رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'حسین'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

11 نتیجه پیدا شد

  1. معرفی و زندگینامه حاج حسین آقا ملک حاج حسين ملك، واقف و بنيانگذار كتابخانه و موزه ملي ملك در 11 ربيع الاول سال 1288 ه.ق (1250خورشيدي) در تهران متولد شد. خانواده اش اصالتا تبريزي و مجتهد زاده بودند. اما پدربزرگش آقا مهدي به كسوت روحانيان درنيامد، بلكه در جنگ هاي ايران و روس به قشون دولتي پيوست و تا درجه سرهنگي پيش رفت. پس از جنگ به تجارت روي آورد و از امتياز دوستي با ميرزا تقي خان اميرنظام (اميركبير آینده) برخوردار شد. اميرنظام، پيشكار وليعهد قاجار در آذربايجان بود و هنگامی که محمد شاه قاجار از دنيا رفت، 100 هزار تومان از آقا مهدي قرض گرفت تا ناصرالدين ميرزاي وليعهد را از تبريز به تهران بياورد و به تخت بنشاند. آقا مهدي هم به تهران آمد و به پاس خدماتش لقب ملك التجاري گرفت. بعد از آقا مهدي اين لقب به فرزندش محمد كاظم رسيد كه خصايل متفاوتي را از خود بروز مي داد. در جواني ورزشكار و دست پرورده پهلوان ابراهيم يزدي بود. سپس مثل پدر وارد تجارت شد. از سياست نيز بركنار نبود و دستي هم در سرودن شعر داشت. حاج حسين و دو برادر و سه خواهرش با چنين تباري و در خانه چنين پدري پرورش يافتند. چون پدرش به مدارس جديد با ديده ترديد مي نگريست و آن ها را مخلّ ديانت مي دانست، حسين را به مدارس دارالشفاء و صدر تهران فرستاد تا به تحصيل علوم قديمه همت گمارد. استادان او سيد محمدعلي مازندراني و ميرشهاب الدين نيريزي بودند و گويا با ميرزا ابوالحسن جلوه حكيم بزرگ عصر ناصري صمیمیت داشت. يكچند هم دور از چشم پدر به مدرسه فرانسوي آليانس رفت تا زبان فرانسه را بياموزد. در آن جا با كساني چون محمد علی فروغي ( اديب و نخست وزير سال هاي بعد) هم دوره بود. محمد كاظم ملك التجار، از راه تجارت و از جانب املاك وسيعي كه در خراسان خريده بود، ثروت انبوهي را براي فرزندانش به ارث گذاشت و اين اساس ثروت حاج حسين ملك بود. او دستياري پدرش در اداره املاك خراسان را برعهده داشت و گويا نخستين علقه هاي فرهنگي اش در سفري كه همراه پدر به مشهد رفت، بسته شد. در آن جا به راهنمايي يكي از دوستان پدر با پاره اي نفايس حرم رضوي آشنا شد و بعدتر وقتي در نيشابور نسخه اي از ديوان "ابن يمين فريومدي" (شاعر سده ششم هجري) را بدست آورد، فكر بنياد يك كتابخانه بزرگ به ذهنش خطور كرد. در اين زمان 28 ساله بود. كتابخانه اي كه ملك از حدود سال 1278 خورشيدي فراهم آورد، ابتدا در مشهد بود و سپس به خانه پدري او در بازار بين الحرمين تهران منتقل شد تا در اختيار اهل فضل و دانش قرار گيرد. آن گاه در سال 1316 به شرحي كه در بخش وقف نامه خواهد آمد، تقديم آستان امام رضا (ع) شد. حسین ملک همچنین املاک و مستغلات زیادی را در تهران و خراسان وقف امور خیریه و عام المنفعه کرده و بدين ترتيب در جایگاه بزرگ ترین واقف تاریخ معاصر ایران نشسته است. اين واقف بزرگ و دوستدار فرهنگ در چهارم مردادماه سال 1351 خورشيدي در 101 سالگي چشم از جهان فروبست و در حرم امام رضاعلیه السلام به خاك سپرده شد. از او پنج دختر به یادگار ماند. خانم ها عزتملک، ملكزاده و صديقه از بطن همسر اولش بانو نوابه قدسيه بوجود آمدند و خانم ها فلورت و رزت دختران او از همسر دومش، زرين خانم هستند. وقف نامه حاج حسين ملك در 6 آبان ماه 1316 خورشيدي، خانه پدري خود در بازار بين الحرمين تهران را به همراه تمام اثاثيه و كتاب هاي موجود در آن وقف آستان امام رضا(علیه السلام) كرد تا "شعبه اي از كتابخانه مقدسه رضويه باشد" و "كافه و عامه افراد سكنه ايران بدون رعايت مليت حق استفاده داشته [باشند.]" آن چه وقف شد علاوه بر هزاران نسخه خطي نفيس يا چاپ سنگي شامل فرش ها، لوسترها، مبلمان و تابلوهاي نقاشي بود كه او به عنوان