رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هوش'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

15 نتیجه پیدا شد

  1. 4 میوه برای تقویت هوش و حافظه آب انار، در حفظ تعادل مایعات بدن به خصوص خون، نقش مهمی دارد؛ چون املاح آب انار با مواد آلی ترکیب شده، زود جذب میشود و در بیماری راشیتیسم، کمخونی ، ضعف اعصاب و تقویت عمومی بدن بسیار موثر است. نوع تغذیه از جمله نکات مهمی است که باید به آن توجه کرد. به منظور تقویت حافظه و ارتقاء هوش، باید نکاتی را رعایت کنیم که در جنبههای مختلف میتوانند منجر به تقویت حافظه و هوش شوند. میوههایی که هوش و حافظه را افزایش میدهند، شامل موارد زیر می شوند: انگور: انگور دارای پتاسیم بوده که موجب احساس شادی میشود. از طرف دیگر، حاوی فسفات زیادی است که غذای مغز و سلسله اعصاب است و باعث ازدیاد هوش و حافظه میشود همچنین به علت داشتن منگنز، عامل رشد محسوب میشود، چهره را روشن کرده و غذای مناسبی برای سلسله اعصاب به شمار میرود. این میوه خوشمزه باعث تقویت نیروی عضلانی نیز میگردد. این میوه جوانی دوبارهای به فرد میبخشد، ذهن را فعال و عضلات را قوی میسازد و از سقط جنین جلوگیری میکند. انار: خوردن انار، معده را تقویت کرده و ذهن را نیرو میبخشد و موجب تقویت حافظه میگردد.چون انار قادر است معده و رودهها را پاک کند، لذا جداره روده را برای دفاع و دور کردن ویروسها آماده میسازد. بنابراین سموم به خون و قلب وارد نمیشوند و قلب رونق و حیات تازهای مییابد و به این طریق، سلولهای کبد فعال میشوند. همچنین باعث دفع اوره و کلسترول و سموم دیگر میشود. آب انار، در حفظ تعادل مایعات بدن به خصوص خون، نقش مهمی دارد؛ چون املاح آب انار با مواد آلی ترکیب شده، زود جذب میشود و در بیماری راشیتیسم، کمخونی ، ضعف اعصاب و تقویت عمومی بدن بسیار موثر است. اگر خانمهای باردار در این دوران انار مصرف کنند، بزرگترین خدمت را به فرزند آینده خود کردهاند؛ چرا که علاوه بر تقویت مادر، به رشد آینده کودک هم کمک میکند. انار خونساز است. در موقع مصرف، افزودن کمی گلپر علاوه بر بوی مطبوع ، به هضم آن نیز کمک میکند. ناگفته نماند انار مقوی روح و ذهن است. انجیر: انجیر به علت داشتن کلسیم و فسفر فراوان ،سبب تقویت استخوانها و رشد کودکان شده و ویتامینهای آن موجب تقویت چشم میشود.این میوه منبع تولید انرژی است. انجیر خشک قدرت غذایی فراوانی دارد و مقوی مغز و اعصاب است. سیب: سیب ، یکی از بهترین میوههای معجزه آسا است که هم خاصیت خنثی کردن سم را دارد و هم خاصیت غذایی و به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل میکند و برای معالجه چاقی بسیار مفید است و به علت داشتن فسفر، تقویتکننده اعصاب و مغز است و با داشتن ویتامینهای a ، b و c و املاح سودمندی مانند: کلسیم ، فسفر، منیزیم ، آهن، پتاسیم و سدیم برای همه سنین به خصوص کودکان مفید است. سیب با خستگی ، فشار ذهنی و کمبود مواد معدنی مبارزه میکند. تقویتکننده اعصاب و عضلات و دشمن سرسخت بوی بد دهان و آرامش دهنده قلب است. بوییدن و خوردن آن موجب نشاط، شادی، تقویت حافظه و سلسله اعصاب میشود.سیب قرمز بیشتر از سیب سفید مفید است؛ البته به شرطی که تازه باشد. منبع: نسل فردا
  2. مجموعه هوش سیاه 2 زمان پخش برنامه : از شنبه 28 اردیبهشت - هر روز به جز پنجشنبه و جمعه 20:45 زمان تکرار برنامه : روز بعد 14:25 خلاصه برنامه : داستان از جايی آغاز ميشود که کامران بوريايی ملقب به هوش سياه پس از دستگيری و زندانی شدن در پايان سری اول، تصميم به فرار از زندان می گيرد. او که يک نابغه رايانه و متخصص در انجام جرائم اينترنتی است، از اين توانايی خود در امور غيرقانونی و خلاف بهره می گيرد. با گريز هوش سياه از زندان، سرگرد احمدی برای دستگيری مجدد او وارد عمل می شود و... تهیه کننده : سيدمرتضی فاطمی کارگردان : مسعود آب پرور نویسنده : آرش قادری بازیگران : حسين ياری، کيکاووس ياکيده، کيهان ملکی، حميد ابراهيمی، جمشيد گرگين، امير دلاوری، حسين سحرخيز، پيام دهکردی، سودابه بيضايی، سپهر گودرزی، امير مومنی پور، امير مهدی کيا، بهروز قادری، پرويز سيرتی، ميثاق جمشيدی، سعيد دولتی و کاظم هژيرآزاد ... عوامل تولید: مدير تصويربرداری: حسن کريمی مدير صدابرداری: اصغر آبگون طراح صحنه و لباس: حسين مجد دستیار صحنه: علی اسماعیلی طراح گريم: نويد فرح مرزی تدوین:بهرام آب پرور دستیار کارگردان: خسرو نصیری خواه منشی صحنه: شیدا باسمه چی مدیر تولید: عبدا... شهباززاده مدیر تدارکات: علی رضایی جهت دانلود روی هر یک از لینک های زیر راست کلیک کرده و گزینه save target As را بزنید هوش سیاه 2 - قسمت 1 قسمت اول بخش اول (22.13MB) قسمت اول بخش دوم (27.5MB) قسمت اول بخش سوم (22.5MB) قسمت اول بخش چهارم (22.88MB)
  3. مغز از دو نوع سلول تشکیل یافته است. نوع اول نورونها(neuron) یا سلول های عصبی هستند که در زمان جنینی تشکیل شده و پس از تولد بر مقدار آنها افزوده نمیشود. اما فعالیتهای ذهنی میتواند آنها را پربارتر و حجیمتر کند. نوع دوم سلولهای پشتیبان یا نوروگلیا (neuroglia) هستند. نوروگلیا بافت پیوندی است که بافت عصبی را حمایت می کند و کار تغذیه و بازسازی اندامکهای نورونها را به عهده دارند و بر خلاف نورونها میتوانند تا لحظه مرگ تکثیر پیدا کنند. با حجیمتر شدن نورونها، تعداد سلولهای پشتیبان زیاد شده و با افزایش آنها، نورونها قابلیت بیشتری پیدا میکنند. مثلاً مغز انیشتین علاوه بر چین و شکنجهای عمیقی که دارد حاوی سلولهای حمایتگر بسیار زیادی نیز هست. مثال دیگر مغز رانندههای کامیون یا تاکسی است؛ آن قسمت از مغز که مربوط به نقشهیابی فضایی است، در این افراد رشد بیشتری داشته و دارای سلولهای حمایتگر بیشتری است. تحقیقات اخیر نشان میدهد افرادی که مهارتهای شغلی بالایی دارند، مثل مهندسین، معلمین و پزشکان دارای سیناپسهای مغزی بیشتری هستند. سیناپس (synapse) به محل اتصال و تماس دو نورون یا نورون با ماهیچه گفته میشود. هرچه فعالیت یک عضو ظریفتر باشد، سیناپسهای عصبی در آن عضو بیشتر خواهد بود. با استفاده از چند راه ساده ی زیر میتوانید توانایی سلولهای مغزی را تا سالهای زیادی حفظ کنید. 1- ورزش کنید دانشمندان یک موسسه تحقیقات بیولوژیکی دریافتند که در مغز موشهای بالغی که تحت برنامه ورزشی قرار گرفتهاند، تولید سلولهای مرکز حافظه (هیپوکامپ) افزایش داشته است. پس نتیجه میگیریم ورزشکاران (حتی غیرحرفهایها) خیلی باهوشتر از افرادی هستند که یک گوشه نشسته و در chat roomها وقت میگذرانند. از طرف دیگر ثابت شده است که انجام حرکات ورزشی دلخواه، چند برابر بیشتر از انجام یک سری حرکات ورزشی غیرمتنوع تأثیر خواهد داشت. پس سعی کنید از ورزش لذت ببرید، نه این که به صورت اجباری و اکراه آن را انجام دهید و اگر به یک رشته ورزشی علاقه دارید، دنبال آن را بگیرید. جهت تقویت پشت کار برای ادامه ورزش، داشتن یک دوست همپا بسیار مفید میباشد. 2- ذهن خود را ورزش دهید با استفاده از سلولهای خاکستری مغز و وادار کردن آنها به فعالیت در زمینههای مختلف، مغز را ورزش دهید. با راههای بسیار ساده میتوانید به رشد و ترمیم سلولهای عصبی و افزایش شاخه های سلول های عصبی (دندریت) کمک کنید. فکر کردن به چیزهای زیبا و مثبت یک راه است. استفاده از کلمات جدید و تجربه مزهها و بوهای جدید، تغییر مسیر هر روزه و رفتن از یک راه جدید، همه باعث میشود که اعمال شما در کورتکس مغز تجزیه و تحلیل شود. کورتکس عالیترین لایه مغز است که کارهایی را که نیاز به درک و تیزذهنی دارد انجام میدهد. اعمالی که برای ما بهصورت عادت در میآیند، از سطح کورتکس پایین آمده و در بصلالنخاع انجام میشوند. پس با تغییر عادت میتوانیم کورتکس خود را از بیفعالیتی خارج کرده و از آن کار بکشیم. پس، از عادتهای فیزیکی و روشهای روزمره ی خود فاصله بگیرید و به دنیای ناشناختهها و تجربیات جدید سلام کنید. 3- از غذاهای دریایی تناول کنید روغن اُمگا-3 که در گردو، دانهکتان و غذاهای دریایی به وفور وجود دارد، تقویت کننده قلب و مغز شناخته شده است. اُمگا-3 دارای خواص و اثرات مفید فراوانی در بدن انسان است. یکی از این فواید عبارت است از تسهیل جریان خون به مغز. تجربه نیز ثابت کرده است کسانی که موجودات دریایی قسمت عمده غذای آنها را تشکیل میدهد، کمتر در معرض سکته، فشارعصبی، کمبود تمرکز و حافظه هستند. به تازگی مکملهای غذایی زیادی مخصوص کودکان وارد بازار شده است که در ترکیبات آنها اُمگا-3 قرار دارد. برای دریافت اُمگا-3 ، مصرف سه وعده غذای دریایی مانند ماهی سالمون، ساردین، تن و ... در هفته توصیه میشود. به یاد داشته باشید که ماهیهای چرب آبهای سرد حاوی اُمگا-3 بیشتری میباشند. تخممرغ حاوی اُمگا-3 نیز میتواند تا حدودی تأمینکننده این ماده مهم برای بدن باشد. به تازگی در کشور انگلستان شیرهای حاوی اُمگا-3 نیز با نام « super milk » به بازار عرضه شده که مانند تخمهای حاوی اُمگا-3 ، برای کسانی که نمیتوانند از ماهی استفاده کنند، ارزشمند می باشد. مصرف غلات و حبوبات پخته را نیز فراموش نکنید. 4- مصرف چربی را به حداقل ممکن برسانید چربیها قادرند حواس ذهنی شما را کاهش دهند. پژوهشی در دانشگاه تورنتو نشان داد، مهارتهای ذهنی مانند حافظه، هوشیاری، تشخیص، فاصله و یادگیری قوانین، در موشهایی که رژیم غذایی با چربی 40 درصد داشته اند، فروکش کرده است. این علایم با مصرف چربیهای اشباع شده تشدید یافت. علت این امر عبارت است از: 1- مقدار چربی خون را بالا برده و جریان خود را کندتر میکند. بنابراین اکسیژن رسانی به اعضاء، خصوصاً مغز کاهش پیدا میکند. 2- افزایش چربی میتواند باعث کند شدن متابولیسم گلوکز که منبع عمده انرژی سلول و تنها منبع انرژی سلولهای مغزی است، شود. چربیهای اشباع در گوشت و مواد لبنی یافت میشوند. بنابراین بهتر است گوشت بدون چربی و مواد لبنی کم چرب استفاده کنید. از ماهی، حبوبات مانند لوبیا و عدس و بنشن و ... زیاد مصرف کنید. سعی کنید نیاز روزانه بدن به چربی را با خوردن روغن های گیاهی مانند: روغن زیتون، کانولا(گلزا)،آفتابگردان،سویا و دانههای روغنی مانند گردو و فندق تأمین کنید و تا حد امکان از مصرف روغنهای جامد و مواد غذایی سرخ شده به خصوص چیپس، پرهیز کنید. 5- از مصرف میوه و سبزی غافل نشوید سبزیجات برگ سبز تأمینکننده ویتامینe میباشند. افزایش مصرف این ویتامین از طریق غذا میتواند تأخیر در تحریک سلولهای عصبی را در افراد آلزایمری (فراموشی دوران پیری) بهبود دهد. همچنین مصرف میوهها و سبزیجات تازه، فلفل و مرکبات که غنی از ویتامین c هستند میتواند از آسیب رشته های عصبی جلوگیری کند. همچنین کمبود ویتامین b1 در بیماران دچار آلزایمر دیده شده است. بنابراین با مصرف سبزیجات و میوههای تازه، ویتامینها و املاح مورد نیاز بدن خود را تأمین کنید. 6- از مواد الکلی پرهیز کنید فردی که مرتباً از مشروبات الکلی استفاده میکند، حافظه، عکسالعمل و توانایی ذهنی کندی دارد. توانایی بدنی و ذهنی در این معتادان الکلی کم کم رو به انحطاط میرود مثلاً ضربه زدن، نشانهگیری هدف و... . مطالعات انجام شده روی موشها نشان داده است الکل و نوشیدنیهای الکلی از تولید سلولهای جدید مغزی در هیپوکامپ جلوگیری میکند. یعنی الکل نه تنها موجب کاهش توانایی سلولهای مغزی میشود، بلکه از ترمیم و رشد مجدد آنها نیز جلوگیری میکند.
  4. بهتر است از غذاهایی که ارزش غذایی ندارند پرهیز شود. غذاهایی که تنها باعث چاقی می شوند نه تنها حافظه را تقویت نمی کنند، بلکه کلسترول خون را نیز افزایش می دهند. به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، ۱۰ ماده غذایی وجود دارد که می تواند برای تقویت هوش شما و فرزندانتان بسیار مفید باشد. اسفناج: اسفناج به دلیل برخورداری از بافت های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می کند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگر استفاده می کنند، پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم های موجود در برگ هایش، سیناپس بین سلول ها را تسهیل می بخشد و هوش را تقویت می کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اسفناج همچنین برای مبتلایان به عارضه قلبی بسیار مفید است. اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز است. قهوه: قهوه از موادی مانند آنتی اکسیدان ها، آمینواسید، ویتامین و مینرال برخوردار است؛ بویژه اگر دانه های قهوه را دم کنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید است. کافئین قهوه در جهت تقویت حافظه مفید است. قهوه همچنین ضد آلزایمر است و با مصرف مداوم آن دچار آلزایمر نخواهید شد. غلات: غلاتی مانند سویا، لوبیا، نخود فرنگی و عدس از روغن بسیار مفیدی برخوردارند که در جهت تقویت حافظه لازم است. میوه و سبزیجات: میوه و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های بسیار مفیدی هستند. میوه و سبزیجات بسیار برای تقویت حافظه مفیدند. تخم مرغ: تخم مرغ ماده بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است؛ بویژه اینکه مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است. ماست: آیا می دانید یک پیاله ماست دارای امگا ۳ و دی اچ ای است. امگا ۳ و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است. اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند، تاثیر بسیاری بر روی رشد او دارد. انبه: این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که میوه چرب است و دارای بافت های چربی است اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع تر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است. سیب زمینی: محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند موادی مانند کربوهیدرات هایی که به وفور در سیب زمینی یافت می شود، باعث تقویت حافظه می شوند. ماهی: ماهی نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که باعث تقویت و رشد سریع تر سلول های مغز و در نتیجه باعث تقویت حافظه می شود. ماهی برای عارضه قلبی نیز مفید است. شکلات: شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می شود. البته بهتر است شکلات هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا حاوی شیر باشند.
  5. تنبيه بدني کودکان تاثيرات رواني بيشماري به همراه دارد؛ به طوري كه در جديدترين پژوهشهاي بعمل آمده در اين زمينه بر کاهش هوش کودک به دليل تنبيه بدني تاکيد شده است. پژوهشگران طي انجام آزمايشاتي در اين خصوص اطلاعات مربوط به سطح هوش 806 خردسال دو تا چهار ساله و 704 کودک 5 تا 9 ساله را ارزيابي کردند. زماني که ميزان هوش اين افراد در چهار سال بعد دوباره آزمايش شد افرادي که در گروههاي ياد شده مورد تنبيه بدني واقع نشده بودند پنج نمره بيشتر از ديگران که مورد تنبيه واقع شده بودند کسب کردند. پژوهشهاي انجام شده در اين خصوص نشان داد: تنبيه بدني ساختار مغز را تغيير ميدهد و پروسههاي عصبي خاصي را مختل ميکند. پژوهشگران تاکيد دارند: تنبيه بدني به کودک ميآموزد که که زدن ديگران راهي براي حل مسائل است اما اگر از ديگر روشها استفاده شود کودک مهارتهاي شناختي سطح بالا، خويشتن داري و تفکر منطقي را خواهدآموخت.
  6. irsalam

