رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'محمد باقر'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. [frame=11 90] ویــــــژه نـــامـــه شــهادت امـــام محمــد بـاقــر (ع) مطالب کوتاه شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) به دست هشام بن عبدالملک اموی مقالات ده مقاله برتر در رابطه با امام باقر در یک فایل زندگانی حضرت امام محمد باقر ( ع ) امام باقر علیه السلام در بستر بيماري شهادت امام باقر علیه السلام با توطئه هشام سیره عملی امام باقر علیه السلام مسئوليت هاي شيعه در آئينه كلام امام باقر علیه السلام تعليم فقه و شيوه صحيح اجتهاد مهندسي فرهنگي در عصر امام باقر علیه السلام با امام باقر عليه‏السلام در سايه قرآن امام باقر علیه السلام در آفاق نگاه ها نیایش‏هایی از امام محمد باقر علیه السلام اجتهاد در عصر امام باقر (ع) امام محمد باقر حافظ دین امام باقر پایه گذار انقلاب فرهنگی مداحی و همخوانی همخوانی در مدح ومنقبت امام باقرع مداحی های ویژه شهادت امام محمد باقر (ع) از کربلایی حمید علیمی نوحه مظلوم وا اماما با صدای حاج حسن خلج وحه اشک شیعه چلچراغ یاد او با صدای حاج منصور ارضی نوحه عالمی ماتم سرا شد با صدای حاج منصور ارضی روضه شهادت امام باقر (ع) روضه شهادت امام باقر (ع) با صدای حاجی جلوه احادیث و سخنان سخنان امام محمد باقر (ع) به صورت فایل تصویری جهت چاپ چهل حدیث از امام محمد باقر (ع) زیارت نامه امام باقر علیه السلام احادیث منتخب امام باقر (ع) فیلم و کلیپ صلوات خاصه امام باقر علیه السلام من باقر بن زین العبادم در سوگ باقر العلوم (ع) من مست و خمار باقرم، مردم بدانید... [/frame]
  2. ده مقاله برتر در رابطه با زندگانی و ابعاد شخصیتی و افکار و ساحت علمی اما باقر علیه السلام لیست مقالات موجود در این فایل اجتهاد در عصر امام باقر امام باقر (ع) و فرقه های منحرف عقیدتی امام باقر (ع) و مبانى نظريه تشيع امام باقر (ع) و هويت بخشي به فرهنگ شيعه امام باقر(ع) و عوامل پايداري انقلاب اسلامي ايمان و علم در نگاه امام باقر (ع) راهي سوگ در روايت شکوه معارفی از امام باقر (ع) مقام علمى امام باقر (ع) هدايت امام باقر(ع) و تهاجم فرهنگي حجم فایل : 8.48 مگابایت فرمت فایل ها : PDF جهت دانلود کلیک کنید ( لینک مستقیم )
  3. [align=justify]امام باقر عليه السلام ؛ حافظ دين امامان ما تا حضرت باقرعليه السلام وظيفه حفاظت اسلام را از خطرصدمه انحراف، و مصونيت اسلام را به عنوان قانونگذار تحقق بخشيدند، كوششهاى پيشوايان بعدي در مرحله دوم با فعاليت امام باقر(ع) آغاز گرديد و برترى‏ فعاليت آن بزرگوار اين بود كه به توده شيعه شكلى تفصيلى و خاص داده و آن ‏را به حركت درآورد. اين توده ‏شيعى، به عنوان توده مؤمن و نگاهدارنده خط حقيقى اسلام شناخته مي شد و به ‏عبارت ديگرهمه كوشش امام اين بود كه به شيعه شكلى مخصوص بدهد و خصوصيات آن را مشخص كند و آن گروه را به عنوان گروه مؤمن و حافظ خط حقيقى اسلام بشناساند. تفاوت ميان اين دو مرحله آن بود كه پيشوايان مرحله نخستين معناى‏ تشيع را در فضايي مخوف و نا آرام سياسي آشكار كردند زيرا آنان به چاره ‏گرى هدف‏ مهم خود يعنى محافظت اسلام از صدمه انحراف توجه داشتند در حالي كه ‏پيشوايان مرحله دوم، به خصوص امام باقر(ع) فراز آمدند تا شيعه را به شكل حقيقى ‏آن درآورند و در سطح عام، چهار چوبى تفصيلى و دربرگيرنده، به گروه ‏شيعه بدهند و برنامه‏اش را تنظيم كنند. معناى اين سخن آن نيست كه پيشوايان ‏مرحله نخستين براى ظاهر ساختن توده شيعه كارى نكردند، بلكه فعاليت آنان‏ در اين زمينه فعاليت ثانوى و ايجاد نظم مخصوص بود و اين فعاليت در سطحى‏ خاص توسط امام على(ع) صورت گرفته بود و امثال سلمان پارسى و ابوذرغفارى و عماربن ياسر و مالك اشتر و ديگران از شيعيان او بودند. نظر امت نسبت به امام باقر(ع ) آمدن امام(ع) مقدمه‏اى براى اقدام به وظايف دگرگون سازى ‏امت بود. زيرا امت، او را فردى منحصر از فرزندان كسانى مى‏شناخت كه جان ‏خود را فدا كردند تا موج انحراف كه نزديك بود معالم اسلام را از ميان ببرد متوقف گردد. پس، آنان از اين رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكامى ‏كه به نام اسلام حكومت مي كنند، از تطبيق اسلام با واقعيت آن به اندازه‏اى‏ دورند كه مفاهيم كتاب خدا و سنت رسول اكرم(ص) در يك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف ديگر. وظيفه كشف سرپرست‏ حاكمان و واقعيت منحرف آنان و نشان دادن‏ دورى آنان از اسلام از وظايف پيشوايان مرحله نخستين بود و از خلال مساعى‏ و فداكارى آنان،آن وظيفه انجام گرفت و آن مهم تحقق يافت. اينك امام باقر(ع) برآن شد تا آن معانى و مساعى را بارور گرداند و براى ‏مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى كه تحقق يافته است و آن قربانيها و فداكاريهاى بزرگ، مجرد اعمال دلخواه نبود كه عده‏اى براى پيروزى اسلام ‏به آن برخاسته باشند و غيرت و حميتى كه نسبت به اسلام داشته‏اند آنان را برانگيخته باشد. بلكه آن فعاليتها، صورت منحصر فعاليتهايى است كه با آن ‏مواجه شده‏اند تا بنيان توده‏اى آگاه را پى افكنند كه به اسلام، ايمان صحيح و آگاهانه داشته باشند. چنين توده‏اى را، معالم و منطق و شرايط مخصوصى است‏ و بايد داراى ديدى متمايز باشند كه آن را در شئون گوناگون حيات اسلامى‏ به كار برند. در آن زمان شرايطي فراهم شد كه كوششهاى امام باقر(ع) به فزونى روى گذارد تا آنچه نياكان گذشته او(ع) آغاز كردند، بنيان گذارد و از دستاوردهايى كه ‏دراين ميدان به آن صورت تحقق بخشيدند، فايده برد. پس، خط تاريخى كه با فداكاريها و كوششهاى امامان مرحله نخستين ‏تجسم يافته بود، براى امام باقر(ع) و نزد امت اسلام مكان و منزلتى والا ايجاد كرد و ما اين منزلت و مقام را از خلال مسلمات بسيار تاريخ مى‏شناسيم. هشام که درآن زمان خليفه بود وقتى به امام(ع) اشاره مي كند و مى‏پرسد كه اين شخص‏ كيست؟ به او مي گويند او كسى است كه مردم كوفه شيفته و مفتون اويند. اين شخص امام عراق است در روايت‏ حبابة الوالبيه آمده است كه گفت:«در مكه مردى را ديدم‏ كه بين‏«باب‏» و«حجر» بر بلندى ايستاده بود. مردم پيرامون وى انبوه شده ‏بودند و در مشكلات خود از او نظر مي خواستند و باب پرسشهاى دشوار را بر او مي گشودند و او را رها نكردند تا دو هزار مساله را به آنان فتوى داد. آنگاه ‏برخاست و مي خواست رهسپار شود كه يكى با آوائى آهسته بانك برآورد كه‏ هان، اين نور درخشان... و جمعى نيز كه مي گفتند اين كيست؟ جواب شنيدند كه او محمد بن على باقر، امام محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب‏عليهم السلام است. از ابرش روايت است كه وقتى هشام به امام باقر(ع) اشاره كرد و گفت ‏اين كيست كه مردم عراق پيرامون او گرد آمده‏اند و از او پرسش مي كنند؟ گفت: اين پيمبر كوفه و فرزند رسول الله و باقرالعلوم است و مفسر قرآن. پس مساله‏اى‏ را كه نمي دانست از او پرسيد. در موسم حج، ازعراق و خراسان و ديگر شهرها هزاران مسلمان از ايشان فتوى مي خواستند و از هر باب از معارف اسلام از او مى‏پرسيدند و اين امر دليل آن بود كه او در دل توده‏هاى مردم جاى داشت. اين واقعه ميزان نفوذ وسيع امام را در قلوب توده‏هاى مردم نشان مي داد. از سوى فقيهان بزرگ كه وابسته به حوزه‏هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح و گفتگوهاى بسيار با امام(ع) به عمل آمد. البته ازامام پاسخ مي خواستند تا وي را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم، امام را به خاموشى ‏وا دارند. كسانى بودند كه از شهرى به شهرى سفر مي كردند تا ازايشان(ع) پرسش ‏كنند و در محضرش سؤالى طرح نمايند. همه اين امور به اين معنى اشاره ‏مي كند كه در برنامه امام(ع) دقت بسيار به كار رفته بود و مردم او را دوست ‏مي داشتند و او به مردم علاقمند بود و در امت نفوذى گسترده داشت و اين امر در بسيارى از شهرها واكنش پديد آورده بود. از پاره‏اى از نصوص چنين‏ استنباط مي شود كه رهبرى مردمى او فراتر از جهان اسلام و تقسيمات گروهى‏ و قبيله‏اى بود. نه اين كه رهبرى گروهى را بر عهده داشت و رهبرى برخى رانداشت. بلكه اگر گروههاى جديدى به اسلام مي گرويدند، آنان نيز به رهبرى‏ او معترف بودند و روحا با وى پيوند داشتند. با وجود اين كه كشت و كشتار نژادى و قبيله‏اى در مدت خلافت امويان بين قبيله‏«مضر» و«حمير» شعله ‏ور بود، با اين همه مى‏بينم، اهل هر دو قبيله، ياران امام(ع) بودند. چندانكه شاعران ‏رسمى شيعه از هر دو سوى مانند فرزدق تميمى مغيرى و كميت اسدى حميرى ‏در دوستى امام(ع) و اهل بيت اتفاق داشتند. اين ميزان عاطفه توده‏اى و نفوذ وسيع، امام باقر(ع) را وارث كوششها و فداكاريهايى كرده بود كه در اعمال پيشوايان مرحله نخستين تجسم يافته بود. آن كوششها و فداكاريها، به پيشوايان آن مرحله فرصت داد تا به بيان ‏و ارائه چهارچوب تفصيلى و واضح تشيع پردازند. امام (ع) نقطه گذارى را در حروف ابداع فرمود گفتيم كه وظيفه مهم امام(ع) دراين مرحله، رويارويى با توضيح تفصيلى ‏چهارچوب تشيع بود و نشان دادن صفات مميز و برجسته آن به وسيله توسعه و نشر مفاهيم مكتب از سطح محدود و اشخاص معدود به سطحى وسيعتر، تا توده ‏مردم را از حيث چون و چند پرورش دهند و اسلام حقيقى را مجسم سازند و براى همه شئون زندگانى چاره جويى منطقى اسلامى بينديشند. از دو راه امكان داشت كه امام باقر(ع) در اين زمينه براى تحقق بخشيدن ‏به وظايف تاريخى خود اقدام فرمايد: الف- راه گسترده آموزش از درون حوزه خود كه آن را به همين منظور تاسيس كرده بود. همچنين براى افزودن علما و طلاب علوم اسلامى و آموختن‏ آداب آن، حوزه مزبور را بنا كرده بود. امام باقر(ع) درعصر خود، در مورد علوم اسلامى، مرجع يگانه جهان ‏اسلام بود و علماى عصر او در برابر وجود مقدسش(ع)، فروتنى مى‏نمودند. (1) و اين معنى اعترافى بود به مقام شامخ علمى او. حوزه او براى صدها دانشمند و محدث كه تربيت كرده بود پايگاهى بود. جابر جعفى گويد:«ابوجعفر هفتاد هزار حديث براى من روايت كرد.» و محمد بن مسلم گويد: «هر مسئله كه در نظرم دشوار مى‏نمود از ابو جعفر(ع) مى‏پرسيدم ‏تا جايي كه سى هزار حديث ازامام سؤال كردم.» (2) ابن شهرآشوب از بقاياى اصحاب و تابعين برجسته و بزرگان و فقيهان ‏اسلام بود. او از كسانى كه از امام روايت نقل كرده‏اند، عده‏اى بسيار را مى‏شمارد. از صحابه،"جابربن عبد الله انصارى" و از تابعين،"جابر بن زيد جعفى" و" كيسان‏ سختيانى" و از فقيهان،"ابن مبارك" و "زهرى" و "اوزاعى" و "ابو حنيفه" و "مالك" و"شافعى" و "زياد بن منذر" و از مصنفان،"طبرى" و "بلاذرى" و" سلامى" و "خطيب بغدادى" ‏در تاريخ نويسى. ب- از راه روبرويى امت با اين چهارچوب. تقريبا در زندگى پيشوايان(ع) نخستين بار بود كه مفهوم تشيع به اعتبار اين كه عقيده گروهى آگاه است، تمركز مى‏يافت و شكل روشن مي گرفت و حدود آن عقيده مرزبندى مي شد. تشيعى ‏كه در تفسير اسلام، طريقى خاص داشت و ناچار بايد درهمه راه‏هاى جامعه‏ اسلامى انتشار يابد. مولفه هاي شيعه امام(ع) شيعيان خود را با چنين سخنانى توصيف مى‏فرمايد: «همانا كه شيعه ما، شيعه على، با دست و دل گشاده و از سرگشاده دستى ‏و بى ريايى از ما طرفدارى مي كنند و براى زنده