رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'پدر'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

14 نتیجه پیدا شد

  1. irsalam

    داستان کوتاه قــــــول پـــــدر

    داستان کوتاه قــــــول پـــــدر در سال 1989 زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت. در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد. با دیدن این منظره دلخراش یاد قولی که به پسرش داده بود افتاد: پسرم هر اتفاقی برایت بیفتد من همیشه پیش تو خواهم بود و اشک از چشمانش سرازیر شد. با وجود توده آوار و انبوه ویرانی ها کمک به افراد زیر آوار نا ممکن به نظر میرسید اما او هر لحظه تعهد خود به پسرش را به خاطر می آورد. او دقیقا روی مسیری که هر صبح به همراه پسرش به سوی کلاس او می پیمودند تمرکز کرد و با به خاطر آوردن محل کلاس به آنجا شتافته و با عجله شروع به کندن کرد. دیگر والدین در حال ناله و زاری بودندو او را ملامت می کردند که کار بی فایده ای انجام میدهد. ماموران آتش نشانی و پلیس نیز سعی کردند او را منصرف کنند اما پاسخ او تنها یک جمله بود: آیا قصد کمک به مرا دارید یا باید تنها تلاش کنم؟؟؟ هشت ساعت به کندن ادامه داد. دوازده ساعت ... بیست و چهار ساعت ... سی و شش ساعت و بالاخره در سی و هشتمین ساعت سنگ بزرگی را عقب کشیده و صدای پسرش را شنید فریاد زد پسرم! جواب شنید : پدر من اینجا هستم. پدر من به بچه ها گفتم نگران نباشید پدرم حتما ما را نجات خواهد داد. پدر! شما به قولتان عمل کردید. پدر پرسید وضع آنجا چطور است؟؟ ما 14 نفر هستیم ما زخمی گرسنه و تشنه ایم. وقتی ساختمان فرو ریخت یک قطعه مثلثی شکل ایجاد شد که باعث نجات ما شد. پسرم بیا بیرون. نه پدر اجازه بدهید اول بقیه بیرون بیایند من مطمئن هستم شما مرا بیرون می آورید و هر اتفاقی بیفتد به خاطر من آنجا خواهید ماند. سخن روز : اشخاص را مي توان به سه دسته تقسيم كرد؛ آنهايي كه به اتفاق حوادث كمك مي كنند، آنها كه به اتفاق افتادن حوادث مي نگرند و آنهايي كه از اتفاق افتاده حيران مي شوند.توماس ادیسون.
  2. مسئله پدري و عهده داري سرپرستي فرزندان ، مسئوليتي خطير و موفقيت در آن مستلزم آگاهي ، فداکاري و اخلاق و اعتقاد است . به فرموده پيامبر پدر مسئول است. او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بياورد، مراقب فرزندان باشد و زمينه را براي استقلال و آزادي فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد. از همان دوران جنيني پدر بايد زمينه ساز تربيت فرزند باشد تا روزي که او به دنيا آمد دچار گرفتاري و سردرگمي نباشد. وظيفه و نقش پدر پدر مسئول دادن آگاهيهاي لازم و پرورش فرهنگي فرزندان است. از نظر کودک اوست که همه چيز را ميداند، به همه سؤالات پاسخ ميگويد. از هر واقعهاي ، در هر جا که اتفاق افتد خبر دارد، آينده و گذشته را اوست که بايد خبر دهد، و بالاخره اوست که دريچهاي از اطلاعات را به روي کودک ميگشايد. شايد تصور کودک از پدر اغراق آميز باشد ولي در کل اين نکته درست است که افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربي هستند که کودکان فاقد آنند و اگر آنها از کودک مضايقه نمايند از موقعيت شايسته و مناسبي محروم ميگردند. پدر در اين رابطه متعهد انجام نقشي است که ديگران از آن عاجزند. پدر از يک ديد ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است. از طريق پدر است که کودک به گفته خواجه نصير طوسي از تدبير و کمالات نفساني ، چون آداب و فرهنگ ، هنر و صناعات و علوم و طريق زندگي که اسباب بقاء و کمال نفس او هستند، برخوردار