رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رسوم'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    رسم و رسوم ازدواج ( طنز )

  2. بهار خانم

    خوان گسترده آداب و رسوم یونان

    یونان كشوری است كه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصی كه دارد به بخشها و محدودههای مختلف تقسیم شده و مكانهای دیدنی متنوع موجود در آن تفاوتهای خیلی زیادی با هم دارند. در بخشهای مختلف یونان گویشها، آداب و رسوم، رقصها و افسانه های متفاوتی رایج است. در هر بخش یونان بزرگ كه در طول قرنها سنتهای خود را به وجود آوردهاند، هیچ روش یكسان و مشابهی برای انجام دادن كارها وجود ندارد. ولی بعضی از این سنتها بیشتر از بقیه مورد قبول عموم واقع شدهاند. البته آنها باورها و اعتقادات بیشماری دارند كه پرداختن به همه آنها به زمان زیادی احتیاج دارد و ما به ناچار فقط به برخی از آنها اشاره می كنیم. رسم و رسوم مربوط به ازدواج در یونان باستان در یونان عروسها روبنده قرمز و یا زرد داشتند كه نماد آتش بوده است. این روبندهها با رنگهای درخشانشان برای حفظ كردن عروس از دست اجنه ها و ارواح شیاطین استفاده میشده است. همچنین انگشتر الماس نماد قطرههای اشكهای خدایان بوده است و اعتقاد داشتند كه الماس نشان دهنده شعله های عشق نیز هست. یك عروس یونانی روز عروسیاش همراه خود یك حبه قند می آورده تا مطمئن شود زندگی شیرینی در انتظارش است، البته به جای قند می توانسته با خود گیاه عشقه نیز بیاورد. جشن عروسی هم معمولاً شب برگزار می شده و در مهمانیهای مجللشان به عیش و نوش، خوردن، نوشیدن و رقصیدن مشغول می شدند، كه این رقصها شامل رقصهای مشهور دایرهای شكل یونانی می شده است. موقع چیدن ظرفها آنها را به خاطر خوش شانسی محكم روی زمین می كوبیدند و جالب اینكه روی سر نوازندهها پول می ریختند! برای خوشآمدگویی به مهمانان مغز بادام با روكش شكلات با اسم محلی Koufeta می دادند. چشم زخم (چشم شور) چشم زخم یا چشم شور یكی از مشهورترین خرافات یونانی است كه ریشه آن به فرهنگ هلنی و دوران بتپرستی آنان باز میگردد. در نقاشیهای قدیمی یونانی مربوط به دویست سال پیش تصویر چشم دیده شده است، چراكه فكر می كردند تصویر چشم، چشم زخم را از آنها دور میكند. چشم زخم در تمام سرزمینهای یونان شناخته شده است، همیشه میتواند به انسانها ضربه بزند و هیچ كس در برابر آن ایمن نیست. آیا برایتان اتفاق افتاده كه كسی از شما تعریف كند و بهتان بگوید امروز چقدر زیبا شدهاید و بعد بلافاصله سردردی وحشتناك بگیرید؟! آنها این قبیل اتفاقات را به چشم زخم نسبت می دهند. (البته خود ما نیز چنین اعتقاداتی داریم!) البته چندین راه برای مقابله با چشم زخم وجود دارد. یكی از مطمئن ترین راهها استفاده از پر است. بیشتر مردم در لباس و یا در جیبشان یك پر نگه میداشتند. یك روش دیگر برای مقابله با چشم زخم این بوده كه روی یك طلسم آبی تصویر یك چشم را می كشیدند و از آن به عنوان دستبند و یا گردن بند استفاده می كردند. به جای طلسم آبی از مهرههای آبی هم می توانستند استفاده كنند. ولی بیچاره آنهایی كه خودشان چشم آبی داشتند!! چون مردم فكر می كردند این افراد چشم شوری دارند و بنابراین اصلاً دوست نداشتند آنها ازشان تعریف كنند. اگر احیاناً یك انسان چشم شور ازشان تعریف می كرد، در بین آنها رسم بود كه بر زمین آب دهان می انداختند و گاهی برای اطمینان بیشتر كه حتماً بلا ازشان دور شود این كار را سه بار انجام می دادند. روز سه شنبه نحسترین روز در طول هفته برای مردم یونان روز سهشنبه است. چراكه در بیست و نهم سال 1453 در چنین روزی طی یك اتفاق غیر قابل تصور شهر قسطنطنیه از دست یونانیان خارج شد و به دست تركان عثمانی افتاد. گفته شده است كه اگر داد و ستد و یا كسب و كاری در این روز شروع شود، نشانه بدی برای صاحبانش خواهد بود و بیشتر یونانیها به این گفته اعتقاد دارند و میگویند شروع كردن هر كاری در روز سه شنبه عاقبت خوشی ندارد. عدد 13 عدد 13 برای یونانیان