رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'مطهری'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    معرفی مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری

    در این تاپیک به معرفی مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری می پردازیم که امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد . احياي تفكر اسلامي اين كتاب مشتمل بر پنج سخنراني استاد شهيد در سال 1349 مي باشد كه به شرح ذيل مي باشد: 1-اقبال و احياي فكر ديني (اين سخنراني به مناسبت ياد بود مصلح اسلامي، اقبال لاهوري برگزار شد) 2-تفكر ديروز و امروز مسلمين درباره ميزان تأثير عمل در سعادت انسان 3-تفكر زنده و تفكر مرده 4-تفكر اسلامي درباره زهد و ترك دنيا 5-فلسفه زهد در تفكر اسلامي
  2. دانلود کتاب الکترونیکی جاذبه و دافعه حضرت علی (ع) شهید مطهری فرمت فایل :pdf حجم فایل : 662 کیلوبایت دانلود
  3. داستان هایی از کتاب داستان راستان شهید مطهری رسول اكرم و دو حلقه جمعيت رسول اكرم (ص ) وارد مسجد (مسجد مدينه (1)) شد، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود و هر دسته اى حلقه اى تشكيل داده سرگرم كارى بودند: يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلّم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند، هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد. به كسانى كه همراهش بودند روكرد و فرمود:(اين هر دو دسته كار نيك مى كنند و بر خير و سعادتند). آنگاه جمله اى اضافه كرد:(لكن من براى تعليم و دانا كردن فرستاده شده ام )، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعليم و تعلّم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست (2). masoumeh.com
  4. در ادامه مرور و مطالعه آثار استاد شهید مرتضی مطهری، با تأکید بر نیازها و مقتضیات جامعه جوان کشورمان و در فصل فعالیت مدارس و مراکز آموزشی، یکی دیگر از آثار ارزشمند و ماندگار آن متفکر و کارشناس برجسته اسلامی را با هم مورد تأمل و تدبر قرار می دهیم. باشد که همه متولیان و تصمیم گیران امر تعلیم و تربیت دینی با الهام از آموزه های آن معلم فرزانه، زمینه های رشد و شکوفایی نسل تو و طراحی و ترسیم فرآیند نظام آموزشی و پرورشی کشورمان را فراهم سازند. کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» محصول تلاش علمی و آموزشی متفکر شهید استاد مرتضی مطهری طی سالهای 51 تا 52 (در جمع دبیران و تعلیمات دینی) و نیز انجمن های اسلامی پزشکان می باشد، که ذیلاً با عنایت به لزوم آشنایی نسل جوان و مدیران و برنامه ریزان تعلیم و تربیت با آثار ماندگار آن استاد فرهیخته تنظیم و تدوین می گردد. اصل در نظام آموزشی، عقل است یا علم؟ «ما دو مسأله داریم، یکی مسأله پرورش عقل، و دیگر مسأله علم، مسأله علم همان آموزش دادن است. «تعلیم» عبارت است از یاد دادن، از نظر تعلیم، متعلّم فقط فراگیر است و مغز او به منزله ی انباری است که یک سلسله معلومات در آن ریخته می شود. ولی در آموزش، کافی نیست که هدف این باشد. امروز هم این را نقص می شمارند که هدف آموزگار فقط این باشد که یک سلسله معلومات، اطلاعات و فرمول در مغز متعلّم بریزد، آنجا انبار بکند و ذهن او بشود مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن اینست که نیروی فکری متعلّم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند، یعنی کار معلم در واقع آتشگیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا این تنور را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است، شما آتشگیره