رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'روابط'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

11 نتیجه پیدا شد

  1. عواملی که روابط جنسی شما را نابود می کنند عواملی که روابط جنسی شما را نابود می کنندعوامل مختلفی مانند استرس، مسائل حل نشده بین دو طرف، مشروبات الکلی، خواب کم و مصرف برخی داروها در کاهش میل جنسی و اختلالات جنسی طرفین تاثیر گذار هستند. آیا میل جنسی شما خیلی کاهش یافته است؟ آیا شما یا همسرتان علاقه به رابطه جنسی را از دست داده اید؟ فاکتورها و عوامل مختلف فیزیولوژیکی،جسمانی و روانشناختی می تواند بر میل جنسی شما تاثیر بگذارد. این از بین برنده ها و کشنده های روابط جنسی را چک کنید. استرس: تباه کننده رابطه جنسی شما ممکن است از آن دسته افرادی باشید که کارها را تحت شرایط استرس زا خوب انجام می دهند. اما احساسات جنسی مانند آن کارها نیستند. استرس شغلی، مشکلات مالی، مراقب یک خانواده بیمار بودن و دیگر استرس ها شهوت شما را کاهش می دهند. میزان استرس خود را با استفاده از تکنیک های ویژه مدیریتی کنترل کنید یا به پزشک یا مشاور مراجعه کنید. مسائل حل نشده: تباه کننده رابطه جنسی مسائل حل نشده یکی از معمول ترین تباه کننده های روابط جنسی هستند. به ویژه برای زنان رابطه نزدیک عاطفی یک مساله مهم در تمایلات جنسی او است. جروبحث زیاد، رابطه ی ضعیف، کم شدن اعتماد می تواند اختلالاتی در رابطه ی جنسی شما بوجود آورد. الکل/مشروبات: تباه کننده رابطه جنسی مشروبات الکلی ممکن است احساسات جنسی شما را کاهش دهد و منجر به بروز رفتارهای غیر مسئولانه از جانب شما شود. خواب کم: تباه کننده رابطه جنسی اگر احساسات جنسی شما کاهش یافته شاید شما خیلی زود بیدار می شوید یا خیلی دیر به رختخواب می روید. در هر صورت این مساله خواب شما را مختل می کند. علاوه بر خواب شما روابط جنسی شما را نیز مختل می کند. خواب خیلی کم منجر به خستگی و فرسودگی می شود. والد بودن صرف والد بودن منجر به تباهی رابطه جنسی نمی شود. اما زمانی که شما فرزند دارید،یافتن زمان مناسب می تواند برای این کار دشوار می باشد. گاهی پرستار بچه استخدام کنید تا روابطتان بهبود یابد. فرزند جدیدی در خانه دارید؟ سعی کنید روابط جنسی تان را با خواب نوزاد تنظیم کنید. داروها معمولا با ازدست دادن و یا کاهش میل جنسی مرتبط هستند: -داروهای ضد افسردگی -داروهای کنترل فشار خون -داروهای ضد بارداری(البته برخی معتقدند بین این داروها و میزان میل جنسی ارتباط وجود دارد و برخی نیز به این ارتباط معتقد نیستند) -داروهای ضد ایدز -داروهای هورمونی و ترکیبی -مسکن ها تعویض دارو یا مصرف آن با دوز پایین ممکن است مشکل را حل کند. اگر با مصرف این داروها میل جنسی شما کم شده است حتما با پزشک خود مشورت کنید. هرگز سرخود و بدون مشورت با پزشک دارو را قطع نکنید. تصویر جسمی ضعیف: تباه کننده رابطه جنسی اگر تصویر ذهنی شما از جسم خودتان خوب نیست، به عنوان مثال احساس می کنید خیلی چاق هستید(حتی اگر در واقع این چنین نباشد)، بر میزان عشق شما تاثیر می گذارد. اگر شریک شما این احساسات را داشته باشد این خیلی به رابطه شما کمک می کند که شما به او بگویید که همچنان او را جذاب می دانید. کار کردن نه تنها تصویر ذهنی شما را از خودتان افزایش می دهد، همچنین ممکن است تمایلات جنسی شما را نیز افزایش دهد. چاقی مفرط: تباه کننده رابطه جنسی چاقی بیش از حد با کمتر لذت بردن از رابطه ی جنسی، تمایل به رابطه جنسی و دشواری های عملکرد جنسی مرتبط است. دلیلش مشخص نیست اما ممکن است با تصویر ذهنی از خود، روابط ناخوشایند، مسائل اجتماعی و یا اینکه اجتماع چاقی را بد می داند و دیگر مسائل روانشناختی مرتبط باشد. نعوظ غیرمعمول نیز نوع متفاوت اختلالات جنسی می باشد. اما مردان که مبتلا به این عارضه هستند نگران این هستند که چگونه این عمل را انجام دهند. و این نگرانی می تواند تمایل جنسی آن ها را کم کند. کمبود تستسترون: تباه کننده رابطه ی جنسی تستسترون تمایل جنسی را افزایش می دهد. هر چه که مردان سنشان بالا میرود ، میزان تستسترون آن ها به آرامی کاهش می یابد. اینگونه نیست که تمام مردانی که میزان تستسترون آن ها کاهش می یابد، تمایلات جنسیشان کم شود، اما در مورد بسیاری از آن ها این اتفاق می افتد. تستسترون با تمایلات جنسی در زنان نیز مرتبط است. افسردگی: تباه کننده رابطه ی جنسی اگر تمایلات جنسی شما کم شده است ممکن است نشانه ای از افسردگی شما باشد. افسردگی می تواند میزان تمایلات جنسی شما را کاهش دهد. در مورد افسردگیتان با پزشک خود مشورت کنید. داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است تمایلات شما را کاهش دهد. بنابراین پزشک شما برنامه درمانی مناسبی برای شما انتخاب خواهد کرد. یائسگی: تباه کننده رابطه ی جنسی بسیاری از زنان کم شدن تمایلات جنسی شان به دلیل یائسگی را گزارش می کنند. اگر چه آن ها بر این اعتقادند که حفظ میزان خوبی از تمایلات ضروری است، اما این اتفاق می افتد. علائم یائسگی مانند خشکی واژن و مهبل و درد در طول رابطه جنسی راحتی رابطه جنسی را کاهش می دهد. اما تغییرات هورمونی یائسگی تنها بخشی از تصویر است. اما نگرانی زنان در مورد رابطه شان در دوران یائسگی نیز بر کیفیت رابطه تاثیر می گذارد. صمیمیت کم: تباه کننده رابطه ی جنسی رابطه جنسی بدون صمیمیت برای بسیاری از مردم تباه کننده است. اگر رابطه جنسی شما پیش به سوی روابط خنثی و با احساسات کم می رود سعی کنید میزان صمیمیت تان را زمانیکه رابطه جنسی هم ندارید افزایش دهید. با هم بسیار صحبت کنید. یاد بگیرید بدون داشتن رابطه جنسی احساسات خود را بیان کنید. اگر صمیمیت زیاد باشد، ممکن است تمایلات جنسی افزایش یابد.
  2. اگر بتوانید درباره زمانی که با دوستانتان میگذرانید بر سر برنامه و زمان مشخصی به توافق برسید، هر دو سود میبرید. پس از ازدواج، به تدریج متوجه تغییراتی در دوستان خود خواهید شد. معمولا دوستان متاهل با شادی شما را به فهرست زوجهایی که میتوان با آنها قرار مسافرت و شام گذاشت، وارد میکنند و از طرف دیگر، ممکن است ازدواج شما موجب شود که دوستان مجردتان متوجه ناموفق بودن خودشان در امر ازدواج و داشتن یک زندگی مستقل شوند. اما چگوه میتوان با دوستانی که هر یک به شیوه خود فکر میکنند، کنار آمد؟ ● آیا باید این دوستیها را حفظ کنید؟... میریام آروند(Miriam Arond) و ساموئل پاوکر (Samuel Pauker) در کتاب خود به نام “اولین سال ازدواج” مینویسند:” برپا کردن یک زندگی اجتماعی که بتواند هردوی شما را رای نگهدارد، نشانه بسیار مثبتی از موقعیت زندگی مشترک شماست.” این دو و متخصصین دیگر ازدواج اعتقاد دارند که زندگی اجتماعی آسان و آزاد نشاندهنده امنیت رابطه زن و شوهر است و به این معناست که هر دوی آنها میتوانند بدون بروز نا امنی یا حسادت در دیگری، با دیگران معاشرت کنند. علاوه بر این، گاهی لازم است که ما با دوستان خود مشورت کرده یا تنها برای گفتگو و خنده دور هم جمع شویم. داشتن دوستان متعدد میتواند شما را به عنوان یک فرد غنی کرده و رابطه شما با همسرتان را گسترده تر و عمیقتر کند.(اعتراف کنید که وقتی همسرتان با لبخندی شاد وارد خانه شده و برای تعریف کردن حوادث بامزه روزی که با دوستانش گذرانده، بی قرار است، دلتان غنج میرود). ● دوستان همجنس احتمال اینکه این نوع دوستان باعث به جوش آمدن حسادت شوند بسیار اندک است. قراری که هر از گاه با دوستان همجنس خود میگذاریم، معاشرت سالمی است و به نوعی یک مرخصی کوتاه از زندگی زناشویی محسوب میشود. اما اگر شما دونفر درباره مدت زمانی که دور از هم هستید توافق ندارید،ممکن است دچار مشکل شوید. برای مثال اگر شوهر دوست دارد در هفته دوشب را با دوستان خود باشد و همسرش میخواهد هر شب با هم شام بخورند احساسات هر دو لطمه دیده و این لطمه به مشاجره ختم خواهد شد. گفتگوی ساده و باز در اینجا بسیار راهگشا خواهد بود. بگذارید عزیزتان از انتظارات شما آگاه شود و خود را آماده کنید که گفتگو در هر دو طرف به مصالحه ختم شود. اگر بتوانید درباره روزها یا ساعاتی که با دوستانتان میگذرانید بر سر برنامه و زمان مشخصی به توافق برسید، هر دو سود میبرید. ● دوستان غیرهمجنس حفظ رابطه با دوستان غیر همجنس شاید یکی از بزرگترین جعبه های ویروسی باشد که در زندگی مشترک باز میکنید، به خصوص اگر این دوست، زمانی خواستگار یا دختر مورد علاقه شما هم بوده باشد. شاید شما به ود بگویید که همسرتان در نهایت شما را انتخاب کرده است، اما شنیدن خنده آنها هنگام صحبت از شوخیهای مشترک زمان تحصیل چندان خوشحالتان نخواهد کرد. چگونه از این احساسات بد اجتناب کنیم؟ توصیه آروند و پاوکر این است: همسر خود را در گفتگو با دوست غیر همجنس خود شریک کنید. هرچه باشد دور هم بودن هرسه شما موجب خواهد شد که همسرتان متوجه افلاطونی بودن رابطه شما شود. یا کاملا برعکس، رابطه دوستی خود را کاملا از زندگی زناشویی خود دور نگه دارید. شاید همسر شما گپ زدن شما با دوستی در شهر دیگر را بدون اشکال بداند اما واقعا نخواهد بداند کار تازه او چطور است. به عبارت دیگر، در حالی که دوستی خود را با این دوست قدیمی پنهان نمیکنید، بیش از حد هم درباره او صحبت نکنید و از مقایسه او با همسرتان جدا بپرهیزید. اگر این دوستی مشکلات زیادی به بار می آورد، همواره میتوانید این رابطه را قطع کنید. آیا یک ساعت گپ زدن در ماه با دوست سابقتان ارزش در خطر انداختن زندگی مشترکان را دارد؟ در اینجا باز هم به اهمیت گفتگو میان زن و شوهر تاکید میکنیم، یک گپ خوب میتواند هرگونه احساس منفی را در همسر شما از بین ببرد. از طرفی شما از احساسات یکدیگر نسبت به این روابط آگاه شده و شاید تصمیمات جدیدی اتخاذ کنید. ● دوستان مجرد ممکن است پس از ازدواج ادامه دادن رابطه نزدیک با دوستان مجرد برایتان مشکل باشد. ممکن آنها دور و حتی حسود به نظر برسند یا ممکن است شما را کسی بدانند که زندگی مجردی و بودن با آنها را به تشکیل یک زندگی مشترک فروخته است. واکنشهای منفی این دوستان را به خود نگیرید.احتمال اینکه آنها احساس ترک شدگی داشته باشند زیاد است. اگر واقعا میخواهید دوستی خود را حفظ کنید، به این دوست اندوهگین تلفن کنید و یک قرار ملاقات با او بگذارید. هنگامی که همدیگر را در کافه یا جای دیگر دیدید، از پرحرفی درباره زندگی عاشقانه خود اجتناب کنید. در عوض درباره علایق مشترکی که قبل از ازدواج داشتید صحبت کنید. اگر تمام گفتگوهای شما درباره جنس مخالف دور میزده است، این احتمال وجود دارد که دوستی شما به مرگ طبیعی از بین برود. احساس گناه نکنید، این اتفاقی است که زیاد رخ میدهد. اما اگر شما دونفر وجوه مشترک عمیقتر و بیشتری دارید، هیچ دلیلی وجود ندارد که معاشرت با یکدیگر را ادامه ندهید. ● دوستان مشترک در نهایت، یافتن دوستان مشترک و حفظ آنها بهترین روش برای داشتن یک زندگی اجتماعی مشترک است. بیشتر زوجهای تازه ازدواج کرده، به معاشرت با زوجهای دیگر متمایلند. این تمایل به جمعهایی خوب با عده ای که همه همراهی دارند، منجر میشود و بهترین جا برای مشاهده و آموختن ریزه کاریهای مثبت زندگی مشترک دیگران و ارج نهادن به نکات مثبت زندگی مشترک خود ما خواهد بود. البته، اگر بهترین دوست همسرتان، شوهری کاملا نچسب یا کودن دارد، خود را مجبور نکنید که مدام با آنها معاشرت کنید. نظر خود را به همسرتان بگویید و فراموش نکنید که کلید داشتن زندگی مشترک موفق، گفتگو کردن است.