لوازم و تجملات زندگي شخصي از آن ها استفاده مي كرد. همچنين مجموعه هاي تمبر، سكه، آثار لاکی و تابلوهاي نقاشي ميانشان ديده مي شد. اين آثار ابتدا كنار كتابخانه به نمايش درآمدند و سپس هسته اوليه موزه ملك را شكل دادند. ملك در وقف نامه كتابخانه، توليت موقوفه را به خود اختصاص داده و پس از مرگ به نايب التوليه آستان قدس رضوي سپرده است. نظارت بر اجراي وقف نامه با دو تن از فرزندانش (بانو عزت ملك و مرحومه فلورت خانم) و مدعي العموم ديوان عالي تميز ( دادستان كل كشور در تشكيلات امروزي قوه قضائيه) است. اين نظارت پس از دختران او با فرزندانشان "با تقدم طبقه سابقه بر لاحقه و تقدم ذكور هر طبقه بر اناث" خواهد بود. طبق وقف نامه، كتابخانه ملي ملك همه روزه به جز تعطيلات براي استفاده عموم باز است، اما "بيرون دادن و بردن كتاب" ممنوع است و كتاب ها بايد در محل كتابخانه و طبق آداب مترتب بر آن مطالعه شوند. حاج حسين ملك اموال زيادي را وقف كتابخانه كرد تا پس از مرگش درآمدي براي توسعه كمي و كيفي آن فراهم باشد. او نخستين بار در سال 1325 خورشيدي و سپس در 25 فروردين ماه 1330 املاك و مستغلات زيادي را وقف آستان قدس رضوي كرد و درآمدشان را به كتابخانه اختصاص داد. املاك وقفي در سال 1330 شامل 20 قطعه زمين بزرگ كشاورزي در خراسان و تعداد زيادي دكان در بازار تهران بود. توليت و نظارت اين موقوفات مانند كتابخانه است و عمدتا صرف كارهاي ذيل خواهد شد: 1- اختصاص نيم عشر (5 درصد) از عوايد خالص سالانه براي خريد كتاب و لوازم موزه 2- اداره كتابخانه شامل مرمت كتاب ها و حقوق متولي، ناظران ، مدير و كاركنان 3- برپايي جشن در سالروز ولادت پنج تن آل عبا عليهم السلام و بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ميلاد فرخنده امام رضا عليه السلام 4- برپايي مراسم سوگواري در روزهاي هفتم تا يازدهم محرم 5- برگزاري مراسم يادبود در سالروز درگذشت واقف حاج حسين ملك در سال هاي 1331 و 1334 براي چندمين بار املاك و مستغلاتي را وقف آستان قدس رضوي كرد و مقرر داشت كه بخشي از عوايد آن ها به كتابخانه و موزه و بخش ديگر به ساخت و اداره بيمارستاني در چناران خراسان اختصاص يابد. منبع : موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
  2. ) مرحله اول عملیات که تمام می شود، آزاد باش می دهند و یک جعبه کمپوت گیلاس؛ خنک ، عینهو یک تکه یخ . انگار گنج پیدا کرده باشیم توی این گرما. از راه نرسیده، می گوید«می خواین از مهمونتون پذیرایی کنین؟» می گویم « چشمت به این کمپوتا افتاده؟ اینا صاحاب دارن. نداشته باشن هم خودمون بلدیم چی کارشون کنیم .» چند دقیقه می نشیند.تحویلش نمی گیریم،می رود. علی که می آید تو ، عرق از سرو رویش می بارد. یک کمپوت می دهم دستش. می گویم « یه نفر اومده بود ، لاغر مردنی. کمپوت می خواست به ش ندادیم. خیلی پررو بود. » می گوید «همین که الان از این جا رفت بیرون؟ یه دست هم نداشت؟ » می گویم « آره . همین» می گوید « خاک ! حاج حسین بود .» 2) نشسته بودم روی خاک ریز . با دوربین آن طرف را می پاییدم . بی سیم مدام صدا می کرد. حرصم در آمده بود. – آدم حسابی . بذار نفس تازه کنم . گلوم خشک شد آخه . گلویم ، دهانم ، لب هام خشک شده بود . آفتاب مستقیم می تابید توی سرم. یک تویوتا پشت خاکریز ترمز کرد. جایی که من بودم، جای پرتی بود.خیلی توش رفت و آمد نمی شد. گفتم« کیه یعنی؟» یکی از ماشین پرید پایین . دور بود دست نمی دیدم. یک چیز هایی را از پشت تویوتا گذاشت زمین . به نظرم گالن های آب بود. بقه ش هم جیره ی غذایی بود لابد. گفتم «هر کی هستی خدا خیرت بده مردیم تو این گرما.» برایم دست تکان داد و سوار شد. یک دست نداشت. آستینش از شیشه ی ماشین آمده بود بیرون، توی باد تکان می خورد. 3) وسط معبر ، کف زمین ، سنگر کمین زده بودند؛ نمی دیدمشان . بچه ها تیر می خوردند. می افتادند. حاجی از روی خاک ریز آمد پایین . دوربین را پرت کرد توی سنگر .