رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'امام'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. قرآن می فرماید: ”هر نفسی مرگ را می چشد”. [1]طبق این آیه که بیان کننده سنت الهی در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. ------------------------------------------------------------------------------------------------------ اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دستهای روایات استفاده میشود که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا میرود. روایات زیر از آن جملهاند: 1- ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل میکند: مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است … او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل میکند، پس هفت سال درنگ میکند و آن گاه از دنیا میرود و مسلمانان بر او نماز میگزارند.[2] 2-در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: ”ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیهِم”‏[3]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره میکنیم، از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است: [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاهخودهای زرینی که دو رو دارد بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم می رسانند: این حسین است که خارج شده است، تا آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان حسین (ع) است در دلهای شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا میرسد و کسی که آن جناب را غسل میدهد و کفن و حنوط میکند و به خاک میسپارد همان حسین [بن علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نمی شود.[4] 3- در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است میفرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع) خروج میکند … حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به پیش میآید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی میکنند، آن گونه که به همراهی موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار میکند. پس حسین (ع) نخستین کسی است که عهدهدار غسل و کفن و حنوط آن حضرت میشود و ایشان را در قبر خود قرار میدهد.[5] از دسته ای دیگری از روایات استفاده میشود که آن حضرت به شهادت خواهند رسید: 1- از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: ”به خدا سوگند، پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده تن امام از فرزندان علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته میشود”.[6] 2- امام صادق (ع) نیز در این باره میفرماید: ”به خدا قسم هیچ یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت میرسد.[7] 3- از امام رضا (ع) نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[8] با توجه به این دو دسته روایات اظهار نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات اماممهدی (ع) مشکل به نظر میرسد. اما با توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان روایات دسته اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دسته اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن. پس با فرض این که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: ”هنگامی که هفتاد سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او میآید. زنی از «بنی تمیم» به نام «سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب میکند و او را میکشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسین (ع) عهدهدار به خاک سپاری او میشود. [9] شهید سید محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[10] ازجمله مینویسد: این متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی معصومان نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمیدانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمیآید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد، تبدیل به روایت مرسلی میشود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از ذهن است به گونهای که نمیتوان با آنها چیزی را ثابت کرد.[11] پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند علامه مجلسی قائل به تواتر[12] این روایات شده اند.[13] پی نوشت ها : [1]. آل عمران، 185 [2]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 104، ح 39 [3]. اسراء، 6 [4]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 250، همچنین ر. ک: بحارالانوار، ج 53، ص 94، ح 103 [5]. بحارالانوار، ج 53، ص 103، ح 130 [6]. بحارالانوار، ج 27، ص 217، ح 19 [7]. همان، ص 209، ح 7 [8]. همان، ص 214، ح 16 [9]. یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، ج 2، ص 167 [10]. صدر، سید محمد محمد صادق، تاریخ ما بعد از ظهور، ص 881 – 883 [11]. برگرفته ازماهنامه موعود شماره 83 [12]. در علم حدیث روایات به سه قسم تقسیم می شود: الف. حدیث متواتر: روایتی که عده زیادی آن را روایت کرده اند به گونه ای که از گفتار آنها برای ما یقین حاصل می شود که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. ب. روایت مستفیض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نیست، ولی اعتبارش از خبر واحد بیشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمی آن را روایت کرده اند و از لحاظ ارزش روایی پایین تر از دو قسم پیشین است. [13]. بحارالانوار، ج 23، ص 359 بخش مهدویت تبیان
  2. irsalam

    سخنان امام حسين (ع) در روز عاشوراء

    سخنان امام حسين (ع) در روز عاشوراء (مرگ و نيستى بر شما باد كه در حال سرگردانى از ما كمك خواستيد و ما با شتاب به كمك شما آمديم ولى شما با شمشيرى كه سوگند خورده بوديد در يارى ما بكار بريد، به جنگ ما آمديد و آتشى را كه مىخواستيم با آن دشمن خود و دشمن شما را بسوزانيم، براى سوزاندن ما روشن كرديد! شما با دشمنان خود همدست شديد تا دوستانتان را از پاى درآوريد با اينكه آنها عدل و داد را بين شما رواج ندادند و در يارى آنان نيز اميد خيرى نيست. واى بر شما! چرا در حالى كه شمشيرها در غلاف بود و دلها مطمئن و رأيها محكم شده بود، دست از يارى ما كشيديد شما در افروختن آتش فتنه مانند ملخها شتاب كرديد و ديوانه‏وار خود را مانند پروانه به آتش افكنديد. اى مخالفين حق و اى نامسلمانان، اى ترك‏كنندگان قرآن و تحريف كنندگان كلمات، اى جمعيت گناهكار و پيروان وساوس شيطان و اى خاموش كنندگان شريعت و سنت پيغمبر! رحمت خداوند از شما دور باد! آيا اين ناپاكان را يارى مىكنيد و از يارى ما دست بر مىداريد! به خدا قسم، مكر و حيله از زمان قديم در ميان شما وجود داشته و اصل و فرع شما با آب تزوير و فريب به هم آميخته و فكر شما با آن تقويت شده است! شما پليدترين ميوه اين درخت هستيد كه در گلوى هر كه ناظر آن است مانده‏ايد و آزارش مىدهيد و در كام غاصبان، لقمه گوارايى هستيد! آگاه باشيد كه اين مرد زنازاده فرزند زنازاده (عبيدالله بن زياد) مرا بين دو چيز مخير كرده است: يا (شمير و شهادت) و يا (تن به ذلت دادن) ولى بدانيد كه ذلت از ما بدور است! خداوند و رسولش و مؤمنان و دامنهاى پاكى كه ما را پرورده‏اند و سرهاى پرحميت و جانهايى كه هيچ گاه زير بار ظلم و تعدى نمىروند، هرگز بر ما نمىپسندند كه تسليم شويم و ذلت را بر شهادت ترجيح دهيم..! به خدا قسم، شما پس از كشتن من مدت زيادى زندگى نخواهيد كرد! زندگى شما بيش از مدت سوار شدن شخص پياده بر مركبش نخواهد بود. روزگار، همچون سنگ آسيا كه بر محور خود بسرعت مىگردد، شما را به اضطراب و تشويش خواهد افكند. اين خبر را پدرم على (عليه السلام) از جدم به من رسانده است حال، خود و همدستانتان با هم بنشينيد و فكر كنيد تا امر بر شما پوشيده نمانده باشد و دچار حسرت نشويد آنگاه بدون شتابزدگى و با تأمل حمله كنيد و مهلتم ندهيد. من بر خداوند توكل نموده‏ام كه او پروردگار من و شماست. هيچ جنبنده‏اى در روى زمين نمىجنبد مگر آنكه مقدرات او به دست خداوند است و او در راه راست و صواب است. خداوندا.. باران رحمتت را از ايشان قطع كن و سالهاى قحطى زمان يوسف را براى آنان مقدر فرما و جوان ثقفى را بر آنان مسلط كن كه جام تلخ مرگ را به آنان بنوشاند زيرا آنان ما را تكذيب كردند و فريب دادند. تو پروردگار ما هستى و بر تو توكل مىكنيم و به سوى تو انابه مىنماييم). خطبه ديگرى نيز از آن حضرت نقل شده است كه ظاهراً در همين لحظات ايراد شده است. صبحگاهان پس از آنكه سپاه كفر، هجوم خود را آغاز كرد، فرزند پيامبر خدا (ص) به درگاه الهى دعا كردند و به او شكايت بردند، آنگاه خطاب به جمعيت چنين فرمودند: (اى مردم، سخنم را بشنويد و در كشتنم عجله نكنيد تا شما را با آنچه كه سزاوار است موعظه كنم و عذر خود را بيان نمايم! پس اگر با من منصفانه رفتار كرديد، سعادتمند خواهيد شد و اگر عذر مرا كافى نداستيد و از در انصاف برنيامديد، آن وقت افكار خود را روى هم بريزيد و با هم تفكر كنيد تا امر بر شما مشتبه نماند، سپس بدون هيچ تأخيرى كار خود را يكسره كنيد. بدانيد كه صاحب اختيار و ولى من خداوند است كه قرآن را فرستاده است و او سرپرست صالحان است). آنگاه حمد و ثناى الهى را به جاى آوردند و بر رسول خدا (ص) درود فرستادند و فرمودند: (ابتدا نسب مرا در نظر بگيريد و ببينيد من كيستم و سپس به افكار خود مراجعه كنيد و آن را مورد سؤال و بازخواست قرار دهيد، ببينيد آيا سزاوار است مرا بكشيد آيا هتك حرمت من بر شما جايز است مگر من پسر دختر پيامبر شما نيستم مگر من پسر وصى پيامبر و پسر عموى او كه اولين مؤمن و تصديق كننده رسول خدا و اولين تأييد كننده آنچه به او نازل شده است نيستم مگر حمزه سيدالشهدا عموى پدر من نيست مگر جعفر طيار عموى من نيست مگر سخن رسول خدا (ص) را درباره من و برادرم نشنيده‏ايد كه مىفرمايد: هذان سيدا شباب أهل الجنة: حسن و حسين دو سرور و آقاى جوانان بهشت هستند. اگر مرا تأييد مىكنيد و مىدانيد كه راست مىگويم، پس از كشتن من صرف نظر كنيد! سوگند به خدا، از وقتى كه دانسته‏ام خداوند دروغگو را دشمن خود قرار داده است، سخن دروغى بر زبان نياورده‏ام! و اگر گفتار مرا باور نداريد و تكذيبم مىكنيد، در ميان شما كسى هست كه خبر دهد و صدق سخنان مرا تأييد كند. برويد از (جابر بن عبدالله انصارى) و (ابو سعيد خدرى) و(سهل بن سعد ساعدى) و(زيد بن ارقم) و(انس بن مالك) سؤال كنيد. آنان به شما خبر خواهند داد كه رسول خدا (ص) درباره من و برادرم چنين سخنى را فرموده است. آيا اين براى جلوگيرى شما از ريختن خونم كافى نيست). در اينجا شمر بن ذى الجوشن گفت: من خدا را زبانى مىپرستم و نمىدانم تو چه مىگويى! حبيب بن مظاهر در پاسخ گفت: تو خدا را به هفتاد زبان مىپرستى و من گواهى مىدهم كه راست مىگويى و نمىدانى كه حسين چه مىگويد. خداوند دلت را سياه كرده است! امام فرمودند: اگر در اين امر شك داريد، آيا در اين نيز كه من پسر دختر پيغمبر شما هستم شك داريد سوگند به خدا در ميان مشرق و مغرب عالم، پسر دختر پيامبرى غير از من، نه در ميان شما و نه در ميان كس ديگرى نيست! واى بر شما! آيا من كسى از شما را كشته‏ام كه به طلب قصاص آمده‏ايد آيا مالى را از شما تصاحب كرده‏ام و آيا زخمى بر شما وارد كرده‏ام كه مىخواهيد تلافى كنيد). هيچ يك از آنان پاسخى نداد. مجدداً امام فرمودند: (اى شبث بن ربعى، اى حجار بن ابجر، اى قيس بن اشعث و اى يزيد بن حارث! مگر شما نبوديد كه در نامه نوشتيد: ميوه‏هاى درختان رسيده است و زمين سرسبز شده، اگر به سوى ما بيايى، به سوى لشكرى آمده‏اى كه آماده كمك به تو و تحت فرمان تو است). قيس بن اشعث گفت: ما نمىدانيم تو چه مىگويى. بايد تسليم حكم پسر عمويت (يزيد) شوى تا او هر طور خواست با تو رفتار كند و آنان براى تو چيزى نمىخواهند مگر آنچه را كه تو بپسندى! امام (عليه السلام) در مقابل اين سخن فرمودند: نه، به خدا سوگند، مانند ذليلان دست بيعت به شما نخواهم داد و همچون بردگان در مقابل شما آرام نخواهم نشست و تمكين نخواهم كرد! اى بندگان خدا! من به پروردگار خودم و پروردگارتان، از هر متكبرى كه به روز حساب ايمان نمىآورد پناه مىبرم)!
  3. در این تاپیک قصد داریم برخی از سخنان ارزشمند و گوهر بار امام جعفر صادق (ع) رو قرار بدیم حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند: دَخَلَتْ فاطِمَةُ(عليها سلام) عَلي رَسولِ اللهِ (صلّي الله عَلَيهِ وَ آلهِ وَ سَلّمَ) عَيْناهُ تَدْمَعُ فَسَاَلَتْهُ : ما لَكَ ؟ فقال : اَنَّ جَبْرَئيلَ عليه السلام اخْبَرَني انَّ اُمَّتي تَقْتُلُ حُسَيْناً فَجَزَعَتْ وَ شَقَّ عَلَيْها فَاخْبَرَها بِمَنْ يَمْلِكُ مِنْ وُلدِها فَطابَتْ نَفْسُها وَ سَكَنَتْ ؛ [line]-[/line] روزی حضرت فاطمه (عليها سلام) بر رسول خدا (صلّي الله عَلَيهِ وَ آلهِ وَ سَلّمَ) وارد شدند . چشمان پدر را اشكبار ديدند. علت را پرسيدند. [ پيامبر اكرم صلّي الله عَلَيهِ وَ آلهِ وَ سَلّمَ ] فرمودند : جبرئيل مرا آگاه ساخت كه امّتم حسين (عليه السلام ) را می كشند. حضرت فاطمه(عليها سلام) سخت گريستند و بی تاب شدند و بر ايشان گران آمد. [ پدر بزرگوارشان ] ايشان را آگاه ساختند كه زمامدارانی[ ائمه اطهار عليهم السلام] از فرزندان او خواهند بود . پس حضرت فاطمه (عليها سلام) خشنود گشتند و آرام گرفتند. كامل الزيارات، ص57
  4. در این بخش داستانهایی را از مصائب مولا امیرالمومنین قرار خواهیم داد امیدوارم بخوانیم و آنها را سرلوحه امور و سرمشق زندگیمان قرار بدهیم گريه على در مرگ مادر بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ يك روز على بن ابى طالب گريان نزد پيغمبر (ص) آمد و مى گفت: ((انا لله و انا اليه راجعون)). رسول خدا (ص) به او فرمود: اى على چرا گريه مى كنى؟ عرض كرد: يا رسول اللّه مادرم فاطمه بنت اسد مرد. پيغمبر گريست و فرمود: اگر مادر تو بود، مادر من هم بود اين عمامه مرا با اين پيراهنم برگير و او را در آن كفن كن و به زنها بگو خوب غسلش بدهند و بيرونش نبر تا من بيايم كه كار او با من است. پيغمبر پس از ساعتى آمد و جنازه او را برآورد و بر او نمازى خواند كه بر ديگرى نخوانده بود مانند آن را، و چهل تكبير بر او گفت و در قبر او دراز خوابيد بى ناله و حركت، و على و حسن (ع) را با خود وارد قبر كرد و چون از كار خود فارغ شد به على و حسن فرمود: از قبر بيرون شدند و خود را بالين فاطمه كشانيد تا بالاى سرش رسيد و فرمود: اى فاطمه من محمد سيد اولاد آدمم و بر خود نبالم اگر منكر و نكير آمدند و از تو پرسيدند: پروردگارت كيست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد پيغمبر من است و اسلام دين من است و قرآن كتاب من پسرم امام و ولى من. سپس فرمود: خدايا فاطمه را به قول حق بر جا دار و از قبر او بيرون آمد و چند مشت خاك روى آن پاشيد و دو دست بر هم زد و آن را تكانيد و فرمود: به آن كه جان محمد به دست او است فاطمه دست بر هم زدنم را شنيد. عمار بن ياسر از جا برخاست و عرض كرد: پدرم و مادرم قربانت يا رسول اللّه نمازى بر او خواندى كه بر احدى پيش از او نخواندى؟ فرمود: اى ابويقظان او لايق آن بود ابوطالب فرزندان بسيار داشت و خير آنها فراوان و خير ما كم، اين فاطمه مرا سير مى كرد و آنها را گرسنه مى داشت مرا جامه در بر مى كرد و آنها برهنه بودند و مرا با صابون مى شست و آنها ژوليده بودند، عرض كرد: چرا چهل تكبير بر او گفتى؟ فرمود: به راست خود نگريستم چهل صف فرشته حاضر بودند براى هر صفى تكبيرى گفتم، عرض كرد: بى ناله و حركت در قبر دراز كشيدى؟ فرمود: مردم روز قيامت برهنه محشور شوند و من از خدا بر اصرار خواستم كه او با ستر عورت محشور كند به آن كه جان محمد در دست او است از قبرش بيرون نشدم تا ديدم دو چراغ نور بالاى سر او است و دو چراغ نو برابر او و دو چراغ نور نزد پاهاى او و دو فرشته بر قبر او موكلند كه تا روز قيامت برايش آمرزش جويند.