نشانه خوشبختی و خوش شانسی است. البته اگر روز سیزدهم و سهشنبه مصادف شوند اصلاً نشانه خوبی نیست و برایشان بدبختی به همراه می آورد. بنابراین اگر روز سیزدهم ماه به سه شنبه بیفتد خیلی حواسشان را جمع می كنند و مراقب اوضاع هستند. البته این عدد به تنهایی خوش شانسی می آورد و در برخی از مناطق یونان می گویند كه 13 نماد حضرت عیسی و حواریونش است. البته ما هم نباید فراموش كنیم كه یونان در المپیك سیدنی 13 مدال را از آن خود كرد، پس عدد 13 نمیتواند نحس باشد!! استخوان خفاش برخی از مردم معتقد بودند كه استخوان خفاش نماد خوش شانسی است. این افراد یك استخوان كوچك خفاش را همیشه حتی وقتی كه بیرون می رفتند با خودشان می بردند. منتها تنها مشكل آنها تهیه كردن استخوان خفاش بود، چون كشتن خفاش را خیلی بد می دانستند. البته در برخی از جزایر كاملاً خلاف این پندار را داشتند و معتقد بودند خفاش نشانه بدبختی و بدشانسی است. خروس خروس برای یونانیان نماد مرگ و بدبختی بوده است. اگر آنها می دیدند و یا می شنیدند كه خروسی در حال قوقولی كردن است، برای رفع بلا شعری را بدین مضمون « از اینجا برو... از اینجا برو و برای من خبرهای خوب بیاور..» را می خواندند.
  3. مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر... سرزمینهای واقع در مشرق زمین مهد آداب و رسوم و سنتهای كهن هستند. یكی از كشورهایی كه فرهنگ و سنتهای قدیمیدارد هندوستان است. در این مطلب سعی میشود به اختصار شما را با برخی از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنیم. در واقع این مقاله یك پیش زمینه است برای شما تا بیشتر در مورد كشورهای دیگر به خصوص سرزمینهای مشرق زمین اطلاعات داشته باشید. Namaskar این كلمه یادآور متداولترین و مشهورترین نوع سلام و علیك در هند است كه در هنگام خوشآمد گویی و یا خداحافظی به كار میرود. دراین شیوه سلام كردن، كف دو دست را به هم میچسبانند و در زیر صورت به سمت بالا نگه میدارند و كمیخم میشوند و سپس به شخصی كه دیدهاند به این روش سلام میكنند. مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر روح و طبیعت معنوی انسانی و دست چپ را نشانگر جهان مادی و جسم انسانی میدانند و با این حركت میخواهند یكی بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند. Tilak تیلاك نشان مذهبیای است كه آنها بر روی پیشانی خود میگذارند و معتقدند برای آنها سعادت، خیر و بركت به ارمغان میآورد. این نشان معمولاً از خمیر قرمز رنگی كه تركیبی از زردچوبه، زاج سفید، ید و كافور است تهیه میشود و سپس به صورت لكهای كوچك در بین ابروان گذاشته میشود. به عقیده مردم هند، این نقطه از پیشانی محل خرد نهفته، تمركز و عقل انسانی است. در ضمن از نظر مسائل عبادی هم كانون مهمیبه حساب میآید و از طرفی آن را چشم سوم وجود خود میدانند و تمام مراسم مذهبی آنها با گذاشتن تیلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روی این نقطه انجام میشود. در ضمن این رسم در بعضی مواقع برای خوشآمد گویی یا وداع با میهمان هم دیده میشود. Arati انجام این سنت نشانی از عشق و تكریم است و در شرایط و موقعیتهای متفاوت چون ستایش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوشآمد گویی به مهمان، شركت در محافل شعری و سرود و خوشآمد گویی به عروس و داماد جدید به فراخور موضوع استفاده میشود. روش كار هم بسیار ساده است؛ پنج لامپ یا چراغ كوچك را با كره یا روغن پر میكنند و در سینی فلزی كوچكی قرار میدهند. در كنار آن نیز صدف حلزونی با آب پر میشود و اطرافش را با گل و برگ تزئین میكنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سینی استفاده میشود و در نهایت سینی تهیه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده میشود تا ارواح شیطانی و تأثیرات چشمهای شیطانی از آن مجلس دور شود. حلقههای گل درست كردن حلقههای گل در هند بسیار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بیشتر دستهگلهایی از یاس سفید با گلهای جعفری