رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هنر'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

20 نتیجه پیدا شد

  1. هنر تبلیغات موثر تبلیغ تیغ بیک. فکر کنید توی یه پارک با همچین چیزی رو به رو بشید! تبلیغ توپ نایک: فکر کنید چقدر زحمت داره چنین کارهای تبلیغاتی رو انجام دادن! البته خب تاثیرش به همون نسبت خیلی زیاده. کارت ویزیتی برای تبلیغ باشگاه یوگا. به همین راحتی میشه تبلیغای متفاوت داشت! این صندلی برای حفظ ثبات باید حتما به دیوار تکیه داده بشه، همچنین روی پایه های آن پوشش " Anti-slip" که از لیز خوردن صندلی جلوگیری می کنه، قرار داره. این صندلی بظاهر خطرناک، بسیار امن و راحته. میشه خودمونم یکی درست کنیم، نه؟ با این پارکینگ دوچرخه، می تونید دوچرخه هاتون رو شونه بزنید!!! این جاروبرقیه انقدر قویه که هر چی تو آسمون بوده رو جمع کرده برده تو خونه! این باطری قلمی، انگار انقدر قویه که پله برقی با اون حرکت می کنه! چی از این بیشتر میتونه توجه عابران رو جلب کنه؟! بفرمایید همبرگر فیله ماهی، با ماهی تازه تازه! این مایع سفیدکننده انقدر قویه که سایه تون رو هم سفید می کنه! ببینید این هنرمند چقدر خوب از المانهای شهری برای کاراش استفاده کرده! این یکی تبلیغ چیز خاصی نیست، اما آخر ایده و خلاقیته! قدرت بیشتر،مصرف کمتر! بفرمایید شیرینی و تغذیه خلاقانه! و در آخر هم این دخترک بیچاره رو ببینید که داره خواب میبینه جایزه برنده شده و کلی داره تشویق میشه، اما ساعت توشیبا می خواد اونو از این رویا بیدار کنه!
  2. انسانهای بزرگ، واجد هنر کشف بزرگی دیگران هستند انسانهای حقیر، دیگران را حقیر میبینند و انسانهای بزرگ، واجد هنر کشف و دیدن بزرگی دیگران هستند. انسان موجودی اجتماعی است و همواره در سطوح مختلف با افراد و انسانهای دیگر سر و کار دارد. در نسبت میان انسانها با هم و انسان و اجتماع، موضوع حق و تکلیف جاری است. نحوه نگاه انسان به دیگر انسانها، به نوع نگاه او به خودش برمیگردد. انسانی که حقی برای دیگران قائل نیست و آنها را حقیر میشمارد و نکته مثبتی در کسی نمیبیند و نمییابد، در واقع جان او حقیر است و خود میپندارد که بزرگ است و دیگران کوچک. اما انسانهایی هستند که جان آنها جاذب و کاشف خوبیهاست. انگار که در مواجهه با آدمیان، با بصیرت ذاتی، به کنه آنها مینگرند و از چاه وجود دیگران آب نیکی میکشند و بدین ترتیب همواره سرچشمههای خوبی را در جان دیگران به جوشش و تپش وامیدارند. تا کسی خود، از کمال و عظمت بهره نبرده باشد نمیتواند کمال و عظمت دیگران را ببیند و به آن اعتراف کند و خواستار بروز و ظهور و توسعه آن باشد... [/url] این ویژگی اخلاقی از ویژگیهایی است که در نسبت آدمیان با یکدیگر قابل تشخیص است. چنین انسانهایی، در این حالت، به مثابه آیینهای هستند که خوبی خود را در تلقی خوبی دیگران بازتاب میدهند. حتی در برخورد با نقاط ضعف دیگران نیز واقعبینانه برخورد میکنند و آیینهوار، همان را خالصانه و بیپیرایه منعکس میکنند. به عنوان نشانهای برای فهم این مقوله، میتوان دید که انسانهای حقیر با انسانهای بزرگ حشر و نشر ندارند. همواره خود را مناری بلند در بیابانی میدانند که تا دور دستها نباید حضور دیگران مانع دیدن آنها ـ به زعم خود ـ شوند. بزرگان اما، با بزرگان سر و کار دارند، بزرگی دیگران را بزرگی خود میدانند و تیر حسد را از خود میرانند و مشام آنها بوی عظمت را در همه جا حس میکند. بدین جهت در انتخاب دوست خود و تیم خود، در جستجوی خوبان و بزرگان و کریمان میروند و بزرگی خود را در حقارت دیگران یا حقیر شمردن دیگران نمیجویند.
  3. irsalam

    هنر عکاسی منظره

    هنر عکاسی منظره اگر از اطرافیانمان بپرسیم بهترین عکاس طبیعت چه کسی است، بیشتریها آنسل آدامز را نام خواهند برد. آدامز عکاسی حیات وحش را تجربه نکرده است و فقط کمی تجربه عکسی ماکرو هم داشت و هیچ وقت عکاسی زیر آب را نیز انجام نداده است. راحت تر بگویم، او خیلی از عکاسیهایی که آنها را زیر مجموعه عکاسی طبیعت میدانیم تجربه نکرده است. پس چرا وی بهترین عکاس طبیعت است؟ برای بدست آوردن چنین آثاری تنها موضوع جالب یا داشتن فوکوسی خوب یا بدست آوردن نوردهی مناسب کافی نیست. توانایی در دیدن زیباترین ترکیب بندی در منظره و تصور آن که در چاپ نهایی چگونه به نظر میرسد و همچنین انتقال الهام خود به بیننده از مهمترین ماهیتهای عکاسی منظره است. با پرورش دادن چشمها برای بهتر تشخیص دادن المانها میتوانید واکنشهای هیجانی بیننده را برانگیزانید. در این مقاله بیشتر روی دیدن و تصور کردن تمرکز کردم تا اینکه صحبت در مورد تکنیکها و ابزارها. اعتقاد دارم اینها برای به وجود آوردن یک عکس منظره موفق خیلی مهمترند. المانها و ویژگیها ( آناتومی منظره) المانها و عناصر تمام چیزهایی هستند که یک منظره را میسازند. المانها میتوانند اشیا، خطوط، انسانها و حیوانات باشند. اولین مرحله خلق کردن یک منظره خوب فراگیری چگونه دیدن این المانها است. من ابتدا یک تصویرذهنی از المانهایی که در دسترس دارم را درست میکنم سپس در مرحله بعدی آن المانها را با تغییر زاویه خود با یکدیگر هماهنگ میکنم تا یک ترکیب بندی با کمپوزیسیون خوبی بدست بیاورم. حالا به بعضی از این خواص میپردازیم. شکل: هر المانی در منظره دارای شکل واضحی است که میتوانند ساده یا نا منظم باشند. اشکال غیر عادی نسبت به اشکال ساده تر بیشتر جلب توجه میکنند. بعضی از اشکال به همدیگر کمک میکنند و بعضی دیگر باعث از بین بردن تمرکز از روی دیگر المانها میشوند. پیش زمینه عکس زیر از سنگهایی با شکلهای مختلف تشکیل شده است. اندازه: اندازه مقدار بزرگی و برتری المان در قاب است. به شما بستگی دارد که آیا میخواهید بیننده کم یا زیاد به عناصر توجه کند. میتوانید با انتخاب لنز و نقطه دید، اثر اندازه عناصر را نسبت به دیگر عناصر تشدید یا تسکین دهید. بافت: بافت میتواند بیننده را جذب کند و یا توجه کردن بر دیگر المانها را برای بیننده سختتر کند. منحنیها: بر خلاف شکل که منحصر به یک عنصر است، انحنا ممکن است نتیجه چیدمان چندین شئ باشد. منحنیها میتوانند بیننده را به سمت موضوع بکشند یا آنها را دور کنند. در عکسی که برای مثال طرح است شما میتوانید منحنیای ببینید که از پایین سمت چپ شروع شده و به نقطه طلایی بالا سمت راست به پایان رسیده. طرح: طرح تکرار عناصر در منظره است. میتواند تکرار شکل یا بافت باشد. رنگ: بعضی از رنگها نسبت به رنگهای دیگر تاثیر گذارترند. رنگهای روشن بیشتر جلب توجه میکنند تا رنگهای ملایم. دوباره به شما بستگی دارد که میخواهید بیننده به چه چیز مجذوب شود. بررسی این ویژگیها در عکس حالا به تمرین تحلیل عکس زیرکه در تپههای رنگی در تبریز گرفته ام میپردازیم. برنامهریزی و آمادگی عکس یک اتفاق دریک لحظه را ثبت میکند. پدیدههای زیبا و الهام بخشی در مکانها و جاهای مختلف اتفاق میافتند. بیشتر این اتفاقها بدون اینکه ثبت شوند میگذرند. در این لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید درنقطهای از جهان نور طلایی رنگ خورشید به کوهی که بخشی از آن در ابر پنهان شده است بر خورد کرده و بازتابش آن روی دریاچه ای که روبروی آن است افتاده یا بخشی از یخچالهای طبیعی آنتارکتیکا در حال ریزش است و هزاران پدیده زیبا که در این لحظه در حال وقوع است. اما چگونه میتوانیم شانس خود را برای شاهد بودن این مناظر افزایش دهیم و با موفقیت آنها را ثبت کنیم؟ به ندرت میتوانیم وقوع پدیدهای زیبا را با قطعیت پیش گویی کنیم. اما اگر در مورد ان منطقه بیشتر بدانیم شانس بیشتری برای به تصویر کشیدن آن لحظهها خواهیم داشت. چند چیز میتواند موفقیت شما را افزایش دهد: بدانید کجا میروید و قصد دارید از چه چیزی عکاسی کنید. منطقه را حداقل یکبار بدون قصد عکاسی ببینید. دنبال محلهای خوب باشید. ترکیب بندیهای مختلفی را تجسم کنید، یک لیست ذهنی از المانهایی که در دسترس دارید تهیه کنید و همچنین زاویهها و پرسپکتیوهای مختلف را امتحان کنید. از انواع نور آگاهی داشته باشید: زمان دقیق طلوع و غروب منطقه ای که میخواهید بروید را بدانید. بهترین زمان عکاسی منظره هنگام طلوع و غروب است. اگر از زمان اتفاق آنها آگاه باشید میتوانید در زمان مناسب در منطقه مورد نظر قرار بگیرید. زودتر از موعد در محل حاضر شوید، زیرا میتوانید با آرامش کادر خود را ببندید، فیلترهای مورد نظر خودتان را انتخاب کنید و در مورد ترکیبتان بیشتر فکر کنید، در نتیجه در آن زمان مناسب فقط کافیست با خیال آسوده شاتر را بزنید. میتوانید همراه خودتان کتاب، دوربین اضافه یا آی پادتان را ببرید، تا هنگام زمان موعد سر گرم باشید. واقعا نمیتوانیم شانس خوب عکاس را در بعضی از عکسهای فوق العاده انکار کنیم، اما میتوانید شانس مو فقیت خود را با دیدن منطقه در زمانهای مختلف روز و حتی در فصلهای متفاوت افزایش دهید. هر چه بیشتر محل را بشناسید، موفقتر خواهید بود. اگر نتوانستید چیزی را ثبت کنید، اصلا نگران دست خالی برگشتن نباشید. دوباره در زمانهای دیگر سعی کنید. فراتر از منظره یک فروشنده میتواند شما را به چیزی متقاعد کند که خودش به آن اعتقاد ندارد. اما یک هنرمند نمیتواند با تسلیم کردن راستی و صداقت قادر به خلق یک اثر الهام بخش باشد. اول باید خودتان بر انگیخته شوید تا بتوانید دیگران را بر انگیزانید. هنگام دیدن یک پدیده زیبا در طبیعت باید به هیجان بیایید به زیباترین احساسها برسید تا بتوانید بیننده را هیجان زده کنید و احساستان را به آنها انتقال دهید.
  4. Captain_K2

