رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'حدیث'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

16 نتیجه پیدا شد

  1. امام باقر عليه‏السلام : إنّا أهلُ بَيتٍ مِن عِلمِ اللّه‏ِ عُلِّمنا ********* ******************** ما خاندانى هستيم كه علم ما از علم خداست. ********************************** اهل بيت : ج 2 ص 562 ح 841
  2. 40 حدیث از پیامبر(ص)، امام حسن و امام رضا(ع) ائمه اطهار سخنان گهربار فراوانی گفته اند که هر کدام آن ها دریایی از معنویت و سرشار از نکات آموزنده است. با توجه به نزدیک شدن به 28 و 29 صفر که مصادف با رحلت خاتم النبیا حضرت محمد(ص)، شهادت کریم آل طه امام حسن مجتبی(ع) و شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع)است 40 حدیث گهر بار از این سه ماه ولایت برای شما کاربران عزیز آماده کرده ایم: 1. «لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها» کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید. حضرت محمد (ص) 2. «ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء.» فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش . حضرت محمد (ص) 3. «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.» به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد. امام حسن مجتبی (ع) 4. «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.» بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. امام حسن مجتبی (ع) 5. «إن من علامات الفقه : الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحكمة ، إن الصمت یكسب المحبة ، إنه دلیل علی كل خیر» از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است. امام رضا (ع) 6. «ابن آدم عندك ما يكفيك وانت تطلب ما يطغيك لا بقليل تقنع ولا بكثير تشبع» فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي . حضرت محمد (ص) 7. «یأتی علی الناس زمان تكون العافیة فیه عشرة اجزاء : تسعة منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت» زمانی بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گیری از مردم ، و یك جزء آن در خاموشی است. امام رضا (ع) 8. «مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.» هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند. امام حسن مجتبی (ع) 9. «أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.» تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است. امام حسن مجتبی (ع) 10. «سئل الرضا ( علیه السلام ) عن حد التوكل ، فقال ( ع ) : أن لا تخاف احدا الا الله» از امام رضا ( علیه السلام ) از حقیقت توكل سؤال شد . فرمود : این كه جز خدا از كسی نترسی. امام رضا (ع) 11. «مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ» هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود. حضرت محمد (ص) 12. «لیس لبخیل راحة ، و لا لحسود لذة ، و لا لملوك وفاء ، و لا لكذوب مروة» بخیل را آسایشی نیست ، و حسود را خوشی و لذتی نیست ، و زمامدار را وفایی نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگی نیست. امام رضا (ع) 13. «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.» خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم. امام حسن مجتبی (ع) چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن]. 14. «اتقوا الدنيا فوالذي نفسي بيده انها لأسحر من هاروت وماروت» از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است . حضرت محمد (ص) 15. «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.» چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كند. امام حسن مجتبی (ع) 16. «الایمان أربعة أركان : التوكل علی الله ، و الرضا بقضاء الله ، و التسلیم لأمر الله ، و التفویض الی الله» ایمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضای خدا ، تسلیم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا. امام رضا (ع) 17. «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.» خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد. امام حسن مجتبی (ع) 18. «اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي وعقوق الوالدين.» دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر . حضرت محمد (ص) 19. «مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.» هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد. امام حسن مجتبی (ع) 20. سئل الامام الرضا ( علیه السلام ) عن عیش الدنیا ، فقال : سعة المنزل و كثرة المحبین از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشی دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زیادی دوستان. امام رضا (ع) 21. من فرج عن مؤمن فرج الله عن قلبه یوم القیامة هر كس اندوه و مشكلی را از مؤمنی برطرف نماید ، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد. امام رضا (ع) 22. أجملوا في طلب الدنيا فإن كلا ميسر لما خلق له . در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد . حضرت محمد (ص) 23. احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا . حضرت محمد (ص) 24. «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.» به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید. امام حسن مجتبی (ع) 25. تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. امام رضا (ع) 26. من رضی عن الله تعالی بالقلیل من الرزق رضی الله منه بالقلیل من العمل هر كس به رزق و روزی كم از خدا راضی باشد ، خداوند از عمل كم او راضی باشد. امام رضا (ع) 27. انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ. همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست. حضرت محمد (ص) 28. «إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.» هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد. امام حسن مجتبی (ع) 29. لیس العبادة كثرة الصیام و الصلاة ، و انما العبادة كثرة التفكر فی أمر الله عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشه كردن در امر خداست. امام رضا (ع) 30. «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.» امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى. امام حسن مجتبی (ع) 31. احب الاعمال الي الله من أطعم مسكينا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند . حضرت محمد (ص) 32. احب الاعمال الي الله حفظ اللسان بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است . حضرت محمد (ص) 33. «أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.» شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است. امام حسن مجتبی (ع) 34. قال الریان للرضا ( ع ) : ما تقول فی القرآن ؟ فقال : كلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلوا ریان از امام رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگر نروید كه گمراه می شوید. امام رضا (ع) 35. تصدق بالشیء و إن قل ، فان كل شیء یراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النیة فیه عظیم صدقه بده هرچند كم باشد ، زیرا هر كار كوچكی كه صادقانه برای خدا انجام شود بزرگ است. امام رضا (ع) 36. «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.» شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید. امام حسن مجتبی (ع) 37. احب اللهو الي الله تعالي إجراء الخيل والرمي . بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است. حضرت محمد (ص) 38. «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.» چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند. حضرت محمد (ص) 39. «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.» كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد. امام حسن مجتبی (ع) 40. أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل یقول : أنا عند ظن عبدی المؤمن بی ، إن خیرا فخیرا و إن شرا فشرا به خدا خوش گمان باشید ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن خویشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد. امام رضا (ع)
  3. هر گز سختی ها و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نکن
  4. در این تاپیک مجموعه تصاویر بکراند زیبا با حدیث قرار خواهد گرفت
  5. متن حدیث لوح امام صادق علیه السلام این حدیث شریف را از زبان جابربن عبدالله انصارى که برای پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام نقل می نماید، این چنین شرح می فرماید که: جابرعرض کرد: شهادت مى دهم كه روزى در ایام حیات رسول خدا مادرت فاطمه را ملاقات كردم تا ولادت حسین را به او تبرك بگویم كه در دستان آن بانوى بزرگ، لوح سبزینه را دیدم كه گمان كردم زمرّد است؛ در آن لوح، كتاب سفیدى را كه به درخشندگى خورشید بود مشاهده كردم. به آن حضرت عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو باد! این لوح چیست؟ فاطمه فرمود: «این لوحى است كه خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفى اهدا نمود. در این لوح نام پدر و همسر و فرزندانم [حسن و حسین] و نام اوصیا و امامانى كه از نسل فرزندم [حسین] هستند ذكر شده است. پدرم رسول خدا آن را به من بخشیده است تا با نگاه كردن در آن دلم شاد شود». آنگاه جابر اضافه نمود: سپس مادرت فاطمه آن لوح را در اختیار من قرار داد و من آنچه در لوح نوشته شده بود خواندم و نسخه اى از آن را در ذهن نگاه داشتم [یا از روى آن نوشتم]». امام صادق علیه السلام در ادامه روایت مى فرماید: «آنگاه پدرم به جابر فرمود: «جابر! آیا آن نسخه هنوز هم در دست توست؟ آیا آن را بر من عرضه مى كنى؟» جابربن عبدالله گفت: آرى. آنگاه پدرم با جابر همراه شد تا به منزل جابر رسیدند. جابر صحیفه اى از پوست نازك آورد، آن را گشود و به رؤیت پدرم رسانید. پدرم به جابر فرمود: «جابر! حال به صحیفه اى كه در نزد توست بنگر تا براى تو از حفظ بخوانم». جابر به نسخه اى كه در دستش بود، نگریست پدرم تمام مطالب صحیفه را از حفظ براى جابر خواند. سوگند به خدا حرفى از كلام امام با حرفى از صحیفه اى كه در دست جابر بود مخالف نبود. پس از آنكه قرائت امام به پایان رسید جابر گفت: خداى بزرگ را شاهد مى گیرم كه آنچه در صحیفه نزد فاطمه دیدم همین بود كه شما خواندید. اما متن این لوح طبق نقل چنین است: بسم اللّه الرحمن الرحیم این كتابى است از سوى خداوند شكست ناپذیر و حكیم به محمد نور و فرستاده خدا و حجاب، دلیل و آیت او در زمین. این نوشته توسط جبرئیل امین از جانب رب العالمین آورده شد. حضرت فاطمه اى محمد! اسماء الهى را بزرگ شمار، نعمتهایم را شكرگزار باش، هرگز نشانه هایم را انكار نكن. من پروردگار و معبود جهانیانم و جز من خدایى نیست؛ در هم كوبنده جباران و خوار كننده ستمگران و حسابرس روز جزایم. من همان الله و معبود شمایم كه جز من الله و معبودى نیست. هر كه به فضل كسى جز من امیدوار باشد یا از چیزى جز عدل الهى خوف داشته باشد، او را به عذابى سخت گرفتار خواهم ساخت كه احدى از جهانیان آن را نچشیده است. سپس فقط مرا پرستش كن و بر من توكّل نما. من هیچ رسولى را مبعوث نكردم و رسالت او را تكمیل ننمودم و دوران تبلیغ و رسالت او را به پایان نرساندم مگر اینكه براى او وصى یى قرار دادم. (اى محمد) تو را بر تمام پیامبران برترى بخشیدم؛ وصىّ تو را نیز بر تمام اوصیا برترى دادم. سپس از وصىّ و جانشینت، تو را به وجود دو فرزند دلاور، حسن و حسین گرامى داشتم. بعد از پایان دوره پدرش [على] حسن را معدن علم خود و حسین را نگهبان و حافظ وحى خود قرار دادم؛ نعمت شهادت را به حسین بخشیدم و او را بدین سبب گرامى داشتم و براى او سعادت خواستم. حسین با فضیلت ترین كسى است كه شهید گشت و در بین شهیدان بالاترین درجه و مقام را داراست؛ امامت و توحید تمام و كمال را با او همراه كردم، حج بالغه خود را نزد او قرار دادم؛ بر اساس [رضایت و غضب] اهل بیت و عترت او پاداش مى دهم و طالحان و بدكاران را به سزاى اعمال خویش مى رسانم. اولین فرزند و عترت حسین، [على] سرور پرستندگان و زینت دوستان من است. پس از او فرزندش كه شبیه و همنام جدش است محمد، شكافنده علم الهى و معدن حكمت اوست. بزودى تردید كنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاك خواهند شد؛ هر كس به او باز گردد، گویى به من باز گشته است. سخن حق از من است: سوگند مى خورم كه منزلت دانش جعفربن محمد [و هر آن كه بر او ایمان آورد] را گرامى بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد. سپس فتنه كور و سیاه گمنامى و تقیه را از برابر امام موسى [بن جعفر] كنار خواهم زد؛ چرا كه سیر فرمان و اطاعت الهى هرگز منقطع نخواهد شد و حجت و دلیل من از دید مردم پنهان نخواهد ماند و دوستانم هرگز تیره بخت نخواهند گردید. اگر كسى یكى از حُجج مرا انكار كند، نعمتى را كه داده ام انكار نموده است و هر كه آیه اى از كتابم را تغییر دهد بر من تهمت بسته است. واى بر افترا زنندگانِ انكارگر، آن زمان كه دوران امامت بنده و دوست و برگزیده ام موسى [بن جعفر] به پایان رسد. آگاه باشید! هر كس هشتمین حجت مرا دروغ شمارد، گوئى همه اولیاى مرا انكار نموده است. علىّ [بن موسى] دوست و یاور من [و رهبر شما] است و من ثِقل علم و عصمت و صفات نبوت را در او قرار مى دهم؛ توان او را در پاسدارى از آن مى آزمایم؛ عفریت ستمگر و متكبر او را مى كشد و در شهرى كه عبد صالح ذوالقرنین ساخت دفن مى شود. سخن حق آن است كه من بگویم: دیدگان موسى را با تولد فرزندش محمد و خلیفه و جانشین پس از او روشنى بخشم. محمد [بن على] وارث علم و دانش من و معدن حكمت و جایگاه راز من و حجّت من بر بندگانم است. بهشت را جایگاه او قرار دادم و او را شفیع هفتاد نفر از افراد خانواده [و منسوبان او] كه جهنم بر آنان واجب شد قرار دادم. (پس از او) فرزندش على[بن محمد] دوست و یاورم را سعادتمند كردم؛ او امانت دار وحى من خواهد بود؛ از صُلب او، حسن [بن على] را بر خواهم آورد كه دعوت كننده مردم به راه خدا و نگاهبان علم الهى است. آنگاه [پس از او] حجت خویش را با آمدن فرزندش [قائم آل محمد] كه رحمت واسعه براى جهانیان است تكمیل خواهم نمود. قدرت و كمال موسوى، عظمت و نور عیسوى و صبر ایوب همه را در او مى بینید؛ او در زمانى خواهد آمد كه دوستان من خوار شده و چون مغولان و دیلمیان مشرك، سرافكنده گشته و به آتش كشیده مى شوند، سرهاى آنان به عنوان هدیه به اطراف و اكناف فرستاده مى شود و ترسان و لرزان مى شوند، زمین از خون آنان رنگین مى شود و هلاكت و فریاد و شیون در بین زنانشان همه گیر مى شود. آنان به حقیقت حجّت و اولیاى من در زمین خواهند بود. به واسطه اینان هر فتنه كور و سیاه را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حركتهاى ظریف و پنهان (معاندان دین الهى) كشف مى شود و قید و بندها و زنجیرهاى بندگى از دوش خلق برداشته مى شود. صلوات و رحمت خداوند بر آنان باد! اینان همان هدایت یافتگانند». این بود متن حدیث لوح که در منابع دست اول شیعی ذکر گردیده است. در نوشتار آتی که در ویژه نامه فاطمیه دوم خواهد آمد به بررسی این حدیث شریف خواهیم پرداخت. موائد آسمانى براى فاطمه علیهاالسلام در یكى دوبار محدود نمیگردد، او بارها از خداوند خویش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نیز بى‏درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى امیرالمؤمنین على علیه ‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه علیهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چیزى نبود. فاطمه علیهاالسلام گفت: یا على! در خانه طعامى نیست، من و بچه‏ هایت دو روز است كه گرسنه‏ ایم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خوراندیم و خود در گرسنگى صبر كردیم. على علیه ‏السلام از شنیدن این سخن فوق‏العاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهیه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و یك دینار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانواده‏ اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون یكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گریه زن و بچه ‏ها او را در بیرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره ‏اش بدون چاره.... على از درد او آگاه شد و مانند همیشه ایثار كرد و دیگران را بر خود و خانواده ‏اش مقدم داشت و بدین وسیله یكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت. امام على علیه ‏السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مأمور گشت شب را در خانه حضرت على علیه ‏السلام بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست امام على علیه ‏السلام را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى ‏پذیرى؟ مولاى متقیان سكوت كرد، چرا كه زمینه پذیرایى نداشت و فاطمه علیهاالسلام و حسنین گرسنه مانده بودند و پول تهیه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى‏دهى؟ یا بگو: بلى، تا با تو آیم و یا بگو: نه، تا راه دیگر پیش گیرم. امام على علیه ‏السلام عرض كرد: یا رسول‏ اللَّه! بفرمایید. رسول خدا دست حضرت على علیه ‏السلام را گرفت، دست در دست او به خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا دیدار كردند، حضرت فاطمه علیهاالسلام در حال نماز و نیایش بود و خدا را مى‏خواند، او صداى پدر را شنید و به سوى او آمد و خوش ‏آمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سیر كند و چاره نیافته‏ ها را چاره ‏ساز باشد. امام على علیه‏ السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام خیره‏ خیره نگاه می‏كرد و با زبان بى‏ زبانى سؤال مى ‏نمود: یا فاطمه! این طعام از كجا؟ پیش از آنكه حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب گوید رسول خدا دست بر دوش امیرالمومنین علیه ‏السلام گذاشت و جواب داد: یا على! هذا جزا دینارك من عنداللَّه؛ این غذا پاداش آن دینارى است كه به مقداد دادى. «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشا بغیر حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبیهه بسیدة نسا بنى‏اسرائیل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شیئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشاء بغیر حساب.» (۱) آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هر كسى بخواهد بدون محدودیت عطا می‏كند. رسول خدا چون سخن دخترش را شنید فرمود: سپاس خدایى را كه تو را همانند مریم سرور زنان بنى‏ اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه مورد عنایت الهى قرار مى‏گرفت و خداوند برایش مائده مى‏فرستاد، كه در جواب سؤال مى‏گفت: این طعام از جانب خدا است، او به هر كسى بخواهد روزى بى‏ حساب مى‏دهد. خداوند به شما جریان زكریا و مریم را تكرار كرد.(۳) و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود... (۴) پی نوشت: ۱ ـ آل‏ عمران/ ۳۷. ۲ ـ فرائدالسمطین، ج ۲، ص ۵۱ و ۵۲، ش ۳۸۲- تجلیات ولایت، ج ۲، ص ۳۱۹- فضائل خمسه، ج ۳ ص ۱۷۸- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۳۹- جلاءالعیون شبر، ج ۱، ص ۱۳۶. ۳ ـ اشاره است به آیه‏ى ۳۷ سوره‏ى آل‏عمران كه زكریا موائد آسمانى را در محراب مریم دید. ۴ ـ محجة البیضاء، ج ۴، ص ۲۱۳- بحار، ج ۴۳، ص ۵۹، و ج ۴۱، ص ۳۰ با اختصار.
  6. چهل حدیث منتخب گهربار از حضرت رضا (ع) قال الامام علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللّه و سلامه علیه: ۱ مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِعلیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، کانَ کَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ. (۱) ترجمه: فرمود: هر مؤ منى که قبر امام حسین علیه السلام را کنار شطّ فرات در کربلاء زیارت کند همانند کسى است که خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت کرده باشد. ۲ کَتَبَ علیه السلام: اءبْلِغْ شیعَتى: إ نَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اءلْفَ حَجَّهٍ، فَقُلْتُ لاِ بى جَعْفَرٍ علیه السلام: اءلْفُ حَجَّهٍ؟! قالَ: إ ى وَاللّهُ، وَ اءلْفُ اءلْفِ حَجَّهٍ، لِمَنْ زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ. (۲) ترجمه: به یکى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت قبر من معادل است با یک هزار حجّ. راوى گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟! فرمود: بلى، هر که پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار یعنى یک میلیون حجّ ثواب زیارتش مى باشد. ۳ قالَ علیه السلام: اءوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاهُ، فَإ نْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إ نْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها. (۳) ترجمه: فرمود: اوّلین عملى که از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد. ۴ قالَ علیه السلام: لِلصَّلاهِ اءرْبَعَهُ آلاف بابٍ. (۴) ترجمه: فرمود: نماز داراى چهار هزار جزء و شرط مى باشد. ۵ قالَ علیه السلام: الصَّلاهُ قُرْبانُ کُلِّ تَقىٍّ. (۵) ترجمه: فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزکارى را - به خداوند متعال - نزدیک کننده است. ۶ قالَ علیه السلام: یُؤْخَذُالْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَهُوَابْنُ سَبْعِ سِنینَ. (۶) ترجمه: فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند. ۷ قالَ علیه السلام: فَرَضَاللّهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ اءنْ تَبْدَءَالْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَالرَّجُلُ بِظاهِرِالذِّراعِ. (۷) ترجمه: فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است که از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر فتواى مراجع تقلید مستحبّ مى باشد). ۸ قالَ علیه السلام: رَحِمَاللّهُ عَبْدا اءحْیى اءمْرَنا، قیلَ: کَیْفَ یُحْیى اءمْرَکُمْ؟ قالَ علیه السلام: یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ. (۸) ترجمه: فرمود: رحمت خدا بر کسى باد که اءمر ما را زنده نماید، سؤ ال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد. ۹ قالَ علیه السلام: لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ، فَیَدْعُو خِیارُکُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ. (۹) ترجمه: فرمود: باید هر یک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه که خوبانِ شما، دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد. ۱۰ قالَ علیه السلام: مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما. (۱۰) ترجمه: فرمود: کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش علیهم السلام صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد. ۱۱ قالَ علیه السلام: الصَّلوهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّکْبیرَ. (۱۱) ترجمه: فرمود: فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن (سبحان اللّه، لا إ له إ لاّاللّه، اللّه اکبر) را دارد. ۱۲ قالَ علیه السلام: لَوْخَلَتِ الاْ رْض طَرْفَهَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّهٍ لَساخَتْ بِاءهْلِها. (۱۲) ترجمه: فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد. ۱۳ قالَ علیه السلام: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاْ نْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْ نْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه! فَقالَ علیه السلام: الدُّعاءُ. (۱۳) ترجمه: فرمود: بر شما باد به کارگیرى سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران علیهم السلام چیست؟ در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال؛ و دعا کردن و از او کمک خواستن مى باشد. ۱۴ قالَ علیه السلام: صاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَهُ عَلى عَیالِهِ. (۱۴) ترجمه: فرمود: هر که به هر مقدارى که در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج کند. ۱۵ قالَ علیه السلام: المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَهٌ وَلِلْکافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَهٌ، وَ إ نَّ الْمَرَضَ لایَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لایَکُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ. (۱۵) ترجمه: فرمود: مریضى، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى کافر عذاب و لعنت خواهد بود. سپس افزود: مریضى، همیشه همراه مؤ من است تا آن که از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد. ۱۶ قالَ علیه السلام: إ ذَا اکْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا یَدَعْ اءنْ یَاءکُلَ بِاللَّیْلِ شَیْئا، فَإ نَّهُ اءهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ اءطْیَبُ لِلنَّکْهَهِ. (۱۶) ترجمه: فرمود: وقتى که مرد به مرحله پیرى و کهولت سنّ برسد، حتما هنگام شب قبل از خوابیدن مقدارى غذا تناول کند که براى آسودگى خواب مفید است، همچنین براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود. ۱۷ قالَ علیه السلام: إ نَّما یُرادُ مِنَ الاْ مامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إ ذا قالَ صَدَقَ، وَ إ ذا حَکَمَ عَدَلَ، وَ إ ذا وَعَدَ اءنْجَزَ. (۱۷) ترجمه: فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است که در سخنان صادق، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هایش وفا نماید. ۱۸ قالَ علیه السلام: لایُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ، وَ اءمَلٍ طَویلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إ یثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ. (۱۸) ترجمه: فرمود: ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت: بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن. ۱۹ قالَ علیه السلام: لَوْ اءنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ اءبْدانُهُمْ. (۱۹) ترجمه: فرمود: چنانچه مردم خوراک خویش را کم کنند و پرخورى ننمایند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود. ۲۰ قالَ علیه السلام: مَنْ خَرَجَ فى حاجَهٍ وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّهٌ. (۲۰) ترجمه: فرمود: هرکس هنگام خروج از منزل براى حوایج زندگى خود، صورت خویش را با گلاب خوشبو و معطّر نماید، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد. ۲۱ قالَ علیه السلام: إ نَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ اءلْفِ داءٍ، ما مِنْ داءٍ فى جَوْفِ الاْ نْسانِ إ لاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ. (۲۱) ترجمه: فرمود: گیاه کاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، کاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ریشه کن مى نماید. ۲۲ قالَ علیه السلام: السَّخیُّ یَاءکُلُ طَعامَ النّاسِ لِیَاءکُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخیلُ لایَاءکُلُ طَعامَ النّاسِ لِکَیْلایَاءکُلُوا مِنْ طَعامِهِ. (۲۲) ترجمه: فرمود: افراد سخاوتمند از خوراک دیگران استفاده مى کنند تا دیگران هم از امکانات ایشان بهره گیرند و استفاده کنند؛ ولیکن افراد بخیل از غذاى دیگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ایشان نخورند. ۲۳ قالَ علیه السلام: شیعَتُناالمُسَّلِمُونَ لاِ مْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِ عْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذلِکَ فَلَیْسَ مِنّا. (۲۳) ترجمه: فرمود: شیعیان ما کسانى هستند که تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست. ۲۴ قالَ علیه السلام مَنْ تَذَکَّرَ مُصابَنا، فَبَکى وَ اءبْکى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِى الْعُیُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِسا یُحْیى فیهِ اءمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ. (۲۴) ترجمه: فرمود: هر که مصائب ما اهل بیت عصمت و طهارت را یادآور شود و گریه کند یا دیگرى را بگریاند، روزى که همه گریان باشند او نخواهد گریست، و هر که در مجلسى بنشیند که علوم و فضائل ما گفته شود همیشه زنده دل خواهد بود. ۲۵ قالَ علیه السلام: الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَهٍ، وَالْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ. (۲۵) ترجمه: فرمود: انجام دادن حسنه و کار نیک به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است؛ و آشکار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشکار نکردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود. ۲۶ اءنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ علیه السلام: التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْ عْداءِ، وَ مُداراهُ الاْ صْدِقاءِ. (۲۶) از امام رضا علیه السلام سؤ ال شد که عقل و هوشیارى چگونه است؟ ترجمه: حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشکلات و ناملایمات، زیرک بودن و حرکات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا کردن با دوستان مى باشد - که اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -. ۲۷ قالَ علیه السلام: مابَعَثَ اللّهُ نَبیّا إ لاّ بِتَحْریمِ الْخَمْرِ، وَ اءنْ یُقِرَّ بِاءنَّ اللّهَ یَفْعَلُ مایَشاءُ. (۲۷) ترجمه: فرمود: خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر آن که در شریعت او شراب و مُسکرات حرام بوده است، همچنین هر یک از پیامبران معتقد بودند که خداوند هر آنچه را اراده کند انجام مى دهد.
