رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بحران'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    نظريه تعادل در مديريت بحران

    نظريه تعادل در مديريت بحران هرگاه سخن از مديريت بحران به ميان مي آيد قبل از هر چيز عمل گرايي و اجرايي بودن در ذهن متبلور مي گردد شايد اين نکته خيره کننده در مديريت بحران اصلي ترين عامل در فراموش نمودن آن باشد که تا تعريفي دقيق از بحران بطور جامع در بين تمامي دست اندرکاران بحث مديريت بحران ارائه نگردد هيچگاه قادر نخواهيم بود که به طور قاطع بگوئيم بحران ، مديريت خواهد شد . يکي از عوامل موثر بر تداوم بحرانها ، خصوصا در بحرانهاي ايجاد شده بر اثر حوادث ، تداخل مديريتها و نيز ناهمگوني ديدگاه ها در ارزيابي بحران و در نتيجه نرسيدن به يک اتحاد و همبستگي در نحوه مديريت بر بحران پيش رو مي باشد . بدين جهت هدف نهايي اين مقاله را رسيدن به ديدي مشترک در تعريف بحران و عوامل ايجاد و کنترل آن انتخاب نموده ام . در اين راستا بعد از ارائه نظريه تعادل و شرح کلمات کليدي آن با تحليل يکي از بحرانهاي اساسي در زمينه زلزله به نحوه استفاده از اين نظريه در جهت شرح بحران و نيز کمک به مهار آن پرداخته ام . مقدمه نظريه تعادل در مديريت بحران هرگاه تعادل مابين نيازمنديها و توانمنديهاي موجود در يک سيستم زنده و پويا که تابع قوانين و اصول تعيين شده مي باشد ، بنا بر هر دليلي برهم بخورد، سيستم دچار بحران مي گردد. گاه آغاز بحران با بروز يک حادثه آغاز ميگردد . اما توجه به اين نکته بسيار مهم است که همواره آغاز بحران نيازمند وقوع حادثه نيست .عامل ايجاد بحران الزاما نبايست يک حادثه طبيعي يا غير طبيعي باشد . گاه سوء مديريت يک سيستم ، يا ضعف در قوانين مصوب جامعه و يا نظارت بر حسن اجراي آن قوانين هم مي تواند بعنوان عامل ايجاد بحران مطرح گردد . از منظر اين نظريه ، حيات و ثبات يک سيستم فعال و زنده که در چهارچوب قوانين و ساز و کارهاي مشخص به فعاليت خود ادامه مي دهد . حاصل برقرار ماندن تعادل مابين نيازمنديها آن سيستم با توانمنديهايي مي باشد که براي تامين نيازمنديها در اختيار مديران آن سيستم قرار دارد . نظريه تعادل متعلق به مهندس عليرضا سعيدي به آدرس http://mojepishro.ir/ ميباشد بنا براين تعريف در صورت بروز اختلال و يا تغيير در يکي از سه عنصر توانمنديها، نيازمنديها و يا قوانين حاکم بر سيستم مورد بحث بحران ايجاد مي گردد. براي انکه بتوانيم به تحليل بحران از ديدگاه نظريه تعادل بپردازيم مي بايست در گام اول به شرح سيستم و عناصر اصلي تشکيل دهنده آن بپردازيم . در گام دوم با بررسي تاثير عامل بحران بر سيستم مورد مطالعه به توصيف روند ايجاد بحران پرداخته و در گام سوم و نهايي بررسي روند مديريت بر بحران با استفاده از عوامل موثر و کنترل کننده توصيف شده در اين نظريه مورد بررسي قرار خواهد گرفت. گام اول شرح سيستم و چهار عنصر اصلي تشکيل دهنده آن در اين مقاله سيستم مورد بررسي ما يک جامعه شهري است که بر اثر وقوع زلزله دچار بحران در زمينه اسکان اضطراري مي گردد . 1-1 تعريف نيازمنديها: هرآنچه که يک سيستم متعادل ، زنده و پويا ، براي حيات و ثبات خود بدان نياز دارد. جامعه مثالي ما که يک جامعه شهري مي باشد با توجه به موضوع مخاطبان خود ، داراي طيف گسترده اي از نيازمنديها از غذا و سرپناه و امنيت تا رفاه و حقوق فردي و اجتماعي مي باشد 1-2 تعريف توانمنديها: هرانچه که در جهت تامين نيازمنديهاي تعريف شده در يک سيستم متعادل ، زنده و پويا بدان نياز باشد . در اين مثال ابنيه و ساختمانهاي دولتي و غير دولتي ، ماشين آلات و ابزار و تجهيزات مربوطه ، مراکز امدادي و درماني و امنيتي و هرانچه که در اختيار دولت براي ارائه خدمات به احاد جامعه مي باشد به عنوان توانمنديها مطرح مي باشد . 1-3 تعريف قوانين و ساز و کارهاي حاکم بر سيستم: آنچه از اصول تعيين شده و جاري در سيستم ، که بصورت قراردادي و يا غير قراردادي علاوه بر تعيين و تبيين نيازمنديها ، به شرح توانمنديهاي سيستم پرداخته و موجب ايجاد تعادل و توازن مابين نيازمنديها و توانمنديهاي موجود در سيستم مي گردد.در اين مثال قوانين مصوب در قانون اساسي که لزوم ارائه خدمات تعيين شده اي توسط دولت به عموم مردم در چهار چوب اصول مذهبي و مدني جاري در کشور مي باشد منظور نظر ما مي باشد 1-4 تعريف عامل ايجاد بحران : هرانچه با تاثير خود بر يک سيستم متعادل زنده و پويا موجب برهم خوردن تعادل مابين توانمنديهاي و نيازمنديهاي سيستم گردد عامل ايجاد بحران ناميده ميشود .در اين مثال عامل ايجاد بحران وقوع يک زمين لرزه بزرگ با بزرگاي هفت ريشتر در يک شهر کوچک مي باشد گام دوم : بررسي تاثير عامل بحران بر سيستم مورد مطالعه در جهت توصيف روند ايجاد بحران پس از وقوع زلزله و تخريب منازل مسکوني همواره حجم انبوهي از افراد جامعه ، نيازمند ارائه خدماتي در خصوص اسکان اضطراري در چند روز نخست مي باشند ، اسکان اضطراري داراي زير شاخه هايي همچون سرپناه اضطراري ، تامين آب آشاميدني و بهداشتي ، غذا ، بهداشت و امنيت مي باشد که تامين تمامي اين نيازمنديها آنهم ظرف چند روز براي چنين حجم عظيمي خارج از توان توانمنديهاي باقيمانده و احتمالا آسيب ديده از زلزله ميباشد . در اين خصوص مي بايست به اين نکته توجه داشت باشيم که توانمنديهاي جامعه آسيب ديده از زلزله بعلت تخريب ساختمانهاي اداري ، خدماتي ، بهداشتي و نيز صدمات وارده به نيروهاي انساني مرتبط با اين مراکز در زمان وقوع بحران ديگر قادر به پاسخگويي به نيازمنديهاي ايجاد شده نمي باشد . در شکلهاي زير نحوه تاثير حادثه زلزله بعنوان عامل ايجاد بحران به تفضيل شرح داده شده است . 2-1توانمنديهاي جامعه بر اثر زلزله دچار آسيب مي گردد ( کاهش بردار توانمنديها ) بر اثر وقوع زلزله بخش اعظمي از مراکز خدماتي – اداري – امدادي – بهداشتي – انتظامي – اورژانسي چه از لحاظ ابنيه و تجهيزات و لوازم و چه از نظر نيروهاي انساني متخصص خود دچار خسارت و کاهش کارايي مي گردند. 2-2 نيازمنديهاي جامعه افزايش پيدا مي کنند. ( رشد بردار نيازمنديها ) بر اثر وقوع زلزله و آسيب رسيدن به زيرساختهاي جامعه مورد بحث و نيز ساختمانهاي مسکوني نياز به سرپناه اضطراري – تامين آب – غذا – بهداشت – امنيت – خدمات امدادي و ... به صورت غير مترقبه اي افزايش مي يابد. 2-3 قوانين و ساز و کار تعيين شده و مصوب آسيب مي بينند. ( حرکت محور تعادل ) با وقوع حادثه و با از بين رفتن بخشي از نيروهاي مديريتي و نيز نظارتي که مسئوليت ايجاد تعادل مابين نيازمنديها و توانمنديهاي جامعه و نظارت بر حسن انجام آن را برعهده داشته اند. قوانين و ساز و کارهاي تعيين شده و مصوب آسيب مي بيند. 2-4 وقوع زلزله به عنوان عامل ايجاد بحران . عامل ايجاد بحران در اين مثال زلزله هفت ريشتري است که مديران جامعه ميتوانسته اند با مطالعات پيشگيرانه و برنامه ريزي قبلي ، آموزش ، مقاوم سازي و ايمن سازي براي وقوع ان جامعه را اماده ساخته تا در کاهش ريسک خطر پذيري جامعه تاثير مستقيم بگذارند گام سوم : بررسي روند مديريت بر بحران 3-1 افزايش توانمنديها اين روش متداول ترين روش کنترل بحران مي باشد . مديران ارشد جامعه با استفاده از اختيارات خود با هدايت حجم انبوهي از کمکهاي داخلي و خارجي به سوي بخش آسيب ديده ، سعي در کنترل بحران مي نمايند در اين روش گاهي تغيير کاربري گروهي از توانمنديها در جهت تامين نيازمنديهاي ايجاد شده در جامعه نيز مشاهده مي گردد به طور مثال ارسال نيروهاي نظامي براي همکاري با نيروهاي انتظامي ، براي حفظ امنيت و نيز ارائه خدمات امدادي ، و يا تغيير کاربري مراکز تفريحي ورزشي و مذهبي به مراکز اسکان اضطراري و اسکان مجروحين. 