    نمادی از رنج و هنر

    نمادی از رنج و هنر سرجان راسل در کتاب «گردشی در آلمان و برخی از استان های جنوبی اتریش» که در سال ۱۸۲۵ منتشر شد، می نویسد: «بتهوون نامدارترین آهنگساز در میان آهنگسازان زنده وین و از جهات معینی پیشروترین آهنگساز روزگار خویش به شمار می آید. با اینکه چندان سالخورده نیست اما به علت ناشنوایی شدیدش که او را تقریباً منزوی کرده، در جامعه حالت گمگشتگی دارد. غفلتی که به خویشتن نشان می دهد، به او ظاهری کمابیش وحشی داده است، سیمایی نیرومند و مسلط دارد چشمانش پرانرژی و خشن است، موهایش نه شانه به خود دیده نه قیچی، و گویی سال هاست به حال خود رها شده اند. ابروی پهن سایه انداخته اش چنان درهم است که فقط می توان آن را به ماری تشبیه کرد که روی سر هیولاواری چنبره زده است. رفتار کلی او با وضع ظاهرش جور است. جز زمانی که در میان دوستان برگزیده اش هست، از مهربانی و خوشرویی نمی توان دید. ناشنوایی کاملش او را از تمام خوشی هایی که جامعه می تواند به او ارزانی دارد، محروم کرده است و شاید تندخویی او به همین دلیل باشد.» نویسندگان دیگر آن زمان نیز مثل راسل روی ظاهر آشفته و بدخلقی های او تاکید کرده اند. در عین حال اشاره کرده اند که دوستان و تحسین کنندگان وی کمابیش کج خلقی ها و رفتار غیرعادی او را نادیده می گرفتند و به خاطر درماندگی هایی که ناشنوایی کامل برای این آهنگساز نابغه پیش آورده بود، متاسف بودند. در واقع تقریباً باورنکردنی است که بتهوون بیشتر آثار خود را پس از آنکه شنوایی خود را از دست داده بود، نوشت. نخستین سمفونی او در سال ۱۸۰۰ میلادی، یعنی هنگامی که ۳۰ ساله بود، اجرا شد. تا آن زمان به خاطر خوش ذوقی در نواختن پیانو، به ویژه به خاطر مهارتی که در بداهه نوازی از خود نشان می داد، مورد توجه جامعه وین شده بود ولی در همان ایام بود که دوستانش متوجه شدند بتهوون سرحال و سلامت نیست. او در ۲۹ ژوئن سال ۱۸۰۱ در نامه ای که به دوست نزدیکش فرانتس وگلر می نویسد، می گوید شنوایی ام دچار اشکال شده است. «آن دیو خبیث حسود، یعنی ناتندرستی من، چرخ هایم را پنچر کرده است؛ و نتیجه اش به خصوص در این سه ساله آخر این شده است که شنوایی من روزبه روز ضعیف تر می شود... گوش هایم شب و روز وزوز می کنند. باید اقرار کنم که آدم بدبختی هستم. تقریباً دو سال است که از هر گونه فعالیت اجتماعی دست کشیده ام، چراکه صحبت کردن با مردم برایم ناممکن است. من ناشنوا هستم. اگر حرفه دیگری می داشتم شاید می شد با این علیلی یک جوری سر کرد اما در حرفه ای که من دارم ناشنوایی عذابی است الیم...» بتهوون مدتی گرفتار ضعف بدنی خود بود و اضافه شدن بار ناشی از دشواری های ناشنوایی هم مزید بر علت شد و او را دچار بحران ناامیدی کرد. در سال ۱۸۰۲ این حالت به اوج رسید. بنا بر عادت، بتهوون تابستان آن سال را دور از شهر وین در هایلیگنشتات که چشمه گوگردی آن معروف است و چشم اندازهای زیبایی در جلوی رودخانه دانوب و کوه های کارپات دارد، گذراند. در این محل روستایی بود که فردیناند ریز یکی از شاگردان بتهوون هنگام گردش در دشت به ناشنوایی استاد پی برد و همو برای نخستین بار در یادداشت های خود به ناشنوایی او اشاره کرده است. یک روز صبح زود که با هم پیاده روی می کردند، ریز به بتهوون می گوید انگار از دل جنگل صدای نواختن نی چوپان می آید، می شنوید؟ و با تاسف متوجه می شود که بتهوون صدایی نمی شنود لذا برای اینکه بتهوون ناراحت نشود به روی خود نمی آورد و می گوید اشتباه کردم استاد صدای نی نبود. به رغم سکوت معنوی حاکم بر آن دشت زیبا باز هم افسردگی و نومیدی گریبان بتهوون را گرفت، به گونه ای که خودش در نوشته ای زیر عنوان «وصیتنامه هایلیگنشتات» مطالب جالب توجهی را می نویسد. این وصیتنامه را او به تاریخ ششم اکتبر سال ۱۸۰۲ نوشته و برای برادرانش کارل و جان فرستاده است. البته این وصیتنامه فقط پس از مرگش آشکار شد. «به دوستانم که مرا فردی با رفتار غیردوستانه، کج خلق، زودرنج و حتی به عنوان کسی که از جامعه بشری بیزار است، می شناسند، می گویم چقدر درباره من در اشتباهند. شما از راز سر به مهری که مرا چنین می نماید، آگاه نیستید. از اوان کودکی قلب و روح من مالامال از احساس لطیف عشق و دوستی بوده است، و همواره آماده انجام کارهای بزرگ بوده ام. اما خب فکرش را بکنید شش سال است گرفتار بیماری لاعلاجی شده ام که به دست دکترهای کم کفایت روزبه روز بدتر شده است. سال به سال امیدم را به درمان از دست داده ام و سرانجام ناچار شده ام ناتندرستی دائمی خود را بپذیرم...» «... به علاوه بدبختی من با دردی مضاعف همراه است، چون این بیماری موجب شده است دیگران درباره من داوری نادرست داشته باشند. برای من در میان مردم و جامعه آسایش و راحتی وجود ندارد، نه می توانم با دوستانم گفت وگو کنم، نه می توانم اطمینان و اعتماد دوجانبه و رابطه متقابل با دیگران برقرار کنم. ناچارم تنهای تنها زندگی کنم و فقط هنگام نیازهای مبرم آهسته به میان مردم می خزم. من مجبورم مانند آدم های طردشده و مردود زندگی را بگذرانم...» «... چقدر تحقیرآمیز و مسخره است هنگامی که فردی کنار من راه می رود و صدای فلوت را از دور می شنود و من هیچ نمی شنوم یا وقتی کسی آواز چوپانی را می شنود و باز هم من چیزی نمی شنوم. – این تجربه ها اغلب مرا مایوس می کند و گاه به نقطه ای می رسم که می خواهم به زندگی خود خاتمه بدهم تنها چیزی که مرا از این کار بازداشته، هنرم است. در واقع به نظرم نادرست می آید پیش از پایان وظیفه ای که در تولید و کمپوزیسیون آهنگ های موسیقی به گردن دارم، این دنیا را ترک کنم. ناچار به این هستی توام با بدبختی ادامه داده ام... شکیبایی [که در متون مقدس] گفته شده است خوی پسندیده ای است، چیزی است که باید راهنمای خود قرار دهم. و من اکنون شکیبایی پیشه کرده ام. – امیدوارم بتوانم در شکیبایی پایدار باشم و تا آخر دوام بیاورم. تا زمانی که این سرنوشت تلخ لطف کند و پایان یابد و ریسمان عمرم پاره شود. احتمال دارد وضع من بهتر شود، شاید هم نشود. به هر تقدیر من اکنون تن به قضا داده ام در ۲۸سالگی مرا مجبور می کردند بروم درس فلسفه بخوانم و فیلسوف شوم، هر چند این کار آسان نیست اما در واقع برای یک هنرمند فیلسوف شدن خیلی دشوارتر است ای خدای قادر مطلق که از بالا به ژرفای روح من می نگری. تو درون قلب مرا می بینی و تو می دانی که این قلب مالامال از عشق به انسانیت است و متمایل به خوش رفتاری است.» یأس و نومیدی ناشی از ناشنوایی بی رحمانه آشکار و پذیرفتنی است. از دست رفتن شنوایی نزد این انسان با آن استعداد خاص، مصیبتی مضاعف است، زیرا حس شنوایی بتهوون خیلی تیزتر از شنوایی دیگران رشد داشت و لذا برای او خیلی پراهمیت بود. نه تنها حرفه و وسیله گذران زندگی او از دستش رفته بود بلکه نیروی آفرینندگی یگانه ای که برای بیان ژرف ترین احساس اش از موسیقی داشت نیز به خطر افتاده بود... نوشتن آن وصیتنامه ثابت می کند که او به نقطه بازگشتی رسیده بوده – چنان که گویی کوشش داشته ترس های درونی خود را فرونشاند و نومیدی ها را از روح و روان خود بزداید و به نوعی نوزایی روانی دست یابد. بتهوون با تبدیل افکار خود به کلمات توانست با آن مصیبت رودررو شود و به فراسوی آن گام نهد. او توانست دوباره زندگی سازنده را از سر گیرد و به یاری «کتاب های مکالمه خود» و آمیزش اجتماعی با دوستان و آشنایان دوباره کارایی لازم را به دست آورد. او آهنگسازی را ادامه داد و به نظر می رسد با قدرت نوینی به این کار پرداخت. موسیقی بتهوون مایه نجات او شد و توانایی آفرینش هنری در او کم که نشد هیچ، بلکه افزایش هم یافت. از زمان نوشتن آن نامه یعنی از سال ۱۸۰۲ میلادی تا زمان از دنیا رفتنش که در سال ۱۸۲۷ روی داد، بتهوون هشت سمفونی بزرگ و آثار بی شمار دیگر تصنیف کرد. او می گفت صداها در مغزش «ردیف» می شوند و هر گاه لازم می شد، می توانست صدای کامل ارکستر را بشنود. ولی با اینکه هنوز وانمود می کرد از پیانونوازی لذت می برد، متاسفانه توانایی اش در اجرای موسیقی برای دیگران، به ویژه دوستان و حامیانش که آنقدر مشتاق نوازندگی او بودند، کاهش یافته بود. نوشته های زیادی از هم دوره هایش باقی مانده است که نشان می دهد تلاش های نومیدانه برای رهبری ارکستر با پیانو (و پیشبرد توصیف ها در پیانونوازی) می کرد. چنانچه سر جان راسل می نویسد: «... لحظه ای که پشت پیانو نشسته است، مانند این است که جز خودش و سازی که می نوازد، هیچ کس یا هیچ چیز دیگری در آنجا وجود ندارد؛ و با توجه به ناشنوایی شدیدی که دارد، به نظر می رسد ممکن نباشد آنچه را می نوازد، بشنود. همین طور هنگامی که پیانوی تنها می نوازد، اغلب کوچک ترین توجهی به دیگران از خود نشان نمی دهد. او خود با «گوش ذهنی خود»۱ می شنود. در حالی که چشمانش و حرکت تقریباً دیده نشدنی انگشتانش نشان از آن دارد که او در حال دنبال کردن کشش و کوششی است که در روح و روانش رو به خاموشی تدریجی دارد. پیانو برای او لال و بی صداست همان گونه که خودش ناشنواست. «... برای افراد تازه وارد مشاهده بازتاب موسیقی برخاسته از ژرفای روح و روان این مرد بر چهره اش، شگفت انگیز و تعجب آور بود. به نظر می رسد آهنگ های جسورانه، تحکم آمیز، محکم و تند و بی پروا را به اصوات نرم و آرام ترجیح می دهد. عضلات چهره اش متورم می شود و رگ هایش باد می کند. چشمان وحشی اش وحشی تر و وحشی تر در چشم خانه به گردش درمی آیند، دهانش می لرزد. و بتهوون حالت جادوگری به خود می گیرد که دیوها را فرا خوانده است تا به او قدرت جادویی بدهند.» بار ناشنوایی کامل، باری سنگین و سهمگین بود، اما استعداد عظیم و نبوغ کلان بتهوون بر آن سهمگینی ها پیروز شد. این حقیقت که او چندین سال آن گونه پربار به تصنیف موسیقی ادامه داد نمونه ای است از سازگاری با زندگی به رغم تمام کاستی ها.
  5. amid