  7. irsalam

    چهل حدیث ازدواج

    چهل حدیث ازدواج پیشگفتار هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی توان از آن صرف نظر کرد. آری بزرگترین پناهگاه مطمئن برای جوانان، کانون گرم خانوادگی است که می توانند اضطرابهای درونی خود را در آن به اطمینان، استقامت و آرامش تبدیل کنند و غمها و نگرانیهای خود را از یاد ببرند. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه باید برای همه کس آسان باشد. چرا که این امر یک ضرورت حیاتی است، مانند آب و نان که در هر جامعه ای از همه کالاها ضروری تر و مهم تر است. ولی متاسفانه در جامعه امروزی ما روز بروز بر تشریفات، سنگینی مهریه ها، اسرافها و تجمل گرایی ها افزوده می شود! که تحمل پی آمدهای آن برای عموم افراد جامعه دشوار و چه بسا برای بعضی غیر ممکن می باشد، و پدر و مادران هم هیچ توجهی به این امر مهم نمی کنند. بلکه بعضی از پدران و مادران با رقابتهای غلط، فرزندان خود به ویژه دختران جوان خود را به سوی بدبختی سوق می دهند. دختری که هنوز در سنین نوجوانی بسر می برد و در اول راه است، مادران با توقعات زیاد، آن هم نا معقول و غیر ممکن، باعث تباه شدن دو انسانی که به هم پناه می آورند، می شوند. مادران بجای اینکه دختران خود را به سازگاری، ساده زیستی و ارزشهای انسانی راهنمایی کنند، تشریفات و زرق و برق ظاهری را در چشم فرزند جوان خود بزرگ جلوه می دهند. جای بسی تاسف است که پرده های ضخیم غفلت و نادانی چشم و گوش و دل برخی افراد ظاهر بین را چنان بسته است که همه ارزشها و سعادت و عاقبت و عافیت و راحتی فرزندان خود را در سایه پول، تجمل و ژست و خوش تیپ بودن و حسن قیافه می جویند! شگفتا که اینان راه شقاوت می پویند!. ما بهترین راه و روش زندگی را در کلام و عمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش می یابیم و احکام اسلام را روشنترین آینه زندگی سعادتمند می بینیم پس بهتر آن است که به آیین اسلام روی آوریم و سیره رهبران آسمانی آن را سرمشق زندگی خود سازیم تا شاید از فتنه های روزگار در امان باشیم. فتنه می خیزد از این طاق مقرنس، برخیزتا به میخانه پناه از همه آفات بریم! «حافظ »دفتری که در پیش روی شما عزیزان قرار دارد حاوی چهل حدیث نورانی و راهگشا از پیشوایان معصوم علیهم السلام است. مترجم بنابر وظیفه خود، این مجموعه را گزینش، تنظیم و ترجمه کرده و تحت عنوان چهل حدیث «ازدواج » به همه جوانانی که در اول راه زندگی اند، تقدیم می نماید. خوانندگان گرامی در این دفتر کوچک، اهمیت، آداب و آثار ازدواج در اسلام را در آینه کلام روشن راهبران الهی راه زندگی مشاهده می کنند. و پیداست که هیچ سخنی والاتر از کلام این بزرگان نیست. و ما هر راه دیگری را که نشان دهیم به روشنی راه آن پیام آوران سعادت ابدی بشر نخواهد بود. و مردم ما به خوبی این حقیقت را می دانند و به حرف هیچ حکیم و دانایی به اندازه سخن پیشوایان معصوم خود، دل نبسته اند و نخواهند بست و ایمان دارند که: «کلامکم نور و امرکم رشد...». (۱) و السلام علی من اتبع الهدی ۲۰ جمادی الثانی ۱۴۱۶-۲۳/۸/۷۴ (روز ولادت حضرت فاطمه زهرا «علیهما السلام ») قم-محمد رحیم بیگ محمدی اندریان قال الله تعالی: و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امآئکم ان یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم. پروردگار متعال می فرماید: مردان بی زن و زنان بی شوهر، بردگان و کنیزان صالح را تزویج کنید. چنانچه آنان فقیر باشند، خداوند از فضل خود غنی و بی نیازشان می سازد. که خداوند رحمتش وسیع و به احوال بندگان خود آگاه است. «سوره نور، آیه ۳۲» فصل اول: فضیلت ازدواج ۱. تاثیر ازدواج قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴. ۲. ازدواج در هنگام تنگدستی قال الامام الصادق علیه السلام: من ترک التزویج مخافه الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲) امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱ ۳. ازدواج رحمت است قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یفتح ابواب السماء بالرحمه فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبه، و عند النکاح. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می شود: ۱- موقع بارش باران. ۲- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می نگرد. ۳- هنگام گشوده شدن در کعبه. ۴- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی. بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱ ۴. آفات بی همسری قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اکثر اهل النار العزاب. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱ فصل دوم: وظیفه توانگران ۵. تلاش در ازدواج بی همسران عن الصادق علیه السلام قال: من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامه. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵ ۶. در سایه عرش قال موسی بن جعفر علیه السلام: ثلاثه یستظلون یظل عرش الله یوم القیامه، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا. امام کاظم علیه السلام فرمود: سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند: ۱-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید. ۲- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.) ۳-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶ ۷. منظور نظر حق قال الامام الصادق علیه السلام: اربعه ینظر الله الیهم یوم القیامه: من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمه او زوج عزبا. امام صادق علیه السلام فرمود: چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند: ۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند. ۲- کسی که غم از دلی برگیرد. ۳- کسی که برده ای را آزاد کند. ۴- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶ ۸. بهترین وساطت قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما. حضرت علی علیه السلام فرمود: از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند. تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵ فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج ۹. ازدواج با دینداران عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: من تزوج امراه لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می کند. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱ ۱۰. دیدار قبل از وصلت عن الصادق علیه السلام قال: لا باس بان ینظر الرجل الی المراه اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها. امام صادق علیه السلام فرمود: مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸ ۱۱. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید ان یتزوج المراه، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن. محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟ امام علیه السلام فرمود: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸ ۱۲. سؤال از اوصاف قال علی علیه السلام: اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین. حضرت علی علیه السلام فرمود: هر وقت یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او می پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴ فصل چهارم: عروس و داماد شایسته ۱۳. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق قال الامام الرضا علیه السلام: اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و... امام رضا علیه السلام فرمود: هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد و... میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۰ ۱۴. داماد هم شان قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید. نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳ ۱۵. عروس شایسته قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما استفاد امرء فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۵ فصل پنجم: انتخاب سرنوشت ۱۶. دقت در انتخاب قال الامام الصادق علیه السلام: انما المراه قلاده فانظر ما تتقلد. امام صادق علیه السلام فرمود: زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳ ۱۷. وصلت نکردن با خانواده ناشایست عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراه الحسناء فی منبت السوء. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بپرهیزید از سبزه هایی که در مزبله می روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه هایی که در مزبله می روید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست بوجود آمده باشد. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵
  8. irsalam

    چهل حدیث روزه

    1-پايه‏ هاى اسلام قال الباقر عليه السلام: بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه. امام باقر عليه السلام فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1 2-فلسفه روزه قال الصادق عليه السلام: انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير. امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند. من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1 3-روزه آزمون اخلاص قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. نهج البلاغه، حكمت 252 4-روزه ياد آور قيامت قال الرضا عليه السلام: انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر. امام رضا عليه السلام فرمود: مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند. وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10 5-روزه زكات بدن قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است. الكافى، ج 4، ص 62، ح 3 6-روزه سپر آتش قال رسول الله صلى الله عليه و آله: الصوم جنة من النار. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.» الكافى، ج 4 ص 162 7-اهميت روزه الصوم فى الحر جهاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است. بحار الانوار، ج 96، ص 257 8-روزه نفس قال اميرالمومنين عليه السلام صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام. اميرالمومنان على عليه السلام فرمود: روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست. غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64 9-روزه واقعى قال اميرالمومنين عليه السلام الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب. امام على عليه السلام فرمود: روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند. بحار ج 93 ص 249 10-برترين روزه قال اميرالمومنين عليه السلام صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن. امام على عليه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است. غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80 11-روزه چشم و گوش قال الصادق عليه السلام اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك. امام صادق عليه السلام فرمود: آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.» الكافى ج 4 ص 87، ح 1 12-روزه اعضا و جوارح عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه. حضرت زهرا عليها السلام فرمود: روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد. بحار، ج 93 ص 295 13-روزه ناقص قال الباقر عليه السلام لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر. امام باقر عليه السلام فرمود: روزه اين افراد كامل نيست: 1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند. 2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد. 3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند. 4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود. بحار الانوار ج 93، ص 295. 