رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'شهادت'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. قرآن می فرماید: ”هر نفسی مرگ را می چشد”. [1]طبق این آیه که بیان کننده سنت الهی در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. ------------------------------------------------------------------------------------------------------ اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دستهای روایات استفاده میشود که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا میرود. روایات زیر از آن جملهاند: 1- ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل میکند: مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است … او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل میکند، پس هفت سال درنگ میکند و آن گاه از دنیا میرود و مسلمانان بر او نماز میگزارند.[2] 2-در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: ”ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیهِم”‏[3]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره میکنیم، از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است: [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاهخودهای زرینی که دو رو دارد بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم می رسانند: این حسین است که خارج شده است، تا آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان حسین (ع) است در دلهای شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا میرسد و کسی که آن جناب را غسل میدهد و کفن و حنوط میکند و به خاک میسپارد همان حسین [بن علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نمی شود.[4] 3- در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است میفرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع) خروج میکند … حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به پیش میآید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی میکنند، آن گونه که به همراهی موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار میکند. پس حسین (ع) نخستین کسی است که عهدهدار غسل و کفن و حنوط آن حضرت میشود و ایشان را در قبر خود قرار میدهد.[5] از دسته ای دیگری از روایات استفاده میشود که آن حضرت به شهادت خواهند رسید: 1- از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: ”به خدا سوگند، پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده تن امام از فرزندان علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته میشود”.[6] 2- امام صادق (ع) نیز در این باره میفرماید: ”به خدا قسم هیچ یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت میرسد.[7] 3- از امام رضا (ع) نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[8] با توجه به این دو دسته روایات اظهار نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات اماممهدی (ع) مشکل به نظر میرسد. اما با توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان روایات دسته اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دسته اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن. پس با فرض این که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: ”هنگامی که هفتاد سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او میآید. زنی از «بنی تمیم» به نام «سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب میکند و او را میکشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسین (ع) عهدهدار به خاک سپاری او میشود. [9] شهید سید محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[10] ازجمله مینویسد: این متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی معصومان نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمیدانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمیآید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد، تبدیل به روایت مرسلی میشود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از ذهن است به گونهای که نمیتوان با آنها چیزی را ثابت کرد.[11] پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند علامه مجلسی قائل به تواتر[12] این روایات شده اند.[13] پی نوشت ها : [1]. آل عمران، 185 [2]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 104، ح 39 [3]. اسراء، 6 [4]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 250، همچنین ر. ک: بحارالانوار، ج 53، ص 94، ح 103 [5]. بحارالانوار، ج 53، ص 103، ح 130 [6]. بحارالانوار، ج 27، ص 217، ح 19 [7]. همان، ص 209، ح 7 [8]. همان، ص 214، ح 16 [9]. یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، ج 2، ص 167 [10]. صدر، سید محمد محمد صادق، تاریخ ما بعد از ظهور، ص 881 – 883 [11]. برگرفته ازماهنامه موعود شماره 83 [12]. در علم حدیث روایات به سه قسم تقسیم می شود: الف. حدیث متواتر: روایتی که عده زیادی آن را روایت کرده اند به گونه ای که از گفتار آنها برای ما یقین حاصل می شود که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. ب. روایت مستفیض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نیست، ولی اعتبارش از خبر واحد بیشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمی آن را روایت کرده اند و از لحاظ ارزش روایی پایین تر از دو قسم پیشین است. [13]. بحارالانوار، ج 23، ص 359 بخش مهدویت تبیان
  2. irsalam

    به شهادت رسیدن رجایی و باهنر

    به شهادت رسیدن رجایی و باهنر [align=justify]روز هشتم شهریور ۱۳۶۰ هجری شمسی محمد علی رجایی رئیس جمهوری اسلامی ایران همراه با محمد جواد باهنر نخستوزیر، بر اثر انفجار بمبی كه در ساختمان نخستوزیری كارگذارده شده بود، به شهادت رسیدند. این حادثه از جمله حوادث تروریستی سال ۱۳۶۰ بود كه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) علیه مردم و مسئولان كشور مرتكب شدند. حادثه هشتم شهریور دو ماه پس از حادثه هفتم تیر كه در آن دكتر سید محمد حسین بهشتی رئیس دیوانعالی كشور همراه با ۷۲ نفر از مسئولان خدمتگزار جمهوری اسلامی ایران در دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید به وقوع پیوست. شهید رجائی هنگام مرگ ۴۸ سال سن داشت. او پس از پیروزی انقلاب ابتدا سمت وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشت و سپس در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی شد. در ۱۸ شهریور ۱۳۵۹ به نخستوزیری و پس از عزل بنیصدر از مقام ریاست جمهوری در انتخابات دوم مرداد ۱۳۶۰با كسب بیش از ۱۳ میلیون رأی مردم به عنوان دومین رئیس جمهوری كشورمان انتخاب شد. مرحوم باهنر نیز هنگام شهادت ۴۸ سال داشت. او پس از پیروزی انقلاب مسئولیتهائی از جمله عضویت در شورای انقلاب، نمایندگی مردم كرمان در مجلس خبرگان، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، وزارت آموزش و پرورش (در كابینه شهید رجائی) و دبیر كلی حزب جمهوری اسلامی (پس از شهادت دكتر بهشتی) را داشته است. او پس از انتخاب شهید رجائی به ریاست جمهوری، از سوی وی به نخستوزیری جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد. حادثه هشتم شهریور، یك ماه پس از فرار مشترك بنیصدر و رجوی سركرده سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از ایران صورت گرفت. [/align]
  3. شهادت حضرت علی علیه السلام پدید آورنده : سمیه سوری ، صفحه 157 امید هر محروم ای علی! ای شهید شیوه عدل، ای علی، ای امید هر محروم. سرتاسر زندگانی ات یک «فریاد» بود و تمام سخنانت یک «پیام» و تمام گریه ها و مناجات هایت یک «عشق» را می نمایاند و تمام شمشیرزدن ها و جهادها و حماسه آفرینی هایت در پاسداری از یک «حقیقت والا» بود. از آن روزی که در شبه قاره مستطیل شکل عربستان به کانون وحی آیینی خدا ایمان آوردی و تلاش هایت را در «طول» خدا و ایمان و «عرض» پهنه دعوت مکّی و جهاد مدنی متمرکز ساختی، «محیط» جهل و کفر و شرارت را، به «مساحت» علم و ایمان و تقوا و خیر مبدّل ساختی و به تنهایی در پیرامون محمد صلی الله علیه و آله امتی به پا ایستاده بودی، هم چنان که ابراهیم، آن تبرزن توحید و شرک ستیز نستوه، به تنهایی امتی بود، قائم و قانت عصاره گل های رعن اشک های مهتاب بر دامان پیراهن اندیشه ام فرو می چکد و بر دلم ستاره های سرخِ زخم می نشینند. مویه باد، موهای احساسم را پریشان می کند و ضجّه ذرّه ذرّه های جهان، بر دهان جانم زهر فراق می نشاند. زمین می لرزد و قصه ای از غصّه تلخ حادثه را بر زبان دارد. مردی نشسته است اکنون، بر بستری از خون! مردی که وقتی خدا می خواست اندکی در زمین تجلّی کند، او را آفرید و به آسمانیان داد. مردی در میان احمد و اَحَد! مردی که از ردایش، عطر ایمان می بارید. نگاهش تصویر درشت عدالت بود، عشق با او حمایت می شد. صلابت از او نام می گرفت. سپید قامتی که در پیراهنش قیامت بر پا بود. ای مولای به خون خفته! دل های ما را بیدار کن. جام گوارای ولایت را از ما دریغ مدار. باغستان دیده ها و سینه های ما، از طراوت گلِ یاد و نام تو معطّر است. پس در سوگ خویش، دستی به تسلّا بر سر دل های ما بکش. گذری کوتاه بر زندگی حضرت علی علیه السلام نام مبارکش علی، کنیه اش ابوالحسن و لقب مشهورش امیرالمؤمنین و مرتضی بود. روز جمعه، سیزدهم ماه رجب، سی سال پس از عام الفیل در خانه خدا، کعبه به دنیا آمد. پدرش ابوطالب عموی پیامبر و مادرش فاطمه بنت اسد بود. علی از کودکی در دامان پیامبر اسلام نشو و نما کرد و ده ساله بود که به ایشان ایمان آورد. او بعد از بعثت پیامبر، سیزده سال با آن حضرت در مکه و پس از جریان هجرت، ده سال با آن بزرگ وار در مدینه بود. ایشان بعد از رحلت پیامبر سی سال زندگی کرد. سرانجام در سال چهلم هجری که مطابق با سال 661 میلادی بود، در 63 سالگی به وسیله یکی از خوارج به نام «عَبدُالرحمنِ بنِ مُلْجَم» با شمشیری زهرآگین در حال نماز مجروح شد و دو روز بعد در اثر همان زخم روح مقدسش به آسمان ها پر کشید. شخصیتی اعجاب برانگیز هنگامی که به علی علیه السلام می نگریم، به نحو اعجاب برانگیزی تمام صفات عالی و ممتاز انسانی را در این وجود مبارک جمع می بینیم. این وضعیت از سخنان و نوشته های گران سنگ علی علیه السلام نیز کاملاً هویداست؛ چرا که سخنْ نماینده شخصیت گوینده آن است. شخصیت علی علیه السلام آمیزه ای از والاترین رُتبه از عدالت، عشق و محبّت به خدا و مردم، صبر و حلم، مروّت، جنگ آوری و سلحشوری، علم سرشار، مدیریت و ده ها صفات دیگر است که این ترکیب شخصیتی، بسیار فراتر از ظرفیت انسان های معمولی است. از ضربت تا شهادت در بیان مقام معظّم رهبری مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، درباره وقایع روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری فرموده اند: «امروز، روز نوزدهم ماه مبارک رمضان است.... پیش از صبحْ آن بزرگوار برای اقامه نماز به مسجد رفته، مردم را از خواب بیدار کرده، صدای آن بزرگ وار را باز هم شنیده اند که مشغول خواندن نافله شده است ... بعد هم وقتی حضرت به رکوع یا سجده رفته تیغ آن اَشْقَی الاَشْقِیا فرق مبارک علی بن ابی طالب را شکافته است. امیرالمؤمنین را به خانه آوردند و تمام شهر ناگهان اطلاع پیدا کردند.... مردم این یکی، دو روز را در حال انتظار و نگرانی و التهاب و ناراحتی گذرانیدند. بعضی به دیدن آن حضرت رفتند، بعضی هم اطراف خانه آن حضرت جمع شدند. نقل شده است که یتیمان و کسانی که مورد عیادت و مراقبت آن بزرگ وار بودند، درِ خانه آن بزرگ وار جمع شدند...؛ که ناگهان خبر شهادت آن بزرگ وار در کوفه پیچید و همه اطلاع پیدا کردند که علی از دستشان رفته است». انسان کامل شهید مطهری رحمهم الله درباره ساعات آخر عمر حضرت علی علیه السلام می فرماید: شگفت انگیزترین دوره های زندگی علی علیه السلام در حدود 45ساعت؛ یعنی فاصله ضربت خوردن تا وفات می باشد. انسان کامل بودن علی علیه السلام این جا ظاهر می شود؛ یعنی در لحظاتی که مواجه با مرگ شده است. شگفتی های علی علیه السلام و معجزه های انسانی او در این جا ظاهر می شود. علی علیه السلام در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخیم تر می شود و سموم روی بدن مقدس علی علیه السلام بیش تر اثر می گذارد، اصحاب ناراحتند، گریه می کنند، ناله می کنند؛ ولی می بینند لب های علی خندان و شکفته است و می فرماید: «شهادت در راه خدا، همیشه آرزوی من بوده و برای من چه چیز از این بهتر که در در حال عبادت شهید شوم». پر حرارت ترین سخنان علی علیه السلام آن هایی است که در همین 45 ساعت از ایشان صادر شده است. علی علیه السلام از دیدگاه ابن ابی حدید ابن ابی حدید، شارح بزرگ نهج البلاغه و از متفکران برجسته جهان اسلام می نویسد: «امتیازات علی علیه السلام از لحاظ عظمت و جلال و شهرت در آن حدّ اعلاست که شرح کردن و بحث و تفصیل دادن آن ها ناروا و بیهوده است... من چه بگویم در حق مردی که دشمنانش نتوانستند عظمت ها و فضایل او را منکر شوند و همه آنان به برتری شخصیت او اعتراف کردند...؟ من چه بگویم درباره مردی که همه فضیلت ها به او منتهی می شود و هر مکتب و هر گروهی خود را منتسب به او می سازد. آری، او رئیس همه فضیلت ها است». در زلال کلمات مولایمان علی علیه السلام با مردم به گونه ای معاشرت کنید که اگر مُردید، بر شما بگریند و اگر زنده بودید، با شما دوستی کنند. چون سرآغاز نعمت به شما رسد، با کم سپاسی دنباله آن را نَبُرید. کوتاهی سخن، نشانه کمال خَرد است. نفَس های آدمی، گام های او به سوی مرگ است. خودپسندی، مانع افزایش علم و نعمت می شود. هر که در مقابل حق بایستد، هلاک شود. آدم شکیبا، هر چند سختی و گرفتاری اش به طول انجامد، سرانجام پیروز خواهد شد. سخت ترین گناهان، گناهی است که گناه کار آن را ناچیز و آسان شمرد. از جمله چیزهایی که گناهان بزرگ را محو می کند، یاری کردن مظلوم و شاد نمودن اندوهناک است. سلامت بدن، از کمی حسد است. در کران بی انتهای وصایای علی علیه السلام به شما سفارش می کنم که دنیا را مخواهید، هر چند به دنبال شما بیاید و به چیزی از این دنیای گذرا که از شما کناره جسته است، افسوس مخورید. شما دو فرزندم [حسن و حسین] و همه خاندان و فرزندانم و هر کس را که این وصیت من بدو رسد، با تقوای از خدا و سامان بخشیدن به کارها سفرش می کنم. درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند. من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: اگر کسی یتیمی را تا آن جا که بی نیاز شود سرپرستی کند، خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب می کند؛ چنان چه اگر کسی مال یتیم را بخورد خداوند - سوختن در - آتش را بر او واجب می فرماید. حرمت قرآن را پاس بدارید. مراقب باشید مبادا کسی در عمل به آن بر شما سبقت بگیرد. شما را درباره همسایگانتان سفارش می کنم؛ زیرا پیامبر درباره ایشان سفارش فرموده است و آن قدر آن جناب درباره آن ها سفارش می فرمود که ما پنداشتیم همسایه را از همسایه ارث خواهد داد. شما را درباره نیازمندان و درماندگان سفارش می کنم. ایشان را هم در زندگی و آسایش خویش شریک گردانید. خدا را، خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال هایتان و جان هایتان و زبان هاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند را بگسلانید. تو را سفارش می کنم به ترس از خدا و پیوسته در فرمان او بودن و دلت را به یاد او آبادان نمودن و به ریسمان و اطاعتش چنگ زدن؛ و کدام رشته استوارتر از اطاعت خدا میان تو و اوست؟ مزار پنهان امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به ملکوت اعلی پیوست و دل عاشقان و پیروانش از ماتم او سوخت. نقل شده، امام حسن و حسین علیه السلام حضرت علی علیه السلام را غسل دادند و سپس کفن نمودند و بنا به وصیت علی علیه السلام و با توجه به پلیدی دشمنان که حتی از جسارت به قبر و پیکر مطهر علی علیه السلام روی گردان نبودند، پیکر مطهر علی علیه السلام مخفیانه و شبانه به خاک سپرده شد و تا دوران امام صادق علیه السلام هم چنان مخفی بود. سخنان امام حسن علیه السلام درباره امام علی علیه السلام هنگامی که امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام را به خاک سپردند، امام حسن علیه السلام از میان جماعت برخاست و به منبر رفته چنین فرمود: «مردم! مردی از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسی به مرتبه او نخواهد رسید. رسول اللّه پرچم را بدو می داد و به رزم گاهش می فرستاد و جز با پیروزی باز نمی گشت. جبرئیل از سوی راست او بود و میکائیل از سوی چپش. او بعد از خود تنها هفتصد درهم از مال دنیا برجای نهاد که می خواست با آن برای اهل و عیالش خادمی بخرد». علی علیه السلام در سوگنامه شاعران نخل های کوفه دیر شد امشب برایم نان نیاوردی علی کاسه کاسه شیر را پنهان نیاوردی علی چاه می گوید که دریا می شدم هر نیمه شب اشک هایت کو چرا توفان نیاوردی علی نخل های کوفه را محراب را سجاده وار... خاک های قبله را باران نیاوردی علی می رسد از راه امشب سفره ات پهن است مثل هر شب با خودت مهمان نیاوردی علی نان و ظرف شیر را هرگز نمی خواهم بگو پس چرا امشب برایم جان نیاوردی علی زهرا بیدکی فیلیان افسوس لرزید زمین و آسمان غوغا شد در شهر چو بانگ یاعلی بر پا شد آن چاهِ میان نخل های کوفه افسوس که با مرگ علی تنها شد محمد رضا بهرامی نژاد دوست سبز دیشب به چاه صبر کسی سر فرو نکرد از دردهای مردمی اش گفت وگو نکرد دیشب برای یافتن سفره های سرد در کوچه های کوفه کسی جست وجو نکرد دیشب در آن دیار نمکدانْ شکن، کسی فکری به حال زخمِ پریشان او نکرد حتی برای دیدن زخمی که خود زدند دیشب کسی به خانه آن مرد رو نکرد در کوچه های نخل، یتیمی سؤال کرد: «دیشب به چاه صبر کسی سر فرو نکرد»؟ کیوان روشنی قامت بلند تاریخ جاری تر از خورشیدی، و سرسبزتر از بهار، در آسمان نگاهت، هزاران ستاره شکفته است. خورشید، جرقه ای از نگاه توست و دریا، قطره ای از سخاوتت. تو، امتداد نوری ذوالفقار، بی تو غریب است و عدالت بی تو یتیم. کودکان، هنوز هم چشم به راه تواند تا صمیمیّت و نان را بین آنان تقسیم کنی. آن گاه که به محراب ایستادی، پرندگان به تو اقتدا کردند و جویبار به آوای گرم تو دل سپرد. تو، نماز عشق را در گوش نسیم زمزمه کردی طنینِ صدای تنهایی تو، از دل سرد چاه شکفت، و با عواطفی چون شبنم از سر انگشتان نخلستان جاری شد. بی تو، درختان در سوگ نشستند و نخل ه خون گریستند. سید محسن عظیمی
