رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عمو'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. داستان تاثیر گذار و زیبای عمو ابراهیم و جاد [align=justify]حدود پنجاه سال پیش، در فرانسه، پیرمرد پنجاه ساله ای از اهالی ترکیه، زندگی می کرد که ابراهیم نام داشت و یک خواربار فروشی را اداره می کرد. این خواربار فروشی در آپارتمانی واقع بود که خانواده ای یهودی در یکی از واحدهای آن زندگی می کردند. این خانواده پسری داشتند به نام جاد که هفت سال بیش تر نداشت. جاد عادت داشت هر روز برای خرید نیازمندی های منزل به مغازه عمو ابراهیم می آمد و هر بار هنگام خروج از مغازه، از فرصت استفاده می کرد و شکلاتی می دزدید. روزی جاد فراموش کرد که از مغازه شکلات بردارد. عمو ابراهیم او را صدا زد و به او یادآوری کرد، شکلاتی را که هر روز بر می داشته، فراموش کرده بردارد. جاد حسابی تعجب کرد. او گمان می کرد عمو ابراهیم از دزدی های او چیزی نمی داند، برای همین از او خواهش کرد که او را ببخشد و به او قول داد دیگر این کار را نکند. عمو ابراهیم گفت: «نه، به شرطی تو را می بخشم که به من قول بدهی هرگز در زندگی ات دزدی نکنی و در مقابل می توانی هر روز از مغازه من یک شکلات برداری.» جاد با خوش حالی این شرط را قبول کرد. سال ها گذشت و عمو ابراهیم برای جاد یهودی، مانند پدری مهربان بود. هر وقت جاد با مشکلی برخورد می کرد، یا از حوادث روزگار به تنگ می آمد، پیش عمو ابراهیم می رفت و مشکل خود را برای او مطرح می کرد. عمو ابراهیم هم کتابی را از کشوی میز مغازه بیرون می آورد و به جاد می داد و از او می خواست صفحه ای از کتاب را باز کند. وقتی جاد کتاب را باز می کرد، عمو ابراهیم دو صفحه ای از کتاب را می خواند و کتاب را می بست، و این گونه مشکل جاد را حل می کرد. جاد وقتی از مغازه بیرون می آمد، احساس می کرد ناراحتی اش برطرف و مشکلش حل شده است. سال ها گذشت. بعد از هفده سال، عمو ابراهیم از دنیا رفت و قبل از وفاتش صندوقی برای فرزندانش به جا گذاشت. او در صندوق کتابی را گذاشته بود که همیشه جاد آن را در مغازه می دید. او به فرزندانش وصیت کرد کتاب را به جاد هدیه دهند. وقتی فرزندان عمو ابراهیم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهیم باخبر شد. از شنیدن این خبر، جاد بسیار ناراحت شد، چرا که عمو ابراهیم یار و یاور او در همه مشکلات بود. روزها گذشت. روزی برای جاد مشکلی پیش آمد و به یاد عمو ابراهیم و صندوقی افتاد که به او هدیه داده بود. صندوق را آورد و آن را باز کرد. دید در صندوق همان کتابی است که همیشه آن را در مغازه عمو ابراهیم باز می کرد و عمو ابراهیم آن را می خواند! جاد صفحه ای از کتاب را باز کرد، اما کتاب به زبان عربی بود و او از زبان عربی چیزی نمی دانست. او پیش همکاری از اهالی تونس رفت و از او خواهش کرد تا دو صفحه از کتاب را برایش بخواند. او نیز خواند. پس از این که جاد مشکلش را برای همکار تونسی اش شرح داد، مرد تونسی راه حلی برای مشکلش پیدا کرد. جاد شگفت زده از او پرسید: «این کتاب چیست؟» مرد تونسی گفت: «این قرآن کریم، کتاب مسلمانان است.» جاد گفت: «چگونه می توانم مسلمان شوم؟» مرد تونسی گفت: «کافی است شهادتین را بگویی و از شریعت پیروی کنی!» جاد با راهنمایی های مرد تونسی گفت: «أشهد ان لا اله الا الله و اشهد أن محمداً رسول الله.» جاد مسلمان شد و به خاطر بزرگ داشت کتاب مقدس مسلمانان نام خود را جاد الله قرآنی گذاشت و تصمیم گرفت عمر خود را وقف خدمت به قرآن کند. جاد الله، قرآن را فرا گرفت و آن را فهمید و در اروپا دیگران را هم به اسلام دعوت کرد تا آن جا که تعداد زیادی یهودی و مسیحی، مسلمان شدند. روزی از روزها در حالی که جاد الله اوراق قدیمی خود را زیر و رو می کرد، قرآنی را که عمو ابراهیم به او هدیه داده بود، باز کرد. ناگهان در صفحه اول قرآن نقشه جهان را دید. بارها این نقشه را دیده بود، اما به آن توجه نکرده بود. روی آن نقشه، قاره افریقا توجهش را جلب کرد، چرا که روی آن امضای عمو ابراهیم نقش بسته و در زیر آن، این آیه نوشته شده بود: «ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» با حکمت و اندرز نیکو (دیگران) را به راه پروردگارت دعوت کن.» (نحل: 125) جاد الله فهمید که این وصیت عمو ابراهیم است و تصمیم گرفت آن را عملی کند. بنابراین برای دعوت به دین خدا، اروپا را به قصد کشورهای افریقایی ترک کرد. گفته می شود که کارش آن قدر موفقیت آمیز بود که میلیون ها نفر مسلمان شدند. جاد الله قرآنی، سی سال از عمر خود را برای دعوت انسان ها به سوی خدا در افریقا سپری کرد. او در سال 2003م (1382ش) در افریقا به دلیل بیماری از دنیا رفت. او هنگام فوت 54 سال داشت داستان زندگی جاد الله قرآنی در این جا تمام نمی شود. مادر یهودی جاد الله قرآنی که استاد دانشگاه بود، دو سال بعد از وفات پسرش در هفتاد سالگی مسلمان شد. مادرش به رسانه ها گفته بود در طول سی سالی که پسرش مسلمان شده بود، او دائما در حال جنگ و جدال با او برای بازگرداندنش به دین یهودی بوده، ولی با وجود تجربه و اطلاعات کافی و قدرت استدلال، نتوانست پسرش را از اسلام بازگرداند، در حالی که عمو ابراهیم، آن پیرمرد مسلمان تحصیل نکرده، توانست قلب او را فتح کند. چرا جاد الله قرآنی، مسلمان شد؟ جاد الله قرآنی به برخی از بزرگانی که در سفر بزرگ خود با آن ها ملاقات کرده بود، گفته بود: در مدت هفده سالی که با عمو ابراهیم ارتباط داشتم، حتی یک بار هم به من نگفت ای کافر یا ای یهودی، یا حتی به من نگفت مسلمان شو. تصورش را بکنید، هفده سال عمو ابراهیم دندان روی جگر گذاشت و نه درباره اسلام و نه درباره یهودیت چیزی به او نگفت. واقعاً عجیب است که چگونه یک پیرمرد تحصیل نکرده، دل پسر بچه ای را فتح کرد. یک بار در یکی از ملاقات ها از او سؤال شد که چه احساسی دارد وقتی می بیند میلیون ها انسان به یاری او مسلمان شده اند؟ در جواب گفت احساس افتخار نمی کنم، چرا که او فقط توانسته بخشی از خوبی های عمو ابراهیم را جبران کند. دکتر صفوت حجازی یکی از دعوتگران مشهور مصری می گوید: «در کنفرانسی در لندن با یکی از رؤسای قبایل دارفور ملاقات کردم. در گرماگرم صحبت از او پرسیدم: شما دکتر جادالله قرآنی را می شناسید؟ رئیس قبیله بلند شد و از من پرسید: مگر شما او را می شناسید؟ گفتم: بله! زمانی که در سوئیس برای معالجه آمده بود، من با او ملاقات کردم. رئیس قبیله روی دست هایم خم شد و آن را بوسید! به او گفتم: چه کار می کنی؟ من کاری نکرده ام که سزاوار این همه محبت باشد! گفت: من دست شما را نمی بوسم، بلکه دستی را می بوسم که دست جاد الله قرآنی را گرفته است! از او پرسیدم: مگر تو به کمک جاد الله قرآنی مسلمان شده ای؟ رئیس قبیله گفت: نه! من به دست مردی مسلمان شده ام که او به دست جاد الله قرآنی مسلمان شده است! فیلم عمو ابراهیم و جاد در سپتامبر سال 2003 (بعد از وفات جاد الله) سینمای فرانسه از داستان زندگی عمو ابراهیم و جاد الله فیلمی ساخت به نام آقا ابراهیم و گل های قرآن. قهرمان این فیلم عمر الشریف، هنرپیشه معروف مسلمان است که نقش عمو ابراهیم را بازی می کند. این فیلم در سال 2004 نمایش داده شد و جوایز بسیاری را کسب کرد. در این فیلم قصه برخوردهای عمو ابراهیم با جاد و تحولات او را به تصویر کشیده است. در سایت ( httP://www.sonyclassics.com/ibrahim ) علاوه بر کسب اطلاعات بیش تر درباره جاد الله قرآنی، می توانید بخش هایی از این فیلم را هم ببینید. [/align]