نگاهداشتن دين، متحد و پشتيبان ‏ما هستند. اگر خشمگين گردند، ستم نمي كنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمى‏گذرند. براى آن كس كه همسايه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان ‏مخالف باشد طريق مسالمت پيش ميگيرند.» در جاى ديگر مى‏فرمايد:«شيعه ما اطاعت ‏خدا مي كنند.» اما در بعضى اوقات، مخالفان امام(ع) كه روياروى ايشان مى‏ايستادند، حالت مبارزه جويى به خود مي گرفتند و براى ذهنيات و افكار بيشتر مردم در اين چهارچوب كه امام به خاطر آن فعاليت مي كرد و مردم بدان معتقد بودند، ارزشى ‏قائل نمي شدند. از اين رو بود كه امام(ع) با كمال روشنى در سطح امت ‏شعارهاى خود را مطرح مى‏فرمايد: در روايتى آمده است كه حضرت باقر(ع) همراه با حضرت صادق كه‏ همراه امام آمده بود، حج بيت الله به جاى آوردند. وقتى به مسجد الحرام رسيدند، هزاران كس در مسجد گرد آمدند. امام صادق(ع) با وجود حضورهشام بن‏عبد الملك، در محضر پدر بزرگوار خود ايستاد و مفهوم شيعه اهل بيت را با وضوح تمام براى حاضران به شرح باز گفت. او آشكارا و با بيانى روشن‏ توضيح داد كه شيعيان كسانى هستند كه داراى اين صفات و خصوصياتند و آنان ‏اصحاب روحانى و اجتماعى در جامعه مى‏باشند و وارثان حقيقى اهل بيتند. اين آشكارا گويى و صراحت در سطح توده مردم و در حضور هشام بن‏عبد الملك، گزافه گويى و يا ماجراجويى نبود كه امام حساب آن را نكرده باشد، بلكه موافق برنامه‏اى بود كه براى خواستهاى آن مرحله ضرورت داشت و درحقيقت توضيحى بود كه مردم از پيشوايان(ع) مي خواستند و مسلمانان آن را ادراك مي كردند و مي دانستند كه اينك مساله، همان مساله امام حسين(ع) نيست ‏كه با اخلاص براى حفظ اسلام جنگيد و به شهادت رسيد. بلكه مساله بالاتر و بزرگتر از اين تصور بسيطى است كه آنها دارند. مساله عبارت ازهدف وعقيده ‏و رهبرى و برنامه ‏ريزى الهى بود كه در وجود امام حسين(ع) تجلى يافته بود و اينك دوباره متجلى شده است. و چه بسا كه در عصرهاى گوناگون و نسل‏هاى ‏مختلف همچنان برقرار باشد و بروز كند. اين مساله، مساله‏اى بود كه ناگزير بايد ملت را به آن توجه مي داد و به‏ شكلى واضح و تفصيلى و دربرگيرنده، به او مى‏فهماند تا او را عميقا به حركت ‏درآورد و واقعيتى را كه در آن زندگانى مى‏كنند دگرگون سازد. دليل اين مطلب چيزى از اين گوياتر نيست كه امام باقر(ع) به خليفه اموى ‏وارد شد و خليفه كوشيد با استهزاء از امام(ع) پرسش كند و به او گفت: آيا تو فرزند ابو ترابى؟ و بعد سعى كرد او را خفيف گرداند. اما امام(ع) به اين ‏مسائل اهميتى نداد بلكه در مجلس خليفه به پاى ايستاد و خطابه‏اى ايراد فرمود تا رهبرى اهل بيت را توضيح دهد و مشروعيت آنان را در حكومت، آشكارا بيان كند. امام با دعوت خود و چنين آشكارا سخن گفتن‏ها و از گذرگاه اين ‏برنامه وسيع، و با رويارويى صريح با امت در هدفهاى واضح، روزگارى ‏نوين را مجسم ساخت. دشواريهايى كه در راه برنامه امام(ع) روى داد در آن هنگام، زندگانى عمومى اسلامى به طور كلى نزديك بود به هدفى‏ ديگر كه مغايرعقيده امام بود منجر گردد.عصرى كه عصر امام باقر(ع) با آن ‏آغاز گرديد،آغازى نو بود كه انحراف سياسى در شكل هدف فكرى در آن ‏خود نمائى ميكرد و آن هدف فكرى، امتداد آن انحراف سياسى بود . انحراف سياسى كه پيشوايان مرحله نخستين با آن همزمان بودند، تحول ‏يافت و در خلال اين مدت يعنى در مدت هشتاد سال، يك هدف فكرى و عقيدتى ‏ايجاد شده بود كه با هدف و عقيده امام اختلاف داشت و از قرار ذيل بود: 1- اين هدف و عقيده به مرجعيت صحابه كه از مهاجران و انصار و تابعين بودند واگذار شده بود و خود اين مراجع مي دانستند كه رسول اكرم(ص) به فرمان حق تعالى، امام على(ع) را به مرجعيت ‏سياسى و فكرى برگزيد به‏ اين اعتبار كه عمق وجود شخص امام على(ع) در موجوديت دعوت مايه گرفته ‏و بمثابه ستون دعوت اسلامى بود و پس از امام على(ع) نيز جانشينان او شايسته اين مقام بودند. خود مردم به خوبى مي دانستند كه پس از رحلت نبى اكرم(ص) وقتى در سقيفه اجتماع كردند،اين مرجعيت از امام على سلب شد. 2- اما مرجعيت فكرى به عنوان مرجعيت رسمى بدون ياور معطل مانده‏ بود و در اين مورد برنامه‏اى روشن موجود نبود تا اين خلاء را پر سازد و اين‏ امر درعهد ابوبكر و عمر و عثمان روى داد كه خلفاى سه گانه ضرورت مراجعه‏ كردن به امام على(ع) و ارزش اعانت او را براى حل مشكلاتى كه كار آنان ‏را دشوار مى‏نمود، احساس كردند. گرچه مي كوشيدند از مراجعه به آن امام(ع) خود دارى كنند. (3) پس از پايان عصر صحابه، عصر تابعين آغاز گرديد و رفته رفته نزديك بود تا عصر جديد يعنى تابعين تابعين نيز آغاز شود. در آن عصر، دولت اسلامى و جامعه اسلامى با مسائلى روبرو شد كه‏ به صورتى جديد، گرفتار اين خلاء فكرى و سياسى بود. علت اين احساس عوامل زير بود: الف- تابعين تابعين كه از ابناى عصر بودند از مصادر اسلام محسوب‏ مى‏شدند و از كتاب و سنت دور افتاده بودند و به واسطه بعد زمان ازعهد نبى‏اكرم(ص) جدا شده بودند. آن نسل از زمان و شرايط و مناسبات كتاب و سنت نبوى دور افتاده بود و از اين روى روزى بر آمد كه در قرآن، معضلاتى مشاهده ‏كردند كه معلول دورى از زمان رسول اكرم(ص)بود. ب- آنان اعتقاد داشتند كه پيامبر خدا(ص) هيچ كس را به منظور اداره‏ مكتب رسالت تربيت نفرموده و هيچ كس را آماده مرجعيت فكرى و سياسى ‏نكرده است و آموزش خاص عقيدتى درباره كسى منظور نداشته است بلكه، همه آنچه رسول اكرم(ص) انجام داد- به نظر آنان- تنها اين بود كه رهبرى ‏دعوت را به امت واگذاشت و مهاجر و انصار را ضميمه يكديگر فرمود تا پس از او دعوت را رهبرى