    هوش مصنوعی چیست ؟

    [align=justify]هوش مصنوعی چیست ؟ « هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشین ها یا برنامههای هوشمند است. » همانگونه كه از تعریف فوق-كه توسط یكی از بنیانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمیآید،حداقل به دو سؤال باید پاسخ داد: 1ـ هوشمندی چیست؟ 2ـ برنامههای هوشمند، چه نوعی از برنامهها هستند؟تعریف دیگری كه از هوش مصنوعی میتوان ارائه داد به قرار زیر است: « هوش مصنوعی، شاخهایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه میدهد.»و در نهایت تعریف سوم هوش مصنوعی از قرار زیر است: «هوش مصنوعی، مطالعه روشهایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.» به این ترتیب میتوان دید كه دو تعریف آخر كاملاً دو چیز را در تعریف نخست واضح كردهاند. 1ـ منظور از موجود یا ماشین هوشمند چیزی است شبیه انسان. 2ـ ابزار یا ماشینی كه قرار است محمل هوشمندی باشد یا به انسان شبیه شود، كامپیوتر است. هر دوی این نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آیا تنها این نكته كه هوشمندترین موجودی كه میشناسیم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهیم؟ حداقل این نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبههای ادراك انسان همچون دیدن و شنیدن كاملاً ضعیفتر از موجودات دیگر است. علاوه بر این، كامپیوترهای امروزی با روشهایی كاملاً مكانیكی(منطقی) توانستهاند در برخی جنبههای استدلال، فراتر از تواناییهای انسان عمل كنند. بدین ترتیب، آیا میتوان در همین نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی یا كنجكاوی دانشمندانه است و قابلیت تعمق مهندسی ندارد؟(زیرا اگر مهندسی، یافتن روشهای بهینه انجام امور باشد، به هیچ رو مشخص نیست كه انسان اعمال خویش را به گونهای بهینه انجام میدهد). به این نكته نیز باز خواهیم گشت. اما همین سؤال را میتوان از سویی دیگر نیز مطرح ساخت، چگونه میتوان یقین حاصل كرد كه كامپیوترهای امروزین، بهترین ابزارهای پیادهسازی هوشمندی هستند؟ رؤیای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی مسائل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد(كامپیوتر) به جز دسته ای خاص از مسائلقادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اینجاست كه این «تمامی مسائل» چیست؟ طبیعتاً چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطقدانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی یا محاسباتی بود. بدین ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فوننیومان سازنده اولین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالاً چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك! به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجهای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایهگذاری عظیمی برروی این ماشین انجام شده است كه به فرض این كه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهلالوصولترین و ارزانترین و عمومیترین انتخاب برای پیادهسازی هوشمندیست. بنابراین ظاهراً به نظر میرسد به جای سرمایهگذاری برای ساخت ماشینهای دیگر هوشمند، میتوان از كامپیوترهای موجود برای پیادهسازی برنامههای هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیادهسازی، كاملاً با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسمهای طبیعی ایجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی. در برابر تمامی استدلالات فوق می توان این نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبیعی تا بدان جایی كه ما سراغ داریم، تنها برمحمل طبیعی و با استفاده از روش های طبیعت ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا بدانجا پیش رفتهاند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپیوتر از سیلیكون استفاده می كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است. مهم تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملاً پیچیده مسئولیت انجام كلیه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورونهای شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. این مساُله هم اكنون كاملاً به صورت یك جنجال(debate) علمی در جریان است. در هر حال حتی اگر بپذیریم كه كامپیوتر در نهایت ماشین هوشمند مورد نظر ما نیست، مجبوریم برای شبیهسازی هر روش یا ماشین دیگری از آن سود بجوییم. تاریخ هوش مصنوعی هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را 1950 می دانند زمانی كه آلن تورینگ مقاله دورانساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ درآن مقاله یك روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد میكرد. این روش بیشتر به یك بازی شبیه بود. فرض كنید شما در یك سمت یك دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ باآن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتاً یك مكالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار میتواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی دیوار نه یك شخص بلكه (شما كاملاً از هویت شخص آن سوی دیوار بیخبرید) یك ماشین بوده كه پاسخ شما را میداده، آن ماشین یك ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت(یعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است. باید دقت كرد كه تورینگ به دو دلیل كاملاً مهم این نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول این كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صوت نكند و دوم این كه بر جهت دیگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبیعی تاكید كند. در هر حال هر چند تاكنون تلاشهای متعددی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و یا AIML (زبانی برای نوشتن برنامههایی كه قادر به chat كردن اتوماتیك باشند) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است. همانگونه كه مشخص است، این تست نیز كماكان دو پیش فرض اساسی را در بردارد: 1ـ نمونه كامل هوشمندی انسان است. 2ـ مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درك زبان طبیعی است. درباره نكته اول به تفصیل تا بدین جا سخن گفته ایم؛ اما نكته دوم نیز به خودی خود باید مورد بررسی قرارگیرد. این كه توانایی درك زبان نشانه هوشمندی است تاریخی به قدمت تاریخ فلسفه دارد. از نخستین روزهایی كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیتهای شناختی قرار داشته است. از یونانیان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقیقت یكجا به كار میبردند تا فیلسوفان امروزین كه یا زبان را خانه وجود میدانند، یا آن را ریشه مسائل فلسفی میخوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات حفظ كرده است. با این ملاحظات میتوان درك كرد كه چرا آلن تورینگ تنها گذر از این تست متظاهرانه زبانی را شرط دستیابی به هوشمندی میداند. تست تورینگ اندكی كمتر از نیمقرن هوش مصنوعی را تحت تاُثیر قرار داد اما شاید تنها در اواخر قرن گذشته بود كه این مسئله بیش از هر زمان دیگری آشكار شد كه متخصصین هوش مصنوعی به جای حل این مسئله باشكوه ابتدا باید مسائل كماهمیتتری همچون درك تصویر (بینایی ماشین) درك صوت و… را حل كنند.به این ترتیب با به محاق رفتن آن هدف اولیه، اینك گرایشهای جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شدهاند. در سالهای آغازین AI تمركز كاملاً برروی توسعه سیستمهایی بود كه بتوانند فعالیتهای هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنین فعالیتهایی را در زمینههای كاملاً خاصی مانند بازیهای فكری، انجام فعالیتهای تخصصی حرفهای، درك زبان طبیعی، و…. میدانستند طبیعتاً به چنین زمینههایی بیشتر پرداخته شد. در زمینه توسعه بازیها، تا حدی به بازی شطرنج پرداخته شد كه غالباً عدهای هوش مصنوعی را با شطرنج همزمان به خاطر میآورند. مككارتی كه پیشتر اشاره شد، از بنیانگذاران هوش مصنوعی است این روند را آنقدر اغراقآمیز میداند كه میگوید: «محدود كردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند این است كه علم ژنتیك را از زمان داروین تا كنون تنها محدود به پرورش لوبیا كنیم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان در طی دهههای نخست را میتوان توسعه تعداد بسیار زیادی سیستمهای خبره در زمینههای مختلف مانند پزشكی عمومی، اورژانس، دندانپزشكی، تعمیرات ماشین،….. توسعه بازیهای هوشمند، ایجاد مدلهای شناختی ذهن انسان، توسعه سیستمهای یادگیری،…. دانست. دستاوردی كه به نظر میرسد برای علمی با كمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول به نظر میرسد. افقهای هوش مصنوعی در 1943،Mcclutch (روانشناس، فیلسوف و شاعر) و Pitts (ریاضیدان) طی مقالهای، دیدههای آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسی عصبی را تركیب كردند. ایده اصلی آن مقاله چگونگی انجام اعمال منطقی به وسیله اجزای ساده شبكه عصبی بود. اجزای بسیار ساده (نورونها) این شبكه فقط از این طریق سیگنال های تحریك (exitory) و توقیف (inhibitory) با هم درتماس بودند. این همان چیزی بود كه بعدها دانشمندان كامپیوتر آن را مدارهای (And) و (OR) نامیدند و طراحی اولین كامپیوتر در 1947 توسط فون نیومان عمیقاً از آن الهام میگرفت. امروز پس از گذشته نیمقرن از كار Mcclutch و Pitts شاید بتوان گفت كه این كار الهام بخش گرایشی كاملاً پویا و نوین در هوش مصنوعی است. پیوندگرایی (Connectionism) هوشمندی را تنها حاصل كار موازی و همزمان و در عین حال تعامل تعداد بسیار زیادی اجزای كاملاً ساده به هم مرتبط میداند. شبكههای عصبی كه از مدل شبكه عصبی ذهن انسان الهام گرفتهاند امروزه دارای كاربردهای كاملاً علمی و گسترده تكنولوژیك شدهاند و كاربرد آن در زمینههای متنوعی مانند سیستمهای كنترلی، رباتیك، تشخیص متون، پردازش تصویر،… مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه بر این كار بر روی توسعه سیستمهای هوشمند با الهام از طبیعت (هوشمندیهای ـ غیر از هوشمندی انسان) اكنون از زمینههای كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعی است. الگوریتم ژنیتك كه با استفاده از ایده تكامل داروینی و انتخاب طبیعی پیشنهاد شده روش بسیار خوبی برای یافتن پاسخ به مسائل بهینه سازیست. به همین ترتیب روشهای دیگری نیز مانند استراتژیهای تكاملی نیز (Evolutionary Algorithms) در این زمینه پیشنهاد شده اند. دراین زمینه هر گوشهای از سازو كار طبیعت كه پاسخ بهینهای را برای مسائل یافته است مورد پژوهش قرار میگیرد. زمینههایی چون سیستم امنیتی بدن انسان (Immun System) كه در آن بیشمار الگوی ویروسهای مهاجم به صورتی هوشمندانه ذخیره میشوند و یا روش پیدا كردن كوتاهترین راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگی بیانگر گوشههایی از هوشمندی بیولوژیك هستند. گرایش دیگر هوش مصنوعی بیشتر بر مدل سازی اعمال شناختی تاُكید دارد (مدل سازی نمادین یا سمبولیك) این گرایش چندان خود را به قابلیت تعمق بیولوژیك سیستمهای ارائه شده مقید نمیكند. CASE-BASED REASONING یكی از گرایشهای فعال در این شاخه میباشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط یك پزشك هنگام تشخیص یك بیماری كاملاً شبیه به CBR است به این ترتیب كه پزشك در ذهن خود تعداد بسیار زیادی از شواهد بیماریهای شناخته شده را دارد و تنها باید مشاهدات خود را با نمونههای موجود در ذهن خویش تطبیق داده، شبیهترین نمونه را به عنوان بیماری بیابد. به این ترتیب مشخصات، نیازمندیها و تواناییهای CBR به عنوان یك چارچوب كلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرارگرفته است. البته هنگامی كه از گرایشهای آینده سخن میگوییم، هرگز نباید از گرایشهای تركیبی غفلت كنیم. گرایشهایی كه خود را به حركت در چارچوب شناختی یا بیولوژیك یا منطقی محدود نكرده و به تركیبی از آنها میاندیشند. شاید بتوان پیشبینی كرد كه چنین گرایشهایی فرا ساختارهای (Meta –Structure) روانی را براساس عناصر ساده بیولوژیك بنا خواهند كرد [/align]
  7. هوش هیجانی و ارتباطات اثر بخش چیست ؟ دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا تبیین میکند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمرههای IQ بسیار بالا تری دارند.ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند . با خواندن این مقاله به اهمیت هوش هیجانی و نحوه تائیر آن در ارتباطاتات با افراد و مدیران خود پی می برید . پیشینه: ارسطو میگوید:"عصبانی شدن آسان است – همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!" دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا تبیین میکند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمرههای IQ بسیار بالا تری دارند.ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.وقتی نود و پنج دانشجوی دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۴۰ را- یعنی دورانی که دانشجویان دانشگاه های شرق آمریکا را افرادی با بهره های هوشی متنوع تر از امروز تشکیل می دادند-تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، چنین دیدند که افرادی که بالاترین نمره های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی بهره وری و موفقیت شغلی از همدوره ایهای ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنان حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی با رضایت از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیتی برتر نداشتند[1] با ظهور عصر اطلاعات و ارتقاء ارزش مندی ارتباطات انسانی و هم چنین بروز موقعیتهای استراتژیک سازمانی، نظریه هوش عاطفی رشد چشم گیری یافته و از مباحث پرطرفدار سازمانی شدهاست. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گستردهای از مهارتها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارتهای درون فردی و بین فردی اطلاق میگردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانشهای پیشین، چون بهره هوشی و مهارتهای فنی یا حرفهای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شدهاست به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیدهاست. اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نامهای جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، میتوانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند. دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمامی تواناییهای فردی را تحت الشعاع قرار میدهد. [2][3] منظور از هوش هیجانی چیست ؟ بنا بر تعریف ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد ، هوش عاطفی یا هوش هیجانی ، شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود است . به عبارت دیگر ، شخصی که هوش هیجانی بالاتری دارد سه موله هیجان ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند که عبارتند از مولفه شناختی ، مولفه فیزیولوژی و مولفه رفتاری . به طور خلاصه هوش هیجانی یعنی : داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از این هیجانات به نحو مناسب ، برای برقراری ارتباط بهتر با خود و دیگران. [4] از این سخنان این طور بر می آید که : هوش هیجانی به معنی ملایمت نیست بلكه به هوشمند بودن نسبت به احساسات گفته می شود كه در واقع روشی متفاوت برای با ذكاوت بودن است. در حقیقت توانایی شما برای اكتساب و بكارگیری دانش به دست آمده از احساسات خودتان و احساسات دیگران به منظور دستیابی به موفقیت بیشتر و بهره مندی از زندگی كامل تر عملكرد هوش هیجانی است. [5] اما اهمیت هوش هیجانی در چیست ؟ طبق تحقیقاتی که در مورد هوش هیجانی صورت گرفته است مشخص شده که هوش هیجانی 80 درصد در موفقیت افراد در مراحل زندگی نقش داشته و تنها 20 درصد باقی مربوط به ضریب هوش آنها بوده است . شخصی که هوش هیجانی بالاتری نسبت به شخصی که ضریب هوشی بالایی دارد ، موفق تر خواهد بود زیرا می داند با تیپ های شخصیتی چگونه بر خورد کند و خود را با آنها و احساسات آنها منعطف سازد . برخی از تائیرات مثبت هوش هیجانی را در زیر بررسی خواهیم کرد : تاثیر مثبت بر حرفه و تجارت [6] مشخص شده توانایی های هوش هیجانی در موفقیت افراد و سازمان ها حائز اهمیت است. گسترش و استفاده از مهارت های هوش هیجانی توانایی های مهمی را ارائه می دهند كه بر بسیاری از موضوعات و موقعیت های شغلی كه برای موفقیت افراد و سازمان ها مهم است، تاثیر می گذارد. بارآوری شخصی: مهارت های هوش هیجانی به افراد اجازه می دهد تحت شرایط سخت، بهتر فكر كنند و از هدر رفتن زمان به واسطه احساساتی هم چون خشم، اضطراب و ترس جلوگیری نمایند. پرورش رهبران: هوش هیجانی تا بیش از 85 درصد در تبدیل مجریان برجسته به رهبرانی بزرگ نقش دارد. موفقیت شغلی: هوش هیجانی به عنوان شاخص عملكرد برجسته و عالی، دو برابر مهارت های تكنیكی و شناختی اهمیت دارد. عملكرد گروهی: افرادی با مهارت های هوش هیجانی بالا بهتر با دیگران كنار می آیند و اجازه نمی دهند اضطراب ها و پریشانی آن ها را از حل موفقیت آمیز مشكلات بازدارد. انگیزش / قدرت بخشی: ایجاد مهارت های هوش هیجانی درك میان افراد را افزایش می دهد كه این امر از به هدر رفتن زمان برای بحث و جدل جلوگیری می كند. افراد و مراجعین مشكل آفرین: كسانی كه از مهارت های بالای هوش هیجانی برخوردارند با هر كس كه برخورد می كنند تاثیر مثبت بر او می گذارند. آن ها الگوی عملكرد مالی هستند. رضایت مراجعه كننده: خدمات دهی عالی به توجه صادقانه بستگی دارد. افراد دارای مهارت هوش هیجانی بالا مراقب رفتار خود هستند و نسبت به دیگران توجه خالصانه و قلبی خود را افزایش می دهند. خلاقیت و نوآوری: افرادی با مهارت های هوش هیجانی بالا به سرعت و به سادگی ذهن خود را آرام و شفاف می سازند و به این ترتیب راه را برای بصیرت و بینش درونی و ایده های خلاق به روی خود می گشایند. مدیریت زمان: افراد برخوردار از مهارت های هوش هیجانی، با نگرانی، بحث و جدل و پیش بینی های خود وقت را هدر نمی دهند. آن ها عملكرد پربار را انتخاب می كنند. استعداد ذاتی: مدیرانی با مهارت های هوش هیجانی بالا، بهترین و باكفایت ترین مدیران هستند و افراد مایلند برای این روسای مهربان با استعداد كار كنند. تعادل كار/ زندگی: بارآوری شخصی پیشرفته و عملكرد پرسنلی بهبود یافته به این معنی است كه افراد می توانند در یك زمان قابل قبول و منطقی دست از كار بكشند. كاهش استرس: افرادی با مهارت های هوش هیجانی قوی، به سادگی احساساتی چون اضطراب، پریشانی و ترس را كه باعث استرس های موجود در كار روزمره می شوند را كنترل می كنند. در نتیجه هوش هیجانی بالا می تواند در سازمان ها و شرکت ها و سایر جاهایی که مستلزم کار گروهی هستند بسیار مفید باشند ، زیرا که باعث شفاف تر شدن ارتباطات و خلاقیت و کم شدن میزان نارضایتی مشتریان می شوند . همچنین نکته مثبتی که در مورد خود فرد می توان اشاره کرد ، بالا رفتن اعتماد به نفس است که خود کلید موفقیت می باشد . بحث پایانی: بسیاری از افراد این سوال برایشان پیش می آید که آیا می توان هوش هیجانی شان را افزایش دهند تا ارتباطات موثری داشته باشند ؟ خوش بختانه جواب این سوال مثبت است و انسان می تواند با تمرین های مستمر و پایدار ، هوش هیجانی خود را افزایش دهد و ارتباطات اثر بخشی با افراد داشته باشد . چه بسا بسیاری از فرصت های شغلی که به دلیل عدم علم به این موضوع از بین می روند .پس با یادگیری و ممارست در هر مرحله ای از زندگی می توانید هوش عاطفی خود را افزایش دهید و به موفقیت های بیشتری دست یابید . منابع و مأخد : [1] هوش هیجانی، نویسنده:دانیل گلمن، مترجم:نسرین پارسا، ص 63 [2] هوش هیجانی و مدیریت در سازمان(مبانی نظری، شیوههای آموزش و ابزارهای سنجش)]، سبحانی نژاد، مهدی و یوزباشی، علیرضا(۱۳۸۷). هوش هیجانی و مدیریت در سازمان(مبانی نظری، شیوههای آموزش و ابزارهای سنجش)، تهران: انتشارات یسطرون. [3] هوش هیجانی، دکتر تراویس برادبری، ترجمه مهدی گنجی، ویراستار: دکتر حمزه گنجی، نشر ساوالان، تهران، ۱۳۸۴. [4] اهمیت هوش هیجانی و اهمیت آن در فرزند پروری سایت پزشکان بدون مرز [5] [6] هوش هیجانی و اهمیت آن در زندگی وب سایت تبیان استان اردبیل :: صفحه نخست منبع : www.msi-co.ir
  8. Captain_K2