  4. irsalam

    فضیلت شب قدر

    فضیلت شب قدر وَمَآ أَدْرَاکَ مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ شب قدر، پرارجترین و پررمز و رازترین شبها در گردونه زمان است که قلمها در وصفش میشکنند، زبانها از توصیفش قاصرند و عقل در فهم آن مبهوت و متحیر میماند؛ شبی که به فرموده امام صادق علیهالسلام قلب رمضان به شمار میاید.1 بهترین شب سال، شب قدر است که خداوند در قرآن کریم آن را شبی پربرکت دانسته2 و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان کرده است.3 ایا به راستی برکتی بالاتر از این هست که یک شب همتراز هزار ماه یعنی سی هزار شب یا 83 سال و چهار ماه قرار گیرد؟ معنای شب قدر چرا این شب «شب قدر» نامیده شده است؟ چه اسراری در آن نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و میدهد؟ مفسران قرآن کریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم دین درباره علت نامگذاری این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادی آوردهاند.4 شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت؛ زیرا در قرآن کریم «قدر» به معنای منزلت و بزرگی خدا آمده است.5 همه مقدّرات بندگان نیز در طول سال در این شب رقم میخورد6؛ همچنانکه امام رضا علیهالسلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را که از این سال تا سال بعد پیش خواهد آمد، مقدّر میفرماید از زندگی یا مرگ، از خوب یا بد یا روزی. پس آنچه خداوند در این شب مقرر میکند، به حتم واقع خواهد شد.»7 البته این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان و مسئله اختیار ندارد؛ زیرا تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگیها و لیاقتهای افراد و به اندازه ایمان، تقوا، پاکی نیت و اعمال آنهاست. بدون شک مفاهیمی چون: وعده و وعید، انذار و بشارت، کیفر و پاداش، بدون برخورداری انسان از اراده و اختیار بیمعناست. حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوههایی از حضور اراده و اختیار انسان است. بزرگترین اشتباه درباره حقیقت مشیت الهی این است که گروهی خود را صاحب همه چیز میدانند و تصور میکنند خداوند به صورت مطلق همه کارها را به بندگان خود واگذار نموده است؛ پس نه ثواب و عقاب در کار است و نه مسئولیت و اخلاق. گروهی دیگر نیز فکر میکنند انسان موجودی مجبور است که هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز با قضا و قدر تعیین میشود؛ در حالی که حقیقت امری میان این دو نظر است؛ یعنی نه جبر قضا و قدر و نه واگذاری مطلق به بندگان؛ چراکه بعضی از کارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام میدهیم؛ مثل خوردن، آشامیدن، رفتن، آمدن و ... و در بعضی دیگر از کارها همچون به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نیست.8 در شب قدر فرشتگان بسیاری به زمین میایند؛ بهطوری که زمین بر آنها تنگ میشود. لذا آن را «شب قدر» نامیدهاند؛ زیرا یکی از معانی «قدر» به معنای ضیق و تنگ است9 و در این شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسیله فرشته صاحب قدر بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل گردید.10 پنهان بودن شب قدر اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان واقع شده است، مورد قبول همه مسلمانان است و هیچگونه شک و تردیدی در آن وجود ندارد؛ زیرا از سویی خداوند در قرآن میفرماید: «ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است»11 و از سوی دیگر در آیه اول سوره قدر میخوانیم: «ما آن (قرآن) را در شب قدر فروفرستادیم». با توجه به این دو آیه مبارکه، چنین نتیجهگیری میشود که شب قدر خارج از ماه مبارک رمضان نیست و حتماً در این ماه قرار دارد. بنابر روآیات، خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان کرده است تا مؤمنان به همه دعاها روی آورند؛ همانگونه که وقت مرگ را پنهان کرده است تا مردم در همه حال پذیرای آن باشند. وقت قیامت و ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف را نیز مخفی کرده تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل، مؤمنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند.12 بر همین مبنا شب قدر مخفی است و زمان دقیق آن مشخص نیست. امام علی علیهالسلام دلیل مخفی بودن شب قدر را در این میداند که مؤمنان شبهای بیشتری را قدر بدانند و در آرزوی درک فضیلت آن به کارهای نیک و عبادت بیشتری پرداخته، از معاصی و زشتیها دوری گزینند و در پرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند.13 حکمت دیگر مخفی ماندن شب قدر آن است که اگر شب خاصی معین میشد، برخی افراد بر اثر توفیق شبزندهداری و احیای آن به عجب و غرور مبتلا میشدند؛ اما پنهان بودن آن باعث میشود تا ملکات فاضله در مؤمنان راسختر شود و در نتیجه از برکات و فیوضات بیشتری در این شبها بهرهمند گردند. اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شأن را نداشت؛ زیرا مردم همواره برای امور پنهان، احترام بیشتری قائلاند. فضایل شب قدر عظمت و فضیلت این شب را بر سایر شبها از این امور میتوان به دست آورد: 1. آمرزش گناهان: پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»14 2. قلب رمضان: امام صادق علیهالسلام فرمودند: «از کتاب خدا استفاده میشود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است».15 3. بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غنی اسلام، همه چیز را با معیارهای الهی میسنجند و بر همین اساس قرآن در مورد شب قدر میفرماید: «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر» در دعای 44 صحیفه سجادیه نیز میخوانیم: «(عبادت و بندگی در) شبی از شبهای آن، آن را برابر با (عبادت در) شبهای هزار ماه قرار داد (چون خیرات و برکات و سودهای دینی و دنیوی در آن است) و آن را شب قدر نامید». 4. نزول قرآن: طبق روآیات، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است.16 این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله بهصورت الفاظ نازل شده است. 5. نزول ملائکه: نزول ملائکه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»17 6. عرضه اعمال بر حجت خدا: بنا بر روآیات و ظاهر آیت سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیست و فرشتگان در شب قدر مقدّرات یک سال را نزد «ولی مطلق زمان» میآورند و بر او عرضه میکنند.18 این واقعیت از روز نخستین وجود داشته است و تا قیامت هم ادامه خواهد یافت. از سویی نیز بنابر روآیات زمین از نخستین روز خلقت تا آخر فنای دنیا بیحجّت نخواهد بود19 چنانکه امام علی علیهالسلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشتها) فرو فرستاده میشود. پس از درگذشت پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز این شب صاحبانی دارد».20 حجت خدا در زمین در زمان حاضر وجود مقدّس و مبارک حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است و اوست که حجت خدا و وصی اوصیا و خلیفه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و معصوم از هر گناه و پلیدی است و لذا صاحب شب قدر است. فرصت را غنیمت شمریم شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستوشوی آینه دل. آن شب بهترین فرصت است تا خوبیها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین، و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم. در شب قدر که شبزندهداری میکنیم، خداوند نام ما را در گروه نیکبختان ثبت میکند و آتش جهنم را بر ما حرام میسازد. ایا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک شویم؟ دعاهای شبهای رمضان مجموعهای است بصیرتبخش که با تکرار تلاوت آنها به صورت هدفهایی برای ما در میاید. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدفهای مطرح شده در دعاها گام برداریم. پینوشتها 1. بحارالانوار، ج 58، ص 376. 2. دخان/ 3. 3. قدر/ 3. 4. تفسیر الدرالمنثور، ج 6، ص 371؛ تفسیر نمونه، ج 27، ص 181؛ تفسیر راهنما، ج 20، ص 630؛ تفسیر المیزان، ج 20، ص 559. 5. حج/ 74. 6. دخان/ 4. 7. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 133. 8. تفسیر نمونه، ج 27، ص 187. 9. طلاق/ 7. 10. تفسیر راهنما، ج 20، ص 630. 11. بقره/ 185. 12. بحارالانوار، ج 68، ص 176. 13. همان، ج 94، ص 5. 14. تفسیر منهج الصادقین، ج 10، ص 308. 15. بحارالانوار، ج 58، ص 376 ؛ امالی شیخ صدوق، مجلس، 15، ح 4. 16. اصول کافی، ج 1، ص 362 ؛ امالی، مجلس 15، ح 5. 17. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 133. 18. تفسیر نمونه، ج 27، ص 190؛ اصول کافی، ج 1، ص 352. 19. اصول کافی، ج 1، ص 251. 20. همان، ج 1، ص 363.
  5. روز هاي آخر قبل از عمليات خيبر ،به همرزمش شفيعي گفت اگر شهید شدم مرا از ناخنم و گودی کف پایم بشناسید. شفيعي دلش لرزيد. بارها حسین را دیده بود که با گریه می گفت خدایا مرا مثل امام حسین (ع) شهید کن. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، محمد حسين باغبان ، كارگرزاده اي بود از استان اصفهان . یک ناخنش به خاطر جوشکاری کبود بود، روز هاي آخر قبل از عمليات خيبر ،به همرزمش شفيعي گفت اگر شهید شدم مرا از ناخنم و گودی کف پایم بشناسید. شفيعي دلش لرزيد. بارها حسین را دیده بود که با گریه می گفت خدایا مرا مثل امام حسین (ع) شهید کن. اواخر اسفند ، وقتي شفيعي را براي شناسايي شهدا به تعاون لشكر14 امام حسين(ع)خواستند ، حسين را فقط از روي ناخنش و گودي كف پايش شناخت ، چون حسين سر نداشت. روحمان با يادش شاد پيكر بي سر بسيجي شهيد حسين باغبان بسيجي شهيد محمد حسين باغبان - جمعي لشكر 14 امام حسين(صلوات الله عليه)
  6. یکی از مرزبانان جمهوری اسلامی در پاسگاه دیده بانی فیروز آباد شهرستان پارس آباد استان اردبیل توسط نیروهای مرزبانی کشور جمهوری آذربایجان به شهادت رسید. به گزارش «مهر» فرمانده مرزبانی استان اردبیل ظهر پنج شنبه درگفتگو با خبرنگاران استان با تائید این خبر اظهار داشت: سرباز مرزبانی استان بدون حمل اسلحه و به صورت اشتباهی وارد خاک جمهوری آذربایجان شده بود که توسط مرزبانان این کشور به شهادت می رسد. سرهنگ سید مجتبی موسوی با بیان اینکه پیش از تیراندازی و شهادت وی، نیروهای این کشور این سرباز وظیفه را دستگیر کرده بودند، افزود: هیچ بهانه ای برای تیراندازی به فرد غیر مسلح وجود ندارد و این اقدام سربازان کشور آذربایجانی غیرقانونی و ناجوانمردانه بوده است. وی زمان وقوع این حادثه را صبح روز چهارشنبه عنوان کرد و بررسی دقیق موضوع از سوی کارشناسان و بازرسان و نیز عدم التهاب فضای جامعه را مهمترین علت غیر رسانه ای شدن آن برشمرد. فرمانده مرزبانی استان با اشاره به تشکیل هیئتی از سوی مرزبانی جمهوری اسلامی ایران برای بررسی این موضوع یادآور شد: قرار است این هیئت بزودی با هیئت رسمی کشور آذربایجان دیدار و گفتگو کند. وی با بیان اینکه مرزبانی کشورمان مراتب اعتراض شدید خود را به مقامات این کشور اعلام کرده اند،اضافه کرد: سفیر کشورمان در باکو نیز در حال بررسی این موضوع از راه های دیپلماتیک است. به گفته موسوی در عرف بین المللی و قوانین دو جانبه کشورهای هم مرز این اتفاق نادر بوده و کمتر پیش آمده که مرزبان کشوری از سوی کشور مقابل مورد حمله قرار گیرد، ضمن اینکه جمهوری اسلامی با توجه به اعتقادات دینی و اسلامی حسن همجواری را همیشه رعایت کرده است. بنا به گزارشهای واصله تاکنون پیکر مرزبان شهید کشورمان که 18 سال سن و از شهرستان خرم آباد استان لرستان بوده، تحویل مقامات جمهوری اسلامی نشده و تلاشهای مرزبانی و رایزنی در این خصوص همچنان ادامه دارد
  7. آیات و روایات شهادت حضرت زهرا پيامبرصلي الله عليه وآله : إنَّ اللَّهَ يَغضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ و يَرضي لِرِضاها به يقين خداوند با خشم فاطمه به خشم مي‏آيد و با خشنودي او خشنود مي‏شود بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 320 . پيامبرصلي الله عليه وآله : إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِي نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي ؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي فاطمه پاره تن من و روشني ديده و ميوه دل من است . آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مي‏كند و آنچه شادش كند ، مرا شاد مي‏كند ؛ او نخستين كس از اهل‏بيت من است كه به من مي‏پيوندد الأمالي ، صدوق ، ص 575 . امام علي‏عليه السلام : إنَّ فاطِمَةَعليها السلام لَم تَزَل مَظلُومَةً ، مِن حَقِّها مَمنوعَةٌ و عَن مِيراثِها مَدفوعَةٌ فاطمه همواره مظلوم و از حق و ميراث خود محروم بود الأمالي ، طوسي ، ص 155 . امام مهدي‏عليه السلام : إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ‏اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ دختر رسول خدا (فاطمه) براي من سرمشقي نيكو است الغيبه ، طوسي ، ص 286 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : إلزَم رِجلَها ؛ فَإنَّ الجَنَّةَ تَحتَ أقدامِها در خدمت مادر باش ؛ زيرا بهشت زير قدم‏هاي مادران است كنزالعمّال ، ح 45443 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : إذا حُشِرتُ يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِيّ‏صلي الله عليه وآله آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد إحقاق الحقّ ، ج 19 ، ص 129 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : إنْ كُنتَ تَعمَلُ بِما أمَرناكَ و تَنتَهي عَمّا زَجَرناكَ عَنهُ فَأنتَ مِن شيعَتِنا و إلّا فَلا اگر به آنچه تو را به آن فرمان مي‏دهيم عمل كني و از آنچه برحذر مي‏داريم دوري كني ، از شيعيان مايي و الّا هرگز بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 155 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : حُبِّبَ إلَي من دُنياكُم ثَلاثٌ : تِلاوَةُ كِتابِ اللَّهِ و النَّظَرُ في وَجهِ رَسولِ اللَّهِ و الإنفاقُ في سَبيلِ اللَّهِ از دنياي شما محبّت سه چيز در دل من نهاده شد : تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پيامبر خدا و انفاق در راه خدا نهج الحياة ، ح 164 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : يا أباالحَسَنِ! إنّي لأَستَحيي مِن إلهي أن اُكَلِّفَ نَفسَكَ مالاتَقدِرُ عَلَيهِ اي علي! من از پروردگارم شرم دارم كه چيزي از تو درخواست كنم كه توان برآوردن آن را نداشته باشي بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 59 . حضرت فاطمه‏عليها السلام : بِشرٌ في وَجهِ المُؤمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبِهِ الجَنَّةَ خوش‏رويي هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب مي‏كند بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 401 .