ميشود. اين خطاست که تصور شود نقش فرهنگي فقط به عهده مدرسه است، زيرا پايههاي صحيح علم و اطلاع را پدر در خانواده ميگذارد و اوست که فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سليقه و جهت دادن آنها ياري ميکند. پدر ممکن است بسياري از آنچه را که خود ميداند به فرزند خويش منتقل نمايد و بسياري از مسائل مورد نياز و مشکلات و معماهاي او را حل کند و از اين ديد وضع راهنمايي را براي کودک ايفا کند و راهي براي زندگي او عرضه نمايد. اهميت پدر در جنبه الگويي کودک در مسير رشد از افراد بسياري اثر ميپذيرد و تحت تأثير ديدهها و شنيدههاي بسياري است. همه آنهايي که اطراف او هستند و به نحوي در او اثر دارند مدل و الگوي کودکند. اما پدر از همه آنها مهمتر و مؤثرتر است و اين اهميت و تأثير تا سنين نوجواني همچنان بر جاي خويش است. رفتار پدر در سنين خردسالي فرزند براي او همه چيز است : درس ، اخلاق ، تربيت ، سازندگي يا ويرانگري. طفل همه چيز را از او کسب ميکند: محبت ، شفقت ، وفاداري ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجاياي اخلاقي ، درستکاري ، پشتکار ، سربلندي ، شرافت ، صداقت و ... . اين امر آن چنان از نظر روانشناسان تربيتي گسترش دارد که برخي از آنها رفتار فرزندان را انعکاسي از رفتار پدران دانستهاند و گفتهاند : تو اول کودک خود را به من بنماي تا بگويم تو که هستي. نحوه استدلال پدر ، بکارگيري وسايل و ابزار ، کينه توزي و خود خواهي او و ... همه در کودک مؤثر است. بر اين اساس پدران در برابر رفتار شخصي خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت ميدهند، و موجبات رشد و يا سقوط شخصيت فرزندان را فراهم مي آورند. شرط اثر گذاري پدر شرايط اثرگذاري پدر در کودک اين است که پدر در خانه باشد و در حضور کودک باشد، همدم و همبازي او باشد، به او محبت کند، از نظر کودک عادل باشد، در برخوردها هيچگونه تبعيضي نداشته باشد تا به نظر کودک کسي آيد که به رفع نيازهاي او اقدام ميکند و در کل ، او پدر را دوست داشته باشد. فرزند در چنين شرايطي است که از پدر الگو ميگيرد و ميکوشد کردار و رفتارش را با او موافق سازد. در غير اين صورت ممکن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگيرد ولي چنين جنبه الگويي هرگز پايدار نيست. طفل جبراً راه و روش پدر را تکرار ميکند. ولي در دل هرگز عشقي نسبت به او احساس نخواهد کرد و هرگز نخواهد انديشيد که چون او باشد و حرکات و رفتارش را بر اساس خواسته او شکل بدهد. طبيعي است هرگونه تلاش و اقدامي که در اين راه به عمل آيد بي ثمر خواهد بود. تربيت از راه الگو پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شيوه و روشي خاص جهت دهند بايد مدل و الگوي راه و روشي باشند که براي فرزند خويش خواستارند. پدراني که بين عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدراني که فرصتي کافي براي ارتباط با فرزندان خود ندارند، هرگز الگوي خوبي براي فرزندان خود نخواهند بود. يک روش تربيتي پدر در طريق سازندگي کودک ، آشنا کردن او به ضوابط و شرايط محيط و زماني هم براي دادن آموزشهاي لازم و کافي در يک امر نياز دارد، فرزندان خود را به سفر ببرد. لذا از شما پدران ميخواهيم برنامه سير و سفر و گشت و گذار خود را کلاس درس کنيد و خود معلم اين کلاس باشيد. حالا که بناست مثلاً پنج روزي در مسافرت باشيد از قبل براي آن برنامه ريزي کنيد. ببينيد در قطار و در کوپه خود چه چيزهايي را ميتوانيد بگوييد، چه قصههاي قابل ذکري داريد که در آن نکات آموزنده و سازندهاي باشد و چگونه ميتوانيد بسياري از اهداف