یا همیشه بهار (نارنجی رنگ) تهیه میكنند. و به شكل ریسمانی به هم میبافند و ته آن را گره میزنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسی كه میخواهند به او احترام بگذارند میاندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسیار مرسوم است. سنجاق روی بینی سنجاق روی بینی كه یك نگین براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندی است. اگرچه با گذشت زمان این زینت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است. Mangalsura گردنبندی است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و سایر كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهرههای سیاه و آویزان از طلا است. در روز عروسی این گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آویخته میشود تا دانههای سیاه آن عروس خانم را در مقابل شیطان حفظ كند. Shakna-Paula دستبندی است كه از مرجان قرمز و صدف تهیه میشود كه در مجلس عروسی به دست عروس خانم بسته میشود. مفهوم این دستبند در میان مردم هند این است كه با این دستبند داماد به عروس قول میدهد تا او را خوشبخت كند و او را همیشه دوست داشته باشد. هندیها به این دستبند، دستبند عشق میگویند. *********** آداب و رسم غذا خوردن در هند هندىها آداب خاصى در مصرف غذا دارند، آنان در غذا خوردن اسراف نمىكنند، زیرا معتقدند با افراط در غذا دچار تنبلى شده و این امر مانع رشد فكرى و جسمانىشان مىشود. از سویى دیگر سعى مىكنند غذاى مصرفىشان به چرخه طبیعت بسیار نزدیك باشد. به همین دلیل غذاهایى چون ماهى و گوشت را كه برای بهدست آوردن آن باید موجود زندهای را كشت و در نتیجه باعث برهم زدن چرخه طبیعت میشود را مانع آرامش روح و نیایش با خدا مىدانند. از آداب جالبی که دارند، با دست غذا خوردن است که هیچ طبقهی خاصی را هم شامل نمیشود، هندىها معتقدند براى غذا خوردن نباید واسطهاى وجود داشته باشد تا انرژى بین غذا و انسان در تعامل باشد. شبیه گستره جغرافیایی ایران، عادات غذایی در هر منطقه هند متفاوت است به طور مثال در جنوب (شهرهایى چون حیدر آباد، شانل و...) غذاهاى تند مصرف مىكنند، در غرب (مثل كلكته) غذاى شیرین و در شمال (مثل دهلى) غذاى تند و روغنى. امّا در كل برخى غذاهاى مشترك را در همه مناطق هند مىتوان دید. به طور مثال «دال» كه از حبوبات تشكیل شده است و معمولاً آن را بر روى برنج مىریزند و مىخورند، در تمام هندوستان بسیار رایج است. «دال» (Dal) را با عدس لوبیا و نخود میپزند؛ ولى هر كدام از این حبوبات به طور جداگانه پخته مىشوند و همین باعث تنوع در غذا مىشود. «دوساسامبار» (Dososambar) با اینكه غذاى مخصوص جنوب هند است، امّا مصرف آن در همه جاى هند بسیار رایج است. این غذا از یك نان بلند و نازك تشكیل شده كه وسط آنرا سیب زمینى، پیاز و فلفل میگذارند و مىپیچند و برای جاشنی هم از سس خاصى استفاده مىكنند، كه «چتنى» (Chatni) نام دارد و با نارگیل و خود سس «سامبار» (Sambar) كه حاوی سبزیجات مختلف است، درست شده است. باتورا (Batura) هم یكى از نانهاى معروف در هند است (البته بعد از نان چاپاتى) كه همراه با غذایى به نام چولا (Chala) خورده مىشود. چولا از نخود، گوجه فرنگى، پیاز و فلفل و ادویه تشكیل شده و همانند خورشت درست مىشود و آن را با نان باتورا كه روغنى و پفى شكل است میخورند. سمبوسه نیز غذایى آشنا و پرطرفدار است كه بیشتر به صورت عصرانه مصرف مىشود و در خیابانها مىتوان شاهد دستفروشهایى بود كه سمبوسه مىفروشند. در كل اینگونه معروف است كه طبقات محروم و پایین غذاهاى تندترى مصرف مىكنند و غذاها در طبقات بالا از درجه تندى كمترى برخوردار است. هندوها معتقدند كه گاو ماده را نباید كشت و گوشت این حیوان مفید و مقدس را نباید خورد، این یكى از دلایلى است كه آنان از گوشت حیواناتى چون بز، گاو نر و گوسفند استفاده مىكنند. البته مصرف گوشت در بین هندیها چندان پسندیده نیست، حتى امروزه هم مىتوان هندوهایى را دید كه در طول زندگىشان هرگز گوشت مصرف نكردند.