    آموزش هنر شمعسازی

    یادگیری این آموزشها که همگی از سطح مبتدی و پایه آغاز میشوند، کمک میکند تا عزیزان بتوانند کاری هرچند کوچک ولی پرارزش را در منزل انجام دهند و از این طریق بتوانند به اقتصاد خانواده نیز کمک کند و باری را از دوش مرد خانواده بردارند. در ضمن چون انجام این کارهای دستی بهراحتی با ارزانترین وسائل و در منزل قابل اجرا است، بنابراین مادران عزیز میتوانند همزمان با کار، به آموزش و مراقبت از کودکان خویش بپردازند و مجبور نیستند برای کار کردن، منزل را ترک کنند و از خانه و خانواده دور بمانند. - برای شروع کار رعایت مواد زیر لازم است ۱. قبل از شروع به کار، لباس مخصوص کار به تن کنید و روی سطح کار را با روزنامه بپوشانید تا لباس و اطرافتان کثیف نشود. ۲. تمام وسائل لازم را در کنار دست خود قرار دهید. ۳. برای تمیزکردن ظرف پارافین، نیاز شستن آن ندارید، بلکه برای تمیز کردن آن میتوانید بلافاصله بعد از استفاده و هنگامی که ظرف هنوز گرم است، آن را با یک دستمال غیر قابل استفاده و یا پنبه پاک کنید. ۴. قالبی که برای شمعسازی استفاده میکنید، باید صاف و صیقلی و بدون خراش باشد، در ضمن در قالبهای یک تکه، سرقالب باید کوچکتر از ته آن باشد تا شمع پس از سرد شدن بهراحتی از قالب جدا شود. ۵. برای سرد کردن پارافین، هیچگاه آن را در فریزر قرار ندهید، چون شمع شما پس از سرد شدن ترک میخورد، ولی میتوانید آن را در جای خنک و یا در طبقهی پائین یخچال قرار دهید. ۶. برای تهیهی شمعهای شناور، باید بهطور حتم از قالبهائی استفاده کنید که قسمت انتهای آن باریکتر از سرقالب باشد، در غیر اینصورت شمع روی آب شناور نمیماند و در ته ظرف فرو میرود. (قالبهای شیرینی برای تهیهی این شمع مناسبتر است) ۷. خردهها و زایدهای پارافین را دور نریزید. آنها را در کیسهای برای ساختن شمعهای چهل تکه نگهداری کنید. - طریقهی آماده کردن فتیله: طریقهی آمادهکردن فتیله به این ترتیب است که فتیله را ۵ دقیقه در پارافین ذوب شده قرار دهید. سپس آنرا از ظرف خارج کرده و بهصورت صاف روی یک کاغذ روزنامه یا یک ظرف مسطح بگذارید تا خشک شود. - شمع شناور مواد و وسائل لازم: ۱. پارافین قالبی ۲. فتیله ۳. رنگ مخصوص شمع ۴. قالب شیرینی ۵. اسید استارین ۶. ظرف مخصوص ذوب کردن پارافین ۷. قلاب یا میلهی فلزی طرز تهیه: ظرف مخصوص ذوب کردن: - برای ذوب کردن پارافین میتوانید از ۲ قابلمه که یکی کوچکتر از دیگری باشد، استفاده کنید. به این ترتیب که در قابلمهی بزرگتر مقداری آب بریزید، سپس ظرف کوچکتر را که بهتر است از نوع دستهدار باشد (ماند ظرف شیرجوش)، داخل آن بگذارید، تکهای از پارافین را داخل آن بریزید و قابلمهی بزرگتر را روی حرارت قرار دهید، سپس صبر کنید تا پارافین ذوب شود. در ضمن خوب دقت کنید که آب داخل ظرف پارافین نریزد. - پس از ذوب شدن پارافین، مقداری رنگ مخصوص شمع به آن بیفزائید تا خوب در آن حل شود. - اسید استارین را به آن بیفزائید. استفاده از اسید استارین باعث میشود که شمع، هنگام سوختن دیرتر آب شود و باعث استقامت شمع میشود. در ضمن باعث میشود که شمع پس از سرد شدن، کمی کوچکتر شده و بهراحتی از قالب جدا شود. در ضمن حلال خوبی برای رنگ است و باعث شفاف شدن آن نیز میگردد. برای هر یک کیلو پارافین، ۳۵۰ گرم استارین لازم است. - تعداد ۳ یا ۴ عدد قالب را در ظرفی مانند بشقاب یا سینی بگذارید تا جابهجائی آن راحتتر انجام بگیرد. - پارافین را بهآرامی داخل قالبها بریزید و آن را در یخچال قرار دهید. بگذارید تا سرد شود. - قبل از اینکه پارافین داخل قالب بهطور کامل سرد شود، یک گودی در مرکز شمع بهوجود میآید، این گودی را دوباره با پارافین مذاب پر کنید و بگذارید تا سرد شود. - چنانچه شمع پس از سرد شدن بهراحتی از قالب جدا نشد، آنرا بهمدت بیشتری در یخچال بگذاریدو - شمع را از قالب جدا کنید و یک قلاب یا میلهی نازک را روی حرارت، داغ کرده و بهآرامی در مرکز شمع فرو ببرید. - فتیله را کمی بزرگتر از قالب بریده و آن را در سوراخ ایجاد شده قرار دهید. - در پایان ظرف مورد نظر را پر از آب کرده و شمع را بهآرامی روی آن بگذارید تا بهحالت شناور روی آب قرار گیرد. (مراقب باشید که آب روی شمع را نگیرد)
  6. هنر عاشورایی در قاب عکس هنر عاشورایی در قاب عکساین روزها همه جا عطر محرم پیچیده است و هنرمندان نیز برای آنکه از قافله ارادتمندان حسینی عقب نمانند، تمام تلاش خویش را میکنند تا به سهم خویش در جهت اعتلای فرهنگ حسینی قدم بردارند؛ موضوعی که با توجه به کارکرد هنر و میزان تاثیرگذاری آن شاید وظیفه ایشان را سختتر بنماید. عکاسی به واسطه آنکه یکی از سریعترین رسانهها در انتقال پیام به شمار میرود و از سویی دیگر یکی از فراگیرترین این رسانههاست شاید نقش اساسیتر و سهم بیشتری در این حوزه هنر عاشورایی داشته باشد و عکاس عاشورایی وظیفهای بس بیشتر. عکس عاشورایی چیست؟ شاید مهمترین پرسش در حوزه هنر عکاسی عاشورا همین مورد به شمار رود. از اولین تصاویر و صحنههایی از مراسم عزاداری ایرانیان از مراسم عاشورایی که در دوران قاجار با دوربینهایی ابتدایی در تکیه دولت تهران به ثبت رسید، تا امروز هر ساله هزاران هزار صفحه جدید بر تصاویر عاشورایی عکاسان ایرانی و حتی غیرایرانی از این اجتماع بزرگ عاشقی و دلدادگی به ثبت تاریخ رسیده است . عاشورا در طول تاریخ همواره محملی برای اندیشهورزی در باره ماهیت آزادگی و حقطلبگی در میان مردم و هنرمندان هر دوره بوده است و از سویی دیگر، بحث عاطفی آن در میان مردم محل بروز بیشمار احساسات و عواطف پاک و بیآلایش بوده که در این میان دارای ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی برای عکاسی نیز به شمار میرود. موضوعی که به واسطه این عوامل عکاسی از آن را بسیار سخت جلوه میدهد، از سویی عکاس خود دچار درگیری با این احساسات میشود و از سویی دیگر او موظف است که عمق این رویداد را از دریچه دوربین خود به دنیا بنماید. فرصت کوتاهی که هر ساله برای عکاسان در به تصویر کشیدن تصاویر عاشورایی وجود دارد، یکی دیگر از مواردی است که عکاسی از عاشورا را با توجه به ویژگیهای خاص خود متفاوت جلوه میدهد . باید قبول کرد خلق اثری در حوزه هنر عاشورایی پیش از آنکه نیازمند ابزار برای خلق آن اثر باشد، نیازمند درک صحیح و بالای هنرمند از مفهوم عاشورا و این واقعه مهم تاریخ تشیع دارد. موضوعی که در تمامی آثار ماندگار هنر عاشورایی در رشتههای مختلف به چشم میخورد و با توجه با عناصر شکلدهنده در هنر عکاسی شاید در این حوزه سختتر بنماید. این اهمیت بالای موضوع را در بیان هنرمندانه آن از سویی سختتر مینماید و از سویی دیگر برای هنرمندی که خود را عاشق این مرام و مسلک و دلداده آن میداند، کاری شیرین و دلنشین است. خلق عکسهای عاشورایی با نگاهی معناگرایانه دغدغه بیشمار عکاس ایرانی است که با توجه به برگزاری نمایشگاههای متعددی که سالانه در کشورمان با عنوان نمایشگاه عکسهای عاشورایی برگزار میشود، این امر را سرعت میبخشد. اما آنکه چه تعداد از این تصاویر در محدوده عکسهای عاشورایی قرار میگیرد و اصولا تعریف عکس عاشورایی چیست، بحثی دیگر است که نگاه تیزبینانه را میطلبد. ● عکس عاشورایی چیست؟ سادگی استفاده از دوربین عکاسی که در سالهای اخیر به واسطه ورود به دنیای دیجیتال همهگیر شده و بسیاری به واسطه سهولت استفاده از این ابزار خود را عکاس میدانند وجود نگاه عکاسانه اولین عاملی است که باید به همراه خلق یک عکس هنری باشد و در حوزه هنر به خلق میپردازند، اما آنکه این خلق کردنهای هنری به چه میزان با آنچه که باید باشد همخوان و همراه است، موضوعی دیگر است که باید به آن به دیده تامل نگریست. این یک واقعیت است که بسیاری از آثاری که در نمایشگاههای عکس عاشورا به دیوار آویخته میشوند، کمترین تاثیر را در انتقال مفاهیم اصلی قیام عاشورا دارند و صرفا برای آنکه دیواری خالی نماند و نمایشگاهی ترازنامه پایان کاری خود را پر رنگتر بنماید، به آن نمایشگاه راه می یابند. اما این را که کدام یک از این آثار در حوزه عکسهای عاشورایی قرار میگیرند، باید از متولیان برگزاری و یا داوران این نمایشگاهها سراغ گرفت. نمایشگاههایی که در بسیاری موارد متولی غیرهنری در پس برگزاری آن قرار گرفته است و مانند بسیاری از نمایشگاههای دیگر هنری! که به مناسبتهای مختلف، نهادهای دولتی غیرمرتبط با فرهنگ و هنر آن را برگزار میکنند، کمتر بار کارشناسی را به دوش میکشند. در تعریف عکس عاشورایی شاید باید به این نکته بسنده کرد که عکس عاشورایی تنها ثبت یک رویداد نیست، بلکه آمیزش حس و حال دلدادگی با ابزارهای امروزی برای بیان زیباترین و در عین حال ماناترین اتفاق بشری است. ● نمایش باورهای قومی و آیینی ایرانیان این یک واقعیت است که تنوع قومی و فرهنگی در کشورمان ایران را به عنوان کشوری متفاوت در جهان جلوه داده است و این امر با توجه به اینکه گوشه گوشه ایران هر یک دارای ویژگیهای خاص در رفتارهای آیینی مختص به خویش هستند، عکاسی میتواند مهمترین امر در نمایش باورهای قومی و آیینی ایرانیان به شمار آید. اما کارکرد عکسهایی که از آیینهای عاشورایی در نقاط مختلف ایران گرفته میشود چیست؟ شاید در سادهترین نگاه بگوییم این آثار میتوانند به عنوان اسناد و مدارک مردمشناسی ایرانیان در اقامه عزا در ایام سوگواری عاشورا مورد استفاده قرار بگیرند. عکاسیهای به نمایش در آمده در نمایشگاههای بزرگ عکاسان عاشورایی بخوبی نشاندهنده این است که چند شور و حال مردمی در شهرهای بزرگ ایران در واقع تبدیل به نوعی اقامه عزا به طور رسمی شده است، اما عکسهای عاشورایی شهرها و روستاهای کوچک ایران بخوبی نشانگر آیینها و فرهنگهای قومی ایشان است که هرکدام با مفهومی واحد و البته به شیوهای خاص و البته منحصرا برای آن نقطه به عزاداری پرداختهاند. عکسهای عاشورایی شهرها و روستاهای کوچک ایراننشانگر آیینها و فرهنگهای قومیاست که هریک با مفهومی واحد به عزاداری پرداختهانددر این خصوص به عنوان مثال نخل گردانی در بجستان در شمال شرق ایران گرچه از نظر ظاهری با مراسم آیینی شاخسی واخسی در شمال غرب کشور و در شهرهای ترک نشین ایران متفاوت است؛ اما همه ایشان با باور قلبی یکسان به اقامه عزا می پردازند و این شاید وجه اشتراک همه عکسهای عاشورایی باشد که از عزاداریهای مردم ایران در تمام ایران به ثبت رسیده است. این موضوع را میتوان در اجرای مراسم تعزیه نیز در سراسر کشور سراغ گرفت که تعزیه گرچه یک معنای واحد در اتفاقی واحد به تصویر میکشد؛ اما در جای جای ایران با لهجههای مختلف و حتی زبانهای مختلف به اجرا درمیآید. تاثیر فرهنگ عاشورایی در رفتارهای فردی و اجتماعی خانواده ایرانی چیزی نیست که بخواهیم آن را در قاب یک عکس عاشورایی به طور کامل بازجوییم، ولی عکاس عاشورایی سعی دارد در این میان با حداقل فضایی که او در اختیار دارد بیشترین دریافت خویش را در این میان داشته باشد. ● نگاه مدرن به عکاسی عاشورایی اگر تعریف هنر عاشورایی را واسطهای برای انتقال مفاهیم عاشورایی در قالب عکس یا هر هنر دیگر بدانیم، شاید یکی از مهمترین مواردی که هنرمند عاشورایی آن را به عنوان امری مهم در بیان هنر خویش به شمار میآورد به روزرسانی هنر برای انتقال بهتر مفاهیم یکی از مهمترین دغدغههای وی به شمار میرود. در این میان، شاید مهمترین دغدغه عکاسان عاشورایی در این امر خلاصه شود که بخواهند نگاهی مدرن را در عکاسی از برپایی عزاداری در گوشه گوشه کشورمان داشته باشند. امری که گرچه برخی موارد با فرمگرایی بعضی از آثار عکاسان برجسته این حوزه هنر عاشورایی را به سمت و سویی فرمالیستی پیش برده است، اما باید قبول داشت نگاه مدرن عکاسانه دغدغه امروز بسیاری از عکاسان این حوزه است و در بیشتر آثار به ثبت رسیده در این حوزه که در چند سال