رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تولد'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. a_gadget

    تولد نسل سوم روغن های سرخ کردنی

    استفاده از انواع روغنهای حیوانی و گیاهی سابقه چندین هزار ساله در تغذیه انسان دارد. چربی یکی از منابع مهم انرژی است و مواد طبیعی موجود در روغنها بخش زیادی از نیازهای بدن به این مواد را تامین میکند. داستان روغنها اما داستان طولانی و پر حاشیهای است و با پیشرفت علم تغذیه تغییرات زیادی در تولید این روغنها ایجاد شد. فصل اول این تغییر با حذف روغنهای حیوانی از رژیم غذایی مردم و جایگزینی آن با روغن نباتی شروع شد، اما این قصه هنوز فصلهای تازهای برایمان دارد. روغن هیدروژنه پدر و مادرهای ما به خوبی این فصل از قصه روغنها را به یاد دارند که روغن نباتی جامد وارد رژیم غذایی شد و کم کم جای خود را در میان خانوادههای ایرانی باز کرد. پذیرش این روغن کمبو، روشن و جامد در مقابل روغن بودار حیوانی به راحتی اتفاق نیافتاد. چیزی که مردم را مجاب به استفاده از این روغن کرد زیان کمتر آن به نسبت روغن حیوانی بود. این جایگزینی کم و بیش در همه کشورهای جهان رخ داد و روغن نباتی جامد (هیدروژنه) برای پخت و پز و سرخکردنیها مورد استفاده قرار گرفت. روغنهای هیدروژنه اگرچه به نسبت روغنهای حیوانی درصد اشباع چربی پایینتری داشتند، اما از ترانس بالاتری برخوردار بودند. اسید چرب ترانس کلسترول خوب خون را پایین آورده و در عوض موجب افزایش کلسترول بد میشود. همین برای افزایش ریسک بیماریهای قلبی کافی بود تا متخصصان تغذیه و تولیدکنندگان مواد غذایی را به فکر جایگزینی بهتر بیاندازد. روغن مایع پالمدار روغن پالم که از مغز میوه نخل روغنی به دست میآید و اگرچه هزاران سال مورد استفاده بشر بود، اما از چشم تولیدکنندگان دور مانده بود. این روغن مقاومت زیادی در مقابل حرارت دارد و این ویژگی بود که پای پالم را به فصل دوم داستان روغنهای سرخکردنی باز کرد. این روغن نیازی به هیدروژنه کردن ندارد و فاقد ترانس است. به همین دلیل روغنهای پالمدار به نسبت روغنهای هیدروژنه از سلامت بیشتری برخوردار است. اما یک مشکل هنوز پابرجا بود: درصد بالای اسیدهای چرب اشباع. روغن پالم سرشار از اسیدهای چرب اشباع است و این اشباعیت بالا آن را در رتبه آخر سلامت روغنهای گیاهی قرار داده است. اسیدهای چرب در دمای معمولی اتاق به حالت نیمه جامد درمیآیند و مصرف آنها رابطه مستقیمی با بیماریهای قلبی و گرفتگی عروق دارد. اگرچه روغن پالم و زیانهای آن امروز بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است، اما نباید فراموش کرد که استفاده از این روغن در سرخکردنیها در زمان خود یک گام به پیش بود. روغنهای سرخکردنی پالمدار نسل دوم روغنهای نباتی بودند که فصل آنها هم به پایان رسیده و ما آخرین نسل مصرفکنندگان این نوع روغنها هستیم. روغن مایع شفاف با تایید عوارض مصرف روغنهای پالمدار، تولیدکنندگان به فکر تولید روغنهایی افتادند که با حداکثر مقاومت در برابر حرارت، از اسیدهای چرب کمتری برخوردار باشند و همچنین فاقد اسید چرب ترانس باشند. این ایده در نهایت به تولد نسل سوم روغنهای سرخکردنی ختم شد تا فصل جدیدی در داستان صنعت تغذیه نوشته شود. حذف روغن پالم این روغنها را کاملا شفاف و زلال کرد، به طوری که در هوای سرد زمستان هم هیچ خبری از بسته شدن روغن در بطری نباشد. اویلا اولین تولیدکننده نسل سوم روغنهای مایع است که با نوآوری خاص خود محصولی بدون روغن پالم را وارد بازار کرده است. روغن سرخکردنی شفاف اویلا درصد اشباع بسیار پایینی دارد و به همین دلیل نه تنها کلسترول بد خون را کم میکند، که به افزایش کلسترول خوب کمک میکند. روغن شفاف اویلا از ترکیب بهترین روغنهای مایع گیاهی تهیه شده است، بنابراین خواص زیادی برای سلامتی بدن دارد. امگا۳، امگا ۶ و امگا ۹ این روغنها برای رشد و سلامتی در هر سنی ضروری است. ناگفته پیداست که حذف اسید چرب ترانس احتمال بیماریهای قلبی، عروقی و سکته را به طور چشمگیری کاهش میدهد. روغنهای شفاف نسل سوم کمتر از سایر روغن ها جذب غذا میشوند. این یعنی مصرف کمتر روغن، سلامت بیشتر و غذایی خوشمزهتر و طبیعیتر. آخرین چیزی که میتوان درباره سلامت این روغنها گفت موضوع بستهبندی این روغنهاست. بطری روغن بدون پالم اویلا با یک لایه ضدآفتاب ((Anti UV پوشانده شده است. به این ترتیب اشعه آفتاب موفق به نفوذ به داخل بطری نشده و بعد از تولید تغییر شیمیایی در ترکیبات روغن به وجود نمیآید. منبع: oilalife.com
  2. ۹۰ سال زندگی بانوی داستان نویسی ایران در یک نگاه / زندگینامه سیمین دانشور از تولد تا مرگ سیمین دانشور داستاننویس، مترجم و همسر زنده یاد جلال آلاحمد بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 اسفند در تهران درگذشت. به گزارش خبرآنلاین، گاهشمار زندگی این چهره برجسته ادبیات فارسی بدین شرح است: 1300 تولد، شیراز.پدرش دکتر محمدعلی دانشور، پزشک بود و مادرش قمرالسلطنه حکمت که مدتی مدیر هنرستان دخترانه هنرهای زیبای شیراز و نقاش نیز بود. سیمین سه برادر و دو خواهر داشته. دوران ابتدایی و متوسطه را در مدرسه انگلیسی مهرایین به تحصیل پرداخت و در امتحانات نهایی شاگرد اول سراسر کشور شد. در تهران در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در شبانه روزی امریکایی اقامت گزید. 1320 فورت پدر. با مرگ پدر، سیمین که در زبان و ادبیات لیسانس گرفته با وجود درآمد مکفی پدر و ثروت مادر ناچار میشود مدتی کار کند، از جمله معاون اداره تبلغات خارجی شده و بعد برای رادیو تهران و روزنامه ایران با نام مستعار «شیرازی بینام» مقاله مینویسد. 