رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'سخن'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. هر گز سختی ها و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نکن
  2. irsalam

    سخن بزرگان در مورد موفـقیـت

    سخن بزرگان در مورد موفـقیـت موفقیت، نتیجه تشخیص درست است؛ تشخیص درست، نتیجه تجربه است؛ تجربه نیز اغلب نتیجه تشخیص نادرست است. آنتونی رابینز موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد. دیل کارنگی آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است. اوستن سه جمله برای دستیابی به موفقیت: ۱) بیشتر از دیگران بدان، ۲) بیشتر از دیگران کار کن، ۳) کمتر از دیگران توقع داشته باش. منتسب به ویلیام شکسپیر اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. ماروا کلینز حتی دارکوبنیز موفقیت خود را مدیون تلاش پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود. کولمن کاکس موفقیت به سراغ کسانی می آید که آن قدر در تلاشند که وقت نمی کنند دنبال آن بروند. هنری تورئو پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید، مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید. استفان کاوی راز موفقیت در این است که بتوانیم ایده های دیگران را کسب کنیم و به مسایل، هم از دید خود و هم از دید دیگران بنگریم. هنری فورد شاهراه موفقیت پر از زن هایی است که شوهران خویش را به پیش می برند. توماس دوار اگر داشتن فکر و اندیشه مثبت به تنهایی کارساز بود، باید همه در کودکی اسب های کوچک داشته و اکنون نیز زندگی رویایی داشته باشیم؛ هر موفقیت بزرگ با عمل به دست می آید. آنتونی رابینز گاهی افرادی به موفقیت های بزرگ می رسند، تنها به این دلیل ساده که ننمی دانند کاری که به آن دست زده اند، بسیار دشوار، بلکه غیرممکن است. آنتونی رابینز یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که انجام می دهیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم. آنتونی رابینز راز موفقیت آن است که شغل خود را جزء سرگرمی های خویش قرار دهید. مارک تواین به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزش ها باشید. آلبرت اینشتین یک روش عالی برای موفقیت در کار این است: افکارتان را روی کاغذ بیاورید. برایان تریسی من از اشتباه بیش از موفقیت درس آموختم. سرهنری دیوی به دست آوردن آنچه که ما آرزویش را داریم موفقیت است، اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است. لوسیا اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت. موریس مترلینگ اول مشورت، دوم تصمیم و سوم انتخاب سه رکن موفقیت هستند. لوپ دووکا احسان منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید. برایان تریسی هر موفقیت بزرگی نتیجه هزاران تلاش کوچک و عادی است که مورد توجه و ستایش دیگران قرار نمی گیرد. برایان تریسی هرچه صبر بیشتر باشد، دقت بیشتر است و هرچه دقت بیشتر باشد، موفقیت بیشتر است. کریستوفر مارلو بیشتر افراد برای مرگ ناگهانی آماده ترند تا موفقیت ناگهانی. گیل فلان مرد عاقل همواره ۹ نکته را درنظر دارد: روشن دیدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن ،راستگو بودن، انجام وظیفه کردن، پرسیدن هنگام تردید، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عین موفقیت، عادل و منصف بودن. کنفوسیوس هرجا موفقیت بزرگی ببینید، انبوهی از ناکامی ها را در مسیر آن مشاهده می کنید. آنتونی رابینز هیچ موفقیت حقیقی به دست نمی آید، مگر اینکه با ارزش های اساسی ما مطابقت داشته باشد. آنتونی رابینز موفقیت، سکه ای است که روی دیگر آن ناکامی است. آنتونی رابینز الهام بخش زندگی من، شرح حال کسانی بوده است که امکانات و استعدادهای خود را به کار می گیرند تا به موفقیت ها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران دست یابند. آنتونی رابینز راز موفقیت این است: هدف را بی وقفه دنبال کنید. آنا پاولوفا موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است. مثل ایتالیایی
  3. Captain_K2

    سخن بزرگان معماری

    “هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.” ژان نوول “معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن میگذارید و ۳۰ سال با آن همراه میشوید، تا اینکه کمکم در این رشته راه میافتید.” تام مین “مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از طریق بافت و رنگ آنها بدست می‎آید، زبانی حاصل می‎شود که می‎تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.” ماریو بوتا “من زمانی که روی حل یک مسأله کار میکنم، هرگز در مورد زیبایی راه‎حل آن فکر نمیکنم. من تنها به این می‎اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله،اگر راهحل بدست ‎آمده زیبا نباشد، می فهمم که این راه حل اشتباه است.” ریچارد باکمینستر فولر “مسابقات معماری خوب نیستند،چون برای مسابقه باید سریع کار کرد. البته باید در مسابقه شرکت کنید تا بتوانید کار بگیرید، اما برای بسط و تفصیل طرح معماری، این بهترین راه نیست.” برنارد چومی “من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه من از تعطیلات متنفرم. اگرشمامیتوانید ساختمانهایی را بسازید، چرا بایددر کنار دریا بنشینید؟ فیلیپ جانسون “خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل میگردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان میشود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبانهای دیگر قادر به ابراز آن هستند.” تادائو آندو “هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند. ” سانتیاگو کالاتراوا “من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها میکنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش میبرد و آنها هم به آنچه که میخواهند، میرسند و از کار احساس رضایت میکنند. این روند باعث میشود آنها بدانند که شما مسائل آنها را میشنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم میآورد.” فرانک گری “مدرنیست‎ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پست‎مدرنیست‎ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند؛ ولی به اعتقاد من، معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکس‎کننده شرایط ذهنی و زیستی جامعه امروز ما باشد.” پیترآیزنمن “ساختمان ها صرفاً کالا نیستند. آنها مانند پرده ای پشت صحنه زندگی ما را در شهر میسازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما مرتباً در آن به نمایش میپردازیم، چرا که به خلق محیطی میپردازد که تمامی جزئیات روزانه زندگی ما در آن اتفاق می افتد.” ریچارد راجرز “پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.” لویی کان “معماری ارگانیک نمیتواند نام شیوه ای خاص در معماری باشد، چرا که معماری نیز مانند زندگی ناچار است در حوزه ارگان های موجود جلوه کند و اصولاً زندگی ارگانیک به معماری ارگانیک نیازمند است.” آلوار آلتو “معماری فعالیتی صرفاً در جهت پاسخگویی به نیازهای کارفرماها نیست، بلکه معماری فعالیتی است که تولید دانش می کند.” رم کولهاس “فضا را فراموش کنید ، همچنین سازه و اینگونه حرفها را ، دنبال ارتباط ، تم ثیل و تصویر سازی مفهومی باشید .” رابرت ونتوری
  4. 100 سخن پند از امام حسن مجتبي (ع) 1. از آن حضرت سؤال شد : زهد چيست ؟ فرمود : رغبت به تقوى و بى رغبتى به دنيا . (تحف العقول ، ص 227) 2. از آن حضرت سؤال شد : مروت چيست ؟ فرمود : حفظ دين ، عزت نفس ، نرمش ، احسان ، پرداخت حقوق و اظهار دوستى نسبت به مردم . (تحف العقول ، ص 227) 3. از آن حضرت سؤال شد : كرم چيست ؟ فرمود : بخشش پيش از خواهش و اطعام در قحطى . (تحف العقول ، ص 227) 4. از آن حضرت سؤال شد بخل چيست ؟ فرمود : آنچه در كف دارى شرف بدانى ، و آنچه انفاق كنى تلف شمارى . (تحف العقول ، ص 227) 5. از آن حضرت سؤال شد : بى نيازى چيست ؟ فرمود : رضايت نفس به آنچه برايش قسمت شده ، هر چند كم باشد . (تحف العقول ، ص 228) 6 . از آن حضرت سؤال شد : فقر چيست ؟ فرمود : حرص به هر چيز . (تحف العقول ، ص 228) 7. از آن حضرت سؤال شد : شرف چيست ؟ فرمود : موافقت با دوستان و حفظ همسايگان . (تحف العقول ، ص 228) 8. از آن حضرت سؤال شد : پستى و ناكسى چيست ؟ فرمود : به خود رسيدن و بىاعتنايى به همسر . (تحف العقول ، ص 228) 9. پناهنده به خدا آسوده و محفوخ است ، و دشمنش ترسان و بىياور (تحف العقول ، ص 229) 10. از خدا بر حذر باشيد با زيادى ياد او ، و از خدا بترسيد به وسيله تقوى ، و به خدا نزديك شويد با طاعت ، به درستى كه او نزديك است و پاسخگو . (تحف العقول ، ص 229) 11. بزرگى كسانى كه عظمت خدا را دانستند اين است كه تواضع كنند ، و عزت آنها كه جلال خدا را شناختند اين است كه برايش زبونى كنند ، و سلامت آنها كه دانستند خدا چه قدرتى دارد اين است كه به او تسليم شوند . (تحف العقول ، ص 229) 12. بدانيد كه خدا شما را بيهوده نيافريده و سر خود رها نكرده ، مدت عمر شما را معين كرده ، و روزى شما را ميانتان قسمت كرده ، تا هر خردمندى اندازه خود را بداند و بفهمد كه هر چه برايش مقدر است به او مىرسد ، و هر چه از او نيست به او نخواهد رسيد ، خدا خرج دنياى شما را كفايت كرده و شما را براى پرستش فراغت بخشيده و به شكرگزارى تشويق كرده ، و ذكر و نماز را بر شما واجب كرده و تقوى را به شما سفارش كرده ، و آن را نهايت رضايتمندى خود مقرر ساخته . (تحف العقول ، ص 234) 13. اى بندگان خدا ، از خدا بپرهيزيد ، و بدانيد كه هر كس از خدا بپرهيزد ، خداوند او را به خوبى از فتنهها و آزمايشها برآورد و در كارش موفق سازد و راه حق را برايش آماده كند . (تحف العقول ، ص 234) 14. هيچ مردمى با هم مشورت نكند مگر اينكه به درستى هدايت شوند . (تحف العقول ، ص 236) 15. پستى و ناكسى اين است كه شكر نعمت نكنى . (تحف العقول ، ص 236) 16. در طلب مانند شخص پيروز مكوش ، و مانند كسى كه تسليم شده به قدر اعتماد نكن چون به دنبال كسب و روزى رفتن سنت است ، و ميانهروى در طلب روزى از عفت است ، و عفت مانع روزى نيست ، و حرص موجب زيادى رزق نيست . به درستى كه روزى قسمت شده و حرص زدن ، موجب گناه مىشود . (تحف العقول ، ص 236) 17. انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتى وعده مىدهد زير بار مسؤوليت مىرود ، و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 18. آن كس كه بر حسن اختيار خداوند توكل و اعتماد كند ( و به قضا و قدر الهى خوشنود باشد ) آرزو نمىكند در غير حالى باشد كه خداوند برايش اختيار كرده است . (تحف العقول ، ص 236) 19. خيرى كه هيچ شرى در آن نيست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصيبت و ناگوار است . (تحف العقول ، ص 237) 20. آن حضرت - عليه السلام - به مردى كه از بيمارى شفا يافته بود ، فرمود : خدا يادت كرد پس يادش كن ، و از تو گذشت پس شكرش كن . (تحف العقول ، ص 237) 21. هر كس كه پيوسته به مسجد رود يكى از اين هشت فايده نصيبش شود : آيه محكمه ، دستيابى به برادرى سودمند ، دانشى تازه ، رحمتى مورد انتظار ، سخنى كه او را به راه راست كشد يا او را از هلاكت برهاند ، ترك گناهان از شرم مردم و ترس از خدا . (تحف العقول ، ص 238) 22. به درستى كه پر ديدترين ديدهها آن است كه در خير نفوذ كند ، و شنواترين گوشها آن است كه تذكرى را بشنود و از آن سود برد ، سالمترين دلها آن است كه از شبهها پاك باشد . (تحف العقول ، ص 238) 23. مردى به امام حسن - عليه السلام - عرض كرد : دخترى دارم ، به نظر شما با چه كسى وصلت كنم . فرمود : با كسى كه متقى و باايمان باشد . چون اگر او را دوست بدارد ، مورد احترامش قرار مىدهد ، و اگر از او نفرت داشته باشد ، به او ظلم نمىكند . (مستظرف ، ج 2 ، ص 218) 24. به درستى كه نعمت دنيا پايدار نيست ، نه از آسيبش آسودگى هست ، و نه از بديهايش جلوگيرى ، فريبى است حايل سعادت ، و تكيه گاهى است خميده . (تحف العقول ، ص 239) 25. اى بندگان خدا از عبرتها پند گيريد ، و از اثر گذشتگان متوجه شويد ، و به وسيله نعمتها از نافرمانى خدا باز ايستيد ، و از پندها سود بريد . (تحف العقول ، ص 239) 26. به درستى كه خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسيله طاعتش به رضاى او سبقت گيرند . (تحف العقول ، ص 239) 27. به خدا سوگند اگر پرده برگيرند ، معلوم مىشود كه نيكوكار مشغول كار نيك خود است و بدكار گرفتار بدكردارى خود . (تحف العقول ، ص 240) 28. اى پسرم با هيچكس برادرى مكن تا بدانى كجا مىرود و از كجا مىآيد و چه ريشهاى دارد ، پس چون خوب از حالش آگاه شدى و معاشرتش را پسنديدى با او برادرى كن به شرط گذشت از لغزش و كمك در تنگى . (تحف العقول ، ص 236) 29. از آن حضرت سؤال شد : ترس چيست ؟ فرمود : دليرى بر دوست و گريز از دشمن . (تحف العقول ، ص 227) 30. ننگ كشيدن آسانتر از دوزخ رفتن است . (تحف العقول ، ص 237) 31. سفاهت ، به پستى گراييدن و با گمراهان نشستن است . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115) 32. آن حضرت در وصف برادر ( دوست ) نيكوكارش فرمود : از همه مردم در چشم من بزرگتر بود و سر بزرگوارى او در نظر من كوچكى دنيا در چشم او بود ، جهل و نادانى بر او تسلط نداشت ، اقدام نمىكرد مگر بعد از اطمينان به سودمند بودن آن . نه شكايتى داشت و نه خشم و دلتنگى . بيشتر عمرش خاموش بود ، و چون لب به سخن مىگشود بر همه گويندهها چيره بود ، ضعيف و ناتوان مىنمود ، اما هنگام نبرد شيرى درنده بود . چون با دانشمندان مىنشست به شنيدن شيفتهتر بود تا گفتن . به هنگام ضرورت سخن ، سكوت خود را مىشكست . نمىگفت آنچه را عمل نمىكرد و عمل مىكرد آنچه را نمىگفت ، چون در برابر دو كار قرار مىگرفت كه نمىدانست كدام خداپسندانهتر است آن را در نظر مىگرفت كه پسند نفسش نبود ، هيچكس را به خاطر كارى كه مىتوان از آن عذرى آورد سرزنش نمىكرد . (تحف العقول ، ص 237) 33. كسى كه عقل ندارد ادب ندارد ، و كسى كه همت ندارد مروت ندارد ، و كسى كه دين ندارد حيا ندارد . و خردمندى موجب معاشرت نيكو با مردم است ، و به وسيله عقل سعادت هر دو عالم به دست مىآيد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 34. تعجب مىكنم از كسانيكه در غذاى جسم خود فكر مىكنند ولى در امور معنوى و غذاى جان خويش تفكر نمىكنند. شكم را از طعام مضر حفظ مىكنند ولى در روح و روان خويش افكار پليد و پستى را وارد مىكنند . (بحار الانوار، ج 1 ، ص 218) 35. حضرت مجتبى - عليه الاسلام - بهترين جامههاى خود را در موقع نماز مىپوشيد ، كسانى از آن حضرت سبب اين كار را سؤال كردند ، در جواب فرمود : خداند جميل است و جمال و زيبايى را دوست دارد به اين جهت خود را در پيشگاه الهى زينت مىكنم ، خداوند امر فرموده كه با زينتهاى خود در مساجد حاضر شويد . (تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 14) 36. تنها چيزى كه در اين دنياى فانى ، باقى مىماند قرآن است ، پس قرآن را پيشوا و امام خود قرار دهيد ، تا به راه راست و مستقيم هدايت شويد . همانا محق ترين مردم به قرآن كسانى هستند كه بدان عمل كنند اگر چه آن را حفظ نكرده باشند ، و دورترين افراد از قرآن كسانى هستند كه به دستورات آن عمل نكنند گرچه قارى و خواننده آن باشند . (ارشاد القلوب ، ص 102) 37. اى مردم هر كس براى خدا اخلاص ورزد و سخن او را راهنماى خود قرار دهد به راهى كه درستتر و استوارتر است هدايت مىشود و خداوند او را براى آگاهى و هوشيارى توفيق داده و به عاقبت خوش كمك كرده است. (تحف العقول ، ص 229) 38. پرسش صحيح نيمى از علم است ، و مدارا كردن با مردم نيمى از عقل است ، و اقتصاد و اعتدال در زندگى نيمى از مخارج است . (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 108) 39. بيشترين زيركى ، ترس از خدا و پرهيزكارى است و بيشترين نادانى ، عياشى و شهوترانى است . (حليه الاولياء ، ج 2 ، ص 37) 40. مادرم فاطمه ( س ) را ديدم كه شب جمعه تا صبح مشغول عبادت و ركوع و سجود بود و شنيدم كه براى مؤمنين دعا مىكرد و اسامى آنان را ذكر مىنمود و براى آنان بسيار دعا مىكرد ولى براى خودش دعا نكرد ، پس به او عرض كردم : مادر چرا همان طور كه براى ديگران دعا كردى براى خودت دعا نكردى ، فرمودند : پسرم ، اول همسايه را مقدم دار و سپس خود و اهل خانه را . (بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81) 41. رسول خدا ( ص ) فرمود : محبت و دوستى ما اهل بيت را اختيار كنيد ، چون هر كس خدا را در حالى ملاقات كند كه ما اهل بيت را دوست داشته باشد ، با شفاعت ما وارد بهشت مىشود . (محاسن ، ص 61) 42. اى مردم ! از جدم پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : من شهر علم و دانشم و على ( ع ) دروازه آن است ، آيا از غير دروازه وارد شهر مىشوند ؟ (امالى صدوق ، ص 207) 43. شخصى به امام حسن - عليه السلام - عرض كرد : اى پسر پيامبر خدا چرا ما از مرگ اكراه داريم و آن را دوست نداريم ؟ حضرت فرمود : چون شما آخرت خود را خراب و دنيايتان را آباد كردهايد ، بنابراين انتقال از عمران و آبادانى به خرابى و ويرانى را دوست نداريد . (بحار الانوار ، ج 44 ، ص 110) 44. سوگند به خداوند ! هر كس ما را دوست داشته باشد ، اگر چه در دورترين نقاط مانند ديلم اسير باشد ، دوستى ما براى او مفيد است . همانا محبت ما گناهان فرزندان آدم را از بين مىبرد ، همانطور كه باد برگ درختان را مىريزد . (بحار الانوار ، ج 44 ، ص 24) 45. بيشتر اهل كوفه به معاويه نوشتند : ما با تو هستيم ، اگر مىخواهى ما حسن ( ع ) را دستگير مىكنيم و پيش تو مىفرستيم . بعد خيمه امام حسن ( ع ) را غارت كرده و آن حضرت را مجروح كردند . پس امامحسن ( ع ) به معاويه نوشت : همانا اين امر ( حكومت ) و جانشينى پيامبر از آن من و اهل بيت من است و براى تو و اهل بيت تو حرام است ، من اين مطلب را از رسول خدا شنيدم . سوگند به خداوند ، اگر يارانى شكيبا و آگاه به حق خويش مىيافتم ، تسليم تو نمىشدم و آنچه را مىخواستى به تو نمىدادم . (بحار الانوار ، ج 44 ، ص 45) 46. اگر همه دنيا را تبديل به يك لقمه غذا كنم و به انسانى كه خدا را از روى خلوص عبادت مىكند بخورانم ، باز احساس مىكنم كه در حق او كوتاهى كردهام . و اگر از استفاده كردن كافر از دنيا جلوگيرى كنم تا به آن اندازه كه جانش از شدت گرسنگى و تشنگى به لب برسد ، آنگاه جرعهاى آب به او بدهم ، خود را اسرافكار مىپندارم . (تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 1 ، ص 350) 47. والاترين مقام نزد خداوند ، از آن كسى است كه بيشتر از همه به حقوق مردم آشنا باشد و در اداى آن حقوق ، بيشتر از همه كوشا باشد . و كسى كه در برابر برادران دينى خود تواضع كند ، خداوند او را از صديقين و شيعيان اميرالمؤمنين - عليه السلام - قرار مىدهد . (حياة امام حسن بن على ، ج 1 ، ص 319) 48. پيامبر خدا ( ص ) فرمود : هيچ بندهاى حقيقتا مؤمن نيست مگر اينكه نفس خود را شديدتر از محاسبه بين دو شريك و يا محاسبه مولا از بنده خود مورد محاسبه قرار دهد . (بحار الانوار ، ج 70 ، ص 72) 49. پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : يكى از موجبات آمرزش گناهان ، مسرور كردن برادران دينى است . (مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، ج 8 ، ص 193) 50. دنيا محل گرفتارى و آزمايش است و هر چه در آن است رو به زوال و نابودى مىباشد ، و خداوند ما را از احوال دنيا آگاه كرده است تا عبرت گيريم ، و به ما وعده عذاب داده تا بعد از آن ، حجتى بر خدا نداشته باشيم . پس در اين دنياى فانى زهد بورزيد و به آنچه باقى و پايدار است رغبت داشته باشيد و در خفا و آشكار از خدا بترسيد . (توحيد صدوق ، ص 378) 51. هنگامى كه مستحبات به واجبات ضرر برسانند ، آنها را ترك كنيد . (تحف العقول ، ص 236) 52. سه چيز مردم را هلاك مىكند : تكبر ، حرص و حسد . چون تكبر دين انسان را از بين مىبرد و شيطان هم به واسطه تكبر ملعون و منفور شد ، و حرص دشمن نفس انسان است و حضرت آدم به سبب حرص از بهشت رانده شد ، و حسد راهبر بدى و بدبختى است و به سبب حسد قابيل برادرش هابيل را كشت . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 53. علم و دانش خود را به مردم ياد بده و علم ديگران را ياد بگير تا بدين وسيله هم علم خود را محكم و استوار كنى و هم آنچه نمىدانى بياموزى . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 54. فقط به ديدار كسى برو كه يا به عطا و بخشش او اميدوار باشى و از قدرت او بترسى ، يا از علم او استفاده كنى ، يا به بركت دعاى او اميدوار باشى ، و يا از خويشان تو باشد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 55. ظالمى شبيهتر از حسود به مظلوم نديدهام . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 56. آنچه از امور دنيوى را كه طلب كردى ولى به دست نياوردى ، فراموش كن . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 57. هر كس را كه خداوند توفيق دعا كردن بدهد ، باب اجابت را برايش باز مىكند و هر كس را كه توفيق طاعت و عبادت دهد ، باب قبول را برايش باز مىكند و هر كس را كه توفيق شكرگزارى دهد ، باب افزايش نعمتها را برايش باز مىكند . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 58. به امام مجتبى - عليه السلام - عرض شد : اى پسر پيامبر خدا در چه حالى هستى ؟ فرمود : خدايى دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پيش روى من است ، و مرگ مرا مىخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قيد و بند اعمالم هستم ، نمىتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور كنم چون انجام امور به دست ديگرى است . اگر بخواهد ، مرا عذاب مىكند و اگر بخواهد ، مرا مىبخشد . پس كدام فقير و محتاجى است كه محتاج تر از من باشد ؟ (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 59. وعده دادن آفت كرم و بخشش است ، و چاره آن انجام و اتمام بخشش است . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 60. براى مجازات در خطاها و لغزشها عجله نكن ، و بين خطا و مجازات براى عذرخواهى فرصتى باقى بگذار . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 61. مصيبتها و ناملايمات كليدهاى پاداش و ثواب هستند . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 62. نعمت ، امتحان و آزمايش الهى است . پس اگر شكر كردى ، نعمت است و اگر ناسپاسى كردى ، به غضب و خشم الهى تبديل مىشود. (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 63. از بهره زبانت همان مقدار براى تو كفايت مىكند كه راه هدايتت را از گمراهى روشن كند . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 114) 64. از تفكر و تعقل غافل نشويد ، زيرا تفكر حيات بخش قلب آگاه و كليد درهاى حكمت است . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115) 65. اى پسر آدم ، از زمانى كه از مادر زاييده شدى مشغول نابود كردن عمر خود بودهاى ، پس از باقىمانده عمر خود براى آينده ( عالم آخرت ) ذخيره كن ، به درستى كه مؤمن از اين دنيا زاد و توشه برمىگيرد و كافر خوشگذارنى مىكند . و بعد اين آيه را تلاوت فرمودند : " و زاد و توشه برگيريد ، به درستى كه بهترين توشه تقوى است " . (كشف الغمه ، ج 1 ، ص 572) 66. آماده سفر آخرت شو و قبل از فرارسيدن مرگ زاد و توشه خود را فراهم كن ، و بدان كه تو در حالى دنيا را مىطلبى كه مرگ ، تو را مىطلبد ، و امروز غم و اندوه فردا را نداشته باش ، و بدان كه هر چه از مال دنيا بيشتر از غذا و خوراك خود به دست آوردى در حقيقت آن را براى ديگران ذخيره كردهاى ، و بدان كه اموال حلال دنيا مورد محاسبه قرار خواهد گرفت و اموال حرام دنيا عقاب و مجازات دارد و در اموال شبهناك و مشكوك سرزنش هست . پس دنيا را مانند مردارى فرض كن و آن مقدار از آن برگير كه تو را كفايت كند ، پس اگر حلال باشد تو زهد ورزيدهاى و اگر حرام باشد گناهى مرتكب نشدهاى چون به مقدار اضطرار و ناچارى استفاده كردهاى آنچنان كه از مردار به هنگام ناچارى استفاده مىشود ، و اگر در آن عتاب و سرزنش باشد ، سرزنشى كم و آسان خواهد بود . (بحار الانوار ، ج ، 44 ، ص 139) 67. براى دنيايت آنچنان رفتار كن كه گويا براى هميشه زندهاى ، و براى آخرتت چنان رفتار كن كه گويا فردا خواهى مرد . (بحار الانوار ، ج ، 44 ، ص 139) 68. اگر به خاطر نيازى مجبور شدى با مردى دوست و همنشين شوى ، پس با كسى دوست شو كه وقتى با او همنشينى مىكنى ، موجب زينت تو باشد و هنگامى كه به او خدمتى كردى ، از تو حمايت كند و هنگامى كه از او در خواست كمك كردى ، تو را يارى كند و اگر سخنى گفتى ، سخن تو را تصديق كند و اگر حمله كردى ، هجوم تو را قوت بخشد و اگر چيزى طلب كردى ، تو را يارى كند و اگر نقصى از تو آشكار شد ، آن را بپوشاند و اگر نيكى از تو ديد ، آن را به حساب آورد . (بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139) 69. هر كس قرآن بخواند ، يك دعاى مستجاب براى او مىباشد كه يا فورا اجابت مىشود و يا با تأخير . (بحار الانوار ، ج 92 ، ص 204) 70. امام حسن ( ع ) : پيامبر خدا فرموده است : هر كس آية الكرسى را بعد از نماز واجب بخواند ، تا نماز بعد در پناه و حفاطت خداست . (مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، ج 10 ، ص 102) 71. هر روزهدارى هنگام افطار يك دعاى اجابت شده دارد . پس در اولين لقمه افطار بگو : به نام خدا ، اى خدايى كه آمرزش تو فراگير و وسيع است ، مرا ببخش . (اقبال الاعمال ، ص 116) 72. امام حسن ( ع ) : پيامبر خدا فرموده است : كسى كه بعد از خواندن نماز صبح در همان محل بنشيند و مشغول ذكر خدا شود تا خورشيد طلوع كند ، براى او پرده و مانعى از آتش عذاب الهى خواهد بود . (تيسير المطالب ، ص 350) 73. به درستى كه هر كس طالب عبادت باشد ، خود را براى آن آراسته و پاك مىكند . (تحف العقول ، ص 236) 74. سزاوار مرد روزهدار اين است كه ريشش را رنگ كرده و لباسش را خوشبو كند ، و سزاوار زن روزهدار اين است كه موى سرش را شانه كرده و لباسش را خوشبو كند . (الخصال ، ص 61) 75. از پدرم شنيدم كه پيامبر خدا فرموده است : هر كس در قضاى حاجت برادر دينى خود كوشش كند ، مانند اين است كه نه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد در حالى كه روزها روزه و شبها مشغول عبادت باشد . (الفقيه ، ج 2 ، ص 189) 76. زكات دادن هرگز موجب كم شدن مال نمىشود. (دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 246 - 264) 77. از پروردگارم شرم مىكنم از اينكه ملاقات كنم او را و حال آنكه من پياده به زيارت خانه او نرفته باشم . (حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 37) 78. به حضرت عرض شد چرا شما هرگز نيازمندى را نااميد بر نمىگردانيد ، اگر چه سوار بر شتر باشيد ؟ فرمود : خود من هم محتاج و نيازمند درگاه خداوند هستم و دوست دارم كه خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم در حالى كه نيازمند هستم ، نيازمندان را نااميد كنم . عادت خداوند اين است كه نعمتهايش را بر من ارزانى بدارد و عادت من هم اين است كه نعمتهايش را به بندگانش عطا كنم ، و مىترسم كه اگر از اين عادت خود دست بردارم خداوند هم دست از عادت خود بردارد . (نور الابصار ، ص 123 - كنز المدفون ، ص 434) 79. وقتى يكى از شما دوستش را ملاقات مىكند ، بايد جاى نور در پيشانى او را ببوسد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 110) 80. آنكس كه مرگش فرا رسيده ، مهلت مىطلبد تا گذشته را جبران كند و آنكس كه مرگش فرا نرسيده و براى عمل صالح فرصت دارد ، امروز و فردا مىكند . (تحف العقول ، ص 236) 81. اى كسانى كه اهل خوشگذرانى و لذات دنيا هستيد ، بدانيد كه اين لذات باقى ماندنى نيست ، و مغرور شدن به سايهاى كه زوال پذير است ، حماقت است . (اعلام الدين ، ص 241) 82. بيشترين عفو و بخشش كريم وقتى است كه خطاكار نتواند براى خطاى خود عذرى بياورد . (اعلام الدين ، ص 297) 83. كسى كه خدا را بشناسد ، او را دوست مىدارد و كسى كه دنيا را بشناسد ، در آن زهد مىورزد . و شخص مؤمن عمل لهو و بيهوده انجام نمىدهد مگر وقتى كه غافل مىشود ، و هنگامى كه متوجه كار بيهوده خود شد ، محزون مىگردد . (تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 1 ، ص 52) 84. كسى كه بندگى خدا كند ، خداوند همه چيز را بنده او مىكند . (تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 2 ، ص 108) 85. كسى كه كارهاى نيك خود را مىشمارد ، احسان و كرامتش را از بين مىبرد . (بحار الانوار ، ج 74 ، ص 417) 86. از آن حضرت در باره سكوت سؤال شد ، فرمود : سكوت پرده نادانى و زينت آبرو و عزت است و كسى كه سكوت مىكند راحت و آسوده ، و همنشين او در امان است . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111) 87. مردى از امام حسن ( ع ) درخواست راهنمايى كرد . امام ( ع ) به او فرمودند : مرا ستايش نكن كه نسبت به خودم از شما آشناترم ، و دروغگو هم نشمار كه نظر دروغگو بىارزش است ، و نزد من غيبت هيچ كس را نكن . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 109) 88. اى پسر آدم از اعمال حرام دورى كن تا شخص عابدى باشى ، و به آنچه خداوند روزى تو كرده خوشنود و راضى باش تا بىنياز باشى ، و حق همسايگى را در باره همسايهات مراعات كن تا مسلمان باشى ، و آنچنان با مردم رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار شود تا شخص عادلى باشى . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 112) 89. از آن حضرت سؤال شد زندگى چه كسى از همه بهتر است ؟ فرمود : كسى كه مردم را در زندگى خود شريك كند . (تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 215) 90. دست نيافتن به نيازمنديها بهتر از درخواست آن از نااهلان است . (تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 215) 91. بداخلاقى بدتر از بلا و مصيبت است . (تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 215) 92. اى اهل كوفه بدانيد كه صبر و شكيبايى زينت است ، و وفاى به عهد جوانمردى است ، و عجله و شتابزدگى كمخردى است ، و كمخردى ضعف است ، و همنشينى با فرومايگان موجب ننگ و رسوايى است ، و رفت و آمد با هرزگان و گناهكاران موجب شك و بدگمانى است . (ترجمة الامام الحسن ، ص 167) 93. ما تجربه كرديم و تجربه كنندگان نيز تجربه كردند ، ولى چيزى مفيدتر از وجود صبر و پرضررتر از نبود صبر نديديم . با صبر همه امور اصلاح مىشود و چيزى جاى آن را نمىگيرد . (شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 319) 94. هيچ حقى كه باطلى در آن نباشد مانند مرگ نديدم كه شبيهتر باشد به باطلى كه حقى در آن نيست . (شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 311) 95. امام حسن مجتبى - عليه السلام - به هنگام ورود به مسجد سر را به طرف آسمان بلند مىكرد و مىفرمود : پروردگارا ! مهمان تو جلو درب خانهات ايستاده است . اى نيكوكار ! بنده گناهكار و بدرفتار به درگاهت شتافته ، از زشتىهايى كه مرتكب شده به خاطر زيبايىهايى كه در نزد توست درگذر ، اى بخشنده و كريم . (بحار الانوار ، ج 43 ، ص 339 96. دوازده چيز از آداب غذا خوردن بوده و بر هر مسلمانى لازم است كه از آنها اطلاع داشته باشد ، چهار چيز آن واجب ، و چهار چيز ديگر سنت ، و چهار مورد باقىمانده از ادب و اخلاق است . اما چهار امر لازم : شناسايى منعم ، خشنود بودن به آنچه روزى گرديده ، نام خدا را بر زبان جارى كردن و شكرگزارى در برابر نعمتى كه عطا شده است . و چهار امرى كه سنت است : وضو گرفتن پيش از شروع به غذا ، نشستن بر طرف چپ ، غذا خوردن با سه انگشت و ليسيدن انگشتان مىباشد . و چهار امرى كه از آداب و اخلاق است : خوردن از غذاهاى جلوى خودش ، كوچك برداشتن لقمه ، خوب جويدن غذا و كم نگاه كردن به صورت ديگران مىباشد . (من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 227 ، ح 38) 97 . شوخى كردن حرمت و احترام را از بين مىبرد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113) 98. كار نيك آن است كه در انجامش درنگ نشود ، و بعد از انجام آن منت نگذارند . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115) 99. قدر نعمتهاى پروردگار تا موقعى كه پابرجاست مجهول و ناشناخته است ، و زمانى شناخته مىشود كه از دست رفته باشد . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115) 100. كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى خدا خطور نكند، من ضمانت مى‏كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند. (كافى ، ج2 ، ص62 )
  5. amid

    90 سخن گزيده ي امام صادق

    گذر عمر جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست و با زيركى , ذكاوت و تيز بينى آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضايع ساختن آن, چيزى جزغم, اندوه و پشيمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد. زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد, از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظيرى است كه برما مى گذرد; اين سخن امام صادق(ع) را بايد جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته, لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت) (1) به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد, روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد, زيرا كار ايام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن. محاسبه روزانه نفس حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فان راى حسنه استزاد منها, وان راى سيئه استغفر منها لئلا يخزى يوم القيمه. (2) بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگري کند و خود حسابگر خويش باشد, اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديد از آن آمرزش خواهد تا اين كه روز قيامت رسوا نشود. استقامت لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سئلوا الله شيئا الا اعطاهم. (3) اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هرآينه فرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سايه مى انداخت و در روزمى درخشيدند و از فراسر و زير پاى خود روزى مى خوردند و چيزى از خدا نمى خواستند, مگر اين كه به آنها مى داد. عاقبت نيرنگ و حسادت من غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و من حسد مومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح. (4) هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, وهر كه برمومنى حسد ورزد, ايمان در دلش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود. پارسايى, كوشش و كمك به مومنان لا تذهبن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومواساه الاخوان فى الله , وليس من شيعتنا من يظلم الناس.(5) مسلكها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايى وكوشش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست. نتيجه اعتماد به خدا من يثق بالله يكفه ما اهمه من امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز من لم يعد لكل بلاء صبرا ولكل نعمه شكرا و لكل عسر يسرا. (6) هركه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايش حفظ كند. درمانده وناتوان است هركه براى هر بلا صبرى , و براى هر نعمت شكرى و براى هر دشوارى آسانى اى ندارد. با ديگران چگونه باشيم صل من قطعك,واعط من حرمك,واحسن الى من اساء اليك وسلم على من سبك.وانصف من خاصمك , واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا ترى ان شمسه اشرقت على الابرار و الفجار. و ان مطره ينزل على الصالحين والخاطئين. (7) با كسى كه ازتو بريده بپيوند, وبه آن كه از تو دريغ كرده بخشش كن, وبا كسى كه به تو بدى كرده نيكى كن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كن. و باكسى كه به تو دشمنى ورزيده انصاف ورز. و كسى كه تو را ستم ورزيده عفو كن, همچنان كه دوست دارى كه از تو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نمي بيني كه آفتابش بر نيكان و بدان هر دومى تابد و بارانش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟ خدا را چگونه بخوانيم واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم ما تسرون و ما تعلنون , قد علم ما تريدون قبل ان تسالوه.(8) صدايت را فرود آر, زيرا خدايى كه نهان و آشكار را مى داند سوال ناكرده مى داند كه شما چه مى خواهيد. بهشت و جهنم , خير و شر واقعى الخير كله امامك , و ان الشر كله امامك ,ولن ترى الخير والشرالا بعد الاخره, لان الله جل وعزجعل الخير كله فى الجنه والشر كله فى النار لانهما الباقيان. (9) تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينى, مگربعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شر را در دوزخ قرارداده , زيرا كه اين دواند كه باقى اند. جلوه و چهره اسلام الاسلام عريان فلباسه الحياء و زينته الوقار و مروته العمل الصالح و عماده الورع و لكل شىء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت. (10) اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمردىاش عمل صالح و ستونش پارسايى مى باشد , وبراى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بيت است . عمل براى آخرت اعمل اليوم الدنيا بما ترجوا به الفوز فى الاخره.