از خارج می آورید، آنقدر زیر این چوب ها و هیزم ها آتش می دهید تا خود اینها کم کم مشتعل شود و تنور با هیزم خودش مشتعل گردد. چنین به نظر می رسد که آنجا که راجع به عقل و تعقّل (در مقابل علم و تعلّم) بحث می شود نظر به همان حالت رشد عقلانی و استقلال فکری است که انسان قوه استنباط داشته باشد.» (تعلیم و تربیت در اسلام، ص 19-17)علم مطبوع، علمی است که «از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه می گیرد. علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ی ابتکار شخص است.» زنبور عسل، شهد گل را می گیرد و عسل تولید می کند. این مثال خوبی در مورد علم مطبوع پرورش عقل، با کدام روش آموزشی؟ با توجه به تعبیر و تأکیدی که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) دارند، علم در یک تقسیم بندی کلان به علم مسموع و علم مطبوع تقسیم می شوند. علم مسموع، علمی است که از دیگری فراگرفته می شود. از خارج گرفته شده. علم شنیده شده و انبار شده در ذهن است، بدون اینکه قوه ی ابتکار شخص در آن دخیل باشید. شخص مثل ضبط صوت عمل می کند حفظ می کند. بایگانی می کند. مثل بانک اطلاعات. اما علم مطبوع، علمی است که «از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه می گیرد. علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ی ابتکار شخص است» (همان، ص19) زنبور عسل، شهد گل را می گیرد و عسل تولید می کند. این مثال خوبی در مورد علم مطبوع. اینکه شهد را بگیری و همان را تحویل بدهی، کار ضبط صورت و سیم رابط را انجام می دهی، هنر و ابتکار چندانی به کار نگرفته ای. امیرمؤمنان در ادامه بحث علم مطبوع و علم مسموع می فرماید: «علم مسموع اگر علم مطبوع نباشد فایده ندارد. و واقعاً هم همین جوری است. این را در تجربه ها هم درک کرده اید؛ افرادی هستند که اصلاً علم مطبوع ندارند، منشأ آن هم اغلب سوء تعلیم و تربیت است، نه اینکه استعدادش را نداشته اند، تربیت و تعلیم جوری نبوده که آن نیروی مطبوع او را به حرکت درآورد و پروش بدهد» (همان – ص 19) عالِم صددرصد عوام محصول نظام آموزشی و تربیتی معیوب، در نهایت عالمانی جاهل است. عالمانی که ابتکار ندارند. «من دیده ام افرادی را که بر ضد آنچه که اینجا [در سیستم آموزشی معیوب] یاد گرفته اند. آنجا قضاوت می کنند و لهذا شما می بینید که یک عالم، مغزش جاهل است. عالم است ولی مغزش جاهل است. عالم است، یعنی خیلی چیزها را یاد گرفته، خیلی اطلاعات دارد ولی آنجا که شما مسأله ای خارج از حدود معلوماتش طرح می کنید می بینید که با یک عوام صددرصد عوام طرف هستید. آنجا که می رسد، یک عوام مطلق از آب در می آید.» (همان – ص 20)امیرمؤمنان در ادامه بحث علم مطبوع و علم مسموع می فرماید: «علم مسموع اگر علم مطبوع نباشد فایده ندارد. و واقعاً هم همین جوری است. این را در تجربه ها هم درک کرده اید؛ افرادی هستند که اصلاً علم مطبوع ندارند، منشأ آن هم اغلب سوء تعلیم و تربیت است، نه اینکه استعدادش را نداشته اند، تربیت و تعلیم جوری نبوده که آن نیروی مطبوع او را به حرکت درآورد و پروش بدهد.» فکر خیلی از سواد بهتر است این داستان معروف است می گویند: «یک وقت یک خارجی آمده بود کرج، با یک دهاتی روبرو شد. این دهاتی خیلی جوابهای نغز و پخته ای به او داد، هر سئوالی که می کرد خیلی عالی جواب می داد. بعد او گفت که تو اینها را از کجا می دانی؟ گفت: «ما چون سواد نداریم فکر می کنیم». این خیلی حرف پر معنایی است: آنکه سواد دارد معلوماتش را می گوید ولی من فکر می کنم و فکر خیلی از سواد بهتر است.» بنابراین کار آموزگار و معلم در نظام آموزشی هدفمند، صرف انباشت اطلاعات و معلومات در مغز دانش آموز و دانشجو نیست. معلومات، بدون تجزیه و تحلیل و بدون اندیشه و فکر باعث رکود ذهن می شود. رشد شخصیت فکری و عقلانی و تقویت قوه ی تجزیه و تحلیل نباید فرع بر انتقال معلومات و تعلیم باشد. آنان که زیاد استاد و کلاس می بینند و مغز خود را انبار محفوظات می کند دیگر مجال فکر و ابتکار و اجتهاد ندارند. یک مثال روشن «مغز انسان، درست حالت معده ی انسان را دارد. معده ی انسان باید غذا را از بیرون به اندازه بگیرد و با ترشحاتی که خودش روی غذا می ریزد آن را به اصطلاح بسازد. باید معده اینقدر آزادی و جای خالی داشته باشد که به آسانی بتواند غذا را زیرورو کند، اسیدها و شیره هایی را که باید ترشح نماید و بسازد. ولی معده ای که مرتب بر آن غذا تحمیل می کنند و تا آنجا که جا دارد به آن غذا می دهند، دیگر فراغت، فرصت و امکان برایش پیدا نمی شود که این غذا را درست حرکت بدهد بسازد. آنوقت می بینید اعمال گوارشی اختلال پیدا می کند و عمل جذب هم در روده ها درست انجام نمی گیرد. مغز انسان هم قطعاً همین جور است. در تعلیم و تربیت باید مجال فکر کردن به دانش آموز [و دانشجو و طلبه] داده بشود و او به فکر کردن ترغیب گردد.» (همان – ص 23) یک مصداق بارز «شیخ انصاری که یکی از مبتکرترین فقهای صد و پنجاه سال اخیر است، از تمام علمای فعلی کمتر استاد دیده یعنی دوره ی استاد دیدنش بسیار کم بوده است. طلبه ای بود که رفت نجف، مختصری استادهای نجف را دید. بعد خودش راه افتاد دنبال استادهای متنوع. رفت مشهد، مدتی در مشهد ماند. به تهران آمد، تهران هم خیلی نماند به اصفهان رفت. به کاشان رفت... همه دوره ی معلم دیدن او اگر حساب کنید، به ده سال نمی رسد. در صورتی که دیگران بیست سال و سی سال معلم دیده اند.»(همان – ص 23)شما می بینید که یک عالم، مغزش جاهل است. عالم است ولی مغزش جاهل است. عالم است، یعنی خیلی چیزها را یاد گرفته، خیلی اطلاعات دارد ولی آنجا که شما مسأله ای خارج از حدود معلوماتش طرح می کنید می بینید که با یک عوام صددرصد عوام طرف هستید. آنجا که می رسد، یک عوام مطلق از آب در می آید.» هدف باید رشد فکری باشد به هر حال «جای تردید نیست» که در آموزش و پرورش، هدف باید رشد فکری دادن به متعلّم و به جامعه باشد. تعلیم دهنده و مربی هر که هست؛ معلم است. استاد است، خطیب است، واعظ است، باید کوشش کند که به شخص، رشد فکری، یعنی قوه تجربه و تحلیل بدهد. نه اینکه تمام همّش این باشد که هی بیاموزید، هی فرا گیرید، هی حفظ کنید.»(همان – ص 24) باید مسیری را طی کرد که «خود فرد استنباط بکند، اجتهاد بکند، رد فرع بر اصل بکند.»(همان، ص 24) مجتهد بودن یعنی چه؟ «مرحوم آقا حجت یک وقت حرف خیلی خوبی در باب اجتهاد زد. گفت: اجتهاد واقعی این است که وقتی یک مسأله جدید که انسان هیچ سابقه ی ذهنی ندارد و در هیچ کتابی طرح نشده به او عرضه شده فوراً بتواند اصول را به طور صحیح تطبیق کند و استنتاج نماید، والاّ انسان مسائل را از «جواهر» یاد گرفته باشد، مقدمه و نتیجه (صغری و کبری و نتیجه) همه را گفته اند، او فقط یاد می گیرد [و می گوید] من فهمیدم صاحب «جواهر» چنین می گوید، بله، من هم نظر او را انتخاب کردم. این اجتهاد نیست، همین کاری که اکثر می کنند. اجتهاد، ابتکار است و اینکه انسان خودش ردّ فرع بر اصل بکند. مجتهد واقعی در هر علمی همین طور است. همیشه مجتهدها عده ای از مقلدها هستند. مقلدهایی در سطح بالاتر، شما می بینید در هر چند قرن یک نفر پیدا می شود که اصولی را تغییر می دهد، اصول دیگری به جای آن می آورد و قواعد تازه ای [ابداع می کند]، بعد همه مجتهدها از او پیروی می کنند. مجتهد اصلی همان یکی است. بقیه مقلّدهایی به صورت مجتهد هستند که از این مقلدهای معمولی کمی بالاترند. مجتهد واقعی در هر علمی همین جور است.»