاديار، 56 نفر بورسيه دکترا و 72 نفر کارشناس‏ارشد هستند. شجاع ادامه داد: همچنين 80 نفر به صورت نيمه‏وقت با دانشگاه آزاد واحد فيروزکوه همکاري دارند. وي تاکيد کرد: با افزايش رشته‏هاي جديد در اين واحد دانشگاهي براي جذب اساتيد جديد اقدام خواهيم کرد.
  11. نتایج آزمون دکتری دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد نتایج نهایی 164 رشته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از لحظاتی قبل در سامانه اعلام نتایج مرکز آزمون این دانشگاه منتشر شد. به گزارش خبرنگار مهر، نتایج نهایی 164 رشته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی لحظاتی پیش در سامانه اعلام نتایج مرکز آزمون این دانشگاه به نشانی www.azmoon.com اعلام شد. داوطلبان می توانند از هم اکنون با مراجعه به این پایگاه اینترنتی و با وارد کردن مشخصات فردی و شماره داوطلبی، کارنامه خود را مشاهده کنند. با آنکه دانشگاه آزاد در 173 رشته، آزمون دکتری خود را بهمن ماه سال گذشته برگزار کرد اما عصر امروز نتایج نهایی 164 رشته این مقطع تحصیلی اعلام خواهد شد و بر اساس اعلام مرکز آزمون دانشگاه آزاد، نتایج 9 رشته دیگر آزمون دکتری به زودی در اختیار داوطلبان قرار می گیرد. همچنین داوطلبان شرکت کننده در بخش بدون آزمون دکتری دانشگاه آزاد می توانند عصر امروز در پایگاه اینترنتی یاد شده وضعیت قبولی خود را مشاهده کنند. اطلاعیه مربوط به زمان و چگونگی ثبت نام از داوطلبان روز سه شنبه 5 مهرماه از طریق پایگاه روابط عمومی مرکز آزمون به نشانی www.pubr-azmoon.com در دسترس داوطلبان قرار خواهد گرفت و به طور همزمان در روزنامه آفرینش منتشر می شود. پذیرفته شدگان دکتری دانشگاه آزاد می توانند روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 6 و 7 مهرماه به واحدهای دانشگاهی محل پذیرش، جهت ثبت نام مراجعه کنند. به گزارش مهر، در آزمون دکتری دانشگاه آزاد 2 هزار و 500 نفر پذیرفته شدند که به گفته عبدالله سجادی جاغرق - رئیس مرکز آزمون این ظرفیت در مقایسه با سال گذشته تغییری نکرده است.
  12. irsalam

    خوشنویسی اسلامی

    خوشنویسی اسلامی خوشنویسی را میتوان شاخصترین هنر در پهنهی سرزمینهای اسلامی دانست و به مثابهی زبان هنری مشترک برای مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشتهاست. زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی میدانستهاند. آنان خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها بهکار میبردند. تکامل و تبدیل خط به هنر خوشنویسی از ابداعات مسلمانان است و در قرآن در آیات «ن، والقلم و ما یسطرون» و «الذّی علّم بالقلم» به خط اشاره شدهاست.
  13. در هنگامهی جنگ ایران و عراق و بمباران هر روزهی شرکت نفت کرمانشاه بود، که شرکت یاد شده در بهمن ماه سال64 طی اطلاعیهای مژدهی استخدام چند کارمند را به اطلاع عموم مردم شهید پرور رساند. یکی از دوستان گرمابه و گلستان من هم تصمیم کبرای خود را گرفت تا بخت خود را برای استخدام در شرکت مزبور امتحان کند. بنابر این شال و کلاه کرد و نام خود را در لیست دواطلبان استخدام به ثبت رساند. به طول و عرض ایشان رسانده بودند که باید سه شنبهی آینده جهت مصاحبهی ایدهئولوژی اسلامی به خدمت برادران گزینش برسد. یک هفته فرصت داشت تا کتاب سه هزار تست ایدهئولوژی اسلامی را که آن زمان داشتن و خواندن آن از نان شب هم واجب تر بود به کله اش فرو کند. تا چشم به هم گذشت یک هفته به سر آمد. دوان دوان خود را به برداران منتظر رساند و لنگان لنگان به محله برگشت. نتیجه ی مصاحبه خود پیدا بود از زیر و روی او. گفتم: چی شد تِر زدی رفت پی کارش؟ گفت: نمک روی زخمم نپاش، کاش تِر زده بودم، تِراندنم. گفتم: یعنی چی؟ گفت: یه مشت سوال کردند که هر کدامش یه نکتهی انحرافی داشت، من هم درست و حسابی منحرف شدم. گفتم: مثلن چی پرسیدند؟ گفت: پرسید تا حالا نمار میت خاندی؟ من هم گفتم بله برادر بر هر مسلمانی واجب است که نماز میت بخاند، من هم تا حالا سه بار خاندم. بعد پرسید: خوب اگه در حین سجدهی نماز میت از دماغ ات خون بیاد نمازات باطل است یا صحیح؟ من هم گفتم : یا باطل! گفت: که باطل است! گفتم: آخه برادر خون جز نجاسات است. گفت: میدانم که خون از نجاسات است ولی نماز میت که اصلن سجده نداره. گفتم اگه نداره پس چرا شما میپرسید؟ گفت: این نکته ی انحرافی سوال است. گفتم: همه ی سوالهاش اینجوری بود؟ گفت: نه یک سری سوال بدون نکتهی انحرافی هم داشت که من با نکتهی انحرافی جواب دادم. گفتم: یعنی چی؟ گفت: اول پرسید شما نهج البلاغه میخوانید یا نه؟ من هم گفتم: یا میخانم. بعد گفت: یکی از احادیث نهج البلاغه را که حفظی بخان. گفتم: برادر من ترجمه ی فارسی اش را خاندم، عربی بلد نیستم. گفت: اشکال نداره فارسی اش را بگو. من هم گفتم: از علی آموز اخلاص عمل! گفت: این که شعر است. با چهرهای حق بجانب گفتم: بله میدانم برادر ولی بد نیست بدانید که حضرت علی شعر هم میگفته. گفت: مرتیکه این شعر شهریار است نه حضرت علی. بعد پرسید بگو ببینم جز خانوادهی شهدا هستی یا نه؟ من هم گفتم: والله برادر آن وقت که پدر من فوت کرد از اینجور بحثها نبود. ولی ناگفته نماند که یک راکت عراقی خورده به قبرش، نمیدانم موثر است یا نه؟ با عصبانیت گفت: مرتیکهی عوضی شهدا را مسخره میکنی! برو بیرون. اینجا بود که دیگه از لحناش فهمیدم کارم تمام است و رد شدم.
  14. ویژگی های معماری ایران در دوره ی اسلامی برخی از محققان نظیر پروفسر ویلبر معتقدند که اجرایهر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول جامعه ای که به آن طرح نیازمنداست؛ دوم شخص یا اشخاصی که از اجرای طرح حمایت می کنندو هزینه مالی آن را متعهد میشوند؛ سوم معمار یا استاد کارانی که طرح را اجرا می کنند. جذابیت تحقیق و مطالعهمعماری ایران در این است که دریابیم چگونه این عوامل سه گانه بر یکدیگر تأثیر میگذارند و سرانجام به احداث بنایی منجر می شوند کاربرد بناها مطالعه درباره معماریایران, نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهاییبا ویژگیهای گوناگون در روستاها, شهرها, جاده های کاروانی, مناطق کویری, گذرگاههایکوهستانی و شهرهای ساحلی ایجاد گردیده که کاربردهای متفاوت داشته اند. اهمیت معماریاسلامی وقتی آشکار می شود, که بدانیم در ساخته های این دوره به کاربرد مادی و معنویبناها ـ که از مهمترین ویژگیهای آن است ـ توجه شده است. برای دریافتن اهمیت اینویژگیها در گسترش معماری شایسته است طبقه بندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها رامشخص کنیم. بطور کلی بناهای دوره اسلامی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: الف) بناهای مذهبی. شامل مساجد, آرامگاهها, مدارس, حسینیه ها, تکایا, و مصلی ها؛ ب) بناهای غیر مذهبی. شامل پلها, کاخها, کاروانسراها, حمامها, بازارها, قلعه ها و آبانبارها. در دو گروه فوق از بناهای دوره اسلامی, مکانی برای عبادت, تجارت و سکونتوجود داشته است. مساجد مساجد مهمترین بناهای مذهبی هر شهر و روستا هستند که هموارهنقش مهمی در زندگی مسلمانان داشته اند. اقامه نماز جمعه, مراسم مذهبی, ایراد خطبهها و تدریس در مساجد انجام می گرفت؛ زیرا مسجد بهترین مکان برای ابلاغ فرامین حکومتبه مردم بود. کتیبه های باقیمانده بر دیوار بعضی از مساجد(مسجد جامع قزوین ومسجدجامع کاشان) حاوی وقف مکانهایی برای برای توسعه و تعمیرات مساجد از طرف واقف یاحکمران است. اغلب مساجد در مرکز شهرها, نزدیک بازارها و محدوده دارالحکومه ساخته میشدند و اگر شهری به بیش از یک مسجد نیاز داشت, مساجد دیگری از طرف حکومت یا افرادخیر احداث می شد. اهمیت مساجد در شهرها به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع یا آدینهنداشت, اهمیت شهری هم نداشت. در صدر اسلام مساجد نقشه های ساده ای داشتند, ولی درطول زمان با طرحهای گوناگون و تزیینات مختلف, نقشه ها پیچیده شدند. درنقشه مساجد, از قرن چهارم هجری دگرگونیهایی به وجود آمد و بر اساس آن, مساجد متفاوت در شهرهااحداث شد. مهمترین نقشه هایی که در مساجد به کار گرفته شده, شامل یک ایوانی, دوایوانی, چهار ایوانی, و ترکیب چهار طاقو ایوان بوده که معماران دوره اسلامی آنها رااز شیوه های معماری عهد اشکانی و ساسانی اقتباس کرده اند. مثلاً نقشه چهار ایوانی ـدر ساخت بسیاری از بناها ـ الهام گرفته از نقشه کاخ آشور, متعلق به زمان اشکانیاناست. معماران دوره اسلامی مسجد را به شیوه های گوناگون می آراستند. در هر دوره یکیاز عناصر تزیطنی در آراستن مساجد متداول بوده است؛ برای مثال در عهد سلجوقیانآجرکاری, در عهد ایلخانیان گچبری و در عهد تیموریان و صفویان کاشیکاری رواج بیشتریداشته است و در مواردی نیز تزیینات آجرکاری, گچبری و کاشیکاری با هم به کار گرفتهمی شد. مدارس در صدر اسلام تدریس علوم مذهبی در مساجد انجام می شد. بتدریج با توسعهعلوم اسلامی, فضای آموزشی از مساجد جدا گشت. در قرن پنجم هجری (همزمان با حکومتسلجوقیان) به تشویق خواجه نظام الملک, مدارس متعددی در شهرهای معروف اسلامی مانندبغداد, ری, نیشابور و جرجان ساخته شد. بعدها نقشه چهار ایوانی, که مورد توجهمعماران قرار گرفت, برای فضاهای آموزشی طرحی متعارف شد. در اطراف ایوانها, حجرههایی به صورت یک یا دو طبقه یرای استفاده و اقامت شبانه روزی دانشجویان و طلاب علومدینی ساخته شد. غیر از ساعات تدریس, از مدارس به عنوان مسجد نیز استفاده می کردند. مدارس نیز همانند مساجد با آجرکاری, گچبری و کاشیکاری تزیین می شد(مانند مدارسغیاثیه, چهار باغ و مطهری). آرامگاهها و زیارتگاهها به طور کلی آرامگاه به بناییگفته می شود که یک یا چند شخصیت مذهبی یا سیاسی در آن دفن شده باشد. این نوع بناهارا به دو گروه مقبره های مذهبی(زیارتی) و مقبره های غیر مذهبی می توان تقسیم کرد. مقبره های مذهبی در بیشتر شهرها و روستاها به امامزاده معروف شده اند و در مقایسهبا سایر بناهای اسلامی(بجز مساجد) از اعتبار ویژه ای برخوردارند. امامزاده ها بیشاز دیگر بناها ی دوره اسلامی مورد احترام و علاقه مسلمانان بویژه شیعیان هستند. بناهای فوق در طول زمان توسعه یافته و از یک آرامگاه معمولی به مجموعه های بسیار باشکوهی تبدیل شده اند(مانند مجموعه بناهای مشهد, قم, بسطام و شیخ صفی). مقبره هااغلب با نقشه های مدور, مربع و هشت ضلعی با شیوه های گوناگون معماری احداث شدهاند(مانند مرقد اسماعیل سامانی در بخارا, گنبد قابوس در دشت گرگان, برج رادکان درخراسان, برج علاء الدین در ورامین و بنای سلطانیه در زنجان). همانند سایر بناهایاسلامی مقبره ها نیز با آجرکاری, گچبری, کاشیکاری و آینه کاری تزیین شده اند. تنهادر ایران دوره اسلامی است که ایجاد مقبره ها و زیارتگاهها از چنین سابقه طولانی وویژگیهای معماری منحصر به فرد و تزیینات باشکوه برخوردار است. اینگونه بناها بهنامهای برج, گنبد, بقیه و مزار نیز معروف شده اند(مانند برج رادکان, گنبد قابوس, بقعه شیخ صفی). حسینیه ها, تکایا و مصلی ها در بسیاری از شهرهای اسلامی در مواقعخاصی مانند محرم, صفر و رمضان مراسم دعا, روضه و سوگواری برگزار می شده است. اینمراسم بیشتر در مکانهایی معروف به تکیه و حسینیه برقرار بوده است. به طور کلی تکایاو حسینیه ها مکانهای محصوری بودند که در مسیر گذرگاههای اصلی شهرها قرار داشتند. ازاین مکانها بویژه در ایام سوگواری ـ خصوصاً محرم ـ برای مراسم تعذیه خوانی, پردهخوانی و سینه زنی استفاده می شد. در این ایام مکان را سیاهپوش کرده, آن را با طوق ونخل و علامت و کتل آذین می کردند. مصلی اغلب در خارج از شهرها قرار داشت و برایاقامه نماز عید فطر و قربان از آن استفاده می شد. اینگونه بناها دارای طرح و نقشهخاصی نبودند و با توجه به مکانهای شهری و عمومی در گذرگاهها, میدانها و راستهبازارها ساخته می شدند. همچنین این مکانها فاقد تزیینات معماری بودند(مانند امیرچخماق یزد, پهنه و ناسار سمنان و گذر حاجی محله کاشان). پلها پلها و آب بندها ازبناهای غیر مذهبی هستند که در ادوار گذشته در مسیر جاده های کاروانی, راهها و رویرودها ایجاد شده اند. مهمترین پلها در مسیر جاده های کاروانی و جاهایی که طغیان آبرودخانه ها غیر قابل کنترل بوده, بنا شده اند. از دوران بسیار کهن, هنگامی که بشرتوانست آب را مهار کند و مسیر آن را مشخص سازد و از تنه درختان برای عبور و مرور ازعرض رودخانه استفاده کند, کار پل سازی آغاز شده است. معماران ایرانی در احداث پلهاعلاوه بر تسهیل امر عبور و مرور, ایجاد اب بندها را در نظر داشته اند. مشاهدهقدیمیترین پلها یعنی پل بردیده از دوره هخامنشیان در جلگه مرودشت, بیستون درکرمانشاه از دوره ساسانیان, بند امیر در فارس از دوره آل بویه و پل خواجوی اصفهان, مؤید این نکته است که معماران در امر پل سازی علاوه برگذر از رودخانه به ذخیره کردنآب نیز توجه داشته اند. ایران در دوره باستان و دوره اسلامی سهم قابل توجهی درتوسعه پل سازی ـ از قرن هشتم ق.