  5. 40 حدیث از پیامبر(ص)، امام حسن و امام رضا(ع) ائمه اطهار سخنان گهربار فراوانی گفته اند که هر کدام آن ها دریایی از معنویت و سرشار از نکات آموزنده است. با توجه به نزدیک شدن به 28 و 29 صفر که مصادف با رحلت خاتم النبیا حضرت محمد(ص)، شهادت کریم آل طه امام حسن مجتبی(ع) و شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع)است 40 حدیث گهر بار از این سه ماه ولایت برای شما کاربران عزیز آماده کرده ایم: 1. «لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها» کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید. حضرت محمد (ص) 2. «ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء.» فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش . حضرت محمد (ص) 3. «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.» به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد. امام حسن مجتبی (ع) 4. «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.» بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. امام حسن مجتبی (ع) 5. «إن من علامات الفقه : الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحكمة ، إن الصمت یكسب المحبة ، إنه دلیل علی كل خیر» از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است. امام رضا (ع) 6. «ابن آدم عندك ما يكفيك وانت تطلب ما يطغيك لا بقليل تقنع ولا بكثير تشبع» فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي . حضرت محمد (ص) 7. «یأتی علی الناس زمان تكون العافیة فیه عشرة اجزاء : تسعة منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت» زمانی بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گیری از مردم ، و یك جزء آن در خاموشی است. امام رضا (ع) 8. «مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.» هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند. امام حسن مجتبی (ع) 9. «أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.» تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است. امام حسن مجتبی (ع) 10. «سئل الرضا ( علیه السلام ) عن حد التوكل ، فقال ( ع ) : أن لا تخاف احدا الا الله» از امام رضا ( علیه السلام ) از حقیقت توكل سؤال شد . فرمود : این كه جز خدا از كسی نترسی. امام رضا (ع) 11. «مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ» هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود. حضرت محمد (ص) 12. «لیس لبخیل راحة ، و لا لحسود لذة ، و لا لملوك وفاء ، و لا لكذوب مروة» بخیل را آسایشی نیست ، و حسود را خوشی و لذتی نیست ، و زمامدار را وفایی نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگی نیست. امام رضا (ع) 13. «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.» خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم. امام حسن مجتبی (ع) چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن]. 14. «اتقوا الدنيا فوالذي نفسي بيده انها لأسحر من هاروت وماروت» از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است . حضرت محمد (ص) 15. «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.» چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كند. امام حسن مجتبی (ع) 16. «الایمان أربعة أركان : التوكل علی الله ، و الرضا بقضاء الله ، و التسلیم لأمر الله ، و التفویض الی الله» ایمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضای خدا ، تسلیم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا. امام رضا (ع) 17. «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.» خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد. امام حسن مجتبی (ع) 18. «اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي وعقوق الوالدين.» دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر . حضرت محمد (ص) 19. «مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.» هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد. امام حسن مجتبی (ع) 20. سئل الامام الرضا ( علیه السلام ) عن عیش الدنیا ، فقال : سعة المنزل و كثرة المحبین از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشی دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زیادی دوستان. امام رضا (ع) 21. من فرج عن مؤمن فرج الله عن قلبه یوم القیامة هر كس اندوه و مشكلی را از مؤمنی برطرف نماید ، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد. امام رضا (ع) 22. أجملوا في طلب الدنيا فإن كلا ميسر لما خلق له . در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد . حضرت محمد (ص) 23. احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا . حضرت محمد (ص) 24. «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.» به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید. امام حسن مجتبی (ع) 25. تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. امام رضا (ع) 26. من رضی عن الله تعالی بالقلیل من الرزق رضی الله منه بالقلیل من العمل هر كس به رزق و روزی كم از خدا راضی باشد ، خداوند از عمل كم او راضی باشد. امام رضا (ع) 27. انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ. همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست. حضرت محمد (ص) 28. «إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.» هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد. امام حسن مجتبی (ع) 29. لیس العبادة كثرة الصیام و الصلاة ، و انما العبادة كثرة التفكر فی أمر الله عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشه كردن در امر خداست. امام رضا (ع) 30. «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.» امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى. امام حسن مجتبی (ع) 31. احب الاعمال الي الله من أطعم مسكينا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند . حضرت محمد (ص) 32. احب الاعمال الي الله حفظ اللسان بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است . حضرت محمد (ص) 33. «أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.» شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است. امام حسن مجتبی (ع) 34. قال الریان للرضا ( ع ) : ما تقول فی القرآن ؟ فقال : كلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلوا ریان از امام رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگر نروید كه گمراه می شوید. امام رضا (ع) 35. تصدق بالشیء و إن قل ، فان كل شیء یراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النیة فیه عظیم صدقه بده هرچند كم باشد ، زیرا هر كار كوچكی كه صادقانه برای خدا انجام شود بزرگ است. امام رضا (ع) 36. «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.» شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید. امام حسن مجتبی (ع) 37. احب اللهو الي الله تعالي إجراء الخيل والرمي . بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است. حضرت محمد (ص) 38. «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.» چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند. حضرت محمد (ص) 39. «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.» كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد. امام حسن مجتبی (ع) 40. أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل یقول : أنا عند ظن عبدی المؤمن بی ، إن خیرا فخیرا و إن شرا فشرا به خدا خوش گمان باشید ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن خویشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد. امام رضا (ع)
  6. زندگينامه امام محمد غزالی به قلم حسين خديوجم حجة الاسلام، ابو حامد، امام محمد غزّالی طوسی، بزرگمردی که در سال 450 هجری قمری در روستای طابران طوس از مادر بزاد، کودکی و جوانيش صرف دانش اندوزی و جهانگردی شد تا آنکه در مرز چهل سالگی در انواع رشته های علوم اسلامی سرآمد دانشوران روزگار خود گشت و نامش در سراسر جهان اسلام آن روزگار زبانزد همگان گرديد. غزالی با نوشته های عميق و پرمغز خود به قالب انواع علوم اسلامی جان تازه ای دميد، و در زمينه تصوف و عرفان، فلسفه و کلام، روان شناسی و اخلاق، نوآوريها کرد. وی از 39 سالگی به بعد برای تصفيه روح و نگارش ارزنده ترين آهار خود مردم گريز شد و تا پايان عمر در گمنامی و گوشه نشينی بسر برد. سرانجام در سال 505 هجری پس از پنجاه و پنج سال زندگی پر ثمر چراغ زندگیش در زادگاهش فرومرد، اما مشعل پرفروغ انديشه در کنار آثار فراوان و ارزنده ای که از خود باقی گذاشته همچنان فروزان برجای مانده، و اين فروزندگی تا کيش مسلمانی برجای باشد و زبانهای تازی و پارسی پايدار، صاحبدلان را در مسائل دينی و اخلاقی و اجتماعی و ادبی روشنگر بسياری از حقايق خواهد بود. زندگی نامه غزالی سال ميلاد غزالی (450 ه.ق = 1058 م) نام کامل وی حجة الاسلام ابوحامد محمد بن محمد بن محمد غزّالی طوسی است. "غزال" (با فتح غين و تشديد ز) بر پيشه وری اطلاق می شده که نخِ پشم می فروخته، پيشه وری که پشم خام تهيه می کرده و پس از حلاجی با دستمزدی اندک به زنان پشم ريس می سپرده تا به نخ تبديل شود و برای فروش آماده گردد. اين پيشه هنوز در مشهد به نامهای حلاج، نداف، نخ فروش رايج است. اين معنی را خود امام غزالی در کتاب احياء علوم الدين يادآور شده است. پدر غزالی پارسا مردی بوده صوفی مسلک، که در شهر طوس حرفه غزالی يا نخ پشم فروشی داشته است. چون مرگ اين صوفی نزديک ميشود، دو فرزند خود – محمد و احمد – را با مختصر اندوخته ای که داشته به دوستی از هم مسلکان خويش می سپرد و به او می گويد: چون بر اثر محرومی از هنر خواندن و نوشتن اندوه فراوان خورده ام آرزودارم که فرزندانم ازين هنر بهره ور گردند. آغار يتيمی (احتمالاً 457 ه.ق = 1065 م) پس از يتيم شدن اين دو کودک، وصی درستکار تربيت آنان را برعهده می گيرد تا هنگامی که ميراث اندک پدرشان تمام ميشود و خود صوفی از اداره زندگی آنان فرو می ماند. آنگاه با اخلاص به آن دو پيشنهاد ميکند تا برای گذران زندگی و ادامه تحصيل در زمره طلاب جيره خوار مدرسه ای از مدارس دينی شهريه بدهِ روزگار خود درآيند؛ و آنان از راه ناچاری پيشنهاد وی را می پذيرند. اين سخن ابوحامد محمد غزالی که "برای غيرِ خدای عمل آموختم، ولی علم جز خدای را نپذيرفت" می تواند مؤيد اين حقيقت باشد. راه يافتن به مدرسه (463 ه.ق = 1070 م) اين تاريخ نيز تقريبی است، يعنی ممکن است يکی دو سال پيش از اين در شمار طلاب جيره خوار مدرسه جای گرفته باشد. زيرا خودش در نامه ای که به پادشاه سلجوقی می نويسد ازين راز چنين پرده برميگيرد: «بدان که اين داعی پنجاه و سه سال عمر بگذاشت، چهل سال در دريای علوم دين غواصی کرد تا به جايی رسيد که سخن وی از اندازه فهم بيشتر اهل روزگار درگذشت». اگر اين گفته غزالی را که "چهل سال در دريای علوم دين غواصی کردم" بپذيريم، تاريخ راه يافتن او به جرگه علمای دين به روزگار سيزده سالگی وی مسلم ميشود. يعنی درين هنگام مقدمات کار دانش اندوزی را فراگرفته بوده است. پس ازآنکه در مدرسه دينی از حداقل نيازمنديهای زندگی برخوردار شد، با خاطر آسوده و اميد فراوان، دل به کتاب سپرد و گوش به سخن استاد فرا داد تا هنگامی که برای آموختن علم فقه آمادگی پيدا کرد و توانست در رديف شاگردان خوب نخستين استادش، احمد بن محمد رادکانی، جای گيرد. نخستين دوره طلبگی غزالی را در طوس – براساس برخی قراين – می توان حدود پنج سال حدس زد؛ يعنی هنگامی که وی از شهر طوس رهسپار جرجان شد تا از محضر دومين استادش، ابوالقاسم اسماعيلی جرجانی، بهره ور شود، احتمالاً نوجوانی هيجده يا نوزده ساله بود. نخستين سفر (احتمالاً 468 ه.ق = 1075 م) بی ترديد نخستين سفر دانشجويی غزالی سفری است که وی از طوس به جرجان رفته است، اما اين سفر در چه سالی انجام شده و غزالی در آغاز اين سفر چندساله بوده است، در مآخد موجود روشن نيست. اگر فرض کنيم در هيجده يا نوزده سالگی راهی اين سفر شده، و احتمالا مدت رفت و برگشت و دوران اقامتش در جرجان حدود دوسال بوده است، اين حدس با حکايتی که امام اسعد ميهنه ای از غزالی روايت ميکند تا حدی هم آهنگ ميشود. امام اسعد می گويد: از ابوحامد محمد غزالی شنيدم که می گفت: «در راه بازگشت از جرجان دچار عياران راهزن شديم. عياران هرچه را که باخود داشتيم گرفتند. من برای پس گرفتن تعليقه (جزوه، يادداشت درسی) های خود در پی عياران رفتم و اصرار ورزيدم. سردسته عياران چون اصرار مرا ديد گفت: "برگرد، وگرنه کشته خواهی شد" وی را گفتم:" ترا به آن کسی که از وی اميد امينی داری سوگند می دهم که تنها همان انبان تعليقه را به من باز پس دهيد؟ زيرا آنها چيزی نيست که شمارا به کار آيد" عيار پرسيد که" تعليقه های تو چيست؟" گفتم: "درآن انبان يادداشتها و دست نوشته هايی است که برای شنيدن و نوشتن و دانستنش رنج سفر و دشواريها برخويشتن هموار کرده ام." سردسته عياران خنده ای کرد و گفت: "چگونه به دانستن آنها ادعا می کنی، در حالی که چون از تو گرفته شد دانايی خود را از دست دادی و بی دانش شدی؟" آنگاه به يارانش اشارتی کرد و انبان مرا پس دادند.» غزالی گويد: «اين عيّار، ملامتگری بود که خداوند وی را به سخن آورد تا با سخنی پندآموز مرا در کار دانش اندوزی راهنما شود. چون به طوس رسيدم سه سال به تأمل پرداختم و با خويشتن خلوت کردم تا همه تعليقه ها را به خاطر سپردم، و چنان شدم که اگر بارديگر دچار راهزنان گردم از دانش اندوختهء خود بی نصيب نمانم.» سفر به نيشاپور (473 ه.ق = 1080 م) از اين سخن غزالی که «چون به طوس رسيدم، سه سال به تأمل پرداختم...» می توان نتيجه گرفت که غزالی پس از بيست و سه سالگی از طوس رهسپار نيشاپور شده تا از محضر عالم بلند آوازه، امام الحرمين ابوالمعالی جوينی، بهره ور شود. غزالی در محضر اين استاد نامدار چنان کوشيد و درخشيد که پس از يکی دوسال در شمار بهترين شاگردان وی جای گرفت، و امام الحرمين چنان شيفته اين شاگرد درس خوان و هوشيار گرديد که در هر محفلی به داشتن شاگردی چون او به خود می باليد. اين دوره از دانش اندوزی غزالی که سبب شد در جمع فقيهان نيشاپور مشهور و انگشت نما شود، بيش از پنج سال نپاييد، يعنی چون چراغ زندگی امام الحرمين به سال 478 هجری خاموش شد، غزالی در حدی از دانش دينی روزگار خود رسيده بود که ديگر نيازی به استاد نداشت، یا آنکه استادی که برايش قابل استفاده بوده باشد پيدا نکرد. بنابراين به نگارش و پژوهش پرداخت تا شايسته مسند استادی شود. آشنايی با خواجه نظام الملک طوسی (478 ه.ق = 1085 م) دراين سال غزالی به لشکرگاه ملکشاه سلجوقی، که در نزديکی نيشاپور واقع بود، راه يافت و به خدمت همولايتی سياستمدار خود خواجه نظام الملک طوسی پيوست. در محضر اين وزير شافعی مذهب و ادب دوست و گوهرشناس، بارها فقيهان و دوانشوران به مناظره پرداخت، و در هر مورد برمخالفانِ عقيده و انديشه خويش پيروز گشت. ديری نپاييد که خواجه نظام الملک با اشتياق به حمايتش برخاست و در بزرگداشت وی کوشيد تا آنجا که اورا «زين الدين» و «شرف الائمه» لقب داد و به استادی نظاميه بغداد برگزيد. آغاز استادی در نظاميهء بغداد (484 ه.ق = 1091 م) غزالی در سال چهارصد و هشتاد و چهار از طوس رهسپار بغداد شد، مردم اين شهر مقدمش را بگرمی پذيرا شدند. خيلی زود زبانزد خاص و عام گرديد. در محافل علمی از نبوغ سرشار و دانش بسيارش داستانها گفتند و کاروانيانی که از بغداد رهسپار شرق و غرب می شدند برای مردم شهرهای سرِ راه از نبوغ و هوشياری وی حکايتها روايت ميکردند تا آنکه حشمت و شوکتش به پايه ای رسيد که حتی در اميران و پادشاهان و وزيران معاصر خود اثر گذاشت. در سال 478 هجری، غزالی يکی از بزرگانی بود که با عنوان حجةالاسلام و استاد برگزيده نظاميه بغداد، در مراسم نصب المستظهر بالله – بيست و هشتمين خليفه عباسی- بر مسند خلافت، شرکت جست و با وی بيعت کرد. خودش در نامه ای که به سال 504 هجری در پاسخ نظام الدين احمد نوشته است، ضمن ابراز ندامت از زندگی جنجالی و اشرافی گذشتهء خويش، چنين می نگارد: «در بغداد از مناظره کردن چاره نباشد، و از سلام دارالخلافه امتناع نتوان کرد.» مردم گريزی (488 ه.ق = 1094 م) پس از آنکه در بغداد به اوج شوکت و شهرت رسيد، و در ميان خاص و عام مقامی برتر از همه پيدا کرد، دريافت که ازاين راه نمی توان به آسايش و آرامش روحی رسيد. پس از ترديد بسيار سرانجام دنباله روِ صوفيان وارستهء بی نام و نشان شد. به بهانه زيارت کعبه از بغداد بيرون رفت، چندی به گمنامی به جهانگری پرداخت و سالها در حجاز و شام و فلسطين با خويشتنِ خويش به خلوت نشست تا داروی درد درونی خود را پيدا کند. به تاريخ اين گوشه نشينی نيز در پاسخ غزالی به نامه نظام الدين احمد چنين اشارت رفته است: «چون بر سر تربت خليل – عليه السلام – رسيدم، در سنه تسع و ثمانين و اربعمائه (489 ه.ق)، و امروز قريب پانزده سال است، سه نذر کردم: يکی آنکه از هيچ سلطانی هيچ مالی قبول نکنم، ديگر آنکه به سلام هيچ سلطانی نروم، سوم آنکه مناظره نکنم. اگر دراين نذر نقض آورم، دل و وقت شوريده گردد...» بازگشت به ميان مردم (499 ه.ق = 1105 م) ازاين راز هم خودش چنين پرده برگرفته است: «اتفاق افتاد که در شهور سنهء تسع و تسعين و البعمائه (499 هجری) نويسندهء اين حرفها، غزالی، را تکليف کردند- پس ازآنکه دوازده سال عزلت گرفته بود، و زاويه ای را ملازمت کرده- که به نيشاپور بايد شد، و به افاضت علم و نشر شريعت مشغول بايد گشت که فترت و وهن به کار علم راه يافته است. پس دلهای عزيزان از ارباب قلوب و اهل بصيرت به مساعدت اين حرکت برخاست و در خواب و يقظت تنبيهات رفت که اين حرکت مبدأ خيرات است و سبب احيای علم و شريعت. پس چون اجابت کرده آمد و کار تدريس را رونق پديد شد و طلبه علم از اطراف جهان حرکت کردن گرفتند، حسّاد به حسد برخاستند...» اين حسودان که غزالی به آنها اشاره کرده است، روحانيون حنفی مذهب بوده اند که در دستگاه سنجر شوکت و قدرتی يافته بودند. پس برای حفظ مقام و منصب خويش با برخی از فقيهان مالکی مذهب، از مردم طرابلس غرب، همداستان شدند تا بزرگمردی چون غزالی را با تهمت و نيرنگ از ميدان بدر کنند، يا برای پيشبرد مقاصد خود از قدرت شافعی مذهبان بکاهند. غزالی در حضور سلطان سنجر که به لشکرگاه اش حاضر گشته بود، چنين دفاع می کند: «و اما حاجت خاص آن است که من دوازده سال در زاويه ای نشستم و از خلق اعراض کردم. پس فخرالملک- رحمة الله عليه- مرا الزام کرد که به نيشاپور بايد شد. گفتم: "اين روزگار سخن من احتمال نکند که هرکه درين وقت کلمةالحق بگويد در و ديوار به معادات او برخيزد." گفت: "[سنجر] ملکی است عادل، و من به نصرت تو برخيزم." امروز کار به جايی رسيده که سخنهايی می شنوم که اگر در خواب ديدمی گفتمی اضغاث احلام است. اما آنچه به علوم عقلی تعلق دارد، اگر کسی را برآن اعتراض است عجب نيست، که در سخن من غريب و مشکل که فهم هرکس بدان نرسد، بسيار است. لکن من يکی ام، آنچه در شرح هرچه گفته باشم، با هرکه در جهان است درست می کنم و از عهده بيرون می آيم؛ اين سهل است. اما آنچه حکايت کرده اند که من در امام ابوحنيفه- رحمة الله عليه- طعن کرده ام، احتمال نتوانم کرد...» در کنار مردم ديار خود (503 ه.ق = 1109 م) پس از آنکه وسوسه نامردمان در دل سلطان سنجر اثر گذاشت، اين پادشاه کس فرستاد و حجةالاسلام را، که در زادگاه خود طابران طوس به تعليم و عبادت سرگرم بود به لشکرگاه خويش، تروغ- نزديک مشهد امروز- فرا خواند. غزالی چون دريافت که در کف شير نر خونخواره ای قرار گرفته و از رفتن چاره نيست، بهانه آورد و با نامه ای استادانه خشم سلطان سنجر را فرونشانيد. پس از درگذشت شمس الاسلام کيا امام هراسی طبری، فقيه شافعی و استاد نظاميه بغداد که او نيز از شاگردان برگزيده امام الحرمين و همدرس غزالی بوده است، به اشارت خليفه عباسی و سلطان سنجر، وزير عراق ضياء الملک احمد فرزند نظام الملک به وزير خراسان صدرالدين محمد فرزند فخرالملک نامه ای نوشت که غزالی را با نوازش و دلجويی به بغداد بازگرداند تا شاگردان مدرسه نظاميه از نابسامانی نجات يابند. ولی غزالی وارسته و دست از همه چيز شسته، تسليم نشد و اعراض کرد. پيوستن به جاودانگان (505 ه.