  8. لیست مقالات و مطالب مرتبط با شهادت حضرت فاطمه زهرا در سایت ایرانی سلام قبر حضرت زهرا چگونه مخفی ماند؟ سوم جمادی الثانی شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها روایتی از شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) فاطمه(س) الگوی جاودانه زنان عالم متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها) معرفی کتب مرتبط با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
  9. آتش به خانه وحی: در شهادت, مظلومیت, و مصائب حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها به انضمام کتاب بیعت به.. نویسنده : سجاد - سید محمد حسین محل نشر : قم تاریخ نشر : ۱۳۸۲/۰۵/۲۷ رده دیویی : ۲۹۷.۹۷۳ قطع : رقعی جلد : شومیز تعداد صفحه : ۲۵۶ نوع اثر : تالیف زبان کتاب : فارسی نوبت چاپ : ۱ تیراژ : ۳۰۰۰ شابک : ۹۶۴-۸۰۵۷-۱۰-۹
  10. [align=justify] روایتی از شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) گونههای شکوهمند تاریخی که در متن خویش، حاوی مضامین متعالی ماندگار بودهاند در غالب موارد قهرمانی داشتهاندکه اگرچه از سویی ارائهگر نمودی مثالی از صعود روح انسانی بودهاند اما این نیز بسیار پراهمیت است که از سوی دیگر با تاریخ و زمینههای بروز خویش نسبتی مییافتهاند که خواهناخواه آنان را گذشته از اینکه از تجربهگونههای دیگر متمایز میسازد، به امری غیرقابل گرتهبرداری مبدل میسازد. به سخن دیگر این قهرمانان به نحو مطلق تحقق ندارند، بل مشروطاند. در سوی دیگر شخصیتهایی تحقق یافتهاند که اینگونه نیستند؛ ایشان تنها با بخشی از تاریخ مرتبط نیستند؛ با کل تاریخ نسبت برقرار میسازند و از اینرو قابلیت ارائه گونهای از زندگی مثالی را برای تمام عصرها دارند، هرچند درباره خصوصیات این نوع از الگوبرداری همواره به خاطر متحول شدن شتابان عوامل تغییردهنده زندگی اجتماعی اختلافاتی وجود داشته است. برخی اسوههای دینی اینگونهاند. گمان صائب بر آن است که آنجا که پیامبرص میگوید:«فاطمه خیرنساءاهل الجنه، فاطمه بهترین زنان اهل بهشت است.»، (صحیح امام محمدبن اسماعیل بخاری ج۲، کتاب مناقب، باب مناقب فاطمه بنت محمدص از این چنین اسوهای سخن به میان آورده است. عصاره تاریخ بشری منظور او بوده است، چرا که جمع بهترینان که در بهشت به اجتماع گرد یکدیگر آمدهاند، خود بهترینی دارند که به سخن پیامبر، فاطمهس است. از اینرو فاطمه با کل تاریخ نسبتی مییابد که در کلام نبوی، نه از سوی خود بل از سوی قادر علیم و به نحو قیدی (جن/۲۷) بازتاب یافته است. بنابراین بازخوانی اسوه فاطمه- البته با تجرید خصوصیاتی که در فرآیند عمل به حکم عوامل اجتماعی از اهمیت چندانی برخوردار نیستند- موضوعیت تام مییابد. در این متن نبوی و البته در یک سطح معنایی دیگر این نیز قابل ذکر است که مراد نبی از پیشوند «بهترین زنان» بیشک، تفکیک قائل شدن در امر سعادت و کمال و جنسیتی نمودن آن نبوده است. این بیشتر اشارت دارد به استعدادها، روحیات و تواناییها و نیازهای یکسره متفاوتی که زنان را از مردان متمایز میسازد. قرآن در این باره میگوید:«هرکس- از مرد یا زن- کارشایسته کند و مومن باشد، قطعا او را با زندگی پاکیزهای، حیات (حقیقی) بخشیم و مسلما به آن بهتر از آنچه انجام میدادند پاداش خواهیم داد.»(نحل/۹۷) . با این تمهید و به مناسبت سیزدهم جمادیالاول که در روایتی سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) به شمار رفته است، به فرادیدن برخی از اسوه – رفتارهای همه زمانی زهرای اطهر مینشینیم که از خویش به یادگار نهاده است. ▪ ولادت فاطمه (س): محمد(ص) پیش از تولد فاطمه بسیار از قریش طعنه میشنید. پنج سال از بعثت گذشته بود. پیامبر را بیرون از خانه و در شهر، ابوطالب و حمزه یاری میکردند که دیگر اینها هم نبودند.... پیامبر، ناگهان از جانب خدا مامور شد که از خدیجه برای ۴۰روز کنارهگیری کند.خدیجه از محمد(ص) نپرسیده که چرا اینگونه باید باشد؟ آن ۴۰روز را پیامبر به روزهداری و راز و نیاز با خداوند گذراند. محمد(ص) به خدیجه بازگشت. نطفه فرزندی پدید آمد و خدیجه با خود میاندیشید:«این کودک کیست که برای آفرینش او جبرئیل نازل میشود و برای خلقت او خداوند فرمان میدهد؟» زمان وضع حمل رسیده بود و خدیجه به کمک زنان قریش محتاج بود. دنبال زنی از بستگان قدیم فرستاد که پاسخی نیامد. برخی گفته بودند:«مگر نگفته بودیم با این جوان یتیم ازدواج نکن؟»به هر روی خدیجه تنها ماند. درد بر او فائق آمد. ناگهان احساس کرد سرنوشتش به سرنوشت بزرگترین زنان خداپرست گره خورده است؛ سرنوشت هاجر، آسیه و مریم. پس از اندکی فرزندش را که دختری زیباروی بود در کنارش دید. ▪ فاطمه و مکه: فاطمه (س) با تولد خویش شاید ناخواسته به کمک پدر آمده بود. پیش از فاطمه با اینکه پیامبر دو دختر و دو پسر داشت اما او را بیعقب خوانده بودند. با آمدن فاطمه(س) نبرد چرخید و اینک خداوند بود که ایشان را ابتر و بینسل پنداشته بود و از فاطمه(س) به عنوان کوثر (خیر فراوان) یاد کرده بود. فاطمه میبالید و پدر دل در گرو او داشت. پدر برای فاطمه هیچوقت جز تبسم و خنده ارمغانی نداشت حتی آنگاه که با سر و روی خاکی و بدنی خونین به خانه میآمد و معلوم بود که از آزاری که قریش بر او روا میداشت، در امان نمانده است. باز این لبخند همراه بود و چون پدر در آغوشش میکشید، احساس آرامش پدر را داشت، پدر برای فاطمه انسان اول بود. و جز او حتی مادرش را در جایگاه پدر نمیدید: «پدر با جبرئیل همنشینی میکند و با او سخن میگوید و جبرئیل حرفهای خدا را بر او میخواند. پدر با ملکوت آشناتر از مکه است که در آن بزرگ شده است. او آسمانها را بهتر از زمین میشناسد که بر آن راه میرود... پدر روحی بهشتی دارد. او آمده تا دوزخیان را نجات دهد. پدر برگزیده خداست.» سال دهم، فاطمه تنها ۵ سال داشت که خداوند مادر از او گرفت. محمد بعدها درباره او گفته بود: «هیچکس برای اسلام چون خدیجه نبود، آنگاه که کسی با ما نبود، آنچه داشت برای خدایش نهاد.» فاطمه از مادر استواری و استقامت در راهی را که بدان ایمان دارد را آموخت. نکته این که مرگ مادر در فاطمه که آرام و استوار قدم جای پای مادر میگذاشت. در آنچه برای پدر بود تأثیر ننهاد. فاطمه فاطمه بود، پایان محاصره شعب، اما حادثهای دیگر هم برای پیامبر در بر داشت. پرواز ابوطالب که حامی محمدص بود. سال سیزدهم بعثت بود. محمد برای همیشه از مکه رفت. به جایی که تا پیش از آن یثرب نام داشت و اینک مدینهالنبی. پیامبر در شبی از خانه خارج شد که قصد قتل او را کرده بودند. علیع بر جای پیامبر خفته بود تا قریش گمان نکند که دیگر پیامبری در مکه نیست. پیامبر ۳ روز را در غار ثور سپری کرد و جز علی، ابوبکر، عامر غلام ابوبکر و هند بن ابی هاله فرزند خدیجه کسی از جای ایشان مطلع نبود. روز سوم پیامبر که داشت به سوی یثرب میرفت به علی گفت: «ای علی! من امین مردمم و امانت مردم در خانه من است، فردا در مکه اعلام کن هرکس امانتی دارد بیاید و بگیرد و پس از آن خود را برای هجرت آماده کن. فاطمه مادرت را به همراه فاطمه دخترم و فاطمه دختر عبدالمطلب، به همراه خویش به یثرب بیاور و نیز اگر کسی از بنیهاشم خواست تا مهاجرت کند، او را کمک کن.» فاطمه اینک ۸ ساله بود. او در خانهای میزیست که جز مادر و پدرش، علی را نیز با خود داشت و او اگرچه برادرش نبود ولی میدید که پدر، چون پسرش او را دوست دارد. ▪ ازدواج فاطمه و علی: این دو وجود آسمانی از کودکی مشترکات زیادی با هم داشتند، هر دو در یک خانه رشد کرده بودند و از تربیت پیامبر بهرهمند شده بودند، بنابراین از یکدیگر شناخت کامل داشتند. سال دوم هجری است. جنگ بدر با تمام غروری که برای مسلمانان در پی داشت، به پایان رسیده است. فاطمه که خود را وقف پدر کرده است و مادر پدرش نام گرفته، با شرایط جدیدی در خانه روبهرو گشته است. عایشه به خانه پدر آمده. عروس نوجوانی که خود همسن و سال با فاطمه است، او خود را جانشین خدیجه میبیند. فاطمه اینک ۹ ساله یا ۱۰ ساله است. او خواستگاران فراوان داشت. ولی پیامبر با خواستگاران او به گونهای برخورد میکرد که گویی میخواستی کسی در این باره با او سخن نگوید. وقتی یکی از اصحاب که اتفاقاً در هجرت هم همراه پیامبر بود از فاطمه خواستگاری کرده بود با این جواب پیامبر(ص) مواجه شده بود: «درباره ازدواج فاطمه منتظر دستور خداوندم» دیگران نیز همین را از پیامبر شنیده بودند. برخی از صحابه اما تصمیم گرفتند تا علی را به پیامبر معرفی کنند. او را در حال آبکشی برای درختان خرمای نخلستانهای مدینه یافتند. «چه شده؟ چرا به اینجا آمدهاید؟» برقی از چشمان علی جهید، دست از کار کشید و به خانه برگشت و لباس عوض کرد و نزد پیامبر آمد. پیامبر چون صدای وی شنید گفت: «کسی پشت در است که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند.» فاطمه راضی بود. تنها دغدغهای که او داشت یک چیز بود. توانایی و تحمل جدایی از پدر. مهر زهرا(ص) زره علی بود، علی زره را به چهارصد و هشتاد درهم فروخت. میگویند عثمان بنعفان آن را خرید و دوباره به علی(ع) داد. و پیامبر مقداری از آن را در اختیار سلمان، ابوبکر و بلال گذارد تا با آن وسایل زندگی تهیه کنند. وسائلی که پیامبر وقتی آن را دیده بود، گفته بود:«خداوندا! این پیوند را برای کسانی که اکثر ظروفشان سفالین است، مبارک گردان!» سال بعد حسن به دنیا آمد و سال دیگر حسین، سال پنجم نیز زینب به دنیا آمد. اسوههای دیگری که همگی در دامان فاطمه تربیت شدند. از جمله همین را بزرگترین دستاورد فاطمه به شمارآوردهاند که کسی در تاریخ موفق نشده چنین نسلی را در دامان خود پرورش دهد. سالها میآمد و سپری میشد. سال هشتم، فاطمه بازگشت به مکه را نیز دید و تصمیم پیامبر را که قصد کرده بود تا با انصار بماند و دیگر به مکه بازنگردد برای زندگی. فاطمه پس از رحلت پیامبر(ص):«و محمد نیست مگر بشری که بر او وحی میشود، و اگر بمیرد و یا کشته شود، آیا مجدداً به سوی گذشته خود برخواهید گشت.» «دخترم! جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من میخواند، ولی امسال آن را دوبار بر من خواند.» «معنای آن میپندارم آخرین سال زندگی من است.» فاطمه اندوهناک شد. اشک در چشمان او حلقه زد. پیامبر ادامه داد:«و تو دخترم نخستین کس از خاندان منی که به من ملحق میشوی!» خنده بر لبان فاطمه شکفت. محمد تنها پدری است که مژده این چنین خبری را به دختر خود میدهد. بیستوهشتم صفر سال یازدهم هجری، فاطمه میگفت:«انقطع عنا الوحی» دیگر بار وحی از آسمان نخواهد آمد چه مصیبتی بالاتر از این. اما هنوز جنازه در میان بود که گروهی از یاران پیامبر برای مشخص کردن خلیفه راهی سایبانی شدند که از آن قبیله بنیساعد بود. خلیفه انتخاب شد. نتیجه با آنچه قبلاً در برکههای خم رقم خورده بود، شباهتی نداشت. فاطمه اما آراموقرار نداشت. زوجش را به گرفتن حقش میخواند و پاسخ میشنید، آیا صدای موذن را میشنوی که میگوید، «اشهد ان محمداً رسولالله» میخواهی دیگر این اذان نباشد؟! در همراهی با دولت جدید، فاطمه رنج بسیار برد و تاوان فراوان پرداخت. تاوان شبانه به اشتری بییراق سوار شدن و در پی حق رهسپار شدن. تاوان دفاع از آنچه میدید که به ناحق گرفته شده و در جای دیگر به ناحق به کار رفته است. آن خطبه که در مسجد پیامبر میخواند. برای آن نبود تا ادباء و شاعران پس از آن به آن استناد کنند که در فصاحت و بلاغت یک زن که چون پیامبر سخن میگفته و راه میرفته. برای آن نبود تا مشتی درخت خرما را که در نخلستان فدک جمع بودند و برای فاطمه ارزشی نداشتند، مطالبه کند. برای آن بود که حق را گمشده میدید. و این او را ناراحت و غضبناک کرد. خلیفه جایی گفته بود:«ای کاش آنچه داشتم میدادم و ناراحتی فاطمه، نمیدیدم.» چرا که به یادداشت پیامبر گفته بود:«فاطمه پاره تن من است هر که او را بیازارد....» و فاطمه آزرده بود. چند بار به شفاعت علی آمده بودند او حتی راضی به ملاقات نبود، در بستر روی گردانیده بود، پاسخی نگفته بود. «بسماللهالرحمن الرحیم، این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا بدان وصیت میکند. وصیت میکند در حال شهادت به یگانگی خداوند یکتا و رسالت بنده او محمد و گواهی به اینکه بهشت است، دوزخ حق است و قیامت بیتردید برپا خواهد شد و خداوند کسانی را که در گورهایند زنده خواهد کرد.ای علی!منم فاطمه دختر رسول خدا(ص) که خداوند مرا به همسری تو در آورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگرانی. مرا شبانه حنوط کن، غسل ده، کفن کن و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن و کسی را خبر نکن تو را به خدا میسپارم. به فرزندانم تا روز قیامت سلام میرسانم.» معلوم نیست فاطمه دقیقاً در چه ساعتی از شب به شهادت جاوید نایل آمده است اما پنهان، نقاب در خاک کشیدن او بیشک رازی با خود دارد رازی که امت محمد(ص) اکنون نیز تاوان آن را میپردازد، رازی آشکار. سهند صادقی بهمنی [/align]