1327 انتشار »آتش خاموش«، شامل 16 داستان کوتاه. بعض از این داستانها قبلا در رزونامه کیان، مجله بانو، امید چاپ شده بود. «آتش خاموش» اولین مجموعه داستانی است که زنی ایرانی به چاپ میرساند. 1327 آشنایی با آل احمد در بهار این سال و به هنگام بازگشت از اصفهان به تهران در اتوبوس، پس از انتشار «آتش خاموش». 1328 درجه دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران با رساله «علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» زیر نظر فاطمه سیاح و پس از مرگ او زیر نظر فروزانفر. به قول خود دانشور پنج سال زیر دست سیاح کار کرده و اولین داستان هایش را برای او خوانده و در همین زمان به تشویق او داستانهایش را به مدت یک سال برای کسی میخوانده که بعدها میفهمد هدایت است.( به نقل شفاهی از دانشور). 1328 ترجمه سرباز شکلاتی، برنارد شاو. 1328 ترجمه «دشمنان» چخوف. مجموعه داستانهای کوتاه. 1329 ازدواج با آل احمد. پدر آل احمد با این ازدواج، ازدواج با زن مکشوفه ، مخالف بوده. روز عقدکنان از تهران به قم میرود و ده سال به خانه پسر پا نمیگذارد. 1331 با استفاده از بورس تحصیلی فولبرایت به ایالات متحد امریکا میرود و به مدت دو سال در رشته زیباییشناسی در دانشگاه استنفورد به تحصیل میپردازد. در این مدت دو داستان کوتاه از او به انگلیسی در مجله ادبی «پاسیفیک اسپکتاتور» و کتاب داستانهای استنفورد به چاپ میرسد. در کلاسهای نویسندگی خلاقه استاد او والاس استگنر است. در بازگشت به ایران در هنرستان هنرهای زیبای پسران و دختران به تدریس میپردازد. 1322 ترجمه «بئاتریس»، آرتور شنیتسلر. 1333 ترجمه «کمدی انسانی»، ویلیام سارویان، و «داغ ننگ»، ناتانائل هاثورن. 1337 ترجمه «همراه آفتاب»، هارول کورلندر، مجموعه داستانهای ملل مختلف برای کودکان. 1338 با سمت دانشیاری کلنل علینقی وزیری در رشته باستانشانسی و تاریخ هنر به استخدام دانشگاه تهران در میآید. 1340 «شهری چون بهشت». 1347 ترجمه «باغ آلبالو»، چخوف. 1348 «سووشون»، انتشارات خوارزمی. دو ماه قبل از مرگ آل احمد منتشر شد. 1351 ترجمه «بنال وطن»، آلن پیتون. 1356 «مسائل هنر معاصر»، ده شب، شبهای شاعران و نویسندگان ایران، امیرکبیر. 1358 تقاضای بازنشستگی از دانشگاه تهران، مجموعه ده داستان کوتاه. 1359 «به کی سلام کنم؟» خردادماه، خوارزمی 1360 غروب جلال، تهران، انتشارات رواق. 1362 ترجمه «ماه عسل آفتابی»، از نویسندگان مختلف. 1372 «جزیره سرگردانی»، رمان، جلد اول، خوارزمی. دیگر آثار: شاهکارهای فرش ایران (دو جلد به فارسی و انگلیسی) با همکاری خانم دکتر نای، راهنممای صنایع ایران، ذن و بودیسم نوشته سوزوکی، که دو فصل آن به چاپ رسیده است. و مقالات «مبانی استتیک»، سلسله مقالاتی در روزنامه مهرگان، مقالاتی پراکنده در روزنامههای کیهان و آیندگان قبل از 1357. منبع: جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور(از سووشون تا آتش خاموش) / هوشنگ گلشیری / انتشارات نیلوفر آثار اخیر: 1380 ساربان سرگردان 1386 مجموعه داستان انتخاب 1389 علم الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری - پایان نامه دکتری
  3. پارکی جالب با نماد ماه تولد شما + عكس پارک عمومی "سمبل یا نمادهای زودیاک" در نزدیکی ایستگاه مترو... سمبل ماه تولد خود را در این پارک روسی ببینید. سمبلهای ماه تولد یا به عبارتی مجسمههای هنری مورد بحث از جنس برنز یا گرانیت نیستند! بلکه از جنس فلزهای عادی و قراضه زباله، ساخته شدهاند. پارک عمومی "سمبل یا نمادهای زودیاک" در نزدیکی ایستگاه متروSviblovo شهر مسکو در سال 2007 افتتاح شده است. این پارک به دلیل مجسمههای منحصر به فردش بسیار معروف است. این مجسمهها که سمبل ماههای سال هستند، توسط هنرمند خلاق روسی به نام آندری آسریانت ساخته شده است. لولههای فلزی، پیچ، مهره، صفحات فلزی، قطعات یخچال، حلقههای فلزی، زنجیر، ظروف فلزی غیر قابل مصرف و... همه و همه از اقلام اصلی و دست مایه کار آسریانت برای خلق این شاهکارهای هنری هستند. جالب است بدانید؛ مسئولین امر از او خواسته بودند که تمام چهرههای این مجسمهها یا نمادهای ماههای تولد باید خندان باشند. یعنی این آهن قراضهها را باید این هنرمند حاذق بخنداند! آسریانت در این باره میگوید؛ من در مورد خواستهی آنها فکر کردم و به شدت هیجان زده شده بودم. در پایان، تصمیم به موافقت با خواسته مقامات گرفتم. این خواسته به نوعی دعوت به یک مبارزه هنری و ارزیابی مهارت هنرمند است. تصمیم گرفتم هر چیزی که آنها میگویند را اجرا کنم تا همه راضی شویم. آسریانت، دست و پنجه نرم کردن با این مواد خام، زمخت بدون هیچ انعطاف و زیبایی را با کمال میل پذیرفت. او با بازیافت قراضههای آهن آلات شروع به سرهم کردن آنها بوسیله جوش دادن، خم کردن و رنگ کردن آنها دست به چنین خلاقیت و شاهکارهای هنری زد. این دوازده صورت فلکی یا نشانههای ماههای تولد افراد، به گونهای متفاوت با آنچه که نزد مردم شناخته شده هستند از کار در آمدند. گویی آنها زنده، شاد و در حال حرکت هستند. چهره همه آنها، پر انرژی، مثبت و شاد است. همانطور که مسئولین امرخواسته بودند. شایدم بیشتر از آنچه که مد نظرشان بود. خلق این حالات در این قطعههای قراضه فلزی، منحصر به فرد و شاهکاری هنری است.این همان مبارزهای بود که آسریانت در آن پیروز و سر بلند بیرون آمده بود. مجسمههای آهنی زمخت و خالی از ظرافت در عین حال دوست داشتنی، شاد و جذاب، تمایل مردم را برای رفتن به این پارک، بخصوص در روزهای تولد دوستان، آشنایان و خود، بیشتر کرده است.