3-2 کاهش نيازمنديها بدين منظور قبل از وقوع حادثه ، مديران بحران با ارائه برنامه هاي از پيش تعيين شده همچون آموزش هاي پناه گيري – امداد و نجات- ساخت و ساز ايمن در کنار ايمن سازي و مقاوم سازي ابنيه هاي خاص همچون مراکز امدادي – انتظامي – اورژانس سعي مي نمايند تا افزايش حجم نيازمنديهاي جامعه بر اثر حادثه را کنترل نموده و به حداقل برسانند. اما در زمان بروز حادثه کاهش نيازمنديها گاه با حذف قسمتي از نيازمنديهاي مصوب جامعه همچون رفاه ، اموزش ، بهداشت فردي و ... امکان پذير مي گردد معمولا اين امر توسط مديران بحران و با استفاده از اختيارات تفويض شده ويژه زمان بحران روي ميدهد . در اين حالت نيازهاي جامعه به چند نياز اصلي حيات همچون غذا ، سرپناه ، بهداشت گروهي محدود مي گردد . 3-3 تغيير در قوانين و ساز و کارهاي تعيين شده جامعه تغيير قوانين در زمان بروز بحران يکي از موثرترين عوامل کنترل کننده بحران مي باشد.تغيير کاربري و توانمنديهاي جامعه و نيز حذف برخي از نيازمنديهاي مشترک تمامي جوامع انساني همچون رفاه- آموزش عمومي – حقوق فردي و اجتماعي – آزادي هاي تبين شده از جمله تغييرات ايجاد شده اي مي باشد که قادر است مديران ارشد را در مهار بحران ياري نمايد اين عمل همانگونه که قادر است در کوتاه مدت در مهار بحران به ياري مديران بيايد قادر است در بلند مدت خود عامل ايجاد بحران هاي ديگري گردد. 3-4 عامل ايجاد بحران توجه به عامل ايجاد بحران مديريت را به سوي مسائل پيشگيرانه در زمينه کاهش ريسک خطرپذيري جامعه رهنمون مي سازد . جامعه اي که براي وقوع يک حادثه داراي برنامه مدون و طراحي شده اي بر اساس تحقيقات زير بنايي در کنار آموزش باشد مي تواند با ايجاد زيرساختهاي متناسب حادثه براي رويارويي و گذر از بحران آمادگي داشته باشد . شناسايي و پيش بيني نحوه عمل و نوع تاثير گذاري عامل ايجاد بحران بر جامعه ، به مديران کمک مي کند تا به نوشتن سناريوهاي دقيق تري از نحوه روند بحران و نيز کنترل آن ، اقدام نموده و در نتيجه سرعت عملکرد خود را در مهار بحران در حد زيادي بالا ببرند . 3-5 برنامه مديريتي با ديد کل نگر به هر چهار عنصر اصلي نظريه تعادل يک مديريت بحران کامل ، بر اساس نظريه تعادل ، استفاده صحيح از هر چهار فاکتور موثر بر ايجاد بحران ، براي کنترل نمودن بحران ايجاد شده مي باشد . در ديدي کلان نگر مي توان با توجه به عامل ايجاد بحران ، با طراحي و ارائه برنامه هاي بلند مدت و ايجاد ساختارهاي زيربنايي و زيرساختهاي مورد نياز در کنار آموزش و مانورهاي مربوط به آن ، در کاهش نيازمنديها کوشيده و از طرفي با حفظ توانمنديها موجود ، به کمک ساخت ابنيه هاي و زير ساختهاي داراي مقاومت در برابر زلزله ، در کنار تجهيز نيروهاي متخصص در زمينه مديريت و فرماندهي عمليات بحران به دانش و ابزار مورد نياز ، سعي در بالا بردن توانمنديهاي جامعه نمود و در کنار اين سه فاکتور اصلي به تبيين قوانين خاص زمان بحران ، اقدام نموده و همزمان با تشکيل گروهي از مديران که نمايندگان تام الاختيار حکومت مي باشد در زمان وقوع بحران اقدام به تغيير قوانين جاري جامعه بصورت کوتاه مدت در جهت مهار بحران نمود. اکنون لازم است تا به نکته بسيار مهمي توجه شود .در خصوص کنترل و مديريت بحران ، انجام چنين مانورهايي که توضيح داده شد ، با هدف بازگشت سريع جامعه به تعادل موقت طراحي گرديده است لذا مي بايست توجه داشته باشيم که با ايجاد يک تعادل موقت از اصرار بر ادامه تغييرات در همان جهت خودداري گردد تا که خود اين تغييرات ايجاد شده موجب بروز بحران نگردد . بطور مثال با حذف بخشي از حقوق شهروندان همچون رفاه و آموزش و غيره در مواقع بحراني ، حرکت در جهت هدفمند کردن توانمنديها براي تامين مايحتاج و امنيت و سرپناه صورت مي گيرد اما با ثابت ماندن اين حالت ( حذف بخشي از حقوق شهروندان ) در ميان مدت ما شاهد بحران در زمينه هاي اجتماعي خواهيم بود . لذا با فرا رسيدن تعادل اوليه در جامعه مورد مثال ، مديريت عاليه بحران ميبايست با تغييراتي پويا در عوامل کنترل بحران ، جامعه را به آرامي به ثبات دائم خود برساند . نتيجه گيري: نظريه تعادل در مديريت بحران بر اساس يکي نمودن ديدگاههاي مختلف مديران دخيل در امر بحران بنا گرديده است . اين نظريه خواهان همسويي در نگرش مديران براي هماهنگي در عملکرد سطوح کلان و خرد بوده و با توجه به قابليت بالاي آن ، قابل بسط در تمامي سيستمهاي مديريتي چه دولتي و چه غير دولتي مي باشد . منابع و ماخذ: ·آشنايي با بحرانهاي پس از زلزله در ايران / عليرضا سعيدي / نشريه آموزشي جمعيت کاهش خطرات زلزله ايران / ثبت در کتابخانه ملي به شماره ثبت ·گزارش بازديد از مناطق زلزله زده زرند کرمان / عليرضا سعيدي / مجله راه و ساختمان شماره 20 ·گزارش بازديد از مناطق زلزله زده زرند کرمان / عليرضا سعيدي ، فائزه جنيدي / مجله راه و ساختمان شماره 26 ·مديريت بر بحران ها بعد از زلزله ، کودکان و زلزله / عليرضا سعيدي / روزنامه اطلاعات 9/9/1384 صفحه 10 ·کاهش خسارتهاي ناشي از زلزله / عليرضا سعيدي ، مهدي وجودي / مجله راه و ساختمان شماره 17 ·آشنايي با وظايف فرماندهان تيم آوار برداري در زمان ورود به منطقه عملياتي نجات / عليرضا سعيدي / مجله راه و ساختمان شماره 25 صفحه 67 منبع: http://mojepishro.net
  2. irsalam

    تعريف مفاهيم بحران

    تعريف مفاهيم بحران تعريف بحران: حادثه اي كه بطور طبيعي يا توسط بشربصورت ناگهاني ويا فراينده بوجود آمده وسختي ومشقتي را به جامعه انساني تحميل نمايد بطوريكه جهت برطرف كردن آن نياز به اقدامات اساسي وفوق العاده باشد را بحران مي گويند تعريف مديريت بحران: مديريت بحران علمي كاربردي است كه بوسيله مشاهده سيستماتيك بحرانها وتجزيه وتحليل آنها در جستجوي يافتن ابزاري است كه بوسيله آنها بتوان از بروزبحرانها پيشگيري نموده ويا در صورت بروز آن در خصوص كاهش آثار آن آمادگي لازم ،امدادرساني سريع وبهبودي اوضاع اقدام نمود. پيشگيري: شامل كليه اقداماتي است كه موجب پيشگيري از بحرانها وجلوگيري از اثرات مخرب آن بر جامعه ميشود .لازم به ذكر است بخش پيشگيري از اهم فعاليتهاي چرخه مديريت بحران محسوب ميگردد اقداماتي همچون قوانين مربوط به كاربري زمين كه نحوه گسترش شهرها رامشخص نموده وباعث عدم گسترش شهرها در مكان هاي آسيب پذير ميشود از جمله اين فعاليتها ميباشد. كاهش اثرات: كليه عملياتي كه تحت يك برنامه منسجم وجامع كاهش اثرات بحران وسوانح در يك منطقه خاص را سبب ميشود را كاهش اثرات مي گويند. بطور مثال كاربرد آيين نامه هاي ساختماني به منظور كاهش خسارت ها وآسيب هاي ناشي از زمين لرزه برساختمانها از جمله برنامه هاي كاهش اثرات ميباشد . بطور كلي بخش كاهش اثر اشاره به اين اصل دارد كه اگر چه مي توان از بعضي از آثار بحران جلوگيري بعمل آورد وليكن ساير آثار بحران كماكان وجود خواهد داشت وفقط با انجام اقدامات وعمليات مناسب مي توان اين آثار را به نحوي تغيير يا كاهش داد. آمادگي: شامل كليه عمليات واقداماتي است كه افراد ويا ارگان ها راقادر به انجاع عكس العمل سريع وكار آمد در مواقع بروزبحران ها مي نمايد. اين اقدامات ميتوانند تهيه يك برنامه ضد بحران ،برآورد دقيق منابع وهمچنين آموزش كاركنان باشد نكته اينكه بخش مربوط به آمادگي شامل دوزير بخش الف)اخطاررساني ب)تهديد خطر مي باشد كه اولي شامل زماني است كه خطر بحران تشخيص داده شده ولي زمان وقوع آن در محل خاص هنوز مشخص نمي باشد ولي در اخطاررساني علاوه براينكه محل وقوع خطر مشخص گرديده مكان آن نيز مشخص است. مقابله: فعاليتهاي مربوط به امدادرساني كه در جهت حفاظت از جان مردم وتاسيسات ودارائي هاي موجود ميباشد را مقابله مي گويند.در اجراي عمليات مقابله زمان تاثيرمستقيمي در كاهش ميزان آسيب هاي وارده براثر سوانح رادارد اقداماتي از قبيل فعال نمودن سيستمهاي ضدبحران ،عمليات جستجو ونجات ،تمهيدات اضطراري براي غذا ،سرپناه وكمكهاي پزشكي ،بررسي ،ارزيابي وبرآورد واقدامات مربوط به تخليه جمعيت همگي جزو برنامه ها وفعاليتهاي بخش مقابله ميباشد. منبع : umic - صفحه اصلي