  11. سوم جمادی الثانی شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها [align=justify] امام رضا علیه السلام میفرمایند:" ان فاطمه صدیقه الشهیده ": همانا فاطمه راستگو و شهیده است. در این روز در سال ۱۱ هجری بنا بر قول ۹۵ روز, در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سیده النساء فاطمه زهرا سلام الله علیها به وقوع پیوسته است. بعد از شهادت و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله سه بار به منزل امیرالمومنین(ع) و فاطمه زهرا علیهما السلام هجوم آورده, و در هر بار به طریقی جسارت به اهل بیت علیهم السلام كردند. در یكی از این دفعات, كه در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند, حضرت صدیقه سلام الله علیها پشت در بودند. با این كه میدانستند آن حضرت پشت در است, با لگد و فشار در را باز كردند, و میخ در سینه آن حضرت را آزرد و محسن علیه السلام سقط شد و پهلوی آن حضرت شكست. ان حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفت, و حضرت مولی الموحدین علیه السلام را با با پای برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند. وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها به هوش آمدند به دنبال امیرالمومنین علیه السلام رفتند و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل كوچه جلوی چشم همسرش اسد الله الغالب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهما السلام با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها زدند كه طبق بعضی روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شدو باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند. ● روزهای حزن فاطمه سلام الله علیها بعد از وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شكسته و محزون كنار قبور شهدای احد می رفت و میگریست, و مرگ خود را از خداوند طلب میكرد, تا این كه آهسته آهسته درد و جراحت های بدن بیشتر شد, و از آن به بعد نزدیك مدینه زیر درختی مینشست و ناله و گریه میكرد. منافقین ان درخت را هم بریدند. بعد از آن امیرالمومنین علیه السلام در آنجا سایبانی ساختند كه مشهور به " بیت الاحزان " شد. روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده میشد. سینه شكسته و مجروح, بازوی ورم كرده, صورت نیلی, محسن سقط شده, غم پیامبر صلی الله علیه و آله, مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام, كار را به جایی رساند كه ان حضرت در بستر بیماری افتاد, و وصیت های خویش را به امیرالمومنین علیه السلام فرمود: شبانه مرا زیر پیراهن غسل بده و كفن كن و دفن نما. قبرم مخفی باشد و ابوبكر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیر عایشه نیز بر جنازه من حاضر نشوند. ● مدینه در شهادت فاطمه سلام الله علیها روز شهادت ان حضرت, مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله شده بود. كوچك و بزرگ از زن و مرد, نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل, امیرالمومنین علیه السلام و حسنین و زینبین علیهم السلام و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گلهای سر سبد اصحاب امیرالمومنین علیه السلام: سلمان, ابوذر, مقداد, عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن كردند. در بقیع چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند ولی امیرالمومنین علیه السلام اجازه نفرمودند. احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است ولی زیارت آن حضرت در مسجدالنبی صلی الله علیه و آله, حجره خود آن حضرت كه در زمان ما جزء صحن مسجد است و بین محراب و منبر و در بقیع وارد شده است. مدت عمر آن شهیده مظلومه ۱۸ سال و ۶۰ روز یا ۹۰ روز است. سال شهادت یازدهم هجری است. [/align]
  12. شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قبر حضرت زهرا چگونه مخفی ماند؟ شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سال یازدهم هجری قمری اتفاق افتاد البته درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) میان علما و تاریخ نگاران شیعه و اهل سنت اختلاف است. معروف و مشهور میان مورخان و سیره نگاران شیعه این است كه آن حضرت در سوم جمادی الآخر، یعنی نود و پنج روز پس از رحلت پدر ارجمندش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر اثر ضرب و شتم مأموران دستگاه غاصب خلافت، به مدت چهل روز بیمار و پس از آن، مظلومانه به شهادت رسید. بدین منظور، این روز، روز سوگواری و حزن و اندوه شیعیان و محبان اهل بیت(علیهم السلام) است و آنان، این واقعه جان سوز را به یادگار دلبندش حضرت حجت بن الحسن(علیه السلام) و به سادات بنی الزّهرا(سلام الله علیها) تسلیت می گویند. سید بن طاووس در الاقبال، زیارت ویژه ای برای حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نقل كرد و سپس گفت: روایت گردیده است كه هر كسی آن حضرت را با این زیارت نامه، زیارت كند و در پیشگاه پروردگار متعال استغفار نماید، خداوند سبحان گناهانش را آمرزیده و او را وارد بهشت برین خواهد كرد. در آغاز زیارتش آمده است: اَلسّلام علیك یا سیدهٔ نساءِ العالمین، السّلام علیك یا والدهٔ الحجج علی النّاس اجمعین … علاوه بر تاریخ وفات، درباره محل تدفین حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز اتفاقی بین مورخان و سیره نگاران نیست. زیرا برخی معتقدند كه بدن شریفش در قبرستان بقیع، برخی می گویند در خانه خود آن حضرت و عده ای نیز گفته اند كه میان قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و منبر آن حضرت، واقع در مسجد النّبی(صلی الله علیه و آله و سلم) دفن گردیده است و به همین منظور، پیش از این واقعه، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمود: بین قبر و منبر من باغی است از باغ های بهشت. به هر روی، بنا به وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، حضرت علی(علیه السلام) شبانه بدن مطهرش را غسل و كفن نمود و شخصاً به همراه معدودی از نزدیكان و صحابه كبار بر او نماز گزارد و به دور از چشم سایرین، بدنش را در مكانی مقدس دفن كرد. در پایان مناسب است كه علت شهادت و نحوه تدفین آن حضرت را از زبان حفید ارجمندش، حضرت جعفر بن محمد(علیهما السلام) بیان كنیم: طبری در "دلایل الاِمامهٔ" از ابوبصیر روایت كرد، كه امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سوم جمادی الآخر، سال ۱۱ هجری قمری بدرود حیات گفت و سبب وفاتش این بود كه قنفذ، غلام عمر بن خطاب به دستور وی، با نیام شمشیرش ضرباتی به آن حضرت وارد ساخت و بر اثر آن، محسن او سِقط و وی به بیماری شدیدی مبتلا شد و ایامی كه در بستر بیماری بود، اجازده نمی داد آنانی كه وی را مورد اذیت و آزار قرار دادند، از او عیادت كنند. ولی آن دو مرد از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (یعنی ابوبكر و عمر بن خطاب) از امیرمؤمنان(علیه السلام) درخواست كردند كه از آنان در نزد فاطمه(سلام الله علیها) شفاعت كند، تا آنان بتوانند از وی عیادتی به عمل آورند. حضرت علی(علیه السلام) درخواست آنان را پذیرفت و از فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تقاضا كرد كه آنان را به نزد خویش بپذیرد. چون كه وارد بر آن حضرت شدند از او پرسیدند: ای دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چطور هستی؟ فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: با ستایش پروردگار، به خیر هستم. سپس آن حضرت به آن دو فرمود: آیا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نشنیده بودید كه فرمود: فاطمهٔ بضعهٔ منّی، فمن آذاها فقد آذانی، و من آذانی فقد آذی الله؟ آن دو گفتند: چرا، شنیدیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین فرمود. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: سوگند به خدا، شما دو تا، مرا اذیت و آزار كردید. امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن دو از نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیرون رفتند، در حالی كه آن حضرت، از آنان در ناراحتی و ناخرسندی بود. ابوعلی، محمد بن همام بغدادی روایت كرد: هنگامی كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) به شهادت رسید، امیرمؤمنان(علیه السلام) وی را غسل داد و كسی در نزد وی حاضر نبود مگر فرزندانش حسن، حسین، زینب و امّ كلثوم و هم چنین اسماء بنت عمیس و كنیزشان فضه. آن گاه بدن مطهرش را در تاریكی شب، به همراه حسن و حسین به سوی بقیع حمل كرد و بر وی نماز گزارد و كسی به آن آگاه نبود و كسی بر وی نماز نگذارد. آن گاه وی را در روضه شریفه (میان منبر و قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ) دفن نمود و محل آن را صاف و نامشخص كرد و بامداد همان شب به قبرستان بقیع رفت و چهل مكان را به صورت قبر جدید درآورد. مردم چون از دفنش باخبر شدند، به قبرستان بقیع رفته و در آن جا با چهل قبر جدید رو به رو شدند و ندانستند كدام یك قبر شریف فاطمه(سلام الله علیها) است. بدین جهت ناله و شیون كرده و یك دیگر را (در قصور و تقصیرشان در نگهداری حرمت دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ) ملامت و سرزنش كردند و می گفتند: وای بر ما! پیامبرمان فرزندی پس از خود به جای نگذاشت، جز یك دخترش. كه آن هم غریبانه وفات كرد و شبانه دفن شد و كسی از ما نه در وفاتش، نه در نمازش و نه در دفنش حاضر نبودیم و هم اینك قبر وی نیز بر ما نامعلوم است. دست اندركاران أمر (ابوبكر و عمر) از این ماجرا با خبر شده و به زنان سوگوار گفتند: آیا كسی در میان شما هست كه این قبرها را نبش كرده تا بدن فاطمه(سلام الله علیها) را بیابد و ما بر او نماز گزاریم و سپس او را دفن و محل دفنش را مشخص كنیم؟ این خبر به اطلاع امیرمؤمنان(علیه السلام) رسید. آن حضرت در حالی كه خشمگین شده بود، به طوری كه دو چشمش را سرخی فراگرفته و رگ های گردنش برآمده بود و قبای زردی را كه معمولا در ایام درگیری و ناراحتی به تن می پوشید، در بر كرد و شمشیر ذوالفقار خود را به دست گرفت و به سوی بقیع ره سپار گردید. همین كه به مردم حاضر در بقیع رسید فرمود: به خدا سوگند، اگر كسی یك سنگ از این قبرها را بردارد، با این شمشیر بر سرش و كسی كه به وی دستور داده است می كوبم. در همین هنگام عمر بن خطاب و همراهان او با امیرمؤمنان(علیه السلام) رو به رو شدند. عمر به وی گفت: چه شد تو را ای ابوالحسن! به خدا سوگند ما قبر فاطمه را نبش كرده و بدنش را بیرون می آوریم و بر وی نماز می گزاریم. امیرمؤمنان(علیه السلام) با دستان خویش پیراهنش را گرفت و وی را چرخاند و بر زمین كوبید و به وی فرمود: ای سیه چرده زاده! از حق خودم (یعنی خلافت اسلامی) به خاطر این كه با اختلاف ما مردم از دین مرتد نشوند، درگذشتم. اما هیچگاه نسبت به قبر فاطمه(سلام الله علیها) در نخواهم گذشت، سوگند به كسی كه جانم در دست او است، اگر تو و ملازمانت چیزی از این قبرها را جا به جا كنید، زمین را از خونتان سیراب خواهم كرد! اگر می خواهی، آزمایش كن، ای عمر! در این هنگام ابوبكر (خلیفه وقت) از راه رسید و عاجزانه به امیرمؤمنان(علیه السلام) عرض كرد: ای ابوالحسن! تو را به حق رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و به حق آن كسی كه در بالای عرش است سوگند می دهم كه او را رها كنی و مطمئن باش هیچ یك از ما، كاری كه تو را برنجاند انجام نخواهیم داد. آن گاه امیرمؤمنان(علیه السلام) دست از عمر برداشت و او را رها كرد و مردم نیز پراكنده شدند و از آن زمان به بعد، هیچ كس جرئت نكرد قبرهایی را كه علی(علیه السلام) درست كرده بود، نبش كند و به جستجوی بدن شریف فاطمه(سلام الله علیها) بپردازد. امیرمؤمنان(علیه السلام) بدین سان قبر شریف همسر مظلومش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را از نبش قبر رهانید و به وصیت خود فاطمه زهرا(سلام الله علیها) كه فرموده بود، كسی در غسل، كفن و نماز و دفنش حاضر نشود، عمل نمود. تا اعتراضی باشد برای همیشه بر آنانی كه حقشان را غصب و حرمتشان را شكسته و آنان را مظلومانه به شهادت رسانیدند.
  13. شهادت امام رضا (ع) ▪ نام : علی ▪ لقب : رضا ▪ کنیه : ابوالحسن ▪ نام پدر : موسی ▪ نام مادر : نجمه تکتم ▪ تاریخ ولادت : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری ▪ محل ولادت : مدینه طیبه ▪ مدت امامت : ۲۰ سال ▪ مدت عمر : ۵۵ سال ▪ تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری ▪ علت شهادت : انگور زهر آلود ▪ نام قاتل : مأمون ملعون ▪ محل دفن : خراسان ▪ تعداد فرزندان : ۱ پسر و۱ دختر ● چکیده ای از زندگانی امام رضا علیه السلام هشتمین پیشوای شیعیان امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در مدینه دیده به جهان گشود. مادر ایشان بنا به روایتهای مختلف نامها و كنیه ها و لقبهای ام البنین، نجمه، سكن، تكتم، خیزران، طاهره و شقرا، را دارد..كنیه ایشان ابوالحسن و ابوعلیمشهورترین لقب آن حضرت «رضا» است و علت مشهور بودن این لقب آن است که : او از آن روی رضا خوانده شد كه در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنین روایت است که: به آن خاطر كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. ودر آخر، گفته شده است: به این دلیل او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد. برای فرزندان ایشان ،گرچه كه نام پنج پسر و یك دختر برای او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسی می گوید: اكثراً، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند. ● روز شهادت درباره تاریخ شهادت آن حضرت عقیده اكثر عالمان سال (۲۰۳ ق) است. بنابراین روایت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال می شود كه بیست و پنج سال آن را در كنار پدر خویش سپری كرده و بیست سال دیگر امامت شیعیان را برعهده داشته است. این بیست سال مصادف است با دوره پایانی خلافت هارون عباسی ، پس از آن سه سال دوران خلافت امین، و سپس ادامه جنگ و جدایی میان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره ای از خلافت مأمون. آن حضرت به دسیسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسید و پیكر مطهر شان را در طوس در سمت قبله قبه هارونی سرای حمید بن قحطبه طایی به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشنای شیفتگان است. سلام بر آن امام روزی كه دیده به جهان گشود روزی كه نگاهش را از این سرای فروبست و روزی كه به رستاخیز برخواهد خاست.