14-روزه بى ارزش قال اميرالمومنين عليه السلام كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء. امام على عليه السلام فرمود: چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد. نهج البلاغه، حكمت 145 15-روزه و صبر عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل «واستعينوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم. امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است. وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3 16-روزه و صدقه قال الصادق عليه السلام صدقه درهم افضل من صيام يوم. امام صادق عليه السلام فرمود يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است. وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6 17-پاداش روزه قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى الصوم لى و انا اجزى به رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است: روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم. وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30 18-جرعه نوشان بهشت قال رسول الله صلى الله عليه و آله من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند. بحار الانوار ج 93 ص 331 19-خوشا بحال روزه داران قال رسول الله صلى الله عليه و آله طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند. وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2. 20-مژده به روزه‏داران قال الصادق عليه السلام من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر. امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند. الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247 21-شادى روزه دار قال الصادق عليه السلام للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه امام صادق عليه السلام فرمود: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: 1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت) وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26. 22-بهشت و باب روزه‏دارن قال رسول الله صلى الله عليه و آله ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند. وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31. معانى الاخبار ص 116 23-دعاى روزه‏داران قال الكاظم (عليه السلام) دعوة الصائم تستجاب عند افطاره امام كاظم (عليه السلام) فرمود: دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود. بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33. 24-بهار مومنان قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد. وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3. 25-روزه مستحبى قال الصادق (عليه السلام) من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر. امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است. وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33 26-روزه ماه رجب قال الكاظم (عليه السلام) رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر. امام كاظم (عليه السلام) فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند. من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2 وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3 27-روزه ماه شعبان من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين. امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند. وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22 28-افطارى دادن(1) قال الصادق (عليه السلام) من فطر صائما فله مثل اجره امام صادق (عليه السلام) فرمود: هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است. الكافى، ج 4 ص 68، ح 1 29-افطارى دادن (2) قال الكاظم (عليه السلام) فطرك اخاك الصائم خير من صيامك. امام كاظم (عليه السلام) فرمود: افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است. الكافى، ج 4 ص 68، ح 2 30-روزه خوارى قال الصادق (عليه السلام) من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه امام صادق (عليه السلام)فرمود: هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9 31-رمضان ماه خدا قال اميرالمومنين شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى امام على (عليه السلام) فرمود: رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است. وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23. 32-رمضان ماه رحمت قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) ... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم. بحار الانوار، ج 93، ص 342 33-فضيلت ماه رمضان قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد. بحار الانوار، ج 93، ص 344 34-اهميت ماه رمضان قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد. بحار الانوار، ج 93، ص 346 35-قرآن و ماه رمضان قال الرضا (عليه السلام) من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور. امام رضا (عليه السلام) فرمود: هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند. بحار الانوار ج 93، ص 346 36-شب سرنوشت‏ساز قال الصادق (عليه السلام) راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة. امام صادق (عليه السلام) فرمود: آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود. وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8 37-برترى شب قدر قيل لابى عبد الله (عليه السلام) كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر. از امام صادق (عليه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است. وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2 38-تقدير اعمال قال الصادق (عليه السلام) التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين. امام صادق (عليه السلام) فرمود: برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم. وسائل الشيعه، ج 7 ص 259 39-احياء شب قدر عن فضيل بن يسار قال: كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى. فضيل بن يسار گويد: امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند. وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4 40-زكات فطره قال الصادق (عليه السلام) ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة. امام صادق (عليه السلام) فرمود: تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است. وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5 چهل حديث روزه گردآورنده محمد حسين فلاح زاده
  9. امام رضاعليه‏السلام فرمود: هرگاه ماه محرم فرا مى‏رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليهماالسلام) ديگر خندان ديده نمى‏شد وغم و افسردگى بر او غلبه مى‏يافت تا آن كه ده روز از محرم مى‏گذشت، روز دهم محرم كه شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود«.[1] »قالَ الرِّضاعليه‏السلام: كانَ أَبِي إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكَأْبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةَ اَيَّامٍ، فَإذا كانَ الْيَوْمُ الْعاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيِبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَ بُكائِهِ…؛ {p . امالى صدوق، ص 111. P} 2»عَنْ اَبِي هارُونَ الْمَكْفُوفِ قالَ: دَخَلْتُ عَلى أَبِي عَبْدِاللَّهِ‏عليه‏السلام فَقالَ لِي: أَنْشِدْنِي، فَاَنْشَدْتُهُ فَقالَ: لا، كَما تُنْشِدُونَ وَكَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ…؛ ابو هارون مكفوف مى‏گويد: خدمت حضرت صادق‏عليه‏السلام رسيدم. امام به من فرمود: »برايم شعر بخوان«. پس برايش اشعارى خواندم. فرمود: اين طور نه، همان طور كه (براى خودتان) شعر خوانى مى‏كنيد و همانگونه كه نزد قبر حضرت سيّدالشهدا مرثيه مى‏خوانى«. {p . بحارالانوار، ج 44، ص 287. P} 3»قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنِي شِعْراً فَإنّ هذِهِ الأيَّامُ حُزْنٌ كانَتْ عَلَيْنا أَهْلَ الْبَيْتِ‏عليهم‏السلام؛ امام رضاعليه‏السلام به دعبل (شاعر اهل بيت) فرمود: اى دعبل! دوست دارم كه برايم شعرى بسرايى و بخوانى، چرا كه اين روزها (ايام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است«. {p . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P} 4»قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! إِرْثِ الْحُسَيْنَ‏عليه‏السلام فَأَنْتَ ناصِرُنا وَمادِحُنا ما دُمْتَ حَيّاً فَلا تَقْصُرْ عَنْ نَصْرِنا ما اَسْتَطَعْتَ؛ امام رضاعليه‏السلام فرمود: اى دعبل! براى حسين بن على‏عليهماالسلام مرثيه بگو، تو تا زنده‏اى، ياور و ستايشگر مايى، تا مى‏توانى، از يارى ما كوتاهى مكن«. {p . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P} 5»قالَ الْباقِرُعليه‏السلام: ثُمَّ ليَنْدُبِ الْحُسَيْنَ وَيَبْكِيهِ وَيَأْمُرُ مَنْ فِي دارِهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ وَيُقيمُ فِىَ دارِهِ مُصِيبَتَهُ بِإِظْهارِ الْجَزَعِ عَلَيْهِ وَيَتَلاقَوْنَ بِالْبُكاءِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فِي الْبُيُوتِ وَلْيُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِ الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام؛ امام باقرعليه‏السلام نسبت به كسانى كه در روز عاشورا نمى‏توانند به زيارت آن حضرت بروند، اينگونه دستور عزادارى دادند و فرمودند: بر حسين‏عليه‏السلام ندبه و عزادارى و گريه كند و به اهل خانه خود دستور دهد كه بر او بگريند و در خانه‏اش با اظهار گريه و ناله بر حسين‏عليه‏السلام، مراسم عزادارى بر پا كند و يكديگر را با گريه و تعزيت تسليت‏گويى در سوگ حسين‏عليه‏السلام در خانه‏هايشان ملاقات كنند«. {p . كامل الزيارات، ص 175. P} 6»قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام: بَكى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام عِشْرِينَ سَنَةً وَما وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعامُ اِلّا بَكى؛ امام صادق‏عليه‏السلام فرمود: امام زين العابدين‏عليه‏السلام بيست سال (به ياد عاشورا) گريست و هرگز طعامى پيش روى او نمى‏گذاشتند مگر اينكه گريه مى‏كرد«. {p . بحارالانوار، ج 46، ص 108. P} 7»قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام لِلْفُضَيْلِ: تَجْلِسُونَ وَتُحَدِّثُونَ؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ: إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ اُحِبُّها فَاَحْيُوا أَمْرَنا، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ اَحْيى أَمْرَنا؛ امام صادق‏عليه‏السلام از »فضيل« پرسيد: آيا (دور هم) مى‏نشينيد و حديث و سخن مى‏گوييد؟ گفت: آرى؟ فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بداريد. خداى رحمت كند كسى را كه امر و راه ما را احيا كند«. {p . وسائل الشيعه، ج 10، ص 392. P}
  10. irsalam

    سند حدیث غدیر

