رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'جنگ'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

17 نتیجه پیدا شد

  1. آشنایی با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1359-1367) جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از جنگهای دوره معاصر است که 8 سال (1359- 1367) به طول انجامید. این جنگ در پی مجموعهای از عوامل زمینهساز و مناقشههای فزاینده سیاسی ـ نظامی با تجاوز نیروهای عراق به ایران آغاز شد. در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط حکومت پهلوی در بهمن 1357 و متعاقب آن وقوع تغییرات اساسی در موقعیت آمریکا در منطقه، مناسبات ایران و عراق نیز دستخوش دگرگونی و تیرگی شد. دولت عراق در 26 شهریور 1359 با تسلیم یادداشتی رسمی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، اعلام کرد که اعلامیه الجزایر و عهدنامههای مربوط به مرز مشترک و حسن همجواری و 3 پروتکل و پیوستهای آن و دیگر موافقتنامهها و یادداشتهای انضمامی به این عهدنامه را یکجا و یک جانبه فسخ کرده است. همزمان با ارسال این یادداشت، صدامحسین در نطقی در مجلس ملی عراق، متن قرارداد الجزایر را پاره کرد و الغای این قرارداد را تصمیم شورای فرماندهی انقلاب عراق اعلام نمود. اقدام صدام حسین و اظهار دولت عراق، وجاهت حقوقی نداشت. در 31 شهریور 1359 حمله سراسری و رسمی عراق، با به کارگیری حداکثر توان نظامی و با عبور از مرزهای بینالمللی و تجاوز به خاک ایران، شروع شد. در ساعات پایانی همان روز، کورت والدهایم، دبیرکل سازمان ملل متحد، از دو دولت خواست که در حل مسالمتآمیز اختلافات میان دو کشور مساعی جمیله خویش را به کار بندند. پس از بازپس گرفتن خرمشهر، دولت آمریکا و دولتهای اروپایی و برخی از کشورهای منطقه خلیجفارس کوشیدند به جنگ پایان دهند و از سقوط صدامحسین و حکومت بعثی عراق جلوگیری کنند. در این میان، شورای امنیت سازمان ملل، به درخواست اردن، در 21 تیر 1361 قطعنامه 514 را به تصویب رساند و در آن با اظهار نگرانی عمیق از ادامه برخورد دو کشور، خواستار آتشبس و عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی و تلاش در جهت دستیابی به راه حلی جامع و عادلانه و شرافتمندانه براساس اصول منشور ملل متحد شد. دولت ایران این قطعنامه را که جنبه توصیهای داشت نپذیرفت و وزارت امورخارجه آن را تلاشی هماهنگ و سازمانیافته از سوی قدرتهای جهانی در جهت ممانعت از دستیابی ایران به خواستهای قانونی خود و جلوگیری از سقوط رژیم بعثی عراق تلقی کرد و اعلام داشت جمهوری اسلامی ایران تا تحقق خواستهای خود و دفع کامل قوای متجاوزعراق، به دفاع مشروع خود ادامه خواهد داد. در پی انجام دو عملیات از سوی ایران، یکی در 23 تیر 1361 در محور جنوب و دیگری در 9 مهر 1361 در منطقه سومار، که منجر به آزادسازی بخشهای مهمی از خاک ایران و تسلط نیروهای ایران بر شهر مندلی عراق شد، شورای امنیت به درخواست عراق، در 12 مهر 1361 قطعنامه 522 را به تصویب رساند و خواستار آتشبس فوری و عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی شد و از دولت عراق، به سبب آمادگیاش برای همکاری در اجرای قطعنامه 514، استقبال کرد. در 9 آبان 1362، به دنبال گسترش دامنه جنگ به خلیجفارس و حملات عراق به نفتکشها و انتشار گزارش نمایندگان ویژه دبیرکل سازمان ملل پس از بازدید از مناطق اشغالی توسط عراق و شهرهای بمباران شده در ایران و عراق، چهارمین قطعنامه شورای امنیت به شماره 540 صادر شد و در آن به گزارش واقعبینانه نمایندگان دبیرکل در بررسی مناطق مسکونی و تأیید لزوم بررسی دقیق علل جنگ اشاره گردید. در 16 دی 1365، نیروهای ایرانی، طبق یک برنامهریزی دقیق نظامی، به اطراف بصره رسیدند. احتمال سقوط بصره و پیروزی ایران تقویت شد و این باور پدید آمد که موازنه نظامی در صحنه نبرد به نفع ایران تغییر کرده است. نگرانی قدرتهای بزرگ و کشورهای عربی، آنها را به این نتیجه رساند که تنها راه پایان دادن به جنگ، تلاش مشترک آمریکا و شوروی در چارچوب همکاری بینالمللی است. به همین منظور، خاویر پرزدکوئیار، دبیرکل سازمان ملل، در 22 دی 1365 اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمماند و نظریات و دیدگاهها باید برای تحقق این هدف به یکدیگر نزدیک شوند و شکل اجرایی به خود گیرند. از امتیازات قطعنامه 598 بر قطعنامههای پیشین این بود که جنبه توصیهای نداشت و تصمیمی براساس اعتقاد شورای امنیت بود. به اعتقاد ایران، از نقاط ضعف قطعنامه 598، بند سوم قسمت مقدماتی آن بود که از شروع و ادامه طولانی منازعه توأماً ابراز تأسف شده بود. دبیرکل سازمان ملل بهاستناد قطعنامه 598، از طرفین درگیر خواست تا با قطع جنگ وارد روند مذاکره و عمل شوند. وی همچنین بر ضرورت همکاری کامل ایران و عراق، برای دستیابی به راهحل جامع و عادلانه و شرافتمند، تأکید کرد و از اعضای شورا خواست که از تلاشهای وی حمایت کنند. پس از تصویب قطعنامه 598، به دنبال درخواست دولت کویت از آمریکا و شوروی برای حفاظت از نفتکشهای این کشور، که در معرض بیشترین مخاطرات قرار داشت، اولین کاروان از نفتکشهای کویت در 30 تیر 1366 وارد خلیجفارس شد. در همین حال تشنج در منطقه افزایش یافت و در اوایل شهریور 1366، نیروی دریایی آمریکا 46 کشتی در منطقه مستقر کرد و فرانسه و انگلیس نیز اعلام کردند که آنها نیز نیروهای دریایی بیشتری به منطقه اعزام خواهند کرد. به دنبال آن در 30 شهریور 1366، با حمله یک بالگرد جنگی آمریکایی به کشتی کوچک ایرانی به نام ایران اجر در 80 کیلومتری شمالشرقی بحرین، آمریکا رسماً وارد جنگ با ایران شد. عراق با روحیه تازهای که از حمایت مؤثر آمریکا و نیز پیروزی فاو به دست آورده بود، حمله با سلاحهای شیمیایی را ادامه داد و توانست کلیه اراضی تصرف شده را از ایران پس بگیرد. در 25 اسفند 1366، صدام و رهبران بعثی عراق شهر کردنشین حلبچه و روستاهای اطراف آن را، به دلیل همکاری نیروهای کرد با قوای ایران، بمباران شیمیایی کردند. در این فاجعه 5 هزار غیرنظامی قربانی شدند. عراق با وجود شواهد مسلّم و انکارناپذیر، بهکار بردن مواد شیمیایی را انکار کرد، اما در پی ارائه مدارک موثق از سوی ایران و بررسی کارشناسان اعزامی از سوی سازمان ملل، شورای امنیت برای اولینبار در 9 اردیبهشت 1367 قطعنامه 612 را به اتفاق آرا تصویب کرد. این قطعنامه، ضمن محکوم کردن شدید به کار بردن سلاحهای شیمیایی، هر 2 طرف را از استفاده این سلاحها منع کرد. نقطه اوج تلاشهای خصمانه آمریکا برضد ایران، حمله موشکی ناو آمریکایی مستقر در خلیجفارس، به نام وینسنس، به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در 12 تیر 1367 بود. در این حمله، همه 290 سرنشین هواپیما کشته شدند. پذیرش قطعنامه طی نامهای با امضای رئیس جمهوری ایران، در 27 تیر 1367 به دبیرکل سازمان ملل تسلیم شد. در این نامه تصریح شده است که تجاوز به ایران ابعاد بیسابقهای یافته و باعث کشیده شدن سایر کشورها و حتی غیر نظامیان بیگناه به جنگ شده است و جمهوری اسلامی ایران با توجه به اهمیتی که برای جان انسانها و اجرای عدالت و برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی قائل است، قطعنامه 598 شورای امنیت را میپذیرد . امام خمینی (ره) در 29 تیر همان سال پذیرش قطعنامه 598 را به اطلاع مردم رساندند. وزیر خارجه ایران نیز با تأکید بر اینکه مذاکرات مستقیم پس از اعلام آتشبس آغاز شود، با پیشنهاد عراق موافقت کرد و مقرر شد دبیر کل سازمان ملل در گزارشی به اعضای شورای امنیت، زمان برقراری آتشبس را اعلام کند. سرانجام در نشستی غیررسمی با اعضای شورای امنیت، تاریخ برقراری آتشبس 29 مرداد 1367 اعلام شد.
  2. دانلود کتاب جنگ و صلح اثر لئو تولستوی به زبان فارسی و لاتین 1- کتاب جنگ و صلح اثر لئو تولستوی به زبان لاتین - قالب: PDF - حجم فایل: 3.8 مگابایت 2- کتاب جنگ و صلح به زبان فارسی (خلاصه کتاب) - قالب: PDF - حجم فایل: 348 کیلوبایت 3- کتاب جنگ و صلح به زبان فارسی - قالب: PDF - جلد اول - حجم فایل: 5 مگابایت کتاب جنگ و صلح به زبان فارسی - قالب: PDF - جلد دوم - حجم فایل: 4.8 مگابایت داستان های کوتاه تولستوی را از اینجا بخوانید. (به زبان انگلیسی) منبع : گنجینه بهترین کتاب ها
  3. Captain_K2

    داستان زیبای جنگ و صلح

    آیا این انسان، این برگزیده مخلوقات، از آن جهت پای به عالم هستی نهاده که رنج بکشد، تلاش کند، بار متاعب ومصائب را بردوش ببرد، درزیر فشار سهمگین نامرادی ها خرد شود تا جمع دیگری آسوده زندگی کنند، یا این که پروردگار بدونعمت حیات ارزانی داشته تادر این دنیا هرکاری دلش می خواهد بکند، شادباشد، بخندد، عشق بورزد، آسوده زیست کند، از همه مواهب زندگی تمتع برگیرد ودر عین حال توجهی به حال دیگران نداشته باشد؟ کدام یک از این دو شیوه زندگی، صحیح تر و به اصل فلسفه زیستن نزدیکتر است؟ لئون- تولستوی، این جوان سی و چهار ساله که با شوق و ایمان عجیبی قلم به دست گرفته ونخستین جلد از کتاب عظیم جنگ وصلح را می نوشت، در انتخاب یکی از این دو راه در مانده بود. سرانجام فکری به نظرش رسید، ازیک سو پرنس آندره- بولکونسکی رابه وجود آورد که معتقد بود همه چیز این جهان به خاطر شادی فرد به وجود آمده- واز سوی دیگر پی یر- بژوکوف راخلق کرد که عقیده کسب شادمانی از طریق یاری به دیگران بود. مبارزه بین این دو شخصیت، در حقیقت همان مبارزه بین انسانیت وبهیمی گری است که داستانسرای متفکر روسی به صورت دو شخصیت جدا از هم به وجود آورده است، مبارزه ای که در روان هراندیشمند بزرگ به وجود می آید. نگارش داستان جنگ وصلح همان گونه که خود پیش بینی کرده بود، شش سال متمادی به طول انجامید ودر این سال ها که بین 1864 و1869 میلادی بود، تولستوی یک لحظه نیارمید، وبه سوی هیچ یک از لذت ها رونکرد. وقتی آخرین سطور کتاب را می نوشت، مردی چهل ساله بود که در اثر تفکرات زیاد ومطالعات متمادی، سیمای فیلسوفی رابه خود گرفته بود. وقتی کتاب را برای ناشر فرستاد می دانست عظیم ترین وبرگزیده ترین اثر خودرا فرستاده، اما هرگز نمی دانست که این کتاب یکی از چند کتاب بزرگ عالم بشریت خواهد شد، کتابی که جاودانه در تاریخ ادب روسیه و جهان ثبت خواهد گردید. چه شد که اندیشه خلق کتابی به نام جنگ وصلح در قبیله تولستوی به وجود آمد؟ زمانی که تولستوی بیست وسه ساله بود به قفقاز رفت تابه صورت داوطلب در صنف توپخانه سپاه روسیه خدمت کند. وی دورانی قریب هفت سال در ارتش بود وهمین سال ها خدمت سپاهی گیری، کافی بود که به او شیوه تفکر یک سرباز را بیاموزد، شخصاً در میدان کارزار پای بگذارد وصدای گلوله را بشنود وطمع پیروزی یاشکست را بچشد واین تجربه برایش بی حاصل نبود. از این ها گذشته، تولستوی برای نگارش این کتاب عظیم یک هدف عالی وغایی داشت: او می خواست بگوید که پیوستگی وتسلسل واستمرار زندگی در تاریخ فنا ناپذیر و ماندنی است، زندگی هر فردی اثر خودرا بر تاریخ باقی می گذارد واین تاریخ، در حقیقت، چیزی جز آیینه حیات و روحیات و رفتار و کردار انسان اینست. و از آن جا که تولستوی به اجتماع ومسایل اجتماعی اهمیت بسیاری گذاشت و همیشه در ذهنش اصلاح جامعه را از وظایف مسلم می شمرد. بدین سبب تصمیم گرفت که اولاً لشکر کشی ناپلیون به روسیه واثرات این تهاجم را بر زندگی مردم این مرز وبوم بنگارد اما نه به شیوه وقایع نگاری که فقط ذکر حوادث باشد وثانیاً انسان هایی را با نحوه ی زندگی وتفکر آن زمان خلق کند ودر عین حال مانند یک نقاش همه سایه ها وروشنایی های زندگی مردم روسیه رادر آن دوران مجسم سازد وبه موازات این کار ازطریق این کتاب و رسالتی که در آن به کار برده، به اصلاح کج فکران وخطاکاران هموطن خود همت گمارد. داستان جنگ وصلح، این اثر جاودانی تولستوی، یک تاریخ بزرگ، یک رمان دلنشین ویک اثر اندیشمندانه گرانقدری است، هرچند در یک کتاب آن جنگ ودر کتاب دیگر صلح، نقش اصلی را بازی می کند ولی قهرمانان اصلی کتاب انسان هایی هستند جالب که با آرزوها وافکار مختلف خود در صحنه ها ظاهر می شوند ومی روند وهریک به طور محسوسی در داستان از خود اثر می گذارند، لئون تولستوی به هنگام خلق جنگ وصلح می دانست که یک شاهکار به وجود می آورد اما نمی دانست که یکی از چند کتاب برگزیده جهان ادب را به صورت افتخار ادب روسیه از خود به یاد گار می گذارد.
  4. به رستم چنین گفت اون جومونگ! ندارم ز امثال تو هیچ باک که گر گنده ای من ز تو برترم اگر تو یلی من ز تو یلترم رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت: منم مرد مردان ایران زمین ز مادر نزادست چون من چنین تو ای جوجه با این قد و هیکلت برو تا نخورده است گرز بر سرت جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت: تو را هیچ کس بین ایرانیان نمی داندت چیست نام و نشان ولی نام جومونگ و سوسانو را همه میشناسند در هر مکان تو جز گنده بودن به چی دلخوشی بیا عکس من را به پوستر ببین ببین تی وی ات را که من سوژشم ببین حال میدن در جراید به من منم سانگ ایل گوکه نامدار ز من گنده تر نامده در جهان تو در پیش من مور هم نیستی کانال 3 رو دیدی؟ کور که نیستی در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد: چنین گفت رستم به این مرد جنگ جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟ من آن (تسو) سوسولت! نیستم منم رستم، آن شیر ایــران زمین (بویو) کوچک است در نگاهم همین بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد: جومونگ آمد از پشت تل سیاه کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه! بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید هم اینک صدایت به گوشــم رسید (سوسانو) هماره بود همسرم دهــم من به فرمان او این سرم چون او گفته با تو نجنگم رواست دگر هر چه گویم به او بر هواست! و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید: و این شد که رستم سخن تازه کرد که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!) بگفت ای جومونگا که حرف دل است که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست که ما پهلوانیم و این است حالمان که دادار باید رسد بر دل این و آن! و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند: بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!
  5. irsalam

    خرابکاری در جنگ!!!!!

    خرابکاری در جنگ!!!!! لطفا شکیبا باشید تا تصاویر بارگذاری شوند
  6. [align=justify] نقش ارتش در جنگ هشت ساله برای تشریح نقش نیروی زمینی در روزهای نخست دفاع مقدس ابتدا ضروری است نگاهی به وضعیت ارتش جمهوری اسلامی، پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در کشور تا شروع جنگ تحمیلی داشته باشیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی حوادث و رویدادهای متعددی سبب گردید که مشکلات فراوانی به وجود آید که در نتیجه آن به تدریج توان رزمی یگان ها کاهش یافت. درچنین شرایطی توطئه های گسترده و فراگیر در خارج از مرزها و با دست های پنهان در داخل کشور علیه جمهوری اسلامی قوت گرفت و به تدریج جنبه عملی به خود گرفت که در رأس همه این توطئه گران امریکا قرار داشت زیرا منافع حیاتی خود را در ایران از دست داده و ضربه سختی در موضوع اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام متحمل شده بود. تا جایی که استراتژی امریکا که به تصویب کارتر رئیس جمهور هم رسیده بود این هدف را دنبال می کرد که به هر شیوه ممکن اعم از تحریکات عشایر و تقویت گروه های چپ و راست و تشدید اختلاف های کشورهایی که با ایران اختلاف مرزی دارند سعی شود ایران را به زانو درآورند. از طرفی خائنین به وطن و دست های پنهان در داخل کشور بحرانی عظیم در گنبد و ترکمن صحرا و به طور گسترده در منطقه شمال غرب و غرب و حتی شرق کشور به وجود آوردند و مناطق فوق را ناامن کردندو به آشوب کشیدند. نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با ایمان و اعتقاد راسخ به سوگند وفاداری به مقام رفیع ولایت و نظام مقدس جمهوری اسلامی تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) و با داشتن انگیزه و حس بسیار قوی میهن دوستی با اتکای به الله و برخورداری از حمایت های خردمندانه و آشکار حضرت امام(ره) با وجود همه مشکلات و کاستی ها با تمام قدرت در مقابل دسیسه ها و توطئه ها و درگیری های داخل، مردانه ایستادگی کرد و برای برقراری امنیت داخلی و استقرار کامل حاکمیت جمهوری اسلامی در شمال غرب بخصوص پس از صدور فرمان حضرت امام(ره) در مورد غائله پاوه و مهاباد و سنندج یگان های زیادی از جمله لشکر ۶۴ و ۲۸ پیاده و تیپ ۳۰ و در حدود دو تیپ از لشکر ۱۶ زرهی و یک تیپ از لشکر ۸۱ زرهی و چندین گردان و آتشبارهای توپخانه از لشکر ۲۱ و ۷۷ با بکارگیری توان عمده هوانیروز در مناطق یادشده مشغول نبرد با گروهک های ضدانقلاب و وابسته به بیگانگان شد و لذا استعداد رزمی یگان های آن که تا حدود ۵۰ درصد کاهش یافته بود نیمی از توان موجود خود را نیز در شمال غرب و شرق کشور به کار گرفت و در این راه صدها شهید و جانباز در درگیری های داخلی تقدیم انقلاب و این امت به پا خاسته نمود تا درخت استقلال، آزادی و امنیت و وحدت ملی در کشور بارور و پایدار بماند. از آنجا که دشمنان این مرز و بوم قادر نشدند در درگیری های داخلی نظام جمهوری اسلامی را به زانو درآورند با حمایت های همه جانبه و تحریک صدام با ادعاهای واهی و بی اساس به تدریج زمینه تهاجم گسترده ارتش عراق به مرزهای غرب و جنوب را فراهم نمودند تا جایی که طارق عزیز وزیر امورخارجه عراق طی سخنانی در تابستان سال ۵۹ اظهارنمود که ارتش ایران اینک از هم پاشیده شده است و زمان گرفتن حقوق خود از ایران فرا رسیده است. ضمن درگیری های داخلی درگیری های مرزی و حملات محدود عراقی ها در مناطق مرزی در نیمه اول سال ۵۹ به اوج خود رسید و ارتش عراق به تدریج در مرزهای غرب و جنوب متمرکز گردید. ادامه بحران در شمال غرب و غرب از یک سو و نبود باور عمومی مسئولان در حمله همه جانبه عراق از سوی دیگر موجب شد تا نیروی قابل توجهی در غرب و جنوب متمرکز نشود و نیروی زمینی با تصور این که حملات گسترده ای از سوی عراق صورت نخواهد گرفت مبادرت به تهیه طرح دفاعی ابوذر در غرب و جنوب با بهره گیری از لشکر ۸۱ زرهی در غرب و لشکر ۹۲ زرهی در جنوب و تعداد اندکی از گردان های لشکر ۲۱ و لشکر ۷۷ و تیپ ۵۵ هوابرد نمود که به هیچوجه این نیرو تکافوی دفاع از مناطق گسترده در غرب و جنوب (متجاوز از ۱۲۰۰ کیلومتر) را نمی نمود. در چنین شرایط سردرگمی و نابرابر و نامتعادل سرانجام عراق حمله سنگین خود را از هوا و زمین در روز سی و یکم شهریور سال ۵۹ به مرزهای میهن اسلامی مان شروع نمود که سرآغاز نبردهای خونبار، ویرانگر، طولانی و تحمیل یک جنگ ناخواسته علیه ما گردید و روزهای اول جنگ را باید روزهای آتش و خون نامید. روزهای بسیار سخت و طاقت فرسا در نبردهای نابرابر و ماه اول جنگ را می توان ماه ایثار و مقاومت و پایداری با نیروی اندک در برابر موج عظیم نیروهای دشمن نامید و صدام و ارتش تا دندان مسلح عراق می آمدند تا خوزستان را سه روزه فتح و نظام جمهوری اسلامی را متلاشی کنند اما با ایثار و مقاومت همین نیروی اندک در مرزها عملاً رؤیای قادسیه صدام به کابوسی وحشتناک مبدل گشت و اولین پاسخ قاطعی که فراتر از مرزها عراق دریافت کرد حملات متقابل نیروی هوایی ارتش در روز یکم مهرماه سال ۵۹ با ۱۴۰ فروند هواپیما به عمق خاک عراق و تأسیسات حیاتی و حساس آن کشور بود و در جبهه زمینی نیز نیروی زمینی ارتش که تنها سازمان مقتدر و کارآمد در مرزها بود به نبرد با دشمن ادامه داد. در این جا لازم است گوشه هایی از مقاومت و پایداری نیروها در مرزها را در ماه اول جنگ برای شما بیان نماییم. مهرماه سال ۵۹ که باید ماه خون و آتش و غرش توپ ها نامید دارای حوادث بی شماری است و نشانه عزم پولادین رزمندگان نیروی زمینی در دفاع از مرزها می باشد که در این جا ضمن برشماری توان متقابل نیروها به چند مورد مهم آن اشاره می گردد. همانگونه که آمد هدف اصلی عراق تصرف سریع خوزستان بود. دشمن در جبهه خوزستان در محور شلمچه به خرمشهر با لشکر ۳ زرهی و تیپ نیروی مخصوص و لشکر ۱۱ پیاده عراق و در جبهه جنوب کوشک طلاییه به سمت سوسنگرد و اهواز با لشکر ۵ مکانیزه و ۶ زرهی و در جبهه بستان با لشکر ۹ زرهی و در محور فکه با یک لشکر مکانیزه و در محور موسیان به دشت عباس و غرب کرخه با لشکر ۱۰ زرهی و چند تیپ مستقل و با توپخانه سنگین به خوزستان حمله نمود که تنها لشکر ۹۲ زرهی با استعداد ۵۰ درصد در مقابل این نیروی عظیم قرار داشت. در جبهه غرب لشکر ۸ پیاده کوهستان و بخشی از لشکر۶ زرهی در منطقه قصرشیرین و لشکر ۱۲ زرهی در منطقه نفت شهر و گیلان غرب و لشکر ۲ پیاده کوهستانی تقویت شده در منطقه مهران قرار داشتند که در مقابل این لشکرها تنها لشکر ۸۱ زرهی با استعدادی در حدود ۵۰درصد قرار داشت. در محور شلمچه به خرمشهر در روز اول جنگ ضمن بمباران و گلوله باران شدید خرمشهر و آبادان که موجب خسارت های زیاد و ۵۰ شهید و ۸۷ مجروح در این دو شهر شد، گردان۱۵۱ دژ و گردان ۲۳۲ تانک و ۱۶۵ مکانیزه و پاسگاه های مرزی بشدت با دشمن به نبرد پرداختند و با مقاومت دلیرانه، نیروهای موجود دشمن مجبور به تغییر در گسترش شد لکن در روز دوم نبرد تلفات سنگین به یگان های مستقر در محور وارد شدو ۱۲ دستگاه تانک گردان ۲۳۲ به آتش کشیده شد. در مجموع در تمامی محورهای یاد شده در جنوب نبرد نابرابر با دشمن ادامه یافت اما در همه محورها حرکات دشمن کند و تلفات سنگینی به آنان وارد شد در محور فکه موسیان گردان ۱۳۸پیاده و گروه رزمی زرهی شیراز در نبردی سنگین ۲۶ دستگاه تانک دشمن را منهدم نمودند و در محور موسیان و دویرج با وجود انهدام تعدادی از تانک های تیپ۲ زرهی دزفول مستقر در پاسگاه های ژاندارمری و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از پرسنل از جمله شهید ستوان وحدانی پیشروی دشمن در حوالی مرز و رودخانه دویرج متوقف گردید. دشمن تمرکز بمباران و گلوله باران خود را در خرمشهر و آبادان قرار داده بود و پالایشگاه آبادان در آتش می سوخت. در منطقه غرب یگان های موجود لشکر ۸۱ زرهی که در طول ۶۰۰ کیلومتر مرز گسترش یافته بودند توانستند با ایثار و مقاومت جلوی پیشروی سریع دشمن را بگیرند و ضمن وارد کردن تلفات به دشمن حرکات آنان را محدود و کند و یا متوقف کنند. حملات دشمن در ۸ محور در غرب در روزهای نخست بیشتر به پاسگاه های مرزی و نفوذ به داخل با ستون های زرهی سنگین متمرکز گردیده بود اما رزم آوران شجاع نیروی زمینی تحت شرایط کاملاً نابرابر با ایثار و مقاومت دلیرانه از شرف و حیثیت ملی و میهنی و مکتب خود دفاع می نمودند لیکن در بعضی محورها نسبت دشمن به خودی ۱۰ بر یک بود. همزمان با نبرد زمینی، دشمن شهرهای مرزی را بشدت بمباران می نمود به نحوی که در روز دوم جنگ تنها در اسلام آباد تعداد ۲۰۰نفر از هم میهنانمان شهید و یا مجروح شدند. روز سوم وچهارم مهرماه یکی از خونین ترین روزهای نبرد ۸سال دفاع مقدس بود. در این دو روز حملات دشمن بسیار سنگین بود و تلفات زیادی به نیروهای خودی از