  4. نگاهی به آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد «مشهد» عصاره ادب و آداب و رسوم ایران زمین است. فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید و سنن هر مردمینشان از عواطف و خلقیات و - در معنایی كامل - هویت انسانی آن مردم است. مشهد الرضا (ع)، شهری كه به واسطه عشق به پیشوای هشتم شیعیان شكل گرفت، مهد ادب و آداب ایران زمین بوده و هست. آداب و رسوم مشهد و شهرهای اطراف آن به محبت مهاجر پذیری فراوان شهر مشهد - بخصوص از شهرهای مجاور - بسیار نزدیك و گاه یكسان است كه بارانخواهی و كشتی با «چوخه» از این دست است. از قدیم، خراسان منطقهای كم آب و خشك بوده است؛ به طوری كه مراسم طلب باران در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله مشهد مرسوم بوده و آداب مشتركی داشته است. بدین گونه که زنان و دختران - با استفاده از دو تكه چوب و مقداری پارچه - عروسكی درست میكردند و آن را در سطح محله یا روستا میگرداندند؛ و با خواندن اشعار و تصنیفهایی در جمعیت، باران درخواست میکردند كه در آن معمولا به خداوند و حضرت «محمد» (ص) قسم یاد میشد و از مردم محله و روستا میخواستند برای پخت آشی به همین منظور طبخ كمك کنند. مردم هر كدام در هنگامیكه به گرداننده این عروسك برای طبخ آش و حبوبات و ... میرساندند، مقداری آب نیز روی عروسك میپاشیدند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه میکردند، از جمله: «الله بده تو باران، به حرمت مزاران، گندم به زیر خاكه، از تشنگی میناله» و ... . در بیشتر این مراسم طلب باران، نماز باران را به صورت جماعت بر بالای كوه یا تپه ای میخواندند و مردم معتقد بودند كه بعد از خواندن نماز و مراسم طلب باران حتما باران خواهد بارید. خاستگاه شاهنامه «شت توس» است كه نبردهای تن بتن و حماسی فراوانی در آن به تصویر كشیده شده است. كشتی باچوخه كشتی فراگیری در سطح ایران است. اگرچه این كشتی از قدیم در سراسر كشور با تفاوتهای اندكی مرسوم بوده، در خراسان و شهرهایی چون مشهد و «نیشابور» و «سبزوار» - به سبب تعصبات خاص در خصوص فرهنگ پهلوان و پهوان پروری و همان روحیه قدیمیو كهنی كه مردم این سرزمین داشته و در شاهنامه انعكاس آن نمایانگر است – بیشتر نمود و ظهور داشته و دارد. نام این كشتی از نام لباس خاصی گرفته شده است كه كشتی گیران آن بر تن میكنند. چوخه لباسی پشمیاست كه گاه در نبردها نیز از آن استفاده میشد. آیین جوانمردی و پهلوانی از آیینهای كهن مردم خراسان در شهر توس و مشهد فعلی است. پهلوان از مردم بسیار آبرومند شهر بود و معمولا در مراسمیچون عروسی و ... - به سبب حفظ آمادگی جسمانی خود و سرگرمیو رشد مهارتها - مسابقاتی را در قالب كشتی باچوخه برگزار میكردند. پهلوانان كشتی باچوخه معمولا با افرادی كه نسب آنها به ائمه میرسید (سیدها) كشتی نمیگرفتند و معتقد بودند که حرمت این افراد را باید حفظ کرد، به گونه ای كه به خود اجازه نمیدادند پشت سید را به خاك برسانند. از گذشته مرسوم بوده است كه به افراد برتر این مسابقات كله قند هدیه میدادند. به همین سبب، امروزه در کنار جوایز دیگری که اهدا میشود، اما هنوز همان عنوان «قندبر» برای جوایز مانده است. مشهد همواره مواجه با سیل مشتاقان زیارت از پیشوای هشتم شیعیان بوده و هست، ولی در گذشته به سبب كمبود امكانات و سفرهای سخت و دشوار و توسعه نیافتگی شهر، مرسوم بوده است كه مشهدی ها به استقبال كاروانیان میرفتند و به احكام و احسان تیمار مسافران و زوار میپرداختند و پس از آن نیز در منازل خود پذیرای آنان میشدند. حتی قصبه ها و روستاهای اطراف مشهد حضور زوار و كاروانیان را متبرك و میمون میدانستند و از میوه ها و محصولات زراعی و باغی خود به كاروانیان هدیه میكردند. مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در همه جای ایران مرسوم است و در مشهد نیز این مراسم با آداب مشابه و گاهی خاص برگزار میشود. «شله قلمكار» آش مخصوصی است كه با حبوبات و گوشت طبخ میشود و یكی از طعمهای بسیار ماندگاری است كه چشیدنش نام مشهد را به ذهن متبادر میسازد.