    سند حدیث غدیر واقعه عظیم غدیر، شامل مراحل مقدماتی قبل از خطبه و متن خطبه و وقایعی كه همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه به وقوع پیوست، به طوری كه روایت واحد و متسلسل به دست ما نرسیده است. بلكه هر یك از حاضرین در غدیر، گوشه‏ای از مراسم یا قطعه‏ای از سخنان حضرت را نقل نموده‏اند. البته قسمتهایی از این جریان به طور متواتر به دست ما رسیده است، و خطبه غدیر نیز به طور كامل در كتب حدیث حفظ شده است. ●روایت حدیث غدیر در شرایط خفقان خبر غدیر و سخنان پیامبر(ص) در آن مجمع عظیم، طوری در شهرها منتشر شد كه حتی غیر مسلمانان هم از این خبر مهم آگاه شدند. جا داشت بیش از یكصد و بیست هزار مسلمان حاضر در غدیر، هر یك به سهم خود خطبه غدیر را حفظ كند و متن آن را در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهد. متأسفانه جو حاكم بر اجتماع آن روز مسلمین و فضای ایجاد شده بعد از رحلت پیامبر(ص) كه حدیث گفتن و حدیث نوشتن در آن ممنوع بود و سال های متمادی همچنان ادامه داشت اینها سبب شد كه مردم سخنان سرنوشت ساز پیامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را به فراموشی بسپارند و اهمیت آن را نادیده بگیرند. طبیعی است كه باید چنین می‏شد، زیرا مطرح كردن غدیر مساوی با بر چیدن بساط غاصبین خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنین كاری را نمی‏دادند. البته جریان غدیر به صورتی در سینه‏ها جا گرفت كه عده زیادی خطبه غدیر یا قسمتی از آن را حفظ كردند و برای نسلهای آینده به یادگار گذاشتند و هیچ كس را قدرت كنترل و منع از انتشار چنین خبر مهمی نبود. شخص امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا صلوات الله علیهما كه ركن غدیر بودند، و نیز ائمه علیهم السلام یكی پس از دیگری تأكید خاصی بر حفظ این حدیث داشتند، و بارها در مقابل دوست و دشمن بدان احتجاج و استدلال می‏فرمودند، و در آن شرایط خفقان می‏بینیم كه امام باقر علیه السلام متن كامل خطبه غدیر را برای اصحابشان فرموده‏اند.به همین جهت در بین قاطبه مسلمین،هیچ حدیثی به اندازه «حدیث غدیر» روایت كننده ندارد، و گذشته از تواتر آن، از نظر علم رجال و درایت، اسناد آن در حد فوق العاده‏ای است. ●معرفی كتاب درباره سند حدیث غدیر كتب مفصلی در زمینه بحثهای رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده است كه بهترین نمونه آن كتاب «الغدیر» تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینی نجفی رضوان الله علیه است.در این كتابها، اسماء راویان حدیث غدیر جمع آوری شده و از نظر رجالی در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏های اعجاب انگیز آن در زمینه‏های اسناد و رجال تبیین گردیده است. ذیلا به دو نمونه اشاره می‏شود : ابو المعالی جوینی می‏گوید: در بغداد در دست صحافی یك جلد كتاب دیدم كه بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من كنت مولاه فعلی مولاه» و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود.» (۱) إبن كثیر می‏گوید:« كتابی در دو جلد ضخیم دیدم كه طبری در آن، احادیث غدیر خم را جمع آوری كرده بود.» (۲) اگر چه كتاب برای معرفی در این زمینه بسیار زیاد است ولی در اینجا چند كتاب به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفی می‏شود: ۱. الطرائف، سید ابن طاووس، ص ۳۳. ۲. كشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، سید هاشم بحرانی. ۳. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۳۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. ۴. عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی،ج ۱۵/۳ ص ۳۰۷ تا ۳۲۷. ۵. عبقات الأنوار، میر حامد حسین هندی، جلد غدیر. ۶. الغدیر، علامه امینی، ج ۱، صص ۱۲ تا ۱۵۱، و ۲۹۴ تا ۳۲۲ . ۷. خلاصه عبقات الأنوار، علامه محقق سید علی حسینی میلانی دامت افاضاته، جلد غدیر. ●مدارك متن كامل خطبه غدیر در تاریخچه كتابهای اسلامی، اولین بار در نقل خطبه غدیر به صورت مستقل، به كتابی كه عالم شیعی استاد بزرگ علم نحو شیخ خلیل بن احمد فراهیدی متوفای ۱۷۵ هجری تألیف كرده بر می‏خوریم، كه تحت عنوان «جزء فیه خطبهٔ النبی(ص) یوم الغدیر» (۳) معرفی شده است، و بعد از او كتابهای بسیاری در این زمینه تألیف گردیده است.خوشبختانه متن مفصل و كامل خطبه غدیر در هفت كتاب از مدارك معتبر شیعه كه هم اكنون در دست می‏باشد و به چاپ هم رسیده، با اسناد متصل نقل شده است. روایات این هفت كتاب به سه طریق منتهی می‏شود: یكی به روایت امام باقر(ع) است كه با اسناد معتبر در سه كتاب «روضهٔ الواعظین» تألیف شیخ إبن فتال نیشابوری (۴) ،«الإحتجاج» تألیف شیخ طبرسی (۵) ، و«الیقین» تألیف سید إبن طاووس (۶) نقل شده است. طریق دوم به روایت زید بن ارقم است كه با اسناد متصل در سه كتاب «العدد القویهٔ» تألیف شیخ علی بن یوسف حلی (۷) «التحصین» تألیف سید إبن طاووس(۸)، و«الصراط المستقیم» تألیف شیخ علی بن یونس بیاضی(۹) ، و«نهج الایمان» تألیف شیخ حسین بن جبور(۱۰) به نقل از كتاب «الولایهٔ» تألیف مورخ طبری روایت شده است. طریق سوم به روایت حذیفهٔ بن الیمان است كه با اسناد متصل در كتاب «الإقبال» تألیف سید بن طاووس (۱۱) به نقل از كتاب «النشر و الطی» نقل شده است. شیخ حر عاملی در كتاب «اثبات الهداهٔ»(۱۲) و علامه مجلسی در«بحار الأنوار»(۱۳) و سید بحرانی در كتاب «كشف المهم» (۱۴) و سایر علمای متأخر، خطبه مفصل غدیر را از مدارك مذكور نقل كرده‏اند.بدین ترتیب، متن كامل خطبه غدیر به دست این بزرگان شیعه حفظ شده و به دست ما رسیده است، كه این خود در عالم اسلام از افتخارات تشیع است. ●اسناد و رجال روایت كننده متن كامل خطبه غدیر ذیلا عین اسناد مربوط به روایت خطبه غدیر به عنوان پشتوانه آن تقدیم می‏گردد. روایت امام باقر(ع) به دو سند است: ۱. قال الشیخ أحمد بن علی بن ابی منصور الطبرسی فی كتاب «الإحتجاج»: "حدثنی السید العالم العابد ابو جعفر مهدی بن أبی الحرث الحسینی المرعشی رضی الله عنه قال: أخبرنا الشیخ أبو علی الحسن بن الشیخ أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی رضی الله عنه، قال: أخبرنا الشیخ السعید الوالد أبو جعفر قدس الله روحه، قال: أخبرنی جماعهٔ عن أبی محمد هارون بن موسی التلعكبری، قال: أخبرنی أبوعلی محمد بن همام، قال: أخبرنا علی السوری قال: أخبرنا أبو محمد العلوی من ولد الأفطس ـ و كان من عباد الله الصالحین ـ قال: حدثنامحمد بن موسی الهمدانی، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیرهٔ و صالح بن عقبهٔ جمیعا عن قیس بن سمعان عن علقمهٔ بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر)علیهما السلام." ۲. قال السید إبن طاووس فی كتاب «الیقین»: قال أحمد بن محمد الطبری المعروف بالخلیلی فی كتابه «أخبرنی محمد بن أبی بكر بن عبد الرحمان، قال: حدثنی الحسن بن علی أبو محمد الدینوری، قال: حدثنا محمد بن موسی الهمدانی، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیرهٔ عن عقبهٔ عن قیس بن سمعان عن علقمهٔ بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر) (ع). روایت زید بن أرقم به سند زیر است: "قال السید إبن طاووس فی كتاب «التحصین»: قال الحسن بن أحمد الجاوانی فی كتابه «نور الهدی و المنجی من الردی»: عن أبی المفضل محمد بن عبد الله الشیبانی، قال: أخبرنا أبو جعفر محمد بن جریر الطبری و هارون بن عیسی بن سكین البلدی، قالا: حدثنا حمید بن الربیع الخزاز، قال: حدثنا یزید بن هارون، قال: حدثنا نوح بن مبشر، قال: حدثنا الولید بن صالح عن إبن امرأهٔ زید بن أرقم و عن زید بن أرقم." روایت حذیفهٔ بن الیمان به سند زیر است: "قال السید إبن طاووس فی كتاب «الإقبال» قال مؤلف كتاب «النشر و الطی»: عن‏أحمد بن محمد بن علی المهلب: أخبرنا الشریف أبو القاسم علی بن محمد بن علی بن القاسم الشعرانی عن أبیه: حدثنا سلمهٔ بن الفضل الأنصاری، عن أبی مریم عن قیس بن حیان (حنان) عن عطیهٔ السعدی عن حذیفهٔ بن الیمان. پی‏نوشت ها: ۱- بحار الأنوار،ج ۳۷، ص ۲۳۵. ۲- بحار الأنوار،ج ۳۷، ص ۲۳۶. ۳- الذریعهٔ،ج ۵، ص ۱۰۱، شماره ۴۱۸. ۴- روضهٔ الواعظین، ج ۱، ص ۸۹ . ۵- الاحتجاج،ج ۱، ص ۶۶/ بحار الأنوار،ج ۳۷، ص ۲۰۱. ۶- الیقین، ص ۳۴۳، باب ۱۲۷/ بحار الأنوار، ج ۳۷ ص ۲۱۸. ۷- العدد القویهٔ، ۱۶۹. ۸- التحصین، ص ۵۷۸، باب ۲۹ از قسم دوم. ۹- الصراط المستقیم، ج ۱، ص ۳۰۱. ۱۰- نهج الایمان(نسخه خطی كتابخانه امام هادی(ع)در مشهد)، ورقه ۲۶ـ ۳۴. ۱۱- الإقبال، ص ۴۵۴ و ۴۵۶/ بحار الأنوار،ج ۳۷، ص ۱۲۷ و ۱۳۱. ۱۲- اثبات الهداهٔ، ج ۲، ص ۱۱۴. ۱۳- بحار الانوار، ج ۳۹۷، ص ۲۰۱. ۱۴- كشف المهم، ص ۱۹۰. از كتاب اسرار غدیر، ص ۹۰، محمد باقر انصاری .
  11. irsalam

    حدیث غدیر

    [align=justify] حدیث غدیر ● تسمیه و محل غدیر خم غدیر گودال آب است كه بعد از گذشتن سیل بر جای می‏ماند و به زودی خشك می‏شود. فعیل به معنی مفعول است یعنی بر جای مانده (مغدور). یا فعیل به معنی فاعل است یعنی خیانت كننده (غادر و غدار). چون در وقت حاجت خشك می‏شود و به تشنگان خیانت می‏كند . غدیر خم نام واحه‏یی در سه میلی جحفه است كه قبایل خزاعه و كنانه در زمان جاهلیت در آن جا منزل می‏كردند. خم به معنی بدبوست. گویند هوای غدیر خم آن قدر ناسازگار است كه هیچ كودكی در آن تا سن بلوغ زنده نمی‏ماند مگر آن كه به جای دیگر برود. جحفه بر وزن غرفه آبادیی است در اراضی ساحلی حجاز در جنوب شرقی رابغ بین مكه و مدینه (بین خلیص و بدر) كه به بدی آب و هوا شهرت دارد. این محل، میقات حاجیان شام و مصر و عراق بود كه از راه دریا به حجاز می‏رسیدند. ولی امروز متروك است و حاجیان در منزل رابغ احرام می‏بندند (قاموس؛ مجمع البحرین؛ المنجد؛ تهذیب الصحاح؛ اخبار مكه، ازرقی، ۲/۳۱۰؛ حواشی سیره ابن هشام، ۱/۹( . اهمیت غدیر خم، اهمیت غدیر برای شیعیان بدان سبب است كه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). در آنجا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام). را به ولایت و خلافت منصوب نمود. از این رو آنان دوری راه و بدی آب و هوا را تحمل می‏كنند و حتی المقدور خود را به جحفه و غدیر خم رسانده در آن جا احرام می‏بندند . اخیرا هم مسجدی در آن جا ساخته‏اند (خاطرات سفارت و سرپرستی حج، از نویسنده).حدیث غدیر كه قوی‏ترین نص و معتبرترین سند ولایت و خلافت علی (علیه السلام). است بدین شرح است: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ). در اواخر سال دهم هجری كه دوران غزوات سپری شده و اكثر قبایل عرب به اسلام گرائیده بودند عازم حج گردید. این تنها حج او بعد از هجرت به مدینه بود ـ فریضه حج در سال نهم هجری واجب گردید ـ از این رو آن را حجهٔ الاسلام و حجهٔ الوداع نامیدند. به علاوه چون به حكم وحی الهی ولایت علی (علیه السلام). را ابلاغ و در نتیجه دین را كامل و نعمت را تمام فرمود آن را حجهٔ الوداع و حجهٔ الكمال و حجهٔ التمام گفتند. در این سفر زوجات و اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم). و وجوه مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند . رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). در مدینه به جامه احرام در آمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذی‏قعده بعد از نماز ظهر از شهر بیرون آمد و به ذوالحلیفه بیرون مدینه منتقل گردید. چون امر شده بود كه هر كس بتواند باید كه در این سفر همراه باشد با آن كه بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عده‏ای بیمار بودند لااقل ۹۰ هزار ـ یا ۱۱۴ یا ۱۲۴ هزار ـ نفر به معیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). عزیمت كردند. تعدادی هم بین مدینه و مكه ضمیمه شدند مانند عشایر سر راه و آنان كه همراه امیرالمؤمنین (علیه السلام). و ابوموسی اشعری از یمن باز می‏گشتند . سفر به مكه ده روز و به قولی هشت روز طول كشید و رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). بعد از عبور از منازل یلملم، سیاله، عرق الظبیه، روحاء، منصرف، متعشی، اثابه، عرج، سقیاء، ابواء، جحفه، قدید، غمیم، مر