رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عليه السلام'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    نيايش هاى حضرت رضا عليه السلام

    نيايش هاى حضرت رضا عليه السلام (مناجات با خدا) بارالها! در پيشگاه تو ايستاده ام، و دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام، آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام، اگر راه حيا را مى پيمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسيدم... ولى … پروردگارم! آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ، ... براى پيروى ندايت آمدم، و به مهربانى هاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم. و به وسيله پيامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشيدى ، و به وسيله برترين زن، و به فرزندانش، كه پيشوايان و جانشينان اويند، و به تمامى فرشتگانى كه به وسيله اينان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسيله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم. ... پس بر ايشان درود فرست، و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده، پيشاپيش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و ديدن تو مى شود قرار دادم اگر با اين همه، خواسته ام را رد كنى ، اميدهايم به تو به يأس مبدّل مى گردد، همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى ديده و او را از درگاهش رانده، و آقايى كه از بنده اش عيوبى ديده و از جوابش سر باز مى زند. واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگيرد، اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟ اما... اگر براى دعايم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهايم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولايى را مانى كه لغزش بنده اش را ناديده انگاشته و به او رحم كرده است. در اين حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟ ... آيا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هايم را بر من مى بخشايى ؟ ... يا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزايى ؟ پروردگارا! خواسته ام در اين جايگاه، يعنى جايگاه بنده فقير نااميد، آن است كه... گناهان گذشته ام را بيامرزى ، و در باقيمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ، و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غريبانه در زير خاكها خفته اند، ببخشى . ...تنهايى شان را با انوار احسانت از بين ببر، و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن، و به نيكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش، و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن، ... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قيامت درامان باشند، به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان، و بين من و آنان در آن نعمت گسترده شناسايى برقرار كن، تا مشمول شادمانى گذشته وآينده شويم. آقايم! اگر در كارهايم چيزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزايد، آن را در نامه اعمالشان قرار ده، و مرا در رحمت با آنان شريك كن، و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربيت كردند. * * * (دعابراى فرزندش حضرت مهدى عليه السلام) يونس بن عبدالرحمان از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان عليه السلام امرمى فرمود و يكى از دعاهاى ايشان براى آن حضرت چنين بود: پروردگارا! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خليفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى كه معرف توست و گوياى حكمت تو، و آن چشم بيناى تو در ميان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد كوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع كن . خداوندا! او را از شرّ آنچه آفريدى و پديد آوردى و ايجاد نمودى و پروراندى و تصوير نمودى در امان دار، و او را از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، و از بالا و پايين محافظت فرما، آن گونه كه هر كه در حفاظت تو باشد ضايع نگردد. در وجود او، پيامبرت را، و وصى ّ پيامبرت را، و پدرانش را؛ پيشوايانت و اركان دينت راـكه درود تو بر تمامى آنان بادـحفظ نما، و او را در امانت خودت كه هرگز ضايع نگردد، و در همسايگى ات كه مورد تعرّض قرار نگيرد، و در نگهدارى و حمايت خودت كه مورد ظلم واقع نشود، قرار ده. خدايا! او را به امان محكمت درامان دار، كه هر كه در آن قرار گيرد هرگز شكست نخورد، و او را درحمايت خودت كه هر كه در آن باشد ظلم نبيند قرار ده، و او را به يارى برترت يارى ده، و به قدرتت توانايش كن، و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده. بارالها! دوست