رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مشاهیر ایران'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. امروز 3 آبان مصادف با فوت فریدون مشیری شاعر ایرانی است که این مقاله به همین مناسبت است منبع : ویکی پدیای فارسی و دیگر سایت ها فریدون مُشیری (۱۳۰۵ - ۱۳۷۹) شاعر معاصر ایرانی. زندگی [align=justify] فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل ماموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد، و در ایام جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. فریدون مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران انجام داد و سپس به علت ماموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت. به گفته خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگیهایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی ... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی ... در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.» مشیری همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد. در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگی در گذشت که اثر عمیقی در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست و تلگراف مشغول تحصیل گردید. روزها به کار می پرداخت و شبها به تحصیل ادامه می داد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات کارهایی از قبیل خبرنگاری و نویسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد. اما کار اداری از یک سو و کارهای مطبوعاتی از سوی دیگر، در ادامهٔ تحصیلش مشکلاتی ایجاد میکرد. سرانجام تحصیل را رها کرد اما کار در مطبوعات را ادامه داد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفکر بود. این صفحات به تمام زمینههای ادبی و فرهنگی از جمله نقد کتاب، فیلم، تئاتر، نقاشی و شعر میپرداخت. بسیاری از شاعران مشهور معاصر، اولین بار با چاپ شعرهایشان در این صفحات معرفی شدند. مشیری در سالهای پس از آن نیز تنظیم صفحه شعر و ادبی مجله سپید و سیاه را برعهده داشت. در همان سالها با مجلهٔ سخن به سردبیری دکتر پرویز ناتل خانلری همکاری داشت. وی در سال ۱۳۵۰ به شرکت مخابرات ایران انتقال یافت و در سال ۱۳۵۷ از خدمت دولتی بازنشسته شد. مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریبا از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی در ۱۳۳۴ به چاپ رسید. خود او درباره این مجموعه میگوید: «چهارپارههایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر میگفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بیاعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث میکردیم و بر آن تکیه میکردیم.» مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه در رادیو ایران در آن سالها داشت. علاقه به موسیقی در مشیری به گونهای بوده است که هر بار سازی نواخته می شده مایه آن را میگفته، مایهشناسیاش را میدانسته، بلکه میگفته از چه ردیفی است و چه گوشهای، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجستهترین قطعات موسیقی ایران کاملا درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای بوده است. فریدون مشیری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و آمریکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در ۲۴ ایالت آمریکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نیوجرسی به طور بی سابقه ای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعر خوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار ماندهاست. مشیری سالها از بیماری رنج میبرد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی در تهران درگذشت. ارزیابی شعر مشیری عبدالحسین زرینکوب در بارهٔ شعر مشیری مینویسد:[۱] «در طی سالها شاعری، فریدون از میان هزاران فراز و نشیب روز، از میان هزاران شور و هیجان و رنج و درد هرروزینه آنچه را به روز تعلق دارد، به دست روزگاران میسپارد و به قلمرو افسانههای قرون روانه میکند. چهل سالی – بیش و کم – هست که او با همین زبان بیپیرایهٔ خویش، واژه واژه با همزبانان خویش همدلی دارد ... زبانی خوشآهنگ، گرم و دلنواز. خالی از پیچ و خمهای بیان ادیبانهٔ شاعران دانشگاهپرورد و در همان حال خالی از تاثیر ترجمههای شتابآمیز شعرهای آزمایشی نوراهان غرب . با چنین زبان ساده، روشن و درخشانی است که فریدون واژه واژه با ما حرف میزند. حرفهایی را میزند که مال خود اوست. نه ابهامگرایی رندانه آن را تا حد «هذیان» نامفهوم میکند نه شعار خالی از شعور آن را وسیله مریدپروری و خودنمایی میسازد. شعر و زبان در سخن او شاعری را تصویر میکند که هیچ میل ندارد خود را غیر از آنچه هست، بیش از آنچه هست و فراتر از آنچه هست نشان دهد، شاعری که دوست ندارد خود را در پناه مکتب خاص، جبهه خاص، و دیدگاه خاص از بیشترینهٔ اهل عصر جدا سازد . بی روی و ریا عشق را میستاید، انسان را میستاید و ایران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد . در دنیایی که حریفانش غزل را فریاد میزنند، عشق را فاجعه میسازند و زیبایی را بیسیرت میکنند او همچنان نجابت احساس و صدق و صفای شاعرانهاش را که شایسته و نشانهٔ هنرمند واقعی است حفظ میکند. بی آنکه به جاذبه آلایشهای عصر تسلیم شود، بی آنکه از تعارفهای مبتذل و ناشی از ناشناخت سخنناشناسان در باره خود دچار پندار شود، بی آن که حنجرهٔ طلایی شاعری را که در درونش نغمه میخواند با نعرههای عربدهآمیز مستانه مجروح سازد، مثل همان سالهای جوانی سادگی خود را پاس میدارد، عشق خود را زمزمه میکند و از دیار دوستی، از دیار آشتی پیام انسانیت را در گوش ما میخواند: [/align] شرمنده از خود نیستم گر چون مسیحا آنجا كه فریاد از جگر باید كشیدن من با صبوری بر جگر دندان فشردم اما اگر پیكار با نابخردان را شمشیر باید میگرفتم بر من مگیری، من به راه مهر رفتم در چشم من شمشیر در مشت یعنی كسی را میتوان كشت» دفترهای شعر ۱۳۳۴ تشنه طوفان ۱۳۳۵ گناه دریا ۱۳۳۷ نایافته ۱۳۴۰ ابر ۱۳۴۵ ابر و کوچه ۱۳۴۷ بهار را باور کن ۱۳۴۷ پرواز با خورشید ۱۳۵۶ از خاموشی ۱۳۴۹ برگزیده شعرها ۱۳۶۴ گزینه اشعار ۱۳۶۵ مروارید مهر ۱۳۶۷ آه باران ۱۳۶۹ سه دفتر ۱۳۷۱ از دیار آشتی ۱۳۷۲ با پنج سخنسرا ۱۳۷۴ لحظهها و احساس ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی منابع مقاله ↑ به نرمی باران، ص ۱۱۱ به نرمی باران، جشننامهٔ فریدون مشیری، به کوشش علی دهباشی، تهران ۱۳۷۸ کریمی، یوسف، زندگینامهٔ مشهورترین شاعران ایران، تهران: ۱۳۸۵، ص۱۱۳.