اخیر در نمایشگاههای متعدد به نمایش درآمدهاند، بخوبی میتوان این مهم را سراغ گرفت. از آنجا که عکسهای عاشورایی تاریخ مصرف ندارند بیشتر آثار تولید شده در این باره، سالها میتواند به عنوان منبعی کامل در خصوص آیینهای عاشورایی مورد استفاده قرار گیرد. اما بسیاری از هنرمندان این حوزه معتقدند باید نگاهی مدرن به هنر عاشورایی داشت تا به مانایی این هنر کمک کند. استفاده از ابزارهای مدرن در ارائه هنر یکی از راهکارهای این امر است که میتوان مفاهیم عاشورایی را به نسل نو معرفی کند. موضوعی که بیتردید میتواند زمینههای همگرایی بیشتر در تمرکز بر یافتههای ذهنی هنرمندان عاشورایی در عصر حاضر داشته باشد و در این میان به خلق آثاری بدیع در حوزه هنر عاشورایی بدل شود. این موضوع تا جایی پیش رفته است که یکی از عکاسان عاشورایی در جایی بصراحت گفته است، این روزها اثری از ماندگاری و تاثیرگذاری برخوردار میشود که از نفوذ فرهنگی جامعه برخوردار باشد و آثاری با موضوع ایثار، شهادت و فرهنگ عاشورا به دلیل غنای معنایی و دلبستگی مردم به این مفاهیم نسبت به دیگر موضوعات ابعاد گستردهتر و تاثیرگذارتر دارند. ● عکاس عاشورایی و عکس عاشورا شاید به دلیل نوع مفهوم و محتوی کار عکاسی عاشورا، نتوان عنوان خاصی را برای عکاسی عاشورایی در نظر گرفت. از سویی سابقه آثار عکاسی شده در حوزه عکس عاشورایی نشان می دهد که عکاسان این حوزه بیشتر به دنبال خلق عکس هنری در زمینه عکسهای عاشورایی هستند و نباید از واقعیت گذشت که گرچه در این زمینه در چند سال گذشته آثار متعددی نیز خلق شده است؛ اما هنوز اثری ماندگار در این حوزه به چشم نمیخورد که بتوان آن را به طور کامل نمونهای از عکس عاشورایی مثال زد. چندی پیش یکی از عکاسان برجسته که آثار بسیاری در حوزه عکس عاشورا دارد به روشنی گفته بود که از اینکه عکاسی عاشورا را تنها به ثبت یک واقعه محدود کند، ناراضی است و او می کوشد به گونهای عکاسی کند تا بار هنری عکسها بیش از بار اجتماعی و سنتی آن مورد توجه قرار گیرد. هرچند این نیز یک واقعیت است که با توجه به عمق موضوع شاید نتوان هیچ وقت عکسی کامل با توجه به مفاهیم دخیل در هنر عاشورایی خلق شود؛ اما تلاشهای صورت گرفته در این حوزه خود گویای همت هنرمندان کشورمان در خلق آثاری با این موضوع است. فرم و محتوای آثار عاشورایی در حوزه عکس کاملا ارتباط دوسویه با هم دارند و عکاسی از این مفهوم نیازمند بررسی کارشناسانه و مطالعات قوی دارد. هر چند همانطور که در چند سطر بالا نیز گفته شد، یکی از مواردی که باعث شده است هنر عاشورایی و به طور خاص عکاسی عاشورا در چند سال اخیر مورد توجه قرار گیرد، تعدد برگزاری نمایشگاههایی از این دست است؛ اما باید نگاهی کارشناسانه به مفهوم عکس عاشورا در دنیای امروز داشت. این امر از آن رو می تواند مورد توجه قرار گیرد که در چند سال اخیر و با توجه به هجمه بالای تبلیغات رسانهای غرب علیه جهان اسلام و مخصوصا جهان تشیع تصاویر نهچندان مورد قبولی از عاشورا در ذهن مخاطب جهانی نشسته است و این شاید نتیجه کمکاری در ارائه مفاهیم عاشورایی از سوی هنرمندان داخلی به شمار رود. هر ساله بسیاری از عکاسان غربی در ایام محرم تصاویری را روی خروجی خبرگزاریهای خویش از برگزاری مراسم عاشورایی میگذارند که اگر نام آنها را جز سیاه نمایی چیز دیگری بگذاریم، به بیراهه رفتهایم. و این هجمه تبلیغاتی وظیفه هنرمند عاشورایی و در اینجا عکاس عاشورایی را در بیان صحیح این مفاهیم سختتر مینماید. موضوعی که باید در برگزاری نمایشگاههای عکاس عاشورا به آن به دیده تامل و البته حساسیت نگریست.
  7. عکاسی تکمیل هنر نقاشی هنر عکاسی، تکمیل هنر نقاشی تأثیر پیدایش عکاسی بر روند ادامه ی نقاشی را نمی توان کتمان کرد. می توان ادعا کرد که عکاسی در زمینه هایی به صورت غیر مستقیم از نقاشی حمایت کرد و به نقاشان این اجازه را داد که تصویری از طرحهای خود را داشته باشند تا سر فرصت در آتلیه یا محل کار خود با ذهنی بازتر و آرامش بیشتری به خلق اثر خود بپردازند. همچنین بطور مستقیم زمینه هایی در نقاشی ، مانند پرتره را تصاحب کرد و دامنه کار آن را گسترش داد. بطور مثال در حالی که فقط عده ی محدودی توانایی صرف زمان و هزینه ی مدل نقاشی شدن را داشتند ،عکاسان استودیویی می توانستند مشابه همین خدمات را خیلی ارزانتر در دسترس همگان قرار دهند. از اواسط قرن نوزدهم عکاسی استودیویی در طبقات مرفه و همچنین عکاسی توریستی و خیابانی رواج پیدا کرد . اما نقاشی پرتره هنوز توسط قشر مرفه و اشراف زاده با وجود هزینه ی زیاد آن مورد استقبال قرار می گرفت. اما هنر عکاسی اجازه می داد که تعداد بیشتری از مردم بتوانند تصویری از خود شان داشته باشند. از آن گذشته عکاسی قابلیت بازنگری در طبیعت را برای هنرمندان فراهم کرد. عکاسی بیشتر از نقاشی در شبیه سازی موفق به نظر می رسید و همچنین قابلیت شکار لحظه ها را فراهم می کرد که نقاشی از انجام آن عاجز بود. عده ای بیان می کر دند : عکاسی امکان تجربه ی شیوه ای از نقاشی را که بتواند حس لحظه ای و پاساژ نور را به تصرف در آورد به نقاشان امپر سیونیست داد. این که عکاسی بار به تصویر کشیدن صرف را از شانه های نقاشی برداشت و به آن اجازه داد که کارکردی فراتر داشته باشد یک حقیقت محض است. در ابتدا رابطه ی در حال پیشرفت این دو رسانه بیشتر به یک رابطه ی همزیستی شباهت داشت. ولی کارکرد دیگری که عکاسی توسط آن به گسترش هنر کمک کرد ، توانایی آن در دوباره به تصویر کشیدن فرم های مختلف هنر بود. دیگر نیازی برای سفر کردن به فلورانس یا مصر برای تماشای نقاشی ها یا آثار باستانی و معماری کلاسیک آنها نبود. مردم می توانستند با شرکت در یک کنفرانس همراه با اسلاید شرکت کنند یا از نمایشگاهی بازدید کنند تا آثار دوباره خلق شده – به تصویر کشیده شده - توسط عکاسی را تماشا کنند. امروزه قابلیتهای رایانه ای به ما این امکان را می دهد که به دور یک اثر نقاشی یا مجسمه سازی شبیه سازی شده بچرخیم و آن را از تمام زوایای ممکن مشاهده کنیم . به همین دلیل امروزه یک عکس سیاه و سفید دو بعدی - به عنوان وسیله ای برای نشان دادن یک اثر هنری – شاید بسیار ناتوان و محدود به نظر برسد اما در آن زمان امکان مشاهده ی آثار هنری مختلف را فراهم می کرد که این امر بسیار حائز اهمیت بود. عکس ها نه تنها آثار هنری را بازسازی یا شبیه سازی می کردند بلکه خود نیز با به وجود آوردن تصاویری بر اساس قواعد به ثبت رسیده ی هنر های زیبا تجلی گاه هنر بودند. مطالعه ی مقایسه گر پیتر گالاسی (Peter Galassi)درسال ۱۹۸۱ که در نیویورک بین عکس ها و نقاشی هایی که در یک سبک قرارمی گرفتند انجام شد توجه ما را به همبستگی در اصول زیبایی شناسی در هر دو هنر ، از جمله تشابهاتی از لحاظ ترکیب بندی جلب می کند. در اواخر قرن ۱۹ میلادی عده ای از عکاسان انجمن عکاسان بریتانیای کبیر که در دهه های ۷۰و۸۰ قرن ۱۹ بیشتر بر علم وتکنو لوزی عکاسی تاکید داشتند از این انجمن جدا شده و گروه مستقلی را تشکیل دادند. این عده که توسط هِنری پیچ رابینسون (Henry Peach Robinson) رهبری می شدند گروهی به نام حلقه ی پیوسته یبرادری (Linked Ring Brotherhood) را تشکیل دادند.رابینسون چنین بیان کرد: باید به مخالفان سرسخت عکاسی به عنوان هنر زیبا تاکید شود ، تصاویری که توسط عکاسان مختلف از یک ابژه گرفته می شود با هم متفاوتند. این تفاوت به آن دلیل نیست که این افراد از لنز یا مواد شیمیا یی مختلفی استفاده می کنند بلکه به دلیل آن است که در ذهن هر کدام از این افراد ، تفکری متفاوت با دیگری وجود دارد که همین تفکر بر روی عکسی که ثبت می کنند منعکس می شود. بعد ها نیز عده ای که پیکتوریالیست یا تصویر گرا لقب گرفتند تصاویری را ارائه کردند که اغلب آنها دارای فوکوسی کاملا واضح یا شارپ نبودند و بیشتر این عکسها با مضامین مجازی همراه بود که اغلب به اسطوره ها و افسانه های سنتی اشاره داشتند. عضویت درگروه حلقه ی پیوسته برادری بعدها به صورت بین المللی درآمد. بدین ترتیب که عکاسان عضو سایرگروه های جدایی طلب در اروپا و آمریکا نیز به عضویت در این تشکیلات دعوت می شدند. در فرانسه اولین نمایشگاه گروه کلوپ عکس پاریس که تازه تشکیل شده بود در سال ۱۸۹۴ برگزار شد. در آلمان (هامبورگ) عکاسی هنر شناخته شد. شعبه ی عکاسی نیویورک که توسط آلفرد استیگلیتز (Alfred Stieglitz) (یکی از اعضاء گروه حلقه پیوسته) پایه گذاری شد تا سال ۱۹۰۲ به ثبت نرسید.اهداف این شعبه بر قابلیت های احساسی رسانه عکاسی تاکید داشت که بیشتر از خصوصیات جنبش های هنری اروپایی به شمار می آمد، اما حق عضویت مخصوص آمریکا بود. استیگلیتز که قبلا تعدادی نمایشگاه از کارهای نقاشان اروپایی برگزار کرده بود تا امپرسیونیست را به جامعه هنری نیویورک معرفی کند ، در سال ۱۹۱۲ نمایشگاهی در نیویورک در گالری خودش برپا کرد که شامل عکس های خودش بود (و همانطور کوربون،کلارنس و وایت) .تقریبا تمام کارهایی که نشان داده شد ،عکاسی محض یا خالص (Straight Photography)نامیده شد نه واژه ی عکاسی تنها. به نظر آنها عکاسی تنها دستکاری شده بود. مدافعان عکاسی محض یا خالص احساس می کردند که با دستکاری کردن عکس - برای رسیدن به مضمونی که شاید با قلمو ی نقاشی بتوان آن را راحت تر یا بهتر بیان کرد- هنگام چاپ، خلوص رنگمایه و حتی مضمون عکس ،که فقط متعلق به رسانه عکاسی می باشد از دست می رود. این بیانیه به صور مختلف به طور صریحی اساس درک استیگلیتز از عکس به عنوان هنر را تشریح می کند. او با مخالفت علیه دستکاری کردن عکس ـ عکاسی را از نقاشی جدا ساخت و آن را رسانه ای مستقل با قابلیت های منحصر به فرد و مخصوص خود معرفی کرد که همچون رسانه نقاشی قابلیت هنر بودن را داراست.
  8. آیا این آینده هنر عکاسی خواهد بود ؟ بشر ِامروز به سرعت مراحل ترقی و پیشرفت در همه ی علوم و به صورت کلی تکنولوژی را میپیماید . قسمتی اعظمی از این پیشرفت ها را مدیون افرادی هستیم که بی پروا ایده های آینده گرایانه خود را ابراز و آن را پیگیری میکنند ؛مثل برادران رایت که در زمان خود به آرزوی دیرینه بشر یعنی پرواز کردن جامعه ی عمل پوشاندند، و حال که امروزه این امر برای بشر به کمک وسایل حمل و نقل هوایی به امری عادی مبدل شده است . خلاصه اینکه با مطالعه گذشته و مراحل پیشرفت گام به گام علم میتوان به این نکته رسید که هیچ چیز برای انسان غیرممکن نیست . [در این پست در مورد یکی از طرح و ایده های آینده گرا فناوری نوشته ام] شاید باشید که کارگردان ها گاهی اوقات دستان خود را به حالت L در می آورند و از آن دریچه به منظره نگاه میکنند . نمیخواهم وارد مسائل و فنون کارگردانی شوم که در حرفه من نیست؛ ولی این را بدانید که طراح ژاپنی Mac Funamizu ایده ای را طرح کرده است که با عملی شدن آن از طریق همین دریچه L مانند که با دست هایمان درست میکنیم قادر به عکاسی (بدون تجهیزات عکاسی) هستیم . جالب است نه ؟ فکر کنید سوژه ای بسیار جالب چشم شما را میگیرد ولی شما دوربین عکاسی نداشته باشید آن گاه دست هایتان را تبدیل به یک دوربین عکاسی میکنید و با چشمک زدن آن لحظه را ثبت میکنید . جالب تر آن که این طراح ایده را گسترش داده و گفته است که با L کردن دست ها اطلاعاتی نیز در مورد منظره ای که در کادر ( کادر L ) قرار دارند به فرد ارائه میشود . حقیقت اینکه وقتی صحبت از ایده پردازی می شود همه چیز ممکن می شود و هیچ دری بسته نیست برای اینکه همیشه ایده ها باید خیلی جلوتر از تکنولوژی آن روز باشند تا همیشه راه برای پیشرفت باز بماند. البته منظور این نیست که تمام ایده ها اینطور کمی خیالی و دور طرح شوند ولی باید این نوع طرح ها نیز وجود داشته باشند . ولی واقعاً جالب میشود که با یک چشمک عکس بگیریم ، اینطور نیست ؟
  9. Captain_K2