گفت « دیدمشون. میدونم باهاشون چی کارکنم.» سنو سالی نداشت . خیلی، شانزده یا هفده.حاج حسین دست گذاشت روی شانهاش. گفت« می تونی ؟ خیلی خطرناکه ها.» گفت « واسه ی همین کارااومده یم حاج آقا!» سوار شد. پشت فرمان بلدوزر گم می شد. بیل بلدوزر را تا جلوی صورتش آورد بالا . حاج حسین داد زد « گاز بده برو جلو. هر وقت گفتم . بیل رو بیار پایین، سنگر شونو زیر ورو کن. باید خیلی تند بری.» یک دفعه دیدیم بلدوزر ایستاد .حاج حسین از روی خاکریز پرید آن طرف . داد زد « بچه ها بدوین.» دویدیم دنبالش ، بدون اسلحه . خودش نشسته بود پشت فرمان ، با همانیک دست . گاز می داد ، سنگر عراقی ها را زیر و رو می کرد. 4)حق با من بود. هر وقت فکرش را می کردم می دیدم حق با من بوده.ولی چیزی نگفتم. بالاخره فرمانده بود.یکی دو ماه هم بزرگ تر بود.فکر کردم « بذار از عملیات برگردیم،با دلیل ثابت میکنم براش.» از عملیات برگشتیم. حسش نبود. فکر کردم «ولش کن. مهم نیست. بی خیال.» پشت بی سیم صدایش می لرزید.مکث کرد. گفتم « بگو حاجی . چی می خواستی بگی؟ » گفت «فانی! دو سال پیش یادته؟ توی در؟ حق باتو بود. حالا که فکر می کنم ، می بینم حق با تو بوده. من معذرت میخوام ازت .» 5) بی سیم چی حاجی بودم . یک وقت هایی خبر های خوب از خط می رسید و به حاجی می گفتم. بر می گشتم میدیدم توی سجده است. شکر می کرد توی سجده اش. هرچه خبربهتر، سخدهاش طولانیتر. گاهی هم دورکعت نماز می خواند. 6) با قایق گشت می زدیم . چند روزی بود عراقی ها راه به راه کمین می زدند. به مان. سر یک آب راه، قایق حسین پیچید رو به رویمان . ایستادیم و حال و احوال . پرسید « چه خبر؟ » - آره حسین آقا . چند روز بود قایق خراب شده بود. خیلی وضعیت ناجوری بود. حالا که درست شده، مجبوریم صبح تا عصر گشت بزنیم. مراقب بچه ها باشیم. عصر که می شه ، می پریم پایین ، صبحونه و ناهار وشام رو یک جا می خوریم. » پرسید « پس کی نماز می خونی؟ » گفتم « همون عصری.» گفت « بیخود.» بعد هم وادارمان کرد پیاده شویم. همان جا لب آب ایستادیم، نماز خواندیم. 7)توی عملیات فاو یکی ار بچه ها ی غواص زخمی شده بود. مدام تماس می گرفت « شفیعی حالش خوبه ؟» گفتیم» باید هم خوب باشه . حالا حالا ها کارش داریم . اصلا گوشی رو بده به خودش.» به بچه های امداد بی سیم می زد بروند بیاورندش عقب . می گفت « حتما ها» . یکی از پیغام هاش را نشنیدم. از بی سیم چیش پرسیدم « چی می گفت؟ » گفت « بابا ! حسین آقا هم ما رو کشت با این غواصاش.» 8)می ترسیدیم، ولی باید این کار را می کردیم. با زبان خوش به ش گفتیم جای فرمانده لشکر این جا نیست، گوش نکرد. محکم گرفتیمش ، به زور بردیم ترک موتور سوارش کردیم. داد زدم « یالا دیکه . راه بیفت.» موتور از جا کنده شد. مثل برق راه افتاد.خیالمان راحت شد. داشتیم بر می گشتیم ، دیدیم از پشت موتور خودش را انداخت زمین، بلند شد دوید طرف ما. فرار کردیم. 9) جای کابل ها روی پشتم می سوخت. داشتم فکر می کردم « عیب نداره. بالاخره بر می گردی. میری اصفهان . می ری حاج حسین رو می بین. سرت رو می گیره لای دستش. توی چشم هات نگاه می کنه می خنده، همه ی این غصه ها یادت می ره ...» در را باز کردند، هلش دادند تو . خورد مین ؛ زود بلند شد. حتا برنگشت عراقی ها رانگاه کند . صاف آمد پیش من نشست . زانوهایش را گرفت توی بغلش. زد زیر گریه. گفتم« مگه دفعه اولته که کتک می خوری؟ » نگاهم کرد. گفت « بزن و بگوبشونو که دید.» گفتم «خب ؟»گفت « حاج حسین شهید شده.» 10)قرار بود خط را به بچه های لشکر هفده تحویل بدهیم ، بکشیم عقب. گفت « برو فرمانده های گردان رو توجیه کن، چه طور جابه جا بشن.» رفت توی سنگر. نیم ساعت خوابیدم . فقط نیم ساعت . بیدار که شدم هر کس یک طرف نشسته بود، گریه می کرد. هنوز هم فکر می کنم خواب دیده ام حاجی شهید شده.