  4. irsalam

    فيلم شناسي فيلم تولد

    تولد سال تولید : ۱۳۶۸ محصول : روابط عمومی و تبلیغات ستاد نیروی هوائی کارگردان : عبدالرحیم شرفی فریمانی فیلمنامهنویس : عبدالرحیم شرفی فریمانی، عباس محبی فیلمبردار : ابراهیم غفوری، رضا عطارزاده هنرپیشگان : ابوالفضل قاضیان، حسن ساغری نوع فیلم : ۱۶ میلیمتری، رنگی تدوین : رضا عطارزاده موسیقی : انتخابی [align=justify]خلبان یک هواپیمای شکاری، پس از انجام یک مأمورین جنگی و در راه بازگشت مورد اصابت پدافند دشمن قرار میگیرد وخود را با چتر نجات در داخل خاک ایران نجات میدهد. خلبان یک هلیکوپتر که در جریان جنگ تحمیلی با او دوست و صمیمی شده است، با اینکه تازه از مأموریت بازگشته، داوطلب پیدا کردن خلبان گمشده میشود. [/align]
  5. معرفی و زندگینامه جلال آل احمد به مناسبت روز تولدش جلال آلاحمد (۲ آذر، ۱۳۰۲، تهران - ۱۸ شهریور ۱۳۴۸، اَسالِم، گیلان) نویسنده و مترجم ایرانی بود. زندگی نامه [align=justify]جلال آل احمد در ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در خانوادهای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. وی پسر عموی آیتالله طالقانی بود [۱]. دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پس از اتمام دوران دبستان، پدر جلال، سید احمد طالقانی، به او اجازهٔ درس خواندن در دبیرستان را نداد. اما او که همواره طالب و جویای حقیقت بود به این سادگی تسلیم خواست پدر نشد.[/align] [align=justify]« دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی، بعد سیمکشی برق، بعد چرمفروشی و از این قبیل... و شبها درس. با در آمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگداری سیمکشیهای متفرقه. بردست «جواد»؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهام که این کاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگهٔ وجودم... » [/align] در سالهای آخر دبیرستان است، که جلال با کلام کسروی و شریعت سنگلجی، آشنا میشود و همین مقدمهای میشود برای پیوستن وی به حزب توده. در سال ۱۳۲۲ وارد دانشسرای عالی تهران میشود و در رشتهٔ ادبیات فارسی به تحصیل میپردازد. در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهشهای مردم شناسی، سفرنامهها و ترجمههای متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونههای خوب آن را در سفرنامههای او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگینامهٔ «سنگی بر گوری» میتوان دید. در سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که میبریم» را چاپ میکند که حاوی قصههای شکست مبارزاتش در حزب توده است. انشعاب وی از حزب توده هم در همین سال اتفاق میافتد. پس از این انشعاب است که برای مدتی به قول خودش ناچار میشود به سکوت که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلمزدن است. آلاحمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس تهران به شیراز با سیمین دانشور، که او نیز دانشجوی دانشکدهٔ ادبیات داستاننویس و مترجم بود، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد. [align=justify] « ...و زنم سیمین دانشور که میشناسید؛ اهل کتاب و قلم و دانشیار رشتهٔ زیباییشناسی و صاحب تألیفها و ترجمههای فراوان، و در حقیقت نوعی یار و یاور قلم. که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به این قلم در آمده بود. (و مگردر نیامده؟) از ۱۳۲۹ به اینور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد... » [/align] [align=justify]پدر آلاحمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سالها به خانه آنها پا نگذاشت. با قضیهٔ ملی شدن نفت و ظهور جبههٔ ملی و دکتر مصدق است که جلال دوباره به سیاست روی میآورد. وی عضو کمیته و گردانندهٔ تبلیغات «نیروی سوم» –که یکی از ارکان جبههٔ ملی بود– میشود. وی در ۹ اسفند ۱۳۳۱، با عدهٔ دیگری از «نیروی سومیها» بعد از اطلاع از محاصرهٔ منزل دکتر مصدق فوراً به آنجا میرود و در مقابل منزل دکتر مصدق به دفاع از او سخنرانی میکند؛ اشرار قصد جان او را میکنند و او زخمی میشود. در اردیبهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سومیها از آنها هم کناره میگیرد. دو کار ترجمهٔ وی، «بازگشت از شوروی» ژید و «دستهای آلوده» سارتر، مربوط به همین سالها است. پس از کودتای ۲۸ مرداد، که ضربهٔ سنگینی بر پیکر آزادیخواهان و مبارزین با استبداد بود، آل احمد نیز دچار افسردگی شدیدی گردید. در این سالها وی کتاب خود را تحت عنوان «سرگذشت کندوها» به چاپ میرساند. جلال به یک دورهٔ سکوت میرود و او به دور از تمام هیاهوهای سیاسی سعی به از نو شناختن خود میکند. «... فرصتی بود برای به جد در خویشتن نگریستن و به جستجوی علت آن شکستها به پیرامون خویش دقیق شدن. و سفر به دور مملکت. و حاصلش اورازان، تاتنشینهای بلوک زهرا و جزیرهٔ خارک...» که البته «مدیر مدرسه» هم مربوط به همین سالها است. وی در سال ۱۳۴۲ به اتفاق علیاکبر کنیپور برای سفر حج به مکه رفت. پیش از این سفر در ملاقاتی که با سید روحالله خمینی داشت با وی آشنا شده بود [۲] و کتاب غرب زدگی مورد توجه او قرار گرفته بود. سفر به اسرائیل جلال آل احمد از علاقهمندان به ایده کیبوتص بود. وی مقالاتی را درباره «سوسیالیزم دهقانی اسرائیل» برای ایرانیان نوشت و همچنین در سفری به اسرائیل در سال ۱۳۴۱ با این پدیده از نزدیک آشنا شد.[۳] این سفر معترضان فراوانی داشت که از آن جمله میتوان به سید علی خامنهای رهبر کنونی ایران اشاره کرد که پیش از آن هم آثار آل احمد را خوانده بود اما به گفته خودش «بیشتر به برکت مقاله ولایت اسرائیل» با او آشنا میشود و در تماسی تلفنی با آل احمد، «مریدانه» به وی اعتراض میکند.