(همان، ص 29) در ادبیات، در فلسفه و منطق، در فقه و اصول، در فیزیک و ریاضیات این جور است.» شما می بینید در فیزیک یک نفر می آید یک مکتب فیزیکی می آورد، بعد تمام علمای نیز یک تابع او هستند. این را که مکتب جدیدی می آورد و... که افکار را تابع فکر خودش می کند باید گفت مجتهد واقعی». (همان، ص 25) آنکه سواد دارد معلوماتش را می گوید ولی من فکر می کنم و فکر خیلی از سواد بهتر است.» بنابراین کار آموزگار و معلم در نظام آموزشی هدفمند، صرف انباشت اطلاعات و معلومات در مغز دانش آموز و دانشجو نیست. معلومات، بدون تجزیه و تحلیل و بدون اندیشه و فکر باعث رکود ذهن می شود. رشد شخصیت فکری و عقلانی و تقویت قوه ی تجزیه و تحلیل نباید فرع بر انتقال معلومات و تعلیم باشد. آنان که زیاد استاد و کلاس می بینند و مغز خود را انبار محفوظات می کند دیگر مجال فکر و ابتکار و اجتهاد ندارند مایه اصلی رشد فکری چیست؟ نباید فراموش کرد به رغم آنچه در خصوص اهمیت و ضرورت تفکر و اجتهاد و ابتکار گفته شده مایه اصلی، تعلیم و تعلم است. تفکر بدون تعلیم و تعلم امکان پذیر نیست. در اسلام هم تفکر عبادت است هم تعلّم. امّا «آنچه در باب تفکر داریم بیشتر است از آنچه در باب تعلم داریم.»(همان، ص 25) آیات و روایات فراوانی داریم که ما را به این مهم رهنمون می سازند علاقمندان را به مرور آنها ارجاع می دهیم. در اینجا نمونه ای از آیات فهرست می شود: سوره علق آیات 1 تا 5/ سوره زمر آیه 9/ سوره جمعه آیه 2/ سوره ص آیه 28. فراگیری کدام علم واجب است؟ در سطور مذکور گفته شد برای رشد فکری و توسعه ابتکار و اجتهاد در فرآیند آموزش و پرورش، باید علم آموزی را به عنوان مقدمه تلقی کرد. و تعلّم و تعلیم را به عنوان مایه اصلی تفکر و تدبر داشت. حال سئوال این است که کدام علم الویت درجه یک دارد؟ کدام علم واجب است؟ اینکه گفته شد "طلبُ العلم فریضةٌ عَلی کلِّ مُسلمِ"، منظور کدام علم است در این باب لازم است گفته شود: «علم یا خودش هدف است و یا مقدمه است برای هدفی. هر جا هم که خودش هدف نیست، اگر هدفی از هدفهای اسلامی متوقف به آن باشد، از باب مقدمه واجب، واجب می شود. ... مثلاً ما باید نماز بخوانیم. ولی اینکه انسان بخواهد درست نماز بخواند، بدون اینکه مسائل نماز را بداند امکان ندارد. پس برای اینکه انسان برای خواندن نماز آماده شود، یعنی بتواند نماز را صحیح بخواند واجب است مسائل نماز را یاد بگیرد اختصاص به نماز و روزه و اینگونه تکالیف ندارد. هر وظیفه ای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد، همان علم برایش واجب می شود.»(همان، ص 31) برای تزکیه ی نفس، آموختن مسائل روانی و اخلاقی و برای عمل کردن به دستورات قرانی، آموختن خود قرآن و تفسیر آن واجب است. برای مقابله با دشمنان اسلام و سرزمین اسلامی راههای نظامی علمی امنیتی را باید آموخت. اسلام نگفته دین را بیاموزید. گفته دین را عمل کنید. ولی وقتی می خواهیم دین را عمل کنیم بدون آموختنش ممکن نیست. پس باید این را بیاموزیم تا عمل کنیم. (همان، ص 34)