  2. [align=justify] معرفی و زندگینامه علامه محمد تقی جعفری ( ملیت: ایرانی قرن:14) محمدتقى جعفرى تبریزى یكى از چهره‏هاى درخشان علم و فضیلت و اساتید فلسفه و حكمت معاصر طهرانست. وى در حدود شصت و شش سال قبل یعنى در سال 1365 قمرى برابر هزار و سیصد و چهار شمسى در تبریز به دنیا آمده و در دامن پدر و مادر متدین و با صداقت پرورش یافته، و با آنكه آنها اهل سواد نبودند ولى داراى صفاى قلب و پاكى طینت بودند و توان و بنیه مالى نداشتند كه وسائل تحصیل ایشان را فراهم كنند زیرا به شغل نانوائى اشتغال و با عفت اداره عائله خویش را مى‏نمودند. ایشان پس از خواندن دوره ابتدائى وارد مدرسه طالبیه تبریز شده و به خواندن ادبیات مشغول و چون بنیه مالى پدرش ضعیف بود با برادر بزرگترش میرزا محمد جعفر نصف روز را كار و نصف دیگر در مدرسه طالبیه درس خوانده و ادبیات را از مرحوم آقاى اهرى آموخته. سپس به طهران عزیمت نموده و از درس و بحث مرحوم آقا میرزا مهدى آشتیانى و حاج شیخ محمدرضا تنكابنى سطوح عالى را به پایان رسانیده و پس از آن به قم آمده و در مدرسه دارالشفا اقامت و از محضر آیات آن زمان چون آیت‏اللَّه حجت و حاج سید محمدتقى خونسارى و دیگران استفاده كرده و پس از یكسال چون پدرش وفات كرده بود به تبریز آمده و پس از چند ماه به امر مرحوم آیت‏اللَّه حاج میرزا فتاح شهیدى مهاجرت به نجف اشرف نموده و از محضر و دراسات مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ كاظم شیرازى و حاج شیخ محمدعلى كاظمینى و غیر آنها استفاده نموده و حدود یكسال و نیم از محضر عالم ربانى و حكیم متاله حاج شیخ مرتضى طالقانى بهره‏مند شده است. خاطره عجیب آقاى جعفرى از استادش شیخ مرتضى طالقانى استاد جعفرى در مجله 7 كیهان فرهنگى به خبرنگار مجله چنین گوید: من روزى كه آخرین روزهاى ذیحجه بود براى درس به خدمتشان رسیدم همینكه وارد شدم و روبروى معظم‏له نشستم فرمودند براى چه آمدى آقا؟ عرض كردم آمدم كه درس را ادامه دهید فرمود برو آقا درس تمام شد. چون ماه محرم رسیده بود من خیال كردم ایشان مى‏فرمایند كه تعطیلات (14 روزه محرم) رسیده است لذا درس را تعطیل كرده‏اند و به ذهنم نمى‏آید كه ایشان خبر از مرگ خود مى‏دهد و همه آقایان كه در نجف بودند مى‏دانستند ایشان كسالتى ندارند. پس عرض كردم دو روز به محرم مانده است و هنوز درسها تعطیل نشده است. فرمودند اللَّه‏اكبر مى‏دانم آقا مى‏دانم به شما مى‏گویم درس تمام شد (خر طالقان رفته پالانش مانده) روح رفته جسدش مانده. پس متوجه شدم كه ایشان خبر از مرگ خود مى‏دهد سخت منقلب شدم و عرض كردم چیزى بفرمائید براى یادگار اول كلمه لا اله الا اللَّه را با یك قیافه روحانى و رویه ابدیت گفت و اشك از دیدگان مباركش به محاسن شریفش جارى شد و این بیت را سرود. تا رسد دستت به خود شو كارگر چون فتد از كار خواهى زد به سر بار دیگر كلمه لا اله الا اللَّه را با حالتى عالى‏تر گفت من برخاستم و هرچه كردم دستش را كشید پس خم شد پیشانى و محاسن مباركش را بوسیدم چند بار واثر قطرات اشك مقدس آن مسافر ابدیت را در صورتم احساس كردم و رفتم و روز بعد در مدرسه صدر كه من در آنجا درس مى‏خواندم و محرم 1364 وارد شده بود به یاد سالار شهیدان امام حسین علیه‏السلام نشسته بودم كه مرحوم (حجةالاسلام) حاج شیخ محمدعلى واعظ خراسانى آمد و خبر محنت اثر فقدان و رحلت آن عالم بزرگ ربانى را داد پس همگى به مدرسه سید شتافتیم و دیدیم تمام مراجع بزرگ و مدرسین و فضلاء حاضر و آن مرحوم را از آنجا تشییع كردیم. نگارنده گوید: صریح‏تر از ایشان در اخبار از مرگش مرحوم آیت‏اللَّه استاد المتاخرین حاج شیخ محمدحسین غروى اصفهانى معروف به كمپانى بودند كه در كتاب خاطرات شریف خود نقل نموده و اینجا هم مناسب دیدم بازگو كنم. براى نگارنده حكایت كرد آقا حاج سید محمدرضا میبدى یزدى مقیم گرگان كه از علماء بنام معاصر آن سامانست كه استاد ما مرحوم آیت‏اللَّه حاج سید یحیى مدرسه یزدى فرمودند كه چون استاد ما مرحوم آیت‏اللَّه آقا ضیاءالدین عراقى درگذشت و سه روز برایش درسها تعطیل شد روز چهارم به منزل مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ محمدحسین اصفهانى (كمپانى) رفته و عرض كردم آقا سه روز است درسها تعطیل شده خواهش داریم كه فردا درس را شروع نمائید كه بیكار نباشید. فرمودند: آسید یحیى خودم هم تصمیم داشتم فردا شروع كنم ولى امروز صبح داشتم تعقیب نماز صبح مى‏خواندم و بیدار بودم ناگاه دیدم آقا ضیاء آمد درب اطاق و فرمودند شیخ محمدحسین آماده باش آخر این هفته نزد ما خواهى آمد و من تا آخر هفته بیشتر زنده نیستم و چنین شد و با آنكه سالم بود آخر هفته شب جمعه درگذشت و از دنیا رفت. و نیز استاد ما مرحوم آیت‏اللَّه حجت كه در آثارالحجه مفصلا نقل كردم از مرگ خود خبر داد. خلاصه استاد جعفرى حدود ده سال در نجف اقامت نموده و از محضر و ابحاث آیات عظام و مدرسین بزرگ چون حاج شیخ كاظم شیرازى و حاج سید ابوالقاسم خوئى مدظله و دیگران استفاده نموده و با مرحوم شهید آیت‏اللَّه حاج سید محمدباقر صدر روابط نزدیك و دوستانه و اشتراك درسى و عقیدتى داشته و در ضمن تحصیلات فقهى و اصولى و فلسفى با فرهنگ غرب هم آشنا شده و كتب آنان را مطالعه و بررسى نموده و در آنجا تقریرات درس استادش آقاى خوئى را در طلب و اراده و جبر و اختیار والامر بین الامرین را عربى به رشته تحریر آورده و به چاپ رسانیده سپس در عصر آیت‏اللَّه العظمى بروجردى به ایران و قم آمده و پس از رسیدن محضر آن مرحوم و اصرارشان در اقامت در حوزه و تدریس كردن براى عدم مساعدت آب و هواى قم با موافقت ایشان به مشهد عزیمت نموده و حدود یكسال در آنجا اقامت و به تدریس پرداخته و پس از آن به تهران مهاجرت و رحل اقامت افكنده و به تألیف و تدریس در دانشگاه و مدرسه مروى و غیره اشتغال و تا حال تحریر موفق به وظائف روحى و علمى خود مى‏باشند. تألیفات استاد جعفرى در عصر حاضر كمتر كسى به تألیفات و تصنیفات استاد جعفرى مى‏رسد و گذشته از تألیفاتى كه از دید خوانندگان مى‏گذرد. مكاتبات و مراسلاتى با پروفسور راسل استاد و فیلسوف فرانسوى دارد و نیز مصاحبات با پرفسور یانگ امریكائى و دیگر علال فارسى مراكشى و دكتر حسووانى در مه ایتالیائى و دكتر كلاوز آلمانى و دكتر بیدفورد آلمانى و چارلیز ادامز امریكائى و برخى دیگر داشته است. اما تألیفات چاپ شده ایشان 1-الامر بین الامرین كه در نجف به طبع رسیده. 2- الرضاع. 3- تعاون الدین و العلم. چاپ تهران. 4- وجدان چاپ تهران 5- جبر و اختیار چاپ تهران 6- آفرینش انسان چاپ تهران 7- علم در خدمت انسان چاپ تهران 8- اخلاق و مذهب چاپ تهران 9- فیزیك و متافیزیك 10- رابطه علم و حقیقت چاپ تهران 11- توضیح و بررسى مصاحبه با فراند راسل- انتشارات تهران. 12- نقد و بررسى برگزیده افكار راسل، چاپ تهران. 13- بینش حضرت حسین علیه‏السلام- انتشارات تهران. 14- منابع فقه، مشتمل بر امارت اهل كتاب و مواد زكوه و غیره. 15- ارتباط انسان و جهان در سه جلد 16- انسان از دیدگاه قرآن چاپ اصفهان. 17- ایده‏آل زندگى و زندگانى ایده‏آل چاپ تحقیقات تهران. 18- نگاهى به امام على علیه‏السلام مشتمل بر مباحث على (ع) و سیاست على (ع) و... چاپ تهران. 19- تفسیر نقد و تحلیل مثنوى در 15 جلد چاپ حیدرى. 20- مجموعه مقالات به نام... انتشارات تهران. 21- مولوى و جهان‏بینى‏ها انتشارات تهران. 22- فلسفه و هدف زندگى انتشارات صدر تهران. 23- تفسیر نهج‏البلاغه 14 جلد آن به طبع رسیده و بقیه در دست طبع است. 24- طرحهائى در انقلاب فرهنگى، انتشارات پیشوا تهران. 25- علم از دیدگاه اسلام، انتشار سازمان پژوهشهاى علمى و فلسفى. 26- حیات معقول. 27- زیبائى از نظر اسلام. 28- شرحى بر احتجاج حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام با عمران صابى در الهیات چاپ تهران. 29- حیات نقطه اسلامى فلسفه و علم و احساسات و مذهب، چاپ تهران. 30- علیت و اختیار از دیدگاه علامه طباطبائى. و حدود بیست جلد تألیف مخطوط دیگر كه هنوز به طبع نرسیده است. (الهیكل قسط من الثمن بل تمام الثمن) این دانشمند فرزانه با این همه آثار و فضائل بسیار ساده و بى‏آلایش و پیرایه است عمامه‏اى كوچك و جثه‏اى متوسط بلكه ضعیف و لباسى مقتصد دارد و اگر كسى قبلا او را ندیده باشد و براى اولین بار ببیند براى او ارج و ارزشى تصور نمى كند چون نمى‏داند كه این مرد با این هیكل متوسط و قد كوتاه داراى این همه آثار بزرگ است و چه افكار روشنى دارد چنانچه خود ایشان مسافرت خود را به سمنان بنا بر دعوت علامه حایرى سمنانى نقل و به این موضوع اشاره نموده است. در مصاحبه‏اى كه با كیهان فرهنگى با معظم‏له شده فرمودند روزى نامه‏اى به توسط یكى از دوستان از مرحوم علامه حایرى رسید به دستم كه مرا دعوت به سمنان كرده بودند براى دیدار و ملاقات با ایشان. پس به اتفاق یكى از رفقا عازم سمنان شده با قطار به آنجا رفتم وقتى در ایستگاه سمنان پیاده شدم جمعیت بسیارى را دیدم كه گویا به استقبال آمده‏اند و در همانحال كه پیاده شدیم آقاى روحانى دیگرى كه داراى