[۴][/align] مرگ [align=justify]وی در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آلاحمد، جنازهٔ وی به سرعت تشییع و دفن شد. که باعث ایجاد باوری دربارهٔ سر به نیست شدن او توسط ساواک شد. همسر وی، سیمین دانشور این شایعات را تکذیب کردهاست [۵] ولی شمس آل احمد قویاً معتقد است که ساواک او را به قتل رساندهاست و شرح مفصلی در این باره در کتاب از چشم برادر بیان کردهاست. سیمین دانشور در کتاب "غروب جلال" [۶] برملا میکند که علت مرگ جلال زیادهروی در مصرف مشروبات الکلی -که از آن به نام نوشابه قزونیکا (نام ودکایی ساخت ایران در آنزمان) نام میبرد- بودهاست و علت مرگ را هم آمبولی در اثر افراط در مصرف مشروب قزونیکا و سیگار اشنو ذکر میکند و شایعات مربوط به دستداشتن ساواک در مرگ جلال را صریحاً رد میکند. جلال آل احمد در وصیت نامه خود آورده بود که جسد او را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان قرار دهند ولی از آنجا که وصیت وی مطابق شرع نبود، پیکر او در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به امانت گذاشته شد تا بعدها مقبرهای در شأن او ایجاد شود و این کار هیچگاه صورت نگرفت.[/align] تاثیر جلال آل احمد بر ادبیات فارسی [align=justify]1- جلال آل احمد از سالهای ۱۳۲۶ به معرفی آثار و نویسندگان بزرگ معاصر غربی پرداخت.از جمله اینکه برای اول بار با ترجمه رمان بیگانه از آلبر کامو او را به جامعه ادبی معرفی کرد. و یا اینکه چند سال بعد با ترجمههایی از آندره ژید، یونگر، اوژن یونسکو، داستایوسکی نقش بسیار موثری در پیشبرد ادبیات معاصر ایفا کرد. 2- معرفی بیشتر شعر نو نیمایی و کمک به گسترش آن 3- حمایت از شاعرانی چون احمد شاملو و نصرت رحمانی و حمایت از جوانان دیگر 4- نثر جلال آل احمد باعث یک جهش بیسابقه در نثر فارسی شد جهشی به سوی فضای هیجان عصبانیت و... 5- تاثیر پذیرفتن و تقلید دیگران از آثارش (به خصوص نویسندگان، روشنفکران و دانشجویان) باعث گسترش هر چه بیشنر نوع نگارش ادبی آل احمد شد به گونه ای که او به الگویی در میان طیف ادبی و مردمی تبدیل شد. 6- ایجاد تشکلهای ادبی و انتشار مقالات گوناگون از دیگر خدمات جلال به ادبیات معاصر است. در حقیقت در نیمههای دهه ۱۳۴۰ جلال نقش «پدر خوانده» ادبیات ایران را ایفا می کرد. 7- جلال آل احمد ادامه دهندهٔ راهی بود که محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت در سادهنویسی و استفاده از زبان و لحن عموم مردم در محاورات، آغار کرده بودند. در واقع این نوع نوشتن و استفاده از زبان محاورهای به وسیلهٔ جلال به اوج می رسد و گسترش مییابد.[/align] جایزه ادبی جلال آل احمد در سال ۱۳۸۷ برای اولین بار جایزه ادبی جلال آل احمد توسط دولت جمهوری اسلامی بنیان نهاده شد تا با این کار مقام اندیشه و حق جویی وی پاس داشته شود. آثار داستان و مقاله * پنج داستان (۱۳۵۰) * نفرین زمین (۱۳۴۶) * ارزیابی شتابزده (۱۳۴۳) * سنگی بر گوری (نوشتهٔ ۱۳۴۲، چاپ ۱۳۶۰) * غرب زدگی (۱۳۴۱) * نون والقلم (۱۳۴۰) * مدیر مدرسه (۱۳۳۷) * سرگذشت کندوها (۱۳۳۷) * زن زیادی (۱۳۳۱) * سه تار (۱۳۲۷) * از رنجی که میبریم (۱۳۲۶) * دید و بازدید (۱۳۲۴) * در خدمت و خیانت روشنفکران (انتشار پس از مرگ)[۷] * سفر به ولایت عزراییل * مکالمات * یک چاه و دو چاله * نیما چشم جلال بود * در خدمتیم * اسرائیل، عامل امپریالیسم (چاپ کتاب در تاریخ مهر ۱۳۵۷) سفرنامه و مشاهدات * خسی در میقات (۱۳۴۵) * سفر روس * سفر آمریکا * جزیرهٔ خارک درّ یتیم خلیج فارس (مشاهدات، ۱۳۳۹) * تاتنشینهای بلوک زهرا (مشاهدات، ۱۳۳۷) * اورازان (مشاهدات، ۱۳۳۳)- که پس از بازدید از این منطقه که سرزمین اجدادی او بوده است، نگاشته شده. ترجمه * تشنگی و گشنگی (با هزارخانی، ۱۳۵۱) * چهل طوطی (با سیمین دانشور، ۱۳۵۱) * عبور از خط (با هومن، ۱۳۴۶) * مائدههای زمینی (با پرویز داریوش، ۱۳۴۳) * کرگدن (۱۳۴۵) * بازگشت از شوروی (۱۳۳۳) * دستهای آلوده (۱۳۳۱) * سوء تفاهم (۱۳۲۹) * بیگانه (با خبرهزاده، ۱۳۲۸) * قمارباز (رمان) (۱۳۲۷)[۸] ویژگی نثر [align=justify] به طور کلی نثر جلال آل احمد تلگرافی، شلاقی، عصبی، پرخاشگر، حساس، دقیق، تیزبین، صریح، صمیمی، منزه طلب، حادثه آفرین، فشرده، کوتاه، بریده، و در عین حال بلیغ است. نثر وی به طور خاص در مقالات، سنگین گزارشی و روزنامهنگارانه است. جلال آل احمد دارای نثری برونگرا است یعنی نثرش بر خلاف نثر صادق هدایت در خدمت تحلیل ذهن و باطن شخصیتها نیست. جلال آل احمد با استفاده از دو عامل نثر کهن فارسی و نثر نویسندگان پیشرو فرانسوی به نثر خاص خود دست یافته است. آل احمد کوشیده تا در نثر خود تا آنجا که امکان داشته فعل، حروف اضافه، مضافالیه ها، دنباله ضربالمثلها و خلاصه هر آنچه که ممکن بوده است را حذف کند. حذف بسیاری از بخشهای جمله باعث شده نثر آل احمد ضربآهنگی تند و شتابزده بیابد. آل احمد در شکستن برخی از سنتهای ادبی و قواعد دستور زبان فارسی شجاعتی کم نظیر داشت و این ویژگی در نامههای او به اوج می رسد. از ویژگیهای دیگر نثر جلال آل احمد میتوان به نیمه رها کردن بسیاری از جملات، تعبیرات و اندیشهها و استفاده از علامت «...» به جای آنها اشاره کرد، که این امر در راستای ایجاز نوشتهها و ضربآهنگ سریع آنهاست. ادبیات متعهد: جلال در دورهٔ ادبیات متعهد زندگی میکرده و هنر نویسندگی اش، هنری متعهد بوده و این موضوع در کتابهایش آشکار است. مهمترین ویژگی هنر متهعد تلقی ابزار، وسیله و رسانه بودن هنر است، یعنی آن چه اهمیت دارد پیامی است که از طریق این رسانه منتقل می شود. تلقی ابزاری از هنر دارای نتایج چندی است: الف) در این تلقی آن چه ملاک اصلی ارزیابی و نقد اثر هنری میشود پیام و محتوایی است که از طریق اثر منتقل میشود به عبارتی نقد موضوعی از سایر نقدها اهمیت بیشتری می یابد. ب)دومین نتیجه تفکیکی است که بین فرم و محتوای اثر هنری صورت می گیرد چرا که هسته و اساس هر اثر هنری درون مایهٔ آن است و همواره برای تفکیک فرم از محتوا باید مراقب بود که انتقال درون مایه توسط مزاحمتهای فرمی و گسترش بی رویه آن مخدوش نگردد. (جلال آل احمد در ارزیابی شتابزده فرم و تکنیک یک اثر را کم اهمیت میداند و علت استفاده از یک تکنیک متداول داستانی را نبودن فصای باز و عدم امکان صریح گفتن حرفهایش میداند.) ج)گرایش و تمایل به کلی گویی، به این معنا که هنر متعهد میکوشد تا انتقال دهنده پیام و مضمونی کلی و عمومی باشد پیامی که از قید تعلق به یک فرد و موقعیت زمان و مکان خاص رها است و سخنی عام و جهانی دارد. (جلال آل احمد در ارزیابی شتابزده شیوه برخورد ادبیات را با مسایل جهان مانند فلسفه