رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دینی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    داستانهای بحارالانوار

    لبخند پیامبر ( صلی الله علیه واله ) روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، به طرف آسمان نگاه مي کرد، تبسمي نمود. شخصي به حضرت گفت :يا رسول الله ما ديديم به سوي آسمان نگاه کردي و لبخندي بر لبانت نقش بست ، علت آن چه بود؟رسول خدا فرمود:- آري ! به آسمان نگاه مي کردم ، ديدم دو فرشته به زمين آمدند تا پاداش عبادت شبانه روزي بنده با ايماني را که هر روز در محل خود به عبادت و نماز مشغول مي شد، بنويسند؛ ولي او را در محل نماز خود نيافتند. او در بستر بيماري افتاده بود.فرشتگان به سوي آسمان بالا رفتند و به خداوند متعال عرض کردند:ما طبق معمول براي نوشتن پاداش عبادت آن بنده با ايمان به محل نماز او رفتيم . ولي او را در محل نمازش نيافتيم ، زيرا در بستر بيماري آرميده بود.خداوند به آن فرشتگان فرمود:تا او در بستر بيماري است ، پاداشي را که هر روز براي او هنگامي که در محل نماز و عبادتش بود، مي نوشتيد، بنويسيد. بر من است که پاداش اعمال نيک او را تا آن هنگام که در بستر بيماري است ، برايش در نظر بگيرم .(1)
  2. irsalam

    نگاهی به اندیشه دینی مولوی

    نگاهی به اندیشه دینی مولوی حالات روانی جلال الدین درباره مسئله جبر و اختیار فوق العاده طوفانی بوده، گاهی آن چنان اختیار را ثابت می کند که حتی خود متفکّرین قایل به اختیار با آن عظمت نتوانسته اند اختیار را ثابت کنند. گاهی هم چنان دفاع از جبر کرده است که که هیچ راهی برای اختیار نگذاشته است .... چون موضوع این نوشتار تحقیق در مورد شعر است پیش از ورود به اصل بحث بیان مقدّمه ای ضروری به نظر می رسد. شعر از انواع هنر است که دو دیدگاه کلّی در مورد آن وجود دارد و ما باید برای روشن شدن زمینه بررسی، ابتدا دیدگاه خود را مشخص کنیم. ۱) هنر برای هنر: از این منظر آنچه مورد توجّه است، خود هنر است؛ بدون آنکه هدفی برای هنر در نظر گرفته شود. به شعر و به طور کلی هنر پرداخته می شود چون زیباست، بدون در نظر داشتن هر گونه بار علمی، فرهنگی یا تربیتی. بنابراین شعر فقط برای مشاعره، پرکردن اوقات فراغت یا تکمیل لذّت نشستن کنار نهری روان یا پری چهری خوش زبان مطلوب دانسته می شود. سؤال از این منظر این است که محدود کردن شعر و هنر به این دید بسته، آیا جفا به اندیشه و زحمات هنرمندان و شعرا نیست؟ آیا این پاس داشتن هنر و فرهنگ است یا فروبردن آن در کنج لاابالی گری؟ ۲) ابزار دانستن هنر: این نظریّه هنر را در کنار سایر ابزار در خدمت آرمان و هدفی می داند و از آن برای رساندن خود و یا جامعه به هدف مطلوب خود استفاده میکند چه این اهداف سیاسی باشند یا ایدیولوژیک یا دینی. در جوامعی مثل جامعه ما که وسیله انتقال فرهنگ از دیرباز غالبا شنیداری بوده است، ارباب تفکر و صاحبان اندیشه های مختلف نظرات خود را در قالب شعر در جامعه رواج می داده اند که بسیاری وجود شعر به صورت ضرب المثل در میان توده مردم گواه این مدّعاست. ( ر.