  5. عزاداری محرم در میان شیعیان هند شیعیان هند با خانه تكانی و نظافت حسینهها، مساجد و احداث تكیهها و آمادهسازی مكانهای عزاداری به منظور برگزاری آیین بزرگداشت یاد و خاطره سالار شهیدان و یارانش چند روز قبل از آغاز ماه محرم با شور و هیجان خاصی به استقبال این ماه میروند. شیعیان هند كه حدود ‪ ۱۰‬درصد جمعیت نزدیك به یكصد و پنجاه میلیونی مسلمانان این كشور را تشكیل میدهند، در ماههای محرم و صفر و بویژه در دهه عاشورا با علاقهی وصف نشدنی، برنامههای مختلف و ویژهای را برگزار میكنند. این برنامهها از روز اول محرم آغاز میگردد و تا پایان روز عاشورا و مراسم ویژه شام غریبان در تمامی روز و تا ساعاتی از شب ادامه مییابد. در مناطق شیعهنشین هند از جمله شهرهای "لكنهو"، "امرهه" و "كشمیر" عموما مكانهای ویژهای ساخته میگردد كه به "امامباره" معروف است و تقریبا مكانی همچون تكیه و حسینیه در ایران است كه عزاداری ماه محرم در آنها برگزار میگردد. امامباره شهر لكنهو مركز ایالت "اوتارپرادش" واقع در شمال هند كه پر جمعیتترین ایالت هند است از جمله بزرگترین امامبارههای هند است كه قدمت آن به حدود چهارصد سال میرسد و در شمار آثار باستانی هند ثبت شده است. بیشتر مراسم عزاداری در هند در ماههای محرم و صفر در امامبارهها برگزار میگردد. مجالس عزاداری امام حسین (ع) عموما شامل سخنرانی توسط علمای محلی و نیز نوحه خوانی به زبان محلی است. همانند دیگر مناطق شیعهنشین جهان در هند نیز چند روزدهه اول محرم هركدام به نام اهل بیت و یاران امام حسین (ع) نامگذاری شده است و هر روز به نام خاصی مراسم برگزار میگردد. از روز چهارم محرم به نام حضرت حر عزاداری صورت میگیرد كه همراه با برگزاری مجالس عزا، مردم نذورات خود را نیز در قالب غذاهای ویژهای كه برای این ایام میپزند ادا میكنند. روز پنجم به نام فرزندان حضرت زینب (س)، روز ششم به نام حضرت علی اكبر، هفتم محرم به نام حضرت قاسم، هشتم به یاد ذنهم به نام حضرت علی اصغر و دهم به نام سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین گرامی داشته میشود. از روزاول محرم عزاداران با شربت پذیرایی میشوند اما در روزهای تاسوعا و عاشورا مردم همراه با دیگر غذاها نذورات خود را به صورت غذایی كه به حاضری معروف است و شامل مقداری نان و كباب و یا غذایی شبیه به قیمه ایرانی است در اختیار عزاداران قرار میدهند. در روز نهم كه به یاد حضرت علی اصغر گرامی داشته میشود توزیع شیر میان مردم بسیار رایج است. از اول تا ششم محرم عموما مجالس عزاداری در منازل و یا امامبارهها انجام میگردد اما از این روز به بعد دسته جات عزادار بعد از ظهرها به خیابانها آمده و مراسم خود را به صورت راهپیمایی در خیابان انجام میدهند. این نوع عزاداری در روز هفتم كه به نام حضرت قاسم (ع) انجام میگردد به "مهنی" معروف است. مردم مسلمان هند اعتقاد دارند كه بنا بر بعضی روایات در چنین روزی حضرت قاسم (ع) با دختر امام حسین (ع) ازدواج كرده است. در عزاداری روز نهم كه به نام حضرت علی اصغر برگزار میشود، عزاداران گهوارهای را به صورت نمادین روی دستان خود حمل میكنند. شیعیان هند شب عاشورا را نیز همانند شبهای قدر گرامی میدارند و تا صبح بیدار میمانند و به عزاداری و مرثیه سرایی میپردازند. عزاداری روز عاشورا نیز كه از بامداد این روز آغاز میگردد تا عصر ادامه مییابد و عموما مردم در این فاصله به حرمت شرایطی كه در این ساعات در روز عاشورا بر خاندان امام حسین (ع) گذشته است از خوردن پرهیز میكنند و بعد از اتمام رسمی مراسم به هنگام عصر روزه نمادین خود را با غذاهای نذری كه با عدس و برنج پخته میشود افطار میكنند كه بهاین عمل "فاقهشكنی" گفته میشود. سینه زنی، زنجیر زنی، قمه زنی و راه