و مقاصد تربيتي را پياده کنيد. هرچه که در مسير با آن برخورد ميکنيد به فرزندتان معرفي کنيد. از تاريخ آن بگوييد، در مورد فوايد و مضار آن بحث کنيد، از نکاتي که ميتواند مايه عبرت آموزي باشد بحث به ميان آوريد چون اين فرصتها کمتر پيش مي آيند و حتي گاهي ممکن است فرصت پديد آيد، ولي ديگر دير شده باشد. مثل زماني که فرزندان شما به سنين نوجواني ، بلوغ و جواني رسيدهاند. شما با گردش دادن فرزند و همراه کردن آنها با خود ، مخصوصاً در هفت سال سوم زندگي او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده ميخواهيد کاري کنيد که او اولاً غم و رنج خود را فراموش کند، ثانياً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفيد و سازندهاي با شما برقرار کند. بر اين اساس بايد مراقب باشيد و سعي کنيد روابط شما با او سالم و طبيعي و به دور از آشفتگي ها باشد. در طول همراهي با او ، سعي کنيد از او کمتر ايراد بگيريد، کمتر انتقاد کنيد و خاطر او را کمتر مشوش سازيد. تذکر اشتباهات او به صورت غير مستقيم ، مشفقانه و حتي در خفا باشد. صبر و تحمل شما در همراهي فرزند بسيار کارساز است. خود دار و مسلط باشيد. بکوشيد به گونهاي برخورد کنيد که دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگي فرد ، که در آن صورت ترميم دل شکسته و تحت کنترل درآوردن او بسيار مشکل است. در اين صورت او حال غزالي را دارد که اگر بگريزد به زحمت ممکن است با شما مأنوس گردد. زيان جدايي ها پدر بايد زمينه ساز انس و الفت از طريق ايجاد رابطه با فرزند باشد. اين رابطه از طرق مختلف در محيط خانه و زندگي فراهم ميشود. مثلاً از طريق تشکيل جلسات مشاوره خانوادگي و شرکت دادن کودک در تصميم گيري ها. وجود چنين نزديکيهايي سبب ميشوند که طفل با پدر احساس صميمت و انس کرده و خود را نسبت به او نزديک بيابد. عدم توجه وعدم همکاري و هم کلامي نسبت به فرزند سبب ميشود که کودکان به تدريج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه کنند، با آنها راز دل بگويند و به تدريج دست خود را از دست پدر بيرون بکشند. گاهي چنين کودکاني به سوي معلمان و يا افرادي که داراي مقامي برترند روي آورده و از پدر ميگريزند. اين امر ممکن است از جهاتي و يا در مواردي به نفع کودک باشد ولي از خطرات و عوارض آن نبايد غافل شد. وجود شکاف بين پدر و کودک و در عوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهي ممکن است به قيمت رسوايي و آلودگي فرزند تمام شود و دامنه آلودگي را به مرز خانواده بکشاند. وقت گذاري پدر فرزندان شما نياز به وقت گذاري شما دارند تا از وجود شما و از زمينههاي انس و الفت شما بهرهاي گيرند. راه و روش زندگي را از شما فرا گرفته و طريق زندگي خود را هموار سازند. شما هرچند که سرگرم و مشغول کار باشيد بازهم به صلاح و مصلحت شماست که در شبانه روز لااقل نيم ساعت با فرزندتان همراه باشيد، با او حرف بزنيد، بگوييد و بخنديد، استراحت و تفريح کنيد. در سايه اين وقت گذاري قادر خواهيد شد رفتار فرزندتان را دريابيد، از ريشه و منشاء آن باخبر شويد، اگر رفتاري ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پيدا کنيد. از تمايلات و خواستههاي او آگاه شويد و در اين رابطه تصميم بگيريد. کودک در آينده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس و ارتباط بيشتري داشته باشد. و حرف و سخن آن کس را بيشتر پذيرا خواهد شد که باب رفافت و ملاحظات با او گشاده باشد. شما در سايه اين وقت گذاري موفق خواهيد شد. رابطه او را با خود ، با اعضاي خانواده و از آن مهم تر با خدا محکمتر سازيد.