  3. آیا تا به حال به این موضوع فكر كردهاید كه چطور میتوان با دیگران ارتباط بهتری برقرار كرد؟ از آنجایی كه هریك از ما در دنیایی زندگی میكنیم كه داشتن ارتباط مطلوب میتواند هم برای خود ما و هم برای اطرافیانمان بسیار تأثیرگذار باشد، یافتنراهكارهایی مناسب در این خصوص بسیار تأثیرگذار خواهد بود. در واقع اگر روابط خود را براساس زندگی توأم با آرامش و شادیبخش با دیگران قرار دادهاید، زندگی شما در مسیری است كه میتوان آن را زندگی «هدفمند» نامید. حالت مطلوب را در روابط خود با دیگران در نظر مجسم كنید و اجازه ندهید چیزی روی آن تأثیر بگذارد. دوست دارید روابط شما با همكار، همسر، دوست یا فرزندانتان چگونه باشد؟ آیا تمایل دارید احساس كنید دیگران شما را دوست دارند و فرد مهمی هستید؟ آیا ترجیح میدهید روابط شما بیشتر بر پایه احترام متقابل باشد یا دوستداشتن صرف؟ آیا دوست دارید كسانی كه برای آنان كار میكنید به قابلیتهای شما اعتماد كامل داشته باشند و بتوانید احترام و صمیمیتشان را جلب كنید؟ درباره روابط خود با هر كس دیگری كه در دنیای شما زندگی میكند، چه نظری دارید؟ افرادی كه هر روز از كنارشان عبور میكنید، كسانی كه در اتوبوس یا هواپیما در كنارشان مینشینید. اگر میتوانستید خودتان روابط با دیگران را كاملا در اختیار بگیرید و تنظیمشان كنید، ترجیح میدادید این روابط چگونه باشد؟ فراموش نكنید قابلیت و توانایی برقراری ارتباط صحیح در زندگیتان از خود شما آغاز میشود و با خود شما هم پایان میپذیرد. بنابراین اگر خواستار آن هستید كه این حق را از خودتان دریغ نكنید و واقعا از روابط خود لذت ببرید، باید مسئولیت كامل نحوه روابط خود را با دیگران بپذیرید. نكته مهم این است كه اگر بخواهید این ارتباط صحیح و لذتبخش در روابط شما تحقق یابد، این وظیفه دیگران نیست كه خود را تغییر دهند. كسانی كه شریك زندگی شما هستند، فرزندانتان، خانواده، بستگان و حتی افرادی كه در سیاره دیگری زندگی میكنند، با حسی كه قابل بیان نیست، همگی در افكارتان قرار میگیرند و به نوعی افكار شما را تشكیل میدهند كلید اصلی ارتباط اكنون این عبارت بسیار مهم را مرور كنید و به خاطر بسپارید: «شما همانگونه خواهید بود كه فكر میكنید!» از آنجا كه نمیتوانید از نظر جسمی فرد دیگری باشید بنابراین تنها میتوانید دیگران را در فكر خود احساس و بررسی كنید. در نتیجه تمام افراد در زندگی شما افكاری هستند كه در ضمیر شما وجود دارند، بنابراین روابط شما، نحوه تفكر شما در مورد دیگران است. احساسی كه شما در مورد مردم دارید، تنها در ذهن شماست و احساسی كه در مورد اطرافیان دارید از افكارتان ناشی میشود. مثلا ممكن است آنان به گونهای رفتار كنند كه از نظر شما ناخوشایند باشد اما روابط شما با آنان هنگامی كه رفتار بدی دارند با رفتار خود آنها تعیین نمیشود بلكه تنها با برداشت شما از آن رفتار تعیین میشود. رفتار آنان مربوط به خودشان است و شما نمیتوانید رفتار آنها را در ضمیر خود تغییر دهید. روابط اجتماعی كسانی كه شریك زندگی شما هستند، فرزندانتان، خانواده، بستگان و حتی افرادی كه در سیاره دیگری زندگی میكنند، با حسی كه قابل بیان نیست، همگی در افكارتان قرار میگیرند و به نوعی افكار شما را تشكیل میدهند. وقتی در آن سوی دنیا، هواپیمایی سقوط میكند، شما در مورد قربانیان آن حادثه احساس خاصی دارید؟ آنچه احساس میكنید و شما را به آنان مرتبط میسازد، افكار شماست. اما خود آنان هم در افكار شما جای میگیرند بنابراین شما بدون آنكه خود این افراد را ببینید، تنها با افكارتان با آنان مرتبط میشوید. بدینترتیب میتوانید به قدرت و عظمت افكار خود پی ببرید و این همان كلید اصلی برقراری ارتباط است؛ ضمیر، ذهن و افكار خود شما. از افكارتان بهره بگیرید حال زمان آن رسیده است كه از خودتان بپرسید «در مورد كسانی كه با آنان در ارتباط هستید، چگونه فكر میكنید؟» به خاطر داشته باشید آنچه فكر میكنید همان تحقق مییابد و شما منشأ آن فكر هستید. اگر فكر میكنید كسی كه دوستش دارید اخلاق بدی دارد، این نگرش شما درباره آن شخص بر روابطتان تأثیر میگذارد و شما در شرایطی قرار میگیرید كه از او بیزار میشوید. وقتی فردی رفتار خاصی دارد، آیا آن رفتار را منفی تلقی میكنید و با خودتان میگویید: «وقتی او این كار را میكند، من از او ناراحت میشوم»؟ در واقع واكنش منفی، به دلخوری، ناراحتی و منفیگرایی بیشتر میانجامدزیرا رفتار شما تنها تابع افكارتان است. بنابراین در چنین شرایطی كه واكنش شما منفی است، تنها براساس منفیگرایی عمل میكنید. به جای بررسی رفتار دیگران و آنگونه قضاوتكردن، میتوانید رفتار خود را تغییر دهید. به خاطر داشته باشد كه او این رابطه بد را به وجود نمیآورد بلكه شما با نحوه تفكرتان، باعث ایجاد روابط نامطلوب میشوید. شما میتوانستید به جای عبارت یادشده بگویید «او راه خود را میرود و الان هم همان گونه عمل میكند كه باید میكرد. اما او ویژگیهای قابل توجه دیگری هم دارد كه من آنها را دوست دارم، باید توجه خود را بر آنها متمركز كنم». سعی كنید زیاد از دیگران انتقاد نكنید. واقعیت این است كه دیگران با قضاوتهای شما تعریف نمیشوند بلكه شما خود را فردی نشان میدهید كه از همه انتقاد میكند. دیگران براساس افكار خودشان و رفتار حاصل از آن شناخته میشوند. پس آنچه شما باید انجام دهید این است كه تلاش كنید در مورد دیگران افكاری را در ضمیر خود جای دهید كه با نوع روابطی كه میخواهید داشته باشید هماهنگ باشد، بنابراین همانگونه كه شما همانچیزی میشوید كه در سراسر روز فكر میكنید، روابط شما نیز همان میشود كه در مورد آن میاندیشید. آنچه در درون دارید حاصل افكار شماست. اگر نفرت را در درونتان میپرورانید، چیزی كه عرضه میكنید نفرت است. اگر در درونتان دچار كمبود اعتماد به نفس هستید، تحقیر و توهین چیزی است كه به دیگران میبخشید. اما اگر در درون خود عشق و همدلی میپرورانید، عشق و همدلی به دیگران خواهید بخشید روابطتان را هدفمند كنید به طور كلی كیفیت زندگی ما ارتباط مستقیمی با كیفیت روابط ما با مردم دارد. در ضمن باید افزود كه نحوه روابط ما با دیگران بیانگر نوع روابط ما با خودمان است؛ بله روابط ما با خودمان. شما رابطهای ثابت و دائم با ضمیر و جسم خود دارید. وقتی میگویید:«من با خودم گفتم»، به 2موجود اشاره میكنید؛«من» اشاره به خود نامشهود(ضمیر) شما دارد و «خودم» به وجودی مادی اشاره میكند كه دارای نام، نشانی و شمارهشناسنامه است. هدف گذاری در روابط اجتماعی وقتی «شما»،«خودت» را سرزنش میكنید، خود نامرئی شماست كه در مورد خود مرئی شما قضاوت میكند. این رابطهای است كه شما هر روز با خودتان دارید. اگر تصور میكنید انسانی متزلزل هستید، این اندیشه شما باعث میشود در عمل نیز همینگونه باشید و غیر از این ممكن نیست. اگر خود را فردی مقتدر، با نفوذ و مهربان میبینید كه ممكن است مرتكب اشتباه هم بشود، اینگونه هم عمل خواهید كرد. اگر به خود علاقهمندید، عشق یا دوست داشتن چیزی است كه دارید و به دیگران منتقل میكنید. صرفنظر از اینكه دیگران با شما چه برخوردی دارند، شما میتوانید تنها چیزی را كه دارید، ببخشید. آنچه در درون دارید حاصل افكار شماست. اگر نفرت را در درونتان میپرورانید، چیزی كه عرضه میكنید نفرت است. اگر در درونتان دچار كمبود اعتماد به نفس هستید، تحقیر و توهین چیزی است كه به دیگران میبخشید. اما اگر در درون خود عشق و همدلی میپرورانید، عشق و همدلی به دیگران خواهید بخشید. روابط شما در همان مسیری قرار میگیرند كه شما در زندگی انتخاب میكنید. اگر مسیر شما از طریق تحمل درد و رنج است و همواره میپرسید چرا مشكلات حل نمیشوند، در این صورت روابط شما هم با درد و رنج توأم است. اگر به دنبال نتیجه گرفتن هستید و همواره میخواهید درسهایی از زندگی بگیرید، روابط شما هم همین خط سیر را دنبال میكند اما اگر در پی هدف هستید و زندگیتان هدفمند است، روابط شما هم این موقعیت را در زندگیتان نشان میدهد. در این صورت، شما در زندگی چیزهایی را كسب میكنید اما نمیتوانید هیچچیز را برای خود نگهدارید. برخورد شما با دیگران در مراحل مختلف زندگی باید به گونهای باشد كه انتظار دارید در همان مراحل با شما همانگونه برخورد شود. این تمام چیزی است كه میتوان در مورد ارتباط صحیح گفت. هدف این است كه به جای انتقاد و قضاوت، ارتباط مناسبی داشته باشید. اگر پاسخ نفرت را با نفرت یا خشم بدهید، به این دلیل نیست كه شما در شرایطی مجبور به این كار شدهاید بلكه علت آن همان چیزی است كه درون خود شماست. اگر در درون خود فقط عشق و محبت داشته باشید، هراندازه هم كه تحت فشار باشید، نمیتوانید نفرت بروز دهید. اگر انسان هدفمندی شوید، خواهید دید كه برخورد شما با دیگران به طور كلی تغییر میكند و شیوهای جدید در پیش خواهید گرفت؛ شیوهای كه دیگران را به شما نزدیكتر میكند، در حالی كه در گذشته كه سعی میكردید دیگران را به رفتاركردن مطابق میل خودتان وادارید، نمیتوانستید چنین نتیجهای را بگیرید؛ در واقع هرچه بیشتر ایثار كنید بیشتر هم نتیجه میبینید اما اگر سعی كنید به زور منافعی را به دست آورید، كمتر نتیجه میگیرید و كمتر هم لذت میبرید. محبت فرایندی درونی است كه باید آن را وارد روابط خود كنید. اساس رابطه هدفمند عشق و ایثار است. این عنصر مهم عشق كه در حد ایثار تجلی پیدا میكند، چگونگی هدف را تعریف میكند و در ایجاد روابط صحیح و مناسب مهم است. محبت؛ اساس رابطه هدفمند محبت کلید رابطه ی اجتماعی اساس روابط هدفمند محبت است. اما محبت تنها این نیست كه به كسی بگوییم دوستش داریم زیرا این كلمات ممكن است به هر كس گفته شود. محبت واقعی یعنی ایثاركردن، بیتوجه به آنكه چه چیزی نصیب شما میشود. محبت فرایندی درونی است كه باید آن را وارد روابط خود كنید. اساس رابطه هدفمند عشق و ایثار است. این عنصر مهم عشق كه در حد ایثار تجلی پیدا میكند، چگونگی هدف را تعریف میكند و در ایجاد روابط صحیح و مناسب مهم است. سعی كنید افراد را برحسب كارهایشان نسنجید بلكه در ورای بخش