رفتن با پای برهنه روی آتش از جمله كارهایی است كه عزاداران عاشورا در بزرگداشت این روز انجام میدهند. بعد از نماز مغرب و عشا مراسم شام غریبان آغاز میگردد و مردم هر شهر یا محله در یك محل جمع میشوند اما رسوم ویژهای برای این شب آنچنان كه در ایران معمول است وجود ندارد و تنها مرثیه خوانان به ذكر مصیبت بازماندگان عاشورا میپردازند. در مراسم سینه زنی و زنجیر زنی از بعضی سازها همچون طبل و تعدادی ادوات موسیقی محلی نیز هماهنگ با نوای مرثیه استفاده میگردد. از جمله آداب و رسوم ویژه ماههای محرم و صفر در بین شیعیان هند این است كه هیچگونه مراسم ازدواجی دراین ماه انجام نمیگیرد و مردم ترجیح میدهند لباس نو خریداری نكنند و از برگزاری مراسمی همچون جشن تولد نیز پرهیز می كنند. زنان نیز علاوه بر آنكه در مجالس عمومی كه در امامبارهها برگزار میگردد شركت میكنند مجالس ویژهای را در منازل خود نیز به مورد اجرا میگذارند كه در آن زنانی كه به "حدیث خوان" معروفند برای شركتكنندگان در مراسم سخنرانی و مرثیه سرایی میكنند. تا پیش از سال ‪ ۱۹۷۸‬در هند حركت دستجات عزادار در خیابانها ممنوع بود اما از این سال به بعد شیعیان اجازه یافتند مراسم خود را در معابر عمومی نیز انجام دهند.
  6. پیشینه جشن شب یلدا و رسم و رسوم آن [align=justify]شب یلدا یا شب چله آخرین روز آذرماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند. این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه یی از غلبه تاریکی. ● پیشینه جشن یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است. ● مراسم و آداب جشن برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند. جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده. در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید». ● آیین های جشن شب یلدا یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند. در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزء آداب و شیوه آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژیرامون و شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد. مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره یی می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. گونه های بی شمار آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلواشکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به ویژه هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند. در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد. در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش می خورند. در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باورمندند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه یی خارج از هوای گرم اتاق می گذارند، ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند ازگیل و تازه و پخته را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند. ● جشن شب یلدا جشن شب یلدا یک جشن کاملاً زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند. یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه یی بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر. این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود. چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگی شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می کردند و به تدریج دریافتند که کوتاهترین روزها آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود. اقوام قدیم آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصاً ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود. در این شب آتش برمی افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد. چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره یی که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد. سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد. امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند. شب چله بر تمامی دوستان و هم میهنان عزیز فرخنده باد. همیشه شاد باشید و اهورایی.[/align]
