رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بودن'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است. ازدواج ابعاد گوناگونی دارد و انتخاب همسر نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها ، جغرافیا، تحصیلات و...« سن » یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین ، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است. اما بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه ای که زنان دست به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی می زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا می کنند و جایگاه ها، موقعیت هایی برتر و یا همسان مردان به دست می آورند و همین باعث می شود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثلاً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. با این حساب می توان گفت که نظریه همسر گزینی با توجه به شرایط خاص هر جامعه می تواند تغییر یابد و در نهایت موجب طرح این پرسش می شود که آیا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتی می شود؟ پاسخ های مختلفی شامل این پرسش می شود؛ پاسخ های مخالف و موافقی که بحث بر سر هر کدام می تواند نظر عده ای خاص را پاسخگو باشد. دکتر امان قرایی مقدم، محقق و استاد دانشگاه در این خصوص می گوید: «به نظر من این تفاوت سنی، منفی است زیرا با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ایم، به این نتیجه رسیده ایم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجین، بروز همین تفاوت سنی است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، زیرا این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست. فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.» جامعه شناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیت های اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است. حمید اکبری- کارمند، می گوید: «دوستی داشتم که همیشه می گفت من با یک زن پولدار ازدواج می کنم. چند سالی از او خبر نداشتم تا این که هفته پیش او را دیدم. سوار خود روی آخرین مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالی خوبی دارد. برایم تعریف کرد که با خانمی 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگی اش هم راضی است و به هر چه می خواسته، رسیده است. خوشحال شدم ولی نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خیلی شاد و سر حال سابق نبود.» ازدواج زن با مردی که از خودش کوچکتر است، از دید جامعه شناسان غیر از بُعد اقتصادی، به مسائل عاطفی و احساسی منوط است. مثلاً دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. بخصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، زیرا پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند.» این در حالی است که دکتر نوید ایرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در یک طبقه بندی به چرایی و چگونگی این ازدواج ها اشاره می کند. وی معتقد است این ازدواج ها را می توان در 3 طبقه مجزا قرار داد: الف- آن دسته از ازدواج هایی است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختری بزرگتر از پسر بنابر از شرایط خاصی، پسر را به ازدواج مجبور می کنند. ب- ازدواج هایی که بر پایه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند. ج- ازدواج هایی که بُعد اقتصادی دارند. وی در ادامه سخنانش نتایج چنین ازدواج هایی را این گونه بیان می کند: «با توجه به نوع چگونگی ازدواج، مسلماً رفتارهای متفاوتی نیز بروز پیدا می کند. در ازدواجی که مرد بر پایه عشق و یا ثروت خود را راضی کرده است که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پیش می آید: یا زن حاکم خانواده می شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است. زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است، برنامه ریزی می کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرایطی معمولاً جوان بودن خود را بهانه ای برای اخاذی قرار می دهد و زن نیز کوتاه می آید.» غیر از این، ازدواجی که بر پایه زور و اجبار است در نوع خود بدترین واکنش را داراست، زیرا زن و مرد بیشترین تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنین خانواده هایی بیشترین تنش بر سر این موضوع است که چه کسی قدرت را در دست بگیرد، مرد یا زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتی می خواهد مردانگی نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمی تواند این نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، می تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند. دوست می گفت: «با مدیر عامل شرکت کامپیوتری که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالی است که زندگی مشترکی داریم. راضی ام اما گاهی اوقات احساس می کنم همانند یک مهره هستم و هیچ اراده ای از خود ندارم. تنها این مورد است که ناراحتم می کند.» در حالی که عده ای از کارشناسان با این کار مخالف هستند، گروهی دیگر توافق دارند که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد، زیرا هنوز تعریف مشخص و دقیقی از وظایف زن و مرد نسبت به هم تبیین نشده و یا اگر شده کمتر عملی می شود و به همین دلیل است که اختلاف ها روز به روز بیشتر می شود؛ بنابراین در حالی که در زندگی های عادی زناشویی تنش هایی را شاهد هستیم، طبیعی است میان خانواده ای که زن چند سالی هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حدیث هایی هم باشیم. به طور مثال به مرد می گویند هیچ کس را به او نمی دادند و آمد این زن را گرفت و یا این زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامی این حرف ها در کنار مشکلات دیگر می تواند آسیب پذیری خانواده را افزایش دهد. عده ای از روان شناسان اجتماعی با نگاهی از بعد روان شناسانه و روان شناختی نیز سعی بر تحلیل این دسته از ازدواج ها دارند. آنان معتقدند از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و... خانمی می گفت: «پس از 15 سال زندگی، شوهرم به من می گوید تو پیر هستی. من 6 سال جوان تر از تو هستم. می گوید اگر به خاطر ثروت و موقعیت تو نبود، با تو ازدواج نمی کردم. خیلی غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چیزهایی که می خواسته، رسیده، به من می گوید تو پیر هستی. پس از 15 سال زندگی این حرف ها دلم را آتش می زند.» دکتر ایرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سنی نیز اشاره می کند. به این معنی که اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد. در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود. مثلاً زنی که 15 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند. خانم کارمندی می گفت: «با کسی ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه می گویند جای پسرت است و به او هم می گویند که با مادرت ازدواج کرده ای. شاید حق دارند. ولی ما با هم خوشبخت هستیم و 7 سال است که زندگی می کنیم. تمام خرج تحصیلش را خودم دادم و برای دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. می گفتند این کار را نکن می رود و دیگر بر نمی گردد؛ ولی همسرم رفت دکترایش را گرفت و برگشت و با هم زندگی می کنیم. الان حرف های مردم کمتر شده؛ ولی هنوز وقتی ما دو تا را با هم می بینند تعجب می کنند.» تمام این مسائل زمانی کنار هم جمع شده، باعث می شوند کارشناسان نظرات مختلفی را ارائه دهند؛ هر چند این نظرات در آخر به نقطه ای مخالف ختم می شود و گویی هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند. دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشد مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیره. ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.» در هر حال، با نگاهی می توان خانواده هایی را یافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. آقای که کارمند فرودگاه است می گوید: «روزی که مثل همیشه مشغول چک کردن یکی بودن شناسنامه ها با هویت مسافر بودم، دیدم زن و مرد مو سپیدی شناسنامه هایشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پیرمرد لبخندی زد و گفت: مگر چه عیبی دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!»
