رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رنج'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. Captain_K2

    نمادی از رنج و هنر

    نمادی از رنج و هنر سرجان راسل در کتاب «گردشی در آلمان و برخی از استان های جنوبی اتریش» که در سال ۱۸۲۵ منتشر شد، می نویسد: «بتهوون نامدارترین آهنگساز در میان آهنگسازان زنده وین و از جهات معینی پیشروترین آهنگساز روزگار خویش به شمار می آید. با اینکه چندان سالخورده نیست اما به علت ناشنوایی شدیدش که او را تقریباً منزوی کرده، در جامعه حالت گمگشتگی دارد. غفلتی که به خویشتن نشان می دهد، به او ظاهری کمابیش وحشی داده است، سیمایی نیرومند و مسلط دارد چشمانش پرانرژی و خشن است، موهایش نه شانه به خود دیده نه قیچی، و گویی سال هاست به حال خود رها شده اند. ابروی پهن سایه انداخته اش چنان درهم است که فقط می توان آن را به ماری تشبیه کرد که روی سر هیولاواری چنبره زده است. رفتار کلی او با وضع ظاهرش جور است. جز زمانی که در میان دوستان برگزیده اش هست، از مهربانی و خوشرویی نمی توان دید. ناشنوایی کاملش او را از تمام خوشی هایی که جامعه می تواند به او ارزانی دارد، محروم کرده است و شاید تندخویی او به همین دلیل باشد.» نویسندگان دیگر آن زمان نیز مثل راسل روی ظاهر آشفته و بدخلقی های او تاکید کرده اند. در عین حال اشاره کرده اند که دوستان و تحسین کنندگان وی کمابیش کج خلقی ها و رفتار غیرعادی او را نادیده می گرفتند و به خاطر درماندگی هایی که ناشنوایی کامل برای این آهنگساز نابغه پیش آورده بود، متاسف بودند. در واقع تقریباً باورنکردنی است که بتهوون بیشتر آثار خود را پس از آنکه شنوایی خود را از دست داده بود، نوشت. نخستین سمفونی او در سال ۱۸۰۰ میلادی، یعنی هنگامی که ۳۰ ساله بود، اجرا شد. تا آن زمان به خاطر خوش ذوقی در نواختن پیانو، به ویژه به خاطر مهارتی که در بداهه نوازی از خود نشان می داد، مورد توجه جامعه وین شده بود ولی در همان ایام بود که دوستانش متوجه شدند بتهوون سرحال و سلامت نیست. او در ۲۹ ژوئن سال ۱۸۰۱ در نامه ای که به دوست نزدیکش فرانتس وگلر می نویسد، می گوید شنوایی ام دچار اشکال شده است. «آن دیو خبیث حسود، یعنی ناتندرستی من، چرخ هایم را پنچر کرده است؛ و نتیجه اش به خصوص در این سه ساله آخر این شده است که شنوایی من روزبه روز ضعیف تر می شود... گوش هایم شب و روز وزوز می کنند. باید اقرار کنم که آدم بدبختی هستم. تقریباً دو سال است که از هر گونه فعالیت اجتماعی دست کشیده ام، چراکه صحبت کردن با مردم برایم ناممکن است. من ناشنوا هستم. اگر حرفه دیگری می داشتم شاید می شد با این علیلی یک جوری سر کرد اما در حرفه ای که من دارم ناشنوایی عذابی است الیم...» بتهوون مدتی گرفتار ضعف بدنی خود بود و اضافه شدن بار ناشی از دشواری های ناشنوایی هم مزید بر علت شد و او را دچار بحران ناامیدی کرد. در سال ۱۸۰۲ این حالت به اوج رسید. بنا بر عادت، بتهوون تابستان آن سال را دور از شهر وین در هایلیگنشتات که چشمه گوگردی آن معروف است و چشم اندازهای زیبایی در جلوی رودخانه دانوب و کوه های کارپات دارد، گذراند. در این محل روستایی بود که فردیناند ریز یکی از شاگردان بتهوون هنگام گردش در دشت به ناشنوایی استاد پی برد و همو برای نخستین بار در یادداشت های خود به ناشنوایی او اشاره کرده است. یک روز صبح زود که با هم پیاده روی می کردند، ریز به بتهوون می گوید انگار از دل جنگل صدای نواختن نی چوپان می آید، می شنوید؟ و با تاسف متوجه می شود که بتهوون صدایی نمی شنود لذا برای اینکه بتهوون ناراحت نشود به روی خود نمی آورد و می گوید اشتباه کردم استاد صدای نی نبود. به رغم سکوت معنوی حاکم بر آن دشت زیبا باز هم افسردگی و نومیدی گریبان بتهوون را گرفت، به گونه ای که خودش در نوشته ای زیر عنوان «وصیتنامه هایلیگنشتات» مطالب جالب توجهی را می نویسد. این وصیتنامه را او به تاریخ ششم اکتبر سال ۱۸۰۲ نوشته و برای برادرانش کارل و جان فرستاده است. البته این وصیتنامه فقط پس از مرگش آشکار شد. «به دوستانم که مرا فردی با رفتار غیردوستانه، کج خلق، زودرنج و حتی به عنوان کسی که از جامعه بشری بیزار است، می شناسند، می گویم چقدر درباره من در اشتباهند. شما از راز سر به مهری که مرا چنین می نماید، آگاه نیستید. از اوان کودکی قلب و روح من مالامال از احساس لطیف عشق و دوستی بوده است، و همواره آماده انجام کارهای بزرگ بوده ام. اما خب فکرش را بکنید شش سال است گرفتار بیماری لاعلاجی شده ام که به دست دکترهای کم کفایت روزبه روز بدتر شده است. سال به سال امیدم را به درمان از دست داده ام و سرانجام ناچار شده ام ناتندرستی دائمی خود را بپذیرم...» «... به علاوه بدبختی من با دردی مضاعف همراه است، چون این بیماری موجب شده است دیگران درباره من داوری نادرست داشته باشند. برای من در میان مردم و جامعه آسایش و راحتی وجود ندارد، نه می توانم با دوستانم گفت وگو کنم، نه می توانم اطمینان و اعتماد دوجانبه و رابطه متقابل با دیگران برقرار کنم. ناچارم تنهای تنها زندگی کنم و فقط هنگام نیازهای مبرم آهسته به میان مردم می خزم. من مجبورم مانند آدم های طردشده و مردود زندگی را بگذرانم...» «... چقدر تحقیرآمیز و مسخره است هنگامی که فردی کنار من راه می رود و صدای فلوت را از دور می شنود و من هیچ نمی شنوم یا وقتی کسی آواز چوپانی را می شنود و باز هم من چیزی نمی شنوم. – این تجربه ها اغلب مرا مایوس می کند و گاه به نقطه ای می رسم که می خواهم به زندگی خود خاتمه بدهم تنها چیزی که مرا از این کار بازداشته، هنرم است. در واقع به نظرم نادرست می آید پیش از پایان وظیفه ای که در تولید و کمپوزیسیون آهنگ های موسیقی به گردن دارم، این دنیا را ترک کنم. ناچار به این هستی توام با بدبختی ادامه داده ام... شکیبایی [که در متون مقدس] گفته شده است خوی پسندیده ای است، چیزی است که باید راهنمای خود قرار دهم. و من اکنون شکیبایی پیشه کرده ام. – امیدوارم بتوانم در شکیبایی پایدار باشم و تا آخر دوام بیاورم. تا زمانی که این سرنوشت تلخ لطف کند و پایان یابد و ریسمان عمرم پاره شود. احتمال دارد وضع من بهتر شود، شاید هم نشود. به هر تقدیر من اکنون تن به قضا داده ام در ۲۸سالگی مرا مجبور می کردند بروم درس فلسفه بخوانم و فیلسوف شوم، هر چند این کار آسان نیست اما در واقع برای یک هنرمند فیلسوف شدن خیلی دشوارتر است ای خدای قادر مطلق که از بالا به ژرفای روح من می نگری. تو درون قلب مرا می بینی و تو می دانی که این قلب مالامال از عشق به انسانیت است و متمایل به خوش رفتاری است.» یأس و نومیدی ناشی از ناشنوایی