نامرئی آنان روحی را كه در آن جسم كوچك قراردارد ببینید. اگر با آن روح با مهربانی برخورد كنید و این محبت را در عمل به آنها نشان دهید، آنها هم در مقابل با محبت پاسخ میدهند. بدینترتیب شما با دیگران روابط مهرآمیز خواهید داشت زیرا محبت را در دل خود جای دادهاید؛ نه آنكه آن را در وجود دیگران جستوجو كنید. اگر با بعضی افراد خانوادهتان مدتی مشكل داشتهاید، آنان دیگر عامل نفرت نیستند، دیگر عصبانیت و منفیگرایی شما از بین رفته و به جای آن عشق بدون انتقاد قرار گرفته است. این كار به سالهای طولانی روان درمانی و استفاده از انواع داروهای گیاهی و شیمیایی نیازی ندارد بلكه شما باید دگرگون شوید. جالب آنكه وقتی بدینگونه رفتار كنید، خیلی چیزها را كه در زندگی از دست داده بودید یا اصلا نداشتید به دست خواهید آورد. افرادی كه قبلا بسیار تحملناپذیر به نظر میرسیدند، دیگر مورد انتقاد شما قرار نمیگیرند، شما به آنان محبت میكنید و با وجود آنچه در حافظه خود در موردشان دارید، آنان را میبخشید و به خود یادآوری میكنید كه آنان باتوجه به شرایطی كه در آن قرار گرفته بودند، عمل كردهاند. كسی نمیتواند بیش از این از كسی انتظار داشته باشد. شما به آنان محبت میكنید و با نگاهی به گذشته كه از آنان انتقاد میكردید، درخواهید یافت كه امروز روابط شما با آنان بهگونهای صحیح و انرژیبخش متحول شده است. سعی كنید روی اهداف اصلی خود ایستادگی و پافشاری كنید. فراموش نكنید كه شما برای خدمت به این دنیا آمدهاید. اگر با مشكلی روبهرو شدید، فقط از خود بپرسید:«من در این شرایط چه خدمتی میتوانم بكنم؟» و كاملا گوش دهید تا بالاخره راهحل را بیابید. غرور و خودخواهی را هم كنار بگذارید و محبت كنید. روابط محكم و قوی هنگامی به وجود میآیند كه 2نفر خود را متعهد ببینند كه بدون هیچگونه قید و شرطی یكدیگر را دوست بدارند و با تمام توان موجب رشد و پیشرفت یكدیگر باشند. هر دو طرف، بدون هیچگونه خودخواهی و بدون اینكه بخواهند شكل خاصی به روابط خود بدهند، آزاد بیندیشند. وقتی ما یكدیگر را كاملا باور داشته باشیم، هیچگونه حد و مرزی هم برای آن وجود نخواهد داشت.
  4. رنگها، لباسها و روابط اجتماعی از آنجایی که رنگها در دنیای مد و لباس اهمیت خاصی داشته و معانی گوناگونی را انتقال میدهند، طراحان همواره در بهکار بردن آنها توجه ویژهای نشان داده و به دنبال آن اثرات متفاوتی بر خلق و خوی افراد باقی میگذارند... به گفته نور ما کامالی، یکی از طراحان مد: «بهطور کلی سیاه رنگی برگزیده و ممتاز است، اما امروزه کاربرد کمتری داشته و بیشتر در مراسم عزاداری به کار برده میشود. در صنعت مد، رنگ سیاه رنگی است که در بروز یا تشدید حالت افسردگی و غم دخالت دارد.» این در حالی است که دکتر جودیت واترز، استاد روانشناسی دانشگاه فرلی دیکنسون معتقد است: «رنگهای روشن باعث افزایش روحیه و ایجاد حالت شادابی، به ویژه پس از روزهای غمگین زمستان میشود.» از طرفی مردم بیش از آنکه به حرفهای شما توجه داشته باشند به لباسی که پوشیدهاید توجه دارند. بنابراین رنگها میتوانند همچون مهمانی ناخوانده بر روابط شما با دیگران تأثیر بگذارند. به همین ترتیب شاید پوشیدن لباسهای با رنگهای اسپرت و نمایشی به کمی اعتماد به نفس نیاز داشته باشد. به طوری که به عقیده جون روچ، از مشاورین طراحی و مد: در صورتی که نمیخواهید توجه و واکنش ناخودآگاه مردم را به سوی خویش جلب نمایید بهتر است این رنگها را در لباسهای خود بهکار نبرید چرا که نمیتوانید خود را در آنها پنهان کنید.» از طرف دیگر توصیه واترز این است: «اگر میخواهید جدی گرفته شوید بهتر است به جای رنگهای تند و فسفری بیشتر از رنگهای مات استفاده کنید.» کامالی نیز همانند روچ که معتقد است رنگها به انسان انرژی میدهند، میگوید: «تنوع رنگی الهامبخش است. پوشیدن لباسهای رنگی در افراد تجربهای بسیار متفاوت از پوشیدن لباسهای سیاه را ایجاد میکنند. رنگها مانند خورشید مملو از نور و روشناییاند و حالتی خوشبینانه و زندگیبخش را به وجود میآورند.» به نظر روچ؛ سبز نمادی از رشد و شکوفایی بوده و از آنجایی که پرانرژیترین رنگ محسوب میشود، با پوشیدن آن احساسی از تندرستی و خوشبختی را در فرد ایجاد میکند. نارنجی نیز از انرژی زیادی برخوردار است و گرما، آتش و حاصلخیزی را القا میکند. این در حالی است که زرد، یکی دیگر از رنگهای پرانرژی، سرزندگی، حرکت وجوانی را به ارمغان میآورد. اما سرخ، مفهومی از حمایت، شجاعت، و علاقه و اشتیاق شدید را با خود دارد. در این میان طیفهای مختلف آبی هر یک معانی متفاوتی را انتقال میدهند: آبی روشن نمادی از آب، آسمان و بهشت، آبی متوسط دوستی و صمیمیت خالصانه، و آبی کهربایی زورمندی، چالاکی و جنبش به همراه دارد. ارغوانی نیز که همیشه از رنگ های سلطنتی به شمار میرفته از جمله رنگهایی است که قدرت، بزرگی و فراوانی را به نمایش میگذارد. اما بنفش از آنجایی که باعث برانگیختن هیجانات و عواطف میگردد، به نظر روچ بهتر است در اطراف افراد بیمار بهکار برده نشود زیرا با تخلیه هیجانی او، وی را ضعیفتر میکند. اکنون ورا وانگ، یکی دیگر از طراحان لباس به سراغ طراحی لباسهای رنگی به جای لباسهای همیشه سفید عروس رفته و میگوید: «به همان اندازه که عاشق سنت لباس سفید برای عروس هستم، فکر میکنم کمی تخطی از این سنت هم میتواند زیبا و جالب باشد. بهکار بردن رنگهای آبی، صورتی، زرد و سبز روشن به جای سفید در لباس عروس غیرمنتظره و بسیار هیجانانگیز است.» به عقیده کامالی رنگ در مدهای لباس چیزی بیش از تمایلات آنی و بیهدف بوده و تغییرات ناگهانی در آن بیشتر از ایجاد و تغییرات فاحش در مدل لباس تأثیر میگذارد. رنگ همچون خونی در رگهای دنیای مد در جریان است. ویرایش و تلخیص:آکاایران
  5. [align=justify] اصول حل مشکلات روابط زناشویی شما و همسرتان همیشه در مورد تمام مسایل از قبیل بـیـرون رفتن برای شام، باز گذاشتن درپوش خمیر دندان و یا تربیت بچه ها با یکدیگر مشاجره میکنید؟ دکتر جانسون نـویسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" میتواند شما را در ایـــن زمینه راهنمایی کند. به وسیله ۵ اصل مهم شما یـــاد میگیرید که چگونه ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید.ایـن اصـول بنـیـان هـای خـانوادگی زیادی را از خطر نابودی نجات داده اند. آیا شما و همسرتان همیشه در مورد تمام مسایل از قبیل بـیـرون رفتن برای شام، باز گذاشتن درپوش خمیر دندان و یا تربیت بچه ها با یکدیگر مشاجره میکنید؟ دکتر جانسون نـویسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" میتواند شما را در ایـــن زمینه راهنمایی کند. به وسیله ۵ اصل مهم شما یـــاد میگیرید که چگونه ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید. ایـن اصـول بنـیـان هـای خـانوادگی زیادی را از خطر نابودی نجات داده اند ● راه حل حقیقی در رفع مشکلات اولیـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما باید از فریاد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهیـز کنید و بـه نــظرات و عقاید یکدیگر احترام بگذارید. مرحله دوم شناسایی مشکل و مــطرح کـــردن آن است. این دو مرحله قبل از شروع هر بحثی باید انجام شوند در غیر این صورت هیچ گاه موفق به سازش نخواهید شد. زمانیکه آمادگی ورود به مرحله سوم را پیدا کـردید می بایست بر روی چند مطلب با یکدیگر به توافق برسید. ▪ اصل اول: در طول بـحث بـرای شـکست هـا و پــیروزی های یکدیگر چوب خط نیندازید. متاسفانه این یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب زوج ها مرتکب آن میشوند. هنگامیکه یکی از طرفین دچار اشتباهی شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت میکند تا در یک موقعیت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـی یـکــــی از آنها شروع به گله و شکایت میکند دیگری هم آرام نمی نشیند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو میکند گویی با این عمل موفق تر از میدان بیرون می آید. در یک چنین وضعیتی حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترین عامل در می آید و هـر دو طـــرف از حیــطه بحث اصلی خارج می شوند. روزی یکی از دوستانم به من گفت: "من ایــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسی بنشانم در حالیکه همسرم تنها دو بار توانست این کار را انجام دهد." او هیچ اهمیتی به درست یا غلط بودن کار خود نمی داد، فقط میخواست حرف آخر را خودش بزند. عده ای فرصت دادن به شریک زندگی را ضـعـــف شخصیتی به حــــساب می آورند. چنین رفتاری باعث جدایی و دور شدن زوجین از یکدیگر و در نهایت ایجاد تنفر میشود. مصالحه و سازش بـه معنای وجود ضعف در شخصیت افراد نیست. هرزگاهی چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهیـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنید تا روح شما از هرگونه عیب و زشتی به دور باشد. اگر با کله شقی تمام تنها به جـــمع کردن امتیاز در یـک رابـطـه بـیـندیشـید دیـگر قــادر بـه دیـدن مشــکلات اصـلی نخواهید بود و تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنید که به زندگی مشترکتان صدمات جبران نا پذیری خواهد زد. ▪ اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمی در تعیین نتیجه هر گونه بحثی است.حـتی اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحیح آن را مطرح نکنید ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهید. پس سعی کنید شیوه درست را برگزیـنـید. اصـــــلا خوب نیست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهین آمیز شریک زندگــی خود را مجبور به دفــــاع کنید. واکنش طبیعی نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نیسـت: یـــا فـــرد متقابلا تصمیم به مبارزه میگیرد و یا اینکه به لاک دفاعی فرو می رود که در هر دو حالت مشکل به شیوه منطقی حل نخواهد شد. از کلمات "همیشه" و "هرگز" استفاده نکنید.