جمله تیپ ۲ زرهی دزفول و سایر نیروهای مستقر در مرز وارد گردید ولی در مجموع دشمن قادر به دسترسی سریع به اهداف خود نگردید. درخرمشهر ۲۰۰ نفر به شهادت رسیدند و تلفات سنگینی به گردان ۱۵۱ دژ و ۱۶۵ مکانیزه وارد شد و نبرد به پیرامون شهر کشیده شد- در غرب در روزهای چهارم و پنجم نبرد نیروها همچنان به مقاومت و پایداری مشغول بودند و در میمک و صالح آباد شدت بیشتری داشت و در منطقه ایلام نیروهای موجود با همکاری نیروهای شجاع مردمی و با پشتیبانی هوانیروز درسی فراموش نشدنی به دشمن دادند و خلبانان هوانیروز با شجاعت بی نظیر و به صورت مداوم در محورهای مختلف غرب به دشمن حمله می نمودند و آنان را مجبور به تغییر در گسترش و یا توقف می کردند. در روز پنجم نبرد جوانان شجاع خرمشهر حماسه آفریدند و دوشادوش سربازان و دانشجویان دانشکده افسری و تکاوران دریایی و گردان ۱۵۱ دژ و نیروهای موجود سپاه پاسداران با دشمن به نبرد پرداختند. در شمال غرب در منطقه مهاباد و پاوه و سردشت و سنندج درگیری و نبرد ادامه داشت و بخش قابل توجهی از نیروهای زمینی جذب این مناطق شده بودند. با وجودی که در روز ششم نبرد، نبرد در تمامی محورها بشدت ادامه داشت و در اثر نابرابر بودن نیروها تلفات سنگینی به نیروهای خودی وارد و در آبادان ۳۱ شهید و ۹۳ مجروح و در خرمشهر وضعیت بحرانی و شهرهای کرمانشاه و ایلام بشدت بمباران و در تمامی محورها برتری کامل با دشمن بود اما خبری از اعزام نیروهای کمکی و حرکت گروه های توپخانه و لشکرهای ۲۱ و ۷۷ و ۸۸ و ۱۶ زرهی به جبهه ها نبود و به نوعی سردرگمی در تصمیم گیرندگان وجود داشت. صدام این خون آشام ترین فرد و جانی بالفطره که پس از ۶ روز نبرد سنگین به اهداف اصلی خود نرسیده بود در روز ششم مهر اعلام آتش بس نمود تا به خیال واهی خود مناطق تصرف شده را حفظ و امتیازات زیادی بگیرد. در روز ششم نبرد دشمن در غرب کرخه و شوش متوقف و قادر به ادامه پیشروی به سمت دزفول نگردید. در سایر محورها وضع به همین منوال بود اما در خرمشهر نبرد بسیار سخت و دشوار بشدت ادامه داشت و به داخل شهر کشیده شده بود. نیروی هوایی ارتش به پشتیبانی از نیروی زمینی در نبرد با تانک ها در خوزستان و با کمک خلبانان شجاع هوانیروز عرصه را بر دشمن تنگ نموده و یکی از عوامل بازدارنده علیه دشمن بودند و نگذاشتند رؤیای قادسیه صدام تحقق یابد. در روز دهم مهرماه جبهه نبرد در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب غرب اهواز و در خط شمالی غربی جنوب شرقی آبادان دب حردان تثبیت گردید و استفاده از آب و هدایت آن در اطراف سوسنگرد وضع را برای دشمن بسیار مشکل و مخاطره آمیز نمود و نیروهای دشمن با به جا گذاشتن وسایل و تجهیزات به سمت هویزه و بستان عقب نشینی و تعدادی نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. در خرمشهر از روز دهم به مدت ۲۴ شبانه روز نبرد خانه به خانه ادامه داشت و با محاصره آبادان از شمال رودخانه بهمن شیر مشکلات دفاع از این شهر دوچندان شد. در دوازدهمین روز جنگ تکاوران دریایی با کمک نیروهای مردمی توانستند دشمن را وادار به عقب نشینی به شش کیلومتری شمال غرب خرمشهر نموده و ۲۰ دستگاه تانک آنان را منهدم و چهار نفر را به اسارت بگیرند. در روزهای دوازدهم و سیزدهم مهرماه باقیمانده تیپ دو زرهی دزفول با یک طرح ریزی دقیق موفق شدند منطقه ارتفاعی غرب پل نادری کرخه تا حوالی ارتفاع سپتون را در کنترل گرفته و سرپل خود را توسعه دادند. حضرت آیت الله خامنه ای امام جمعه وقت تهران و یکی از مشاوران نظامی حضرت امام که در روز سیزدهم عازم جبهه ها بودند فرمودند: «ما به مرز می رویم تا خط مرز کشور را با خون دشمنان انقلاب اسلامی رنگین کنیم و به بعثی ها بگوییم که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هر گردن کشی را که بخواهد به خاک ما تجاوز کند نابود خواهد کرد و این روحیه والا به رزمندگان ما روحیه و اقتدار می داد و پایداری و مقاومت را دوچندان می نمود.» در روز پانزدهم مهرماه حرکت یگان های عمده نیروی زمینی به جبهه ها تشدید شد و به تدریج خطوط دفاعی ما در مناطق غرب و جنوب تقویت و قابل اطمینان گردید و بدین ترتیب عراق نتوانست به اهواز و سوسنگرد و آبادان و شوش و دزفول در جنوب و شهرهای مهم در غرب دست یابد و ارتش عراق در باتلاق جنگ گرفتار و روز به روز بر تلفات و ضایعاتش افزوده می شد، هر چند در روزهای اولیه جنگ به دلیل برتری مطلق، نیروهای عراقی بخشی از خاک ما در جنوب و غرب را به تصرف خود درآوردند اما قادر به ادامه عملیات و رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده نشدند و اولین ماه جنگ در حالی به پایان رسید که یگان های عمده نیروی زمینی با قدرت در مقابل دشمن ایستادگی نموده و خطوط دفاعی مستحکمی ایجاد کردند و با اجرای عملیات های پی در پی و حمله به دشمن به تدریج زمینه تضعیف روحیه و توان دشمن را فراهم نمودند. در روز بیست و سوم مهر در شرایطی که هنوز توپخانه های لشکر ۲۱ به طور کامل به منطقه نرسیده بود و شناسایی ها و اطلاعات از دشمن در غرب کرخه کافی نبود، به دستور رده های بالا لشکر ۲۱ حمزه عملیاتی را در غرب کرخه اجرا نمود که موفقیتی نداشت و ۱۰۲ نفر شهید و ۱۶۱ نفر مجروح این عملیات بود. هر چند این عملیات موفقیت آمیز نبود اما دشمن را در غرب کرخه تثبیت نمود و سرانجام یک ماه جنگ و آتش و خون در جبهه ها ادامه یافت اما با پایمردی و مقاومت دلیرانه یگان های نیروی زمینی مستقر در مرزها در شرایطی کاملاً نابرابر دشمن قادر به رسیدن به اهداف خود نگردید. سرتیپ دو بازنشسته سعید پورداراب سایت تحلیلی خبری عصر ایران[/align]
  7. سال شمار ۸ سال جنگ تحمیلی از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۷ ● ۱۳۵۹/۱/۷ هـ .ش: تأکید صدام حسین بر حمایت از مبارزه اقلیتهای قومی ایران بر ضد جمهوری اسلامی ایران تا رسیدن به حقوق خود. ● ۱۳۵۹/۱/۱۲ هـ .ش: صدام حسین، رئیس جمهوری عراق، آمادگی کشورش را برای جنگ با جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۱/۱۳ هـ .ش: ترور نافرجام طارق عزیز، معاون نخست وزیر عراق، در بغداد؛ دولت عراق بدون ارائه سندی ایران را به این اقدام متهم کرد. ● ۱۳۵۹/۱/۱۸ هـ .ش: همزمان با قطع رابطه آمریکا و ایران، صدام حسین خواهان واگذاری جزایر ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی به عراق شد. ● ۱۳۵۹/۱/۱۹ هـ .ش: شهادت آیت الله سید محمد باقر صدر و خواهرش، به دستور دولت عراق. ● ۱۳۵۹/۲/۴ هـ .ش: تأکید صدام حسین بر حاکمیت عراق بر خوزستان (عربستان). ● ۱۳۵۹/۲/۵ هـ .ش: نخستین حمله ارتش عراق به تأسیسات نفتی ایران، در دهلران؛ تا آغاز رسمی جنگ ۱۳ نوبت دیگر به تأسیسات مختلف نفتی حمله شد. ● ۱۳۵۹/۳/۲۹ هـ .ش: پس از ۲۰ سال و در نخستین انتخابات مجلس در عراق، حزب بعث ۱۷۵ کرسی از ۲۰۰ کرسی نمایندگی مجلس را به دست آورد. ● ۱۳۵۹/۴/۱۸ هـ .ش: کشف کودتای نوژه، که کودتاچیان با همکاری دولت عراق قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی را داشتند. ● ۱۳۵۹/۵/۴ هـ .ش: اعلام نارضایتی دولت عراق از امضای قرارداد ۱۸۷۵ و شرایط آن. ● ۱۳۵۹/۵/۲۱ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق به پاسگاههای بندر جوق و برار عزیز، در منطقه عمومی قصر شیرین، که به شهادت ۲۱ نفر از مأموران دو پاسگاه انجامید. ● ۱۳۵۹/۶/۱۴ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق به پاسگاههای مرزی دهلران و نفت شهر. ● ۱۳۵۹/۶/۱۶ هـ .ش: نخستین حمله هوایی و زمینی ارتش بعثی عراق به پاسگاههای ایلام، قصر شیرین، خرمشهر، خسروآباد، نفت شهر، سومار. ● ۱۳۵۹/۶/۱۶ هـ .ش: تحویل یادداشت دولت عراق به کاردار ایران، در بغداد، مبنی بر پس دادن سرزمینهای (به زعم آنان) اشغالی به عراق، ● ۱۳۵۹/۶/۱۷ هـ .ش: عراق، پس از دادن دو یادداشت به کاردار جمهوری اسلامی ایران در بغداد، پاسگاه زین القوس و مناطق اطراف آن را اشغال کرد؛ این مناطق به موجب پیمان ۱۹۷۵م الجزایر به ایران واگذار شده بود ● ۱۳۵۹/۶/۱۸ هـ .ش: حمله زمینی و هوایی ارتش بعثی عراق به شهرهای مرزی خرمشهر و نفت شهر و قصر شیرین و پاسگاههای مرزی جنوب و غرب ایران. ● ۱۳۵۹/۶/۱۹ هـ .ش: درگیری مرزداران جمهوری اسلامی ایران با مهاجمان ارتش بعثی عراق در پاسگاههای مرزی صالح آباد، ایلام، مهران، نفت شهر، طلائیه، قصر شیرین؛ در همین روز عراق سومین یادداشت را به ایران تحویل داد. ● ۱۳۵۹/۶/۲۰ هـ .ش: سخنرانی صدام حسین در جلسه وزیران امور خارجه کشورهای عربی در مورد باز پسگیری خاک عراق! از ایران. ● ۱۳۵۹/۶/۲۱ هـ .ش: حمله زمینی و هوایی ارتش بعثی عراق به پاسگاهها و مناطق مرزی جنوب و غرب جمهوری اسلامی ایران، از جمله خرمشهر و سومار و بازرگان و سرپل ذهاب. ● ۱۳۵۹/۶/۲۲ هـ .ش: درگیری مرزداران جمهوری اسلامی ایران با نیروهای متجاوز ارتش بعثی عراق در پاسگاههای مرزی قصرشیرین و خرمشهر و… ● ۱۳۵۹/۶/۲۳ هـ .ش: هشت نامه عراق به رؤسا و سران هشت سازمان بینالمللی (سازمان ملل متحد، ششمین کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب، سازمان وحدت آفریقا، بازار مشترک اروپا، سازمان جنوب شرقی آسیا، سازمان کشورهای قاره آمریکا)، درباره ادعاهای این دولت نسبت به جمهوری اسلامی ایران. ● ۱۳۵۹/۶/۲۴ هـ .ش: حمله توپخانهای ارتش بعثی عراق به پاسگاههای نفت شهر و شلمچه و بیات. ● ۱۳۵۹/۶/۲۵ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق به پاسگاهها و مناطق مرزی آبادان و رشیدیه و بازرگان و… ● ۱۳۵۹/۶/۲۶ هـ .ش: دولت عراق به طور یک جانبه عهدنامه مرزی و حسن همجواری ۱۹۷۵م الجزایر و ۳ پروتکل ضمیمه و ۴ موافقتنامه تکمیلی آن را لغو کرد (در این قرارداد حق لغو یک جانبه پیش بینی نشده بود)؛ ارتش عراق ۵ روز بعد به خاک جمهوری اسلامی ایران تجاوز کرد و سرانجام، پس از هشت سال دفاع قهرمانانه رزمندگان اسلام، در ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ بناچار دوباره همین پیمان را پذیرفت و به موجب رأی سازمان ملل متحد در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ نیز عراق، «آغازگر جنگ و مسئول آن“ شناخته شد. ● ۱۳۵۹/۶/۲۷ هـ .ش: محاصره قصرشیرین به دست ارتش عراق، که پس از چهار روز مقاومت، در ۳۱/۶/۱۳۵۹ به اشغال آنان درآمد و به ویرانی ۱۲ هزار و ۸۸۲ واحد مسکونی در شهر و روستاهای اطراف آن انجامید؛ این شهر با تلاش رزمندگان اسلام، در ۲۲ خرداد ماه ۱۳۶۱، آزاد شد. ● ۱۳۵۹/۶/۳۰ هـ .ش: ششصد و ششمین و آخرین حمله ارتش عراق قبل از شروع رسمی جنگ، با حمله به کشتی تجارتی، در خور موسی، در خلیج فارس. ب) جنگ تحمیلی عراق و آغاز هشت سال دفاع مقدس. ● ۱۳۵۹/۶/۳۱ هـ .ش: یورش وحشیانه ارتش بعثی عراق از زمین و هوا و دریا به خاک جمهوری اسلامی ایران و آغاز هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام. ● ۱۳۵۹/۶/۳۱ هـ .ش: حمله هوایی شش میگ ارتش عراق، به محل تجمع مردم اسلام آباد غرب، که شهادت ۵۰ تن را به دنبال داشت. ● ۱۳۵۹/۶/۳۱ هـ .ش: حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران، از جمله فرودگاه بینالمللی مهرآباد. ● ۱۳۵۹/۷/۱ هـ .ش: اشغال سرپل ذهاب، به دست ارتش متجاوز عراق، که به نابودی شهر و شهادت ۹۵ نفر از اهالی آن انجامید. ● ۱۳۵۹/۷/۱ هـ .ش: تشکیل جلسه شورای امنیت، به درخواست دبیرکل سازمان ملل متحد، با توجه به خطرهای گسترش جنگ تحمیلی در جهات، که به صدور بیانیهای انجامید و از طرفین خواست تا اقدام نظامی را کنار بگذارند و حل اختلافها با روشهای صلح آمیز صورت پذیرد. ● ۱۳۵۹/۷/۲ هـ..ش: اشغال شهرهای مهران و سومار و نفت شهر، به دست ارتش متجاوز بعثی عراق. ● ۱۳۵۹/۷/۲ هـ .ش: حمله هوایی ارتش عراق به مناطق نفت خیز و تأسیسات جزیره خارک. ● ۱۳۵۹/۷/۳ هـ .ش: آغاز محاصره خرمشهر به دست ارتش بعثی عراق؛ در همین روز، رادیو بی.بی.سی. حمایت عربستان صعودی و کویت را از عراق در جنگ با جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۷/۴ هـ..ش برگزاری جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت جنگی موجود میان عراق و ایران. ● ۱۳۵۹/۷/۴ هـ .ش: حمله توپخانهای عراق به خرمشهر، که ۵۰ شهید و ۱۴۰مجروح برجای گذاشت. ● ۱۳۵۹/۷/۴ هـ .ش: حمله هوایی ارتش عراق به مناطق مسکونی اهواز، که ۱۸ شهید و ۹۱ مجروح به جای گذاشت. ● ۱۳۵۹/۷/۶ هـ..ش برای تخریب روحیه رزمندگان اسلام، عراق شایعه اشغال خرمشهر را اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۷/۶ هـ .ش: در هفتمین روز از جنگ تحمیلی عراق به جمهوری اسلامی ایران، شورای امنیت سازمان ملل متحد-بدون محکوم کردن تجوز عراق و اشغال بخشی از ایران- با صدور قطعنامه ۴۷۹(نخستین قطعنامه این شورا در مورد جنگ تحمیلی) دو کشور را به استفاده از راه حلهای مسالمت آمیز دعوت کرد. ● ۱۳۵۹/۷/۷ هـ .ش: اولین مسافرت هیئت کنفرانس اسلامی (محمد ضیاء الحق، یاسر عرفات و...)به تهران، برای اعلام آتش بس در جنگ؛ روز بعد این هیئت به بغداد سفر کرد و صدام حسین ظاهرا آتش بس را پذیرفت، ولی در عمل اجرا نکرد. ● ۱۳۵۹/۷/۷ هـ .ش: صدام حسین هدف تهاجم خود را به ایران، عربی کردن تمام حوزه (خلیج فارس) اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۷/۱۰ هـ .ش: شکست ارتش عراق در اشغال خرمشهر. ● ۱۳۵۹/۷/۱۱ هـ .ش: اعتراضات دولت عراق به تصرف نظامی بخشهایی از آن سرزمین به دست ارتش محمد رضا پهلوی، سالها پس وقوع آن، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با اعلامیههای رسمی این دولت در گذشته تضاد دارد. ● ۱۳۵۹/۷/۱۳ هـ..ش: اعلام حمایت کامل اردن از عراق، در پی حمله این کشور به جمهوری اسلامی ایران. ● ۱۳۵۹/۷/۱۵ هـ..ش: نخستین حمله هوایی عراق به مناطق مسکونی اندیمشک. ● ۱۳۵۹/۷/۱۶ هـ..ش: حمله موشکی عراق به مناطق مسکونی دزفول، که شهادت ۱۰۵ نفر و مجروح شدن حدود ۳۰۰ نفر را به دنبال داشت. ● ۱۳۵۹/۷/۲۰ هـ..ش: امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و فرمانده کل قوا، رسیدگی به امور جنگ تحمیلی را بر عهده شواری عالی دفاع قرار دادند؛ این شورا به ایجاد هماهنگی میان نیروهای مسلح در جنگ، تظاهرات بر تبلیغات و اخبار جنگی، تعیین سیاست خارجی جنگ، موظف شد. ● ۱۳۵۹/۷/۲۱ هـ..ش: حمله موشکی عراق به مناطق مسکونی سوسنگرد که به شهادت ۱۵ عضو یک خانواده انجامید. ● ۱۳۵۹/۷/۲۳ هـ..ش: اعلام صریح جدایی دین از سیاست در عراق. ● ۱۳۵۹/۷/۲۴ هـ.ش حمله هوایی ارتش عراق به مناطق مسکونی کرمانشاه، که ۱۳۱ شهید و دهها مجروح و ویرانی به جای گذاشت. ● ۱۳۵۹/۷/۲۴ هـ .ش: «حماسه خونین شهر»؛ با مقاومت قهرمانانه خرمشهر در برابر اشغالگران بعثی این شهر به خونین شهر تغییر نام داد. ● ۱۳۵۹/۷/۲۵ هـ .ش: موسیان و دهلران به طور موقت به اشغال ارتش عراق درآمدند. ● ۱۳۵۹/۷/۲۵ هـ .ش: سخنرانی آقای محمد علی رجایی، نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران، در شورای امنیت، درباره حمله سازماندهی شده عراق به جمهوری اسلامی ایران و نقض حقوق انسانی؛ این جلسه بدون نتیجه خاتمه یافت. ● ۱۳۵۹/۷/۲۹ هـ .ش: دومین مسافرت هیئت کنفرانس اسلامی (حبیب شطی، محمد ضیاء الحق، یاسر عرفات و …) به تهران، برای برقراری آتش بس، که بی نتیجه بود. ● ۱۳۵۹/۸/۱ هـ .ش: با تأکید بر اشغال ۲۰ هزار کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی ایران، و درخواست اعمال حاکمیت بر اروندرود و عدم مداخله ایران در امور عراق و پس گرفتن سرزمینهای به جای مانده دیگر، عراق آمادگی خود را برای پایان دادن به جنگ با ایران اعلام کرد. ● ۱و ۲/۸/۱۳۵۹ هـ .ش: تشکیل دو جلسه بدون نتیجه شورای امنیت، برای بررسی وضعیت جنگی ایران و عراق. ● ۱۳۵۹/۸/۳ هـ..ش خونین شهر، پس از ۳۴ روز مقاومت قهرمانانه رزمندگان اسلام، به دست ارتش متجاوز بعثی اشغال شد، که تا ۳ خرداد ۱۳۶۱ ادامه یافت ● ۱۳۵۹/۸/۴ هـ..ش حمله موشکی عراق به مناطق مسکونی دزفول، که به شهادت ۶۵ نفر و زخمی شدن ۱۷۴ نفر انجامید. ● ۱۳۵۹/۸/۴ هـ .ش: یاداشت اعتراض آمیز وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به عراق درباره تجاوزهای مکرر دولت عراق به میهن اسلامی. ● ۱۳۵۹/۸/۵ هـ .ش: غارت خانهها و مغازههای شهر بستان، به دست ارتش اشغالگر عراق. ● ۱۳۵۹/۸/۵ هـ .ش: اعلام آمادگی عراق برای برقراری آتش بس و مذاکره با ایران، ضمن تأکید بر حق حاکمیت خود بر قلمرو خشکی و آبی مورد نظر این کشور. ● ۱۳۵۹/۸/۷ هـ .ش: تشکیل جلسه بدون نتیجه شورای امنیت، برای بررسی جنگ ایران و عراق. ● ۱۳۵۹/۸/۸ هـ .ش: شهادت محمد حسین فهمیده، رزمنده قهرمانی که در ۱۳ سالگی با بستن تعدادی نارنجک خود را به زیر تانک ارتش عراق انداخت و با شهادت رساندن خود تانک دشمن را منهدم کرد و نماد حضور نوجوانان در جنگ تحمیلی شد و به همین علت این روز را روز «نوجوان» نامیدند. ● ۱۳۵۹/۸/۸ هـ .ش: محاصره کامل شهر مقاوم آبادان، به دست ارتش اشغالگر بعثی، که با مقاومت قهرمانانه رزمندگان اسلام روبرو شد. ● ۱۳۵۹/۸/۹ هـ .ش: عبور ارتش اشغالگر عراق از رود بهمنشیر، و ورود آنان به آبادان از منطقه ذوالفقاری و خاکستان، در جنگ تحمیلی. ● ۱۳۵۹/۸/۹هـ .ش: اسارت محمد جواد تندگویان، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران، و هیئت همراه او، در جاده اهواز ـ آبادان، به دست نیروهای متجاوز عراقی، در جنگ تحمیلی؛ ایشان بر اثر شکنجههای وحشیانه مأموران بعثی در اردوگاههای اسیران به شهادت رسید و پیکر پاک ایشان روز ۲۶ آذر ۱۳۷۰ به تهران آورده شد. ● ۱۳۵۹/۸/۱۰ هـ..ش: آروزی تجزیه ایران، در سخنان صدام حسین. ● ۱۳۵۹/۸/۱۱ هـ..ش: ناکامی ارتش عراق در اشغال دهلاویه. ● ۱۳۵۹/۸/۱۶ هـ..ش: شکست حمله ارتش عراق در اشغال دهلاویه. ● ۱۳۵۹/۸/۱۹ هـ..ش: تحویل رونوشت یادداشت دولت جمهوری اسلامی ایران به عراق، به دبیر کل سازمان ملل متحد، درباره معتبر دانستن قرارداد ۱۹۷۵م الجزایر. ● ۱۳۵۹/۸/۱۹ هـ..ش: تأکید عراق بر حاکمیت حقوقی خود بر سرزمینهای اشغالی ایران. ● ۱۳۵۹/۸/۲۱ هـ..ش: عراق اشغال سرزمینی به طول ۵۵۰ کیلومتر و به عرض ۲۰ تا ۱۱۰ کیلومتر را از خاک جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۸/۲۱ هـ..ش: صدام حسین، رئیس جمهوری عراق، اعلام کرد که این کشور از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمیشود. ● ۱۳۵۹/۸/۲۵ هـ..ش: «حماسه سوسنگرد»؛ استقامت قهرمانانه مردم این شهر در برابر بعثیان. ● ۱۳۵۹/۸/۲۶ هـ..ش: با مقاومت قهرمانانه رزمندگان اسلام و حمله مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درعملیات شکوهمند آزاد سازی سوسنگرد، محاصره این شهر شکسته شد و نیروهای اشغالگر بعثی با دادن تلفات بسیار گریختند. ● ۱۳۵۹/۹/۵ هـ..ش: مناطق مسکونی آبادان نخستین بار هدف موشک عراق قرار گرفت. ● ۱۳۵۹/۹/۵ هـ..ش: تشکیل نیروی بسیج مستضعفین، به فرمان امام خمینی، برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران. ● ۱۳۵۹/۹/۸ هـ..ش: وقوع بزرگترین نبرد دریایی میان ایران و عراق که با تلفات بسیار بعثیها و آتش زدن اسکله البکر پایان یافت. ● ۱۳۵۹/۹/۸ هـ..ش: عقب نشینی ارتش اشغالگر عراق از منطقه شمال غربی اهواز، در پی تخریب بخشی از سد کرخه. ● ۱۳۵۹/۹/۱۵ هـ..ش: شهادت سرگرد احمد کشوری، خلبان هوا نیروز، در جبهههای جنگ حق علیه باطل. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱ هـ..ش: هواپیماهای عراقی شهر آبادان را به شدت بمباران کردند. ● ۱۳۵۹/۱۰/۲ هـ..ش: بمباران شدید زمینی و هوایی مناطق مسکونی آبادان و جزیره مینو، به دست ارتش عراق، که ۸۸ شهید و صدها زخمی بر جای گذاشت. ● ۱۳۵۹/۱۰/۴ هـ..ش: عراق نخستین محموله از قرارداد ۶۰ فروند میراژ اف ـ ۱ را از فرانسه تحویل گرفت. ● ۱۳۵۹/۱۰/۷ هـ..ش: گلوله باران وحشیانه شهر اهواز که بیش از۱۰۰ شهید بر جای گذاشت. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱۵ هـ..ش: امضای موافقتنامه خرید اسلحه میان عراق و شوروی. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱۶ هـ..ش: حمایت صدام حسین از تجزیه طلبی اقوام ایرانی، در سالروز تشکیل ارتش عراق. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱۶ هـ..ش: حمله موشکی ارتش عراق به مناطق مسکونی اهواز، که به شهادت و زخمی شدن چندین نفر انجامید. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱۶ هـ..ش: «حماسه هویزه»؛ شهادت ۳۰۰ دانشجوی مسلمان- به رهبری حسین علم الهدی- در هویزه، هنگام محاصره این شهر به دست ارتش اشغال عراق. ● ۱۳۵۹/۱۰/۱۹ هـ..ش: آغاز عملیات ضربت ذوالفقار، در محور میمک و تنگه بینا، در منطقه عمومی ایلام، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ژاندارمری و بسیج عشایر. ● ۱۳۵۹/۱۰/۲۳ هـ..ش: نخستین حمله شیمیایی عراق، در منطقهای بین هلاله و نیخزر، در ۵۰ کیلومتری غرب ایلام. ● ۱۳۵۹/۱۰/۲۷ هـ..ش: اشغال و غارت شهر، هویزه، به دست ارتش بعثی عراق. ● ۱۳۵۹/۱۱/۵ هـ..ش: آغاز برگزاری اجلاس چهار روزه کنفرانس سران اسلامی، که در آن صدام حسین (رئیس جمهور عراق) آبادان را جزء عراق اعلام کرد. ● ۱۳۵۹/۱۱/۲۰ هـ..ش: نخستین جلسه وزرای خارجه جنبش عدم تعهد، در دهلی نو، برای بررسی وضعیت جنگ تحمیلی عراق به ایران، که ۴ روز طول کشید؛ چهار سفر نمایندگان جنبش به ایران و عراق نتیجهای در بر نداشت. ● ۱۳۵۹/۱۲/۱۷ هـ..ش: مناطق مسکونی و غیر نظامی اهواز هدف ۷ موشک عراقی قرار گرفت. ● ۱۳۵۹/۱۲/۲۶ هـ..ش: آغاز عملیات امام مهدی ‹عج›، در غرب سوسنگرد، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که صد کشته و ۶۰ اسیر عراقی و انهدام یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه نتیجه آن بود. ● ۱۵/۱/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات حضرت مهدی ‹عج›، در محور کرخه ـ دزفول، با تلاش رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که انهدام ۱۵ تانک و نفربر عراقی را به دنبال داشت. ● ۲۵/۱/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، در محور شوش، که انهدام ۳۱ تانک و نفربر و یک بالگرد و کشته شدن ۲۰۰ عراقی را در پی داشت. ● ۸/۲/۱۳۶۰ هـ .ش: شهادت سرگرد علی اکبر شیرودی، خلبان هوانیروز، در جبهههای نبرد حق علیه باطل. ● ۱۷/۲/۱۳۶۰ هـ .ش: عراق، با کمک حزب دمکرات کردستان، زندان دولهتو را بمباران کرد. ● ۲۵/۲/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات شهید شیخ فضل الله نوری، در شمال آبادان، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ● ۳۱/۲/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نامنظم چمران در محورهای: ۱) سوسنگرد، با رمز «امام علی ‹ع›» ۲) در شمال سوسنگرد، با رمز «حضرت مهدی ‹عج› ادرکنی» ۳) در محور شوش، که به انهدام ۷۰ تانک و نفربر و هلاکت ۷۰۰ بعثی و اسارت حدود ۸۰۰ عراقی انجامید. ● ۹/۳/۱۳۶۰ هـ .ش: حمله هوایی ارتش عراق با بمبهای ناپالم و خوشهای به پاوه ● ۱۵/۳/۱۳۶۰ هـ .ش: تشکیل دوازدهمین اجلاس وزرای خارجه سازمان کنفرانس اسلامی، در بغداد، بدون حضور دولت جمهوری اسلامی ایران ● ۲۱/۳/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات «فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا»، در شرق رود کارون (جنوب دارخوین)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام ۳۳ تانک و نفربر و کشته و زخمی شدن ۱ هزار و ۲۵۰ عراقی انجامید. ● ۲۶/۳/۱۳۶۰ هـ .