(11) امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميد كاميابى در آخرت را دارى. پاداش يارى دوستان اهل بيت لايبقى احد ممن اعان مومنا من اوليائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب. (12) در روزقيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى ازدوستان ما كمك كرده باشد, جزاين كه خداوند او را بى حساب به بهشت داخل گرداند. پرهيز از ريا و جدال و دشمنى اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و اياك و كثره الخصومات فانهاتبعدك من الله. (13) از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصومتها و دشمنيها بپرهيز كه تو را از خدا دوركند. پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثم قذف الله فى قلبه كلمه يجمع بها امره. (14) چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتش داند و سپس كلمه اى به دلش الهام كند كه كارش را بدان فراهم آرد. درخواست عافيت از خدا فسئلوا ربكم العافيه و عليكم بالدعه والوقار و السكينه و الحياء. (15) از پروردگارتان عافيت بخواهيد و نرمش و وقار و آرامش حيا را حفظ كنيد. دعا ، خود عمل است اكثروا من الدعاء, فان الله يحب من عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه و الله مصير دعاء المومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهم به فى الجنه. (16) زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كن خود را دوست دارد و به بندگان مومنش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مومنان رااز كردارشان م ت بداريم وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن دين الله و الله له حاقر ماقت وقد قال ابونا رسول الله ( ص) (( امرنى ربى بحب المساكين المسلمين منهم)). (17) برشما باد به دوستى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستى كه از دي ن خدا لغزيده و خدا كوچك كننده و زبون كننده اوست, و پدر ما رسول خدا(ص) فرموده: (( پروردگارم به من دستور داده است كه مستمندان مسلمان را دوست بدارم. )) رابطه حسد و كفر اياكم ان يحسد بعضكم بعضا فان الكفر اصله الحسد. (18) از حسد ورزى به يكديگر بپرهيزيد, زيرا ريشه كفر, حسد است. اعمال محبت آور ثلاث تورث المحبه: الدين و التواضع والبذل. (19) سه چيز است كه محبت آورد: قرض دادن وفروتنى و بخشش. اعمال دشمنىآور ثلاثه مكسبه للبغصاء: النفاق والظلم و العجب. سه چيز است كه دشمنى مىآورد: دو رويى , ستم و خودبينى . نشانه هاى صبر شجاعت دوستي ثلاثه لا تعرف الا فى ثلاثه مواطن : لايعرف الحليم الا عند الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه. (20) سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بردبار شناخته نشود جز به هنگام خشم , وشجاع شناخته نشود جز به وقت نبرد , وبرادر و دوست شناخته نشود جز به وقت نياز. نشانه هاى نفاق ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان. (21) سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد , و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد. از سه كس پرهيز کن ! لاتشاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بموده ملوك. (22) با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن. نشانه هاى بزرگواري ثلاث من كن فيه كان سيدا: كظم الغيظ والعفو عن المسيىء والصله بالنفس والمال. (23) سه چيز است كه در هر كه باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن ,گذشت از بدكردار, كمك و صله رحم با جان و مال. ديگر نشانه هاى بزرگوارى ثلاثه تدل على كرم المرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطرف. (24) سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم نشانه هاى بلاغت ثلاثه فيهن البلاغه: التقرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير. (25) سه چيز است كه در آن بلاغت و شيوايى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخن بيهوده دورى جستن , و با لفظ كم, معنى بسيار را رساندن. نجات در سه چيز است النجاه فى ثلاث: تمسك عليك لسانك, ويسعك بيتك و تندم على خطيئتك. (26) نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بر خطايت پشيمان شوى. انس وصفا در سه چيز است الانس فى ثلاث: فى الزوجه الموافقه والولد البار والصديق المصافى. (27) انس در سه چيز است: زن موافق و فرزند نيكوكار و دوست خالص و با صفا. سه چيز , تباهى مىآورند ثلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السوء و المراه البذيه. (28) سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان سه چيز محروميت ساز من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و من طلب الرياسه بغير حقحرم الطاعه له بحق و من طلب المال بغير حق حرم بقائه له بحق. (29) هر كه سه چيز را به ناحق خواهد از سه چيز به حق محروم گردد: 1 هر كه دنيا را به ناحق خواهد از آخرت به حق محروم گردد 2 هر كه به ناحق رياست طلبد از طاعت به حق محروم گردد 3 هر كه به ناحق مالى را طلبد از ماندگارى به حق آن محروم گردد. سلامتي در گريز از سه چيز است ان يسلم الناس من ثلاثه اشياء كانت سلامه شامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء. (30) اگر مردم از سه چيز در سلامت باشند, سلامت كامل خواهند داشت: زبان بد ودست بد و كاربد. كمال احسان به سه چيز است لايتم المعروف الا بثلاث خصال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به. (31) احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن. سه ويژگي که ايمان راسودمند کنند من لم تكن فيه ثلاث خصال لم ينفعه الايمان: حلم يرد به جهل الجاهل , و ورع يحجزه عن طلب المحارم و خلق يدارى به الناس. (32) هركه سه خصلت در او نباشد, ايمان به او سودى نرساند: 1- حلمى كه با آن ,نادانى نادان را برطرف كند, 2- پارسايى اى كه از طلب حرام بازش دارد, 3- و اخلاقى كه به وسيله آن با مردم مدارا كند. چگونه دانش اندوزي کنيم اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتواضعوا لمن طلبتم منه العلم , ولا تكونوا علماء جبارين فيذهب باطلكم بحقكم. (33) دانش بياموزيد و با آن خود را به بردبارى وسنگينى بياراييد و با دانش آموزان خود فروتن باشيد, و دربرابراستاد خويش تواضع كنيد, و از عالمان متكبر , مستبد نباشيد كه رفتار ناحقتان حق شما را از بين برد. اعتماد بر حسب شناخت اذا كان الزمان زمان جور و اهله اهل غدر فالطمانينه الى كل احد عجز. (34) هرگاه زمان, زمان جور و ستم باشد واهل زمانه اهل غدر و نيرنگ, اعتماد و دلبستگى به هر كسى عجز و درماندگى است. نتيجه تمايل به دنيا الرغبه فى الدنيا تورث الغم و الحزن والزهد فى الدنيا راحه القلب و البدن. (35) رغبت و تمايل به دنيا مايه غم و اندوه, و زهد و بى ميلى به دنيا سبب راحتى قلب و بدن است. صفات آمر به معروف و ناهى از منكر(خير خواهان ) انما يامر بالمعروف و ينهى عن المنكر من كانت فيه ثلاث خصال: 1- عالم بما يامر, عالم بما ينهى. 2- عادل فيما يامر, عادل فيما ينهى. 3- رفيق بما يامر , رفيق بما ينهى. (36) كسى امر به معروف و نهى از منكرمى كند كه در او سه ويژگى باشد : 1- به آنچه امر كند دانا باشد و بدانچه نيز نهى كند دانا باشد, 2- در آنچه امر كند عادل باشد و در آنچه نيز نهى كند عادل باشد, 3- به آنچه امر كند با نرمش امر كند و بدانچه نيز نهى كند با نرمش نهى كند. زمامدار ستمگر من تعرض لسطان جائر فاصابته منه بليه لم يوجر عليها و لم يرزق الصبر عليها. (37) هر كه از زمامدار ستمگر, طالب فضل واحسانى شود, از او بلايى بيند كه , بر آن پاداش نيابد و صبر برآن روزى او نشود. بهترين دوست احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى. (38) محبوبترين برادرانم نزد من, كسى است كه عيبهايم را به من اهدا كند. برترى جوينده گمراه من دعا الناس الى نفسه و فيهم من هو اعلم منه فهو مبتدع ضال. (39) هر كه با وجود داناتر از خود, مردم را به اطاعت از خود دعوت كند بدعت گزار و گمراه است. آثار صله رحم (ارتباط با بستگان) ان صله الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصلوا اخوانكم و بروا اخوانكم و لو بحسن السلام و رد الجواب. (40) به راستى كه صله رحم و نيكوكارى , حساب را آسان كند واز گناهان جلوگيرى نمايد پس با برادران خود صله رحم و نيكى كنيد گر چه به نيكو سلام دادن و جواب سلام باشد. دوستدار دنيا من تعلق قلبه بالدنيا, تعلق قلبه بثلاث خصال: هم لايفنى, و إمل لا يدرك, و رجإ لا ينال) (41) امام صادق(ع) فرمود: هركس دل به دنيا ببندد به سه خصلت گرفتار خواهد شد: 1- اندوهى كه پايان ندارد. 2- آرزويى كه به آن دسترسى ندارد. 3- اميدى كه بدان نرسد. پشيمان ترين افراد ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه, من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره. (42) پشيمان ترين شخص در روز قيامت, كسى است كه براى مردم از عدالت سخن بگويد, اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد. انسان دو چهره من لقى المسلمين بوجهين و لسانين, جإ يوم القيامه و له لسانان من نار. (43) هركس با مسلمانان با دو چهره و دو زبان برخورد كند, روز قيامت با دو زبان از آتش وارد عرصات محشر خواهد شد. مورد توجه پيشواى ششم(ع) امام صادق(ع) به عبدالله بن ابى يعفورفرمود: اى عبدالله! دقت كن درآن چيزى كه حضرت على(ع) را پيش رسول الله(ص) سرافراز كرد و به آن مقامات عالى رساند.