گفتن جمله هایی ازقبیل "تو هرگز در کارهای خانه کمک نمیکنی" از آغاز ایجاد هرگونه بحث منطقی را مختل میکند. بیــشتر شبیه این است که شما قصد مبالغه داشته و می خـواهیـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنید. پاسخ به شما چیزی جز این نیست: "این درست نیسـت، دو هـفـته پیش بود که من تمام خانه را تمیز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم" و کل بحث به جــریان تو بگو من بگو تبدیل می شود و از دایره بحث اصلی خارج میشوید. بنابراین از به کار بردن لغاتی که معنای کلی و قطعی دارند خـودداری کنـید. جمله بالا را میتوان با فرم متفاوتی به این شکل بیان کرد: "من می خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهای خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولویت قرار بده؛ بعضی وقت ها فـکر می کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند." دشنام و ناسزا با صدای بلند. بعضی از انسانها با این باور رشد می کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صدای بلندتری صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و می تـوانـد تـوجـه بیشتری را بخود جلب کند. این شیوه برای تهدید و ارعاب و بی ارزش کردن همسرانتان بی نظیر است اما با این کار شما فقط آنها را عصبانی میکنید، بعد از مـدتی هم نسبت به شما بی میل خواهند شد. شاید جرات بازگو کردن این مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بیحرمتی در نهانشان باعث ایجاد انزجار و تنفر از شما میگردد. هـر بــار که یکی از زوجین مورد آزار دیگری قرار گیرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلی حل نمی شود بلکه لکه های جبران ناپذیری نیز بر روی پـرده روابطــشـان به وجود می آید که خود باعث فروپاشی بنیان خانواده می گـردد. هنگام شنیدن کلمات توهین آمیز به شخص مقابل بگویید: "اگر بخواهی به این طرز صحبت کــردن ادامه دهی من نمی توانم با تو گفتگو کنم." و بعد پیشنهاد کنید تا بـحث به زمان دیــگـری کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـی اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حریم شما را ادامه داد، تصمیم گیری با شماست. از خود بپرسید آیا می تــوانــید با کسی که بی شرمانه به حقوق شما تجاوز میکند، زندگی کنید؟! ● تهدیداتی نظیر "و اگر نه...!!" بسـیـاری از افـراد هسـتــــند که همیشه از ضمیمه کردن یک جمله تهدید آمـیـز بـه آخـر سخنان خود لذت می برند. برای مثال می گویند " تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق میل من انجام دهی واگرنه...!!" آنها ظاهرا احساس می کـنـــــند که نیاز خود را از این طریق مرتفع می سازند اما اگر در مقابل جوابی مانند "و اگر نه چــــــه کار میخواهی بکنی؟؟" دریافت کنند آنگاه؟!... در این لحظه که شما بی توجهی همســرتان را نسبت به تهدید خود می بینید چه کاری میتوانید انجام دهید؟ باز هم به فکر تلافی مـــی افتید. مشکل اینجاست که عدده معدودی پاسخ مثبت به اینگونه تهدیدها می دهند و ســـایرین تنها به این دلیل که ثابت کنند هیچ گاه مجبور به انجام عملی نیستند دقیقا کار مخالف نظر شما را انجام می دهند. اگر زمان عمل به گفته هایتان فرا برسد، چه کار می کــنـــیــد؟ عقب نشینی میکنید و یا به جنگ با همسرتان ادامه میدهید؟ طور دیگر به قضیه نگاه کنید و طرز برخورد خود را تغییر دهید. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـایـج کــــار خــود عملی عاقلانه است اما باید با ملایمت بیان شود، مثلا: "اگر طبق خواسته من عمل نکنی موجب میــشود که من ...." اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتیجه کارش آگاه ساخته اید. اما شما چطور میـــتوانید از نتیجه کار مطمین باشید؟ چطور همه چیز بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت؟ راهــــهای زیادی برای انتقال افکار وجود دارد که مهمترین آنها "گفتار" است. شما به وسیله گفته های خود میتوانید شخص مقابل را متوجه کلیه آمال درونی خود بکنید. به کار بردن جمـله های زیر میتواند مشکل هر رابطه ای را به آسانی برطرف کند: ـ چیزی هست که برای من اهـــــمیت زیادی داره، اگر ممکن باشه میخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم. ـ من فکر میکنم ما دو تایی از پس این مشکل بر می آییم. ـ تـــحمل این قضیه واقعا برای من سخته، فقط میخواستم نظرمو در مورد این مطلب با تو در میون بذارم. ـ فقط میخوام به من گوش بدی و تا وقتی حرفام تموم نشده قضاوت نکنی. ـ اصــــلا لازم نیــست تمام مشکلات همین حالا حل بشه، فقط می خوام حـرفـــامــــو بشنوی. ▪ اصل سوم: در یک زمان خاص تنها بر روی یکی از مشکلات خود تمرکز کنید تا به نتیجه برسید. یکی از اساسی تریــن مشکلات من هنکام روان درمانی زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافی و تجزه تحلیل چند مساله مهم در آن واحد غیر ممکن است. و تنها دلیل شکست در راه حــل مشکلات آمیختن آنها با یکدیگر است. به تازگی من و همسرم در مورد مسایلی پیرامـــون مــــدیـــریت مالی زندگی به مشـکل بـر خـوردیـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـردیـم. سپـس تـصمـیم گـرفتیم با قضیه منطقی برخورد کنیم. اشتباهاتمان را پذیرفتیم و به موضوع بحث اصلی پرداختیم. الـبته برای رسیدن به نتیجه مطلوب کمی تلاش لازم است. با تمرکز بر روی یک موضوع مشخص میتوانید خیلی زود به نتیجه برسید. شـاید در نگاه اول کمی مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بیـشتر را دارد. شاید شریک زندگیتان با پـرداخـتـن بـه یـک مـوضـوع دیـگر شـما را از ریـل اصـلی خارج کرده و به بیراهه بکشانـد. صحبت کردن پیرامون مسایل مختلف روشی موذیانه برای تغییر موضوع بـحث است. هر زمان با چنین مشکلی مواجه شدید به عنوان مثال بگویید: "اجازه بده در حـال حاضر به این موضوع بپردازیم و (موضوع بعدی) را برای یک وقت دیگر بگذاریم." ▪ اصل چهارم: زمان و فضای مناسبی را برای بحث و مذاکرات خود در نظر بگیرید. همیشه زمان و مـکان مـنـاسبــی برای حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقیقا نمی توان گفت کدامیک از اتاق های خـــانه مناسب است، فقط کافی است برای هر دو نفر فضایی آرام بخش باشد. ممکن است بــرای عـــده ای میز آشپزخانه و برای سایرین اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشید که هیچ گاه در مـلا عام و یا خانه دوستان و آشنایان بحث خانوادگی را شـــروع نکنید. چنین گفتگوهایی ارزش برگزاری در یک مکان مناسب را دارند. سهل انگاری در انتخاب یک مکان مناسب بزرگترین اشتباه است که متاسفانه بسیاری از زوج ها مرتکب آن می شوند. انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـیـت ویـژه بـرخـوردار اســت. در ایـن مبـحث می بایست سه امر اساسی مورد توجه قرار گیرد. اولا شما باید (و واقعا باید) مشکلات را در نقطه شروع شناسایی کنید تـا قـدرت داشته باشید قبل از اینکه به یک خصوصیت اخلاقی در فرد مقابل تبدیل شوند آنها را رفع کنید. بسیاری از افراد پس از اینکه طرف مقابل برای بیستمین بار مرتـکـب اشتباهی میشود، احساس ناراحتی می کنند که دیگر آن زمان بسیار دیر است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بیـشتری بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما باید نیروی بیشتری صرف کنید تا بتوانید او را از این عمل باز دارید. اگر دست روی دســت بگذارید و توقع داشته باشید که همه مسایل به خودی خود حل شوند هیچ گاه نباید انتـظار داشته باشید تا خواستهای شما برآورده شود و نیازهایتان مرتفع گردد. ثانیا مطمئن شوید که به اندازه کافـی زمـان هسـت تـا بـتــوانید به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازید. عده زیادی از بـیـمـاران مـن مسـایل بسیار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بیان می کنند و بعد از اینکه من به آنها پایان جلسه را اعـلام میــکنم آنها عصبانی میــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگی وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل یا رفتن به محل کار بی فایده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشیــد اگر بحث برای مدت زمان زیادی به تعویق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشی سپرده شـود و برای همیشه حل نشده باقی بماند. بنـابرایـن زمـان مناسبـی را بـرای شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنید. (مکالمه تلفنی به اندازه کافی اثر بخش نیست.) ثالثا اگـر ســاعت ها بر روی مشکل خود بحث کردید و به نتیجه مطلوب نرسیدید، شاید وقت آن رسیده باشد که جلسه را تعطیل کنید و ادامه آن را به زمان دیگری موکول کنید. زمانیکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشیه کشیده شود؛ پس بهتر است بر سر این مساله با یکدیگر توافق کنید و ادامه بحث را زمانی کـه هــــر دو طرف از آمادگی کامل برخوردار بودند ادامه دهید. ▪ اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بی اعتنایی کردید و او را آزرده خاطر ساختید؛ از او عذرخواهی کنید. عذرخواهی یـک عـمـل کوتاه و شیرین است. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. گاهی پیش می آید که دانسته و یا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه می زنید. ممکن است در آن لحظه ارواح خبیثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چیزی که اهمیت دارد این است که در حال حاضر پشیمان هستید. غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان طلب بخشش کنید.در شرایط مشابه هنگامیکه شما نیز مورد بد رفتاری و بی احترامی قرار گرفتید، می توانید انتظار عذرخواهی از جانب همسرتان را داشته باشید. ممکن است شما والدینی داشتید که برای حقوق یکدیگر ارزشی قائل نـبودند، به حریم شخصی یکدیگر تجاوز میکردند و مشکلات زندگی روابط آنها را به راحتی پایــمال میکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هیچ گاه از یکدیگر عذرخواهی نمی کـردنـد. پس متفاوت باشید. اشتباهات خود را قبول کنید تا از هر قید و بنـدی بـه دور بـاشــیــد. برای شریک زندگی تان ارزش قائل باشید و اجازه ندهید تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشی را برای شما به همراه داشته باشند. اصول و فنون یاد شده را می تــوانـید در زمینه حل کلیه مشکلات خود به کار گیرید تا در حل تمام مشکلات روابط زناشویی خود به موفقیت دست پیدا کنید.[/align]