    جدول و هوش

    جدول و هوش محققان می گویند حل كردن جدول كلمات متقاطع روشی استثنایی و كار آمد برای جوان نگه داشتن مغز است.می پرسید چطور مغزمان را ورزش بدهیم؟ با حل كردن جدول! این سرگرمی برای سلامت شما هم مفید است. به تازگی محققان متوجه شدهاند كه جدول حل كردن علاوه بر سرگرمی و تفریح فواید دیگری هم دارد. شما هم که تصمیم گرفتهاید در سال جدید با ورزش، اندام خود را متناسب كنید؟ چرا همین برنامه را برای مغزتان انتخاب نمی كنید؟! مغز و فكر شما هم به اندازه عضلاتتان برای رسیدن به سلامت نیاز به ورزش دارد. دكتر فتوحی، رئیس مؤسسه سلامت حافظه، مغز و نخاع در بالتیمور آمریكا این كار را نوعی ورزش برای مغز معرفی كردهاست. به این ترتیب كسانی كه علاقه دارند ذهن خود را هم مانند بدنشان ورزیده كنند، لازم است این ورزش مغز " یعنی جدول حل كردن" را شروع كنند. البته این تنها خاصیت جدول حل كردن نیست! اگر باور نمی كنید، بخوانید. می گویند جدول كلمات متقاطع، مشهورترین و گستردهترین بازی در جهان است، اگر چه تاریخچه كوتاهی دارد. اولین جدولها در قرن 19 در انگلستان متولد شدند. این جدولها در نوع خود بسیار ابتدایی بوده و از مربعهای كلمات ساخته شده بودند. به طوری كه گروهی از كلمات طوری كنار هم قرار داده شده بودند كه در جهت عمودی و افقی به یك شكل خوانده می شدند. این جدولها در مجلات دورهای و كتابهای معمای كودكان چاپ می شد. با این حال در آمریكا جدول حل كردن به یكی از جدیترین سرگرمیهای بزرگسالان تبدیل شد. بد نیست بدانید اولین جدول كلمات متقاطع منتشر شده بوسیله یك روزنامه نگار به نام "آرتورواین" اهل لیورپول طراحی و ساخته شد كه بهعنوان مبتكر بازیهای مشهور جهان شناخته شده است. 21 دسامبر 1913 تاریخ چاپ این جدول در روزنامهای به نام دنیای نیویورك است. ورزشی برای مغز اگر اهل نرمش و ورزش باشید، می دانید كه هر عضلهای كه در تمرینها بیشتر به كار گرفته شود، قویتر و بزرگتر می شود. مغز نیز همین طور است یعنی هر چه شما مغزتان را بیشتر ورزش دهید این عضو مهم بدن شما گستردهتر و قویتر خواهد شد. پس مغز هم مانند سایر اعضای بدن به وزرش و تحرك احتیاج دارد كه طبق نتایج مطالعات دكتر فتوحی حل كردن جدول می تواند این هدف را تأمین كند. دكتر مجید فتوحی كه كتابی به نام درمان حافظه نوشته است، هم اكنون عضو هیأت علمی دانشكده پزشكی هاروارد در رشته نورولوژی و مشاور نورولوژی در مركز تحقیقات بیماری آلزایمر در بیمارستان جان هاپیكنز بوده و همچنین عضو آكادمی نورولوژی آمریكا، انجمن پزشكی آمریكا، سازمان بینالمللی تحقیقات مغزی، انجمن پزشكی ماساچوست و انجمن علوم اعصاب نیزهست. می خواهم به یاد آورم! اگر شما هم می ترسید كه بزرگترین دارایی خود یعنی حافظه تان را از دست بدهید و در جست وجوی راهی برای تقویت آن هستید، جدول حل كنید. به طور طبیعی با افزایش سن و پیر شدن ، توانایی ما برای به یاد آوردن و به خاطر سپردن كمتر و كمتر می شود. اما در هر سنی می توان این روند را كند كرد یا جلوی آن را گرفت. لابد از خودتان می پرسید مگراین حافظه به چه درد می خورد؟! بهتر است بدانید تمام كارهایی كه انجام می دهید وابسته به همین حافظه است، از مسواك زدن دندانهایتان تا لذت بردن از شامی كه با خانواده می خورید. حافظه یكی از اجزای ضروری زندگی شماست و با از دست رفتن آن كه ممكن است از نشانههای آلزایمر هم باشد،زندگی شما مختل خواهد شد. مثلاً همین برگشتن به خانه، كه ممكن است خیلی پیش پا افتاده به نظر برسد، بدون به خاطر سپردن آدرس محل زندگی ممكن نیست. علاوه بر این حافظه، انعكاسی از زندگی شماست. اولین دیدار با همسر، در آغوش گرفتن فرزندتان برای اولین بار پس از تولد، دوستان و همكلاسیهای شما در دوران تحصیل همه و همه بهانههایی هستند كه نخواهید این نعمت خدا را از دست بدهید. جوان بمانید! تحقیقات نشان داده است كه فعالیت مغز در سنین میانسالی و حتی قبل از آن می تواند در آینده به فرد كمك كند تا دچار آلزایمر( كه شایعترین شكل دمانس یا زوال عقل است ) نشود. البته این تنها عامل مؤثر در ایجاد بیماری نیست و تغذیه، فعالیت بدنی ، ژنتیك و خیلی چیزهای دیگر در این مسئله نقش دارند. بعد از 20 سالگی با افزایش سن بیش از 200 میلیارد سلول عصبی تحلیل رفته و می میرند. تحلیل قوای شناختی كه از عوارض این مرگ سلولی است، ابتدا ضعف حافظه و قدرت شنیدن خود را نشان می دهد. البته نگران نشوید، این روند تا حدی قابل پیشگیری است. محققانی از انجمن ملی علوم معتقدند كسانی كه در فعالیتهای چالش برانگیز مغز( مانند جدول كلمات متقاطع، شطرنج و كتاب خواندن و سفر) به عنوان یك سرگرمی و تفریح شركت می كنند، می توانند باعث كندی روند پیری در مغز خود شوند. همچنین بررسی 20 ساله پزشكان در كالج پزشكی آلبرت انیشتین در نیویورك نشان داده است كسانی كه 4 روز در هفته جدول كلمات متقاطع حل می كنند، 47 درصد كمتر از كسانی كه یك روز در هفته این كار را می كنند درمعرض خطر دمانس(زوال عقل) هستند. دكتر رابرت فریدلند، پروفسور عصب شناسی از دانشگاه "كیس وسترن ریزرو" در كلیولند در این باره می گوید: كسانی كه از 20 تا 60 سالگی بیشتر از مغز خود كار می كشند كمتر دچار آلزایمر می شوند. در این افراد فعالیتهای دوبارهسازی(مانند حل كردن جدول) به اندازه فعالیتهای آموزشی(مانند شركت در یك كلاس برای یادگیری یك مهارت تازه) مؤثرند. بد نیست بدانید این محققان معتقدند هیچ وقت برای شروع چنین فعالیتی دیر نیست. مسائل زندگی را حل كنید! كسانی كه اهل جدول حل كردن باشند می دانند كه چقدر این كاربه آنها احساس آرامش می دهد. برای افرادی كه در زندگی روزمره خود با مشكلات زیادی روبه رو هستند، سریعترین راه برای خلاصی از افكار آزار دهنده، همین جدول حل كردن است. ویل شورتز، مصحح جدول نیویورك تایمز معتقد است در حل مسئله ما بهترین كاری را كه می توانیم، انجام می دهیم و سپس به مشكل بعدی می رسیم و این دقیقا همان كاری است كه در حل كردن جدول یاد می گیریم. یعنی دیدن مسئله از اول تا آخر! و وقتی آخرین مربع خالی را با حرف صحیح پر می كنیم، می دانیم كه راه حل نهایی را برای همه مشكلات یافتهایم. به همین علت احساس رضایت فوق العادهای به ما دست می دهد، حتی اگر ابتدا نتوانسته باشیم مربعهای خالی را به ترتیب پر كنیم. راه جدید آموزش! جدول نه تنها برای حل مشكلات روزمره مفید است بلكه به آموزش موضوعات خاص هم كمك می كند. ماری جو فرچ از دانشگاه ماریون ایالت اوهایو معتقد است، جدول علاوه بر جلب رضایت فرد بار آموزشی هم برای او دارد. جالب است بدانید او اغلب در كلاس درس برای سنجش یادگیری دانشجویانش، امتحان را به شكل حل جدول برگزار می كند و معتقد است این روش( بهعلت همراهی سرگرمی با آموزش) می تواند در یادگیری دانشجویان مؤثرتر از سایر روشها باشد. خوشبختانه همان طور كه بزرگسالان با حل جدول به دانش خود اضافه می كنند، بچه مدرسهایها هم می توانند از حل جدول برای یادگیری استفاده كنند و حتی می توان این كار را به صورت خانوادگی و دسته جمعی انجام داد. خبرنگاران هم جدول حل كنند! جالب است بدانید حل كردن جدول برای آموزش و تقویت مهارت روزنامه نگاری و گزارشگری هم مفید است! یكی از ویراستاران واشنگتن پست به گفته همكارش همیشه در حال جدول حل كردن است. این كار می تواند توانایی او را برای بازی با كلمات افزایش دهد. با تمرین متفاوت نگاه كردن به كلمات و معنی آنها، قدرت متفاوت دیدن ومتفاوت فكر كردن (دو مهارت مهم در نویسندگی) هم به دست می آید. وقتی خبرنگاران متفاوت ببینند و متفاوت فكر كنند، حرفهای تازهای هم برای گفتن خواهند داشت و برای سؤالهای موجود پاسخهای جدیدی كشف خواهند كرد.
  9. Captain_K2

    عوامل افزایش هوش کودک

    هوش کودک به عوامل مختلفی بستگی دارد، تغذیه دوران جنینی یکی از آن هاست. در ضمن وقتی شما غذایی را می خورید، با این که آن را بالا می آورید مقداری از مواد مغذی آن جذب بدن می شود، این طور نیست که انگار هیچ چیزی نخورده اید. تغذیه با شیر مادر، دادن قطره آهن بعد از 4 تا 6 ماهگی به نوزاد ، بازی کردن با او و ... همگی بر روی هوش کودک تاثیرگزار است. خیلی از زنان در بارداری ویار دارند و بعدا هم کودکان سالم و باهوشی را به دنیا می آورند. معمولا این حالات بعد از 4 ماهگی از بین می رود و شما می توانید جبران نمایید. مهم ترین کار رعایت هرم دوران بارداری است: هرم غذایی در دوران بارداری مصرف غذای سالم و پرهیز از غذاهای ناسالم، یکی از مهم ترین مسائل در تغذیه مادران باردار می باشد، زیرا که جنین از غذاهای مادر استفاده می کند. پس در این دوران هر چه مادر غذاهای سالم مصرف کند، موجب رشد کامل جنین می گردد. در زیر غذاهای مفید در این دوران و مقدار مورد نیاز تعریف شده است: غلات غلات منبع غنی کربوهیدرات و یکی از منابع انرژی بدن می باشند. همچنین غلات دارای فیبر، آهن، ویتامین b، عناصر معدنی و پروتئین هستند. غلات غنی شده نیز(مانند ماکارونی غنی شده و برشتوک صبحانه) منبع خوب اسید فولیک می باشد. 6 تا 9 واحد را به غلات اختصاص دهید. هر واحد غلات شامل: * نیم تا یک لیوان سریال یا غلات صبحانه آماده * نیم لیوان برنج یا ماکارونی پخته شده * 1 برش نان * 6 عدد بیسکویت (بهتر است با آرد گندم درست شده باشد) میوه ها و سبزیجات میوه ها و سبزیجات محتوی ویتامین و املاح لازم برای بدن می باشند. فیبر درون آنها به هضم مواد غذایی کمک می کند. ویتامین c در بسیاری از میوه جات و سبزیجات یافت می شود که به جذب آهن کمک می کند و همچنین باعث سلامت بافت های بدن مادر و جنین می گردد. سبزیجات برگ سبز حاوی ویتامین a ، آهن و فولات می باشند. گروه سبزیجات ( تازه، یخ زده، کنسرو و خشک شده) هویج، سیب زمینی شیرین، اسفناج، کدو، نارنج، کلم، شلغم، چغندر ، گوجه فرنگی ، فلفل. گروه میوه جات ( تازه، یخ زده، کنسرو و خشک شده) طالبی و گرمک، انبه، موز، آلو، پرتقال ، زردآلو ، گریپ فروت، آواکادو. 3 تا 4 واحد را به میوه ها و 4 واحد یا بیشتر را به سبزیجات اختصاص دهید. هر واحد شامل: * 1 عدد میوه * نصف لیوان میوه تازه، کنسرو شده و یخ زده * یک چهارم لیوان میوه خشک شده * 1 لیوان سبزیجات تازه * نیم تا یک لیوان سبزیجات پخته شده * نیم لیوان آب میوه یا سبزی * 1 عدد کوچک سیب زمینی پخته شده گوشت قرمز، مرغ، ماهی، تخم مرغ و لوبیا غذاهای این گروه دارای مقدار زیادی پروتئین، ویتامین b و آهن می باشند. پروتئین برای رشد جنین به خصوص در سه ماهه دوم و سوم بارداری لازم و ضروری می باشد. منابع بسیار خوب پروتئین: گوشت قرمز بدون چربی، مرغ، ماهی، تن ماهی و تخم مرغ هستند. دیگر منابع آن حبوبات پخته (مانند نخود، سویا، لوبیای سفید و قرمز، عدس و نخود فرنگی) و آجیل و دانه ها (مانند تخمه آفتاب گردان، بادام، فندوق، بادام زمینی و کره بادام زمینی) می باشند. از این گروه 2 واحد یا بیشتر استفاده کنید. هر واحد شامل: * 84-60 گرم گوشت قرمز بدون چربی، مرغ و ماهی * نصف لیوان لوبیای پخته شده * 1 عدد تخم مرغ * یک سوم لیوان آجیل * 2 قاشق غذاخوری کره بادام زمینی در طی دوران بارداری به علت تغییر در سوخت و ساز بدن و گردش خون، ممکن است خطر مسمومیت های غذایی زیاد شود. این مسمومیت بر جنین نیز اثر می گذارد. برای جلوگیری از این مسمومیت، گوشت و مرغ را کاملا بپزید و از مصرف برگرها و سوسیس هایی که کاملا پخته نشده، پرهیز کنید. غذا مقدار مصرف مقدار پروتئین مرغ 84 گرم سینه 27.57 گرم ماهی 84 گرم سالمون 21.62 گرم پنیر 1 لیوان 28 گرم شیر 1 لیوان 8.26 گرم کره بادام زمینی 2 قاشق غذاخوری 8.03 گرم تخم مرغ 1 عدد پخته 6.29 گرم غذاهای دریایی این غذاها منبع غنی از پروتئین، آهن و همین طور اسیدهای چرب امگا 3 می باشند. غذاهای دریایی برای رشد مغز جنین بسیار مفید هستند. محققان انگلیسی به این نتیجه رسیده اند، مادرانی که غذاهای دریایی مصرف نمی کنند، بعدها کودکشان توانایی کمتری در صحبت کردن دارد و دچار مشکلاتی در رفتار و ... خواهد شد. البته همیشه باید مواد غذایی را(هر چند مفید باشد) در حد متعادل مصرف کرد. لذا مصرف زیاد غذاهای دریایی نیز می تواند بر روی سیستم اعصاب جنین اثر بدی داشته باشد، زیرا برخی از ماهی ها و سخت پوستان آبزی، دارای مقداری جیوه می باشند. یکی از این ماهی ها، کوسه ماهی می باشد. جیوه باعث نقایص مادرزادی می شود. اما غذاهای دریایی که دارای مقدار کمتری جیوه می باشند، عبارتند از: میگو، ماهی سالمون و ماهی تن(ماهی تن بهتر است به مقدار 168 گرم مصرف شود.) fda( انجمن غذا و دارو ) پیشنهاد کرده است مادران باردار می توانند هفته ای 335 گرم ماهی مصرف کنند. برای جلوگیری از ورود باکتری یا ویروس به بدن، باید از خوردن ماهی خام پرهیز کنید و همچنین ماهی دودی را بسیار کم مصرف کنید. روغن ماهی دریافت روغن ماهی توسط مادر باردار، برای هماهنگی و عملکرد صحیح چشم کودک بسیار مهم است. گروه لبنیات مادران باردار و جنین برای محکم شدن استخوان ها و دندان ها به کلسیم نیاز دارند. همچنین کلسیم به شکل گیری صحیح عضلات و سیستم عصبی کمک می کند. لازم به ذکر است، اگر کلسیم به مقدار کافی در بدن مادر موجود نباشد، جنین کلسیم مورد نیاز خود را از استخوان های مادر بر می دارد. منابع کلسیم: لبنیات، کلم پیچ، دانه ها، سالمون قوطی شده، ساردین، دانه های خردل، بروکلی، انجیر، آب تره فرنگی، جوی دو سر، آلو بخارا، مارچوبه، دانه کنجد، دانه سویا و جعفری. 4 واحد یا بیشتر از این محصولات مصرف کنید. هر واحد شامل: * 1 لیوان شیر بدون چربی * 1 لیوان ماست * 56 گرم پنیر غذا مقدار مصرف مقدار کلسیم ماست 5/1 لیوان 415 میلی گرم شیر 1 لیوان 306 میلی گرم پنیر 42 گرم 275 میلی گرم آب پرتقال دو سوم لیوان 260-200 میلی گرم سالمون 84 گرم 181 میلی گرم اسفناج نصف لیوان پخته شده 120 میلی گرم غلات آماده صبحانه 1 لیوان 1000-100 میلی گرم کلسیم موجود در محصولات لبنی و شیر سویا به استخوان سازی در جنین کمک می کند. لبنیات همچنین دارای ویتامین های a، d و پروتئین می باشند. لبنیات یکی از غذاهایی است که حتما باید در برنامه غذایی زنان باردار موجود باشد. باید توجه کنید که محصولات لبنی غیر پاستوریزه را مصرف نکنید. بعضی از پنیرها با وجودی که پاستوریزه هستند، توصیه می شود که خانم های باردار مصرف نکنند، مانند: پنیر فتا.
  10. amid