دار هر كه او را دوست دارد، و دشمن دار هر كه با او بستيزد، و زره محكمت را بر او بپوشان، و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده. پروردگارا! او را به برتر از مقامى كه عدالت گسترانِ از پيروان پيامبرانت را به آن مقام رساندى ، برسان. خداوندا! شكافها را با او پر كن، گسستگى ها را به او پيوسته دار، ظلم را به او بميران، عدالت را نمايان ساز، و زمين را به عمر طولانى اش زينت بخش، و او را با يارى تأييد كن، و با بيم نصرت نما، و براى او گشايشى آسان قرار ده، و از جانب خودت براى او برهانى قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر كن. بارالها! او را قائم منتظر قرار ده، و پيشوايى كه به او مانع ظلم مى شوى ، و او را با يارى قدرتمند و پيروزى نزديك توانا كن، و او را وارث شرق و غرب جهان كه بركتشان دادى قرار ده، سنّت پيامبرت را به او زنده كن، تا هيچ حقّى را بخاطر ترس از مخلوقى پنهان ندارد، ياورش را نيرو ده، و دشمنانش را خوار، و هر كه با او بستيزد و مكر كند نابود كن. بارالها! سركشان كافر و سالارانشان و ريش سفيدانشان و ياورانشان را نابود ساز، و سركردگان گمراهى و بدعت گذاران و سنّت شكنان و تقويت كنندگان باطل را درهم شكن، سركشان را به او خوار فرما، و كافران و منافقان و بى دينان را به دست او نابود كن، ... هر وقت و هر جا كه باشند... در شرق و غرب زمين، در خشكى و دريا، در دشت و كوه، تا هيچ جنبنده اى از آنان را زنده نگذارى ، و نشانى از ايشان برجاى ننهى . بارالها! شهرهايت را از ايشان پاك كن، و بندگانت را از شرّ ايشان برهان، و مؤمنان را به اوعزّت ببخش، و سنّتهاى فرستادگانت را به او زنده ساز، و حكم پيامبران را عمومى گردان، و آنچه از دينت از بين رفته و از حكمتهايت دگرگون شده دوباره بياور... تا دينت به او و به دست او پرطراوت و نو و بدون هيچ كژى گردد، در حالى كه بدعتى در او نيست... ... و تا به عدالت او تاريكيهاى ستم، روشن و آتش كفر خاموش كنى ، و جايگاههاى حق وعدالت ناشناخته را [ از آلودگيها ] پاكيزه، و مشكلات احكام را به او روشن بگردانى . بارالها! او همان بنده توست كه بر غيب او را امين دانستى ، و او را از[ارتكاب گناه] نگاه داشتى ، وبه دورى او ازبديها حكم فرمودى ، وازهر پليدى او را پاكيزه نمودى ، و از هر چركى او را دور كردى ، و از دو دلى او را در امان داشتى . بارالها! در روز قيامت و روز وقوع آن بلاى بزرگ براى او گواهى مى دهيم كه گناهى انجام نداده، و معصيتت را مرتكب نشده، و فرمانبرى ات را ضايع ننموده، و پرده اى را ندريده، و بايسته اى را تبديل نكرده، و آيين تو را تغيير نداده است، و او امام هدايتگر، هدايت شده، پاكيزه، باتقوا، وفا كننده و پسنديده پاك مى باشد. بارالها! پس بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و نسل و امّت و تمامى پيروانش، آنچه روشنى چشم و شادمانى او را در بردارد عطايش كن، و فرمانروايى او را در تمام مكانها، دور و نزديك، بر قدرتمداران و فرمانبران [ آن نواحى ] بگستران، تا حكم او بر تمامى احكام غالب و هر باطلى را با حقّ او نابود سازى . بارالها! به دست او ما را به راه هدايت و بزرگ و ميانه اى ببر كه تندرو بسوى او بازگردد و دنباله رو به آن برسد. بارالها! ما را بر فرمانبرى او نيرو، و بر همراهى او راست بگردان، و به متابعت او بر ما منّت گذار، و ما را در حزب او، كه قيام كنندگان به امرت، و صبركنندگان به همراهش، وآنان كه با خيرخواهى براى او جوياى خشنودى اند، قرار ده، تا اين كه در روز قيامت ما را در زمره ياوران و پشتيبانان و تقويت كنندگان حكومتش محشور گردانى . بارالها! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و اين را از طرف ما براى خودت، در حالى كه از هر شك و شبهه و خودنمايى و شهرت طلبى بدور باشد، قرار ده، تا بر غير از تو بر آن اعتماد نكنيم، و قصدى جز تو نداشته باشيم، و ما را در جايگاه او وارد كن، ودر بهشت همراه او قرار ده، وما را در كار او به دلتنگى و خستگى و سستى و پراكندگى مبتلا مساز، وما را از كسانى قرار ده كه از آنان براى يارى دينت كمك گرفته وبه آنان وليّت را عزيزمى گردانى ، وبه جاى ما گروه ديگرى را برنگزين چه اين كه اين كار بر تو آسان و بر ما بسيار گران و دشوار است، وتو بر هر كار توانايى . بارالها! بر واليان عهدش درود فرست، وايشان را به آرزوهايشان برسان، وعمرشان را طولانى ساز وآنان را يارى ده، و براى او آنچه از امر دينت را به آنان نسبت داده اى به نهايت برسان، و ما را پشتيبانان آنان و ياوران دينت قرار ده، و بر پدران پاكيزه اش و پيشوايان هدايتگر درود فرست. بارالها! ايشان معدنهاى سخنان تو، و خزينه داران علم تو، وحاكمان امر تو، و بندگان خالص تو، و بهترين