رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'السلام)'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. رهنمودهاى اخلاقى امام رضا(علیه السلام) [align=justify]نويسنده: دكتر سيد محمد باقر حجّتى مقدمه سراسر زندگانى حضرت ثامن الحجج امام رضا عليه السلام مشحون از رهنمودهايى در اخلاق و تعليم و تربيت مى باشد كه استقصاء وغوررسى همه آنها در حدود توان و بضاعت ناچيز اين بنده نيست، و حتى به آسانى معترفم كه اطلاعات محدود و اندك اين جانب به عشرى از اعشار و به نمى از يَم آنها رسا نمى باشد. اما اجمالاً بى هيچگونه ترديدى معتقديم كه همه امامان معصوم عليهم السلام داراى منصب الهى در جهت ارشاد مردم بوده اند، لذا راهنمايهاى آنان مبتنى بر يك بنيادى الهى و آسمانى مى باشد كه سزاست بشر براى نيل به سعادت، اين ارشادات را الگوهايى واجب الاتّباع براى تمام شئون حياتى خويش قرار دهد. امام رضا در مقام و پايگاه رضا به قضاى الهى اين امام بزرگوار ما به رضا نامبردار مى باشد، نامى كه سراسر زندگانى آن حضرت و حالات درونى و شخصيت روانى او را در يك مقام والاى اخلاقى خلاصه مى كند. بديهى است كه اين نام و عنوان به گزاف براى آن حضرت انتخاب نشده است، بلكه با آينده نگرى و بينشى روشن چنين نامى از ميان نامها براى اين امام گزين شده است. چنان كه نام هاى همه ائمه عليه السلام بازگوكننده يك سلسله واقعياتى متناسب با شخصيت آنها بوده و نمودارترين حالات روحى آنها را روشنگر است. بنابراين ما طليعه بحث خود را با بررسى اين نام و عنوان آغاز مى كنيم كه خود بيانگر يكى از مقامات والاى اخلاقى و ازثمرات شكوهمند تربيت صحيح مى باشد. با وجود اين كه اين امام بزرگوار با آسيبهاى گوناگونى مواجه بود كه جان و تن او را مى آزرد و بدور از زادبوم و اهل و عيال به سر مى برد، به هيچ وجه از پايگاه رضاى به قضاء الهى نلغزيد، و هرگز بى تابى و بد گمانى نسبت به خداى متعال از او ديده نشد؛ بلكه هر حالتى كه در طرز رفتار آن حضرت مشاهده مى شد، نمايانگر روحى سرشار از رضا بوده است؛ چنان كه نكات و گزارشهاى كوتاهى كه در پيش داريم گوياى همين حقيقت مى باشد، لذا بايد گفت كه اين شخصيت عظيم انسانى با نام خود و روحى كه اين عنوان را تأييد مى كرد بشريت را به مقامى از نظر اخلاق و تربيت رهنمون گشت كه از ديدگاه همه عرفاء و خدا آشنايان از پرفضيلت ترين مقامات انسانى و عالى ترين مراحل كمال اخلاقى به شمار است. براى اين كه از اين پايگاه اخلاقى و ارزش آن تا حدودى واقف گرديم راجع به آن فشرده اى از سخن بزرگان را بازگو مى كنيم، امّا قبلاً روايتى را كه از امام رضا عليه السلام نقل شده است در زير مى آوريم : آن حضرت فرموده است : ايمان داراى چهار ركن مى باشد : 1 ـ توكل به خدا 2 ـ رضا به قضاى او 3 ـ تسليم در برابر امر او 4 ـ واگذار كردن امور به او اصولاً رضا را بايد ثمره محبت، و محبت را ثمره معرفت دانست؛ زيرا آن كسى كه شخصى را به خاطر كمالات و صفات خوشى كه در او وجود دارد دوست مى دارد به همان اندازه كه بر مراتب معرفت و آگاهى وى نسبت به او افزوده مى شود دوستى و دلبستگى به وى در او رو به فزونى مى گذارد. اگر كسى با چشم بصير جلال و كمال الهى را بنگرد قهراً به خدا دلبستگى مى يابد و حبّ او به خداـبا افزايش معرفت نسبت به اوـفزاينده مى گردد : والّذين آمنوا اشد حبّاً لله ( بقره : 165 ) افرادى كهـبه خاطر فزونى معرفتـداراى ايمان هستند، حبّ آنها نسبت به خدا استوارتر و فزونتر مى باشد. وقتى شخص دوستدار خدا باشد هر پديده و دستاوردى كه از ناحيه او مى رسد نيكو و زيبا تلقى كرده و آن را پسند مى كند. چنين موضع روانى در انسان بيانگر رضاى او نسبت به خداى متعال است. رضا فضيلت شكوهمندى است كه بايد گفت تمام فضائل اخلاقى در آن خلاصه مى شود، خداوند متعال مقام رضاى شخص به خود را با رضاى خود از آن شخص مقرون ساخته و از اين رهگذر شكوه و عظمت آن را بيان نموده است، آنجا كه مى فرمايد : رضى الله عنهم و رضوا عنه ( مائده : 119 ) خدا از آنها راضى است و آنان نيز از وى راضى هستند. نبى اكرم ( صلى الله عليه و آله وسلم ) رضا را دليل ايمان انسان معرفى كرده است، آن گاه كه گروهى از يارانش را مورد سؤال قرار داد و فرمود: نشانه ايمان شما چيست؟ عرض كردند: در برابر بلايا و گرفتاريها صابر هستيم، و به گاه رفاه و خوشى خداى را سپاسگزاريم، و به هنگام در رسيدن قضاى الهى از رضا برخورداريم. آن حضرت به آنان فرمود: سوگند به خداوندگار و صاحب كعبه كه شما داراى ايمان مى باشيد». به امام صادق عليه السلام عرض كردند: از چه طريقى مى توان به ايمان مؤمن پى برد؟ فرمود: از طريق تسليم او در برابر خدا، و رضاى او در مقابل حوادث خوش و ناخوشى كه به او روى مى آورد. [/align]