م. تاکنون ـ به عهده داشته است. بقایای پلها و سدهانشان دهنده نوع معماری آن زمان است. ذوق و سلیقه معماران ایرانی در تزیین پلها نیزقابل توجه است؛ بعضی از پلها دارای تزیینات آجرکاری و کاشیکاری است(مانند پل خواجویاصفهان). کاخها احداث کاخها در ایران به گذشته های بسیار دور باز می گردد. مفهومامروزی کاخ با مفهوم این کلمه در گذشته متفاوت است. در گذشته بناهایی منفرد با نوعیمعماری برتر از دیگربناها احداث می گردید که کاربردهای متعددی داشت؛ مثلاً, ممکنبود زمانی به عنوان معبد و نیایشگاه و گاه به جای قلعه دفاعی و سرانجام برای سکونتحکمرانان استفاده شود(چغازنبیل). بتدریج ماهیت این بناها تغییر یافت و کاخهایاقصرها در ایران مقر حکومت سلسله های مختلف شد؛ برای مثال در زمان هخامنشی تختجمشید, در زمان اشکانی کاخ آشور, در زمان ساسانی تیسفون و کسری و سروستان را میتوان نام برد. در دوره اسلامی اینگونه بناها بتدریج برای سکونت و امور حکومتیاستفاده گردید. از صدر اسلام کاخ یا بنای با شکوهی که در مقیاس برتر ساخته شدهباشد, به جای نمانده است. شیوه معماری کاخ العمره و کاخ المشتی ـ که در زمان امویاناحداث گردید و بقایای آن هنوز پابرجاست ـ از شیوه هنری عهد ساسانی اقتباس شده است. از زمان صفوی احداث کاخها وارد مرحله تازه ای شد و در پایه تختهای سه گانه آنها (تبریز, قزوین و اصفهان) نمونه های جالب توجهی ساخته است. کاخهای چهل ستون, هشتبهشت و عالی قاپوی اصفهان, صفی آباد بهشهر, فین کاشان و فرخ آباد ساری از مهمتریننمونه های شیوه معماری عهد صفویان هستند. ایجاد کاخها به همین شیوه تا عهد نادرشاه (مانند کاخ خورشید کلات) و عهد قاجار (مانند کاخ صاحبقرانیه و شمس العماره) ادامهیافت. کاخها در ایران نقشه های گوناگونی داشته است: برخی کوشک مانند بوده اند( مانند هشت بهشت صفی آباد), بعضی نقشه مربع و مستطیل داشته اند و برخی چند ضلعی بودهاند. مهمترین مسأله در ساختن کاخها, بویژه از عهد صفوی به بعد, تزیین با کاشیکاری, گچبری, آیینه کاری و سنگ کاری است. کاروانسراها ساخت کاروانسرا با توجه به اوضاعاجتماعی, اقتصادی و مذهبی, از روزگاران قدیم در ایران مورد توجه خاص بوده است. بهطور کلی کاروانسراها به دو گروه برون شهری و درون شهری تقسیم می شوند. توسعه راههایتجارتی و زیارتی باعث شده که در بین جاده های کاروانی در سراسر کشور کاروانسراهاییبرای توقف و استراحت کاروانیان بنا شود. موقعیت جغرافیایی, سیاسی و اقتصادی درایران از علل ازدیاد و گسترش این بناها بوده است. در ایران به فاصله هر چهارفرسنگ(26 کیلومتر) کاروانسرایی برای استراحت بنا شده است. زیارت شهرهای مذهبی مانندقم, مشهد و کربلا باعث شده بود تا کاروانسراهای متعددی در مسیر جاده هایی که به اینشهرها منتهی می شود, احداث گردد(در مسیر خراسان بزرگ, غرب به شرق, کرمانشاه ومشهد). این راه ارتباطی مهم از غرب به شهرهای مذهبی نجف و کربلا و از شرق به حرمحضرت رضا(ع) در مشهد متصل می شده است. همچنین در زمان صفوی برای رفاه حال زائران, کاروانسراهایی در این مسیر بنا شده که در حال حاضر بقایای پنجاه کاروانسرا باقیاست. معماری کاروانسراهای ایران بسیار متنوع است. معماران با توجه به موقعیت اقلیمیسرزمین ایران, کاروانسراهایی با ویژگیهای گوناگون احداث کرده اند. در ساختکاروانسراهای برون شهری از نقشه های چهار ایوانی, دو ایوانی, هشت ضلعی, مدور, کوهستانی و نوع کرانه خلیج فارس استفاده شده است. در احداث کاروانسراها مانند مساجدو مدارس بیشتر از طرح چهار ایوانی استفاده شده و اتاقهایی در اطراف حیاط, برایاستفاده مسافران ساخته شده است. برخی از کاروانسراها با شیوه های آجر کاری, گچبری, و کاشیکاری مزین شده اند(مانند رباط شرف خراسان, کاروانسرای سپنج شاهرود و مهیاراصفهان). حمامها حمامها از دیگر بناهای غیر مذهبی ایران است که در شهرها و روستاهایمختلف احداث شده است. در ادیان مختلف آیین شستشو, غسل و تطهیر از اهمیت ویژه ایبرخوردار است. طبق مدارک موجود توجه به پاکیزگی و طهارت در ایران زمین به دورانقدیم حتی پیش از زرتشت می رسد. بنابراین نیاز بشر به محلی برای شستشو و تطهیر, موجباحداث حمامها شده است. طبق مدارک باستانشناسی از جمله قدیمیترین حمامها, حمامی درتخت جمشید از دوره هخامنشی و حمامی در کاخ آشور متعلق به دوره اشکانیان است. بعد ازظهور اسلام, پاکیزگی ـ بویژه غسلهای متعدد و وضو برای نمازهای پنجگانه ـ در زندگیروزمره مسلمانان از اهمیت ویژه ای برخوردار شد تا جایی که سخن گوهربار رسولاکرم(ص)«النظافه من الایمان» شعار هر مسلمان گردید. در شهرهای اسلامی حمامها درگذرگاههای اصلی شهر, راسته بازارها و کاخهای حکومتی طوری ساخته می شد که برای تأمینآب بهداشتی و خروج فاضلاب مشکلی پیش نیاید. شاید بتوان گفت حمامها پس از مسجد ومدرسه یکی از مهمترین بناهای شهری محسوب می شدند. فضای اصلی هر حمام, شامل بینه, میان در و گرمخانه بود. به این ترتیب که هر یک از فضاهای فوق به وسیله راهرو و هشتیاز فضای دیگر جدا می شد تا دما و رطوبت هر فضا نسبت به فضای مجاور تنظیم شود. کفحمامها از سنگ مرمر و دیگر سنگها پوشیده شده بود, ازاره حمام با سنگ و کاشی تزیینمی شد. از جمله تزیینات داخلی حمامها آهکبری به صورت ساده و رنگی بوده است (مانندحمام گنجعلیخان کرمان, کردشت میانه و خسرو آقا اصفهان). قلعه ها آغاز خانه سازیبشر همواره با اندیشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده است و قلعه ها مظاهر بارزاندیشه دفاعی انسان هستند. به طور کلی قلعه ها به دو گروه عمده تقسیم می شود: قلعههای کوهستانی و قلعه های دشت. همانطور که در معرفی کاخها گفته شد, از یک بنا ممکناست استفاده های گوناگونی شود. از قلعه نیز در موقع آرامش و صلح به عنوان کاخاستفاده می شد. با این توضیح تخت جمشید را, با توجه به طراحی آن, می توان یک قلعهدانست. همچنین از تخت سلیمان در تکاب آذربایجان غربی ـ که مکانی مقدس بوده ـ گاهیبه عنوان نیایشگاه و زمانی به عنوان کاخ استفاده می شده است. بزرگترین و مستحکمترینقلعه هایی که در ایران بنا شده, متعلق به فرقه اسماعیلیه است. این قلعه ها دربلندیهای رشته کوههای البرز بنا شده اند(مانند الموت, لمبسر, گردکوه, سارو وامامه). معماری اینگونه قلعه ها جنبه نظامی و دفاعی داشته و طرح و نقشه آنهاویژگیهای گوناگونی دارد. قلعه ها در صعب العبورترین بلندیهای کوهستانی بنا می شدندو چون طرح و نقشه ای از پیش آماده نداشتند, طراح یا معمار حصارها, برجها, اتاقها وورودیها را با توجه به موقعیت طبیعی صخره ها, احداث می کرد. به این علت اغلب قلعههای کوهستانی دارای طرح هندسی مشخص نبودند. مصالح ساختمانی قلعه ها بیشتر قلوه سنگو آجر, و ملاط آن ساروج و آهک بود. قلعه هایی که در دشت برای محافضت از کاروانها ویا برای استفاده سربازان بنا می شد عمدتاً طرح هندسی مشخص داشتند و دارای نقشه هایمربع, مستطیل, چند ضلعی و مدور بودند. این قلعه ها دارای برج و بارو بودند و مصالحساختمانی آنها نیز از آجر و خشت بود (مانند قلعه گلی ورامین, میان گاله گرگان, قوشچی ارومیه و قلعه کهنه کرمانشاه). در قرن دوازدهم هجری ایجاد قلعه در گذرگاههابه شیوه گذشته متوقف شد و پاسگاهها و سربازخانه هایی به شیوه جدید احداث گردید. همچنین در کرانه خلیج فارس قلعه هایی با سبک معماری غربی ساخته شد(مانند قلعه هایهرمز, خارک, قشم و بندر عباس). آب انبارها موقعیت اقلیمی مناطق مختلف ایران تأثیرزیادی در ابداعات معماری این سرزمین داشته است. از روزگاران کهن در کنار طرحهایعمده تأمین آب مانند ایجاد قنات و ساختن سد, به ذخیره سازی آبهای زمستانی و مصرف آندر فصلهای کم آب و خشک سال نیز توجه شده است و «آب انبار» را به همین منظور بناکرده اند. قدیمیترین نمونه به جای مانده, منبع ذخیره آب معبد چغازنبیل در خوزستاناز دوره هخامنشی است. آب انبارها به دو گروه کلی عمومی و خصوصی تقسیم می شوند. ازنظر معماری آب انبارها شامل منبع ذخیره آب, پوشش منبع, بادگیر و هواکش, راه پله, پاشیر و سردر تزیینی و کتیبه هاست که در اشکال گوناگون مکعب, مستطیل, استوانه ای وچند ضلعی ساخته شده اند. مصالح ساختمانی آنها سنگ و آجر, شفته آهک و ساروج است. تعدادی از این آب انبارها با آجر و کاشی تزیین شده اند(مانند آب انبارهای قزوین, دهنمک سمنان و پنج بادگیر یزد). بازارها سابقه ایجاد بازار در ایران به روزگارانبسیار دور باز می گردد. طبق مدارک تاریخی بازار در بسیاری از شهرهای قبل از اسلامیکی از عناصر مهم شهری بوده است پس از اسلام, گسترش شهرهای اسلامی و افزایشارتباطات اجتماعی, ازدیاد راههای کاروانی, توسعه کاروانسراها و تبادلات اقتصادیموجب شکل گرفتن فضای بازرگانی و تولیدی موسوم به بازار شد. در شهرهای اسلامی بازارمحور اصلی و مرکز اقتصادی شهر بوده و انبارهای مهم, مراکز تولیدی, مراکز توزیعکالاهای گوناگون و مبادلات پولی در آن جای داشتند. بازارها بیشتر در امتداد مهمترینراههای اصلی شهر ساخته می شدند و در اغلب موارد راسته بازار شاهراه اصلی شهر نیزبود که مهمترین و شلوغترین دروازه ها را به مرکز شهر متصل می کرد(مانند بازارسلطانیه, بازار اصفهان و بازار نایین). در بیشتر شهرهای اسلامی مسجد جامع در کناربازار قرار داشت. دکانها در دو سوی راسته اصلی و راسته های فرعی قرار داشتند. برخیاز راسته ها به عرضه کالاهای مخصوص اختصاص داشت؛ مانند بازار بزازها, کفاشها, زرگرها و آهنگرها. کاروانسراهای درون شهری ـ که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ـ اغلب درپشت دکانهای بازار قرار داشت و به وسیله راهرو یا فضای کوچک به بازار مرتبط می شد. بسیاری از سراها دو طبقه ساخته می شدند و همه آنها دارای حیاط مرکزی بودند. طولبازارها اندازه مشخص و معینی نداشت و به نسبت وسعت شهر و رونق بازار متفاوت بود. طول راسته اصلی در شهرهای کوچک و متوسط در حدود چند صد متر و در شهرهای بزرگ, بیشاز یک کیلومتر بود و عرض بازارها بین پنج تا ده متر بوده است. در ساختمان بازارهااز بهترین مصالح و شیوه های معماری استفاده می شد. ستونها و دیوارها بیشتر از سنگ وآجر بود و برای پوشاندن سقف از گچ و آجر استفاده می کردند. برای پوشاندن دهانه هایبزرگ مانند چهار سوها و تیمچه ها از گنبد و کاربندی استفاده می شد. پشت بام بازارهاهم بیشتر با کاهگل پوشانده می شد؛ زیرا کاهگل هم عایق حرارتی بود و هم عایق رطوبتی. کف بازارها اغلب خاکی بود که در اثر گذشت زمان کوبیده و محکم می شد. البته گاهی ازسنگ وآجر برای پوشاندن کف بازار و حجره ها استفاده می کردند. به هر حال, بازار یکیاز مهمترین بناهای عمومی شهرهای گوناگون است که در وهله اول برای عرضه, تولید, تبادل و خرید و فروش کالا شکل گرفت, ولی بعدها کارکردهای متعدد فرهنگی و اجتماعیپیدا کرد. رشد و رونق اقتصادی منجر به پیدایش انواع بازار شد که از میان آنها میتوان از بازارهای ادواری, بازارهای روستایی, بازارهای ثابت, بازار بین راهی وبازارهای شهری نام برد. عناصر تشکیل دهنده معماری هر بنای دوره اسلامی چه بنایمذهبی, مانند مسجد و مدرسه و چه غیر مذهبی, مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهایگوناگون تشکیل می شود و گاهی نیز ممکن است فضای تازه به صورت الحاقی به بناهای دیگراضافه شود؛ مثلاً مناره یا منار در مسجد و مدرسه که جزیی از بناست و به طور مجزا همکاربرد دارد. میانسرا میانسرا ـ حیاط و صحن ـ یکی از ویژگیهای معماری اسلامی است. مساجد, مدارس و کاروانسراها عمدتاً دارای صحن یا حیاط مرکزی هستند. میانسرا در دورهاسلامی دو نقش مهم داشت: اول اینکه نیاز مسلمانان را به وضوخانه و محل تطهیر درمساجد و مدارس و نیاز مسافران را به استراحت, بارگیری و باربندی در حیاط کاروانسراتأمین می کرد. دوم اینکه با کانون قرار دادن فضای داخلی, بنا را از سر و صدا وفعالیت زندگی روزمره و عادی جدا می کرد. شکل میانسرا عموماً مربع و مستطیل بود, ولیگاهی از نقشه های چند ضلعی و مدور هم استفاده می شد. میانسرا راه دسترسی به شبستانو بناهای وابسته مانند راه پله ها و اتاقها را مشخص می کرد و دارای ایوانی در یک یادو یا چهار طرف بود. ایوان ایوان از زمان اشکانی مورد استفاده قرار گرفته و ساخت آنتا کنون به شیوه های گوناگون ادامه یافته است. ایوان که معمولاً از یک طاق آهنگتشکیل می شود از سه طرف بسته و به طرف میانسرا باز می شود. ایوانها به صورت فضاهایورودی و خروجی ساخته می شوند و در حالی که برای جریان یافتن هوا باز هستند, از تابشآفتاب جلوگیری می کنند و به عنوان یکی از اجزای تشکیل دهنده اهمیت فوق العاده ایداشته, به بنا, برجستگی و شکوه می بخشند. ایوان کانونی است برای تزیینات مختلف بنا, چون ایجاد مقرنسها با شیوه آجر کاری, گچبری و کاشیکاری رواق به فضاهای سرپوشیدهستوندار یا متشکل از چشمه طاقهایی گفته می شود که در طرفین صحن یا میانسرای مساجدیا اماکن مذهبی ساخته می شود. دهانه اینگونه فضاها رو به صحن است و در ورودی مسجدرا به شبستان یا گنبد خانه متصل می سازد. گنبد گنبد نیز مانند ایوان یکی از مهمترینعناصر معماری ایران است که سابقه آن به قبل از اسلام می رسد. پوشش گنبدی در معماریاسلامی ویژگیهای متعددی دارد و بیش از هر نوع پوششی کاربرد داشته است. ایجاد گنبدروی فضای مربع و یا چند ضلعی دارای چند مرحله بوده است: نخست اتاق چهار گوش با درهاو طاقچه ها سپس بخش انتقالی بین اتاق چهار گوش و گنبد و در پایان گنبد اصلی معمارانایرانی روی بناهای گوناگون, بویژه روی مقبره ها, مساجد و مدارس, زیباترین گنبدها راساخته اند. گنبدهای ایرانی دارای اشکال مختلفی است که برخی از آنها عبارتند از: گنبد مخروطی یا رک, گنبد یک پوش, گنبد پیوسته و گسسته. شکوه و زیبایی معماری ایراندر دوره اسلامی بستگی زیادی به گنبدهای آن دارد که اغلب با کاشیکاری معرق تزیین شدهاند(مانند مسجد شیخ لطف الله). شبستان ستوندار شبستانهای ستوندار ـ که ارتفاعچندانی ندارند ـ معمولاً در طرفین گنبدها بنا شده اند. این شبستانها به گونه ایساخته شده اند که بتوان با افزودن یا برداشتن دهانه هایی, آنها را توسعه داد یاکوچک کرد. به این ترتیب چنین منطقه سرپوشیده ای را می توانستند با دیواری تیغهمانند که هیچ گونه عملکرد ساختمانی نداشت محصور کنند(مانند مسجد تربت جام و امیرچخماق