رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'قاضی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی

    داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی روزى شاه عباس صفوی به شیخ بهایى گفت: دلم می ‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود. شیخ بهایى گفت : من یک هفته مهلت می ‏خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد، چنانچه باز هم اراده ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم... شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به مصلای خارج از شهر رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا می ‏گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: اى بنده خدا من می ‏دانم که ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا مى بلعد!!! تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت و لیکن چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز کن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار و برو !!! مرد با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته ، فوراً به پشت دیوارى رفت و از آنجا به کوچه ‏اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت: امروز هر کس سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته ، فردا صبح زود هم من مخفیانه می روم پیش شاه و قصدى دارم که بعداً معلوم می شود... شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از نزدیکان شاه بود، هنگام بیدار شدن شاه اجازه حضور خواست و چون به خدمت پادشاه رسید عرض کرد: اعلیحضرت، می خواهم کوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را فقط به سبب دیدن یک موضوع، به شاه نشان دهم و ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست می دهند و مطلب را به خودشان اشتباه می فهمانند ؟!! شاه عباس با تعجب پرسید: ماجرا چیست؟ شیخ بهایى گفت: من دیروز به رهگذرى گفتم که چشمت را هم بگذار که زمین مرا خواهد بلعید و چون چشم بر هم نهاد من خود را مخفى ساخته و به خانه رفتم و از آن ساعت تا به حال غیر از افراد خانواده ام، کسى مرا ندیده و فقط عمامه خود را با عصا و الاغ در محل مصلى گذاشتم، ولى از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین فرو رفتم و این قدر این حرف تکرار شده که هر کس می گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى به زمین فرو رفت!!! حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند! به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارت‏هاى عالى قاپو و تالارها و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیره جمع شدند، جمعیت به قدرى بود که راه عبور بسته شد، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر شخص متدین و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کنند تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند... بدین ترتیب 17 نفر شخص معتمد و واجد شرایط از 17 محله ی آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور شاه رسیدند ، هر کدام به ترتیب گفتند : به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید! دیگرى گفت: خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد. سومى گفت: به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود. چهارمى ‏گفت: خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر سینه ‏اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود!!! به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند. شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد و عاقبت شاه آنها را مرخص کرد و خطاب به آنها گفت : بروید و مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم می شود شیخ بهایى گناهکار بوده است! وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه رسید و گفت: قبله ی عالم! عقل و شعور مردم را دیدید؟ شاه گفت: آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟ شیخ عرض کرد: به من فرمودید، قاضى القضات شوم. شاه گفت: بله ولى این موضوع چه ارتباطی به آن دارد؟ شیخ گفت: من چگونه می توانم قاضى القضات شوم با اینکه می دانم مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست که درست باشد، آن وقت حق گناهکاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر می فرمایید ناچار به اطاعتم ! شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده ی احترام نگاه کرده و می کنم لازم نیست به قضاوت بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى !!!