  3. پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه امام حسین (ع) دانشگاه جامع امام حسین(ع) از دانشگاه های سازمانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به منظور تأمین نیروی انسانی متخصص و متعهد در کادر مورد نیاز سپاه، در 10 رشته دانشجوی کارشناسی ارشد می پذیرد. به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اعلام شرایط این دانشگاه، دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی هوافضا، مهندسی صنایع، مهندسی عمران، فیزیک، شیمی، پیشرانه، زیست شناسی و جغرافیای نظامی پذیرفته می شوند. داوطلبان پذیرش در دانشگاه امام حسین (ع) لازم است شرایط عمومی و اختصاصی جهت شرکت در آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی را که از سوی سازمان سنجش آموزش کشور اعلام شده و در دفترچه راهنمای آزمون درج شده است را دارا باشند. نداشتن منع از لحاظ مقررات وظیفه بودن و مشخص بودن وضعیت آن، اعتقاد به مبانی اسلام ناب محمدی(ص) انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، اعتقاد و التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه، التزام عملی به احکام اسلام و قوانین جمهوری اسلامی و رعایت موازین اخلاق اسلامی، عدم محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی، داشتن حسن شهرت اخلاقی و اجتماعی و عدم سوء سابقه، دارا بودن تابعیت جمهوری اسلامی ایران و داشتن سلامت و توانایی جسمی و روانی از جمله این شرایط است. پذیرش خواهران در دانشگاه امام حسین (ع) مجاز نیست. همچنین داوطلبان باید دارای شرایطی از جمله حداکثر سن 24 سال باشند و داشتن حداقل معدل 5/14 در مقطع کارشناسی برای فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی و داشتن حداقل معدل 5/15 در مقطع کارشناسی برای فارغ التحصیلان دانشگاه های آزاد از دیگر شرایط پذیرش این دوره است. فارغ التحصیلان کارشناسی دانشگاه پیام نور و موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی (به جز کارکنان فعلی سپاه) مجاز به انتخاب رشته در دانشگاه امام حسین (ع) نیستند. هر یک از داوطلبان متقاضی عضویت در سپاه و تحصیل در دانشگاه جامع امام حسین (ع) در حین تحصیل کمک هزینه تحصیلی دریافت می کنند و پس از سیر مراحل گزینش و ارزشیابی حین آموزش به عضویت سپاه درخواهند آمد. افراد نخبه و دارای ویژگی های برتر مطابق شرایط وزارت علوم، پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، امکان ادامه تحصیل در مقطع دکتری خواهند داشت. متقاضیان، برگ درخواست خود را به صورت اینترنتی تکمیل کرده و حداکثر تا تاریخ 30 آذرماه 90 به پست الکترونیکی [email protected] یا توسط پست سفارشی به نشانی تهران- صندوق پستی 995-16765 ارسال کنند.
  4. استاد محمد حسین شهریار گزیده اشعار 1 در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم با عقل آب عشق به یک جو نمیرود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بیغشم باور مکن که طعنهی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار این کار تست من همه جور تو میکشم 2 شمعی فروخت چهره که پروانهی تو بود عقلی درید پرده که دیوانهی تو بود خم فلک که چون مه و مهرش پیالههاست خود جرعه نوش گردش پیمانهی تو بود پیرخرد که منع جوانان کند ز می تابود خود سبو کش میخانهی تو بود خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر ته سفره خوار ریزش انبانهی تو بود تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل هر جا گذشت جلوهی جانانهی تو بود دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو مرغان باغ را به لب افسانهی تو بود هدهد گرفت رشتهی صحبت به دلکشی بازش سخن ز زلف تو و شانهی تو بود برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک کورا هوای دام تو و دانهی تو بود بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز هر چند آشنا همه بیگانهی تو بود همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار تا بانک صبح نالهی مستانهی تو بود 3 شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بیتو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه میکنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست غفلت کائنات را جنبش سایهها همه سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست از غم خود بپرس کو با دل ما چه میکند این هم اگر چه شکوهی شحنه به شاه کردنست عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من رو به حریم کعبهی "لطف آله" کردنست گاه به گاه پرسشی کن که زکوة زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست بوسهی تو به کام من کوه نورد تشنه را کوزهی آب زندگی توشه راه کردنست خود برسان به شهریار ایکه درین محیط غم بیتو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست
  5. مختصري در مورد كتاب فهرست مطالب الگوی رستگاران‏ (مختصری از تاریخ پیامبر اكرم‏ صلی الله علیه وآله‏) .. مشخصات كتاب .. سخن ناشر .. مكّه‏ .. فرهنگ عرب هنگام ظهور اسلام‏ .. موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب‏ .. میلاد پیغمبرصلی الله علیه وآله‏ .. روز ولادت پیامبرصلی الله علیه وآله‏ .. سفر به «یثرب» .. ازدواج‏ .. فرزندان‏ .. آغاز وحی‏ .. دعوت عمومی‏ .. آغاز اهانت و آزار قریش‏ .. نخستین هجرت‏ .. اعلامیه قریش‏ .. معراج‏ .. سفر به طائف‏ .. بازگشت به مكّه‏ .. نخستین پیمان عقبه‏ .. دوّمین پیمان عقبه‏ .. هجرت سرنوشت ساز .. خروج از غار .. اوّلین مسجد در اسلام‏ .. مسجد، مركز حكومت اسلامی‏ .. كعبه، قبله مسلمین‏ .. صفوف حقّ و باطل روبرو می‏شوند .. دفاع در احد .. خبر كشته شدن پیامبر .. غزوه احزاب‏ .. یك سفر مذهبی و سیاسی‏ .. اعلام رسالت به جهان‏ .. كانون خطر یا دژ آهنین خیبر .. عمره قضاء .. خروج از مكّه‏ .. نقض پیمان از طرف مشركان‏ .. فتح مبین‏ .. حجّه الوداع(4) .. وفات‏ .. تاریخ وفات‏ .. پی نوشت ها
  6. irsalam

    معرفی حسین پرتوی ( عكاس )

    معرفی حسین پرتوی [align=justify]آیا شما حسین پرتوی را میشناسید؟ این سوال جدی است. او نه یک برجساز معروف تهرانی است که در اتوبانها هر روز نامش را بر بیلبوردهای بزرگ نوشته باشند یا حتی یک مسوول دولتی که به واسطه شغل و مقامش هر روز نامش در سر سطر خبرهای روزنامههای مختلف با فونتهای بزرگ و کوچک نوشته شود. اگر کمی فکر کنید نام حسین پرتوی را با ریزترین فونت موجود در جهان بر زیر یک عکس مشهور نوشتهاند. عکس بیعت همافران با امام. خیلیها معتقدند عکسی که حسین پرتوی، عکاس انقلاب و جنگ از بیعت امام(ره) با همافران گرفت بلوغ زودرس انقلاب را حاصل داشت. اما این عکاس که به عقیده بسیاری نقش بسیار بالایی در شکست هیمنه تبلیغاتی نظام شاهنشاهی با این عکس مشهور داشته است، چند وقتی است که بر بستر بیماری خوابیده. دنیاست دیگر. اینجایش هنرمند و غیرهنرمند نمیشناسد. سال گذشته در همین صفحه از ناملایمتی های برخی مسئولان هنری کشور در رسیدگی به اوضاع و احوال این هنرمند گفتیم. روز گذشته هم عکاسان جمع شدند تا برایش نمایشگاهی بگذارند تا عوایدش به نفع او خرج بیماریاش شود. (کاش میتوانستم این جمله آخر را ننویسم) هنوز چند روزی از صحبتهای رهبر انقلاب در دیدار با شاعران نگذشته است که ایشان از شعر به عنوان ثروت ملی یاد کردند، اگر شعر ثروت ملی است، پس شاعران صاحبان این ثروت به شمار میروند. بالاتر از این میخواهید ارجگذاری به مقام هنر و ادب و فرهنگ در کشوری که خود را کشور فرهنگ و تمدن میداند؟ پس چطور در کشوری که اینگونه دغدغه احترام به صاحب اندیشه از سوی بالاترین مقام آن به دیگران گوشزد میشود هنوز هنرمندانی هستند که درگیر نمیدانم خرج دوا و درمان و پول بیمارستان خود هستند. آیا اینگونه باید ثروتهای ملی را هدر داد؟ این را هم به شمار آورید که در این وانفسا هر روز نمایشگاهی هنری و جشنوارهای فرهنگی زینت بخش ترازنامه های آخر سال همه دستگاههای دولتی است. به خدا آقایان مسوول!!! کمی از خرج همایش های یک روزه و دو روزه و نمیدانم دبیرخانه دائمی جشنواره هایتان بزنید شاید اندکی به یاد حسین بیافتید. امروزه در ایران مانند حسین پرتوی کم نیستند، هنرمندانی که حتی عکس معروفی مثل او نگرفتهاند. هنرمندانی که سالهاست با نام و نان هنرمندی خویش روزگار میگذرانند و شاید روزی قرار است برای ایشان هم نمایشگاهی همت عالی گرفته شود. هنرمند است دیگر. نگاهش، نوع نگاهش، نوع رفتارش به دنیا با همه فرق دارد که قبای هنرمندی بر دوشش کشیدهاند. اما یک سوال آنکه آیا ما هم نوع نگاه و رفتارمان در مقابل هنرمند همانطور بوده است که در همه جای دنیا رایج است؟[/align] مهدی نورعلیشاهی
  7. مرحوم حسين پناهي هنرپيشه فقيد ميگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت! و اين جمله را بنده خودم هم شنيدم وشايد بعضي از اشخاص فكر ميكردند وي عقل درستي ندارد اينك به بعضي از حرفهاي او توجه بفرماييد سيامك ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ! من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد! بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ! با اجازه محیط زیست دریا، دریا دکل میکاریم ماهیها به جهنم! کندوها پر از قیر شدهاند زنبورهای کارگر به عسلویه رفتهاند تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند چه سعادتی! داریوش به پارس مینازید ما به پارس جنوبی! رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم!