ق = 1111 م) مرتضی زبيدی نويسنده بزرگترين شرح بر احيائ علوم الدين پايان زندگی غزالی را، در مقدمه خويش بر شرح احياء با نقل از گفته های ديگران، نيک نگاشته است که ترجمه بخش اول آن چنين است: گفته اند که اوقات خود را پيوسته به تلاوت قرآن و همنشينی با صاحبدلان و گزاردن نماز مشغول می داشت تا جمادی الآخر سال پانصد و پنج فرا رسيد. احمد غزالی، برادر حجةالاسلام، گفته است: «روز دوشنبه به هنگام صبح، برادرم وضو ساخت و نماز گزارد و گفت "کفن مرا بياوريد" آوردند. گرفت و بوسيد و بر ديده نهاد و گفت: "سمعاً و طاعةً للدخولِ عَلی الـمَلِک" آنگاه پای خويش را در جهت قبله دراز کرد و پيش از برآمدن خورشيد راهی بهشت گرديد.» آثار غزالی غزالی در جهان دانش و دورانديشی از جمله بزرگترين نام آوران برخوردار از انديشه انسانی است، متفکرِ وارسته ای است که در ميان مردم روزگار به بالاترين پايگاه انديشه راه يافته است. پس اگر در مورد تعداد آثار مردی پرکار و فراوان اثر چون او، مبالغه شود و حقيقت و افسانه درهم آميزد، جای شگفتی نخواهد بود. غزالی همچو ارسطو، از دانشوران بلند آوازه ای است که علاوه بر نوشته های اصلی خودش، با گذشت زمان کتابهای فراوان ديگری به وی نسبت داده اند. کتابهايی که تعدادش شش برابر رقمی است که خودش دوسال پيش از مرگ- در نامه ای که به سنجر نوشته- ياد آورشده است. آميختن همين آثار فراوان با کتابهای اصلی او، کار پژوهش را بر اهل تحقيق چنان دشوار کرده که برای شناسايی درست از نادرست پژوهشگران را به معيار دقيق- يعنی ترتيب تاريخی آثار غزالی- نياز افتاده است، معياری که می تواند تاريخ پيدايش هريک از آثار اصلی غزالی را روشن سازد. شناخت دوران تکامل انديشه اين بزرگ استاد تنها با وجود چنين معياری امکان پذير است و بدين وسيله ممکن است از چگونگی تحول بزرگی که در زندگی پرنشيب و فراز او رخ نموده آگاه شد. ترتيب آثار غزالی – خوشبختانه خاورشناسان در زمينه ترتيب تاريخی آثار غزالی بسيار کار کرده اند. از گُشه و مکدونالد و گلد زيهر که بگذريم، نخستين خاورشناسی که در کتاب خويش زير عنوان ترتيب تاريخی مؤلفات غزالی سخن گفته است لوئی ماسينيون است که زمان آثار غزالی را در چهار مرحله تنظيم کرده است. پس از وی، اسين پلاسيوس و مونت گمری وات بحث را درباره تشخيص مؤلفات اصيل و مشکوک غزالی آغاز کردند. آنگاه موريس بويژ برای ترتيب تاريخی آثار غزالی به کار جامع تری می پردازد و در تکميل کار خاورشناسان پيش از خود راه بهتری در پيش ميگيرد ولی پيش ازآنکه حاصل کارش منتشر شود به کام مرگ فرو می رود. خوشبختانه کار نيمه تمام اين دانشمند را استاد لبنانی دکتر ميشل آلارد تکميل نموده و در سال 1959 منتشر کرده است. سرانجام دانشمند مصری دکتر عبدالرحمن بدوی از مجموع پژوهشهای خاورشناسان ياری ميگيرد و به نگارش کتاب نفيس خود مؤلفات الغزالی می پردازد. اين کتاب به مناسبت جشنوارهء هزارمين سال ميلاد ابوحامد امام محمد غزالی در تابستان سال 1960 ميلادی منتشر شده است. در اين کتاب از 457 کتاب اصل و منسوب و مشکوک ياد شده که مؤلف، هفتاد و دو تای آنها را بی ترديد از آنِ غزالی دانسته و در صحت بقيه ترديد نموده است: - از شماره 73 تا 95 نام کتابهايی است که مشکوک است از غزالی بوده باشد. - از شماره 96 تا 127 نام کتابهايی است که به احتمال زياد از غزالی نيست. - از شماره 128 تا 224 نام فصلی يا بابی از کتابهای غزالی است که ناروا به جای کتابی مستقل به نام وی ثبت شده است. - از شماره 225 تا 273 نام تلخيص کتابی از کتابهای غزالی است يا نام کتابهای ردّی و انتقادی است که ديگران بر آثار غزالی نوشته اند و بخطا به نام وی ثبت شده است. مانند تلخيص احيائ علوم الدين که ابن الجوزی آن را تلخيص و تدوين کرده است. - از شماره 274 تا 379 نام کتابهايی است که به عنوان شرح و ستايش درباره آثار غزالی تأليف و تدوين شده و مؤلف آنها نامعلوم است، مانند کتاب الانتصار لماوقع فی الاحياء من الاسرار. - از شماره 381 تا پايان کتاب نام نسخه های خطی موجود از آثار غزالی و منسوب به اوست که در کتابخانه های جهان موجود است.
  7. هر گز سختی ها و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نکن
  8. روزه آن است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل می کند و شرح آنها بعدا گفته می شود، خودداری نماید. نیت 1550 لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلا بگوید فردا را روزه می گیرم بلکه همین قدر که برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد، کافی است و برای آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقداری پیش از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید. 1551 انسان می تواند در هر شب از ماه رمضان برا روزه فردای آن نیت کند بهتر است که شب اول ما هم نیت روزه همه ماه را بنماید. 1552 از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نیت روزه فردا را بکند اشکال ندارد. 1553 وقت نیت روزه مستحبی از اول شب است تا موقعی که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد، که اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبی کند، روزه او صحیح است. 1554 کسی که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است، اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت کند، روزه او صحیح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بیدار شود، نمی تواند نیت روزه واجب نماید. 1555 اگر بخواهد غیر روزه رمضان، روزه دیگری بگیرد باید آن را معین نماید، مثلا نیت کند که روزه قضا یا روزه نذر می گیرم، ولی در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزه ماه رمضان می گیرم، بلکه اگر نداند ماه رمضان است، یا فراموش نماید و روزه دیگری را نیت کند، روزه ماه رمضان حساب می شود. 1556 اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نیت روزه غیر رمضان کند، نه روزه رمضان حساب می شود و نه روزه ای که قصد کرده است. 1557 سوم بوده،روزه او صحیح است. 1558 اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بیهوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد،قضای آن را بجا آورد. 1559 اگر پیش از اذان صبح نیت کند و مست شود و در بین روز بهوش آید، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را تمام کند و قضای آن را هم بجا آورد. 1560 اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود،روزه اش صحیح است. 1561 اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر ملتفت شود،چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، باید نیت کند و روزه او صحیح است و اگر کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد، یا بعداز ظهر ملتفت شود که ماه رمضان است، روزه او باطل می باشد ولی باید تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و بعد از رمضان هم روزه آن روز را قضا نماید. 1562 اگر بچه پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، باید روزه بگیرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نیست. 1563 کسی که برای به جا آوردن روزه میتی اجیر شده اگر روزه مستحبی بگیرد اشکال ندارد، ولی کسی که روزه قضا یا روزه واجب دیگری دارد، نمی تواند روزه مستحبی بگیرد. و چنانچه فراموش کند و روزه مستحب بگیرد، در صورتی که پیش از ظهر یادش بیاید، روزه مستحبی او به هم می خورد و می تواند نیت خود را به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت شود، روزه او باطل است، و اگر بعداز مغرب یادش بیاید، روزه اش صحیح است، اگر چه بی اشکال نیست. 1564 اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده باشد که روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نیت نکند،روزه اش باطل است، و اگر نداند که روزه آن روز بر او واجب است، یا فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، روزه او صحیح و گرنه باطل می باشد. 1565 اگر برای روزه واجب غیر معینی مثل روزه کفاره، عمدا تا نزدیک ظهر نیت نکند، اشکال ندارد. بلکه اگر پیش از نیت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد، یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، و پیش از ظهر نیت کند، روزه او صحیح است. 1566 اگر در ماه رمضان پیش از ظهر کافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، نمی تواند روزه بگیرد و قضا هم ندارد. 1567 اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد، باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روزه بر او واجب نیست. 1568 روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان واجب نیست روزه بگیرد، و اگر بخواهد روزه بگیرد می تواند نیت روزه رمضان کند، ولی اگر نیت روزه قضا و مانند آن بنماید و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب می شود. 1569 اگر روزی را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، به نیت روزه قضا یا روزه مستحبی و مانند آن روزه بگیرد، و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است باید نیت روزه رمضان کند. 1570 اگر در روزه واجب معینی مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه اش باطل است، ولی چنانچه نیت کند که چیزی را که روزه را باطل می کند بجا آورد در صورتی که آن را انجام ندهد، روزه اش باطل نمی شود. 1571 در روزه مستحب و روزه واجبی که وقت آن معین نیست مثل روزه کفاره، اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، یا مردد شود که به جا آورد یا نه،چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند، روزه او صحیح است. چیزهایی که روزه را باطل می کند 1572 نه چیز روزه را باطل می کند: اول: خوردن و آشامیدن. دوم: جماع. سوم:استمنا، و استمنا آن است که انسان با خود کاری کند که منی از او بیرون آید.چهارم: دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر علیهم السلام. پنجم:رساندن غبار غلیظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب. هفتم: باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله کردن با چیزهای روان.نهم: قی کردن. و احکام اینها در مسایل آینده گفته می شود. 1- خوردن و آشامیدن 1573 اگر روزه دار عمدا چیزی بخورد یا بیاشامد، روزه او باطل می شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شیره درخت، و چه کم باشد یا زیاد. حتی اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل می شود، مگر آنکه رطوبت مسواک در آب دهان به طوری از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود. 1574 اگر موقعی که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، باید لقمه را از دهان بیرون آورد. و چنانچه عمدا فرو برد، روزه اش باطل است و به دستوری که بعدا گفته خواهد شد، کفاره هم بر او واجب می شود. 1575 اگر روزه دار سهوا چیزی بخورد یا بیاشامد، روزه اش باطل نمی شود. 1576 احتیاط واجب آن است که روزه دار از استعمال آمپولی که به جای غذا به کار می رود، خودداری کند. ولی تزریق آمپولی که عضو را بی حس می کند یا به جای دوا استعمال می شود، اشکال ندارد. 1577 اگر روزه دار چیزی را که لای دندان مانده است، عمدا فرو ببرد، روزه اش باطل می شود. 1578 کسی که می خواهد روزه بگیرد، لازم نیست پیش از اذان دندانهایش را خلال کند، ولی اگر بداند غذایی که لای دندان مانده در روز فرو می رود، چنانچه خلال نکند و چیزی از آن فرو رود روزه اش باطل می شود. بلکه اگر فرو هم نرود، بنابر احتیاط واجب باید قضای آن روز را بگیرد. 1579 فرو بردن آب دهان، اگر چه بواسطه خیال کردن ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمی کند. 1580 فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضای دهان نرسیده، اشکال ندارد. ولی اگر داخل فضای دهان شود، احتیاط واجب آن است که آن را فرو نبرد. 1581 اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد، می تواند به اندازه ای که از مردن نجات پیدا کند آب بیاشامد، ولی روزه او باطل می شود. و اگر ماه رمضان باشد، باید در بقیه روز از بجا آوردن کاری که روزه را باطل می کند، خودداری نماید. 1582 جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که معمولا به حلق نمی رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد، روزه را باطل نمی کند. ولی اگر انسان ازاول بداند که به حلق می رسد، چنانچه فرو رود، روزه اش باطل می شود، و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب است. 1583 انسان نمی تواند برای ضعف روزه را بخورد، ولی اگر ضعف او به قدری است که معمولا نمی شود آن را تحمل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد. 2- جماع 1584 جماع روزه را باطل می کند، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید. 1585 اگر کمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، روزه باطل نمی شود، ولی کسی که آلتش را بریده اند اگر کمتر از ختنه گاه را هم داخل کند، روزه اش باطل می شود. 1586 اگر شک کند که به اندازه ختنه گاه داخل شده یا نه، روزه او صحیح است. و کسی که آلتش را بریده اند، اگر شک کند که دخول شده یا نه، روزه او صحیح است. 1587 اگر فراموش کند که روزه است و جماع نماید، یا او را به جماع مجبور نمایند، به طوری که از خود اختیاری نداشته باشد، روزه او باطل نمی شود. ولی چنانچه در بین جماع یادش بیاید یا دیگر مجبور نباشد، باید فورا از حال جماع خارج شود، و اگر خارج نشود، روزه او باطل است. 3- استمناء 1588 اگر روزه دار استمنا کند، یعنی با خود کاری کند که منی از او بیرون آید، روزه اش باطل می شود. 1589 اگر بی اختیار منی از او بیرون آید، روزه اش باطل نیست. ولی اگر کاری کند که بی اختیار منی از او بیرون آید، روزه اش باطل می شود. 1590 هرگاه روزه دار بداند که اگر در روز بخوابد، محتلم می شود، یعنی در خواب منی از او بیرون می آید، می تواند در روز بخوابد. و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه اش صحیح است. 1591 اگر روزه دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود، واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیری کند. 1592 روزه داری که محتلم شده، می تواند بول کند و به دستوری که در مساله گفته شد، استبرا نماید. ولی اگر بداند به واسطه بول یا استبرا کردن باقی مانده منی از مجری بیرون می آید، در صورتی که غسل کرده باشد، نمی تواند استبرا کند. 1593 روزه داری که محتلم شده، اگر بداند منی در مجری مانده و در صورتی که پیش از غسل بول نکند بعد از غسل منی از او بیرون می آید، بنابر احتیاط واجب بایدپیش از غسل بول کند. 1594 اگر به قصد بیرون آمدن منی کاری بکند، در صورتی که منی ازاو بیرون نیاید، روزه اش باطل نمی شود. 1595 اگر روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منی با کسی بازی و شوخی کند، در صورتی که عادت نداشته باشد که بعد از بازی و شوخی منی از او خارج شود، اگرچه اتفاقا منی بیرون آید، روزه او صحیح است. ولی اگر شوخی را ادامه دهد تا آن جا که نزدیک است منی خارج شود، و خودداری نکند تا خارج گردد، روزه اش باطل است. 4- دروغ بستن به خدا و پیغمبر 1596 اگر روزه دار به گفتن یا به نوشتن یا به اشاره و مانند اینها، به خدا و پیغمبر و جانشینان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد، اگر چه فورا بگوید دروغ گفتم، یا توبه کند، روزه او باطل است. و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقی ندارند. 1597 اگر بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ نقل کند، بنابر احتیاط واجب باید از کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن نوشته شده، نقل نماید. لیکن اگر خودش هم خبر بدهد، روزه اش باطل نمی شود. 1598 اگر چیزی را به اعتقاد این که راست است از قول خدا یا پیغمبر نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمی شود. 1599 اگر بداند دروغ بستن به خدا و پیغمبر روزه را باطل می کند و چیزی را که می داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آن چه را که گفته، راست بوده، روزه اش صحیح است. 1600 اگر دروغی را که دیگری ساخته عمدا به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر نسبت دهد، روزه اش باطل می شود، ولی اگر از قول کسی که آن دروغ را ساخته نقل کند، اشکال ندارد. 1601 اگر از روزه دار بپرسند که آیا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین مطلبی فرموده اند و او جایی که در جواب باید بگوید نه، عمدا بگوید بلی، یا جایی که باید بگوید بلی، عمدا بگوید نه، روزه اش باطل می شود. 1602 اگر از قول خدا یا پیغمبر حرف راستی را بگوید، بعد بگوید دروغ گفتم، یا در شب دروغی را به آنان نسبت دهد و فردای آن روز که روزه می باشد بگوید آنچه دیشب گفتم راست است، روزه اش باطل می شود. 5- رساندن غبار غلیظ به حلق 1603 رساندن غبار غلیظ به حلق روزه را باطل می کند، چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است، مثل آرد، یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است. 1604 اگر به واسطه باد غبار غلیظ ی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد، روزه اش باطل می شود. 1605 احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند اینها را هم به حلق نرساند. ولی بخار غلیظ روزه را باطل نمی کند، مگر این که در دهان به صورت آب در آید و فرو دهد. 1606 اگر مواظبت نکند و غبار یا بخار یا دود و مانند اینها داخل حلق شود،چنانچه یقین داشته که به حلق نمی رسد روزه اش صحیح است. 1607 اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند، یا بی اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه اش باطل نمی شود، و چنانچه ممکن است باید آن را بیرون آورد. 6- فرو بردن سر در آب 1608 اگر روزه دار عمدا تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقی بدن او از آب بیرون باشد، بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد. ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه او باطل نمی شود. 1609 اگر نصف سر را یک دفعه و نصف دیگر آن را دفعه دیگر در آب فرو برد،روزه اش باطل نمی شود. 1610 اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه روزه اش صحیح است. 1611 اگر سر زیر آب برود ولی مقداری از موها بیرون بماند، روزه باطل می شود. 1612 احتیاط واجب آن است که سر را در گلاب فرو نبرد، ولی در آبهای مضاف دیگر و در چیزهای دیگر که روان است، اشکال ندارد. 