هیكل بزرگ و لباس جالبى بود از واگن پیاده مردم به سوى او هجوم آوردند و گفتند براى سلامتى علامه استاد جعفرى صلوات پس من به رفیقم گفتم خوب شد نزدیك بود بلائى به سرم بریزد. پس آمدم در میدان ایستگاه به هر درشكه و وسیله نقلیه كه گفتم ما را ببر منزل علامه حایرى گفت نمى‏توانم چون ما باید میهمانهاى علامه حایرى را ببریم. پس به یك درشكه كه كرایه‏اش یك تومان بود گفتم ده تومان مى‏دهیم ما را ببر به خانه علامه پس با چند نفر دیگر سوار كرد و چون قدرى راه رفتیم دیدم خود علامه حایرى عصازنان به طرف ایستگاه مى‏آید پس به درشكه‏چى گفتم آقاى علامه ایشانست. گفت آرى، گفتم همین جا ما را پیاده كن و خدمت ایشان رسیدم فرمودند مردم چه شدند گفتم چه مردمى فرمودند مردم را به استقبال شما فرستادم گفتم الان مى‏آیند خدمت شما. پس آن مرحوم با كیاست و فراست دریافتند و فرمودند پس تقصیر قیافه و هیكل و لباس شماست و حتما مردم عوضى گرفته‏اند این چه قیافه‏ایست حتما به خودتان برسید و یك مقدارى خودت و لباست را جمع و جور كن و مردمى كه به استقبال آمده بودند قیافه و لباس ما را دیده احساس كرده بودند كه حتما پیشواز آن آقاى خوش هیكل آمده‏اند. پس به سوى او هجوم آوردند كه حضرت آقاى جعفرى بفرمائید منزل آقا علامه كه در انتظار شماست و آن آقا متحیر مانده و گفتند جعفرى كیست و علامه كدام است؟ پس مردم متوجه شدند كه اشتباه كرده‏اند و عوضى گرفته‏اند. پس مانند لشكر شكست خورده پراكنده و به منزل علامه كه تهیه نهار دیده بودند آمدند و خلاصه چند روزى كه در خدمتشان بودیم بسیار لذت روحانى بردیم و از ایام خوش زندگانى من بود. پس از مسائلى كه با آن مرحوم مورد بحث قرار گرفت موضوع قصیده هبوطیه و عینیه ابن سینا كه بیت بیت و مطلعش اینست: هبطت الیك من المكان الارفع ورقاء ذات تعزز و تمنع و من در استقبال آن ابیات گفتم به هشتاد و هفت بیت مى‏رسد و از نظر آن علامه نقاد و صراف ادبیات فارسى و عربى گذرانیده كه مورد تحسین و تصدیق ایشان قرار گرفت كه از نظر عزیزان مى‏گذرانم. طلعت الیك النفس احسن مطلع مشعوفه و هو ذات تلوع غابت و لم تعرى حصولا انما عرفت حضوریا و لم تتبرقع ان العویصه فى حدیث النفس من تعریفها بالاسطقس الارفع و به تعالى النفس حتى جاوزت عن كل قید للكمال الابدع بل ان قد تمنوا ان استعل كل ما فى الكون غامض سره المتنوع فتعود عالمه بكل خفیه فى العالمین فخرقها لم یرقع منحوا لها فوق الكمال فاصبحت كالواجب الاعلى الغنى الامنع فیقول ما معنى الحراك من الحمى العالى الى قعر الحضیض الاوضع قد انشا و اشعرا بلاجبر و لا كره فحاروا فر الروى الامنع واظن ان صعودها و هبوطها لم یعرفا عند اللبیب الالمعى واستهون الصلصال زعما انه شبه المعالم و الطلول الخضع فیخال ما وصلت الیه حضیضها فیقول منكسرا بغیر ترفع هبطت الیك من المحل الارفع ورقاء ذات نعزز و تمنع لو حقق الشیخ ابن سینا حقه و جرى بفكرته و عقل اروع لراى التكامل فى صمیم تعلق الفس البسیطه بالحسوم الخضع تا آخر ابیات او كه براى اختصار از نقل تمام آن خوددارى كردیم. برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم) فعالیتها: • عالمان و دانشمندان • فقه • فلسفه - منطق • محقق [/align] منبع : راسخون
  3. معرفی و زندگینامه استاد محمود فرشچیان به بهانه زادروز ایشان محمود فرشچیان، متولد ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان یکی از مشهورترین نقاشان معاصر ایرانی است. زندگینامه [align=justify]پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و دانشآموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزههای اروپا، اول کسی بود که وارد موزه میشد با بستهای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج میشد. پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هم اکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دورهای و فصلی به ایران دارد. فیلم مستندی نیز با عنوان عشقپرداز به کارگردانی محمد هادی کاویانی، با حضور استاد عزت الله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شدهاست که در آیین رونمایی کتاب پنجم استاد به نمایش در آمد. آخرین و پنجمین جلد از کتاب آثار "محمود فرشچیان" شامل تازهترین آثار این هنرمند از سوی انتشارات گویا شامل ۱۵۰ اثر نگارگری و طراحی از تازهترین آثار محمود فرشچیان در ۲۵۸ صفحه رنگی با کاغذ گلاسه در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. ناصر میرباقری ناشر این کتاب درباره