كنند. ج- از آن پس كه حيات اسلامى گسترش يافت و از راه پيروزى نظامى به ‏دسته‏ها و سرزمينها و دولتها پيوست، رويدادهاى گوناگون و شرايط و گروهها بوجود آمد و افكار درهم ريخته و پيچيدگيهايى كه هرگز پيش بينى نمى‏شد پيش‏ آمد و براى نصوص تشريعى مفقود شده كه از رسول اكرم نقل ميكردند، راه ‏حلى وجود نداشت، پس ناچار اين نياز پديد آمد كه به غير از كتاب و سنت، به دلايل و وسايل ديگر از قبيل استحسان و قياس و غير آن از انواع[ادله]اجتهاد كه ملكه مجتهد است رجوع كنند. اين امر باعث گرديد كه ذوق و اخلاقيات شخصى وارد قانونگذارى شود. (4) اين سه وسيله مسلمانان را واداشت كه با ضرورت جستجو درباره يك ‏منشا فكرى كه با آن شرايط و اوضاع و احوال جديد هماهنگ باشد، پى ببرند، زيرا در بسيارى از مسائل نصى وجود نداشت و ناچار بايد راه حلى براى ‏آن مى‏جستند. شهرستانى در اين مورد گويد:«ما به طور قطع مي دانيم كه حوادث ‏و وقايع در عبادات و رفتار و كردار چندان است كه به شمار در نمى‏آيد و حد و حصرى ندارد و به طور قطع مي دانيم كه در همه رويدادها نصى موجود نيست ‏وقتى نصوص محدود باشد، امر نامحدود را ضبط نميكند، پس اجتهاد و قياس ‏لازم الاتباع و معتبر است چندان كه براى هر رويدادى اجتهادى است.‏» (5) در چنين موقعيتهايى امكان نداشت كه بتوانند اين مرجعيت فكرى را قبول ‏داشته باشند و به اين اعتبار كه مرجعيت فكرى به رهبرى سياسى منتهى مي شود آن را به اهل بيت مستند بدانند و اگر مرجعيت فكرى را به اهل بيت مى‏دادند، برنده ‏ترين سلاح را به آنان تقديم مى‏كردند كه به آنان امكان مي داد كه به آسانى ‏به مرجعيت ‏سياسى دست ‏يابند. از اين رو در اين عصر آغاز فعاليتهايى را مى‏بينيم و توسعه و گسترش مدارسى‏ را ملاحظه مي كنيم كه گاهى به‏«راى‏» تكيه مي كنند و گاهى به قياس و استحسان‏ و گاه به مصالح مرسله و عرف جريانهاى پيش آمد كه ظهور آنها با خط مرجعيت ‏اهل بيت(ع) اختلاف داشت و آشكارا نشان مي داد كه اين پديده در جامعه اسلامى ‏بسى اوج گرفته و ريشه دوانيده است. اهل بيت(ع) بر عهده گرفتند كه آن ادعاها را پاسخ گويند و تكذيب كنند. و به علت پاسخگوئى به اين خطوط فكرى، خصوصيات مذهبشان را كه داراى مركزيت و قدرت است تاكيد كنند. ابن جميع ميگويد: به جعفر بن محمد وارد شدم، ابن ابى ليلى و ابو حنيفه ‏نيز با من بودند. او به ابن ابى ليلى گفت: اين مرد كيست؟ جواب داد: او مردى است كه در دين بينا و با نفوذ است. امام(ع) فرمود: شايد به راى ‏خود قياس ميكند؟ سپس رو به ابو حنيفه كرد و فرمود: اى نعمان، پدرم از جدم روايت كرد كه رسول خدا(ص) فرمود: نخستين كس كه امر دين را به راى ‏خود قياس كرد، ابليس بود كه خداى تعالى به او فرمان داد: به آدم سجده ‏برو. او گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفريدى و او را از خاك. پس ‏هر كس كه دين را با راى خود قياس كند حق تعالى روز قيامت، او را با ابليس‏ قرين سازد. زيرا او شيطان را بقياس پيروى كرده است‏.» سپس امام جعفر(ع) آنگونه كه در روايت ابن شبرمه آمده است به او گفت: آيا قتل نفس گناهى بزرگتر است ‏يا زنا؟ گفت: قتل نفس. امام(ع) فرمود: خداي تعالى در قتل نفس دو گواه مى‏پذيرد اما در زنا چهار شاهد بايد. سپس پرسيد: نماز بزرگتر است‏ يا روزه؟ گفت: نماز. امام(ع) فرمود: چه گويى در مورد حايض كه روزه را قضا مي كند و نماز را قضا نمى‏كند. واى بر تو، چگونه قياس ميكنى؟ از خداى بترس و دين را با راى خود قياس مكن. (6) اين نبردى كه اهل بيت(ع) وارد آن شدند، از شدت تاثير اهل راى ‏كاست. چنانكه براى پيدا شدن مكاتبى كه در راه و خط مخالف آن بود، ايجاد آمادگى كرد و مدرسه حديث بوجود آمد كه براى حفظ احاديث و سنت و آثار و فتاوى صحابه و تابعين كوشيد و براى تقويت آن به تبليغ آغازيد و در عين حال ‏از اهل راى بد مى‏گفتند و در مقابل دستاورد اهل راى كه در اخذ به راى و روى ‏گردانيدان از احاديث تند روى داشتند، عكس العملى محسوب مي گرديد. اهل بيت(ع) بر ضد اهل راى ايستادگى كردند و در اين كار به شعار معروفشان ‏تمسك مى‏جستند كه مي گفت:«همانا كه دين خدا با عقول سنجيده نميشود.» چه، اين مكتب اهل راى به راهى مى‏رفت كه تشريع اسلامى را تحليل مى‏برد و نابود مى‏كرد و در مرحله بعد، خاصيت و صلابت و اصالت اسلامى تشريع را كه از ويژگيهاى قانونگذارى است از دست مي داد و در اثنايى كه اهل حديث ‏با جمود شريعت روبرو مي گرديد و معناى ظاهر نصوص اتخاذ مى‏شد، خاصيت ‏نرمش و قابليت تطبيق با شرايط گوناگون اجتماعى از كف مى‏رفت. (7) منبع سايت تبيان 1- منظور اين است كه مكتب تشيع را همگانى كرده و از جهت علمى و عملى توسعه ‏بخشيد چنان كه فراگيرى آن بر هر فردى سهل و پيروى از آن بر هر كس كه داراى فرهنگ‏ اسلامى و عقل مذهبى باشد، پذيرفتنى بود. 2- مراة الجنان. 3- بحث در ولايت- صدر. 4- بحث در ولايت. 5- سلم الوصول ص 295. 6- اصول عمومى فقه، ص 329 نقل از حلية الاولياء،ج 3 ص 197. 7- اجتهاد و تقليد از مقدمه محمد مهدى اصفى، ص 17- 18. [/align]