ش: آزاد سازی دهلاویه، در جنوب بستان، از اشغال ارتش بعثی عراق. ● ۳۱/۳/۱۳۶۰ هـ .ش: شهادت دکتر مصطفی چمران، نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع، در جبهه دهلاویه. ● ۱۷/۴/۱۳۶۰ هـ .ش: آزاد سازی شهر نوسود و نظارت رزمندگان اسلام بر مرزهای این منطقه. ● ۳/۵/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات شهید چمران، در محور جاده ماهشهر، به همت دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ● ۵/۵/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات رمضان، در محور حمیدیه ـ کرخه نور، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که انهدام ۴۰ تانک و نفربر و کشته شدن ۲۰۰ عراقی نتیجه آن بود. ● ۱۰/۶/۱۳۶۰ هـ .ش: آزاد سازی منطقه کرخه نور، به دست رزمندگان اسلام، در عملیات شهید رجایی و باهنر. ● ۱۱/۶/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات نصر، در منطقه غرب ارتفاعات تپه الله اکبر، با تلاش مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی بخشهایی از سرزمین اسلامی در شمال غربی منطقه شحیطیه و کنارة شمالی رودخانه کرخه، انهدام ۳۰ تانک و نفربر، کشته و زخمی شدن ۱۲۰۰ بعثی، انجامید. ● ۲۷/۶/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات شهید مدنی، در غرب سوسنگرد، به همت دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام ۵۰ دستگاه تانک و کشته و زخمی شدن ۱۵۰۰ بعثی انجامید. ● ۵/۷/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات ثامن الائمه (ع) با رمز «نصر من الله و فتح قریب«، نخستین عملیات بزرگ ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جبهه جنوب (محور شمال آبادان و شرق رود کارون)، که به آزاد سازی ۱۵۰ کیلومتر مربع (از جمله دو جاده استراتژیک اهواز ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان) و شکست محاصره آبادان و انهدام و غنیمت گرفتن صدها تانک و نفربر و خودرو جنگی ارتش عراق انجامید. ● ۸/۷/۱۳۶۰ هـ .ش: شهادت سرتیپ موسی نامجو (وزیر دفاع)، سرلشکر ولی الله فلاحی (فرمانده نیروی زمینی ارتش)، یوسف کلاهدوز (قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)، سرتیپ فکوری (فرمانده نیروی هوایی ارتش)، محمد جهان آرا (فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر)، بر اثر سقوط هواپیمای سی ـ ۱۳۰ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران. ● ۲/۸/۱۳۶۰ هـ .ش: حمله هوایی ۳ فروند میگ عراقی به خانههای مسکونی آبادان، که به تخریب کامل ۱۱۰ خانه انجامید. ● ۲۴/۸/۱۳۶۰ هـ .ش: درخواست صدام حسین از هیئت کنفرانس اسلامی، مبنی بر به رسمیت شناختن حقوق و حاکمیت عراق بر سرزمینها و آبهای ملی، از جمله شط العرب (اروند رود). ● ۸/۹/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات طریق القدس، با رمز «یا حسین (ع)»، در غرب سوسنگرد و بستان، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به این نتایج انجامید: ۱) آزاد سازی شهر بستان و ۷۰ روستا و ۵ پاسگاه مرزی ۲) تأمین امنیت تنگه چزابه ۳) دسترس یافتن به هورالهویزه ۴) انهدام ۳۸۰ و غنیمت گرفتن ۵۷۰ تانک و خودرو نظامی ۵) سقوط ۱۳ هواپیما و ۴ بالگرد عراقی ۶) کشته و زخمی شدن هزاران بعثی. ● ۲۰/۹/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات مطلع الفجر، با رمز «یا مهدی (عج) ادرکنی»، در جبهه شمالی، منطقه غرب و شمال گیلان غرب و سرپل ذهاب، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به کشته و زخمی شدن ۲ هزار عراقی، توسط ۲ هواپیما و یک بالگرد، انهدام ۲۰۰ خودرو نظامی، آزاد سازیث ارتفاعات استراتژیک و روستاهای مهم منطقه انجامید. ● ۱۲/۱۰/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات محمد رسول الله (ص)، با رمز «لا اله الا الله ـ محمد رسول الله (ص)» در جبهه شمالی، منطقه پاوه ـ مریوان (غرب نوسود)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به انهدام مقر فرماندهی تیپ ۱۱۶ ارتش اشغالگر عراق و سقوط یک هواپیمای میگ و ۲ بالگرد این کشور انجامید. ● ۲۱/۱۰/۱۳۶۰ هـ .ش: حمله عراق به دو کشتی خارجی، در خلیج فارس، برای نا امن اعلام کردن خلیج فارس. ● ۹/۱۱/۱۳۶۰ هـ .ش: شهادت حسن باقری و مجید بقایی، سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جبهههای نبرد حق علیه باطل.● ۱/۱۲/۱۳۶۰ هـ .ش: ‎آغاز عملیات مولای متقیان (ع) ـ معروف به جنگ چزابه ـ با رمز «یا علی (ع) ادرکنی»، در منطقه چزابه، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به کشته و زخمی شدن ۴ هزار و ۵۰۰ عراقی انجامید. ● ۲۴/۱۲/۱۳۶۰ هـ .ش: آغاز عملیات امام الحسنین (ع)، در کرخه نور، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ● ۲/۱/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات شکوهمند فتح المبین، در جبهه جنوب (در منطقه غرب شوش و دزفول و غرب رودخانه کرخه)، با رمز «یا زهرا (س)»، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، با این نتایج: ۱) آزاد سازی حدود ۲ هزار و ۴۰۰ کیلومتر مربع (شامل سایت و رادار و جاده دزفول ـ مهران) ۲) انهدام ۱۸ هواپیما و ۳ بالگرد و ۶۶۱ تانک و نفربر و خودرو ۳) به غنیمت گرفتن ۸۲۰ تانک و نفربر و خودرو ۴) هلاکت بیش از ۲۵ هزار عراقی و اسارت ۱۵ هزار نفر. ● ۲۶/۱/۱۳۶۱ هـ .ش: وزارت خارجه آمریکا آمادگی این کشور را برای مذاکره در مورد از سرگیری روابط رسمی سیاسی با عراق اعلام کرد. ● ۳۰/۱/۱۳۶۱ هـ .ش: پنجمین مسافرت بدون نتیجه هیئت صلح سازمان کنفرانس اسلامی، به تهران و بغداد. ● ۱۰/۲/۱۳۶۱ هـ .ش: عملیات بیت المقدس، در منطقه غرب رود کارون و جنوب غربی اهواز و شمال خرمشهر، با رمز «یا علی بن ابیطالب (ع)»، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که ۳ مرحله داشت و ۲۵ روز طول کشید، نتایج آن: ۱) آزادی خرمشهر و هویزه و پادگان حمید و شلمچه، جاده اهواز ـ خرمشهر ـ کرخه نور و جاده سوسنگرد ـ هویزه ۲) انهدام دهها هواپیما و ۲ بالگرد و ۲۸۵ تانک و نفربر و ۵۰۰ خودرو ۳) غنیمت گرفتن ۱۰۵ تانک و نفربر و ۹۵ هزار مین و صدها خودرو و سلاح بسیار ۴) کشته و زخمی شدن ۱۶ هزار و ۵۰۰ و اسارت ۱۹ هزار نفر بعثی. ● ۱۳/۲/۱۳۶۱ هـ .ش: سقوط هواپیمای حامل بن یحیی (وزیر امور خارجه الجزایر) و هیئت همراه او، در نزدیکی مرز ترکیه، در پی حمله دو فروند هواپیمای عراقی. ● ۲۰/۲/۱۳۶۱ هـ .ش: آزادی شلمچه، با تلاش رزمندگان اسلام. ● ۳/۳/۱۳۶۱ هـ .ش: اعلامیه ۱۰ کشور عضو جامعه اروپا، درباره نگرانی از ادامه جنگ ایران و عراق. ● ۳/۳/۱۳۶۱ هـ .ش: آزادی خرمشهر، در سومین مرحله عملیات بیت المقدس، به دست رزمندگان اسلام، پس ۵۷۶ روز اشغال به دست ارتش بعثی عراق. ● ۱۰/۳/۱۳۶۱ هـ .ش: انتشار بیانیه سومین اجلاس فوقالعاده وزیران خارجه شورای همکاری خلیج فارس، در کویت، درباره ضرورت آتشبس در جنگ ایران و عراق و برقراری صلح، به علت واهمه از گسترش پیروزی جمهوری اسلامی ایران در منطقه. ● ۱۴/۳/۱۳۶۱ هـ .ش: رادیو قطر نگرانی این کشور را از شکست عراق اعلام کرد. ● ۲۱/۴/۱۳۶۱ هـ .ش: در پی عملیات موفق طریق القدس و فتح المبین و بیت المقدس، قطعنامه ۵۱۴ در شورای امنیتسازمان ملل متحد به تصویب رسید که ـ با توجه به رسیدن نیروهای ایرانی به مرزهای بینالمللی و آمادگی برای عبور از آن ـ به خطر افتادن صلح و امنیت بینالمللی و تقاضای آتشبس و بازگشت نیروها را به مرزهای بینالمللی مطرح کرده بود. ● ۲۳/۴/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات رمضان، با رمز «یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی»، در شرق بصره، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به این نتایج انجامید: ۱) آزاد سازی منطقه زید عراق ۲) انهدام ۱ هزار و ۹۷ تانک و نفربر، ۵ هواپیما، صدها خودرو نظامی و مهندسی ۳) کشته و زخمی شدن ۷ هزار و ۴۰۰ عراقی و اسارت ۱ هزار و ۳۱۵ نفر ۴) غنیمت گرفتن ۱۰۰ تانک و نفربر و دهها خودرو نظامی. ● ۲۳/۴/۱۳۶۱ هـ .ش: حمله هوایی ۲ جنگنده عراقی به مناطق مسکونی خرم آباد، که شهادت ۳۶ نفر و زخمی شدن ۳۰۰ نفر را به دنبال داشت. ● ۲۵/۴/۱۳۶۱ هـ .ش: حمله هوایی ارتش عراق به مناطق مسکونی همدان، که ۱۳۰ شهید و ۵۷۰ مجروح به جای گذاشت. ● ۱۵/۵/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات ثارالله، در قصر شیرین، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ● ۲۶/۶/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات حسین بن علی (ع)، با رمز «یا جواد الائمه (ع)»، در میمک، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران و عشایر غیور ایران. ● ۹/۷/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات مسلم بن عقیل، با رمز «یا ابوالفضل العباس (س)»، در جبهه میانی (منطقه سومار ـ مندلی)، با تلاش مشترک دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در دو مرحله که ۷ روز طول کشید و به انهدام ۷۹ تانک و نفربر و ۷ هواپیما، آزاد سازی ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق و پاسگاههای مرزی ایران، کشته و زخمی شدن بیش از ۴ هزار عراقی انجامید. ● ۱۲/۷/۱۳۶۱ هـ .ش: تصویب قطعنامه ۵۳۲، در جلسه ۲۳۹۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد، درباره اظهار تأسف از طولانی شدن جنگ ایران و عراق و خسارتهای آن، درخواست آتش بس فوری و عقب نشینی نیروها به مرزهای بینالمللی و اعزام هیئت میانجی ملل متحد. ● ۱۸/۷/۱۳۶۱ هـ .ش: تشکیل دومین اجلاس وزیران دفاع شورای همکاری خیلج فارس، برای هماهنگ کردن همکاریهای نظامی اعضا، در جنگ ایران و عراق. ● ۱۰/۸/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات محرم، با رمز «یا زینب (س)»، در جبهه جنوب (جنوب شرقی دهلران، غرب عین خوش، شهرهانی، زبیدات، بیات)، با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ نتایج مهم این عملیات عبارت است از: ۱) نابودی ۲۶۰ تانک و نفربر زرهی، منهدم کردن ۱۰ هواپیما ۲) غنیمت گرفتن ۱۵۰ تانک و نفربر زرهی و ۲۵۰ خودرو نظامی ۳) آزاد سازی ۵۵۰ کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی و تسخیر ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک عراق، منابع نفتی موسیان و بیات و حوضچههای نفتی زبیدات و تلمبه خانه و ۷۰ حلقه چاه نفت ۴) کشته و زخمی شدن بیش از ۷ هزار نفر و اسارت ۳ هزار و۴۰۰ عراقی. ● ۲۶/۸/۱۳۶۱ هـ .ش: اعلام موجودیت مجلس اعلای عراق. ● ۲۸/۹/۱۳۶۱ هـ .ش: اصابت ۲ فروند موشک عراقی به مناطق مسکونی دزفول، که ۶۲ شهید و ۲۸۷ مجروح و ویرانی ۱۲۰ خانه و ۳۸۰ مغازه و یک مسجد را به دنبال داشت. ● ۱۸/۱۱/۱۳۶۱ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر مقدماتی، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، در جبهه جنوب (منطقه فکه ـ چزابه)، با تلاش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ نتایج مهم این عملیات عبارت است از: ۱) آزاد سازی و تسخیر پاسگاههای سوبله، صفریه، رشیده، طاووسیه، وهب، کرامه ۲) انهدام ۵ هواپیما و ۸۰ تانک و ۱۲۰ دستگاه خودرو ۳) کشته و زخمی شدن ۴ هزار و ۵۰۰ عراقی. ● ۲۰/۱/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۱، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، در جبهه جنوب (منطقه شمال غربی فکه)، با تلاش مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به کشته و زخمی شدن ۶ هزار و ۵۰۰ عراقی و انهدام ۹۸ تانک و نفربر و ۵ بالگرد دشمن و آزاد سازی بخشی از میهن اسلامی انجامید. ● ۲۲/۲/۱۳۶۲ هـ .ش: نخستین حمله موشکی عراق به مناطق مسکونی اندیمشک، که به شهادت ۲۳ نفر و زخمی شدن ۱۲۰ نفر و ویرانی ۷ خانه و مغازه انجامید. ● ۲۹/۲/۱۳۶۲ هـ .ش: شهادت ۶ تن از اعضای خاندان آیت الله العظمی حکیم، به دستور دولت عراق. ● ۲۹/۴/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۲، نخستین عملیات کوهستانی در جبهه شمالی ـ منطقه حاج عمران ـ با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، )، با همکاری مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که ۱۴ روز طول کشید و به اسارت و کشته و زخمی شدن هزاران عراقی و سقوط ۵ هواپیما و ۱۰ بالگرد عراقی و آزاد سازی منطقهای حدود ۲۰۰ کیلومتر مربع (شامل ارتفاعات کینگ و گردمند و دربند و پادگان حاج عمران) و تصرف ۶۰ پایگاه عراقی انجامید. ● ۷/۵/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۳، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، در جبهه میانی ـ مهران، با تلاش مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که ۱۳ روز طول کشید و به تأمین امنیت شهر مهران و خطوط مرزی و برقراری ارتباط جبهههای میانی و جنوب، از طریق جاده ایلام ـ دهلران، و کشته و زخمی شدن بیش از ۵ هزار عراقی و انهدام ۱۶۵ تانک و یک هواپیما و ۵ بالگرد انجامید. ● ۱۹/۵/۱۳۶۲ هـ .ش: حمله هوایی ۶ جنگنده عراقی به مناطق مسکونی گیلان غرب، که شهادت ۶۲ تن و زخمی شدن ۵۷۰ نفر از اهالی را به دنبال داشت. ● ۶/۷/۱۳۶۲ هـ .ش: شهرهای اندیمشک و دزفول هدف ۵ فروند موشک ۹ متری قرار گرفتند که شهادت حدود ۱۰۰ نفر از ساکنان این دو شهر را به دنبال داشت. ● ۲۷/۷/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۴، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، در جبهه شمالی ـ منطقه بانه تا مریوان، با تلاش مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران،که به این نتایج انجامید: ۱) کشته و زخمی شدن ۱۸ هزار عراقی ۲) انهدام بیش از ۹۰ تانک و نفربر و ۲۰۰ خودرو نظامی و ۱۰ هواپیما و ۱ بالگرد ۳) آزاد سازی حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی و تصرف ۷۰۰ کیلومتر مربع از خاک دشمن. ● ۹/۸/۱۳۶۲ هـ .ش: تشکیل جلسه ۲۴۹۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد، و تصویب قطعنامه ۵۴۰ برای اعلام آتش بس فوری و خودداری طرفین از جنگ نفت کشها و تأیید کشتیرانی و تجارت آزاد در آبهای بینالمللی. ● ۲۴/۹/۱۳۶۲ هـ .ش: انتشار اطلاعیه مطبوعاتی ۱۴۷۹ کمیته بینالمللی صلیب سرخ درباره تأیید بمباران شهرهای ایران به دست عراق و تقاضای رعایت موازین انسانی از طرفین. ● ۲۷/۱۰/۱۳۶۲ هـ .ش: حمله هوایی و موشکی عراق به شهرهای ایلام و خرم آباد و خرمشهر و آبادان، ۲۵ دقیقه پس از تعهد این کشور مبنی بر قطع حمله به مناطق مسکونی در شهرها. ● ۲۱/۱۱/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات تحریر القدس، در دربندیخان عراق، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ارتفاعات مهم منطقه و تسلط بر جاده ارتباطی سلیمانیه ـ بغداد و شهر و دریاچه دربندیخان انجامید. ● ۲۷/۱۱/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۵، با رمز «یا زهرا (س)»، در منطقه چنگوله (حد فاصل مهران و دهلران)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ۱۱۰ کیلومتر مربع، انهدام ۴۰ تانک و نفربر و ۲ بالگرد، کشته و زخمی شدن بیش از ۳ هزار و ۶۰۰ عراقی و غنیمت گرفتن دهها تانک و نفربر و خودرو نظامی انجامید. ● ۲/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۶، با رمز «یا زهرا (س)»، در منطقه چزابه و چیلات (در جنوب دهلران)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی جاده مرزی و ارتفاعات منطقه و انهدام دهها دستگاه تانک و نفربر و سلاح مختلف انجامید. ● ۳/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: آغاز عملیات خیبر، با رمز «یا رسول الله (ص)»، در جبهه جنوب (منطقه هورالهویزه، در شمال بصره)، با تلاش مشترک دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که این نتیجهها را در برداشت: ۱) آزاد سازی حدود ۲ هزار و ۱۸۰ کیلومتر مربع، از جمله جزایر مجنون و ۵۰ حلقه چاه نفت ۲) انهدام ۶ هواپیما و ۹ بالگرد و ۳۳۰ تانک و نفربر ۳) کشته و زخمی شدن حدود ۱۵ هزار عراقی ۴) به غنیمت گرفتن دهها خودرو رزمی و مهندسی. ● ۵/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: بمباران هوایی شهرهای سقز و کوهدشت و پلدختر و مهاباد، بوسیله هواپیماهای عراقی. ● ۱۶/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: عیادت هیئت پزشکی کمیته بینالمللی صلیب سرخ از ۱۶۰ مجروح شیمیایی در بیمارستانهای تهران. ● ۱۷/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: شهادت حاج ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در جبهههای نبرد حق علیه باطل. ● ۲۸/۱۲/۱۳۶۲ هـ .ش: پایان بازدید یک هفتهای کارشناسان سازمان ملل متحد از مناطق جنگی ایران که به تأیید استفاده عراق از گاز خردل و گاز اعصاب (تابون) انجامید و شورای امنیت نیز با صدور بیانیهای این گزارش را تأیید کرد، ولی از عراق به عنوان استفاده کننده سلاحهای شیمیایی نام نبرد. ● ۶/۲/۱۳۶۳ هـ .ش: شهادت حجت الاسلام و المسلمین مهدی شاه آبادی، در جبهههای نبرد حق علیه باطل. ● ۵/۳/۱۳۶۳ هـ .ش: بمباران و موشک باران تهران، کرمانشاه، قم، قزوین، ایلام، گیلان غرب، پیرانشهر، اراک، بانه، مریوان. ● ۱۱/۳/۱۳۶۳ هـ .ش: تصویب قطعنامه ۵۵۲، در جلسه ۲۵۴۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد، درباره ضرورت احترام کشورها به حقوق کشتیرانی و محکوم کردن حمله به کشتیها و درخواست توقف آن، ولی از ذکر نام عراق به عنوان آغازگر و ادامه دهنده جنگ نفتکشها پرهیز کرد و به همین علت جمهوری اسلامی ایران آن را بیاعتبار دانست. ● ۱۹/۴/۱۳۶۳ هـ .ش: اعلام حمایت دوباره کویت از عراق در جنگ تحمیلی، در دیدار معاون نخست وزیر کویت، از لندن. ● ۲۵/۷/۱۳۶۳ هـ .ش: آغاز عملیات عاشورا (میمک)، با رمز «یا ابا عبدالله الحسین (ع)»، در جبهه میانی ـ منطقه ارتفاعات مرزی میمک ـ با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به این نتایج منجر شد: ۱) آزاد سازی چند پاسگاه و ارتفاع مهم منطقه ۲) انهدام ۳ هواپیما و ۲ بالگرد و ۹۵ تانک و نفربر و دهها خودرو سبک و نیمه سنگین ۳) کشته و زخمی شدن ۳ هزار و ۷۰۰ تن از نیروهای دشمن ۴) به دست آوردن غنایم بسیار. ● ۲۷/۸/۱۳۶۳ هـ .ش: شهادت مهدی زین الدین، از فرماندهان قهرمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جبهههای حق علیه باطل. ● ۵/۹/۱۳۶۳ هـ .ش: برقراری دوباره روابط دیپلماتیک میان آمریکا و عراق، پس از ۱۷ سال وقفه. ● ۱۴/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: شهادت ۱۰ تن از اعضای خاندان آیت الله العظمی حکیم، به دستور دولت عراق. ● ۱۹/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: آغاز عملیات شکوهمند بدر، با رمز «یا فاطمه الزهراء (س)»، در جبهه جنوب (منطقه هورالهویزه)، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، نتایج مهم آن عبارت بود از: ۱) آزاد سازی حدود ۸۰۰ کیلومتر مربع، دهها پاسگاه، جاده الحچرده (خندق) ۲) انهدام ۶ هواپیما، ۵ بالگرد، ۲۵۰ تانک و نفربر، ۲۰۰ خودرو نظامی ۳) کشته و زخمی شدن بیش از ۱۵ هزار بعثی و اسارت ۳ هزار و ۲۰۰ نفر از آنان. ● ۲۳/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: به تلافی حملههای وحشیانه هوایی به مناطق مسکونی شهرهای ایران، بانک رافدین عراق (دومین بانک بزرگ خاورمیانه) هدف موشک ایران قرار گرفت. ● ۲۳/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: شهادت حاج عباس کریمی، فرمانده دلاور لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)، در عملیات بدر. ● ۲۴/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: همزمان با حمله هوایی جنگندههای عراقی، انفجار بمب کار گذاشته شده به دست منافقین در محل برگزاری نماز جمعه تهران، به شهادت و زخمی شدن گروهی از نمازگزاران انجامید. ● ۲۷/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: اخطار اداره مراقبت پرواز عراق (نوتام)، با اعلامیه ۹۰۱۶، به هواپیماهایی که فراز خاک جمهوری اسلامی ایران پرواز میکنند. ● ۲۷/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: بمباران هوایی شهرهای همدان و کرمانشاه و تبریز، به دست ارتش بعثی عراق. ● ۲۹/۱۲/۱۳۶۳ هـ .ش: حمله هوایی عراق به نهاوند، تویسرکان، قزوین، زنجان، تبریز، اراک، دزفول، ارومیه، اسلام آباد، کرمانشاه، گیلان غرب، همدان. ● ۵/۱/۱۳۶۴ هـ .ش: بمباران و موشک باران شهرهای اراک، اصفهان، مهران، قزوین، سنندج، خرم آباد، کاشان، سلماس. ● ۵/۲/۱۳۶۴ هـ .ش: شورای امنیت سازمان ملل متحد، در دومین بیانیه خود، استفاده از سلاح شیمیایی را بر ضد نیروهای جمهوری اسلامی ایران تأیید کرد. ● ۱۷/۳/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات ایذایی ظفر ۱، در جزیره مینو، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران. ● ۲۴/۳/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات قدس ۱، «با رمز یا محمد رسول الله (ص)، الله اکبر»، در هورالهویزه و شرق رودخانه دجله، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که به آزاد سازی چند پاسگاه و منطقه جنگی، انهدام یک هواپیما و ۱ بالگرد و ۱۵ قایق و ۱۲ پاسگاه سیار و کشته و زخمی شدن صدها نفر عراقی انجامید. ● ۴/۴/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات قدس ۲، با رمز «یا محمد رسول الله (ص)»، در هورالهویزه، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ۱۵ کیلومتر مربع و انهدام ۳۰ قایق و ۱۵ پاسگاه آبی انجامید. ● ۵/۴/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات ایذایی ظفر ۲، در پنجوین، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران. ● ۷/۴/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات ایذایی ظفر ۳، در جبهه شمال غرب کشور، با تلاش دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام ۲۰ خودرو و ۱۲ انبار مهمات انجامید. ● ۱۰/۴/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات ایذایی ظفر ۴، در فکه، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران. ● ۱۹/۴/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات قدس ۳، با رمز «یا امام جعفر صادق (ع)»، در منطقه دهلران، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به انهدام چندین دستگاه تانک و خودرو نظامی و انبار مهمات عراقی و به غنیمت گرفتن تعدادی دستگاه مخابراتی انجامید. ● ۱/۵/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات قدس ۴، با رمز «یا محمد رسول الله (ص)»، الله اکبر، در جنوب شرقی العماره (در هورالهویزه)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ۱۶۰ کیلومتر مربع از هورالهویزه و دریاچه ام النعاج و ۲۰ پاسگاه آبی دشمن، انهدام ۱ بالگرد و ۱۰ قایق و غنیمت گرفتن ۵ قایق و تعدادی دستگاه مخابراتی و سلاح انجامید. ● ۱۶/۵/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات قدس ۵، با رمز «یا علی بن ابیطالب (ع)»، در جبهه جنوب (هورالهویزه)، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ۳۰ کیلومتر مربع از خاک میهن و به غنیمت گرفتن مقدار زیادی از مهمات عراق انجامید. ● ۲۳/۵/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات عاشورای ۱, درتکاب و صائین دژ (در شمال کردستان)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. ● ۲۴/۵/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات عاشورای ۲، با رمز«یا مهدی (عج) ادرکنی»، در چنگوله (واقع در جنوب مهران)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. ● ۲۵/۵/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات عاشورای ۳، با رمز «یا سیدالشهداء (ع)»، در شمال فکه، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. ● ۱۸/۶/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات پیروزمندانه قادر، با رمز «یا مولای متقیان (ع)»، در محدوده غرب اُشنویه و ارتفاعات کلاشین عراق، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام ۳ گردان پیاده و کشته شدن ۱۰۰ بعثی انجامید. ● ۳۰/۷/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات عاشورای ۴، در غرب دریاچه ام النعاج (در هورالهویزه)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ۶۴ پایگاه و ۷ آبراه، انهدام ۱ هواپیما و بیش از ۱۰۰ قایق، غنیمت گرفتن ۲۵ قایق و دهها سلاح جنگی، کشته و زخمی شدن صدها عراقی انجامید. ● ۲۰/۱۱/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۸ (معروف به فتح فاو)، با رمز «یا زهرا (س)»، در فاو، با تلاش نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با این نتایج: ۱) آزاد سازی شهر بندری فاو و اسکله و تأسیسات نفتی آن به همراه کارخانه نمک و پایگاههای نیروی دریایی و ۳ سکوی پرتاب موشک ۲) انهدام ۷۴ هواپیما، ۷ ناوچه جنگی، ۱۱ بالگرد، ۶۰۰ تانک و نفربر، ۵۰۰ خودرو نظامی ۳) به غنیمت گرفتن ۱۴۰ تانک و نفربر، ۲۸۴ خودرو مهندسی و نظامی ۴) کشته و زخمی شدن بیش از ۵۰ هزار عراقی ... ۵) اسارت ۲ هزار نظامی. ● ۱/۱۲/۱۳۶۴ هـ .