  8. سئوالات اعتقادی پیرامون امام حسین (ع) و واقعه عاشورا منبع :http://www.rohani.ir بخش اول •مقايسه امام حسن(ع) و امام حسين(ع) سوال1: از ميان امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) كدامشان برتر مى باشد؟ آيا آنها از نظر فضيلت برابر هستند؟ زيرا از يكى از علما خواندم كه به چند دليل امام حسن(عليه السلام) از برادرشان امام حسين(عليه السلام)برتر مى باشند، از آن جمله روايت صدوق است از هشام بن سالم، در كمال الدين كه روايت كرده است از امام صادق(عليه السلام)پرسيدم: از ميان حسن(عليه السلام) و حسين(عليه السلام) كدام يك برتر مى باشد؟ فرمود: حسن(عليه السلام)از حسين(عليه السلام) برتر است. و از آن جمله اينكه امام حسن(عليه السلام) بر امام حسين(عليه السلام) مقام امامت داشت از آنجا كه امام هر زمانى از تمام مردم زمان خود افضل است و امكان ندارد كه برابر باشد زيرا ترجيح دادن چيزى بدون دليل شايسته نمى باشد، خواهشمنديم نظر خود را در اين باره بيان فرماييد؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ مقايسه امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) بر پايه دوره امامت امام حسن(عليه السلام)از اساس، نادرست بوده و درست اين است كه اگر قرار بر مقايسه باشد هر يك از اين دو امام را در دوره امامت خود او مورد مقايسه قرار دهيم كه نتيجه مقايسه اين مى شود كه اين دو بزرگوار امام هستند چه قيام كنند و چه قيام ننمايند و هيچ كدام بر ديگرى برترى ندارد. درست است كه نهضت امام حسين(عليه السلام) باعث بقا و استمرار دين اسلام گرديد اما اين نهضت بدون صلح امام حسن(عليه السلام)امكان پذير نمى گرديد.(1) •اعطاى كرامت هاى بى نظير به امام حسين(ع) سوال2: با توجه به اين مطلب كه تمامى ائمه اطهار(عليهم السلام) با وجود نقش هاى مختلفى كه بر عهده داشته اند يك هدف واحد را دنبال مى نمودند، كدام نقش از اين ميان دشوارتر محسوب مى شود؟ و اگر تمامى آنها يكسان هستند به چه دليلى به امام حسين (عليه السلام)كرامتهايى(2) عطا شده كه به هيچ يك از فرزندانشان عطا نشده است؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ در اين موضوع كه نقش امام حسين(عليه السلام) دشوارتر بوده است هيچ جاى شكى نيست، و مصائبى كه بر ايشان و خاندان بزرگوارشان گذشت به مراتب از مصائب فرزندان گرامى اش دشوارتر بوده است; به همين دليل است كه مزايايى براى حضرتش قرار داده شده است كه براى غير از او قرار داده نشده است. و اين همان مطلبى است كه در روايت مشهورى از امام باقر(عليه السلام) به آن اشاره شده است: « خداوند، حسين(عليه السلام) را در مقابل كشته شدنش اين گونه پاداش داد كه; امامت را در نسل او، و شفا را در تربتش قرار داد، دعا را در نزديكى قبرش مستجاب مى گرداند و روزهاى زيارتش و رفت و آمد آن را از عمر زائرش محسوب نمى كند.»(3) •نقش امام حسين(ع) نسبت به دين سوال3: اگر بر طبق فرموده خداوند متعال: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ الاِْسْلاَمَ دِينا»(4) رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)دين را كامل نموده است پس نقش امام حسين(عليه السلام) نسبت به دين چيست؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ منظور از كامل شدن دين خدا در اين آيه شريفه، تعيين اميرمؤمنان على(عليه السلام) به عنوان ولى، امام، خليفه و نگاهبان دين و اسلام مى باشد. اين نقش و مسئوليت پس از او به فرزندان گرامى اش و از آن جمله به حضرت امام حسين(عليه السلام)بايد منتقل شود و اين بدان معنى است كه كامل شدن دين خدا بدون امامت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) و تلاشهاى دوران امامتش ممكن نمى باشد. •مقام زينب كبرى(س) و حضرت عباس(ع) سوال4: آيا بانو زينب كبرى(عليها السلام) و حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام)معصوم مى باشند؟ دلايل شما بر عصمت ايشان چه مى باشد؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ هر دوى اين بزرگواران از لحاظ فضل و صفات والا و كمال چنان هستند كه بلافاصله در مقام بعد از معصومين(عليهم السلام)قرار مى گيرند و چنان است كه بعد از چهارده تن معصومين(عليهم السلام)، كسى برتر از آنان نمى باشد ولى عصمت به همان چهارده نفر معصومين اختصاص دارد. (يعنى اين بزرگواران عصمت از گناه داشتند امّا عصمت كبراى امامت و حفظ از هر خطاى كوچك كه مخصوص امامان است را نداشتند)(5) •روايت بانو حكيمه دختر امام جواد(ع) سوال5: روايتى توسط بانو حكيمه دختر امام جواد(عليه السلام) نقل شده و شيخ طوسى در كتاب الغيبة آن را آورده است، در اين روايت مى خوانيم: «حضرت امام حسين(عليه السلام) در حقيقت تنها در ظاهر به خواهر خود وصيت فرمودند و هر چه به حضرت زينب (عليها السلام) نسبت داده مى شد در حقيقت به صورت مخفيانه از حضرت امام زين العابدين(عليه السلام)صادر مى گرديد» ميزان درستى اين روايت را بيان فرماييد؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ اين روايت بدون اشكال معتبر مى باشد. • ازدواج على اكبر(ع) سوال6: آيا حضرت على اكبر(عليه السلام) ازدواج نموده بودند؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ در زيارت حضرتش(عليه السلام) توسط امام صادق(عليه السلام) آمده است كه: «درود بر تو و خاندانت و خانواده ات و پدرانت و فرزندانت و مادران گرامى ات كه خداوند ناپاكى را از آنان دور نمود و آنها را پاكيزه قرار داد»(6) روايتى از امام رضا(عليه السلام)نيز وجود دارد كه بيان مى نمايد ايشان همسرى به نام اُم ولد داشته اند و شايد به همين علت است كه كنيه ايشان ابوالحسن بوده است. • ازدواج حضرت قاسم(ع) سوال7: نظر حضرت عالى درباره داستان ازدواج حضرت قاسم(عليه السلام) كه توسط طُريحى در كتاب اَلْمُنْتَخَبِ، سيّد بَحرانى در كتابِ مَدينة المَعاجز، حائرى در كتاب مَعالى السِّبطَيْن، شعرانى در كتاب ترجمه نَفَسُ الْمَهمُوم و ديگران آورده اند چه مى باشد؟ پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ نظر ما همان نظر علامه مامقانى مى باشد كه مى فرمايند: «آنچه او در كتاب المنتخب درباره داستان ازدواج ايشان آورده است را نه من و نه ساير محققان در كتابهاى سيره و مقتل معتبر پيدا ننموديم.» --------------------------------------------------------------------------------------- 1. در روايتى امام حسين فرمود: «و أَخى خَيرٌ مِنّى» برادرم از من افضل بود. الارشاد، ص 232; بحار، ج 45، ص 1; العوالم، ج 17، ص 245; موسوعه كلمات الحسين، ص404. 2. كمال الدين 416. 3. عن الامام الباقر(عليه السلام): إن الله عَوَّضَ الحسَين(عليه السلام) عن قَتلِهِ، أَنَّ الامامة فى ذُريّته، والشفاء فى تربته، و اجابة الدعاء عند قبره، و لا تُعَدّ أيام زائره جائياً و راجعا من عمره. 4. «امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما به عنوان آيينى برگزيدم.»; مائده/3. 5. حضرت معصومه(س) و برخى امامزاده(عليه السلام) و شيعيان خاص كه باب ائمه بودند نيز وضعى مشابه داشتند و نمى توان به صراحت در مورد برترى آنان بر ديگرى قضاوت كرد. 6. «صلّى الله عليك، و عَلى عترتِك، و أهل بيتِك، و آبائكَ، و أبنائكَ، و أمّهاتك الاخيار، الذين أذهبَ الله عنهمُ الرِّجسَ و طهّرهم تطهيراً». مدرك: بحارالانوار، ج 98، ص 186، باب 18، ح 30; كامل الزيارات، ص 239.