  14. [frame=11 90] ویــــــژه نـــامـــه شــهادت امـــام محمــد بـاقــر (ع) مطالب کوتاه شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) به دست هشام بن عبدالملک اموی مقالات ده مقاله برتر در رابطه با امام باقر در یک فایل زندگانی حضرت امام محمد باقر ( ع ) امام باقر علیه السلام در بستر بيماري شهادت امام باقر علیه السلام با توطئه هشام سیره عملی امام باقر علیه السلام مسئوليت هاي شيعه در آئينه كلام امام باقر علیه السلام تعليم فقه و شيوه صحيح اجتهاد مهندسي فرهنگي در عصر امام باقر علیه السلام با امام باقر عليه‏السلام در سايه قرآن امام باقر علیه السلام در آفاق نگاه ها نیایش‏هایی از امام محمد باقر علیه السلام اجتهاد در عصر امام باقر (ع) امام محمد باقر حافظ دین امام باقر پایه گذار انقلاب فرهنگی مداحی و همخوانی همخوانی در مدح ومنقبت امام باقرع مداحی های ویژه شهادت امام محمد باقر (ع) از کربلایی حمید علیمی نوحه مظلوم وا اماما با صدای حاج حسن خلج وحه اشک شیعه چلچراغ یاد او با صدای حاج منصور ارضی نوحه عالمی ماتم سرا شد با صدای حاج منصور ارضی روضه شهادت امام باقر (ع) روضه شهادت امام باقر (ع) با صدای حاجی جلوه احادیث و سخنان سخنان امام محمد باقر (ع) به صورت فایل تصویری جهت چاپ چهل حدیث از امام محمد باقر (ع) زیارت نامه امام باقر علیه السلام احادیث منتخب امام باقر (ع) فیلم و کلیپ صلوات خاصه امام باقر علیه السلام من باقر بن زین العبادم در سوگ باقر العلوم (ع) من مست و خمار باقرم، مردم بدانید... [/frame]
  15. [align=justify]امام باقر عليه السلام ؛ حافظ دين امامان ما تا حضرت باقرعليه السلام وظيفه حفاظت اسلام را از خطرصدمه انحراف، و مصونيت اسلام را به عنوان قانونگذار تحقق بخشيدند، كوششهاى پيشوايان بعدي در مرحله دوم با فعاليت امام باقر(ع) آغاز گرديد و برترى‏ فعاليت آن بزرگوار اين بود كه به توده شيعه شكلى تفصيلى و خاص داده و آن ‏را به حركت درآورد. اين توده ‏شيعى، به عنوان توده مؤمن و نگاهدارنده خط حقيقى اسلام شناخته مي شد و به ‏عبارت ديگرهمه كوشش امام اين بود كه به شيعه شكلى مخصوص بدهد و خصوصيات آن را مشخص كند و آن گروه را به عنوان گروه مؤمن و حافظ خط حقيقى اسلام بشناساند. تفاوت ميان اين دو مرحله آن بود كه پيشوايان مرحله نخستين معناى‏ تشيع را در فضايي مخوف و نا آرام سياسي آشكار كردند زيرا آنان به چاره ‏گرى هدف‏ مهم خود يعنى محافظت اسلام از صدمه انحراف توجه داشتند در حالي كه ‏پيشوايان مرحله دوم، به خصوص امام باقر(ع) فراز آمدند تا شيعه را به شكل حقيقى ‏آن درآورند و در سطح عام، چهار چوبى تفصيلى و دربرگيرنده، به گروه ‏شيعه بدهند و برنامه‏اش را تنظيم كنند. معناى اين سخن آن نيست كه پيشوايان ‏مرحله نخستين براى ظاهر ساختن توده شيعه كارى نكردند، بلكه فعاليت آنان‏ در اين زمينه فعاليت ثانوى و ايجاد نظم مخصوص بود و اين فعاليت در سطحى‏ خاص توسط امام على(ع) صورت گرفته بود و امثال سلمان پارسى و ابوذرغفارى و عماربن ياسر و مالك اشتر و ديگران از شيعيان او بودند. نظر امت نسبت به امام باقر(ع ) آمدن امام(ع) مقدمه‏اى براى اقدام به وظايف دگرگون سازى ‏امت بود. زيرا امت، او را فردى منحصر از فرزندان كسانى مى‏شناخت كه جان ‏خود را فدا كردند تا موج انحراف كه نزديك بود معالم اسلام را از ميان ببرد متوقف گردد. پس، آنان از اين رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكامى ‏كه به نام اسلام حكومت مي كنند، از تطبيق اسلام با واقعيت آن به اندازه‏اى‏ دورند كه مفاهيم كتاب خدا و سنت رسول اكرم(ص) در يك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف ديگر. وظيفه كشف سرپرست‏ حاكمان و واقعيت منحرف آنان و نشان دادن‏ دورى آنان از اسلام از وظايف پيشوايان مرحله نخستين بود و از خلال مساعى‏ و فداكارى آنان،آن وظيفه انجام گرفت و آن مهم تحقق يافت. اينك امام باقر(ع) برآن شد تا آن معانى و مساعى را بارور گرداند و براى ‏مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى كه تحقق يافته است و آن قربانيها و فداكاريهاى بزرگ، مجرد اعمال دلخواه نبود كه عده‏اى براى پيروزى اسلام ‏به آن برخاسته باشند و غيرت و حميتى كه نسبت به اسلام داشته‏اند آنان را برانگيخته باشد. بلكه آن فعاليتها، صورت منحصر فعاليتهايى است كه با آن ‏مواجه شده‏اند تا بنيان توده‏اى آگاه را پى افكنند كه به اسلام، ايمان صحيح و آگاهانه داشته باشند. چنين توده‏اى را، معالم و منطق و شرايط مخصوصى است‏ و بايد داراى ديدى متمايز باشند كه آن را در شئون گوناگون حيات اسلامى‏ به كار برند. در آن زمان شرايطي فراهم شد كه كوششهاى امام باقر(ع) به فزونى روى گذارد تا آنچه نياكان گذشته او(ع) آغاز كردند، بنيان گذارد و از دستاوردهايى كه ‏دراين ميدان به آن صورت تحقق بخشيدند، فايده برد. پس، خط تاريخى كه با فداكاريها و كوششهاى امامان مرحله نخستين ‏تجسم يافته بود، براى امام باقر(ع) و نزد امت اسلام مكان و منزلتى والا ايجاد كرد و ما اين منزلت و مقام را از خلال مسلمات بسيار تاريخ مى‏شناسيم. هشام که درآن زمان خليفه بود وقتى به امام(ع) اشاره مي كند و مى‏پرسد كه اين شخص‏ كيست؟ به او مي گويند او كسى است كه مردم كوفه شيفته و مفتون اويند. اين شخص امام عراق است در روايت‏ حبابة الوالبيه آمده است كه گفت:«در مكه مردى را ديدم‏ كه بين‏«باب‏» و«حجر» بر بلندى ايستاده بود. مردم پيرامون وى انبوه شده ‏بودند و در مشكلات خود از او نظر مي خواستند و باب پرسشهاى دشوار را بر او مي گشودند و او را رها نكردند تا دو هزار مساله را به آنان فتوى داد. آنگاه ‏برخاست و مي خواست رهسپار شود كه يكى با آوائى آهسته بانك برآورد كه‏ هان، اين نور درخشان... و جمعى نيز كه مي گفتند اين كيست؟ جواب شنيدند كه او محمد بن على باقر، امام محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب‏عليهم السلام است. از ابرش روايت است كه وقتى هشام به امام باقر(ع) اشاره كرد و گفت ‏اين كيست كه مردم عراق پيرامون او گرد آمده‏اند و از او پرسش مي كنند؟ گفت: اين پيمبر كوفه و فرزند رسول الله و باقرالعلوم است و مفسر قرآن. پس مساله‏اى‏ را كه نمي دانست از او پرسيد. در موسم حج، ازعراق و خراسان و ديگر شهرها هزاران مسلمان از ايشان فتوى مي خواستند و از هر باب از معارف اسلام از او مى‏پرسيدند و اين امر دليل آن بود كه او در دل توده‏هاى مردم جاى داشت. اين واقعه ميزان نفوذ وسيع امام را در قلوب توده‏هاى مردم نشان مي داد. از سوى فقيهان بزرگ كه وابسته به حوزه‏هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح و گفتگوهاى بسيار با امام(ع) به عمل آمد. البته ازامام پاسخ مي خواستند تا وي را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم، امام را به خاموشى ‏وا دارند. كسانى بودند كه از شهرى به شهرى سفر مي كردند تا ازايشان(ع) پرسش ‏كنند و در محضرش سؤالى طرح نمايند. همه اين امور به اين معنى اشاره ‏مي كند كه در برنامه امام(ع) دقت بسيار به كار رفته بود و مردم او را دوست ‏مي داشتند و او به مردم علاقمند بود و در امت نفوذى گسترده داشت و اين امر در بسيارى از شهرها واكنش پديد آورده بود. از پاره‏اى از نصوص چنين‏ استنباط مي شود كه رهبرى مردمى او فراتر از جهان اسلام و تقسيمات گروهى‏ و قبيله‏اى بود. نه اين كه رهبرى گروهى را بر عهده داشت و رهبرى برخى رانداشت. بلكه اگر گروههاى جديدى به اسلام مي گرويدند، آنان نيز به رهبرى‏ او معترف بودند و روحا با وى پيوند داشتند. با وجود اين كه كشت و كشتار نژادى و قبيله‏اى در مدت خلافت امويان بين قبيله‏«مضر» و«حمير» شعله ‏ور بود، با اين همه مى‏بينم، اهل هر دو قبيله، ياران امام(ع) بودند. چندانكه شاعران ‏رسمى شيعه از هر دو سوى مانند فرزدق تميمى مغيرى و كميت اسدى حميرى ‏در دوستى امام(ع) و اهل بيت اتفاق داشتند. اين ميزان عاطفه توده‏اى و نفوذ وسيع، امام باقر(ع) را وارث كوششها و فداكاريهايى كرده بود كه در اعمال پيشوايان مرحله نخستين تجسم يافته بود. آن كوششها و فداكاريها، به پيشوايان آن مرحله فرصت داد تا به بيان ‏و ارائه چهارچوب تفصيلى و واضح تشيع پردازند. امام (ع) نقطه گذارى را در حروف ابداع فرمود گفتيم كه وظيفه مهم امام(ع) دراين مرحله، رويارويى با توضيح تفصيلى ‏چهارچوب تشيع بود و نشان دادن صفات مميز و برجسته آن به وسيله توسعه و نشر مفاهيم مكتب از سطح محدود و اشخاص معدود به سطحى وسيعتر، تا توده ‏مردم را از حيث چون و چند پرورش دهند و اسلام حقيقى را مجسم سازند و براى همه شئون زندگانى چاره جويى منطقى اسلامى بينديشند. از دو راه امكان داشت كه امام باقر(ع) در اين زمينه براى تحقق بخشيدن ‏به وظايف تاريخى خود اقدام فرمايد: الف- راه گسترده آموزش از درون حوزه خود كه آن را به همين منظور تاسيس كرده بود. همچنين براى افزودن علما و طلاب علوم اسلامى و آموختن‏ آداب آن، حوزه مزبور را بنا كرده بود. امام باقر(ع) درعصر خود، در مورد علوم اسلامى، مرجع يگانه جهان ‏اسلام بود و علماى عصر او در برابر وجود مقدسش(ع)، فروتنى مى‏نمودند. (1) و اين معنى اعترافى بود به مقام شامخ علمى او. حوزه او براى صدها دانشمند و محدث كه تربيت كرده بود پايگاهى بود. جابر جعفى گويد:«ابوجعفر هفتاد هزار حديث براى من روايت كرد.» و محمد بن مسلم گويد: «هر مسئله كه در نظرم دشوار مى‏نمود از ابو جعفر(ع) مى‏پرسيدم ‏تا جايي كه سى هزار حديث ازامام سؤال كردم.» (2) ابن شهرآشوب از بقاياى اصحاب و تابعين برجسته و بزرگان و فقيهان ‏اسلام بود. او از كسانى كه از امام روايت نقل كرده‏اند، عده‏اى بسيار را مى‏شمارد. از صحابه،"جابربن عبد الله انصارى" و از تابعين،"جابر بن زيد جعفى" و" كيسان‏ سختيانى" و از فقيهان،"ابن مبارك" و "زهرى" و "اوزاعى" و "ابو حنيفه" و "مالك" و"شافعى" و "زياد بن منذر" و از مصنفان،"طبرى" و "بلاذرى" و" سلامى" و "خطيب بغدادى" ‏در تاريخ نويسى. ب- از راه روبرويى امت با اين چهارچوب. تقريبا در زندگى پيشوايان(ع) نخستين بار بود كه مفهوم تشيع به اعتبار اين كه عقيده گروهى آگاه است، تمركز مى‏يافت و شكل روشن مي گرفت و حدود آن عقيده مرزبندى مي شد. تشيعى ‏كه در تفسير اسلام، طريقى خاص داشت و ناچار بايد درهمه راه‏هاى جامعه‏ اسلامى انتشار يابد. مولفه هاي شيعه امام(ع) شيعيان خود را با چنين سخنانى توصيف مى‏فرمايد: «همانا كه شيعه ما، شيعه على، با دست و دل گشاده و از سرگشاده دستى ‏و بى ريايى از ما طرفدارى مي كنند و براى زنده نگاهداشتن دين، متحد و پشتيبان ‏ما هستند. اگر خشمگين گردند، ستم نمي كنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمى‏گذرند. براى آن كس كه همسايه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان ‏مخالف باشد طريق مسالمت پيش ميگيرند.» در جاى ديگر مى‏فرمايد:«شيعه ما اطاعت ‏خدا مي كنند.» اما در بعضى اوقات، مخالفان امام(ع) كه روياروى ايشان مى‏ايستادند، حالت مبارزه جويى به خود مي گرفتند و براى ذهنيات و افكار بيشتر مردم در اين چهارچوب كه امام به خاطر آن فعاليت مي كرد و مردم بدان معتقد بودند، ارزشى ‏قائل نمي شدند. از اين رو بود كه امام(ع) با كمال روشنى در سطح امت ‏شعارهاى خود را مطرح مى‏فرمايد: در روايتى آمده است كه حضرت باقر(ع) همراه با حضرت صادق كه‏ همراه امام آمده بود، حج بيت الله به جاى آوردند. وقتى به مسجد الحرام رسيدند، هزاران كس در مسجد گرد آمدند. امام صادق(ع) با وجود حضورهشام بن‏عبد الملك، در محضر پدر بزرگوار خود ايستاد و مفهوم شيعه اهل بيت را با وضوح تمام براى حاضران به شرح باز گفت. او آشكارا و با بيانى روشن‏ توضيح داد كه شيعيان كسانى هستند كه داراى اين صفات و خصوصياتند و آنان ‏اصحاب روحانى و اجتماعى در جامعه مى‏باشند و وارثان حقيقى اهل بيتند. اين آشكارا گويى و صراحت در سطح توده مردم و در حضور هشام بن‏عبد الملك، گزافه گويى و يا ماجراجويى نبود كه امام حساب آن را نكرده باشد، بلكه موافق برنامه‏اى بود كه براى خواستهاى آن مرحله ضرورت داشت و درحقيقت توضيحى بود كه مردم از پيشوايان(ع) مي خواستند و مسلمانان آن را ادراك مي كردند و مي دانستند كه اينك مساله، همان مساله امام حسين(ع) نيست ‏كه با اخلاص براى حفظ اسلام جنگيد و به شهادت رسيد. بلكه مساله بالاتر و بزرگتر از اين تصور بسيطى است كه آنها دارند. مساله عبارت ازهدف وعقيده ‏و رهبرى و برنامه ‏ريزى الهى بود كه در وجود امام حسين(ع) تجلى يافته بود و اينك دوباره متجلى شده است. و چه بسا كه در عصرهاى گوناگون و نسل‏هاى ‏مختلف همچنان برقرار باشد و بروز كند. اين مساله، مساله‏اى بود كه ناگزير بايد ملت را به آن توجه مي داد و به‏ شكلى واضح و تفصيلى و دربرگيرنده، به او مى‏فهماند تا او را عميقا به حركت ‏درآورد و واقعيتى را كه در آن زندگانى مى‏كنند دگرگون سازد. دليل اين مطلب چيزى از اين گوياتر نيست كه امام باقر(ع) به خليفه اموى ‏وارد شد و خليفه كوشيد با استهزاء از امام(ع) پرسش كند و به او گفت: آيا تو فرزند ابو ترابى؟ و بعد سعى كرد او را خفيف گرداند. اما امام(ع) به اين ‏مسائل اهميتى نداد بلكه در مجلس خليفه به پاى ايستاد و خطابه‏اى ايراد فرمود تا رهبرى اهل بيت را توضيح دهد و مشروعيت آنان را در حكومت، آشكارا بيان كند. امام با دعوت خود و چنين آشكارا سخن گفتن‏ها و از گذرگاه اين ‏برنامه وسيع، و با رويارويى صريح با امت در هدفهاى واضح، روزگارى ‏نوين را مجسم ساخت. دشواريهايى كه در راه برنامه امام(ع) روى داد در آن هنگام، زندگانى عمومى اسلامى به طور كلى نزديك بود به هدفى‏ ديگر كه مغايرعقيده امام بود منجر گردد.