یزد). چهار صفه قرن هشتم هجری تاریخ تکامل چهار صفه با موارد استفاده گوناگوناست. این بنا در اصل عبارت است از یک فضای مربع یا مستطیل شکل که با اتاقهای متصلبه هم احاطه شده, به طوری که در اطراف فضای مرکزی تعدادی اتاقهای شاه نشین مانند بهوجود آورده است. اصطلاح چهار صفه را می توان برای اتاق یا چهر طاق (صلیبی شکل) یاتالار مستطیل به کار برد, که با چند طاق پوشیده شده است. چهار صفه های ساده معمولاًدر گوشه های عمارتی که در وسط حیاط قرار دارد ساخته شده اند(مانند مدرسه خرگردخراسان). هجره هجره یآ اتاق معمولاً در اطراف حیاط مرکزی یا میانسرا به صورت مربع, مستطیل یا چند ضلعی ساخته می شد. این گونه هجره ها در مدارس برای استفاده طلاب و درکاروانسراها برای استراحت مسافران و گاهی به منظور چله نشینی و عزلت گزینی درویشانبنا می شد. در بعضی موارد هجره ها به صورت دوطبقه ساخته می شد که رفتن به طبقه بالااز طریق راهروهای ارتباطی انجام می گرفت. معمولاً چنین اتاقهایی از حداقل روشناییبرخوردار بودند, سقف آنها کوتاه بود و از نوع طاق آهنگ ساخته می شد. مناره مناره یامنار به معنای جای نور است و به بنای بلند و کشیده اطلاق می شود که عموماً کناربناهای مذهبی مانند مدارس, مساجد, و مقبره ها ساخته می شدند. قبل از اسلام از مناربرای راهنمایی استفاده می کردند که گاهی نیز معرف وجود آتشکده و آتشگاههای بزرگ بودو به آن میل می گفتند(مانند میل نورآباد, میل فیروزآباد). در دوره اسلامی احداثمناره گسترش بیشتری یافت. یکی از قدیمیترین مناره ها متعلق به مسجد جامع دمشق است. از دیگر مناره های باقیمانده اوایل اسلام می توان به مناره مسجد اشاره کرد. اگرچهمعلوم نشده که قدیمیترین مناره در ایران در کدامیک از بناهای مذهبی ساخته شده, ولیمنار مسجد جامع سمنان و دامغان را می توان از قدیمترین مناره های ایران دانست. لازمبه یادآوری است که در آغاز مناره ها عموماً به صورت منفرد در مجاورت مساجد ساخته میشدند, ولی از دوره سلجوقی به بعد بتدریج مناره ها به صورت زوجی بر سر در ورودی و یابر ایوان اصلی احداث گردید(مانند مسجد جامع اصفهان, مدرسه دو منار گلشن طبی). ازنظر معماری مناره ها از سه قسمت اصلی پایه, ساقه یا بدنه و کلاهک یا تاج و بخشهایپلکان و نورگیر تشکیل می شود. مناره ها به اشکال استوانه ای, مخروطی و چند ضلعیساخته شده اند. مناره ها در آغاز احداث بسیار ساده و عاری از تزیینات بودند, ولیبتدریج همانند دیگر عناصر معماری با تزییناتی چون آجرکاری, کاشیکاری, مقرنس و کتیبهآراسته شدند. مصالح ساختمانی مناره ها از آجر و سنگ بوده است. مناره ها برایاستحکام بخشیدن و جلوگیری از رانش بنا ساخته می شدند بادگیر معماران واستادکاران ایرانی با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی مناطق گوناگون ایران شیوههای معماری را در شهر های مختلف توسعه بخشیدند؛ همان طور که به دلیل سرما ایجادبناهای فاقد میانسرا در آذربایجان متداول بوده, ساختن بادگیر نیز در مناطق کویریرواج داشته است. سالیان بس دراز, بادگیر یکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشکایران بوده است. هر بادگیر شامل برجهای تهویه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برجیک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برایگرفتن نسیم و هدایت آن به اتاق همکف یا زیرزمین که رطوبت را از یک حوض آب اخذ میکند, تعبیه شده است. در شهرهای کویری ایران مانند کاشان, یزد و کرمان از بادگیر دربناهای مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندین بادگیر ساختهشده (مانند آب انبار پنج بادگیر یزد). پله گرچه پله یک اثر معماری مهم به حساب نمیآید, ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپیچ داخل مناره ها وپله هایی که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشیرهای سراشیبی آب انبارهامنتهی می شود از اهمیت ویژه ای برخوردارند. همچنین پله ها, راههای ارتباطی مفید بهطبقه دوم یا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربردارتباطی, وسیله سبک کردن حجمهای ساختمانی نیز هستند(مانند بنای تایباد خراسان). مدرسه غیاثیه خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنین مسجد کبود تبریز پله هایی درشش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه هایگنبد خانه یا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله هااغلب آجر است. سردابه تعداد بسیاری از آرامگاهها مدفن اصلی شخصیتی مذهبی یا سیاسیهستند که زیر طبقه همکف ساخته می شدند. از آنجا که طبقه همکف باید محلی برای زیارتیا مراسم مذهبی می داشت, معمولاً محل تدفین را در طبقه ای پایین تر از سطح زمین میساختند. احداث سردابه بیشتر در آرامگاههای ناحیه شمال و آذربایجان مرسوم بوده است. از قرن هشتم هجری به بعد نصب ضریح چوبی در روی مزارها به صورت سمبلیک متداول شد. صندوقهای چوبی منبت کاری شده نام بسیاری از درودگران هنرمند را برخود دارد. روشهایساخت و تزیین به طور کلی آگاهی ما از نحوه ساخت, طراحی و سایر امور ساختمانی دورهاسلامی بسیار کم و محدود است. بدون شک ایجاد بناها, چه مجموعه های مذهبی و چه غیرمذهبی, مستلزم آگاهی از علومی چون هندسه, ریاضی و طراحی بوده است و استادکاران طیقرون متمادی با بهره گیری از علوم, توانسته اند شاهکارهایی در هنر معماری به وجودآورند. متأسفانه در متون تاریخی دوره اسلامی مطالب مهم و تصاویر چندانی در موردچگونگی ایجاد بناها به چشم نمی خورد. تنها نمونه های قابل ذکر دو نقاشی منسوب بهبهزاد, با تاریخ 872 هجری, در ظفرنامه و خمسه نظامی است. این نقاشیها در حال حاضردر دانشگاه هابکینز آمریکا نگهداری می شوند و در آنها نحوه ساخت مسجد جامع تیمور وهمچنین کاخ خورنق به شیوه مینیاتور به تصویر کشیده شده است. در این نقاشیها تاحدودی تزیینات و ابزار و ابزار و وسایل معماری مرسوم آن روزگار مانند داربست, گونیای چوبی, اره, خط کش, بیل, تیشه, ماله, نردبان, و ... و همچنین مصالح ساختمانیمانند سنگ, آجر, گچ, ملاط و کاشی و مراحل اجرای ساختمان نشان داده شده است. برخیمحققان بر این عقیده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره معماران دوره اسلامی وروشهای طراحی و ساختمانی آنها, این است که معماران در مقایسه با شاعران, فیلسوفان ومورخان, کمتر مورد توجه بوده اند. البته این رأی درست به نظر نمی رسد؛ زیرا درادوار مختلف نیاز همگان به معمار و استادکاران ساختمانی برای ایجاد محلهای مسکونی, تجاری و عبادی امری مسلم بوده است. مورخان اسلامی چون بیهقی, ابن خلدون و خواجهرشیدالدین, مطالب سودمندی درباره معماری و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اندمعماران از علوم ریاضی و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چیز بهطراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزیدند. فارابی فیلسوف بزرگ ایران می گوید معماریمبتنی بر علم الحیل است و حیل, مهارت, هنر و فنی است که با کار استادانه وهنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. هندسه مبنای معماری بود و معمار بسیارماهر و استاد را مهندس می گفتند که به معنای هندسه دان است. همچنین متونی در دستاست که در آنها از هندسه و طرحهای هندسی برای معماران بحث می شود و سراسر اینکتابها دارای توضیحاتی است که به معماری عملی ارتباط پیدا می کند. بخشی از کتابمفتاح الحساب نوشته جمشید کاشی ریاضیدان و منجم عصر تیموری, به معماری اختصاص یافتهو در آن بخش از روشهای ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث می کند, از انواع طاقهایی کهاو شرح می دهد برخی را در بناهای تیموری می توان دید. معماران, استادکاران, بنایانو دیگر گروههای وابسته به علم معماری, با آگاهی کامل از فن معماری و با ابتکار وابداعات خاص خود و رعایت کامل اصول هندسه و مهارت های سنتی و همچنین الهام از عقایددینی فضای معماری ایران را شکوهی جاودانه بخشیدند. مسئولیت ساخت بنا نیز به عهدهگروههای متعددی بوده است؛ مثلاً گروهی مسئول احداث ساختمان تا مرحله سفت کاری, وگروهی مسئول تزیینات بنا مانند آجرکاری, گچبری و کاشیکاری بوده اند. همچنین بیناستادکاران, سلسله مراتبی وجود داشته, مانند مهندس, معمار, بنا, سرکارگر, سنگکار, گچکار, کاشیکار و کارگر ساده که هر یک مسئولیت خاصی داشتند. لازم به یادآوری است کهمعماران ایرانی به علت فروتنی از ثبت کردن نام خود بر بناها خودداری می کردند؛ بههمین علت جز تعدادی از بناها که نام معمار یا سازنده آن مشخص شد, بقیه فاقد ناماستادکار یا سازنده آن است. مصالح ساختمانی مصالحی که در ایجاد بناهای دوره اسلامیبه کار رفته متنوع است. آجر. مهمترین مصالح ساختمانی در ایران قبل و بعد از اسلامبوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههایآجرپزی در سراسر ایران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا برایتزیین آن نیز نقش مهمی داشت و از اوایل اسلام تا دوره تیموری تزیین بیشتر بناها باآجرکاری است. همچنین از آجرهای تراشدار و قالبی نیز استفاده می شد. آجرهای پختهرنگهای گوناگونی چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تیره داشته که بیشتر در ابعاد 3*20*20, 5*20*20 و 5*25*25 سانتیمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ایوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به کار می رفت(برجهای خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه). گچ.گچ از دیگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار, در معماریاستفاده شده است. از آنجایی که گچ از مصالح ارزان قیمت بوده و زود سفت می شده است, کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلیبناها, نوشتن کتیبه ها, تزیین محرابها, زیر گنبدها و ایوانها به کار می رفته است. بسیاری از بناهای عصر سلجوقی و ایلخانی با گچبری تزیین شده اند. اهمیت گچبری دربناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان این رشته به «جصاص» معروف بودند ونام بسیاریاز این هنرمندان در کتیبه های بناها به یادگار مانده است. علاوه بر این, هنرمندانگچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شیوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی, گچکاری وصلهای, گچکاری توپر و توخالی, گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کردهاند(مانند اصفهان: محراب اولجایتو, زنجان: گنبد سلطانیه, همدان: گنبد علویان واشترجان: محراب اشترجان). کاشی.استفاده از کاشی برای تزیین و همچنین استحکام بخشیدنبه بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بویژه در عهد تیموری و صفویبه اوج رسید. کاشی نقش عمده ای در تزیین بناهای دوره اسلامی داشت و با شیوه هایمتفاوت توسط هنرمندان کاشیکار به کار می رفت. استفاده از کاشیهای یک رنگ, کاشی هفترنگ, کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی, ایلخانی و تیموری و صفوی درتزیین بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه یافته است. تزیین بخشهای گوناگون بنا, ازپوشش گند و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زیر گنبد و دیوارها و محراب با کاشیهایمختلف, بویژه کاشیهای معرق, به بناهای مذهبی و غیر مذهبی ایران دوره اسلامی زیباییخاصی بخشیده است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غیاثیه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد گوهر شاد, تبریز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شیخلطف الله و مسجد امام). خشت.ازدیگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ایران خشت است. در دوره اسلامی یا تمامی بنااز خشت بوده یا بخشی از دیوارها از خشت و بقیه از آجر بوده است. از آنجایی کهمقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است, بناهای خشتی زیادی از روزگارانگذشته باقی نمانده است. سنگ.در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده, بدنه, فرشکردن کف و تزیین بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعیت جغرافیایی و اقلیمی استفادهاز سنگ در برخی نقاط چون آذربایجان بیشتر دیده می شود, اما بهره گیری از آن تقریباًدر سراسر ایران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پی بنا و دیوارهااهمیت ویژه ای داشت و برای ساختن کتیبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سیاه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشیده و گاهی حجاری می شد ـ به کار می رفت(مرند: کاروانسرایمرند, شیراز: مسجد جامع, کاشان: کتیبه های مسجد میدان). چوب.استفاده از چوب برایساختن در, پنجره, صندوقهای ضریح, ستونها و تیر سقف و چهار چوب, از ویژگیهای معماریاسلامی است که در ناحیه مازندران و گیلان رواج بیشتری داشته است. درختهای تبریزی, سپیدار, چنار, کاج و گردو از جمله درختهایی بودند که از چوب آنها برای بخشهایگوناگون بنا استفاده می شده است(ورامین: مسجد مامع, تبریز: ارگ علیشاه, ساری: امامزاده صالح). شیشه. کاوشهای باستانشناسی سالهای اخیر و همچنین بناهای باقیمانده ازادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شیشه های الوان به رنگهای سرخ, آبی, بنفش وسبز برای تأمین روشنایی و تزیین در و پنجره و قابهای گنبد خانه و شبستانها استفادهمی شده است. همچنین مطالعه متون تاریخی و مشاهده مینیاتور های قرن ششم تا دوازدهمهجری نشان می دهد که شیشه, کاربرد وسیعی داشته است(خرگرد: غیاثیه, شاه زند: مقبرهشیری بکا آقا, اصفهان: عالی قاپو).