ک. امثال و حکم دهخدا ) علوم روز به زبان شعر مطرح می گردید مثل اشعار فلسفی و منطقی مرحوم حاج ملّا هادی سبزواری و اشعار فراوان در مورد ادبیّات عرب مثل الفیّه ابن مالک و سروده های بسیار زیادی که به صورت هنرمندانه ای حکمتهای موجود در کتاب خدا را بیان می کند و به صورتی عامّه پسند، فرهنگ دینی را در میان مردم منتشر می سازد تا برسد به انتقال فرهنگ حماسی بومی و مذهبی مثل کاری که فردوسی انجام داد و آرام آرام منتهی به فراگیر شدن شعر حماسی و مذهبی در بیان واقعه شورانگیز کربلا گردید. پس هنر شعری، یکی از عوامل مهم فرهنگ ساز در جامعه است. بدون تردید «دین» دیگر عنصر فرهنگ ساز در جامعه است و با در نظر گرفتن سابقه تاریخی آن، این دو (هنر و دین) شروع به تعامل با یکدیگر کردند که نتیجه آن شکل گرفتن «شعر دینی» است. شعر دینی شعری است که می خواهد مفاهیم دینی را در قالبی زیبا و هنرمندانه به جامعه عرضه کند و اکنون ما وارث کوشش آن هنرمندان هستیم. شعری که برای تحقیق انتخاب کرده ایم از اشعار مولوی است و ابتدا با توجّه به مقدّمه چند سؤال طرح می کنیم: آنچه مولوی سروده چه نسبتی با معارف ناب دینی دارد؟ آیا می توان ادّعا کرد که تمام سروده های او منطبق بر حقایق دینی است یا بخشی از آنها را پوشش می دهد و یا اصلا از بیان حقایق دین اجنبی است؟ صورت آخر با بیان گذشته در مورد شعر دینی ناسازگار است، امّا فرضیّه ما این است که اشعار مولوی لزوما تطابق کامل با حقایق دینی ندارد. فروزانفر می گوید: (در مورد شعر از علی آموز اخلاص عمل / شیر حق را دان منزه از دغل که داستان خدو انداختن خصم بر روی ایشان را بیان می کند) این روایت را به صورتی که در مثنوی نقل شده تا کنون در هیچ مأخذ نیافته ام و ظاهرا حکایت مذکور با تصرّفی که از خصایص مولانا است، مأخوذ از گفته غزالی و روایتی که در «احیاءالعلوم» بدین گونه آورده است. سپس فروزانفر مطلبی از احیاءالعلوم در مورد خلیفه دوم نقل می کند. چنان که روشن شد فروزانفر به عدم تطابق داستان منظوم مولوی با حقیقت تصریح می کند و تصرّف در واقعیات را از خصایص مولوی برمی شمارد. فروزانفر، بدیع الزمان – مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی صفحه ۳۷ چاپ سوم – امیرکبیر۱۳۶۲ محمد تقی جعفری نیز چنین بیانی دارد: گروه دیگر {داستانهایی که} در هیچیک از منابع دیده نمی شود مانند اینکه علیّ بن ابیطالب علیه السلام به ابن ملجم فرموده باشد: غم مخور جانا شفیع تو منم مالک روحم نه مملوک تنم در هیچیک از منابع اسلامی چنین مطلبی از امیرالمومنین علیه السلام نقل نشده است . جعفری، محمدتقی – تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی ، جلد یک ، مقدمه، صفحه ۱۹ – شرکت سهامی انتشار ایشان نیز تصریح دارد که بخشی از سروده های مولوی مطابقت با واقعیّت ندارد و بدون مستند است. در نتیجه با وجود چنین خصوصیّتی خواننده وادار می شود مبانی اعتقادی خود را از منبع مورد قبول و مستندی به دست آورد و بعد بیان آن واقعیّت را به عهده هنر شعری مولوی بگذارد. هیچ بغضی نیست در جانم زتو زآنکه این را من نمی دانم ز تو آلت حقی تو فاعل دست حق چون زنم بر آلت حق طعن و دق غم مخور جانا شفیع تو منم مالک روحم نه مملوک تنم این ابیات از شعر مورد نظر نیز برای خواننده ایجاد سؤال می کند که آیا واقعا قاتل امیرالمومنین علیه السلام کاری کرده که به خود او مستند نیست و بر این اساس هیچ گونه سرزنش و ملامتی متوجه او نمی گردد یا اینکه مسئولیّت کارش به عهده خود اوست و در مقیاسی وسیع تر آنچه بدان و خوبان عالم انجام می دهند از روی اختیار خودشان است یا به انجام آن مجبورند؟ به عبارت دیگر آیا اصلا انسان خوب و بد در جهان وجود دارد؟ محمد تقی جعفری چنین می گوید: با دقّت در تمام مباحث مثنوی این حقیقت برای ما روشن می شود که جلال الدین در باره مسئله جبر و اختیار نتوانسته است یک اصل را به عنوان واقعیّتی که هیچ گونه انحراف از آن امکان ندارد، بیان کند. حالات روانی جلال الدین درباره مسئله جبر و اختیار فوق العاده طوفانی بوده، گاهی آن چنان اختیار را ثابت می کند که حتی خود متفکّرین قایل به اختیار با آن عظمت نتوانسته اند اختیار را ثابت کنند. گاهی هم چنان دفاع از جبر کرده است که که هیچ راهی برای اختیار نگذاشته است .... اغلب شارحین مثنوی در این بیت که: «آلت حقی تو فاعل دست حق چون زنم بر آلت حق طعن و دق» گرفتار نوسانات فکری عجیبی شده اند ..... یا اینکه بگوییم این مرد بزرگ اشتباه کرده است ..... باز چنانکه گفتیم هیچ تاریخی از امیرالمومنین علیه السلام چنین گفتاری را نقل نکرده است. جعفری، محمد تقی – تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی – جلد دو صفحه ۷۷۸ – شرکت سهامی انتشار بیت بعدی چنین است: گفت او پس این قصاص از بهر چیست؟ گفت هم از حق و آن سر خفی است بر اساس این داستان منظوم وقتی قاتل می بیند مقتول او را فقط ابزاری می داند، نه آنکه مسئولیّتی را به وی متوجّه بداند سوال می کند: پس حکم قصاص چرا باید در مورد من اجرا شود؟ مولوی در سروده اش چنین بیانی رابه عنوان پاسخ می گوید که قصاص حکم اسرار آمیزی است که دانستن آن در اختیار خداوند است. آیا واقعا این طور است که مولوی سروده و قصاصی که خداوند مقرّر فرموده مسئله اسرار آمیزی است که جهت آن برای ما نامعلوم می باشد؟ محمد تقی جعفری می گوید: هنگامی که جلال الدین متوجه مسئله قصاص می شود و می بیند که اگر کشتن ابن ملجم مطابق خواست خدایی بود و مانند سایر قتل نفس ها که واقع می شود، مطابق قضای حتمی الهی بود، قانون قصاص باید لغو شود. در این مورد جلال الدین باز مسئله را به پشت پرده کشیده می گوید: مسئله قصاص یک رازنهانی است که خداوند علّت آن را می داند. در صورتی که قرآن مجید می فرماید: «و لکم فی القصاص حیات یا اولی الالباب» برای شما در قصاص زندگی تحقّق پیدا می کند. این بزرگترین فلسفه قانون قصاص است، اگر چه ضمنا حسّ انتقام جویی خویشاوندان کشته شده را هم اشباع می کند. مدرک سابق – صفحه ۷۸۲ با این توضیح معلوم می شود که مولوی برای پژوهشگری که تنها منبع خود را اشعار وی قرار داده، تفسیر روشنی از قصاص و مسئله جبر و اختیار ارایه نداده است. بیت دیگری که در معرض تحقیق مختصرمان قرار می دهیم چنین است: غم مخور جانا شفیع تو منم مالک روحم نه مملوک تنم مولوی با این شعر چنین ادّعایی مطرح می کند که امیرالمومنین علیه السلام به قاتل خویش وعده شفاعت داده اند. برای بررسی اینکه آیا این بیت قابلیّت استناد دارد یا خیر، ناچاریم توضیح کوتاهی در مورد شفاعت بیان کنیم. مراد از شفاعت در اصطلاح متکّلمین این است که رحمت خداوند و مغفرت الهی از طریق بندگان خاص و اولیاء به همه مردم برسد. آیاتی برای اثبات شفاعت مورد استدلال قرار می گیرند، از جمله: «ولایشفعون الّا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون» و هرگز آن مقرّبان درگاه از احدی جز آنکه خدا از او راضی است شفاعت نکنند و آنها دایم از خوف قهر خدا هراسانند. سوره انبیاء آیه ۲۸ سبحانی، جعفر – گفتارهایی در الهیّات صفحه ۴۵۳ اما سخن در این است که آیا محدوده شفاعت به حدّی وسیع است که شامل ابن ملجم و امثال او هم بشود؟ محمد تقی جعفری می نویسد: بایستی این حقیقت را هم در نظر گرفت که اگر گناهی آن چنان ماهیّت انسانی را دگرگون کند که به هیچ وجه قابل اصلاح نباشد .... از نظر قوانین واقعی که عقل و شرع آنها را تأیید می کند، چنین شفاعتی امکان پذیر نمی باشد. تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی – جلد ۲ صفحه ۸۱۷ شیخ مفید قدّس سره می گوید: امیرالمومنین علیه السلام در مورد گناهکاران شیعه شفاعت می کنند. اوائل المقالات چاپ دوم صفحه ۵۴ و دیگر دلایلی که محدوده شفاعت را منحصر به دوستان و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام کرده اند، نه کسی که جامعه بشریّت را از فیض حضور قدسی امیرالمومنین علیه السلام محروم کرده است و بزرگترین خسارت و ضرر را متوجّه علم و فرهنگ و دین مردم وارد آورده است. در نتیجه شاید پاسخ این سوال که مولوی تا چه حد می تواند تکیه گاهی برای پژوهش گر معرفت دینی باشد، معلوم شده باشد. پایان گفتارمان را که به جهت محدودیّت های مختلف بسیار مختصر بود، به این آیه شریفه متبرّک می گردانیم: و الشعراء یتّبعهم الغاون. ألم تر أنّهم فی کل واد یهیمون. و أنهم یقولون ما لا یفعلون. إلّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا وسیعلم الذین ظلموا أیّ منقلب ینقلبون. و شاعران را مردم جاهل گمراه پیروی کنند. آیا ننگری که آنها خود به هر وادی حیرت سرگشته اند؟ و آنها بسیار سخنان می گویند که یکی را خود عمل نمی کنند. مگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از ستمی که در حق آنها (و سایر مومنین) شده از حق یاری خواستند (به وسیله طبع شعر خود) و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی بازگشت می کنند. سوره شعرا – آیات ۲۲۴تا ۲۲۷ سید محمد حسین یثربی
  3. daruosh

    برهان تجربه دینی

    براهین وجود خدا ما در نوشته های گذشته براهینی را ذکر کردیم که در آنها از روش استدلال عقلی به اثبات وجود خدا پرداخته شده بود. می توان برهان صدیقین را قوی ترین برهان در میان براهین نظری دانست. اما ممکن است شما هنوز قانع نشده باشید. ممکن است اصلا روش های عقل نظری را نپسندید. در این صورت شاید "برهان تجربه دینی" برهانی باشد که شما به دنبال آن هستید. البته برای اثبات خداوند از طریق برهان تجربه دینی 2 را پیش روی خود خواهید داشت. نخست اینکه با توصی اولیاء الهی به چنین تجربیاتی دست یابید (معرفت بی واسطه) و یا از طریق تجربیات اولیاء الهی وجود خدا را برای خود اثبات کنید (معرفت با واسطه). هرچند توجه به تجربه های دینی امری مرسوم در سنت اندیشه دینی ماست ولی هیچگاه به عنوان برهانی مستقل مورد استفاده فیلسوفان و متکلمان قرار نگرفت. خاستگاه این برهان در اندیشه متالهین غربی جای دارد و علت بسط و پیشرفت آن حملات شدید فیلسوفان غربی (هیوم، کانت و ...) به توانایی های عقل نظری در باب اثبات وجود خداست. تجربه دینی، به معنای امروزی، از اصطلاحاتی است که ویلیام جیمز در کتاب "انواع تجارب دینی" بکار برده است. او گوهر دین را تجربه و احساس، و باورها و اعمال دینی را ترجمه آن می داند. یکی از معرفت شناسان مشهور در بحث تجربه دینی ویلیام آلستون (William Alston) است که معتقد است "تجارب دینی" "باورهای دینی" را موجه می سازند.1 تجربه دینی برای کسانی که چنین حالاتی را تجربه کرده اند معرفتی بی واسطه است. برای مثال، گاهی شما از دیدن دود پی به آتش می برید (مثل برهان نظم، معجزه و ...) و گاهی با دیدن و لمس کردن آتش پی به وجود آن می برید. حتماً با این امر موافقید که یقین حاصل از روش دوم بسیار قوی¬تر از روش نخست است. ولی فیلسوفان دین مدعی¬اند می توان از طریق تجربه های دینی دینداران وجود خداوند را برای کسانی که از چنین تجربه هایی برخوردار نیستند نیز اثبات کرد. اولین قدم برای فهم این برهان، درک درست از معنای تجربه دینی است. هرچند در باره ماهیت تجربه دینی اختلاف نظر بسیار است ولی در این نوشته کوتاه به این اختلافات نمی پردازیم. برای درک اجمالی و البته درست از چنین تجربیاتی، باید بدانیم کسانی که مدعی داشتن تجربه های دینی هستند این تجربه ها را چگونه و با چه ویژگی هایی توصیف می کنند. تجربه در معنای کلی آن واقعه و حادثه ای است که شخص (چه بعنوان انجام دهنده و عامل آن واقعه و چه بعنوان ناظر و بیننده آن واقعه) آن مواجهه ای مستقیم داشته و نسبت به آن آگاه است و منظور از تجربه دینی تجربه ایست است كه با تجربه های متعارف و معمولی بشر فرق داشته و شخص متعلّق این تجربه را موجودی مافوق طبیعی می داند (یعنی خداوند یا موجودی مرتبط با خداوند). اولین قدم برای فهم این برهان، درک درست از معنای تجربه دینی است می توان با مراجعه به بیانات چنین افرادی تجربه دینی را به عنوان «آگاهی مستقیم و شخصی در مورد خود خدا و نه نشانه های او» دارای این ویژگی ها دانست: 1- تجربه ای معنوی 2- متعلق آن موجودی فوق طبیعی باشد 3- تجربه در محدوده دین صورت می گیرد و فاعل آن در توصیف حالات و تجارب خود از مفاهیم و تعابیر دینی استفاده کند.2 یعنی تجربه دینی تجربه ای است که فاعل، آن را تجربه دینی می داند. تجربه ای را دینی دانستن به این معناست که فاعل معتقد است ، تبیین طبیعی برای آن کافی نیست و آن تجربه فقط بر حسب تعالیم دینی سنت او، تبیین می شود. یعنی فاعل برای توصیف تجربه نیاز به موجود فوق طبیعی دارد چرا که آنها واقعا موجود فوق طبیعی را تجربه می کنند. سوال: تعداد افرادی که از چنین تجربه های دینی برخوردارند. این تجربه ها هر چند برای خود این افراد حجت است اما چگونه این تجربیات برای افرادی که از چنین تجربیاتی برخوردار نیستند نیز می تواند حجت باشد؟ پاسخ: برای پاسخ به این سوال، به مثال معروفی از سی دی براد (1971-1887) توجه کنید.3 او از کسانی است که معتقد است می توان با تجربه دینی خدا را اثبات کرد. به نظر براد "دین" شبیه "موسیقی" است. افراد کمی در جهان وجود دارند که هیچ استعدادی در موسیقی نداشته باشند. در مقابل، تعداد کسانی که از استعداد فوق العده ای در موسثقی برخوردار بشند نیز بسیار اندک است. مگر چند نفر در عالم هستند که مثل بتهون یا باخ درک موسیقیایی داشته باشند. حدفاصل این دو گروه قلیل، کثیری از مردمان عادی هستند که طرفداران موسیقی به شمار می روند و با توجه به اختلاف در سلیقه ها و استعداداتشان، از موسیقی لذت می برند. با توجه به این مثال، براد می گوید استعداد انسان ها در تجربه دینی نیز همانند موسیقی متفاوت است. بیشتر افراد در دسته "افراد معمولی" قرار دارند. حال با توجه به این تقسیم بندی برهان تجربه دینی را می توان چنین بیان کرد: مقدمه (1): در میان عرفا و قدّیسان، اتفاق نظر در باره واقعی بودن "تجربه دینی" وجود دارد (در باب علت این اتفاق نظر نظریات بسیار متناقضی ارائه شده است و در این برهان "وجود یک حقیقت" ملاک قرار گرفته است). مقدمه (2): از این اتفاق نظر می توان بطور معقولی نتیجه گرفت که آنچه آنها مشاهده کرده¬اند حقیقت دارد مگر اینکه با دلیل موجهی برای ما اثبات شود که آنها دچار توهمات خدشان هستند. مقدمه (3): هیچ دلیل موجه و معقولی برای اثبات موهوم بودن تجربه های عرفانی نداریم. نتیجه: پس باور به اینکه تجربه های عرفانی و دینی واقعی هستند باور معقولی است. (یادمان باشد، همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، یکی از مدعیات فاعلان این تجربه ها وجود یک موجود متعالی خدا یا موجود مرتبط به خدا¬ـ بود). بنابراین ما به عنوان انسان هایی که از تجربه های عمیق دینی بی بهره ایم می توانیم از تجربیات عرفا و اولیاء خدا بطور معقول و موجه استنباط کنیم که یک امر متعالی به نام خدا در عالم هستی وجود دارد. این بدان معناست که تجربه های دینی بطور مستقیم به کار فاعل های آنها می آیند و بطور غیرمستقیم و استدلال به کار ما به عنوان انسان های معمولی می آیند.
×
×
  • اضافه کردن...