  5. بزرگداشت علامه شهید مطهری و روز بزرگداشت مقام معلم؛ شاید وقتی دیگر!؟ [align=justify] ▪ بزرگداشت علامه شهید مطهری و روز بزرگداشت مقام معلم؛ شاید وقتی دیگر!؟ بطور یقین نکوداشت بزرگان و مواریث ملی و دینی نشان از قدرشناسی ملت و گویای تاریخ پرافتخار این مرز و بوم است، که یادآوری آنها برای نسلهای بعدی بعنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر، موجب ثبات و پویائی هویت و ماندگاری آثار و مواریث ملی و دینی کشور در گذر زمان خواهد بود. اما آنچه در اینگونه اقدام ماندگاری وتاثیرات آنها را مضاعف می کند، انتخاب عنوان و زمان این بزرگداشت ها و نیز چگونگی و دامنه مخاطبان آنهاست که میتواند در الگوسازی از شخصیتهای مورد نظر و نیز تاثیرگذاری بر جامعه هدف نقش فراگیر و پایداری را از خود بجا گذارد. گذشت سه دهه ازتاریخ ماندگار و سراسر افتخار نظام جمهوری اسلامی، تحولات عمیقی را در فرهنگ و تاریخ ایران زمین بوجود آورده که هر یک از این مقاطع تاریخی گواه صادقی بر هوشیاری ، مظومیت، ایستادگی و ازجان گذشتگی ملتی بزرگ درراه اهداف و آرمانهای مقدسی است که با تمام وجود برآنها باور داشته و در راه حفظ این دست آوردهای عظیم، بزرگان و عزیزان بسیاری جان و مال خود را در طبق اخلاص نهاده و همه سختیها و مشکلات را بجان خریدند. بزرگمردانی چون علامه شهید مرتضی مطهری (رحمت الله علیه) که حیات فرهنگی و معنوی انقلاب و روشنفکران دینی امروز، وامدار تفکرات دینی عمیق و روشنگرانه ایشان هستند. و دشمن (گروهک التقاطی فرقان) با آگاهی کامل از نقش انکارناپذیر آن بزرگوار در معرفی وتبیین چهره مبارک اسلام ناب به جامعه نا آگاه و یا دورمانده از حقیقت آن روزها، وجود این مجاهد عرصه علم و عمل را برای تفکرات التقاطی و الحادی خود، خطرآفرین دانسته و توطئه ترور و حذف فیزیکی ایشان را در برنامه های خود قرار داد تا اینکه درتاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۹ علامه بزرگوار آیت الله مطهری را بشهادت رسانده و امت اسلام و انقلاب اسلامی را در حساس ترین مواقع تاریخی از افکار بلند و تفکرات عمیق آن خورشید پرفروغ عالم اسلام، محروم ساختند. اکنون آنچه که موجب شد تا درد ورنج چندین ساله نویسنده در این مجال بازگو شود، تناقض و تعارضی است که به بهانه گرامی داشت مقام معلم، هرساله در بزرگداشت علامه شهید مطهری شاهد آن هستیم و فضا و مراسمی را که در اصل به یادمان و در فقدان اندوهبار متفکری بزرگ و اسلام شناسی کم نظیر در اقصی نقاط کشور برپا می گردد، ناخواسته به مجلس شادمانی وسرور و فضای توزیع گل و شیرینی تبدیل می شود. این تضاد و تعارض در افکار نسل جوان امروزی به مدد حضور و روشنگریهای نسل انقلاب تاحدودی قابل تفسیر است ولی به مرور زمان واقعه بزرگ اصلی که همانا شهادت مظلومانه استاد مطهری و تبیین افکار واندیشه های ناب آن شهید سعید است ، از یادها رفته و از این رخداد عظیم فقط توزیع گل وشیرینی وتبریکات شکلی آن باقی خواهد ماند و دیگرهیچ! اما نویسنده براین عقیده است که با یک ارزیابی از این سالها مخصوصآ در سالگرد شهید مطهری که روز گرامیداشت مقام معلم هم نام گرفته است، عملکردها مورد بازبینی و واکاوی قرار گرفته و با ایجاد یک چرخش تقویمی(زمانی) ، شخصیتهای بزرگی چون شهید مطهری که هم ولادتشان پند آموز و پرافتخاراست و هم شهادتشان عبرت آموز و ماندگار، بزرگداشت هایی که قرار است تا درقالب جشن وسرور برای مفاخر و مواریث ملی و دینی میهن عزیز برقرار شود در سالگرد تولد آنان باشد، و در سالگشت شهادت و یا رحلت این بزرگمردان نیز فرصتهای شایسته ای برای معرفی شخصیت ، خدمات و تبیین جایگاه آنان بوجود آوریم . انشاء الله[/align] محمدعلی مقیسه