    ميوه هاي افزايش دهنده هوش و حافظه

    به منظور تقویت حافظه و ارتقاء هوش باید نکاتی را رعایت کنیم که در جنبههای مختلف میتواند منجر به تقویت حافظه و هوش شود. نوع تغذیه از جمله نکات مهمی است که باید به آن توجه نمود. در زیر به نکاتی اشاره میکنیم که توجه به آنها نقش به سزایی در تقویت حافظه دارد. میوههایی که هوش و حافظه ی مغز را افزایش میدهند، شامل موارد زیر است: سیب: سیب یکی از بهترین میوههای معجزه آسا است، که هم خاصیت خنثی کردن سم را دارد و هم قدرت غذایی. به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل میکند و برای معالجهی مرض چاقی بسیار مفید است. به علت داشتن فسفر ، تقویتکننده اعصاب و مغز است. سیب به علت دارا بودن ویتامینهای A ، B و C و املاح سودمندی مانند کلسیم ، فسفر، منیزیم ، آهن، پتاسیم و سدیم برای همهی سنین به خصوص بچهها مفید میباشد. سیب با خستگی ، فشار ذهنی و کمبود مواد معدنی مبارزه میکند. تقویتکنندهی اعصاب و عضلات و دشمن سرسخت بوی بد دهان و آرامش دهندهی قلب است. بوییدن و خوردن سیب موجب نشاط، شادی، تقویت حافظه و سلسلهی اعصاب میگردد.سیب قرمز بیشتر از سیب سفید مفید است؛ البته به شرطی که تازه باشد. انگور: انگور دارای پتاسیم است که موجب احساس شادی میشود. از طرف دیگر حاوی فسفات زیادی است که غذای مغز و سلسلهی اعصاب میباشد و همچنین باعث ازدیاد هوش و حافظه میگردد. انگور به علت داشتن منگنز، عامل رشد نیز محسوب میشود، چهره را روشن میکند و غذای مناسبی برای سلسلهی اعصاب به شمار میرود. این میوهی خوشمزه باعث تقویت نیروی عضلانی میگردد. انگور، جوانی دوباره ای به فرد میبخشد، ذهن را فعال و عضلات را قوی میسازد. خواص رادیو اکتیو دارد و از سقط جنین جلوگیری میکند. انار: خوردن انار، معده را دباغی کرده و ذهن آدمی را نیرو میبخشد و موجب تقویت حافظه میگردد. چون انار قادر است معده و رودهها را پاک کند، لذا جدار روده را برای دفاع و دور نمودن ویروسها آماده میسازد. بنابراین سموم به خون و قلب نمیریزد و قلب رونق و حیات تازهای مییابد و به این طریق سلولهای کبد را فعال میکند. همچنین باعث دفع اوره و کلسترول و سموم دیگر میگردد. آب انار، در حفظ تعادل مایعات بدن به خصوص خون، نقش مهمی دارد؛ چون املاح آب انار با مواد آلی ترکیب شده، زود جذب می شود و در بیماری راشیتیسم، کمخونی ، ضعف اعصاب و تقویت عمومی بدن بسیار موثر است. اگر خانمهای باردار در این دوران انار مصرف کنند، بزرگترین خدمت را به فرزند آیندهی خود کردهاند؛ چرا که علاوه بر جلوگیری از ویار و نیز تقویت مادر، به رشد آیندهی کودک هم کمک میکند. انار خونساز است. در موقع مصرف، زدن کمی گلپر علاوه بر بوی مطبوع به هضم آن نیز کمک میکند؛ ناگفته نماند انار مقوی روح و ذهن است. انجیر: انجیر به علت داشتن کلسیم و فسفر فراوان سبب رویش استخوانها و رشد کودکان میگردد. ویتامینهای آن موجب تقویت چشم میگردد. عناصر موجود در آن باعث تعادل اعمال حیاتی بین اندامها و بدن میشود. انجیر منبع تولید انرژی است. انجیر خشک قدرت غذایی فراوانی دارد. همچنین انجیر، مقوی مغز و اعصاب است. پرتقال: اکسیر جوانی را در پرتقال جستجو کنید. پرتقال به سبب داشتن مواد معدنی مانند کلسیم و فسفر، برای کودکان اشتهاآور بوده و باعث رشد و نمو آنان می شود و در فعالیت سوخت و ساز سلول های بدنشان موثر است. پرتقال سرشار از ویتامین C است. املاح آن از رقیق شدن خون جلوگیری میکند. برای آرامش اعصاب و تقویت ذهن موثر است. همچنین ضد افسردگی و رنج روحی میباشد. مصرف پرتقال از خستگی فکری و جسمی جلوگیری میکند و باعث تقویت حافظه میگردد. زردآلو: زردآلو بهترین خوراک اعصاب است. توصیه میشود کسانی که اهل مطالعه و تفکر هستند از این میوه استفاده کنند. این میوه بیشتر از سایر میوهها حاوی ویتامین A است و همین امر باعث تقویت بینایی چشم ها میشود. طول عمر سلولها را زیاد کرده و توانایی فعالیت را افزایش میدهد؛ در نتیجه موجب افزایش طول عمر میگرد. زردآلو برای ورزشکاران، اشخاص کمخون، افراد خسته و کسانی که از شدت کار فرسوده شدهاند، زنان باردار و کسانی که دورهی نقاهت را میگذرانند توصیه و تجویز میشود. همچنین این میوه به علت دارا بودن گروه ویتامینهای B، برای درمان بیماریهای عصبی و روحی و روانی، خمودگی، بیخوابی و خستگی شدید، گیجی و فراموشی مفید است. زردآلو آرام بخش اعصاب و نشاط انگیز است. زردآلو اعصاب را تقویت میکند و برای کسانی که کار فکری انجام میدهند توصیه میگردد. خرما: خرما یکی از میوههایی است که مقدار فسفر و کلسیم آن به مقدار فسفر و کلسیمی است که به طور طبیعی در بدن ما وجود دارد. فسفر خرما سلولهای عصبی را سرزنده نگه میدارد، و این مادهی حیاتی، درمان موثری برای تمام کمبودهای بدن و تقویت کنندهی اعمال فکری و مغز میباشد. شاهتوت: شاهتوت خستگی فکری را بر طرف میکند و برای بچهها و دانشآموزان و دانشجویان در دوران امتحان مفید است. در ضمن کمبود املاح معدنی و ویتامینهای A و C با مصرف آن جبران میگردد. موز: موز یک میوهی مغذی است که طبیعت آن معتدل و ملین بوده، مقوی و چاق کننده است. موز، سرشار از پتاسیم است و نیز حاوی ویتامینهای A، C، B و 80 درصد قند و املاح معدنی مفید برای بدن است؛ خون ساز بوده و بدن را قوی میکند.موز لاغری غیرطبیعی را از بین میبرد. موز دارای فلزاتی مانند آهن، فسفر ، منیزیم، پتاسیم، سدیم و روی میباشد. موز برای کسانی که کار فکری انجام میدهند (محصلها، دانشجویان و محققان) و نیز برای کسانی که کار بدنی انجام میدهند (ورزشکاران) بسیار مفید است. گردآورنده: مریم فرجیان- کارشناس میکروبیولوژی
  11. amid