  2. پرنده بودن هم عجب لذتی داره! انسان ها از دوران های گذشته آرزوی پرواز را در سر خود می پروراندند و دوست داشتند همانند پرندگان بر آسمان پرواز کرده و به جاهای مختلف این دنیای بزرگ سفر کنند . در اینجا تصاویری را از دید پرندگان مختلف که را مشاهده می کنید . منبع : bo2aks.com
  3. خجالتی یا اجتماعی بودن ارثی است مشاور وزیر بهداشت ادامه داد: تحقیقی که چند سال پیش در آمریکا انجام شد نشان داد که خجالتی یا اجتماعی بودن افراد تا حد زیادی به عوامل ژنتیکی، ارثی و فرهنگی مربوط است و تا حد زیادی نتایج این تحقیق قابل تعمیم است. تحقیقی که چند سال پیش در آمریکا انجام شد نشان داد که خجالتی یا اجتماعی بودن افراد تا حد زیادی به عوامل ژنتیکی، ارثی و فرهنگی مربوط است و تا حد زیادی نتایج این تحقیق قابل تعمیم است. رئیس انجمن جراحان مغز و اعصاب ایران گفت: ساختار مغز همه انسانها شبیه هم است.خصوصیات اخلاقی مانند خجالتی یا اجتماعی بودن ربطی به ساختار مغز ندارد و این مسائل تا حد زیادی توارثی است که از اجداد به نسلهای بعد منتقل میشود. محمود طباطبایی در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است خصوصیات اخلاقی مانند خجالتی بودن به ساختار مغز انسانها مربوط باشد، افزود: شکل و ساختار مغز همه انسانها شبیه هم است و از نظر آناتومی هیچ فرقی با هم ندارند مگر اینکه فردی دچار یک نوع بیماری شده باشد بنابراین خصوصیات اخلاقی افراد هیچ ربطی به ساختار و شکل مغز آنها ندارد. مشاور وزیر بهداشت ادامه داد: تحقیقی که چند سال پیش در آمریکا انجام شد نشان داد که خجالتی یا اجتماعی بودن افراد تا حد زیادی به عوامل ژنتیکی، ارثی و فرهنگی مربوط است و تا حد زیادی نتایج این تحقیق قابل تعمیم است. عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اضافه کرد: بر این اساس ممکن است یک خصوصیت اخلاقی بعد از 3 یا 4 نسل به افراد منتقل شود اما ساختار و شکل مغز در این زمینه هیچ نقشی ندارد و بیشتر عوامل تربیتی و توارثی در این زمینه نقش دارند.
  4. بهانه با تو بودن | سمیه مهدیان صفحات 7 تا 9 فصـل 1 وقتی از خواب بلند شدم چشمام به قدری می سوخت و سنگینی می کرد که از باز کردنشون پشیمون شدم. غلتی خوردم خواستم دوباره ببندمشون که صدای عمه سیمین توجه ام رو جلب کرد خواستم پتو رو تا روی صورتم بالا بیارم و بی توجه به حرفاش استراحت کنم. سرم درد می کرد و خیلی خسته و کلافه بودم. صبح زود به خاطر کلاس آموزشگاه رفته بودم بیرون و تازه یک ساعتی بود که اومده بودم خونه. ولی وقتی فهمیدم عمه داره تلفنی با همسر سابقش کاکران جر و بحث می کنه از جا بلند شدم و تلو تلو خوران از اتاق بیرون رفتم. اول درست جایی رو نمیدیدم. فقط صدای عمه با اون لحن ملتمسانه اش بود که منو به خودم آورد. کمی که به خودم مسلط شدم جلو رفتم و ازش خواستم آرامش خودش رو حفظ کنه ، عمه ام ناراحتی اعصاب داشت علتش هم درگیریاش با شوهرش بود. تقریبا دو سال می شد که از هم جدا شده بودن و الان فقط تنها دلیل ارتباطشون بچه هاشون بودن....وقتی دیدم تلاش بی فایده است جلوی اینه رفتم و توی اینه نگاه کردم اون همه سوزش چشمام بی دلیل نبود کاملا قرمز شده بودن! آبی به دست و روم زدم اما صورتم رو خشک نکردم و رفتم توی آشپزخونه و یک فنجون چای ریختم و برگشتم توی اتاقم ، فنجون رو روی میز کامپیوتر گذاشتم ، صورتم هنوز خیس بود. پنجره رو باز کردم و اجازه دادم سوز سرد پاییزی به صورتم بخوره. وقتی هوای سرد بیرون با نم صورتم برخورد کرد احساس خوب و مطبوعی بهم دست داد و باعث شد کمتر احساس کسالت کنم . فنجون چای رو برداشتم و نشستم کنار پنجره و آروم آروم لب خشک و سردمو با گرمای اون زنده کردم . کوچه خلوت بود نه عابری ، نه رهگذری ، صدای عمه ام قطع شده بود ، یه نفس راحت کشیدم و رفتم جلوی آینه ، شونه ام رو برداشتم و در مسیر باد ایستادم و موهام رو شونه کردم. احساس خنکی تمام وجودم رو گرفته بود. گذاشتم باد هر جور دلش می خواد موهامو به رقص در بیاره. چند دقیقه بعد در اتاق به صدا در اومد ، عمه بود که اجازه می خواست بیاد تو. لبخندی زدم و گفتم : - بفرمایید تو. انگار با شک دست و پنجه نرم می کرد ، دلیل تعللش رو نفهمیدم ، به هر حال بعد از چند ثانیه مکث تو چهارچوب در ظاهر شد و گفت : - بیدارت کردم ؟ شونه رو گذاشتم سر جاش ، رفتم طرفش و دستاش رو گرفتم ؛ می لرزید. هر وقت عصبی می شد این حالت بهش دست می داد ، کمکش کردم و نشوندمش روی مبل وسط اتاق و گفتم : - کامران بود؟ - آره. - بچه ها چی ؟ باهاشون صحبت کردی؟ سرشو به طرفین تکون داد و دوباره گفتم : - اشکال نداره...اشکال نداره درست می شه ، انقدر به خودت فشار نیار ، قرصات رو خوردی؟ سؤالم رو نشنیده گرفت و پرسید : - امروز چندمه؟ - امروز...دهم آبان چه طور مگه؟ - دقیقا 40 روزه کامیابم رفته مدرسه و من هنوز تو لباس مدرسه ندیدمش. خیلی ناراحتش بودم ، گذشته ی سختی رو پشت سر گذاشته بود و برای فراموش کردنش باید از بچه هاش می گذشت که برای یک مادر امکان پذیر نبود. چند دقیقه توی اتاقم نشست و رفت و آمد و کارهای منو نگاه کرد . گفت : - ستایش تو دوست نداری همراه سعید و بهرخ بری شهرستان؟ تو این مدت بارها این سؤال رو از من پرسیده بود ، انگار از جوابم راضی نمی شد و به نیت قلبم شک داشت یا دوست داشت نظرمو در مورد زندگی با خودش بدونه منم مثل دفعات قبل جواب دادم : - مسئله دوست داشتن یا نداشتن نیست. کدوم بچه ایه که دوست نداشته باشه با پدر و مادرش زندگی کنه! اما همیشه شرایط جوردر نمیاد،کار پدر و مادر و تاسیس اون کلینیک توی شهرستان همزمان شده با کلاس های من توی اموزشگاه و مشکلات تو.