ویژگیهای این کتاب گفتهاست که این کتاب در قطع رحلی سلطانی در ۸ رنگ، در جلدهای مختلف چرمی، گالینکور با قاب مخصوص به خود روانه بازار شده که برای اولین بار در کتابهای آثار فرشچیان از رنگ متالیک نیز استفاده شده است[۱] [/align] برخی آثار تابلوی غدیر از آثار متاخر محمود فرشچیان [align=justify]* «ضامن آهو»: طرحی از شمایل امام رضا * «پنجمین روز آفرینش»: در این تابلو همهٔ مخلوقات زمینی و آسمانی به ستایش پروردگار مشغولاند. * «عصر عاشورا»: استاد در مورد نحوه طراحی این اثر جاویدان میگوید: «سه سال پیش از انقلاب روز عاشورا مادرم مرا نصیحت کرد و گفت: به روضه گوش کن تا چند کلمه حرف حساب بشنوی. و من با ایشان گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبی به من دست داد. وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم تابلویی شد که الآن هست بدون هیچ تغییری».این اثر توسط استاد به موزه آستان قدس رضوی اهدا شد . * طراحی ضریح امام رضا * آخرین تابلوی او «کوثر» به نام خانم فاطمه زهرا (س) میباشد.[/align] منتخبی از جوایز * ۱۳۷۹: انضمام نام هنرمند در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم * ۱۳۷۲: نشان درجه یک هنر * ۱۳۶۴: تندیس طلایی اسکار ایتالیا * ۱۳۶۳: نشان هنر نخل طلایی ایتالیا * ۱۳۶۳: تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا * ۱۳۶۲: دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا * ۱۳۶۱: دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا * ۱۳۶۰: مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا * ۱۳۵۲: جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران * ۱۳۳۷: مدال طلای جشنوارهٔ بینالمللی هنر، بلژیک * ۱۳۳۱: مدال طلای هنر نظامی، ایران پایگاه اطلاعرسانی محمود فرشچیان منبع : محمود فرشچیان - ویکیپدیا
  4. irsalam

    معرفی استاد محمد رضا شجریان

    [align=justify]محمدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد) خواننده، موسیقیدان و خطاط ایرانی است. وی پرآوازه ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی و یکی از نامدارترین هنرمندان در عرصهٔ موسیقی جهان است. زندگی محمدرضا شجریان، اول مهر ۱۳۱۹ در مشهد زاده شد. خواندن را از کودکی با همان لحن کودکانه آغاز کرد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد و در سال ۱۳۳۱، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش میشود. وی در سال ۱۳۳۸ به دانشسرای مقدماتی در مشهد رفت و از همان سال برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد. وی پس از دریافت دیپلم دانشسرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس مشغول شد و در این زمان با سنتور آشنا شد. در سال ۱۳۳۷ به رادیو خراسان رفت و در رشته آواز مشغول فعالیت شد. سپس برای اجرای برنامه های گلها به تهران نزد استاد داوود پیرنیا دعوت شد و در بیش از یکصد برنامه گلها و برگ سبز شرکت کرد. شجریان در سال ۱۳۴۰ ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر (همایون) بود. او در سال ۱۳۴۶ به تهران رفت و با احمد عبادی آشنا شد و از سال ۱۳۴۶ در کلاس اسماعیل مهرتاش شرکت نمود. همچنین برای آموختن خوشنویسی در انجمن خوشنویسان نزد استاد ابراهیم بوذری رفت. او از سال ۱۳۴۷، خوشنویسی را نزد استاد حسن میرخانی ادامه داد. وی در سال ۱۳۴۹، درجهٔ ممتاز را در خوشنویسی بدست آورد. شجریان تا سال ۱۳۵۰ با نام مستعار سیاوش بیدکانی با رادیو همکاری میکرد، ولی بعد از آن از نام خود استفاده کرد.در ۱۳۵۰ با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیفهای آوازی را نزد وی دنبال کرد. در سال ۱۳۵۱ در برنامهٔ گلها با استاد نورعلی خان برومند آشنا شد و به آموختن شیوهٔ آوازی طاهرزاده نزد او پرداخت. از سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی کلیه ردیف های موسیقی و شیوه های تصنیف خوانی را فرا گرفت. در همین سال به همراه گروهی از هنرمندان چون محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون و داوود گنجهای، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا نهاد. وی شیوه های آوازی اقبال السلطان، تاج اصفهانی، میرزا ظلی، ادیب خوانساری، قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به دقت دنبال کرد. از سال ۱۳۵۴، تدریس هنرجویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۵۸ با تعطیلی این رشته کار تدریس خود را پایان داد. در سال ۱۳۵۵ به همراه هوشنگ ابتهاج و برخی هنرمندان دیگر از رادیو کناره گیری کرد.