    هوش هيجاني

    زندگي براي کساني که فکر مي کنند کمدي و براي کساني که احساس مي کنند تراژدي است. هوارس والپول در واقعيت امر ما دو ذهن داريم، يکي که فکر مي کند و ديگري که احساس مي کند. اين دو راه متفاوت شناخت، در کنشي متقابل، حيات رواني ما را مي سازند. ذهن خردگرا همان مقام درک و فهم است که به مدد آن قادر به تفکر و تعمق هستيم. ولي در کنار آن نظام ديگري نيز براي دانستن وجود دارد، نظامي تکانشي و قدرتمند و گهگاه غيرمنطقي، يعني ذهن هيجاني. تقسيم ذهن به دو بخش هيجاني و خردگرا تقريبا مانند تمايزي است که عوام ميان «قلب» و «سر» قائلند. احساس يقين حاصل از «گواهي قلبي» بر درست بودن چيزي، متفاوت با گواهي عقلي و تا حدودي عميق تر از آن است. نسبت کنترل عقلاني ذهن بر بخش هيجاني آن روند يکنواختي دارد; هر چه احساس شديد تر باشد، ذهن هيجاني مسلط تر و ذهن خردگرا بي اثر تر مي گردد. به نظر مي رسد که اين ترتيب، از امتيازي سرچشمه مي گيرد که تکامل طي اعصار متمادي به احساسات و ادراک هاي شهودي ما داده است تا راهنماي پاسخ هاي آني ما در موقعيت هاي مخاطره آميز باشند; زيرا گاها لحظه اي تامل براي فکر کردن درباره کاري که بايد انجام شود، ممکن است به قيمت از دست دادن زندگي ما تمام شود. اين دو ذهن در اکثر موارد بسيار هماهنگ عمل مي کنند اما با اين وجود، دو ذهن خردگرا و هيجاني نيروهاي نسبتا مستقل از هم هستند. عملکرد ذهن هيجاني بسيار سريع تر از ذهن خردگراست. ذهن هيجاني بدون آنکه حتي لحظه اي درنگ کند تا بررسي کند که چه مي کند، مانند فنر از جا مي جهد و دست به عمل مي زند. نقطه تمايز ذهن هيجاني از واکنش سنجيده و تحليل گرايانه اي که مشخصه ذهن انديشمند است، سرعت عمل آن است. اعمالي که از ذهن هيجاني سرچشمه مي گيرند با قطعيت شديد و مشخص همراهند که حاصل روش جاري و آسان گير ذهن هيجاني در نگريستن به اطراف است که مي تواند براي ذهن خردگرا کاملا مبهوت کننده باشد. پس از فرو نشستن گرد و غبار يا حتي در ميانه راه متوجه مي شويم که داريم از خود مي پرسيم «راستي چرا آن کار را کردم؟» اين سوال نشانه اي از آن است که ذهن خردگرا در حال آگاهي يافتن از آن لحظه است اما نه با سرعت ذهن هيجاني. از متداول ترين پاسخ هاي هيجاني سريع و نپخته، ازدواج هاي غلط است; چرا که در حالات هيجاني (emotional) ذهن انسان از تفکر منطقي خالي مي شود و پس از فروکش کردن هيجان ها تازه مي فهميم که چه بلايي سر خود آورده ايم. ذهن هيجاني همانند يک شمشير دولبه است; امتياز بزرگ ذهن هيجاني در اين نکته است که مي تواند واقعيت هيجاني رادر يک لحظه دريابد (او از دست من عصباني است، او دروغ مي گويد، او فکر خطرناکي در کله دارد)، و دريک آن به قضاوتي شهودي دست بزند که به ما مي گويد در مقابل چه کسي بايد احتياط کنيم، به چه کسي بايد اعتماد کنيم و چه کسي درمانده است. ذهن هيجاني رادار ما براي اعلام خطر است. اگر ما (يا پيشينيان ما در طول دوران تکاملي) در برخي از اين موارد منتظر ارزيابي عقل خردگرا مي مانديم نه تنها ممکن بود اشتباه کنيم، که حتي شايد زنده هم نمي مانديم. اما همين ذهن هيجاني ممکن است دردسرساز شود; مشکل اينجاست که اين برداشت ها و قضاوت هاي شهودي از آنجا که در يک لحظه صورت مي گيرند ممکن است اشتباه يا گمراه کننده باشند. حال با اين مقدمه بهتر مي توانيم مفهوم «هوش هيجاني» را دريابيم. تعريف هوش هيجاني زنگ تفريح يک مرکز پيش دبستاني است و عده اي پسربچه روي چمن ها مي دوند. اميرعلي زمين مي خورد، زانويش زخمي مي شود و گريه مي کند; اما پسرهاي ديگر به دويدن ادامه مي دهند به جز اردشير که توقف مي کند. وقتي گريه اميرعلي فروکش مي کند، اردشير نيز خودش را زمين مي زند و زانويش را مي مالد، وي فرياد مي زند «زانويم زخمي شده است!» روانشناسان اردشير را نمونه اي از افرادي مي شمارند که از هوش هيجاني و بين فردي خوبي برخوردار است. به نظر مي رسد که اردشير در «شناخت احساسات» همبازي هاي خود و برقرار کردن «ارتباط سريع و هموار» باآنان توانايي بالايي دارد. فقط او بود که به درخواست کمک و درد اميرعلي توجه کرد و فقط او بود که سعي کرد دوست زمين خورده اش را تسلي دهد، هر چند تنها کاري که توانست بکند، ماليدن زانوي خودش بود. اين حرکت جسماني جزيي از استعدادي در برقرار کردن ارتباط حکايت دارد، يعني مهارتي عاطفي که براي حفظ ارتباط هاي نزديک در ازدواج، دوستي يا ارتباط حرفه اي اساسي است. اين مهارت ها در کودکان پيش دبستاني تازه جوانه زده اند و در طول زندگي شکفته خواهند شد. با اين وصف تعريف هوش هيجاني چنين است: «توانايي زير نظر گرفتن احساسات و هيجانات خود و ديگران، تمايز گذاشتن بين آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود». بنابراين هوش هيجاني مجموعه مهمي از يک سري توانايي هاست: توانايي هايي مانند اينکه فرد بتواند انگيزه خود را حفظ نمايد و در مقابل ناملايمات پايداري کند، تکانش هاي خود را به تعويق بيندازد و آنها را کنترل کند، حالات روحي خود را تنظيم کند و نگذارد پريشاني خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، با ديگران همدلي کند و اميدوار باشد. هوش منطقي (IQ) و هوش هيجاني (EQ) تضادي با يکديگر ندارند بلکه فقط با هم متفاوتند. دانستن اينکه شخصي فارغ التحصيل ممتازي است تنها به اين معني است که او در جنبه هايي که با نمره سنجيده مي شوند بسيار موفق بوده است و احتمالا فردي با هوشبهر (IQ) بالاست، اما درباره اينکه او به فراز و نشيب هاي زندگي چه واکنشي نشان مي دهد، چيزي به ما نمي گويد و مشکل در همين جاست. هوش تحصيلي - کلا کالا هوشبهر يا IQ - در مواقع بروز بحران و گرفتاري هاي زندگي، عملا هيچ نوع آمادگي اي در افراد پديد نمي آورد. با وجود آنکه هوشبهر بالا تضمين کننده رفاه، شخصيت اجتماعي يا شادکامي در زندگي نيست، با اين حال مدارس و فرهنگ ما صرفا بر توانايي هاي تحصيلي تاکيد مي کنند و هوش هيجاني، يعني مجموعه اي از توانايي ها و صفاتي که بي اندازه در سرنوشت افراد اهميت دارند را ناديده مي گيرند. نتيجه اين وضع خيل عظيم فارغ التحصيلان دانشگاهي است که در سطوح بالاي دانشگاهي داراي مدرک اند ولي در پيش پا افتاده ترين روابط عاطفي و اجتماعي خود به شدت داراي مشکل اند. زندگي هيجاني حيطه اي است که مانند رياضيات يا ادبيات مي تواند در آن مهارتي کم يا زياد داشت و مجموعه توانش هاي خاص خود را مي طلبد. ميزان شايستگي فرد در آن زمينه براي درک اين مطلب که چرا فردي در زندگي پيشرفت مي کند و فرد ديگري با همان ميزان استعداد، در نيمه راه متوقف مي شود. برخلاف هوشبهر که سابقه حدود يک صد سال تحقيق بر صدها هزار نفر را به همراه دارد، هوش هيجاني مفهوم جديدي است. در حالي که عده اي معتقدند که هوشبهر را نمي توان از طريق تجربه يا آموزش چندان تغيير داد، ولي هوش هيجاني و قابليت هاي عاطفي مهم را مي توان به کودکان آموخت و سطح آن را در بزرگسالان ارتقا داد. مولفه هاي هوش هيجاني حيطه هاي اصلي هوش هيجاني به شرح زير هستند: 1- شناخت عواطف شخصي:خودآگاهي، يعني تشخيص هراحساس به همان صورتي که بروز مي کند سنگ بناي هوش هيجاني است. توانايي نظارت بر احساسات در هر لحظه براي به دست آوردن بينش روان شناختي و ادراک خويشتن نقشي تعيين کننده دارد. ناتواني در تشخيص احساسات راستين، ما را به سردرگمي دچار مي کند. افرادي که نسبت به احساسات خود اطمينان بيشتري دارند بهتر مي توانند زندگي خويش را هدايت کنند. اين افراد درباره احساسات واقعي خود در زمينه اتخاذ تصميمات زندگي، از انتخاب همسر گرفته تا شغلي که برمي گزينند، احساس اطمينان بيشتري دارند. بعضي از افراد واقعا در زمينه شناخت عواطف شخصي خود فاقد خودآگاهي اند. اين عده وقتي از لحاظ عاطفي و هيجاني به هم مي ريزند نمي دانند کهآيا خشمگين اند يا غمگين؟ خوشحال ا ند يا صرفا پرانرژي؟ اين افراد بهاي «بي سوادي هيجاني» خود را در روابط بين فردي و حتي دروني مختل مي پردازند. 2- به کار بردن درست هيجان ها: قدرت تنظيم احساسات خود، توانايي اي است که بر حس خودآگاهي متکي باشد و به ظرفيت شخص براي تسکين دادن خود، دورکردن اضطراب ها، افسردگي ها يا بي حوصلگي هاي متداول اشاره دارد. افرادي که به لحاظ اين توانايي ضعيفند، دايما با احساس نوميدي، خشم مزمن و افسردگي دست به گريبان اند، در حالي که افرادي که در آن مهارت زيادي دارند با سرعت بسيار بيشتري مي توانند ناملا يمات زندگي را پشت سر بگذارند. براي مثال بيرون ريختن غضب را برخي افراد به عنوان روشي براي مقابله با عصبانيت به کار مي گيرند چرا که اين باور در ميان عموم مردم رواج دارد که «انجام اين کار باعث مي شود احساس بهتري پيدا کني». از دهه 1950 روانشناسان با اين روش مخالفت کردند چرا که دريافتند برون ريزي خشم يکي از بدترين راه هاي خاموش کردن آن است، زيرا انفجار غضب عموما برانگيختگي مغز هيجاني را تقويت مي کند و باعث مي شود افراد در عوض احساس خشم کمتر، عصبانيت بيشتري احساس کنند. به همين ترتيب بسياري از افراد در زمينه مديريت اضطراب و نگراني هاي خود دچار مشکل اند. ذهن نگران در زنجيره بي پاياني از ناراحتي هاي جزيي گرفتار مي شود، از يک موضوع به موضوع ديگر مي رود و به عقب باز مي گردد. نگراني هاي مزمن و مکرر، شبيه چرخش به دور خود است که هيچ گاه به راه حل مثبتي منجر نمي شوند. توانايي تنظيم هيجانات مختلف - خشم، نگراني، افسردگي و غيره- از مولفه هاي هوش هيجاني است و عامل تاثير گذاري در خدمت بهداشت روان محسوب مي شود. 3-برانگيختن خود: برانگيختن خود به زبان ساده يعني کنترل تکانه ها (تکانه هايي مثل خشم، ميل جنسي و...) تسلط بر نفس، تاخير در ارضاي فوري خواسته ها و اميال، رهبري هيجان ها و توان قرار گرفتن در يک وضعيت رواني مطلوب. خويشتن داري عاطفي يا همان به تاخير انداختن کامرواسازي و فرونشاندن تکانه ها يکي از مولفه هاي اساسي هوش هيجاني است. افراد داراي اين مهارت در هر کاري که به عهده مي گيرند بسيار مولد و اثربخش خواهند بود. 4- شناخت عواطف ديگران: همدلي، توانايي ديگري بر خود آگاهي عاطفي متکي است و اساس مهارت رابطه بامردم است. افرادي که از همدلي بيشتري برخوردارند به علا يم اجتماعي ظريفي که نشان دهنده نيازها يا خواسته هاي ديگران است توجه بيشتري نشان مي دهند. اين توانايي آنان را در حرفه هايي که مستلزم مراقبت ازديگرانند، تدريس، فروش و مديريت موفق تر مي سازد. انسان هايي که در شناخت عواطف ديگران مهارت دارند به راحتي و گاهي بدون ديدن چهره طرف مقابل مثلا از پشت تلفن قادرند حالت روحي ديگران را حدس بزنند. شناخت عوطف ديگران به ويژه در روابط بين زوجين اهميت دارد. تا هنگامي که انسان در اين کشور کويري که زمان و زندگي نام گرفته زندگي مي کند، تنهايي و انزوايش نيز پابرجاست. پس به 2 دليل مهم مي بايست توانايي شناخت عواطف ديگران را در خود بالا ببريم: اول اينکه چون ما هرگز نمي توانيم مستقيما وارد تجربه ديگران شويم، هيچ گاه نمي توانيم کاملا بدانيم که طرف مقابل ما چه چيزي را مي خواهد به ما برساند. وقتي پي مي بريم که هر قدر تلا ش کنيم نمي توانيم چنان با هوش يا حساس باشيم که بفهميم ديگري چه تجربه اي مي کند، احساس گناه مي تواند ما را ياري دهد که از روي اصالت، متواضع باشيم. در اين بين هر چقدر قدرت و مهارت شناخت و عواطف ديگران در ما بالا تر باشد بيشتر مي توانيم در دنياي خصوصي و گاهي درد ديگران سهيم شويم و تنهايي و انزواي آن ها را کم کنيم. دوم اينکه «زبان» نمي تواند تجربه را به خوبي منتقل کند زيرا تجربه نهفته در دل تجارب عميق انساني غني تر از آنند که کلمات توان بازگو کردن آن ها را داشته باشند... 