خب موندنمو تو تهران ترجیح می دم. به خاطر من؟ معلومه که به خاطر شما.ما اگر الان همدیگه رو تنها بذاریم پس کی باید به داد هم برسیم؟عمه من خوشحالم که شما رو دارم و مجبور نیستم اینجا تنها زندگی کنم شما هم خوشحال باش که ما رو داری و کمتر غصه بخور. اشک توی چشمای خوشرنگش جمع شد.با بغض لبخندی مصنوعی زد که نشون می داد هنوز راضی نیست.روحیه ی حساس سیمین که بعد از شکستو تو زندگی و عشق دوران جوونیش خیلی شکننده تر شده بود مدام این تصور رو تو ذهنش ایجاد می کرد که سربار برادرش و خونواده شه،اما واقعیت این بود که پدر و مادرم به خاطر علاقه ای که بهش داشتن همیشه ازش حمایت می کردن و تنهاش نذاشتن.بدون اینکه دیگه صحبتی بینمون رد و بدل بشه هر کدوم سر کارمون رفتیم. مشغول مطالعه بودم که تلفن زنگ زد و سیمین جواب داد،منتظربودم که دوباره صدای جرو بحثش رو با کامران بشنوم اما خدا رو شکر این طور نشد.به کارم ادامه دادم و پیگیری نکردم.چند لحظه بعد با یه بشقاب میوه اومد توی اتاق و تا منو دید گفت: ستایش با دوستت مینو صحبت کردی؟ مگه مینو زنگ زده بود؟ خاک بر سرم یادم رفت بهت بگم مینو پشت خطه،من چه قدر حواس پرت شدم خدایا!با مینو سلام و علیک کردمو گوشی رو گذاشتم تا تو رو صدا کنم اما ... ایرادی نداره...اتفاق خاصی نیفتاده.همه ی دنیا معطل زبون مینوان یک بارم اون معطل جواب ما باشه. عمه با تاسف ظرف میوه رو گذاشت و رفت بیرون.تلفن رو برداشتم اما انگار اونم از اون طرف گوشی رو گذاشته بود چون چند دقیقه طول کشید تا جواب بده. الو،سلام ستایش خوبی؟...خواب بودی؟ نه خواب نبودم،عمه فراموش کرده بود بهم بگه تو پشت خطی. جدی می گی؟ آره به جون تو بعضی وقتا خیلی حواس پرت می شه. بیچاره ستایش،دلم برات می سوزه،بوش تا اون جا نمیاد؟ بوی چی؟ بو سوختگی دیگه! باز شروع نکن مینو،حرفتو بزن و کارتو بگو. من گفتم کار دارم؟ پس خداحافظ... پویا بود،همین الان با ماشینش از این جا رد شد. اِ ستایش...انگار واقعا تو امروز داغ کردی ها! تو هم جای من بودی داغ می کردی...نمی کردی؟! چرا؟ تازه می پرسی چرا!؟...بعد از اون اتفاقاتی که صدقه سر سر کار تو آموزشگاه افتاد اومدم خونه که مثلا بعد از یه استراحت مفصل به کارام برسم که بازم نشد.... -من نذاشتم؟! -نه جون خودت ؛من بیچاره تا اومدم دسته گله جناب عالی رو فراموش کنم با سر و صدای عمه بیدار شدم... -ممنون که به فکرمی! -من به فکر تو نیستم،به فکر اینم که با این کارای سر کار چطوری دوباره پاتو اون کلاس بزارم....اصلا فکر میکنی بازم تو اموزشگاه رامون بدن؟ -مگه چی کار کردیم؟!>..یه مشت ادم خشک افتادید به هم ....از یکنواخت فکر کردن خسته نشدید؟ -مثلا تو داشتی تنوع ایجاد میکردی؟ -تنوع نبود ؟....این همه تا حالا کلاس رفتی کجا دیدی صندلی بچه ها رو دور کلاس بچینن و صندلی استاد بزارن وسط؟....این ابتکار من بود مگه خود استاد شمس نگفته بود کلاس زبان به اندازه ی کافی خودش خشک هست با یه طرح جدید تر تازش کنید....خب منم ایجاد یه طرح نو رو به عهده گرفتم..گل خریدم شیرینی اوردم جای صندلی عوض کردم....این همه تنوع! -فقط همین! 0اره دیگه ...مگه کار دیگه ام کردم؟ -یه خورده فکر کن. -خسته شدم از بس فکر کردم یه خورده کمک کن! دیدم دوباره داره زمینه ی شوخیو فراهم میکنه ،من در اکثر مواقع نطقش را با بیرحمی کور میکردم،ولی اینبار دوست داشتم ادامه بده....برای همین گفتم: -کلمه ی ضبط تو رو یاد چیزی نمیندازه؟ -ضبط....ضبط ماشین؟ -نه ضبط خونگی...امروز تو کلاس کی ضبط و نوار اورده بود؟ -چه میدونم !...هر کس بوده ادم خوش ذوق و با سلیقه ای بوده/ -مینو خجالت بکش !...کلاس رو تبدیل کرده بودی به یه مهد کودک! -اخ که بد جوری هوس بچگی کردم....! -نه که کارت خیلی به ادم بزرگا شبیهه! -کی به جز استاد شمس بدش اومد؟ -خسته نباشی اون باید خوشش میومد نه من و بچه های دیگه... -وای که تو چقدر سخت میگیری!...من اگه بخوام استاد شمس رو راضی کنم باید کلاس رو تبدیل به غار کنم ...خیلی عصر حجری فکر میکنه!تازه جالبه که دنباله تنوع هم میگرده!....به نظرم باید دایناسورا دوباره وارد چرخه حیات بشن تا در زندگی استاد ما هم یه تنوع اساسی ایجاد بشه . -منظورش تنوع تغییر فضای کلاس نبود تو حتی نزاشتی من بیام ببینم داری چی کار میکنی!...یکی بدتر از خودتو همراهت کردیو.... -ا...نه دیگه سحر از تو به روز تر فکر میکنه! -نمردیم معنیه به روز بودنم فهمیدیم!...سحابی بیچاره که اولین نفر اومد به کلاس ،وقتی صدای ضبط رو بلند کردی داشت سکته میکرد؛تا اخر کلاس قلبش تاپ تاپ میکرد. -همین خوبه دیگه خون تو رگهاش به جریان افتاد... -مینو امروز یه کار مثبت هم نکردیم -کی همهی عمرش کار مثبت کرده که ما بکنیم؟...عزیزم دنیا دو روزه -منظورت چیه؟ -تو چرا فکر میکنی کار امروزمون مثبت نبوده؟امروز من بزرگترین نتیجه ی زندگیم رو گرفتم...فهمیدم ادمهایی مثل استاد شمسکه از دم جوون گرایی میزنن وقتی به مرحله ی عمل میرسن کم میارن و سعی میکنن با خرد کردن جوونا خودشون رو بالا ببرن. -شعار نده! -دروغ که نمیگم -کارت درست نبود باور کن. -قبول نمیکنم.ولی مجازاتشو کشیدم...برگشته جلو همه بهم میگه فکر کردی خیلی با نمکی! -تو چی جواب دادی؟ -گفتم فکر نمیکنم مطمئنم.تمام سعی ام اینه که یه مقدار از این نمکم بهش سرایت کنه شاید از این بینمکی دربیاد. -خانمما نرفتیم تو اون اموزشگاه که کل کل کنیم..اومدیم یه کم زبان و کامپیوتر بگیریم تا بیسواد از دنیا نریم.