میداند، یعنی همچون فلسفه رسیدن به کلیات و صدور احکام کلی. لذا میتوان گفت جلال آل احمد به کلی گویی علاقهمند بوده. به طور مثال روستایی که در نفرین زمین دربارهٔ آن بحث میشود نمونهایست کلی بر یک روستای ایرانی.) من نویسی جلال آل احمد: یکی از ویژگیهای مشترک نوشتههای جلال آل احمد (عموماً) و داستانهایش (خصوصاً) را میتوان من نویسی او دانست. در اینجا من نویسی را میتوان در سه معتای مختلف تعبیر کرد: الف) ابتداییترین و سطحیترین تعبیر از من نویسی این است که نویسندهای در داستانهای خود به ذکر حوادث و وقایعی بپردازد که پیش از این خود به صورت مستقیم با آنها روبرو بوده است و از نزدیک آنها را لمس کرده است. شاید بتوان این تعبیر از من نویسی را تقریباً معادل ادبیات تجربی دانست. (چیزی که بارها جلال آل احمد به علاقهٔ خود به آن اشاره کرده است.) ب) دومین تعبیر از من نویسی آن است که نویسنده به عنوان فردی صاحب اندیشه در داستان خود حضور دارد و در لابهلای آن به بیان نظرات، افکار و احساسات خود میپردازد، در واقع در اینجا با حضور فکری و روحی نویسنده سروکار داریم. در اکثر کارهای جلال آل احمد یکی از شخصیتها -که از قضا در بیشتر موارد منِ راوی نیز هست- در واقع خود اوست که به بیان نظراتش میپردازد. این حضور البته در داستانهای اولیه بیشتر شبیه به دوربین عمل میکند تا فردی که مستقیماً نظراتش را بیان کند، اما در داستانهای پایانی حضور آل احمد در مقام یکی از شخصیتهای داستانهایش بسیار پررنگتر میشود. ج) سومین تعبیر از من نویسی را میتوان صورت افراطی تعبیر دوم دانست، به این معنا که اگر نویسنده علاوه بر آن که در داستان حضوری فکری دارد، مجال سخن گفتن و اظهار نظر سایر شخصیتها را بگیرد. من نویسی در این تعبیر میتواند مصادیق مختلفی داشته باشد. یکی آن که تمام شخصیتهای داستان تودهای هم شکل و هم صدا باشند و همگی با لحنی واحد سخن بگویند و یا یکسان احساس کنند و بیندیشند. دیگر آن که نویسنده در پرداخت شخصیتهای مخالف خود بیدقتی کند و آنها را به جای انسانهای خاص و منحصر به فرد، تیپهای کلیشهای ترسیم نماید که پیشاپیش سستی کلام و احساس آنها و حقانیت نویسنده قابل پیش بینی باشد، و یا آن که آنان چنان در گفتار و کردار خود متناقض نمایانده شوند که امکان هر نوع تفکری از جانب خواننده در مورد آنان سلب شود. این تعبیر از من نویسی را میتوان در واقع همان تکصدایی بودن متن نامید.[/align] زن از نگاه جلال [align=justify]یکی از مقولههای اجتماعی در داستانهای جلال آل احمد زن است. زن به عنوان پدیدهای اجتماعی، تقریباً همزمان با انقلاب مشروطه به ادبیات راه مییابد. در این دوران از بیچارگیها، محرومیتها و نداشتن آزادی زن در خانواده و اجتماع سخن گفته میشود. زن به عنوان فردی از اجتماع، تحت تأثیر ستمها، خرافهپرستیها و نادانیهای جامعهای است که در آن زندگی میکند. «وضع زن در خانواده و اجتماع، بهترین نمودار گسیختگی اجتماع و تنش و کشاکش درونی فرهنگی است که از همان دوران مشروطیت تناقضهای دردناک و بحرانی آن آشکار شده بود. در این جامعه، تمام نابسامانیها در وجود زن تبلور یافت.»1 زن در جامعه آن زمان، فردی بود که اگرچه در اجتماع زندگی میکرد، اما هیچ سهمی از آن نداشت. موجودی کتکخور و دربند بود. «آل احمد از نویسندگانی است که دریافت پرداختن به وضعیت زن ایرانی در راه سرکشیدن به فاحشه خانهها تا چد حد، کهنه و مبتذل شده است. زنان داستانهای آل احمد نه چون زنان صادق چوبک در فکر همآغوشیاند و نه چون زنان مرفه و زیبای بزرگ علوی، به عشقهای رمانتیک میاندیشند.2» زنان داستانهای آل احمد خود را حقیر مییابند. آنان در فضایی مردسالار توصیف میشوند. نه هویتی دارند و نه هیچ حقی برای اعتراض. آنان در محیطی زندگی میکنند که آزادی و تساوی برای زن در عمل و نظر وجود ندارد. به عنوان مثال، «بچه مردم» داستان زندگی زنی است که به علت ازدواج مجدد مجبور است بچهٔ شوهر اولش را سر راه بگذارد تا بتواند به زندگی خود ادامه دهد. این داستان تصویر زنی را نشان میدهد که به خاطر نان و ادامه زندگی، از ابتداییترین احساسات خود میگذرد. چرا که او در اجتماعی زندگی میکند که زن، مانند یک کودک به حمایت مرد نیازمند است. در «لاک صورتی» شوهر هاجر که فروشنده دورهگردی است به خاطر خریدن لاک، او را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. هاجر زنی است که خود را ناقصالعقل میداند و نهایت آرزویش خریدن لاکی است تا با آن دستانش را مانیکور کند. «چه خوب بود، اگر میتوانست آنها را مانیکور کند، اینجا بیاختیار به یاد همسایهشان، محترم، زن عباس آقای شوفر افتاد. پزهای ناشتای او را که برای تمام اهل محل میآمد، در نظر آورد. حسادت و بغض راه گلویش را گرفت و در ته دلش پیچید.3» تمام داستان، خیالات خام یک زن برای خرید یک لاک است. همینطور او به عنوان یک زن نباید از شوهرش هیچ انتظاری داشته باشد. در «آفتاب لب بام» پدر را سلطان بی چون و چرای خانه میبینیم که وجودش فضای خانه را سنگین میکند. دستور میدهد و از تشنگی ناشی از روزه، دختر خردسالش را کتک میزند. همینطور در «زن زیادی»، صناعت جریان ذهنی را به خوبی برای نمودن آشفتگیهای تازه عروس راندهشده از خانه شوهر به کار میگیرد. زن سرافکنده و عاصی به خانه پدری بازگشته و روزهای شوهرداری را به یاد میآورد. این تداعیها از طریق درهم آمیختن خاطرات، آرزوها و حسرتها، وجوه گوناگون زجر چندگانه را مجسم میکند که در جامعه پدرسالار بر زنان تحمیل میشود.4» در این فضای پدرسالارانه، زن از سوی مرد مورد حاکمیت قرار میگیرد و جرات هیچگونه اعتراضی ندارد. همین زنان اگر فرصتی داشته باشند درگیر کارهای خاله زنکی اند. دختران به دنبال باز شدن بخت کور شان هستند و زنان همه زندگیشان را صرف مبارزه با هوو میکنند. داستانها پر است از خاله خانباجیها، شاباجی خانمها و یا عمقزیهایی که با نذر و طلسم و دعا به چارهجویی مشکلات زنان میپردازند. در داستان «سمنوپزان» مریم خانم، زن عباسقلی آقا، سمنوی نذری میپزد تا هوویش از چشم شوهر بیفتد و از عمقزی طلسم میخواهد. شوهر دادن دختران دم بخت، موضوع دیگری است که ذهن این زنان را به خود مشغول کرده است. در «سمنوپزان» مریم خانم علاوه بر اینکه از عمقزی برای هوویش طلسم میخواهد به شوهر دادن دختر دم بختش هم فکر میکند. «هنوز دوباره صدای قلیان را به صدا درنیاورده بود که صدای بیبی از آن طرف مطبخ بلند شد که به یک نقطه مات زده بود و میپرسید: «مریم خانم واسه دختر پا به بختت چه فکری کردی؟ - چه فکری دارم بکنم بیبی؟ منتظر بختش نشسته. مگر ما چه کار کردیم؟ آنقدر تو خونه بابا نشستیم تا یک قرمساق اومد، دستمون را گرفت ورداشت برد.5» زنان داستانهای آل احمد یا هوو دارند یا به دنبال دوا و درمان بیفرزندی، به هر دری میزنند. تمام دنیای آنها در همین خلاصه میشود و اگر از خود فارغ شوند، به عروسها، هووها و مادرشوهرهای همدیگر نیش و کنایه میزنند و این بدبختی زنان متوسط و پایین جامعه است. «خانم نزهت الدوله» تصویر طنزآمیز زنیست از طبقهٔ بالا. تمام همت او صرف پیدا کردن شوهری ایدهآل است. «خانم نزهت الدوله گرچه تا به حال سه تا شوهر کرده و شش بار زائیده و دو تا از دخترهایش هم به خانه داماد فرستاده شدهاند و حالا دیگر برای خودش مادربزرگ شده است، باز هم عقیده دارد که پیری و جوانی دست خود آدم است و گرچه سر و همسر و خویشان و دوستان میگویند که پنجاه سالی دارد ولی هنوز دو دستی به جوانیاش چسبیده و هنوز هم در جستجوی شوهر ایدهآل به این در و آن در میزند.6» همهٔ زندگی این زن، صرف ماساژ چین و چروکهای بینی و فر موهایش است و باز هم تصویر زنی را میبینیم که درگیر سبکسریها و جهلهای خاص خودش است. در مجموع داستانهای آل احمد، تصویری از حقارت زنان در جامعهای مردسالار است. زنانی که از خود هیچ اختیاری ندارند و از سوی مردان مورد اذیت و آزار قرار میگیرند. آنچه آل احمد از زن در داستانهایش به نمایش میگذارد، تصویر حقارتی است که جامعه به زنان تحمیل میکند. زنان ابتدا در خانه پدری و سپس در اسارت خانه شوهر، نادیده انگاشته میشوند. زن در چنین جامعهای شخصیتی است منفعل. او تحقیر میشود، کتک میخورد و حقی بیش از این برای خود قایل نیست.[/align] پانویس 1. پای صحبت شمس آلاحمد (به نقل از سوره) 2. ماهنامه سوره، شماره یازدهم، گفتگو با شمس آل احمد 3. سوسیالیزم دهقانی اسرائیل (بیبیسی فارسی) 4. سوسیالیزم دهقانی اسرائیل (بیبیسی فارسی) 5. گلشیری، ص ۱۰ 6. غروب جلال،انتشارات آئینه جنوب چاپ ۱۳۸۴، صص ۴۳،۴۲ 7. کانون نویسندگان ایران ۱۳۵۸، ص ۲۲۹ 8. کانون نویسندگان ایران ۱۳۵۸، ص ۲۳۰
  6. تولد یک ستاره دریایی عجیب/ تصاویر ستاره دریایی به شکل تخم مرغ نیمرو! [align=justify]نوعی ستاره دریایی عجیب که کاملا شبیه به یک تخم مرغ نیمرو ویژه صبحانه است به تازگی با موفقیت در اسارت متولد شد. به گزارش خبرگزاری مهر، بی شک تخم نیمرو صبحانه ای بسیار اشتها برانگیز است اما اگر این تخم مرغ نیمرو در واقع یک گونه عجیب از ستاره دریایی باشد شاید بهتر است که در مورد خوردن آن تجدیدنظر کرد. این ستاره دریایی تخم مرغ نیمرویی به تازگی در اسارت متولد شده است و یک عکاس به نام "توربن وبر" توانست از این مخلوق عجیب عکسبرداری کند. ستاره های دریایی که به طور طبیعی در دریای مدیترانه زندگی می کنند به سرعت تکثیر می شوند اما زمانی که به اسارت گرفته می شوند به طور باورنکردنی به سختی پرورش و تکثیر پیدا می کنند، اما پرسنل باغ وحش "باسل" در سوئیس با ایجاد شرایط محیط زیست طبیعی این موجودات دریایی موفق شدند گروه جدیدی از ستاره های دریایی را به دنیا آورند. یک عضو این گروه پرورش و تکثیر این بچه ستاره های دریایی تخم مرغ نیمرویی در این خصوص اظهار داشت: "تکثیر و پرورش ستاره دریایی یک مبارزه واقعی است چرا که آنها تنها در نقاط بسیار دور دریا زندگی می کنند و حمل آنها بسیار دشوار است. بنابراین، ما با استفاده از لامپهای روشنایی روز، آکواریم آنها را به گونه ای روشن کردیم که شبیه به نور روز واقعی باشد و به این ترتیب توانستیم محیط زیست طبیعی آنها را بازسازی کنیم. بچه ستاره های دریایی بسیار کوچک هستند و طول آنها تنها به چند سانتیمتر می رسد." براساس گزارش دیلی میل، قطر این ستاره دریایی هایی تخم مرغی نیمرویی در زمان رشد کامل می تواند به حداکثر 35 سانتیمتر برسد.[/align]
  7. زندگینامه و معرفی نیما یوشیج به مناسبت سالروز تولد او (21 آبان ) منبع : ویکی پدیای فارسی [align=justify] علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ [۱] خورشیدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ [۲] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود. زندگی کودکی نیما در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه متعلق به خانوادهای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گلهداری مشغول بود.[۳] پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسبسواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.[۴] نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار میداد و در کوچه باغها دنبال نیما میکرد.[۵] اقامت در تهران دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. پس از پایان تحصیلات در مدرسه سنلویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۶] فعالیتهای اجتماعی دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمیتوانست از این توفانهای اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپگرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) [۷] [۸] که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. [۹] دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپگرای این دوران منتشر می گردید. تشکیل خانواده در سال ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.[۱۰] درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۱۱] در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۱۲] وی که در این زمان به دلیل بیکاری خانهنشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی میاندیشید اما چیزی منتشر نمیکرد.[۱۳] ترک تهران به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در اینجا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش میکرد که چرا درآمدی ندارد.