  3. Captain_K2

    پدر سالاری چیست

    پدر سالاری چیست جامعه‏شناسان و مردم‏شناسان ، الگوی غالب در روابط خانوادگی را الگوی «پدرسالاری» دانسته‏اند. مهم‏ترین شاخص‏هایی كه برای این الگو ذكر می‏شوند عبارتند از: ریاست پدر بر خانواده، پدر نَسَبی (انتقال نسب از طریق پدر)، پدر مكانی (رفتن زن پس از ازدواج به خانه شوهر) و پدر نامی (انتقال نام خانوادگی از پدر به فرزندان )). در برابر این الگو، الگوی «مادرسالاری» قرار دارد كه با شاخص‏های ریاست مادر، مادر نَسبی، مادر مكانی و مادر نامی تعریف می‏شود. در فرهنگ معاصر غرب نیز الگوی «برابری طلب یا دموكراتیك» ترویج و تشویق می‏گردد كه بر حسب آن، زن و شوهر از حق مساوی و قدرت تصمیم‏گیری برابر در امور خانوادگی برخوردارند. روشن است كه تعریف‏های یاد شده از ویژگی نوع ایده‏آل برخوردارند و از نظر عینی، نمی‏توان مرز قاطع و تعیین‏كننده‏ای بین این الگوها مشخص كرد. در ایران و دیگر كشورهای اسلامی، همانند سایر ملت‏های جهان، الگوی پدرسالاری سابقه‏ای دیرینه دارد و برخی آموزه‏های اسلامی مانند قوّامیت مردان بر زنان و تفكیك نقش‏های اقتصادی زن و مرد، كه در قرآن كریم بر آن تأكید شده، در تحكیم این الگو نقش مؤثری داشته‏اند. گفتنی است تمایز نقش‏های جنسیتی در دیدگاه اسلام، بر خلاف بسیاری از فرهنگ‏های گذشته و حال، عاری از ارزش‏گذاری متفاوت برای نقش‏های گوناگون است و از نظر ارزشی، می‏توان دیدگاهی را به اسلام اسناد داد كه بر برابری جنسی تأكید می‏ورزد.فقهای شیعه عموما بر این مطلب تأكید دارند كه وجوب شرعی اطاعت زن از شوهر به دو مسئله «تمكین جنسی» و «عدم خروج زن از منزل به غیر اذن شوهر» اختصاص دارد و در خارج از این محدوده، توصیه به اطاعت از شوهر جنبه اخلاقی داشته و آزادی و اختیار زن از نظر فقهی كاملاً پذیرفته شده است. به هر تقدیر، قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، طبق ماده ۱۱۰۵ به پی‏روی از شرع اسلام، ریاست خانواده را از خصایص شوهر دانسته؛ همچنان‏كه طبق ماده ۱۱۰۶ نفقه زن را در عقد دایم بر عهده شوهر قرار داده است. با این‏همه، بروز تحوّلاتی در الگوی خانواده پدرمحور در دهه‏های اخیر در ایران، قابل انكار نیست و رواج نومكانی (سكونت زن و شوهر پس از ازدواج در خانه‏ای جدا از خانه بستگان شوهر و خانه بستگان زن) و همچنین كاهش وابستگی اقتصادی زنان به شوهران در نتیجه افزایش میزان اشتغال زنان از شاخص‏های این سیر تحوّلی است. آنچه در این بحث توجه ویژه‏ای می‏طلبد، تبیین این تحوّلات است. در اینجا، این پرسش مطرح می‏شود كه آیا حركت تدریجی در جهت به رسمیت شناختن جایگاه زنان در خانواده و افزایش برابری زن و شوهر را باید در تقابل با آموزه‏های دینی ارزیابی كرد یا می‏توان تحلیل دیگری در این مورد ارائه داد؟ در پاسخ، لازم است بین گرایش اكثریت پایبند به موازین مذهبی و اقلّیت غیرپایبند به دین تمایز قایل شویم. در مورد گروه اخیر، ادعای تقابل هنجارها و معیارهای رفتاری با آموزه‏های دینی كاملاً موجّه و پذیرفتنی است، اما نسبت به اكثریت آحاد جامعه، نه تنها تقابلی به چشم نمی‏خورد، بلكه می‏توان بسترسازی مناسب برای وقوع این تحوّلات را در خود آموزه‏های مذهبی شیعه به روشنی ملاحظه كرد. در این خصوص، یادآوری دو نكته حایز اهمیت است: نكته نخست آنكه فقهای شیعه عموما بر این مطلب تأكید دارند كه وجوب شرعی اطاعت زن از شوهر به دو مسئله «تمكین جنسی» و «عدم خروج زن از منزل به غیر اذن شوهر» اختصاص دارد و در خارج از این محدوده، توصیه به اطاعت از شوهر جنبه اخلاقی داشته و آزادی و اختیار زن از نظر فقهی كاملاً پذیرفته شده است. این پشتوانه نظری باعث می‏شود زنان مسلمان تحصیل، اشتغال، مشاركت اجتماعی و مانند این امور را همچون حقوق مسلّم خود در نظر بگیرند و با جدیّت در این راه‏ها قدم بگذارند. واضح است كه این امر نیز به نوبه خود، در ارتقای جایگاه زنان در درون خانواده به دلیل افزایش استقلال اقتصادی آنان تأثیر می‏گذارد. دومین نكته به مسئله شروط ضمن عقد مربوط می‏شود. به تصریح فقهای شیعه، زن می‏تواند در ضمن عقد نكاح یا هر عقد لازم دیگری، شروطی تعیین كند و شوهر را به پذیرش آن‏ها ملزم گرداند. عده‏ای از فقها حتی این اختیار را برای زن قایل شده‏اند كه وكالت در طلاق را در ضمن عقد نكاح شرط كند. بر حسب همین مسئله، امروزه در قباله‏های رسمی ازدواج، شروط متعددی درج كرده‏اند كه بسیاری از اختیارات گذشته را از شوهر سلب می‏كنند و این امر نیز می‏تواند از شاخص‏های كم‏رنگ شدن نمودهای پدرسالاری در خانواده‏های ایرانی به شمار آید.
  4. ده نکته برای پدر ایدهآل شدن ۱۰ نکته مهم برای اینکه پدری ایدهآل شوید● ۱۰ راه برای بهترین پدر بودن: ▪ آیا از پدر شدن میترسید؟ چگونه میخواهید با این موضوع مواجه شوید؟ نگران نباشید. چه چیزی در مردان وجود دارد که از پدر شدن میترسند و آن را قابل مقایسه به گزیدن مار و حمله های کوسه می دانند. اسکات کلبای(نویسنده) در این زمینه به مردهایی که با این موضوع دست و پنجه نرم می کنند کمک میکند. او مینویسد:"من واقعاً نمیخواستم بچه دار شوم. من مشکلاتی که مردان دیگر داشتند-مطمئن نیستم که پدر خوبی باشم- نداشتم، ترس من از نوع دیگری بود. من نمیخواستم از سرگرمی ها و تفریحاتم دست بکشم، زندگی بی خیال و راحت خودم را دوست داشتم و نمیخواستم آن را به دنیایی از بدبختی و نق زدن ها و کهنه عوض کردن تبدیل کنم." کلبای در کتابی به نام «چه کسی بچه نمیخواست؟» راه های غلبه بر این احساسات که مردان تهدیدی برای خود میدانند نوشت و اینکه چگونه میتوان بر این ترس ها پیروز شد تا یک پدر خوبی شد. ● ۱۰ مورد که به شما کمک خواهد کرد. ۱) نگران پدر خوب بودن نباشید. پدر خوبی بودن تنها این نیست که همیشه بچه به بغل باشید، بدانید که چگونه آروغ بگیرید، بلکه پدر خوب بودن با شوهر خوب بودن شروع میشود، با شریک بودن در تمام لحظات قبل از زایمان شروع میشود. پس اگر میخواهید واقعاً پدر خوبی باشید، ابتدا مطمئن شوید که شوهر خوبی هستید، اگر چیزی وجود داشته باشد که بچه شما به آن نیاز داشته باشد آن، عشق شما به خانه و خانوادهتان است برای اینکه پایه های ازدواجتان را محکم