  15. - گفته ها و ناگفته هایی از پرچم جمهوری اسلامی ایران محمدرضااسدزاده - یک مشتِ گره کرده با چندستاره، آرم تصویب شده برای جمهوری اسلامی بود. حتی اسکناس هایش هم چاپ شده بود که ناگهان آیت الله هاشمی رفسنجانی از قم زنگ می زند و دستورجمع آوری آنها را می دهد. با مخالفت آقای هاشمی، امام نیز قانع شده و آرم ارسال شده به دفتر قم را تنفیذ می کند. او که فروردین 58 طرح آرم خود را به دفتر امام در قم فرستاد و اتود ارسالی اش، پس از تایید و تماس تلفنی آیت الله هاشمی رفسنجانی، آرم پرچم جمهوری اسلامی شد، هنرمند تهرانی الاصلی است با چهره ای جدی که دیگرحاضر نیست دراین باره سخنی بگوید. او سی سال است که دیگر هیج جا و در هیچ رسانه ای حرفی از این کارش نزده است. دکتر"حمید ندیمی" امروز استاد درس نظریه و روشهای طراحی در رشته معماری دانشگاه شهید بهشتی است. دوباره با او تماس گرفتم. اگرچه می دانستم سه دهه است که سکوت کرده و با هیچ رسانه ای گفت وگو نمی کند. گفت که به هیچ وجه حاضر به گفت وگو نیست. اگر در سرچ گوگل، نام او را جست وجو کنید، تنها یک عکس یافت می شود. آن نیز عکسی است که در سایت دانشگاه شهید بهشتی وجود دارد. یک بار پیش از این وقتی از او خواستم تا دلیل این پنهان شدنش را بگوید، خندید و تنها یک جمله کوتاه گفت: "نیازی نیست." اصرار که کردم، گفت: " قصد لوس کردن خودم را که ندارم. بفهمید که چرا نمیخواهم نامی یا عکسی از من منتشر شود. متوجه میشوید؟" خیلی اصرار داشتم تا بدانم چه دلیلی دارد استاد معماری ای که خودش اهل هنر است، حاضر نباشد عکسی از او منتشر شود؟ باری یک پاسخ کوتاه دیگر شنیدم:" چه لزومی دارد مردم چهره مرا بشناسند؟» . پیش از این نیز گفته بود: " اکراه دارم خودم را به این مسایل سنجاق کنم. مردم چهره مرا نبینند، خیلی بهتر است. اگر فردا ضد انقلاب شدم چه؟ پس کاری به من نداشته باشید." حمید ندیمی - طراح آرم پرچم جمهوری اسلامی ایران نخستین گفت وگوی او سال 1359 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد. فردای روزی بودکه آرم جمهوری اسلامی به تنفیذ امام خمینی رسید. دومین و آخرین گفت وگوی او نیز در مجله پاسدار اسلام در سال 1362 چاپ شد؛ و پس از آن دیگر هیچ. او خودش را ازمعرفی شدن در رسانه ها پنهان می کند و دلیل این پنهان شدنش، رازی است برای انها که خواسته اند به هر نحوی به او نزدیک شوند. ماجرای طراحی آرم از جایی آغاز شد که پس از رفراندوم جمهوری اسلامی و به دستور امام تصمیم گرفته می شود تا نمادهای طاغوتی برچیده شده و نمادهای اسلامی جایگزین آن شود. در نخستین اقدام تغییر نشان "شیر و خورشید" و پرچم ایران مطرح می شود. نشانی که سابقه اش به علائم پرچم های ایرانیان در دوره باستان برمی گشت و پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل دوری از اتهام آتشپرستی و خورشیدپرستی این نشانی از پرچم ایرانی پاک شده بود. تصویری که به سدهی چهارم پیش از میلاد بر می گردد و در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود. اما در زمان صفویان، شاه اسماعیل که نسل خود را از یک سو به شاهان ساسانی و از سوی دیگر به امام کاظم(ع) میرساند، دستور داد تا نشان "شیروخورشید" به طور رسمی بر پرچم ایرانیان بازگردد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز شمشیری به دست این شیر داده شد. احمد کسروی درباره تاریخ نشان شیروخورشید کتابی ۳۴ صفحهای نوشته است که کتابی نایاب است . پرچم ایران تا پیش از انقلاب اسلامی امام خمینی در 10 اسفند سال 57 خواستار تغییر نشان "شیر و خورشید" شد واعلام کرد: "ما یک مملکت محمدی ایجاد میکنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود، علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج، آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد." (صحیفه امام، ج 6، ص 275) پس از آن با فراخوان سراسری دولت موقت، طراحی نشان جدید آغاز و طرحهای بسیاری به دفتر نخستوزیری ارسال می شود و در ابتدا، طرح ندیمی مورد قبول واقع نمی شود. در مسابقهای که برای طرح آرم جمهوری اسلامی برگزار شد، ابتدا آرم دیگری که در آن یک مشت گرهکرده به همراه چند ستاره دیده میشد، به تصویب می رسد و در نهایت بر روی اسکناسهای آن دوران چاپ می شود. ندیمی طرح آماده شده خود را به دفتر امام در قم ارسال میکند. وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی طرح آرم را می بیند، خدمت امام نشان می دهد و درخواست می کند که آرم تغییرکند. با تایید امام، هاشمی رفسنجانی فوری دستور می دهد تا آرم های منتشر شده جمع آوری شوند. همان شب آیت الله هاشمی رفسنجانی با ندیمی تماس میگیرد و خبر از تنفیذ آرم توسط امام در 19 اردیبهشت 1359 میدهد و از او میخواهد تا روی طرح پرچم نیز کار بکند. (به نقل از گفته های دکتر ندیمی) اتود آرم ارسال شده توسط ندیمی در سال 58 در آن سال ها پس از تصویب طرح، شایعه می شود که این طرح، آرم گروه سیک ها در هندوستان است و سپس انتقادهایی به شکل 22 الله اکبر روی پرچم می شود که می گفتند در اللهاکبر عبارت (USA) دیده میشود. البته ندیمی علی رغم میل باطنی اش، طرح الله اکبرها را تغییر می دهد و پس از ان در گفت وگو با روزنامه جمهوری اسلامی به تببین طرح خود می پردازد. طرح آرم سیک های هندی/ اطلاعات بیشتر درویکی پدیا آیا این آرم برگرفته از آرم گروه سیک های هندوستان است؟ پاسخ دکتر ندیمی در سال 59 در روزنامه جمهوری و کیهان: " هلالهای تعبیهشده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند. این طرح پنج بخش دارد که نشاندهندهء پنج اصل دین است. اصل توحید را در حکم عمود دو ساقهء اصلی در میان خود دارد. علاوه بر کلمهء الله که در ترکیب اصلی آن دیده میشود، لاالهالاالله نیز در آن مستتر است. جزء قائم میانی در ترکیب با شکل تشدید ( ّ ) که در خط فارسی و عربی نشانهء شدت است، شمشیر را تداعی میکند؛ این همان تعبیر کلمهء «حدید» است. تقارنهای این آرم هم نشانهء تعادل و توازن است؛ این همان میزان است. بزرگترین و اصلیترین ویژگی این آرم همان بیان کلمهء الله است که قالب و محتوا را در خود جای داده است. آرم به صورت کروی طراحی شد تا نشاندهندهء پیام جهانی آن باشد. " توضیحات ندیمی در سال 62 در مجله پاسدار اسلام: ندیمی در سال 1362 برای دومین بار و آخرین بار در گفت وگویش با مجله پاسدار اسلام درباره تبیین مفاهیم اثرش میگوید: " علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایدهام را پیگیری کردم و به مرور سیاهمشقهای قبلی پرداختم. در این نماد سه رکن اساسی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن وجود دارد یعنی کتاب، ترازو و آهن و یا به عبارت قرآنی کتاب، میزان و حدید. جزء قائم میانی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشنه شدت است شمشیر را تداعی میکند، قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است و این برداشت تعبیری از کلمه حدید است در کتاب الله (... انزلنا الحدید فیه باس شدید) و ترکیب کاملا متقارن شکل بیانی از حالت تعادل و توازن که این نیز برداشتی تعبیری است از کلمه میزان در کتاب خدا. والسماء رفعها و وضع المیزان. پنج جزء تشکیلدهنده علامت که اگر به پنج اصل پایه دین برگردد اصل توحید را در حکم عمود و ساقه اصلی در میان دارند، گذشته از آنکه در ترکیب کلی خویش کلمه الله را بیان میکنند و عصارهای از کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را نیز در دستور خود مستتر دارند. خطوط هلالیهای طرح که در یک دایره محاط است با تداعی نصفالنهارهای کره جهانی بودن دعوت اسلام را تجسم میبخشند. کلمه الله به صورت کروی طراحی شده تا نشاندهنده پیام جهانی آن باشد. هلالیهای تعبیه شده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند اما پس از آن وی پرچم را نیز طراحی نمود. " او در توضیح طرحش ادامه می دهد: " این پرچم به امید دادن به دست حکومت امام زمان (عج) طراحی شد. رنگهای سبز و سفید و سرخ، علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر همگی از ارکانی هستند که در قانون اساسی برای پرچم ایران در نظر گرفته شدهاند." دکتر ندیمی از شعار بودن الله اکبر، تکرار را اقتباس میکند: " این شعار یازده بار در رنگ سرخ و یازده بار در رنگ سبز یعنی بیست و دو بار تکرار میشود و این اشارهای است به بیست و دوم بهمن 57. قالب راست گوشه خط نوشته الله اکبر یادی است از کوبندگی این شعار و این همان خطی است (خط بنایی) که شعار الله اکبر را بر بلندای اذان و بر گنبدها و منارههای الله اکبر در مساجد اسلامی نقش میکرده و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. کلمه قرمز الله منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبدأ و منتهای آفرینش است الی الله المصیر و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد." یک اظهارنظر در دیدارخصوصی: او در سال های اخیر در یک دیدار خصوصی اظهار داشت: " «من که اصلاً اینکاره نبودم. این طرح را باید گرافیستهای بزرگ میکشیدند. کارِ من نیست. این کاری خدایی است، به من ربطی ندارد. این است که دوست ندارم خودم را سنجاق کنم. افراد فانی را به مسایل باقی متصل نکنید.» تقدیر از دکترندیمی درمراسم گرامیداشت پنجاهمین سال تاسیس دانشگاه شهید بهشتی که 27 مهر ماه 89 برگزار شد .
  16. نرم افزار الغوث ( ادعیه اسلامی ) برای موبایل - جاوا نرم افزار الغوث یکی از بهترین و کاملترین نرم افزار های اسلامی است. این نرم افزار مجموعه کاملی از ادعیه را با محیط گرافیکی خوب به کاربران ارائه می دهد. نرم افزار تحت جاوا می باشد و بر روی اکثریت گوشی های موبایل قابل اجراست.