ش: حمله وحشیانه عراق به هواپیمای مسافری ایران که به شهادت آیت الله محلاتی و جمعی از مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران انجامید. ● ۵/۱۲/۱۳۶۴ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۹، در جبهه شمالی (منطقة پنجوین)، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله»، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که به انهدام یک هواپیما، یک بالگرد و ۲۰ تانک و کشته و زخمی شدن ۲ هزار و ۵۰۰ بعثی و ‎آزاد سازی بخشی از منطقه چوارته انجامید. ● ۵/۱۲/۱۳۶۴ هـ .ش: تشکیل جلسه شورای امنیت و تصویب قطعنامه ۵۸۲ آن، درباره آتش بس فوری و قطع جنگ دریایی و هوایی و زمینی، بازگشت به مرزهای بینالمللی، مبادله اسرای جنگ، منع استفاده از سلاحهای شیمیایی، توجه طرفین به میانجیگری؛ حدود یک ماه پیش رزمندگان اسلام فاو را تسخیر کرده بودند. ● ۲۷/۱۲/۱۳۶۴ هـ .ش: انهدام پایگاه دریایی ام القصر عراق، با تلاش رزمندگان اسلام. ● ۱/۱/۱۳۶۵ هـ .ش: شورای امنیت سازمان ملل متحد، در سومین بیانیه خود، کاربرد سلاح شیمیایی را بر ضد نیروهای ایرانی تأیید کرد و برای نخستین بار از عراق به عنوان استفاده کننده سلاح شیمیایی نام برد و این اقدام را محکوم کرد. ● ۲۴/۲/۱۳۶۵ هـ .ش: بمباران شیمیایی مهران و صالح آباد و امیر آباد، به وسیله هواپیماهای عراقی. ● ۲۷/۲/۱۳۶۵ هـ .ش: اشغال دوباره شهر مهران به دست ارتش عراق که تا ۱۰ تیر، زمان آزاد سازی این شهر در عملیات کربلای ۱، ادامه یافت و تا این زمان عراق اداره شهر را به منافقین واگذار کرده بود. ● ۱۰/۴/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۱، با رمز «یا ابوالفضل العباس (ع) ادرکنی»، در جبهه میانی (منطقه مهران)، به وسعت ۳۲۰ کیلومتر مربع، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که کشته و زخمی شدن هزاران بعثی و آزاد سازی دوباره شهر مهران و ارتفاعات اطراف آن و انهدام ۱۱۰ تانک و نفربر و غنیمت گرفتن دهها تانک و خودرو نظامی را در پی داشت. ● ۲۱/۵/۱۳۶۵ هـ .ش: نخستین حمله هوایی عراق به جزیره سیری، دومین پایانه نفتی مهم ایران، در خلیج فارس. ● ۱۰/۶/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۲، با رمز «یا ابا عبدالله الحسین (ع)»، در منطقه حاج عمران، با تلاش رزمندگان اسلام، در این عملیات ۱ هواپیما، ۱ بالگرد، چندین انبار مهمات، مقدار زیادی سلاحهای سبک و نیمه سنگین دشمن منهدم شد.● ۱۰/۶/۱۳۶۵ هـ .ش: تشکیل اجلاس هشتم سران غیر متعهدها، در حراره، که ۶ روز طول کشید، و در آن حضرت آیت الله خامنهای (رئیس جمهور وقت) سخنرانی کردند و تحمیلی بودن جنگ و متجاوز بودن عراق را مطرح کردند. ● ۱۱/۶/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۳، با رمز (حسبنا الله و نعم الوکیل»، در شمال غربی خلیج فارس (پایانه نفتی الامیه و البکر)، با تلاش نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با این نتایج: ۱) انهدام اسکله الامیه و البکر، ۲ هواپیما، یک یدک کش، یک ناوچه موشک انداز، رادار پایانه البکر ۲) به غنیمت گرفتن ۱۰ قایق، یک رادار دریایی، ۲ رادار هوایی و ... . ● ۱۶/۷/۱۳۶۵ هـ .ش: تصویب قطعنامه ۵۸۸، در شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد جنگ تحمیلی عراق به ایران، درباره درخواست پرهیز از جنگ و حل صلح آمیز اختلافها و پذیرش فوری قطعنامه ۵۸۲، ولی از اعلام نام کشور متجاوز پرهیز کرد و جمهوری اسلامی ایران نیز آن را نپذیرفت. ● ۱۹/۷/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۱، با رمز «یا زینب (س)»، در منطقه کرکوک عراق، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام چندین مرکز تأسیساتی نفت و گاز و کشته شدن صدها عراقی انجامید. ● ۲۳/۷/۱۳۶۵ هـ .ش: حمله هواپیماهای متجاوز عراقی به هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ هما، در فرودگاه شیراز، که به علت اصابت موشک عراق ۳۰ تن از مسافران شهید شدند. ● ۲۸/۷/۱۳۶۵ هـ .ش: اعلام همسویی اردن و کویت در حمایت از عراق در جنگ با ایران. ● ۸/۸/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۲، در دوکان (واقع در شمال شرقی عراق)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران(قرارگاه رمضان). ● ۲۴/۸/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۳، در جبهه شمالی، منطقه زاخو ـ دهوک عراق، با تلاش رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام مراکز و تأسیسات نظامی و دولتی عراق و سرنگونی یک بالگرد و انهدام دهها تانک و خودرو نظامی انجامید. ● ۴/۹/۱۳۶۵ هـ .ش: حمله هوایی عراق به تأسیسات نفتی جزیره لارک، در خلیج فارس. ● ۱۲/۹/۱۳۶۵ هـ .ش: اعزام سپاه یک صد هزار نفری «محمد رسول الله (ص)»،به جبهههای نبرد حق علیه باطل. ● ۱۴/۹/۱۳۶۵ هـ .ش: حمله هوایی عراق به نیروگاه برق نکا، در مازندران. ● ۱/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: اظهار نگرانی شورای امنیت از گسترش حمله به هدفهای غیرنظامی، در جنگ ایران و عراق، با انتشار بیانیه خود. ● ۳/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات دو روزه کربلای ۴، با رمز «محمد رسول الله (ص)»، در جبهه جنوب ـ غرب اروند رود (جنوب خرمشهر)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به انهدام ۳ هواپیما و دهها تانک و ۱۰۰ خودرو نظامی و کشته و زخمی شدن حدود ۷ هزار عراقی انجامید. ● ۱۵/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: شوروی ۱۵۰ تانک تی-۷۲ به عراق فروخت. ● ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۵، با رمز «یا زهرا (س)»، در جنوب شلمچه و شرق بصره، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ،که نتایج آن عبارت است از: ۱) آزاد سازی ۱۵۰ کیلومتر مربع و پاسگاههای بوبیان و شلمچه و جزایر بوارین و دریاچه بوبیان ۲) استقرار نیروهای اسلام در ۱۰ کیلومتری بصره ۳) انهدام بیش از ۸۰ هواپیما و ۷۰۰ تانک و ۱ هزار و ۵۰۰ خودرو نظامی ۴) غنیمت گرفتن ۲۲۰ تانک و ۵۰۰ خودرو نظامی ۵) کشته و زخمی شدن ۴۰ هزار عراقی و اسارت ۲ هزار و ۷۰۰ نفر. ● ۲۳/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۶، با رمز «یا فاطمه الزهراء (س)»، در شمال سومار (به وسعت تقریبی ۱۰۰ کیلومتر مربع)، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات مهم شمال شرقی نقت شهر، انهدام ۱۱ هواپیما و ۲ بالگرد و ۲۰ تانک و نفربر، کشته و زخمی شدن ۳ هزار بعثی، غنیمت گرفتن دهها تانک و نفربر انجامید. ● ۲۷/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: حمله هوایی عراق به شهرهای قم، تبریز، اصفهان، همدان، خرمآباد، و ایوانغرب. ● ۲۷/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: تسخیر جزیره بوارین، پس از هشت روز تلاش رزمندگان اسلام، درعملیات کربلای ۵. ● ۲۸/۱۰/۱۳۶۵ هـ .ش: حمله هوایی و موشکی عراق به شهرهای تهران، تبریز، اهواز، اصفهان، خرم آباد، قم و ایلام. ● ۲۲/۱۱/۱۳۶۵ هـ .ش: برگزاری راهپیمایی میلیونی ملت ایران، در شهرهای مختلف، برای بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامی ایران، با وجود تهدید عراق و بمباران و موشک باران مسیر راهپیمایان. ● ۲۲/۱۱/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز مرحله اول عملیات نامنظم فتح ۴، با رمز «یا الله»، در منطقه عمومی رواندوز و دیانا عراق، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)؛ مرحله دوم این عملیات روز ۴ اسفندماه آغاز شد. ● ۸/۱۲/۱۳۶۵ هـ .ش: شهادت حاج حسین خرازی، فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع)، در جبهههای نبرد حق علیه باطل. ● ۱۱/۱۲/۱۳۶۵ هـ .ش: بازدید نماینده یونسکو از آثار تاریخی بمباران شده در تهران. ● ۱۲/۱۲/۱۳۶۵ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۷، در جبهه شمالی (منطقه حاج عمران)، با تلاش دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات گردمند و تپه سرخی و یال کله اسبی و کشته و زخمی شدن ۲ هزار و ۳۰۰ عراقی انجامید. ● سال۶۶ ● ۱۸/۱/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات پنج روزه کربلای ۸، با رمز «یا صاحب الزمان (عج)»، در جنوب (منطقه شلمچه و شرق بصره)، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به این نتیجهها انجامید: ۱- انهدام ۲ هواپیما و ۲ بالگرد و ۶۰ تانک و نفربر دشمن ۲- کشته و زخمی شدن حدود ۵ هزار عراقی. ● ۲۰/۱/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۹، با رمز «یا مهدی (عج) ادرکنی»، در قصر شیرین، با تلاش دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات ۵۴۲ و ۴۰۰ و پاسگاه مرزی بابا هادی انجامید. ● ۲۵/۱/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۵، با رمز «یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی»، در شمال سلیمانیه عراق، منطقه عملیاتی چوارته و ماووت، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که آزاد سازی ارتفاعات استراتژیک منطقه و ۲۵ روستا و نظارت بر راههای مهم در محور سلیمانیه و تسخیر ۷ پایگاه عراقی را در برداشت. ● ۲۵/۱/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۱، با رمز «یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی»، در منطقه هزار قله (در غرب بانه، داخل خاک عراق)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ارتفاعات مهم و ۱۰۰ کیلومتر مربع ازمنطقه اشغالی انجامید. ● ۳۰/۱/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات کربلای ۱۰، با رمز «یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی»، در جبهه شمالی (منطقه عمومی ماووت عراق)، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به کشته و زخمی شدن هزار عراقی و آزاد سازی ۲۵۰ کیلومتر مربع از خاک کشور و انهدام یک بالگرد و دهها تانک و نفربر دشمن انجامید. ● ۲۵/۲/۱۳۶۶ هـ .ش: انتشار بیانیه شورای امنیت درباره اظهار نگرانی از استفاده ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی بر ضد نظامیان و غیر نظامیان ایرانی. ● ۲۷/۲/۱۳۶۶ هـ .ش: حمله اشتباهی جنگندهای عراقی به ناو آمریکایی استارک، در خلیج فارس، که هلاکت ۳۷ آمریکایی و پوزش رسمی عراق را به دنبال داشت. ● ۸/۳/۱۳۶۶ هـ .ش: تعطیل شدن سفارت انگلستان در تهران و تقلیل دیپلماتهای ایرانی در انگلستان به یک نفر، به دستور دولت انگلیس، همزمان با کمکهای تسلیحاتی این کشور به عراق که به «عراق گیت» معروف شد. ● ۱۳/۳/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۲، با رمز «یا حسین مظلوم (ع)»، در میمک، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات ۴۰۴ و ۴۰۰ و ۳۹۶ و منطقه خزر و هلاله منجر شد. ● ۲۷/۳/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۶، با رمز «یا زهراء (س)»، در شمال اربیل عراق، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام پایگاهها و مراکز نظامی مستقر در ارتفاعات کورت قلندر و سلیم خان و شهر مرگه سور انجامید. ● ۲۷/۳/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۳، در جنوب دهلران، (زبیدات)، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران. ● ۳۱/۳/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۴، در جبهه شمالی (منطقه عمومی ماووت، استان سلیمانیه عراق)، با تلاش نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که ۱۴ روز طول کشید و به آزاد سازی شهر ماووت (و در مجموع ۵۰ کیلومتر مربع از خاک این منطقه)، و کشته و زخمی شدن حدود ۵ هزار و ۵۰۰ عراقی انجامید. ● ۳/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۵، با رمز «یا زهراء (س)»، در جنوب غربی سردشت، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه و دشت بوجار و تعدادی روستای مرزی انجامید. ● ۷/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۷، با رمز «یا فاطمه الزهراء (س)»، در شمال عراق، منطقه حلبچه، شانه دری، اربت، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به تأسیسات و مهمات و پادگان عراقیها در شهرهای سید صادق و حلبچه و پادگان کانی پانکه خسارتهای بسیاری وارد شد. ● ۸/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: عراق منطقه سردشت را بمباران شیمیایی کرد. ● ۲۶/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: قطع رابطه سیاسی فرانسه با جمهوری اسلامی ایران، در پی سالها حمایتهای مالی و نظامی از عراق. ● ۲۸/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۸، با رمز «یا رسول الله (ص)»، در شمال استان موصل (شهر تراوش)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران(قرارگاه رمضان)، که به تصرف و انهدام بیش از ۴۰ پاسگاه و انهدام سازمان امنیت مرکز حزب بعث و قصر جیش الشعبی شهر اتروش و کشته و زخمی شدن بیش از ۸۰۰ بعثی انجامید. ● ۲۹/۴/۱۳۶۶ هـ .ش: تصویب قطعنامه ۵۹۸، در جلسه ۲۵۷۰ شورای امنیت سازمان ملل متحد، در پی نزدیک شدن رزمندگان جمهوری اسلامی ایران به بندر بصره عراق؛ موارد اصلی این قطعنامه ۱۰ مادهای عبارت است از: ۱) اظهار تأسف از بمباران مراکز غیر نظامی و نگرانی از ادامه جنگ و گسترش آن ۲) درخواست آتش بس فوری و اعزام هیئت ناظر سازمان ملل متحد به منطقه جنگی ۳) عقب نشینی طرفین ۴) آزادی اسرای طرفین ۵) همکاری طرفین با دبیر کل سازمان ملل متحد ۶) بررسی درباره آغازگر جنگ و میزان خسارت آن؛ ۲ روز بعد عراق ـ که توان ادامه جنگ را نداشت ـ قطعنامه را پذیرفت. ● ۹/۵/۱۳۶۶ هـ .ش: کشتار زایران در مراسم برائت ار مشرکین در بیت الحرام، در مکه، به دست پلیس عربستان سعودی. ● ۱۰/۵/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۶، با رمز «یا ابا عبدالله الحسین (ع)»،در منطقه میمک، با تلاش نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام ۲ هواپیما و ۶ بالگرد و صدها تانک و خودرو نظامی و کشته و زخمی شدن حدود ۲ هزار و ۵۰۰ عراقی انجامید. ● ۱۴/۵/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۷، با رمز «یا فاطمه الزهراء (س)»، در جبهه شمالی (ارتفاعات دوپازا و بلفت، در محور سردشت)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به کشته و زخمی شدن هزاران عراقی و انهدام ۴ بالگرد و ۱۰ تانک و نفربر و ۵۰ خودرو نظامی و آزاد سازی ارتفاعات منطقه انجامید. ● ۱۵/۵/۱۳۶۶ هـ .ش: شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی، در منطقه عملیاتی سردشت، پس از ۶۰ ماه مأموریت جنگی. ● ۱۸/۵/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۹، با رمز «یا رسول الله (ص)»، در خرمال عراق، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان). ● ۱۳/۶/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم فتح ۱۰، با رمز «یا ابا عبدالله الحسین (ع)»، در شمال شرقی استان اربیل عراق، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام نیروهای دشمن و ۳۶ پایگاه بعثی در ارتفاعات مهم منطقه و وارد آمدن خساراتی به ادوات جنگی آنان انجامید. ● ۱۷/۶/۱۳۶۶ هـ .ش: «روز انتقام»؛ حمله هوایی ارتش عراق به شهرها و تأسیسات نفتی ایران و نفتکشهای خلیج فارس، به بهانه واهی دفاع از کویت در برابر جمهوری اسلامی ایران. ● ۲۷/۶/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات ظفر ۱، در استانهای دهوک و سلیمانیه، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام دهها تانک و نفربر خودرو و سلاحهای سبک و نیمه سنگین و چندین انبار مهمات انجامید. ● ۳۰/۶/۱۳۶۶ هـ .ش: حمله ۶ فروند بالگرد آمریکایی به کشتی کوچک تجاری ایران اجر به بهانه مین گذاری ایران در خلیج فارس. ● ۳۱/۶/۱۳۶۶ هـ .ش: سخنرانی آیت الله خامنهای، رئیس جمهور وقت، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دربارة نگرش اسلام به انسان و جامعه و تشریح حقانیت جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی و ضرورت تنبیه متجاوز. ● ۱۲/۷/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۲، با رمز «لبیک یا حسین (ع)»، در منطقه کفری عراق، کفری عراق، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به انهدام دهها نفربر و چند خودرو نظامی و کشته شدن بیش از ۵۰۰ عراقی انجامید. ● ۱۵/۷/۱۳۶۶ هـ .ش: اعلام حمایت کویت از عراق در جنگ با ایران و تأیید اقدامات آمریکا بر ضد ایران، در سخنان سفیر کویت در آمریکا. ● ۱۶/۷/۱۳۶۶ هـ .ش: عراق منطقه سومار را بمباران شیمیایی کرد. ● ۲۷/۷/۱۳۶۶ هـ .ش: حمله ۴ ناوشکن آمریکایی به جزیره رستم (و پایانه نفتی رشادت) و میدان نفتی رسالت، در خلیج فارس، که به نابودی این تأسیسات انجامید؛ این یورش وحشیانه به بهانه تلافی حمله به کشتی نفت کش کویتی، با پرچم آمریکا، صورت گرفت. ● ۱۷/۸/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز اجلاس چهار روزه سران عرب، در امان، که جمهوری اسلامی ایران را به علت اشغال عراق محکوم کرد و از دولت عربستان سعودی برای ایجاد فضای مناسب برای انجام مناسک حج پشتیبانی و از امنیت کویت نیز حمایت کرد. ● ۲۵/۸/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۳، با رمز «یا رسول الله (ص)»، در جبهه شمالی، منطقه دربندیخان عراق، با تلاش رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (قرارگاه رمضان)، که به انهدام پایگاهها و تأسیسات مرکز پشتیبانی و نیروگاه سد دربندیخان و سقوط یک بالگرد و انهدام ۱۰۵ دستگاه از انواع خودرو نظامی عراق انجامید. ● ۲۸/۸/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۴، با رمز «یا رسول الله (ص)»، در جبهه شمالی، منطقه استان دهوک، با جانفشانی دلاوران نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (قرارگاه رمضان)، که به انهدام تأسیسات نظامی و تأسیسات انتقال برق سد دهوک و چند مرکز دولتی عراق انجامید. ● ۲۹/۸/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۸، با رمز «یا محمد بن عبدالله (ص)»، در ماووت، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که به آزاد سازی شهر ماووت و چندین ارتفاع و روستا و پایگاه دشمن، انهدام دهها دستگاه تانک و نفربر و کشته و زخمی شدن حدود ۲ هزار عراقی انجامید. ● ۱/۹/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نصر ۹، با رمز «یا مولای متقیان (ع)»، در منطقه عمومی حاج عمران، با تلاش رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات ۲۰۸۰ و ۲۰۶۰ و ۱۹۸۵ و۱۹۸۰ و انهدام دهها دستگاه انواع خودرو نظامی و ۱۰ انبار مهمات و کشته و زخمی شدن بیش از ۴ هزار عراقی انجامید. ● ۲۲/۱۰/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۵، با رمز «یا زهرا(س)»، به همت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، در ۲۰۰ کیلومتری داخل خاک عراق، در استانهای کرکوک و دهوک و دیاله و منطقه عماریه، که به انهدام ۴ گردان و ۱ هواپیما و ۵۳ خودرو نظامی و کشته و زخمی شدن حدود ۱ هزار و ۵۰۰ عراقی انجامید. ● ۲۵/۱۰/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات بیت المقدس ۲، با رمز «یا زهرا (س)»، در شمال سلیمانیه، منطقه عمومی ماووت، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آزاد سازی ارتفاعات مهم ماووت عراق و انهدام و غنیمت گرفتن دهها خودرو نظامی و اداوات جنگی و کشته و زخمی شدن بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ نفر و به اسیری گرفتن ۹۰۰ عراقی انجامید. ● ۲۷/۱۰/۱۳۶۶ هـ .ش: شهادت حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی حکیم، عالم مبارز عراقی، به دست مأموران رژیم بعثی این کشور. ● ۵/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۶، در منطقة سنگار (در شرق استان کرکوک عراق)، با تلاش دلاور مردان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به تسخیر ارتفاعات و روستاهای مهم منطقه و تسلط بر جادههای استراتژیک و انهدام ۲ پادگان و ۱۴ پایگاه عراق منجر شد. ● ۸/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: بمباران پالایشگاه شهر ری، به وسیلة هواپیماهای عراقی. ● ۱۰/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: نخستین حمله موشکی عراق به تهران. ● ۲۳/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات نامنظم ظفر ۷، با رمز «یا محمد رسول الله (ص)»، در جبهه شمالی (منطقه حلبچه)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (قرارگاه رمضان)، که به آزاد سازی ۱۴ ارتفاع مهم و ۷ روستا و انهدام ۱۵ تانک و نفربر و ۲۰ دستگاه خودرو نظامی عراق انجامید. ● ۲۴/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات بیت المقدس ۳، با رمز «یا موسی بن جعفر (ع)»، در جبهة شمالی (منطقه عمومی سلیمانیه ـ ماووت)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که آزاد سازی بخشی از منطقة ماووت را در پی داشت. ● ۲۵/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: آغاز عملیات والفجر ۱۰، با رمز مقدس «یا رسول الله،، یا رسول الله، یا رسول الله (ص)»، در جبهه شمالی (منطقه حلبچه)، با تلاش دلاور مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با این نتایج: ۱) آزاد سازی شهرهای نوسود و حلبچه و خُرمال و دوجیله و بیاره و طویله و ۱۰۰ روستا و ارتفاعات مهم منطقه. ۲) انهدام ۱۰ هواپیما و یک بالگرد و ۴۵۰ تانک و نفربر و صدها خودرو نظامی ۳) کشته و زخمی شدن بیش از ۱۱ هزار بعثی، اسارت بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ عراقی ۴) به غنیمت گرفتن بیش از ۲۵۰ تانک و نفربر، صدها خودرو نظامی، ۷۰ توپ و کاتیوشا و... . ● ۲۵/۱۲/۱۳۶۶ هـ .