رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'سیره'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. پرهيز از اسراف در سیره امام رضا ( ع ) اسراف، سرگراني با خداوند و نعمتهاي اوست. آنكه در به دست آوردن حتي لقمهاي نان، «ابر و باد و مه و خورشيد و فلك» و دهها عامل پيدا و پنهان ديگر را مؤثر ميداند، هرگز اسراف نميكند. در حقيقت، اسراف، پشت پا زدن، بيتوجهي و بيحرمتي به همه عوامل ياد شده است. هرگز شكوفايي و رونق اقتصادي، با اسراف و هدر دادن بيهوده اموال امكانپذير نيست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادي نخواهد رسيد. ازاينرو، اسراف، آفت كار نيز به شمار ميآيد، زيرا آنكه هم كار ميكند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقي كه ته ندارد، پول ميريزد و بديهي است ثروتي براي او اندوخته نخواهد شد و پيشرفتي نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلي فقر و تهيدستي نيز به شمار ميرود. از ديدگاه عرفاني، نعمتهاي پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بيتوجهي فرد را به خود حس كنند، رخت بر ميبندند و فرد را از نعمتها محروم ميكنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببينند، نه تنها مهمان سفره زندگي او خواهند شد، بلكه نعمتهاي ديگر را نيز به سوي خويش فراميخوانند. در نتيجه، نعمتي بر نعمت شخص افزوده ميشود. با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازي اموال را پديدهاي ناپسند ميداند، دوستان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك بازميدارد و ميفرمايد: «اِنَّ اللهَ يُبْغِضُ ... اِضاعَةَ الْمالِ؛ خداوند، تباهسازي اموال را دشمن ميدارد.»1 «گفتني است تباه كردن اموال و تضييع آنها كه در اين روايت آمده، مفهوم گستردهاي دارد و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل ميگردد. تباهي و تضييع، ممكن است بر اثر علتهايي چند پديد آيد كه از جمله آنها عبارتند از: اسرافكاري و مصرف بيش از اندازه، بياطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريتهاي مالي، كوتاهي و سهلانگاري در بهكارگيري اموال و مانند آنها كه موجب ميشوند تا سرمايه زندگي تباه شود و موجب فقر و تهيدستي گردد و حتي سير و حركت معنوي انسان نيز دستخوش تزلزل شود. با توجه به كليت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامهريزي درست و حساب شدهاي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گيرد، اموال، تباه خواهد شد.»2 ازاينرو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: «مِنَ الْفَسادِ قَطْعُ الدّرهم و الدينار وَ طَرْحُ النَّوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دور افكندن هسته خرما (كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود)، از جمله كارهاي فاسد و نادرست است».3 پی نوشت : 1. تحفالعقول، ص 804 . 2. معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 143 و 144. 3. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 167.