بی رحمانه آشکار و پذیرفتنی است. از دست رفتن شنوایی نزد این انسان با آن استعداد خاص، مصیبتی مضاعف است، زیرا حس شنوایی بتهوون خیلی تیزتر از شنوایی دیگران رشد داشت و لذا برای او خیلی پراهمیت بود. نه تنها حرفه و وسیله گذران زندگی او از دستش رفته بود بلکه نیروی آفرینندگی یگانه ای که برای بیان ژرف ترین احساس اش از موسیقی داشت نیز به خطر افتاده بود... نوشتن آن وصیتنامه ثابت می کند که او به نقطه بازگشتی رسیده بوده – چنان که گویی کوشش داشته ترس های درونی خود را فرونشاند و نومیدی ها را از روح و روان خود بزداید و به نوعی نوزایی روانی دست یابد. بتهوون با تبدیل افکار خود به کلمات توانست با آن مصیبت رودررو شود و به فراسوی آن گام نهد. او توانست دوباره زندگی سازنده را از سر گیرد و به یاری «کتاب های مکالمه خود» و آمیزش اجتماعی با دوستان و آشنایان دوباره کارایی لازم را به دست آورد. او آهنگسازی را ادامه داد و به نظر می رسد با قدرت نوینی به این کار پرداخت. موسیقی بتهوون مایه نجات او شد و توانایی آفرینش هنری در او کم که نشد هیچ، بلکه افزایش هم یافت. از زمان نوشتن آن نامه یعنی از سال ۱۸۰۲ میلادی تا زمان از دنیا رفتنش که در سال ۱۸۲۷ روی داد، بتهوون هشت سمفونی بزرگ و آثار بی شمار دیگر تصنیف کرد. او می گفت صداها در مغزش «ردیف» می شوند و هر گاه لازم می شد، می توانست صدای کامل ارکستر را بشنود. ولی با اینکه هنوز وانمود می کرد از پیانونوازی لذت می برد، متاسفانه توانایی اش در اجرای موسیقی برای دیگران، به ویژه دوستان و حامیانش که آنقدر مشتاق نوازندگی او بودند، کاهش یافته بود. نوشته های زیادی از هم دوره هایش باقی مانده است که نشان می دهد تلاش های نومیدانه برای رهبری ارکستر با پیانو (و پیشبرد توصیف ها در پیانونوازی) می کرد. چنانچه سر جان راسل می نویسد: «... لحظه ای که پشت پیانو نشسته است، مانند این است که جز خودش و سازی که می نوازد، هیچ کس یا هیچ چیز دیگری در آنجا وجود ندارد؛ و با توجه به ناشنوایی شدیدی که دارد، به نظر می رسد ممکن نباشد آنچه را می نوازد، بشنود. همین طور هنگامی که پیانوی تنها می نوازد، اغلب کوچک ترین توجهی به دیگران از خود نشان نمی دهد. او خود با «گوش ذهنی خود»۱ می شنود. در حالی که چشمانش و حرکت تقریباً دیده نشدنی انگشتانش نشان از آن دارد که او در حال دنبال کردن کشش و کوششی است که در روح و روانش رو به خاموشی تدریجی دارد. پیانو برای او لال و بی صداست همان گونه که خودش ناشنواست. «... برای افراد تازه وارد مشاهده بازتاب موسیقی برخاسته از ژرفای روح و روان این مرد بر چهره اش، شگفت انگیز و تعجب آور بود. به نظر می رسد آهنگ های جسورانه، تحکم آمیز، محکم و تند و بی پروا را به اصوات نرم و آرام ترجیح می دهد. عضلات چهره اش متورم می شود و رگ هایش باد می کند. چشمان وحشی اش وحشی تر و وحشی تر در چشم خانه به گردش درمی آیند، دهانش می لرزد. و بتهوون حالت جادوگری به خود می گیرد که دیوها را فرا خوانده است تا به او قدرت جادویی بدهند.» بار ناشنوایی کامل، باری سنگین و سهمگین بود، اما استعداد عظیم و نبوغ کلان بتهوون بر آن سهمگینی ها پیروز شد. این حقیقت که او چندین سال آن گونه پربار به تصنیف موسیقی ادامه داد نمونه ای است از سازگاری با زندگی به رغم تمام کاستی ها.