مخلوقات تو، و دوستانت و فرزندان دوستانت، و برگزيدگانت و فرزندان برگزيدگان تواند كه درود و رحمت و بركاتت بر تمامى آنان باد. بارالها! ( درود و رحمتت بر) همكاران او در كارش، و ياورانش در فرمانبريت، كسانى كه آنان را سنگر و سلاح او، و پناهگاه و مورد علاقه او قرار داده اى ، آنانى كه از خانواده و فرزندان جدا شدند، وجلاى وطن كردند، و بستر راحت را ترك گفتند. ازتجارتشان دست شستند، و از روزى خود كاستند، و در جايگاههايشان ديده نشدند، بى آن كه از شهرشان رفته باشند، و با بيگانگانى كه در كارشان ياريشان مى كنند هم قسم شدند، و با نزديكانى كه آنان را از كارشان بازمى داشتند مخالفت كردند، و بعد از روى گرداندن و دورى از يكديگر با هم ائتلاف كردند، وآنچه كه ايشان را به برخوردارى از بهره هاى گذراى دنيايى مى رساند جدا كردند. بارالها! ايشان را درجايگاه استوارت و در پناه خودت قرار ده، وهرگونه گرفتارى را كه از جانب دشمنان متوجّه آنان مى باشد، از ايشان دور كن، و بر كفايت و پشتيبانى و يارى دادن به آنان بيفزاى ، آن مقدار كه ايشان را در فرمانبريت كمك كنى ، و به حق ايشان، باطل آنان را كه درصدد خاموش ساختن نور تو مى باشند از بين ببر، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و به ايشان تمامى آفاق زمين و كرانه هاى آن را از دادگرى و داد و بخشايش و فزونى پر كن، و به بزرگوارى و بخششت و آنچه بر بندگانت به دادگريت منّت گذاردى ، از آنان تشكّر كن، و از پاداشت آنچه درجاتشان را بالا مى برد برايشان ذخيره كن، چه آنچه تو بخواهى انجام مى دهى ، و آنچه اراده كنى حكم مى كنى ، چنين باد اى پروردگار جهانيان. * * * (دعاى آن حضرت در قنوت) پروردگارا! بيامرز و ببخشاى ، و از آنچه مى دانى درگذر، همانا تو برتر، والاتر وگراميترى . * * * ( درود حضرت بر پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از نمازهاى واجب) سلام و بخشايش و بركت الهى بر تو اى رسول خدا! سلام بر تو اى محمّد بن عبدالله! سلام بر تو اى انتخاب الهى ! سلام بر تو اى دوست خدا! سلام بر تو اى برگزيده خدا! سلام بر تو اى امين الهى ! گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدايى ، و گواهى مى دهم كه تو محمّد بن عبدالله اى ، و گواهى مى دهم كه تو به خيرخواهى امّتت راه نمودى ، و در راه پروردگارت تلاش نمودى ، و او را بندگى كردى تا آن گاه كه زمان مرگت فرارسيد. پس اى رسول خدا! خداوند تو را پاداش دهاد؛ برترين پاداشى كه پيامبرى را ازامّتش داده است. بارالها! بر محمّد و خاندانش درود فرست، برترين درودى كه بر ابراهيم و خاندانش فرستادى ، تو ستوده و بزرگوارى . * * * (دعاى ايشان بعد از نمازهاى واجب) از آن حضرت روايت شده است كه فرمود: براى روزى خواستن، بعد از هر نماز بگو: اى كسى كه نيازهاى نيازمندان در اختيار اوست! اى كسى كه براى هر درخواست كننده اى گوشى شنوا و پاسخى آماده، و براى هر خاموشى ، آگاهى درونى و فراگير دارى ! از تو مى خواهم ... به حقّ وعده هاى راستت و نعمتهاى ارزشمندت وبخشايش گسترده ات و چيرگى درهم شكننده ات و پادشاهى جاودانه ات وگفتارهاى رسايت. اى كسى كه فرمانبرى فرمانبران او را سودى ندهد، و گناه گناهكاران به او ضرر نرساند، بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا روزى عطا فرما، و در آنچه مرا روزى مى دهى از بخششت،عافيت روزى عنايت كن، به بخشايشى كه دارى اى مهرورزترين بخششگران! * * * (دعاى امام عليه السلام در سجده شكر) سپاس از آن توست اگر فرمانت برم، وهيچ برهانى برايم نيست اگر سرپيچيت كنم، در احسان و بخششت نه من و نه جز من را اختيارى نيست، و اگر گناه كردم بهانه اى ندارم، آنچه از نيكى به من مى رسد از جانب توست، اى بزرگوار! زنان و مردان مؤمن را در شرق و غرب جهان ببخشاى . * * *
  2. irsalam

    مادر حضرت رضا عليه السلام

    مادر حضرت رضا عليه السلام [align=justify]نامهاى مادر امام مادر امام رضا عليه السلام، بانويى به نام ( تُكتَم ) از اهالى نوبه است كه پس از ورود به خانه موسى بن جعفر عليه السلام، وى را ( نجمه ) ناميده اند. در كتابهاى تاريخى ، از وى با نامهاى ( سُكَن، خيزران، صقره، اروى ، ام البنين و طاهره ) نيز ياد شده است كه اينها احتمالاً القابى است كه به مناسبتهاى گوناگون، به وى داده اند. مثلاً سُكَن از مادّه ( سكون ) به مناسبت وقار آن مخدَره، و خيزران ( كه نام تركه هاى سرخ رنگ بوته اى است) به مناسبت اندام ظريف وى ، و نجمه به دليل نورانيت او، و صقره ( باز ) به جهت تيزبينى و همت والاى آن بانو، و ام البنين به تفألِ آوردن فرزندان، و طاهره به دليل حصانت و پاكى وى از دنائت بوده است. نوبه كجاست؟ ياقوت حموى چند محلّ را به نام ( نوبه ) معرفى مى كند: 1 ـ شهركى در تونس 2 ـ موضعى در حجاز با فاصله سه روز راه از مدينه 3 ـ ناحيه اى در نزديكى درياى تهامه ( درياى سرخ ) 4 ـ سرزمينى در جنوب مصر بى شك، نجمه از چهارمين محلّ، يعنى سرزمين نوبه در جنوب مصر بوده است، ... زيرا وى در نيمه قرن دوّم هجرى ( كه امام كاظم عليه السلام حدود بيست سال داشت ) به عنوان برده به مدينه آورده شده و به بيت امام انتقال يافته است... مى دانيم كه در اين دوران، مردم تونس ( كه در كتابهاى تاريخى و فتوحات اسلامى ، به نام افريقيه خوانده شده است ) مسلمان بوده اند. سرزمين حجاز و همچنين كناره درياى سرخ ( كه مراد ساحل عربستان است ) نيز در زمان ابوبكر ( 11 ـ 13 هجرى ) تماماً جزو قلمرو اسلامى بوده است و نمى توان از اين سرزمينها، مردمى را به عنوان اسير به مدينه آورد و در معرض فروش قرار داد، پس نجمه از سرزمين وسيع نوبه، در جنوب مصر بوده است كه تا آن زمان هنوز به تصرف مسلمين در نيامده بود. اين منطقه نوبه، نام جايى است در افريقا، در كنار نيل كه بين اسوان ( استانى در جنوب مصر ) و سودان، واقع شده است و دو بخش را شامل مى شود: الف: نوبه سفلى كه جزو خاك مصر و بين اسوان ( استانى در جنوب مصر ) و دره حلفا قرار دارد كه پس از بستن سدّ اسوان، قسمتى از آثار باستانى آن به موزه هاى مصر منتقل شد و معبد بزرگى كه در داخل سدّ قرار گرفته با تعبيه ديوار بتونى ، هم اكنون مورد بازديد مسافران و نمايشگر تمدّن ديرين اين سرزمين است و بازديد از آن با قايقهاى محلّى صورت مى گيرد. ب: نوبه عُليا كه در شمال شرقى كشور سودان واقع شده است و سلسله شانزدهم فراعنه مصر در آن جا معابدى ساخته اند كه هم اكنون باقى است. نوبه در گذشته هاى دور داراى تمدّن و حاكمان مقتدرى بوده است كه از آن جمله، كشور كوشى را در سده هشتم قبل از ميلاد در آن ديار مى توان نام برد. پس از درگذشت اسكندر و به سرآمدن دوران جانشينان وى ( كه به بطالسه معروف بوده اند ) مردم آن ديار مسيحيت را پذيرفتند و تا سده 14 ميلادى كه به دين اسلام مشرّف شدند، جزو پيروان دين مسيح به شمار مى رفتند. هم اكنون هفتاد درصد نژاد مردم شمال و غرب كشور سودان، نوبه اى ، و حدود سى درصد كه در غرب سودان متوطّن اند، سودانى و سياه پوست هستند. با توجّه به اين مسأله كه نژاد اهل نوبه از سياه پوستان متمايز است، نبايد نجمه را سياه پوست دانست، بلكه چون ساير مردم شمال سودان و جنوب مصر، گندمگون و به اصطلاح عربها ( سمراء ) بوده است. به هر حال، مردم اين ناحيه هم اكنون مسلمان هستند و به عربى تكلّم مى كنند و اتفاقاً ناحيه آباد كشور سودان همين بخش است كه به واسطه برخوردارى از سواحل نيل ( كناره رود نيل و دره يادشده ) از لحاظ دامدارى و كشاورزى جزو مناطق خوب افريقاست. ياقوت مى نويسد: مردمان نوبه صاحب شتر و اسب و گاو گوسفندند. منتهى اسبهاى نجيب متعلق به پادشاه است و نوع يابو يا برزون، متعلق به عامه است. محصول غلّه اين ناحيه عبارت از گندم و جو و ذرّت مى باشد. برگرفته از كتاب: چهل حديث حضرت رضا عليه السلام نوشته كاظم مدير شانه چى [/align]
  3. فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام زادگاه هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. كنيه ها ابوالحسن و ابوعلى (1) لقبها رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(2). مشهورترين لقب مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(3) مادر امام در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(4)، را براى مادر آن حضرت آورده اند. زادروز درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است. ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق) و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(5) و يازدهم ذى القعده(6) روز شهادت وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.(7) اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(8) درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است. بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(10) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(11) اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12) فرزندان گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(13) به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (14) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است. منبع : http://www.imamreza.net/