ش: بمباران شیمیایی شهر حلبچه، در کردستان عراق، به دست ارتش بعثی این کشور، به دنبال ناکامی در برابر رزمندگان اسلام. ● ۶/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: آغاز عملیات بیت المقدس ۴، در جبهه شمالی (منطقه عمومی دربندیخان)، با رمز «یا ابا عبدالله (ع)»، به همت رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، که به آزاد سازی ارتفاعات مهم شاخ شمیران و روستاهای منطقه و کشته و زخمی شدن صدها تن از افراد دشمن و انهدام و به غنیمت گرفتن دهها تانک و نفربر انجامید. ● ۱۹/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: برگزاری با شکوه سومین دوره انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران، همزمان با موشک باران و بمباران شهرهای ایران به دست ارتش بعثی عراق. ● ۲۲/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: انهدام سکوی نفتی ساسان، در خلیج فارس، توسط ۳ ناو جنگی آمریکا، به بهانه تصادف ناو جنگی ساموئل رابرتسن آمریکا بامین، در خلیج فارس؛ در همین روز آمریکا ناوچه جوشن و ناو سهند و یک قایق تندرو ایران را نیز نابود کرد. ● ۲۲/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: آ‎غاز عملیات بیت المقدس ۵، با رمز«یا ابا عبدالله الحسین (ع)»، در پنجوین، با تلاش ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به انهدام صدها دستگاه خودرو نظامی و کشته و زخمی شدن ۳ هزار و ۵۰۰ نفر و اسارت ۳۱۰ عراقی انجامید. ● ۲۳/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: اعزام بسیجیان «سپاه سیدالشهداء»، به جبهههای جنگ تحمیلی عراق به ایران. ● ۲۸/۱/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ارتش اشغالگر عراق به فاو، که با بمباران مکرر شیمیایی منطقه و انبوه آتش توپخانه، پس از ۲ روز این منطقه را اشغال کرد. ● ۱۵/۲/۱۳۶۷ هـ .ش: حجت الاسلام و المسلمین سید محمد باقر حکیم تشکیل «سپاه ۹ بدر» را برای نبرد با حکومت عراق اعلام کرد. ● ۱۹/۲/۱۳۶۷ هـ .ش: تصویب قطعنامه ۶۱۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد، در مورد محکومیت استفاده از سلاح شیمیایی، بدون اینکه از عراق به عنوان استفاده کننده این سلاح نام برد. ● ۲۵/۲/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله مشترک آمریکا و عراق به پایانه لارک، در خلیج فارس. ● ۲۷/۲/۱۳۶۷ هـ .ش: آغاز عملیات بیت المقدس ۶، با رمز «یا امیر المؤمنین (ع)»، در جبهه شمال (منطقه عمومی ماووت)، با تلاش رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به فتح ارتفاعات شیخ محمد و آسوس و استروگ انجامید. ● ۴/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق به شلمچه و اشغال این منطقه. ● ۱۲/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: انتصاب حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی به نیابت فرمانده کل قوا. ● ۲۳/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: آغاز عملیات بیت المقدس ۷، با رمز «یا ابا عبدالله الحسین (ع)»، در شلمچه، با تلاش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به انهدام ۱ هواپیما، و بیش از ۶۰ تانک و نفربر و ۲۰۰ خودرو نظامی، کشته و زخمی شدن ۱۸ هزار و ۲۰۰ عراقی و دوهزار و دویست نظامی انجامید. ● ۲۴/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: آغاز حمله ارتش بعثی عراق به ماووت و اشغال بخشی از این منطقه در ۸ روز بعد. ● ۲۵/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: اظهار خرسندی کویت از اشغال شلمچه ، به دست ارتش عراق. ● ۲۹/۳/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق و منافقین به منطقه مهران، که به اشغال این منطقه و واگذاری آن به منافقین انجامید. ● ۴/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ارتش بعثی عراق به جزایر مجنون و نواحی شمالی کوشک و طلائیه و اشغال این مناطق، پس از بمبارانهای وحشیانه شیمیایی و هوایی. ● ۷/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ناموفق ارتش اشغالگر عراق به محور شاخ شمیران، که با مقابله رزمندگان اسلام روبرو شد. ● ۹/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: عراق شهر ماووت را اشغال کرد. ● ۱۲/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: هواپیمای ایرباش ۳۰۰ جمهوری اسلامی ایران با شماره پرواز ۶۵۵، در پنجمین دقیقه پرواز از فرودگاه بندر عباس به دبی، بر فراز آبهای بینالمللی خلیج فارس، در ساعت ۲۲/۱۰ دقیقه، با اصابت ۲ موشک استاندارد ۲ که به دستور ناخدا ویل راجرز (فرمانده ناو آمریکایی وینسنس) شلیک شده بود سقوط کرد و ۲۹۰ سرنشین آن ـ ۲۴۸ ایرانی و ۴۲ نفر تبعه هند و پاکستان و امارات عربی متحده و یوگسلاوی ـ شامل ۱۵۶ مرد و ۵۳ زن و ۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر ۲ سال و ۱۶ خدمه هواپیما قربانی شدند؛ بعدها ناخدا راجرز از رئیس جمهوری آمریکا نشان افتخار گرفت. ● ۲۱/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: حمله ۱۱ لشکر ارتش عراق به منطه غرب شوش و دزفول تا دهلران و اشغال بخش وسیعی از این مناطق. ● ۲۶/۴/۱۳۶۷ هـ .ش: تسلیم نامه حضرت آیت الله خامنهای، رئیس جمهور وقت، به خاویر پرزدکوئیار، دبیر کل سازمان ملل متحد، درباره تصمیم جمهوری اسلامی ایران مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت. محمد شهرتی فر منبع http://www.rahianenoor.ir
  8. چه کسی اولین گلوله جنگ را شلیک کرد؟ شما در سپتامبر ۱۹۸۰م (شهریور ۱۳۵۹ه.ش) وزیر امور خارجه عراق بودید، آیا قبل از وقوع جنگ با ایران، شما از این حادثه اطلاع داشتید؟ خیر. البته فضاهای تنش آمیز بر کسی پوشیده نبود، اما در هیئت دولت سخنی راجع به جنگ با ایران گفته نشد. «عبد الجبار شنشل» رئیس ستاد مشترک، به هیئت دولت دعوت شد و صدام به او گفت: وضعیت مرزی میان ما و ایران را برای برادران وزیر تشریح کن. شنشل نیز از این وضعیت سخن گفت. اما علیرغم تیرگی روابط، او هیچ اشاره ای به احتمال وقوع جنگ نکرد. ▪ درباره [امام]خمینی چه می دانید؟ وقتی که خمینی به همراه شاگردش شیخ محمود دعایی در نجف حضور داشت، صدام از او بسیار متنفر بود. دعایی با استخبارات عراق همکاری می کرد و مسئولیت رادیوی فارسی زبانی را که علیه شاه از عراق پخش می شد برعهده داشت. بعدها دعایی به عنوان اولین سفیر انقلاب اسلامی در عراق منصوب شد. ▪ روزی صدام از من پرسید: «آیا در مورد ولایت فقیه چیزی خوانده ای؟» جوابم منفی بود. او گفت: «ولایت فقیه کتاب کوچکی است که لازم است آن را بخوانی» و سپس شروع به صحبت در مورد کارهای بد خمینی و طمع او به حکومت نمود. صدام خوف این را داشت که اشتیاق و علاقه به ایران، در شیعیان عراق وجود داشته باشد. به نظر من تا حدودی می شود گفت که یکی از دلایل اصلی شروع جنگ میان ایران و عراق، آرزوی ژاندارم خلیج [فارس] شدن صدام بود. او احساس کرده بود که نگرانی و دغدغه غرب و بخصوص ایالات متحده، فراگیر شدن انقلاب [امام]خمینی است که شعار صدور انقلاب را پیش روی خود قرار داده و باعث نگرانی همسایه های خود شده است. شاید هم گمان کرده بود که ایستادن در برابر ایران [امام] خمینی، او را تبدیل به عامل آمریکا در منطقه خواهد کرد. البته شایان ذکر است که یکی از رهبران عرب نقش مهمی در هدایت صدام به این سو داشت و به او وعده دست یابی به کمک و پشتیبانی غرب را داده است. ▪ الجزایر نقش میانجی گرانه را به منظور پایان دادن به جنگ ایران وعراق ایفا کرد و "محمد بن یحیی" وزیر امور خارجه اش نیز در خلال یک مأموریت رفت و برگشت میان بغداد و تهران، در تاریخ ۴ ماه مه ۱۹۸۲م (اردیبهشت ۱۳۶۱ه.ش) کشته شد. از نقش الجزایر در آن میان، چه به یاد دارید؟ الجزایر همراهی متخصص و خبره در پرونده اختلافات ایران و عراق بود. هم او بود که بر قرارداد منعقد شده میان شاه ایران "محمدرضا پهلوی" و نایب رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق، صدام حسین در سال۱۹۷۵م (۱۳۵۴ه.ش) که به "قرارداد الجزایر" شهرت یافت، ناظر و حامی بود. قصد آن را ندارم به دلایلی که صدام را مجبور به امضای آن قرارداد کرد، اشاره کنم. چرا که نتایجی که آن قرارداد درپی داشت، برای توضیح کافی است، و امضای آن قرارداد منجر به فروپاشی انقلاب کرد شد. چرا که شاه در مقابل آن چه که به موجب این قرارداد به دست آورد، از این موضوع کناره گیری کرد. روشن است که صدام در آن برهه ترجیح داد امنیت داخلی یا سلامت رژیم را فراهم آورد و همه چیز اشاره به این دارد که او این قرارداد را امضا نمود به امید آن که تحولات آینده او را در نقض این قرارداد که پس از شروع جنگ ایران و عراق در پاره کردن و اعلام عدم رسمیت آن لحظه ای تردید به خود راه نداد، او را کمک کنند. در آن هنگام الجزائر به مواضع اختلاف و حساسیت ها آگاه بود و پیش از آن که سعی در پایان دادن به جنگ داشته باشد، سعی در جلوگیری از شروع آن را داشت. در طول جنگ و هنگامی که فشارهای ایران پس از اتمام دوره برتری و تفوق ارتش عراق رو به افزایش بود، جناب صدام حسین، پیامی در مورد جنگ و تحولات آن و تلاش هایی برای توقف آن به من سپرد تا به "شاذلی بن جدید" - رئیس جمهوری وقت الجزایر - بدهم. رئیس جمهوری الجزایر از من و "عبدالحسین الجمالی" مشاور وزارت امور خارجه عراق که من را در این سفر همراهی می کرد، استقبال نمود. علیرغم محتاط بودن، راه و روش مسئولین الجزایری، وقتی که بن جدید این حرف را به من زد، مرا غافلگیر کرد : « ما اطمینان پیدا کرده ایم که جناب صدام در جوی قراردارد که حس ضد ایرانی را برمی انگیزد. نزاعی از این نوع که موجب هدر رفتن انرژی دو کشور شده و ثبات منطقه را مورد تهدید قرار می دهد، به نفع کسی نیست، و من به عنوان رئیس جمهوری الجزایر، احساس وظیفه کردم که تلاش کنم تا از این افزایش تنش و شروع یک جنگ جلوگیری کنم.» به بغداد رفتم و این موضوع را به صدام گفتم و به او اصرار کردم که از این رویارویی که من آن را "طرح یک فاجعه" به شمار می آوردم، اجتناب کند. با تأسف بسیار، صدام به آنچه که گفتم اهمیتی نداد. توجهی به نظرم نکرد و هیچ موضع مطمئنی به من نداد. از جلسه ملاقات با او، درحالی که نگران بودم و برایم آشکار شده بود که او کاملاً بر گزینه افزایش تنش تکیه کرده است، خارج شدم. با تاسف می گویم که او در آن موقع همچون کسی بود که سعی در شروع جنگ دارد، و وقتی که به الجزایر بازگشتم این جنگ شروع شد." ▪ در مورد کشته شدن وزیر امور خارجه الجزایر چه می دانید؟ جنگ شروع شد و دعوت ها و وساطت ها در مورد توقف آن، به جنبش درآمد. البته توقف آن جنگ آسان نبود. مشکل در حساسیت های تاریخی و قدیمی میان دو کشور نبود. مشکل خیلی پیچیده ای در آن برهه وجود داشت و آن تنفر شدید میان دو مرد قدرتمند بود که در جنگ، در برابر یکدیگر قرار می گیرند. و آن دو، صدام حسین در یک طرف و آیت الله خمینی در طرف دیگر بود. صدام معتقد بود که او جلوی خطر ایران را از عراق و منطقه سد کرده است. رهبری ایران نیز بر این باور بود که در موضع دفاع از خود قرار دارد و طرف عراقی است که مبادرت به جنگ افروزی نموده است. الجزایر از طریق وزیر امور خارجه اش مشغول به کار شد و تمام تلاشش این بود که پذیرای طرف های بسیاری که به اهمیت ادامه این منازعه در چنین منطقه حساسی پی برده اند، باشد. وزیر امور خارجه الجزایر آخرین بار، درحالی که همراهش هیئتی از کارمندان عالی رتبه الجزایری بودند، آمد تا نقطه مشترکی که بتوان براساس آن جنگ را متوقف کرد، شفاف سازد و در چارچوب سفر رفت و برگشت خود تصمیم به رفتن به ایران گرفت. هواپیمای وزیر امور خارجه الجزائر راه سه مرز عراق – ایران – و ترکیه را طی کرد و ناگهان ناپدید شد. پس از مدتی طولانی، وزیر حمل و نقل و ارتباطات الجزایر از سوی بن جدید پیش ما آمد. صدام درحالی که من هم در آن جا بودم از او پذیرایی کرد. وزیر میهمان، همراه خود پرونده بسیار بزرگی را آورده بود که محتوی نتایج تحقیقاتی بود که الجزایر در مورد سقوط این هواپیما انجام داده بود. این وزیر شفاهاً مطالبی را به اختصار به صدام ارائه داد و مفاد آن این بود که کشورش تحقیق وسیعی را انجام داده و به نحو قاطع برایش ثابت شده است که موشکی که موجب سقوط هواپیمای وزیر امور خارجه الجزایر شده، از یک هواپیمای عراقی شلیک شده است. او توضیح داد که قسمت هایی از این موشک در اراضی ایران افتاده بود که آنها با دست یابی به آن، شماره موجود بر روی موشک را پیدا کرده اند و اتحاد جماهیر شوروی تأکید کرده است که این موشک قسمتی از قرارداد موشک هایی است که بغداد از مسکو خریداری نموده است. وزیر میهمان همچنین گفت که جناب بن جدید دستورات سختی صادر کرده است مبنی بر این که آگاهی و اطلاع از پرونده تحقیق، محصور در هیئت دولت الجزایر و رهبری جبهه آزادی بخش ملی باشد، و این که این دستورات تأکید بر عدم انتشار هر چیزی به دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ای داشته است، چرا که نگران ارتباطات میان دو کشور می باشد. صدام پرونده را دریافت نمود و هیچ توضیحی در مورد حرف وزیر الجزایری نداد و یک کلمه هم در مورد نتایج تحقیق نگفت. این موضع او دور از انتظار بود، چرا که می توانست تحقیقات را برگرداند یا در نتایج شک کند. ▪ آیا صدام نمی خواست جنگ را متوقف کند؟ طی حضورم در وزارت امور خارجه و آن چه که از او شنیدم، به این باور رسیدم که صدام اصرار بر سقوط رژیم ایران، یا حداقل در مهار کشیدن آن به طور کامل، به منظور تسهیل سقوطش، داشت. بدین سبب، در مراحل نخستین، عملاً طرفدار هیچ گونه وساطتی که سعی در توقف این منازعه داشت، نبود. به خاطر دارم که "احمد سکوتره" رئیس جمهوری گینه و رئیس کمیته کمک های بشر دوستانه "سازمان کنفرانس اسلامی" در جایگاهی که بود، تلاش کرد تا به این جنگ پایان دهد. در سفر آخرش، در فرودگاه بغداد جلسه ای با صدام گذاشت که من هم در آن جلسه بودم. سکوتره همچون هر واسطه ای، تلاش می کرد تا مواضع را به منظور تثبیت این باور در نزد دو طرف برساند که تنها گزینه، گزینه توقف جنگ است. سکوتره این دیدار را خوشبختانه آغاز کرد که برخلاف پیش بینی صدام، او را با شرط جدیدی برای اتمام جنگ غافلگیر کرد و آن هم این که ایران باید اعلام کند که از جزایر سه گانه "تنب بزرگ"، "تنب کوچک" و "ابوموسی" چشم پوشی می کند. علناً تعجب بر صورت سکوتره نمایان شد و به صدام گفت: "این خواسته غیرممکن و ناشدنی است. جناب رئیس جمهوری، من معتقدم که شما مایل به پایان دادن جنگ نیستید. جزایر سه گانه متعلق به عراق نیستند و عراق نباید درپی حاکمیت بر این جزایر باشد. من نمی توانم خواسته ای از این نوع را به ایرانی ها منتقل کنم. اولویت باید توقف جنگ باشد." پس از آن، سکوتره از مأموریتی که به رئیس جمهوری گامبیا منتقل شد، صرف نظر کرد. ▪ این یعنی این که صدام خواسته های دولت امارات متحده عربی را برعهده گرفته است. پس با این وجود روابطش با امارات باید خوب بوده باشد؟ بله! یک روز وقتی که صدام هنوز نایب رئیس شورای فرماندهی بود، در راه بازگشت از مسکو به سوی بغداد، در امارات توقفی داشت .من بالشخصه در آن سفر حضور نداشتم اما برایم نقل کردند که او موضعی را اتخاذ نمود که بیان گر عمق روابط دو کشوراست. گفته می شود که او به "شیخ زاید بن سلطان آل نهیان" گفته است: "اگر اتحاد جماهیر شوروی بخواهد با دولت امارات از هر نزاع و دعوا برآید، مطمئناً عراق پیمان دوستی و همکاری با شوروی را به کنار نهاده و با تمام قدرت در کنار امارات خواهد ایستاد." طبعاً در موضوع جنگ ایران و عراق، دولت های حاشیه خلیج [فارس] از کمک و پشتیبانی به صدام دریغ نکردند و صدام معتقد بود که در نزاعش با ایران، از عراق و دولت های حاشیه خلیج [فارس] توامان دفاع می کند. به عبارت دیگر معتقد بود که عراق تنها دولتی است که شایسته ایستادن در برابر ایران است و دولت های حاشیه خلیج [فارس] با تمام قدرتی که دارند، توانایی این کار را ندارند. از همین نظر، چشم به کمک و پشتیبانی دولت های حاشیه خلیج [فارس] دوخت. گویی این کار وظیفه این دولت هاست. و این که آنها فقط پول خود را می دهند درحالی که عراق پول و خون را با هم می دهد. شاید این تنها چیزی باشد که بتواند موضع اسفناکی را که خودم مشاهده کردم، تفسیر کند. بعد از آغاز جنگ ایران و عراق، دولت های حاشیه خلیج [فارس] کمک های سخاوتمندانه ای به عراق تقدیم کردند، اما این جنگ ثبات و آرامش منطقه را به خطر انداخت و هزینه های سنگینی هم دربر داشت. در یک مرحله، به نظرم آمد که دولت های حاشیه خلیج [فارس] تمایل به توقف جنگ دارند و نشانه هایی ظاهر شد مبنی بر کاهش همکاری های مالی شان. یک روز وزیر امور خارجه امارات "راشد عبدالله النعیمی" به عراق آمد و صدام درحالی که من هم حضور داشتم، از او استقبال نمود. ناگهان صدام خواست پیام خشنی به او بدهد، پس رو به نعیمی کرد و گفت: «به او سلام برسان و به او بگو... (نمی خواهم عبارتش را کلمه به کلمه نقل کنم برای این که جمله زشتی بود و مفهوم آن در مورد کاری بود که اگر صدام وجود نداشت، ممکن بود ایران با امارات و دولت های دیگر انجام دهد.)» فضای جلسه به هم ریخت و وزیر میهمان بر آشفته شد، اما جوابی نداد. درحالی که شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته بود او را تا فرودگاه همراهی کردم. معتقد بود که این امر دلیلی است بر نمک نشناسی یا غرور و زورگیری. طبعاً خیلی مهم بود که رئیس جمهوری دست به چنین کاری بزند. ▪ روابط صدام با کویت چگونه بود؟ صدام خودش را آماده کرده بود تا زعامت منطقه را به دست گیرد. در اعماق قلبش، معتقد بود که عراق دولت مهمی است که ریشه های عمیقی در تاریخ داشته و ثروت نفتی و آب کشاورزی در اختیار دارد. در همان موقع نیز معتقد بود که این دیدار میان کشوری است که در بردارنده توانایی های بسیار و رهبری قدرتمند است که نقش بزرگی برای خود و کشورش بازی می کند. صدام معتقد بود که در میان رهبران منطقه، در اتخاذ تصمیمات بزرگ هر چقدر هم که سخت باشد، قدرتمندترین است و بر این باور بود که دیگران آزادی تصمیم گیری ندارند و می ترسند. چه ملت های شان و چه دولت های بزرگ. در تصمیمی که می گرفت، به هیچ وجه نه از شوروی و نه از دیگران تأثیر نمی پذیرفت. او توانایی تفکر در روش قبول رقیبی از دیگر دولت های عربی را نداشت. وقتی چنین حقی را در مورد هیچ یک از دولت های عربی به رسمیت نمی شناخت، چگونه به کشور کوچکی مثل کویت چنین حقی را روا بدارد در حالی عده ای از عراقی ها معتقدند که کویت جزئی از کشورشان است. صدام در روابط خود با دولت ها و همچنین با افراد، می خواست ترسناک جلوه کند. یا این که در هر معادله ای، عامل قدرت را دخیل می کرد. او اعتقاد داشت که قدرتمندانه می تواند خودش را در داخل و نیز بر منطقه حاکم کند. سیطره و تسلط مطلقش بر ابزار حزبی و امنیتی و همچنین سیطره و تسلطش بر ارتش بزرگ و کشوری که ذخیره نفتی عظیم را در اختیار دارد، عواملی هستند که به او امکان تعامل با دیگران به شیوه ای مغرورانه و قلدرمابانه را دادند. ▪ رابطه صدام با "ملک حسین" شاه اردن، چگونه بود؟ روابط شان قوی بود و ملک حسین با صدام، به عنوان رهبری بزرگ تعامل می کرد. برایتان جریانی را می گویم که باور آن قدری دشوار است، و آن این که نخستین گلوله تانکی که در جنگ ایران و عراق شلیک شد، توسط ملک حسین بود. ▪ این حادثه چگونه رخ داد؟ این واقعه در روز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ه.ش) رخ داد. صدام و ملک حسین سوار تانکی در نزدیکی خطوط مقدم شدند و پادشاه اردن که در این زمینه متخصص و خبره بود، جنگ را با شلیک گلوله نخست متبرک نمود! ▪ آیا شما از این واقعه مطمئن هستید؟ بله !! من مطمئنم. ملک حسین در آن برهه نقش بزرگی داشت و دیدارهایش تقریباً هفتگی و بیشتر آن هم غیر علنی بود. ▪ صدام از ملک حسین چگونه استقبال می کرد؟ با گرمی تمام! و او را با عبارت "پسر عمو" مورد خطاب قرار می داد. ▪ دیگر چه؟ من معتقدم که ملک حسین نقش مهمی در تشویق عراق به شروع جنگ با ایران داشت. برای آمریکا و اروپا مهم بود که موج اسلام گرایی را که انقلاب ایران به پا کرده بود، بشکنند. صدام حسین در این جنگ، به اشکال مختلف از پشتیبانی بین الملل و عربی برخوردار شد. آمریکایی ها، اطلاعات و عکس های هوایی تجمعات ایرانی را به عراق دادند و من، خود بخشی از این عکس ها را از یک سفیر عرب در بغداد تحویل گرفتم. مصر نیز تجهیزات نظامی را به دلار و چندین برابر قیمت حقیقی آن به عراق می فروخت. گفت وگو از: غسان شربل مترجم:علیرضا موحدی روزنامه الحیات ۲۵/۰۹/۲۰۰۳ منبع: سایت ساجد مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  9. irsalam

    گالری عكس پیران جنگ