  6. irsalam

    10 روش زيباتر كردن روابط

    10 روش زيباتر كردن روابط [align=justify] اگر به توصيههايي كه در مورد بهبود روابط هستند دقت كرده باشيد، متوجه ميشويد اكثر اين توصيهها در مورد نبايدها هستند: نق نزنيد، سرزنش نكنيد، غرغر نكنيد، بياعتنايي نكنيد و... در حالي كه واقعيت تا حدي متفاوت است، يعني زوجهاي خوشبخت و خوشحال به بايدها توجه دارند. به جاي اصلاح اشتباهات و نقاط ضعف بيشتر به پرورش نقاط مثبت ميپردازند كه اين امر خود به نوعي اصلاح اشتباهات را دربرميگيرد. اما نكته مهم در مثبتانديشي است يعني به جاي فرار از بديها به سوي خوبيها ميشتابند. روانشناسي سنتي بيشتر به كم كردن و از بين بردن بديها ميپردازد مانند جر و بحثها، فاصلههاي عاطفي و... اما در علم جديد به بديها كمتر توجه ميشود. اكثرا افراد آنچه را به رابطه آسيب ميرساند ميدانند، پس بهتر است به دنبال يافتن راههايي براي بهبود روابط و احساسات باشيم. زماني كه در را به روي احساسات منفي ميبنديم، احساسات مثبت مجال بروز پيدا ميكنند. احساسات مثبت و رضايت از زندگي تنها به خوشحالي و نشاط ختم نميشود بلكه شامل قدرداني طرفين از يكديگر، همدردي با هم، آرامش بخشيدن و ايجاد تحول در زندگي و روابط نيز ميشود. در واقع داشتن هدفهاي مثبت و سازنده در زندگي و تلاش براي دستيابي به آنها به شادتر بودن زوجين كمك ميكند. زوجهايي كه شاديها و تجربياتشان را با يكديگر قسمت ميكنند، به پيشرفت يكديگر كمك كرده و سعي در ايجاد رضايت در طرف مقابلشان دارند بسيار موفقتر از زوجهايي هستند كه تلاش ميكنند آنچه را كه دوست ندارند از زندگيشان دور كنند. در اين مطلب 10 راهكار براي زيباتر كردن زندگي مشترك ارايه شده كه موجب ميشوند رضايت بيشتري از زندگيتان داشته باشيد. 1- يكديگر را بخندانيد. بازي، شوخي و خنده از بهترين تفريحات دنياي شلوغ امروزي است. وقتي زندگي تنها شامل كار كردن، پرداخت قبوض، مرتب كردن منزل، خوردن و خوابيدن باشد بازي و تفريح و خنده از صحنه روابط ناپديد ميشود، اما بايد آن را تحت هر شرايطي در زندگيتان داشته باشيد. ميتوانيد با تعريف كردن لطيفه براي يكديگر، استفاده از اسم مستعارهاي بامزه، تفريحات كوتاه و كمهزينه مثلا يك پيكنيك خاطرهانگيز در حياط يا بالكن منزلتان خوشيهاي كوچكي را به زندگيتان هديه دهيد. لبخند را فراموش نكنيد. اگر ميان شما و همسرتان بحثي درگرفت، امتحان كنيد، به او لبخند بزنيد. متوجه ميشويد كه به سرعت آرامش به روابطتان بازميگردد. 2- خود را گول بزنيد. اكثرا گمان ميكنيم اگر از همسرمان تنديسي براي خود بسازيم اشتباه كردهايم، اما واقعيت اين نيست. زوجيني كه يكديگر را كامل تصور ميكنند، بسيار موفق هستند. رفتار و ظاهر همسرتان را بسيار بهتر از آنچه واقعا هست، تصور كنيد. زماني كه براي حفظ و بهبود يك رابطه تلاش ميكنيم ديدن نقطهضعفها و اشتباهات طرف مقابل ما را از هدفمان دور ميسازد. 3- خود دلخواهتان را در همسرتان جستوجو كنيد. سعي كنيد روياها و آرزوهايتان را در همسرتان پيدا كنيد. مثلا يك فرد خلاق در ارتباط با يك هنرمند احساس رضايت بيشتري ميكند. اگر هميشه به دنبال تناسباندام بوديد و همسرتان ورزشكار است، از اين ارتباط خوشحال باشيد. در واقع بين روياها و آرزوهايتان و ويژگيهاي همسرتان ارتباط مثبت پيدا كنيد. 4- خبرهاي خوب را مهمتر جلوه دهيد. ما از همسرمان توقع داريم هنگام بروز مشكلات ما را در آغوش گرفته و به اين شكل حمايت و همراهياش را نشان دهد. اما واكنش صحيح در مواقع خوشحالي به مراتب مهمتر است. زوجهايي كه براي موفقيت يكديگر خوشحالي ميكنند، با پرسيدن سوالات مختلف و بيان نظرات خود، اشتياقشان را به موضوع نشان ميدهند و با هم خوشحالي ميكنند، رضايت بيشتري از روابطشان دارند و نسبت به زوجهايي كه بيشتر در شرايط ناگوار از يكديگر حمايت ميكنند روابط پايدارتر و موفقتري دارند. براي خنديدن و شادي كردن منتظر اتفاقهاي خاص و بزرگ نباشيد. از كوچكترين و كماهميتترين موارد، بيشترين استفاده را بكنيد. 5- از يكديگر قدرداني كنيد. تشكر و قدرداني كردن از شريك زندگي به نظر ساده و كماهميت است اما همين عمل ساده به بهبود روابط زوجين بسيار كمك ميكند. قدرداني كردن به ما يادآوري ميكند كه همسرمان ويژگيهاي مثبت زيادي دارد و بايد به خاطر اين ويژگيها از او ممنون باشيم. دقت كنيد، ساختار جملاتي كه به كار ميبريد بسيار مهم است. جملاتي كه با تاكيد روي فاعل و مفعول بيان ميشوند تاثير بيشتري دارند. مثلا به جاي: ممنون كه شام درست كردي، خيلي گرسنه بودم بهتر است بگوييد: تو واقعا زحمت كشيدي، دستپختت بينظيره، خيلي ازت ممنونم كه براي من شام درست كردي. 6- به تغييرات طرف مقابلتان توجه كنيد. بگذاريد همسرتان شما را متعجب كند. اين امر براي ايجاد هيجان در زندگي ضروري است. اما براي اينكه متعجب شويد بايد به وي توجه كنيد. يكي از مشكلات اين است كه بعد از ايجاد روابط صميمي و نزديك ديگر به يكديگر توجه چنداني نميكنند. اگر شما تغييري در او نميبينيد به اين معني نيست كه اصلا تغييري وجود ندارد. شما يك تصوير ثابت و بدون تغيير از همسرتان در ذهنتان نگه داشتهايد در حالي كه او مدام تغيير ميكند. پس تصميم بگيريد به تغييرات او توجه كنيد. حداقل 5 تغيير در او بيابيد. تغييرات ميتوانند يك گردنبند جديد باشند و يا حتي طرز تفكري جديد. 7- به يكديگر نامه بدهيد. آنچه نامهنگاري را از ساير روشهاي ارتباطي متمايز ميكند، استفاده از قلم و كاغذ است كه نسبت به ديگر روشها كمي بيشتر زمان ميبرد. در واقع فرد با اين روش ارزش بيشتري براي طرف مقابلش قايل شده و احساساتش را كتبي نيز بيان ميكند. البته اين شيوه نبايد جايگزين ابراز محبت كلامي و عملي شود. 8- پنهاني از او مراقبت كنيد. بهترين شكل مراقبت، پنهاني بودن آن است. وقتي يكي از زوجين ادعا دارد كه از همسرش مراقبت ميكند و مدام اين مسئله را به او گوشزد ميكند، طرف ديگر از اين مراقبت احساس رضايت نميكند و حتي گاهي اين توجهات را مراقبت معني نميكند. رفتار و كردار شما بايد نشاندهنده محبت و مراقبت باشد. بيان كردن و به زبان آوردن اينكه من از تو مراقبت ميكنم يا هدف فلان رفتار من مراقبت و حمايت از تو بود نتيجه دلخواه شما را به بار نميآورد. رفتار شما بهخصوص در شرايط و موقعيتهاي دشوار به خوبي بيانگر احساسات دروني شماست. كمك در مرتب كردن منزل يا يك ليوان آبميوه بعد از يك روز پركار از جمله كارهاي كوچكي است كه تاثيرات عجيبي در زندگي و بهبود روابط شما ايجاد مي كنند. 9- مراقب خودتان باشيد. شايد گمان كنيد بهترين روش براي نزديك شدن به همسرتان اين است كه هر چه بيشتر روي او تمركز كنيد، اما اين روش هميشه درست نيست. گاهي لازم است براي مدت كوتاهي از اين توجهات هميشگي دست برداريد. فراموش كنيد همسرتان چه ميكند، آيا مرتكب اشتباهي شده يا نه و به جاي آن به خودتان توجه كنيد. به احتياجات خودتان رسيدگي كنيد و خودتان را مركز توجه قرار دهيد. بعد از مدت كوتاهي با انرژي مثبت بالاتري به روابط زناشوييتان بازميگرديد. حتي رفتار همسرتان با شما متفاوت خواهد بود. چون جذابتر و بانشاطتر شده ايد. 10- يكديگر را نوازش كنيد. هنگام صحبت كردن دستهاي يكديگر را بگيريد، با اين روشهاي كوچك و ساده هم عشق و علاقهتان به يكديگر بيشتر ميشود و هم كمكم متوجه ميشويد ميزان استرس و نگرانيهايتان كمتر شده است. [/align]
  7. 5 راه ارتقای شوخ طبعی برای ارتقای روابط اجتماعی [align=justify]از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است. زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید. در این قسمت شما را با 5 تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید. 1 - با تمرکز بر روی موضوعات جالب سعی در بیدار کردن حس شوخ طبعی خود داشته باشید. شاید این امر در مراحل اولیه قدری دشوار به نظر برسد، اما چیزی نخواهد گذشت که تمام اطراف خود را مملو از چیزهایی خواهید دید که باعث بیدار کردن حس خوشحالی در شما می شوند. با اتکا به این شیوه از زندگی خود نیز لذت بیشتری خواهید برد. 2 - اگر احساس می کنید که به تازگی خیلی کمتر از گذشته می خندید، شاید بهتر باشد که ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بیشتر کرده و از افراد بی حوصله و غمگین فاصله بگیرید. 3 - یاد بگیرید که به برخی از کارهای خودتان هم بخندید. اگر این کار را نکنید، این حق را به دیگان می دهید تا به شما بخندند. بسیاری از افراد به دلیل ناامنی ها و ترس هایی که در وجود خود احساس می کنند، قادر به انجام یک چنین کاری نیستند. آنها از این می ترسند که در نظر دیگران احمق و فاقد صلاحیت جلوه کنند. به هر حال همه افراد در زندگی خود دچار اشتباه می شوند، اگر به اشتباهات خود بخندید آنها را کم اهمیت جلوه می دهید. همچنین این امر از جمله خصیصه های فطری انسان نیز قلمداد می شوند. 4 - عکس های جالب و جوک های بامزه را جمع کنید و بر روی در یخچال یا تابلوی اعلانات بچسبانید تا همه بتوانند آنها را ببینند و لذت ببرند. البته باید از انواع جوک های نژاد پرستانانه، برانگیزاننده جنسی و پلید صرف نظر کنید. باور کنید که بدون وجود یک چنین مسائلی باز هم می توانید بخندید. من به شخصه ارزشی برای مقوله های زشت قائل نیستم. 5 - از حس شوخ طبعی برای حل مشکلات موجود در روابط خود بهره بگیرید. زمانیکه در رابطه خود به بن بست می رسید، سر شوخی را باز کنید. یکی از دوستانم تعریف میکرد که چندی پیش با همسر خود مشاجره ای داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدی به او زد، دوست من هم با شنیدن آن عبارت به همسرش گفت تو با بیان یک چنین عبارات زننده ای کمر مرا شکستی! ناگهان همسرش شروع به خندیدن کرد و خودش هم همین کار را ادامه داد. چیزی نمی گذرد که هر دو یادشان می رود که چرا با هم دعوا می کردند و همه چیز به حالت عادی باز می گردد. باید توجه داشته باشید که شوخ طبعی ذاتی نیست و یک امر کاملاً اکتسابی میباشد. شما اگر بخواهید به راحتی می توانید حس شوخ طبعی خود را افزایش دهید. زمانی که این کار را انجام دهید به این نتیجه می رسید که روابطتتان غنی تر و مستحکم تر می شوند. مردم هم به چشم یک فرد جذاب تر به شما نگاه می کنند. این امر هم به نوبه خود سبب می شود که حس شوخ طبعی شما باز هم بیشتر ارتقا پیدا کند. [/align]