  9. امام رضاعليه‏السلام فرمود: هرگاه ماه محرم فرا مى‏رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليهماالسلام) ديگر خندان ديده نمى‏شد وغم و افسردگى بر او غلبه مى‏يافت تا آن كه ده روز از محرم مى‏گذشت، روز دهم محرم كه شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود«.[1] »قالَ الرِّضاعليه‏السلام: كانَ أَبِي إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكَأْبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةَ اَيَّامٍ، فَإذا كانَ الْيَوْمُ الْعاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيِبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَ بُكائِهِ…؛ {p . امالى صدوق، ص 111. P} 2»عَنْ اَبِي هارُونَ الْمَكْفُوفِ قالَ: دَخَلْتُ عَلى أَبِي عَبْدِاللَّهِ‏عليه‏السلام فَقالَ لِي: أَنْشِدْنِي، فَاَنْشَدْتُهُ فَقالَ: لا، كَما تُنْشِدُونَ وَكَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ…؛ ابو هارون مكفوف مى‏گويد: خدمت حضرت صادق‏عليه‏السلام رسيدم. امام به من فرمود: »برايم شعر بخوان«. پس برايش اشعارى خواندم. فرمود: اين طور نه، همان طور كه (براى خودتان) شعر خوانى مى‏كنيد و همانگونه كه نزد قبر حضرت سيّدالشهدا مرثيه مى‏خوانى«. {p . بحارالانوار، ج 44، ص 287. P} 3»قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنِي شِعْراً فَإنّ هذِهِ الأيَّامُ حُزْنٌ كانَتْ عَلَيْنا أَهْلَ الْبَيْتِ‏عليهم‏السلام؛ امام رضاعليه‏السلام به دعبل (شاعر اهل بيت) فرمود: اى دعبل! دوست دارم كه برايم شعرى بسرايى و بخوانى، چرا كه اين روزها (ايام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است«. {p . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P} 4»قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! إِرْثِ الْحُسَيْنَ‏عليه‏السلام فَأَنْتَ ناصِرُنا وَمادِحُنا ما دُمْتَ حَيّاً فَلا تَقْصُرْ عَنْ نَصْرِنا ما اَسْتَطَعْتَ؛ امام رضاعليه‏السلام فرمود: اى دعبل! براى حسين بن على‏عليهماالسلام مرثيه بگو، تو تا زنده‏اى، ياور و ستايشگر مايى، تا مى‏توانى، از يارى ما كوتاهى مكن«. {p . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P} 5»قالَ الْباقِرُعليه‏السلام: ثُمَّ ليَنْدُبِ الْحُسَيْنَ وَيَبْكِيهِ وَيَأْمُرُ مَنْ فِي دارِهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ وَيُقيمُ فِىَ دارِهِ مُصِيبَتَهُ بِإِظْهارِ الْجَزَعِ عَلَيْهِ وَيَتَلاقَوْنَ بِالْبُكاءِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فِي الْبُيُوتِ وَلْيُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِ الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام؛ امام باقرعليه‏السلام نسبت به كسانى كه در روز عاشورا نمى‏توانند به زيارت آن حضرت بروند، اينگونه دستور عزادارى دادند و فرمودند: بر حسين‏عليه‏السلام ندبه و عزادارى و گريه كند و به اهل خانه خود دستور دهد كه بر او بگريند و در خانه‏اش با اظهار گريه و ناله بر حسين‏عليه‏السلام، مراسم عزادارى بر پا كند و يكديگر را با گريه و تعزيت تسليت‏گويى در سوگ حسين‏عليه‏السلام در خانه‏هايشان ملاقات كنند«. {p . كامل الزيارات، ص 175. P} 6»قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام: بَكى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام عِشْرِينَ سَنَةً وَما وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعامُ اِلّا بَكى؛ امام صادق‏عليه‏السلام فرمود: امام زين العابدين‏عليه‏السلام بيست سال (به ياد عاشورا) گريست و هرگز طعامى پيش روى او نمى‏گذاشتند مگر اينكه گريه مى‏كرد«. {p . بحارالانوار، ج 46، ص 108. P} 7»قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام لِلْفُضَيْلِ: تَجْلِسُونَ وَتُحَدِّثُونَ؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ: إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ اُحِبُّها فَاَحْيُوا أَمْرَنا، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ اَحْيى أَمْرَنا؛ امام صادق‏عليه‏السلام از »فضيل« پرسيد: آيا (دور هم) مى‏نشينيد و حديث و سخن مى‏گوييد؟ گفت: آرى؟ فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بداريد. خداى رحمت كند كسى را كه امر و راه ما را احيا كند«. {p . وسائل الشيعه، ج 10، ص 392. P}
  10. sanjagak

    زبان حال امام حسین (ع)

    بیا ای ساربان ، شرم از خدا کن حیا از مادرم خیرالنسا کن مکن بی پایه عرش کبریا را مکن از تن جدا دست خدا را نه ، آخر این دست ای سیه دل به گوش و گردن زهرا حمایل تن صدپاره از شمشیر و خنجر ندارد طاقت شمشیر دیگر تنی کز ظلم عدوان گشته عریان شده پامال از سم ستوران اذیت بر چنین پیکر روا نیست بریدن دست او شرط وفا نیست بکن رحمی به حال خواهرانم به اطفال یتیم و ناتوانم اگر کردی جدا دست من از تن در این صحرا مکن امشب تو مسکن که شاید مادرم زهرا بیاید به روی نعش من گیسو گشاید چه می گوئی جواب مادرم را ؟ جواب باب و جد اطهرم را اگر از تو بپرسند ای ستمکار چه کرده با تو این مظلوم بی یار ؟ اگر فردا بیاید خواهر من ز راه مهربانی بر سر من اگر جسم مرا بی سر ببیند جدا دست من از پیکر ببیند از آن ترسم که آن بیچاره خواهر بمیرد بر سر نعش برادر نه تنها ذاکر از این غم بسوزد دل عالم از این ماتم بسوزد « جوهری »
  11. برای دانلود کلیک کنید
×
×
  • اضافه کردن...