که اگه تو بزاری این اتفاق بیوفته خیلی خوب میشه -بی ادب منو مثل کالاه قرمزی نگه داشت!...تو جزوه هاشو نوشتی؟ -نیمی از وقت کلاسو که در مورد سنگین و رنگین بودن دختر صحبت کرد! -حالا هی بگو مینو به ادم خیر نمیرسونه،من باعث شدمها. -باشه بابا به خاطر جزوه ها زنگ زده بودی؟ -هم جزوه هم یه کار دیگه که بهت میگم و هم اینکه حال عمت رو بپرسم صبح که دیدمش خیلی رنگ پریده بود -الان بیا ببینش...حالش خیلی بدتر شده قبل از تو شوهرش زنگ زده بود کلی با هم بحث کردن. -اصلا برای چی باهاش تماس میگیره ی یا جواب تلفنش رو میده -به خاطر بچه هاش -از پویا خان چه خبر؟دیگه با سیمین رو به رو نشد؟ -نه سیمین فعلا درگیر کامران -خیلی دوست دارم این کامران از نزدیک ببینم! -که چی بشه؟ -هیچی به نظر تو گرگ ادم نما دیدن نداره -نه اصلا وقتی نمیبینی راحتتر زندگی میکنی...هیچوقت نخواه که با دیدنش خوابه شیرینه شبونت به کابوس تبدیل بشه -ستایش کامران ادم یا هیولا؟ -تو فکر میکنی هیولا کیه؟یه موجود زشت و بذترکیب!نه جونم ظاهر هیولا هرقدر زشت باشه بعد از مدتی قابل تحمل میشه اون باطنشه که با روح ادم کلنجار میره و وجودشو میخوره -به به از شاگرد استاد شمس همچین تعبیر هایی بعید نیست...اصلا من موندم این استاد چرا زبان درس میده؟چرا روانشناس یا معلم اخلاق یا مشاور نمیشه -سراغ هر کدوم از اینها که بره بازم کارت به کارش گره داره
  5. بهار خانم

    علت مخفی بودن شب قدر

    شب قدر إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم «1» و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد «2» شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است «3» در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان نازل گردند «4» این شب تا صبحگاه، رحمت و تهنیت است «5›› از آیات و روایات چنین استفاده می شود که شب قدر از نخستین هنگام آفرینش جهان بوده و در امّت های پیشین از زمان حضرت آدم(علیه السلام) و هر یک از پیامبران بعد از او، شبی به نام شب قدر وجود داشته است.1 چنان که ماه رمضان در هر یک از امّت های پیشین بوده است و این شب با عظمت تا آخر دنیا خواهد بود. اگرچه برخی از برادران اهل تسنن گمان کرده اند که شب قدر در زمان حیات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و پس از آن نیست اما این قول ضعیف است. زیرا در بعضی تفاسیر روایت شده که ابوذر غفاری فرموده است: به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) گفتم آیا شب قدر در زمان انبیاء است که امر بر آنان نازل می شود و هنگامی که چشم از جهان بربستند، دیگر مرتفع می گردد؟ حضرت فرمودند: خیر، شب قدر تا روز قیامت وجود دارد.2 فضیلت شب قدر بدون تردید شب قدر از شب های با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب ها به اعتبار اموری است که در این شب محقق می گردد وگرنه اجزای زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودی شان یکی است و بین آنها تفاوتی وجود ندارد. در روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند: هرکس شب قدر را احیاء دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد تمامی گناهانش آمرزیده می شود. و در روایتی دیگر امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها، ماه رمضان است و قلب ماه رمضان، شب قدر است.4 نامگذاری شب قدر در این که چرا این شب را شب قدر نامیده اند مفسران قرآن کریم با کمک از خود قرآن و استمداد از احادیث معصومین مطالب و دلایل زیادی آورده اند که مهمترین آنها بدین شرح است: 1- شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت و چون این شب، شب شریفی است به آن شب قدر می گویند؛ یعنی شبی که صاحب قدر و منزلت و شرافت است. از لحاظ لغوی نیز، در قرآن کریم « قدر» به معنای منزلت و بزرگی خداوند عالم آمده است و می خوانیم: «ما قدروا لله حقّ قدره»5. یعنی آنان عظمت خداوند را نشناختند. همچنین، رمز بزرگی و عظمت شب قدر در خود سوره قدر، نیز بیان گردیده و می فرماید: «شب قدر، از هزار ماه بهتر است.» 2- چون در این شب، فرشتگان بسیاری به زمین می آیند زمین تنگ می گردد، لذا آن را شب قدر نامیدند، زیرا «قدر» به معنای «ضیق و تنگی» نیز می باشد. 3- یکی دیگر از معانی «قدر»، «تقدیر و سرنوشت» است و در این شب، امور بندگان تا سال آینده مقدّر می گردد. تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که: «در شب قدر، هر امری از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معین می گردد، از خیر و شر، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ و روزی موجودات و هرآنچه در آن سال مقدّر گشته حتمی است و خداوند را در آن مشیت است». 