الظهران و سرف روز یكشنبه چهارم یا سه‏شنبه ششم ذیحجه وارد مكه گردید و مناسك حج را به شرحی كه در كتب سیره مسطور است به جای آورد (طبقات الكبیر، ابن سعد، ۳/۲۵۵؛ امتاع الاسماع، مقریزی، ۴/۵۱۰؛ الغدیر، امینی، ۱/۹؛ سیره ابن هشام، ۲/۶۰۱؛ السیرهٔ الحلبیهٔ، حلبی، ۳/۲۸۳؛ درر الفوائد، جزایری، ۷۳). خطبه غدیر، در راه بازگشت به مدینه (روز ۱۸ ذیحجه سال دهم هجرت). وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم). به منزل غدیر خم رسید فرشته خدای بر او نازل گشت و این آیت را در شأن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام). ابلاغ نمود: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس... (مائده، ۶۷). یعنی: ای پیغامبر فرستاده، برسان آن چه فرو فرستاده شده است به تو از خدای تو اگر نرسانی چنان است كه هیچ یك از پیغامهای خدا را نرسانیده باشی. خدا ترا از مردمان نگاه می‏دارد... برای اجرای امر الهی رسول خدا دستور داد حاجیانی را كه از پیش رفته بودند و آنان كه هنوز حركت نكرده بودند توقف كنند سپس فرمود در محل غدیر خم، محوطه‏ای را كه پنج درخت سمره (خارین). در اطراف آن بود از خس و خاشاك ستردند و روی درختها سایبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذی حجه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، نماز ظهر را پیشاپیش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به قدری سوزنده بود كه مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا می‏افكندند و قسمتی را روی سر می‏كشیدند. بعد از نماز بر منبری از جهاز شتران كه در وسط جمعیت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطی در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بیت ایراد نمود متن كامل این خطبه را سپهر در ناسخ التواریخ (۱/۴۹۵) نقل كرده است. در پایان خطبه، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). دو بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری كه زیر بغل هر دو پیدا شد. آن گاه فرمود: ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؟ ای مردم چه كسی از جان مردمان به ایشان از خودشان (نزدیكتر) و سزاوارتر است؟ همه گفتند : خدای و رسول او بهتر می‏دانند. پیغمبر فرمود: ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم، فمن كنت مولاه فعلی مولاه (یقولها ثلاث مرات و فی لفظ احمد اربع مرات). ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابعض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار. الا فیبلع الشاهد الغایب» یعنی خدای مولی و سرور من است و من مولی و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان به ایشان سزاوارترم . هر كه را من مولی و سرورم پس علی نیز مولی و سرور او است (این سخن را سه بار و به قول امام احمد بن حنبل چهار بار مكرر فرمود) سپس گفت: خدایا طرفدار كسی باش كه طرفدار علی باشد و خصم آن باش كه با او بستیزد. دوست بدار هر كه او را دوست دارد. و دشمن بدار هر كه او را دشمن دارد و یاری كن هر كه او را یاری كند و خوار بدار هر كه او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا كه او می‏گردد به هوش باشید باید هر كس در اینجا حاضر است این سخن را به غایبان برساند (اسباب النزول، واحدی، ۱۵۰؛ فضائل الخمسهٔ، فیروزآبادی، ۱/۳۸۸؛ تفسیر كشف الاسرار، میبدی، ۳/۱۸۱؛ و عموم تفاسیر شیعه مانند تفسیر ابوالفتوح و مجمع البیان، وافی، مجمع الزوائد، هیثمی، ۹/۱۵۶؛ ثمار القلوب، ثعالبی، ۵۱۱) . به محض این كه خطبه و ابلاغ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )به پایان رسید هنوز مردم متفرق نشده بودند كه این آیت نازل گشت: «... الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا ...» یعنی: امروز دین شما را برای شما به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و از این كه اسلام دین شما است خشنود گشتم (مائده، ۳) . پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم )پس از دریافت این وحی فرمود: «الله اكبر علی اكمال الدین و اتمام النعمهٔ و رضی الرب برسالتی و الولایهٔ لعلی بعدی» از همه بزرگتر است آن خدایی كه دین را كامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولایت علی بعد از من خشنود است. سپس سراپرده ویژه‏ای برافراشتند و به امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )مردان و زنان، از جمله زنان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم )در محضر او با علی بیعت كردند. بعد از این مراسم به دست خود عمامه‏ای بر سر علی نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب كرد. این تكریم را كه در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به امارت انجام می‏شد «تتویج» یا تاجگذاری می‏گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه به تهنیت علی پیش آمدند. مقدم بر همه ابوبكر و عمر بودند كه گفتند: «هنیئا لك (به قولی بخ بخ لك) یا ابن ابی طالب، اصحبت مولی كل مؤمن و مومنهٔ» گوارا باد ترا ای پسر ابوطالب. به به از این نعمت صبح می‏كنی و شام می‏كنی در حالی كه مولای همه مردان و زنان با ایمان شده‏ای. ابن عباس گفت: به خدا سوگند كه اكنون پیمان تو بر گردن همه واجب گردید. حسان بن ثابت شاعر خاص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )نیز قصیده‏ای در تهنیت مراسم غدیر از جایگاهی رفیع با صدای بلند انشاء نمود كه مورد تحسین و استقبال آن حضرت واقع شد. شش بیت ذیل از آن قصیده است: ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالنبی منادیا فقال: «فمن مولاكم و نبیكم فقالوا: و لم یبدوا هناك تعامیا الهك مولانا و انت نبینا و لم تلق منا فی الولایهٔ عاصیا فقال له: «قم یا علی فاننی رضیتك من بعدی اماما و هادیا فمن كنت مولاه فهذا ولیه فكونوا له اتباع صدق موالیا» هناك دعا: اللهم وال ولیه و كن للذی عادی علیا معادیاپیامبر مسلمانان روز غدیر با صدای بلند ایشان را مخاطب ساخت ندای پیغمبر را باید با گوش جان شنید پس گفت: مولی و پیامبر شما كیست؟ آنان گفتند و ابهامی در سخن ظاهر ننمودند: خدای تو مولای ماست و تو پیامبر مایی و هیچ یك از ما را در ولایت خود نافرمان نخواهی دید پس بدو گفت: برخیز ای علی كه من بعد از خود ترا به راهنمایی و امامت پسندیدم (برگزیدم). هر كه را من مولی و سرورم این علی نیز ولی او است باید كه همه پیرو راستین و دوستدار و طرفدار او باشید در آن جا دعا كرد و گفت: خدایا طرفدار یاران علی باش و هر كس با علی دشمنی كند تو دشمن او باش (فیض القدیر، ۶/۲۱۷؛ كنزالعمال، ۸/۶۰؛ الریاض النضرهٔ، ۲/۱۷۰، ۲۱۷؛ المسند، احمد بن حنبل، ۴/۲۸۱؛ ذخائر العقبی، طبری، ۶۸؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۸/۲۹۰؛ اعیان الشیعه، ۱/۲۹۰ به بعد؛ الغدیر، ۲/۴۳ به روایت از مرزبانی و ابن مردویه اصفهانی و ابونعیم اصفهانی و جلال الدین سیوطی و هشت محدث دیگر سنی و بیست و شش محدث شیعی) . ● دلایل اهمیت حدیث: ۱) هیچ یك از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی‏رسد. سخنان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی كه تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگذار گردید. امیرالمؤمنین (علیه السلام)در دوران خلافت واقعه غدیر را مكررا در محاجه با مخالفان و یاغیان در محضر مسلمانان یادآوری كرد و هر بار جمعی از صحابه كه در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند (المستدرك علی الصحیحین، حاكم نیشابوری، ۳/۳۷۱؛ مسند، ابن حنبل، ۱/۱۱۸، ۵/۳۶۶؛ خصائص امیرالمؤمنین (علیه السلام)، نسائی، ۹۳؛ البدایهٔ و النهایهٔ، ابن كثیر شامی، ۵/۲۰۸) ۲) حدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (علیه السلام)است . به استناد همین حدیث است كه خلافت را موهبتی الهی می‏دانند نه مقامی كه مردم انتخاب كنند ۳) به شهادت دو آیه سوره مائده كه گذشت تشكیل كنگره اسلامی غدیر بزرگترین و مهمترین و حساس‏ترین قسمت از وظائف رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )بود. به دستور او همه مسلمانان كه توانایی سفر داشتند در حجهٔ الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمی در پیش است كه باید در آن كنگره اجرا شود. زمان و مكان آن نیز بهترین و مناسبترین بود چون بعد از حج همه از جحفه می‏گذشتند و با اشاراتی كه پیغمبر فرموده بود برای بیشتر آنان آخرین فرصتی بود كه سعادت دیدار رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )دست می‏داد. نزول وحی در آن محل و وصیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم )در آخر خطبه كه باید این پیام را حاضران به غایبان و نسلها به یكدیگر ابلاغ نمایند همه شاهد اهمیت فوق العاده حدیث غدیر است ۴) اسناد حدیث غدیر نیز بر سایر احادیث نبوی برتری و امتیاز دارد. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت كرده‏اند (الغدیر، ۱/۱۴) . راویان مشهور غدیر از صحابه: امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عایشه و ام سلمه همسران پیغمبر، اسماء بنت عمیس همسر ابوبكر و سپس علی، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف (عشرهٔ مبشرهٔ) ابوهریره، اسامهٔ بن زید، ابی بن كعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، خالد بن الولید، عمار بن یاسر و عمر بن العاص... بودند. نام تمامی ایشان و نام تابعین و راویانی كه حدیث غدیر را روایت كرده‏اند با ترجمه احوال و روایات ایشان در دو مجلد كتاب عبقات الانوار، تألیف محققانه میر حامد حسین لكنهویی نیشابوری در ۱۰۰۸ صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثین و علمای مشهور كه این حدیث را روایت كرده‏اند مسطور است. منهج اول و منهج دوم این اثر بی‏نظیر و مجلدات دوازده‏گانه منهج دوم كه در شرح حدیث غدیر و یازده حدیث متواتر دیگر شیعه تألیف شده است اثر بی‏نظیری است كه اهمیت حدیث غدیر را نشان می‏دهد (الذریعهٔ الی تصانیف الشیعهٔ، آقا بزرگ تهرانی، ۱۵/۲۱۴) ۵) علاوه بر علمای شیعی كه از عهد شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا زمان حاضر كتب بسیار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولایت و خلافت علی تألیف كرده‏اند بسیاری از علمای اهل سنت نیز كتب و رسالات ویژه‏ای به مسأله ولایت و حدیث غدیر اختصاص داده‏اند كه امینی در الغدیر از بیست و شش تن ایشان نام برده است (۱/۱۵۲) مشهورترین ایشان عبارتند از: ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید طبری (م ۳۱۰ ق) مفسر و مورخ مشهور كه كتاب الولایه فی طریق حدیث الغدیر را در دو مجلد تألیف و طرق و الفاظ این حدیث را جمع آورده است (ابن كثیر شامی، البدایهٔ و النهایهٔ، ۵/۲۰۸؛ شیخ ابوجعفر طوسی در الفهرست به نقل الغدیر، ۱/۱۵۳) . ابن عقده احمد بن سعید همدانی (م ۳۳۳ ق) كتاب الولایهٔ فی طریق حدیث الغدیر را تألیف و حدیث غدیر را از صد و پنج طریق روایت كرده است. ابن اثیر در الاصابهٔ فی تمییز الصحابه و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب از آن بسیار نقل كرده‏اند. در تهذیب التهذیب (۷/۳۳۷) آمده است كه ابن عقده حدیث غدیر را از هفتاد صحابی روایت كرده و آن را صحیح می‏داند . ابوبكر جغانی (م ۳۵۵ ق) كتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف كرده است. (مناقب، ابن شهر آشوب، ۱/۵۲۹) وی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طریق روایت كرده است. ابوطالب عبیدالله بن احمد انباری واسطی (م ۳۵۶ ق) كتاب طریق حدیث الغدیر را تألیف كرده است (رجال نجاشی، ۳۶۸ به روایت الغدیر، ۱/۱۵۴) ؛ ابوالفضل