1613 اگر روزه دار بی اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب بگیرد، یا فراموش کند که روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمی شود. 1614 اگر عادتا با افتادن در آب سرش زیر آب می رود، چنانچه با توجه به این مطلب خود را در آب بیندازد و سرش زیر آب برود روزه اش باطل می شود. 1615 اگر فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد یا دیگری به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زیر آب یادش بیاید که روزه است یا آن کس دست خود را بردارد، باید فورا سر را بیرون آورد، و چنانچه بیرون نیاورد، روزه اش باطل می شود. 1616 اگر فراموش کند که روزه است و به نیت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحیح است. 1617 اگر بداند که روزه است و عمدا برای غسل سر را در آب فرو برد،چنانچه روزه او روزه واجبی باشد که مثل روزه کفاره وقت معینی ندارد، غسل صحیح و روزه باطل می باشد. ولی اگر واجب معین باشد، اگر به فرو بردن سر در آب قصد غسل کند، روزه او باطل است و بنابر احتیاط واجب غسل او هم باطل است،مگر آن که در زیر آب یا در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند، که در این صورت غسل او صحیح است. و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است، مگر آن که در همان زیر آب توبه نماید و در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند،که در این صورت غسل او صحیح است. 1618 اگر برای آنکه کسی را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه اش باطل است. 7- باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح 1619 اگر جنب عمدا تا اذان صبح غسل نکند، یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم ننماید، روزه اش باطل است. 1620 اگر در روزه واجبی که مثل روزه ماه رمضان وقت آن معین است، تا اذان صبح غسل نکند و تیمم هم ننماید، روزه اش صحیح است. 1621 کسی که جنب است و می خواهد روزه واجبی بگیرد که مثل روزه رمضان وقت آن معین است، چنانچه عمدا غسل نکند تا وقت تنگ شود، می تواند با تیمم روزه بگیرد و صحیح است. 1622 اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک روز یادش بیاید، باید روزه آن روز را قضا نماید، و اگر بعد از چند روز یادش بیاید، باید روزه هر چند روزی را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید. مثلا اگر نمی داند سه روز جنب بوده یا چهار روز، باید روزه سه روز را قضا کند. 1623 کسی که در شب ماه رمضان برای هیچ کدام از غسل و تیمم وقت ندارد،اگر خود را جنب کند روزه اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می شود، ولی اگر برای تیمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب کند، با تیمم روزه او صحیح است، ولی گناهکار است. 1624 اگر گمان کند که به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب کند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه تیمم کند روزه اش صحیح است. 1625 کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمی شود، نباید بخوابد، و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود، روزه اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می شود. 1626 هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود، اگر احتمال بدهد که اگر دوباره بخوابد بیدار می شود برای غسل، می تواند بخوابد. 1627 کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند و با این تصمیم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه اش صحیح است. 1628 کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه غفلت داشته باشد که بعد از بیدار شدن باید غسل کند، در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه اش صحیح است. 1629 کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود، چنانچه نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند، یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتی که بخوابد و بیدار نشود، روزه اش باطل است. 1630 اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود و تصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، باید روزه آن روز را قضا کند، و همچنین است اگر از خواب دوم بیدار شود و برای مرتبه سوم بخوابد، و کفاره بر او واجب نمی شود. 1631 خوابی را که در آن محتلم شده نباید خواب اول حساب کرد، بلکه اگراز آن خواب بیدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب می شود. 1632 اگر روزه دار در روز محتلم شود، واجب نیست فورا غسل کند. 1633 هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده، اگرچه بداند پیش از اذان محتلم شده، روزه او صحیح است. 1634 کسی که می خواهد قضای روزه رمضان را بگیرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روی عمد نباشد، روزه او باطل است. 1635 کسی که می خواهد قضای روزه رمضان را بگیرد، اگرچه بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت روزه تنگ است، مثلا پنچ روز روزه رمضان دارد، و پنج روز هم به رمضان مانده است، بعد از رمضان عوض آن را به جا آورد، و اگر وقت قضای روزه تنگ نیست روزه بگیرد. 1636 اگر در روزه واجبی غیر روزه رمضان و قضای آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه اش صحیح است، چه وقت آن معین باشد و چه نباشد. 1637 اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمدا غسل نکند، یا اگر وظیفه او تیمم است تیمم نکند، روزه اش باطل است. 1638 اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان یا قضای آن را بگیرد، باید تیمم نماید و روزه اش صحیح است، و اگر بخواهد روزه مستحب یا روزه واجب مثل روزه کفاره و روزه نذری بگیرد، اگرچه بدون تیمم هم روزه اش صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است که تیمم کند. 1639 اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای هیچ کدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، روزه او صحیح است، ولی اگر در وسعت وقت قضای رمضان را گرفته باشد،صحیح بودن آن اشکال دارد. 1640 اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود، یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزه او باطل است. 1641 اگر زن غسل حیض یا نفاس را فراموش کند و بعد از یک روز یا چند روز یادش بیاید، روزه هایی که گرفته صحیح است. 1642 اگر زن پیش از اذان صبح در ماه رمضان از حیض یا نفاس پاک شود ودر غسل کردن کوتاهی کند و تا اذان غسل نکند و در تنگی وقت تیمم هم نکند، روزه اش باطل است. ولی چنانچه کوتاهی نکند، مثلا منتظر باشد که حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نکند، در صورتی که تیمم کند روزه او صحیح است. 1643 اگر زنی که در حال استحاضه است، غسلهای خود را به تفصیلی که در احکام استحاضه در مساله به بعد گفته شد به جا آورد، روزه او صحیح است. 1644 کسی که مس میت کرده، یعنی جایی از بدن خود را به بدن میت رسانده،می تواند بدون غسل مس میت روزه بگیرد. و اگر در حال روزه هم میت را مس نماید،روزه او باطل نمی شود. 8- اماله کردن 1645 اماله کردن با چیز روان اگرچه از روی ناچاری و برای معالجه باشد، روزه را باطل می کند، ولی استعمال شیافهایی که برای معالجه است اشکال ندارد، و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایی که برای کیف کردن است، مثل شیاف تریاک یا برای تغذیه از این مجرا است، خودداری نمایند. 9- قی کردن 1646 هرگاه روزه دار عمدا قی کند - اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد - روزه اش باطل می شود، ولی اگر سهوا یا بی اختیار قی کند، اشکال ندارد. 1647 اگر در شب چیزی بخورد که می داند به واسطه خوردن آن در روز بی اختیار قی می کند، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را قضا نماید. 1648 اگر روزه دار بتواند از قی کردن خودداری کند، چنانچه برای او ضرر و مشقت نداشته باشد، باید خودداری نماید. 1649 اگر مگس در گلوی روزه دار برود، چنانچه به قدری پایین رود که به فرو بردن آن خوردن نمی گویند، لازم نیست آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است، واگر به این مقدار پایین نرود، باید آن را بیرون آورد، اگرچه موجب شود که قی کند و روزه اش باطل شود، و چنانچه فرو برد روزه اش باطل می شود، و بنابر احتیاط واجب باید کفاره جمع بدهد. 1650 اگر سهوا چیزی را فرو ببرد و پیش از رسیدن به شکم یادش بیاید که روزه است، چنانچه به قدری پایین رفته باشد که اگر آن را داخل شکم کند خوردن نمی گویند، لازم نیست آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است. 1651 اگر یقین داشته باشد که به واسطه آروغ زدن چیزی از گلو بیرون می آید، نباید عمدا آروغ بزند، ولی اگر یقین نداشته باشد اشکال ندارد. 1652 اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید آن را بیرون بریزد، و اگر بی اختیار فرو رود، روزه اش صحیح است. احکام چیزهایی که روزه را باطل می کند 1653 اگر انسان عمدا و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند، انجام دهد،روزه او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد اشکال ندارد، ولی جنب اگر بخوابد و به تفصیلی که در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نکند، روزه او باطل است. 1654 اگر روزه دار سهوا یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد و به خیال این که روزه اش باطل شده، عمدا دوباره یکی از آنها را بجا آورد، روزه او باطل می شود. 1655 اگر چیزی به زور در گلوی روزه دار بریزند، یا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمی شود، ولی اگر مجبورش کنند که روزه خود را باطل کند مثلا به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر، چیزی بخورد، روزه او باطل می شود. 1656 روزه دار نباید جایی برود که می داند چیزی در گلویش می ریزند یا مجبورش می کنند که خودش روزه خود را باطل کند، اما اگر قصد رفتن کند و نرود یا بعد از رفتن چیزی به خوردش ندهند، روزه او صحیح است، و چنانچه از روی ناچاری کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، روزه او باطل می شود، ولی اگرچیزی در گلویش بریزند، باطل شدن روزه او محل اشکال است. آنچه برای روزه دار مکروه است 1657 چند چیز برای روزه دار مکروه است و از آن جمله است: دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد، انجام دادن هر کاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می شود، انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد و اگر بداند به حلق می رسد جایز نیست، بو کردن گیاههای معطر، نشستن زن در آب، استعمال شیاف، تر کردن لباسی که در بدن است، کشیدن دندان و هر کاری که به واسطه آن از دهان خون بیاید، مسواک کردن به چوب تر، و نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منی زن خود را ببوسد یا کاری کند که شهوت خود را به حرکت آورد، و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد، در صورتی که منی بیرون آید، روزه او باطل است. جاهایی که قضا و کفاره واجب است 1658 اگر در روزه ماه رمضان عمدا قی کند یا در شب جنب شود و به تفصیلی که در مساله گفته شد سه مرتبه بیدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود،فقط باید قضای آن روز را بگیرد، و چنانچه عمدا اماله کند یا سر زیر آب ببرد،بنابر احتیاط واجب باید کفاره هم بدهد، ولی اگر کار دیگری که روزه را باطل می کند عمدا انجام دهد، در صورتی که می دانسته آن کار روزه را باطل می کند، قضا و کفاره براو واجب می شود. 1659 اگر به واسطه ندانستن مساله کاری انجام دهد که روزه را باطل می کند، چنانچه می توانسته مساله را یاد بگیرد، بنابر احتیاط واجب کفاره بر او ثابت می شود، و اگر نمی توانسته مساله را یاد بگیرد یا اصلا ملتفت مساله نبوده یا یقین داشته که فلان چیز روزه را باطل نمی کند، کفاره بر او واجب نیست. کفاره روزه 1660 کسی که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستوری که در مساله بعد گفته می شود، دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام، یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند اینها بدهد، و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد، هر چند مد که می تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلا بک مرتبه بگوید: "استغفرالله"، و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد. 1661 کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، باید سی و یک روز آن را پی در پی بگیرد، و اگر بقیه آن پی در پی نباشد، اشکال ندارد. 1662 کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، نباید موقعی شروع کند که در بین سی و یک روز، روزی باشد که مانند عید قربان روزه آن حرام است. 1663 کسی که باید پی در پی روزه بگیرد، اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد، یا وقتی شروع کند که در بین آن به روزی برسد که روزه آن واجب است،مثلا به روزی برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد، باید روزه ها را از سر بگیرد. 1664 اگر در بین روزهایی که باید پی در پی روزه بگیرد، عذری مثل حیض یا نفاس یا سفری که در رفتن آن مجبور است، برای او پیش آید، بعد از برطرف شدن عذر واجب نیست روزه ها را از سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر بجامی آورد. 1665 اگر به چیز حرامی روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به جهتی حرام شده باشد مثل نزدیکی کردن با عیال خود در حال حیض، بنا بر احتیاط کفاره جمع بر او واجب می شود، یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند، یا به هر کدام آنها یک مد که تقریبا ده سیر است گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد، و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها را که ممکن است باید انجام دهد. 1666 اگر روزه دار دروغی را به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت دهد، کفاره جمع که تفصیل آن در مساله پیش گفته شد بنابر احتیاط بر او واجب می شود. 1667 اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع کند، یک کفاره براو واجب است، ولی اگر جماع او حرام باشد یک کفاره جمع واجب می شود. 1668 اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه غیر جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد، برای همه آنها یک کفاره کافی است. 1669 اگر روزه دار جماع حرام کند و بعد با حلال خود جماع نماید، یک کفاره جمع کافی است. 1670 اگر روزه دار کاری که حلال است و روزه را باطل می کند، انجام دهد،مثلا آب بیاشامد، و بعد کار دیگری که حرام است و روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلا غذای حرامی بخورد، یک کفاره کافی است. 1671 اگر روزه دار آروغ بزند و چیزی در دهانش بیاید، چنانچه عمدا آن را فرو ببرد، روزه اش باطل است و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می شود، و اگر خوردن آن چیز حرام باشد، مثلا موقع آروغ زدن خون یا غذایی که از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بیاید و عمدا آن را فرو برد، باید قضای آن روزه را بگیرد، و بنابر احتیاط کفاره جمع هم بر او واجب می شود. 1672 اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل کند، باید یک بنده آزاد نماید، یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد،یا به شصت فقیر طعام دهد. 1673 اگر به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند، و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب می شود. ولی اگر خبر دهنده عادل بوده،فقط قضای آن روزه واجب است. 1674 کسی که عمدا روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره سفر نماید، کفاره از او ساقط نمی شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد کند، بنابر احتیاط کفاره بر او واجب است. 1675 اگر عمدا روزه خود را باطل کند، و بعد عذری مانند حیض یا نفاس یا مرض برای او پیدا شود، کفاره بر او واجب نیست. 1676 اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است، و عمدا روزه خود را باطل کند،بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نیست. 1677 اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال، و عمدا روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، کفاره بر او واجب نیست. 1678 اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه زن را مجبور کرده باشد، کفاره روزه خودش و روزه زن را باید بدهد، و اگر زن به جماع راضی بوده، بر هر کدام یک کفاره واجب می شود. 1679 اگر زنی شوهر خود را مجبور کند که جماع نماید، یا کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد، واجب نیست که کفاره روزه شوهر را بدهد. 1680 اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است جماع کند،چنانچه به طوری زن را مجبور کرده باشد که از خود اختیاری نداشته باشد، و در بین جماع زن راضی شود، باید مرد دو کفاره و زن یک کفاره بدهد، و اگر با اراده و اختیار عمل را انجام دهد، اگرچه مجبورش کرده باشد، مرد باید کفاره خودش و زن را بدهد. 1681 اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود که خواب است جماع نماید،یک کفاره بر او واجب می شود، و روزه زن صحیح است و کفاره هم بر او واجب نیست. 1682 اگر مرد زن خود را مجبور کند که غیر جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند بجا آورد، کفاره زن را نباید بدهد، و بر خود زن هم کفاره واجب نیست. 1683 کسی که به واسطه مسافرت یا مرض روزه نمی گیرد، نمی تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع کند، ولی اگر او را مجبور نماید، بنابر احتیاط باید کفاره اش را بدهد. 1684 انسان نباید در بجا آوردن کفاره کوتاهی کند، ولی لازم نیست فورا آن را انجام دهد. 1685 اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نیاورد، چیزی بر آن اضافه نمی شود. 1686 کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، اگر به شصت فقیر دسترسی دارد، نباید به هر کدام از آنها بیشتر از یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید، ولی چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به عیالات خود می دهد یا به آنها می خوراند، می تواند برای هر یک از عیالات فقیر اگرچه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهد. 1687 کسی که قضای روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، و اگر نمی تواند بنابر احتیاط واجب باید سه روز پی در پی روزه بگیرد. جاهایی که فقط قضای روزه واجب است 1688 در چند صورت فقط قضای روزه بر انسان واجب است، و کفاره واجب نیست:اول: آنکه روزه دار در روز ماه رمضان عمدا قی کند. دوم: آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلی که در مساله گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بیدار نشود. . سوم: عملی که روزه را باطل می کند بجا نیاورد، ولی نیت روزه نکند یار یا کند، یا قصد کند که روزه نباشد. چهارم: آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند، و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد. پنجم: آنکه در ماه رمضان بدون این که تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نیز اگر بعد از تحقیق با این که گمان دارد صبح شده، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضای آن روزه بر او واجب است. ولی اگر بعد از تحقیق گمان یا یقین کند که صبح شده و چیزی بخورد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست، بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست. ششم: آنکه کسی بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کاری که روزه را باطل می کند انجام هد، بعد معلوم شود صبح بوده است. هفتم: آنکه کسی بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند، یا خیال کند شوخی می کند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است. هشتم: آنکه به گفته کس دیگر که عادل باشد افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. نهم: آنکه در هوای صاف به واسطه تاریکی یقین کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولی اگر در هوای ابر به گمان این که مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست. دهم: آنکه برای خنک شدن، یا بی جهت مضمضه کند، یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرو رود، ولی اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا برای وضو مضمضه کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست. 1689 اگر غیر آب چیز دیگری را در دهان ببرد و بی اختیار فرو رود، یا آب داخل بینی کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست. 1690 مضمضه زیاد برای روزه دار مکروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد. 1691 اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه، بی اختیار یا از روی فراموشی آب وارد گلویش می شود، نباید مضمضه کند. 1692 اگر در ماه رمضان بعد از تحقیق یقین کند که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نیست. 1693 اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمی تواند افطار کند، ولی اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق هم می تواند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد. احکام روزه قضا 1694 اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه های وقتی را که دیوانه بوده قضا نماید. 1695 اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه های وقتی را که کافر بوده قضا نماید، ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه های وقتی را که کافر بوده باید قضا نماید. 