  4. [align=justify] احاديث منتخب امام محمد باقر عليه السلام 1- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَيْه السلام) : إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ; وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.([1]) حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندى، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد. ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدى، پس خير و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد. 2- قالَ (عليه السلام): مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.([2]) فرمود: هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروى - ديگران نباشد، خداوند متعال او را در قيامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هركس غضب و خشم خود را از ديگران باز دارد، خداوند نيز خشم و غضب خود را در قيامت از او بر طرف مى سازد. 3- قالَ (عليه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن.([3]) فرمود: كسى كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و حنين به او عطا مى فرمايد. 4- قالَ (عليه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَةً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.([4]) فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دريا چيزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد. 5- قالَ (عليه السلام): إنَّ جَميعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّي عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ في الْبَحْرِ.([5]) فرمود: به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمين و بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحيّت و درود مى فرستند. 6- قالَ (عليه السلام): لَوْ أُوتيتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّيعَةِ لا يَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ، لَأَوجَعْتُهُ.([6]) فرمود: اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من بياورند كه به مسائل دين ـ و زندگى ـ آشنا نباشد، او را تنبيه و تأديب خواهم كرد (تا به دنبال تحصيل مسائل دين برود). 7- قالَ (عليه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْياهُ.([7]) فرمود: هركس درباره مسائل دين فتوا و نظريه اى دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرين مى كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوينده است. 8- قالَ (عليه السلام): الصَّلاةُ عَمُودُ الدّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.([8]) فرمود: نماز ستون دين است و مثالش همانند تيرك و ستون خيمه مى باشد كه چنانچه محكم و استوار باشد ميخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست يا كج باشد ميخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد. 9- قالَ (عليه السلام): لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبيَّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَيْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا يَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.([9]) فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبك و ناچيز مشمار، همانا كه پيامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و يا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نيست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد. 10- قالَ (عليه السلام): بُنِيَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَةِ أشْياء: عَلَى الصَّلاةِ، وَ الزَّكاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلايَةِ.([10]) فرمود: دين مبين اسلام بر پنج پايه و اساس استوار است: نماز، زكات، خمس، حجّ، روزه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام). سپس افزود: آن مقدارى كه نسبت به ولايت سفارش شده است نسبت به هيچ كدام تأكيد نگرديده است و ولايت اساس و محور تمام اعمال مى باشد. 11- قالَ (عليه السلام): مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَيْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ.([11]) فرمود: هر كه خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد. و كسى كه غير از ما اهل بيت ـ عصمت و طهارت ـ را وسيله گرداند نااميد و هلاك خواهد گشت. 12- قالَ (عليه السلام): الاْعْمالُ تُضاعَفُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَأكْثِرُوا فيها مِنَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ وَ الدُّعاءِ.([12]) فرمود: پاداش اعمال ـ بد يا خوب ـ در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعى نمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد. 13- قالَ (عليه السلام): مَنْ طَلَبَ الدُّنْيا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْياً عَلى أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلى جارِهِ، لَقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ.([13]) فرمود: هركس دنيا را به جهت يكى از اين سه حالت طلب كند: بى نيازى از مردم، آسايش و رفاه خانواده و عائله اش، كمك و رسيدگى به همسايه اش. روز قيامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نايل مى شود كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است. 14- قالَ (عليه السلام): ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فيهِنَّ رُخْضةً: أداءُ الاْمانَةِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.([14]) فرمود: خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است: امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد يا فاجر. وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد يا بد. پ 15- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ يَكْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ يَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.([15]) فرمود: همانا بهشت و حورالعين در انتظار افرادى است كه در نظافت و تميز كردن مسجد سعى و تلاش نمايند. 