    واژه شناسی هنر

    هنر آفرینش انسان است.به توان ، اثر و کاری که از تصور و آفرینش انسان شکل یافته است، هنر میگویند. امر هنری الزاما با زیبایی همراه نیست یا زیبایی شناسی یکتایی ندارد ولی همواره با خلاقیت انسان همراه است. واژه شناسی واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین بهها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است. در ادبیات ایران در دوره اسلامی این معنا دوباره دگرگون شد، و هنر به معنای کمال، فضیلت، هوشیاری، فضل، تقوی، دانش و کیاست و... به کار رفت، که دارای بار معنایی عام بود: * به دشمن نمایم هنر هرچه هست/ز مردی و پیروزی و زور دست (فردوسی) * چون غرض آمد هنر پوشیده شد/صد حجاب از دل به سوی دیده شد (مولانا جلاالدین محمد بلخی)
  10. irsalam

    هنر برقراری ارتباط

    [align=justify] هنر برقراری ارتباط ● چگونه با برقراری ارتباط بین فردی به پیشرفت خود کمک کنیم؟ رسیدن به مقصود بوسیله ارتباطات غیر کلامی بخش عمده ای از پیام هایی که شما به دیگران منتقل می کنید برخاسته از سرنخ های غیر کلامی است، یعنی جنبه هایی از حالات بدنی و ژست های شما، رفتار ظاهر و نگرش هایتان که حتی شاید از وجود آنها بی خبرید. این رابطه های غیر کلامی عبارتند از: ـ زبان بدن ـ نحوهٔ نشستن، ایستادن و راه رفتن ـ نحوهٔ استفاده از دستانتان ـ ظاهر ـ نحوهٔ پوشش ـ نحوهٔ آرایش مو و صورت و غیره ـ نگرش ـ اطمینان به خود ـ احساسات پژوهشی در دانشگاه استانفورد نشان می دهد، به هنگام صحبت با شخص یا گروهی پیام ما نه از طریق آنچه می گوئیم، بلکه بیشتر از طریق چگونگی گفتن ما منتقل می شود. همین مطالعه حاکی است که ادراک شنونده از موارد زیر تاثیر می پذیرد: ۷% توسط واژه های شما ۳۸% توسط آهنگ صدای شما ۵۵% توسط زبان بدن شما این بدین معنی نیست که واژه ها بیاهمیتاند بلکه تنها به این موضوع اشاره دارد که هر چه به ارتباطات غیرکلامی خود در حین صحبت بیشتر دقت کنید، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستید. اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انسانی است، (هر چند در عصر سیبرنتیک نمی توانیم از تماس های چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزیم)، در صورتی که از تاثیر خود بر مردم آگاه باشید؛ با موفقیت بیشتری به هدف هایتان دست می یابید. مهم ترین بخش جریان ارتباطی غیر کلامی که بخش ناآشکار آن است نگرشهایتان می باشد. شاید شما صاحب فکری درخشان، شیوایی کلام، حالات و ژست های عالی زبان، بدن و ظاهری خوشایند باشید؛ ولی نگرشی منفی ابراز دارید. در این صورت، احتمال لوث شدن پیام مورد نظرتان بالاست. به افرادی که تا به حال ملاقات کرده اید و احساستان نسبت به آن ها بیندیشید. ما انسان ها نسبت به نگرش بی نهایت حساس هستیم. ما احساس درونی افراد را نسبت به خودشان حس می کنیم. ما به طور شهودی سطح اطمینان به خود و اعتماد به نفس آن ها را در می یابیم و عمدتاً واکنش هایمان را نسبت بدان ها بر این اساس پی ریزی می کنیم، خواه آن ها نگرشی منفی و خواه مثبت از خود بروز دهند. بازیگران نمایش باید بسیار بکوشند تا در برابر تماشاچیان به چنین مهارتی دست یابند. در مورد سایرین نیز وضع به همین منوال است. کار سهل و ساده ای نیست! از خصلت های آدمی است که به خویشتن واقع بینانه نمی نگرد. اغلب، نمی دانیم چرا موفق نیستیم. در سطور زیر روشی ارائه شده که به تقویت مهارت های ارتباط غیر کلامی تان کمک می کند. در حد امکان سعی کنید دوربینی تهیه و از یکی از دوستان خود بخواهید تا شما را همه جا دنبال کند و از شما در موفقیت های مختلف فیلم ویدیوئی تهیه کند به ویژه هنگام صحبت با دیگری، یا به هنگام خطاب قرار دادن گروهی، منتهای تلاش خود را بکنید تا آن ها را نادیده بگیرید؛ سبک طبیعی حرف زدنتان را تصحیح نکنید. سپس نوار فیلم تهیه شده را تجزیه و تحلیل کنید. ممکن است نتایج دردناک باشد ولی سعی کنید خود را واقع بینانه ارزیابی کنید. نوار ویدئو را به دوستان و همکارانتان بدهید و از آن ها بخواهید صادقانه و بی هیچ ملاحظه ای شما را نقد کنند و در مقیاس ده نمره ای از یک تا ده به رابطه غیر کلامی خودتان نمره بدهید: ـ آهنگ صدا ـ ظاهر ـ زبان بدن ـ استفاده از دست ها ـ حالات بدن و ژست ها ـ نگرش با مشاهده مجدد فیلم متوجه خواهید شد که شما در نظر دیگران چگونه اید و باید روی چه نکاتی کار کنید. به هنگام مقایسه ارزیابی خود با ارزیابی دیگران از شما کاملاً به تفاوت های بین آن دو دقت کنید. اگر بیش از حد بر خودتان سخت یا آسان می گیرید، نشانه آن است که باید روی نگرش خود کار کنید. تایید خود عنصر ضروری موفقیت محسوب می شود ولی خود فریبی یقیناً راهی است به سوی شکست. شما ابتدا باید عادت های مشهود بد و نامناسب را، پیش از تغییرشان شناسایی کنید. تلاش کنید نقاط ضعف خود را بهبود بخشید، دلسرد نشوید همه ما اشکالاتی داریم! ● به چند نکته مهم در هنگام تمرکز توجه داشته باشید: - حالات بدنی: صاف بنشینید، قوز نکنید. - با حالات بدنی و ژست های غیر ضروری، حواس تان را پرت نکنید. - در موقع مناسب لبخند بزنید. - طبیعی باشید - وول نخورید - بیاموزید تا از طریق بیان چهره و زبان بدن خوشایند به گرمی با دیگران ارتباط برقرار کنید.از دیگر تمرینهای سودمند آن است که دفترچه ای از عکسهای مجلات و نشریات، از انواع تصویرهایی که شما مایلید شبیه آن ها باشید تهیه کنید و به هنگام برقراری ارتباط با دیگران، آن ها را در ذهن تان مجسم کنید.این تمرین را با فنی که پیشتر بدان اشاره شد و بر اهمیت یادگیریِ گوش دادن تاکید دارد، تلفیق کنید. شکل دادن تصویرتان فرایندی پیش رونده است، بنابراین به ضبط شنیداری و ویدئویی خودتان ادامه دهید و هر گاه «نمره» ارزیابی شما افزایش یافت، تمرین را قطع کنید. در ضمن آماده دریافت نتایج جالب هم باشید.[/align]
  11. irsalam