  17. دانلود سرود " آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو " با حجم 531 کیلو بایت با فرمت mp3 و زمان 0:03:37 با لینک مستقیم [fieldset=دانلود سرود آمریکا آمریکا مرگ به نیرنگ تو]جهت دانلود کلیک کنید[/fieldset]
  18. انقلاب اسلامی و فتنه های دشمنان جمهوری اسلامی ایران در طی سال های استقرار خود با دشمنان داخلی نیز پنجه در پنجه بود كه واقعه كردستان خوزستان تركمن صحرا و بلوچستان از جمله آنهاست. دشمنان از هیچ تلاشی برای مقابله با ملت ایران چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی فروگذار نشدند. انقلاب اسلامی ایران به لحاظ ماهیت اسلامی استكبارستیزی و مردمی خود همواره پس از پیروزی در معرض تهدیدات و فتنه هایی قرارا داشته اما با اتكای به خدواند متعال و نیروی عظیم مردمی این گردنه ها را یك به یك به سلامت طی كرده و توانسته در دهه چهارم خود صادر كننده این تفكر باشد. آنچه كه امروز در لبنان مصر تونس یمن عراق و افغانستان در مورد مبارزه با غرب و گسترش موج اسلام خواهی در منطقه مواجه ایم در واقع اثرات غیرقابل انكار انقلاب اسلامی است كه در دل و جان ملت های منطقه نفوذ كرده و راه خود را برای فتح قله ها تا زمان ظهور منجی طی خواهد كرد. پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357/1979 عملا نقش و توسعه نفوذ غرب در منطقه و استیلای آنها بر منابع گسترده خاورمیانه را با تهدیداتی مواجه كرد. تاكید انقلابیون بر این نكته كه قدرت های شرقی و غربی دیگر نمی توانند در امورات ایران دخالت كنند و در كنار آن بحث صدور انقلاب اسلامی این زمینه را برای غرب فراهم كرد كه برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران درست به ترفندهایی بزند. این امر از آغاز در دخالت ها و شیطنت های سفارت خانه های خارجی و به ویژه سفارت ایالات متحده آمریكا به وضوح دیده شد. از طرف دیگر تاكید جمهوری اسلامی ایران بر غیر مشروع بودن رژیم جعلی اسراییل غرب را با این معضل تامین امنیت این رژیم مواجه كرد. حمایت های معنوی جمهوری اسلامی ایران از ملتهای بی دفاع فلسطین و لبنان آنها را برای مقابله همه جانبه با این رژیم آماده كرد كه نتایج آن را در سال های اخیر به وضوح مشاهده كردیم. جمهوری اسلامی ایران در طی سال های استقرار خود با دشمنان داخلی نیز پنجه در پنجه بود كه واقعه كردستان خوزستان تركمن صحرا و بلوچستان از جمله آنهاست بسط نفوذ ایران در منطقه و از طرف دیگر مشكلات داخلی و عدم دولت سازی این زمینه را برای دشمنان فراهم آورد تا از هر دستاویزی برای مقابله با انقلاب ملت ایران فروگذار نباشند. كودتای هوایی نوژه از جمله این اقدامات بود كه با كشف و خنثی سازی راه به جایی نبرد. واقعه طبس ترورهای منافقین و ماجرای رییس جمهور عزل شده زا جمله دیگر فتنه هایی بوده كه انقلاب جوان ایران با آنها مواجه بود. اما تدبیر امام خمینی و حمایت های مردم اجازه نداد كه دشمنان از این طریق طرفی بندند. اصلی ترین حربه دشمنان انقلاب جنگ تحمیلی 8 ساله بود كه با تجهیز ماشین جنگی صدام روی داد. 8 سال بر سر این ملت بمب و موشك بارید و بسیاری از سرمایه های ملت ایران و عراق به علت جهل حاكم وقت عراق از بین رفت و امروز نیز شاهدیم كه عاقبت این دشمنان چه شد. اصلی ترین حربه دشمنان انقلاب جنگ تحمیلی 8 ساله بود كه با تجهیز ماشین جنگی صدام روی داد جمهوری اسلامی ایران در طی سال های استقرار خود با دشمنان داخلی نیز پنجه در پنجه بود كه واقعه كردستان خوزستان تركمن صحرا و بلوچستان از جمله آنهاست. دشمنان از هیچ تلاشی برای مقابله با ملت ایران چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی فروگذار نشدند. اما چون اراده ملت ایران را هدف قرار داده بودند ره به جایی نبردند. تفكر بالای ملت ایران و توان آنان در شناسایی مشكلات و نقاط ضعف به همراه تدبیر رهبری ( چه در زمان امام و چه در زمان آیت الله خامنه ای) این زمینه را فراهم آورد كه كشور از هر گزندی در امان باشد. مشكلات دوران اصلاحات و همزمان با آن بحث های مربوط به پرونده هسته یی كشورمان فشار ةای مصاعفی بر ملت از طرف غرب را باعث شد. آخرین تلاش غرب برای به اصطلاح سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته شاهد بودیم. باز هم همگان دیدند كه ملت چگونه دوشادوش رهبری خود توانست با این مشكل نیز درافتد و آن را به خاك بمالد. این مسایل تنها گوشه ای از مشكلات ایران در طی سال های پس از پیروزی انقلاب است كه اگر بخواهیم ماجرای ساختگی میكونوس ماجرای آمیا (كه هیچگاه اثبات نشد) هواپیمای لاكربی و... را به آنها بی افزاییم كتابی بس مطول از فجایع غرب در ایران خواهد شد. امروز نیز این فتنه ها در قالب پرونده هسته ایی و ماجرای دادگاه رفیق حریری به نوعی دیگر دنبال می شود اما باید این بار نیز منظر بود و عظمت انقلاب و ملت ایران را مشاهده كرد.
  19. برگزاری سومین جشنواره ملی نوآوری و شکوفایی فجر انقلاب اسلامی [align=justify] همزمان با فرا رسیدن سی و دومین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی، سومین جشنواره ملی نوآوری و شکوفایی فجر انقلاب اسلامی در مصلی حضرت امام خمینی (س) برگزار می شود. به گزارش کمیته ارتباطات و اطلاع رسانی ستاد مرکزی دهه فجر، سومین جشنواره ملی نوآوری و شکوفایی فجر انقلاب اسلامی از روز هجدهم بهمن ماه به مدت سه روز در مصلی بزرگ امام خمینی (س) در تهران برگزار می شود. این هماهیش به همت کمیته مخترعین ومبتکرین ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان برگزار می شود. بر اساس این گزارش، نمایشگاه بزرگ تجاری سازی اختراعات و نوآوری ها نیز در کنار این جشنواره برای بازدید علاقه مندان دایر می شود. علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره تلفن 88915749 تماس بگیرند. [/align]
  20. irsalam

    ارکان انقلاب اسلامی

    ارکان انقلاب اسلامی [align=justify] با نگاهی اجمالی بر انقلاب های صورت گرفته در چند قرن اخیر تمایز ذاتی انقلاب اسلامی با ماهیت سایر انقلاب ها به خوبی مترصد است.اگر اندکی منصفانه به میزان حضور اقشار مختلف ایرانی در انقلاب اسلامی بنگریم و میزان این مشارکت را با انقلاب های پر آوازه ای همچون انقلاب کبیر فرانسه،انقلاب اکتبر روسیه و انقلاب چین قیاس کنیم به خوبی این امر درک می شود که نه تنها انقلاب اسلامی انقلاب پرولتاریا نبوده و از نظام دوقطبی و تضاد درونی اجتماع نشات نگرفته است بلکه آمیخته ای است از مطالبات اقشار مختلف جامعه اعم از روستائیان ، دانش آموزان ، دانشگاهیان ،اقشار مرفه و غیره و غیره.از سوی دیگر با در نظر گرفتن غالب وضع موجود جهانی در قبال انقلاب ها می توان گفت که در اکثر قریب به اتفاق نهضت ها و انقلاب ها نظام و مناسبات جهانی نقش موثری را در تکوین این انقلاب ها ایفا نموده است.به عنوان مثال در انقلاب بلشویکی روسیه که در اکتبر ۱۹۱۷ به پیروزی رسید ارتش و نهاد حکومتی روسیه به دلیل فشارهای جامعه جهانی پس از جنگ جهانی اول مضمحل گردیده بودند و تنها مخالفان در اوضاع نا به سامانی و هرج و مرج پس از جنگ جهانی توانستند قدرت را کنترل کنند.اما جامعه جهانی در قبال انقلاب جمهوری اسلامی نه تنها موضعی حامیانه به خود نگرفت بلکه دو قطب کاملا مخالف شرق و غرب در مواجه با انقلاب اسلامی درپدیده ای نادر دست به اتحاد زد و از هیچ اقدامی در مهار خیزش بنیادگرایی اسلامی دریغ نکرد.اما به راستی برگ برنده انقلاب اسلامی و وجه تمایز آن با سایر انقلاب ها در چیست که به یکباره با طنین انداز شدن بانگ آغاز این حرکت شرق و غرب به هم می پیوندند تا مانع از تشکیل این نظام شوند. به زعم بسیاری از صاحب نظران انقلاب اسلامی بر گرفته از تعاملات سه رکن اساسی و اصولی است.مردم به عنوان خواستگاه اصلی نیازها،تئوری متقن و نوید دهنده اسلام به عنوان پاسخگوی نیاز های جامعه و رهبری روحانیت به صورت عام و رهبری امام خمینی(ره) به صورت خاص به عنوان کانال ارتباطی میان پرسشگر و پاسخگو. بی شک می توان صدساله اخیر را یکی از دردناک ترین مقاطع زمانی برای ملت ایران دانست.تشکیل سلسله قاجاریه و بی کفایتی حاکمان در رویارویی با مشکلات جامعه،نفوذ و غلبه استعمار در قلب دستگاه حاکم ،جنگ های مکرر ،تعرض به تمامیت ارضی کشور،نبود امنیت و... همه از جمله معضلاتی است که در تاریخ ملت ایران پیش از سال۱۳۵۷ غنوده است.مردم رنجدیده ایران همواره در آروزی این بوده که روزی از زیر یوق استعمار گران بیرون آید و حاکمیت کشورش را خود بدست گیرد.همیشه در این آرزو بوده که روزی شکوه و سطوت واقعی خود را بدست آورد و نقش اصلی خود را در مناسبات جهانی ایفا کند.از سوی دیگر آشنایی ایرانیان با موازین اسلامی همچون عدالت اجتماعی ،امر و معروف و نهی از منکر و ... منجر به آن می شد که مسلمانان خود را در قبال وضعیت موجود مسئول دانسته و در ایجاد تحول و تغییر در نظام حکومتی تلاش کنند.همچنین تعلیمات ناب اسلامی که همه ی شئون و نیاز های جامعه را پاسخگو بود می توانست عقبه فکری نظام حکومتی استواری را در قبال اندیشه های الحادی غرب و شرق تشکیل دهد و لذا در این مقطع رهبری اسلامی دست به کار شد و درصدد برآمد تا با آگاهی دادن به جامعه راه را برای برانداختن نظام طاغوت و ایجاد حکومتی اسلامی هموار سازد و لذا در ۲۲ بمهن ماه پایگاه مبارزه با عقاید منحرف شرق و غرب در ایران ایجاد شد.اما نقش رهبری را می بایست مهمترین رکن انقلاب اسلامی و وجه تمایز آن با سایر انقلاب ها دانست.امام که در اندیشه اسلامی به عنوان اصلی ترین عامل حرکت جامعه به سوی سعادت است علاوه بر نقش کشورداری و حامل یک نوع وظیفه و مسئولیت دیگر نیز هست و آن تحریک جامعه و آگاهی دادن برای حرکت در مسیر الهی و تربیت جامعه به سوی دین است که در حکومت های غربی امری منفک از حکومت تلقی می شود.لذا همین امر است که باعث پیدایش ارتباط عمیق معنوی میان رهبری و امت شد و آن هماهنگی و تعامل را در بهمن۵۷ تکوین داد. ترکیب شدن انقلاب ایران به نام اسلام اندیشه بسیاری از اندیشمندان غرب و شرق را به خود جلب کرد.کشوری که کارتر در شب اول ژانویه ۱۹۷۸ آنرا جزیره ثبات در دنیای پرتلاطم نامید در عرض یک سال به انقلابی دست یافت که معنای واقعی انقلاب و حرکت های مردمی را عینیت بخشید.انقلاب اسلامی در وهله ای تحقق می یافت که سکولاریزم در کشورهایی همچون ترکیه،عراق و افغانستان به شکل تکامل یافته خود دست یافته بود و ایران به عنوان بزرگ ترین هم پیمان امریکا در خاورمیانه شناخته می شد.انقلاب اسلامی در ورطه ای به پیروزی دست یافت که مارکسیسم و کمونیسم از شرق و لیبرال دموکراسی از غرب اندیشه های ایرانیان را مورد تهاجم قرار داده بودند و هرگز کسی فکر نمی کرد که انقلابی جز در چارچوب ماتریالیسم تاریخی تکوین یابد لکن جمهوری اسلامی ایران به یک باره سر بر آورد و تمام معادلات جهانی را در هم شکست. در نهایت باید گفت که انقلاب اسلامی نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوده و هرگز تاریخ این گونه تعامل را میان رهبران و مردم ندیده است.این گونه هماهنگی نشات گرفته از یک ایدئولوژی متقن و عقیده ای مستحکم است.در ضمن باید گفت که علی رغم تلاش بیگانگان نه تنها از شور و ذوق مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی کاسته نشده است بلکه هر سال این جنبش غنی تر و پالاتر می گردد، چنان که امروز می بینیم در سراسر دنیا طنین انقلاب اسلامی پژواک داشته و توانسته است مخاطبان و حامیان زیادی بیابد. محمد اسکندری[/align]