  10. علل وقوع جنگ تحمیلی و عدم پذیرش آتش بس پدید آورنده : علیمحمد بشارتی ، صفحه 67 بیست و دو سال پیش در روز 31 شهریور 1359 هواپیماهای جنگنده بمب افکن رژیم بعثی عراق با درنوردیدن مرزهای بین المللی، به حریم هوایی کشورمان تجاوز کردند و با بمباران فرودگاههای عمده و استراتژیک کشور، عملا جنگ ناخواسته ای را به مدت هشت سال به ملت ما تحمیل کردند . تلاش داریم تا به حول خداوند سبحان در این مقال به انگیزه های شروع جنگ بپردازیم، سپس علل مخالفت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران را در عدم پذیرش آتش بس مورد مداقه و بررسی قرار دهیم . نگارنده امید دارد این مقاله بهانه ای شود تا صاحب نظران، روشنفکران متعهد، دانشجویان، پژوهشگران و بخصوص دست اندرکاران امر جنگ، به تجزیه و تحلیل بیشتر جنگ بپردازند و بخصوص علت سرسختی مقامات ایران را در رد پیشنهاد آتش بس به نقد بگذارند . خوشبختانه در این مورد اقدامات بایسته ای شده و مقامات و کتابهای اثرگذار و مفیدی طبع و منتشر شده است، ولی از آنجایی که دانشجویان و جوانان امروز از علت درخواست آتش بس سوال می کنند و بخصوص بسیاری از آنها صادقانه بدنبال این سوالات هستند که: 1 . چرا کشور در شرایط مناسب تر آتش بس را نپذیرفت؟ 2 . چرا پس از بازپس گیری خرمشهر در عملیات شکوهمند بیت المقدس در سوم خرداد 1361، و بازپس گیری تمامی اراضی اشغال شده کشورمان، باز هم به جنگ ادامه دادیم؟ 3 . چرا با بی اعتنایی به درخواستهای سازمان ملل، جنبش غیر متعهدها، کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و دیگر کشورها، روابط خود را با دنیا تیره کردیم و ادامه این بی اعتنایی موجب بی اعتنایی دنیا به ما شد که هنوز هم، در آتش آن سیاستهای غیر صحیح می سوزیم؟ 4 . با شعار جنگ، جنگ تا پیروزی صف 5 . چرا پیشنهادهای سخاوتمندانه بعضی از کشورهای ثروتمند عرب در جهت پرداخت خسارتهای جنگی را نپذیرفتم و حاضر به گرفتن کمکهای نجومی آنها در بازسازی مناطق جنگی نشدیم؟ اینها سوالهای امروز نسل جوان ماست . نسلی که جنگ را درک نکرده است و مسایل مربوط به جنگ را بخوبی نمی داند . نسلی که عاشق انقلاب، امام و رهبر است اما سوالات و انتقادهایی هم نسبت به بعضی از عملکردها دارد . نسلی که حق دارد بداند، بفهمد، تجزیه و تحلیل کند . سوال کند، انتقاد کند، بیشتر مطلع شود و خلاصه از اسرار پشت پرده نیز واقف گردد . نسلی که محترم است و به اعتقاد ما باید از این مسایل مستحضر گردد . در اینجا به طور خلاصه عوامل شروع جنگ را بررسی می کنیم . زمینه های جنگ تحمیلی جنگ تحمیلی پس از آن آغاز گردید که تلاشهای استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا در شکست انقلاب اسلامی به بن بست رسیده بود . آمریکا که همواره از رژیم شاهنشاهی به عنوان موثرترین مهره در منطقه استراتژیک خاورمیانه حمایت سیاسی، اقتصادی، نظامی و تسلیحاتی می کرد، نقش زیادی در تبهکاری شاه و در نابودی اقتصاد کشور داشت . آمریکا نمی خواست و نمی پذیرفت که سیاست تعریف شده اش در حمایت از شاه به چالش کشیده شود . آمریکا با این استراتژی، شاه را وادار کرد که حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را که موثرترین، نیرومندترین، سازش ناپذیرترین و پرنفوذترین دشمن شاه و دشمن آمریکا بود، از کشور تبعید کند ... . آمریکا جهت وابستگی بیشتر کشور به آمریکا، اقتصاد کشور را به نابودی کشاند و کشاورزی کشور را تباه کرد و کشور را از هر حیث متکی به واردات نمود . به قول رمزی کلارک وزیر اسبق دادگستری آمریکا: "سیاست آمریکا باعث از بین رفتن کشاورزی ایران و وابستگی این کشور به واردات مواد غذایی شد . حاصل سیاست خارجی آمریکا در ایران، فقر، خشم و زجر کشیدن اکثریت ملت بود . " کلارک در پاسخ سوال خبرنگار که پرسیده بود که در پاسخ حمایتهایی که از شاه کردید شاه برای آمریکا چه کرد گفت: "شاه 25 سال سرویس خوبی به ما داد" . خبرنگار سوال می کند سرویس خوب؟ این شامل کشتن دهها هزار ایرانی در سال آخر حکومتش نیز هست؟ کلارک می گوید: " مطمئنا شاه تا جایی که می توانست کشت . مخصوصا در سال 1978 یعنی (1357) 1 ... " . این بخش کوچکی از اظهارات مقام آمریکایی در مورد وابستگی شاه به آمریکا و تحمیل نظرات آمریکا به شاه است . شاه در یک جمله یک عنصر صددرصد آمریکایی بود که کشور را آن طور که آمریکا می خواست اداره می کرد . هیچکس اجازه نداشت تا، با این سیاستها مخالفت کند . تیرباران و زندانهای مخوف در انتظار کسانی بود که می خواستند از وابستگی کشور به آمریکا انتقاد کنند ... . آمریکا همه گونه حمایت از شاه کرد تا در قدرت بماند و آنگاه که خشم خروشان ملت، شاه را از اریکه قدرت پایین می کشید . شاه به دستور آمریکا به یک کودتای نظامی دست زد . این کودتای نظامی صرفا جهت پاسداری از منافع آمریکا صورت گرفت . برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر می نویسد: "دو روز جلوتر از این تغییرات، یعنی 12 آبان ماه به دستور و با موافقت کارتر با شاه تلفنی صحبت کردم . من به شاه گفتم که ایالات متحده آمریکا از شما در بحران کنونی بدون کوچکترین شک و تردید و شرط و شروطی به طور کامل و تمام حمایت می کند . شما حمایت تمام و کمال ما را دارید" . 2 اینها بخشهایی از حمایت آشکار کاخ سفید از شاه در کشتارو قتل عام مردم ایران است . یعنی شاه از طرف دولت آمریکا کشور را اداره می کرد . بنابراین تمامی تبهکاری های شاه حاصل خواسته های دولت آمریکا بود . شخص کارتر نیز طی مصاحبه ای رسما اعلام کرد: ما در بیانیه ای آشکار خود (کارتر و ونس وزیر امور خارجه) پشتیبانی آمریکا از شاه و دولت کنونی را اعلام کرده ایم ولی هیچ گونه کنترلی بر تصمیم هایی که مردم ایران اتخاذ می کنند نداریم . برژینسکی درباره اهمیت ایران زمان شاه برای آمریکا می نویسد: "ایران بزرگترین شکست دولت کارتر به شمار می آید . صرف نظر از موفقیت این کشور در زمینه صلح کمپ دیوید و یا عادی سازی روابط با چین و اتخاذ موضعی استوار در قبال شوروی که همگی آنها نقطه های عطف عمده و سازنده ای به شمار می روند ولی سرنگونی شاه از دیدگاه راهبردی برای ایالت متحده و از نظر سیاسی برای پس از آنکه همه این تمهیدات بی نتیجه ماند کارتر، ژنرال چهار ستاره هویزر معاون سازمان اتلانتیک شمالی را برای انجام یک کودتای نظامی دیگر به تهران فرستاد . این ژنرال آمریکایی چهل روز در تهران ماند و همه گونه حمایت را از نظامی های بی روحیه شاه کرد و همه نوع وعده و وعید به آنها داد تا به یک کودتای گسترده و با خونریزی وسیع مبادرت ورزند . اما ارتش شاه در برابر اراده انقلاب و رهبری انقلاب نابود شده بود . چون به قول تیمسار بدره ای فرمانده نیروی زمینی که قاعدتا می بایست کار بدست او و همقطارانش انجام شود در عصر روز 22/11/57 فقط 700 پرسنل در خدمت ارتش بودند . 4 سرانجام انقلاب به پیروزی رسید . آمریکا مزورانه انقلاب را برسمیت شناخت شاید این بار که از درب خارج شده بود از پنجره بازگردد و منافع آمریکا را تضمین کند . ولی بیداری و هشیاری رهبری انقلاب مانع اساسی برای بازگشت آمریکا بود . در چنین فضایی، آمریکا بر روی بحرانهای داخلی و تحریک اقوام و تقویت مخالفین و ارتباط با عناصر تبهکار که فاقد هویت ملی و یا پایگاه مردمی بودند سرمایه گذاری کرد . تمامی بحرانهای سال 57 و 58 تماما ریشه در سفارت آمریکا داشت . شعارهای غیر قابل درک مانند خلق کرد، خلق عرب، خلق بلوچ، خلق ترکمن همه و همه ناشی از همین سیاست بود . در اینجا به یک سند تاریخی اشاره می کنیم: حزب "اتحاد المسلمین" با رهبری مولوی عبدالعزیز ملازاده به دنبال برپایی یک اجتماع بزرگ مردم در زاهدان قطعنامه ای در یازده ماده صادر کرد . بنا به گزارش روزنامه کیهان قسمتی از مفاد این قطعنامه چنین است: "خودمختاری استان سیستان و بلوچستان با حفظ استقلال جمهوری اسلامی در ایران، مذهب رسمی جمهوری اسلامی ایران فقط اسلام باشد . در انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر فقط مسلمان بودن کافی است . احترام و حفظ زبان و فرهنگ مردم منطقه و تدریس فقه اهل سنت در تمام سطوح آموزشی در مناطق سنی نشین . حفظ حرمت خلفا راشدین، اصحاب و ازواج مطهرات در قانون اساسی منظور گردد . این اعلامیه در تاریخ 15/1/58 صادر شده بود یعنی در روزی که حدودا 50 روز از پیروزی انقلاب می گذشت . گستاخی گروهها و گروهکها را می توان از همین یک اطلاعیه فهمید و تمام خواهی و زیاده طلبی تحریک شدگان را یافت و در فضای اوایل انقلاب قرار گرفت . در همان روز قاسملو دبیرکل حزب منحله دمکرات طی دیداری با مهندس بازرگان نخست وزیر خواسته های خلق کرد! ! را با ایشان در میان گذاشت . به نوشته روزنامه کیهان قاسملو از نخست وزیر خواست که به منظور گنجاندن خواستهای خلق کرد در قانون اساسی، نماینده مردم کردستان در تدوین قانون اساسی جدید شرکت نماید . 6 خواسته های قاسملو و همکارانش نیز مشابهت بسیاری با خواسته های مولوی عبدالعزیز داشت . خبرگزاری عراق در همین امروز گزارش داد: انور سادات رئیس جمهوری مصر، عناصر در سال 58 تمامی مناطق مرزی توسط گروهکهای مسلح به ناآرامی کشیده شده بود . بلوچستان، خوزستان، کردستان، آذربایجان، ترکمن صحرا و گنبد ... گنبد از تحریک عناصر وابسته به استکبار جهانی روزهای بحرانی و سختی را پشت سر گذاشت . در درگیریهای خونین این شهر که توسط گروهکهای محارب صورت گرفت جمع زیادی از مردم کشته شدند . در این رابطه دکتر آهنگری یکی از اعضای ستاد مرکزی شوراهای ترکمن صحرا گفت: این کانون را یک شورا رهبری می کند . شاخه های کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکن که مرکز آن در گنبد کاووس قرار دارد زیر نظر ستاد مرکزی شوراهای ترکمن صحرا فعالیت می کنند و هدف آن حفظ حقوق دمکراتیک ترکمن است . وی در ادامه علمای اهل تسنن ترکمن صحرا را مرتجع خواند . وی گفت: ما به جمهوری اسلامی رای نداده ایم چرا که محتوای رژیم و اینکه تا چه حد این حکومت می تواند خواستهای برحق خلق ها را برآورد برای ما روشن نیست . 8 در درگیریهای گند طی چند روز جمعا 85 نفر کشته و 250 نفر مجروح شدند . 9 شیخ عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد که منصوب شده است اعلام کرد که با کمونیستهای ایرانی که سرسپرده هیچ ابرقدرتی نیستند و در داخل ایران فعالیت می کنند مخالفتی ندارد وی گفت من معتقدم که هر گروه سیاسی باید بتواند آزادانه فعالیت کند . وی در ادامه گفت: در انقلاب ایران نباید روی عقاید مذهبی تکیه شود . وی گفت: اگر جبرئیل از آسمان بیاید و قوانینی بیاورد که خودمختاری کردستان در آن نباشد، آن را نمی پذیریم . ! ! 10 این در حالی بود که با تصرف و غارت پادگان مهاباد توسط حزب دمکرات، این گروه خیلی زود یعنی کمتر از ده روز از عمر نظام اسلامی در صف محاربین انقلاب اسلامی قرار گرفت . این در حالی بود که پادگان مهاباد چند روز توسط حزب دمکرات در محاصره بود و سرانجام در 1/12/57 سقوط کرد . و تمامی سلاحها و مهمات موجود در آن به دست حزب دمکرات افتاد . 11 نخستین شماره روزنامه "آزادلیق" (آزادی) ناشر افکار فرقه آزادیخواهان آذربایجان در تهران منتشر شد . بنا به گزارش روزنامه کیهان، این روزنامه در صفحه اول خود از آیت الله العظمی شریعتمداری با عنوان "امام شریعتمداری" یاد کرده است . 12 حزب جمهوری خلق مسلمان ایران با تاسیس دفتر مرکزی خود در تبریز، فعالیت عملی خود را آغاز کرد . کیهان در این باره نوشت: این حزب سومین حزب سیاسی و مذهبی ایران خواهد بود موسسین این حزب اعلام داشتند: استراتژی و تاکتیکهای متفاوت با احزاب دیگر خواهند داشت . این حزب اعلام کرد در اتخاذ روشهای عملی، نقطه نظرهای آیت الله العظمی شریعتمداری را در کلیه زمینه ها ! ! ملاک عمل قرار خواهد داد . 13 یعنی یک حزب با شعاری غیر از استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، و رهبرش هم قاعدتا باید شعاری متفاوت با شعار بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی، سردهد . استراتژی آمریکا پس از پیروزی انقلاب امروز "رالف شانمن" چهره ای که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب در ایران بشدت فعال بود و عمده ترین حملات گروههای سیاسی مخالف دولت و نظام جدید با اتکا و استناد به نظرات و دعاوی وی مطرح می شد، به جرم جاسوسی برای سازمان سیا از ایران اخراج شد . به نوشته روزنامه اطلاعات او که در پشت نقاب طرفداری از انقلاب ایران برای گروهی از رهبران کنونی ایران پرونده سازی می کرد به نوشته یک نشریه معتبر جهانی، یکی از عوامل مهم "سیا" است و به همین جهت از ایران اخراج شد ... . وی در فرودگاه تصمیم به فرار گرفت و می خواست به شهر بازگردد! ! که با هشیاری از فرار وی جلوگیری کردند ... . "شانمن" مجری طرح استراتژی جهانی، طرح حلزونی "دهه توسعه" و طرح "ترمایت" یا پیشرفت موریانه ای برای نفوذ در عمق نهضتهای استقلال طلبانه است . "شانمن" این طرح را در آمریکای لاتین و اندونزی نیز تجربه کرده است . شانمن با این آگاهی وارد تهران شد و تاکتیکی شناخته شده را برای نفوذ و برقراری ارتباط با گروههای مخالف در پیش گرفت . حرکت دوم، ایجاد و توسعه شکاف از درون و عمل در جهت مخالف وحدت را با درگیری دنبال کرد . اگر حرکت سوم و آخرین ضربه یعنی حمله از رو به رو به ارزشها و وجه نظرها انجام می شد توطئه به گزارش روزنامه کیهان شانمن در تدارک مسافرت به کردستان بود که اخراج شد . 15 آمریکا که برای جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی توطئه لحظه به لحظه را تعقیب می کرد، با پیروزی انقلاب، لحظه ای آرام و قرار نداشت . استراتژی آمریکا جلوگیری از استقرار نظام با ایجاد بحران و نا آرامی در تمامی کشور، بخصوص در مناطق مرزی بود . آمریکا روی اختلاف و درگیری بین اقوام و گروهها با طرح مسلح کردن آنها حساب می کرد . تصرف پادگان مهاباد و به دست آوردن سلاحهای فراوان و متنوع و ارسال آنها به مناطق مرزی کردستان، آذربایجان، خوزستان، بلوچستان، ترکمن صحرا و گنبد و عشایر قشقایی فارس و مجهز شدن گروهکهای محارب داخلی مانند: 1 . منافقین 2 . چریکهای فدایی خلق اکثریت 3 . اقلیت 4 . حزب دمکرات 5 . کوموله 6 . رزگاری 7 . عزالدین حسینی 8 . حزب خلق مسلمان 9 . گروه جزنی 10 . حزب توده 11 . مائوئیست ها 12 . تروتسکی ها 13 . فرقان 14 . خلق عرب و یکی دو گروهک دیگر از آن جمله بود . آمریکا بعضی از این گروهکها را مستقیما هدایت می کرد و از آنها پشتیبانی به عمل می آورد بعضی دیگر را به صورت غیر مستقیم زیر نظر داشت و به آنها خط می داد . یکی از افرادی که مستقیما هدایت می کرد شیخ عزالدین حسینی امام جمعه سکولار و بی دین مهاباد بود . او مهره مستقیم شاه بود . وی که از امام جمعگی فقط اسم آن را داشت هیچگونه اعتقادی به نماز جمعه و حکومت اسلامی و این گونه امور نداشت . وی که در جایگاه روحانیت ، مواضع مذهبی را رد و مواضع چپ غیرمذهبی یا ملی گرایی لائیک را ترویج می کرد و می گفت: درخواستهای هشت گانه ما از دولت مرکزی باید به طور جدی مورد مذاکره قرار گیرد . 16 به دعوت شیخ عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد، یک راهپیمایی با شرکت گروههای مختلف مردم این شهر برگزار شد و صدها نفر نیز به نمایندگی از طرف عشایر شکاک، هرچی مرکور، ترکور، و کردهای اطراف رضاییه (اورمیه) در آن شرکت کردند . در همین حال روزنامه اطلاعات گزارش داد: متینگ حزب دمکرات کردستان ایران به منظور پشتیبانی از اعلامیه هشت ماده ای نمایندگان کرد با حضور سی هزار نفر از اکراد، در استادیوم ورزشی بوکان برگزار شد . براساس این گزارش، اجتماع کنندگان از خودمختاری در کردستان پشتیبانی کردند . 18 عزالدین حسینی به عنوان سمبل خلق کرد، تبلیغ می شد . مطبوعات داخلی شدیدا از وی جانبداری می کردند . عزالدین حسینی با تظاهر به اسلام گرایی سعی در تحکیم موقعیت خویش در میان روحانیون اهل سنت کردستان داشت و از طرف دیگر از مواضع گروههای ضد انقلاب و محارب و مارکسیستهای فعال در منطقه حمایت می کرد . وی تندروترین رهبر مخالفین جمهوری اسلامی است . رفتار وی بهیچوجه قابل پیش بینی نیست . گروههای تند که سابقه مبارزاتی هم دارند و از سالها پیش به عنوان سوسیالیست و کمونیست شهرت داشتند و ذاتا می بایست سرناسازگاری بیشتری با نظام اسلامی داشته باشند حتی مشهور بود که قاسملو نام فرزند خود را لنین گذاشته بود . تحصیلاتش در مسکو بود و موضوع خلق عرب در خوزستان یکی از تبهکاریهای گروهکهای محارب در اول انقلاب تحریک بعضی از قبایل و عشایر غیور ایرانی و وادار کردن آنها به زیاده خواهی بود . دشمن از شرایط اوایل انقلاب سؤ استفاده بسیار کرد تا از ثبات و استقرار نظام نوپای حاکم بر کشور جلوگیری نماید . یکی از بحرانها مساله خلق عرب در خوزستان بود . مردم خوزستان مردمی متعهد، دین محور، خداجو، انقلابی، هوادار امام خمینی و شدیدا وحدت گرا بوده و هستند . نقش و سهم این مردم سلحشور در پاسداری از تمامیت ارضی در طول جنگ بر همگان روشن است . کشور مدیون فداکاری های مردم خوزستان اعم از عرب و غیر در دفاع شرافتمندانه است . به رغم این موضوع، گروهی انگشت شمار که بشدت از ناحیه استکبار تحریک و حمایت می شدند و یا عناصری ساده لوح و زودباور که تحت تاثیر تلقینات گروهی مشکوک قرار گرفته بودند در خوزستان بلوا برپا کردند و مشکلات زیادی را به وجود آوردند خسارتهای زیادی به اموال ملی و خصوصی زدند و جمع چشمگیری را به شهادت رساندند و به کشتن دادند ... در تاریخ 19/1/58 دریادار دکتر سید احمد مدنی فرمانده نیروی دریایی با حفظ سمت استاندار استان خوزستان شد . 19 هر روز خبرهای ناگواری از خوزستان می رسید . هر روز به بهانه های گوناگونی در این استان، بحرانی به وجود می آمد . نا آرامی ها و اعتصاب در بندر آبادان کار تخلیه و بارگیری کشتی ها را در اسکله های شرکت ملی نفت متوقف کرده بود . 20 اما دکتر مدنی که خود یک عنصر سیاسی از جبهه ملی بود، اهتمام جدی در حل مشکلات نداشت . در این مورد به یک خاطره شخصی مستند اشاره می کنیم: در اردیبهشت ماه سال 58 به ستاد مرکزی سپاه پاسداران خبر رسید که مشکلاتی در جزیره نفتی خارک به لحاظ امنیتی مشاهده شده است . موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار بود . در آنوقت من عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بلافاصله نتیجه را با برادران شورای فرماندهی در میان گذاشتم . اخلاقا و قانونا موضوع را به آقای دکتر مدنی هم منعکس کردم و خود به همراه چند تن از برادران ستاد مرکزی سپاه پاسداران عازم خوزستان شدم . قرار ملاقات ما با دکتر مدنی ساعت 10 روز دوشنبه 28/2/58 بود . پنج دقیقه به 10 در دفتر ایشان حضور یافتیم . با کمال تعجب رئیس دفتر ایشان گفت: از چنین ملاقاتی اطلاع ندارم! ! ضمن اینکه آقای استاندار هم در دفتر نیستند! ! خیلی تعجب کردم گفتم من شخصا با آقای استاندار در مورد این ملاقات صحبت کرده ام چطور شما مطلع نیستید و ایشان هم در دفتر حضور ندارند؟ کشمکش ما بی نتیجه بود و رئیس دفتر هم از عدم حضور آقای استاندار سخن می گفت . حدود یک ساعت از وقت ما در دفتر بی جهت گذشت . دیدم راه به جایی ندارم . از طرفی رفتن به جزیره خارک مستلزم هماهنگی با نیروی دریایی است که آقای دکتر مدنی فرمانده نیروی دریایی هم بود! ! در این موقع فکری به ذهنم گذشت . به یکی از همراهان گفتم که اذان بگوید . اذان در ساعت 11 و در دفتر آقای استاندار! ! هنوز فقرات اذان به نیمه نرسیده بود که آقای استاندار از دفترش بیرون آمد و متوجه حضور ما شد . ما دیگر از کسی گلایه نکردیم . پس از چند لحظه دیدار با آقای استاندار به طرف فرودگاه اهواز به راه افتادیم . تیمسار مدنی یک فروند بال گرد برای رفتن ما به بوشهر در نظر گرفته بود . به مجرد اینکه ما به ورودی فرودگاه رسیدیم یک دستگاه اتومبیل با سرعت از درب پایگاه خارج شد . مامور یست بازرسی گفت اینها گروه پرواز هلی کوپتر بودند که رفتند ما با اتومبیل و با سرعت به تعقیب گروه پروازی پرداختیم و پس از طی چند ایستگاه به آنها رسیدیم و گروه را به آشیانه بازگرداندیم . خلبان نه نقشه خوانی بلد بود و نه مسیر را می دانست و از همه مهمتر اینکه سوخت گیری لازم را برای پرواز از اهواز به بوشهر نکرده بود . در یک روستا هلی کوپتر فرود آمد و از اهالی، مسیر بوشهر را پرسید آنها هم اشاراتی کردند که خیلی برای خلبان کارگر نیفتاد . پس از پرواز از روستا و طی حدود یک ربع پرواز مجدد، سوخت بالگرد تمام شد و خلبان با پایگاه بوشهر تماس گرفت حدود دو ساعت بعد یکفروند بالگرد نیروی دریایی که یک سرهنگ خلبانی آنرا بعهده داشت ما را در بیابان پیدا کرد . پس از فرود بلافاصله پرسید: خلبان این هلی کوپتر کیست؟ خلبان بالگرد با سلام نظامی گفت: من هستم! سرهنگ خلبان یک سیلی محکم در گوش او نواخت و با تشر و توهین گفت تو چقدر سوخت زده ای؟ خلبان گفت قربان ... بلافاصله سرهنگ سیلی دوم در گوشش خواباند و گفت تو نقشه خوانی هم بلد نیستی؟ ... تو کجا دوره دیده ای؟ فرمانده تو کیست؟ من رفتم و از سرهنگ نیروی دریایی تشکر کردم و گفتم ایشان را ببخشید . سرهنگ گفت: بفرمایید سوار شوید . بخدا قسم قلم پای کسی را می شکنم که تا 24 ساعت به اینها کمک برساند . بگذار همین جا در جهل خود بمیرند . سپس ما با همان هلی کوپتر به طرف خارک پرواز کردیم ... بگذریم البته هر دو خلبان هلی کوپتر هوانیروز، فارغ التحصیل آمریکا بودند و پر ادعا و متکبر . خوزستان در تب آشوب و التهاب تحریکها می سوخت و آقای شیخ محمدطاهر آل شبیر خاقانی مرتب اعلامیه می داد . در یکی از اعلامیه که در روز 2/2/58 صادر نمود آمده بود: چون به علت بعضی مشکلات ... و نیز تعلل دولت در دادن حقوق شرعی و قانونی خلقها از جمله خلق عرب خوزستان، در شرایط فعلی برای من قابل تحمل نیست، ناچار به ترک کشور هستم . شیخ شبیر درباره خواسته های اعراب گفت: در کلیه امور مربوط به خوزستان، اعراب باید نقش داشته باشند و تشکیلات فرهنگی و اجتماعی منطقه باید مشترکا به دست ایرانیان عرب زبان و فارس ها اداره شود ... 21 استکبار که مشکلات داخلی کشور را، بزرگ می کرد و از کاه کوه می ساخت با دستپاچگی و سراسیمگی اولا آیت الله آل شبیر را که از مراجع تقلید شیعه بود سنی خواند و ایشان را رهبر اهل تسنن معرفی کرد . خبرگزاری آسوشتیدپرس بعد از صدور اعلامیه های آل شبیر خاقانی طی خبری که به سراسر دنیا مخابره کرد نوشت: رهبر مسلمانان اهل تسنن در خوزستان آقای آل شبیر خاقانی گفت: اوضاع موجود در ایران به صورت "غیرقابل تحمل" درآمده است . این خبرگزاری افزود: رهبرمسلمانان اهل تسنن! ! گفته است که درصدد است به آیت الله شبیر خاقانی تقاضای هیات اعزامی منسوب به امام خمینی و آیت الله طالقانی را مبنی بر عزیمت به قم رد کرد . هیات اعزامی که از قم برای مذاکره با آل شبیر خاقانی به خرمشهر رفته بودند از وی درخواست کردند که برای استراحت به قم برود، اما شبیر خاقانی این پیشنهاد را قبول نکرد و گفت خروج از خرمشهر را در وضعیت کنونی صلاح نمی داند . در این مذاکرات شبیر خاقانی خطاب به هیات اظهار کرد: گروهی با ایجاد تفرقه بین خلق های منطقه خوزستان می خواهند آشوب به پا کنند و ما با تمام قوا از انجام این کار جلوگیری خواهیم کرد . 23 در تاریخ دهم اردیبهشت 58 اعلامیه خلق عرب خوزستان که آقای آل شبیر خاقانی در راس آن بود به عنوان آقای مهندس بازرگان نخست وزیر بشرح زیر صادر شد: 1 . اعتراف به ملیت خلق عرب ایران و درج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 2 . تشکیل مجلس محلی عربی در منطقه خودمختار . 3 . تشکیل دادگاههای عربی جهت حل 4 . برسمیت شناختن زبان رسمی به عنوان زبان رسمی منطقه خوزستان . 5 . آموزش زبان عربی در مدراس ابتدایی 6 . تشکیل دانشگاه به زبان عربی در منطقه که پاسخگویی نیازهای خلق ایران باشد . 7 . آزادی بیان، انتشار کتاب، روزنامه به زبان عربی و ایجاد برنامه های رادیویی و تلویزیونی به زبان عربی و مستقل از برنامه شبکه سراسری . در این زمینه وجود سانسور به هر شکل و صورت مردود است . 8 . تخصیص مقدار کافی از درآمد نفت برای آبادانی منطقه 9 . اولویت استخدام در بخش دولتی و خصوصی با خلق عرب 10 . نامگذاری شهرها، روستاها، منطقه ها و خود منطقه ها به نامهای تاریخی عربی 11 . شرکت فرزندان خلق عرب در ارتش و نیروهای انتظامی در چارچوب منطقه خودمختار . 12 . تجدیدنظر در تقسیم اراضی . در خاتمه از دولت آقای بازرگان انتظار داریم که در رابطه با حل مسایل خلق عرب ایران از مذاکره و سازش با عناصر مرتجع و فرصت طلب خودداری نماید . 