16- قالَ (عليه السلام): إنَّما يَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْيا عَلى قَدْرِ دينِهِ.([16]) فرمود: همانا مؤمن در اين دنيا هر مقدارى كه دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مى گيرد. 17- قالَ (عليه السلام): لا يَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، فَحينَئِذ يَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ.([17]) فرمود: كسى به بندگى و ستايش گر حقيقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن كه از تمام افراد قطع اميد كند و تنها اميدش خداى يكتا باشد. در يك چنين حالتى خداوند گويد: اين عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنايت خود قرار مى دهد. 18- قالَ (عليه السلام): اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَةِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْر.([18]) فرمود: سوگند به خدائى كه بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به يكى از هم نوعان خود بگويد و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نمايد، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشايد. 19- قالَ (عليه السلام): مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُكَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَكَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّةِ.([19]) فرمود: هركس حاجتى را براى مسلمانى برآورده كند و گره از مشگلش بگشايد، خداوند متعال به او خطاب كند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غير از بهشت چيز ديگرى لايق تو نخواهد بود. 20- قالَ (عليه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَيْب النَّبي(صلى الله عليه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ ألْف، أرْبَعينَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّينَ ألْفاً من خِيارِهِمْ. فقال: يارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْيار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَيْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبي.([20]) فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعيب (عليه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو يكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمايم كه شصت هزار نفر ايشان، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود. حضرت شعيب (عليه السلام) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟ خداوند وحى نمود: به جهت آن كه اين افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ايشان سازش مى كردند. 21- قالَ (عليه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ.([21]) فرمود: هركس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از ميوه هاى بهشتى روزى او گرداند. 22- قالَ (عليه السلام): مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَةِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّةِ يُباهى بِهِ الْمَلائِكَةَ.([22]) فرمود: كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسير راه بدون وسيله است) سوار وسيله نقليه خود كند ـ و حتّى الإمكان او را به مقصد برساند ـ خداوند متعال او را در قيامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ـ كه سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد ـ، و به بر ملائكه مباهات و افتخار مى كنند. 23- قالَ (عليه السلام): إذا دَخَلَ أحَدُكُمْ عَلى أخيهِ فى بَيْتِهِ، فَلْيَقَعُدْ حَيْثُ يَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَيْتِ أعْرَفُ بِعَوْرة بَيْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيْهِ.([23]) فرمود: هنگامى به منزل يكى از برادران و دوستانتان وارد شديد، هر كجا به شما گفت بنشينيد، بپذيريد و همانجا بنشينيد، چون كه صاحب منزل بيش از ديگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است. 24- قالَ (عليه السلام): اَلْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الْفَتّانينَ الْمشّائينَ بِالنَّميمَةِ.([24]) فرمود: بهشت ـ و نعمت هاى حيات بخش آن ـ براى اشخاص فتنه گر و سخن چينِ آشوب طلب، حرام است. 25- قالَ (عليه السلام): إنّا نَأمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلاةِ إذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنين، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ إذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنين.([25]) فرمود: ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهيم، ولى شما ـ دوستان و پيروان ما ـ فرزندان خود را از سنين هفت سالگى وادار به نماز نمائيد. 26- قالَ (عليه السلام): مَنْ حَمَلَ جِنازَةً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعينَ كَبيرَةً.([26]) فرمود: هركس جنازه اى را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد. 27- قالَ (عليه السلام): خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.([27]) فرمود: بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال كه از ـ جهات مختلف ـ بر تو دارد، و از خداوند شرم و حيا كن ـ در انجام گناهان ـ به جهت آن كه از هر چيزى به تو نزديك تر است. 28- قالَ (عليه السلام): الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَحَيْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْيَأخُذْها.([28]) فرمود: دانش و حكمت، گمشده ـ ارزشمندى است براى ـ مؤمن كه هر كجا و نزد هركس يافت شود بايد آن را دريافت نمايد. 29- قالَ (عليه السلام): فِي الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، ثُمَّ قالَ: لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ.([29]) فرمود: نمك شفابخش و درمان كننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواصّ نمك مى شناختند به چيزى غير از نمك مداوا و درمان نمى كردند. 30- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَيْرِ ذَنْب.([30]) فرمود: همانا مؤمنى كه با برادر مؤمنش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مى شود و بدون گناه از يكديگر جدا خواهند شد. 31- قالَ (عليه السلام): مَثَلُ الْحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ ذَرْوَةِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.([31]) فرمود: تمثيل افراد حريص به مال و زيورآلات دنيا همانند كرم ابريشمى است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بيشتر فعاليّت كند و تارهاى ابريشم را به دور خود بپيچد، خارج شدنش از بين آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غير ممكن مى شود تا جائى كه چاره اى جز مرگ نداشته باشد. 32- قالَ (عليه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا يَشْتِمُهُ، وَ لا يُحَرِّمُهُ، وَ لا يُسيىءُ بِهِ الظَّنَّ.([32]) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد. 33- قالَ (عليه السلام): اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ، وَ تَقْديرُ الْمَعيشَةِ.([33]) فرمود: تمام كمالات - معنوى و مادّى انسان - در فقاهت و شناخت دقيق و صحيح مسائل دين و معارف الهى است; و صبر و شكيبائى در مقابل ناملايمات، و نيز زندگى را با تدبّر و مديريّت برنامه ريزى كردن مى باشد. 34- قالَ (عليه السلام): صِلِةُ الاْرْحامِ تُزَكّي الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُيَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.([34]) صله رحم نمودن (پنج فايده دارد:) موجب تزكيه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و بركت در اموال مى گردد، بلاها، آفات; و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نمايد، حساب (قبر و قيامت) را آسان مى گرداند و مرگ و أجل (معلّق) را تأخير مى اندازد. 35- قالَ (عليه السلام): فَضْلُ صَلاةِ الْجَماعَةِ عَلى صَلاةِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرينَ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ.([35]) فرمود: فضيلت و برترى نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بيست و پنج درجه از مقامات بهشتى است. 36- قالَ (عليه السلام): وَ أمَّا الْمُنْجِيات: فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِيَةِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ كَلِمَةُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ.([36]) فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعايت اقتصاد و صرفه جوئى در تمام حالات بى نيازى و نيازمندى، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى. 37- قالَ (عليه السلام): لا تَنالُ وِلايَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.([37]) فرمود: ولايت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را كه داراى عمل ـ صالح ـ و نيز پرهيز از گناه داشته باشند. 38- قالَ (عليه السلام): إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبيِّكُمْ كُلَّ عَشيَّةِ خَميس، فَلْيَسْتَحِ أحَدُكُمْ أنْ يُعْرِضَ عَلى نَبيِّهِ الْعَمَلَ الْقَبيح.([38]) فرمود: همانا تمام كارها و حركات بندگان در هر شب جمعه بر پيغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حياء كنيد از اين كه عمل زشت شما را نزد پيغمبرتان ارائه دهند. 39- قالَ (عليه السلام): مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلايَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ.([39]) فرمود: هركس راه هدايت و سعادتى را بگشايد و يا به ديگران تعليم دهد، اجر و پاداش او همانند كسى است كه به آن كار خير عمل كرده باشد بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان كسر شود. 40- قالَ (عليه السلام): اَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِالْبِرِّ: كِتْمانُ الْحاجَةِ، وَ كِتْمانُ الصَّدَقَةِ، وَ كِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ كِتْمانُ الْمُصيبَةِ.([40]) فرمود: چهار حالت از كنزهاى نيك و پسنديده است: پوشاندن نياز و حاجت خود را از ديگران، دادن صدقه و كمك به افراد به طور مخفيانه و محرمانه، دردها و مشكلات و ناراحتى ها را تحمّل كردن و هنگام مصيبت و حوادث، جزع و داد و فرياد نكردن. پاورقيها : [1] - اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّيعة: ج 16، ص 183، ح 1. [2] - كتاب الزّهد: ص 1، ح 9. [3] - إثبات الهداة: ج 3، ص 467. [4] - اصول كافي: ج 1، ص 179، ح 12. [5] - بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31. [6] - محاسن برقي: ج 1، ص 228. [7] - اصول كافي: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرك الوسائل: ج 17، ص 244. [8] - وسائل الشيعه: ج 4، ص 27، ح 4424. [9] - وسائل الشّيعة: ج 4، ص 23، ح 4413. [10] - وسائل الشّيعة: ج 1، ص 18، ح 10. [11] - أمالى شيخ طوسى: ج 1، ص 175. [12] - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15. [13] - وسائل الشّيعة: ج 