1696 روزه ای که از انسان به واسطه مستی فوت شده باید قضا نماید، اگرچه چیزی را که به واسطه آن مست شده برای معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست شده و در حال مستی روزه را ادامه داده تا از مستی خارج شده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا نماید. 1697 اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، می تواند مقدار کمتر را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلا کسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم، می تواند پنج روز روزه بگیرد. و نیز کسی هم که نمی داند چه وقت عذر برایش پیدا شده، می تواند مقدار کمتر را قضا نماید، مثلا اگر در آخرهای ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان برگردد و نداند که بیست و پنجم رمضان مسافرت کرده یا بیست و ششم، می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند. 1698 اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد، ولی اگر وقت قضای رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، باید اول، قضای رمضان آخر را بگیرد. 1699 اگر قضای روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نکند روزه ای را که می گیرد قضای کدام رمضان است، قضای سال اول حساب می شود. 1700 کسی که قضای روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضای روزه او تنگ نباشد، می تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید. 1701 اگر قضای روزه ماه رمضان شخص دیگری را گرفته باشد، 1702 اگر به واسطه مرض یا حیض یا نفاس، روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایی را که نگرفته، برای او قضا کنند، اگر چه مستحب است. 1703 اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست، و باید برای هر روز یک مدکه تقریبا ده سیر است طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. ولی اگر به واسطه عذر دیگری، مثلا برای مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقی بماند، روزه هایی را که نگرفته، باید قضا کند، و احتیاط مستحب آن است که برای هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد. 1704 اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضای روزه را بگیرد، باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر مرض، عذر دیگری داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه هایی را که نگرفته، باید قضا کند. 1705 اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمدا قضای روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند و برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد. 1706 اگر در قضای روزه کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذری پیدا کند، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، بلکه اگر موقعی که عذر دارد، تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر روزه های خود را قضا کند، و پیش از آن که قضا نماید در تنگی وقت عذر پیدا کند، باید قضای آن را بگیرد، و احتیاط واجب آن است که برای هر روز هم یک مد غذا به فقیر بدهد. 1707 اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آن که خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضای رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. 1708 کسی که باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، می تواند کفاره چند روز را به یک فقی بدهد. 1709 اگر قضای روزه رمضان را چند سال تاخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد. 1710 اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد، باید قضای آن را به جا آورد و برای هر روز دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند. و چنانچه تا رمضان آینده قضای آن روزه را به جا نیاورد، برای هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است. 1711 اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد و در روز کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلا چند مرتبه جماع کند، یک کفاره کافی است. 1712 بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضای نماز و روزه او را به تفصیلی که در مساله گفته شد بجا آورد، ولی قضای روزه مادر بر پسر واجب نیست. 1713 اگر پدر غیر از روزه رمضان، روزه واجب دیگری را مانند روزه نذر نگرفته باشد، باید پسر بزرگتر قضا نماید. احکام روزه مسافر 1714 مسافری که باید نمازهای چهار رکعتی را در سفر دو رکعت بخواند،نباید روزه بگیرد. و مسافری که نمازش را تمام می خواند، مثل کسی که شغلش مسافرت، یا سفر او سفر معصیت است، باید در سفر روزه بگیرد. 1715 مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، ولی اگر برای فرار از روزه باشد،مکروه است. 1716 اگر غیر روزه رمضان روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد، بنا براحتیاط واجب نباید در آن روز مسافرت کند، و اگر در سفر باشد، باید قصد کند که ده روز در جایی بماند و آن روز را روزه بگیرد، ولی اگر نذر کرده باشد روز معینی را روزه بگیرد، می تواند در آن روز مسافرت نماید. 1717 اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند، نمی تواند آن را در سفر بجا آورد. ولی چنانچه نذر کند که روز معینی را در سفر روزه بگیرد، بایدآن را در سفر بجا آورد. و نیز اگر نذر کند روز معینی را چه مسافر باشد یا نباشد،روزه بگیرد، باید آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد. 1718 مسافر می تواند برای خواستن حاجت، سه روز در مدینه طیبه روزه مستحبی بگیرد. 1719 کسی که نمی داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مساله را بفهمد، روزه اش باطل می شود، و اگر تا مغرب نفهمد، روزه اش صحیح است. 1720 اگر فراموش کند که مسافر است، یا فراموش کند که روزه مسافر باطل می باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او باطل است. 1721 اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید، باید روزه خود را تمام کند، و اگر پیش از ظهر مسافرت کند، وقتی به حد ترخص برسد، یعنی به جایی برسد که دیوار شهر را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، باید روزه خود را باطل کند، و اگر پیش از آن روزه را باطل کند، بنابر احتیاط کفاره نیز بر او واجب است. 1722 اگر مسافر پیش از ظهر به وطنش برسد، یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد، و اگر انجام داده روزه آن روز بر او واجب نیست. 1723 اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آن جا بماند، نباید آن روز را روزه بگیرد. 1724 مسافر و کسی که از روزه گرفتن عذر دارد، مکروه است در روز ماه رمضان جماع نماید و در خوردن و آشامیدن کاملا خود را سیر کند. کسانی که روزه بر آنها واجب نیست 1725 کسی که به واسطه پیری نمی تواند روزه بگیرد، یا برای او مشقت دارد،روزه بر او واجب نیست، ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مد که تقریبا ده سیر است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. 1726 کسی که به واسطه پیری روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید قضای روزهایی را که نگرفته بجا آورد. 1727 اگر انسان مرضی دارد که زیاد تشنه می شود و نمی تواند تشنگی را تحمل کند،یا برای او مشقت دارد، روزه بر او واجب نیست. ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقداری که ناچار است آب نیاشامد، و چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید. 1728 زنی که زاییدن او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، و باید برای هر روز یک مد طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست. و بنابر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، ودر هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. 1729 زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است، چه مادر بچه یا دایه او باشد، یا بی اجرت شیر دهد، اگر روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد، روزه براو واجب نیست و باید برای هر روز یک مد طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. و نیز اگر برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، و بنابر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. ولی اگر کسی پیدا شود که بی اجرت بچه را شیر دهد، یا برای شیر دادن بچه از پدر یا مادر بچه یا از کس دیگر که اجرت او را بدهد اجرت بگیرد، احتیاط واجب آن است که بچه را به او بدهد و روزه بگیرد. راه ثابت شدن اول ماه 1730 اول ماه به پنج چیز ثابت می شود: اول: آنکه خود انسان ماه را ببیند. دوم: عده ای که از گفته آنان یقین پیدا می شود بگویند ماه را دیده ایم. و همچنین است هر چیزی که به واسطه آن یقین پیدا شود. سوم: دو مرد عادل بگویند که در شب ماه را دیده ایم، ولی اگر صفت ماه را بر خلاف یکدیگر بگویند، یا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل این که بگویند داخل دایره ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمی شود. اما اگر در تشخیص بعضی خصوصیات اختلاف داشته باشند، مثل آن که یکی بگوید ماه بلند بود و دیگری بگوید نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت می شود. چهارم: سی روز از اول ماه شعبان بگذرد که بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت می شود، و سی روز از اول رمضان بگذرد که بواسطه آن اول ماه شوال ثابت می شود. پنجم: حاکم شرع حکم کند که اول ماه است. 1731 اگر حاکم شرع حکم کند که اول ماه است، کسی هم که تقلید او را نمی کند،باید به حکم او عمل نماید، ولی کسی که می داند حاکم شرع اشتباه کرده، نمی تواند به حکم او عمل نماید. 1732 اول ماه با پیشگویی منجمین ثابت نمی شود، ولی اگر انسان از گفته آنان یقین پیدا کند، باید به آن عمل نماید. 1733 بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمی شود که شب پیش، شب اول ماه بوده است. 1734 اگر اول ماه رمضان برای کسی ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند که شب پیش ماه را دیده ایم، باید روزه آن روز را قضا نماید. 1735 اگر در شهری اول ماه ثابت شود، برای مردم شهر دیگر فایده ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزدیک باشند، یا انسان بداند که افق آنها یکی است. 1736 اول ماه به تلگراف ثابت نمی شود، مگر دو شهری که از یکی به دیگری تلگراف کرده اند نزدیک یا هم افق باشند و انسان بداند تلگراف از روی حکم حاکم شرع یا شهادت دو مرد عادل بوده است. 1737 روزی را که انسان نمی داند آخر رمضان است یا اول شوال، باید روزه بگیرد، ولی اگر پیش از مغرب بفهمد که اول شوال است، باید افطار کند. 1738 اگر زندانی نتواند به ماه رمضان یقین کند، باید به گمان عمل نماید، و اگر آن هم ممکن نباشد، هر ماهی را که روزه بگیرد صحیح است. و بنابر احتیاط واجب باید بعد از گذشتن یازده ماه از ماهی که روزه گرفته، دوباره یک ماه روزه بگیرد. ولی اگر بعد گمان پیدا کرد، باید به آن عمل نماید. روزه های حرام و مکروه 1739 روزه عید فطر و قربان حرام است، و نیز روزی را که انسان نمی داند آخر شعبان است یا اول رمضان، اگر به نیت اول رمضان روزه بگیرد، حرام می باشد. 1740 اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبی حق شوهرش از بین برود، و همچنین اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبی جلوگیری کند، بنابر احتیاط واجب باید خودداری کند. 1741 روزه مستحبی اولاد اگر اسباب اذیت پدر و مادر یا جد شود، جایز نیست، بلکه اگر اسباب اذیت آنان نشود، ولی او را از گرفتن روزه مستحبی جلوگیری کنند، احتیاط واجب آن است که روزه نگیرد. 1742 اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبی بگیرد، و در بین روز پدر او را نهی کند، باید افطار کند. 1743 کسی که می داند روزه برای او ضرر ندارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد،باید روزه بگیرد. و کسی که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد، باید روزه نگیرد، و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته. 1744 اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال ترس برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد،و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته. 1745 کسی که عقیده اش این است که روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر داشته، باید قضای آن را بجا آورد. 1746 غیر از روزه هایی که گفته شد، روزه های حرام دیگری هم هست که در کتابهای مفصل گفته شده است. 1747 روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان،مکروه است. روزه های مستحب 1748 روزه تمام روزهای سال غیر از روزه های حرام و مکروه که گفته شد مستحب است. و برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است، که از آن جمله است: 1- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه، و چهارشنبه اولی که بعد از روز دهم ماه است.و اگر کسی اینها را بجا نیاورد مستحب است قضا نماید، و چنانچه اصلا نتواند روزه بگیرد، مستحب است برای هر روز یک مد طعام یا 6/12 نخود نقره به فقیر بدهد. 2- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه. 3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه اگر چه یک روز باشد. 4 روز عید نوروز، روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی قعده، روز اول تا روز نهم ذی حجه، روز عرفه ولی اگر بواسطه ضعف روزه، نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مکروه است، عید سعید غدیر 18 ذی حجه روز اول و سوم محرم، میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم،17 ربیع الاول روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، 27 رجب و اگر کسی روزه مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند، بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند، و در بین روز افطار نماید. مواردی که مستحب است انسان از کارهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید 1749 برای شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نیستند از کارهای که روزه را باطل می کند خوداری نمایند: اول: مسافری که در سفر، کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند، برسد. دوم: مسافری که بعد از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز در آن جا بماند برسد. سوم: مریضی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد. چهارم: مریضی که بعد از ظهر خوب شود. پنجم: زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود. ششم: کافری که در روز ماه رمضان مسلمان شود. 1750 مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند،ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار کند. ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن بجا آورد. منابع : رساله حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
  9. تصاوير هوايي از حرم امام رضا(ع)، لحظه تحویل سال
  10. جهت زیارت مجازی هر یک از قسمت های حرم آقاعلی بن موسی الرضا (ع) روی لینک های زیر کلیک کنید و منتظر بمانید تا صفحه لود شود گنبدها گنبد طلا گنبد گوهرشاد گنبد الله ورديخان گنبد پريزاد گنبد شيخ طبرسي گلدسته ها گلدسته عباسی گلدسته گوهرشاد نقاره خانه سقاخانه ساعت ورودي ها ورودي شيخ حر عاملي ورودي شيخ طبرسي ورودي شيخ طوسي ورودي كوثر ورودي باب الرضا ورودي باب الجواد بستها بست شيخ طبرسي بست شيخ طوسي بست شيخ بهایی بست شيخ حر عاملی صحن ها صحن انقلاب اسلامی صحن آزادی صحن جمهوری اسلامی صحن قدس صحن جامع رضوی صحن غدیر صحن کوثر صحن هدایت صحن رضوان صحن گوهرشاد رواق ها روضه منوره رواق گنبد حاتم خانی رواق گنبد الله وردیخان رواق توحیدخانه رواق کوثر رواق غدیر رواق شیخ حر عاملی رواق شیخ طوسی رواق شیخ بهایی رواق امام خمینی رواق دارالفیض رواق دارالشرف رواق دارالضیافه رواق دارالسعاده رواق دارالسلام رواق دارالسرور رواق دارالعزه رواق دارالذکر رواق دارالزهد رواق دارالعباده رواق دارالحکمه رواق دارالولایه رواق دارالاجابه رواق دارالهدایه رواق دارالرحمه رواق دارالاخلاص رواق دارالحجه رواق دارالکرامه رواق دارالحفاظ رواق دارالسیاده رواق دارالشکر مقبره ها مقبره شیخ طبرسی مقبره پیر پیلان دوز مقبره شیخ بهایی مقبره شیخ حر عاملی مساجد مسجد گوهرشاد مسجد بالاسر مدارس مدرسه دودر مدرسه پریزاد تالارها تالار اماکن متبرکه کتابخانه ها کتابخانه مرکزی کتابخانه مسجد گوهرشاد موزه ها موزه مرکزی موزه مردم شناسی خدمات مهمان سرای حضرت دارالشفا نمایشگاه آستان قدس رضوی کفشداری ها کفشداری 1 کفشداری 2 کفشداری 3 کفشداری 4 کفشداری 5 کفشداری 6 کفشداری 7 کفشداری 8 کفشداری 9 کفشداری 10 کفشداری 11 کفشداری 12 کفشداری 13 کفشداری 14 کفشداری 15 کفشداری 16 کفشداری 17 کفشداری 18 کفشداری 19 کفشداری 20 کفشداری 21 کفشداری 22
  11. آغاز نهضت امام خمینی (ره) مقدمه الف. مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی ب) انقلاب سفید و پی آمدهای آن ج) اعلام عزای عمومی در فروردین 1342 د. قیام پانزدهم خرداد 1342 ه. کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینی (ره)
  12. صلوات خاصه امام رضا (ع)‏ محمد اصفهانی حجم : 5.1 مگابایت زمان : 3:26 دانلود پخش آنلاین از سایت آستان قدس رضوی (روی تصویر رویرو کلیک کنید)
  13. پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه امام حسین (ع) دانشگاه جامع امام حسین(ع) از دانشگاه های سازمانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به منظور تأمین نیروی انسانی متخصص و متعهد در کادر مورد نیاز سپاه، در 10 رشته دانشجوی کارشناسی ارشد می پذیرد. به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اعلام شرایط این دانشگاه، دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی هوافضا، مهندسی صنایع، مهندسی عمران، فیزیک، شیمی، پیشرانه، زیست شناسی و جغرافیای نظامی پذیرفته می شوند. داوطلبان پذیرش در دانشگاه امام حسین (ع) لازم است شرایط عمومی و اختصاصی جهت شرکت در آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی را که از سوی سازمان سنجش آموزش کشور اعلام شده و در دفترچه راهنمای آزمون درج شده است را دارا باشند. نداشتن منع از لحاظ مقررات وظیفه بودن و مشخص بودن وضعیت آن، اعتقاد به مبانی اسلام ناب محمدی(ص) انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، اعتقاد و التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه، التزام عملی به احکام اسلام و قوانین جمهوری اسلامی و رعایت موازین اخلاق اسلامی، عدم محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی، داشتن حسن شهرت اخلاقی و اجتماعی و عدم سوء سابقه، دارا بودن تابعیت جمهوری اسلامی ایران و داشتن سلامت و توانایی جسمی و روانی از جمله این شرایط است. پذیرش خواهران در دانشگاه امام حسین (ع) مجاز نیست. همچنین داوطلبان باید دارای شرایطی از جمله حداکثر سن 24 سال باشند و داشتن حداقل معدل 5/14 در مقطع کارشناسی برای فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی و داشتن حداقل معدل 5/15 در مقطع کارشناسی برای فارغ التحصیلان دانشگاه های آزاد از دیگر شرایط پذیرش این دوره است. فارغ التحصیلان کارشناسی دانشگاه پیام نور و موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی (به جز کارکنان فعلی سپاه) مجاز به انتخاب رشته در دانشگاه امام حسین (ع) نیستند. هر یک از داوطلبان متقاضی عضویت در سپاه و تحصیل در دانشگاه جامع امام حسین (ع) در حین تحصیل کمک هزینه تحصیلی دریافت می کنند و پس از سیر مراحل گزینش و ارزشیابی حین آموزش به عضویت سپاه درخواهند آمد. افراد نخبه و دارای ویژگی های برتر مطابق شرایط وزارت علوم، پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، امکان ادامه تحصیل در مقطع دکتری خواهند داشت. متقاضیان، برگ درخواست خود را به صورت اینترنتی تکمیل کرده و حداکثر تا تاریخ 30 آذرماه 90 به پست الکترونیکی [email protected] یا توسط پست سفارشی به نشانی تهران- صندوق پستی 995-16765 ارسال کنند.