  21. یادمان ۳۰ سال انقلاب اسلامی [align=justify]با فرارسیدن ۱۲ بهمن وارد دهه فجر میشویم؛ ایامی که با الحاق به ۲۲ بهمنماه یادآور دو نقطهعطف در تاریخ معاصر ایران است؛ ورود حضرت امام خمینی(ره) به ایران و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی. انقلاب اسلامی بهصورت شکلی در دورهای ۱۵ ساله قابل رصد است؛ از ۱۵ خرداد ۴۲ تا ۲۲ بهمنماه ۱۳۵۷. اما ریشهها و نطفهها و آرمانهای این انقلاب مردمی که بحق میتوان آن را مردمیترین انقلاب قرن بیستم نام نهاد، در دل خواستهها، مطالبات و آرمانهای یکصدوپنجاه سال اخیر ایران نهفته است. انقلاب اسلامی ایران پویش دینداران روشنضمیری بود که عمیقا به پیوند اسلام با مردمسالاری و تحقق نظامی اسلامی مبتنیبر مشارکت مسوولانه آحاد جامعه ایمان و اعتقاد داشتند. این انقلاب باشکوه از تجارب نسلهایی بود که در تاریخ مبارزاتی خویش قیام تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی کردن نفت و ۱۵ خرداد را به دوش میکشیدند. آرمانی که از یکسو باور داشت استقرار هر نظامی باید مبتنیبر سنن، آداب، دین، فرهنگ و آموزههای وطنی باشد واز سوی دیگر باید ضدتحجر، خشکمقدسی و جمود فکری باشد و البته نه به اردوگاه لیبرالیسم لجامگسیخته متصل باشد و نه سر در آخور کمونیسم نامنعطف ضدفطری داشته باشد. انقلاب اسلامی در درون خود پیگیر استقرار نظامی مردمی، آزاد، مستقل، دیندار و عادلانه بود. شعارهای استراتژیک و محوری مردم مسلمان ایران که با رهبری روحانیت معزز و حضور همه آحاد و طبقات اجتماعی در بستر جامعه انعکاس مییافته حامل اصیلترین درخواستهای اجتماعی بود؛ نهشرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. امروز پس از ۳۰ سال درخت انقلاب بالنده، رشید و پرمحصول شده است. انقلاب اسلامی در حوزههای مختلف سیاسی- اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بینالمللی میوههای سالم و مطلوب خود را بار داده است. صدور انقلاب که خواست امام و شهیدان بود، نه با تکیه بر سلاح یا اکراه و اجبار، بلکه با تکیه بر خواستها و آرمانهای ملل اسلامی جهان و با استقرار نظامی مردمسالار و پاسخگو به مدل و الگویی الهامبخش برای جوامع اسلامی بدل شده است. اما انقلاب اسلامی مانند هر پویش و تحرک اجتماعی که در نتیجه توالی زمان میتواند گرفتار آلودگی و آفت شود، نیازمند مراقبت، هشیاری و بازنگری دائمی است. آفات اجتماعی بهمانند آفات هر نهضت و انقلاب مردمی میتواند از غفلت انقلابیون رشد کرده و درخت انقلاب را تهدید کند. امروز موضوعاتی چون جمهوریستیزی، اسلامستیزی، تحجر و ارتجاع، دشمنتراشیهای بیهوده، عوامگرایی پوپولیستی، فقدان نظم و انضباط اجتماعی، عدم مسوولیت مدنی و... میتواند به مثابه تهدیدها و آفاتی برای این محصول مبارک باشد. اما موتور انقلاب روشن است و نیروهای انقلاب همچنان مشتاقانه در صحنه حاضرند. دهه چهارم انقلاب باید با تکیه بر شعار به تحقق دو مفهوم کلیدی که از آرزوها و خواستههای رهبران انقلاب اسلامی بوده، با جدیت و پشتکار و همت والا دنبال شود. تنها نمادی از ایران میتواند مورد الگوبرداری قرار گیرد که در آن توسعه و پیشرفت در کنار عدالت و توزیع مناسب ثروت و امکانات ملی برای همه ایرانیان فراهم آورده شود؛ دستاوردی که چندان دور از دسترس نخواهد بود. [/align]
  22. آشنایی با دهه فجر انقلاب اسلامی [align=justify] انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و مردم انقلابی، اداره حکومت کشور را به دست گرفتند. سال ۱۳۵۷ در حالی آغاز شد که صدای مهیب انفجار خشم مردم که از ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ در قم آغاز شده بود از تبریز، یزد، جهرم، کازرون، تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، رفسنجان، همدان، نجفآباد و سایر شهرهای ایران به گوش شاه و آمریکا میرسید. امام خمینی(ره) با آنکه از ایران دور بودند حوادث انقلاب را روز به روز هدایت میکردند. پیامها و اعلامیهها و مصاحبههای امام پی در پی از نجف میرسید و بلافاصله به صورتهای مختلف اعلامیه و نوار تکثیر میشد و در اختیار مردم قرارمی گرفت. امام، مردم را به سرنگونی رژیم شاه دعوت میکردند و از توطئههایی که ممکن بود انقلاب را به انحراف بکشاند، آگاه میساختند. ● رمضان سال ۱۳۵۷ روز عید فطر مردم در بسیاری از شهرهای ایران پس از نماز باشکوه عید علیه رژیم تظاهرات کردند. در این میان با شکوهتر از همه، تظاهرات عظیم میلیونی مردم تهران بود که از صبح تا ساعت ۴ بعداز ظهر ادامه داشت و از نظر کثرت جمعیت و وحدت کلمه مردم و مخالفت صریح با شاه تا آن زمان بی نظیر بود و رژیم را به شدت وحشتزده کرد. روز پنجشنبه ۱۶ شهریور شاهد حضور یکپارچه زنان مسلمان بودیم که با پوشش اسلامی و شعارهای پر شور و کوبنده خود شکوه و معنای خاصی به تظاهرات داده بودند. حضور زنان در راهپیمایی نشانه آن بود که رژیم شاه در همه کوششهایی که برای جدا ساختن آنان از دین و روحانیت کرده بود شکست خورده و از جمله شعارهای مردم در این تظاهرات: «استقلال آزادای جمهوری اسلامی» و «الله اکبر خمینی رهبر» بود. مردم هنگام عبور از کنار کامیونهای ارتشی به سوی آنها گل پرتاب میکردند و فریاد می زدند: «برادر ارتشی چرا برادر کشی» این شعار، رژیم را که میخواست از ارتش برای سرکوبی ملت استفاده کند سخت عصبانی میکرد. ● ۱۷شهریور سال ۱۳۵۷ در راهپیمایی روز پنجشنبه ۱۶ شهریور مردم اعلام کردند که فردا صبح دوباره از میدان شهدا حرکت خواهند کرد. در نخستین ساعات صبح روز جمعه ۱۷ شهریور رادیو اعلامیه دولت را که خبر از برقراری حکومت نظامی در تهران و ۱۱ شهر دیگر ایران میداد، با لحنی تهدیدآمیز به تکرار قرائت کرد و از مردم خواست که در خیابانها و معابر اجتماع نکنند و به خانههای خود بازگردند، اما مردم تهران در آن روز در برابر گلولههای دژخیمان ایستادند و فریاد الله اکبر، خمینی رهبر و مرگ بر شاه سردادند. مزدوران شاه، زنان و مردان مسلمان و دلیر را به گلوله بستند. هیچ کس به درستی نمیداند که در آن روز چند هزار نفر از مردم تهران به شهادت رسیدند، آنقدر مسلم بود که از صبح تا عصر محلات جنوبی تهران پر از کامیونهای نیروهای مسلح شاه و آکنده از صدای رگبار تیر و آمبولانسها و بیمارستانها نیز مملو از شهیدان و مجروحان بود. تعداد زیادی از زنان و دختران جوان نیز در میان شهیدان وجود داشتند و چادرهای سیاهشان به خون پیکرشان آغشته بود. ۱۷ شهریور و روز تجلی ایمان و اراده ملت و روز حماسه و فداکاری و روز افتخار اسلام و مسلمین شد و به صورت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب درآمد. ● آغاز ماه محرم ماه محرم نزدیک بود و همه میدانستند که با طلوع این ماه خیزش و جهش جدیدی در انقلاب پیدا خواهد شد. امام خمینی چکیده فرهنگ اسلامی و جامعه شناس واقعی جامعه ایران بودند، ظرفیت انقلاب محرم را خوب میشناختند. این بود که چند روز قبل از ماه محرم با پیامی فصیح که از آن عطر کلام حق به مشام میرسید، دلها را متوجه کربلای حسینی کردند و فرمودند: با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله را بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد. ماهی که به نسلها در طول تاریخ راه پیروزی خون بر سرنیزه را آموخت. ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند. ماهی که امام مسلمین راه مبارزه با ستمکاران را به ما آموخت. ● راهپیمایی تاسوعا و عاشورا نهضت امام خمینی از آغاز متکی و مبتنی بر نهضت امام حسین (ع) بود. واقعه ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ هجری شمسی در ماه محرم و ۲ روز پس از عاشورا واقع شده بود. اینبار هم تاسوعا و عاشورای دیگری پس از ۱۵ سال فرا رسیده و ملت آماده بود تا با شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، حماسه عاشورا را بار دیگر در برابر یزید زمان تکرار کند. ● اعلام تشکیل شورای انقلاب روز ۲۳ دی ماه در اجتماع عظیمی که مردم به مناسبت گشایش دانشگاه تهران برپا کرده بودند، پیامی از امام خمینی(ره) قرائت شد که در آن رسماً تشکیل شورای انقلاب اعلام شده بود. در قسمتی از این پیام آمده بود: «به موجب حق شرعی و بر اساس اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. این شورا موظف به امور معین و مشخصی شده است که از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفی و شروع به کار خواهد نمود.» این نخستینبار بود که رسماً از سوی رهبر انقلاب تشکیلات و برنامههای آینده حکومت اسلامی اعلام میشد. این خبر در داخل و خارج از کشور انعکاس وسیعی یافت و به مردم که پیروزی را نزدیک میدیدند، دلگرمی بیشتری بخشید و در کنار مبارزات ویرانگر، نشانههای حرکتی سازنده را برای آینده انقلاب آشکار کرد. ● فرار شاه نزدیک به ۱۰ روز پس از نخست وزیری بختیار، شاه با تشکیل شورای سلطنت در ۲۶ دی ماه ۵۷ از کشور خارج شد. فرار شاه نخستین قدم در راه پیروزی بود. مردم توانسته بودند طاغوت پر نخوت زمانه را که ۳۷ سال غاصبانه و به زور بر مال آنها حکومت کرده بود، مجبور به فرار کنند. شادی و شعف مردم پس از شنیدن خبر فرار شاه دیدنی بود و خاطره آن روز هرگز از ذهن ملت فراموش نمیشود. ● بازگشت امام خمینی به وطن سرانجام صبح روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ بود که رهبر انقلاب به روی پلههای هواپیما ظاهر گردیدند. جمعیت انبوهی که به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسیر آن تا بهشت زهرا در طرفین خیابان ساعتها به انتظار نشسته بودند تا حتی یک لحظه از نزدیک چهره نورانی رهبر دور از وطن خویش را ببینند. همه شهر گلباران و چراغانی بود. خنده از لبهای هیچکس دور نمیشد. میلیونها انسان که از سراسر ایران برای دیدار امام خمینی (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند. عدهای نیز در شهرستانها دقیقه شماری میکردند. در فرودگاه عدهای از علما و یاران دیرین امام خمینی (ره) به استقبلال آمده بودند. امام خمینی (ره) قصد داشتند ابتدا در دانشگاه تهران چند دقیقه صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیرممکن مینمود، لذا مستقیماً به بهشت زهرا تغییر مسیر دادند و این خود نمایانگر احترام و ارزشی است که امام خمینی (ره) قلباً به شهیدان و راه آنها دارند که به جای رفتن به هر محل دیگر بهشت زهرا را پس از ۱۵ سال دوری از وطن جهت سخنرانی انتخاب میکنند. مقصد امام خمینی (ره) در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن ۱۷ شهریور بود. ● اعلام تشکیل دولت موقت امام پس از بازگشت از بهشت زهرا در یک اقامتگاه ساده در جنوب شهر منزل گزیدند. پس از ورود امام، سیل جمعیت بیوقفه برای دیدار در جریان بود. مردم اندک اندک با مقدماتی که برای ورود امام و استقبال از ایشان ترتیب داده بودند آمادگی تشکیلاتی پیدا میکردند. در روزهای ۱۵ تا ۲۲ بهمن در کشور ۲ دولت وجود داشت، یکی دولت موقت انقلاب اسلامی که مشروعیت و قانونی بودن خود را از حکم امام بدست آورده و مورد تأیید همه ملت بود و دیگری دولت بختیار که مردم و کارمندان انقلابی ادارات حتی اجازه نداده بودند وزیران کابینه او به داخل ساختمان وزارتخانهها وارد شوند. ● واقعه نیروی هوایی مردم دسته دسته به دیدن امام میرفتند. ایران یکپارچه در جوش و خروش بود. همه چیز خبر از یک تحول سریع قریب الوقوع میداد. روز جمعه ۲۰ بهمن، شب هنگام ناگهان صدای الله اکبر مردم از بامها برخاست. خبر رسید که لشگر گارد شاهنشاهی به تعدادی از افراد نیروی هوایی که به انقلاب پیوستهاند حمله و تیراندازی کرده است. مردم از همه جا به طرف پادگان نیروی هوایی شتافتند. درگیری و اجتماع مردم تا صبح به طول انجامید. افراد نیروی هوایی با مشاهده امت حزب الله جان بر کف درهای پادگان را به روی مردم گشودند. درهای اسلحه خانه شکسته شد و مردم مسلح شدند. ● اعلام حکومت نظامی با مسلح شدن مردم، شهر به حالت جنگی درآمد. ساعت ۲ بعد از ظهر روز شنبه ۲۱ بهمن رادیو که در اشغال نظامیان بود اعلام کرد که از ساعت ۴ بعد از ظهر حکومت نظامی برقرار است و احدی حق عبور و حضور در معابر را ندارد. معلوم بود که آمریکا میخواهد آخرین حربه خود را به کار برد. ساعتهای تعیین سرنوشت فرا رسیده بود. همه منتظر بودند ببینند امام در برابر این تهدید جدی چه عکسالعملی نشان میدهد. اندکی قبل از آغاز حکومت نظامی اعلامیه امام که در آن حکومت نظامی را لغو کرده بود در شهر دست به دست و دهان به دهان منتشر شد. امام فرموده بودند: «... اعلامیه امروز حکومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند. برادران و خواهران عزیزم هراس به دل خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی حق پیروز است ....» مردم یکپارچه به خیابانها آمدند، جمعیت در همهجا موج میزد، حکومت نظامی شکست خورد و درگیری بین مردمی که مسلح شده بودند و نیروهایی که از ارتش به مردم پیوسته بودند با تانکها و قوای گارد و بعضی مراکز نظامی و کلانتریها آغاز شد. ● پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی ایران ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و مردم انقلابی، اداره حکومت کشور را به دست گرفتند. پس از پیروزی انقلاب، ایران از نظر اوضاع و احوال داخلی عرصه حوادث تاریخی و مهم بیشمار و از نظر مسائل بینالمللی کانون توجه سیاستمداران و عموم مردم جهان شد. این انقلاب نهضت مستقلی بود و با تأثیری که بر مستضعفان و مخصوصاً مسلمانان جهان به جا نهاده بود کاخهای مستکبران را به لرزه افکنده بود. به همین جهت از آغاز، آماج دشمنی و توطئه ابرقدرتها شد. در سالهای پس از پیروزی انقلاب کمیت و کیفیت حوادث کشور به اندازهای فراوان و مهم بوده است که سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی سال ۱۳۵۷ در مقایسه با آن بسیار آرام و کم حادثه است. [/align]