  4. [align=justify] احاديث منتخب امام محمد باقر عليه السلام 1- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَيْه السلام) : إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ; وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.([1]) حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندى، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد. ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدى، پس خير و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد. 2- قالَ (عليه السلام): مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.([2]) فرمود: هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروى - ديگران نباشد، خداوند متعال او را در قيامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هركس غضب و خشم خود را از ديگران باز دارد، خداوند نيز خشم و غضب خود را در قيامت از او بر طرف مى سازد. 3- قالَ (عليه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن.([3]) فرمود: كسى كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و حنين به او عطا مى فرمايد. 4- قالَ (عليه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَةً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.([4]) فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دريا چيزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد. 5- قالَ (عليه السلام): إنَّ جَميعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّي عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ في الْبَحْرِ.([5]) فرمود: به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمين و بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحيّت و درود مى فرستند. 6- قالَ (عليه السلام): لَوْ أُوتيتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّيعَةِ لا يَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ، لَأَوجَعْتُهُ.([6]) فرمود: اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من بياورند كه به مسائل دين ـ و زندگى ـ آشنا نباشد، او را تنبيه و تأديب خواهم كرد (تا به دنبال تحصيل مسائل دين برود). 7- قالَ (عليه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْياهُ.([7]) فرمود: هركس درباره مسائل دين فتوا و نظريه اى دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرين مى كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوينده است. 8- قالَ (عليه السلام): الصَّلاةُ عَمُودُ الدّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.([8]) فرمود: نماز ستون دين است و مثالش همانند تيرك و ستون خيمه مى باشد كه چنانچه محكم و استوار باشد ميخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست يا كج باشد ميخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد. 9- قالَ (عليه السلام): لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبيَّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَيْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا يَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.([9]) فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبك و ناچيز مشمار، همانا كه پيامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و يا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نيست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد. 10- قالَ (عليه السلام): بُنِيَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَةِ أشْياء: عَلَى الصَّلاةِ، وَ الزَّكاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلايَةِ.([10]) فرمود: دين مبين اسلام بر پنج پايه و اساس استوار است: نماز، زكات، خمس، حجّ، روزه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام). سپس افزود: آن مقدارى كه نسبت به ولايت سفارش شده است نسبت به هيچ كدام تأكيد نگرديده است و ولايت اساس و محور تمام اعمال مى باشد. 11- قالَ (عليه السلام): مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَيْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ.([11]) فرمود: هر كه خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد. و كسى كه غير از ما اهل بيت ـ عصمت و طهارت ـ را وسيله گرداند نااميد و هلاك خواهد گشت. 12- قالَ (عليه السلام): الاْعْمالُ تُضاعَفُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَأكْثِرُوا فيها مِنَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ وَ الدُّعاءِ.([12]) فرمود: پاداش اعمال ـ بد يا خوب ـ در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعى نمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد. 13- قالَ (عليه السلام): مَنْ طَلَبَ الدُّنْيا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْياً عَلى أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلى جارِهِ، لَقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ.([13]) فرمود: هركس دنيا را به جهت يكى از اين سه حالت طلب كند: بى نيازى از مردم، آسايش و رفاه خانواده و عائله اش، كمك و رسيدگى به همسايه اش. روز قيامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نايل مى شود كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است. 14- قالَ (عليه السلام): ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فيهِنَّ رُخْضةً: أداءُ الاْمانَةِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.([14]) فرمود: خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است: امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد يا فاجر. وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد يا بد. پ 15- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ يَكْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ يَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.([15]) فرمود: همانا بهشت و حورالعين در انتظار افرادى است كه در نظافت و تميز كردن مسجد سعى و تلاش نمايند. 16- قالَ (عليه السلام): إنَّما يَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْيا عَلى قَدْرِ دينِهِ.([16]) فرمود: همانا مؤمن در اين دنيا هر مقدارى كه دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مى گيرد. 17- قالَ (عليه السلام): لا يَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، فَحينَئِذ يَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ.([17]) فرمود: كسى به بندگى و ستايش گر حقيقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن كه از تمام افراد قطع اميد كند و تنها اميدش خداى يكتا باشد. در يك چنين حالتى خداوند گويد: اين عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنايت خود قرار مى دهد. 18- قالَ (عليه السلام): اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَةِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْر.([18]) فرمود: سوگند به خدائى كه بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به يكى از هم نوعان خود بگويد و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نمايد، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشايد. 19- قالَ (عليه السلام): مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُكَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَكَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّةِ.([19]) فرمود: هركس حاجتى را براى مسلمانى برآورده كند و گره از مشگلش بگشايد، خداوند متعال به او خطاب كند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غير از بهشت چيز ديگرى لايق تو نخواهد بود. 20- قالَ (عليه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَيْب النَّبي(صلى الله عليه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ ألْف، أرْبَعينَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّينَ ألْفاً من خِيارِهِمْ. فقال: يارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْيار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَيْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبي.([20]) فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعيب (عليه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو يكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمايم كه شصت هزار نفر ايشان، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود. حضرت شعيب (عليه السلام) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟ خداوند وحى نمود: به جهت آن كه اين افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ايشان سازش مى كردند. 21- قالَ (عليه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ.([21]) فرمود: هركس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از ميوه هاى بهشتى روزى او گرداند. 22- قالَ (عليه السلام): مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَةِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّةِ يُباهى بِهِ الْمَلائِكَةَ.([22]) فرمود: كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسير راه بدون وسيله است) سوار وسيله نقليه خود كند ـ و حتّى الإمكان او را به مقصد برساند ـ خداوند متعال او را در قيامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ـ كه سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد ـ، و به بر ملائكه مباهات و افتخار مى كنند. 23- قالَ (عليه السلام): إذا دَخَلَ أحَدُكُمْ عَلى أخيهِ فى بَيْتِهِ، فَلْيَقَعُدْ حَيْثُ يَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَيْتِ أعْرَفُ بِعَوْرة بَيْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيْهِ.([23]) فرمود: هنگامى به منزل يكى از برادران و دوستانتان وارد شديد، هر كجا به شما گفت بنشينيد، بپذيريد و همانجا بنشينيد، چون كه صاحب منزل بيش از ديگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است. 24- قالَ (عليه السلام): اَلْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الْفَتّانينَ الْمشّائينَ بِالنَّميمَةِ.([24]) فرمود: بهشت ـ و نعمت هاى حيات بخش آن ـ براى اشخاص فتنه گر و سخن چينِ آشوب طلب، حرام است. 25- قالَ (عليه السلام): إنّا نَأمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلاةِ إذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنين، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ إذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنين.([25]) فرمود: ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهيم، ولى شما ـ دوستان و پيروان ما ـ فرزندان خود را از سنين هفت سالگى وادار به نماز نمائيد. 26- قالَ (عليه السلام): مَنْ حَمَلَ جِنازَةً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعينَ كَبيرَةً.([26]) فرمود: هركس جنازه اى را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد. 27- قالَ (عليه السلام): خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.([27]) فرمود: بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال كه از ـ جهات مختلف ـ بر تو دارد، و از خداوند شرم و حيا كن ـ در انجام گناهان ـ به جهت آن كه از هر چيزى به تو نزديك تر است. 28- قالَ (عليه السلام): الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَحَيْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْيَأخُذْها.([28]) فرمود: دانش و حكمت، گمشده ـ ارزشمندى است براى ـ مؤمن كه هر كجا و نزد هركس يافت شود بايد آن را دريافت نمايد. 29- قالَ (عليه السلام): فِي الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، ثُمَّ قالَ: لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ.([29]) فرمود: نمك شفابخش و درمان كننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواصّ نمك مى شناختند به چيزى غير از نمك مداوا و درمان نمى كردند. 30- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَيْرِ ذَنْب.([30]) فرمود: همانا مؤمنى كه با برادر مؤمنش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مى شود و بدون گناه از يكديگر جدا خواهند شد. 31- قالَ (عليه السلام): مَثَلُ الْحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ ذَرْوَةِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.([31]) فرمود: تمثيل افراد حريص به مال و زيورآلات دنيا همانند كرم ابريشمى است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بيشتر فعاليّت كند و تارهاى ابريشم را به دور خود بپيچد، خارج شدنش از بين آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غير ممكن مى شود تا جائى كه چاره اى جز مرگ نداشته باشد. 32- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا يَشْتِمُهُ، وَ لا يُحَرِّمُهُ، وَ لا يُسيىءُ بِهِ الظَّنَّ.([32]) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد. 33- قالَ (عليه السلام): اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ، وَ تَقْديرُ الْمَعيشَةِ.([33]) فرمود: تمام كمالات - معنوى و مادّى انسان - در فقاهت و شناخت دقيق و صحيح مسائل دين و معارف الهى است; و صبر و شكيبائى در مقابل ناملايمات، و نيز زندگى را با تدبّر و مديريّت برنامه ريزى كردن مى باشد. 34- قالَ (عليه السلام): صِلِةُ الاْرْحامِ تُزَكّي الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُيَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.([34]) صله رحم نمودن (پنج فايده دارد:) موجب تزكيه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و بركت در اموال مى گردد، بلاها، آفات; و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نمايد، حساب (قبر و قيامت) را آسان مى گرداند و مرگ و أجل (معلّق) را تأخير مى اندازد. 35- قالَ (عليه السلام): فَضْلُ صَلاةِ الْجَماعَةِ عَلى صَلاةِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرينَ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ.([35]) فرمود: فضيلت و برترى نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بيست و پنج درجه از مقامات بهشتى است. 36- قالَ (عليه السلام): وَ أمَّا الْمُنْجِيات: فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِيَةِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ كَلِمَةُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ.([36]) فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعايت اقتصاد و صرفه جوئى در تمام حالات بى نيازى و نيازمندى، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى. 37- قالَ (عليه السلام): لا تَنالُ وِلايَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.([37]) فرمود: ولايت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را كه داراى عمل ـ صالح ـ و نيز پرهيز از گناه داشته باشند. 38- قالَ (عليه السلام): إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبيِّكُمْ كُلَّ عَشيَّةِ خَميس، فَلْيَسْتَحِ أحَدُكُمْ أنْ يُعْرِضَ عَلى نَبيِّهِ الْعَمَلَ الْقَبيح.([38]) فرمود: همانا تمام كارها و حركات بندگان در هر شب جمعه بر پيغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حياء كنيد از اين كه عمل زشت شما را نزد پيغمبرتان ارائه دهند. 39- قالَ (عليه السلام): مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلايَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ.([39]) فرمود: هركس راه هدايت و سعادتى را بگشايد و يا به ديگران تعليم دهد، اجر و پاداش او همانند كسى است كه به آن كار خير عمل كرده باشد بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان كسر شود. 40- قالَ (عليه السلام): اَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِالْبِرِّ: كِتْمانُ الْحاجَةِ، وَ كِتْمانُ الصَّدَقَةِ، وَ كِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ كِتْمانُ الْمُصيبَةِ.([40]) فرمود: چهار حالت از كنزهاى نيك و پسنديده است: پوشاندن نياز و حاجت خود را از ديگران، دادن صدقه و كمك به افراد به طور مخفيانه و محرمانه، دردها و مشكلات و ناراحتى ها را تحمّل كردن و هنگام مصيبت و حوادث، جزع و داد و فرياد نكردن. پاورقيها : [1] - اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 183، ح 1. [2] - كتاب الزّهد: ص 1، ح 9. [3] - إثبات الهداة: ج 3، ص 467. [4] - اصول كافي: ج 1، ص 179، ح 12. [5] - بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31. [6] - محاسن برقي: ج 1، ص 228. [7] - اصول كافي: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرك الوسائل: ج 17، ص 244. [8] - وسائل الشيعه: ج 4، ص 27، ح 4424. [9] - وسائل الشّيعة: ج 4، ص 23، ح 4413. [10] - وسائل الشّيعة: ج 1، ص 18، ح 10. [11] - أمالى شيخ طوسى: ج 1، ص 175. [12] - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15. [13] - وسائل الشّيعة: ج 17، ص 21، ح 5. [14] - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 490، ح 3. [15] - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 385. [16] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 523، بحارالأنوار: ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از كافى. [17] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 427، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14 . [18] - عدّة الداعى: ص 99، س 15. [19] - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 402، ح 6. [20] - الجواهرالسنّية: ص 28، بحارالأنوار: ج 12، ص 386، ح 12، به نقل از كافى. [21] - محاسن برقى: ص 393، ح 4. [22] - بحارالانوار: ج 7، ص 303، ح 61. [23] - وسائل الشّيعة: ج 5، ص 322. [24] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 528. [25] - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 31، ح 4434. [26] - وسائل الشّيعة: ج 3، ص 3، ح 153. [27] - بحارالأنوار: ج 68 ص336، ح 22. [28] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 468. [29] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 468. [30] - خصال صدوق: ج 1، ص 13. [31] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 318. [32] - تحف العقول: ص 221، بحارالأنوار: ج 78، ص 176، ح 5. [33] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 78، ص 172، ح 5. [34] - تحف العقول: ص 218، بحارالأنوار: ج 74، ص 111، ح 71. [35] - وسائل الشّيعة: ج 17، ص 37. [36] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 174، ح 12. [37] - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 196. [38] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 391. [39] - وسائل الشّيعة: ج 1، ص 436. [40] - تحف العقول: ص 215. منبع : سايت انديشه قم [/align]
×
×
  • اضافه کردن...