  8. ارتباط خلافت عباسی با حکومت های ایرانی نویسنده : بهنیافر، احمد رضا [ فهرست مطالب این مقاله ] چکیده مقدّمه زمینه های شکل گیری حکومت های ایرانی در عهد عبّاسیان روابط طاهریان با عباسیان روابط صفاریان با عبّاسیان این سیاست عمرو در مناسبات با خلافت عبّاسی روابط سامانیان با عبّاسیان نتیجه پی نوشت ها [align=justify]چکیده : اگرچه ایرانیان در شکل گیری خلافت عبّاسی نقش بسیار مهمی داشتند، ولی عبّاسیان پس از تثبیت قدرت، سیاست خود را نسبت به آنان تغییر داده، سیاست خشونت را در پیش گرفتند. همین مسئله در واکنش ایرانیان در برابر خلافت عبّاسی مؤثر بود. ایجاد شورش ها و تشکیل حکومت هایی همچون طاهریان، صفاریان و سامانیان نتیجه طبیعی تغییر سیاست خلافت عبّاسی در برابر ایرانیان بود. پس از ایجاد این حکومت ها بنا به شرایط و مسائل ایجاد شده، تعامل و تقابل بین خلفای عباسی و امارت های ایرانی پیش آمد، به ویژه آنکه بعضی از آنها، مانند صفاریان، بدون عهد و منشور خلیفه به قدرت رسیده بودند. [/align]
  9. ۲۰ عنصر اثربخش در روابط معلم و شاگرد ایجاد رابطه عاطفی و مطلوب یکی از اساسیترین مهارتهاست. یک معلم لازم است روابط حسنهای با دانشآموزان داشته باشد. ایجاد رابطه خوب یکی از ضروریات دستیابی به محیطی قابل اعتماد، امن، شاداب و پرنشاط است. روابط خوب، مدرسهای شاد و دانش آموزانی با دستاوردهای بالا به وجود میآورد. ● ۲۰ راهکار برای اینکه مدیر و رهبر خوبی در کلاس باشید ۱) همه ما معلمان باید تلاش کنیم بدون آنکه به شان و عزت نفس دانشآموزان لطمهای وارد کنیم با استفاده مدام از جملهها و عبارتهای مثبت، تشویق و پاداش، برجسته نکردن اشتباهات و آموزش مهارتهایی که راه را برای موفقیت باز میکند آنها را هدایت کنیم. بهعنوان مثال به جای اینکه از جمله “مسعود! مگه صدبار بهت نگفتم داد نزن؟”از جمله “مسعود!برای جواب دادن اول اجازه بگیر، ممنونم.” استفاده کنید و همیشه شیوه مثبت را سرلوحه کارها قرار دهیم. ۲) وقتی دانشآموزان وارد کلاس میشوند با آنها احوالپرسی کنید. ۳) به نظرهایشان با دقت گوش دهید. ۴) برای فرد فرد آنها اهمیت قائل شوید و به تک تک آنها توجه کنید. ۵) به آنها مسئولیت بدهید. ۶) همان قدر که فکر میکنید سزاوارید دانشآموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید. ۷) براحساسات خود مسلط باشید زیرا دانشآموزان در کنترل احساسات از شما الگو میگیرند. در کلاسهای شلوغ با دانشآموزان ناآرام و بیقرار،تسلط داشتن روی احساسات بسیار مهم است. وقتی آرامش دارید و منطقی عمل میکنید کارآمدتر از مواقع دیگر هستید. ۸) پاداش باید عادلانه باشد. نباید از جایزه بهعنوان رشوه برای آرام کردن دانشآموزان پردردسر استفاده کنید. ۹) موثرترین شکل پاداش، استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است. مثلا به دانشآموزان لبخند بزنید، از آنها تشکر کنید، به آنها آفرین بگویید و یا برایشان آرزوی موفقیت کنید. ۱۰) جای شما در کلاس میتواند تاثیر بسیار زیادی در کارایی شما داشته باشد. در زمانهای مختلف همیشه در جایی باشید که بتوانید بر تمام قسمتهای کلاس نظارت کنید. ۱۱) نحوه شروع و پایان تدریس خوبی داشته باشید. وقتی وارد کلاس میشوید با لبخند به دانشآموزان سلام کنید و زمانی که از کلاس بیرون میروند، به هر کدام جمله مثبتی بگویید، حتی یک لبخند و خداحافظ هم بیتاثیر نیست. ۱۲) رفتار مودبانه هزینهای ندارد و میتواند روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند دهد. شما میتوانید با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانشآموزان توقع دارید به نمایش بگذارید. مثلا: موقع صحبت با آنها همیشه از کلماتی مانند “لطفا” و “متشکرم” استفاده کنید و با ملایمت، رفتار دانشآموزانی را که ادب را فراموش میکنند تصحیح کنید:مریم! یادت باشه وقتی چیزی میخوای، بگی “لطفا” ۱۳) به جای اینکه روی اشتباه دانشآموز تمرکز کنید، او را به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید: “سعید! از تو میخوام به تابلو نگاه کنی و به درس گوش بدی. متشکرم.”این کلمات کوتاهتر و موثرتر از این است که بگویید: “سعید! چرا همهاش پشت سرت رو نگاه میکنی؟ وقتی من درس میدم نباید حرف بدنی، باید گوش بدی.” ۱۴) به هنگام توصیه به دانشآموزان به جای “لطفا” در اول جمله از واژه “ممنونم” در پایان جمله استفاده کنید با این کار در واقع به دانشآموزان می گویید: “آنقدر مطمئنم درخواستم را انجام میدهی که از قبل از تو تشکر میکنم.” همچنین استفاده از واژههای”متشکرم” یا “ممنونم” احساس تعهد و الزام به اطاعت بیشتری در شنونده ایجاد میکند. ۱۵) دستورهای کوتاه و صریح بدهید زیرا سبب میشوید دانشآموز روی موضوع اصلی تمرکز کند، مشکل را به راحتی تشخیص دهد و بتواند مشکل را حل کند. این دو گفته را با هم مقایسه کنید: “ندا! بازم یادت رفت تکلیفت رو روی میز من بذاری، اگه با دوستات کمتر حرف بزنی و بیشتر به مسائل مهم زندگی توجه کنی شاید نتیجه بهتری از مدرسه اومدن بگیری. حالا برگرد اینجا ودفتر مشقت رو جایی که باید باشه بذار.” “ندا!دفتر مشقت رو بذار روی میز من، ممنونم.” ۱۶) از “چه” به جای “چرا” استفاده کنید. یکی از عوامل بسیار موثر در مدیریت رفتار، استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانشآموز را جلب کند. این نوع پرسشها باعث میشود که دانشآموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئولیت رفتارش را به عهده بگیرد و به ندرت پیش میآید دانشآموزان به “چراهای” شما جوابهای باارزشی بدهند. بهتر است از “چه” استفاده کنید. ▪ مثال: ـ معلم: “مجید! میبینم از سرجایت بلند شدی. داری چکار میکنی؟” ـ مجید: “هیچی” ـ معلم: “الان باید چکار کنی؟” ـ مجید: “نمیدونم.” ـ معلم: “باید تمرین شماره چهار کتاب را حل کنی. تصمیم بگیر این تمرین رو حل کنی. ممنونم.” ۱۷) از ابتدای سال تحصیلی قوانین و اصول اساسی کلاس را وضع کنید و همیشه این نکته را در نظر داشته باشید که: در راه پیروی و حمایت از قوانین کلاسی، برای دانشآموزان الگو و سرمشق باشید. لازم است دانشآموزان را در تدوین و تنظیم قوانین مدرسه شرکت دهید. ۱۸) از گوشه و کنایه زدن بپرهیزید. زیرا به رابطه شما با دانشآموز آسیب دائمی میرساند. ۱۹) به دانشآموزان کمک کنید تا موفقیت را تجربه کنند. دانشآموزان تا زمانی که در انجام دادن یک فعالیت معین، موفقیتی کسب نکنند یا پیشرفتهایی مشاهده نکنند، به ادامه آن فعالیت علاقه چندانی نشان نمیدهند. ۲۰) فضای کلاس را جاذب کنید. از آثار دانشآموزان در کلاس استفاده کنید، نصب تصاویر دانشآموزان، نزدیک درب کلاس، جهت ایجاد احساس تعلق و دلبستگی آنان به کلاس تاثیر زیادی دارد. همچنین میتوانید از علایم و نشانههای جذاب بهره گیرید و مرتب آنها را عوض کنید. ونوس معافی کارشناس ارشد علوم تربیتی منابع: -۱ یادگیری مشارکتی، ترجمه دکتر امینی -۲ مدیریت رفتار با دانشآموز ترجمه اسماعیل حسینی -۳ پانصد نکته برای بهبود مدارس، ترجمه سعید خاکسار
  10. [align=justify] تأملی بر روابط دختر و پسر در جامعه دینی(1) با نظر و نگاهی به آیات و روایات به روشنی در مییابیم که شرع مقدس اسلام در فردیترین دستورات خود اجتماعی است و ارتباطات انسانی و اجتماعی را جزء اصلیترین آموزههای خود قرار داده است. اگر بگوییم قرآن مجید آئیننامه ارتباطات است امری بدیهی را تأیید نمودهایم. رعایت حقوق شهروندی، نحوه ارتباط با والدین، همسایگان، خویشان، دوستان و محترم شمردن حریم بین محرم و نامحرم، آئین و آداب معاشرت، تعاون و مردمداری، صله رحم، رسیدگی به امور محرومان و مستمندان، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، خمس، زکات، نماز و ... از اصلیترین مأموریتها و عبادتهای فردی و اجتماعی مسلمانان به شمار میآیند. با اندکی تأمل پی خواهیم برد که در تمامی آن عبادات، ارتباطات انسانی، اجتماعی بودن و مسئولیتهای جمعی موج میزند. بارزتر و جالبتر از همه اینکه؛ مهمترین دعایی که بر هر مسلمانی واجب است که آن را در واجبترین اعمال خود، یعنی نماز - آن هم روزی ده مرتبه به ذهن و زبان جاری سازد، دعای «اهدنا الصراط المستقیم» است. دعایی که حتی اگر بطور انفرادی و در خلوت و خانه خود بخوانیم باید کلمات و جملاتی را ادا کنیم که حکایت از گریز از تکروی و حضور جدی و فعال و مفید در جمع و جماعت دارد: نعبد، نستعین، اهدنا، علینا. به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است. نقل و درج تنها بخشی از آیات و روایات در خصوص و فرهنگ ارتباطات و تعاون خود کتابی مفصل و مستقل خواهد شد. اما در این اجمال چند نمونه را با هم مرور میکنیم: در سوره آل عمران (آیه 200) تعاون و تعامل در جهت نیکوکاری و تقوا مورد تأکید واقع شده «تعاوَنوا علی البر و تقوی و لا تعاونوا علی الاِثم و العُدوان»؛ در نیکوکاری و تقوا به یکدیگر کمک کنید، نه در گناه و ستمکاری . در جای دیگر(سوره توبه/ آیه71) مردان و زنان مؤمن به تعامل و روابط هدفمند و مبتنی بر توسعه ارزشهای دینی و فی مابین دعوت شدهاند: در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار میآید. «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعضٍ یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و ...»