عصرى كه عصر امام باقر(ع) با آن ‏آغاز گرديد،آغازى نو بود كه انحراف سياسى در شكل هدف فكرى در آن ‏خود نمائى ميكرد و آن هدف فكرى، امتداد آن انحراف سياسى بود . انحراف سياسى كه پيشوايان مرحله نخستين با آن همزمان بودند، تحول ‏يافت و در خلال اين مدت يعنى در مدت هشتاد سال، يك هدف فكرى و عقيدتى ‏ايجاد شده بود كه با هدف و عقيده امام اختلاف داشت و از قرار ذيل بود: 1- اين هدف و عقيده به مرجعيت صحابه كه از مهاجران و انصار و تابعين بودند واگذار شده بود و خود اين مراجع مي دانستند كه رسول اكرم(ص) به فرمان حق تعالى، امام على(ع) را به مرجعيت ‏سياسى و فكرى برگزيد به‏ اين اعتبار كه عمق وجود شخص امام على(ع) در موجوديت دعوت مايه گرفته ‏و بمثابه ستون دعوت اسلامى بود و پس از امام على(ع) نيز جانشينان او شايسته اين مقام بودند. خود مردم به خوبى مي دانستند كه پس از رحلت نبى اكرم(ص) وقتى در سقيفه اجتماع كردند،اين مرجعيت از امام على سلب شد. 2- اما مرجعيت فكرى به عنوان مرجعيت رسمى بدون ياور معطل مانده‏ بود و در اين مورد برنامه‏اى روشن موجود نبود تا اين خلاء را پر سازد و اين‏ امر درعهد ابوبكر و عمر و عثمان روى داد كه خلفاى سه گانه ضرورت مراجعه‏ كردن به امام على(ع) و ارزش اعانت او را براى حل مشكلاتى كه كار آنان ‏را دشوار مى‏نمود، احساس كردند. گرچه مي كوشيدند از مراجعه به آن امام(ع) خود دارى كنند. (3) پس از پايان عصر صحابه، عصر تابعين آغاز گرديد و رفته رفته نزديك بود تا عصر جديد يعنى تابعين تابعين نيز آغاز شود. در آن عصر، دولت اسلامى و جامعه اسلامى با مسائلى روبرو شد كه‏ به صورتى جديد، گرفتار اين خلاء فكرى و سياسى بود. علت اين احساس عوامل زير بود: الف- تابعين تابعين كه از ابناى عصر بودند از مصادر اسلام محسوب‏ مى‏شدند و از كتاب و سنت دور افتاده بودند و به واسطه بعد زمان ازعهد نبى‏اكرم(ص) جدا شده بودند. آن نسل از زمان و شرايط و مناسبات كتاب و سنت نبوى دور افتاده بود و از اين روى روزى بر آمد كه در قرآن، معضلاتى مشاهده ‏كردند كه معلول دورى از زمان رسول اكرم(ص)بود. ب- آنان اعتقاد داشتند كه پيامبر خدا(ص) هيچ كس را به منظور اداره‏ مكتب رسالت تربيت نفرموده و هيچ كس را آماده مرجعيت فكرى و سياسى ‏نكرده است و آموزش خاص عقيدتى درباره كسى منظور نداشته است بلكه، همه آنچه رسول اكرم(ص) انجام داد- به نظر آنان- تنها اين بود كه رهبرى ‏دعوت را به امت واگذاشت و مهاجر و انصار را ضميمه يكديگر فرمود تا پس از او دعوت را رهبرى كنند. ج- از آن پس كه حيات اسلامى گسترش يافت و از راه پيروزى نظامى به ‏دسته‏ها و سرزمينها و دولتها پيوست، رويدادهاى گوناگون و شرايط و گروهها بوجود آمد و افكار درهم ريخته و پيچيدگيهايى كه هرگز پيش بينى نمى‏شد پيش‏ آمد و براى نصوص تشريعى مفقود شده كه از رسول اكرم نقل ميكردند، راه ‏حلى وجود نداشت، پس ناچار اين نياز پديد آمد كه به غير از كتاب و سنت، به دلايل و وسايل ديگر از قبيل استحسان و قياس و غير آن از انواع[ادله]اجتهاد كه ملكه مجتهد است رجوع كنند. اين امر باعث گرديد كه ذوق و اخلاقيات شخصى وارد قانونگذارى شود. (4) اين سه وسيله مسلمانان را واداشت كه با ضرورت جستجو درباره يك ‏منشا فكرى كه با آن شرايط و اوضاع و احوال جديد هماهنگ باشد، پى ببرند، زيرا در بسيارى از مسائل نصى وجود نداشت و ناچار بايد راه حلى براى ‏آن مى‏جستند. شهرستانى در اين مورد گويد:«ما به طور قطع مي دانيم كه حوادث ‏و وقايع در عبادات و رفتار و كردار چندان است كه به شمار در نمى‏آيد و حد و حصرى ندارد و به طور قطع مي دانيم كه در همه رويدادها نصى موجود نيست ‏وقتى نصوص محدود باشد، امر نامحدود را ضبط نميكند، پس اجتهاد و قياس ‏لازم الاتباع و معتبر است چندان كه براى هر رويدادى اجتهادى است.‏» (5) در چنين موقعيتهايى امكان نداشت كه بتوانند اين مرجعيت فكرى را قبول ‏داشته باشند و به اين اعتبار كه مرجعيت فكرى به رهبرى سياسى منتهى مي شود آن را به اهل بيت مستند بدانند و اگر مرجعيت فكرى را به اهل بيت مى‏دادند، برنده ‏ترين سلاح را به آنان تقديم مى‏كردند كه به آنان امكان مي داد كه به آسانى ‏به مرجعيت ‏سياسى دست ‏يابند. از اين رو در اين عصر آغاز فعاليتهايى را مى‏بينيم و توسعه و گسترش مدارسى‏ را ملاحظه مي كنيم كه گاهى به‏«راى‏» تكيه مي كنند و گاهى به قياس و استحسان‏ و گاه به مصالح مرسله و عرف جريانهاى پيش آمد كه ظهور آنها با خط مرجعيت ‏اهل بيت(ع) اختلاف داشت و آشكارا نشان مي داد كه اين پديده در جامعه اسلامى ‏بسى اوج گرفته و ريشه دوانيده است. اهل بيت(ع) بر عهده گرفتند كه آن ادعاها را پاسخ گويند و تكذيب كنند. و به علت پاسخگوئى به اين خطوط فكرى، خصوصيات مذهبشان را كه داراى مركزيت و قدرت است تاكيد كنند. ابن جميع ميگويد: به جعفر بن محمد وارد شدم، ابن ابى ليلى و ابو حنيفه ‏نيز با من بودند. او به ابن ابى ليلى گفت: اين مرد كيست؟ جواب داد: او مردى است كه در دين بينا و با نفوذ است. امام(ع) فرمود: شايد به راى ‏خود قياس ميكند؟ سپس رو به ابو حنيفه كرد و فرمود: اى نعمان، پدرم از جدم روايت كرد كه رسول خدا(ص) فرمود: نخستين كس كه امر دين را به راى ‏خود قياس كرد، ابليس بود كه خداى تعالى به او فرمان داد: به آدم سجده ‏برو. او گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفريدى و او را از خاك. پس ‏هر كس كه دين را با راى خود قياس كند حق تعالى روز قيامت، او را با ابليس‏ قرين سازد. زيرا او شيطان را بقياس پيروى كرده است‏.» سپس امام جعفر(ع) آنگونه كه در روايت ابن شبرمه آمده است به او گفت: آيا قتل نفس گناهى بزرگتر است ‏يا زنا؟ گفت: قتل نفس. امام(ع) فرمود: خداي تعالى در قتل نفس دو گواه مى‏پذيرد اما در زنا چهار شاهد بايد. سپس پرسيد: نماز بزرگتر است‏ يا روزه؟ گفت: نماز. امام(ع) فرمود: چه گويى در مورد حايض كه روزه را قضا مي كند و نماز را قضا نمى‏كند. واى بر تو، چگونه قياس ميكنى؟ از خداى بترس و دين را با راى خود قياس مكن. (6) اين نبردى كه اهل بيت(ع) وارد آن شدند، از شدت تاثير اهل راى ‏كاست. چنانكه براى پيدا شدن مكاتبى كه در راه و خط مخالف آن بود، ايجاد آمادگى كرد و مدرسه حديث بوجود آمد كه براى حفظ احاديث و سنت و آثار و فتاوى صحابه و تابعين كوشيد و براى تقويت آن به تبليغ آغازيد و در عين حال ‏از اهل راى بد مى‏گفتند و در مقابل دستاورد اهل راى كه در اخذ به راى و روى ‏گردانيدان از احاديث تند روى داشتند، عكس العملى محسوب مي گرديد. اهل بيت(ع) بر ضد اهل راى ايستادگى كردند و در اين كار به شعار معروفشان ‏تمسك مى‏جستند كه مي گفت:«همانا كه دين خدا با عقول سنجيده نميشود.» چه، اين مكتب اهل راى به راهى مى‏رفت كه تشريع اسلامى را تحليل مى‏برد و نابود مى‏كرد و در مرحله بعد، خاصيت و صلابت و اصالت اسلامى تشريع را كه از ويژگيهاى قانونگذارى است از دست مي داد و در اثنايى كه اهل حديث ‏با جمود شريعت روبرو مي گرديد و معناى ظاهر نصوص اتخاذ مى‏شد، خاصيت ‏نرمش و قابليت تطبيق با شرايط گوناگون اجتماعى از كف مى‏رفت. (7) منبع سايت تبيان 1- منظور اين است كه مكتب تشيع را همگانى كرده و از جهت علمى و عملى توسعه ‏بخشيد چنان كه فراگيرى آن بر هر فردى سهل و پيروى از آن بر هر كس كه داراى فرهنگ‏ اسلامى و عقل مذهبى باشد، پذيرفتنى بود. 2- مراة الجنان. 3- بحث در ولايت- صدر. 4- بحث در ولايت. 5- سلم الوصول ص 295. 6- اصول عمومى فقه، ص 329 نقل از حلية الاولياء،ج 3 ص 197. 7- اجتهاد و تقليد از مقدمه محمد مهدى اصفى، ص 17- 18. [/align]
  16. صلوات خاصه امام باقر علیه السلام منبع : تبیان [flash=http://swf.tebyan.net/mainParts/persian/Services/Film/flvplayer.swf?file=http://mov.tebyan.net/1388/10/salavat%20emam%20bagher.wmv63650.flv]width=380 height=270 دانلود صلوات خاصه امام باقر علیه السلام با صدای آقای علیرضا بکایی به مدت 1:39 با حجم 2.11 MB
  17. [align=justify] شهادت امام باقر علیه السلام با توطئه هشام در بررسی زندگی سیاسی امام باقر (ع) نباید از اختلاف درونی برخی علویان با آن حضرت غافل بود، زیرا این اختلافها هر چند بظاهر رنگ سیاسی نداشت، ولی در نهایت به مسایل سیاسی انجامید. آن چه این اختلافها را به امر سیاست گره می‏زند، این بود که خلفا همواره در صدد یافتن راهی آسان برای از میان بردن خط امامت و جریان اندیشه شیعی بودند و در این میان بدیهی است که دامن زدن به اختلافهای درونی آل علی و استفاده از عناصر ناراضی علیه آنان، می‏توانست شیوه‏ای راحت و کم پیامد برای حکومت باشد. هشام بن عبد الملک، از همین شیوه استفاده کرد و با تدابیری زید بن حسن را که نسبت به امام باقر (ع) بر سر میراث رسول الله و امر امامت عداوت داشت، علیه آن حضرت به کار گرفت تا این امر به شهادت امام باقر (ع) منتهی گردید! ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است: زید بن حسن همیشه با امام باقر (ع) در مورد میراث رسول خدا، درگیری داشت و مدعی بود که او برای دریافت آن میراث سزاوارتر است به این دلیل که از نسل فرزند بزرگتر است ـ زیرا زید از نسل حسن بن علی و امام باقر از نسل حسین بن علی (ع) بود ـ این اختلاف حتی به محکمه قاضی نیز کشیده شد. در یکی از همین محاکم زید بن حسن به زید بن علی بن الحسین ـ برادر امام باقر (ع) ـ توهین کرد و زید بن علی بن الحسین سوگند خورد که دیگر با زید بن حسن‏روبرو نشود. از روایت استفاده می‏شود که در این محکمه‏ها، شخص امام باقر (ع) حضور نمی یافته، بلکه برادر خود (زید بن علی) را مأمور پاسخگویی به ادعاهای زید بن حسن می‏نموده است.از این رو، پس از مشاجره یاد شده، زید بن علی از امام باقر (ع) خواهش می‏کند که دیگر او را از حضور در محکمه‏ای که زید بن حسن در آن مدعی است معاف دارد.امام باقر هم می‏پذیرد . زید بن حسن که گویی در انتظار چنین فرصتی بود از این که می‏تواند از آن پس با شخص امام باقر (ع) رویارو شود، خرسند شد، زیرا امید داشت که در این رویارویی می‏تواند امام را تحت فشار و مورد اذیت و بی حرمتی قرار دهد! زید بن حسن نزد امام باقر آمد تا آن حضرت را به محکمه قضا ببرد.امام عازم شد، ولی به او فرمود: ای زید تو اکنون در زیر لباسهایت خنجری را پنهان کرده‏ای و... امام در این هنگام گوشه‏هایی از قدرت امامت را به وی نمایاند و با کرامتهای خویش به او اثبات کرد که امامت امری الهی است و نه میراثی بشری و قراردادی اجتماعی.زید با مشاهده کرامتها، گاه مدهوش می‏شد و بشدت شگفت زده می‏گردید، ولی هرگز از غفلت و هواپرستی بیرون نیامد. زید بن حسن با مشاهده آن کرامتها، سوگند یاد کرد که دیگر به نزاع با امام باقر (ع) بر نخیزد! او از امام جدا شد ولی همان روز به سوی هشام بن عبد الملک (1) حرکت کرد. وقتی که به حضور هشام رسید گفت: من از نزد ساحری دروغگو می‏آیم که برای تو سزاوار نیست او را به حال خود واگذاری. زید بن حسن آنچه را دیده بود برای هشام باز گفت. هشام بن عبد الملک به کارگزار خویش در مدینه دستور داد: محمد بن علی رادر بند بکش و نزد من بفرست! . آنگاه به زید بن حسن گفت: اگر محمد بن علی را در اختیار تو قرار دهم، آیا حاضری او را به قتل رسانی؟ زید بن حسن گفت: آری. والی مدینه با دریافت فرمان هشام به عواقب آن اندیشید و به هشام نوشت: من فرمان تو را رد نمی‏کنم و این نامه به معنای مخالفت با تو نیست، ولی دوست دارم از سر خیرخواهی با تو سخنی بگویم: مردی را که از من خواسته‏ای تا در بند کشیده، نزد تو بفرستم، عفیفترین و زاهدترین کس در روی زمین است و من به صلاح حکومت تو نمی‏بینم که متعرض وی شوی... (2) این حدیث طولانی است، ولی به هر حال، زید بن حسن از این طریق به خواسته خود دست نیافت .پس از بازگشت از شام به مدینه، سر انجام با تدبیری زین اسب را آغشته به سم کرد و از این طریق امام باقر (ع) را مسموم ساخته، به شهادت رسانید.در این راه دست هشام پنهان است، زیرا آنچه هشام از آن بیم داشت و برای حکومت خود از آن نگران بود، از یک سو وجود امام، و از سوی دیگر درگیری علنی با آن حضرت بود، اما از میان بردن امام باقر (ع) به صورت مخفی و به وسیله فردی از خاندان علی می‏توانست او را از هر دو مشکل برهاند! (3) پی‏نوشت‏ها: 1 ـ در برخی از متون به جای هشام بن عبد الملک فقط نام عبد الملک آمده است، ولی با توجه به این که عبد الملک معاصر امام سجاد (ع) بوده، می‏توان مطمئن شد که هشام بن عبد الملک مورد نظر است و چه بسا لفظ هشام به وسیله راویان یا نسخه نویسان ساقط شده باشد. 2 ـ الخرائج و الجرائح 2/600، بحار 46/ .329 3 ـ نور الابصار 49 و .60 کتاب: زندگی سیاسی امام باقر (ع)، ص 200 نویسنده: احمد ترابی [/align]
  18. « شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) به دست هشام بن عبدالملک اموی(۱۱۴ق) » [align=justify]امام پنجم حضرت امام محمدباقر(ع) در هفتم ذی الحجه سال صد و چهارده هجری قمری به دست هشام بن عبدالملک اموی در مدینه مسموم گردید و در قبرستان بقیع در کنار امام حسن مجتبی (ع) و امام سجاد(ع) به خاک سپرده شد. آن حضرت به هنگام شهادت، پنجاه و هفت سال داشته و از امامت ایشان در حدود بیست سال می گذشت. در دوران امامت آن حضرت فرصت هایی برای نهضت فکری به دست آمده بود که امام باقر(ع) کمال استفاده را در جهت تربیت شاگرد و استحکام و گسترش تشیع و انقلاب فرهنگی نمود. امام باقر(ع) در فرصت کوتاه و مناسبی که به دست آمده بود یکسره به تعلیم و نشر علوم اسلامی پرداخت و پایه¬های یک مرکز بزرگ علمی را که مملو از دانش پژوهان برجسته بود پی ریزی کرد. این موقعیت حساس سرفصل بزرگی در تاریخ تمدن اسلامی گشود و رشد اسلام در دوره های بعد تاثیر فراوانی از آن پذیرفت. [/align]
  19. [frame=13 98] ویــــــژه نـــامـــه شــهادت امـــام جــــواد (ع) مقالات زندگينامه امام جواد (ع) امام جواد (علیه السلام) معرفی امام جواد (ع) کنیه ها و القاب امام جواد(ع) مادر امام جواد(ع) چگونگی شهادت امام جواد امام جواد و راز شهادت امام جواد (ع) الگوی دانشمندان جوان امام جواد عليه السلام پاسدار حريم وحى احادیث و سخنان احاديث منتخب امام محمد جواد عليه السلام چهار اندرز جاودان از امام جواد (ع) شعر قطب آسیای وجود اخلاق و فضائل سیره اخلاقی امام جواد در منقبت امام جواد علیه السلام دست خدا (معجزات و کرامات جوادالائمه(ع) ) کتابشناسی كتابشناسى امام محمد بن على الجواد (علیه السلام) کتابشناسی امام محمد بن علی الجواد (علیه السلام ) 2 کتاب آنلاین متن کامل کتاب چهل داستان و چهل حدیث از زندگی امام جواد ( فهرست مطالب کتاب) تصاویر گرافیکی تصاویر گرافیکی ............ امام جواد (ع) [/frame]
  20. irsalam

    شعر شهادت امام جواد

    قطب آسیای وجود جواد بود و شه کشور امامت بود یگانه در ثمین یم کرامت بود به سرو گو نکند ناز پیش قامت او که سرو قامت او غطبه قیامت بود بیا قدم به رهش نه که اسوه دین است درود باد بر او مظهر شجاعت بود به غیر رسم و ره آن امام حق کی جست هر آنکه در دو جهان طالب سلامت بود جهاد و معرفت و عشق حق به هم آمیخت همیشه در ره تقواش راست قامت بود زنی که شهد شهادت به کام پاکش ریخت اسیر رنج و پریشانی و عزامت بود همان خلیفه ناحق که نام معتصم است ز ظلم و جور مگر بهره جز ندامت بود ایا امام به حق، قطب آسیای وجود توئی که افصح ناس عاشق کلامت بود در آن زمانه که مظلوم را پناه نبود دل شکسته دلان، زنده پیامت بود به من بگو که پس از ثامن ائمه دین کدام نام بجویم که به ز نامت بود سزد همی که ببالد به خود ز عز و شرف هر آنکه ذره خاکی به زیر گامت بود مرا به روز الست ای نگار شیفته دلان ز عشق و مهر ولای تو یک علامت بود
  21. irsalam

    شهادت امام جواد (ع)

    چگونگی شهادت منابع مقاله:زندگانی امام جواد ع، در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت. ولی روایتی دیگر می گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله «اشناس» شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام ( علیه السلام) با علم به عمل آنان آن را نوشید» . در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام ( علیه السلام) دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می گوید: «پس به معتصم گفتم: خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش (جهنم) می افتم! معتصم گفت: آن سخن چیست؟ گفتم: (چگونه) امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمؤمنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می گذشت گوش می دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟ ! پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیر خواهیت به تو پاداش نیک عطا کند! پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مأمور کرد تا ابوجعفر ( علیه السلام) را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر ( علیه السلام) نپذیرفت و گفت: تو می دانی که من در مجالس شما حاضر نمی شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان از وزرای خلیفه دوست دارد خدمت شما برسد. پس آن حضرت ( علیه السلام) به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر ( علیه السلام) فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است! پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود.