  3. بیمه، زلزله و مدیریت بحران برخورد با حوادثی چون زلزله را می توان به سه بخش تقسیم کرد:بخش نخست:"پیش گیری از خسارت" ،بخش دوم: "امداد و نجات " وبخش سوم "جبران خسارت " است که پس از آن دو بخش شروع شده و شامل برآورد خسارت و جبران واقعی آنها می شود. که در زلزله های بزرگ برای جبران خسارت از دولت کار زیادی ساخته نیست و اما بیمه به عنوان یک راهکار بسیار مناسب برای جبران خسارتهای مالی مصیبت دیدگان حادثه می تواند مطرح شود. در این مقاله مروری بر وظایف مدیریت بحران، نقش فراموش شده بیمه زلزله و جایگاه آن در کشور اشاره شده و دلایل عدم توفیق این بیمه مورد نقد و بررسی قرار می گیرد . هر بارپس از وقوع زلزله های شدید در کشور مانند آنچه در شهرهای رودبار، زنجان، قزوین و بم اتفاق افتاد و انعکاس خسارات و تلفات ناشی از آنها، بحث" مدیریت بحران" رونق پیدا می کند. انواع ستادها، سمینارها، گردهمائی ها و میزگردها تشکیل می شود ، صفحات نشریات و روزنانه ها مملو از مقالات و نقدهای مربوط به زلزله و مدیریت بحران می شود ، مسئولان اجرائی نیز اقدامات شتابزده را شروع کرده وعده ای نیز فرصت را مغتنم شمرده و به اظهار نظر علیه یا له دستگاههای مختلف می پردازند و همه اینها پس از چند ماه فروکش کرده و قائله ختم می شود تا بحران بعدی . این کار ما نه تنها بعد از هربلای طبیعی مانند زلزله، سیل ، خشکسالی و طوفان روی می دهد بلکه بعد از بحرانهایی نظیر انرژی، اشتغال، کسری بودجه، کاهش قیمت نفت و انواع و اقسام بحرانها نیز اتفاق می افتد. اکثر بحث ها و گفتگوها بدون راه حل وغیرمنطقی است و آنهائی که حساب شده هستند نیز بیش از چند هفته و یا چند ماه دوام نخواهد داشت. با نگاهی به اظهار نظرها و مصاحبه مطبوعاتی دولت و مسئولین مربوطه پس از زلزله رودبار و بم و مقایسه آنها با یکدیگر، به این واقعیت خواهید رسید که ما در طول ۱۳ سال یا حرف حسابی نداشته ایم و یا اینکه کسی حرف حسابی را نمی شنود. آنچه که مهم است این است که هر زلزله بزرگ در کشور، ما را به یاد فاجعه تمام عیاری که در انتظار پایتخت است می اندازد و تقریبا هیچ کارشناسی نیست که وقوع زلزله در تهران را رد کند اما کسی قادر نیست زمان آن را پیش بینی کند. مسئله مهم اینست که گسلهایی که تهران را محاصره کرده اند گسلهای فعالی هستند که با توجه به ساخت وساز های بی رویه، نامناسب و نامطئن تهران یک زلزله ۷ ریشتری، این شهر را نه تنها با یک فاجعه تمام عیار انسانی بلکه کشور را با فجایع اقتصادی و سیاسی روبرو خواهد کرد. ●مقاوم سازی ساختمان در تهران آمارها از وضعیت مقام سازی ساختمانها در کشور زلزله خیر ما تأسف بار و تکان دهنده است. ۹۰% خانه های روستائی و ۷۰% ساختمانهای شهری در برابر زلزله مقاوم نیستند . در تهران ۵۰ تا ۶۰ درصد طراحی ها و ۸۰ درصد اجرای ساختمانهای جدید و مرتفع، غیر اصولی بوده و در برابر زلزله بسیار آسیب پذیر هستند .۲ متأسفانه با همه ستادهای فراوانی که تشکیل شده هنوز نه تنها در ایران بلکه در تهران نیز هیچ سازمانی در مقابل نظارت ، محاسبه، طراحی و اجرای ساخت و ساز و مقاومت ساختمانهای تهران مسئول وبه شهروندان جوابگو نیست. ما اگر همین امروز به جای همه هزینه هائی که برای ۲۵ سال حرف زدن به باد دادیم برای همه ساختمانها شناسنامه صادر کنیم وحتی برای آنهائی که ساخته شده اند ، وضعیت مقاومت شان را در مقابل زلزله مشخص نمائیم و با تسهیلاتی مانند اعطای وام بلند مدت بدون بهره جهت مقاوم سازی آنها اقدام نمائیم ، ۳چرا که اگر امروز دولت به چنین کاری اقدام نکند فردا بایدچندین برابر آن را بلاعوض به مردم اعطا کند و برای آنها که ساخته نشده اند مقاوم سازی را که هزینه آن حداکثر۵ تا ۱۰درصد کل هزینه ساخت خواهد بود اجباری کنیم و مسئولین طراحی، اجرا و سازمان ناظر بر فعالیتهای سازندگان ساختمان قانوناً متعهد و ملزم به پاسخگویی و جبران خسارت در طول عمر مفید ساختمان شوند، در این صورت می توانیم حداقل ۳۰ تا ۵۰ سال آینده همانند ژاپنی ها اعلام نماییم که "از آنجا که امروز احتمال وقوع زلزله است شهروندان از خانه هایشان خارج نشوند چرا که منزل شما از همه جا امن تر است ." ۴اگر به جای حرف همین امروز دست به کار شویم و اقدامات عملی و جدی را شروع کنیم و همچون صاحبخانه نه مستأجر به شهر و کشورمان نگاه کنیم مطمئن باشید که تا ۳۰ سال آینده فرزندانمان به پدرانشان و نسل گذشته افتخار خواهند کرد و ما به خود و فرزندانمان به جای وحشت و ترس دائمی و زنده به گور شدن، آرامش و زندگی، هدیه خواهیم کرد. تجربه رودبار بدون هیچ کم و کاستی در بم اتفاق افتاد و متأسفانه ساختمانهای دولتی و امدادرسانی مانند شهرداریها و بیمارستانها قبل از دیگران آسیب دیدند و مسئولین شهر نیز خودشان کشته شده و یا اینکه آسیب جدی دیدند که دیگر نمی توان روی آنها هیچ حسابی باز کرد. اولین اقدام در مقابله با هر بحرانی محافظت از مغز و بازوهای اجرائی مدیریت بحران است تا منشأ هدایت، رهبری، تقسیم وظایف، نجات و کمک به شهروندان خود باشند که متأسفانه خود آنها قبل از دیگران صدمه می بینند و به کمک نیازمندند، آیا واقعاً مقاوم سازی مراکز عمومی، امدادی، دولتی هر شهر کار بسیار مشکلی است و یا به بودجه هنگفت غیرقابل دسترسی نیازمند است. این حوادث خود دلیلی محکم بر ضرورت نظارت جدی و پاسخگو در ساخت و ساز در کشور مخصوصاً در ساخت و ساز دولتی است که با حیف و میل های فراوان ، آسیب پذیر ساخته می شوند. ●ضرورت وجود مدیریت بحران و وظایف آن حال اگر کلیه اقدامات پیش گیرانه انجام شود باز با پخش خبر وقوع زلزله عظیم در یک شهر بزرگ، نظم عمومی بر هم خواهد خورد و در کلیه فعالیتهای خدماتی و اقتصادی اخلال ایجاد خواهد شد و لذا با وجود همهٔ اقدامات پیشگیرانه، وجود مدیریت بحران ضروری است . آنها که در اقدامات پیشگیرانه موفق تر بودند شانس موفقیت مدیریت بحران بیشتر، هزینه های آن کمتر و وظایف آن آسانتر خواهد بود. در هنگام وقوع بحرانی مانند زلزله به منظور جلوگیری از پراکنده کاری یا هرز رفتن نیروها و زمان و ایجاد انسجام، یکپارچگی و هماهنگی بین نیروی امدادی، مدیریت بحران لازم است که معمولاً اقدام اساسی را در دستور کار خود دارد. مرحله اول: مرحله امداد و نجات است البته در کشورهای دیگر می گویند ۲۴ سال اول بحران، ۲۴ ساعت افتخار یا استعفا برای وزیران و مدیران یک کشور است. باید در باره اقداماتی که در ۲۴ ساعت اول زلزله بم انجام شد، کارنامه مدیران ما را بررسی کرد تا قضاوت کرد که شایسته کدام یک هستند. برای موفقیت در این مرحله شبکه ارتباطی که نقش سلسله اعصاب را دارد مهم ترین بخش آن است. چرا که ثانیه ها در این مرحله می توانند هزاران زندگی را نجات دهند. در زلزله ۱۷ ژانویه ۱۹۹۵ کوبه ژاپن وزارتخانه های مربوطه ۱۸ دقیقه پس از وقوع زلزله از حادثه مطلع می شوند و گروههای نجات پس از ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه با هلیکوپترهای