  23. دوازدهم بهمن ماه؛ ورود حضرت امام خمینی به میهن اسلامی [align=justify] با ورود حضرت امام (ره) به سالن مهرآباد، صداي تكبير فضا را پر كرد. نظم جمعيت بههم خورد و مردم مشتاق و منتظر، با فرياد تكبير، ورود و حضور ايشان را خوشآمد گفتند. اول بهمن 1357 مسئله مراجعت امام خميني (ره) در رأس همه مسائل بود، مردم نهادها و گروههاي انقلابي از مدتها قبل خود را آماده استقبال از امام (ره) كرده بودند. فرودگاه مهرآباد در سكوت مطلق بود، غرش هيچ هواپيمايي شنيده نميشد. تنها صدايي كه به گوش ميرسيد شعار هزاران انسان بود كه مشتاقانه فرياد ميزدند: «خميني، خميني قلب ما باند فرودگاه تو». سرانجام انتظار به پايان رسيد و هواپيماي حامل امام (ره) از دور نمايان شد و بعد از چند دقيقه روي باند فرودگاه آرام گرفت. همراهان امام (ره) و خبرنگاراني كه با آن حضرت به ايران آمده بودند، از هواپيما پياده و در ايوانها و پشتبامهاي مشرف به باند مستقر شدند تا از لحظه ورود حضرت امام (ره) فيلم و گزارش تهيه كنند.(1) حضرت امام (ره) داخل هواپيما بودند و تعدادي از آقايان علما به آنجا ميرفتند تا با ايشان ديدار كنند. مرحوم آيتالله پسنديده پدر بزرگ امام (ره) شهيد آيتالله مطهري و مرحوم آيتالله طالقاني از اولين كساني هستند كه به داخل هواپيما به استقبال امام ميروند و پشت سر امام (ره) از پلكان هواپيمايي در فرانس پايين ميآيند. بالاخره نيروي هوايي از فرزند حضرت امام خواهش كردند تا از بنز ضدگلوله نيروي هوايي كه متعلق به فرمانده آن نيرو بود، براي اين منظور استفاده شود. حضرت امام (ره) بعد از پايين آمدن از پلكان هواپيما با همان ماشين به سالن آمدند و در آنجا ازدحام جمعيت به حدي بود كه ما مجبور شديم در اطراف امام زنجيروار حلقه بزنيم تا به بدن ايشان فشار وارد نيايد. با وجود شلوغي مسير تا سالن فرودگاه، سرانجام حضرت امام (ره) به داخل يكي از اتاقها رفتند. اخوي بزرگ امام(ره) با ايشان وارد آن اتاق شد. امام (ره) خواستند اتاق را خلوت كنيم... (2) امام(ره) به محض نشستن براي استراحت درخواست مقداري آب خوردن ميكنند و بلافاصله يك ليوان آب براي ايشان آورده ميشود. حاج احمد آقا فرزند همراه امام(ره) آب را كنترل ميكند و آن را در دستشويي كه در آنجا بود خالي ميكند و ليوان را ميشويد و از شير عمومي آب پر ميكند و به امام(ره) ميدهد(3) و حضرت امام پس از نوشيدن و لحظهاي استراحت فرمودند: بايد برويم مردم را ببينيم، اينجا ننشينيم (4) دري كه بهسوي باند باز ميشد، گشوده ميگردد و امام (ره) و حاج احمد آقا وارد ميشوند. نوبت به ما كه رسيد افسري آنجا ايستاده بود كه مانع شد. من ميان در و ديوار قرار گرفتم و نگذاشتم در را ببندند، شهيد حاج مهدي عراقي گفت: فردوسيپور! نگذار در راه ببندند. اين توطئه است، ميخواهند امام را از ما بگيرند. من مقاومت كردم. پليس كه ديد نميتواند در راه ببندد، رها كرد و داخل باند رفت. ما هم فوراً دويديم پشت سر امام (ره) وقتي از پلهها پايين ميرفتيم، پليس ديگري اسلحه كشيد و ايست داد و تهديد كرد كه: "ميزنم ". من اعتنا نكردم و با آقاي خلخالي و آقاي ناصري وارد باند شديم(5) «حضرت امام (ره) از آنجا بيرون آمدند و به طرف سالن فرودگاه حركت كردند. در طول مسير، شدت فشار جمعيت بهحدي بود كه بارها قلب من گرفت. با ورود حضرت امام (ره) به سالن مهرآباد، صداي تكبير فضا را پر كرد. نظم جمعيت بههم خورد و مردم مشتاق و منتظر، با فرياد تكبير، ورود و حضور ايشان را خوشآمد گفتند. با استقرار حضرت امام(ره) در جايگاه مخصوص، سرود زيبايي خوانده شد. سرودي كه در آن لحظه خوانده شد، مو بر تن هر مرد و نامردي راست ميكرد. چنان فضايي ايجاد شده بود كه هر كس را تكان ميداد آن سرود كه توسط بچههاي مدرسهاي خوانده ميشد، به قدري ما را تحت تاثير قرار دارد كه قادر به توصيف آن نيستم. آن سرود كه براي چند لحظه در سالن طنينانداز شد، در واقع حرف دل ما بود، مثل اينكه داريم خواستههايمان را با امام (ره) مطرح ميكنيم. وقتي «خميني اي امام» سراسر فضاي آن جا را پر كرد همه برخورد لرزيديم و در همه حالت عجيبي به وجود آمد. به نظر من اگر بدترين تروريستها مأموريت انجام كاري را داشتند، در آن جمع قادر به انجام آن نبودند؛ چراكه در آن لحظه غير از صفا و صميميت چيز ديگري ديده نميشد. بعد از پايان سرود، حضرت امام(ره) به سخنراني پرداختند. (6) فرمودند: «من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر ميكنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نميتوانم جبران كنم. من از طبقه روحانيون كه در قضاياي گذشته جانفشاني كردند، تحمل زحمات كردند، از طبقه دانشجويان كه در اين مسائل مصائب ديدند، از طبقه بازرگانان و كسبه كه در زحمت واقع شدند، از جوانان بازار و دانشگاه و مدارس علمي كه در اين مسائل خون دادند، از اساتيد دانشگاه از دادگستري، قضات دادگستري، وكلاي دادگستري از همه طبقات از كارمندان از كارگران از دهقانان از همه طبقات ملت تشكر ميكنم، آن زحمتهاي فوقالعاده شماست كه با وحدت كلمه پيروز شديد؛ البته در قدم اول، پيروزي شما يك قدم است... ما پيروزيمان وقتي است كه دست اين اجانب از مملكتمان كوتاه شود... اين پيروزي تا اينجا به واسطه وحدت كلمه بوده... بايد ما همه اين رمز را بفهميم كه وحدت كلمه رمز پيروزي است و اين رمز را از دست ندهيم.» ماشيني كه آماده بود، بنز سبز رنگي بود كه در تلويزيون نشان داده شد كه حدود 20 تا 25 افسر نيروي هوايي اطراف آن را گرفته بودند و ميخواستند امام(ره) را سوار كنند. امام(ره) دست به در ماشين گرفت و رو كرد به افسران حاضر و بانگ زد كه: «تا كي خوابيد؟ چرا بيدار نميشويد؟ اين بختيار خائن آبروي شما را برد، بيدار شويد». پس از اين نهيب امام(ره) همه از ماشين فاصله گرفتند و سرافكنده شدند. ما ماشين را متصرف شديم. امام(ره) سوار شدند، ماشين حركت كرد. در اين ميان آقاي محسن رفيق دوست با يك بليزر رسيد و گفت ماشين امام(ره) اين است. اشاره كردم. بنز ايستاد. به امام(ره) عرض كردم ماشين شما اين است فرمودند: «حال كه سوار شديم.» گفتم:« آقا آن ماشين را براي شما آوردهاند. امام(ره) پياده شدند و سوار آن ماشين شدند.» «بعد از آنكه امام همراه احمد آقا سوار ماشين شدند، به طرف بهشت زهرا(س) به راه افتاديم. گروه اسكورت، آنچنان كه سازماندهي كرده بوديم، در دو طرف ماشين قرار گرفتند و من در وسط آنها بودم. اين گروه تا دم فرودگاه كارشان طبق برنامه بود، ولي همين كه به خارج از فرودگاه رسيديم، همه چيز به هم خورد. چون مردم ماشين امام(ره) را احاطه كرده بودند و ميان ماشينهاي اسكورت و ماشين ما فاصله افتاده بود. اولين جايي كه ماشين توقف كرد در ميدان فرودگاه بود، مسير باند تا ميدان فرودگاه را كه دويست متر بيشتر نبود، بهدليل ازدحام مردم به زحمت طي كرديم. (9) ما از پيچ فرودگاه گذشتيم، تصميم داشتيم در بلوار عريضي كه منتهي به ميدان آزادي ميشود، طبق برنامه حركت كنيم. در آنها با انبوه جمعيتي روبهرو شديم كه به استقبال آمده بودند وبا ديدن ماشين حامل حضرت امام(ره) پروانهوار دور آن حلقه زدند. ديگر حركت ماشينها با مشكل روبهرو بود، بليزر از زمين بلند شد، باور كردني نبود. به خود گفتم:« خدايا به فرياد برس!...» مردم كه ديده بودند ما پشت سرايشان حركت ميكنيم، ريخته بودند روي ماشين ما و هر چه اصرار ميكرديم كه: «آقا پياده شويد!» كسي گوشش بدهكار نبود. يادم ميآيد از يكي از آنها خواهش كردم از ماشين فاصله بگيرد يا لااقل از بالاي آن پايين بيايد، او در جواب گفت:« اين ماشين اسكورت امام(ره) است. پس به ماشين امام(ره) خواهد رسيد. من از اين جدا نميشوم. ميخواهي مرا با اسلحهات بكش، هر كاري ميخواهي بكن، من از اين ماشين جدا نميشوم.» گفتم: «يك وقت با مغز ميخوري روي زمين و كار دست ما ميدهي!» خونسرد گفت: «... جان خودمه، دوست دارم فداي امام(ره) بشه، يا ميرم يا امام(ره) را ميبينم...» (10) در طول مسير از فرودگاه تا بهشتزهرا امام(ره) آرام در ماشين نشسته بود. در حالي كه لبخند محبتآميز بر لبانشان بود و به احساسات مردم با لبخند و تكان دادن دست پاسخ ميدادند. در بعضي از مسيرها، امام(ره) اسم مسير يا مكان خاصي را ميپرسيدند و من جواب ميدادم. اولين جايي كه امام(ره) پرسيد، ميدان انقلاب بود كه فرمود اين جا كجاست و من گفتم: «ميدان انقلاب در حالي كه قبل از آن به آن ميدان 24 اسفند ميگفتند، وقتي كه به دانشگاه تهران نزديك شديم، جمعيت متراكم بود و ازدحام بيشتر. حضرت امام(ره) آنجا هم پرسيدند:« اينجا كجاست؟» و من گفتم كه دانشگاه تهران است. ايشان فرمودند: «مگر قرار نيست ما برويم دانشگاه و پايان تحصن علما را اعلام كنيم؟» من گفتم كه اكثر علما به فرودگاه آمده بودند؛ گذشته از اين نميشود توقف كرد و بايد حركت كنيم و ايشان موافقت كردند. در جلوي دانشگاه تهران تراكم جمعيت به حدي بود كه اصلا ماشين روي دست مردم بود و در اثر فشار مردم به چپ و راست ميرفت؛ ولي همين كه يك لحظه احساس كردم ماشين از دست مردم رها شد، پدال گاز را گرفتم و حركت كردم و به خيابان اميريه پيچيدم. يكي از نكات جالب در مسير اين بود كه عدهاي به اصطلاح مسابقه دوي ماراتن گذاشته بودند و من هر لحظه آنها را كنار ماشين ميديدم. نكته ديگر اينكه در ميدان منيريه، يكي از بچههاي آن منطقه دستگيره ماشين را گرفته بود و مرتب قربان صدقه امام (ره) ميرفت و به شاه و كس و كارش فحشهاي ركيكي ميداد. كه من مدام نهياش ميكردم، ولي امام(ره) فرمودند كه: «حالش طبيعي نيست و من هم يكباره ترمز كردم و دستگيره ماشين از دست او رها شد.» شيرينترين جملهاي كه من از امام(ره) شنيدم، در خيابان شهيد رجايي فعلي است كه آن زمان منطقهاي بسيار محروم بود. وقتي امام (ره) آنجاها را با آن محروميت ديدند، رو به سيداحمد آقا كردند و گفتند: « ببين احمد، من با اين مردم كار دارم.» در آنجا جلوي من مينيبوس راديو و تلويزيون و پشت سرم يك بنز بود. مردم فكر ميكردند امام(ره) در بنز است، بنابراين به سوي بنز هجوم ميآورند و يكباره ميديدند كه ماشين حامل امام(ره) دور شده و بعد ميدويدند. گاهي من خودم با اشاره به مردم ميفهماندم كه امام(ره) در اين ماشين نشستهاند. در طول مسير، چهار پنج بار در تنگنا قرار گرفتيم. بعضي مواقع مردم روي ماشين ميرفتند و اطراف ماشين را احاطه ميكردند و باعث ميشد هوا كمتر به ماشين برسد و گرم شود. در اين مواقع كولر ماشين را روشن ميكردم. ولي زود ميبستم چون ميترسيدم كه امام(ره) سرما بخورند. يكي دوبار هم امام(ره) فرمودند كه كولر را باز كنم. يكي دوبار احساس ميكردم كه دستهايم از شانههايم جدا ميشود و در اختيار بدنم نيست، ولي هر بار كه امام ميفرمودند: «آرام، آرام، اتفاقي نميافتد.» مثل اينكه يك ظرف آب سرد به سرم ميريختند و آرام ميشدم و حركت ميكردم. در طول مسير، هيچ جا جمعيت كم نميشد و من تخمين ميزدم كه بين 6 تا 8 ميليون نفر در اين مسير 34 كيلومتري از امام (ره) استقبال كردند. وقتي به بهشت زهرا (س) رسيدم ديگر در آنجا مردم گاهي خودشان ماشين را حركت ميدادند و فرمان گاهي از دستم خارج ميشد، لحظه به لحظه تراكم جمعيت بيشتر ميشد تا اينكه به نقطه آخر رسيديم. (11) در اينجا بليزر ماشين حامل امام(ره) موتورش خاموش ميشود و به عبارتي موتورش ميسوزد و از كار ميافتد. «وقتي كه به بهشت زهرا رسيديم. من و حاج آقا احمد آقا نشسته بوديم كه امام(ره) خواستند در ماشين را باز كنند. من قبل از آنكه به فرودگاه بياييم، ميلهاي را كار گذاشته بودم كه اگر دستگيره هم باز ميشد، در ماشين باز نميشد و بايد آن اهرم را فشار ميدادي تا در ماشين باز شود، وقتي امام ديدند در ماشين باز نميشود، فرمودند: كه در ماشين را باز كنم. قرار بود معظمله به قطعه هفده (شهريور) تشريف ببرند. مردم اطراف ماشين ازدحام كرده بودند و ممكن بود اگر امام(ره) پياده مي شد، جان ايشان به خطر بيفتد بنابراين در برزخ عجيبي گير كرده بودم. از يك طرف امام(ره) مدام با دستگيره ماشين ور ميرفتند و اصرار ميكردند كه در را باز كنم و از طرف ديگر بيرون را ميديدم؛ ولي جرأت سركشي از دستور امام(ره) را نداشتم. آنجا متوسل به حضرت زهرا (س) شدم كه نجاتم دهد. يكباره ديدم آقاي علياكبر ناطقنوري بدون عبا و عمامه روي دست مردم به طرف ماشين آمدند(12) « من ماشين امام(ره) را در ميان تپهاي از مردم ديدم و امام (ره) هم داخل ماشين آقاي رفيقدوست دستشان را تكان ميدادند و به ابراز احساسات مردم پاسخ ميدادند. من شناكنان روي دستهاي مردم به طرف ماشين امام رفتم، آقاي رفيقدوست به محض اينكه مرا ديد آشنايي داد و من روي كاپوت ماشين نشستم و در اين لحظه بود كه هليكوپتر رسيد، مردم ماشين را به طرف هليكوپتر هل دادند. جايي كه آقاي رفيقدوست نشسته بود و چسبيده به در هليكوپتر بود. «من در طرف خودم را باز كردم و به او گفتم: «به ايشان (امام (ره)) بگوييد بيرون نروند.» ايشان رفتند و سلام عليكي با امام (ره) كردند و گفتند: «كه چند لحظه منتظر بمانيد تا نزديك هليكوپتر برويم» و امام(ره) هم مدام اصرار ميكردند كه زود باشيد مردم را بيشتر از اين در قطعه هفده منتظر نگذاريد. در همان حال، با هماهنگياي كه صورت گرفت، هليكوپتر نزديك بليزر آمد. ولي چون ماشين خاموش شده بود، فشار مردم آن را از هليكوپتر دور ميكرد تا اينكه عدهاي از جوانان يا كريمگويان ماشين را بلند كردند و نزديك هليكوپتر بر زمين گذاشتند و عدهاي از آشنايان هم دور ماشين حلقه زدند و آقاي ناطق نوري رفتند بالاي هليكوپتر و من هم امام (ره)را بغل كردم و دستش را به دست آقاي ناطق نوري دادم و امام (ره) داخل هليكوپتر رفت و بعد احمدآقا هم وارد شد. در آنجا يكي از جوانها پايش را روي سينه من گذاشت و داخل هليكوپتر رفت خستگي رانندگي در مسير متراكم و درد سينه آن ضربت باعث شد تا بيهوش شوم و ديگر قضايا را نفهميدم.»