کنید، کار کنید شما وقتی پدر خوبی باقی خواهید ماند که آنها در امنیت باشند. ۲) زندگی روزمره خود را به سرعت شروع کنید. سعی کنید که بعد از بچه دار شدن زندگی عادی خود را از سر گیرید. بعضی از پدر و مادرها در ابتدا که بچه دار میشوند بسیار آشفته میشوند و تا ۲ سال خانه شان را ترک نمیکنند که مبادا آسیبی به فرزندشان برسد. این فقط یک بچه است، نیتروگلیسیرین که نیست! بعد از یکی دو هفته بیرون بروید و زندگی روزمره ای که قبل از بچه دار شدن شما و همسرتان داشتید را آغاز کنید. به خاطر داشته باشید وقتی بچه شما کوچک است، در مسافرتها تمام تجهیزاتی که در یک فروشگاه لوازم کودک موجود است را با خود همراه داشته باشید. کودکتان را به گردش، خرید، سفر با هواپیما و تقریباً هر جایی که قبل از بچه دار شدن میرفتید با خود ببرید. یقیناً خیلی از چیزها با قبل تفاوت کرده است اما باید به شرایط جدید عادت کنید، گذشت زمان استرس موجود در شما و همسرتان را از بین خواهد برد، البته اگر زندگی روزمره را شروع کنید نه اینکه ۲۴ ساعت در خانه باشید و خود را زندانی کنید که همین کار بسیار تنش زا می باشد. ۳) زمانی را برای همسرتان اختصاص دهید برای خودش. من باید به شما متذکر شوم که در زندگی یک کودک اهمیت پدر به اندازه مادر است. مادر شدن بسیار سخت تر از پدر شدن است، او باید بچه را به دنیا بیاورد، او را غذا دهد، از او مراقبت کند و خیلی از کارهای دیگر. اگر به او واگذار کنید در این کار هیچ توقفی نخواهد کرد و محافظت از خودش را فراموش خواهد کرد و خود را به شدت در گیر وظایف مادری میِکند، این موضوع واقعاً مهم است که فرصت کافی به مادر هم بدهید. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که او را مجبور کنید که کمی هم وقت برای خودش صرف کند. هنگامیکه او چرت میزند از بچه مراقبت کنید، همسرتان را برای دیدن دوستانش تشویق کنید و اگر مادرش در نزدیکی شماست وقتی را اختصاص دهید که به دیدار مادرش رود و یا حتی خرید کند و به سینما برود. بیشتر از اینکه خود او بداند به این وقتها نیاز دارد و این بهترین زمان است که شما از کنار فرزندتان بودن لذت ببرید. ازمهمترین راه های یک پدرخوب بودن شوهر خوب بودن است و شما باید همسرتان را اطمینان دهید که او نباید ۲۴ ساعت مادر باشد. ۴) همکاری با یکدیگر. هنگامی که مادر برای تغذیه شبانه بیدار میشود شما هم بیدار شوید. باید بگویم بسیار دشوار است اما شما خوشحال خواهید بود که این کار را انجام داده اید(البته بعداز گذشت زمان و نه در طی آن !). موقع شام شما، نوزادتان فکر میکند باید در یک کشتی دریانوردی باشد و در ساعت ۲ صبح منتظر پذیرایی شما میباشد. وقتی پسر کوچکمان در ساعت ۲ صبح شروع به گریه کردن میکرد و گرسنه بود، همسرم باید برای شیر دادن به او بلند میشد من هم در تمام مدت در کنار او مینشستم و همراه او بودم. ما کارها را با هم تقسیم کردیم، بعد از خوردن شیر همسرم پسرمان را به من میداد تا آروغ او را بگیرم، من واقعاً از این کار لذت میبردم اگر چه همسرم میتوانست این کار را خودش انجام دهد اما از اینکه