خود به محل حادثه می رسند. ساعت ۱۰ صبح یعنی ۴ ساعت و ۱۵ دقیقه پس از زلزله ستاد مدیریت بحران رسماً تشکیل جلسه داده و وظایف سازمانها را آن طور که پیش بینی شده بود اعلام می نماید. این حادثه ۵۵۰۰ کشته و ۴۱۵۰۰ مجروح داشت، ۱۹۵ تیم پزشکی به منطقه اعزام شد ، ۴۰۰۰۰ خانه موقت ساخته شد ۲۷۳۰۰ واحد آپارتمان برای اسکان موقت آماده گشت و تا حدود ۳ماه بعد از زلزله ۴۶ میلیون وعده غذا میان حادثه دیدگان توزیع شد. شبکه انتقال برق در ۶ روز و شبکه آب در مدت ۱۳ روز بازسازی و راه اندازی شد۵ . اما ما نه اطلاعات دقیقی از کارنامه مسئولین در زلزله بم داریم و نه هنوز کسی گزارشی روشنی از مدیریت بحران ارائه کرده است. آنچه مشهود است هجوم همه جانبه مردم به منطقه که به دلیل کارآمد نبودن و حرفه ای نبودن خود منشأ بعضی از مشکلات از جمله شیوع بیماریهای عفونی در منطقه شد. البته نمی توان به نقش نیرو های دلسوز نظامی و انتظامی و نیروهای مردمی که به طور داوطلبانه به منطقه جهت امدادرسانی و نجات آسیب دیدگان آمده بودند بی توجه بود و به این نوع دوستی و ایثار آنها احترام نگذاشت . ولیکن باید قبول کرد که با دلسوزی نمی توان یک بحران را مدیریت و هدایت کرد و برای مدیریت نهادهای مسئول، یک تفکر عقلانی نیاز است و مدیران اگر در پست های خود ماندند و مسئولیت را پذیرفتند، باید ملزم به پاسخگوئی عملکرد خود در پایان هر بحران باشند و پس از ارائه کارنامه خود، از افکار عمومی و مسئولین عالی رتبه نظام، حکم شایستگی و یا بی لیاقتی خود را بگیرند.مرحله دوم : مرحله اسکان موقت و امنیت عمومی پس از اینکه گروههای نجات و امداد و تیم های پزشکی کار خود را انجام دادند نوبت به مرحله بعدی یعنی مرحله اسکان موقت و برقراری امنیت عمومی و تأمین محل سکونت موقت، آب، غذا، برق، گاز، ارتباطات، پوشاک، امنیت و دیگر نیازهای ضروری آسیب دیدگان فرامی رسد. مرحله سوم: مرحله پشتیبانی و بازسازی در این مرحله مدیریت، مسئولیت برگرداندن شهر به وضعیت طبیعی خود را دارد لذا پس از گذر از دوران حاد بحران، نوبت به برآورد خسارتها و جبران آنها می رسد که دولت به تنهایی و بدون پیش شرط های لازم قادر به انجام آن نیست و مطمئن باشیم که برآوردن نیازهای اولیه بازماندگان به هر طریق مخصوصاً بسیج عمومی فراهم خواهد آمد اما هر روز از حادثه دورتر می شویم مسائل زلزله زدگان بتدریج به حاشیه رانده می شود و خبرهای آنها دیگر تیترهای جذاب روزنامه ها و رادیو و تلویزیون را به خود اختصاص نمی دهند. در دنیای پیچیده امروز دیگر نمی توان به روش های ساده و غیر برنامه ریزی شده دل بست.، تعاون، مشارکت عمومی، شکل ساده گذشته را از دست داده و پیچیده و کارآمد و قانونمند و منظم شده است. یکی از جلوه های بارز این مشارکت عمومی و تعاون در هنگام بروز بلایای طبیعی و غیر طبیعی ، بیمه است که به عنوان یکی از راه کارهای اصلی و اساسی جبران خسارت مصیبت دیدگان حوادث، مورد توجه و اهمیت قرار گرفته و هر روز نقش آن در مدیریت بحران بیش از پیش نمایان می شود. زلزله مصیبت بار بم، از سوئی ضرورت اشاعه فرهنگ بیمه را در جامعه و از سوی دیگر و توجه ویژه به فراگیر شدن مدیریت بحران در کشورمان را مطرح ساخت. کمتر از یک درصد از ساختمانهای مسکونی در بم دارای بیمه زلزله بودند و اگر این آمار در حد قابل قبولی بود بیمه به عنوان یکی از بازوان توانای مدیریت بحران که قادر بود فشار اصلی را از دوش دولت و مصیبت دیدگان خارج و بخشی از هزینه های مالی را با بیمه اتکائی به شرکت های بیمه ای خارجی منتقل نماید. بیمه زلزله در کشور ما برعکس کشورهای توسعه یافته که یکی از اشکالی است که در دوران بازسازی بسیار رایج و متدوال است هنوز برای اکثر مردم ما ناشناخته است. چرا که در کشورهایی مانند ایران که گسل های زلزله خیز تقریباً مانند شاخه های درخت در همه جای آن گسترده شده است کمتر از ۵ درصد منازل مسکونی کشور بیمه زلزله دارند .۶ در کشور ما، تأمین کننده منابع مالی جبران خسارت های فیزیکی و مادی ناشی از حوادث زلزله در وهله اول دولت و مردم هستند اما ممکن است که خسارتها آنقدر زیاد باشد که تأمین آنها در کوتاه مدت برای دولت و کمک های مردمی امکان پذیر نباشد. لذا در کشورهای توسعه یافته بیمه یکی از راههای مطمئن تأمین منابع مالی زیانهای ناشی از حوادث، مخصوصاً بلاهای طبیعی از جمله زلزله هستند که متأسفانه به دلیل عدم شناخت کافی مردم از آن و بی توجهی مسئولین و دولت همچنان ناشناخته مانده است. میزان رویکرد مردم کشور ما به خدمات بیمه در پایین ترین حد ممکن قرار دارد و باید اعتراف کرد که نرخ سرانه خرید بیمه هایی مانند اشخاص، اموال مانند آتش سوزی و ز لزله در کشورما بسیار پایین است و این مطلب در هنگام حوادث فشار زیادی بر دولت و خانواده ها خواهد آورد . در کشور ما،" بیمه مرکزی به منظور هدایت و تنظیم بازار بیمه ، توسعه و تعمیم بیمه های بازرگانی در کشور و انجام دادن بیمه اتکائی در سال ۱۳۵۰ تاسیس شد"۷ این سازمان همچنین مسئولیت گسترش صنعت بیمه و نظارت بر فعالیت های شرکت های بیمه ای را دارد و لذا بررسی بیمه زلزله و کشف دلایل عدم توفیق و راههای گسترش آن در کشور زلزله خیز ما و برطرف کردن موانع موجود یکی از وظایف اساسی بیمه مرکزی است که موفقیت آن سازمان در این امر برای بحران های آینده بسیار راه گشا خواهد بود. ●تاریخچه بیمه در ایران عملیات بیمه ای به معنای امروزی با فعالیت دو مؤسسه روسی بنام "نادیژدا" و "قفقازمرکوری" در سالهای آغازین قرن بیستم در ایران شروع شد. در سال ۱۳۱۰ با تصویب قانون ثبت شرکت ها در ایران شرکتهای بیمه ای انگلیسی، آلمانی، اتریشی، سوئیسی و امثال آن در ایران اقدام به ایجاد شعبه و نمایندگی کرده و به فعالیت بیمه ای پرداختند. در سال ۱۳۱۴ "شرکت سهامی بیمه ایران" با سرمایه صددرصد دولتی تأسیس شد و در سال ۱۳۱۶ "قانون بیمه" به تصویب رسید. در سال ۱۳۲۹ نخستین شرکت بیمه خصوصی به نام "بیمه شرق" در ایران تأسیس شد و تا سال ۱۳۴۳ به تدریج هفت شرکت بیمه خصوصی دیگر به نام های آریا، پارس، ملی، آسیا، البرز، امید ، ساختمان و کار تأسیس شده و به فعالیت پرداختند. در سال ۱۳۴۷ قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان و سایل نقلیه موتوری زمینی در قبال شخص ثالث -که به بیمه شخص ثالث اتومبیل معروف است - به تصویب رسید. با افزایش فعالیت بیمه ای در کشور در سال ۱۳۵۰ "بیمه مرکزی ایران" تأسیس شد و وظایفی مانند تنظیم بازار بیمه کشور و هدایت آن از طریق تصویب آیین نامه ها و مقررات؛ توسعه و تعمیم بیمه بازرگانی؛ اعطای مجوز تأسیس شرکت های بیمه و شبکه کارگزاری و نظارت بر فعالیت های شرکت های بیمه ای به نمایندگی از دولت در بازار بیمه و انجام دادن بیمه اتکائی اجباری برای مؤسسات بیمه ای را به عهده گرفت. در فاصله سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ چهار شرکت بیمه خصوصی به نام های ، تهران، حافظ، توانا و دانا تاسیس شدند. بعد از انقلاب ۱۲ شرکت خصوصی ملی اعلام شدند و ۱۰ شرکت از اینها در بیمه دانا ادغام شدند. تا سال ۱۳۷۳ چهار شرکت بیمه ایران، آسیا، البرز و دانا به فعالیت مشغول بودند که در سال ۱۳۷۳ شرکت بیمه تخصصی به نام بیمه صادرات و سرمایه گذاری با سرمایه بانک ها و بیمه ها تأسیس شد. در سال ۱۳۸۱ قانون تأسیس شرکت بیمه غیردولتی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید لذا در سال ۱۳۸۱ شرکت بیمه خصوصی حافظ در منطقه آزاد کیش و در سال ۱۳۸۲ نه شرکت بیمه ای خصوصی به نام های پارسیان، رازی، کارآفرین، توسعه، ملت، سینا، امید، حافظ و امین تأسیس شدند. ●بیمه زلزله در ایران از آنجا که مقوله بیمه در فرهنگ ما ریشه ای ندارد و از غرب وارد شده بیمه منازل با همان نامی که پایه گذاران غربی اش برای آن انتخاب کرده اند یعنی آتش سوزی خوانده می شود. این نوع بیمه واحدهای مسکونی، تجاری و اداری و غیره را تحت پوشش قرار می دهد. بیمه آتش سوزی سه خطر اصلی حریق، انفجار و صاعقه را پوشش می دهد و مواردی دیگری مانند زلزله، سیل، طوفان، سقوط هواپیما و ترکیدگی لوله آب و غیره نیز شامل پوشش های تبعی بیمه آتش سوزی یا زیرمجموعه بیمه آتش سوزی می شود که بیمه گذاران برحسب نیاز می توانند به همراه بیمه آتش سوزی آن را خریداری نمایند. هنوز گزارشی از فعالیت ۹ شرکت خصوصی بیمه ای که مدت کوتاهی است پا به میدان گذاشته اند منتشر نشده است. ۴ شرکت بیمه ای: ایران، آسیا، البرز و دانا ترکیبی از بخش خصوصی و دولتی هستند. شبکه ستادی و پرداخت خسارت ـ به غیر از تعداد بسیار اندک ـ منحصراً در دست بخش دولتی است و شبکه فروش قسمتی در دست بخش دولتی و قسمتی نیز در دست بخش خصوصی است در واقع در حال حاضر در کشور حدود ۵۵۰۰ واحد شبکه فروش خصوصی و حدود ۳۸۰ شعبه شرکت های بیمه ای که در بخش دولتی آنها را تشکیل می دهند فعالیت داشته و خدمات بیمه ای و پرداخت خسارت را انجام می دهند . ۸از آنجا که بخش خصوصی این شرکت ها کاملاً تحت کنترل و مدیریت بخش دولتی است و معمولاً در تصمیم گیری، قانون گذاری و طراحی بیمه نامه ها هیچ نقشی ندارند عملاً کار چندانی در توسعه صنعت بیمه در کشور از آنها ساخته نیست و آنها نیز همانند بخش های دولتی با بازار بیمه زلزله برخورد می کنند . علی رغم وجود تهدید جدی زلزله در کشور و بخصوص در شهر تهران ، شاید حیرت انگیز باشد که بدانید از یک میلیون واحد مسکونی در شهر تهران تنها کمتر از ۵ درصد آنها بیمه هستند . ●دلایل عدم استقبال از بیمه زلزله در ایران موارد ذیل را می توان از جمله دلایل عدم توفیق بیمه زلزله در ایران دانست : ۱- مشکل اقتصادی مردم : یکی از دلایلی که سبب شده است که مردم علیرغم نیازشان و وجود بیمه نامه های مناسب به سراغ بیمه نروند درآمد خانواده هاست . در بیشتر مواقع درآمد سرپرست خانواده ها آنقدر پایین است که نمی توان در سبد هزینه های ضروری خانواده ها جایی برای بیمه در نظر گرفت. ۲- مشکل فرهنگی : به نظر می رسد که مردم ما هنوز بیمه را به عنوان یک ضرورت نپذیرفته اند هر چند که شرکتهای بیمه ای با شیوه های مختلف تبلیغاتی، سعی در رواج این فرهنگ و آگاه کردن مردم از ضرورت بیمه شدن دارند اما هنوز این تبلیغات نتوانسته توجه مردم را به بیمه جلب کند و تنها پس از هر زلزله مردم نسبت به بیمه شدن توجه نشان می دهند وعلی رغم تبلیغات صورت گرفته اکثر مردم ما از نرخ ها و قیمت های ناچیز بیمه زلزله آگاهی ندارند که دلیل آن را می توان اطلاع رسانی نامناسب رسانه ها و شرکت های بیمه ای دانست . ۳- ساختار دولتی شرکت های بیمه ای و بازاریابی ضعیف برای فروش: به دلیل وجود بازار انحصاری بیمه که در اختیار چهار شرکت دولتی بود ما شاهد نوآوری ، ابتکار، رقابت و تلاش جدی برای بازار یابی در بیمه زلزله نبودیم هر چند که اخیراً از بیم حضور شرکتهای خصوصی در بازار مدیران این شرکتها جهت ایجاد تغییر اساسی در نظام اداری خود تلاش می کنند و شعار ، تغییر اساسی واستقرار نظام مشتری مداری را در شرکتهای خود می دهند و به کمک آیین نامه ها، بخش نامه ها وآموزشهای مختلف پرسنل خود سعی در رسیدن به چنین جایگاهی را دارند، ولیکن متاسفانه بدنه اصلی این شرکتها در دوران گذشته شکل گرفته و به این راحتی قابل تغییر واصلاح نیست. ۴- عدم ارائه طرحهای نوین بیمه مطابق با نیازهای جامعه: معاونتهای فنی شرکتهای بیمه وبیمه مرکزی که مسئولیت طراحی و تصویب و ارائه بیمه نامه های متناسب با نیاز شهروندان را به عهده دارند شایداز کم کارترین بخشهای صنعت بیمه کشور باشند. دلائل آن متعدد است به عنوان مثال در بارهٔ بیمه زلزله می توان گفت : عدم وجود بیمه نامه مستقل زلزله باتوجه به گران بودن بیمه آتش سوزی برای بعضی از ساختمانهای غیر مسکونی می تواند بیمه گذار را که ناچار است برای خرید بیمه زلزله اجباراً بیمه آتش سوزی را خریداری نماید منصرف سازد. از سوی دیگر، تغییر اساسی در بیمه آتش سوزی و زلزله علی رغم گذشت چهل سال صورت نگرفته و این در حالی است که ضریب بسیاری از ریسکها تغییر کرده و جابجایی زیادی در خطرات ایجاد شده است همچنین فرایند صدور بیمه نامه آتش سوزی وزلزله با توجه به هزینه آن بسیار طولانی و وقت گیر است ودر مقایسه با سایر بیمه نامه ها فعالیت در این بخش برای شبکه های فروش مقرون به صرفه نیست لذا باید برای تسهیل و تسریع صدور آن تدبیری اندیشید. ۵- پیشینه منفی شعبات پرداخت خسارت شرکتهای بیمه : متاسفانه مردم ما بیمه را از بیمه اتومبیل می شناسند و از آنجا که بیمه شخص ثالث اتومبیل در کشور ما زیان ده است لذا این شرکتها تمایل چندانی به ارائه آن ندارند و در پرداخت خسارت نیز بامشکلاتی مواجه هستند واکثراوقات مشتریان به دلیل اختلاف برآورد هزینه خسارت از سوی شرکتهای بیمه با تعمیرگاهها، نسبت به شرکتهای بیمه بد بین شده اند. البته عدم پرداخت سریع و وجود بروکراسی طولانی در دریافت خسارت نیزاز دلائل بی اعتمادی مردم به شرکتهای بیمه است که این مساله را می توان یکی از دلائل اصلی عدم وجود باور جدی مردم به بیمه دانست. ●نتیجه گیری به طور کلی، بحث برخورد با حوادثی چون زلزله را می توان به سه بخش تقسیم کرد: بخش نخست تحت عنوان "پیش گیری از خسارت" به اموری مانند مقاوم سازی ساختمانها، نظارت بر ساخت و ساز، بررسی و تعیین نقاط حادثه خیزو پرهیز از ساخت و ساز بر روی گسلها و آموزش همگانی کمک به آسیب دیدگان زلزله مربوط می شود. بخش دوم: "امداد و نجات " است که اموری مانند هماهنگی مراکز امداد رسانی ، تامین بهداشت محیط، تغذیه، اسکان موقت، دارو، امنیت و جمع آوری و هدایت کمکهای مردمی را شامل می شود. بخش سوم "جبران خسارت " است که پس از انجام اقدامات در رو بخش پیشین شروع می شود و شامل برآورد خسارت و جبران واقعی آنهاست. در زلزله های بزرگ از دولت به تنهایی کار زیادی ساخته نیست . در اینجا بیمه به عنوان یکی از راهکارهای بسیار مناسب برای جبران خسارتهای مصیبت دیدگان حادثه وحتی تامین آینده کودکان بجا مانده از حادثه تاهنگام بلوغ ،مطرح می شود ونقش کارساز و تمام کننده بحران را در مدیریت بحران ایفا می نماید.