(14) «امام خميني در آغوش مردم بود و ما در داخل جمعيت گم بوديم. امام (ره) مثل شاخ شمشاد بر بالاي صندلي نشستند و آن سخنراني تاريخي را انجام دادند، در جريان سخنراني امام (ره) مردم كف زدند. كه امام (ره) مخالفت كردند بدين ترتيب بعضيها صلوات فرستادند و برخي هم صلوات فرستادند.»(15) «سخنراني امام كه تمام شد به آقايان گفتم:«يك دالان درست كنيد تا به طرف هليكوپتر برويم» هنوز به هليكوپتر نرسيده بوديم كه هليكوپتر بلند شد، اينجا نه راه پيش داشتيم نه راه پس، در اثر كثرت جمعيت به جايگاه هم نميتوانستيم برگرديم. به قول معروف جنگ مغلوبه شد. هر كس زورش بيشتر بود ديگري را پرت ميكرد. آقاي مفتح و انواري حالشان بد شد و افتادند. من و حاج احمدآقا مانديم. پهلوانان زيادي آن جا بودند، هر كدامشان عباي امام را ميگرفتند و به سمت خودشان ميكشيدند. عمامه امام از سرش افتاد. عكس قشنگي از امان از اين جا گرفته شد... در اين لحظات از بس كه مردم هل ميدادند، مچهاي دستم از كار افتاد و يقين حاصل كردم كه امام زير پاي جمعيت از دنيا ميرود و مأيوسانه فرياد ميكشيدم: «رها كنيد، امام را كشتيد»، كار از دست همه خارج شده بود. يك وقت ديدم امام به جايگاه برگشت... خودم را به جايگاه رساندم. ديدم امام نشسته و در اثر خستگي عبايش را روي سرش كشيده و بيحال سرش را رو به پايين برده... حالا ما مانديم چه كار كنيم. يك آمبولانس مربوط به شركت نفت ري آن جا بود. گفتم: «آمبولانس را بياوريد دم جايگاه، عقب آمبولانس سمت جايگاه واقع شد. احمدآقا دست امام را گرفت و سوار آمبولانس شد. باز هم عباي امام گير كرد عبا را كشيدم و گفتم: «برو!» گفت: «كجا؟» گفتم: «از بهشت زهرا بيرون برو!» كمك ماشين را زد و از پستيها و بلنديهاي سنگهاي قبر ماشين حركت كرد و آژير كشيد و من از بلندي آمبولانس ميگفتم: «برويد كنار! حال يكي از علما به هم خورده بايد او را به بيمارستان برسانيم». اگر ميفهميدند امام داخل آمبولانس است، آمبولانس را تكه تكه ميكردند. از بهشتزهرا كه بيرون آمديم، بدنه ماشين از بس كه به اين نرده و سنگها خورده بود، له شده بود يك مقداري كه به سمت تهران آمديم، هليكوپتر از بالاي آمبولانس را ديده بود و در يك فرعي نشست. ما هم با آمبولانس خودمان را به هليكوپتر رسانديم. مجددا جمعيت به ما هجوم آورد، ولي با زحمت توانستيم امام را سوار هليكوپتر كنيم.(16) «فهميديم كه هيچ كس نميداند امام (ره) كجا هستند آيتالله بهشتي وقتي نگراني شديد ما را ديد، گفت: همان طور كه شما براي رسيدن به امام(ره) مشكل داريد، دشمن هم مشكل دارد. دشمن الان با اين جمعيت عظيمي كه در خيابانها ريخته است قادر به انجام هيچ كاري نيست.»(17) «به خلبان گفتم: جناب سرگرد، ميتواني بيمارستان هزار تخت خوابي(*) (بيمارستان امام خميني(ره) در حال حاضر در انتهاي بلوار كشاورز) بروي؟» گفت: «هر جا بگويي پايين ميروم». گفتم: «پس برويم بيمارستان» هليكوپتر در محوطه بيمارستان نشست در اثر صداي تقتق هليكوپتر تمام پزشكها و پرستاران بيرون دويدند تا ببينند چه اتفاقي افتاده است، تصور ميكردند درگيري و كشتاري شده و عدهاي را آوردهاند وقتي پياده شدم، پزشكان ميپرسيدند: «چه اتفاقي افتاده است؟» من به سرعت درخواست آمبولانس كردم... پزشكي به نام دكتر صديقي گفت: آقا من يك ماشين پژو دارم. بياورم؟» گفتم: «بياور!» ايشان ماشيني را آورد نزديك هليكوپتر. در هليكوپتر را كه باز كرديم تا اين پرستارها و پزشكان امام(ره) را ديدند فرياد كشيدند و با هجوم آنها بساط ما به هم ريخت. شخصي دست امام(ره) را گرفته بود و ميكشيد و گريه ميكرد. با امام و احمدآقا و آقاي محمدرضا طالقاني سوار شدند و ماشين حركت كرد. من خودم را روي سقف پرت كردم و ماشين تند ميرفت، گفتم: «آقا اين قدر تند نرويد!» احمدآقا، كه فكر ميكرد جا ماندهام گفت: «اِ، تو هستي؟» گفتم: «پس چي؟ من كه رها نميكنم». راننده ماشين را نگه داشت و من سوار شدم. پس از مدتي رسيديم به بنبستي كه صبح ماشين را پارك كرده بود. از آقاي دكتر عذرخواهي و تشكر كرديم. امام را سوار ماشين پيكانم كردم، ديگر خودم راننده بودم و احمدآقا هم پهلوي من نشست. سه نفري در خيابانهاي تهران راه افتاديم0 همه جا خلوت بود. چون همه در بهشتزهرا(س) دنبال امام بودند، اما امام داخل پيكان در خيابانهاي خلوت تهران بود. احمدآقا گفت: «برويم جماران» امام(ره) فرمود: «خير» عرض كردم: «آقا برويم منزل ما.» فرمود: «خير». سؤال كرديم: «پس كجا برويم؟» امام(ره) فرمودند: «به منزل آقاي كشاورز»* (نامبرده داماد آيتالله پسنديده هستند)، من قبلاً منبري براي اين خانواده رفته بودم و معروف بود كه اينها از فاميلهاي امام(ره) هستند. آدرس منزل ايشان را نيز نداشتيم. فقط احمد آقا داشت كه در جاده قديم شميران و خيابان انديشه زندگي ميكند. به جاده قديم شميران جلوي سينماي صحرا آمديم. ماشين را كنار زدم. امام هم داخل ماشين بودند. احمدآقا دنبال آدرس منزل كشاورز رفت، بالاخره پرسان پرسان جلوي منزل آقاي كشاورز در خيابان انديشه آمديم و احمدآقا گفت: «همين خانه است» در منزل را زديم و امام وارد آن خانه *(همين كه امام راحل وارد شد اهالي خانه كاملا مبهوت شده بودند و پيرزني كه در را به روي امام باز كرد داشت سكته ميكرد و باورش نميشد كه خواب ميبيند يا بيدار است. اين خود ماجراي ديگر دارد.) شد.(19) «ما وحشت كرده و مردم در انتظار بودند. در همين حال بود كه گفتند: «حاج آقا احمد آقا پشت تلفن، شما را ميخواهد». من فورا رفتم توي مدرسه رفاه، حاج احمد آقا گفت كه امام حالش بد است و خسته شده، ديديم اگر با اين خستگي دوباره بياييم توي جمعيت ناجور است. در يك گوشه تهران پايين آمديم و با ماشين رفتيم منزل داماد آقاي پسنديده.»(20) امام راحل تا ساعاتي در اين منزل استراحت كرد تا اينكه هوا تاريك شد و موقعيت مناسب گرديد به مدرسه رفاه تشريف بردند كه چگونگي آن بحث خواهد شد.[/align] منابع: 1- خاطرات اكبر براتي چاپ حوزه هنري ص 118 2- همان ص 119 3- خاطرات حجتالاسلام والمسلمين اسماعيل فردوسيپور ص 509 4- خاطرات اكبر براتي ص 120 5- خاطرات فردوسيپور ص 510 6- خاطرات اكبر براتي 7- صحيفه امام جلد 6 ص 8 8- خاطرات فردوسيپور ص 510 9- خاطرات محسن رفيقدوست ص 143 10 - خاطرات اكبر براتي 11- خاطرات محسن رفيقدوست ص 144 تا 146 12- همان 13- خاطرات حجتالاسلام والمسلمين ناطق نوري جلد اول ص 155 14- خاطرات محسن رفيقدوست ص 147 15- خاطرات علي محمد بشارتي 16- خاطرات حجتالاسلام والمسلمين ناطق نوري جلد اول ص 159 17 خاطرات اكبر براتي 18 - خاطرات حجتالاسلام والمسلمين ناطق نوري 19 - خاطرات شهيد آيتالله محلاتي ص 141 نويسنده: سيدمهدي حسيني منبع: فارس
  24. معرفی مرکز اسناد انقلاب اسلامی [align=justify]مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عنوان موسسه پژوهشی تاریخ انقلاب اسلامی ایران و به منظور جمع آوری اسناد و مدارک مربوط به نهضت امام خمینی (ره) جهت انجام تحقیقات مستند تاریخی و سندیت تدوین و نگارش تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ فعالیت خود را آغاز نمود. در این راستا تلاش زیادی صورت گرفت تا اسناد موجود مرتبط با تاریخ انقلاب اسلامی جمع آوری شود. در سال ۱۳۶۷ حضرت امام خمینی (ره) در نامه ای به حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی رییس وقت مرکز، ضمن قدردانی از تلاشهای ایشان و مجموعه همکاران وی، با ابراز عدم رضایت از انتشار تاریخ های غیرواقعی از طرف وابستگان به شرق و غرب، ضمن تشویق به نگارش تاریخی واقعی و مستند، پی گیری جدی تر در خصوص جمع آوری همه اسناد اعم از نوشته، صدا و تصویر را مورد تاکید قرار دادند. بر این اساس و از آن تاریخ عملا مرکز اسناد انقلاب اسلامی به محلی برای جمع آوری و نگهداری کلیه اسناد انقلاب اسلامی ایران تبدیل شد. در سال ۱۳۷۴ با پیشنهاد هیات امنای مرکز ، حجت الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان به عنوان رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری منصوب گردید و تاکنون ایشان عهده دار این مسوولیت می باشد. در سال ۱۳۷۵ و در پی درخواست رییس مرکز از رهبر معظم انقلاب در خصوص همکاری همه جانبه ارگانهای ذیربط در جهت جمع آوری اسناد انقلاب اسلامی، معظم له در این خصوص دستور همکاری حداکثری صادر فرمودند.هم اکنون در پی تلاش های صورت گرفته، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی با نزدیک به یک میلیون و هفتصد هزار برگ سند نوشتاری، شصت هزار قطعه عکس، دویست هزار قطعه نگاتیو، بیست و سه هزار ساعت صدا و پانزده هزار ساعت تصویر، آرشیوی بسیار غنی از اسناد انقلاب اسلامی را دارا می باشد. همه سیاستگذاری و تلاش مجموعه هم اکنون بر این متمرکز شده است که اطلاعات این اسناد هر چه بیشتر استخراج، بازیابی و در اختیار پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی قرار گیرد.آنچه در سیاستگذاری بلندمدت مرکز مدنظر قرار گرفته تدوین و نگارش تاریخ انقلاب اسلامی می باشد بر این اساس تلاش فراوانی صورت می گیرد تا با استفاده از آرشیو اسناد مذکور و کتابخانه بزرگ تخصصی تاریخ معاصر ایران که دارای حدود ۴۰ هزار عنوان کتاب می باشد و در کنار آن آرشیو مطبوعات که همه روزنامه های ایران از بدو پیدایش روزنامه نگاری در کشور تاکنون و همه مجلات منتشر شده در حوزه سیاست و تاریخ معاصر را دارا می باشد، فضای کاملا علمی جهت مطالعه و پژوهش برای محققان فراهم آید.هم اکنون مرکز در هر سال ۷۲ اثر تدوینی و پژوهشی در زمینه تاریخ انقلاب اسلامی را اعلام و پس از بررسی درخواستهای پژوهشگران، این طرح ها را واگذار و پس از انجام هر پنج روز به صورت یک کتاب منتشر می نماید.[/align] آدرس اینترنتی سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  25. عناوین ایامالله دهه فجر انقلاب اسلامی 1389 اعلام شد عناوین ایامالله دهه فجر انقلاب اسلامی سال 1389 در آستانه فرا رسیدن سی و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند و عزتبخش انقلاب اسلامی توسط شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام شد. در این اطلاعیه به نقل از کمیته ارتباطات و اطلاعرسانی ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی آمده است: عناوین ایام الله دهه فجر سی و دومین سالگرد پیروزی عزتبخش انقلاب اسلامی که با شعار «پیشرفت و عدالت در پرتوی همت مضاعف و کار مضاعف» از ساعت 9:33 صبح دوازدهم بهمن 1389 همزمان با سالروز ورود تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی آغاز و تا خروش ملی ایرانیان در راهپیمایی عظیم مردمی یومالله بیست و دوم بهمن ادامه خواهد داشت، به شرح جدول ذیل اعلام می گردد: 12 /11/ 89 سهشنبه - ورود امام خميني (ره) به ميهن اسلامي- «انقلاب اسلامي، ولايت فقيه، امام خميني (ره) و رهبري» 13/ 11/ 89 چهارشنبه- رحلت پيامبر (ص) و امام حسن مجتبي (ع)- «انقلاب اسلامي، پيامبر اعظم (ص) وحدت و احياي ارزشهاي اسلامي» 14/ 11/ 89 پنجشنبه- «انقلاب اسلامي، ايمان، جهاد، شهادت» 15/ 11/ 89 جمعه- شهادت امام رضا (ع)- «انقلاب اسلامي، قرآن، عترت، انتظار فرج» 16/ 11/ 89 شنبه- اول ربيعالاول 1342 ه.ق- «انقلاب اسلامي، آزادانديشي، تعالي فرهنگ و تمدن اسلامي» 17/ 11/ 89 يكشنبه- «انقلاب اسلامي، جوانان، خودباوري و نهضت علمي» 18/ 11/ 89 دوشنبه- «انقلاب اسلامي، استحكام خانواده، رسالت و منزلت زن» 19/ 11/ 89 سهشنبه- روز نيروي هوايي- «انقلاب اسلامي، آمادگي دفاعي، بسيج و نيروهاي مسلح» 20/ 11/ 89 چهارشنبه- «انقلاب اسلامي، مردم سالاري ديني، محروميتزدايي و عدالت اجتماعي» 21/ 11/ 89 پنجشنبه- «انقلاب اسلامي، بصيرت ديني، انسجام ملي و استكبارستيزي» 22/ 11/ 89 جمعه- سالروز پيروزي انقلاب اسلامي- «انقلاب اسلامي، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي»
×
×
  • اضافه کردن...