4- علت دیگر این نامگذاری این است که قرآن با قدر و منزلت بر پیامبر والا قدر و برای امت با قدر و ارزش، به واسطه ملکی صاحب قدر نازل گردیده است. 5- گاه نیز گفته اند: شبی است که مقدر گردیده تا قرآن در آن نازل شود. 6- یا از آن رو که هرکس این شب را زنده بدارد و احیاء نگه دارد صاحب قدر و منزلت می گردد، به لیلة القدر معروف شده است. در اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد، هیچ گونه تردیدی نمی توان به خود راه داد، چون از یک سو خداوند فرموده:«قرآن در ماه رمضان نازل شده» و از سوی دیگر در سوره قدر آمده «آن (قرآن) را در«شب قدر» نازل کردیم» و اینکه «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد مورد اتفاق روایات و مفسرین قرآن قرار دارد علت مخفی بودن شب قدر برخی معتقدند علت مخفی بودن شب قدر در میان شبهای ماه مبارک رمضان این است که مردم به همه این شبها اهمیت دهند همانگونه که خداوند رضای خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم بر همه طاعات روی آورند، خشمش را در میان معاصی پنهان کرده تا از همه گناهان بپرهیزند، اسم اعظم را در میان اسمائش پنهان نموده تا همه را بزرگ دارند، شب قدر ساعت استجابت دعا را در ساعات روز جمعه، پنهان ساخته تا روز جمعه به دعا بیشتر همت گمارند ولی خدا در بین بندگان را مخفی نموده، تا به همه بندگان احترام نمایند و وقت مرگ را مخفی ساخته تا در همه حال آماده باشند. و شاید یکی دیگر از فلسفه های مخفی بودن شب قدر این است که مردم در تمام شبهای ماه مبارک رمضان و یا لااقل در سه شب مشهور 19 و 21 و 23 به عبادت بیشتری رو آورند و به اصلاح احوال خود و تصفیه روح و جان خود از آلودگیهای دنیا بپردازند تا بلکه از آن شبها بیشتر مستفیض شده و به واسطه تمرین زیادتر، ملکات فاضله در آنها راسخ تر شود. لذا علت مخفی بودن شب قدر به نفع بندگان است؛ زیرا اگر این شب خجسته معین بود، برخی بر اثر توفیق احیاء آن، مبتلا به عجب و غرور می گشتند. ای خواجه، چه جویی ز شب قدر نشانی هر شب، شب قدر است، اگر قدر بدانی شب قدر کدام شب است؟ از مجموع مطالبی که از قرآن کریم و احادیث فریقین در مورد تعیین شب قدر بدست می آید، در موارد زیر می توان خلاصه نمود: 1- در اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد، هیچ گونه تردیدی نمی توان به خود راه داد، چون از یک سو خداوند فرموده:«قرآن در ماه رمضان نازل شده» و از سوی دیگر در سوره قدر آمده «آن (قرآن) را در«شب قدر» نازل کردیم» و اینکه «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد مورد اتفاق روایات و مفسرین قرآن قرار دارد. 2- شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان قرار دارد، روایات فراوان و نظریه های مفسران شیعه و اهل سنت آن را حتمی و اجتناب ناپذیر می شمارد و در این مورد هم شک و تردیدی نمی تواند وجود داشته باشد. عایشه روایت می کند: «تلاش و کوششی را که می دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دهه آخر ماه مبارک رمضان انجام می داد در اوقات دیگر انجام نمی داد.»6 3- طبق روایات فراوانی که در منابع شیعی آمده، شبهای نوزدهم، بیست و یکم و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان شب های قدر معرفی شده اما امام باقر (علیه السلام) دایره آن را محدودتر نموده و در پاسخ عبدالواحدبن مختار انصاری که خواستار تعیین یکی از آن شب ها از سوی امام (علیه السلام) بود می فرماید: «ایرادی ندارد هر دو شب را عمل عبادت و شب زنده داری انجام دهی، بالاخره شب قدر یکی از این دو شب (بیست و یکم یا بیست و سوم) می باشد».7 4- در میان شب بیست و یکم و شب بیست و سوم - در عین حال که خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) برای اهمیت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان، سعی در مخفی نگهداشتن شب قدر داشته اند - آن طور که از تعدادی از احادیث استفاده می شود احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم را می توان تقویت نمود و معتبر دانست. زیرا چنانکه در روایت می خوانیم: «رسول خدا شب بیست و سوم به صورت افراد آب می پاشید تا آنها را خواب نگیرد. چنانکه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همه اعضای خانواده را وادار می کرد روز بخوابند و شب کم غذا بخورند تا شب بیست و سوم را بیدار بمانند و می فرمود: انسان محروم کسی است که از خیر و فضیلت این شب محروم بماند». درخواست های شب قدر عظمت شب قدر اقتضا می کند که از خدا بهترین چیز را طلب کنیم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جواب کسی که سوال کرد: «ان انا ادرکت لیلة القدر فما اسال ربی؟» آن حضرت فرمود: «العافیه»8 و از حضرت موسی (علیه السلام) نقل شده که به خدا عرضه داشت: خدایا! نزدیکی به تو را می خواهم. خدا فرمود: نزدیکی به من، برای کسی است که شب قدر را بیدار بماند. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! رحمت تو را می خواهم. خدا فرمود: رحمت من، برای کسی است که شب قدر را بر بینوایان ترحم کند. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! عبور از صراط را می خواهم. خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، صدقه ای بدهد. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! درختان و میوه های بهشتی می خواهم. خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، تسبیح گوید. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! رهایی از آتش را می خواهم. خدا فرمود: آن، برای کسی است که در شب قدر، آمرزش بخواهد و استغفار کند. حضرت موسی (علیه السلام) گفت: خدایا! خرسندی تو را می خواهم. خدا فرمود: خرسندی من، برای کسی است که در شب قدر، دو رکعت نماز بگذارد.9 افضل اعمال شب قدر از شیخ صدوق نقل شده که فرمود: افضل اعمال در احیای شب قدر «مذاکره علمی» است و از مرحوم سید جواد حسینی عاملی، صاحب «مفتاح الکرامه» نقل شده که فرمودند: افضل و بهترین اعمال شب قدر« تحصیل علوم مذهبی» است. علامه مجلسی در بحار آورده است که: «بهترین اعمال در شب قدر؛ طلب آمرزش و دعا برای مقاصد دنیا و آخرت خود و پدر و مادر، خویشان و برادران ایمانی اعم از زندگان و مردگان و اذکار و صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.»