به عنوان مثال، باید به اقدام انسان دوستانه ای که بیمه ایران انجام داده اشاره کرد که کودکان بی سرپرست بازمانده از زلزله بم را تحت پوشش قرار داده است و ماهانه مبلغی را به عنوان تامین هزینه ها ی تحصیل و زندگی آنها پرداخت می کند که البته نباید انتظار داشت که این کمک های یک جانبه بسیار قابل توجه باشد ولیکن قابل تقدیر است. بنابراین بیمه ملی و همگانی زلزله در کشور می تواند در هنگام بلایای طبیعی بار اصلی را از دوش دولت و مردم حادثه دیده بردارد. باید همه اجزایی را که یک سیستم برای درست کارکردن نیاز دارد فراهم کرد تا در زمان مورد نظر به موفقیت قابل قبول دست یافت. برای موفقیت در اجرای بیمه فراگیر زلزله در کشور و یا حداقل در شهرهای زلزله خیز لازم است که : ۱- بیمه زلزله تا سرمایه ای معینی به عنوان مثال ۱۰۰میلیون ریال اجباری شود از این رو بدلیل افزایش تقاضا برای این نوع بیمه ، نرخ آن کاهش یافته و بیمه نامه زلزله با هزینه های کمتر در اختیار مردم قرار خواهد گرفت و شاید هزینه بیمه زلزله آنها از صدقه روزانه ای که پرداخت می کنند کمتر شود که از طریق قبوض آب و برق و غیره قابل وصول است. ۲- بیمه نامه ای مناسب ومستقل برای زلزله طراحی شود که صدور آن مانند بسیاری از بیمه نامه ها در چند دقیقه انجام شود. ۳- تشویق و ترغیب شرکتهای خصوصی بیمه جهت ورود به بازار بیمه کشور که با توجه به انگیزه های شرکتهای خصوصی ارائه خدمات متفاوت می تواند به توسعه این بیمه نامه و ترقیب و بیداری شرکت های قدیمی در کشور کمک کند. ۴- تعیین دادگاههای ویژه جهت رسیدگی سریع به اختلاف بین شرکتهای بیمه و مردم و در صورت محق بودن بیمه گذاران ، بیمه گر به پرداخت کامل خسارت به همراه هزینه های دادرسی و پرداخت درصدی از خسارت به عنوان جریمه عدم حسن نیت محکوم شود تا از این طریق شرکتها به کسب رضایت مشتریان ترغیب شوند. ۵- اطلاع رسانی دقیق در مورد بیمه زلزله ، نرخها و قیمت های بیمه زلزله ، مزایای بیمه زلزله واعطای وام توسط بانکها به مجتمع های مسکونی بزرگ که حق بیمه آنها سنگین خواهد بود و نیز بهره جستن از تجارب سایر کشورها دراین باره . ۶- اجرای سیاستهای تشویقی مانند استفاده از بعضی از تخفیفات در عوارض شهروندی مانند: عوارض نوسازی و غیره در صورت ارائه بیمه نامه زلزله متناسب با سرمایه بیمه گذاران . ۷- تاسیس سازمانی تخصوصی جهت صدور گواهی مقاوم سازی که می تواند در داخل شهرداری ها تشکیل شود و این سازمان در ضمن اینکه در مقابل صدور گواهی مقاومت ساختمانها متعهد به پرداخت خسارت شهروندان در صورت صدور گواهی خلاف واقع باشد. صدور پایان کار برای ساختمانهای نوساز مشروط به ارائه گواهی مقاومت سازمان مذکور و بیمه نامه زلزله باشد. ۸- عدم پرداخت تسهیلات دولتی مانند اعطای وام مسکن وام تعمیرات به ساختمانهای فاقد گواهی مقاومت و بیمه زلزله . ۹- ارائه اجباری بیمه زلزله ، هنگام خرید ، فروش رهن اجاره . بنابراین با اجرای بیمه ملی زلزله، ضمن کاهش قابل توجه حق بیمه زلزله به دلیل کثرت تقاضا، می توان قسمتی از خسارت را از طریق بیمه اتکایی به شرکتهای بیمه خارجی منتقل کرد وهمچنین کرامت انسانی مصیبت دیدگان زلزله را حفظ نمود و بدون نیاز به کمکهای خارجی امکان عادی سازی روند زندگی را برای مردم فراهم آورد. از طرف دیگر باوجود بیمه همگانی زلزله نه تنها کلیه شهروندان موجود در محل حادثه کاملاً شناسایی شده بلکه جزئیات سرمایه شهروندان مانند متراژ ساختمان، سرمایه موجود در آنها و غیره مشخص خواهد بود و مشکل امروز بم که بعد از زلزله جمعیت آن بیشتر از قبل از حادثه زلزله شده و دولت با دویست هزار مدعی روبرو است، تکرار نخواهد شد. باامید به آن روزی که دولت با اجرای سیاست نظارت صحیح و دقیق بر ساخت و سازها و مقاوم سازی بناهای موجود وتضمین مقاومت آنها توسط مراجع صلاحیت دار اعلام نماید که محل سکونت شهروندان امن ترین مکان درهنگام زلزله است و با همگانی کردن بیمه زلزله با اجرای سیاستهای تشویقی وتنبیهی، پس از هر زلزله و وقوع خسارت احتمالی به همه جهان اعلام کند که ضمن تشکر از نوع دوستی مردم دنیا، آسیب دیدگان بی نیاز از هر گونه کمک داخلی وخارجی هستند چرا که همه آنها تحت پوشش بیمه قرار دارند. منابع: ۱ - غفاری، بهرام.م، همشهری، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۷۶، ص ۴۰ ۲ - احمدی، م.ت ، کیهان، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۷۶، ص ۳ ۳- هم اکنون در تهران شرکتهای تخصصی مجود دارند و تحت نظارت شرکت های خارجی مشغول فعالیت هستند که قادرند مقاومت ساختمانها و حتی ابنیه های قدیمی و تاریخی را اندازه گرفته و مقاومت آنها را در مقابل زلزله تا اندازه معینی افزایش دهند. ۴- قیطانچی ، محمد رضا، مجله صنعت حمل ونقل ، شماره ۲۲۵ ،۱۳۸۲ ،ص۸۹ ۵- شریف زاده، رضا، مدیریت بحران در حوادث غیر مترقبه و بلایای طبیعی، اطلاعات علمی ،سال۱۶ شماره ۷ اردیبهشت ۸۱ ۶- قراگوزلو، علیرضا، بیمه زلزله را جدی بگیریم، نشریه آسیا ۸۱/۴/۱۹ ص۱ ۷- همتی ،عبدالناصر،توسعه صنعت بیمه ، پیک بیمه شماره ۲۱۴ نیمه دوم بهمن ۸۲ ص۳ ۸- همتی ،عبدالناصر،عملکرد صنعت بیمه ، پیک بیمه شماره ۲۱۴ نیمه دوم بهمن ۸۲ ص۳ ۹- همشهری، یکشنبه ۵بهمن۸۲ شماره ۳۲۳۹ ص۱ یاسین خوشحال
  4. درآمدی بر مدیریت بحران و نقش بسیج در آن مقالهٔ حاضر تلاش خواهد داشت که با هویتشناسی مفهوم بحران، ارتباط آن با مفاهیم همجوار آن چون "امنیت"؛ کالبدشناسی بحران و گونه شناسی بحران، بحرانهای داخلی در ایران را مورد عنایت قرار داده و در گستره منطقی حوصلهٔ بحث حاضر، نقش " بسیج" در مدیریت این بحرانها را روشن کند. در گستره تغییر و تحولات جدید حادث در جهان امروز؛ یکی از پر اهمیتترین دانشواژههای شناخته شده، مفهوم "بحران" است. اندیشمندان سیاسی در هنگام یادآوری از مهمترین مفاهیم مورد نظر در ادبیات سیاسی در حوزه ادبیات کلاسیک سیاست، از دو دانشواژهٔ " جنگ " و " انقلاب " به عنوان مهمترین مفاهیم یاد میکنند؛ اما، امروزه باید اذعان داشت که "بحران Crisis " توانسته است تخت نشین ادبیات سیاسی باشد. تاج اهمیت بر سر نهد؛ و به واسطه "هویت قطبی گونهٔ" خود "نشانه"های متفاوت و تبعات گوناگونی را از خود بروز دهد. جامعهشناسی سیاسی در مقام معرفت ناظر بر کشف، تبیین و تدوین محیط اجتماعی سیاست؛ و در ذیل آن مباحث مربوط به دگرگونیهای اجتماعی و بحرانهای داخلی در کشورها از سابقهٔ چندانی برخوردار نیست. از همین روی، حوزه به نسبت فراخ و پراهمیتی از موضوعات مربوط به ثبات و بی ثباتی سیاسی، بحران و بینظمی وانگارههای پژوهشی مختلف وجود دارد که در عمل بکرو دستنخورده باقی مانده است؛ مقالهٔ حاضر با عنایت به این کمبود تلاش دارد که با ورود به بحث "بحرانهای داخلی در ایران" گامی هر چند کوچک در این راه برداشته و مدخلی را بر این دشت وسیع بازگشاید. بحرانها سر بر بالین " فرصت " میگذارند و در بستر " تهدید " نمودار می شوند. از همین رو، به طور هم زمان در خود فرصتها و خطرات را یک جا جمع میآورند. با عنایت به این ویژگی است که مقالهٔ حاضر تلاش خواهد داشت که با هویتشناسی مفهوم بحران، ارتباط آن با مفاهیم همجوار آن چون "امنیت"؛ کالبدشناسی بحران و گونه شناسی بحران، بحرانهای داخلی در ایران را مورد عنایت قرار داده و در گستره منطقی حوصلهٔ بحث حاضر، نقش " بسیج" در مدیریت این بحرانها را روشن کند. مفهوم " بحران " منشوری است چند وجهی که به دنبال تعریف علمی می گردد. برای دقت نظر در این مفهوم ضرورت دارد که " اتمسفر گفتمانی مفهوم بحران" و " بستر گفتمانی" این مفهوم را به عنوان مدخل ضروری ورود به بحث مد نظر قرار دهیم. اگر به بحران، به مثابه یک متن یا text بنگریم. این متن بر " بومی" نقش میپذیرد که از فضایی خاص و رنگی ویژه برخوردار است. در این نگاه، بوم نقش پذیر بحران را اتمسفر یا " فضای گفتمانی بحران" مینامیم. نخستین بازتاب بوم نقش پذیر بحران ، نوعی " اضطراب و نگرانی ناشی از برهم خوردن وضع مألوف" است. ممکن است، این وضع مألوف؛ ناظر بر ثبات یا دگرگونی معطوف به وضعیت مطلوبتر باشد؛ اما آنچه که در این دیدگاه اهمیت پیدا میکند وجود نگرانی و اضطراب در برهم خوردن " وضع مألوف" است. در این حالت تصمیمسازان و تصمیمگیران به نوعی ذهنیت یا احساس برهم خوردن وضع طبیعی مورد قبول خود را تجربه میکنند. بنابراین، اولین شاخصه " فضای گفتمانی بحران" ذهنی بودن آن است. در همین فضای ذهنی " بحران " اولین یا زیرینترین لایههای هویتی بحران شکل میپذیرد. " ذهنیت عدم تعادل"، در این لایههای هویتی، از قابلیت انقباض و انبساط بالایی برخوردار است. به بیان سادهتر در هنگامهٔ بحران به جهت شاخصههای ناظر بر گونهگونگی بحران؛ این احساس