  2. عید غدیر در سیره اهل بیت علیهم السلام [align=justify]● آیین عید غدیر و ائمه[علیهم السلام] سابقه«غدیر»و«عید گرفتن»این روز مقدس، به زمان پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)می‏رسد.در دوران ائمهدیگر نیز این سنت دینی ادامه داشته و امینان وحی الهی، همچون امام صادق(علیه السلام)و امام رضا(علیه السلام)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامی و زنده نگه می‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(علیه السلام)احیاگر این عید بود. رمز عید بودن«غدیر»نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت بود. به فرمان پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)مسلمانان مامور شدند« ولایت»را به صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهی شادمانی كرد و فرمود: الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالمین. آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودی پروردگار از این واقعه و این تعیین وصی دانسته، رمز دیگری از عید بودن غدیرخم است. فرخندگی این روز و عظمت این مراسم و عید بودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته را حتی «طارق بن شهاب» مسیحی كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت، فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه "الیوم اكملت لكم دینكم..."(مائده / ۳)در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید می‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنی گفت كه به نوعی پذیرش حرف او بود. (۱). ● عید گرفتن غدیر غدیر، تنها نه به عنوان« روزی تاریخی»،بلكه به عنوان یك«عید اسلامی»مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنت های خاصی را می‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانی پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینی، آن را بزرگ داشت و بر شكوه آن افزود، تا ارزش های نهفته در این روز عظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین علیهم السلام احیا گردد. همه این ویژگی ها برای این روز بزرگ، موقعیتی والا و ارزشمند پدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه هدی و مومنانی كه پیرو آنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عید گرفتن»این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتی كه می‏فرماید: روزغدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزی است كه خدای متعال مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمی هدایتگر برای امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله او راهنمایی شوند، و آن، روزی است كه خداوند در آن روز، دین را كامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام را به عنوان دین، برایشان پسندید. كلام دیگر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)كه فرموده بود:« به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.»(۲)نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر در كلام حضرت رسول است. خود امیرالمومنین(علیه السلام)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت و در سالی كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه عید فرمود: خداوند متعال برای شما مومنان، امروز دو عید بزرگ و شكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هر كدام به دیگری است، تا نیكی واحسان خویش را درباره شما كامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله رو كسانی قرار دهد كه با نور هدایتش روشنایی گرفته‏اند و شما را به راه نیكوی خویش ببرد و به نحو كامل از شما پذیرایی كند. پس جمعه را محل گردهمایی شما قرار داده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگی های جمعه تا جمعه را بشوید، نیز برای یادآوری مومنان و بیان خشیت تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشی چند برابر پاداش های مطیعان در روزهای دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبرداری از امر الهی و پرهیز از نهی او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پذیرفته نیست و دین، جز با قبول ولایت به امر الهی قبول نمی‏شود و اسباب طاعت خدا جز با چنگ زدن به دستگیره‏های خدا و اهل ولایت، سامان نمی‏پذیرد. خداوند در روز غدیر، بر پیامبرش چیزی نازل كرد كه بیانگر اراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد و حفاظت او را عهده دار باشد... . تا آنجا كه فرمود: رحمت خدا برشما باد! پس از پایان این تجمع، به خانه‏هایتان برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهید و به برادران خود نیكی كنید و خداوند را بر نعمتی كه ارزانی‏تان كرده، سپاس گویید. با هم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به یكدیگر نیكی كنید، تا خداوند هم، الفت شما را پایدار كند، از نعمت الهی به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند بر شما منت نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهای گذشته و آینده قرار داده است. نیكی در این روز، ثروت را می‏افزاید و عمر را طولانی می‏كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز، موجب رحمت و لطف خدا می‏شود. تا می‏توانید، در این روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقات ها ابراز شادمانی و سرور كنید...»(۳). ● آیین عید غدیر و ائمه[علیهم السلام] ائمه اهل ‏بیت علیهم السلام، این روز را شناخته و شناسانده و آن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عید گرفتن آن دستور دادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكاری در آن را بیان كردند. فرات بن احنف می‏گوید: به امام صادق(علیه السلام)عرض كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان عیدی برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آری! با فضیلت ترین، بزرگترین و شریف ترین روز عید نزد خداوند، روزی است كه خدا دین را در آن كامل ساخت و بر پیامبرش محمد(صلی الله علیه و آله و سلم )این آیه را نازل فرمود: " الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا" گفتم: آن كدام روز بود؟ فرمود: هر گاه یكی از پیامبران بنی‏اسرائیل می‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام می‏داد، آن روز را عید قرار می‏دادند. آن روز، روزی است كه پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه السلام)را به عنوان هادی امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت و نعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب می‏افتد، گاهی شنبه است، گاهی یك شنبه، گاهی دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كاری سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و شكر و حمد خداوند و شادمانی است، به خاطر منتی كه خدا بر شما نهاد و ولایت ما را قرار داد . دوست دارم كه آن روز را روزه بگیرید. (۴). حسن بن راشد از امام صادق(علیه السلام)روایت می‏كندكه: به آن حضرت عرض كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدی است؟ فرمود: آری ای حسن! بزرگتر و شریف ‏تر از آن دو. پرسیدم: چه روزی است؟ فرمود: روزی كه امیرالمومنین(علیه السلام)به عنوان نشانه راهنما برای مردم منصوب شد. گفتم: فدای شما! در آن روز چه كاری سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود : روزه می‏گیری و بر پیامبر و دودمانش درود می‏فرستی و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به درگاه خدا تبری می‏جویی. همانا پیامبران الهی به اوصیاء خویش دستور می‏دادند روزی را كه جانشین تعیین شده،«عید»بگیرند. پرسیدم: پاداش كسی كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابر با روزه شصت ماه است. (۵). عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت صادق(علیه السلام)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدی دارند؟ فرمود: آری، عیدی محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود : روزی كه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمومنین(علیه السلام)را به امامت منصوب كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» . عرض كردم: آن روز، چه روزی است؟ فرمود: به روزش چه كارداری؟ سال در گردش است، ولی آن روز، هیجدهم ذی‏ حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كاری انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یاد كردن محمد و آل محمد، خداوند را یاد می‏كنید . همانا پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)توصیه فرمود كه مردم این روز را عید بگیرند. پیامبران همه چنین می‏كردند و به جانشینان خود وصیت می‏كردند كه روز تعیین جانشین را عید بگیرند. (۶) امام صادق(علیه السلام)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند می‏دانست و آن را«عید بزرگ خدا»می‏شمرد. در« خصال»صدوق از مفضل بن عمر روایت شده كه: به حضرت صادق(علیه السلام)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را می‏دانم. فرمود: برتر از آنها روز هیجدهم ذی‏ حجه است. روزی كه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)،(دست)حضرت امیر(علیه السلام)را بلند كرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسیدم: در این روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آن كه هر لحظه باید خدا را شكر كرد، ولی در این روز، به شكرانه نعمت الهی باید روزه گرفت. انبیای دیگر نیز این گونه به اوصیای خود سفارش می‏كردند كه روز معرفی وصی را روزه بدارند و عید بگیرند . در حدیث دیگری در«مصباح شیخ طوسی»(۷)امام صادق(علیه السلام)آن روز را روزی عظیم و مورد احترام معرفی كرده است كه خداوند حرمت آن را بر مومنان گرامی داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت را بر آنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانی و سرور و روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماه های حرام( محرم، رجب، ذی قعده و ذی حجه)است. در حدیثی دیگر است كه، حضرت صادق(علیه السلام)در حضور جمعی از هواداران و شیعیانش فرمود: آیا روزی را كه خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را برای ما و دوستان و شیعیانمان عید قرار داد، می‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول و فرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هر چند این دو روز، بسیار مهم و بزرگند، اما روز« فروغ دین»از اینها برتر است، یعنی روز هیجدهم ذی حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسی در سال ۲۵۹( در حالی كه خودش ۹۰ سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(علیه السلام)را در روز غدیر ملاقات كردم، در حالی كه در محضر او جمعی از یاران خاص وی بودند و امام(علیه السلام)آنان را برای افطار نگاه داشته بود و به خانه‏های آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتی كفش و انگشتر فرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود و پیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد می‏فرمود. محمدبن علاء همدانی و یحیی بن جریح بغدادی می‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمی - از اصحاب امام عسكری علیه السلام - در شهر قم به در خانه‏اش رفته، در زدیم. دختركی آمد. از او درباره احمد بن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروز عید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عید قربان، فطر، غدیر و جمعه. (۸). این نیز نشان دهنده سیره عملی بزرگان شیعه، نسبت به این روز فرخنده است. امید است كه جامعه شیعی، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت و رهبری، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین استوار شیعه، دین خویش را نسبت به بنیادهای اعتقادی ادا كنند. پی‏نوشت ها: ۱) به نقل از علامه امینی در جلد ۳ الغدیر. ۲) شرف المصطفی . ۳) مصباح المتهجد، ص ۵۲۴ . ۴) تفسیر فرات بن ابراهیم كوفی، در سوره مائده . ۵) كافی، ج ۱، ص ۳۰۳ . ۶) همان، ص ۲۰۴. ۷) همان، ص ۵۱۳ . ۸) الغدیر، ج ۳، به نقل از مختصر بصائر الدرجات . [/align] مجمع جهانی شیعه شناس