پس توهم آن ها رابراى خودت لازم بدان وخودت را به آن صفت هاى زيبا بيارا. بدان! مطئنا على (ع) درنزد پيامبر(ص) به آن درجه و عظمت نرسيد, مگر با دو چيز: 1- راستي 2- امانت داري . (44) بهترين بندگان ان خير العباد من يجتمع فيه خمس خصال : اذا احسن استبشر, واذا اساء استغفر,واذا اعطى شكر, واذا ابتلى صبر, واذا ظلم غفر. (45) بهترين بندگان كسى است كه در او پنج خصلت جمع باشد: هنگامى كه نيكى كند,شاد باشد,مرتكب كار بدى شود, استغفار كند, نعمتى به وى رسد, شكرش را به جاى آورد, بلايى بر او نازل شود, شكيبايى كند, و ستمى بر او شود, عفو نمايد. ارزش عمل همراه با يقين واعلم ان العمل الدائم القليل على اليقين افضل عند اللّه من العمل الكثير على غيريقين .(46) بدان به درستى كه عمل دايمى اندك , كه همراه با يقين باشد , نزد خداوند متعال , افضل از عمل بسيارى است كه با يقين همراه نباشد. شناسائي بردبار، شجاع، برادر ديني ثلاثة لا تعرف الا في ثلاثة مواطن : لا يعرف الحليم الا عند الغضب , ولا الشجاع الا عند الحرب , ولا اخ الا عند الحاجة. (47) سه خصلت است كه شناخته نمى شود مگر در سه جا: بردبار شناخته نمى شودمگردرهنگام خشم , شجاع شناخته نمى شود مگر در هنگام نبرد, و برادر دينى شناخته نمى شود مگر در زمان نيازمندى. راه بهشتى شدن حضرت امام جعفر صادق(ع) سه راه را فراروى جويندگان بهشت قرار داده است: 1 پيروى از أمه عليهم السلام . 2 برأت از دشمنان. 3 سخن گفتن آگاهانه و سكوت هنگام نا آگاهى. (فكل من قصدنا و تولانا و لم يوال عدونا و قال ما يعلم و سكت عما لايعلم او اشكل عليه فهو فى الجنه) (48) هر كس جويا و پيرو ما باشد و از دشمنان ما پيروى نكند و چيزى كه مى داند , بگويد و از آن چه كه نمى داند , يا بر او مشكل (مشتبه) است, سكوت كند, در بهشت است. ارزش سكوت عليك بالصمت, تعد حليما, جاهلا كنت او عالما, فان الصمت زين لك عندالعلمإ و سترلك عندالجهال. (49) عالم باشى يا جاهل , خاموشى را برگزين تا بردبار به شمار آيى ; زيرا خاموشى نزد دانايان زينت و در پيش نادانان پوشش است. نشانه هاى ناتوانى قد عجز من لم يعد لكل بلإ صبرا و لكل نعمه شكرا و لكل عسر يسرا. (50) ناتوان است كسى كه براى هر بلايى صبرى, براى هر نعمتى شكرى و براى هر سختى آسانى آماده نكند. عوامل ايجاد اتحاد بين مردم در حديث آن حضرت آمده است: هر گاه نزديكى و ارتباطهاى مردم بر سه پايه و محور استوار نباشد, آن جماعت درمعرض سستى و فروپاشى و وارد شدن وهن بر آنان است و همين مساءله, زمينه ساز شماتت دشمنان و بدزبانى و طعنه بدخواهان مى گردد. آن سه محور وحدت آفرين اينهاست: 1 ترك حسد 2 پيوند و ارتباط 3 تعاون و يارى امام صادق(ع) پيامد هر يك از سه نكته فوق را نيز بيان مى فرمايد: اما متن كلام آن حضرت: 1 ((ترك الحسد فيما بينهم, لئلا يتحزبوا فيتشتت امرهم)) براى پيشگرى از ضعف و سستى جامعه اسلامى آن است كه در ميان خود, حسد را نسبت به يكديگرترك كنند, تا دسته دسته و گروه گروه نشوند و گرفتار تشتت و تفرقه در امور نگردند. 2 ((و التواصل, ليكون ذلك حاديا لهم على الالفه)) تواصل و پيوند ارتباط با يكديگر است, تا اين پيوند آنان را به الفت و همبستگى بكشاند. 3 ((و التعاون, لتشملهم العزه)) يارى و تعاون است, تا عزت آنان را فرا گيرد. (51) حضرت مى فرمايد: برادران دينى درميان خود به سه چيزنيازمندند, اگر اين سه را داشتند يا به كار گرفتند, عزتمند ومتحدند, وگرنه گرفتار جدايى, مباينت, كينه و تباغض مى شوند. آن سه محور, اينهاست: ((... وهى: التناصف, و التراحم و نفى الحسد.)) (52) مراعات انصاف با يكديگر, نسبت به هم شفقت و ترحم داشتن ترك حسد و رشك بردن. توجه به ظرفيت افراد امام صادق(ع) شخصى را براى ماءموريتى به منطقه اى فرستاد. او در گزارش خود به امام از مردم منطقه به شدت انتقاد كرد. امام فرمود:اى سراج, ايمان ده درجه دارد. بعضى يك درجه ايمان دارند وبعضى دو درجه.بعضى هم هفت تا ده درجه. نبايد كسانى كه ايمان كاملترى دارند از ديگران بيش از ظرفيت آنها توقع داشته باشند. نابودي شش گروه به شش چيز يهلك اللّه ستابست : الا مراء بالجور, والعرب با لعصبية , والدهاقين بالكبر , والتجار بالخيانة , و اهل الرستاق با لجهل , والفقهاء بالحسد. (53) خداوند متعال شش گروه را به شش خصلت از بين مى برد : زمامداران را به ستمكارى , عرب را به عصبيت (ملى گرايى ) , دهقانان ( دهبانان ) را به خودخواهى ,بازرگانان را به خيانت , روستاييان را به نادانى و فقها را به حسادت . ولايت پذيري امام صادق(ع) همواره مساءله ولايت را مطرح مى كرد, و مى فرمود: ((ولايت از نماز, روزه, زكات و حج برتر است, و دليل آن را چنين ذكر مى كرد: ((لانها مفتاحهن والوالى هو الدليل عليهن; (54) زيرا ولايت كليد همه آنها است, و حاكم و رهبر, راهنماى مردم به سوى همه آنها است.)) و گاهى مى فرمود: ((من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فيه كان قرينه فى النار; (55) كسى كه سلطان ستمگرى را تمجيد كند, و دربرابر او فروتنى و كرنش نمايد, تا در كناراو به نوايى برسد, چنين كسى همدم آن سلطان در ميان آتش دوزخ خواهد بود.)) و زمانى ديگر از رسول خدا(ص) نقل مى كرد كه فرمود: ((الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا فى الدنيا; (56) علماى دين نمايندگان امين پيامبران هستند تا هنگامى كه وارد در دنيا نشده اند.))) شخصى از رسول خدا(ص) پرسيد:نشانه ورود آنها در دنيا چيست؟ رسول خدا(ص) فرمود: ((اتباع السلطان, فاذا فعلوا ذلك فاحذروهم على دينكم; (57) پيروى سلطان, هرگاه دانشمندان چنين كنند, براى حفظ دينتان از آنها بپرهيزيد.)) رسم رفاقت دوست خوب يكى از سرمايه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى كند و شادمانى و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مى داند. رفيق شايسته, براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده, اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مى كند. جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل, عاشق دوستى و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف ديگر براثراحساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد، از اين رو خطر وجود دوستان بد وناپاك, اين نگرانى را در جوان ايجاد مى كند كه چگونه يك دوست خوب و يكدل را انتخاب كنم؟ امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى داند: 1 كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن (رفيق عاقل) است. 2 كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنج آور است و آن (رفيق احمق) است. 3 كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن (رفيق روشن بين و اهل خرد) است. (58) شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم, اين گونه است: (رفاقت, حدودى دارد, كسى كه تمام آن حدود را دارانيست, كامل نيست, و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست, اساسا دوست نيست: 1 ظاهر و باطن رفيق, نسبت به تو يكسان باشد. 2 زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نا زيبايى خود بداند. 3 دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام, روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد. 4 در زمينه رفاقت, از آنچه در اختيار دارد, نسبت به تو مضايقه ننمايد. 5 تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.) (59) دوست آينه تمام نماى دوست است و دو دوست مثل دو دست اند كه آلايش يكديگر را مى شويند و به فرموده امام صادق ( ع ) : كسى كه بيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند, با آنكه توان آن را دارد, به او خيانت كرده است. (60) همچنين فرموده اند: دوست داشتنى ترين برادر من كسى است كه عيوب مرا به من هديه كند (به من بازگو كند). (61) امام صادق(ع) ضمن تإكيد فراوان به انتخاب دوست خوب وپايدارى دراين دوستى, جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهيز مى دهد: كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند, تحت تإثير كارهاى احمقانه وى قرارمى گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مى شود. (62) در فرهنگ نورانى حديثى ما, جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته, آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مى سازند. (63) امام صادق(ع) مى فرمايد: (از سه طأفه مردم كناره گيرى كن وهرگز طرح دوستى ورفاقت با آن مريز;خأن, ستمكار وسخن چين. زيرا كسى كه براى توبه ديگرى خيانت كند, روزى نيز به تو خيانت خواهد كرد و كسى كه براى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند, به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند, عليه تو نيز نزد ديگران نمامى خواهد نمود.) (64) راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پايدارى دوستى موثر است. گوشه اى از شيوه آن را دركلام امام صادق(ع) مى نگريم: (كمترين حق آن است كه: دوست بدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مى دارى. كراهت داشته باشى درحق او, ازآن چه براى خود كراهت دارى.ازخشم او بپرهيزى, به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پايت او را كمك كنى. مراقب وراهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى, دعوتش را اجابت نمايى, هرگاه بيمار شد,به عيادتش بروى وهرگاه فهميدى حاجتى دارد, قبل از اين كه بگويد, آن را انجام دهى, و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو درخواست كند...) (65) رهنمودهاي امام (عليه السلام) به عبدالله بن جندب عبدالله بن جندب كيست؟ عبدالله بن جندب ازعلماى بزرگ شيعه و راويان پارسا ومورد اطمينان درسده دوم هجرى و ازياران امام صادق, امام كاظم وامام رضا عليهم السلام است. (66) هشدار به دوستان امام صادق ( ع ) دراولين جمله از سفارش هاى سازنده خود, به دوستان خود هشدار مى دهد و آن ها را از خطر دام هاى شيطان آگاه مى سازد: (ياعبدالله! لقد نصب ابليس حبأله فى دارالغرور فما يقصد فيها الااوليأنا); اى عبدالله! ابليس دام هايش را در دنياى فريبنده فقط به قصد شكار دوستان ما پهن كرده است. يابن جندب! ان للشيطان مصأد يصطادبها فتحاموا شباكه ومصأده.) اى پسر جندب! شيطان مكان هايى براى شكار دارد. مواظب دام ها و شكارگاههاى او باشيد! عبدالله بن جندب مى پرسد: يابن رسول الله(ص) و ماهى؟ اى پسرفرستاده خدا! آنها چيستند؟ (اما مصائده فصد عن برالاخوان, و اما شباكه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.) اما از ابزارهاي شكار اوجلوگيري از محبت ونيكى دوستان به يکديگر و از دام هاى شيطان خواب درهنگام نماز تا جائي که قضا گردد. فايده هاى نيكى به برادران دررفتارها و روابط اجتماعى, كه تشكيل دهنده بخش عظيمى اززندگى انسان ها, است, داشتن حس هميارى و روحيه نيكى به برادران دينى نشانده دهنده پويايى و سلامت جامعه است.امام صادق(ع) از سويى بى توجهى به آن را شكارگاه شيطان شمرده و از سوى ديگر اهميت و ارزش اين خصلت نيكو را با ذكر گوشه هايى از آثار و فوأد آن, اين گونه بيان داشته است: الف عبادت خدا (اما انه مايعبدالله بمثل نقل الاقدام الى برالاخوان و زيارتهم). (67) آگاه باش! همانا خداوند به چيزى مانند گام برداشتن در راه نيكى به برادران و ديدار آن ها بندگى نشده است. ب سعى بين صفا و مروه (يابن جندب! الماشى فى حاجه اخيه كالساعى بين الصفا و المروه.) (68) اى پسر جندب! كسى كه براى بر طرف كردن نياز برادر خود گام بر مى دارد مانند كسى است كه سعى بين صفا و مروه مى كند. ج به خون غلطيدن در راه خدا (وقاضى حاجته كالمتشحط بدمه فى سبيل الله يوم بدر واحد); (69) برطرف كننده نياز برادر دينى همانند كسى است كه روز بدر و احد در راه خدا به خون خود بغلطد. د همنشينى با حور (يابن جندب! من سره ان يزوجه الله الحور العين و يتوجه بالنور فليدخل على اخيه المومن السرور); (70) اى پسر جندب! هركه خوشحال مى شود از اين كه خداوند او را به ازدواج حور العين در آورد و تاج نور بر سرش نهد بايد دل برادر مومنش را شاد سازد. عقوبت سستى دررفع نياز برادران (ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم); (71) خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد, مگر در وقتى كه نسبت به حقوق برادران نيازمند خود سستى نمايند. آسيب شناسى روابط اجتماعى امام جعفرصادق(ع) چند مورد از آسيب هاى روابط اجتماعى را چنين بيان كرده است: 1 غش: خيانت, نيرنگ وكلاه بردارى. 2 تحقير: خوار و كوچك شمردن ديگران و بى توجهى به شخصيت آن ها. 3 دشمنى: كينه توزى و درگيرى. 4 حسادت: ناراحت شدن از خوبى هاى ديگران و خير ديگران را نخواستن. (و من غش اخاه وحقره وناواه جعل الله النار مإواه, و من حسد مومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح فى المإ); (72) هركس به برادر مومنش نيرنگ زند و او را كوچك و خوار شمارد و با او درگير شود, خداوند جايگاهش را آتش قرار دهد و هر كه به مومنى حسادت ورزد ايمان در دلش آب شود, همانند آب شدن نمك در آب.) زيان هاى غفلت از نماز امام صادق(ع) در ادامه سفارش هايش به عبدالله بن جندب فرمود: (يابن جندب! اقل النوم بالليل و الكلام بالنهار فما فى الجسد شيىء اقل شكرا من العين واللسان, فان ام سليمان فالت لسليمان (ع) يابنى اياك و النوم فانه يفقرك يوم يحتاج الناس الى اعمالهم); (73) اى پسرجندب! درشب كم بخواب و در روز كم بگو, زيرا درجسم آدمى عضوى كم سپاس تر از چشم و زبان نيست. همانا مادر سليمان به سليمان گفت: پسرم! از خواب بپرهيز, زيرا تو را در روزى كه مردم به اعمال و كردار خود نيازمندند, سخت محتاج مى كند. باتوجه به نياز طبيعى و لازم انسان به خواب , مذمت آن در اين سخنان مربوط به پرخوابى و خواب هايى است كه انسان را از انجام وظايف دينى و دنيايى باز مى دارد. كردارهاى برتر (يابن جندب! صل من قطعك,واعط من حرمك, واحسن الى من اسإ اليك, وسلم على من سبك, و انصف من خاصمك,واعف عمن ظلمك, كما انك تحب ان يعفى عنك , فاعتبر بعفوالله عنك , الاترى ان شمسه اشرقت على الابرار و الفجار و ان مطره ينزل على الصالحين و الخاطئين.) (74) اى پسر جندب ! با كسى كه از تو بريده, وصل كن; به كسى كه چيزى به تو نداده, چيز بده; با كسى كه به تو بدى كرده, خوبى كن; به كسى كه به تودشنام داده, سلام كن; باكسى كه با تو دشمنى كرده,انصاف داشته باش و از كسى كه به تو ظلم كرده, در گذر, همچنان كه دوست دارى از تو در گذرند. پس از گذشت خداوند از خودت عبرت بگير. آيا نمى بينى خورشيد خداوند برخوبان و بدان مى تابد و بارانش بر صالحان و مجرمان نازل مى شود؟ سيماي شيعه در نگاه امام صادق ( عليه السلام ) حضرت به شيعيان توصيه و سفارش مى كردند كه به زيارت يكديگر برويد , كه اين ديد و بازديدها دل هايتان را زنده مى دارد. و احاديث و سخنان ما را به يكديگر نقل كنيد, كه سخنان و احاديث ما, شما را به يكديگر پيوند مى دهد و بهره گيرى از آنها هدايتتان مى كند و نجاتتان مى بخشد. اما اگر آنها را ترك كنيد گمراه شده و هلاك مى گرديد. پس به احاديث و سخنان ما توجه نمائيد كه من نجات شما را با عمل به آنها تضمين مى كنم. آخرت قد جلت الاخره فى اعينهم حتى ما يريدون بها بدلا... و انما كانت الدنيا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم; (75) آخرت در نگاه آن ها بسيار بزرگ است, به اندازه اى كه چيزى را با آن عوض نمى كنند... و دنيا نزد آن ها همانند مار گزنده و دشمن بى زبان است. پيروان حقيقى و دوستان واقعى خاندان نبوت عليهم السلام به چيزى جز آخرت نمى انديشند و تمام كردارها و رفتارهاى خود را با نگاه به آخرت مى سنجند. دنيا در نظر مومن وسيله اى است براى رسيدن به هدفى بزرگ كه همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقيقى اهل بيت عليهم السلام از مواهب دنيوى بهره مى برند, اما هرگز زندگى جاودان را با زندگى گذراى دنيا عوض نمى كنند. انس با خدا (انسوا بالله واستوحشوا مما به استإنس المترفون); (76) آن ها با خدا انس گرفته اند و از آن چه كه مال اندوزان به آن انس گرفته اند, در هراسند. مومنان ازنعمت هاى الهى بهره مى برند اما به آن ها وابسته نمى شوند.وابستگى به مال دنيا موجب بندگى انسان دربرابر ماديات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته اند. شيعيان واقعى با ياد خدا آرامش مى يابند نيستند. حضرت صادق(ع) پس ازبرشمردن اين دوويژگى مهم,فرمود:(اولئك اوليأى حقا بهم تكشف كل فتنه وترفع كل بليه);(77) آن ها دوستان حقيقى من هستند. به وسيله آن ها فتنه شكست مى خورد و هرگرفتارىها بر طرف مى شود. سخاوت (يابن جندب! ان شيعتنا يعرفون بخصال شتى: بالسخإ و البذل للاخوان); (78) اى پسر جندب! همانا شيعيان ما به چند خصلت شناخته مى شوند: به سخاوت و بخشش به برادران. خواندن پنجاه ركعت نماز و رعايت وقت نماز (وبإن يصلوا الخمسين ليلا و نهارا... و يحافظون على الزوال); (79) شيعيان ما در شبانه روز پنجاه ركعت نماز مى خوانند و توجه به وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند. ((ابوبصير)) مى گويد: امام صادق(ع)در آخرين لحظه هاى عمرش فرمود: همه اقوام و خويشان مرا خبر كنيد. همين كه همه بستگانش را خبر كرديم و همه در خانه حضرت جمع شدند , حضرت فرمود: شفاعت ما هرگز نصيب كسى كه نماز را سبك مى شمارد نخواهد شد. دورى از پرخاش و داد و فرياد (لايهرون هريرالكلب); (80) شيعيان ما همانند سگ وزوزه نمى كشند. دورى از طمع (ولايطمعون طمع الغراب); (81) شيعيان ما همانند كلاغ طماع و حريص نيستند. دورى از دشمنان (و لايجاورون لنا عدوا و لا يسإلون لنا مبغضاولوماتوا جوعا); (82) شيعيان ما با دشمنان همسايگى نمى كنند و اگر از گرسنگى بميرند, چيزى از آن ها نمى خواهند. دقت در خوراك (شيعتنا لايإكلون الجرى... و لا يشربون مسكرا); (83) شيعيان ما مارماهى نمى خورند.. . و شراب نمى نوشند. شيوه برخورد با گناهكاران 1- گفتن خوبى ها و پرهيز از سخن ناروا (يابن جندب لاتقل فى المذنبين من اهل دعوتكم الا خيرا); (84) اى پسر جندب! به گناهكاران از همكيشان خود جز خوبى و نيكويى چيزى مگو. در برخورد با گناهكاران بايد با سخنان نيكو و گفتن خوبى هاى آنان, اميد مرده در آن ها را زنده كرد و از خشونت, گفتار ناروا و بازگو نمودن لغزش هاى آن ها پرهيز كرد ; زيرا چنين برخوردهايى مجرمان را از پيمودن راه درست نااميد و نسبت به دين و آموزه هاى آن گريزان مى سازد. 2 در خواست توفيق براى گناهكاران (واستكينوا الى الله فى توفيقهم); (85) توفيق آن ها را خاضعانه از خداوند بخواهيد. 3 در خواست توبه براى گناهكاران (ان الله يحب التوابين); خداوند كسانى كه بسيار توبه مى كنند را دوست دارد. (86) توبه روشى است كه امام صادق(ع) براى پاكسازى گناهكار توصيه كرده است: شيعيان واقعى بايد ازخدا بخواهند كه گناهكاران ازكردارناشايست خودپشيمان شوند وبه سوى خدا بازگردند, زيرا خداوند بسيار توبه پذير و بخشنده است; (اناالله هوالتواب الرحيم) (87) دورى جستن از عقايد منحرف خطر بدعت ها, گرايش هاى منحرف و قرأت هاى ناصواب از دين, هميشه متوجه جوامع شيعى بوده است. (يابن جندب! بلغ معاشر شيعتنا و قل لهم: لاتذهبن بكم المذاهب); (88) اى پسر جندب! به شيعيان ما بگو; مبادا را عقايد منحرف, شما را از مذهب خودتان بيرون برد. اساس اسلام آخرين جمله از سفارش هاى امام صادق(ع) به ابن جندب درباره اهميت و ارزش محبت اهل بيت عليهم السلام است. (لكل شيىء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت); (89) هرچيزى را پايه اى است و پايه اسلام, محبت ما, اهل بيت عليهم السلام است. منبع : Tafrihi.com :: Best Site Tafrihi بهترین سایت تفریحی برای جوانان ایرانی