[۱۴]او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود. تغییر نام علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.[۱۵] آغاز شاعری نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۱۶] این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند. نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامههایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. شعر نیمایی نوشتار اصلی: شعر نیمایی آثار نیما منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است.[۱۷] بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد میکند.[۱۸] چنان که خطاب به حافظ میگوید: حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می و جام ساقی است نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است من بر آن عاشقم کو رونده است {{{2}}} (افسانه) نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسألهگو افکاری اجتماعی را بیان میکند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری میکند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.[۱۹] با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.[۲۰] ای شب نیز در هفتهنامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.[۲۱] زندگی شخصی نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.[۲۲]پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و میخواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.[۲۳] نیما صفورا را هنگام آبتنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهامبخش او در سرودن افسانه بود.[۹] سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.[۲۴] حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند . شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.[۲۵] خانه نیما خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار میرسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراثفرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت میشود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است. مرگ خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶ ، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد خانه نیما نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانهاش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش ، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است. کتابشناسی اشعار * قصه رنگ پریده * منظومه نیما * خانواده سرباز * ای شب * افسانه * مانلی * افسانه و رباعیات * ماخ اولا * شعر من * شهر شب و شهر صبح * ناقوس قلم انداز * فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ * آب در خوابگه مورچگان * مانلی و خانه سریویلی * مرقد آقا (داستان) * کندوهای شکسته (داستان) * آهو و پرندهها (شعر و قصه برای کودکان) * توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان) آثار تحقیقی، نامهها و یادداشتها * دونامه * ارزش احساسات * تعریف و تبصره و یاددااشتهای دیگر * دنیا خانه من است * نامههای نیما به همسرش - عالیه جهانگیر * حرفهای همسایه * کشتی توفان * مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز) آثار درباره نیما * مهدی اخوان ثالث، بدعتها و بدایع نیما یوشیج * مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج * شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو * بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج * حسین صمدی، کتابشناسی نیما * سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج * محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج * محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما * حمید حسنی، موسیقی شعر نیما (تحقیقی در اوزان و قالبهای شعریِ نیمایوشیج) * سیروس طاهباز،کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج * محمد حقوقی، نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعرهای برگزیده تفسیر و تحلیل موفقترین شعرها * سعید حمیدیان،داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج * سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقدها، گفت و گوها و داستان ها * محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش * تقی پورنامداریان، خانهام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد * عطاالله مهاجرانی، افسانة نیما * امید طبیب زاده، نگاهی به شعر نیما یوشیج: بحثی در چگونگی پیدایش نظامهای شعری، انتشارات نیلوفر * مسعود بیزارگیتی، نیما،پاسخی به ضرورتی تاریخی پانویس 1. ↑ (نیما، زندگی و آثار او، نوشته ضیاء هشترودی صفحه ۱۱۷) 2. ↑ (تاریخ تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، جلد ۱، صفحه ۹۰) 3. ↑ (از صبا تا نیما، یحیی آریانپور، جلد 2 صفحه ۴۶۶) 4. ↑ (نیما، زندگانی و آثار او،صفحه ۴۶۷) 5. ↑ (نیما، زندگانی و آثار او، جلد 2، صفحه ۴۶۷) 6. ↑ (نامههای نیما، به کوشش سیروس طاهباز، صفحه ۲۲) 7. ↑ پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۶۲ 8. ↑ مطبوعات کمونیستی ایران در سالهای 1296 - 1311 ،سولماز توحیدی، 1985 ، ص. 59 9. ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ (پیشین) 10. ↑ (یادمان نیما یوشیج، به کوشش سیروس طاهباز، صفحه ۴۰) 11. ↑ (نامههای نیما، صفحه ۲۰۵) 12. ↑ (گزیده اشعار نیما یوشیج، صفحه ۱۸) 13. ↑ (بدعتها و بدایع نیما یوشیج، نوشته مهدی اخوان ثالث، صفحه ۱۹) 14. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، صفحه ۱۸) 15. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، به کوشش علی میرانصاری، چاپ اول، انتشارات سازمان اسناد ملی، صفحه ۷۳) 16. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، صفحه ۷۳) 17. ↑ (از صبا تا نیما، جلد 2 صفحه ۴۶۷) 18. ↑ (نظریه ادبی نیما، دکتر منصور ثروت، صفحه 11) 19. ↑ (نظریه ادبی نیما، صفحه 12) 20. ↑ (از صبا تا نیما، جلد 2، صفحه ۴۶۸ تا ۴۶9) 21. ↑ (چشمانداز شعر نو فارسی، نوشته حمید زرینکوب، صفحه ۴9) 22. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، به کوشش یداله جلالی پنداری، صفحه ۱۳) 23. ↑ (از صبا تا نیما، یحیی آریانپور، جلد 2 صفحه ۴۶۷) 24. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، صفحه ۷۵) 25. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، صفحه ۲۴) [/align] عکس هایی از منزل نیما در یوش