قبض و بسط پیدا میکند؛ و این خاصیت قبض و بسط در گسترهٔ وضعیتهای متفاوت حاکم بر جوامع گوناگون و در مقاطع مختلف تاریخی آنها، مضاعف میگردد. اتمسفرگفتمانی بحران، شکست عادت مألوف، برهم خوردن نظم موجود، اضطراب، نگرانی، تنش و … را بر میتاباند: جهان امروز به واسطهٔ سرعت بی حد و شگفتانگیز تحولات گوناگون متوجه حوزههای مختلف زندگی بشری در اتمسفر گفتمانی بحران هویت میپذیرد. هر لحظه اسب سرکش و لجام گسیخته تحولات متعدد، وضع مألوف را تغییر میدهند؛ و اضطراب و نگرانی بشر را افزایش میبخشند. در چنین فضایی، بحرانها پایان پذیر نیستند؛ تا آنجا که پذیرش نهادی شده این وضعیت در نزد مدیران بحران؛ اولین بنیان " مدیریت بحران" است. در معرفت شناسی دنیای امروز، این تلاش که دنیا را بدون بحران بتوان تحمل کرد یا حداقل قبول کرد، مردود شناخته شده است. یکی از جنجالیترین نظریههای موجود در آغاز هزارهی سوم میلادی، نظریهایی است که در دهه اخیر از آن با نام "نظریه آشوب" یاد شده است. " آشوب"، با آشکار کردن ارتباط میان سادگی و پیچیدگی و همچنین ارتباط میان منظم بودن و تصادفی بودن، میان تجربهٔ هر روز ما و قوانین طبیعت پیوند برقرار میکند. " آشوب"، جهانی را مینمایاند که در عین تعین پذیر "deterministic " بودن و پیروی از قوانین اساسی فیزیک، ممکن است بینظم، پیچیده و غیر قابل پیشبینی هم باشد. فضای گفتمانی بحران، به واقع ناظر بر وضعیتی است که در آن، این وضعیت " طبیعی" تلقی نمیشود. به واسطه عدم ادراک این وضع، ذهن چنین عینیتی را بر نمیتابد و به جای کنترل آن، مقهور میشود. نقطه اصلی " بحران" را باید در همین "مقهور" و " منفعل" شدن بازیافت؛ در حالی که اگر این معنا، حاصل نشود، " وضع حاصل" بستر مناسبی خواهد بود که در آن عناصر "بحرانزدا " خواهند توانست از آن به عنوان یک " فرصت " سود جویند و"تهدید واقع " را به " فرصت حاصل" تبدیل کنند. بر اساس چنین نگرشی بعد دیگری از ابعاد اتمسفر گفتمانی بحران، رخ نشان میدهد. این وجه ناظر بر ترکیب " تهدید و فرصت " در بوم نقش پذیر بحران است. در این دیدگاه بحران حالتی ذهنی روانی را باز میتاباند که در آن اضطراب و نگرانی ناشی از تنوع وجوه متفاوت " تهدید" و " فرصت" وجود دارد. فضای گفتمانی بحران از هویتی دو چهره برخوردار بود؛ یک چهره اضطراب، نگرانی و دیگری چهرهٔ " تهدید و فرصت". در این معنا بحران از شکل هویتی "تهدید و فرصت" در محتوای شکلی " اضطراب و نگرانی" بهرهمند است. این فضای گفتمانی در بستری متجلی میشود که ناظر بر " تغییر و دگرگونی" است؛ این بستر را " بستر گفتمانی بحران" مینامیم. اساساً "بحران" در بستر دگرگونی" است که یکی از وجوه آن در شکل " توسعه و رشد"، یعنی دگرگونی برنامهریزی شده برای حصول به اهداف تعریف شده است؛ و وجه دیگر آن در شکل " بحران" بروز پیدا میکند. گی روشه معتقد است: جامعه تاریخ است. خود را دگرگون میکند و پیوسته در حال دگرگون ساختن خود، اعضایش، محیطش و سایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است. جامعه بدن وقفه نیروهای برون یا درونی که ماهیت، جهت و سرنوشت آن را تغییر میدهد، ایجاد کرده و پذیرای آنها شده و یا آنها را تحمل میکند. تمام جوامع، چه به صورت ناگهانی و چه به گونه ای ناآرام یا نامحسوس، هر روز تغییراتی را که کم و بیش با گذشتهاش هماهنگی داشته و طرح و مسیر کم و بیش مشخصی را تعقیب میکنند، به خود میبیند و بنا براین جامعه تنها کنش اجتماعی گروهی از اشخاص نبوده و در حد شکلی از سازمان اجتماعی نیز نمیتوان آن را کوچک نمود. جامعه را از سوی دیگر نیز میتوان حرکت یا تغییر یک اجتماع از ورای زمان محسوس کرد. از این رو، در ارائه تعریف رسا از بحران، شفاف سازی "بستر گفتمانی بحران" یعنی "تغییر اجتماعی" ضرورت پیدا می کند؛ و لازمه این شفاف سازی بررسی مفاهیم " تحول" و " تغییر" اجتماعی است. مرز میان تحول و تغییر اجتماعی بسیار کدر است. در ترسیم نقش رنگها، هنگام ورود از رنگی به رنگ دیگر، به گونهای رنگآمیزی صورت میپذیرد که محل اتصال از رنگی به رنگ دیگر، تغییر آنچنان آرام صورت میپذیرد که بیننده هیچ گونه تلاطم یا آشوب ذهنی در نگاه به رنگ احساس نمیکند و حتی گاهی تغییر رنگ در این آرامش ذهنی حاصل از آرامی دگرگونی رنگها گم میشود. تحول نیز از همین جنس است. تحول یا "Evoluation " ناظر بر دگرگونی اساسی ولی اندک اندک در چیزی است که به سبب اندک بودن، چندان محسوس نباشد. دگرگونی به نسبت عمیق ولی آرام، با تغییراتی ژرف اما با نمود ظاهری اندک و حرکت بطئی؛ تحول نام میگیرد. از این رو تحول گرایی Evolutionism در عبارت زیر تعریف شده است: ـ روش فکری که در همه امور به سیر تکاملی اعتقاد دارد. ـ آیینی که معتقد است توسعه تاریخی جوامع بر اساس یک قانون عام صورت میگیرد، به نحوی که میتوان مراحل تحولی جوامع را از کهنترین آنها تا جوامع جدید، طبقهبندی کرد. ـ اعتقاد به حرکت تدریجی جوامع در یک جهت خاص. تحول اجتماعی همان "Metabolia " متابولیای افلاطونی است؛ و به طور معمول در برگیرندهٔ مجموعهای از تغییراتی است که در طول یک دوره طولانی، طی یک و یا شاید چند نسل در یک جامعه رخ میدهد. بنابراین تحول اجتماعی بر اساس این تعریف؛ مجموعه فرایندهایی است که در طی یک مدت زمان کوتاه نمیتوان آن را ملاحظه کرد. تحول اجتماعی را میتوانیم به مثابه منظرهٔ واحدی بدانیم متشکل از تودهای از جزییات که پازل گونه به هم متصل و از ارتفاع زیاد زمانی قابل رویت هستند. رودررویی با تحول اجتماعی و فقدان درک مناسب از آن در فرایندهای طولانی، مؤجد دگرگونی فاجعه آمیز Catastrophic change می شود. دگرگونیهای فاجعه آمیز تغییراتی است که به صورت سریع و ناگهانی رخ می دهد و سپس موجب عدم ثبات، بی قانونی و بیسازمانی و برهم خوردن توازن در جامعه میشود. در ادبیات سیاسی مفاهیم دگرگونی اجتماعی و " تغییر اجتماعی" بدین گونه تغییر اجتماعی Social change بر عکس تحول اجتماعی Social Evolution عبارت است از پدیده های قابل رویت و قابل بررسی درمدت زمانی کوتاه به صورتی که هر شخص معمولی نیز در طول زندگی خود یا در طول دوره کوتاهی از زندگیش می تواند یک تغییررا شخصاً تعقیب کند، نتیجه قطعیاش را ببیند و یا نتیجه موقتی آنرا دریابد. تغییر اجتماعی، از این دیدگاه، فرآیند پیچیدهای است که تأثیر و تأثر عوامل گوناگون مانند: - اختراع - تراوشهای ناشی از فرهنگها - اشاعه ویژگیهای فرهنگی از جوامع دیگر - افزایش یا کاهش جمعیت - تکنولوژی - شخصیتهای بزرگ - جنبشهای اجتماعی - آموزش و پرورش و بی سازمانی اجتماعی را که در هر یک از موارد معین دگرگونی اجتماعی نقش دارند ـ ، شامل میشود . مواردی همچون : - عادت - ترس از گسسته شدن رشته تداوم - سنت گرایی -صاحبان منابع و مقاومت ایدئولوژیک نیز از عوامل ایستادگی در برابر تغییرات اجتماعی است . علاوه بر این ، تغییر اجتماعی در محدودهٔ یک محیط جغرافیایی و اجتماعی معین صورت میپذیرد و در این مورد تفاوتش با تحول اجتماعی در این است که آنرا میتوان در چارچوب یک محدوده جغرافیایی ویا کادر اجتماعی ـ فرهنگی به مراتب محدودتری مورد مطالعه قرار داد. ▪ گفتمان بحران : ـ اضطراب و نگرانی تغییر اجتماعی ـ فضای گفتمانی تهدید بستر گفتمانی بحران ـ بحرانی ـ فرصت تحول اجتماعی ـ بحران به مثابه امری طبیعی بدین گونه، با عطف توجه به فضا و بستر گفتمانی بحران و بذل توجه به سرعت تغییر و تحولات کنونی حادث در لایههای مختلف زندگی جمعی، باید به بحران به مثابه یک امر طبیعی نگریست؛ و " مدیریت بحران" را ضرورت اجتناب ناپذیر جوامع امروزی تلقی