رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'خوانِ'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. من چاوش خوانِ دلِ دیوانه خویشم... هر هنرمندی با یک صفت بارز هنری، یک خصیصه کمیاب (گاهی هم نایاب) و به قول اهل تفکر، با یک نوع «کاراکتر» (شخصیت) شناخته می شود و مهر و امضای او همان است. بعضی ها به آن «فردیت» هم می گویند، که البته عنوانی است تا حدی درست (فقط تا حدی) ولی اصلا دقیق نیست. هستند هنرمندانی که شخصیت را دارند، یعنی به هر حال از افرادی که استعداد معمولی دارند، مجزا هستند، ولی بی بدیل نیستند و مشابه هایی هم دارند، گاه بالاتر از خود و گاه پایین تر. این «مشابه» ها نیز هر کدام استقلال خود را دارند و حسابشان از خیل مقلدانشان جداست. فردیت داشتن، مرحله ای بالاتر از شخصیت داشتن است. فردیت، شخصیت «خاص» است. نظیر و بدیل، کمتر دارد یا اصلا ندارد. در نسل گذشته، زنده یاد فرهاد مهراد، نمونه بارزی از این افراد بود و هنوز هم بی بدیل است و مانندی پیدا نکرده است. گو اینکه دوره زمانه آنها، برای پروراندن افرادی که صاحب تشخص فردی بودند، خیلی مستعدتر از دوره های بعدی بود. دوره ما، برای مشابه سازی مستعد است. دلایلش هم به ما مربوط نیست. پژوهشگران باید در این امر نظر بدهند. در موسیقی ای که فعلا قرار گذاشته شده «پاپ» بنامندش (و در واقع «آهنگفارسی» مناسب تر است)، داشتن کاراکتری فردی، کلید موفقیت است و رمز ماندگاری. هرچه فردیت ناب تر، ماندگاری بیشتر. «مشابه» ها، زود به صحنه می آیند و زود هم عرصه را خالی می کنند، چون مایه ای محدود دارند و خوب، عمر کاریشان هم محدود است. هنرمندانی که غیر از استعداد هنری، از موهبت هوش و فراست هم بهره داشتند، خیلی زود فهمیدند که باید «خودشان» باشند، تا بمانند و با تقلید از دیگری ماندگار نتوانند شد. فرهاد مهراد و فریدون فروغی با تقلید از خوانندگان خارجی شروع کردند، ولی خیلی سریع دریافتند که باید «خودِ» اصیل شان را پیدا کنند، کردند و ماندگار آغاز شدند. عماد رام و نوری از همان اول کار هم «خود خودشان» بودند، و لشکری از مقلدان شیفته، از چهار پنج نسل به دنبال شان است و مردم هنوز به دنبال اصل ها هستند و نه بدل کارهای حرفه ای. هرچند که برخی از این بدل کارها، زحمت بسیار برای کارشان کشیده باشند. تعریف «شخصیت» و دست بالاتر از آن؛ «فردیت»، به یکی دو صفت محدود نمی شود. مجموعه ای از توانایی ها را لازم دارد: شعور در انتخاب موسیقی مناسب، فراست در فهم شعر درست و انتخاب آن برای ترانه ای با آن، پیدا کردن لحن های جفت و جور برای تکان دادن قلب مخاطب، درک شفاف از روح زمانه: تپش ها، سرخوردگی ها، امیدها و ناامیدی ها، مهارت در طرز بیان احساسات و... خیلی نکته های دیگر که برای هنرمند هوشمند، به وقت فعالیت و کار حرفه ای معلوم می شود، و جای نوشتن شان نیست. بهتر است به جای اینکه با کلیشه معمول بگوییم «رمز ماندگاری... »، از «رموز ماندگاری» بگوییم. اگر بتوانیم تمام آنها را به درستی بشناسیم، که البته بعید است. این «رموز» در هر هنرمندی، به طرز مخصوص خود اوست و با دیگری فرق دارد. بعضی از این توانایی ها، اکتسابی اند، ولی نویسنده این یادداشت، مدعی است که همه اینها، هم به ذات مستعد و هم به موهبت محیط بستگی دارند