  2. به مناسبت شهادت آیت اللّه قاضی طباطبایی اولین شهید محراب طلوع خورشید هنگام طلوع آفتاب یکشنبه ششم جمادی الاول سال 1331 ق، در شهر تبریز کودکی پا به عرصه وجود گذاشت. او بعد از رشد و شکوفایی و طی مراحل علمی و کسب کمالات معنوی و روحانی به مرتبه ای از دانش و معرفت و زهد و تقوا رسید که پس از سال ها هنوز الگوی دانش پژوهان و ایمان مداران است. نامش «محمدعلی» و فرزند حاج سیدباقر و از خانواده ای دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود. پدر بزرگوارش، حاج سید باقر مشهور به «میرزا باقر»از سادات اصیل خِطّه عالِم پرور آذربایجان و مشهور به علم و تقوا و جهاد بود. شخصیت جامع علمی در بیشتر موارد، انسان های نمونه افرادی تک بعدی نیستند و ارزش های گوناگون را در خود جمع کرده اند. آیت اللّه قاضی طباطبایی از شخصیت هایی است که دارای ابعاد گوناگون و فضیلت های درخشان است. ایشان با آثار ماندگارش اندیشه دانش پژوهان را متوجّه مبانی فقه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمود و در موضوعات فقهی، کلامی، اصولی و جز آن دستاوردهای ارزشمندی از خود به یادگار نهاد. پرواز سرخهنوز شش ماه از طلیعه انقلاب اسلامی سپری نشده بود که یکی از ستاره های پرنور دانش و فضیلت غروب کرد. این بار دست پلید استکبار جهانی از آستین گروهک منحرف فرقان بیرون آمد و مردی از تبار یزیدیان آیت اللّه مطهری را به شهادت رساند. وقتی خبر شهادت مظلومانه استاد مطهری، به گوش آیت اللّه قاضی رسید، بسیار متأثّر شد و همواره به اطرافیان خود می گفت: کاش بنده هم مثل استاد مطهری، روزی به شهادت برسم. چند روز بعد دعایش مستجاب شد. سرانجام پس از یک عمر جهاد و مبارزه با ستم پیشه گان، به تاریخ 11 آبانماه 1358 در روز عید قربان ـ که نماز عید باشکوهی در آن روز خوانده بود ـ بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد قربانی دین خدا گشت و روحش به سمت آسمان پرواز کرد. دوران کودکی دوران کودکی سید محمدعلی قاضی طباطبایی در دامن پرمهر و محبّت پدر و مادری سپری شد که خود در دامن مکتب پربار تشیّع سرخ علوی پرورش یافته بودند. موضوع مهمی که در آن زمان، فکر پدر «سیدمحمدعلی» را به خود مشغول کرده بود مسئله تعلیم و تربیت فرزندان در خارج از منزل بود. از این رو پس از مدّت ها اندیشه و مشورت با بزرگان فامیل به این نتیجه رسید که تعلیم و تربیت سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی را به میرزا محمدحسین و برادر بزرگوار خود، حاج میرزا اسداللّه قاضی، که هردو از دانشمندان کم نظیر عصر خویش و مربّیان باتجربه و نمونه بودند بسپارد. به دنبال این تصمیم سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی با شور و اشتیاق فراوان، در جلسه درس این فرهیختگان دل سوز حاضر شد واز محضرشان کسب فیض نمود و جرعه های دانش و فضیلت را نوشید. زاهدترین مردمان دیشمند فرزانه و اسوه ایمان و تقوا، آیت اللّه قاضی طباطبایی، علاوه بر تلاش فرهنگی و تدریس و نوشتن کتاب های ارزنده، از یاد خدا و تقرّب به درگاه خداوند متعال غافل نبود و موفّقیّت در عرصه دانش و خدمات ارزشمند و پربار را در سایه ارتباط معنوی و تقوای الهی می دانست. او را زاهدترین و باتقواترین مردم معرّفی کرده اند؛ چرا که همواره با سوز و گداز با خدایش به نجوا می ایستاد و با پاکی و روشنایی پیوند داشت. آیت اللّه قاضی طباطبایی نماز را چشید و جرعه جرعه به جان نوشاند. به بندبند و کلمه کلمه آن توجّه کرد، آن را فهمید و از مسیر تفکّر به اعماق دل رساند. او با نیایش های عاشقانه روح را تازگی می بخشید. او می دانست که تا نماز را عاشقانه نخوانیم، در اقیانوس بی کرانش غوطه ور نخواهیم شد و گوهرهای گران و مرواریدهای درخشان «رضا و وصل» را به دست