  14. دلایل ازدواج امام جواد (ع) با دختر مأمون ! امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال ۱۹۵هجری در مدینه ولادت یافت. نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است. القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است.امام محمد تقی (ع) هنگام وفات پدر ۸ ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع) انتقال یافت.مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد. ازدواج امام مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویشام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود، چرا که تصور میکرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی میشود. مأمون همچنین میخواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهد.و البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمیدهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسههای مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد. برای پذیرش این وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ شیعیان از جمله دلایل امام محمدتقی (ع) برای این وصلت بوده است، امام با وجود آگاهی از حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت میدهد تا شیعیان را از دسیسههای کینه توزانه مأمون حفظ کند.امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیلههای از پیش تعیین شده خود دست یابد. دوران امامت امام جواد (ع) در سال ۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست. سفر حج و شهادت امام جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مأمون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال ۲۲۰ هجری قمری، به همراه همسرشام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.امام نهم آخر ماه ذیقعده سال ۲۲۰ هجری به سرای جاویدان شتافت. مزار مطهر وی در کاظمین است./مهر
  15. irsalam

    امام رضا را آنلاین زیارت کنید

    حتما می دونید که امروز روز زیارتی امام رضا (ع) هست و چون خیلی ها نیم تونن برن حرم آقا علی بن موسی الرضا می تونید از همین جا ایشان رو زیارت کنید پخش آنلاین و برخط حرم امام رضا پخش آنلاین و برخط روضه منوره آقا علی بن موسی الرضا (ع) روی لینک زیر کلیک کنید کلیک کنید مشکلی در مورد هر یک از لینک های زیر بود رد همین تاپیک اعلام بفرمایید
  16. روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) ـ 23 ذی القعده روز زیارتی مخصوص حضرت امام رضا علیه السلام در فضیلت ماه ذی القعده و به خصوص روز زیارتی امام رضا (علیه السلام) شایسته دیدیم مطالب ذیل را به محضر خوانندگان محترم تقدیم کنیم: مرحوم حاج شیخ عباس قمی در وقایع الایام و مفاتیح الجنان می نویسد : بدان که این ماه اول ماههای حرام است که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده (و آنها ذی القعده و ذی الحجه ، محرم و رجب است که در اسلام معظم و مکرم بوده اند) و سید ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست در وقت شدت و در روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که مجملش آن است که هر که آنرا به جا آورد تو.به اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود. ( شرح این نماز پر فیض در مفاتیح الجنان آورده شده) روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد ثواب 900 سال عبادت برای او نوشته شود . اما مناسبت های مهم این ماه عبارتند از: - 1 ذی القعده ولادت با سعادت حضرت معصومه (س) - 5 ذی القعده بالا بردن دیوار خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع) - 6 ذی القعده نامه نوشتن حضرت مسلم در کوفه برای امام حسین (ع) - 11 ذی القعده ولادت با سعادت امام رضا (ع) - 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است. علامه ی مجلسی می گوید : زیارت حضرت رضا علیه السلام در روزهای مقدس اسلامی افضل است ؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووس استحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند و در پایان می نویسد : استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت (بحار الانوار جلد 99 صفحات 43 و 44) . مرحوم محدث قمی روز 25 ذی القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است. قال سیدبن طاووس فی الاقبال: و رایت فی بعض تصانیف اصحابنا العجم رضوان الله علیهم، انه یستحب ان یزار مولانا الرضا علیه السلام یوم ثالث وعشیرین من ذی القعده، من قرب او بعید. ببعض زیارته المعروفه او بما یکون کالزیاره من الروایه بذلک.
  17. پنج درس آموزنده و ارزشمند از امام رضا (ع) ۱ ابوسعید خراسانى حکایت کند: روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا علیه السلام وارد شدند و پیرامون حکم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال کردند؟ امام علیه السلام به یکى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شکسته و روزه ات باطل است و به دیگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحیح مى باشد. وقتى علّت آن را جویا شدند؟ حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زیارت و ملاقات با من آمده است، سفرش مباح مى باشد؛ ولى دیگرى چون به عنوان زیارت و دیدار سلطان حرکت نموده، سفرش معصیت است. (۱) ۲ در بین مسافرتى که امام رضا علیه السلام از شهر مدینه به سوى خراسان داشت، هرگاه، که سفره غذا پهن مى کردند و غذا چیده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پیش خدمتان سیاه پوست و... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت کنار آن ها مى نشست و غذاى خود را میل مى نمود. اطرافیان به آن حضرت اعتراض کردند که چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى؟! امام علیه السلام فرمود: آرام باشید این چه حرفى است؟! خداى ما یکى است، پدر و مادر ما یکى است و هرکس مسئول اعمال و کردار خود مى باشد. (۲) ۳ محمّد بن سنان گوید: چند روزى پس از آن که امام موسى کاظم علیه السلام رحلت نمود و امام رضا علیه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ایشان مراجعه مى کردند. به حضرت عرض کردم: یاابن رسول اللّه! ممکن است از طرف هارون به شما آسیبى برسد و بهتر است محتاط باشید. امام علیه السلام اظهار داشت: همان طور که جدّم، رسول اللّه صلى الله علیه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل، موئى از سر من جدا کند، من پیغمبر نیستم، من نیز مى گویم: اگر هارون موئى از سر من جدا کند من امام و جانشین پدرم نخواه بود. (۳) ۴ یکى از اصحاب امام رضا علیه السلام به نام معمّر بن خلاد حکایت نماید: هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گردید، کنار آن سفره نیز یک سینى آورده مى شد. پس امام علیه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سینى قرار مى داد و به یکى از غلامان خود مى فرمود که تحویل فقراء و تهى دستان داده شود. سپس به دنباله آن، این آیه شریفه قرآن: فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ (۴) را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند که هر انسانى براى کسب مقامات عالیه بهشت، توان آزاد کردن غلام و بنده را ندارد. به همین جهت، اطعام دادن و سیر گرداندن افراد را وسیله اى براى ورود به بهشت قرار داده است. (۵) ۵ - سلیمان بن جعفر - که یکى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام است - حکایت کند: یکى از نوادگان امام سجّاد علیه السلام - به نام علىّ بن عبیداللّه - مشتاق دیدار و زیارت امام رضا علیه السلام بود، به او گفتم: چه چیزى مانع از رفتن به محضر شریف آن حضرت مى باشد؟ پاسخ داد: هیبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گردیده است. این موضوع سپرى گشت، تا آن که روزى مختصرکسالتى بر وجود مبارک امام علیه السلام عارض شد و مردم به عیادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند. پس به آن شخص گفتم: فرصت مناسبى پیش آمده است و تو نیز به همراه دیگر افراد به دیدار و ملاقات آن حضرت برو، که فرصت خوبى خواهد بود. لذا علىّ بن عبید اللّه به عیادت و دیدار امام رضا علیه السلام رفت و با مشاهده آن حضرت بسیار مسرور و خوشحال گردید. مدّتى از این دیدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبیداللّه روزى مریض شد؛ و چون خبر به امام علیه السلام رسید، حضرت جهت عیادت از او حرکت نمود؛ و من نیز همراه آن بزرگوار به راه افتادم، چون وارد منزل او شدیم، حضرت مختصرى کنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود. و پس از گذشت لحظاتى که از منزل خارج شدیم، یکى از بستگان آن شخص گفت: همسر علىّ بن عبیداللّه بعد از شما وارد اتاق شد و جایگاه جلوس حضرت رضا علیه السلام را مى بوسید و بدن خود را به وسیله آن محلّ تبرّک مى نمود. (۶) ------------------------ ۱-تهذیب شیخ طوسى: ج ۴، ص ۲۲۰، ح ۱۷. ۲-روضه کافى: ج ۸، ص ۱۹۲، ح ۲۹۶. ۳-روضه کافى: ج ۸، ص ۲۱۴، ح ۳۷۱. ۴-سوره بلد: آیه ۱۱. ۵-بحارالا نوار: ج ۴۹، ص ۹۷، ح ۱۱، به نقل از کافى و محاسن برقى. ۶-اختیار معرفه الرّجال: ص ۴۹۵، ح ۴۸۵، بحارالا نوار: ج ۴۹، ص ۲۲، ح ۱۵. -------------------
  18. پیشوای هشتم چهل داستان و چهل حدیث از امام رضا علیه السلام سیره پیشوایان (زندگانی امام رضا علیه السلام) کتاب منتهی الامال «در تاریخ امام ضامن زبده اصفیا و ... » شیخ عباس قمی نقش رهبری حضرت رضا علیه السلام
  19. ميانهروي در مصرف از دیدگاه امام رضا ( ع ) از فضيلتهاي مهم اخلاقي، ميانهروي در همه كارها بهويژه ميانهروي در مصرف است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «وَ اقْصَدْ فِي مَشْيِكَ؛ در رفتارت ميانهرو باش!» (اسراء: 29) همچنين در آيهاي ديگر ميفرمايد: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا؛ و آنان كه چون انفاق ميكنند، اسراف نميورزند و خست نميكنند، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال و ميانه را برميگزينند». (فرقان: 67) در اهميت ميانهروي و ناروا بودن افراط و تفريط همين بس كه افراط و تفريط، از نشانههاي ناداني شمرده شده و حضرت علي(ع) فرموده است: «لا تَري الْجاهِلَ اِمّا مُفْرِطاً او مُفرِّطاً؛ نادان را نبيني جز آنكه يا افراط ميكند يا تفريط.»1 شيخ محمود شبستري در اين باره زيبا سروده است: همه اخلاق نيكو در ميانه است كه از افراط و تفريطش كرانه است ميانه چون صراط مستقيم است ز هر دو جانبش قعر جحيم است از ديدگاه امام هشتم(ع) هم كسي كه در مصرف، به خود و خانواده خود سخت ميگيرد و در مصرف، خست ميورزد، از جاده مستقيم بيرون است و هم آنكه اسراف كرده و زيادهروي ميكند. امام رضا(ع)، هر دو شيوه را ناپسند ميشمارد. يكي از ياران امام هشتم(ع) ميگويد: از امام رضا(ع) درباره چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم. فرمود: «مخارج خانواده، حد وسط است ميان دو روش ناپسند.» گفتم: «فدايت شوم، به خدا سوگند! نميدانم اين دو روش چيست؟ فرمود: «دو روش ناپسند، اسراف و خست است. آيا نميداني كه خداوند بزرگ، اسراف (زيادهروي) و اقتار (سختگيري) را ناخوشايند ميدارد و در قرآن ميفرمايد: «آنانكه هرگاه چيزي ببخشند، نه زيادهروي ميكنند و نه خست ميورزند و ميانگين اين دو را در حد قوام برميگزينند».2 «از ديدگاه امام رضا(ع)، تصرفات شخص در اموال خويش، محدود است؛ يعني اينگونه نيست كه حال كه اموال انسان، ملك اوست و به وي تعلق دارد، بتواند در آنها هرگونه كه خواست، تصرف كند، بلكه تصرف او بايد در حد ميانه و متعادل و به دور از اسراف و خست باشد. او هم اجازه ندارد كه خست ورزد و در مصرف بر خود سخت گيرد و هم مجاز نيست كه اموال خويش را ريخت و پاش نمايد. امام رضا(ع) در پايان سخن خويش به كلام خداوند استدلال فرمود كه در آن واژه «قوام» آمده است. مقصود از قوام؛ يعني آن استواري و اقتصادي كه موجب سامان يافتن زندگي همه افراد ميشود كه در آن، نه كسي محروم ماند و نه كسي بيحساب برخوردار گردد. روشن است كه هر چيز آنگاه ميتواند عامل «قوام» باشد و زمينه استواري چيز ديگري را فراهم آورد كه در موضع مناسب خود قرار گيرد و موضع مناسب، همان حد ميانه و دور بودن از اسراف و خست است. اسراف و اقتار (خست) كه دو سوي حد ميانه است، ضد قواميت مال است؛ يعني مايه قوام و سامانيابي فرد و جامعه نيست، بلكه همين مال كه عامل بقا و قوام است، در حال افراط و تفريط، عامل تباهي و هلاكت فرد و جامعه خواهد بود. بقاء و دوام و قواميت، در حد ميانه و اعتدال است».3 پی نوشت : 1. نهجالبلاغه، حکمت 70. 2. شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ج 2، ص 622. 3. معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 83، 88 و 91.
  20. پرهيز از اسراف در سیره امام رضا ( ع ) اسراف، سرگراني با خداوند و نعمتهاي اوست. آنكه در به دست آوردن حتي لقمهاي نان، «ابر و باد و مه و خورشيد و فلك» و دهها عامل پيدا و پنهان ديگر را مؤثر ميداند، هرگز اسراف نميكند. در حقيقت، اسراف، پشت پا زدن، بيتوجهي و بيحرمتي به همه عوامل ياد شده است. هرگز شكوفايي و رونق اقتصادي، با اسراف و هدر دادن بيهوده اموال امكانپذير نيست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادي نخواهد رسيد. ازاينرو، اسراف، آفت كار نيز به شمار ميآيد، زيرا آنكه هم كار ميكند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقي كه ته ندارد، پول ميريزد و بديهي است ثروتي براي او اندوخته نخواهد شد و پيشرفتي نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلي فقر و تهيدستي نيز به شمار ميرود. از ديدگاه عرفاني، نعمتهاي پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بيتوجهي فرد را به خود حس كنند، رخت بر ميبندند و فرد را از نعمتها محروم ميكنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببينند، نه تنها مهمان سفره زندگي او خواهند شد، بلكه نعمتهاي ديگر را نيز به سوي خويش فراميخوانند. در نتيجه، نعمتي بر نعمت شخص افزوده ميشود. با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازي اموال را پديدهاي ناپسند ميداند، دوستان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك بازميدارد و ميفرمايد: «اِنَّ اللهَ يُبْغِضُ ... اِضاعَةَ الْمالِ؛ خداوند، تباهسازي اموال را دشمن ميدارد.»1 «گفتني است تباه كردن اموال و تضييع آنها كه در اين روايت آمده، مفهوم گستردهاي دارد و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل ميگردد. تباهي و تضييع، ممكن است بر اثر علتهايي چند پديد آيد كه از جمله آنها عبارتند از: اسرافكاري و مصرف بيش از اندازه، بياطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريتهاي مالي، كوتاهي و سهلانگاري در بهكارگيري اموال و مانند آنها كه موجب ميشوند تا سرمايه زندگي تباه شود و موجب فقر و تهيدستي گردد و حتي سير و حركت معنوي انسان نيز دستخوش تزلزل شود. با توجه به كليت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامهريزي درست و حساب شدهاي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گيرد، اموال، تباه خواهد شد.»2 ازاينرو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: «مِنَ الْفَسادِ قَطْعُ الدّرهم و الدينار وَ طَرْحُ النَّوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دور افكندن هسته خرما (كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود)، از جمله كارهاي فاسد و نادرست است».3 پی نوشت : 1. تحفالعقول، ص 804 . 2. معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 143 و 144. 3. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 167.