17، ص 21، ح 5. [14] - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 490، ح 3. [15] - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 385. [16] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 523، بحارالأنوار: ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از كافى. [17] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 427، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14 . [18] - عدّة الداعى: ص 99، س 15. [19] - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 402، ح 6. [20] - الجواهرالسنّية: ص 28، بحارالأنوار: ج 12، ص 386، ح 12، به نقل از كافى. [21] - محاسن برقى: ص 393، ح 4. [22] - بحارالانوار: ج 7، ص 303، ح 61. [23] - وسائل الشّيعة: ج 5، ص 322. [24] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 528. [25] - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 31، ح 4434. [26] - وسائل الشّيعة: ج 3، ص 3، ح 153. [27] - بحارالأنوار: ج 68 ص336، ح 22. [28] - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 468. [29] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 468. [30] - خصال صدوق: ج 1، ص 13. [31] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 318. [32] - تحف العقول: ص 221، بحارالأنوار: ج 78، ص 176، ح 5. [33] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 78، ص 172، ح 5. [34] - تحف العقول: ص 218، بحارالأنوار: ج 74، ص 111، ح 71. [35] - وسائل الشّيعة: ج 17، ص 37. [36] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 174، ح 12. [37] - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 196. [38] - وسائل الشّيعة: ج 11، ص 391. [39] - وسائل الشّيعة: ج 1، ص 436. [40] - تحف العقول: ص 215. منبع : سايت انديشه قم [/align]
  5. صلوات خاصه امام باقر علیه السلام منبع : تبیان [flash=http://swf.tebyan.net/mainParts/persian/Services/Film/flvplayer.swf?file=http://mov.tebyan.net/1388/10/salavat%20emam%20bagher.wmv63650.flv]width=380 height=270 دانلود صلوات خاصه امام باقر علیه السلام با صدای آقای علیرضا بکایی به مدت 1:39 با حجم 2.11 MB
  6. مداحی های ویژه شهادت امام محمد باقر (ع) از کربلایی حمید علیمی بوی عاشورا وزیده در مدینه » سال 1388 » شهادت امام باقر (ع) 1388 » دانلود ابا جعفر محمد ابا جعفر محمد » سال 1388 » شهادت امام باقر (ع) 1388 » دانلود تاب گیسوی سیاهت کرده بی سامان مرا » سال 1388 » شهادت امام باقر (ع) 1388 » دانلود کنج حجره سر به زانو با رخی زرد » سال 1388 » شهادت امام باقر (ع) 1388 دانلود باز امشب سر زده خواهم که شیدایی کنم » سال 1388 » شهادت امام باقر (ع) 1388 دانلود
  7. [align=justify] امام باقر علیه السلام در بستر بيماري مسموم شدن امام باقر عليه السلام آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام)با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک، مسموم شده وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن بروشني مشخص نيست . بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام)آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد . آن حضرت ساعات آخر عمر ، کفنهاي خود را که پارچه سفيدي که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار ازضعف برجبين منيرش عرق نشست ارکان پنجمين امامت زهم شکست گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش به نقل از کتاب سوگنامه آل محمد(ص) امام باقر عليه السلام در بستر بيماري کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام)شنيدم که فرمود : درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند . درکافي وبصائر الدَّرجات وسايرکتابهاي معتبرروايت کرده اند که حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود : که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقر(عليه السلام)فرمود : من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود . وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت . علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند بجاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق(عليه السلام)فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند . پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود : که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين (عليهما السلام)من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم . کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقر(عليه السلام)هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود . وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(عليه السلام)روايت کرده است که پدرم گفت : اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند . کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقر(عليه السلام)به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند . شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد . وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است . قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، پهلوي پدروعم بزرگوار خود، حضرت امام حسن (عليه السلام)قرار دارد . به نقل از کتاب منتهي الآمال منبع : مرکز جهاني اطلاع‎رساني آل البيت عليهم السلام، شبکه امام صادق عليه السلام [/align]
×
×
  • اضافه کردن...