  8. معرفی و زندگینامه دکتر محمود احمدی نژاد با ویرایش به نقل از دانشنامه ازاد ویکیپدیا فارسی به مناسبت 6 آبان تولد ایشان [align=justify] محمود احمدی نژاد (۶ آبان ۱۳۳۵ در آرادان) ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور کنونی این کشور است. وی همچنین نخستین استاندار اردبیل بوده است. وی در موقعیت شهردار تهران در انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران شرکت کرد و در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم از این دوره با کسب ۱۷ میلیون رای در انتخابات ریاست جمهوری، پیروز شد. وی ششمین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ میباشد. دورهٔ اول ریاست جمهوری او همزمان با پایان کار دولت نهم در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ پایان یافت. احمدی نژاد در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با ۲۴ میلیون و ۵۹۷ هزار رأی پیروز اعلام شد.ولی گروه هایی از مردم که معتقد به تقلب در این انتخابات بودند ‏اعتراضات گسترده ای در چندین شهر ایران برگزار کردند. احمدی نژاد با افسانه خواندن هولوکاست، و طرح سوالاتی درباره ماهیت آن خواستار تحقیق مجدد درباره این موضوع شد. [/align] زندگی شخصی کودکی و خانواده [align=justify]محمود احمدی نژاد در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود، که چهارمین فرزند خانواده است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند. به نوشته منابعی نظیر روزنامههای گاردین، اخبار الخلیج و العربیه محمود احمدی نژاد، نام خانوادگی خود را از «سبورجیان» به احمدی نژاد تغییر دادهاست. برخی بر این باورند که سبورچیان یک نام خانوادگی رایج یهودی در ایران است که به معنی شال یهودیان است اما برخی دیگر بر این باورند که احمدی نژاد اصالت یهودی ندارد. پروین احمدینژاد، خواهر بزرگتر او عضو شورای اسلامی شهر تهران است. برادر بزرگتر او داوود احمدی نژاد در دولت نهم بازرس ویژه ریاست جمهوری بود.[/align] تحصیلات [align=justify] وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سرگذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال ۱۳۶۵، پس از فارغالتحصیل شدن در مقطع لیسانس در همان سال (پس از ۱۱ سال)، در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال ۱۳۷۶ و همزمان با داشتن سمت استانداری اردبیل و مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل ترافیک شد. وی طی تدریس در این دانشگاه، پژوهش های علمی، راهنمایی چند پایان نامه کارشناسی ارشد در زمینه های مختلف مهندسی حمل و نقل را، بر عهده داشته است. احمدی نژاد در دوران دانشجویی عضو انجمن اسلامی و تیم فوتبال دانشگاه علم و صنعت بود. او از هدایت‎کنندگان اصلی طیف‎ فکری طرفداران خط امام در انجمن اسلامی بود، و به فعالیت‎های سیاسی می‎پرداخت. مجتبی ثمره هاشمی، صادق محصولی، مسعود زریبافان و علیرضا علی احمدی از دوستان دوران دانشجویی احمدی نژاد بودند. [/align] حضور در جنگ به نوشته تابناک وی در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمتهای متعدد جبهه به ویژه مهندسی حضور پیدا کرد. مسئولیتها پس از اتمام جنگ [align=justify]احمدی نژاد در دههٔ شصت خورشیدی، چهارسال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان آذربایجان غربی و ۲ سال سمت مشاور استاندار کردستان را بر عهده داشت. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت میکرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التأسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد. وی همچنین متهم به دستکاری در نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان است.[/align] دوران استانداری [align=justify]احمدی نژاد در سال ۱۳۷۲ و در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی به سمت استانداری استان تازه تأسیس اردبیل بر گزیده شد و تا پایان کار دولت دوم رفسنجانی (سال ۱۳۷۶)این سمت را بر عهده داشت. برخی اقدامات و دست آوردهای او در زمان استانداری به شرح زیر است: راه اندازی تشکیلات اداری استان انتخاب به عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه. اقدامات احمدی نژاد در بازسازی سریع خانه های تخریب شده در زمان زلزله اردبیل در سال ۱۳۷۵ که هزار کشته به جای گذاشت، مورد تقدیر قرار گرفت. ولی در آرای انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل او از میان هفت کاندیدای انتخاباتی رتبه ششم را به دست آورد، منتقدین او، این رأی را نشانه نارضایتی مردم اردبیل از استانداری او دانستند. او همچنین از شاکیان روزنامه سلام بود. او رییس ستاد انتخاباتی اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی در منطقه نارمک بود. [/align] شهرداری تهران نوشتار اصلی: عملکرد محمود احمدینژاد در دوران شهرداری تهران احمدی نژاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در انتخابات دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این شورا انتخاب شد فهرستی از مسئولیتها و سمتها پیش از ریاست جمهوری * سپاه پاسداران انقلاب اسلامی * فرماندار ماکو * فرماندار خوی * مشاور استاندار کردستان * مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال ۱۳۷۲ * استاندار استان اردبیل در سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ * عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال ۱۳۶۸ تا کنون * شهردار تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ * موسس و عضو انجمن تونل ایران * عضو انجمن مهندسین عمران ایران * مدیر مسوول روزنامه همشهری ادامه مطلب رو می تونید در صفحه ایشان در ویکی پدیای فارسی مطالعه بفرمایید محمود احمدی نژاد - ویکیپدیا
×
×
  • اضافه کردن...