  22. irsalam

    معرفی امام جواد (ع)

    منابع مقاله: سیره معصومان ج 5، امین، سید محسن؛ امام جواد(ع) زندگانی ابو جعفر محمد الجواد ابن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، نهمین امام از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین امام جواد (ع) در شب جمعه 19 ماه مبارک رمضان یا 15 این ماه یا روز جمعه 10 رجب در شهر مدینه به دنیا آمد. قولی که در کتاب مصباح المتهجد آمده، تاریخ اخیر را تایید می کند. در آنجا آمده است: ابن عیاش گوید این دعا به وسیله استاد بزرگ ابو القاسم (رضی الله عنه) آمده است که: «اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتجب الدعاء». وی می نویسد: ابن عیاش گفته است: روز دهم رجب، میلاد ابو جعفر ثانی است. آن حضرت در روزگار خلافت معتصم، روز شنبه آخر ذی قعده یا آخر ذی حجه یا پنجم یا ششم ذی حجه در روز سه شنبه سال 220 هجری در بغداد چشم از جهان فرو بست. و در مقابر قریش در پشت قبر جدش امام موسی کاظم (ع) به خاک سپرده شد. مدت عمر وی بیست و پنج سال بود. کلینی گوید: عمر آن حضرت 25 سال و 2 ماه و 18 روز و بنا بر قول دیگری سه ماه و بیست و دو روز بود. ابن خشاب گوید: امام جواد (ع) ، 25 سال و سه ماه و 18 روز زیست و شیخ مفید عمر آن حضرت را 25 سال و اندی می داند. از این مدت، وی هشت یا هفت سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و 17 یا 18 سال، بیست روز کمتر، پس از پدرش زیست. که این همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار می رود و مصادف با دوران پادشاهی مامون است. آن حضرت در اوایل دوران خلافت معتصم وفات یافت. برخی وفات آن حضرت را در دوران خلافت واثق دانسته اند. حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذی در معالم العترة الطاهرة از محمد بن سعید نقل کرده است که گفت: محمد بن علی (ع) ، در زمان خلافت الواثق بالله به قتل رسید. شاید این اشتباه برای وی از آنجا پیش آمده که واثق بر آن حضرت نماز گزارد. بلکه سخن صحیح آن است که امام جواد (ع) در عهد خلافت معتصم از دنیا رفت. زیرا مردم در سال 227 هجری با واثق برای خلافت بیعت کردند. تنها توجیه برای قول جنابذی آن است که شاید مقصود وی آن بوده که واثق در زمان خلافت معتصم، آن حضرت را با خورانیدن سم به قتل رسانیده است. مادر امام جواد (ع) مادر آن حضرت کنیزی بود که او را«سکن مریسیه »و یا«سبیکه »می خواندند. برخی علاوه بر این دو نام، از مادر آن حضرت با نامهای دیگری نیز یاد کرده اند همچون سبیکه، نوبیه و سکینه، که شاید این نام آخر صورت تصحیف شده سبیکه باشد، خیزران و دره. امام رضا (ع) این زن را خیزران می خواند و گفته اند نامش ریحان و قبطی و مکنی به ام الحسن بود. کنیه امام جواد (ع) او را با کنیه ابو جعفر یاد می کردند. همچنین برای آن که با امام باقر (ع) ، که او هم کنیه ابو جعفر داشت، اشتباه نشود کنیه وی را ابو جعفر ثانی ذکر می کردند. لقب آن حضرت آن حضرت را القابی بود مانند جواد و قانع و نجیب و تقی. اما از همه القاب وی مشهورتر لقب جواد بود. نقش انگشتری آن حضرت «نعم القادر الله »بوده است. فرزندان آن حضرت شیخ مفید گوید: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: پسرانش علی (امام دهم) و موسی و دخترانش فاطمه و امامه. آن حضرت به جز آن دو پسری که ذکر کردیم، پسر دیگری نداشت. ابن شهر آشوب در مناقب می نویسد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: علی (امام دهم) و موسی و حکیمه و خدیجه و ام کلثوم. ابو عبد الله حارثی گوید: امام (ع) فقط دو دختر به نامهای فاطمه و امامه داشت منبع : http://www.hawzah.net
  23. irsalam

    زندگينامه امام جواد (ع)

    زندگينامه امام جواد (ع) [align=justify]حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع ) امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت . برای نمونه ، يکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم : " عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟ من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند . يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد . دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی کرد و گفت : يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟ آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد . خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نبايد آنها را ببرد . معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند . ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است . سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری مي گويم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد . اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد . روزی از آنجا که " يحيی بن اکثم " به اشاره مأمون مي خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس . يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيی دچار حيرت عجيبی شد . نمي دانست چگونه جواب گويد . سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند . مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتی که بر مجلس حکمفرما بود ، روی به بنی عباس و اطرافيان کرد و گفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد . باری ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد . امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که : هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمير بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبيب اوس طائی - شاعر شيعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند . اينان نيز ( همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه ای مورد تعقيب و گرفتاری بودند . فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون کردند . عبدالله بن طاهر چنين کرد و سپس کتب او را تفتيش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحيد و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيده سياسی او را نيز بدانم . ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند . اگر کسی شعر او را برای آنان ، بدون اطلاع قبلی ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين که آگاه مي شدند که از ابوتمام است يعنی شاعر شيعی معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند که آن نوشته را پاره کنند . ابن ابی عمير - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهای بسيار ديد ، او را سالها زندانی کردند ، تازيانه ها زدند . کتابهای او را که مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي کرد و چه ظالمانه ! شهادت حضرت جواد (ع ) اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و رواياتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد . اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد . امام جواد (ع ) مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چيزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدی بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانی سودی نداشت . حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گريه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بيفتی که نتوانی از آن نجات بيابی . در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهای ديگری هم نقل شده است . زنان و فرزندان حضرت جواد (ع ) زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندی نداشت . حضرت امام محمد تقی زوجه ديگری مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است . فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح : 1 - حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) 2 - ابواحمد موسی مبرقع 3 - ابواحمد حسين 4 - ابوموسی عمران 5 - فاطمه 6 - خديجه 7 - ام کلثوم 8 - حکيمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلوميت داشت . بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نورانی نورافشانی کند . امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220ه . به سرای جاويدان شتافت . قبر مطهرش در کاظميه يا کاظمين است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسی بن جعفر (ع ) زيارتگاه شيعيان و دوستداران است . [/align]
  24. به مناسبت شهادت آیت اللّه قاضی طباطبایی اولین شهید محراب طلوع خورشید هنگام طلوع آفتاب یکشنبه ششم جمادی الاول سال 1331 ق، در شهر تبریز کودکی پا به عرصه وجود گذاشت. او بعد از رشد و شکوفایی و طی مراحل علمی و کسب کمالات معنوی و روحانی به مرتبه ای از دانش و معرفت و زهد و تقوا رسید که پس از سال ها هنوز الگوی دانش پژوهان و ایمان مداران است. نامش «محمدعلی» و فرزند حاج سیدباقر و از خانواده ای دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود. پدر بزرگوارش، حاج سید باقر مشهور به «میرزا باقر»از سادات اصیل خِطّه عالِم پرور آذربایجان و مشهور به علم و تقوا و جهاد بود. شخصیت جامع علمی در بیشتر موارد، انسان های نمونه افرادی تک بعدی نیستند و ارزش های گوناگون را در خود جمع کرده اند. آیت اللّه قاضی طباطبایی از شخصیت هایی است که دارای ابعاد گوناگون و فضیلت های درخشان است. ایشان با آثار ماندگارش اندیشه دانش پژوهان را متوجّه مبانی فقه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمود و در موضوعات فقهی، کلامی، اصولی و جز آن دستاوردهای ارزشمندی از خود به یادگار نهاد. پرواز سرخهنوز شش ماه از طلیعه انقلاب اسلامی سپری نشده بود که یکی از ستاره های پرنور دانش و فضیلت غروب کرد. این بار دست پلید استکبار جهانی از آستین گروهک منحرف فرقان بیرون آمد و مردی از تبار یزیدیان آیت اللّه مطهری را به شهادت رساند. وقتی خبر شهادت مظلومانه استاد مطهری، به گوش آیت اللّه قاضی رسید، بسیار متأثّر شد و همواره به اطرافیان خود می گفت: کاش بنده هم مثل استاد مطهری، روزی به شهادت برسم. چند روز بعد دعایش مستجاب شد. سرانجام پس از یک عمر جهاد و مبارزه با ستم پیشه گان، به تاریخ 11 آبانماه 1358 در روز عید قربان ـ که نماز عید باشکوهی در آن روز خوانده بود ـ بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد قربانی دین خدا گشت و روحش به سمت آسمان پرواز کرد. دوران کودکی دوران کودکی سید محمدعلی قاضی طباطبایی در دامن پرمهر و محبّت پدر و مادری سپری شد که خود در دامن مکتب پربار تشیّع سرخ علوی پرورش یافته بودند. موضوع مهمی که در آن زمان، فکر پدر «سیدمحمدعلی» را به خود مشغول کرده بود مسئله تعلیم و تربیت فرزندان در خارج از منزل بود. از این رو پس از مدّت ها اندیشه و مشورت با بزرگان فامیل به این نتیجه رسید که تعلیم و تربیت سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی را به میرزا محمدحسین و برادر بزرگوار خود، حاج میرزا اسداللّه قاضی، که هردو از دانشمندان کم نظیر عصر خویش و مربّیان باتجربه و نمونه بودند بسپارد. به دنبال این تصمیم سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی با شور و اشتیاق فراوان، در جلسه درس این فرهیختگان دل سوز حاضر شد واز محضرشان کسب فیض نمود و جرعه های دانش و فضیلت را نوشید. زاهدترین مردمان دیشمند فرزانه و اسوه ایمان و تقوا، آیت اللّه قاضی طباطبایی، علاوه بر تلاش فرهنگی و تدریس و نوشتن کتاب های ارزنده، از یاد خدا و تقرّب به درگاه خداوند متعال غافل نبود و موفّقیّت در عرصه دانش و خدمات ارزشمند و پربار را در سایه ارتباط معنوی و تقوای الهی می دانست. او را زاهدترین و باتقواترین مردم معرّفی کرده اند؛ چرا که همواره با سوز و گداز با خدایش به نجوا می ایستاد و با پاکی و روشنایی پیوند داشت. آیت اللّه قاضی طباطبایی نماز را چشید و جرعه جرعه به جان نوشاند. به بندبند و کلمه کلمه آن توجّه کرد، آن را فهمید و از مسیر تفکّر به اعماق دل رساند. او با نیایش های عاشقانه روح را تازگی می بخشید. او می دانست که تا نماز را عاشقانه نخوانیم، در اقیانوس بی کرانش غوطه ور نخواهیم شد و گوهرهای گران و مرواریدهای درخشان «رضا و وصل» را به دست نخواهیم آورد. در محضر امام امّت شهید قاضی طباطبایی در زمانی که ظلمِ حکومت بیداد می کرد و ظلمت همه جا را فرا گرفته بود، به دنبال نور و فضیلت راهیِ حوزه عملیه قم شد تا روح تشنه اش را از کوثر قرآن و زمزم عترت سیراب کند. او به دنبال یافتن گنج علم و فضیلت، با شور و علاقه ای وصف نشدنی، به تلاش و فعالیّت پرداخت. پشتکار و مطالعه فراوان او اهل دانش را شگفت زده کرد. او آرام و قرار نداشت، منتظر و تشنه به دنبال گمشده ای بود و وقتی با امام خمینی رحمه الله آشنا شد احساس کرد که به مقصود رسیده است. سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی به دنبال این آشنایی با شور و شوق وصف ناپذیری در درس های حضرت امام شرکت جست و از همان زمان پیوند عمیقی بین او و رهبر کبیر انقلاب برقرار شد. وی افزون بر استفاده های علمی، با بهره جویی از افکار بلند استادش به تلاش برای دست یابی به آرمان های مقدّس انقلاب اسلامی پرداخت. اقامت شهید قاضی طباطبایی در شهر مقدس قم که از سال 1359 ق شروع شده بود ـ به مدت ده سال به طول انجامید. وی در این مدّت توانست از سرچشمه زلال امام سیراب شود و با اندیشه های بلند امام آشنا گردد. مبارزه علیه استبداد شهید آیت اللّه قاضی طباطبایی از همان دوران جوانی، به ماهیّت ضدمذهبی رژیم جبّار و خون خوار پهلوی پی برد و از دیدن آن همه ستم که همچون صاعقه بر سر مردم فرود می آمد، رنج فراوان می کشید. وی در نهایت تصمیم قاطع بر مبارزه علیه استبداد گرفت و زبان حق گوی او در اوج خفقان نظام پهلوی رسواگر باطل شد. وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و برنظام خودکامه و خون خوار پهلوی حمله برد که روشن فکران خودفروخته و افراد سازشگر از نظام پلید شاه تجلیل می کردند. این فقیه نستوه بی اعتنا به یاوه سرایی ها، ابوذرگونه بر ظالمان می تاخت و تا آخر عمر شریفش از آرمان های والای امام رحمه الله پشتیبانی می نمود. در محافل درسی بزرگان آیت اللّه قاضی طباطبایی در سنین کودکی