محمد بن عبدالله شیبانی (م ۳۷۲ ق) كتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف كرده است (همان مآخذ) ؛ حافظ گنجی در كتاب كفایهٔ الطالب (۱۵) آورده است كه علی بن عمر دارقطنی بغدادی (م ۳۸۵ ق) حدیث غدیر را در جزوه‏ای جمع آورده است به روایت شیخ سلیمان حنفی . در كتاب ینابیع المودهٔ، امام الحرمین ابوالمعالی جوینی استاد غزالی گفته است: در بغداد بیست و هشتمین جلد كتابی را در دست صحافی دیدم كه روایات حدیث غدیر را در لفظ من كنت مولاه فعلی مولاه جمع آورده و در انتهای آن نوشته شده بود: بقیه در جزء بیست و نهم خواهد آمد. علوی الهدار الحداد در كتاب القول الفصل (۱/۴۴۵ به روایت الغدیر، ۱/۱۵۸) آورده است كه حافظ ابوالعلاء عطار همدانی گفت: حدیث غدیر را به دویست و پنجاه طریق روایت می‏كنم. عید غدیر خم، تعظیم روز غدیر و برگزاری مراسم عید در آن از دیر باز شعار تشیع است. به علاوه چون به موجب بعض احادیث (زادالمعاد مجلسی، حدیث مقلی بن خنیس) روز غدیر مصادف با نوروز بوده شیعیان افغانستان و هند و پاكستان روز اول فروردین را به احترام روز غدیر عید می‏گیرند (یادداشتهای مأموریت نویسنده در هند و پاكستان) در مصر خلفای فاطمی عید غدیر را رسمیت دادند (المعز لدین الله، حسن ابراهیم و طه شرف، ۲۸۵)، در ایران نیز از سال ۹۰۷ ق كه شاه اسماعیل صفوی به سلطنت رسید و مذهب تشیع را رسمیت و رواج داد تا امروز عید غدیر از اعیاد رسمی كشوری است. در نجف هر سال در این روز مراسم باشكوهی در صحن علوی منعقد می‏شود و رجال و علمای شیعه و سفرای بلاد اسلامی در آن حضور یافته خطابه‏ها و قصاید غدیریه القاء می‏شود (یادداشتهای مأموریت نویسنده در عراق) در احساء و قطیف كه موطن شیعیان اثنی عشری است و در یمن كه شیعیان زیدی به سر می‏برند نیز روز غدیر با جشن و چراغانی برگذار می‏شود و در مجامع مذهبی حدیث غدیر روایت می‏گردد ادبیات غدیر و غدیریه‏ها، واقعه غدیر خم علاوه بر آن كه سرفصل كتب تفسیر و حدیث و كلام و فقه و تاریخ شیعه است در ادبیات و هنر و عادات و آداب اجتماعی و سنن ملی شیعه نیز تأثیر سازنده داشته است و مخصوصا در شعر عربی و بعد فارسی جای ممتازی دارد. علاوه بر حسان بن ثابت كه نخستین شاعر غدیریه سرا بود سایر صحابه مانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، عمرو بن العاص و قیس بن سعد بن عباده این حدیث را در اشعار خود جاویدان ساختند. بعد از ایشان فحول شعرای عرب مانند كمیت بن زید اسدی، سید اسماعیل حمیری، ابوتمام، دعبل خزاعی، شریف رضی، شریف مرتضی، مهیار دیلمی، صاحب بن عباد، ابوفراس، حسین بن حجاج، كشاجم، ابن منیر طرابلسی، و صفی الدین حلی... غدیریه‏های پرمغز و عالی سرودند و این هنر را در ادب عرب و بین شیعیان رایج ساختند. نمونه اشعار ایشان در كتاب اعیان الشیعهٔ و الغدیر به چاپ رسیده است. شرح احوال شاعران شیعی عرب در كتاب اخبار شعراء الشیعهٔ تألیف ابوعبدالله مرزبانی و ادب الطف تألیف سید جواد شبر و سایر تراجم شعراء و تواریخ ادب عرب مسطور است . در زبان فارسی قدیمی‏ترین غدیریه از منوچهری دامغانی (م ۴۳۲ ق) در دست است. از آن پس شاعران شیعی در ایران و سایر بلاد آسیا به غدیریه سازی پرداختند و از عهد صفویه رسم شد كه در مجالس رسمی عید غدیر قصائد غدیریه خوانده شود. از مشاهیر شاعران پارسی غدیر باید از ناصر خسرو قبادیانی، سنائی غزنوی، ابن یمین فریومدی، وحشی بافقی، قأآنی شیرازی، شمس الشعراء سروش، ملك الشعراء صبوری، غالب دهلوی، ادیب الممالك فراهانی، شیخ الرئیس حیرت و ملك الشعراء بهار... نام برد (یادنامه علامه امینی، ۱/۴۱۴ تا ۴۳۰ مقاله دكتر سجادی، تهران ۱۳۵۲ ش) به علاوه مثنویها و حماسه‏های بسیار در اطراف حدیث غدیر سروده شده و موضوع را از جنبه‏های مختلف مورد بحث قرار داده‏اند. مشهورترین مثنویهای عرفانی كه به نام ولایت نامه معروف است، اثر طبع هاشم. [/align]
  12. irsalam

    چهل حدیث از امام محمد باقر (ع)

    1- نافرجام و خوش انجام «فَلَرُبَّ حَریص عَلى أَمْر مِنْ أُمُورِ الدُّنْیا قَدْ نالَهُ، فَلَمّا نالَهُ کانَ عَلَیْهِ وَبالاً وَشَقِىَ بِهِ وَلَرُبَّ کارِه لاَِمْر مِنْأُمُورِالاْخِرَةِ قَدْنالَهُ فَسَعِدَبِهِ.»: چه بسا حریصى بر امرى از امور دنیا دست یافته و چون بدان رسیده باعث نافرجامى و بدبختى او گردیده است، و چه بسا کسى که براى امرى از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده، ولى به وسیله آن سعادتمند گردیده است. 2- بهترین فضیلت و برترین جهاد «لا فَضیلَةَ کَالْجِهادِ، وَ لا جِهادَ کَمُجاهَدَةِ الْهَوى.»: فضیلتى چون جهاد نیست، و جهادى چون مبارزه با هواى نفس نیست. 3- استقامت بزرگ «أُوصیکَ بِخَمْس: إِنْ ظُلِمْتَ فَلا تَظْلِمْ وَ إِنْ خانُوکَ فَلا تَخُنْ، وَ إِنْ کُذِّبْتَ فَلا تَغْضَبْ، وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلا تَجْزَعْ.»: تو را به پنج چیز سفارش مى کنم:1ـ اگر مورد ستم واقع شدى ستم مکن،2ـ اگر به تو خیانت کردند، خیانت مکن،3ـ اگر تکذیبت کردند، خشمگین مشو،4ـ اگر مدحت کنند، شاد مشو،5ـ و اگر نکوهشت کنند بیتابى مکن. 4- پذیرش سخن پاک «خُذُوا الْکَلِمَةَ الطَّیِّبَةَ مِمَّنْ قالَها وَ إِنْ لَمْ یَعْمَلْ بِها.»: سخن طیّب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید، اگرچه او خود، بدان عمل نکند. 5- زیبایى حلمِ با علم «ماشیبَ شَىْءٌ بِشَىْء أَحْسَنَ مِنْ حِلْم بِعِلْم.»: چیزى با چیزى نیامیزد که بهتر از حلم با علم باشد. 6- کمالِ جامع انسانى «أَلْکَمالُ کُلُّ الْکَمالِ أَلتَّفَقُهُ فِى الدّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَةِ.»: همه کمال در سه چیز است: 1ـ فهم عمیق در دین، 2ـ صبر بر مصیبت و ناگوارى، 3ـ و اندازه گیرى خرج زندگانى. 7- سه خصلت نیکو «ثَلاثَةٌ مِنْ مَکارِمِ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ: أَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَکَ، وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَکَ، وَ تَحْلُمَ إِذا جُهِلَ عَلَیْکَ.»: سه چیز از مکارم دنیا و آخرت است:1ـ گذشت کنى از کسى که به تو ستم کرده است،2ـ بپیوندى به کسى که از تو بریده است،3ـ و بردبارى ورزى در وقتى که با تو به نادانى برخورد شود. 8- اصرار در دعا «إِنَّ اللّهَ کَرِهَ إِلْحاحَ النّاسِ بَعْضِهِمْ عَلى بَعْض فِى الْمَسْأَلَةِ وَ أَحَبَّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ، إِنَّ اللّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ یُحِبُّ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ ما عِنْدَهُ.»: خدا را بد آید که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند، ولى اصرار را در سؤال از خودش دوست دارد، همانا خداوند ـ که یادش بزرگ است ـ دوست دارد که از او سؤال شود و آنچه نزد اوست طلب گردد. 9- فضیلت عالم بر عابد «عالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ أَلْفَ عابِد.»: دانشمندى که از علمش استفاده شود، از هفتاد هزار عابد بهتر است. 10- دو خصلت عالم «لا یَکُونُ الْعَبْدُ عالِمًا حَتّى لا یَکُونَ حاسِدًا لِمَنْ فَوْقَهُ وَ لا مُحَقِّرًا لِمَنْ دُونَهُ.»: هیچ بنده اى عالم نباشد تا این که به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد. 11- سه پاداش «مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکا عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زیدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زیدَ فى عُمْرِهِ.»: هر که زبانش راست است کردارش پاک است،و هر که خوش نیّت است روزىاش فزون است، و هر که با اهلش نیکى مى کند به عمرش افزوده شود. 12- پرهیز از کسالت «إِیّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجْرَ فَإِنَّهُما مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ، مَنْ کَسِلَ لَمْ یُؤَدِّ حَقًّا وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ یَصْبِرْ عَلى حَقٍّ.»: از کسالت و تنگدلى بپرهیز که این دو کلید هر بدى باشند، هر که کسالت ورزد حقّى را نپردازد، و هر که تنگدل شود بر حقّ شکیبا نَبُوَد. 13- بدترین حسرت در روز قیامت «إِنَّ أَشَدَّ النّاسِ حَسْرَةً یَوْمَ الْقِیمَةِ عَبْدٌ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ خالَفَهُ إِلى غَیْرِهِ.»: پر حسرتترین مردم در روز قیامت، بنده اى است که عدلى را وصف کند و خودش خلاف آن را عمل کند. 14- نتایج صله رحم «صِلَةُ الاَْرْحامِ تُزَکِّى الاَْعْمالَ وَ تُنْمِى الاَْمْوالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى وَ تُیَسِّرُ الْحِسابَ وَ تُنْسِىءُ فِى الاَْجَلِ.»: صله ارحام، اعمال را پاکیزه گرداند و اموال را بیفزاید و بلا را بگرداند و حساب را آسان کند و اجل را به تأخیر اندازد. 15- نیکو گفتارى با دیگران «قُولُوا لِلنّاسِ أَحْسَنَ ما تُحِبُّونَ أَنْ یُقالَ لَکُمْ.» به مردم بگویید بهتر از آن چیزى که خواهید به شما بگویند. 16- هدیّه الهى «إِنَّ اللّهَ یَتَعَهَّدُ عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلاءِ کَما یَتَعَهَّدُ الْغائِبُ أَهْلَهُ بِالْهَدِیَّةِ وَ یَحْمیهِ عَنِ الدُّنْیا کَما یَحْمِى الطَّبیبُ الْمَریضَ.»: همانا خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار دهد، چنان که سفر کرده اى براى خانواده خود هدیّه بفرستد، و او را از دنیا پرهیز دهد، چنان که طبیب مریض را پرهیز دهد. 17- راستگویى و اداى امانت «عَلَیْکُمْ بِالْوَرَعِ وَ الاِْجْتَهادِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الاَْمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْها بَرًّا کانَ أَوْ فاجِرًا، فَلَوْ أَنَّ قاتِلَ عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِب عَلَیْهِ السَّلامُ إِئْتَمَنَنى عَلى أَمانَة لاََدَّیْتُها إِلَیْهِ.»: بر شما باد پارسایى و کوشش و راستگویى و پرداخت امانت به کسى که شما را امین بر آن دانسته، نیک باشد یابد. و اگر قاتل على بن ابیطالب(علیه السلام) به من امانتى سپرد، هر آینه آن را به او برخواهم گرداند. 18- تعریف غیبت و بهتان «مِنَ الْغیبَةِ أَنْ تَقُولَ فى أَخیکَ ما سَتَرَهُ اللّهُ عَلَیْهِ، وَ أَنَّ الْبُهْتانَ أَنْ تَقُولَ فى أَخیکَ ما لَیْسَ فیهِ.»: غیبت آن است که درباره برادرت چیزى را بگویى که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است. و بهتان آن است که عیبى را که در برادرت نیست به او ببندى. 