نخواهیم آورد. در محضر امام امّت شهید قاضی طباطبایی در زمانی که ظلمِ حکومت بیداد می کرد و ظلمت همه جا را فرا گرفته بود، به دنبال نور و فضیلت راهیِ حوزه عملیه قم شد تا روح تشنه اش را از کوثر قرآن و زمزم عترت سیراب کند. او به دنبال یافتن گنج علم و فضیلت، با شور و علاقه ای وصف نشدنی، به تلاش و فعالیّت پرداخت. پشتکار و مطالعه فراوان او اهل دانش را شگفت زده کرد. او آرام و قرار نداشت، منتظر و تشنه به دنبال گمشده ای بود و وقتی با امام خمینی رحمه الله آشنا شد احساس کرد که به مقصود رسیده است. سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی به دنبال این آشنایی با شور و شوق وصف ناپذیری در درس های حضرت امام شرکت جست و از همان زمان پیوند عمیقی بین او و رهبر کبیر انقلاب برقرار شد. وی افزون بر استفاده های علمی، با بهره جویی از افکار بلند استادش به تلاش برای دست یابی به آرمان های مقدّس انقلاب اسلامی پرداخت. اقامت شهید قاضی طباطبایی در شهر مقدس قم که از سال 1359 ق شروع شده بود ـ به مدت ده سال به طول انجامید. وی در این مدّت توانست از سرچشمه زلال امام سیراب شود و با اندیشه های بلند امام آشنا گردد. مبارزه علیه استبداد شهید آیت اللّه قاضی طباطبایی از همان دوران جوانی، به ماهیّت ضدمذهبی رژیم جبّار و خون خوار پهلوی پی برد و از دیدن آن همه ستم که همچون صاعقه بر سر مردم فرود می آمد، رنج فراوان می کشید. وی در نهایت تصمیم قاطع بر مبارزه علیه استبداد گرفت و زبان حق گوی او در اوج خفقان نظام پهلوی رسواگر باطل شد. وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و برنظام خودکامه و خون خوار پهلوی حمله برد که روشن فکران خودفروخته و افراد سازشگر از نظام پلید شاه تجلیل می کردند. این فقیه نستوه بی اعتنا به یاوه سرایی ها، ابوذرگونه بر ظالمان می تاخت و تا آخر عمر شریفش از آرمان های والای امام رحمه الله پشتیبانی می نمود. در محافل درسی بزرگان آیت اللّه قاضی طباطبایی در سنین کودکی فراگیری دانش دینی را نزد عمویش آغاز کرد. ایشان پس از ورود به حوزه علمیه قم با جدیّت تمام و سعی پی گیر به فراگیری علم و معرفت همّت گماشت. روزی نمی گذشت که بر اندوخته های علمی او افزوده نگردد. او در حوزه علمیه قم عمده مطالب فلسفی را از حضرت امام خمینی رحمه الله آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسی بزرگانی چون سیّدمحمد حجّت کوه کمری، سیّدصدرالدین صدر، سیّدمحمدرضا گلپایگانی و دیگر استادان زبردست آن عصر حاضر شد و از خرمن علوم آنها خوشه ها چید. در حوزه نجف آیت اللّه طباطبایی پس از آن که به مرتبه بالایی از تحصیل رسید، برای درک محضر استادان بزرگ و دانشمندان پرآوازه آن دوران، سفرهای علمی خود را آغاز کرد. شاید بتوان گفت یکی از عوامل مؤثّر در موفّقیّت وی استادان بسیار زیادی بود که دیده و از خرمن علوم آنها خوشه ها برگرفته بود. آیت اللّه قاضی در سال 1369 ق راه نجف را در پیش گرفت و با جدیّت تمام در حوزه های درسی بزرگ مردان علم و فقاهت همچون آیت اللّه سیّدمحسن حکیم، آیت اللّه سیدابوالقاسم خویی، آیت اللّه حاج شیخ عبدالحسین رشتی و آیت اللّه شیخ محمدحسین کاشف الغطاء شرکت جست و مشغول کسب دانش و تحصیل در فنون مختلفِ فقه و اصول و فلسفه و کلام و... شد. شهید قاضی طباطبایی در میان استادان نجف برای آیت اللّه حاج شیخ محمدحسین کاشف الغطاء احترام فوق العاده ای قائل بود و بیشتر با آن مجاهد بزرگ انس و الفت داشت و در واقع شیفته اخلاق والا و تبحّر عمیق علمی و افکار بلند سیاسی، اجتماعی کاشف الغطاء شده بود. خدمات ارزنده شهید قاضی آیت اللّه سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در 42 سالگی با کوله باری از دانش و معرفت، حوزه نجف را ترک نموده، به سوی زادگاه خود، شهر مجاهدپرور تبریز، رهسپار شد تا به وظایف بس سنگین خود، در جهت اشاعه آیین حیات بخش اسلام بپردازد؛ همان خدمات ارزنده ای که نتایج سودمندش در انقلاب شکوهمند اسلامی نمایان گشت. آن طور که استاد بزرگوارش مجاهد نستوه آیت اللّه کاشف الغطاء پیش بینی کرده بودند از برکات وجودی او اقشار مختلف مردم بهره مند شدند. مرحوم کاشف الغطاء در یکی از نامه های خود، خطاب به آیت اللّه قاضی نوشته بودند: «ای سید بزرگوار و ای دانشمند والامقام،... ما از هم اینک می بینیم که مردم آذربایجان عموما و اهالی تبریز خصوصا از راهنمایی ها و ارشادات شما بهره مند می شوند و چه زود است تأثیر خدمات ارزنده شما در نصرت حق و از بین بردن باطل محسوس و ملموس شود و در یاری حق چه کسی بهتر و مقدّم تر از شماست؟ پدر روحی شما ـ محمّد حسین سخنرانی آتشین آیت اللّه قاضی طباطبایی از بزرگ مردان تاریخ معاصر است. ایشان در شکل گیری انقلاب شکوهمند اسلامی و برانگیختن احساسات پاک مردم نقش مهمی داشتند. شهید قاضی با سخنرانی های آتشین و پخش اعلامیه های ضدّ رژیم، مردم قهرمان تبریز را به صحنه پیکار آورد و با این عمل شجاعانه خود، شعله بر خرمن دشمن انداخت و حال زار او را پریشان تر از آنچه بود ساخت. طاغوتیان به خوبی می دانستند، قیام آذربایجان یعنی به حرکت درآمدن کل ایران، و این همان کابوسی بود که دژخیمان همواره از آن وحشت داشتند. فقیه مجاهد در تبعید روز سی ام آذرماه 1347 ش مصادف بود با یوم اللّه عید سعید فطر این روز شهر تبریز شاهد نماز پر صلابت عید فطر به امامت فقیه فرزانه حضرت آیت اللّه قاضی طباطبایی بود. ایشان که هیچ فرصتی را از دست نمی دادند، از این اجتماع باشکوه نهایت استفاده را کردند و علیه نظام و حاکمان ستمگر سخنرانی کردند و با گفتاری آتشین نقاب از چهره کریه نظام پهلوی برگرفتند و روابط خفّت بار دولت وقت با رژیم غاصب و نامشروع صهیونیستی را محکوم کردند. غروب همان روز برای ادای نماز مغرب و عشا به مسجد شعبان تشریف آوردند. وقتی بعد از نماز و پاسخ به ابراز احساسات مردم از مسجد خارج شدند، هنوز چند قدمی از در مسجد دور نشده بودند که مزدوران وطن فروش شاه وی را احاطه کردند و با اجبار سوار ماشین کردند و سپس به بافت کرمان تبعید نمودند. پرچمدار وحدت اسلامی آیت اللّه قاضی طباطبایی از پرچمداران وحدت اسلامی بود. او همواره بر وحدت جوامع اسلامی تأکید داشت و در فرصت های مناسب با رفتار حکیمانه برای تحقق بخشیدن هرچه بیشتر به وحدت مسلمانان جهان می کوشید. او می گوید: یاد دارم در زمانی که از سوریه برگشته، وارد عراق شدم... توقف کردیم که نماز مغرب را ادا کنیم و حرکت نماییم. وضو گرفتم و در صحن خانه وسیعی حصیر انداختم و خواستم مشغول نماز شوم که دیدم عده ای از جوانان اهل تسنّن آمدند و در چند قدمی من ایستادند. فهمیدم که می خواهند بدانند که چطور سجده خواهم کرد. من هم در موقع سجده پیشانی را بر بالای حصیر گذاشتم و سایر رفقا نیز اغلب از من تبعیت کردند. بعد از فراغت از نماز چند نفر از آنها جلو آمده از حقیقت سجده بر تربت کربلا که بعضی از همراهان در نماز گذاشته بودند، سؤال کردند. واقع امر را به آنها بیان کردم. بسیار قانع شدند... و اظهار نمودند که به ما جور دیگر تلقین کرده اند. در سنگر نماز جمعه یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی احیای آیین عبادی، سیاسی نماز جمعه و اقامه آن می باشد. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به دستور ابرمرد تاریخ جهان اسلام حضرت امام خمینی رحمه الله ، در تهران و چند شهر دیگر مراسم پربار نماز جمعه برپا گردید. در مردادماه 1358 طی حکمی از سوی امام خمینی، حضرت آیت اللّه قاضی طباطبایی به عنوان نماینده تام الاختیار و امام جمعه تبریز منصوب گردید و هر هفته با حضور در مراسم باشکوه نماز جمعه به ایراد خطبه و ارشاد و راهنمایی روشنگرانه مردم پرداخت. نغمه توحید و عرفان آیت اللّه قاضی طباطبایی از سخنوران چیره دست و شاعران سخن شناس بود. از قصیده های او که به مناسبت های مختلف سروده است، می توان به ذوق سرشار او پی برد. او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نوپرداز است. زیبایی و لطافت اشعار او انسان را با خلق و خوی آن مرد بزرگ آشنا می کند. از اشعار نغز اوست: چهل سال بیش با خرد و هوش زیستم ......آخر نیافتم به حقیقت که چیستم عاقل ز هست گوید و عارف ز نیستی ......من در میان آب و گل هست و نیستم من صدر بزم اُنسم و مجلس نشین قدس ......لیکن تو چون به بزم نشینی بایستم پدیدآورنده: عبداللطیف نظری منبع :پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت www.hawzah.net
×
×
  • اضافه کردن...