  7. آداب و رسوم مردم آذربايجان غربى [align=justify] آذربايجان غربى همواره زيستگاه مجموعه اى از اقوام و فرهنگهاى مختلف بوده است. هريک از اين اقوام و فرهنگها به نحوى در هم تأثير گذاشته و از همديگر متأثر گشته اند. وجود مساجد، کليساها و ويرانهٔ آتشگاه ها، گوياى بخشى از تاريخ مذهبى آن است. تشيع در اروميه و شهرهاى شمالى و تسنن در نواحى جنوبى استان از مذاهب عمده به شمار مىروند. ساير اقليت هاى آشورى و ارامنه به کليساهاى مسيحى وابسته هستند. فرهنگ مردم اين خطه نيز در ارتباط با عوامل متعدد جغرافيائي، تاريخي، مذهبى و تحت تأثير گرايش هاى متعدد اجتماعي، فرهنگى شکل گرفته و نوع مستقلى از فرهنگهاى فولکلوريک را به وجود آورده است. آذرىها، کردها، آشورىها و ارامنه هر يک براساس ويژگى هاى قومى - دينى خود آداب و سنن مخصوص دارند که از آن ميان سنن مسلمانان از مقام برجستهاى برخوردار است. اگرچه فرهنگ و سنن مردم آذربايجان از بسيارى جهات با فرهنگ عمومى ساير نقاط ايران مشابهت هائى دارد، ولى در عين حال با ويژگى هائى همراه است که مهمترين آن تکامل زبانى و زايش هاى ويژهٔ فرهنگى در عرصههاى مختلف زبان و هنر است. زبان امروزى مردم آذربايجان که شاخهٔ وسيعى از زبانهاى ترکى است به آذرى يا آذربايجانى معروف است که علاوه بر آذربايجان ايران در ساير کشورها نيز گسترده شده است. در نواحى داخلى سرزمين ايران نيز به دلايل تاريخى به ويژه مهاجرتهاى وسيع، در مناطقى از قبيل کوه پايه هاى خراسان، سواحل خزر، دامنه هاى زاگرس، جبال فارس و... رواج دارد. گروهى از محققان اعتقاد دارند که زبان کنونى مردم آذربايجان از نظر منشاء و پيوستگى تاريخى از زبانهاى ترکى آلتائيک است که طى ادوار تاريخى بسيار دور جزء جلگه هاى وسيع آسياى مرکزى و سواحل رود 'ينى سيء' بوده و سپس همراه با حرکت و مهاجرت قبايل ترک و حکومت هاى طولانى اقوام ترک زبان، تثبيت و گسترش يافته و دامنهٔ خود را از يک سو تا سوريه و بين النهرين و از سوى ديگر تا شبه جزيره بالکان و سواحل درياى سياه وسعت داده و زبان تکلم و کتاب ملل و اقوام مختلف گشته است. فولکور يا ادبيات شفاهى مردم منطقه نيز، مانند تاريخ و زبان خود، از سابقهاى کهن برخوردار است. اشکال مختلف ادبيات فولکوريلک اين خطه محصول پيکار و تلاش مردمى است که غم ها، شادى ها، آرزوها، نفرت و محبت خود را در قالب هاى مختلف هنرى منعکس کرده اند. نمونههاى گوناگون اين نوع آثار، عادات، روشها، آداب، رسوم، اعتقادت، باورهاى ديني، مذهبى و دلبستگى ها و ارزشها و نهادهاى اجتماعى عصرهاى مختلف را به خوبى نشان مىدهند. مردم آذربايجان خالق يکى از غنى ترين گنجينهٔ ادبيات شفاهى ملل خاورميانه و ايران مىباشند. چنان که هر سياح و جهانگردى که از آذربايجان گذشته، اين ديار را سرزمين شعر و هنر نام نهاده است. مردم آذربايجان، مردمان شاعر مسلکى هستند که هرگاه با پديده هاى طبيعي، رخدادهاى اجتماعى و پيشامدهاى ناگوار و يا خوشايند مواجه شدهاند، احساسات خود را با زبان شعر بيان کرده و براى هر مناسبت 'باياتي' سرودهاند. از عادىترين کار روزانه تا عالىترين احساسات و عواطف بشري، شعر و باياتى هميشه حضور داشته است: مادر با 'لالائي' سحرانگيز و شيرين آن نونهال