  2. شيعه نيوز:جمعیت زیادی دور حضرت علی(عليه السلام) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: - یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟ علی(عليه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد. مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: - اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست. در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار! هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: - یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ حضرت علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود. نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند. با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمهای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی و گاهی به تازهواردها دوخته میشد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: - یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد. در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است. سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمیگفت. همه از پاسخهای امام شگفتزده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود. نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: - یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعاند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بیصدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند، صدای امام را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم. * البته نقل است که گروهی با قصد و نیت این افراد را اجیر کرده بوداند و به نزد حضرت مولا می فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار کنند. منبع: بولتن نیوز ، کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علیبنابیطالب، ص142.
  3. اخلاق حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) [align=justify] حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید : پدرم از پدرش نقل می كرد كه حسن بن علی بن ابی طالب در زمان خودش عابدترین و زاهدترین و برترین مردم بود . هنگامی كه به حج می رفت پیاده می رفت و چه بسا با پای برهنه به سوی حرم امن حركت می كرد . هنگامی كه یاد مرگ و قبر و برانگیخته شدن در قیامت و عبور بر صراط می افتاد ، گریه می كرد و چون یاد عرضه شدن بر خدا می كرد ، فریادی می كشید و غش می نمود و هنگامی كه در نماز قرار می گرفت گوشت بدنش در پیشگاه خدا می لرزید و زمانی كه یاد بهشت و دوزخ می كرد چون مار گزیده به خود می پیچید و از خدا درخواست بهشت می نمود و از دوزخ به حق پناه می برد(۹۷) . كمك و بخشش حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مردی به عثمان بن عفان در حالی كه در مسجد نشسته بود گذشت ، از او درخواست كمك كرد . به دستور عثمان ، پنج درهم به او پرداختند ، مرد به عثمان گفت : مرا به جایی كه دردم را دوا كنند راهنمایی كن ، عثمان گفت : نزد آن جوانمردان كه آنان را می بینی برو و با دستش اشاره به ناحیه ای از مسجد كرد كه حضرت امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام)و عبداللّه بن جعفر در آن قرار داشتند . آن مرد به سوی آنان رفته ، سلام كرد و از آنان درخواست كمك نمود . امام حسن (علیه السلام) به او فرمود : سؤال از دیگران جز در سه مورد جایز نیست یا برای دیه ای كه دل سوختگی دارد ، یا وامی كه دل شكستگی آرد ، یا فقری كه غیر قابل تحمل است ; تو دچار كدام یك از این سه موردی ؟ گفت : دچار یكی از آنها هستم . امام مجتبی (علیه السلام) فرمان داد پنجاه دینار به او بپردازند و حضرت امام حسین (علیه السلام) دستور به چهل و نه دینار داد و عبداللّه بن جعفر فرمان به چهل و هشت دینار . آن مرد پس از دریافت دینارها برگشت و بر عثمان گذر كرد ، عثمان گفت : چه كردی ؟ مرد گفت : بر تو گذشتم ، جهت كمك به من به پنج دینار فرمان دادی و چیزی هم از من نپرسیدی ولی آن بزرگواری كه گیسویی پرپشت دارد چیزهایی را از من پرسید و پنجاه دینار به من عطا كرد و دومی آنان چهل و نه دینار و سومی چهل و هشت دینار ; عثمان گفت : چه كسی برای دوای درد تو مانند این جوانمردان است ؟ اینان دانش و آگاهی را به خود اختصاص داده اند و خیر و حكمت را در خود جمع كرده اند . ●فروتنی شگفت فروتنی حضرت امام حسن (علیه السلام) و تواضع آن انسان الهی چنان بود كه : روزی بر گروهی تهیدست می گذشت و آنان پاره های نان را بر زمین نهاده ، روی زمین نشسته بودند و می خوردند ، چون حضرت امام حسن (علیه السلام) را دیدند گفتند : ای پسر رسول خدا ! بیا و با ما هم غذا شو ! به شتاب از مركب به زیر آمد و گفت : خدا متكبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شد . سپس همه آنان را به میهمانی خود دعوت فرمود ، هم به آنان غذا داد و هم لباس. ●حاجتت را بنویس مردی به محضر حضرتش حاجت آورد ، آن بزرگوار به او فرمود : حاجتت را بنویس و به ما بده ، چون نامه اش را خواند دو برابر خواسته اش به او مرحمت فرمود . یكی از حاضران گفت : این نامه چقدر برای او پربركت بود ! فرمود : بركت آن برای ما بیشتر بود زیرا ما را اهل نیكی ساخت ، مگر نمی دانی كه نیكی آن است كه بی خواهش به كسی چیزی دهند ، اما آنچه پس از خواهش می دهند بهای ناچیزی است در برابر آبروی خواهنده ، شاید آن كس كه شبی را با اضطراب میان بیم و امید به سر برده و نمی دانسته كه آیا در برابر عرض نیازش دست رد به سینه او خواهی زد یا شادی قبول به او خواهی بخشید و اكنون با تن لرزان و دل پرتبش نزد تو آمده ، آنگاه تو فقط به اندازه خواسته اش به او ببخشی در برابر آبرویی كه نزد تو ریخته بهای اندكی به او داده ای . ●اوج جود و عطا مردی از او چیزی خواست پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به او عطا فرموده ، گفت : كسی را برای حمل این بار حاضر كن ، چون كسی را حاضر كرد ، ردای خود را به او داد و گفت : این هم اجرت باربر . ●بخشیدن همه ذخیره عربی به محضر امام حسن (علیه السلام) آمد . فرمود : هرچه ذخیره داریم به او بدهید ، بیست هزار درهم بود ، همه را به عرب دادند ، گفت : مولای من ! اجازه ندادی كه حاجتم را بگویم و مدیحه ای در شأنت بخوانم ، حضرت در پاسخ اشعاری انشا كرد به این مضمون : بیم فروختن آبروی آن كس كه از ما چیزی می خواهد موجب می شود كه ما پیش از درخواست او بدو ببخشیم . ●عطای كم نظیر حضرت امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و عبداللّه بن جعفر به راه حج می رفتند ، توشه آنان گم شد ، گرسنه و تشنه به خیمه ای رسیدند كه پیرزنی در آن زندگی می كرد . از او آب خواستند كه در جواب گفت : این گوسپند را بدوشید و شیرش را با آب بیامیزید و بیاشامید . چنین كردند ، سپس از او غذا خواستند كه گفت : همین گوسپند را داریم ، بكشید و بخورید . یكی از آنان گوسپند را ذبح و از گوشتش مقداری بریان كرد ، همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند . هنگام رفتن به پیرزن گفتند : ما از قریشیم و به حج می رویم ، اگر باز گشتیم نزد ما بیا ، با تو به نیكی رفتار خواهیم كرد و رفتند . شوهر زن كه آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : وای بر تو ! گوسپند مرا برای مردمی ناشناس می كشی آنگاه می گویی از قریش بودند ؟ ! روزگاری گذشت و كار بر پیرزن سخت شد ، از آن محل كوچ كرده ، عبورش به مدینه افتاد ، حضرت امام حسن (علیه السلام) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا می شناسی ؟ گفت : نه ، فرمود : من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدم و دستور داد تا هزار گوسپند و هزار دینار زر به او دادند ، آنگاه او را نزد برادرش حسین (علیه السلام) فرستاد ، آن حضرت نیز به همان اندازه به او بخشید و او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد و او نیز عطایی همانند آنان به او داد ! ●خدمت به حیوان گرسنه روزی غلام سیاهی را دید كه گرده نانی در پیش نهاده یك لقمه می خورد و یك لقمه به سگی می دهد ، از او پرسید : چه چیز تو را به این كار وا می دارد ؟ گفت : شرم می كنم كه خود بخورم و به او ندهم ، حضرت امام حسن (علیه السلام) فرمود : از اینجا حركت نكن تا من برگردم . خود نزد صاحب آن غلام رفت ، او را خرید ، باغی را هم كه در آن زندگی می كرد خرید ، غلام را آزاد كرد و باغ را بدو بخشید [/align]
×
×
  • اضافه کردن...