    هنر متقاعد کردن

    [align=justify] هنر متقاعد کردن سلام دوسـتـان. مـن چـنـد روز پیـش در یـک کافـی شـاپ مشغول خوردن یک قهوه داغ بودن کـه مـتــوجـه شـدم دو پسر جوان سر موضوعی در حال بگو مگو هستند. خوب، در واقع آنها بگو مگو نمیکردند، بلکه یکی از آن دو سعـی داشت دیگری را متقاعد کند که آن شب همراه او به یــک میهمانی بیاید. ● محتوای گفتگو صحبتهای رد و بدل شده بین آنها چیزی شبیه ایـن بـود: ( توجه داشته باشید که آن دو پسر افرادی نابغه و بسیار تیزهوش نبودند.) امیر: جون من علی، خواهش می کنم، ازت درخواست میکنم، بیا امشب با من بریم، تو آخرین امید منی. علی: بهت که گفتم خستم، میخوام برم خونه بگیرم بخوابم. امیر: بیا دیگه، خوش میگذره مثل روزای قبل. من خیلی دوست دارم برم. علی: من خیلی بیحالم. یک روز دیگه میریم. امیر: دوست خوبی باش دیگه، این لطف بمن بکن. من امشب میخوام با همسر آیندم آشنا بشم اما دوست ندارم تنها باشم. علی: بیخیال شو من میرم خونه بخوابم. امیر: ببین ۲ ثانیه گوش کـن. اون یه دوسـت خوشـگل بـنـام مـریم داره. من تورو به اون معرفی میکنم. مطمئن باش از اون خوشت میاد. علی: باشه پس من میرم خونه حاضر شم. کی میای دنبالم؟ ● هنر متقاعد کردن از شما خانم ها و آقایون باهوش آیا کسی می داند که امیر با وجود خستگی زیاد و یک دندگی علی چگونه توانست او را متقاعد کند که همراهش به میهمانی بیاید؟ دوستان من، پاسخ این است: بوسیله هنـر ظریف ( البته در این مورد نه چندان ظریف) متقاعد سازی. قبل از توضیح بیشتر مایلم بـدانید که چرا امیر در ابتدا نتوانست علی را متقاعد کند. به عبارتی ساده، امیر چیز ارزشمند و جالبی که بـتـوانـد بـاعـث آمدن علی شود، به او پیشنهاد نکرد. امیر می خواست عـلی فـقط به عنوان یک همراه با او به میهمانی بیاید. او سعی کرد به علی بگوید که خـوش خـواهد گذشت. علی خسته بود - به او در تخت خواب بیشتر خوش میگذشت. سپس او از علی خواست که به او لطف کند. دوبـاره علـی بدلیـل خـسـتگی زیـاد، قبول نکرد. لطف کردن به امیر برای علی چه سـودی خـواهد داشـت؟ تـخت خـواب و بالـش او جالب تر از میهمانی رفتن در آن شب بود. پس در نهایت امیر چگونه علی را متقاعد کرد؟ چه نفعی برای من دارد؟ امیر مطمئن ترین راه را برای متقاعد کردن علی برای انجام خواسته اش برگزید. او علی را نه ازطریق یادآوری عواطف، رفاقت، احساس مسئولیت و ماجراجوییش، بلکه بوسیله روی آوردن به منافع و مصالح شخصیش توانست او را متقاعد نماید. مردم دوسـت نـدارند بـپذیـرند که در اغلب موارد، افراد خود خواهی هستند. در واقع اکثر انسانها راهی طولانی را طی مـی کنـنـد تا بـتوانند "بازیگر نقش یک شخص پرهیزگار" شوند و به این وسیله به دیگران نشان دهند که افرادی فارق از نفس بوده و آماده اند به سهم خود اعمال پسندیده بزرگتری را انجام دهند. نکته ظریف درهمین "نقش" است که اغلب مردم تصورمیکنند این طبیعت فارق ازنفس، شخصیت واقعی فرد میباشد. سپس متقاعد کننده سعی مینماید "بازیگر" را بر اساس خصیصه های کاذب شخصیتی که او فقط "تظاهر" به داشتن آنها میـکنـد، قانـع کـنـد در حالی که در واقعیت فردی کاملا" متفاوت میباشد. بنابراین متقاعدکننده روی به مواردی می آورد که اهمیت چندانی برای "بازیگر" ندارد و در نتیجه شکست خواهد خورد. هرگاه فردی عملی را پیشنهاد دهـد که بـرای نـفر دوم دارای منفعت شخصی باشد، آن فرد دوم گیر می افتد. به محض اینکه امیر به علی گفت که او را با دوسـت هـمسر آینده خود آشنا می کند، او را در اختیار خود گرفت. او به هدف زد. پیشنهاد امیر دقیقا" چیزی بود که علی به دنبالش بود، ولی از ابرازش خودداری میکرد بنابراین بمحض اینکه امیر او را در آن مسیر قرار داد، تقاضایش را پذیرفت. پس دیدید دوستان، وقتی امیر میخواست که علـی را از طـریق بیان خواسته های خود متقاعد کند، موفق نشد ولی بمحض اینکه تاکتیک خود را تغییر داده و این کار را بوسیله بیان خواسته های علی بانجام رساند، بسرعت نتیجه گرفت و پیروز شد. ● در تجارت نیز همانند زندگی نکته موجود در اینجا این است که در کار و تـجـارت نـیـز هـمـانـنـد زنـدگی شخصی، هنر واقعی متقاعدسازی در این نهفته است که نیازها و خواسـتـه هـای حـقیـقی دیگران را شناخته و همین خواسته ها را به آنها پیشنهاد دهید. به محض اینکه آنها به خواسته هایشان رسیدند، همگام و همسو با شما حرکت خواهند کرد. [/align]
  12. آزمون سراسری 85 به همراه کلید - رشته هنر فرمت فایل ها بصورت pdf می باشد و برای مشاهده آنها نیاز به برنامه Acrobat Reader دارید. جهت دانلود روي هر يك از لينك هاي زير كليك كنيد دفترچه سوال کلید
  13. هنر خوشنويسي در مرز انحطاط هنر خوشنويسي خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ با اينکه خوشنويسي از جمله هنرهايي محسوب مي شود که مسير تاريخي اش همواره در خاموشي است اما امروزه به دليل نبود تبليغات و معرفي صحيح درمرز خاموشي و انحطاط قرار گرفته است. به طوري که بسياري از هنرمندان خوشنويس که در ميانه راه قرار گرفته اند از داشتن فضا و انگيزه کافي براي ادامه فعاليت بازمانده اند. اين درحالي است که هنرمندان اين رشته جهت ارتقا و آموزش نيازمند تدابير مديريتي کلان هستند. به گزارش CHN؛ طبق گفته کارشناسان و پيشکوستان خوشنويسي ايران با اينکه مخاطب اصلي خوشنويسي خود هنرمند است و يک هنر پر سر و صدا و متکي به تبليغات نيست اما اين شيوه از هنر درشرايط جامعه و برخورداري هر چه بهتر نيازمند معرفي شايسته و تجديد نظراست. غلامحسين اميرخاني هنرمند پيشکسوت خوشنويسي ايران ضمن بيان اين مطلب به CHN؛ گفت: با اينکه 250 شعبه در تمام ايران درزمينه آموزش خوشنويسي وجود دارد و بين 30 تا 40 هزار نفردرسال در مراکز مختلف و مراحل خوشنويسي انجمن خوشنويسان آموزش مي بيند و مورد امتحان قرار مي گيرند اما هم اکنون فضا و شرايط ايجاب مي کند تا حداقل خبرنامه و روابط عمومي مناسب و قوي وجود داشته باشد تا اين جريان قوي و تاريخي و ارزشمند را معرفي کند. وي با اشاره به جايگاه بازارداخلي خوشنويسي ادامه داد: به طور کلي يک دسته به عنوان کلکسيونر، علاقمند هستند آثار نفيس را جمع آوري مي کنند.دسته اي ديگر براي خريد و فروش اين کار رو انجام مي دهند. بخشي نيز نيازهاي ادارات و سازمان ها را برطرف مي کند. اما مسئله اي که بسيار حائز اهميت است ارائه راهکار و تدابير اساسي در مديريت کلان است به طوري که هنرمنداني که در ميانه راه هستند بايد بيش از 3 دهه فعاليت کنند تا تبديل به استادکارماهرشوند بنابراين ايجاد انگيزه و حمايت هاي ويژه کمک شاياني براي پيشبرد اهداف و فعاليت اين قشر از هنرمندان خواهد شد. غلامحسين اميرخاني با بيان اينکه ذات اين هنر در سلوک و خاموشي و حرکت درعمق است اما درشرايط کنوني بايد در عرصه گفت و گو و معرفي شدن به جامعه نقش پررنگي داشته باشد افزود: درواقع بسياري از هنرهاي ملي درشرق به گونه اي است که خيلي با معرفي کردن و تبليغات سروکاري ندارد و کساني که در اين مسير قرار دارند به طور کلي کاروان خوشنويسي بايد دائم در جهت رشد خود تلاشش را به گونه اي تنظيم کند که تربيت کننده باشد اگر بخواهيم در يک جمله کوتاه اين موقعيت را تعريف کنيم اساس و اصالت تاريخي اش در تربيت هنرمند است که خود ش را اعتلا ببخشد به طوري که تربيت و رشد و ممارست آن نيازمند قدم گذاشتن به عرصه هاي اجتماعي است. چرا که اگر غير از اين باشد اين هنر رو به فراموشي مي رود.
  14. irsalam

    هنر معماری ایرانی

    هنر معماری ایرانی کلیه بررسیها و کاوشهای باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد میرسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافتهاست. معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.
  15. حمام گنجعلیخان کرمان شاهکار معماری صفوی و تلفیقی از هنر معماری کهن و سنن تمدن کارمانیا است و به عنوان یکی از زیباترین بناهای تاریخی دیار کریمان نمایی از زندگی پیشینیان این دیار را منعکس میکند. حمام گنجعلیخان کرمان یکی از حمام های ایران است که بدلیل قدمت و نوع معماری و همچنین به تصویر کشیده شدن سنتهای اقشار مختلف کرمان کهن در لیست اولین حمام های مطرح ایران و همچنین قطبهای گردشگری جای گرفته است. حمامی که در زمان حکومت صفویه و در دوران حکومت حاکم عدل گستر کرمان یعنی "گنجعلیخان" بنا و بعد از او توسط پسرش "علیمردان خان" تکمیل شد و به شکل امروزی درآمد. این حمام تاریخی که اکنون در میانه بازار گنجعلی خان کرمان واقع شده است مملو از هنرهای مختلفی چون گچ بری، کاشی کاری، مجسمه سازی، نگار گری، مقرنس کاری، حجاری و سنگ کاری است و بگونه ای که از این حمام به عنوان شاهکاری از معماری دوران صفوی یاد میکنند. حجره مردم عادی در حمام گنجعلیخان کرمان حمام گنجعلی خان کرمان از جمله آثار مهمی است که در میانه بازار راسته بزرگ کرمان و به قول کارشناسان فرهنگی در مسیر گردشگری توریستهای استان یعنی مسیر بازار و آثار فرهنگی اطراف بازار بزرگ کرمان قرار دارد این حمام زیبا که با کاشیهای آبی در ورودی درب اصلی متمایز شده یکی از چندین اثر هنری گذشتگان است که در کرمان زمین قرار گرفته است. درباره قدمت این حمام زیبا گفته اند در سالهای 1007 تا 1029هجری قمری در زمان اوج شکوفایی اقتصادی صفویه توسط گنجعلی خان حاکم دلیر و سلحشور که به دستور شاه عباس و در سال 1005 به حکومت کرمان منصوب شد، ساخته شده است. مجسمه های مومی در حمام تاریخی کرمان حمام گنجعلی خان بی شک یکی از زیباترین آثار تاریخی شهر کرمان است که حاصل دست معمار بزرگی چون "سلطان محمد معمار یزدی" است و در و دیوارش با کارهای خطاطی زیبای هنرمند معروف یعنی "علیرضا عباسی" مزین شده است و وجود همین دو نام در لیست هنرمندانی که در این حمام کارهای خود را به نمایش گذاشته اند کافی است تا شاهکار بودن آثار هنری به کار رفته در این حمام اثبات شود. این حمام تا 50 سال گذشته از جمله حمامهای دایر شهر کرمان بوده است ولی از مدتها قبل و از حدود سالهای 1347 با آغاز مرمت این بنای تاریخی عملا از حالت حمام به موزه گنجعلیخان تغییر نام داد و امروزه به نام موزه مردم شناسی یکی از پرجاذبه ترین نقاط دیدنی شهر و استان کرمان است و همه ساله در فصول مختلف میزبان گردشگران زیادی از سراسر دنیا است. نمایی از استراحتگاه حمام گنجعلیخان اما فضای داخلی این حمام از قسمت های کلی چون سر درورودی، گرمخانه، نظافت خانه، حاکم نشین و رختکن تشکیل شده است به طور مثال رختکن این حمام از قسمت های مختلفی شامل شش غرفه جداگانه تشکیل شده است که نور هر کدام از سوراخی که توسط معمار در سقف ایجاد شده تامین می شود و جالب اینکه نوع نور پردازی به گونه ای است که فضای تمام حجره ها نور مخصوص به خود را دارد. قسمت دوم این حمام گرمخانه است که در فضایی هشتی مانند و با پیچ و خم های جالب خود مانع از دید عموم و همچنین هدر رفت گرمای درون گرمخانه می شود نکته جالب درباره گرمخانه این است که در این قسمت دو سنگ تقریبا قرمز رنگ وجود دارد که حکم ساعت را دارند و با گردش آفتاب زمان طلوع و غروب آفتاب را مشخص می کنند. دلاکی در حمام تاریخی کرمان در دیگر قسمت ها نیز معماری های جالبی به کار رفته به طور مثال شبکه آب رسانی این حمام از نوع لوله کشی بوده و از قنات شهر تامین می شده است و آب خزینه نیز با آتش زدن بوته های بیابانی دیر سوز که دوام بیشتری داشتند گرم می شده است. اما یکی از اصلی ترین زیباییهای این حمام وجود مجسمه های مومی با هیبت انسانی در حال انجام فعالیت های مختلف است حمام گنجعلی خان با وجود این مجسمه های انسان نما است که زنده جلوه می کند امروز در یادها مانده است و به عنوان اثری منحصر بفرد و گویای تمدن کرمان تبدیل شده است. نمایی از معماری عصر صفویه مجسمه هایی که هر کدام در یکی از حالات انسانی در نگاه اول زنده بودنشان را در ذهن انسان جاری می کنند. مجسمه هایی در حال نماز، در حین چپق کشیدن و مشورت با هم، در حین کیسه کشیدن دلاک و دیگر اشکالی که در حمامهای عصر صفویه در بین مردم آن زمان در حمام اتفاق می افتاد همگی و همگی در این حمام چشم نواز بازدید کنندگان هستند. لباسهای کهن زنان کرمانی حمام گنجعلی خان در قالب مجموعه گنجعلی خان یکی از معروفترین آثار تاریخی کرمان است مجموعه شامل مسجد، حمام، بازار، آب انبار و کاروانسرا است و در قدیم محل حضور تجار و محل رفت و آمد های زیادی بوده است که بازار گنجعلی خان امروزی یکی از چندین قسمت بازار سر پوشیده بزرگ کرمان است و کاروانسرا نیز یکی از مراکز خرید عمده تجار است. حمام گنجعلی خان همچنین آثاری از حاکم عدل گستر صفوی گنجعلی خان را نیز در خود دارد آثاری چون ظروف چای خوری زیبا و دیگر آثار دستی وقت، این حمام تاریخی زیر بنایی حدود 1300متر دارد.
  16. irsalam