5- برقراري رابطه با ديگران: بخش عمده اي از هنر برقراري ارتباط، مهارت کنترل عواطف در ديگران است. افرادي که در اين زمينه مهارت دارند، به خوبي و عميقا به ديگران گوش مي دهند، ديگران را مي پذيرند و دست به قضاوت نمي زنند، در ديگران احساس ارزش و عزت توليد مي کنند نه احساس گناه و در هر آن چه که به کنش متقابل آرام با ديگران بازمي گردد به خوبي عمل مي کنند. آنان ستاره هاي اجتماعي هستند ستاره هايي که حتي در روز نيز درخشان اند! البته افراد از نظر توانايي هاي خود در هر يک از اين حيطه ها با يکديگر تفاوت دارند و ممکن است بعضي از ما مثلا در کنار آمدن با اضطراب هاي خود کاملا موفق باشيم اما در تسکين دادن ناآرامي هاي ديگران چندان کارآمد نباشيم. بدون شک زير بناي اصلي سطح توانايي ما، زيستي و عصبي است اما مغز به طرز چشمگيري شکل پذير است و همواره در حال يادگيري. سستي افراد را در مهارت هاي عاطفي مي توان جبران کرد، هر کدام از اين حيطه ها تا حد زيادي نشانگر مجموعه اي از عادات و واکنش هاست که با تلا ش صحيح مي توان آن ها را بهبود بخشيد. ويژگي افرادي که هوش هيجاني بالا دارند هوشبهر و هوش هيجاني قابليت هاي متضاد نيستند بلکه بيشتر مي توان چنين گفت که متمايزند. همه ما از ترکيبي از هوش و عواطف برخورداريم، افراد داراي هوش بالا و هوش هيجاني پايين و يا هوشبهر پايين و هوش هيجاني بالا ، علي رغم وجود نمونه هايي نوعي، نسبتا نادرند. في الواقع ميان هوشبهر و برخي جوانب هوش هيجاني همبستگي مختصري وجود دارد، هر چند اين ارتباط آن قدر است که روشن کند اين دو قلمرو اساسا مستقل اند. گونه خالص داراي هوشبهر بالا ، يعني کاملا فاقد هوش هيجاني، تقريبا تصوير اغراق آميزي از روشنفکراني است که در قلمرو ذهن استادند اما در دنياي فردي ناکار آمدند. نيم رخ هاي آماري مردان و زنان در اين خصوص تا حدودي متفاوت است. مرد داراي هوشبهر بالا با طيف گسترده اي از علا يق و توانايي هاي ذهني مشخص مي شود که البته جاي تعجبي ندارد. اين مرد بلند پرواز و مولد، قابل پيش بيني وسرسخت است و در بند علا يق فردي خود نيست. او همچنين عيب جو و فخر فروش مشکل پسند و بازدارنده، در تجارب احساسي ناراحت، غير بيانگر و مستقل و از نظر عاطفي سرد و بي روح است. مرداني که از نظر «هوش هيجاني» بالا هستند، از نظر اجتماعي متوازن، خوش برخورد و بشاش هستند و در مقابل افکار نگران کننده يا ترس آور مقاومند. آنان در زمينه خدمت به مردم يا حل مشکلا ت، قبول مسووليت و برخورداري از ديدگاه هاي اخلا قي، ظرفيتي قابل توجه دارند; در ارتباط خود با ديگران هم حسي و توجه نشان مي دهند. زندگي عاطفي آنان غني اما همخوان است، آنان با خود، ديگران و مجموعه اجتماعي که در آن زندگي مي کنند راحتند. زنان داراي «هوشبهر» بالا از اتکا به نفس هوشمندانه اي که از آنان انتظار مي رود برخوردارند، تفکرات خود را به راحتي مطرح مي کنند، براي موضوعات ذهني ارزش قائلند و طيف گسترده اي از علا يق ذهني و زيبايي شناختي دارند. آنان همچنين درون نگر هستند، مستعد ابتلا به اضطراب، فرو رفتن در خيالات و احساس گناه بوده و در ابراز آشکار خشم خود درنگ مي کنند، هر چند که آن را به طور غيرمستقيم ابراز مي دارند. زنان داراي «هوش هيجاني» سرشار با جرات هستند و احساسات خود را به طور مستقيم ابراز مي دارند و درباره خودشان احساس مثبتي دارند و زندگي براي آنان سرشار از معنا است. آنان نيز همانند مردان، خوش برخورد و اجتماعي هستند و احساسات خود را به طور مقتضي ابراز مي دارند، نه اينکه آن را به صورت انفجارهايي ابراز دارند که بعدها از آن تاسف بخورند. همچنين به خوبي با فشارهاي عصبي منطبق مي شوند، جايگاه اجتماعي آنان به آنها امکان مي دهد تا به آساني با افراد جديد روبه رو شوند، با خودشان به قدر کافي راحت هستند تا آنکه بتوانند شوخ طبع، خود انگيخته و درمقابل تجارب عاطفي پذيرا باشند. برخلاف زنان داراي هوشبهر بالا و ناب، زنان داراي هوش هيجاني بالا، به ندرت احساس اضطراب يا گناه مي کنند يا در خيالات واهي غرق مي شوند. البته اين تصاير نشانگر دو جنبه افراطي هر حالت است - هوشبهر و هوش هيجاني به درجات مختلف در وجود همه ما در هم آميخته شده اند. چگونه هوش هيجاني خود را افزايش دهيم؟ الفباي يادگيري هوش هيجاني شناخت هيجان هاي اصلي و ترکيبات فرعي آنهاست. برخي از هيجان ها را مي توان «اصلي» تلقي کرد; هيجان هايي که به مثابه رنگ هاي اصلي آبي، زرد و قرمز اند و ساير ترکيبات از آنها سرچشمه مي گيرند. عنوان برخي از خانواده هاي اصلي و برخي از اعضاي آنها از اين قرار است: خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخي، غيظ، آزردگي، پرخاش، خصومت، اذيت، تندمزاجي، دشمني. اندوه: غصه، تاثر، دلتنگي، عبوسي، ماليخوليا، دلسوزي به حال خود، احساس تنهايي، دل شکستگي، نااميدي و در سطح آسيب شناختي افسردگي شديد. ترس: اضطراب، بيم، ناآرامي، دلواپسي، بهت، نگراني، ملاحظه کاري، ترديد، زودرنجي، ترسيدن، ترس ناگهاني يا شوک، وحشت و از نظر آسيب شناسي رواني هراس (Phodia) و وحشت زدگي (Panic). شادماني: شادي، لذت، آسودگي، خرسندي، سعادت، شوق، تفريح، احساس غرور، وجد، به هيجان آمدن، خشنودي، رضايت، شنگولي، از خود بي خود شدن و در سطح آسيب شناختي شيدايي (mania). عشق: پذيرش، رفاقت، اعتماد، مهرباني، هم ريشگي، صميميت، پرستش، شيفتگي. شگفتي: جا خوردن، حيرت، بهت، تعجب. شرم: احساس گناه، دست پاچگي، حسرت، احساس پشيماني، احساس پستي، افسوس، دل شکستگي، توبه. فهرست مذکور يقينا نمي تواند کليه سوال هاي مربوط به طبقه بندي هيجان ها را پاسخ دهد. براي مثال حسادت را که گونه اي از خشم آميخته با اندوه و ترس است چگونه مي توان طبقه بندي کرد. با اين حال، قدم اول در اين مسير شناخت دقيق و ظريف انواع هيجانهاست. قدم بعدي خودآگاهي است; خودآگاهي به معناي وسيع کلمه عبارت است از تشخيص احساسات و يافتن واژگاني براي بيان آنها، يافتن پيوند موجود ميان افکار، احساسات و واکنش ها، آگاهي بر اينکه در تصميم گيري فکر يا احساسات غلبه دارد، توجه کردن به پيامدهاي انتخاب راه هاي مختلف و پياده کردن اين بينش ها در تصميم گيري درباره موضوع هايي نظير سيگار کشيدن. يکي از اقدامات عملي براي غنا بخشيدن به خودآگاهي اين است که هنگام هيجاني شدن از خود بپرسيم: «الان دقيقا چه احساسي دارم؟ آيا رنجيده ام؟ آيا حسودي مي کنم؟ الان دقيقا چه فکري به ذهنم خطور کرد؟». پس از مدتي تمرين در مي يابيم که هميشه براي واکنش نشان دادن نسبت به احساسات، طرق مختلفي وجود دارد. هر قدر شخص براي پاسخگويي به يک هيجان، راه هاي بيشتري را بداند زندگي پربارتري خواهد داشت. راه ديگر براي بسط خودآگاهي، نوشتن حالات دروني است. بعد از چندين ماه نوشتن حالات روحي مختلف خود - از آنجا که کلمه ها در ذهن گم مي شوند نه روي کاغذ - مي توانيم خود را در يک نمودار تاريخي بررسي کنيم. مثلا مي فهميم که سال قبل در برابر يک مساله چگونه عصباني مي شديم و امسال چگونه واکنش نشان مي دهيم. همدلي، توانايي اجتماعي و هيجاني مهمي در اين زمينه است، يعني درک احساسات ديگران و خود را در جاي آنان فرض کردن و احترام گذاشتن به تفاوت هايي که در احساسات افراد نسبت به چيزهاي مختلف وجود دارد. توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر نيز از مولفه هاي هوش هيجاني است: فرد مي بايست تمرين کند تا شنونده و پرسشگر خوبي باشد، بتواند ميان آنچه ديگري انجام مي دهد و آنچه مي گويد تمايز قايل شود و سعي کند به جاي رفتارهاي نپخته اي مثل عصباني شدن يا منفعل بودن راه هاي بالغانه تري مثل جسارت و جرات ورزي را ياد بگيرد. * * * شکل گيري اجزاي هوش هيجاني، ابتدا در سال هاي اوليه زندگي کودک انجام مي گيرد، اگرچه شکل گيري اين ظرفيت ها در خلا ل سال هاي مدرسه نيز ادامه پيدا مي کند. پيامي که يک دختر کوچک هنگامي که براي درست کردن پازل خود از مادر گرفتارش کمک مي خواهد، دريافت مي کند، بر حسب نحوه پاسخ دهي مادر متفاوت است. چنانچه پاسخ مادر ابراز خشنودي آشکار از کمک کردن به او باشد، وي يک نوع پيام دريافت مي کند و اگر پاسخ مادر اين جواب موجز باشد که «مزاحم من نشو، کارهاي مهمي دارم که بايد انجام بدهم» برداشت کاملا متفاوتي پيدا مي کند. تمام مبادلات کوچک ميان والد و فرزند، داراي زيرمجموعه اي عاطفي است و تکرار اين پيام ها در طي ساليان به شکل گيري ديدگاه ها و توانايي هاي عاطفي اساسي در کودکان مي انجامد. تحقيقات نشان مي دهند که صرف بي توجهي به کودک، از سو»رفتار آشکار بسيار مضرتر است; کودکاني که ناديده گرفته مي شوند از همه کودکان ديگر بدتر عمل مي کنند، از همه مضطرب تر، بي توجه تر و بي احساس تر هستند و به صورت متناوب پرخاشگر و گوشه گيرند. ميزان اجبار به تکرار کلاس اول در ميان اين کودکان 65 درصد است. سه چهار سال اول زندگي دوره اي است که مغز کودک نوپا حدود دو سوم اندازه کامل خود رشد مي کند و به لحاظ پيچيدگي، به گونه اي متحول مي شود که در تمام دوران زندگي، هيچ گاه به اين ميزان رشد نخواهد کرد. در خلال اين دوره، نسبت به دوران بعدي زندگي، فراگيري مطالب اساسي با سهولت بيشتري تحقق مي پذيرد و فراگيري عاطفي نيز در پيشاپيش تمام آموخته ها انجام مي گيرد. در خلال اين دوران فشار رواني جدي مي تواند به مراکز يادگيري مغز آسيب برساند و از اين رو به هوش افراد زيان وارد آورد. کارشناس ارشد روانشناسي باليني
  12. daruosh