  2. عمو حاجی شیرازی 100 سال است حمام نرفته و گوشت مردار می خورد/ عکس حوادث > داخلی - ایرنا نوشت: مردی که در دهستان دژگاه در بخش دهرم شهرستان فراشبند در جنوب غربی شیراز روزگار میگذراند و به حاجعمو معروف است، از حمام گریزان است و میگوید که اگر تمیز شود، مریض میشود. عمو حاجی که چهرهای همانند انسانهای غارنشین دارد و کهنسال به نظر میرسد مردم عادی سن او را نزدیک به یک قرن میدانند، رنگ خاکستر گرفته و قشری ضخیم از چرک بر اندام او سنگینی میکند. چند سال پیش جوانان محل تصمیم گرفتند عموحاجی را به رودخانه ببرند تا آبی به بدن این مرد برسد، به همین منظور هنگامی که عموحاجی در خواب بود او را در عقب یک وانت گذاشتند تا او را در رودخانه حمام کنند اما وقتی به رودخانه رسیدند، دیدند عموحاجی در عقب وانت نیست زیرا او پیش از رسیدن، خود را به بیرون از وانت انداخته بود تا مبادا بدنش با آب آشتی کند و عموحاجی همان جا گفته بود اگر تمیز شوم، مریض میشوم. عموحاجی از خوردن هر نوع خوراکی تازه و نوشیدن آب بهداشتی پرهیز میکند به گونهای که اگر به زور هم به او آب گوارا بنوشانند، عکسالعمل منفی نشان میدهد و بشدت ابراز ناراحتی میکند. لذیذترین غذاها به قول خودش، حیوانات مرده و گندیده است و فرقی ندارد که این حیوان حلال و یا حرامگوشت باشد. این سالخورده که گفته میشود به دلیل مشکل عاطفی که در ایام جوانی برای او رخ داده از مردم و اجتماع گریزان و گوشه عزلت و انزوا برگزیده سالیان سال است که در زیر مکانی مسقف ماوا ندارد و در گرما و سرما در هوای آزاد به سر میبرد. برخی از جوانان و نوجوانان دژگاه برای عموحاجی مرغ، گربه، روباه، خارپشت و حتی مار مرده میبرند او این حیوانات را در گودالی در اطراف خود دفن میکند و پس از چند روز با آتشی که در این گودال میافروزد، آن را نیمپز میکند و با ولع خاصی میخورد. عموحاجی پس از آن با خوردن آب گندیده که در یک حلب زنگزده و حشرات مختلف در داخل آن شناور هستند، وعده غذایی را به پایان میبرد. لیوان او یک حلب 5/4 کیلویی روغن است و او با استفاده از این حلب روزانه نزدیک به 5 لیتر آب مینوشد. لوازم زندگی او شامل یک چماق است که پیشتر پلوس وانت بوده است و وزن آن 17 کیلوگرم است، استکان چایخوری این مرد عجیب یک کلاه ایمنی اسقاطی است و چند حلب کهنه روغن نباتی که بچههای این دهستان با آفتابه در این حلبها برای او آب میریزند. شهرستان فراشبند در فاصله 164 کیلومتری جنوب غربی شیراز، واقع شده است.
  3. "عمو پورنگ" تابستان به تلويزيون ميآيد جام جم آنلاين: "عمو پورنگ" و "امیر محمد" که در روزهای پایانی سال گذشته از کودکان خداحافظی کردند تیر امسال به تلویزیون می آیند. مسلم آقاجانزاده تهیه کننده برنامه های پورنگ در گفتگو با واحد مرکزی خبرگفت : برنامه "عمو پورنگ" ده سال به صورت زنده روی آنتن است بنابراین برای جلوگیری از تکراری شدن در فکر برنامه ای جدید هستیم. وی با بیان این که تصمیم داریم با نوآوری از برنامه های زنده دور شویم؛ اضافه کرد: در نظر داریم سریال "عمو پورنگ" را تهیه کنیم که بازیگران معروف طنز در کنار "امیر محمد" و "پورنگ" ایفای نقش کنند هم اکنون نیز در حال نگارش فیلمنامه این سریال هستیم که درصورت تصویب، ضبط این سریال از تیر آغاز می شود. وی به تغییر سبک کار در این سریال اشاره کرد و گفت: عمو پورنگ و امیر محمد با اتفاقات جالبی روبرو می شوند که در هر قسمت با محوریت کودکان به طور غیر مستقیم آموزش های اخلاقی مختلف را منتقل می کند. این تهیه کننده همچنین از پخش برنامه نمایشی "عبور موقت" در تیرماه خبر داد و گفت: برنامه نمایشی "عبور موقت" در شش قسمت که به صورت هفتگی روی آنتن شبکه دو می رود با حضور "عموپورنگ" و "امیرمحمد" در فضایی گرافیکی و کروماکی ساخته شده است.
×
×
  • اضافه کردن...