ولی برخی از کلیدهای موفقیت، واقعا باید با هنرمند متولد شوند و اگر نشوند، دیگر چاره ای نیست. یکی از مهم ترین های کلید موفقیت، «صدا» است. صدای ذاتی، صدای خوب، صدای دلنشین و تاثیرگذار، صدایی که مثل صدای کسی نباشد و طنین تازه ای در قلب شنونده ایجاد کند. ما از کنار این موضوع، یعنی «صدا» به سادگی می گذریم و آن را بدیهی می دانیم در حالی که موضوعی است بسیار پیچیده و عمیق، که در فرهنگ ما بررسی نشده است. شاید هیچگاه نمی توانیم مؤلفه های بیشماری که یک «صدا» را ماندگار و بدیع جلوه می دهد را بشناسیم و آنها را تبیین و تحلیل کنیم. در جوهره «صدا» چه عوامل ناشناخته و مرموزی وجود دارد؟ گفتیم جوهره صدا، و نه تکنیک آن، که در هر نظام موسیقایی، از سنتی تا کلاسیک تا پاپ، تعریف مشخص خود را دارد. تکنیک ممتاز و عالی، صدا را درخشان تر می کند ولی نمی تواند جوهره ای را «ایجاد» کند، تکنیک آواز و ضربی خوانی رفیعی، محمودی خوانساری و ایرج بسطامی، در مقایسه با استادان بزرگ هم عصرشان، گاه بسیار محدود و «خلاصه» است، ولی ماندگاری آنها در دل مردم، به دلیل جوهره صدای ذاتی، بسیار بیشتر از بعضی «استاد»انی است که در ردیف دانی و پیچ و خم های دشوار صداگیری از حنجره و نیز در شعرشناسی، فرسنگ ها از آنان جلوتر بودند. شاید بارزترین عنصری که «صدا»یی را دلنشین و جانسوز می کند، عنصر «درد» است. در کشوری که هر کدام از افرادش، از بستر مهد تا سنگ لحد، زخم ها از زمانه و زندگی بر دل و جانش دارند، تکریم «درد»، آیینی باطنی است. ذهنیت عموم مردم با همه ناآگاهی از پیچ و خم های فنی موسیقی، تشخیص دل آگاهانه ای دارد از عنصر زرین «درد» و نیک ادراک می کند تفاوت بین صدایی که درد را از درون فریاد می کند، با صداهایی که آن را با ریب و ریا به خود می بندند ولی در عمق جانشان از آن نشانه ای ندارند. در فرهنگ این خاک، نقطه زرین شخصیت فرد صاحب هنر، در تجلی بخشیدن به همین عنصر است و نیز، جلادهنده هنر اوست، مگر شمس تبریزی نفرمود «...مطرب که بی درد باشد دیگران را سرد کند؟» و عجب از این فرهنگ غریب که ذات طرب را از درد و داغ جدا نمی داند! محسن چاوشی، مثل بسیاری از چهره های از یاد نرفتنی در موسیقی مردمی صدسال گذشته ما، از همین بستر، همین فضا و همین مفاهیم، برخاسته است. همه این عناصر در صدای او به رعنایی و استواری، قد کشیده اند. بعید بود که صدای دیگری هر چند خوب و خوش، ترانه «سنتوری» را می خواند و اینچنین به اعماق دل میلیون ها جوان این مرز و بوم می نشست. در صدای این نخل بلند بالای جنوبی، کیمیای «درد»، به سه معنا حضور دارد: فردی، اجتماعی و تاریخی؛ او خواننده ای غریزی است، اما غریزی بودن و ناآگاهی فرهنگی او به این مسایل، از جنسی اصیل و پاکیزه است و همین نیز اقبالش را برای ماندگار شدن افزایش می دهد. دانش تحسین آمیز او در کار با صداسازهای الکترونیکی و رایانه های موسیقی، فهمش در انتخاب شعر، برکناری لحن زیبای او از لمپنیسم رایج و «سرد» خواندن (ویژگی هایی ناپسند، و متاسفانه رایج در بسیاری خوانندگان جوان)، معصومیت جوانی، و احترامی که برای حرفه خود به عنوان کاری انسانی ـ و بعدا هنری ـ قائل است، اقبال او را در ماندگاری باز هم افزایش می دهد. محسن چاوشی یک پدیده است در سال های بعد از انقلاب