  6. چگونگی دریافت کرک ها و تشخیص ویروسی بودن آنها [align=justify]ممکن است شما نیز تا به حال در جستجوی کرک برنامه ها و بازی ها بوده اید ، اما متاسفانه سایتهای بسیاری وجود دارد که از این حربه برای فریب کاربران استفاده میکنند و برنامه های آلوده به ویروس خود را به جای کرک های برنامه ها به مردم تحویل میدهند. در این ترفند قصد داریم روشهای مفیدی را معرفی کنیم که میتوانید این کرکهای آلوده را که حتی بسیاری از آنتی ویروس ها در تشخیص آنها ناکام هستند ، خودتان تشخیص دهید. برای استفاده از کرک این سایتها باید به موارد زیر توجه کرد: ۱) حتما قبل از باز کردن فایل آنرا با Antivirus خود چک کنید. (ترجیحا Kaspersky ) توجه داشته باشید که آنتی ویروستان داخل فایلهای فشرده مثل zip، rar و ... و نیز فایلهای Exe selfextract را باید پک کند. ۲)دستورالعمل داخل فایل *.nfo را بخوانید(به جای * نام فایلتان است!) فایلهای مورد نیاز (که غالب اوقات ویروسی نیستند) در آن ذکر شده است. بنابراین فایلهای دیگر را هر گز اجرا نکنید. (این فایل را باید با notepad یا نرم افزارهای مشابه آن باز کرد) ۳) فایلهایی با نامهای crack.exe، run.exe، NiTROUS.exe و... غالبا ویروسی هستند. سعی کنید آنها را تا مطمئن نشدید (مثلا از طریق آنتی ویروس) اجرا نکنید. توصیه می کنم آنها را بلافاصله پاک کنید! در ذیل مثالی از سایت crackz.ws را (که در زمینه ی ویروس ید طولایی دارد!) می آورم: فایل انتخاب شده Kaspersky Anti-Virus v۶.۰.۰.۳۰۰ است. برای دریافت آن به آدرس crack download - CrackZ uNLiMiTeD - cracks, serials and keygens می رویم و "Download Crack" را انتخاب می کنیم. (توجه داشته باشید که گاهی قبل از انتخاب Download Crack صفحه ای باز می شود که باید آنرا بست. چون یک ویروس است!) نام فایل twk۶۳۰ea.exe است. این فایل را با winrar باز کنید (هرگز اجرایش نکنید!) فایل run.exe ویروس است. آنرا باید پاک کنید.(همانطور که در twk.nfo نامی از آن برده نشده است!) در ضمن این فایل را بسیاری از antivirusهای تشخیص نمی دهند. بقیه ی فایلها سالم هستند و قابل استفاده! [/align]
  7. irsalam

    راه دشوار معلم بودن

    راه دشوار معلم بودن امروزه در پی تغییر و تحولاتی که در نظام آموزشی و برنامه های درسی مدارس شاهد هستیم؛ شاید به جرات بتوان گفت همچنان در زمینه گزینش و ارتقای سطح علمی معلمان دچار ضعفهای عمده ای می باشیم. با همه تلاشها و راهکارهایی که برای جبران این ضعفها شده ولی شاید مربیان و آموزگاران ما هنوز نتوانسته اند سطح آموزش خود را با رشد و تکامل فزاینده تواناییهای دانش آموزانشان هماهنگ کنند. در حالی که در اغلب کشورهای جهان متقاضیان شغل معلمی ملزم به گذراندن دوره ها و آموزش های تخصصی هستند که شاید کمتر کسی جز نخبگان و افراد علاقه مند و توانا قادر به عبور از این جریان باشند. در کشور ما سهل الوصول ترین و در دسترس ترین حوزه کاری شاید همین آموزش و پرورش باشد. مروری کوتاه بر نحوه تربیت و گزینش معلم در برخی مناطق جهان بر روشن تر شدن موضوع، کمک شایانی می کند: داشتن حداقل مدرک تحصیلی برای احراز شغل معلمی، چهار سال تحصیلی یعنی مدرک کارشناسی خودمان، گذراندن واحدهای تربیتی و روانشناسی متعدد و در سطح بالا، بعلاوه دوره های خاص کارآموزی در کنار مربیان باتجربه در مدارس ، و پس از آن در صورت موفقیت در امتحانات دشوار تعیین صلاحیت علمی و مهارتهای تربیتی قادر به دریافت گواهینامه معلمی برای تدریس در مدارس می شوند و این روند همچنان در دوره های مشخصی به صورت گذراندن آموزش های ضمن خدمت در "مراکز عالی دانشگاهی" تکرار می شود تا همواره معلمین از دستاوردهای جدید مراکز دانشگاهی بهره مند شده و صلاحیتهای آنها در سطح بالا حفظ شود. گزینش افراد صاحب صلاحیت برای ورود به حیطه معلمی اولین نکته ای است که قبل از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد. (البته ملاک گزینش خود قصه ای است که سر دراز دارد!) تا زمانی که دانش آموزانی که نتوانسته اند نمرات بالا در کنکور بیاورند و از سر ناچاری در انتهای فرم انتخاب رشته خود به رشته های دبیری روی می آورند و یا بعد از اتمام تحصیلات خود رانده و مانده از همه جا روزنه ای آن هم از طریق غیر متعارف برای ورود به مراکز آموزشی می یابند و در حالی که خود تولیدات این نظام آموزشی معیوب هستند پرچمدار تعلیم و تربیت نسل جدید می شوند آیا توقعی از بهبود شرایط آموزشی می توان داشت!