    زنگ هنر

    زنگ هنر [align=justify]آخرین روزهای سال بود. بعضی از بچه ها نیامده بودند و به همین خاطر معمولا معلمی تدریس نداشت. معلم هنر با یک روزنامه وارد کلاس شد. کمی صحبت کرد.صحبت هایش که تمام شد، گفت: دراختیار خودتون هستید. برای بعد از عید هم یک طراحی از طبیعت و یک تحقیق از یک نقاش یا خطاط بیارید. به بقیه هم بگید. هر کس مشغول کاری شد. یکی داشت مجله ای را تورق می کرد و دیگری با دوستانش اسم- فامیل بازی می کرد و ... من میز اول می نشستم و چون کلاسمان کوچک بود، میز معلم به میز ما چسبیده بود. کیفم را بالا آوردم. آن را باز کردم و یک کاغذ آچار در آوردم. نگاهی به معلم کردم. روزنامه روی میزش بود و دستش روی پیشانیش . شش دانگ حواسش در روزنامه بود. قرآن جیبی که همیشه همراهم بود،را از جیبم در آورم. خیلی آرام آن را به طور عمودی در کنار میز معلم قرار دادم. معلممان به قدری غرق روزنامه خواندن بود که متوجه این کار من نشد. بعد با دقت تمام شروع به کشیدن آن کردم. تمام نیرو و توانم را به کار گرفتم. آنقدر عجین کارم شده بودم که متوجه گذر زمان نبودم. کارم تقریبا تمام شد. کتاب مقدس قرآن را در هاله ای از انوار و ابرها ترسیم کرده بودم. چون کارم به پایان رسید و به خودم آمدم، دیدم معلم هنرمان روزنامه خواندن را رها کرده و کار من را نگاه می کند. حالا من بودم که از بس غرق کارم بودم، متوجه این کار او نشدم! کمی خجالت کشیدم و کتاب قرآن را از روی میزش برداشتم و خیلی آرام گفتم: می بخشید. معلممان لبخندی به لبش آمد و دستش را طرف من دراز کرد و گفت:بده ببینم این همه شور و اشتیاق، چی رو رقم زده؟ دو دل شدم. کمی طفره رفتم. اما دست آخر مجبور شدم نقاشی ام را به او نشان بدهم. کاغذ را با لبخندی از من گرفت. نگاهی معنادار به کاغذ و جایی که کتاب قرآن را گذاشته بودم کرد. چند بار این کار را انجام داد. بعد از جیب پـیراهنش خود کارش را در آورد و کاغذ را روی میز گذاشت و زیر نقاشی ام را امضا زد و نمره بیست به آن داد. بعد از آنکه کاغذ را گرفتم یک دفعه یاد این جمله امام (ره) افتادم که: هنر، دمیدن روح تعهد در انسانهاست. من هم این جمله پر معنا و خوش فهم را زیر نمره بیست آقا معلم نوشتم. داشتم کیفم را بالا می آوردم که طرحم را در آن بگذارم که دوباره معلم گفت: کاغذت را بده. اینبار خیلی خجالت کشیدم ولی مثل چند لحظه پیش مجبور به تسلیم شدم. نگاهی به نوشته کرد و دوباره خود کارش را به دست گرفت و روی کاغذ حرکت داد. لحظه ای گذشت و کاغذ را دوباره به من برگرداند. در همین لحظه زنگ خورد و بچه ها و معلم خیلی سریع کلاس را خالی کردند. کاغذ را دوباره نگاه کردم. دیدم معلم کنار بیست قبلی، یک بیست دیگر کاشته است. کمی که بیشتر دقت کردم، دیدم زیر نوشته من اینگونه نوشته است: اندیشه ای که در قالب هنر نگنجد، ماندگار نیست. نویسنده: جلال فیروزی بهمن ۸۷- شهرستان ساوه [/align]
  17. نقش هنر و معماری اسلامی در مسجد جامع ورامین [align=justify]مسجد مهمترین فضای معماری در سرزمینهای اسلامی است كه علاوه بر كاركرد دینی و مذهبی و معنوی همواره از نقش اجتماعی سیاسی نیز برخوردار بوده است.اهمیت نقش دینی و اجتماعی مسجد موجب شده است كه معماران و برخی دیگر از هنرمندان در همه دوره های تاریخی تلاش خود را در راه خلق فضایی مناسب و شایسته برای نیایش صرف كنند. به همین جهت است كه مساجد هر دوره را می توان نمونه اعلای معماری و هنر آن دوره به شمار آورد. تقدیس مساجد را می توان مهمترین عامل حفظ و بقای ساختمان مسجدهای تاریخی دانست. ایرانیان پس از گرایش به اسلام فرهنگ مقدس اسلام را با فرهنگ غنی ایرانی عجین كردند و این شامل تمامی زمینه ها و از جمله معماری است. همانطور كه گفته شد تنها چند نمونه مسجد در ایران وجود دارد كه به سبك اولین مسجد اسلامی كه به دست پیامبر اسلام(ص) ساخته شده، بنا شده است و پس از آن معماری ایران در مسیری شروع به حركت كرد كه زاییده آن حركت امروزه در جایجای ایران به شكل بناهای عظیم و زیبای مسجد خودنمایی میكند. جغرافیای ورامین: شهرستان ورامین در جلگه صاف حاصل خیز واقع شده و محدود است از جنوب به دریاچه نمك و از مغرب به حسن آباد قم و از شمال به دامنه های جنوبی كوه البرز و از مشرق به گرمسار (خوار سابق). حمد الله مستوفی قزوینی در كتاب نزههٔ القلوب درباره ورامین و مردم آن مینویسد: «ورامین در ما قبل دیهی بوده و اكنون قصبه شده و دارالملك آن تومان گشته طولش جزایر خالدات عزكه (۷۷ درجه و ۲۵ دقیقه) و عرض از خط استوانه... (۳۵ درجه و ۲۹ دقیقه) در آب و هوا خوش تر از ری است .و در محصول پنبه و غله و میوه ها مانند آن، اهل آنجا شیعه اثنی عشریند...) بافت قدیمی و كهن این شهر تا حد زیادی از بین رفته. پیشینه تاریخی شهر ورامین: چشمه علی ری كه در سال ۱۹۳۴ میلادی مطابق ۱۳۱۳ شمسی توسط دكتر اریك اسمیت صورت گرفت، هم اطلاعات بسیار مفیدی در اختیار محققین گذاشت و هم نشان داد كه حفاری ده ها متر در شعیب بخشی از تپه «قیطریه» و با تپه جنوبی «حیذر» كه عبارت بود، از اسكلت های یك پهلو و با پاهای جمع شده و ظرف سفالین خاكستری و سیاه توام با اسباب آرایشی زنانه، مثل سنجاق و سوزن و دستبند و زینت آلاتی چون گوشواره، گردنبند سنگی و سورمهدان و مقایسه سفال خاكستری آن با آثار مكشوفه از پیشوای ورامین و كهریزك ری و آثار به دست آمده از داخل قبور قدیمیترین قرارگاه بشری كه شناخته شده (یعنی سیلك كاشان) حاكی از آن است كه سرزمین ورامین هزاران سال قبل بستر تمدن ارزشمند ما بوده است و مسیر فرهنگ و هنر اهالی شمیرانات و مردم ورامین كه عضوی از پیكر ری به شمار میرفتند در یك خط بوده است. (سرزمینها) كلاویخو سفیر دربار كاستین كه از ایران دیدن كرده بود درباره شهر ورامین نوشته است: «ورامین شهر بزرگی است كه قسمت اعظمش خالی از سكنه شده، این شهر بسیار پهناور است، برگرداگرد آن هیچ دیواری نیست. این شهر در محوطه ای واقع است، این مقر آن بزرگ تاتار یعنی داماد تیمور بود. (شهرهای ایران) در قرنهای ۵ و ۶ هجری، ورامین آبادترین، دوران حیات خود را میگذرانده. علاوه بر آن تعدادی از روستاهای محل نگهداری اسب ها و مادیان های ایلچی شاه بود و كاركنان آن از وفاداران به خانواده سلطنت و شخص محمد علی شاه بودند. تاریخچه مسجد جامع ورامین: بنای مسجد جامع ورامین در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده آغاز میشود. در این جا قسمتی از سفرنامه مادام دیولافوا را كه در هنگام بازدید از ورامین در عهد ناصرالدین شاه قاجار به رشته تحریر كشیده شده است را نقل میكنیم:«... باری پس از چهار ساعت راهپیمایی و پایمال كردن محصول مزارع و شنیدن ناملایمات از زارعین بام مخروطی شكل و گنبد مینای مسجدی كه در میان مزارع سر برآورده بود از دور پدیدار شد. این دهكده ورامین است. كمی بعد به آنجا میرسیدیم و در میان باغها كه دیوارهای گلی داشتند. داخل شدیم. در این باغها درختان میوه از قبیل گیلاس و زردآلو و گوجه و هلو، جنگل انبوهی تشكیل میدادند. خوشبختانه نظر به توصیه ای كه دكتر تولوزان به كدخدا نوشته بود ما توانستیم در خانه او فرود آییم. پس از تعارفات معموله و كمی استراحت به تماشای مسجد جامع ورامین رفتیم. این بنا در قدیم بسیار عالی و باشكوه بوده ولی اكنون ویرانهای بیش نیست. مومنین هم از ترس فرود آمدن طاق برای عبادت به آنجا نمیروندو بنابراین سیاحت آن مانعی ندارد و هر كس میتواند آزادانه و بدون اشكال به تماشای این خرابه بپردازد. هنر و معماری در مسجد جامع ورامین: مدخل مسجد دروازه ای ورودی است كه تشكیل ایوان را میدهد كه سرتاسر ضلع شمالی مسجد است و صحن مسجد حیاطی مستطیل شكل است وسط آن حوضی است كه شبیه حوضهای وسط قلعههای مسكونی و رباطها است.ایوان شبستان بلند و زیبای مسجد جامع دارای كتیبههایی ارزشمند است كتیبههای سوره جمعه در متن و در حاشیه كتیبههای كوفی آن از نمونههای خوب كتیبههای گچبری این عصر است. انواع طرحهای اسلیمی و خطهای عربی، كوفی و فارسی را دارا است.مادام دیولافوا در سفر نامه خود از گنبد مینایی مسجد جامع یاد كرده است. این مسجد دارای چند كتیبه جالب است اولین كتیبه در سر در صحن مسجد واقع شده است. این كتیبه كاشیكاری بوده. كتیبه سر در حرم یا شبستان اصلی مسجد «یا ایها الذین امنو اذا نودی...» كتیبه بالای محراب و دور تا دور حرم «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض...» كتیبههای بالای سر در ورودی از حرم به شبستانهای شرقی و غربی ... اما كاشیكاری مسجد در قسمتهای زیر دیده میشود.