اسلامی و واقعا نمی شود او را با هیچ کس دیگر مشابه انگاشت، و تنها، آن نخل تنومند برآمده باز هم از جنوب ـ رضا صادقی نجیب و مهربان ـ است که در نوع خود، می تواند همراه با او به یاد بیاید. تا وقتی که در گوشه ای از این آب و خاک، جوانی از غم نان، از بی کسی، از یغما رفتن دردانه اش به دست فقر و احتیاج، و از نامهربانی محبوبی، بغض نترکیده ای را همچون سنگی در گلو فرو می بلعد و از ایوان اشک هایش به پیاده روهای بی کسی و بلاتکلیفی فرود می آید و داغ های هولناک روز و شب را به سینه حمل می کند، جوانی معصومِ صدای دردآشنای چاوشی، قصه ها و غصه های او را می گوید و مرثیه خوان دل های ناآرام آنهاست. محسن چاوشی، آینده ای درخشان تر می تواند داشته باشد اگر از فریب های فرصت سوز که در کمین هر جوان بااستعدادی نشسته، در امان بماند. در مسیر چنین استعدادهایی، فرصت های عالی در کنار انبوهی از سراب ها، توهم ها و حسادت ها قرار گرفته اند و متاسفانه نیروهای منفی، برآیند قوی تری دارند تا نیروهای مثبت. در مورد «سنتوری»، خوش اقبالی محسن چاوشی در این بود که به شایستگی برای ساخت و اجرای آن انتخاب شد، و چه درخشان از عهده برآمد، و بداقبالی او در آن همه ماجرایی بود که بر فیلم سنتوری و بر موسیقی و ترانه آن رفت، و هنرمند جوانی را در آستانه درخشش موفقیتش، نامراد گذاشت اما مسیر پیروزی ها همیشه آکنده از شکست هایی است که اگر از آنها درس درستی گرفته شود، هنرمند را قوی تر و پخته تر می کند. مرکز موسیقی حوزه هنری، اولین ارگانی بود که استعداد جوان و پویای چاوشی را در سال ۱۳۸۶ قدر شناخت و برای تولیدات آینده او طراحی دقیق کرد. پاکیزگی موسیقی و لحن خوانندگی چاوشی، ایده تولید آلبوم «۱۳» را پیش آورد که اساس آن، اجرای موسیقی پاپ با اشعار کلاسیک فارسی بود. چاوشی واقعا کار را جذاب از آب درآورد، و اگر منتشر می شد، در آن زمان، جواب دندان شکنی بود به آدم هایی که ادعا می کردند شعر کلاسیک و کهن با موسیقی امروزی جفت و جور نیست. اما به قول یکی از دوستان ظریفه گو، آلبوم «۱۳» برای هیچ کدام از دست اندرکارانش خوش یمن نبود و خرافه قدیمی نحسی ۱۳، آنها را از جمله نویسنده این یادداشت را گرفت چرا که مشاورانِ «معتمد»(!) مشاوره های غلط می دادند و پشت پرده ندا سر می دادند که اصلا مشکل فیلم سنتوری بیشتر مربوط به شخص چاوشی است!! بعدا دیدیم که چنین نبود. مدیر و حامی آلبوم، با تندبادی از پشت میز مدیریت به گرداب حوادث پرتاب شد، در هر صورت هر کدام از یک طرف پراکنده شدیم. «سنتوری» همچنان معطل مجوز ماند، چاوشی به ناچار، آلبوم «شاخه نیلوفر» را تولید کرد و مجوز گرفت (مدت ها موسسه آوای باربد پیگیر بود) بیرون داد و البته آنطور که پیش بینی می شد استقبال شد که خوشبختانه توفیق آلبوم «ژاکت»، بی توفیقی قبلی را تا حدودی جبران کرد. «حریص» به عنوان سومین اثر انتشار یافته رسمی او نیز که بیشتر شاکله آلبوم دارد و مجموعه هم خوان و هم محتوایی است و مشخص است یک هدف و موضوع را نشانه گرفته است، باوجود استقبال عمومی و جذابیت به نظر بنده از لحاظ ترانه و ریتم و رعایت تمامی ذائقه های شنیداری به اندازه «ژاکت» نظرها را تامین نکرده است. چاوشی حتما کارهای خوب دیگر هم دارد و خواهد داشت، ولی آلبوم «۱۳» حساب دیگری دارد