حساسیت و اهمیت ویژه حرفه معلمی لزوم توجه به گزینش متقاضیان این حیطه را چند برابر می کند. افرادی که هم از لحاظ توانائیهای علمی و ذهنی در سطح بالا قرار داشته باشند و هم مشتاق و علاقه مند به آموزش باشند و شوقی که انگیزه کافی برای پذیرش مشقات این امر خطیر ایجاد کند. فراموش نمی کنم یکی از معلمین دوره دبیرستانم را که در اولین روز کلاس درس با ایراد مطالبی به این مضمون که هیچ وقت علاقمند به تدریس و آموزگاری نبوده است و فقط به خاطر اینکه رتبه علمی لازم برای رشته مورد علاقه اش را نیاورده ناخواسته وارد این وادی شده و با این توجیهات به زغم خود دندان مسئولیت نسبت به وظایفش را از بیخ و بن جدا کرد و یادگیری دروس را به عهده خود دانش آموزان و در حد یک روخوانی معمولی از روی کتاب درسی واگذاشت و پاسخ سوالات و توقعات منطقی و به جای دانش آموزان را با روایت قصه تکراری چگونه معلم شدنش پاسخ گفت و مهمتر از همه ملال و دلزدگی فراموش نشدنی از خود در ذهن من و شاید دیگر همکلاسانم باقی گذاشت . از نحوه گزینش متقاضیان رشته معلمی که بگذریم؛ آموزشهای دوران دانشگاهی و آمادگی شغلی یکی دیگر از نقاط ضعف این سیستم به حساب می آید. معلمینی که در سیستمهای بسته و محتوی محور تربیت می شوند و اصولا از تحقیق و پژوهش به معنای واقعی هزاران فرسخ فاصله دارند فاقد توانائیهای ذهنی و عملی برای تربیت دانش آموزان با فکری خلاق و پویا هستند. اینگونه معلمین هرچند خواننده اصول و مبانی تربیتی جدید در واحدهای درسی دانشگاهی باشند ولی عملا فاقد مهارتهای لازم برای اجرای این اصول خواهند بود چرا که در عمل چیزی غیر از اصول نگاشته شده در بهترین کتابهای تربیتی را تجربه کردند و در فرایند تحصیلی خود اگر قوای خلاقه، روحیه اکتشافی و پرسشگر و خود آموزی درونیشان را از دست نداده باشند مطمئنا آن را بسیار تنزل یافته می یابند. درک و دریافت درونی از اصول آموزشی و تربیتی نیازمند تجربه عملی در میدان آموزش است. میزان واحدهای عملی و کارآموزی به قدری ناکافی و کوتاه مدت است که شاید نتوان به عنوان جنبه تکمیل کننده آموزشهای تئوری در کلاس های درس دانشگاهی روی آنها حساب کرد. دانشجویان فارغ التحصیل از رشته های مرتبت با آموزش در زمان ورود به حیطه کار تازه به طور جدی با واقعیات موجود در محیط های آموزشی روبه رو می شوند و چه بسا هزینه های سنگین و شاید جبران ناپذیری باید پرداخت شود تا بتوانند بین آموخته های دوران تحصیل و واقعیات تربیتی ارتباط و معنای مناسب بیابد. این روایت یک طرف قضیه است. آن سوی روایت آموزگارانی هستند که در سیستم آموزشی چندین نسل پیش وارد دستگاه تربیتی شده اند. مثلا در آموزش ابتدایی تنها کاری که برای ارتقای سطح علمی آنها شده این بوده که مدرک تحصیلی آنها را از دیپلم به فوق دیپلم بهبود بخشند. البته منکر تجربیات ارزشمند این گروه آموزگاران نیستیم ، و نادیده گرفتن تجربیات آنها را به معنای از دست دادن قطعات بزرگی از یک پازل ناتمام می دانیم ؛ ولی صحبت از قدمها و نگاهی است که رو به جلو و آینده دارند و همانگونه که معلمین تازه کار نیازمند تجربیات گذشته آموزشی هستند تا جایگاه خود را در چرخه این نظام پویا بیابند؛ معلمین باسابقه نیز محتاج داشتن نگاه و بینش نوین به تربیت و کارکردهای آموزشی هستند تا از قافله رو به جلوی این سیستم بازنمانند. چه بسیار شاهد بوده ایم که مبانی حاکم بر تفکرات آموزشی و تربیتی برخی از معلمین همچنان همان اصول ۲۰ الی ۳۰ سال پیش در نظام معلم سالاری و مدرسه سالاری می باشد . به سرانجام نرسیدن برنامه هایی مثل حذف مشق شب ، امتحانات ثلث و ثبت نمرات در کارنامه و تحویل آن به خانواده ها و دانش آموزان، خود گواهی است بر این ادعا؛ با وجود حذف مشق شب از برنامه آموزش، برخی ازمعلمین با تعیین تکالیف سنگین برای دانش آموزان و با وجود بیان اینکه این تکالیف اجباری نیست و در صورت تمایل می توانید انجام دهید خانواده ها را به این تفکر باز می گردانند که دانش آموز باید فقط دروس تعیین شده در کتابهای درسی را به عنوان بهترین و جامع ترین منابع آموزشی تمرین و تمرین و تمرین کنند و از دیگر آموزشهایی که در خلال بازی، گردش و دیدو بازدید اقوام ، تماشای برنامه تلویزیون، گذراندن لحظاتی برای گفتگو در کنار اعضای خانواده و حتی استراحت و پرسه زنیهایی که تخیلات کودک را آزادانه به هر سو می برد کسب می شود غافل می کند. و این اواخر بعد از مدتها از تصویب حذف امتحانات ثلث و دادن نمره به دانش آموزان شاهد بخشنامه درد آور دیگری در سیستم آموزشی بوده ایم و آن تاثیر معدل دانش آموزان دبیرستان در امتحان ورودی دانشگاه است. البته امتحان به خودی خود مشکل آفرین نیست که این قبیل آزمونها در سایر مناطق جهان نیز برگزار می شود مثل آزمون GCE یاAS که در کشور انگلستان برای تعیین سطح علمی و