    هوش معنوی چیست؟

    هوش معنوی 1 Spiritual Intelligence برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد. هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست، که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم. در واقع با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند، و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است، تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم. برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است، که با هوش جسمی آغاز می شود و با PQ نمایش می دهند. به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم. این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد، در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلانی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد. پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است. آخرین لایه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملایمت و مهربانی را شامل می شود. IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علاقه مان نخواهیم بود، اما آنچه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علاقه مان جای می دهد میزانEQ در ماست. EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند. بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لازم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد. از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود. زیرا عقیده بر این است که هوش هیجانی (عاطفی) و هوش معنوی به یکدیگر وابسته هستند. باور بر این است که به حداقل، کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد. اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد، هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود، در واقع آنها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند. برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد. به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم. هوش معنوی زمینه ساز انسان برای دستیابی به معنای زندگی است. معنای زندگی از سه جنبه ی: - هدفداری - ارزشمندی - كاركرد زندگی که اینها یكی از مهمترین پرسشهای بشر و به گفته برخی فیلسوفان مهمترین پرسش بشر است. در واقع نحوه درگیری انسان با این مساله مهم و تلاشهایی كه برای پاسخ به آن انجام می دهد، تعیین كننده مسیر اصلی زندگی و نیز سرنوشت سعادت آمیز یا فلاكت بار اوست. ما بدون داشتن یك نظریه مناسب و رسا درباره معنی داری یا هنجارمندی و نقش آنها در عالم هستی، قادر به بسط و توسعه راههایی برای تعمیق معنا در زندگی و غنا بخشیدن به آن و تقویت ارزشهایی كه موجب ارزشمندی زندگی می شوند، نیستیم. ما چگونه می توانیم خود و بستر هستی خویش را به طریقی بشناسیم كه به ما امكان دهد به گونه ای مناسب با انسانیت، فردیت و شرایطمان زندگی كنیم و به آن معنی ببخشیم؟ به عبارت دیگر، چگونه می توانیم خودمان و محیطمان را بشناسیم، به گونه ای كه قادر باشیم زندگی كاملا معنی دار و ارزشمندی را سپری كنیم؟ در واقع هوش معنوی اشاره دارد به مهارتها، توانائیها و رفتارهای لازم برای: - توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات - كامیابی در جستجوی معنی زندگی - یافتن یك مسیر اخلاقی كه به هدایت ما در زندگی كمك نماید - درك معنویات و ارزشها در زندگی شخصی و روابط بین فردی
  13. آرمان

    هوش کلاغ ها را دست کم نگیرید !!