و اگر در بیاید، نشان می دهد که آهنگساز/ خواننده در جفت و جور کردن مفاهیم اخلاقی و عرفانی اشعار بزرگان ادب پارسی (نظیر سعدی، عطار، حافظ، مولوی و شهریار) با ملودی های پاپ امروز، چقدر تواناست و چه خوب، هنر موسیقی خود را در خدمت آن مفاهیم عالی قرار می دهد. اجرای او در «۱۳» مخالفان و منفی بافان را متقاعد می کرد که مدام از «تلخی ها و سیاهی های موسیقی چاوشی» می گویند و مثل اینکه دوست دارند او را و هم دوره ای های او را در همین چهارچوب تنگ و حقیر، حبس کنند، اما واضح است، واضح تر از آفتاب، که نیروی نبوغ جوان محسن چاوشی، این «فرضیه» ها را در هم خواهد شکست. هر چند که او سابق بر این نیز عملا نشان داده که مهارتش فقط در آوازهای بغض آلود و تیره نیست و رابطه او با حنجره اش، مثل رابطه بازیگری کارکشته است با چهره و بدنش، و از آن به عنوان ابزار بیان مطالب دلخواهش بهره می گیرد. کافی است گوش کنیم به آثاری که او در ارتباط با موضوعاتی مثل فلسطین، امام رضا (ع)، محرم، توبه نامه و خشخاش (در ارتباط با اعتیاد) و موضوع های دیگر خوانده است که اتفاقا اینها در حال حاضر نیز قابل انتشار رسمی هستند. نه، چاوشی حتی محدود به خود هم نیست و نمی تواند باشد. چاوشی می تواند صدای آینده موسیقی پاپ ایران باشد.
  2. irsalam

    ایمیل خوان چیست؟

    ایمیل خوان چیست؟ گاهی پیش میآید که برای اتصال به حساب ایمیل قادر به استفاده از مرورگرتان نیستید، یا اصلا میخواهید نامههایتان را تحت یک نرمافزار مجزا مدیریت کنید که برای این هدف ایمیلخوان بهترین ابزار ممکن است. یک ایمیلخوان (email reader) یا مشتری ایمیل (email client) یا رسمیتر آن مرورگر ایمیل (MUA) برنامهای کامپیوتری برای مدیریت ایمیل است. IMAP و POP3 که در مرورگرهای ایمیل از آنها یاد میشود، از خانواده پروتکلهای اینترنتی ولی برای دستیابی به ایمیل هستند. POP3 همیشه همه ایمیلهای جدید را برروی سیستمتان ذخیره میکند ولی در IMAP تا زمانی که شما درخواستی نکنید، چیزی ذخیره نخواهد شد. همچنین POP3 تمام ایمیلها را در پوشهای به نام Inbox دانلود میکند، در حالی که IMAP ساختار پوشه شما را در پوشه اصلی نگهداری میکند. زمانی POP3 برای شما مفید خواهد بود که تنها به ایمیلتان از یک کامپیوتر دسترسی داشته باشید ولی IMAP به شما این اجازه را میدهد که ایمیلها را در یک کامپیوتر شخصی در خانه یا یک ایستگاه کاری (WorkStation) در اداره یا یک کامپیوتر نوت بوک در حین سفر بدون نیاز به انتقال پیغام یا انتقال فایلها بین این کامپیوترها، مدیریت کنید. با کمک POP3 ایمیلهایتان به طور خودکار از روی سرور پاک خواهند شد در حالی که در IMAP تا زمانیکه شما مشخص نکنید، فایلی حذف نخواهد شد و همه فایلها برروی سرور نگهداری خواهد شد. پیشنهاد میشود که با توجه به برتریهایی که IMAP دارد، از این نوع پروتکل هنگام تنظیم مرورگر ایمیلتان استفاده کنید، ضمنا، اگر از Gmail استفاده میکنید؛ آدرس برای نوع IMAP میشود: imap.gmail.com و آدرس برای نوع POP3 میشود: pop.gmail.com. برای فعال کردن IMAP باید به حساب جیمیل تان متصل شوید، گوشه بالا و سمت راست صفحه جیمیلتان برروی settings کلیک کنید. حالا برروی Forwarding and POP/IMAP کلیک کنید و سپس Enable IMAP را فعال کنید.