شجریان در سال ۱۳۵۶ شرکت دلآواز را بنیانگذاری کرد. همچنین در سال ۱۳۵۷ در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه اول را به دست آورد. در ۱۳۵۷ چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را با سازمان های دولتی ادامه نداد و در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمی اش همت گماشت. در فاصله سالهای دههٔ شصت، شجریان همکاری گسترده ای را با پرویز مشکاتیان آغاز کرد که حاصل آن آلبوم هایی چون بیداد همایون، آستان جانان، سرّ عشق (ماهور)، نوا و دستان بود. در این سالها به همراه گروه عارف کنسرت هایی را در خارج از ایران اجرا کرد. پس از سال ۱۳۶۸ به همراه داریوش پیرنیاکان و جمشید عندلیبی به اجرای کنسرت در آمریکا و اروپا پرداخت. این گروه در سال بعد، کنسرت هایی را برای جمع آوری کمک مردم دنیا به زلزله زدگان رودبار انجام داد. آلبوم های دل مجنون، سرو چمان، یاد ایام و آسمان عشق با همکاری گروه آوا و نیز دلشدگان با آهنگسازی حسین علیزاده در این سالها منتشر شدند. در سال ۱۳۷۴، شجریان کنسرتهایی در شهرهای اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج برگزار کرد و در همین سال، آلبوم چشمه نوش را با محمدرضا لطفی و مدتی بعد، در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر کرد. وی در سال ۱۳۷۷، آلبوم شب، سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر کرد. شجریان در سال ۱۳۷۸ جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد. از سال ۱۳۷۹ با حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون به اجرای کنسرت پرداخت که حاصل آن، آلبوم های زمستان است، بی تو به سر نمی شود، فریاد، ساز خاموش و سرود مهر بود. در سال ۱۳۸۲، به همراه همین گروه برای کمک به زلزله زدگان بم کنسرتی در تهران با نام همنوا با بم اجرا کرد. از سال ۱۳۸۶، شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرتهایی در تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا و کانادا اجرا کرد. در همین سال و در مراسم درگذشت مادرش، پس از ۳۰ سال، دعای ربنا را دوباره خواند. شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی میپردازد. پس از برگزاری کنسرت شجریان در ونکوور کانادا، گلوب اند میل، شجریان را افسانهٔ موسیقی شرق معرفی کرد. محمدرضا شجریان در سال ۱۳۴۰، در سن ۲۱ سالگی و زمانی که معلم بود با خانم فرخنده گلافشان که وی نیز معلم دبستان بود آشنا شد و آنها در شهر قوچان پای سفره عقد نشستند. یک سال بعد یعنی در ۲۹ مرداد ۱۳۴۱ آنها جشن عروسی خود را در مشهد گرفتند و زندگی مشترک را آغاز کردند که حاصل آن سه دختر بود: راحله، افسانه (همسر سابق پرویز مشکاتیان) و مژگان (همسر محمدعلی رفیعی که نام او در اکثر کاستهای شجریان به چشم میخورد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد گرافیک میباشد و به همراه همسرش که مهندس است به کارهای طراحی کامپیوتری کاستهای پدر میپردازد)، و یک پسر (همایون). شجریان در سال ۱۳۷۱ از این بانو جدا شد و یک سال بعد با خانم کتایون خوانساری ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج، رایان پسر دوم محمدرضا شجریان است که در ونکوور بهدنیا آمد. کنسرت ها شجریان کنسرت های زیادی برگزار کرده است، که کنسرت راست پنجگاه به همراه محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ فر از مهمترین آنها به شمار میرود. از کارهای دیگرش، همکاری با گروه عارف و شیدا و همچنین چاووش بود که آثاری به یادماندنی موسیقی ایران را شامل میشوند. کنسرت هم نوا با بم نیز از جمله کنسرتهای به یاد ماندنی استاد شجریان میباشد که در آن کنسرت، سبک جدیدی از آواز مرغ سحر را با همخوانی فرزندش اجرا نمود. پس از آن با اجرای کنسرت های بسیار به همراه استادان دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد. به همراه پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، محمد موسوی، داریوش پیرنیاکان، حسن کسایی و دیگر استادان، کارهای بسیاری ضبط کردهاست. وی در بهار ۱۳۸۶ به همراه مجید درخشانی، سعید فرجپوری، محمد فیروزی و فرزندش همایون شجریان، کنسرتهایی در چند کشور اروپایی انجام داد. این کنسرت، در تابستان و پاییز ۱۳۸۶ در تهران و اصفهان نیز اجرا شد. همچنین او در سال ۲۰۱۰ تور کنسرتهای خود را بهمراه گروه شهناز به