  21. irsalam

    احادیثی از امام رضا ( ع )

    احادیثی از امام رضا ( ع ) «بر دارنده نعمت واجب است كه بر خانوادهاش گشايش دهد».1 ـ «عبادت به بسياريِ نماز و روزه نيست، بلكه به بسياريِ انديشيدن در امر خداست».2 ـ «پاكيزگي، از اخلاق پيامبران است».3 ـ «سكوت، دري از درهاي حكمت و مايه جلب محبت [مردم] است».4 ـ «دوست هركس، خِرد او و دشمنش، ناداني اوست».5 ـ «مهرباني با مردم، نيمي از خرد است».6 ـ «آنكه روزي بيشتري را بجويد تا خانواده و نانخورش را تأمين كند، پاداشش از جهادگر در راه خدا بزرگتر است».7 ـ «دو دسته رو در روي هم پيكار نكنند جز آنكه با گذشتترين آنها چيره شود».8 ـ «سخاوتمند، از غذاي مردم ميخورد تا از غذاي او بخورند و بخيل، از غذاي مردم نميخورد تا مبادا از غذاي او بخورند».9 ـ «ياري تو به ناتوان، از برترين صدقههاست».10 ـ «با نعمتها نيك برخورد كنيد؛ چرا كه گريز پا هستند و از گروهي دور نميشوند كه باز گردند».11 ـ «بدترين مردم كسي است كه از كمك مالي مضايقه كند و به تنهايي غذا بخورد».12 ـ «فروتني آن است كه با مردم آنگونه رفتار كني كه دوست داري با تو رفتار كنند».13 ـ «براي طولاني شدن و افزايش عمر، صله رحم كنيد».14 ـ «آنكه در كار مسلمان تقلب كند يا ضرري به او رساند يا او را فريب دهد، از ما نيست».15 ـ «آنكه در برابر احسان ديگران سپاسگزاري نكند، شكر خدا را به جا نياورده است».16 ـ «اگر مردم زيباييهاي سخنان ما را دريابند، از ما پيروي خواهند كرد».17 ـ «خداوند توانمندان را مكلف كرده است تا براي اداره امور بيماران زمينگير و گرفتاران، قيام كنند».18 ـ «آنگاه كه مردم به كارهاي ممنوع دست بزنند و هركس هرچه دلش خواست، انجام دهد و نظارتي در كار نباشد، مردم همگي به فساد و تباهي دچار ميشوند».19 ـ «تا سه ويژگي در آدمي نباشد، حقيقت ايمان او كامل نشود؛ ژرف شناختن دين، اندازه نگه داشتن در زندگي و شكيبايي در مصيبتها».20 ـ «اگر مردم در خوراك، ميانهروي ميكردند، بدنهايشان سالم و پايدار ميماند».21 ـ «خداوند، دشمن تباه ساختن اموال و حيف و ميل كردن آن است».22 ـ «شايسته نيست كه انسان هر روز عطر نزند، اگر نشد، يك روز در ميان و اگر نشد، هفتهاي يكبار».23 ـ «بيزاري از كساني كه نيكان را از جامعه اسلامي تبعيد كردند و اموال [مسلمانان] را ميان ثروتمندان به گردش گذاشتند، از ايمان ناب است».24 پی نوشت : 1. حسن بن علي بن شعبه حراني، تحفالعقول، ص 802. 2. همان. 3. همان. 4. همان. 5. همان، ص 804 . 6. همان. 7. همان، ص 808 . 8. همان. 9. همان. 10. همان، ص 810. 11. همان، ص 812.. 12. همان. 13. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ص 356. 14. همان، ص 348. 15. همان، ص 323. 16. همان، ص 316. 17. شيخ صدوق، معاني الاخبار، ج 1، ص 174. 18. عيون اخبار الرضا، ص 126. 19. همان، ص 99. 20. تحفالعقول، ص 860. 21. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 66، ص 336. 22. تحفالعقول، ص 811. 23. ثقة الاسلام کليني، کافي، ج6، ص 510. 24. عيون اخبار الرضا، ص 451.
  22. رهنمودهاى اخلاقى امام رضا(علیه السلام) [align=justify]نويسنده: دكتر سيد محمد باقر حجّتى مقدمه سراسر زندگانى حضرت ثامن الحجج امام رضا عليه السلام مشحون از رهنمودهايى در اخلاق و تعليم و تربيت مى باشد كه استقصاء وغوررسى همه آنها در حدود توان و بضاعت ناچيز اين بنده نيست، و حتى به آسانى معترفم كه اطلاعات محدود و اندك اين جانب به عشرى از اعشار و به نمى از يَم آنها رسا نمى باشد. اما اجمالاً بى هيچگونه ترديدى معتقديم كه همه امامان معصوم عليهم السلام داراى منصب الهى در جهت ارشاد مردم بوده اند، لذا راهنمايهاى آنان مبتنى بر يك بنيادى الهى و آسمانى مى باشد كه سزاست بشر براى نيل به سعادت، اين ارشادات را الگوهايى واجب الاتّباع براى تمام شئون حياتى خويش قرار دهد. امام رضا در مقام و پايگاه رضا به قضاى الهى اين امام بزرگوار ما به رضا نامبردار مى باشد، نامى كه سراسر زندگانى آن حضرت و حالات درونى و شخصيت روانى او را در يك مقام والاى اخلاقى خلاصه مى كند. بديهى است كه اين نام و عنوان به گزاف براى آن حضرت انتخاب نشده است، بلكه با آينده نگرى و بينشى روشن چنين نامى از ميان نامها براى اين امام گزين شده است. چنان كه نام هاى همه ائمه عليه السلام بازگوكننده يك سلسله واقعياتى متناسب با شخصيت آنها بوده و نمودارترين حالات روحى آنها را روشنگر است. بنابراين ما طليعه بحث خود را با بررسى اين نام و عنوان آغاز مى كنيم كه خود بيانگر يكى از مقامات والاى اخلاقى و ازثمرات شكوهمند تربيت صحيح مى باشد. با وجود اين كه اين امام بزرگوار با آسيبهاى گوناگونى مواجه بود كه جان و تن او را مى آزرد و بدور از زادبوم و اهل و عيال به سر مى برد، به هيچ وجه از پايگاه رضاى به قضاء الهى نلغزيد، و هرگز بى تابى و بد گمانى نسبت به خداى متعال از او ديده نشد؛ بلكه هر حالتى كه در طرز رفتار آن حضرت مشاهده مى شد، نمايانگر روحى سرشار از رضا بوده است؛ چنان كه نكات و گزارشهاى كوتاهى كه در پيش داريم گوياى همين حقيقت مى باشد، لذا بايد گفت كه اين شخصيت عظيم انسانى با نام خود و روحى كه اين عنوان را تأييد مى كرد بشريت را به مقامى از نظر اخلاق و تربيت رهنمون گشت كه از ديدگاه همه عرفاء و خدا آشنايان از پرفضيلت ترين مقامات انسانى و عالى ترين مراحل كمال اخلاقى به شمار است. براى اين كه از اين پايگاه اخلاقى و ارزش آن تا حدودى واقف گرديم راجع به آن فشرده اى از سخن بزرگان را بازگو مى كنيم، امّا قبلاً روايتى را كه از امام رضا عليه السلام نقل شده است در زير مى آوريم : آن حضرت فرموده است : ايمان داراى چهار ركن مى باشد : 1 ـ توكل به خدا 2 ـ رضا به قضاى او 3 ـ تسليم در برابر امر او 4 ـ واگذار كردن امور به او اصولاً رضا را بايد ثمره محبت، و محبت را ثمره معرفت دانست؛ زيرا آن كسى كه شخصى را به خاطر كمالات و صفات خوشى كه در او وجود دارد دوست مى دارد به همان اندازه كه بر مراتب معرفت و آگاهى وى نسبت به او افزوده مى شود دوستى و دلبستگى به وى در او رو به فزونى مى گذارد. اگر كسى با چشم بصير جلال و كمال الهى را بنگرد قهراً به خدا دلبستگى مى يابد و حبّ او به خداـبا افزايش معرفت نسبت به اوـفزاينده مى گردد : والّذين آمنوا اشد حبّاً لله ( بقره : 165 ) افرادى كهـبه خاطر فزونى معرفتـداراى ايمان هستند، حبّ آنها نسبت به خدا استوارتر و فزونتر مى باشد. وقتى شخص دوستدار خدا باشد هر پديده و دستاوردى كه از ناحيه او مى رسد نيكو و زيبا تلقى كرده و آن را پسند مى كند. چنين موضع روانى در انسان بيانگر رضاى او نسبت به خداى متعال است. رضا فضيلت شكوهمندى است كه بايد گفت تمام فضائل اخلاقى در آن خلاصه مى شود، خداوند متعال مقام رضاى شخص به خود را با رضاى خود از آن شخص مقرون ساخته و از اين رهگذر شكوه و عظمت آن را بيان نموده است، آنجا كه مى فرمايد : رضى الله عنهم و رضوا عنه ( مائده : 119 ) خدا از آنها راضى است و آنان نيز از وى راضى هستند. نبى اكرم ( صلى الله عليه و آله وسلم ) رضا را دليل ايمان انسان معرفى كرده است، آن گاه كه گروهى از يارانش را مورد سؤال قرار داد و فرمود: نشانه ايمان شما چيست؟ عرض كردند: در برابر بلايا و گرفتاريها صابر هستيم، و به گاه رفاه و خوشى خداى را سپاسگزاريم، و به هنگام در رسيدن قضاى الهى از رضا برخورداريم. آن حضرت به آنان فرمود: سوگند به خداوندگار و صاحب كعبه كه شما داراى ايمان مى باشيد». به امام صادق عليه السلام عرض كردند: از چه طريقى مى توان به ايمان مؤمن پى برد؟ فرمود: از طريق تسليم او در برابر خدا، و رضاى او در مقابل حوادث خوش و ناخوشى كه به او روى مى آورد. [/align]
  23. استفتائات از محضر امام خمینی (ره) سؤال: كسی كه در مكه است قبله او چگونه است؟ و اگر كسی از راه دور میخواهد عبادت نماید قبله او چگونه است؟ جواب: خانه كعبه كه در مكّه معظمه است، قبله میباشد، و كسانی كه ساكن مكه هستند یا در مكه عبادت میكنند باید روبروی آن نماز بخوانند، ولی كسی كه دور است اگر طوری بایستد كه بگویند رو به قبله نماز میخواند كافی است. سئوال: اگر در بیابان باشیم و ندانیم قبله كدام طرف است چگونه باید قبله را پیدا كنیم؟ جواب: برای پیدا كردن قبله علائمی برای مكانهای خاصی مثل كوفه و بصره و... از طریق ستاره قطبی و امثال آن تعیین گردیده است اما استفاده از آن علائم برای همه نقاط صحیح نیست بنابراین اگر قطبنما یا قبلهنما در اختیار نداشته باشید و احتمال یك جهت خاص را نمیدهید بنابر قول مشهود باید به چهار طرف نماز بخوانید. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م 784) سؤال: در صورتی كه وقت تنگ باشد و ندانیم قبله به كدام طرف است جهت ادای نماز به چه ترتیبی باید عمل كرد؟ جواب: اگر وقت تحقیق نداشته باشید و نیز وقت برای خواندن نماز به چهار طرف نباشد، به هر طرف كه احتمال میدهید قبله باشد نماز بخوانید و اگر احتمال یك طرف خاص را هم نمیدهید یك نماز به هر طرفی كه خواستید بخوانید كفایت میكند. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 784) سؤال: مهمانی به گفته صاحب خانه اعتماد نموده به طرفی نماز خوانده و مدتی را بدین منوال گذرانده است، بعداً كشف خلاف میشود كه قبله حدوداً 45 درجه اختلاف دارد، حال تكلیف نمازهائی كه در این مدت خوانده شده چیست؟ جواب: در فرض سؤال كه تحقیق نموده و با اطمینان به جهت قبله نماز خواندهاید و بعداً كشف خلاف شده است و انحراف حدود45 درجه است نمازهای گذشته او صحیح است. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, احكام قبله, ص136, س33) سؤال: كره زمین گرد میباشد و مكه در یك قسمت قرار گرفته است حال اگر شخصی درست آن طرف مكه یعنی كف پایش با كف مكه بوسیله قطر كامل زمین متصل گردد این شخص به كدام طرف و سمت نماز باید بخواند؟ جواب: در فرض مرقوم اگر در نقطهای از كره زمین قرار گیرد كه از هر طرف فاصلهاش با مكه مكرمه مساوی باشد به هر یك از چهار طرف نماز بخواند صحیح است.(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره), ج1, س27, ص 134) سؤال: اگر شدت درگیری جنگ در جبهه مانع از پیدا كردن قبله شود آیا میتوان به هر طرف نماز خواند؟ جواب: باید به چهار طرف نماز بخواند و اگر چهار نماز ممكن نیست به هر مقدار كه تمكن دارد میتواند اكتفاءكند. (ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره), ج1, ص 134, س28) سؤال: نماز خواندن و تشخیص قبله مسافر در داخل هواپیما و قطار چگونه است؟ جواب: باید تحقیق كند و رو به قبله نماز بخواند و اگر نتواند علم پیدا كند به طرفی كه مظنّه دارد بایستد. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره), ص 135, س29) سؤال: اگر نمازگذاری در حال خواندن نماز مواجه با قبله نبوده و پس از آگاهی میتواند به سمت قبله برگردد؟ و آیا اتصال پا به زمین در برگشتن به سمت قبله لازم است؟ جواب: بله باید به سمت قبله برگردد و اتصال پا به كف زمین لازم نیست. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره), ص 135, س30) سؤال: آیا در نماز باید حتماً نوك پاها و زانوها رو به قبله باشد؟ جواب: كسی كه نماز واجب را ایستاده میخواند، باید طوری بایستد كه بگویند رو به قبله ایستاده و لازم نیست زانوهای او و نوك پاهای او هم رو به قبله باشد. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م777) سؤال: نماز خواندن به جهت قبله شرط صحت نماز واجب است؟ آیا میشود نماز مستحبی را رو به قبله نخواند؟ جواب: بله نماز خواندن به سمت قبله شرط صحت نماز واجب است ولی نماز مستحبی را میشود در حال راه رفتن و سواری خواند و اگر انسان در این دو حال، نماز مستحبی بخواند لازم نیست رو به قبله باشد.(ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی(ره), ج1, ص 141, م1) سؤال: چگونه باید به ظهر شرعی علم پیدا كرد تا نماز ظهر را سر وقت بخوانیم؟ جواب: اگر شاخصی را در زمین فرو ببریم، وقتی كه سایه شاخص به آخرین درجه كمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم میشود ظهر شرعی شده و وقت نماز ظهر داخل گشته است. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م729) سؤال: وقت مخصوص نماز ظهر و عصر را بیان كنید و لطفاً توضیح دهید وقت مشترك نماز ظهر و عصر از چه زمانی شروع و به چه زمانی خاتمه پیدا میكند؟ جواب: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد، و وقت مخصوص نماز عصر موقعی است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد، كه اگر كسی تا این موقع نماز ظهر نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م731) سؤال: مغرب شرعی از چه زمانی حاصل میشود و نماز مغرب در چه زمانی داخل میشود؟ جواب: مغرب شرعی موقعی حاصل میشود كه سرخی طرف مشرق بعد از غروب آفتاب پیدا شود، از بین برود و از این زمان است كه وقت نماز مغرب داخل میگردد. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م735) سؤال: وقت مخصوص و مشترك نماز مغرب و عشاء را بفرمائید از چه زمانی شروع میگردد؟ جواب: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، و وقت مخصوص نماز عشاء موقعی است كه به اندزه خواندن نماز عشاء به نصف شب مانده باشد كه اگر كسی تا این موقع نماز مغرب را عمداً نخواند باید اول نماز عشاء و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بنابراین بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء، وقت مشترك نماز مغرب و عشاء است. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م736) سؤال: اول وقت و آخر وقت نماز صبح از چه زمانی شروع و به چه زمانی پایان مییابد؟ جواب: نزدیك اذان صبح از طرف مشرق، سفیدهای رو به بالا حركت میكند كه آن را فجر اول میگویند. موقعی كه آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعی است كه آفتاب بیرون میآید. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م741) سؤال: آیا میشود در وسط اذان دادن نماز خواند، آیا این نماز درست است یا باید صبر كنیم تا اذان تمام شود؟ جواب: اگر با شروع اذان یقین به داخل شدن وقت نماز پیدا میكنید میتوانید نماز را شروع نمایید و الا صبر كنید تا اذان تمام شود و یقین به دخول وقت پیدا كنید(ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 742 و ص462, س374) سؤال: اگر وقت نماز رسیده باشد ولی انسان تمیز نباشد مثلاً یك هفته گذشته كه به حمام نرفته باشد آیا اول نماز را به جا آورد بهتر است یا به حمام برود و تمیز شود؟ جواب: اگر لباس و بدن او پاك باشد نماز اول وقت بر حمام رفتن فضیلت و برتری دارد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م751) سؤال: نماز و روزه فرد مسلمانی كه در قطب جنوب و یا شمال به سر میبرد در حالی كه شش ماه از سال روز و شش ماه شب میباشد چگونه است؟ و یا فرد مسلمانی كه در كره ماه به سر میبرد چگونه است؟ جواب: در مورد سؤال میتوانند نماز خود را مطابق مناطق معتدله و یا مطابق نزدیكترین شهری كه شب و روز معین دارد انجام دهند و در كره ماه هم اگر روز و شب معین نداشتند به همین نحو عمل میكنند. (ر.ك تحریر الوسیله, ج2, ص638) سؤال: اگر در میان خواندن نماز صبح خورشید طلوع كند آیا نماز خوانده شده اداء است یا قضا؟ جواب : اگر یك ركعت از نماز شما قبل از طلوع خورشید خوانده شده باشد نماز اداء است. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م 748) سؤال: اگر در نماز با ضیق وقت مواجه شدیم آیا میشود در نماز اولاً تسبیحات اربعه را یك بار ادا كنیم؟ ثانیاً قنوت را نخوانیم و ثالثاً نماز را نشسته بجا آوریم؟ جواب: در ضیق وقت یك بار خواندن تسبیحات اربعه و حذف قنوت مانعی ندارد و حتی در ضیق وقت میتوان سوره را هم حذف نمود اما نشسته خواندن كه تأثیری در سرعت نماز ندارد جایز نیست. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1006 و م970) سؤال: اهل تسنن نماز مغرب را پیش از مغرب میخوانند آیا ما میتوانیم در هنگام حج یا غیر آن به آنها اقتدا كرده و به همان نماز اكتفا نمائیم؟ جواب: در مورد تقیّه مانعی ندارد. (ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, ص 131, س16) سؤال: گفته شده كه درباره موضوع فجر صادق در شبهای مهتابی براین است كه قدری تأمل شود تا سپیده فجر بر مهتاب غلبه نماید آیا این فتوا صحیح است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ چند دقیقه قابل تأمل است و شبهای مهتابی چند شب در ماه قمری میباشد؟ (نظر حضرت امام (ره)) جواب: میزان شبهائی است كه روشنائی ماه بر طلوع فجر غالب است و باید برای نماز صبر كند تا روشنائی طلوع فجر احراز شود. (ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, ص 131, س19) سؤال: ظاهراً اذان صبح رادیو بر اساس طلوع فجر طبق استخراج مؤسسه ژئو فیزیك است آیا چنین وقتی شرعاً معتبر است یا باید فجر با چشم عادی دیده شود و افق روشن گردد؟ جواب: میزان تبیین حسّی است نه علمی، بنابراین باید طلوع فجر قابل رؤیت به چشم عادی باشد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره) ج1, ص 132, س21) سؤال: بیدار نمودن افراد خانواده برای نماز صبح با چه كیفیتی مجاز است؟ جواب: اگربیدار نكردن آنها موجب سهل انگاری و استخفاف به امر نماز باشد، باید آنها را بیدار نماید. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره) ج1, ص 133, س25) سؤال: كسی كه به اندازه خواندن یك ركعت نماز وقت دارد نماز را به چه صورتی باید بخواند؟ جواب: باید نماز را به نیت ادا بخواند ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م748) سؤال: برای مردان و زنان جهت خواندن نماز چه میزان از بدن خود را واجب است بپوشانند؟ جواب: مرد باید در حال نماز اگر چه كسی او را نمیبیند عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند و باید در موقع نماز بدن و موی زن به جز دستها تا مچ وپاها تا مچ و گردی صورت تمام بدن پوشیده باشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م788 و789) سؤال: لباس نمازگزار چند شرط دارد آنها را نام ببرید؟ جواب: لباس نمازگزار شش شرط دارد: 1. آنكه پاك باشد 2. آنكه مباح باشد 3. آنكه از اجزاء مردار نباشد 4. آنكه از حیوان حرام گوشت نباشد 5و6. آنكه اگر نمازگزار مرد است لباس او ابریشم خالص و طلا بافت نباشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م798) سؤال: مواردی كه لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد را نام ببرید؟ جواب: در سه صورت اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است 1. آنكه به واسطه زخم یا جراحت یا دملی كه در بدن اوست لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد 2. آنكه بدن یا لباس او به مقدار كمتر از درهم به خون آلوده باشد 3. آنكه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز صحیح است اول: آنكه لباسهای كوچك او مانند جوراب و عرق چین نجس باشد دوم: آنكه لباس زنی پرستار بچه است نجس شده باشد. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م848) سؤال: اگر ببینیم كه كسی ناچار در نجس نماز میخواند و نتوانیم به او بگوییم چه باید كرد؟ جواب: اگر خودش نمیداند كه چادرش نجس است لازم نیست به او تذكر دهید. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 138, س41) سؤال: آیا خواندن نماز با لباس مردانه برای زنان و با لباس زنانه برای مردان جایز است یا نه؟ جواب: پوشیدن لباسهای مخصوص زنان برای مردان و بالعكس حرام است و لیكن به نظر بعضی از فقها نماز با آن اشكالی ندارد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م846) سؤال: اگر با لباس مشكی نماز بخوانیم نماز ما باطل است؟ جواب: نماز با لباس مشكی مكروه است و باعث بطلان نماز نمیشود. (ر.ک توضیح المسائل امام خمینی(ره), م865) سؤال: پوشیده بودن كف پا برای خانمها در نماز واجب است؟ جواب: به نظر برخی ازمراجع عظام بنابر احتیاط كف پای خانمها باید در نماز پوشیده باشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م789) سؤال: نماز خواندن با لباسی كه فردی به عنوان هدیه دریافت میكند و مطمئن نیست كه این هدیه با رضایت طرف مقابل آورده شده یا نه و یا با مال حلال خریده شده یا نه یا با اجازه شوهر طرف مقابل بوده است یا نه، صحیح است ؟ جواب: در تمام صورتهای مذكور كه شك دارید، تصرف و نماز خواندن در آن لباس اشكالی ندارد مگر آنكه یقین كنید كه لباس از حرام تهیه شده و یا مال دیگری بوده و بدون اجازه مالك، آن را برای شما آوردهاند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, لباس نماز گزار, ص140, س47) سؤال: ادرار من بدون اراده در مقدار كمی خارج میشود هر روز چند بار ممكن است این اتفاق بیفتد تكلیف من چیست؟ جواب: در موقع نماز میتوانید اگر بدن و لباس شما نجس شده باشد تطهیر نمایید و بعد وضو گرفته نماز بخوانید. البته اگر در این مورد زیاد شك میكنید و وسواس پیدا كردهاید به شك خود اعتنا نكنید و اگر در نماز هم نمی توانید از خروج ادرار خودداری کنید به مسئله 314 توضیح المسائل مراجعه نمایید. سؤال: آیا نماز خواندن با زیرپیراهن و لباس زیر اشكال دارد یا خیر؟ جواب: برای مردان مانعی ندارد هر چند مستحب است انسان در نماز لباس كامل بپوشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, ص463, م788) سؤال: آیا خواندن نماز با پوشش اسلامی مثلاً مانتو مقنعه اشكالی دارد یا خیر چون عدهای معتقدند خواندن نماز بدون چادر مثلاً در مدارس اگر چادر نباشد اشكال دارد لطفاً مرا راهنمایی فرمایید؟ جواب: نوع پوشش تفاوتی نمیكند بلكه ملاك رعایت پوشش مورد نظر در نماز است كه به جز وجه و كفین بقیه بدن باید پوشیده باشد. البته اگر نامحرم نباشد پوشاندن پا تا مفصل ساق لازم نیست. (ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره), ج1, ص137, لباس نماز گزار, س35) سؤال: با لباسهای خارجی كه از كشورهای غیر مسلمان میآیند نماز خواندن صحیح است یا خیر؟ جواب: اگر لباس از چرم كشورهای غیر مسلمان نباشد اشكال ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص141, لباس نماز گزار, س49) سؤال: اگر كسی نتواند طهارت كند از روی ناتوانی نماز را با بدن و لباس نجس بخواند نماز با این حالت اشكال دارد یا خیر؟ جواب: در فرض عدم امكان تطهیر و عدم امكان نماز در حال برهنگی نماز با همان حال صحیح است. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 137, س36) سؤال: در صورتی كه بر روی لباس لكه كم رنگ از خون حیض باشد كه با چند بار شسته شدن از بین نرود، آیا نماز خواندن با این لباس صحیح است یا خیر؟ جواب: اگر رنگ است نه خون صحیح است. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 139, س42) سؤال: آیا بعد از غسل جنابت، باید همه لباسهایی را كه هنگام جنب شدن بر تن داشتهایم برای نماز تطهیر كنیم؟ جواب: لباسی كه نجس شده باید تطهیر شود و با لباسی كه در آن عرق جنب از حرام است نباید نماز بخوانند. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 139, س44) سؤال: آیا طلای سفید برای مردان جایز است؟ جواب: برای مردان پلاتین (طلای سفید) اشكال ندارد بلی اگر همان طلای زرد باشد و با مخلوط كردن تغییر رنگ داده باشد جایز نیست. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 141, س51) سؤال: آیا گذاشتن روكش طلا روی دندان اشكال دارد؟ جواب: روكش طلا اگر برای اصلاح دندان است و نه زینت آن مانع ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, ص 143, س56
  24. دانشنامه امام صادق(ع) در شبکه جهانی حوزه قرار گرفت قم - خبرگزاری مهر: در آستانه سالروز شهادت رئیس مذهب جعفری، دانشنامه امام جعفر صادق(ع) با 260 مطلب به همت محققان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه به روز رسانی شد.به گزارش خبرنگار مهر در قم، مدیر بخش ارتباطات و تبلیغات مرکز نور بعد از ظهر شنبه در گفتگو با خبرنگاران افزود: این دانشنامه در قالب 18 نمایه، شامل 12 نمایه اصلی و 6 نمایه فرعی مطالبی از جمله، پرسش و پاسخ، گزیده کتاب و پایان نامههای دانشجویی، مقالات، مجلات و... جهت استفاده کاربران بر روی پایگاه اینترنتی حوزه به روز رسانی شد. غلامرضا رحمانی، هدف از تولید و به روز رسانی این درختواره مذهبی و مناسبتی را جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز محققان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه در خصوص امام جعفرصادق(ع) عنوان کرد. وی به نمایههای اصلی دانشنامه اشاره کرد و اظهار داشت: شناسنامه امام، دوره امامت، شهادت امام، اخلاق و فضایل امام، آثار و آموزههای علمى امام، مذهب جعفری و تأثیرپذیری از امام و شاگردان امام از جمله نمایههای اصلی این دانشنامه میباشد. رحمانی گفت: سیره امام، امام صادق(ع) در آینه شعر و ادب، امام از دید گاه اندیشمندان، امام در آینه کتب، مقالات و پایان نامهها و امام در اینترنت و رسانه از دیگر نمایههای اصلی این دانشنامه است. مدیر بخش ارتباطات مرکز نور در ادامه به معرفی نمایههای فرعی دانشنامه پرداخت و گفت: امام صادق(ع) و قرآن، امام و اهل بیت(ع)، امام، گنجینه علوم، شیعیان جعفری از نگاه امام، احادیثی از امام(ع) و همچنین شاگردان امام از میان اهل سنت از جمله نمایههای فرعی این دانشنامه گرانسنگ به شمار میرود. وی یادآور شد: آثار و آموزههای علمی امام، امام(ع) و قرآن، امام(ع) و اهل بیت علیهم السلام، امام(ع) و گنجینه علوم، شیعیان جعفری از نگاه امام صادق(ع)، احادیثی از امام و... از دیگر نمایههای فرعی دانشنامه امام جعفرصادق(ع) میباشند. علاقهمندان میتوانند برای استفاده از این دانشنامه غنی به آدرس اینترنتی http://hawzah.net/Hawzah مراجعه کنند.
  25. دعای امام سجاد(ع) در وداع با ماه رمضان معنای دیگر «السلام علیک» یعنی «خداحافظ» در محاورات عربی، چه بسا در آداب شرعیه ما هم این‏طور باشد؛ هم در هنگام ورود به شخص سلام می‏کنند و هم هنگام خروج و وداع؛ یعنی دو نفر وقتی که به هم می‏رسند، به هم سلام می‏کنند و وقتی که می‏خواهند از هم جدا شوند نیز سلام می‏کنند. ولی ما در محاورات، هنگام برخورد «سلام» می‏کنیم و هنگامی که می‏خواهیم جدا شویم، می‏گوییم: «خداحافظ» عرب زبانان به جای «خداحافظ» مثل هنگام برخورد، می‏گویند: «السلام علیک». خداحافظای ماه بزرگ خدا «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»، این عبارت «السلام علیک» را دیگر خودتان می‏توانید ترجمه کنید. الآن گفتم: یعنی خداحافظ! خداحافظای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا! «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ» خداحافظای بزرگ‏ترین همراه از میان زمان‏ها و اوقات؛ و بهترین ماه‏ها در ایّام و ساعات. زین‏العابدین چه تعبیراتی می‏کند، «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ» خداحافظای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛ یعنی امیدمان این بود که ماه رمضان بیاید و بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم و گرفتاری‏هایمان را برطرف کنیم. خداحافظای ماهی که اعمال نیک در تو منتشر شد؛ واقعاً هم همین بود که هر کسی در حد خودش اعمال صالح انجام می‏داد. دوری تو برایم سخت است،ای مونس من «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» خداحافظای همراه من که ارزش تو بالا بود و اکنون که می‏روی دلم را به درد می‏آوری. فراق تو برای من بسیار دردناک است. تعبیر زین‏العابدین این است که: «وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» فراق تو بسیار دردناک است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ» خداحافظای مونس من، که وقتی آمدی من را خوشحال ‏کردی، «وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضَی» و اکنون که می‏روی، من را به وحشت می‏اندازی، که بدون تو چه کنم. آن موقع خوشحال شدم، اما الآنچه؟ از دوری تو هراسانم. خداحافظ ای ماه دوری از زشتی‏ها «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ» خداحافظای همراه من که تا بودی، دل من رقیق بود و از آن سر سختیهایش، بیرون آمده بود. من در این ماه لطیف شده بودم و به سراغ خدا میرفتم، «قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ»، وقتی که تو آمدی، گناهانم کم شد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّیْطَانِ وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سَبِیلَ الْإِحْسَانِ» خداحافظای یاوری که کمک کردی تا من بر شیطان غلبه کنم وای همراهی که راه‏های نیکی را بر من آسان کردی. خداحافظ ای ماه آزادی از دوزخ «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِیکَ وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَهُ بِکَ» خداحافظای ماهی که تعداد آزادشده‏گان از آتش جهنم در تو زیاد شد. این اشاره به همان روایتی است که خداوند در هر شب، به هنگام افطار هزار، هزار کس را از آتش جهنم نجات می‏داد؛ در شب‏های جمعه هر یک ساعت، این‏طور می‏کرد و در شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام کسانی که در کلّ این ماه از آتش نجات داده است را نجات می‏دهد.ای خدا! آیا می‏شود که امشب ما هم یکی از این آزاد شده‏ها باشیم؟ سعادتمند شد کسی که حریم احترام تو را رعایت کرد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذُّنُوبِ وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ» خداحافظای ماهی که گناهان را پاک کردی و محو نمودی و همه عیب‏ها را، هر چه که بود، پوشاندی. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ» خداحافظای ماه! چه‏قدر برای گناه‏کاران طولانی بودی و چه‏قدر برای مؤمنین عظمت داشتی! خوشا به حال کسانی که قدر دانستند تمام این جملاتی که زین‏العابدین (ع) در این خداحافظی بیان می‏فرماید، گویای این مسأله است که این ماه چه ارزش و عظمتی دارد. بدانید که دارید از چه گوهر گرانبهای زمانی، خارج می‏شوید! شما در چه مقطع زمانی بودید که بهترین فرصت‏ها را برای اصلاح دین و دنیایتان داشتید! خوشا به حال کسانی که استفاده کردند! خوشا به حال کسانی که قدر این زمان را دانستند! خوشا به حال آنانی که قدر این ماه رمضان را دانستند و توانستند گره‏هایشان را باز کنند! چه گره‏های دنیایی، چه اخروی. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیَّامُ» خداحافظ اى ماهى که هیچ ماه دیگری از تو برتر نیست. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ» خداحافظ اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود. «السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ» خداحافظ اى ماهی که نه در همنشینی با تو ناراحتی وجود داشت و نه بدی و ناپسندی در حضور تو بود. «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِیئَاتِ» ماهم در بعضی موارد برای خداحافظی می‏گوییم به سلامت! خوش آمدی! حضرت می‏فرمایند:ای ماه رمضان خداحافظ و به سلامت! همان‏گونه که تو بر ما با برکات فراوان و سلامتی فرود آمدی و ناپاکی‏های گناه را از ما زدودی و ما را از خطاها شست و شو دادی! ناراحت از رفتن تو و چشم انتظار آمدن دوباره‏ات «السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً» خداحافظ که در این وقت وداع، نه از تو ناراحتیم و نه از روزه‏داری‏ات خسته شده‏ایم. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ» خداحافظ از جانب من که خواستار تو بودم و پیش از آمدنت خوشحال بودم که تو خواهی آمد و اکنون هم که می‏خواهی بروی، اندوهگین شده‏ام که از دوری‏ات چه کنم! «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنَّا، وَ کَمْ مِنْ خَیْرٍ أُفِیضَ بِکَ عَلَیْنَا» خداحافظ که چه بدی‏هایی را از ما دور کردی و چه خیراتی را با آمدنت نصیبمان کردی! خداحافظای ماه مبارک! خداحافظ شب قدر «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى لَیْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» خداحافظ و درود بر تو و شب قدر که از هزار ماه برتر است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَیْکَ وَ أَشَدَّ شَوْقَنَا غَداً إِلَیْکَ.» خداحافظ که تا بودی، مشتاق آن بودیم که بیشتر بمانی و اکنون که می‏روی، دل‏هایمان برای دیدار دوباره‏ات پَر می‏کشد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى فَضْلِکَ الَّذِی حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ» خداحافظ و درود بر تو و درود بر فضل و کرمت که از آن محروم گشتیم و برکات گذشته‏ات را از کف دادیم. «اللَّهُمَّ إِنَّا أَهْلُ هَذَا الشَّهْرِ الَّذِی شَرَّفْتَنَا بِهِ» خداوندا ما «اهلِ» این ماه بودیم و تو ما را به آن شرافت بخشیدی و با آن، بر سر ما منّت گذاشتی!... خدایا! تو کوتاهی ما را جبران کن من فقط یک جمله می‏خواهم به خدا بگویم: خدایا اگر ما کوتاه آمدیم، تو کوتاهی‏های ما را نادیده بگیر! اگر ما کوتاه آمدیم، ما را به این کوتاهی‏ها مؤاخذه نکن! ما را با این کوتاهی‏ها از برکات و غفران خود در این ساعات محروم نساز! بیا به آن‏هایی که محبت داری و لطف و مرحمت کردی، ما را دست خالی از سر این سفره رد نکن! یک طوری نشود که ما از سر این سفره استفاده نکرده، بلند شویم و برویم. بیا و در این مهمانی خود که برای ما برپا کرده بودی، مثل بقیه که از آنها پذیرایی کرده‏ای از ما هم پذیرایی کن! حاشا به کرمت یا الله جملات عجیبی است که از زین‏ العابدین (ع) نقل شده است و همه بر عظمت این ماه دلالت می‏کند. روایتی از امام صادق (ع) بود که حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» اگر کسی در ماه رمضان مورد غفران قرار نگیرد، بعید است که بعد از این ماه مشمول لطف و رحمت خدا قرار گیرد. به حسب ظاهر برای ما، چند ساعت بیشتر از این ماه باقی نمانده است. چند ساعت بیشتر نداریم، بیایید از این ساعات استفاده کنیم. خود من امشب فکر می‏کردم و می‏گفتم: خدایا! مگر می‏شود که ما را دست خالی برگردانی؟! مگر می‏شود کسی را دعوت کنی و او را بر سر سفره بنشانی و به او غذا ندهی؟! حاشا به کرمت یا الله!...
×
×
  • اضافه کردن...