کرد. آنچه در اینجا از اهمیت زیادی برخوردار میشود؛ نوع نگاهی است که نسبت به گفتمان بحران در " گفتمان بحران" وجود دارد. در بررسی اندیشههای جامعهشناسانه دو نوع نگاه به دگرگونی در مرحله نخست قابل تفکیک است: تی . اس . الیوت معتقد است: جهان هنوز هم ممکن است با " نالهٔ خفیفی" به پایان برسد و نه با یک انفجار؛ نگاه منفی و ذهنیت بازدارنده در برابر دگرگونی مبین این نکته است که تا فرا رسیدن این پایان، دنیا بی وقفه به درون آیندهای تیره فرو میرود، دنیایی متشنج از ستیزهها که از درد بیعدالتیها به خود میپیچد و در جستجوی نومیدانه برای دست یافتن به زندگی پرمعنای انسانی است. نه تنها، بخش قابل توجهی از کارگزاران نظم و امنیت جامعه، بلکه بخش قابل توجهی از اندیشههای محافظه کارانه در جامعه شناسی دگرگونی، حتی تحول اجتماعی را نوعی انحراف از هنجار به شمار میآورند. در این معنا، حالت بهنجار امور در جامعه، حالت ثبات است و فرض میشود که نهادها، ارزشها، یا الگوهای فرهنگی با گذشت زمان پایدار میمانند. این نگرش، بازتابش محافظه کاری ناب است؛ دیدگاهی که به قول " آلفرد نورث وایتهد" جلوی جوهرهٔ هستی میایستد. با این وصف، نکته اساسی این است که نگاه منفی به دگرگونی، خود عامل اصلی شدت دگرگونی و به تبع آن تبدیل آن به بحران است. گفتمان بحران ناظر بر این معنا است که در بسیاری از جوامع بحرانزی، دگرگونی امری غیر طبیعی قلمداد می شود. آسیبزا پنداشته میشود؛ و همین رو در رویی غیر منطقی با تغییرات اجتماعی و تحولات طبیعی منشا و آبشخور بسیاری از بحرانهای حاصل در این جوامع است. تاکید بر این دیدگاه زمانی مفید خواهد بود که دگرگونی را امری طبیعی بدانیم، آن را ـ حداقل به طور مطلق ـ آسیبزا نپنداریم. تنوع الگوهای درونی و امکانات موجود در برابر هر جامعه را بپذیریم و بدانیم که تاکید بر هر یک از دو عامل دگرگونی یا ثبات عواقب عملی و نظری مهمی را در برخواهد داشت. ● تعریف بحران : ارائه تعریف مشخص و قابل اجماع از " بحران " غیر ممکن است. از اوایل قرن بیست میلادی از منظرههای گوناگون تحقیقاتی، مطالعات بسیاری در ارتباط با بحران انجام پذیرفته است؛ اما چنین تلاشهایی نه تنها موجب پیشنهاد تعریفی شفاف از این مفهوم نشده، بلکه دلالتهای آن را بس پیچیدهتر کرده است.(۱) جاناتان روبرتز، Jonathan Roberts معتقد است: "براستی، تعریف بحران امر سادهای نیست. زیرا این مفهوم از یک خلا معنایی، تکنیکی، عملیاتی و مورد اجماع به سبب ماهیت همه جا حاضری Ubiquitous ـ بهرهوری فراگیرـ آن رنج میبرد. "پیل ویلیامز" نیز تاکید دارد که: "به ندرت از واژهٔ دیگری، همچون واژهٔ بحران، درخواست شده است که معانی بسیاری را حمل و اهداف بسیاری را پوشش دهد." (۲) از همین روست که اندیشمندانی چون " کاپرمن" Kapperman ، " ویل کاکس" Will Cox و" اسمیت" Smith معتقدند: آنچه که نزد یک فرد و یا گروه، بحران تعریف می شود، ممکن است در نزد دیگری بحران تعریف نشود. اگرچه، به طور کلی بحرانها به لحاظ اضطرار و دل مشغولی نسبت به اینکه مشکل در فقدان اقدام وخیمتر نشود، از شرایط عادی متمایز میشوند. بنابراین مشکل اساسی در این واقعیت نهفته است که موقعیت و سطح هر ناظر و تحلیل کنندهای، تأثیری ژرف بر درک و تعریف بحران دارد. این بدان معنا نیست که ما به دنبال تعریفی با هویت مشخص از بحران برنیاییم؛ بلکه براین نکته باید عنایت کنیم که نمیتوان در عرصه "بحران شناسی" و "مدیریت بحران" به سان دیگر مسایل و مباحث حوزهٔ سیاسی ـ امنیتی، به فرا- روایت، فرا ـ گفتمان و فرا تئوری اندیشید. بیتردید، امور واقعی Fact که پیرامون یک بحران تجمع کردهاند، مانند هر دادهٔ تجربی دیگری، اساساً ملفوف و پیچیده در نظریهها Theory Laid هستند. لکن میبایست در این راستا از محصور و محدود شدن در نظریههای تک محور، یا تک نظریهای اندیشیدن در اطراف بحران، دوری گزینیم. برخی از دانش پژوهان بحران را به همان معانی فشار، اضطراب، فاجعه، بلا، خشونت یا خشونت احتمالی به کار بردهاند. برخی دیگر با استفاده از ادبیات پزشکی، این عبارت را به "سکته" یا " انفاکتوس" تشبیه کردهاند و آن را به عنوان "یک نقطه عطف" میان یک تحول مساعد و نا مساعد در وضعیت یک ارگانیسم خواندهاند. بازتاب چنین نگرشهایی را در تعاریف ارائه شده در"فرهنگ علوم سیاسی" باز مییابیم. در ذیل مفهوم C risis میخوانیم: در ادبیات فلسفی، این اعتقاد وجود دارد که هر چه مفهوم فقیرتر باشد، مصادیق آن بیشتر است؛ از همین رو، به دلیل فراگیری مفهوم "بحران" بر مصادیق گوناگون و متنوع، باید آن را مفهومی فقیر دانست. دال بحران، به مدلول خاص و ثابتی رجوع نمیدهد؛ به بیان دیگر هیچ رابطهٔ ذاتی، ماهوی و پایداری بین دال و مدلول بحران وجود ندارد، بلکه هر نوع ارتباطی میان این دو ارتباطی قرار دادی است. از همین روست که مفهوم بحران، اصطلاحی "عامیانه" است که به دنبال تعریفی "عالمانه" میگردد؛ و مصداق یا مصداقهای خود را در بستر گفتمانهای گوناگون باز میجوید. این سیال بودن و گوناگونی مصادیق آن زمانی شدید میشود که فراموش نکنیم، مجموعههای گفتمانی، خود نیز به طور مستمر مشمول و موضوع عدم ثبات و ضرورت شکلی و ماهوی هستند. با این تفصیل "بحران" از نظر جنس " مفهومی فقیر" است؛ ولی باید توجه داشت که از نظر " نوع" یا فصل " مفهومی است ذهنی و اجمالی، از این جهت اجمالی است که از مجموع صفاتی بهره مند است که در ذهن فرد معین یا بیشتر افراد جامعه وجود دارد ولفظ معینی دال بر آنهاست؛ و از این رو " اجمالی" است که این دانشواژه به مجموع صفات مشترک بین وقایع و رویدادهای مختلف اشاره دارد و آن صفات خطرناک است. مفهوم بحران از جهتی دیگر تناقض است، چرا که از یک سو، از صفتی مشترک بهرهمند است و از سوی دیگر به واسطه فقیر بودن یعنی فراوانی مدلولها و مصداقها "برجسته" نیز هست، و تنها به مجموع صفات مشترک بین افراد یک صنف اطلاق نمیشود، بلکه به صفات مخصوص قسم معینی از این صنف نیز، به نحو متناوب اطلاق میشود. مانند اینکه میگوییم: بحران اقتصادی، بحران سیاسی، بحران اجتماعی، بحران داخلی، بحران منطقهای و … پس میتوانیم بگوییم بحران مفهومی فقیر، ذهنی، اجمالی و برجسته است که از عناصرElements و گشتاورهای Moments خاصی بهرهمند است؛ و در گفتمانهای متعدد که خود حاصل مفصلبندی articulate هویتهای زبانی متمایز و سیال هستند، پرتابشگر معانی و دقایق خاصی است. از این رو باید " کانون" و "دقایق" و عناصر مفصل بندی شده این مفهوم "فقیر" ، "ذهنی" "اجمالی" ، برجسته را در سایهٔ واسازی یا شالوده شکنی deconstruction این مفهوم و بازسازی Roconstruction مجدد آن در گفتمانهای رایج و گفتمان برتربازیافت. نویسنده: مهدی مطهرنیا منبع:فصلنامه مطالعات بسیج، شماره ۱۶ منابع: ۱) هویت شناسی بحران : ۱/۱) اتمسفر گفتمانی مفهوم بحران : ۲/۱) بستر گفتمانی بحران : ۱) نگاه منفی ذهنیتهای بازدارنده دگرگونی بازدارندگی کندسازی ۲) نگاه مثبت ذهنیتهای سهولت بخش دگرگون تسهیل کنندگی سریع سازی ۱) وضعیت ناپایدار و متزلزلی که در چارچوب آن، تغییر قطعی بهتریا بدتردر شرف وقوع است. ۲) هر نوع بی ثباتی که به تغییراتی اساسی منجر میشود. ۳) شرایط ، اوضاع یا دوران خطرناک و فاقد اطمینان. ۴) هر گاه پدیدهای به طور منظم جریان نیابد، حالتی از نابسامانی ایجاد شود، یا نظمی مختل شود و یا حالتی غیر طبیعی پدید آید، بحران مطرح میشود. ۵) بوجود آمدن شرایط غیر معمول یا غیر متعارف در جریان یک سیستم یا نظام. لحظهٔ حساس در بحران، لحظهای است که بحران به اوج خود میرسد و سرنوشت ساز است.
×
×
  • اضافه کردن...