19- دشنام گو، مبغوض خداست «إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْفاحِشَ المُتَفَحِّشَ.»: خداوند، دشنام گوى بى آبرو را دشمن دارد. 20- نشانه هاى تواضع «أَلتَّواضُعُ أَلرِّضا بِالَْمجْلِسِ دُونَ شَرَفِهِ، وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلى مَنْ لَقیتَ وَ أَنْ تَتْرُکَ الْمِراءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا.»: تواضع و فروتنى آن است که (آدمى) به نشستن در آنجا که فروتر از شأن اوست راضى باشد، و این که به هر کس رسیدى سلام کنى، و جدال را وانهى گرچه بر حقّ باشى. 21- پاکدامنى، بهترین عبادت «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.»: بالاترین عبادت، عفّت شکم و شهوت است. 22- نشانه شیعه واقعى «ما شیعَتُنا إِلاّ مَنِ اتَّقَى اللّهَ وَ أَطاعَهُ.»: شیعه ما نیست، مگر آن که تقواى الهى داشته باشد و خدا را فرمان بَرَد. 23- ریشه گناه، نشناختن خداست «ما عَرَفَ اللّهَ مَنْ عَصاهُ.»: خدا را نشناخته آن که نافرمانى اش کند. 24- عقل، بهترین مخلوق الهى «لَمّا خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ. ثُمَّ قالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قالَ: وَ عِزَّتى وَ جَلالى ما خَلَقْتُ خَلْقًا هُوَ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْکَ وَ لا أَکْمَلْتُکَ إِلاّ فیمَنْ أُحِبُّ، أَما إِنّى إِیّاکَ آمُرُ وَ إِیّاکَ أَنْهى وَ إِیّاکَ أُعاقِبُ وَ إِیّاکَ أُثیبُ.»: چون خداوند، عقل را آفرید از او بازپرسى کرد، به او گفت: پیش آى! پیش آمد. گفت: بازگرد. بازگشت. فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، مخلوقى را که از تو به پیشم محبوبتر باشد نیافریدم. و تو را تنها به کسانى که دوستشان دارم به طور کامل دادم. همانا امر و نهى و کیفر و پاداشم متوجّه توست. 25- بر اساس عقل «إِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْیا.»: خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقّت و باریک بینى مى کند. 26- مزدِ معلّم و متعلّم «إِنَّ الَّذى یُعَلِّمُ الْعِلْمَ مِنْکُمْ لَهُ أَجْرٌ مِثْلُ أَجْرِ الْمُتَعَلِّمِ وَ لَهُ الْفَضْلُ عَلَیْهِ، فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ الْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوانَکُمْ کَما عَلَّمَکُمُوهُ الْعُلَماءُ.»: آن که از شما به دیگرى علم آموزد مزد او به مقدار مزد دانشجوست و از او هم بیشتر. از دانشمندان دانش فراگیرید و آن را به برادران دینى خود بیاموزید، چنان که دانشمندان به شما آموختند. 27- گناهِ فتوا دهنده بىدانش «مَنْ أَفْتَى النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَ لا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلائِکَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِکَةُ الْعَذابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْیاهُ.»: هر که بدون علم و هدایت به مردم فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند و گناه آن که به فتوایش عمل کند دامنگیرش شود. 28- عالمان دوزخى «مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِیُباهِىَ بِهِ الْعُلَماءَ، أَوْ یُمارِىَ بِهِ السُّفَهاءَ أَوْ یَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ إِلَیْهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ إِنَّ الرِّئاسَةَ لاتَصْلُحُ إِلاّ لاَِهْلِها.»: هر که علم و دانش را جوید براى آن که بر علما ببالد یا با سفها بستیزد یا مردم را متوجّه خود کند، باید آتش دوزخ را جاى نشستن خود گیرد; همانا ریاست جز براى اهلش شایسته نیست. 29- سرنگونان جهنّمى «فى قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ «فَکُبْکِبُوا فیها هُمْ وَ الْغاوُنَ» قالَ: هُمْ قَوْمٌ وَصَفُوا عَدْلاً بِأَلْسِنَتِهِمْ ثُمَّ خالَفُوهُ إِلى غَیْرِهِ.»: درباره آیه شریفه «فَکُبْکِبُوا فیها هُمْ وَ الْغاوُنَ»; یعنى: «اینها و گمراهان در دوزخ سرنگون گردند.»، فرمود: ایشان گروهى باشند که عدالت را به زبان بستایند، امّا در عمل با آن مخالفت ورزند! 30- غیر خدا را تکیهگاه نگیرید «لا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَلیجَةً فَلا تَکُونُوا مُؤْمِنینَ فَإِنَّ کُلَّ سَبَب وَنَسَب وَقَرابَة وَوَلیجَة وَبِدْعَة وَشُبْهَة مُنْقَطِعٌ إِلاّ ما أَثْبَتَهُ الْقُرآنُ.»: غیر خدا را براى خود تکیهگاه و محرم راز مگیرید که در آن صورت مؤمن نیستید، زیرا هر وسیله و پیوند و خویشى و محرم راز و هرگونه بدعت و شبهتى، نزد خدا، بریده و بى اثر است جز آنچه را که قرآن، اثبات کرده است. [و آن ایمان و عمل صالح است.] 31- نشانه هاى فقیهِ پارسا «إِنَّ الْفَقیهَ حَقَّ الْفقیهِ أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا، أَلرّاغِبُ فِى الاْخِرَةِ أَلْمُتَمَسِّکُ بِسُنَّةِ النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم).»: فقیه حقیقى، زاهد در دنیا، مایل به آخرت و چنگ زننده به سنّت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) است. 32- شوخىِ بدون فحش «إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْمُلاعِبَ فِى الْجَماعَةِ بِلا رَفَث.»: خداى عزّوَجلّ آن کس را که میان جمعى شوخى و خوشمزگى کند دوست دارد، در صورتى که فحشى در میان نباشد. 33- عذاب زودرسِ سه خصلت «ثَلاثُ خِصال لا یَمُوتُ صاحِبُهُنَّ أَبَدًا حَتّى یَرى وَ بالَهُنَّ: أَلْبَغْىُ، وَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ وَ الَْیمینُ الْکاذِبَةُ یُبارِزُ اللّهَ بِها.»: سه خصلت است که مرتکبشان نمیرد تا وبالشان را بیند: ستمکارى و از خویشان بریدن و قسم دروغ که نبرد با خداست. 34- مطلوبِ خدا «ما مِنْ شَىْء أَفْضَلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ.»: چیزى نزد خداوند عزَّوجَلّ بهتر از این نیست که از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود. 35- پافشارى در دعا «وَ اللّهِ لا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فى حاجَتِهِ إِلاّ قَضاها لَهُ.»: به خدا سوگند هیچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزّوجلّ نکند، جز این که حاجتش را برآورد. 36- دعا کردن در سحر «إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنینَ کُلَّ عَبْد دَعّاء فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ فِى السَّحَرِ إِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فیها أَبْوابُ السَّماءِ، وَ تُقْسَمُ فیهَا الاَْرْزاقُ، وَ تُقْضى فیهَا الْحَوائِجُ الْعِظامُ.»: همانا خداوند عزّوجلّ از میان بندگان مؤمنش آن بنده اى را دوست دارد که بسیار دعا کند، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب، زیرا آن ساعتى است که درهاى آسمان در آن هنگام بازگردد و روزى ها در آن تقسیم گردد و حاجت هاى بزرگ برآورده شود. 37- دعا براى دیگران «أَوْشَکُ دَعْوَةً وَ أَسْرَعُ إِجابَةً دُعاءُ الْمَرْءِ لاَِخیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ.»: دعایى که بیشتر امید اجابت آن مى رود و زودتر به اجابت مىرسد، دعا براى برادر دینى است در پشت سرِ او. 38- چشم هایى که نمى گریند «کُلُّ عَیْن باکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیمةِ غَیْرُ ثَلاث: عَیْن سَهِرَتْ فى سَبیلِ اللّهِ وَ عَیْن فاضَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ، وَ عَیْنِ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ.»: هر چشمى روز قیامت گریان است، جز سه چشم:1ـ چشمى که در راه خدا شب را بیدار باشد،2ـ چشمى که از ترس خدا گریان شود،3ـ و چشمى که از محرّمات الهى بسته شود. 39- حریص همچون کرم ابریشم «مَثَلُ الْحَریصِ عَلَى الدُّنْیا مَثَلُ دُودَةِ الْقَزِّ، کُلَّما ازْدادَتْ مِنَ الْقَزِّ عَلى نَفْسِها لَفًّا کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمًّا.»: شخص حریص به دنیا، مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم بر خود مىپیچد راه بیرون شدنش دورتر و بستهتر مىگردد، تا این که از غم و اندوه بمیرد. 40- دو رویى و دو زبانى «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذاوَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ، یُطْرى أَخاهُ شاهِدًا وَ یَأْکُلُهُ غائِبًا، إِنْ أُعْطِىَ حَسَدَهُ وَ إِنِابْتُلِىَ خَذَلَهُ.»: بد بندهاى است آن بندهاى که دو رو و دو زبان باشد، در حضورِ برادرش او را ستایش کند، و در پشت سر، او را بخورد! اگر دارا شود بر او حسد برد و اگر گرفتار شود، دست از یارى او بردارد.
  13. متن کامل کتاب چهل داستان و چهل حدیث از زندگی امام جواد (ع) پيشگفتار خلاصه حالات يازدهمين معصوم ، نهمين اختر امامت طلعت نور نهمين اختر ولايت ظهور نهمين نور ولايت معجزه شش ماهه در بينائى مى خواهم يك بار جمال دل آرايت را ببينم ادّعائى بزرگ از كودكى 25 ماهه تشخيص نامه هاى بى نشان و استخدام ساربان هنگام وداع پدر در مكّه خبر از شهادت پدر درمدينه ورود از درب بسته و رفع جنازه خبر از بدهى پدر و پرداخت آن با پنجاه قدم ، شام تا كعبه را پيمود آدم خوش گمان هرگز نمى هراسد برخورد بر مبناى نيّت افراد ترس از دارو و مرگ بخشش امام و سؤ ال خدا توطئه دشمن دوست نما و جعل نامه طرح دو مسئله عجيب و حيرت انگيز شيفته خوشگل ها نشد و در دام شياطين نيفتاد سه نوع استدلال بر اثبات امامت در نوجوانى شفابخش و درمان اءمراض در يك شب اماكن متبركه از شام تا مكه دستور درمان آرامش زلزله آگاهى از اسرار زنان و كناره گيرى رنگ مو و چهره ، در رنگ هاى گوناگون در خواب و بيدارى نجات شخصى درمانده آب براى ميهمان و آگاهى از درون هدايت افراد و توصيه خوردن غذا در صحرا يامنزل مرگ ناگهانى و اهميّت صلوات تعيين جانشين در دوّمين سفر به بغداد شكّ در نسب و مكيدن آب دهان حضرت تاءثير منّت و معرّفى شيعه تواضع پيرمرد و پاسخ سى هزار مسئله حجامتى معجزه آسا آگاهى نسبت به پيامبران وساطت براى رفع مشكل اثر انگشت در سنگ و آب شدن سينى فلزى دو معجزه مهمّ ديگر سبز شدن درخت سدر خشكيده پيش بينى خطر و بستن دُم حيوان نجات از ضربت شمشير مستانه يكى ازعلّت هاى شهادت در رثاى نهمين ستاره ولايت پنج درس ارزشمند و آموزنده مدح و منقبت حضرت جوادالا ئمّه عليه السلام چهل حديث گهربار منتخب پایان / تاریخ ورود اطلاعات 15 آبان 1389 مطابق با شب شهادت امام جواد (ع)
  14. احادیث منقول از حضرت معصومه [align=justify] حدثتنی فَاطِمَهُٔ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَی بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَهَٔ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّی اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِیَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّی اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ یر ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّی اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّی بِمَنْز ِلَهٔ ِهَارُونَ مِنْ مُوسی؟!» فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل می كند كه سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) می رسد. فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش كرده اید كه فرمود: هر كس من مولای اویم، علی مولای اوست، و (آیافراموش كرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را كه فرمود: تو برای من همانند هارون برای موسی هستی؟!»(١) … عَنْ فَاطِمَهُٔ بِنْتَ موسَی بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَهَٔ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّی اللّه عَلَیْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّی اللّه ِعَلَیْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلی حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتی نقل می كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)می رسد كه آن حضرت می فرماید: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هركس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.» مرحوم علامه مجلسی از شیخ صدوق روایتی بس ارزشمند درباره ارزش زیارت فاطمه معصومه (س) نقل می كند: قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَهَٔ بِنْت ِمُوسَی بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّهَٔ. راوی گوید از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زیارت كند، بهشت بر او واجب می شود . ١) عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنی المطالب ص ٤٩ تا ص ٥١. این روایت مدارك دیگری هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ایم . [/align]
  15. برای دانلود کلیک کنید
×
×
  • اضافه کردن...