    بعضی از کلاغ ها در گروههای بزرگ زندگی می کنند نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی حاکی از آن است که پرنده ها و به خصوص خانواده کلاغ ها، بیش از آنچه که در گذشته تصور می شد باهوش هستند. "کریستوفر برد" از بخش جانورشناسی دانشگاه کمبریج انگستان که در این مورد تحقیقات گسترده ای انجام داده، معتقد است که پرندگان و در راس آنها خانواده کلاغ ها، علاوه بر آنکه از حافظه بسیار خوبی برخوردارند، توانایی استدلال های پیچیده اجتماعی را هم دارند. آنچه که حیرت آقای "برد" را بیش از همه برانگیخته، توانایی خارق العاده کلاغ ها در ساخت و استفاده از ابزار است. البته بخشی از هوش این پرندگان در تعامل با سایر اعضای گروهی که در آن زندگی می کنند جلوه گر می شود. به طور مثال کلاغ ها قادرند به راحتی افراد مختلف گروه را از هم تشخیص دهند، و یا با بعضی از آنها روابط نزدیک تری برقرار کنند. رفتار فریبکارانه زندگی کردن در گروه، گاهی اوقات باعث می شود کلاغ ها رفتارهای فریبکارانه ای از خود به نمایش بگذارند. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که گونه خاصی از زاغ ها، استاد این شیوه های فریبکاری هستند. بسیاری از کلاغ ها عادت دارند غذا و آذوقه را برای مصرف در آینده، به خصوص در فصل سرما ذخیره کنند. اما گونه به خصوصی از زاغ ها حتی در این مورد یک قدم فراتر می روند. آنها اگر متوجه بشوند که تحت نظر هستند، برای فریب دادن و گیج کردن پرنده های دیگر منقار خود را در زمین فرو می برند بدون آنکه غذا را در آن نقطه قرار داده باشند. سپس ممکن است آنها غذا را در نقطه ای دیگر مخفی کنند تست آینه اگر بفهمند تحت نظرند، رفتارهای گمراه کننده ای از خود بروز خواهند داد پیش از این تصور می شد تنها بعضی از انواع پستانداران، از جمله دلفین ها و فیل ها از وجود خود آگاهی دارند و به نوعی از توانایی تشخیص خود برخوردارند. اما سال گذشته برای نخستین بار گروهی از محققان آلمانی دریافتند که گونه ای از کلاغ ها (مگپای) نیز از این توانایی برخوردارند. به این ترتیب که با قرار دادن یک پرچسب رنگی زیر منقار این پرندگان، و قراردادن یک آینه مقابل آنها، مشاهده شد که این زاغ ها با تشخیص تصویر خود در آینه، تلاش می کنند برچسب را از منقار خود جدا کنند. ساخت و استفاده از ابزار اما علاوه بر توانایی کلاغ ها در محیط های اجتماعی، موضوع دیگری که حیرت دانشمندان را برانگیخته توانایی آنها در ساخت و استفاده از ابزار است. تحقیقات اخیر نشان می دهد که کلاغ ها در این مورد نه تنها از پستاندارانی نظیر شامپانزه ها چیزی کم ندارند، بلکه در مواردی رفتار پیچیده تری هم از خود به نمایش می گذارند. راسل گری، و تیم تحقیقاتی او از دپارتمان روانشناسی دانشگاه آکلند با مطالعه کلاغ های "نیو کلدونین" که در جزیره ای به همین نام در اقیانوس آرام زندگی می کنند، پی بردند که این کلاغ ها با جدا کردن شاخه اصلی، جدا کردن انشعابات آن و سپس شکل دادن به انتهای شاخه، ابزاری درست می کنند که در به دام انداختن کرم ها و حشرات کاربرد دارد سئوال بی جواب هوش کلاغ ها حتی در مواردی بیش از هوش پستاندارانی مثل شامپانزه هاست در حالیکه دانشمندان موفق شده اند به بسیاری از رفتارهای هوشمندانه کلاغ ها از جمله کلاغ های جزیره "نیو کلدونین" پی ببرند، اما یک سئوال اساسی وجود دارد که هنوز پاسخ قانع کننده ای برای آن پیدا نشده است. آنها مایلند بدانند که دلیل یادگیری و پیشرفت مهارت در ساخت و کاربرد ابزار توسط این نوع خاص کلاغ ها چیست. نکته جالب این است که حتی با دور کردن کلاغ های "نیو کلدونین" از محیط اصلی زندگی آنها، و قطع رابطه آنها با سایر اعضای گروه، این کلاغ ها همچنان توانایی ساخت ابزار برای رفع مشکلاتشان را به ارث می برند. به این ترتیب دانشمندان می گویند با وجودیکه شاید بعضی از مردم تصور کنند تحقیقات علمی در مورد پرندگان و به خصوص کلاغ ها بسیار پیشرفته است، در عمل این یافته اثبات می کند که آنها هنوز در مراحل ابتدایی تحقیقات به سر می برند.
  14. چگونه هوش فرزندمان را پرورش دهيم؟ [align=justify] همه ما دوست داريم بهترين کاري را که از دستمان ميآيد براي بچههايمان انجام دهيم تا آنها با داشتن بهترين مهارتها و ابزار، استعدادهايشان شكوفا شود.... ولي واقعا چگونه ميتوانيم بچههايي باهوشتر پرورش دهيم تا آينده امکان موفقيتشان در زندگي شخصي و اجتماعي بيشتر باشد؟ به راهكارهايي كه در ادامه ميآيد نگاهي بيندازيد: 1.بازي کردن با بچهها: اين يک پيشنهاد واقعا ساده است ولي بسياري از والدين با مشغوليتهايي که دارند به راحتي آن را فراموش ميکنند، بازي کردن – مخصوصا بازيهاي تعاملي و دوطرفه- احساس عشق، قدرداني و نهايتا احساس ارزشمندي را در بچههايتان بالا ميبريد. اين عشق دوطرفه باعث تشويق ذهن بچهها به بالا بردن مهارتهاي شناختي و سلامت مغزي ميشود. 2.ورزش کردن: تمرينات ورزشي، گردش خون در مغز را افزايش ميدهند پس اصلا جاي تعجب نيست که با ورزش کردن بتوان تيزهوشي را افزايش داد. با کودکتان ورزش کنيد تا هم شما و هم او از فوايد ورزش کردن بهره ببريد و توانايي مغزتان را افزايش دهيد. 3.تغذيه مناسب براي مغزي باهوشتر: مغز کودک احتياج به تغذيه مناسب براي رشد دارد. يکي از سادهترين راههايي که اغلب اوقات ناديده گرفته ميشود تامين غذاهاي سالم از گروههاي مختلف غذايي است. به ويژه، اسيدهاي چرب ضروري و مفيد که در بالا بردن سطح تيزهوشي مغز به عنوان يک کمککننده مفيد شناخته شدهاند. در عين حال کودکان به منابع غذايي سرشار از پروتئين براي رشد کردن و کربوهيدراتها براي انرژي نياز دارند. با تامين غذاهاي مختلف از گروههاي غذايي ميتوانيد مطمئن شويد که کودکتان تغذيه مناسبي براي داشتن ذهني سالم و رشديافته، دريافت ميکند. 4.کاهش زمان تماشاي تلويزيون: کمک کردن به بچهها براي باهوشتر شدن به اين معني است که آنها احتياج دارند ارتباط نزديکتري با خبرها و وسايل ارتباطي فرهنگي و پرورشي داشته باشند و در عين حال ساعتهايي که صرف ديدن تلويزيون ميشود بايد کاسته شود و به حدي برسد که کودک فقط در حد نياز و در مسير اصلي جريان قرار گيرد. درواقع کمبود فعاليتهاي تقابلي و تعاملي ضرر بسيار زيادي دارد و اين به معني اين است که زمانهايي که کودکتان بايد صرف فعاليت کند – فعاليتهايي که باعث تحريک مغز ميشوند- با تماشاي بيش از حد تلويزيون کاهش مييابد. 5.کاهش زمان بازي با رايانه: زمان كار كودكان با رايانه و تماشاي تلويزيون را کاهش دهيد و زمانهاي آنها را روي برنامههاي آموزشي تلويزيوني و بازيها و برنامههاي آموزشي رايانهاي برنامهريزي کنيد. 6.هر چيزي از رياضي تا موسيقي و خواندن ميتواند به وسيله رايانه لذتبخش شود. با اين روش کودکتان هم ميتواند تفريح کند و هم به يادگيري او کمک ميشود. 7.بازي با بچههاي ديگر: کلاسهاي آموزشي مفيد هستند ولي بازي کردن با بچههاي ديگر اگر نگوييم بيشتر اما، به همان اندازه مفيد است. با دادن اين شانس به کودکانتان که بتوانند با بچههاي ديگر بازي کنند، آنها ياد ميگيرند چگونه از خود دفاع کنند، چگونه خود را ثابت کنند و با گفتوگو و فکر کردن ميتوانند مهارتهاي اجتماعي خود را بالا ببرند. 8.ارتباط و گفتوگو با کودک: ارتباط با قاعده و معين با کودک به او کمک ميکند تا مهارتهاي کلامياش را پيشرفت كنند. به اين معني که با گوش دادن به فرزندتان و دادن فضا و زمان مناسب به او اين امکان را بدهيد تا بتواند صحبت، اظهارنظر و مخالفت کند و به او کمک ميکنيد تا سخنراني را بفهمد و کلمات جديد ياد بگيرد. 9.کتاب خواندن براي کودک: کتاب خواندن مرتب براي کودکتان باعث ميشود مهارتهاي کلامياش توسعه يابد. اگر خواندن براي کودکتان را خيلي زود شروع کنيد او علاقه بيشتر و متداومي نسبت به کتاب خواندن پيدا خواهد کرد. مهارتهاي خوب کلامي يک ابزار موفقيت در سنين جواني او خواهد شد. 10.فوايد تقليد براي کودک: اگر کودکتان شاهد انجام کاري هوشمندانه به وسيله شما باشد، آن کار را با تقليد از شما انجام ميدهد كه بسيار براي او مفيد خواهد بود. اغلب اوقات بچهها کارها را براساس آنچه از شما ديدهاند و به روش شما انجام ميدهند. پس سعي کنيد الگويي مناسب براي عملکردهاي کودکتان باشيد و بتوانيد هوش و استعداد او را -با شيوه انجام کارهايتان- تشويق به رشد کنيد. کارهايي که انجام ميدهيد ميتواند خواندن، نوشتن، کشيدن يا هر وظيفهاي که بايد انجام دهيد يا حتي نوع بازيهايي که ميکنيد، باشد. 11.تشويق کودک: تشويق و جايزه دادن به انگيزهها و تلاشهاي کودکتان باعث ميشود باهوشتر شود و در سنين جواني به فرد موفقتري تبديل شود. صرفنظر از نتيجهاي که ميگيرد، تلاش وي را تحسين کنيد. 12.موسيقي: موسيقي را بخشي از زندگي کودکتان قرار دهيد. تحقيقات نشان دادهاند گوش دادن به موسيقي ميتواند حافظه، توجه، انگيزه و يادگيري را افزايش دهد. موسيقيهاي استرسآور که يک عامل مخرب براي ذهن کودکتان است را کاهش دهيد. يادگيري نواختن يک آلت موسيقي روي فکر کردن همزمان با تحليل سه بعدي مغز تاثير بسزايي دارد که يکي از رکنهاي اساسي يادگيري رياضي محض است. منبع : سحر حبيبي [/align]
  15. دانلود یک بازی هوش متفاوت و سالم برای کودکان و نوجوانان جهت دانلود کلیک کنید با حجم 27 مگابایت
×
×
  • اضافه کردن...