چندین کشور مانند استرالیا ، انگلستان ،ترکیه ،امریکا و .... آغاز نموده و همچنان ادامه دارد. استادان آواز اسماعیل مهرتاش، عبدالله دوامی، نورعلی برومند از جمله استادانی بودند که محمدرضا شجریان ردیف ها، گوشه ها، و دوره های آوازی موسیقی ایرانی را نزد آنها تمرین کرد. وی همچنین نوازندگی سنتور را نزد جلال اخباری و استاد فرامرز پایور آموخت. همکاری با رادیو و تلویزیون برای اولین بار در سن ۱۲ سالگی به تلاوت قرآن در رادیو محلی پرداخت و در سال ۱۳۳۷، ۱۸ ساله بود که مشغول به همکاری با رادیو خراسان شد. سال ۱۳۴۶ به تهران آمد و در اواخر دهه ۴۰ و تا سال ۵۶ با «رادیو ایران» همکاری کرد. به دلیل مخالفت خانواده با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» در برنامه «برگ سبز» و «گلهای تازه» اجراهای بسیاری توسط کنسرت رادیو به همراه محمدرضا لطفی، جلیل شهناز، حسن ناهید، ناصر فرهنگ فر و دیگر نوازندگان آن دوره اجرا کرد. در سالهای آخر حکومت محمدرضا شاه پهلوی، ، همکاری خود را به گفته خود به دلیل «پخش آهنگهای غیرقانونی» با رادیو و تلویزیون قطع کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و متعاقب آن انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ و قطع برنامه های موسیقی، همکاری او نیز با رادیو قطع شد. در سالهای اخیر و پس از اصلاحات، رادیو فرهنگ، در برنامه نیستان برخی از کارهای قدیمی و جدید او را پخش می کند، همچنین شبکه چهار جمهوری اسلامی در برنامه ای تحت عنوان آوای ایرانی، با استفاده از «گنجینه گلهای تازه رادیو ایران» آواز شجریان را همراه با تصاویری از خوشنویسی، نگارگری و دیگر هنرهای ایرانی پخش میکند. انتخابات ریاست جمهوری دهم و قطع همکاری با صدا و سیما پس از دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران، محمدرضا شجریان در نامه ای به عزت الله ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری کند. وی گفت: «سرودهایی که خوانده به ویژه سرود ایران، ای سرای امید متعلق به سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد». وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند. صداوسیما در آستانه انتخابات و پس از آن به نحو گستردهای از آثار شجریان (به ویژه سرود ایران، ای سرای امید) و سایر ترانه های با مضمون ملی استفاده میکرد. وی در گفت و گو با بی بی سی گفت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.» وی در گفتگو با بی بی سی گفت که هربار که صدای خود را از این رسانه میشنود احساس شرم میکند و بدنش می لرزد. وی همچنین در تظاهرات اعتراضی انتخابات ۸۸ دیده شد. جوایز در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش میکوشد اهدا میشود. پیش از وی، این جایزه را نصرت فاتح علیخان خواننده قوالی از پاکستان دریافت کرده بود. استاد در سال ۲۰۰۶ نشان موتزارت را از سازمان یونسکو دریافت کردند.استاد شجریان ۲ سال به خاطر کاست های فریاد و بی تو به سر نمیشود نامزد جایزه گرمی یا اسکار موسقی شد. جایزه گرمی معتبرترین جایزه موسقی در امریکا میباشد.او یکی از دو خواننده ایران است (دیگری شهرام ناظری) که نامزد جایزه گرمی شده است.هرساله ۵ کاست از بخش موسقی کلاسیک برای نامزدی این جایزه معرفی میگردند. محتوای کاری بیشتر آوازها و تصنیف های اجرا شده گزیده ای بوده از اشعار شاعران بزرگ ایران چون سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر، خیام، عطار و برخی تصنیف های قدیمی با مضامین عاشقانه، و اجتماعی. وی همچنین، در برخی کنسرت ها و کارهای جدیدتر خود از «شعر نو» شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده است. از جمله کارهای مشترک او گزیده ای است از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعی خوانی احمد شاملو. همچنین، وی تعدادی از دعاهای قرآنی را در اثر مشهور به ربّنا خوانده است که در هنگام افطارهای ماه رمضان از صدا و سیمای ایران پخش میشد. خوشنویسی محمدرضا شجریان علاوه بر استعدادش در آوازخوانی، علاقه زیادی به خوشنویسی ایرانی دارد و از او به عنوان یکی از خوشنویسان معاصر یاد میشود. او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری نستعلیق نزد استادان ابراهیم بوذری، و حسین میرخانی پرداخت. او در حال حاضر دارای درجه ممتاز در خط نستعلیق میباشد و سبک ویژه خود را در خوشنویسی دنبال میکند. آثار شهریور ۱۳۸۸ -زبان آتش (هم نوا با خس وخاشاک) تک آهنگی در آواز دشتی با شعری