  3. [align=justify] سیره عملی امام باقر علیه السلام عبادت هميشه به ياد خدا بود، در همه حال نام خدا بر لب داشت، نماز زيادمى‏خواند و چون سر از سجده بر مى‏داشت. سجده گاهش از اشك چشمش‏تر شده بود. امام صادق فرمود:پدرم در مناجات شبانه‏اش مى‏گفت:«خدايا، فرمانم دادى نبردم،نهيم كردى، اطاعت نكردم، اكنون بنده‏ات، نزد تو آمده و عذرى ندارم‏». آنگاه كه به سفر حج مى‏رفت، چون به حرم مى‏رسيد، غسل مى‏كرد، كفشهايش را در دست‏مى‏گرفت و مسافتى را پياده مى‏رفت. و چون وارد مسجد الحرام مى‏شد به كعبه نگاه‏مى‏كرد و با صداى بلند مى‏گريست، غلامش افلح مى‏گويد:با امام باقر حج گزاردم، چون‏وارد مسجدالحرام شد، به «بيت‏» نگاه كرد و گريست تا آنكه صدايش بلند شد،گفتم: «فدايت‏شوم، مردم به شما نگاه مى‏كنند، آهسته‏تر گريه كنيد»،فرمود:«واى بر تو اى افلح، چرا گريه نكنم، شايد خداوند از رحمت‏به من نگاه‏كند، و فرداى قيامت‏بدين سبب، نزدش رستگار شوم‏». حتى در شب وفاتش، مناجات‏شبانه‏اش را ترك نكرد. چون غمگين مى‏شد، زنان و كودكان را جمع مى‏كرد، او دعامى‏كرد و آنها آمين مى‏گفتند. مهابت و شجاعت علم و تقوايش، زهد و پارسايى‏اش،چنان عظمت، جلالت و ابهتى به وى داده بود كه كسى نمى‏توانست او را سير نگاه كند. و دانشمندان بزرگ از جمله‏«حكم بن عتيبه‏» با همه عظمت و بزرگى‏اش، در نزد او،كودكى دانش‏آموز مى‏نمود، يكى از همراهان هشام بن عبدالملك خليفه اموى، به هنگام‏حج، چون توجه و احترام مردم به آن حضرت را ديد، تصميم گرفت‏با طرح سوالى او راشرمنده كند، و چون به نزد آن گرامى رسيد و چشمش به او افتاد، تنش لرزيد، رنگش‏پريد و زبانش بند آمد. يا آنكه در ميان مردم چون يكى از آنها بود، و ازمتواضع‏ترين مردم به شمار مى‏آمد، ولى در مقابل ستمكاران، شجاعانه مى‏ايستاد و ازحق و حقيقت دفاع مى‏كرد. آنگاه كه خليفه اموى هشام بن عبدالملك، آن حضرت را به‏دمشق احضار كرده بود، در مجلسى كه تمام سران اموى گرد آمده بودند ابتدا هشام وسپس ديگر بزرگان بنى‏اميه آن حضرت را سرزنش كردند. مردانه به پاخاست و از اسلام و اهل بيت پيامبر دفاع كرد، چنانكه هشام از سخن‏آن حضرت، كه امويان را غاصب حقوق اهل بيت معرفى مى‏كرد، به اندازه‏اى خشمگين شدكه فرمان داد امام را زندانى كنند. در مجلسى ديگر در نزد هشام در حالى كه دركنار او و بر تخت وى نشسته بود، در پاسخ هشام، حقانيت‏خانواده خود را اثبات‏كرد، هشام از پاسخ امام چنان به خشم آمد، كه صورتش سرخ شد و چشمانش برگشت. رفتار با ياران و ديگر مردم آن بزرگوار، يارانش را به همدردى و برادرى و نيزيارى مسلمانان سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود: «دوست داشتنى‏ترين كارها نزد خدا اين‏است كه مسلمانى، شكم مسلمانى را سير كند، غمش را بزدايد و دينش را ادا كند». با همه مهربان بود. حتى با كسانى كه نسبت‏به او رفتار بدى داشتند، از بد كاران‏در مى‏گذشت، اگر نيمه شب مهمانى مى‏رسيد با مهربانى در برويش باز مى‏كرد و در بازكردن بار و بنه‏اش به او كمك مى‏كرد، در تشييع جنازه مردم عادى شركت مى‏كرد،لغزشهاى ياران را ناديده مى‏گرفت و مى‏فرمود:«اصلاح امور زندگى و روش برخورد بامردم چون پيمانه پرى است كه دو سوم آن زيركى و يك سوم آن گذشت است‏». از تحقير مسلمانان نهى مى‏كرد و به غلامان و كنيزانش مى‏فرمود: «گدايان را گدانناميد و آنها را با اين نام نخوانيد، بلكه آنان را به بهترين نامهايشان صدابزنيد». در امر اصلاح جامعه و جلوگيرى از فساد و تنبيه بدكاران، تلاش مى‏كرد آنگاه كه‏از دزدى افرادى آگاه شد، به غلامانش دستور داد. آنها را گرفتند و به والى مدينه‏تحويل دادند و اموال دزديده شده را خود به صاحبان آنها برگرداند. ياران و همراهان را غذا مى‏داد و چون كمى از آنان فاصله مى‏گرفت در برخورد مجددبا آنان چنان احوال پرسى مى‏كرد كه گويا مدتها است آنها را نديده است. آراستگى ظاهر موى سرش تميز و مرتب بود و مى‏فرمود:«هركس موى نگه مى‏دارد، آنرامرتب كند و فرق