؛ مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند – خلق را به کار نیک وادار و از کار زشت منع میکنند. نماز به پا میدارند و زکات میدهند... و نیز در سوره نحل آیه 90 چنین آمده است: «ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عَن الفحشاء و المنکر »؛ «البته خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان میدهد و به بذل و عطا به خویشاوندان امر میکند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی میکند. و در خصوص روابط دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه و احترام متقابل(نور/ آیه30) این چنین تصریح شده است: «قل للمومنین یغضوا مِن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک اَزکی لهم اِنّ الله خبیرٌ بما یصنعون»؛ (و ای رسول ما) مؤمنین را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند، و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است البته خدا به هر چه می کنید کامل آگاه است و نیز در مورد لزوم احترام مردان به زنان و پرهیز از تحقیر و تبعیض علیه آنان به جهت مقام و منزلت ویژه بانوان در رویکرد معصومین(علیهمالسلام) به همین مقدار اکتفا میشود که رسول گرامی اسلام (در عصر رنسانس که زنان و دختران، موجودات درجه دوم تلقی میشدند) کرامت و لئامت مرد را به نحوه سلوک و تعامل او با زن موکول نموده است. یعنی اگر مردان با دختران و زنان، برخوردی انسانی و اسلامی داشته باشند، محترم و کریم، وگرنه حقیر و لئیم خواهند بود. در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار میآید. حذف زنان از عرصههای فرهنگی، هنری، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی به معنای حذف نیمی از نیروهای فعال و تأثیرگذار جامعه از رشد و پیشرفت کشور میباشد. بنابر آنچه در سطور مذکور آمد، فضایی که امروز در بین بخشی از لایههای اجتماعی کشورمان در خصوص ارتباط دختران و پسران و زنان و مردان جوان حاکم شده و دل هر انسان صالح و مسلمان و غیرتمندی را به درد میآورد، نه تنها با احکام و دستورات دینی ما همسو و همسان نیست بلکه با قواعد و هنجارهای مورد تأیید روانشناسان و جامعه شناسان منصف و متعهد نیز منطبق نمیباشد. فرآیند معیوب مذکور مشکلات و معضلات بسیاری را بوجود آورده که در صفحات بعدی مورد بحث و تحلیل واقع خواهد شد. به منظور رعایت اصل اجمال در نگارش آشنایی با نحوه ارتباط دختر و پسر از منظر وحی ماجرای موسی(ع) و دختران شعیب را به عنوان الگویی آسمانی با هم مورد تأمل و توجه قرار میدهیم. به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است. موسی و دختران شعیب یکی از نمونههای بارز رابطه دختر و پسر در قرآن، رابطهای است که در آیات 23 و 24 سوره قصص طرح و تبیین شده است. موسی(ع) به عنوان فردی تبعیدی هم بیکار مانده است، هم همسر اختیار نکرده و هم بدون خانه و آشیانه! دختران جوان شعیب در گوشهای به انتظار فرصتی مناسب برای سیراب کردن گوسفندانشان ایستادهاند، موسی (ع) که برای رفع تشنگی به سمت چاه رفته بود جلو میرود. سئوال میکند جواب میشنود به علت حضور مردان در کنار چاه (آبشخور گوسفندان) کار سیراب کردن گوسفندان را به تأخیر انداختهایم. پدر ما هم پیر است و برای کار کردن ناتوان. لذا ما به این کار (اقتصادی و تولیدی) همت گماردهایم. موسی(ع) که در نیکوکاری و طرفداری از مظلومان پیشرو بود به دختران شعیب یاری میرساند تا دامهای خود را سیراب کنند. این همان کار پیامبرانه است: کار بدون چشم داشت، فقط برای رضای خدا، حفظ عفت و پارسایی در ارتباط با افراد غیر همجنس، بدون انگیزههای غریزی. این وعده الهی است که: «ان تنصرالله ینصرکم»؛ خدا از بالا دو پیامبر (موسی و شعیب) را به هم میرساند. دختران شعیب از موسی خواستند تا برای کار با پدرشان ملاقات کند. انجام شد، شعیب پیامبر(ع)، وقتی موسی را جوانی برومند، حق شناس، خویشتندار و صالح یافت پیشنهاد: کار در مزرعه، ازدواج با یکی از دخترانش، سکونت در محل کار را داد، بدین ترتیب اشتغال، ازدواج، مسکن، سه لازمه مهم زندگی جوانان برای موسی(ع) در فرآیند ارتباطی و حفظ عفت و کرامت و تقوا حاصل شد. نکات مهم ماجرای مذکور: 1- دختران با حفظ حجاب و عفاف میتوانند به فعالیتهای اجتماعی - اقتصادی بپردازند. 2- دختران از مرد نامحرم (حضرت موسی) برای رفع مشکل سیراب کردن گوسفندانشان درخواست کمک نکردند. این موسی بود که از آنان سئوال کرد. 3- ارتباط کلامی، بسیار کوتاه بود. شخصی نبود، بلکه کاری بود. 4- ارتباط کلامی در جمع و اجتماع انجام گرفت نه در خلوت. علنی بود، نه پنهانی . 5- نیت و انگیزه غریزی، جنسی، مادی نبود، صرفاً مساعدت و یاری و جلب رضایت خدا بود. 6- دختران شعیب با یکدیگر بودند، نه به تنهایی، یعنی دختران در بیرون رفتن سعی کنند تنها نروند، بلکه حداقل دو نفر باشند تا امنیت بیشتری برای آنان حاصل شود. 7- دختران در محیط کار از اختلاط با مردان پرهیز کنند. 8- مردان احساس مسئولیت کنند و نسبت به زنان عفیفه و پاکدامن و با حیاء بی تفاوت نباشند. 9- موسی(ع) با هر دو دختر سخن گفت و به هر دو کمک کرد، تا شبهه و توهمی ایجاد نشود. 10- موسی(ع) بعد از کمک و صحبت در حد ضرورت، ارتباط را ادامه نداد و به سرعت به سایه رفت. و از آنان دور شد. البته ماجرای مذکور پیامها و نکات آموزنده و ارزنده بسیار دیگری نیز در بر دارد که طرح و تبیین آنها در این مقال نمیگنجد، لذا به منظور ارائه الگویی قرآنی به این مقدار اکتفا و علاقمندان را به تفاسیر معتبر ارجاع میدهیم. [/align]
  11. استحکام روابط در خانواده هاي سالم و متعادل [align=justify] درآمد خانواده يک واحد کو چک اجتماعي است که با پيمان ازدواج يک زن و مرد شکل مي گيرد و با توليد و تکثير فرزندان، توسعه و استحکام مي يابد. جوامع بزرگ تر نيز از همين واحدهاي کوچک تشکيل مي شوند. بشر ازآغاز، زندگي خانوادگي را به عنوان بهترين نوع زندگي برگزيده است و در همه ي زمان ها و مکان ها بدان پايبند بوده و هست. اين نوع زندگي از امتيازات انسان محسوب مي شود و فايده هاي گو ناگوني دارد. از جمله اين که زن و مرد را از پريشاني، بي هدفي و ولگردي نجات مي دهد و به خانواده وابسته و دلگرم مي سازد. به اين ترتيب، آن ها از نعمت انس، مودت و لذت جويي هاي مشروع زنا شويي بهره مند مي شوند. در کانون گرم و با صفاي خانواده، فرزندان مشروعي رشد و نمو مي کنند. پرورش فرزندان و انس با آنان، يکي از بهترين لذت هاي زندگي است. وابستگي کودکان، نوجوانان و جوانان به خانواده نيز فايده هاي زيادي دارد. موجب مي شود که از ولگردي و انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي، انحرافات جنسي، ارتکاب جنايت و بزهکاري، و اعتياد، به مقدار زيادي مصون بمانند. بنابر اين، سلامت و سعادت جامعه تا حدود زيادي، به وضع خانواده ها و کيفيت روابط بين زن و شوهر، و والدين و فرزندان بستگي دارد. هر چه روابط بهتر و سالم تر باشد، زن و مرد زندگي شيرين تر و باصفاتري دارند و فرزندانشان نيز بيش تر به خانواده وابسته مي مانند و در برابر انحراف مصونيت پيدا مي کنند. خانواده در طول تاريخ در جوامع متفاوت وظايف متعددي را برعهده داشته است. مهم ترين اين وظايف که مانع ازهم پاشيدگي خانواده و گرايش آن به سوي آسيب هاي اجتماعي مانند اعتياد، طلاق و....مي شود، به شرح زير است: 1.کارکرد زيستي، توليد مثل و بقاي نسل وجود فرزندان در خانواده، موجب استحکام بناي خانواده مي شود، رابطه ي زن و شوهر را انسجام بيش تري مي بخشد و باعث گرمي کانون خانوادگي مي شود. در مورد تعداد فرزندان خانواده در جوامع گوناگون نگرش هاي متفاوتي وجود داشته و دارد. 2.پرورش و آموزش کودکان و نوجوانان يکي از وظايف اساسي در خانواده فراهم کردن محيط مساعد براي پرورش کودکان، و محيط خانه، محيط ياددهي و يادگيري از راه هاي متفاوت، به ويژه تقليد است. کودکان و نوجوانان قسمت عمده اي از عمر خود را در اين محيط صرف مي کنند و در فضاي خانواده رشد مي يابند. تحقيقات انجام شده در موارد اثر بخشي خانواده در ايفاي نقش تعليمي و تربيتي خود مؤيد اين مطلب است که خانواده ها بايد نقش خود را در اين زمينه به خوبي ايفا کنند. و بپذيرند که محيط گرم خانواده زمينه را براي رشد ابعاد گوناگون شخصيت کودکان مساعد مي سازد و در سلامت جسم و روان، و تعادل وجود آنان مؤثر است. خانواده از نظر ميراث بيولوژيکي و ميراث اجتماعي، بر فرزندان تاثير قابل ملاحظه اي دارد. 3.ارضا و اقناع ميل ج*ن*س*ي آدمي داراي غرايز و نيازهاي متعدد و متفاوتي است که اين نيازها و سائق ها، ستون هاي شخصيتي او را مي سازند. ارضاي به موقع و به اندازه ي آن ها، در سلامت جسم و روان وي تأثير قابل ملاحظه اي دارد. يکي از اين نيازها، نياز ج*ن*س*ي است. اساس خانواده که محور اصلي کليه ي اجتماعات بشري محسوب مي شود، بر غريزه ي ج*ن*س*ي مبتني است. اين غريزه خود کشش دلپذيري است که زن و مرد را به سوي ازدواج مي کشاند و بقا و تداوم خانواده را تضمين مي کند. در سايه ي ارضاي آن، علاوه بر نياز جسماني، فرد از لحاظ اخلاقي، فکري ورواني به آرامش مي رسد. عشق و تمنايي که در نهاد آدمي به وديعه نهاده شده است، فعليت مي يابد و موجبات رشد و شکوفايي ابعاد ديگر آدمي فراهم مي آيد. 4.تأمين امنيت جسمي و روحي اعضاي خانواده از وظايف مهم خانواده، تامين امنيت جسمي و روحي براي هر يک از اعضاي خانواده است تا از اين طريق، سکون و آرامش افراد حاصل شود. نبود امنيت در خانواده براي زن، مرد يا فرزندان و ارضا نشدن نيازهاي عاطفي آنان مي تواند زمينه ساز سرخوردگي، اضطراب شديد، افسردگي، احساس بي کفايتي، انحرافات اخلاقي، افزايش جرم و جنايت، اعتياد و خود کشي در جامعه شو د. و يژگي هاي خانواده ي متعادل جنبه هاي ممتاز و برجسته ي خانواده ي متعادل کدام است و اصولا بيان آن ها چه اثراتي را دربر دارد ؟ خصوصيات خانواده ي متعادل را مي توان در دو بعد بررسي کرد: در زمينه ي ارتباط با همسر در زمينه ي ارتباط با فرزند اولين و مهم ترين تاثير بيان خصوصيات مذکور، ارائه ي ضوابط روشن و متقن به منظور ارزيابي هر خانواده ازحيث ميزان تعادل و استحکام روابط دروني خويش است. مناسبات با همسر، در خانواده ي متعادل الگوهاي حاکم بر مناسبات با همسر، بر چه مباني و قواعدي استوار است؟ بررسي و تحليل تجربه هاي موفق، و کندوکاو در روابط متقابل مرد و زن، عنوان هاي زير را پيش روي ما قرار مي دهد: 1.بينش تکاپويي در برابر بينش جزمي (دگماتيک ) بينش را اگر به منزله ي طرز تلقي به خصوص، نحوه ي خاص برخورد با مسائل، و نوع ويژه اي از نگريستن به موضوعات در نظر بگيريم، تعيين کننده ي شيوه ها و خط مش هاي زندگي ماست. بينش ها، روش ها را مي آفرينند و تنظيم کننده ي روابط ما با جهان درون و جهان بيرون هستند. در خانواده ي متعادل، زن و مرد از بينش تکاملي و تحولي برخوردارند. اين ويژگي، فرد را برمي انگيزد تا نقطه نظر ثابت و غير قابل تغييري نسبت به زندگي و همسر خود اتخاذ کند. براي مثال، نگرش تحولي، روابط زندگي را پديده اي بسته، جبري و گريز ناپذير نمي پندارد. بلکه آن را همچون جريان سيال و انعطاف پذيري تلقي مي کند و براي دگر گوني آن، در خود جسارت و جرات اقدام مي بيند. 2.تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي از بهترين و پرشکوه ترين تجليات زندگي متعادل، سرمايه گذاري انساني يا دادوستد عاطفي بين هر يک از زوج هاست. در هيچ مرحله اي از زندگي، نمي توان از عواطف احساس بي نيازي کرد. دادوستد عاطفي در دو زمينه قابل بررسي و مطالعه است: تبادل عاطفي در ابتداي زندگي تبادل عاطفي در ادامه ي زندگي مشي عاطفي در آغاز ازدواج، با شور و حرارت خاصي، حضور وافر و موثري دارد. ليکن پس از مدتي، به لحاظ ناآگاهي و غفلت يکي از زوجها يا هر دو، نبض زندگي کند مي شود و عواطف سرشار و با حرارت، فرو کش مي کند. لحظه هاي ملال از راه مي رسند و گله ها و شکوه ها، هر آن بر پيکره ي زندگي، تازيانه مي زنند. در نتيجه، زن و شوهر مستأصل و درمانده، متحير مي شوند که چرا زندگي به اين مرحله تنزل کرده است. آن ها از اين حقيقت غافلند که عاطفه به همان اندازه که براي يک شروع خوب ضروري است، براي ادامه ي زندگي خوب نيز لازم است. 3.مثبت گرايي در برابر منفي گرايي مثبت گرايي را مي توان «هنر خوب ديدن » ناميد که خود «هنر چگونه ديدن »است. زماني قابليت خوب ديدن را کسب مي کنيم که چشم هايمان را اينگونه تربيت کنيم. شخصيت هاي بزرگوار و کريم النفس، آن چنان بر تمامي اعضا و جوارح خود تسلط دارند که هر طور بخواهند و اراده کنند، مي بينند. از اين رو، مقدمه ي «مثبت گرايي »،«مثبت نگري »است. ابتدا بايد خوبي ها و جنبه هاي مثبت ها را ديد و سپس بدان ها گراييد. اعضاي خانواده ي متعادل با اتخاذ مثبت نگري و مثبت گرايي، در دو زمينه که شامل توجه به جنبه هاي خوب و برجسته ي زندگي به ويژه همسر است و نيز خويشتن داري از نگاه به نا محرم و کف نفس، يکي ا ز عوامل موفقيت را احراز مي کنند. 4.تفاهم در برابر تخاصم اگر بتوانيم خود را در نقطه نظر همسرمان قرار دهيم، به گونه اي که نحوه ي تفکر و بينش او را نسبت به مسائل عينا درک کنيم و از ديدگاه او به مسائل و دنيا بنگريم، به مرز تفاهم با همسر خود رسيده ايم. در چنين موقعيتي، رابطه ي حسنه به مفهوم عميق آن بر زندگي ما سايه مي افکند. موقعيت هايي که در آن ها، تفاهم به عنوان عاملي تعادل بخش حضور مي يابد، دو گونه هستند: تفاهم در خلوت تفاهم درحضور ديگران آنچه که در خلوت زندگي و فرصت هاي شخصي براي هر يک از دو زوج فراهم مي شود، حائز اهميت اساسي است. زن و شوهر بايد براي لحظه هايي که دور از هياهوي زندگي در کنار هم هستند، ارزش خاصي قائل شوند و اين لحظه ها را «براي هم» و «با هم » باشند. تفاهمي که زاييده ي چنين فرصتي است، رشد مي کند و در حضور ديگران به بار مي نشيند. مبناي تفاهم در خلوت و در حضور يکديگر، احساس ارزشي است که هر يک براي شخص مقابل قائل است. با اين زمينه ي مناسب، زوج ها فرصت مي يابند که درحضور ديگران، تفاهم خود را حفظ، و حتي با جديت خاصي، حريم يکديگر را مراعات کنند.به ويژه زماني که همسرشان به ايراد مطالبي مناسب در حضور جمع مي پردازد، هم فکر ي و هم دلي خود را با علامت تصديق و تائيد ابراز دارند و مطالب بي جا و غير ضروري او را با سکوت و پيشنهاد خويش، به مسير گفت و گوهاي ثمر بخش و سازنده باز گردانند. بدترين همسران، آن هايي هستند که بلافاصله اثر سخن همسرشان را در ديگران خنثا مي کنند. 5.هم گرايي در برابر واگرايي يکي از عوامل تعيين کننده ي مو فقيت و شکست در زندگي، نحوه ي مديريت کانون خانواده است. چنانچه خانواده به صورت يک حوزه ي متشکل، وحدت يافته و منظم اداره شود، تصميمات، انديشه ها، و کنش ها به سوي يک کانون جهت مي يابند و مرکزيت مقتدر و متحدي به وجود مي آيد. زن و شوهر در اين کانون درکنار يکديگر قرار مي گيرند و به مرور زمان، قطب واحدي در تصميم گيري و هدايت زندگي شکل مي گيرد. چنين کيفيتي «هم کنشي »و يا «هم گرايي »نام دارد و از طريق آن، خط مشي خانواده براي حال و آينده، روشن و مشخص مي شود و الگوي مطلوبي براي تنظيم مناسبات هر کدام از زوج ها فراهم مي آيد. در اين جا اصطلاحا هم گرايي را مترادف با هماهنگي را مترادف با هماهنگي و واگرايي را مترادف با ناهماهنگي آورده ايم. 6.رفاقت در برابر لجاجت روح حاکم بر خانواده ي «هم گرا »صميميت، يکدلي، يکرنگي و در يک کلمه «رفاقت »است. و جو غالب بر خانواده ي «واگرا »بيگانگي، فاصله ي عاطفي و در يک کلمه «لجاجت »است. هم گرايي در خانواده ي متعادل، حوزه ي وحدت يافته اي را مي آفريند که بستر مساعدي براي شکوفايي و خلاقيت اعضاي خانواده است. واگرايي به نوبه ي خود طرحي از خانواده را در مي افکند که همچون دو حوزه ي جداگانه، شاهد به هدر رفتن ارزش ها ي زندگي است که صرف اصطحکاک و تقابل مي شود. اولين نام براي تحصيل روحيه ي رفاقت در زندگي مشترک، پذيرش همسر است. آن هايي که همسر شان را آن گونه که «هست » مي پذيرند، نه آن چنان که «مي خواهند باشد»، به اين مرحله ي ارزشمند نائل مي شوند که دوستي و رفاقت در روابط متقابلشان موج مي زند. 7.منطق در برابر زور تعادل در زندگي مشترک زماني بر قرار مي شود که روابط متقابل بر پايه هاي عقلاني استوار باشد. آدمي به دليل حب نفس (خود دوستي )، پيوسته به جانب منا فع شخصي گرايش دارد و سياست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشي هاي ديگر ترجيح مي دهد. چنين نگرشي در زندگي دوران تجرد تا حدودي عملي و امکان پذير است، ولي در زندگي مشترک، به لحاظ پيدايش روابط و مناسبات جديد، سليقه هاي شخصي زن و شوهر در تقابل با يکديگر قرار مي گيرند؛ چون هر يک از دريچه ي منفعت شخصي به زندگي مي نگرد و ترجيحات او، از انواع نفساني است تا عقلاني. 8.شادکامي در برابر تلخ کامي در اين جا سخن از مهم ترين عامل تعادل در خانواد ه، يعني مسرت زندگي و خوش رويي است که گويي تمام جنبه هاي حيات انساني را در خود متبلور مي کند. روابط اجتماعي، مشحون از تبادلات روحي و عاطفي ميان انسان هاست. بايد بپذيريم که در خلأ زندگي نمي کنيم و ناگزير از زندگي در جمع هستيم. هر نوع حالت روحي ما، اعم از شادي و غم، خواه ناخواه تأثيرات فوري و شخصي بر اطرافيان ما بر جاي مي گذارد. از اين رو، انتخاب نوع تأثير بر ديگران، بر عهده ي خود ماست. اين که علاقه مند باشيم بر ديگران تأثير مثبتي بگذاريم، يا ديگران خاطره ي نامطلوبي از ما در ذهن داشته باشند، بستگي به نوع گزينش ما دارد. هر نوع عاطفه اعم از شادکامي و يا تلخ کامي ما، بر همسر اثر تعيين کننده و مشخصي بر جاي مي گذارد. ما خود نيز از تأثيرات مسلم و انکار ناپذير روحيه ي همسرمان برکنار نيستيم. روحيات زن و شوهر به مثابه ظروف مرتبط عمل مي کنند. 9.آگاهي در برابر ناآگاهي از آفت هايي که هر خانواده را تهديد مي کند، رشد خواسته ها و انتظارات زوج ها از يکديگر است؛ به گونه اي که اين قبيل توقعات به مرزي غير منطقي مي رسند و با مطرح شدن آن ها، آرامش به زندگي به هم مي ريزد. نقطه ي بحران در زندگي زماني فرا مي رسد که انتظارات غيرمنطقي و تأمين نشده روي هم انباشته مي شوند، آستانه ي مقاومت زن و شوهر به تدريج کاهش مي يابد. و در يک لحظه ي غيرقابل پيش بيني، درگيري به جود مي آيد. خانواده هاي متعادل با تنظيم و تدوين انتظارات و توقعات، راه را بر ورود هر عامل تفرقه و تزلزل در زندگي سد مي کنند، خواسته ها را در قالب بايسته ها مي ريزند و روح تفاهم و هم دلي را در زندگي تسري مي بخشند. اين مهم هنگامي مقدور است که زن و شوهر از حقوق خود و همسرشان به خوبي و وضوح آگاهي يابند. 10.بزرگ منشي در برابر کودک منشي زوج ها بيش از هر مجموعه ي انساني ديگري که تصور شود، بايد از بزرگ منشي نسبت به يکديگر برخوردار باشند. از لوازم بزرگ منشي، گذشت، عفو و تعامل با اطرافيان، به ويژه همسر است. نقطه ي مقابل چنين خصيصه اي، روش مقابله به مثل، شتابزدگي در انتقام و سياست ضربه در برابر ضربه است که تحت عنوان «کو دک منشي »از آن ياد مي کنيم. منا بع: 1.احدي، حسن و جمهري، فرهاد. روان شناسي رشد. انتشارات پرديس. تهران. 1380. 2.ارونسون، اليوت. روان شناسي اجتماعي. ترجمه ي دکتر حسين شکر کن. انتشارات رشد. تهران. 1384. 3.اتکينسون و ديگران. زمينه ي روان شناسي (ج2).ترجمه ي دکتر محمد نقي براهني و ديگران. انتشارات رشد. تهران. 1381. 4.شيخي، دکتر محمد تقي. تحليل و کاربرد جمعيت شناسي. انتشارات اشراقي. تهران. 1378. 5.کو ئن، بروس. درآمدي به جامعه شناسي. انتشارات توتيا. تهران 1375. 6.گلمن، دانيل. هوش هيجاني. ترجمه ي نسرين پارسا. انتشارات رشد. تهران. 1383. 7.گيدنز، آنتوني. جامعه شناسي. ترجمه ي منوچهر صبوري. نشر ني. تهران.1378. 8.هيلز، دانيل. رهنمودهاي سلامت از زيستن (ج1). ترجمه ي دکتر الهه ميرزايي و ديگران. انتشارات فروردين. تهران. 1376. برگرفته از: مجله ي مشاور مدرسه [/align]
×
×
  • اضافه کردن...