فراگیری دانش دینی را نزد عمویش آغاز کرد. ایشان پس از ورود به حوزه علمیه قم با جدیّت تمام و سعی پی گیر به فراگیری علم و معرفت همّت گماشت. روزی نمی گذشت که بر اندوخته های علمی او افزوده نگردد. او در حوزه علمیه قم عمده مطالب فلسفی را از حضرت امام خمینی رحمه الله آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسی بزرگانی چون سیّدمحمد حجّت کوه کمری، سیّدصدرالدین صدر، سیّدمحمدرضا گلپایگانی و دیگر استادان زبردست آن عصر حاضر شد و از خرمن علوم آنها خوشه ها چید. در حوزه نجف آیت اللّه طباطبایی پس از آن که به مرتبه بالایی از تحصیل رسید، برای درک محضر استادان بزرگ و دانشمندان پرآوازه آن دوران، سفرهای علمی خود را آغاز کرد. شاید بتوان گفت یکی از عوامل مؤثّر در موفّقیّت وی استادان بسیار زیادی بود که دیده و از خرمن علوم آنها خوشه ها برگرفته بود. آیت اللّه قاضی در سال 1369 ق راه نجف را در پیش گرفت و با جدیّت تمام در حوزه های درسی بزرگ مردان علم و فقاهت همچون آیت اللّه سیّدمحسن حکیم، آیت اللّه سیدابوالقاسم خویی، آیت اللّه حاج شیخ عبدالحسین رشتی و آیت اللّه شیخ محمدحسین کاشف الغطاء شرکت جست و مشغول کسب دانش و تحصیل در فنون مختلفِ فقه و اصول و فلسفه و کلام و... شد. شهید قاضی طباطبایی در میان استادان نجف برای آیت اللّه حاج شیخ محمدحسین کاشف الغطاء احترام فوق العاده ای قائل بود و بیشتر با آن مجاهد بزرگ انس و الفت داشت و در واقع شیفته اخلاق والا و تبحّر عمیق علمی و افکار بلند سیاسی، اجتماعی کاشف الغطاء شده بود. خدمات ارزنده شهید قاضی آیت اللّه سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در 42 سالگی با کوله باری از دانش و معرفت، حوزه نجف را ترک نموده، به سوی زادگاه خود، شهر مجاهدپرور تبریز، رهسپار شد تا به وظایف بس سنگین خود، در جهت اشاعه آیین حیات بخش اسلام بپردازد؛ همان خدمات ارزنده ای که نتایج سودمندش در انقلاب شکوهمند اسلامی نمایان گشت. آن طور که استاد بزرگوارش مجاهد نستوه آیت اللّه کاشف الغطاء پیش بینی کرده بودند از برکات وجودی او اقشار مختلف مردم بهره مند شدند. مرحوم کاشف الغطاء در یکی از نامه های خود، خطاب به آیت اللّه قاضی نوشته بودند: «ای سید بزرگوار و ای دانشمند والامقام،... ما از هم اینک می بینیم که مردم آذربایجان عموما و اهالی تبریز خصوصا از راهنمایی ها و ارشادات شما بهره مند می شوند و چه زود است تأثیر خدمات ارزنده شما در نصرت حق و از بین بردن باطل محسوس و ملموس شود و در یاری حق چه کسی بهتر و مقدّم تر از شماست؟ پدر روحی شما ـ محمّد حسین سخنرانی آتشین آیت اللّه قاضی طباطبایی از بزرگ مردان تاریخ معاصر است. ایشان در شکل گیری انقلاب شکوهمند اسلامی و برانگیختن احساسات پاک مردم نقش مهمی داشتند. شهید قاضی با سخنرانی های آتشین و پخش اعلامیه های ضدّ رژیم، مردم قهرمان تبریز را به صحنه پیکار آورد و با این عمل شجاعانه خود، شعله بر خرمن دشمن انداخت و حال زار او را پریشان تر از آنچه بود ساخت. طاغوتیان به خوبی می دانستند، قیام آذربایجان یعنی به حرکت درآمدن کل ایران، و این همان کابوسی بود که دژخیمان همواره از آن وحشت داشتند. فقیه مجاهد در تبعید روز سی ام آذرماه 1347 ش مصادف بود با یوم اللّه عید سعید فطر این روز شهر تبریز شاهد نماز پر صلابت عید فطر به امامت فقیه فرزانه حضرت آیت اللّه قاضی طباطبایی بود. ایشان که هیچ فرصتی را از دست نمی دادند، از این اجتماع باشکوه نهایت استفاده را کردند و علیه نظام و حاکمان ستمگر سخنرانی کردند و با گفتاری آتشین نقاب از چهره کریه نظام پهلوی برگرفتند و روابط خفّت بار دولت وقت با رژیم غاصب و نامشروع صهیونیستی را محکوم کردند. غروب همان روز برای ادای نماز مغرب و عشا به مسجد شعبان تشریف آوردند. وقتی بعد از نماز و پاسخ به ابراز احساسات مردم از مسجد خارج شدند، هنوز چند قدمی از در مسجد دور نشده بودند که مزدوران وطن فروش شاه وی را احاطه کردند و با اجبار سوار ماشین کردند و سپس به بافت کرمان تبعید نمودند. پرچمدار وحدت اسلامی آیت اللّه قاضی طباطبایی از پرچمداران وحدت اسلامی بود. او همواره بر وحدت جوامع اسلامی تأکید داشت و در فرصت های مناسب با رفتار حکیمانه برای تحقق بخشیدن هرچه بیشتر به وحدت مسلمانان جهان می کوشید. او می گوید: یاد دارم در زمانی که از سوریه برگشته، وارد عراق شدم... توقف کردیم که نماز مغرب را ادا کنیم و حرکت نماییم. وضو گرفتم و در صحن خانه وسیعی حصیر انداختم و خواستم مشغول نماز شوم که دیدم عده ای از جوانان اهل تسنّن آمدند و در چند قدمی من ایستادند. فهمیدم که می خواهند بدانند که چطور سجده خواهم کرد. من هم در موقع سجده پیشانی را بر بالای حصیر گذاشتم و سایر رفقا نیز اغلب از من تبعیت کردند. بعد از فراغت از نماز چند نفر از آنها جلو آمده از حقیقت سجده بر تربت کربلا که بعضی از همراهان در نماز گذاشته بودند، سؤال کردند. واقع امر را به آنها بیان کردم. بسیار قانع شدند... و اظهار نمودند که به ما جور دیگر تلقین کرده اند. در سنگر نماز جمعه یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی احیای آیین عبادی، سیاسی نماز جمعه و اقامه آن می باشد. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به دستور ابرمرد تاریخ جهان اسلام حضرت امام خمینی رحمه الله ، در تهران و چند شهر دیگر مراسم پربار نماز جمعه برپا گردید. در مردادماه 1358 طی حکمی از سوی امام خمینی، حضرت آیت اللّه قاضی طباطبایی به عنوان نماینده تام الاختیار و امام جمعه تبریز منصوب گردید و هر هفته با حضور در مراسم باشکوه نماز جمعه به ایراد خطبه و ارشاد و راهنمایی روشنگرانه مردم پرداخت. نغمه توحید و عرفان آیت اللّه قاضی طباطبایی از سخنوران چیره دست و شاعران سخن شناس بود. از قصیده های او که به مناسبت های مختلف سروده است، می توان به ذوق سرشار او پی برد. او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نوپرداز است. زیبایی و لطافت اشعار او انسان را با خلق و خوی آن مرد بزرگ آشنا می کند. از اشعار نغز اوست: چهل سال بیش با خرد و هوش زیستم ......آخر نیافتم به حقیقت که چیستم عاقل ز هست گوید و عارف ز نیستی ......من در میان آب و گل هست و نیستم من صدر بزم اُنسم و مجلس نشین قدس ......لیکن تو چون به بزم نشینی بایستم پدیدآورنده: عبداللطیف نظری منبع :پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت www.hawzah.net
  25. دیگر رسانه ها (از حج هدیه تهرانی تا شهادت اجنه) هدیه تهرانی و خواهر آقای "میم" در سهمیه ویژه حج(جهان نیوز) با سهمیه ویژه ریاست جمهوری تعدادی از بازیگران سینما که از جمله آنها هدیه تهرانی است به سفر حج می روند که در این اعزام و سهمیه ویژه خواهر آقای "میم" نیز همسفر هدیه تهرانی است. گفتنی است این اعزام در حالی انجام می شود که مردم عادی و غیر هنرپیشه که امسال در سفر حج ثبت نام کنند، 17 سال دیگر اعزام می شوند. البته گفته می شود كه خانم هدیه تهرانی از این سهمیه ویژه انصراف داده است. فوتبالیست مست بازی را برهم زد (ایسنا) سه تن از بازیکنان تیم فوتبال "پرو" در حین بازی برای استراحت به گوشه زمین رفتند و به جای اینکه بطری های حاوی آب را برای نوشیدن بردارند، بطری های حاوی مشروبات الکلی را تا آخر سر کشیدند که پس از بازگشت به زمین دچار تهوع و سرگیجه شده و در نهایت بازی به هم خورد. رابطه بین احساسات عاشقانه و شادی مغز پژوهشگران آمریکایی دریافتند، 12 قسمت از مغز فرد در زمانی که هر نوع از احساسات عاشقانه را تجربه میکند، مواد شیمیایی شادیآوری ترشح میکنند. ادعای "لوفیگارو" در مورد انفجار پادگان خرم آباد (قدس) روزنامه فرانسوی "لو فیگارو"مدعی شد، انفجار پادگان امام علی (ع) در 300 مایلی تهران بخشی از تلاش عوامل جاسوسی موساد برای جلوگیری از آنچه که خود ادامه فعالیت هسته ای ایران نامید، بوده است. صدها هزار نفر در ایران از فیلترشکن استفاده می کنند (واشنگتن پست) "واشنگتن پست" نوشت: سه شنبه گذشته دویست و پانزده هزار و ششصد و چهل و شش نفر توانستند درایران از سد فیلترهای اینترنتی بگذرند و به وب سایت های مورد نظرشان دست یابند. جنگ اقتصادی آمریکا در جهان با دلارهای سبز و بی پشتوانه (راشا تودی ) آمریکا در کنار به راه انداختن جنگ در جبهه نظامی، جنگی بزرگتر را در جبهه اقتصادی با دلارهای سبز و بی پشتوانه در دنیا به راه انداخته است که اقتصاد دیگر کشورها را به ویرانی می کشاند. افزایش هراس اعراب با سفر احمدی نژاد به لبنان (نشریه لوپست) به غیر از چند ساعت اولیه خوشحالی که به نوعی تصور یک اتفاق نظر را نشان می داد، سفر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران به لبنان موجب افزایش بیم و هراس کشورهای عربی شد. طرح دعوی علیه "گوگل" در انگلیس (ایرنا) در پی ثبت برخی اطلاعات خصوصی شهروندان بریتانیا توسط شرکت گوگل هنگام تصویربرداری از خیابان ها ، دستگاه قضایی انگلیس علیه این شرکت به خاطر شکستن حریم خصوصی شهروندان این کشور اعلام شكایت کرده است. احراز سوء مدیریت در صندوق ذخیره فرهنگیان (واحد مرکزی خبر) نماینده اردل در مجلس شورای اسلامی ، سوء مدیریت درصندوق ذخیره فرهنگیان را محرز خواند و گفت: تاکنون در این باره اقدامی نشده است و حدود 45 نفر از نمایندگان مجلس به صورت کاملا شفاف از وزیر آموزش و پرورش درخواست کردند درباره این صندوق رسیدگی صورت گیرد. صدها هزار معلم ایرانی عضو صندوق ذخیره فرهنگیان هستند. هزینه 5 میلیونی آمپول برای بیماران "ام.اس" (عصر ایران) عضو کمیته علمی انجمن "ام.اس" ایران گفت: داروهای گران قیمت بیمارن "ام.اس" بیمه نیستند و این درحالی است که هر آمپول برای مصرف وقتی به ایران برسد حدود 5 میلیون تومان میشود بنابراین تنها تعداد کمی از بیماران توانایی تهیه آن را دارند. چاپ پرچم ایران روی جعبه دستمال کاغذی وزارت نفت کویت (الوطن) دیروز روی جعبه های دستمال کاغذی مخصوص وزارت نفت کویت، پرچم ایران با پرچم کویت تلفیق شده و نیمی از تصویر برج های کویت را که نمادی از این کشور است پوشانده بود. ارائه آمارهای نادرست تاثیری در کاهش نرخ بیکاری ندارد (ایرنا) نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ گفت: برخی افراد با ارایه آمارهای نادرست نمایندگان را به شبهه انداخته و دراین زمینه نمایندگان نمی دانند به آمارهای ارایه شده توسط این اشخاص استناد کرده یا به آماری که مرکز آمار ارایه می دهد توجه کنند. درخواست دیوان کیفری از کنیا برای دستگیری عمر البشیر (خبرگزاری فرانسه) دیوان کیفری بین المللی از مقامات کنیا خواست چنانچه عمرالبشیر رئیس جمهور سودان روز شنبه برای شرکت در یک نشست منطقه ای به آن کشور سفر کرد، وی را دستگیر کنند. نام های "امیرعلی" و "فاطمه" بیشترین انتخاب ایرانیان برای فرزندان (ایرنا) سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد: در شش ماه نخست سال جاری 686 هزار و 953 ولادت در کشور ثبت شده که در این میان نام های امیر علی و فاطمه بیشترین انتخاب ایرانیان برای فرزندان پسر و دختر خود بوده است. اجرای طرح خاموشکردن چراغ های عمومی درانگلیس (الجزیره) طرح خاموش کردن بخشی از چراغ های خیابان ها و پارک های عمومی در بعضی شهرهای انگلیس به منظور کاهش هزینه ها اجرا می شود .در همین حال موسسات غیردولتی درباره پیامدهای این اقدام شهرداری ها در انگلیس بر امنیت و سلامت مردم در خیابان ها و اماکن عمومی هشدار دادند. دستگیری 29 زائر حج به علت حمل موادمخدر (واحدمرکزی خبر) رییس پلیس فرودگاه های کشور ، از دستگیری 29 نفر از حجاج، به اتهام حمل مواد مخدر در فرودگاه های کشور خبر داد و گفت: از این افراد، 620 گرم موادمخدر کشف و از ادامه سفر آنان جلوگیری شده است. نصب دکل جاسوسی در مرز ایران توسط آمریکا (جمهوری اسلامی) به تازگی در پایگاه هوایی "شمشیر" واقع در خاک پاکستان، حوالی منطقه "خاران" در ایالات بلوچستان پاکستان نزدیک مرز جمهوری اسلامی ایران و کشور افغانستان نیروهای آمریکائی یک دکل به ارتفاع 30 متر برای هدایت هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین خود نصب نمودهاند. بریدن سر یک زندانی به جرم دفاع از ناموس (مشرق) یک فرمانده نظامی آمریکا، یک زندانی عراقی را به خاطر دفاع از خواهرش كه در برابر تجاوز جنسی افسر آمریکایی قرار داشت سر برید. افزایش بمبهای متحرک در خیابانهای کشور (تابناک) بازار داغ متقاضیان دوگانه سوز کردن خودروها، که عمدتا ناشی از نگرانی مردم از آزاد شدن قیمت بنزین است، سبب پدید آمدن بازار سیاه CNG سوز کردن خودروها شده که با توجه به نبود نظارت دقیق بر این مسائل، عدهای سودجو با قیمتهای کذایی، کاسبیهای کلانی برای خود راه انداخته اند که این مسأله جان شهروندان و مردم بیگناه را نیز در معرض خطر جانی و مالی قرار داده است. توصیه آیت الله مصباح یزدی برای نقد کردن دولت(جهان) ایت الله مصباح یزدی خواست گروههای ولایتمدار یكدیگر را شناسایی كنند و پس از آن مطالبات خود را از دولت بخواهند.مصباح یزدی گفته است :نقد دولت باید محترمانه و متوجه شخص مخل در دولت باشد . امیر قطر: آمریکا با ایران گفتگو کند (فایننشال تایمز) "شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی" گفت: "ما مدت زیادی است که به عنوان همسایه در کنار ایران زندگی می کنیم و بر این باوریم که گفتگو بهترین روش است و آمریکا باید با ایران گفتگو کند". انتقاد شدید مسئولان و نمایندگان از احکام متخلفان آزمون دستاری (مهر) پس از ابطال آزمون دستیاری 88 به دلیل لو رفتن سئوالات امتحان و برگزاری مجدد آن هیچ کس انتظار نداشت که تاوان بحران اجتماعی بوجود آمده برای متخلفان تنها چند ماه زندان و انفصال از خدمت دولتی باشد، صدور این احکام موجب انتقاد شدید مسئولان و نمایندگان شده است. جعل مدرک جبهه و دکترا توسط یک مدیر دیگر (خبرآنلاین) یکی از مدیران جوان دولتی که در اردیبهشت ماه طی حکمی از سوی محمود احمدینژاد تغییر مسئولیت داد، به جعل مدرک جبهه برادرش به نفع خود متهم شده است. وی از این راه توانسته معافیت سربازی بگیرد و در رشته پزشکی قبول شود. فراخواندن یک «جن» برای ادای شهادت (العربیه) در یک اتفاق نادر در عربستان، یک دادگاه این کشور تصمیم دارد، یک «جن» را بعنوان شاهد قضیه به دادگاه فرا بخواند. شبکه خبر
×
×
  • اضافه کردن...