  2. گفتگو با میلاد كیمرام، بازیگر نقش جابر در سریال نابرده رنج انتظاراتم برآورده نشد، اما راضیام سریالهای شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، و هزار و یك شب و تلهفیلمهایی چون حول حالنا وشاه كلید و... و فیلمهایی چون سینما سوخته و ملكه هم از جمله كارهایی هستند كه میلاد كیمرام در آن بازی داشته است. اما این شبها شاهد هنرنمایی او در سریال نابرده رنج در نقش جابر، افسر آگاهی هستیم. نقشی كه كیمرام برای هر چه بهتر بازی كردنش تلاش زیادی كرده است. او دلیل اصلی بازی در این سریال را متفاوت بودن نقشش میداند. گفتوگویی با او درباره این نقش داشتهایم كه از نظرتان میگذرد. چطور نقش جابر به شما سپرده شد؟ 2 كار در گذشته از بذرافشان دیده بودم، فیلم «پنج و بیست دقیقه» و دیگری تلهفیلم «تنگنا» كه به نظرم فیلمهای خیلی خوبی بودند. از آنجا كه مدتها بود در تلویزیون كار نكرده بودم، هم بدم نمیآمد دوباره در تلویزیون بازی داشته باشم. همان زمانی كه پیشنهاد بازی در این سریال به من شد، قرار بود در یك فیلم سینمایی هم بازی كنم. گروه نابرده رنج فرصت كمی به من دادند تا نظرم را اعلام كنم، من هم فیلمنامه را خواندم و از نقش جابر خوشم آمد، به نظرم نقش متفاوتی بود كه جای كار داشت، به همین دلیل قبول كردم. این نقش به لحاظ سنی چند سالی از شما بزرگتر است، چه كردید تا به یك نقطه اشتراك با جابر برسید؟ همانطور كه تا به امروز دیدهاید، جابر پلیس زرنگی است. پختگی او علاوه بر رفتارش در دیالوگهایش هم بسیار مشهود است. اتفاقاتی كه در طول قصه برای جابر میافتد او را بر سر دوراهی قرار میدهد و شخصیت او را دچار تناقض میكند كه تمام اینها در انتخابم موثر و جذاب بود. شاید ما تا به حال پلیس زرنگ در تلویزیون زیاد دیده باشیم، اما من سعی كردم با تحقیقاتی كه خودم درباره این نقش كردم از منظر دیگری به آن نگاه كنم و در اجرا هم آن را متفاوت با گذشته دربیاورم كه خب این كار آسانی نبود. قصه این سریال در دهه 60 اتفاق میافتد. چه كردید كه خودتان را با آدمهای آن زمان نزدیك كنید؟ اتفاقا مسالهای كه در رابطه با بازی من در این كار وجود داشت، همین بود. باید همه چیز به سبك آدمهای آن دوره اتفاق بیفتد. نوع دیالوگگویی من ابتدا با نوع گویش آن دوران متفاوت بود، اما تمام تلاشم را به كار بردم كه این مشكل برطرف شود و لحن من از امروزی بودن به دور باشد كه ظاهرا هم این اتفاق افتاده است. سریال را خودتان دیدهاید؟ فكر میكنید آیا كار با اقبال بیننده مواجه شده است؟ اگر سر كار نباشم، بله میبینم و خوشبختانه بازخورد مخاطبان نشان میدهد كه مورد اقبال بیننده قرار گرفته است. هرچند فكر میكنم كار بهتر از این باید درمیآمد. این كار انتظاراتم را آنطور كه فكر میكردم، برآورده نكرد. ولی با این حال راضی هستم. چرا؟ مشكل را در كجا میبینید؟ دقیقا مشكلات ما از جایی شروع شد كه تهیهكننده كار عوض شد و خب طبیعتا ریتم كار هم تغییر كرد. ولی اگر اجازه بدهید بیشتر از این توضیح ندهم. آقای كیمرام تا جایی كه من میدانم مدتی كار به دلایلی متوقف شد، این قضیه در حفظ حس نقش شما را دچار مشكل نكرد؟ نه اصلا! اگر شما به عنوان یك بیننده متوجه به هم خوردن این حس شدهاید، شاید ولی من تمام سعیام را كردم كه این اتفاق نیفتد. نقش جابر همان بود كه بذرافشان نوشته بود؟ چقدر از نقش، پرورده خود شماست؟ ببینید، اگر قرار بود كس دیگری این نقش را بازی كند، مطمئنا چیز دیگری از كار درمیآمد. این «جابر»ی است كه میلاد كیمرام آن را بازی كرده است. من روزهای اول درخصوص این نقش زیاد بحث كردم و با صحبت كردن با كارگردان توانستیم به تعامل یكسانی برسیم.
  3. irsalam

    دانلود تیتراژ سریال نابرده رنج

    دانلود تیتراژ سریال نابرده رنج تاریخ انتشار : ۲ تیر ۱۳۹۰ نام خواننده : احسان خواجه امیری عنوان آلبوم : تیتراژ سریال نابرده رنج نويسنده مطلب : ابراهیم حجم دانلود : 2.78 مگابایت لينك دانلود : مستقیم - کمکی دانلود تیتراژ زیبای سریال نابرده رنج با صدای احسان خواجه امیری که از شبکه سوم سیما در حال پخش میباشد.