در قسمت سر در اصل مسجد، در زیر قوس اصلی سر در مسجد، همچنین دو ستون تزیینی كه از دو طرف قوس تا بالا و راس آن ادامه پیدا كرده و در سر در حرم نیز زیر قوس نیم گنبد كاشیكاری از پایه قوس تا راس آن از دو طرف به طور كامل و همانند سردر اصلی مسجد وجود دارد.بالای محراب، تا گوشوارها هیچ كاشیكاری وجود ندارد. در قسمت پایین حرم در كتیبه ۳ در ورودی به شبستانهای شرقی و غربی كه قبلا در مورد آنها صحبت كردیم نیز كاشیكاری زیبایی خودنمایی میكند. شگرف ترین گچ بریهای این مسجد در بالا و اطراف محراب مسجد وجود دارد. این گچ بریها با نقشهای اسلیمی گل و بوته به شكل برجسته و كاملا زیبایی ایجاد شدهاند پیچیدگی این طرحها به قدری است كه انسان به راحتی نمیتواند باور كند كه قدرت دست یك هنرمند خالق آن بوده است.در حال حاضر به دور ساختمان دیواری كشیده شده كه نقش حفاظ را به عهده دارد البته در گذشته این حصار وجود نداشته است. پس از گذشتن از این در دو راه برای ورود به صحن مسجد وجود دارد. یكی از ایوان شمالی و یا همان سردر ایوان شمالی مسجد كه طی دهلیزی به صحن میرسد. دیگر از طریق ایوان شرقی كه در وسط این ضلع دارای دری رو به همان سمت (مشرق) است. صحن مربع شكل مسجد مانند یك فضای تقسیم عمل میكند به طوری كه فردی كه وارد صحن میشود پس از وضو ساختن در حوض وسط صحن میتواند محل نشستن خود را در هر یك از چهار ایوان انتخاب كند. محور طولی مسجد جامع ورامین منطبق بر عكس مسیر خیابانی به همین نام است كه به میدان قدیمی شهر منتهی میشود. در كنار این میدان كه همگان قدمت آن را تصدیق میكنند برج علاالدوله با قدمت هشتصد ساله خودنمایی میكند. در انتهای خیابان، نگاه ما به سردر و گنبد مسجد گره میخورد و ابهت مسجد حواس انسان را معطوف به خود میسازد تا جایی كه هنگام قدم زدن در این خیابان به سمت مسجد تا چند لحظه ای فرد از اطراف خود غافل میشود و اگر هشدار بوق اتومبیلی به صدا در نیاید چه بسا كه اتفاقی برای انسان رخ دهد. اینكه این مسجد دقیقا در محور طولی این معبر واقع شده مسلما اتفاقی نبوده است. به دلیل اینكه ورامین بر یك دشت هموار واقع است در گذشته كه ارتفاع ساختمانها خیلی كمتر بوده گنبد مسجد جامع راهنمای خوبی برای مسافرانی بود كه به سوی این شهر میآمدند. ایوانهای شرقی و غربی دارای پنجرههایی هستند و باز آنچنان كه در شرح جغرافیای ورامین آوردیم بادهای این ناحیه از شرق به غرب و یا عكس آن میوزند. با توجه به اینكه سرعت وزش این بادها، جز در مواردی خاص از حالتی متوسط و نسیم گونه بیشتر نمیشود این پنجرهها عمود بر جهت وزش باد ایجاد شده اند. ابعاد مناسب این پنجرهها و طاقهای بلند ایوان باعث میشود هوا به راحتی از بیرون توسط پنجرهها به داخل هدایت شده و پس از تماس باكف ایوان كه فرشی از آجر است و در سایه خنك ایوان قرار گرفته، گرمای خود به كف داده و خنك میشود و در فضای مسجد شروع به گردش میكند. این عمل از داخل صحن مربع شكل مسجد نیز تكرار میشود و تمامی ایوانها دارای هوای خنك و تازه هستند.به طور كلی به این دلیل كه مساجد جامع تنها در روز مورد استفاده بوده اند، آن هم در روشنترین زمان روز، بیشترین استفاده از نور طبیعی در آنها به كار رفته شده است. در ایوانهای شرقی و غربی پنجرههایی وجود دارد. ۱۱ پنجره در ایوان غربی و ۱۰ پنجره در ایوان شرقی مسجد تعبیه شده است. از جمله مصالح به كار رفته در ساختمان مسجد جامع ورامین، آجر و ملات و ساروج است: آجر: آجر از مصالح با ارزش دوره مغول و تیموری بوده است. این نوع آجرها از گل رس معمولی تهیه میشدهاند و نكته حایز اهمیت استفاده از مصالح محلی در این دوره و در مسجد جامع ورامین است. ابعاد این آجرها cm۵/۴ در ۲۲ در ۲۲ است. ملات ساروج: ساروج ملاتی است كندگیر و تشكیل شده از ۱۰ پیمانه گرد آهك شكفته + هفت پیمانه خاكستر الكی + یك پیمانه خاك رس + یك پیمانه ماسه بادی + سه تا پنج كیلوگرم لویی (در هر مترمكعب ملات ساروج) + آب.با ورز دادن و كوبیدن مخلوط ساخته میشد. مخلوط كردن لویی (گل جگن) برای آن بود كه ملات پس از به مصرف رسیدن، هنگام گرفتن جمع نشود و نتركد. در مناطق مختلف بعضی از مواد كه نقش تقویت كننده را ایفا میكنند با توجه به دسترسی آن، به آن ملات اضافه و بعضی از مواد كمیاب از آن حذف میشده است. در ملات ساروج مسجد جامع از وجود شیره انگور و تخم پرندگان صحبت به میان آمده است. حال آنكه در قرن هشتم، ورامین دارای باغهای انگور فراوان بوده كه این محصول را به راحتی در اختیار معماری قرار داده است. همچنین تهیه هزاران تخم پرنده از پرندگان مهاجری كه در اطراف كویر سیاه كوه و مسیر رودخانه شور نجف آباد و دیر كویر تا قصر بهرام وجود داشته اند. كار مشكلی نبوده است. فاطمه ذاكری امین-مسئول امور فرهنگی شهرداری ورامین منابع و مآخذ: ۱- ایران، كلده و شوش _ مادام ژان دیولافوا _ شوالیه دونور _ ترجمه شادروان محمد خبره وشی. ۲- معماری مساجد جهان _ نوشته پروچازكار _ امجد بهوصیل _ ترجمه حسین سلطان زاده. ۳- سرزمین ما _ عزت الله شكری. ۴- معماری شهرهای ایران _ یوسف كیانی. ۵- مصالح ساختمانی دكتر احمد حامی[/align]
  18. هنر در سوراخ سوزن از قدیم یادمه وقتی میخواستند کار سختی را مثال بزنند میگفتند مگه داری سوزن نخ میکنی! نخ کردن سوزن بعضی مواقع به کار بسیار سختی برای ما تبدیل میشود ولی شاید فکرشو هم نمیکردید که روزی در همین سوراخ کوچک هنرهایی به این زیبایی ببینید . نیاز به توضیح اضافه ای نیست فقط کافیست به تصاویر نگاه بیندازید تا متوجه شوید . هالک سفر به ماه قایق پروانه شترها کلیسا اسکار کامرون دیاز مینی موس
  19. آشپزی و خانه داری؛ هنر کدبانوی ایرانی ▪ برای حفظ سفیدی برنج ، هنگام پخت چند قطره آب لیمو به آب برنج اضافه کنید. ▪ بهترین روش باز شدن یخ ماهی، قرار دادن ماهی در درون شیر است. شیر طعم یخی ماهی را از بین می برد و به آن طعم تازگی می دهد. ▪ برای جلوگیری از پاشیدن کیک همراه با میوه خشک و یا کشمش، آن ها را کمی در آرد آغشته کنید و سپس به مایه کیک اضافه کنید. ▪ افزودن نمک به گوشت خام قبل از پخت، طعم آن را از بین می برد در حالی که افزودن کمی نمک به ماهی قبل از پخت به طعم آن می افزاید. ▪ هنگام تفت دادن سبزی یا گوشت، در پایان کار مقدار کمی شکر، عسل یا آب میوه را اضافه کنید تا لعاب داده و طعم آن بهتر شود. ▪ ادویه جوز هندی را در آخر به غذا اضافه کنید زیرا حرارت، طعم آن را از بین می برد. ▪ هنگامی که کاهو را برش می زنید، استفاده از چاقو باعث تغییر رنگ گوشه های برش خورده کاهو می شود بنابراین کاهو را با دست تکه کنید. ▪ قبل از کباب کردن غذا، سیخ کباب و دستگاه کباب پز را چرب کنید. ▪ استفاده از قاشق شیاردار هنگام ریختن مایه کیک در قالب مانع ایجاد حباب می شود. ▪ افزودن یک قاشق مرباخوری سرکه به روغن هنگام سرخ کردن دونات مانع جذب روغن می شود. ▪ برای تازه شدن سبزی آن را در آب سرد حاوی کمی آب لیمو بخوابانید. ▪ ۶ دانه سیر له شده و کمی جعفری را به ۱۱۵ گرم کره اضافه کنید و به شکل تنه درخت درآورید . کره را در پلاستیک بپیچید و در فریزر قرار دهید. از این کره می توان در گوشت، سبزی و یا برای روی نان استفاده کرد. ▪ هنگام استفاده از کره در پخت، کمی روغن به آن اضافه کنید تا کره نسوزد. ▪ برای آب پز کردن تخم مرغ، آن ها را در آب جوش قرار دهید و سپس حرارت را کم کنید. این روش مانع ترک خوردگی پوسته تخم مرغ خواهد شد. ▪ اگر قصد دارید ماهی را بیش از یک روز فریز کنید، آن را کاملا با نمک و زردچوبه آغشته و بعد فریز کنید. ▪ برای جلوگیری از حمله حشرات، به ظرف حبوبات چند دانه میخک اضافه کنید. ▪ برای افزودن ماندگاری قهوه، آن را در یک ظرف دردار و سپس در یخچال قرار دهید. ▪ سفیده تخم مرغ یخ زده بهتر کف می کند. ● برای جلوگیری از ورود مورچه به منزل به نکات زیر توجه کنید: ▪ خیار به ویژه خیار تلخ را جلوی راه آن ها قرار دهید. مورچه ها از خیار متنفرند. ▪ کمی سرکه سفید به مکان هایی که محل عبور مورچه است بپاشید. ▪ با مخلوطی از یک لیوان آب و یک لیوان سرکه سیب پنجره ها را تمیز کنید تا مورچه ها را دور نگه دارد. ▪ برگ های خشک نعناع را در مسیر مورچه ها قرار دهید. ▪ مورچه ها از مسیری که دارچین، آب لیمو، پودر قهوه و فلفل پاشیده شده باشد عبور نخواهند کرد. ▪ در ترک های دیوار سیر قرار دهید تا مورچه ها را دور نگه دارد.
×
×
  • اضافه کردن...