  6. به میدان رفتن حضرت عباس علیه السلام روضه ای از زبان شهید مطهری مطابق معتبرترین نقلها اولین کسی که از خاندان پیغمبر شهید شد،جناب علی اکبر و آخرینشان جناب ابوالفضل العباس بود،یعنی ایشان وقتی شهید شدند که دیگر از اصحاب و اهل بیت کسی نمانده بود، فقط ایشان بودند و حضرت سید الشهداء.آمد عرض کرد: برادر جان! به من اجازه بدهید به میدان بروم که خیلی از این زندگی ناراحت هستم . جناب ابوالفضل سه برادر کوچکترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد، گفت: بروید برادران! من میخواهم اجر مصیبت برادرم را برده باشم. می خواست مطمئن شود که برادران مادری اش حتما قبل از او شهید شدهاند و بعد به آنها ملحق بشود. بنا بر این ام البنین است و چهار پسر،ولی ام البنین در کربلا نیست، در مدینه است. آنان که در مدینه بودند از سرنوشت کربلا بی خبر بودند. به این زن، مادر این چند پسر که تمام زندگی و هستی اش همین چهار پسر بود، خبر رسید که هر چهار پسر تو در کربلا شهید شده اند. البته این زن زن کامله ای بود، زن بیوه ای بود که همه پسرهایش را از دست داده بود. گاهی می آمد در سر راه کوفه به مدینه مینشست و شروع به نوحه سرایی برای فرزندانش میکرد. تاریخ نوشته است که این زن خودش یک وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنی امیه بود. هر کس که میآمد از آنجا عبور کند متوقف میشد و اشک میریخت. مروان حکم که یک وقتی حاکم مدینه بوده و از آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت میآمد از آنجا عبور کند بی اختیار مینشست و با گریه این زن میگریست. این زن اشعاری دارد و در یکی از آنها میگوید: لا تـدعونی ویک ام البنین تـذکـریـنـی بـلـیـوث الـعـریـن کانت بنون لی ادعی بهم و الیوم اصبحت و لا من بنین1 مخاطب را یک زن قرار داده، می گوید: « ای زن، ای خواهر! تا به حال اگر مرا ام البنین مینامیدی، بعد از این دیگر ام البنین نگو، چون این کلمه خاطرات مرا تجدید میکند،مرا به یاد فرزندانم میاندازد، دیگر بعد از این مرا به این اسم نخوانید، بله، در گذشته من پسرانی داشتم ولی حالا که هیچیک از آنها نیستند ». رشیدترین فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص برای جناب ابوالفضل مرثیه بسیار جانگدازی دارد،می گوید: یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد و وراه مــن ابـنـاء حـیـدر کـل لـیـث ذی لـبـد انبئت ان ابـنی اصیب بـراسه مقطوع یـد ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد2 پرسیده بود که پسر من، عباس شجاع و دلاور من چگونه شهید شد؟ دلاوری حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعیات تاریخ است. او فوق العاده زیبا بوده است که در کوچکی به او میگفتند قمر بنی هاشم، ماه بنی هاشم. در میان بنی هاشم میدرخشیده است. اندامش بسیار رشید بوده که بعضی از مورخین معتبر نوشتهاند هنگامی که سوار بر اسب میشد، وقتی پاهایش را از رکاب بیرون میآورد،سر انگشتانش زمین را خط میکشید.بازوها بسیار قوی و بلند، سینه بسیار پهن. می گفت که پسرش به این آسانی کشته نمیشد. از دیگران پرسیده بود که پسر من را چگونه کشتند؟ به او گفته بودند که اول دستهایش را قطع کردند و بعد به چه وضعی او را کشتند. آن وقت در این مورد مرثیه ای گفت. می گفت: ای چشمی که در کربلا بودی، ای انسانی که در صحنه کربلا بودی آن زمانی که پسرم عباس را دیدی که بر جماعت شغالان حمله کرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوی پسر من فرار میکردند. پسران علی پشت سرش ایستاده بودند و مانند شیر بعد از شیر، پشت پسرم را داشتند. وای بر من! به من گفته اند که بر شیر بچه تو عمود آهنین فرود آوردند. عباس جانم،پسر جانم! من خودم میدانم که اگر تو دست در بدن میداشتی، احدی جرات نزدیک شدن به تو را نداشت. و لا حول و لا قوة الا بالله 1) منتهی الآمال،ج 1/ص 386. 2) همان. مجموعه آثار آیت الله شهید مطهری ، ج 17
×
×
  • اضافه کردن...