24 حزب خلق مسلمان یکی از پدیده های زشت و غیرقابل درک در اوایل انقلاب، تشکیل احزاب و گروههای معاند و مخالف نظام جمهوری اسلامی بود . در دستورالعمل اکثریت قریب به اتفاق این گروهکها، مخالفت و معاندت با نظام اسلامی قرار داشت . یکی از این به اصطلاح احزاب، "حزب خلق مسلمان" بود . بنیانگذار این حزب شخص آیت الله شریعتمداری بود . شخصی که یک روز هم در خط انقلاب نبود و هیچ گامی در جهت تقویت انقلاب اسلامی و امام خمینی برنداشت . در این زمینه فقط به ارائه یک سند اشاره می کنیم: سفارت آمریکا در تهران حاصل ملاقات خود را با آقای شریعتمداری در تاریخ 23 آوریل 1979 یعنی 3/2/58 یعنی فقط 70 روز بعد از پیروزی! ! با طبقه بندی خیلی محرمانه به وزارت خارجه آن کشور فرستاده است . شریعتمداری در این ملاقات به صراحت بیان کرده که او از اعمال دادگاههای انقلاب بشدت نا امید شده و امیدوار است که دنیای غرب این اعمال را به اسلام واقعی نسبت ندهد . به نظر او (شریعتمداری) دادگاههای انقلاب غیر قانونی و غیراسلامی هستند شریعتمداری در این ملاقات اضافه کرده است: ایران امروز براساس عقل اداره نمی شود بلکه اداره آن براساس احساسات است و احساسات ضد آمریکایی جاری را نمونه ای از این امر دانست . او ابراز امیدواری کرد که آمریکا احساسات ضد آمریکایی گسترده کنونی را احساسات اصیل ایران تلقی نکند . وی با احتیاط تمام گفت که اظهارات خمینی تا حد زیادی به این رفتار ضد آمریکایی کمک کرده است و وقتی مردم ایران دوباره به سر عقل بیایند می خواهند که روابط ایران و آمریکا ادامه یابد ... شریعتمداری گفت: آمریکا می تواند در این برهه مشکل از زمان بگوید که اسلحه های خود را به زور به ایران نفروخته و آمریکایی ها به درخواستهای یک حکومت سلطنتی جواب مثبت داده اند . او اضافه کرد که ما باید بدقت از فرصتهایی که موجب استحکام دوستان آمریکا درایران می شود استفاده کنیم و با این تبلیغات ضد آمریکایی مبارزه نماییم . به نظر او (شریعتمداری) دولت آمریکا باید تبلیغات مثبتی درباره برخورد جاری آمریکا نسبت به ایران انجام دهد . 25 همین یک سند و عملکرد ایشان در دهه 40 - 50 و حمایت مشارالیه از کودتای نوژه و بحران آذربایجان در دوره استانداری مقدم مراغه ای استاندار مورد حمایت آقای شریعتمداری و مشکلات بعدی که ایشان فراهم کرد در ارائه تصویری از شرایط کشور قبل از جنگ تحمیلی، کافی است . حزب خلق مسلمان مستمرا اعلامیه های تندی را بر علیه نظام صادر می کرد، و وقتی روزنامه ها از درج آن خودداری می کردند با فرستادن دسته های مسلح رادیو - تلویزیون تبریز را اشغال می کرد و اعلامیه خود را از رادیو - تلویزیون تبریز پخش می نمود . این حرکت زشت حداقل 7بار تکرار شد . آیت الله شریعتمداری مبلغ 5 میلیون تومان (البته 5 میلیون سال 58 که به وجه امروزی حدود 500 میلیون تومان می شود) را به شیخ عزالدین حسینی داد و توسط وی از دولت عراق اسلحه کلاشینکف خریداری کرد . در این مورد حرفها و صحبتها بسیار است که در این مقال نمی گنجد . قصد ما از نگارش این فراز از تاریخ انقلاب اسلامی مشکلاتی بود که استکبار برای کشور فراهم کرده بود تا انقلاب را از پای در آورد و در آن هنگام که این تحریکات موثر نیفتاد با عملکرد گروهها و گروهکها عملکرد گروهها و گروهکها همواره در جهت ضدیت با تمامیت انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی بود . هیچکدام از این گروهها، کارنامه مثبتی ندارند . برعکس در تمامی شرایط تا اضمحلال و انقراض آنها همواره روبروی انقلاب ایستادند . پنجه در صورت انقلاب و انقلابیون کشیدند و از این جهت بسان آمریکا عمل کردند . نمی خواهیم همه را متهم کنیم که تحریک شده آمریکا بودند و از آمریکا فرمان می گرفتند اما با صراحت می گوییم که عملکرد همه آنها مطلوب آمریکا بود . چون آمریکا از عملکرد آنها حداکثر بهره برداری را در جهت وارد آوردن ضربات سهمگین اقتصادی، سیاسی - روانی و نظامی کرد . یعنی آشوب و بلوایی که این گروههای محارب در کشور به راه انداختند موجب بی ثباتی نظام شد . همین بی ثباتی آمریکا را وسوسه کرد تا عده ای از ژنرال های شاه را برای یک کودتای نظامی خونین تحریک کند . در روز 21 تیرماه 1359 گروهی از نظامیان خائن و دست نشانده آمریکایی که تحت تاثیر وعده و وعید آمریکا قرار گرفته بودند به قصد سرنگونی حکومت نوپای اسلامی برای انجام کودتا برنامه ریزی کرده بودند . این توطئه خائنانه قبل از هرگونه حرکتی کشف و خنثی شد و عوامل آنها دستگیر شدند . توطئه کودتا دو ماه و نیم پس از تهاجم نظامی آمریکا به طبس و شکست ذلت بار و خردکننده کاخ سفید انجام می شد . در پنجم اردیبهشت ماه 1359 طرح تهاجم نظامی آمریکا به طبس به بهانه آزاد کردن جاسوسان آمریکایی و در حقیقت به منظور شکست انقلاب اسلامی صورت گرفت که با اراده و قدرت خدای سبحان چونان سپاه نیرومند ابرهه که توسط سجیل نابود شد این بار سپاه نیرومند آمریکا در توفان شن اسیر شد و با پذیرفتن ذلت بارترین شکست ها بقیة السیف آن با رسوایی و خفت از معرکه گریخت . جالب است که خداوند سپاهیان فیل سوار ابرهه را برای تحقیر بیشتر آنها با سنگ ریزه از پای درآورد . و این بار با تکرار تاریخ سپاه نیرومند و مجهز آمریکا را برای تحقیر و خفت زیادتر بوسیله شن، آری شن نابود کرد . ان ربک لمرصاد خدای در کمین ستمگران است . روزها به سختی می گذشت و عملکرد خبرهای اول خبرگزاری ها و رادیو، تلویزیون دنیا کماکان ایران و انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی بود . بدیهی است که این بار اخبار اول خبر رسانه های خبری دنیا، بزرگنمایی مشکلات داخلی انقلاب بود . مشکلاتی که مع الاسف رو به افزایش بود . آمریکا، خشمگین از پیروزی انقلاب، ناراحت از شعارهای انقلاب، عصبانی از مواضع امام خمینی و شرمنده از شکست ذلت بار در طبس و رسوا از بی نتیجه ماندن توطئه کودتا و رسوا در حمایت از عملکرد گروهک های محارب دیگر صبرش تمام شده بود و نمی توانست در برابر مواضع انقلاب اسلامی و موضعگیریهای حضرت امام موضعگیری بجا و مناسبی داشته باشد . از انجا که حرکت حضرت امام برای آمریکا غیر قابل پیش بینی بود بنابراین موضعگیری آمریکا در برابر انقلاب اسلامی اغلب سفیهانه، جنون آمیز غیر قابل درک و همواره از روی سرانجام آمریکا نقشه شوم و خائنانه خود را که برای نابودی کامل انقلاب اسلامی با نابود کردن تمامی منابع حیاتی و اقتصادی و انسانی تهیه دیده بود به اجرا گذاشت . جنگ توطئه ای بود که آمریکا از قبل برنامه ریزی کرده بود . آمریکا پس از سقوط شاه به دنبال جایگزینی قدرت منطقه ای بود تا نقش شاه را به عنوان ژاندارم منطقه به عهده بگیرد . صدام عنصری بود که به سرعت به ذهن آمریکا رسید . آمریکا چرا عراق را برای حمله به ما تحریک کرد؟ سوالی که در ابتدا به ذهن هر پژوهنده و تحلیل گر سیاسی و به ذهن محققین و آنهایی که پیرامون جنگ هشت ساله به بررسی می پردازند می آید این است که چرا آمریکا عراق را وادار کرد که به جنگ با ما بپردازد؟ پاسخ این سوال را در چند نکته می توان خلاصه کرد: 1 . عراق کشوری با 18 میلیون جمعیت و 450 هزار کیلومتر مربع وسعت با همسایگانش اختلاف ارضی دارد . با ایران هم مشکل ارضی در اروند رود داشت . این مشکل بهانه خوبی برای تحریک عراق بود . 2 . عراق به رغم جمعیت و وسعت و ظرفیت قابل ملاحظه تقریبا راه دسترسی به دریا ندارد . تنها 180 کیلومتر در بندر ام القصر در مرز مشترک با کویت دارد . عراق همواره به دنبال فرصتی بوده است تا به دریای آزاد راه یابد . 3 . صدام در غیبت شاه می خواست جایگزین مناسبی از دید آمریکا باشد . لازم بود با یک حرکت، اعلام موجودیت کند . حمله به ایران اعلام موجودیت مهره جدید آمریکا در منطقه بود . 4 . نفس انقلاب اسلامی و شعارهای اساسی آن برای بسیاری از کشورهای عربی قابل قبول نبود صدام با حمله به ایران مایت بعضی از کشورهای عربی را هم می توانست به دست آورد . 5 . ضعف قدرت دفاعی، پاشیده شدن ارتش و اختلافات داخلی فرصت مناسبی بود تا از دیدگاه آمریکا و صدام به ایران حمله شود و این حملات هم نتیجه بخش گردد . 6 . تحریکات دائمی آمریکا و اطلاعات نادرست آمریکا در مورد قدرت دفاعی ایران صدام را شدیدا گمراه کرد و وادار به حمله به ایران نمود . رمزی کلارک وزیر اسبق دادگستری آمریکا اذعان کرد که: "تحریکات ما باعث شد که عراق به ایران حمله ور شود . 7 . صدام یک عنصر ضد ایرانی و ضد ایران بود . رژیم بعث عراق شعارش این بود: انا البعثی العربی الاشتراکی ولی شعار انقلاب این بود: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بنابراین این دو نظام از اساس و پایه در برابر هم بودند . 8 . صدام و حزب بعث پس از انقلاب اسلامی با دشواری زیادی روبرو بودند . صدام پس از سرنگونی حسن البکر رئیس حزب بعث و رئیس جمهور عراق، در داخل حزب و در داخل کشور دچار مشکل جدی شده بود . صدام برای آنکه توسط امرای ارتش عث سرنگون نشود ارتش را به جنگ ایران فرستاد . 27 علاوه بر آن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نگران تاثیر انقلاب بر جمهوریهای مسلمان کشور خود بود . و به منظور استفاده از شرایط پس از نابودی شاه، دست در دست آمریکا، در تحمیل جنگ و برآورده کردن نیازهای تسلیحاتی عراق همفکر و متحد آمریکا در تحمیل جنگ بر علیه ایران گردید . کودتای صدام بر علیه حسن البکر صدام یک عنصر مقام پرست، ماجراجو، خودخواه و بشدت نسبت به عربیت تعصب داشت . او در سر رهبری جهان عرب را می پروراند . قرارداد کمپ دیوید بین مصر و رژیم صهیونیستی، اعتبار مصر را در دنیای عرب بکلی از بین برده بود . صدام می خواست جانشینی عبدالناصر را بعهده بگیرد . با روی کار آمدن صدام در اوایل سال 1358، این رویا قدری از نظر صدام به واقعیت نزدیک شد . قوای متجاوز عراقی هر روز به مرزهای غربی کشورمان تجاوز می کردند و پس از ارعاب و تخریب 1 . تست کردن آمادگی دفاعی نیروهای نظامی کشورمان . 2 . تجربه اندوزی قوای متجاوز بعثی بر تجاوز به خاک جمهوری اسلامی . 3 . افزایش روحیه ارتش بعث برای تجاوز به ایران اسلامی . 4 . اعلام آمادگی برای اینکه بجای شاه از منافع آمریکا دفاع کند . 5 . اعلام موجودیت بعنوان عنصری که می تواند به رویاهای بعضی از سران عرب جامه عمل بپوشاند . به دنبال قطع رابطه سیاسی ایران و آمریکا در 20 فروردین ماه 1359، صدام اعلام کرد که ایران باید از سه جزیره تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی خارج شود . صدام در 25 فروردین ماه همانسال اعلام کرد که "عراق آماده است اختلافات خود را با ایران با زور حل کند" . 28 ماههای ششماهه اول سال 59 به کندی می گذشت . همه روزه خبر از تمرکز قوای ارتش بعث در برابر پاسگاههای مرزی و فعالیتهای گسترده در جهت استقرار توپخانه، تقویت پاسگاههای مرزی، ایجاد مانع مرزی، جابجایی گسترده نیرو، عکسبرداری و شناسایی و تجاوز مکرر هوایی می رسید . در تابستان سال 59 دیگر برای همگان مشخص شده بود که صدام قصد جنگ با ما را دارد . بخصوص نگارنده که در آن سال، نماینده مجلس و عضو کمیسیون دفاع مجلس شورای اسلامی بودم و اخبار بحران مرزی را دقیقا پیگیری می کردم تردیدی برایم باقی نمانده بود که صدام قصد صدمه زدن به ما را دارد . آغاز جنگ همانگونه که گفتیم عراق از ماهها پیش با تجاوز به حریم زمینی و هوایی و دریایی کشورمان، عملا جنگ ناخواسته را به ما تحمیل کرده بود . نیروهای مسلح ما نیز به دفع موقت تجاوز اقدام می کردند . اما از آنجا که هنوز به بیش از دفع تجاوز ماموریت نداشتند تنها به دفاع می پرداختند . عراق از خیلی قبل آمادگی بالایی برای تجاوز به کشورمان را داشت . صدام در روزهای آغازین جنگ، 12 لشکر کامل تجهیز کرده بود . 5 لشکر رزمی، 2 لشکر مکانیزه و 5 لشکر پیاده و همچنین 15 تا 20 تیپ مستقل در مرزها مستقر کرده بود مرکب از 10 تیپ پیاده، 1 تیپ مکانیزه، 3 تیپ طبق یک برآورد تخمینی، استعداد فوق با 600 تا 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی و حدود 366 فروند هواپیمای جنگنده و 400 هلی کوپتر پشتیبانی بود . نیروی هوایی عراق متشکل از 20 اسکادران هواپیمای جنگنده رهگیر بود که در 9 پایگاه هوایی موجود این کشور مستقر شده بودند . 29 صدام در تاریخ 20/6/59 در جمع وزرای خارجه کشورهای عربی، ضمن درخواست کمک و یاری از آنان، اعلام داشت که: خاکمان را از ایران بازپس می گیریم . 30 صدام در 27/6/59 یعنی سه روز قبل از تجاوز به خاک کشورمان قرارداد 1975 الجزایر که اتفاقا توسط خودش و شاه امضا شده بود را ملغی کرد . 31 به دنبال لغو قرارداد 1975 که تعیین کننده خطوط مرزی دو کشور بود و همچنین ادعاها و شعارها و تجاوزات مکرر و مستمر مرزی، دیگر برای هیچکس تردیدی باقی نمانده بود که آمریکا، صدام را برای نابودی انقلاب اسلامی برگزیده است . اهداف استکبار از تحمیل جنگ بسیار ساده لوحانه است اگر تصور کنیم صدام خود به تنهایی و بدون مشورت با سران دول منطقه و هماهنگی و همدلی با ارتجاع و هدایت و حمایت آمریکا و متحدینش، جنگ را بر ما تحمیل کرد . به طور قطع مجموعه عناصر و عوامل و مراکز قدرت و تمامی دولتهایی که به شکلی از اشکال پیروزی انقلاب اسلامی منافع آنها را از بین برده و یا بخطر انداخته و یا حداقل منافع نامشروع آنها را تهدید می کرد در شروع جنگ نقش اصلی را داشته اند . با این تحلیل، صدام آلت فعل و مجری اهداف کوتاه مدت و دراز مدت استکبار جهانی بود . بدیهی است چنانچه جنگ به نتیجه می رسید و استراتژیست های کاخ سفید به اهداف شوم خود می رسیدند بطور قطع سهم صدام در آن پیروزی جز یک تشکر خشک و خالی چیز دیگری نبود . راستی اگر قصد آمریکا شکست انقلاب اسلامی و نابودی نظام الهی و گرفتن شعار نه شرقی و نه غربی از کشور نبود، هرگز اجازه مانور در اروندرود را به صدام نمی داد و هیچگونه اصلاح در خطوط مرزی را به نفع عراق نمی پذیرفت . تحلیل فوق را اینجانب به کرات برای مقامات کشورهای عرب از جمله حافظ اسد، قذافی، بن جدید روسای جمهوری سوریه، لیبی و الجزایر مطرح کردم . بعدها نیز در جلسات متعدد، همین تحلیل را با بیانات دیگر برای سران و مقامات کشورهای منطقه توضیح دادم . تا آنجا که یکی از همین مقامات بعدها بمن گفت که این تحلیل را برای صدام شرح داده است و صدام هم بشدت عصبانی شده است . گذشت زمان همین مساله را برای عراق به اثبات رساند . اهداف استکبار، نابودی کامل نظام جمهوری اسلامی و جایگزین شدن مهره دست نشانده دیگری بجای شاه اعم از نظامی و یا غیرنظامی بود تا آمریکا بکمک آن عنصر دست نشانده، ریشه اسلام را در کشورمان با نابودی روحانیت و روشنفکران دین محور و انقلابیون خداجو، بخشکاند . همین پس از آغاز جنگ و تداوم آن، مقاومت دلیرانه و شجاعانه ارتش سلحشور و سپاه پاسداران عزیز و نیروهای مردمی، شرایط خاصی را در جبهه ها پدید آورد . هرچند نیروهای متجاوز عراق توانست با بهره برداری از شرایط کشورمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی که ارتش را در وقعیت خاصی قرار داده بود، در روزهای اول جنگ به مواضع شخصیت ها در جنگ تحمیلی پس از شروع جنگ مقامات کشورهای مختلف به موضعگیریهای متفاوتی پرداختند . توجه دقیق تر به این مواضع مشخص کننده بسیاری از نقاط غیر روشن جنگ است . کشورهایی که از تجاوز ارتش عراق به ایران به وجد آمده بودند را بخوبی مشخص می کند و این خود دلیل دیگری بر حمایت استکبار جهانی در جنگ صدام جهت نابودی انقلاب اسلامی است . ذیلا به تعدادی از این موضعگیریها اشاره می کنیم: روزنامه نیویورک تایمز: ژنرالهای ایرانی که پس از انقلاب از ایران گریخته اند، اطلاعات جنگی در اختیار عراقی ها قرار داده اند . 32 شاپور بختیار از ایرانیان خواست تا قبل از سرو سامان دادن به جنگ با عراق، حکومت آیت الله خمینی را سرنگون سازند . 33 اسحاق رابین، نخست وزیر اسبق اسرائیل: یکی از عواقب و نتایج فوری جنگ ایران و عراق این است که جبهه شرقی، سوریه اردن و عراق دیگر برای اسرائیل یک تهدید نیست زیرا عراق کاملا مقابل ایران ایستاده است . 34 دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور: ملت ما و مسئولان کشور هیچگاه خواهان برخورد مسلحانه با همسایگان خود نبودند اما وقتی رژیم بعثی و دست نشانده عراق به مرزها و شهرهای ما تجاوز می کند و به جای تل آویو شهرهای ایران را بمباران می کند، راه ما این است که با قدرت و فداکاری هرچه بیشتر با متجاوز روبرو شویم . 35 شیخ زائدال نهیال، رئیس امارات متحد عربی در دیدار با سفیر ایران در کویت: ما به هیچ یک از طرفین درگیری کمک نظامی و تدارکاتی نخواهیم کرد و در عوض حاضریم تمامی امکانات اقتصادی و انسانی خود را در صورت پایان زد و خورد در اختیار طرفین قرار دهیم . 36 تحولات دیگر اینک به برخی سخنان و نظریه های شخصیتها پیرامون جنگ نظر می افکنیم: شاه حسین گفت: برای دفاع از عراق حاضر به جنگ با ایران هستم . شاه اردن همچنین گفت: اگر بخاطر کارهای رسمی خود محدودیتی نداشتم در آن صورت بسیار ناراحت می شدم اگر مثل یک سرباز، در خاک عراق برای دفاع از حقوق عراق نمی جنگیدم . 37 امام جمعه تهران آیت الله خامنه ای: جنگ ما با استکبار جهانی و سرپنجه های مزدورش در منطقه تمام نشدنی است . عراق با فرمان استکبار جهانی است که با ما مبارزه برخاسته است . 38 روزنامه کویتی "القبس" نوشت . اردن 000/40 سرباز مسلح و تانکهای سنگین و موشکهای زمین به هوا در اختیار صدام قرار داد . 39 حاج سید احمد آقا خمینی: ما هرگز نمی خواهیم با کسی جنگ کنیم بلکه دفاع می کنیم تا پیروز شویم و قطعا پیروزی از آن ماست . 40 یونایتدپرس اعلام کرد: با حمایت شاه حسین از صدام، اردن به یک کشور جنگ زده شبیه شده است . مردم اردن برای تهیه غذا صف های طولانی تشکیل می دهند . 41 هنری کسینجر: پیروزی هریک از دو طرف درگیر در جنگ ایران و عراق موجب بروز مشکلات مختلفی برای منافع آمریکا می شود . 42 نخست وزیر فرانسه: عراق هیچ کاری نمی کند جز پس گرفتن خاک خود . وی میانجی گری فرانسه را در بحران ایران و عراق رد کرد . 43 رئیس جمهور ایران: رئیس جمهور الجزایر گفته که حمله عراق به ایران توطئه ای است برضد ایران . ما این را می فهمیم و تمام کوشش خود را برای کمک به شما به کار می بریم . 44 حسین شاه اردن در تماس تلفنی با صدام بار دیگر بر حمایت اردن از عراق تاکید کرد . تیپ زرهی 19 اردن مرکب از حداقل 40 تانک که در مرکز اردن - عراق مستقر بود برای کمک به نیروی زمینی عراق وارد خاک این کشور شد . 45 وزیر جنگ آمریکا در مصاحبه ای گفت: واشنگتن آماده است برای تامین منافع خود در خاورمیانه به هر اقدامی از جمله عملیات نظامی دست بزند . 46 انور سادات به آمریکا پیشنهاد کرد در صورت لزوم می تواند از پایگاههای نظامی ملک حسن پادشاه مغرب پشتیبانی معنوی و مادی و نظامی خود از عراق را به اطلاع سفیر عراق در مغرب رساند . 48 انور سادات: جنگ ایران و عراق بهترین فرصت را برای سرنگون کردن رژیم غیر مسئول خمینی در اختیار ارتش ایران قرار داده است . 49 به دنبال اردن قطر و کویت، عربستان سعودی، مغرب، یمن شمالی و موریتانی از عراق پشتیبانی کردند . 50 نخست وزیر اسرائیل: آمریکا نمی تواند در جنگ ایران و عراق بی تفاوت و بی طرف باقی بماند و باید امکانات خود را بر علیه مسلمانان منطقه خصوصا ایران به کار بندد . 51 دو هفته پس از تهاجم عراق، دیگر آن شعارهای بعثی ها برای نابودی برق آسای توان نظامی کشور متوقف شد و نیروهای بعث در همه مناطق زمینگیر شدند . خبرگزاری رویتر: دیپلماتهای خارجی در تهران معتقدند هدف اعلام نشده عراق در جنگ، سقوط حکومت جمهوری اسلامی ایران و تصرف منطقه نفتی خوزستان بوده است . هدف درازمدت عراق برقراری حاکمیت در خلیج فارس به دنبال برکناری تلاش در جهت سازش بدنبال دفاع شرافتمندانه انقلاب اسلامی از تمامیت انقلاب کشور و بخصوص ضربات نخست نیروهای هوایی به تاسیسات زیربنایی دشمن، استکبار جهانی که متوجه درماندگی و ذلت رژیم بعث عراق شده بود، در یک تصمیم هماهنگ با پیشنهاد آتش بس تصمیم گرفت انقلاب اسلامی را به سازش بکشاند . آگاهان به مسایل سیاسی می دانند که سرانجام درگیری بین دو کشور متخاصم، آتش بس است . ولی آتش بس زمانی قابل قبول و پایدار است که اولا، دشمن به مرزهای شناخته شده بین المللی برگردد . ثانیا بمنظور جلوگیری از تکرار تخاصم و تهاجم، باید متجاوز معرفی و تنبیه شود . تنبیه در عرف بین المللی هم معنی خود را دارد . میزان تنبیه مهم نیست . همین قدر که متجاوز معرفی شود و جامعه بین الملل متوجه شوند که فلان کشور و یا فلان زمامدار متجاوز است برای جلوگیری از تجاوز مجدد، محدود و محذور می شود . علل عدم پذیرش آتش بس از سوی امام متاسفانه در پیشنهاد آتش بس، تنها چیزی که به آن توجه نشده بود، موضوع بسیار مهم عقب نشینی بود . پیداست آمریکا که به منظور شکست انقلاب اسلامی صدام را به جنگ با جمهوری اسلامی تحریک کرده بود، نمی خواست بدون رسیدن به اهداف استراتژیک خود به جنگ خاتمه دهد . هدف آمریکااز پیشنهاد آتش بس بدون عقب نشینی عراق، درماندگی و ذلت و زبونی ایران اسلامی بود . درماندگی ایران اسلامی درآغاز راه طولانی و دشوار، یعنی انقلاب اسلامی با آن همه ادعا و شعار و امید و آرزو و اهداف الهی و آسمانی را در پیچ و خم آتش بس ناخواسته اندازند و از دور، مقامات کشور را مسخره کنند و از ساده لوحی انقلاب بخندند . بلایی با پذیرش آتش بس بر سر انقلاب اهداف استکبار از آتش بس اگر انقلاب اسلامی با بودن ارتش تجاوزگر بعث عراق، در خاک کشورمان، پیشنهاد آتش بس را می پذیرفت، مشکلاتی گریبانگیرش می شد که رهایی از آن بهیچوجه میسر نبود . زیرا: 1 . عراق در خاک کشور، ماندگار می شد و با هیچ مذاکره ای حاضر به عقب نشینی نمی شد . 2 . ایران درگیر و دار مذاکرات بی حاصل مستقیم و یا غیر مستقیم با رژیم بعث، سرخورده و درمانده می شد و راه به جایی نمی برد . 3 . ایران اسلامی برای بیرون راندن عراق به سازماندهی بین المللی متوسل می شد . سازمانهایی که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم توسط آمریکا اداره می شدند . در آن شرایط آمریکا نقطه نظرات خود را به ایران تحمیل می کرد . 4 . بعد از آقامحمدخان قاجار، در هفت جنگ محدود و یا گسترده ای که ایران با کشورهای اطراف خود داشت قسمتهایی از خاک کشورمان برای همیشه از خاک اصلی جدا شد . در صورت پذیرش آتش بس، عراق برای همیشه در اراضی اشغالی ماندگار می گشت و این ننگ ابدی بر تارک انقلاب اسلامی بعنوان نماد ساده لوحی و بی کفایتی باقی می ماند . 5 . چون در پیشنهاد آتش بس موضوع معرفی آغازگر جنگ و تنبیه متجاوز نیامده بود عراق پس از آتش بس به صورت مستمر و دائم به مناطق مختلف کشورمان حمله می کرد . تداوم این حملات موجب خشم مردم می شد . عکس العمل طبیعی جمهوری اسلامی پاسخ به این تجاوزات دائمی و شروع جنگ ناخواسته دیگری بود . و جنگ و تجاوز و آتش بس و گرفتن بخش دیگری از خاک کشورمان ... و این حرکت ادامه داشت . درست همانگونه که در جنگهای ویرانگر بین ایران و روس پیش آمد و منجر به انعقاد دو قرارداد ننگین گلستان 1228 هجری و ترکمانچای 1243 هجری قمری گردید . مجموع اراضی که ضمن این دو قرارداد از خاک کشورمان جدا شد و به تصرف روسها درآمد، شامل کشورهای آذربایجان و ارمنستان و بخش اعظم گرجستان و منطقه خودمختار نخجوان امروزی می شود . 6 . در صورت پذیرش آتش بس در آن حال 7 . اگر در جنگ با عراق کوتاه می آمدیم و آتش بس نیم بند و تحمیلی و خوار کننده را می پذیرفتیم چندی بعد، استکبار دولت دیگری را به جنگ با ما تحریک می کرد و قس علیهذا . 