  4. تصاویری از سریال جدید نابرده رنج سریال نابرده رنج از تولیدات جدید صدا و سیما جمهوری اسلامی می باشد که هر شب از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد. در این سریال ۴۰ قسمتی بازیگرانی همچون:کامبیز دیرباز، سام درخشانی، سیاوش طهمورث، میلاد کی مرام، ثریا قاسمی، مینا جعفرزاده، سحر دولتشاهی، صدرالدین حجازی، محمود رضایی و…به ایفای نقش پرداخته اند. هرشب ساعت ۲۳ شاهد پخش این سریال از شبکه سوم سیما باشند
  5. آیا از تندخوئی و عصبانیت رنج میبرید؟ [align=justify]یکی از حالات بد و ناراحت کننده در بعضی از اشخاص عصبانیت و تندخوئی است و بسیاری از حوادث غیر مترقبه و دور از انتظار موقعی پیش میآید که شخص عصبانی شده و کنترل خود را از دست بدهد. بد نیست بدانید که در بدن ما سه نوع دستگاه عصبی وجود دارد: ۱) مغز که در کاسه سر قرار گرفته و دارای اهمیت و وظایف حیرتآوری است که هنوز پس از سالها مطالعه و تحقیق تمام وظایف و اعمال آن برای ما شناخته شده نیست. بهطور کلی بعضی از اعمال بدن مستقیماً به وسیله مغز انجام میگیرد مثل فرمان دادن به بسیاری از عضلات و اعضاء، کنترل کردن سیستمهای عصبی دیگر ”یعنی بهعنوان یک فرمانده مقتدر کار اعصاب خودکار را در شرایط خاص کنترل میکند“. مراکز اعصاب واقع شده در مغز را اعصاب مرکزی مینامند. ۲) سیستم اعصاب سمپاتیک که در کنار مهرههای ستون فقرات به صورت غدههای کوچک عصبی دیده میشود و رشتههای خود را به تمام قسمتهای بدن میفرستد و کارهای زیادی انجام میدهد. اعصاب سمپاتیک در اطراف عروق بهخصوص شریانهای بزرگ به صورت شبکهای قرار گرفتهاند. وقتی برای بدن حادثهای رخ دهد مثلاً به خونریزی دچار شود و خون زیادی از دست بدهد بدن برای کم کردن ظرفیت و گنجایش رگهای خود با تحریکی که به وسیله اعصاب سمپاتیک انجام میشود تمام عروق را منقبض میکند یعنی با تنگ شدن عروق، با وجود خون کمی که در رگها وجود دارد میتواند حجم رگها را پر کند و به اصطلاح بدن با حجم کمتری از خون، مهمترین وظیفهٔ خود را که رسانیدن خون به قلب و مغز است انجام دهد. در چنین حالتی، اعصاب سمپاتیک از خود مادهای به نام آدرنالین و در مراکز مربوط به همین اعصاب، نور آدرنالین ترشح میکند و همین کار یعنی ترشح این دو ماده باعث افزایش فشار خون و کم شدن حجم خون میشود.”البته تحریک اعصاب سمپاتیک گاهی کار سیستم عصبی پاراسمپاتیک را نیز کنترل میکند. ۳) سیستم پاراسمپاتیک از آن دسته از اعصاب خودکار است که کارش را مثل سیستم قبلی به طور اتوماتیک انجام میدهد. تحریک اعصاب پاراسمپاتیک باعث کند شدن ضربان قلب، گشاد شدن رگهای خونی، تحریک روده و دفع مواد زائد یعنی تخلیه مدفوع، تخلیه صفرا جهت هضم کردن غذا با ترشح مادهای به نام استیل کولین و منقبض کردن کیسه صفرا، تحریک لوزالمعده برای ترشح سه آنزیم هضم کننده یعنی”آمیلاز“ ،”لیپاز“و”تریپسین“ برای هضم مواد نشاستهای، چربی و پروتئین، تنگ شدن مردمک چشم، پائین آوردن فشار خون و... میشود. سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک با هم به طور متعادل و هماهنگ کار میکنند. اکنون تصور کنید که شخصی یکمرتبه عصبانی شود، از کوره در رود و تعادلش را از دست بدهد. به اصطلاح خون جلوی چشمانش را بگیرد و این حالت، مرتباً تکرار شود. بدین ترتیب بسیار امکان دارد که در یکی از این موارد که دیگر اعصاب مرکزی روی سیستم اعصاب کنترل خود را از دست داده، فرد به کسی