صلاحیت دانش آموزان انجام می شود و برای ورود به دانشگاه مورد توجه قرار میگیرد؛ بلکه نحوه و کیفیت ارزیابی مورد نظر است که به چه جنبه و سطح یادگیری امتیاز داده می شود؛ اطلاعات صرف یا درک و یادگیری درونی و معنا دار محصلین. اینها نمونه هایی است که نیاز به بازسازی زیرساختهای فکری معلمان ما را به عنوان بخشی از عوامل تاثیر گذار در روند برنامه ریزی های آموزشی مشخص تر می کند. معلمی که از فلسفه و ایجاب چنین طرحهایی درک عمیق و درستی ندارد در عمل نمی توان مجری خوبی برای آن باشد. البته غرض از تاکید بر معلمان گرامی به عنوان عامل موثر در به نتیجه رسیدن برنامه های آموزشی، نه به معنای تنها عامل تاثیر گذار بر روند برنامه ها بلکه از این منظر که همواره در سیستم برنامه ریزی از معلمان به عنوان بهترین برنامه ریزان یاد کرده اند و آموزگاران را از عناصر مهم ، چه در تدوین و چه اجرا و نتیجه گیری برنامه ریزی های آموزشی و درسی شمرده اند نگریسته شده و این به معنای نا دیده گرفتن و در نظر نگرفتن سایر عوامل موثر در برنامه ریزی نمی باشد. در الگوهای سنتی آموزش که معلم در صدر قرار گرفته و دانش آموزان و حتی اولیای آنها مجبور به اطاعت بی چون و چرای قوانین حاکم بر برنامه کار معلم هستند . تعامل و ارتباط دو سویه ای که در روشهای نوین آموزشی می تواند راهنمای کلاس باشد عملا حذف می شود و معلم یکه تاز این عرصه باقی می ماند. در این الگوها برنامه ریزی های درسی و آموزشی توسط مسئولین مربوطه انجام شده و معلمین تنها مجریان برنامه های از پیش تعیین شده هستند. هدفها، محتوای برنامه درسی و راهبردها و روشهای یادگیری ارائه شده مجالی برای ارائه و بروز روشهای دیگر توسط معلم باقی نمی گذارد و به الطبع معلم نیز از دانش آموزان می خواهد که مطابق برنامه معین شده پیش روند . این چرخه خود را به طور مدام باز تولید می کند . یعنی معلم مجری برنامه های برنامه ریزان و دانش آموز نیز مجری معلم باقی می مانند و فضای آموزش و یادگیری فضایی خالی از خلاقیت و نوآوری می شود. در سیستمهای متمرکز که جای بسیار کمی برای نوآوری در روابط معلم و شاگرد در نظر گرفته می شود معلمین به عنوان مهمترین مهره چرخه آموزش وظیفه و رسالتی سنگین تر از سایر عوامل به دوش دارند. از یک سو برنامه های متعدد درسی که اکثر مواقع به علت همسو نبودن با یکدیگر ایجاد مشکلات و نارسائیهای فراوانی در روند آموزش می کند و از سوی دیگر نیازهای روبه رشد و بسیار متغییر دانش آموزان معلم را در موقعیتی قرار می دهد که باید آمادگی درک تغییرات و به طبع آن روشهای متناسب با روحیات متنوع شاگردانش را در خود ایجاد کند. با در نظر گرفتن این شرایط معلم دیگر نه فقط انتقال دهنده اطلاعات و معلومات به دانش آموزان بلکه به عنوان راهنما و تسهیل کننده جریان یادگیری خود قسمتی از فرایند آموزش و یادگیری میشود. فرایندی که از تعامل دوجانبه معلم و متعلم به وجود می آیدخود تولید کننده روشها و راهبردهای یادگیری است . روشهایی که در زمان مناسب خود ایجاد و زمانی که کاربرد خود را از دست بدهد خود به خود حذف می شود. با این تعابیر شاهد هستیم که همچنان علمداری چرخه آموزش به دست معلمین و آموزگارانی قرار دارد که می توانند با درایت و نکته سنجی در همین موقعیت های موجود فرصتها یی برای یادگیری و ایجاد انگیزه تحصیل و خودآموزی فراهم کنند. ایجاد این فرصتها نیازمند مطالعات و تحقیقات پیگیر و مداومت در یافتن راهبردهای جدید و کارآمد در تعلیم وتربیت امروز می باشد. مداومتی که شوق و علاقه به آموزش بن مایه آن است و هر کاندیدای حرفه آموزگاری قبل از ورود به این حرفه باید خود را برای پیمودن راه دشوار معلم بودن بر اساس آن محک بزند. مهدایران لیلا ربیعی
  8. آیا دلیل اصلی کچل بودن لاشخور ها را می دانید ؟! این موضوع تا چندی پیش سوالی بود در ذهن انسان که بعد از انجام تحقیقاتی معلوم شد که این کچلی خود یک نوع وسیله ی دفاعی برای بقای عمر این حیوانات است ! با هم متن کامل دلیل کچل بودن لاشخور ها را می خوانیم : زیرا لاشخورها پرندگانی هستند که از لاشه یعنی جسد حیوانات مرده تغذیه می کنند و حتی برخی از این لاشه ها ممکن است گندیده باشد. وقتی لاشه چند روز می ماند بعلت فساد از میکروب پوشیده می شود. اگر سر لاشخور مو یا پر داشت هنگامی که با منقار خود از گوشت لاشه تغذیه می کرد ، میکروبها وارد موهایش می شدند و همان جا رشد می کردند. اما بی موئی سر لاشخور باعث می شود که کله این حیوان در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار گیرد و در نتیجه میکروبها روی سرش از بین بروند. عجب سیستم دفاعی عجیبی!!
×
×
  • اضافه کردن...