8 . عناصر انقلابی، نیروهای بسیجی، مردم متعهد و پاکباز، خانواده های معظم شهدا مجروحین و جانبازان از پایان خفت بار جنگ به خشم می آمدند و مجموعه عناصری که آتش بس را پذیرفته بودند را به عنوان خیانتکار می شناختند . طرفداران و مخالفین آتش بس به جان هم می افتادند . و جنگ داخلی انقلاب را تهدید می کرد . 9 . رزمندگان و مجموعه عوامل و عناصر دست اندرکار جنگ از آتش بس مایوس می شدند و دیگر اگر جنگی در می گرفت در هیچکس رغبت و شوق دفاع نمی ماند . 10 . پذیرش آتش بس موقعیت استثنایی حضرت امام را به خطر می انداخت . امام مظهر قدرت مردم و عمود خیمه انقلاب و نقطه اتکا عموم و خلاصه عامل عزت، استقلال، عظمت و سربلندی مردم بود اگر به ساحت مقدس امام لطمه ای وارد می شد، این خطر از همه خطرات دهگانه فوق مهیب تر و غیرقابل قبول تر بود . توطئه آتش بس کورت والدهایم دبیر کل سازمان ملل از طیبب سلیم رئیس شورای امنیت سازمان ملل خواست تا جلسه فوق العاده این شورا را در مورد نبرد ایران و عراق، تشکیل دهد . وی بالا گرفتن نبرد ایران و عراق را تهدید بالقوه شدیدی نسبت به صلح و امنیت جهانی توصیف کرد و از ایران و عراق خواست دستور آتش بس را صادر کنند . 53 با گسترش ابعاد جنگ ایران و عراق، مجامع بین المللی، از جمله شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کشورهای 9 گانه بازار مشترک اروپا، کشورهای آمریکا، شوروی، ژاپن و تعداد بسیاری از کشورهای بی طرف و مسلمان خواهان آتش بس میان ایران و عراق شدند . 54 مجامع و کشورهای مختلف از جمله کنفرانس اسلامی و سران چند کشور مسلمان با فرستادن نمایندگان خود به تهران خواستار حضرت امام خمینی طی پیامی فرمودند: حضرات آقایان در هر نقطه ای که هستید، مردم را برای جنگ و درگیری با آمریکا و اذناب خونخوارش چون عراق آماده کنید که جنگ، جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است ... امروز روزی است که تمام مردم باید از شهرهای خود دفاع کنند و به شهرهای جنگ زده کمک نمایند . 55 پذیرش آتش بس توسط عراق صدام به منظور فریب کشورمان از صلح و آتش بس دم می زد اما هیچگونه صداقتی در این ادعا نداشت ولی با همه این اوضاع و احوال، عراق پیشنهاد آتش بس را پذیرفت و وزیر خارجه عراق سعدون حمادی اعلام کرد: عراق از پیشنهاد میانجی گری در دو سطح منطقه ای و بین المللی استقبال می کند . 56 ولی وزیر دفاع عراق اهداف عراق را در جنگ تحمیلی آشکار کرد و همان روز گفت: عراق خواستار بازپس گرفتن اراضی مرزی و کنترل شط العرب است و تا ایران به خواسته های بر حق ما پاسخ مثبت ندهد، به جنگ ادامه خواهیم داد . 57 صدام در پذیرفتن پیشنهاد آتش بس صداقت نداشت و سران، رهبران نمایندگان کشورها و سازمانهای بین المللی که به تهران برای تشریح طرح آتش بس می آمدند حرف جدیدی برای گفتن نداشتند . وقتی از بعضی از روسای هیاتها سوال می شد در صورتی که ما آتش بس را بپذیریم با چه تمهیدی عراق به مرزهای بین المللی عقب نشینی خواهد کرد؟ هیچکدام از آنها پاسخی نداشتند و اغلب ساکت می شدند و یا می گفتند اینها را پس از آتش بس به بحث می گذاریم! !؟ ادامه جنگ یاسر عرفات، ژنرال ضیاالحق رئیس جمهوری پاکستان و حبیب شطی دبیرکل کنفرانس اسلامی در ششمین روز جنگ برای تشریح آتش بس به ایران آمدند و با مسئولان کشورمان ملاقات کردند و درباره پیشنهاد آتش بس مذاکراتی داشتند . عمده مذاکرات این مقامات با مسئولان کشورمان، آتش بس بود . همین، بدون آنکه هیچ راه کاری برای عقب نشینی عراق از اراضی اشغالی کشورمان ارائه دهند . آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس گفت: ما جنگ را شروع نکرده ایم که پیشنهاد آتش بس یا چیز دیگری از این قبیل بدهیم یا رئیس مجلس گفت: دنیا بداند که رژیم عراق پای بند هیچ یک از اصول بین المللی نیست و موازین جنگی را مراعات نمی کند . علاوه بر اینکه اصل اقدام آنان تجاوز بی دلیل به ایران است و در عین حال با وقاحت تمام می خواهند بگویند جنگ را ما آغاز کرده ایم در حالی که دنیا فهمیده که ایران شروع کننده جنگ نبوده است . 59 امام خمینی طی پیامی، ضمن تقدیر و تشکر از نیروهای مسلح و مردم مقاوم کشورمان اعلام کردند: صدام نمی تواند با یک ملت طرف بشود . ملت عراق می داند که این [صدام] با ملت عراق دارد چه می کند و چه کرده است تا بحال اگر این خبیث دستش برسد تمام آثار اسلام را در عراق از بین خواهد برد . تمام مساجد را از بین خواهد برد ... قوای انتظامی و نظامی و سپاه پاسداران، مجهز به قوه الهی هستند سلاحشان الله اکبر است و هیچ سلاحی در عالم مقابل همچو سلاحی نیست . ملت ما هم همین طور است . 60 حضرت امام در همان روز طی نقطی فرمودند: امروز، روزی است که ملت ما باید دست در دست سپاه و ارتش نجیب و دلیر گذاشته و به دشمنان بفهمانند که بر فرض محال اگر وارد شهری شدند، تازه با مردمی مسلح و جنگجو مواجه خواهند شد که از وجب به وجب شهرشان دفاع می نمایند . 61 این بیانات روحیه رزمندگان ما را در جبهه ها چند برابر کرد و مقاومت آنها را بالا برد . مقامات و شخصیتها و مسئولان کشورمان به کرات از مواضع ثابت و مشخص کشورمان سخن گفتند و آن اینکه: 1 . عراق هرچه زودتر به مرزهای بین المللی برگردد . 2 . متجاوز معرفی و تنبیه شود . پذیرش قطعنامه 598 همانگونه که گفتیم استکبار جهانی به منظور نابودی انقلاب اسلامی، صدام را واداشت تا در یک جنگ فرسایشی انقلاب را از پای درآورد و یا حداقل با اشغال مناطق استراتژیک، ما را به یک کشور ضعیف، محتاج، و پر آشوب و پرحادثه تبدیل کند تا دیگر انقلاب اسلامی نه جاذبه داشته باشد و نه طرفدار . هیچ یک از قدرتها و ابرقدرتها حاضر نشدند صدام را به خاطر شروع جنگ و ادامه آن و اشغال خاک کشورمان محکوم سرانجام صدام را که نتوانسته بود اهداف استکبار را که نابودی انقلاب اسلامی بود محقق سازد، ضمنا خود عراق به صورت مهمترین زرادخانه خاورمیانه درآمده بود و خطری برای منافع غرب بود، بار دیگر وادار کردند تا به کویت حمله کند و کویت را به اشغال درآورد . صدام دومین اشتباه بزرگ خود را با اشغال کویت مرتکب شد . آنگاه قوای آمریکا و اروپا و کشورهای عربی بر سر صدام ریختند و ضمن کشتن تعداد کثیری از قوای عراق که کارشناسان تا 400 هزار نفر تخمین می زنند شکست وحشتناکی را بر صدام وارد آوردند زیرا اولا: صدام را با ذلت و زبونی از کویت بیرون کردند . ثانیا: ساز و برگ نظامی عراق را نابود کردند . ثالثا: عراق را در محاصره اقتصادی و نظامی قرار دادند . رابعا: هر روز برای تحقیر بیشتر صدام هواپیماهای آمریکایی و انگلیسی به بهانه کنترل عراق، به حریم هوایی عراق نفوذ می کنند و ضمن بمباران تاسیسات عراق، تعدادی را می کشند و تعدادی را هم مجروح صدام به صورت مهره سوخته ای در سال 1367 درآمده بود . در منطقه هم شرایط تغییر کرد . مقاومت ما در نپذیرفتن آتش بس تحمیلی هم بتدریج برای دنیا جا افتاد . سرانجام شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه 598 را به تصویب رساند . در این قطعنامه علاوه بر ضرورت عقب نشینی عراق از سرزمینهای کشورمان، صدام را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کرده بود . ما که از آخر جنگ دنبال چنین فرصتی بودیم در بیست و هفتم تیرماه 67 قطعنامه را پذیرفتیم و مراتب را رسما به اطلاع " خاویرپرزدوکوئیار" دبیرکل سازمان ملل رساندیم . عراق از اراضی اشغالی خارج شد و اسرای دو کشور مبادله شدند وجنگ 8 ساله رسما پایان یافت . نکته قابل توجه اینکه در طول جنگ نه در شرایطی که ما بعد از عملیات "فتح المبین" و "طریق القدس" "بیت المقدس" والفجر 8 که در شرایط ممتاز بودیم و ابتکار عمل در دست ما بود ونه آن هنگام که در جبهه ها سکوت و رکود وجود داشت و نه مواقعی که موقتا رژیم عراق ابتکار عمل را در جبهه ها بعهده داشت، از ناحیه هیچ یک از قدرتها و ابرقدرتها چه آشکارا و چه پنهانی پیشنهادی به ایران برای پذیرش آتش بس که مستلزم عقب نشینی عراق بود نشد . اسناد رسمی گواه این ادعاست . همچنین در طول هشت سال جنگ، از ناحیه کشورهای منطقه و خارج از منطقه هیچ نوع پیشنهاد کمک اقتصادی در صورت پذیرفتن آتش بس، نشد . در هیچ مقطعی از سالهای طولانی جنگ چه به صورت رسمی و یا غیر رسمی پیشنهاد هیچگونه مساعدت و مساعدتی بما از ناحیه هیچ کشوری نگردید . این مطلب ادعا نیست . اینجانب که دهسال بعنوان قائم مقام وزارت امور خارجه انجام وظیفه کرده ام و به صد کشور جهان مسافرت داشتم این مطلب را اظهار می کنم . قابل توجه اینکه در اثنای جنگ به کرات به کشورهای همسایه و منطقه مسافرت داشتم و با سران و رهبران عرب خلیج فارس روابط صمیمانه و دوستانه برقرار کردیم این روابط هنوز هم ادامه دارد . مذاکرات دشوار با عراق در جهت اجرای بندهای قطعنامه 598 مذاکرات طولانی، خسته کننده و دشواری با عراقی ها داشتیم . عراق اصلا از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران خوشحال نبود . صدام بسیار امیدوار بود بخشی از امیال از لحن مقامات عراقی در مذاکرات و ادعاها و طرحها و پیشنهادها و تهدیدهای آنها بخوبی ناکامی حزب بعث و اربابانش را در تحمیل جنگ بر کشورمان متوجه شدیم و بیشتر به انکار آنها در مورد جمهوری اسلامی پی بردیم . نکته دیگری که در مذاکرات با عراقی ها به دست آمد اینکه صدام هیچگاه همسایه خوبی برای ما نبوده و نیست و نخواهد بود . مواضع حضرت امام خمینی در دفاع مقدس موضعگیری حضرت امام پیوسته منطبق بر عقل و تدبیر و مبتنی بر قوانین و مقررات بود . حضرت امام بیش از هرکس دیگری از قانون حرف زدند و در قانونی کردن امور تدبیر نمودند و همگان عموما و شخصیتها و مسئولین بخصوص را، به قانونمداری و پایبندی به قانون توصیه فرمودند . مواضع امام در طول جنگ تحمیلی هم از این قاعده مستثنی نبود . برای تبیین مواضع حضرت امام در دوران جنگ، نخست به مساله دفاع مشروع را از نظر حقوق بین الملل می پردازیم . میثاق جامعه ملل، اهمیت فوق العاده ای به مساله امنیت بین المللی هریک از دول عضو آن جامعه مبذول نمود و مقرر داشت که امنیت و تمامیت هر کشور عضو باید بوسیله سایر اعضا تضمین گردد و در تعقیب همین هدف، پاراگراف 1، ده 11 میثاق چنین مقرر می دارد . "Toute youerre ou menace deguerre uelle fecte derectement ou non Lun des membres de Lasociete la toute entiere ety ue celleci doit Prendre les mesures a Saw vegarder efficaceunet la Paix des natuans
  11. کتاب دا - خاطرات سیده زهرا حسینی [align=justify]دا، در گویش محلی به معنی مادر است و زهرا حسینی با انتخاب این عنوان خواسته رنج، اندوه، تلاش و مقاومت مادران ایرانی را یادآور شود. سیده زهرا حسینی یک کرد ایرانی است که پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی میکردند و او در سال ١٣٤٢ در آنجا به دنیا آمد. در کودکی همراه خانوادهاش به ایران بازگشت و پدرش در خرمشهر ساکن شد و پس از مدتها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. حسینی پس از کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. او فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود. خانواده او، به ویژه پدرش سخت پایبند مذهب بود و او با چنان اعتقاداتی پرورش یافت و همراه برادر بزرگترش، علی، در فعالیت دوران انقلاب و پس از آن شرکت کرد. با آغاز جنگ، زهرا حسینی که در آن هنگام دختری هفده ساله بود، خود را در وسط ماجرا یافت. همین که اعلام کردند جسد شهدا در گورستان روی زمین مانده است، به یاری غسالان شتافت و با شهامت و مقاومت روحی کمنظیری در کار غسل و کفن و دفن شرکت کرد. به کارکنان گورستان غذا رساند، مردم را برای این کار بسیج کرد، امدادگری آموخت و در هر کاری که پیش میآمد، از امدادگری، زخمبندی، حمل مجروحان، تعمیر و آمادهسازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. تنها هدفش این بود که مفید باشد و به مردم خدمتی بکند. پدر و برادرش در جنگ خرمشهر شهید شدند و او با دست خود آنان را در گور نهاد. خواهر کوچکترش را در کارها شرکت داد. در جریان دفاع از خرمشهر مجروح شد و ترکشی در نخاع او جای گرفت که پس از آن همیشه با اوست و ناگزیر از تحمل عوارض آن است. با این حال، او از پای ننشست و پیوسته کوشید تا در خدمت جبهه و جنگ یا مردم جنگزده باشد. گزارش حسینی از جنگ بینظیر است، و به هیچ یک از کتابهای متعددی که ایرانیان و خارجیان درباره جنگ نوشتهاند، شباهتی ندارد. خواننده ممکن است با اعتقادات حسینی مخالف باشد و حتی او را دختری عامی بداند که طوطیوار چیزهایی را باور کرده است و تکرار میکند. ولی باید ابله یا مغرض باشد که درباره گزارش او از وقایع تردید کند. این گزارش حقیقی و دست اول از سبعیت از یک طرف و مظلومیت و بیپناهی از طرف دیگر است. در آن، چنان صحنههایی از ایثار و شور ایمان به چشم میخورد که قلب را میلرزاند. انسان از خواندن این کتاب و اندیشیدن به کسانی که گزارش کارهایشان در آن آمده است ـ انسانهای معمولی، کمسواد یا بیسواد، دارا یا ندار اما بیادعا، باایمان و پاکباز ـ به راز ماندگاری ایران پی میبرد. بیایید مردم خود را بشناسیم. فرهنگمان، تاریخمان و باورهایمان را بشناسیم. نه از بیرون، که از درون تحقیق و پژوهش را آغاز کنیم، به این بیندیشیم که اگر زهرا حسینیها امکان درس خواندن داشتند، امکان آموزش داشتند، با چنین استعداد و قابلیتی که دارند چه کارها که نمیکردند؟ به این بیندیشیم که امروز کودکان ما، مردان و زنان فردایمان، چگونه آموزش میبینند و این آموزش چقدر کارآمد است و چقدر به ساختن جامعه فردا کمک میکند؟ رسانههای ما در رساندن پیامهای درست و کارآمد چقدر موفقاند؟ آیا در سالهای اخیر در القای عشق به همنوع، عشق به میهن، احساس همدردی و وظیفهشناسی موفق بودهایم؟ آیا امروز پس از سی سال تجربه، وقت آن نرسیده است که به جای پیشگیری از ابراز چیزهای ناخوشایند، برای مقابله با آنها به فکر ایجاد و ارایه چیزهای خوشایند باشیم؟ باید بدانیم پیامرسانی یک فن و یک هنر است که باید آن را شناخت و آموخت. پیام، هر قدر هم خوب و انسانی، اگر درست ارایه نشود، بیاثر و سعی باطل است. در حالی که ما چنین مواد و مصالحی ـ همچون سرگذشت سیده زهرا حسینی را داریم، چه پیامها که نمیتوان به گوش بشریت رساند. [/align] کتاب دا - خاطرات سیده زهرا حسینی حجم فایل: 6.81 MB
  12. وماتینا Tomatina جشنوارهایست که در آخرین چهارشنبه ماه اوت در نزدیکی شهر والنسیا در کشور اسپانیا برگزار میشود.در این رسمی که بیش از ۶۰ سال دارد،بسیاری از مردمِ این منطقه (و چندین سال است که تعدادِ فراوانی از توریستها نیز در این جشن شرکت میکنند) به مدت چند ساعت به سمتِ همدگر گوجه فرنگی پرت میکنند.البته این گوجه فرنگی پست است و ارزشِ غذایی ندارد.این رسم از کجا آمده است؟ در سالِ ۱۹۴۴،وقتی که فستیوالی دیگر در حالِ صورت گرفتن در همین منطقه بود،چند جوان به خاطرِ شوخی به همدیگر گوجه فرنگی و سبزیجات پرت کردند،پلیس ایشان را دستگیر میکند و این جوانان تصمیم میگیرند که سالِ دیگر این رسم را دنبال کنند و چند سالِ بعد این رسم تبدیل به جشنِ بزرگی شد که هر سال هزاران نفر را به این منطقه کشانده و مردم را سرگرم میکنند. Click this bar to view the original image of 700x546px. Click this bar to view the original image of 700x469px. Click this bar to view the original image of 700x454px. Click this bar to view the original image of 700x486px. Click this bar to view the original image of 700x486px. Click this bar to view the original image of 700x440px. Click this bar to view the original image of 700x473px. Click this bar to view the original image of 700x449px. Click this bar to view the original image of 700x467px. Click this bar to view the original image of 700x466px. Click this bar to view the original image of 700x540px. Click this bar to view the original image of 700x491px. Click this bar to view the original image of 700x486px. Click this bar to view the original image of 700x441px. Click this bar to view the original image of 700x504px.
  13. irsalam

    والپیپرهای جنگ افزار

    والپیپرهای جنگ افزار
  14. بازی جنگ - The War Game سال تولید : ۱۹۶۶ کشور تولیدکننده : انگلستان محصول : تلویزیون B.B.C. کارگردان : پیتر واتکینز. فیلمنامهنویس : پیتر واتکینز. فیلمبردار : پیتر بارتلت. نوع فیلم : سیاه و سفید، ۵۰ دقیقه. [align=justify]راوی: مایکل آسپل و دیک گراهام. مستندی درباره جنگ، که جنجال بسیاری آفرید و هرچند B.B.C. آن را برای نمایش در داخل کشور تهیه کرده بود، به خارج از مرزها راه یافت و اسکار بهترین فیلم نمایش در داخل کشور تهیه کرده بود، به خارج از مرزها راه یافت و اسکار بهترین فیلم مستند را نیز به دست آورد. فیلم، که پیامدهای جنگهای هستهای را به تصویر میکشد، آمیزهای از فیلمهای خبری "ساختگی" و گفتوگوهائی با مردم کوچه و خیابان است. در ابتدا، با صدائی خشک و بیتفاوت به تماشاگران گفته میشود که در اثر یکسری جابهجائیهای استراتژیک، شعله جنگ از ویتنام به برلین (محل شلیک سلاحهای هستهای آمریکا علیه مواضع روسها و واکنش متقابل آنان) کشیده خواهد شد. سپس، بقیه فیلم بر تک حملهای که علیه انگلستان صورت میگیرد متمرکز میشود. در نمای تراولینگ آغاز فیلم، موتورسیکلت پلیس، که در کادر قرار میگیرد، حسی از ترس و خطر را القا میکند و در ادامه، وقتی دوربین بر اسلحههای پلیس جسدهای در حال سوختن، اعدام شورشیان و حمله مردم به انبارهای مواد غذائی حرکت میکند، ترس و وحشت افزایش مییابد. با همه این، تأثیر بازی جنگ زیر بار گرایش فیلمنامه به صدور پیام از بین میرود و درخشش گاهبهگاه آن، به خاطر اصرار در استفاده از تکنیکهای تلویزیونی، کمرنگ میشود. بهترین محک ارزشهای بازی جنگ در دورباره دیدن آن است! [/align]
  15. آلمان و ایتالیا عموما با زندانی هایی از بریتانیا، فرانسه، آمریکا و دیگر متفقین غربی برطبق کنوانسیون ژنو (1929) رفتار میکردند، که توسط این کشورها امضا شده بود. درنتیجه تعداد خیلی کمی از اسرای جنگی متفقین غربی که یهودی بودند- یا آنهایی که نازی ها فکر میکردند یهودی هستند- تبدیل به بخشی از هولوکاست یا موضوع اصلی سیاست های یهودستیزانه شدند. برای مثال Major Yitzhak Ben-Aharon، یک فلسطینی یهودی، که در ارتش بریتانیا نام نویسی کرده بود سال 1941 توسط آلمانیها در یونان دستگیر شد و 4 سال اسارت را تحت شرایط معمولی اسرای جنگی گذراند. طبق کنوانسیون ژنو، افسران متفقین غربی مجبور نبودند همیشه کار کنند. پرسنل با درجه پایین تر معمولا جبران میکردند یا اصلا لازم نبود که با هم کار کنند. عمده شکایت های زندانیان متفقین غربی در کمپ های آلمانی اسرای جنگی- خصوصا در دو سال آخر جنگ- شامل کمبود غذا بود.
  16. عبارت های آشنا(قسمت اول) در پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود. عبارت های آشنایی که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادی از این عبارت های آشنا را با هم مرور می کنیم. 1- چیفتن: فرد چاق، گرد و جمع و جور و خوش هیکل، درست مثل تانک نوع چیفتن. همانکه در اصطلاح، «هیکل تدارکاتی» دارد نه «نه هیکل عقیدتی». به شخوی به او می گویند «همه اش مال یک نفر است؟» و مراد، یک نفر آدم معمولی و متوسط است. تعبیر «سنگر انفرادی» هم در این معنا استفاده شده و همه بعد از اشاره و کنایه های طنز آمیز، حکایت از توجه بچه ها دارد و تذکری که هر فرصتی را برای آن مغتنم می شمارند. این عبارت، دقیقاً در مقابل افراد ضعیفو نحیف (=هیکل عقیدتی) به کار می آمد و در مقایسه با آنها؛ و الا بندرت پیدا می شدند برادرانی که واقعاً اضافه وزن داشته و خودشان نسبت به آن بی اهمیت باشند. 2- اهل دل: بطعنه و کنایه یعنی: شکمو و شکم چران. کسی از هر چه بگذرد و برای هر چه به اصطلاح کوتاه بیاید، از شکمش (=دلش) نمی گذرد. از آنهایی است که وقتی پای سفره زانو می زنند، کارشان در خوردن بجایی می رسد که می گویند: شهردار بیا منو برادر. همانها که همیشه از دست «شهردار» دلشان پر است! یعنی مثل گل و آجر، همینطور لقمه ها را روی هم می چینند و می آیند بالا، همه درز و دوزهایش را هم بند کاری می کنند و راه نفس کشی باقی نمیگذارند. خلاصه یعنی آن که مثل اهل ذکر، اهل علم و اهل کتاب که در کار خودشان اهلند و اهلیت دارند، در کار خودش سرآمد است و صاحب نام. ایهام در عبارت هم جایی برای دلخوری باقی نمی گذارد، چون بالافاصله گوینده خواهد گفت: مراد اهل دل به معنی حقیقی آن است، مگر بد حرفی است؟ 3- دفتر تقوا: دفتر کوچکی که برای یادگاری نویسی استفاده می کنند، و حکم پند نامه ای را دارد که اثر انگشت و امضای بعضاً آغشته به خون بسیاری از شهدا و مفقودین و جانبازان و منتظران شهادت را در آن می توان مشاهده کرد. مثل انگشتر عقیق، مثل چفیه و مثل مهر نماز، کمتر رزمنده ای است که دفتر تقوا نداشته باشد؛ که بعد از کلام خدا و سخن معصوم همه دستمایه بچه ها بود برای محاسبه مراجعه به خود. مجموعه کلمات قصاری که خیلیهایش آخرین تیر ترکش شهیدان عزیز و دلبندی بود که در نهایت سادگی و بی پیرایگی و کمال اعتقاد و اخلاص به چله دل نشانده بودند و با قلم در باغچه ارادت برادران نشاء کرده بودند. 4- اضافه کاری: نماز شب خواندن و تهجد. پاسی از شب گذشته، وقتی همه خوب خوابشان می برد، برادرانی بودند که از چادر یا سنگر می زدند بیرون و تا صبح، حسابی با خدا حال و حول می کردند؛ یعنی همان «پالگدکن» ها، «فانوس به دست»ها و کسانی که «عطششان زیاد است». و بعد از روشن شدن هوا یکی یکی سرو کله شان پیدا می شد. بچه ها هم با آنکه می دانستند قضیه از چه قرار است، رو به آنها کردند که: معلوم هست کجایید؟ بعد، خودشان اضافه می کردند: معلوم است، لابد طبق معمول دوباره رفته بودید اضافه کاری!
  17. تابلو نوشته ها (قسمت اول) گاهی در جبهه های دفاع از حق در برابر باطل به تابلو نوشته ها، سنگرنوشته ها و لباس نوشته هایی برخورد می کردیم که در بردارنده نوعی طنز و شوخی بود. در این جا گوشه هایی از این تابلو نوشته ها را که بیانگر روحیه رزمندگان سرافراز اسلام در آن شرایط سخت است را با هم می خوانیم: 1- لبخند بزن دلاور. چرا اخم؟!! 2- لطفا سرزده وارد نشوید (همسنگران بی سنگر)(سنگر نوشته است و خطابش موشها و سایر حیوانات و حشرات موذی هستند که وقت و بی وقت در سنگر تردد می کردند.) 3- مادرم گفته ترکش نباید وارد شکمت شود لطفا اطاعت کنید. 4- مسافر بغداد(خمپاره نوشته شده قبل از شلیک) 5- معرفت آهنینت را حفظ کن و نیا داخل(کلاه و سربند نوشته) 6- ورود اکیدا ممنوع حتی شما برادر عزیز(در اوایل میادین مین می نوشتند و خالی از مطایبه نبود.) 7- ورود ترکش های خمپاره به بدن اینجانب اکیدا ممنوع 8-ورود گلوله های کوچکتر از آرپی چی به اینجا ممنوع (پشت کلاه کاسک نوشته بود) 9- ورود هر نوع ترکش خمی از 60،81،120 و کاتی به دست و پا و سر و گردن و شکم ممنوع می باشد. 10-مرگ بر صدام موجی
×
×
  • اضافه کردن...