خود را در گلبرگهاى باياتى پيچيده و او را به خواب شيرين و رويائى دلپذير فرو مىبرد. عروسى با شعر آغاز و با آن نيز پايان مىيابد. عزا و سوگوارى با 'آغي' آغاز و خاتمه مىيابد. کشتگر آذرى آفتاب را و باران را با شعر فرا مىخواند، باد و بوران را با شعر نفرين مىکند، مزرعه طلائى آن را، گاو و گوسفندان خود را با شعر توصيف مىکند. سوارکاران آن، رزمندگان او همه و همه با شعر توأمان زاده مىشوند، مىبالند و مىميرند. به هر گوشهاى از زندگى مردم اين سرزمين نظير بيفکني، شعرى سرک مىکشد. زلالى چشمه ساران آن، رقص خاموش گل بوته هاى قالىهاى آن، ساز عاشق هاى او و جملگى در هماهنگى بىنظير با اميال و آرزوها، ترس ها و اضطراب ها، عشق ها، نفرت ها و ... به طور شگفت انگيزى بيان مى گردند و لذا برجسته ترين نوع سخن شعرى آذربايجان 'باياتي' است. در فرهنگ شفاهى مردم آذربايجان بايات ىها به خاطر گسترده گى و مضمون هاى رنگارنگ، ايجاز و قالب هاى زيبا و دلنشين مقام اول را دارند. مبالغه نخواهد بود اگر گفته شود که تاريخ پر تلاطم و سرشار از حوادث آذربايجان لابه لاى هزاران باياتى گنجانده شده است. اگر تمامى باياتىها در يک جا گردآورى و از ديد جامعه شناسى و مردم شناسى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند، تاريخ قومى مدون مىشود که طرز زندگي، هست شناسى و باورهاى فسلفي، اخلاقي، اجتماعى و دينى آنها را منعکس خواهد کرد. بايات ىها از زندگى و راز و نيازهاى مردم ساده و پاکدل مايه مىگيرند و در قالب الفاظى روان و بى تکلف جارى مى شوند. اين نغمههاى نغز و دلکش از چنان لطف و خلوط و صفا و صراحتى برخوردار هستند که به خصوص وقتى با آهنگ ويژهٔ خود ادا شوند، عنان از کف دل مىربايند و اشک بر چشم مى نشانند. ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به اين آثار موزون و دل فريب تا بدان پايه است که باياتىها را برحسب حال آئينه سرنوشت نماى خويش مى پندارند و به هنگام ملال و سرگشتگى و حرمان به آن توسل مىکنند و به عنوان تفأل از آن مدد و مراد مىجويند. باياتىها به عامه تعلق دارند. زيرا که از ديرباز توسط مردم سينه به سينه نقل و بازگو شدهاند و بهاقتضاء حس زيبائى شناسى و نيازهاى عاطفى همراه با تغييراتي، فرديت (تعلقات شخصي) را از روى آنها زدوده و به تملک گنجينهٔ فولکوريک عامه درآوردهاند. باياتىها از نقطه نظر محتوى و مضمون از يک سو مظهر عشق ها، آرزوها، اميدها و رنجها و شادى مردم و از سوى ديگر کتاب ناگشودهٔ معتقدات، آداب و رسوم و خصائل و خلق و خوى قومى انسانهاى ساده و پاکدل در طول نسل ها و قرن ها است. براى پى بردن به عمق ديد و حسن ناب سرايندگان باياتى ها، ترجمه چند باياتي، ذيلاً آورده مىشود. اين باياتى ها که از ميان هزاران باياتى بهطور نمونه انتخاب شده است، بيانگر عظمت آفرينش مردمى است که زيبائىها دغدغه هميشگى آنها بوده است: [/align]
  8. آداب و رسوم مردم آذربايجان شرقى [align=justify]مردم آذربايجان مردمى اصيل هستند. از جمله خصلتهاى اين مردم مهماننوازي، سلحشوري، آزادمنشي، مرزدارى و پايبندى به عقايد مذهبى است. 'حسينقلى کاتبي' در کتاب 'آذربايجان و وحدت ملى مىنويسد: 'طرز معاشرت، برخورد اجتماعي، تعارفات، طرز برگزارى جشنهاى ملى و مذهبى مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سورى و سيزده به در، عيد غدير خم، ميلاد مولا على (ع)، رسوم مهمانى و عروسي، تعزيه و عزادارى و غيره در تمامى سرزمين ايران يکسان اجراء مىشود. از ديگر ويژگى هاى ايرانى در اخلاق ملى مثل مهمان نوازي، ادب و احترام و خوش سلوکى و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراسانى و آذربايجانى و کرمانى و کرد و بلوچ يکسان است' .[/align]
×
×
  • اضافه کردن...