  3. بهار خانم

    خوان ماتا به چلسی پیوست

    به گزارش خبرگزاری مهر، "خوان ماتا" مهاجم باشگاه والنسیا با قراردادی پنج ساله به ارزش 7/26 میلیون یورو این تیم اسپانیایی را به مقصد چلسی ترک کرد. ماتا چهارمین خرید تابستانی "آندره ویلاس بواس" سرمربی پرتغالی چلسی محسوب می شود. این تیم لندنی پیش از این "فیبات کورتوا"، "اوریل رومئو" و "روملو لوکاکو" را به خدمت گرفته بود. ماتا بعد از پیوستن به چلسی در گفتگو با خبرنگاران گفت: "والنسیا تیم بزرگی بود اما می خواستم به تیم بزرگتری بپیوندم که شانس کسب جامهای بیشتری را داشته باشد. امیدوارم به زودی خود را با شرایط تیم جدیدم وفق دهم و بتوانم برای این تیم موثر باشم". ماتا از سال 2007 تا 2011 در والنسیا حضور داشت و در 179 بازی برای این تیم در مجموع 43 گل به ثمر رساند.
  4. بهار خانم

    خوان گسترده آداب و رسوم یونان

    یونان كشوری است كه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصی كه دارد به بخشها و محدودههای مختلف تقسیم شده و مكانهای دیدنی متنوع موجود در آن تفاوتهای خیلی زیادی با هم دارند. در بخشهای مختلف یونان گویشها، آداب و رسوم، رقصها و افسانه های متفاوتی رایج است. در هر بخش یونان بزرگ كه در طول قرنها سنتهای خود را به وجود آوردهاند، هیچ روش یكسان و مشابهی برای انجام دادن كارها وجود ندارد. ولی بعضی از این سنتها بیشتر از بقیه مورد قبول عموم واقع شدهاند. البته آنها باورها و اعتقادات بیشماری دارند كه پرداختن به همه آنها به زمان زیادی احتیاج دارد و ما به ناچار فقط به برخی از آنها اشاره می كنیم. رسم و رسوم مربوط به ازدواج در یونان باستان در یونان عروسها روبنده قرمز و یا زرد داشتند كه نماد آتش بوده است. این روبندهها با رنگهای درخشانشان برای حفظ كردن عروس از دست اجنه ها و ارواح شیاطین استفاده میشده است. همچنین انگشتر الماس نماد قطرههای اشكهای خدایان بوده است و اعتقاد داشتند كه الماس نشان دهنده شعله های عشق نیز هست. یك عروس یونانی روز عروسیاش همراه خود یك حبه قند می آورده تا مطمئن شود زندگی شیرینی در انتظارش است، البته به جای قند می توانسته با خود گیاه عشقه نیز بیاورد. جشن عروسی هم معمولاً شب برگزار می شده و در مهمانیهای مجللشان به عیش و نوش، خوردن، نوشیدن و رقصیدن مشغول می شدند، كه این رقصها شامل رقصهای مشهور دایرهای شكل یونانی می شده است. موقع چیدن ظرفها آنها را به خاطر خوش شانسی محكم روی زمین می كوبیدند و جالب اینكه روی سر نوازندهها پول می ریختند! برای خوشآمدگویی به مهمانان مغز بادام با روكش شكلات با اسم محلی Koufeta می دادند. چشم زخم (چشم شور) چشم زخم یا چشم شور یكی از مشهورترین خرافات یونانی است كه ریشه آن به فرهنگ هلنی و دوران بتپرستی آنان باز میگردد. در نقاشیهای قدیمی یونانی مربوط به دویست سال پیش تصویر چشم دیده شده است، چراكه فكر می كردند تصویر چشم، چشم زخم را از آنها دور میكند. چشم زخم