بگذارد» و به دو طرف سرشانه كند، ريش خود را كوتاه مى‏كرد و خطمى‏گرفت و موهاى دو طرف صورت و زير چانه‏اش را مى‏سترد، حجامت مى‏كرد. دستها وناخنهايش را حنا مى‏گرفت. دندانهايش را كه سست‏شده بود، با طلا محكم كرده بودانگشترى در دست مى‏كرد، نقش انگشترى‏اش «العزه لله‏» بود. غذا خوردن غذا را با «بسم الله‏» آغاز و با «الحمد لله‏» ختم مى‏كرد، و آنچه‏را در اطراف سفره ريخته بود، اگر در خانه بود، بر مى‏داشت و اگر در بيابان بودبراى پرندگان وا مى‏نهاد. ميهمانى دادن غذا دادن به مومنين بويژه شيعيان را بسيار مهم مى‏شمرد و به‏ياران خود سفارش مى‏كرد، كه دوستان و هم كيشان خود را ميهمان كنند و غذا بدهندمى‏فرمود:«كمك به خانواده يك مسلمان و سير كردن شكمشان و بى‏نياز كردن آنها ازمردم، برايم از هفتاد حج‏بهتر است‏» به سير كردن شكم خيلى اهميت مى‏داد. و سيركردن يك نفر نزد وى از آزاد كردن يك بنده بهتر بود. خانه‏اش منزلگاه شيعيان، مسلمانان، غريبان و رهگذران بود، ميهمان زياد به خانه‏مى‏برد. به ميهمانان غذاى لذيذ مى‏داد، اجازه نمى‏داد ميهمانش كارى انجام دهد. تجارت و كار يارانش را به كار و كسب تشويق مى‏كرد، از شغل آنها مى‏پرسيد. اگربيكار بودند، سفارش اءكيد مى‏كرد كه به كارى مشغول شوند و مى‏فرمود:«من كسى راكه كار و كاسبى را رها كرده و به پشت‏بخوابد و بگويد; خدايا روزيم ده، دشمن‏دارم‏» به يكى از يارانش كه بيكار بود فرمود:«مغازه‏اى بگير، جلويش را جاروب‏كن و آب بپاش، بساطى در آن بگستر، چون چنين كنى وظيفه‏ات را انجام داده‏اى!» به‏يارانش سفارش مى‏كرد كه اگر آب يا زمينى را مى‏فروشند حتما با پول آن آب و زمين‏بخرند. آن گرامى تنها سفارش به كار نمى‏كرد، بلكه خود نيز به باغ و مزرعه خويش‏مى‏رفت و حتى در هواى گرم تابستان، عرق ريزان كار مى‏كرد. آن حضرت‏مى‏فرمود:«دنيا چه ياور خوبى براى طلب آخرت است‏» و غلامان خويش را به كارى وامى‏داشت‏بر آنها سخت نمى‏گرفت و آنها را در انجام كار آزاد مى‏گذاشت، اگر كارشان‏سنگين و مشكل بود خود نيز به آنها كمك مى‏كرد و مى‏فرمود:«هرگاه غلامان خود رابه كار مى‏گيريد، و كار بر آنان سخت است‏خودتان نيز با آنان كار كنيد». سخاوت و بخشش امام باقر(ع) با آنكه درآمدش كم، خرجش بسيار و عيال وار بود، درعين حال بخشندگى‏اش بين خاص و عام آشكار و بزرگوارى‏اش - مشهور، و فضل و نيكى‏اش‏معروف بود، افراد زيادى به اميد بهره‏مندى از جود و كرمش به سويش مى‏شتافتند وهيچ يك نااميد بر نمى‏گشتند. هركس به خانه‏اش وارد مى‏شد، از آنجا بيرون نمى‏رفت،مگر آنكه غذايش مى‏داد، لباس نيكويش مى‏پوشاند و مبلغى پول به او مى‏بخشيد بخشش‏او به حدى بود كه مورد اعتراض نزديكان قرار گرفت. آن حضرت ياور بيچارگان، ياردرماندگان و دستگير در راه ماندگان بود. هرگاه شيعيانش از شهرهاى ديگر به ديدارش مى‏رفتند. زاد و توشه راه، لباس وجايزه‏شان مى‏داد، و مى‏فرمود:«پيش از آنكه ملاقاتم كنيد اينها برايتان آماده شده‏بود». جايزه‏هايش بين پانصد تا هزار درهم بود. هم خود مى‏بخشيد و هم به ياران وخويشانش سفارش مى‏كرد كه بخشنده باشند، در يك روز هشت هزار دينار به مستمندان‏مدينه بخشيد و خانواده‏اى را كه يازده نفر بودند و همه غلام و كنيز بودند آزادكرد. به سبب بخششهايش نيازمندان زيادى به منزلش مراجعه مى‏كردند و آن حضرت به‏غلامان و كنيزانش سفارش مى‏كرد كه آنها را تحقير نكنند و گدا ننامند بلكه آنان‏را به بهترين نامهايشان صدا بزنند. هر روز جمعه يك دينار صدقه مى‏داد ومى‏فرمود: «نيك و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى‏شود» و نيز مى‏فرمود:«نيكى،فقر را مى‏زدايد و بر عمر مى‏افزايد و از مرگ بد پيشگيرى مى‏كند». پيوسته يارانش‏را به همدرى و دستگيرى يكديگر سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود«چه بد برادرى است،برادرى كه چون غنى باشى همراهت‏باشد و چون فقير شوى تو را تنها بگذارد». ومى‏فرمود: «برادرى آنگاه كامل است كه يكى از شما دست در جيب رفيقش كند و هرچه مى‏خواهد برگيرد». ماهنامه كوثر شماره 19 [/align]
×
×
  • اضافه کردن...