  6. بهار خانم

    آسیب شناسی سخن

    سخن، از دید کمی وکیفی، پیوسته در معرض آفات و آسیب های گوناگونی است که به خاطر تاثیرات منفی بر شخصیت، روان و اعتبار اجتماعی گوینده یا مخاطب، بی ارزش و گاه ضد ارزش می شود و ناپایداری ارتباط کلا می سازنده را نیز، موجب می گردد.آسیب های مهم سخن- براساس آموزه های دینی- عبارت است از: ۱) پرگویی پرحرفی، از آفات مهم سخن، و در مقابل کم گویی و گزیده گویی، از آداب مهم آن به شمار رفته است. برای نمونه، امیر مومنان می فرمایند: «آفت سخن، درازگویی است،... خوشا آن که... زبان را از فزون گویی در کشید» در این باره، مطالب فراوانی در آموزه های دینی مطرح است که به برخی از آنها، اشاره ای می کنیم: یک. معیار«زیاده گویی» آن است که سخن، نه سودی دنیوی داشته باشد و نه پاداشی آخروی، بلکه گفتار بیهوده ای که بیشتر بدون اندیشه بر زبان جاری می شود، همچنین، درازگویی ملا ل آور، حتی در مطالب مفید، که خود، از تاثیر کلا م، سخت می کاهد. بدین سان، نفی پرگویی، به معنای روایی کم گویی بیش از حد نیست، از این روی، در روایات، بر رعایت«میانه روی» در سخن، تاکید می شود. دو. پرحرفی، پیامدهای نا مطلوب فراوانی دارد. در وهله نخست، زیان آن بر روان و دل گوینده است، چرا که زبان، پنجره ای به سوی دل آدمی است و پرگویی، موجب ملا لت و قساوت آن، از سوی دیگر، شخص پرحرف، مرتکب سخنانی گناه آلود می شود و برآیند این دو، سقوط معنوی وی خواهد بود. افزون بر آن، زیاده گویی، پاره ای از عیوب پنهان آدمی را آشکار می سازد و ملا لت و رنجش مخاطبان را در پی دارد. اینگونه است که حتی در سخنان مطلوب و مفید نیز، نباید افراط کرد: با این که سخن به لطف آب است /کم گفتن هر سخن، صواب است آب ارچه همه زلال خیزد /از خوردن پر، ملال خیزد کم گوی و گزیده گوی چون در /تا زاندک تو جهان شود پر ۲) زشت گویی از آسیب های سخن که موجب ناپایداری ارتباط، ایجاد تنفر و کاستن ارزش و اعتبار گوینده می شود، زشت گویی است; امیر مومنان(ع) در نکوهش آن می فرمایند: «از سخن زشت بپرهیز، که فرومایگان را گرد تو آورد و بزرگواران را از تو دور سازد.» نیز «بد گفتن، ]آدمی را[ بی ارزش و برادری را تباه می سازد.» زشت گویی، گاه از جهت محتوا و به خاطر استفاده از کلمات زشت و رکیک، زخم زبان و طعنه و کنایات آزاردهنده و به کارگیری برچسب های تحقیرآمیز است. قرآن کریم، با نکوهش و بازداشتن از سخنان ناروا و دشنام حتی به مخالفان، از به کارگیری نام ها و لقب های زشت نیز آشکارا نهی فرموده است: و به یکدیگر لقب های زشت مدهید، چه ناپسند است که بر کسی پس از ایمان، نام کفر آمیز بگذارد. به ویژه این که برچسب های منفی، پیام ها و برداشت هایی را در پی دارد که با ایجاد هاله ای بر شخصیت فرد، آدمی را از شناخت وی محروم می کند آن سان که دیگر نه با خود وی، که بر برچسب او، روبه رو می گردد و فرایند ارتباط را سخت تحت تاثیر می نهد، چرا که برداشت های منفی، دشمن ارتباط است و گاه زشت گویی از جهت صدا و آهنگ است. صدا، علاوه بر این که به عنوان وسیله ای ارتباطی، در تبادل افکار به کار گرفته می شود، به عنوان پدیده ای زیبایی شناسانه نیز، به آن توجه می شود، و طبعا بی توجهی به آهنگ و حالت های عاطفی صدا و به ویژه داد و فریاد کردن، آفت سخن و سخنوری است. قرآن کریم در بیانی تشبیه گونه، می فرماید: «و صدایت را آهسته ساز، که بدترین آوازها، بانگ خران است». امام صادق(ع)، داد و فریاد هنگام سخن گفتن را، مصداق آن دانسته است. ۳) گناه آلودی زیان، آن سان که عالمان اخلا ق گفته اند بیش از هر عضو دیگری در معرض گناه و آسیب است و آدمی با گفتارش می تواند گناهانی بی شمار و سنگین را مرتکب شود که خود سرچشمه بسیاری از ناشایست ها و جنایات قرار گیرد. از این روی، بر پرهیز از سخنان گناه آلود تاکید بسیار می شود. قرآن کریم چنان که پیشتر اشاره شد مومنان را به گفتار «استوار و درست (سدید) فرا می خواند» سخنی که بسان سدی محکم، مانع امواج گناه و باطل است. نیز امیرمومنان «صواب» گفتن را ویژگی پارسایان می شمارد یعنی بجا و درست گفتن و به دور از خطا و باطل. ۴) نجوا در سخن نجوا در حضور دیگران، از آسیب های سخن و عوامل ناپایداری ارتباط است، چه، این کار موجب بی اعتمادی و سو»ظن دیگران و نشانه بی اعتنایی به آنان و خلاف ادب است. از این روی در آیات و روایات بازداشته شده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید چون با یکدیگر محرمانه گفت وگو می کنید به «قصد» گناه و تعدی و نافرمانی پیامبر با همدیگر محرمانه گفت وگو نکنید، و به نیکوکاری و پرهیزگاری نجوا کنید... چنان نجوایی صرفا از «القائات» شیطان است تا مومنان را اندوهگین سازد. نیز امام صادق «ع» می فرماید: در جمع سه نفره نباید دو نفر از آنان جدای از سومی، به نجوا بپردازند، چرا که این کار موجب اندوه و اذیت وی می گردد. از آیه و حدیث یاد شده برمی آید که نجوا از دو جهت نکوهیده است: نخست از جهت محتوای آن، هرگاه گناه و تعدی و نافرمانی باشد ودوم اینکه نجوا، خود موجب اندوه و آزار دیگران می گردد، بدین سان، اگر گفت وگوی محرمانه، نگرانی و سو»ظنی را برنینگیزد و محتوای آن، توصیه به نیکی ها و تقوا باشد، روا خواهد بود. ۵) نازگویی (سخن دام افکنانه) از دیدگاه آموزه های دینی، ارتباط با جنس مخالف، بر اصل تکبرورزی، فاصله گرفتن و حریم قائل شدن، استوار است و گفت وگو میان زن و مرد نامحرم، تنها به هدف انتقال اطلاعات لازم، در فضایی عادی و توام با حیا و عفت، روا می باشد. قرآن کریم، به همسران پیامبر(ص) و در واقع به تمام زنان مومن دستور می دهد به گونه جدی و متین با نامحرمان سخن گویند، و از به کارگیری تعبیرات یا آهنگ های نرم و تحریک کننده، که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند، بپرهیزند: پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید. روشن است که عمل به این آموزه، گاهی در جهت حفظ عفت و پاکدامنی و بهداشت روانی جامعه می باشد. ۶) تعارض بین گفتار و شخصیت گوینده از آسیب های سخن، تعارض گفتار آدمی با شخصیت و متغیرهای شخصیتی اوست. این حالت، که نشانه ناپاکی یا تزلزل درونی و حتی نماد «نفاق» به شمار می رود، نمودهای گوناگونی دارد که از آن جمله است: الف) تعارض سخن با باورهای درونی گفتار آدمی بایستی برایند باورها، آرمان ها و گرایش های درونی او باشد و از سر اعتقاد و ژرفای دل بر زبان جاری گردد و از دوگانگی درون و برون، پرهیز شود. قرآن کریم، با نکوهش از آنان که گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فریبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش های آنان است، می فرماید: و از مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وامی دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه می گیرد، در حالی که خود، سخت ترین دشمنان است». در جای دیگر، این شیوه را به صراحت، کار«منافقان» می داند: تا ]خداوند[ کسانی را که دورویی نمودند، معلوم بدارد...]آنان که[ به زبان خویش چیزی می گفتند که در دلهایشان نبود». ب) دورویی در سخن عادت برخی آن است که در گفت وگو با افراد مختلف، شخصیت های متفاوت و گاه متضادی از خود بروز می دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهی، با زیر پا نهادن حقیقت، به گونه ای سخن می گویند تا رضایت آنان را به دست آورند و به منافع خویش برسند. از این روی، در حضور افراد به گونه ای سخن می گویند و پشت سر آنان به گونه ای دیگر این کار، که گونه ای نفاق و عامل سلب اعتماد عمومی است، در آیات و روایات، سخت نکوهش شده است. از جمله، امام باقر علیه السلا م می فرماید: بد بنده ای است بنده دو شخصیتی و دو زبانی که در حضور برادرش، وی را می ستاید و در نهان، از او بدگویی می کنند ج) نا همگونی سخن یا سطح دانش گفتن مطالبی که آدمی، آگاهی کافی از آنها ندارد، و نیز اظهار سخنانی که سطح دانش او را فراتر از آن چه هست می نمایاند، از آسیب های گفت و گو ست که اولی، عامل نشر شایعات، و دومی نشانه خود برتربینی و فخر فروشی است از این روی، امیر مومنان علیه السلا م می فرمایند: «نه تنها آن چه را نمی دانی، مگو، بلکه هر آن چه را می دانی نیز، بر زبان جاری مکن». د) تعارض گفتار با رفتار نا همگونی سخن با عمل، از عوامل مهم بی اعتمادی، کاهش یا سلب تاثیر گذاری سخن، و در نتیجه ناپایداری روابط کلا می است زشتی این کار و پیامدهای منفی آن، از آیات ذیل، به روشنی نمایان است: ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزی را بگویید که انجام نمی دهید. بدین سان، گفتار خالی از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روی ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پی دارد، چرا که در هر حال، آثار منفی خود را بر جای می نهد.
×
×
  • اضافه کردن...