در تمام سرزمینهای یونان شناخته شده است، همیشه میتواند به انسانها ضربه بزند و هیچ كس در برابر آن ایمن نیست. آیا برایتان اتفاق افتاده كه كسی از شما تعریف كند و بهتان بگوید امروز چقدر زیبا شدهاید و بعد بلافاصله سردردی وحشتناك بگیرید؟! آنها این قبیل اتفاقات را به چشم زخم نسبت می دهند. (البته خود ما نیز چنین اعتقاداتی داریم!) البته چندین راه برای مقابله با چشم زخم وجود دارد. یكی از مطمئن ترین راهها استفاده از پر است. بیشتر مردم در لباس و یا در جیبشان یك پر نگه میداشتند. یك روش دیگر برای مقابله با چشم زخم این بوده كه روی یك طلسم آبی تصویر یك چشم را می كشیدند و از آن به عنوان دستبند و یا گردن بند استفاده می كردند. به جای طلسم آبی از مهرههای آبی هم می توانستند استفاده كنند. ولی بیچاره آنهایی كه خودشان چشم آبی داشتند!! چون مردم فكر می كردند این افراد چشم شوری دارند و بنابراین اصلاً دوست نداشتند آنها ازشان تعریف كنند. اگر احیاناً یك انسان چشم شور ازشان تعریف می كرد، در بین آنها رسم بود كه بر زمین آب دهان می انداختند و گاهی برای اطمینان بیشتر كه حتماً بلا ازشان دور شود این كار را سه بار انجام می دادند. روز سه شنبه نحسترین روز در طول هفته برای مردم یونان روز سهشنبه است. چراكه در بیست و نهم سال 1453 در چنین روزی طی یك اتفاق غیر قابل تصور شهر قسطنطنیه از دست یونانیان خارج شد و به دست تركان عثمانی افتاد. گفته شده است كه اگر داد و ستد و یا كسب و كاری در این روز شروع شود، نشانه بدی برای صاحبانش خواهد بود و بیشتر یونانیها به این گفته اعتقاد دارند و میگویند شروع كردن هر كاری در روز سه شنبه عاقبت خوشی ندارد. عدد 13 عدد 13 برای یونانیان نشانه خوشبختی و خوش شانسی است. البته اگر روز سیزدهم و سهشنبه مصادف شوند اصلاً نشانه خوبی نیست و برایشان بدبختی به همراه می آورد. بنابراین اگر روز سیزدهم ماه به سه شنبه بیفتد خیلی حواسشان را جمع می كنند و مراقب اوضاع هستند. البته این عدد به تنهایی خوش شانسی می آورد و در برخی از مناطق یونان می گویند كه 13 نماد حضرت عیسی و حواریونش است. البته ما هم نباید فراموش كنیم كه یونان در المپیك سیدنی 13 مدال را از آن خود كرد، پس عدد 13 نمیتواند نحس باشد!! استخوان خفاش برخی از مردم معتقد بودند كه استخوان خفاش نماد خوش شانسی است. این افراد یك استخوان كوچك خفاش را همیشه حتی وقتی كه بیرون می رفتند با خودشان می بردند. منتها تنها مشكل آنها تهیه كردن استخوان خفاش بود، چون كشتن خفاش را خیلی بد می دانستند. البته در برخی از جزایر كاملاً خلاف این پندار را داشتند و معتقد بودند خفاش نشانه بدبختی و بدشانسی است. خروس خروس برای یونانیان نماد مرگ و بدبختی بوده است. اگر آنها می دیدند و یا می شنیدند كه خروسی در حال قوقولی كردن است، برای رفع بلا شعری را بدین مضمون « از اینجا برو... از اینجا برو و برای من خبرهای خوب بیاور..» را می خواندند.
×
×
  • اضافه کردن...