چاقو بزند، آدم بکشد، ظروف و اشیاء قیمتی را بشکند، خانه را آتش بزند، خودش را از بالای بام به پایین پرتاب کند، بهسوی مردم تیراندازی کند و کارهای بسیار خطرناک و باورنکردنی انجام دهد. در چنین حالتی معمولاً بر اثر ترشح مقادیر زیادی آدرنالین فشار خون بیمار به شدت بالا میرود، نبض تند میشود، ضربان قلب بالا میرود و فرد تندخو فریاد میکشد، حریف و رقیب میطلبد و... اگر در میان فامیل و دوستان خود چنین افرادی را سراغ دارید باید به آنها توصیه کنید تا غذاهائی بخورند که در بدنشان باعث ترشح زیاد آدرنالین نشود. یکی از این غذاها پنیر، بهخصوص پنیرهای کهنه است که دارای تیرامین فراوان بوده و این تیرامین باعث تحریک مرکز عصبی و ترشح مقادیر زیادی آدرنالین و نور آدرنالین میشود و حالت عصبی چنین افرادی را صدچندان میکند. بهتر است این گروه از افراد اصلاً پنیر نخورند بهخصوص آن که تیرامین در افرادی که زمینه ابتلا به میگرن را دارند باعث پیدایش سردردهای میگرنی شده و همین سردرد باعث عصبانیت بیشتر آنها میشود. توصیه میشود در چنین مواردی برای فرو نشاندن خشم بیمار، از داروهای آرام بخش استفاده کنید و فکر بیمار را از موضوع منحرف نمائید و از وجود افرادی که به شدت مورد علاقهٔ وی هستند کمک بگیرید. البته خورانیدن آب بسیار سرد به بیمار و حتی پاشیدن آب سرد به صورت او و دعوت شخص به آرامش،بسیار مؤثر است . ناگفته نماند که غذاهای خیلی شور نیز به ایجاد چنین حالتی کمک میکند بنابراین حساب کنید که اگر چنین شخصی پنیر زیاد بخورد و آن هم پنیر خیلی شور، چه اتفاقی خواهد افتاد؟!!! به هر حال بهتر است افراد تندخو، از خوردن نمک پرهیز کنند و یادشان باشد که گاهی در بعضی نانها نیز نمک زیادی میریزند. خوراکیهائی مثل پفک نمکی، خیار شور، هویج و گل کلم و بسیاری از خوراکیهای دیگر که مملو از نمک هستند باعث تندخوئی میشوند. برای رفع عصبانیت چه غذائی مفید است؟ یکی از بهترین خوراکیهائی که میتواند به طور اعجابآور، تندخوئی را برطرف کند لیموترش است البته منظور لیموترش کوچک شیراز و جهرم و جنوب ایران است که به اصطلاح Lime نام دارد. این میوه خاص جنوب آسیا است و به نظر میرسد که اعراب این میوه را از هندوستان در سالهای بین ۷۵۰ تا ۹۰۰ میلادی به کشورهای عربی آورده باشند.این میوه تا قبل از آغاز جنگهای صلیبی، برای اروپائیان نا شناخته بود و تازه از سال ۱۶۲۶ اروپائیان با آن آشنا شدند وتعدادی از درختهای آن را در کشور موزامبیک یافتند. از آن پس، به خاطر پیشگیری ملوانان از ابتلا به بیماری اسکوربوت ”که در نتیجه کمبود ویتامین c در بدن ایجاد میشود و موجب خونریزی میگردد“ هر روز به ملوانان تعدادی لیموترش ” به صورت جیره غذائی“ میدادند. بعدها کاشت این میوه در کالیفرنیا وفلوریدا مرسوم شد و بعد از سرمای شدید فلوریدا در سال ۱۸۹۴ به کلی مزارع لیموترش این ایالت از بین رفت و کاشت آن به ایالت کالیفرنیا منحصر شد. خوردن لیموترش برای مبتلایان به پادرد همچنین برای کسانی که خونشان خاصیت اسیدی دارد بسیار مفید است زیرا خون را قلیائی میکند. بعضی از محققین آن را wonderfulcoolerforthebrain نام دادهاند. این ماده خشم را به سرعت برطرف میکند و نفرت را میزداید. بهترین راه برای مصرف کردن لیمو ترش ریختن آب لیمو ترش تازه، بر روی غذاهاست. آب لیموئی که از قبل گرفته شده و در شیشه ریختهاند، خاصیت و تأثیر چندانی ندارد.[/align]
×
×
  • اضافه کردن...