از فریدون مشیری که به گفته خودش، در مصاحبه با رادیو آمریکا، در واکنش به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ خوانده شده است. شهریور ۱۳۸۸ - رندان مست در دستگاه همایون فروردین ۱۳۸۸ - آه باران ۱۳۸۶ - غوغای عشق بازان (در دستگاه شور و آواز افشاری) اجرا ۱۳۸۴ / انتشار ۱۳۸۶ - سرود مهر در آواز بیات ترک و افشاری اجرا ۱۳۸۴ / انتشار ۱۳۸۶ - ساز خاموش در آواز دشتی اردیبهشت ۱۳۸۴ - جام تهی (که در این سال به صورت رسمی بیرون آمد ولی ضبط آن به دهه پنجاه برمیگردد) ۱۳۸۳ - فریاد ۱۳۸۱ - بی تو به سر نمیشود ۱۳۷۹ - زمستان است ۱۳۷۸ - بوی باران ۱۳۷۸ - آرام جان ۱۳۷۸ - آهنگ وفا ۱۳۷۸ - تلاوت قرآن ۱ و ۲ ۱۳۷۷ - شب، سکوت، کویر اجرا ۱۳۵۶ / انتشار ۱۳۷۷ - چهره به چهره اجرا ۱۳۵۴ / انتشار ۱۳۷۷ - راست پنجگاه ۱۳۷۶ - معمای هستی ۱۳۷۶ - شب وصل ۱۳۷۶ - رسوای دل ۱۳۷۵ - در خیال ۱۳۷۵ - پیغام اهل دل اجرا ۱۳۶۳ / انتشار ۱۳۷۴ - همایون مثنوی ۱۳۷۴ - گنبد مینا ۱۳۷۴ - جان عشاق اجرا تابستان ۱۳۷۱ / انتشار ۱۳۷۴ - یاد ایام اجرا ۱۳۷۳ - قاصدک (اجازهٔ انتشار نیافت) ۱۳۷۲ - چشمهٔ نوش ۱۳۷۱ - دلشدگان ۱۳۷۱ - آسمان عشق ۱۳۷۰ - سرو چمان ۱۳۷۰ - خلوتگزیده ۱۳۷۰ - دل مجنون ۱۳۷۰ - پیام نسیم اجرا ۱۳۵۹ / انتشار ۱۳۶۷ - ساز قصهگو ۱۳۶۷ -دستان ۱۳۶۷ - دود عود ۱۳۶۵ - نوا، مرکب خوانی ۱۳۶۵ - سر عشق ۱۳۶۵ - ماهور ۱۳۶۴ - آستان جانان ۱۳۶۴ - بیداد ۱۳۵۹ - عشق داند در آواز ابوعطا ۱۳۵۸ - پیغام اهل راز (راز دل و انتظار دل) ۱۳۵۸ - سپیده در دستگاه ماهور ۱۳۵۸ - ربّنا ۱۳۵۷ - گلبانگ ۲ (دولت عشق) ۱۳۵۷ - گلبانگ ۱ ۱۳۵۶ - به یاد عارف در آواز بیات ترک ۱۳۵۵ - جان جان در دستگاه سهگاه برنامه گلهای ۲۳، ۲۵، ۴۱، ۷۱، ۷۷، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۵۸، ۱۶۰ رباعیات خیام قرآن در دستگاه فارسی که پس از فوت پدرشان با نام به یاد پدر ۱ و ۲ به بازار آمد کنسرتها ۱۳۸۹ - تور بزرگ کنسرت به امریکا ،استرالیا ،ترکیه ، انگلیس و ... مهر ۱۳۸۷ - کنسرت تهران در تالار بزرگ کشور خرداد و تیر ۱۳۸۷ - کنسرت تهران ، برای کمک به ساخت آرامگاه شمس تبریزی در خوی کنسرت آمریکا و کانادا، خرداد ۱۳۸۷ ۱۳۸۶ - کنسرت اصفهان ۱۳۸۶ - کنسرت تهران ۱۳۸۵ - کنسرت فرانسه ۱۳۸۴ - کنسرت لندن، (کوئین الیزابت هال) آذر ۱۳۸۴ - تهران، (تالار بزرگ کشور) دی ۱۳۸۲ - همنوا با بم، تهران (تالار وزارت کشور) برای کمک به زلزلهزدگان بم ۱۳۸۱ - مرکبخوانی، اروپا و کانادا ۱۳۸۱ - راست پنجگاه، اروپا و کانادا ۱۳۷۹ - نوا، اروپا، آمریکا و کانادا ۱۳۷۹ - داد و بیداد، اروپا، آمریکا و کانادا زمستان ۱۳۷۹ - اروپا، آمریکا و کانادا تابستان ۱۳۷۸ - کنسرت ارکستر موسیقی ملی ایران، چهل ستون اصفهان، ۱۳۶۷ کنسرت شور (تالار وحدت) شاگردان شهرام ناظری پریسا محمد معتمدی علی جهاندار محسن کرامتی ایرج بسطامی حمیدرضا نوربخش قاسم رفعتی مظفر شفیعی همایون شجریان سینا سرلک [/align]
  5. irsalam

    معرفی استاد شهرام ناظری

    معرفی استاد شهرام ناظری [align=justify] شهرام ناظری یکی از معروفترین خوانندگان سنتی ایران میباشد. در سال ۱۳۲۸ (۱۹۵۰ میلادی) در خانواده ای هنردوست ، در كرمانشاه به دنیا آمد. از كودكی و زیر نظر پدرش، آموزش های اولیه موسیقی و آواز را فرا گرفت. پس از آن تحت تعلیم نورعلی برومند آثار گذشتگان موسیقی را یاد گرفت. اساتیدش در آواز عبارت بودند از: عبدالله دوامی، محمود كریمی، محمد رضا شجریان، عبدالعلی وزیری و حسین قوامی. ناظری ساز سه تار را نیز نزد این افراد فرا گرفت: احمد عبادی، محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی. ناظری در چند سال گذشته كنسرت های بسیاری را در ایران و خارج از ایران اجرا كرده است. همچنین می توان از اجراهای او در گروه چاووش نام برد كه از آثار ماندگار موسیقی ایران هستند. شورانگیز، اثر حسین علیزاده، زمستان اثر محمد رضا درویشی، یادگار دوست از كامبیز روشن روان، ای برادر اثر محمد رضا لطفی، لاله بهار از پرویز مشكاتیان و... از آثار برجسته ناظری در گذشته هستند. هم اكنون با مطرح كردن شكلی از آواز در پی اشاعه و گسترش این نوع از آواز است، و در این راه كنسرت های بسیاری اجرا كرده كه كنسرت با گروه كامكارها را می توان نام برد. از قشنگترین آلبومهای این هنرمند می توان به گل صدبرگ و آتشی در نیستان اشاره کرد ( از نظر من). برای گوش دادن به آهنگهای این هنرمند بزرگ می توانید به سایتهای زیر مراجعه کنید. [/align]
×
×
  • اضافه کردن...