من هم در جریان کمک کردن به او بودم احساس خوبی داشتم به اضافه اینکه میتوانستم رفیق خودم را بغل بگیرم و به او برای آروغ زدن کمک کنم. به نظر تکراری و خسته کننده میآید که هرشب برای غذا دادن از خواب بیدار شوید اما واقعاً یکی از صمیمانهترین و به یادماندنی ترین لحظاتی که من و همسم در کنار هم داشتیم همین بیدار ماندن برای غذا دادن به پسرمان بود اگرچه زمانهایی بود که هر دو کاملاً خسته بودیم. من شبی را به خاطر میآورم که ساعت تقریباً ۴ صبح بود و ما سعی میکردیم که کهنه بچه را عوض کنیم و او فقط جیغ میکشید و با تمام وجودش لگد میزد او مانند چغندر قرمز شده بود و کاملاً عصبانی بود. من او را خارج از بدنم نگه داشتم که پرده گوشم پاره نشود، وقتی به همسرم نگاه کردم که در این شرایط سعی دارد کهنه او را عوض کند و هر دو از پا در آمده بودیم، همزمان با هم بی اختیار از خنده منفجر شدیم و او با صدای خنده ما ساکت شد، ما برای ۲۰ دقیقه بلند میخندیدم و او این خنده ها را درک نمیکرد، بالاخره ما توانستیم او را عوض کنیم و بخوابانیم و بعد هم خودمان به بسترمان رفتیم. بلند شدن در دفعات زیاد در طول یک شب بسیار سخت است؟ اوه. آیا من می توانستم به تنهایی همه کارها را انجام دهم؟ البته که نه؟! من تصور نمی کنم همسرم هم این را بخواهد و دلیل من برای بودن در کنار او هم همین بود. من به شما می گویم که لگدهای زیادی خواهید خورد اما قول می دهم جان سالم به در خواهید برد و وقتی که به گذشته نگاه کنید خاطرات خوشی را به یاد خواهید آورد. آهای من به شما گفتم فرزند داشتن عالی است نگفتم راحت است. ۵) با بچه ها به مهربانی رفتار کنید. با فرزندتان مهربان باشید مخصوصاً هنگامیکه او بزرگتر میشود، بچه ها به محبت نیاز دارند، آنها عشق لفظی را در هیچ سطحی نمیفهمند برای فرزندی که محبتی از پدرش نمیبیند گفتن بابا دوست داره کاملاً بی معنی است. بدانید که بچه ها کوچکترین تماس محبت آمیز، در آغوش گرفتن و بوسیدن آنها را به خوبی درک میکنند، این راه اصلی محبت به فرزندتان است، اما بعضی از پدرها احساس میکنند ابراز احساسات زشت است و آن را سرکوب میکنند یک کودک در تمام مدت نیاز دارد که عشق را احساس کند کودکی که عشق را شناخته باشد شاد است و هنگامیکه شما را میبیند میدود و به سوی بازوان شما میپرد. شما هرگز از محبت کردن به فرزندتان پشیمان نخواهید شد، زیرا شما به قلب کوچک فرزندتان راه یافتهاید. با یک اشاره به پیشانی او و یا آغوش گرفتن کوتاه قبل از رفتن به مدرسه و یا فقط آشفته کردن موی او، پیغام عاشقانه خود را به او رسانده اید. یک تماس محبت آمیز به طور شگفت آوری نیرومند است برای رساندن پیام به فرزندتان همیشه کلمات نمیتوانند مفهوم را برسانند. ۶) نگاهی به گذشته خودتان. با فرزندتان طوری رفتار کنید که دوست داشتید در کودکی با شما رفتار شود، نگاهی به گذشته بیندازید، ببینید که چگونه پدرتان به شما ابراز محبت میکرد و شما این شدید. اگر شما پدر خوبی داشتید هر آنچه که او به شما نشان داده است را به خوبی بکار بگیرید و اگر پدر خوبی نداشتید، این هم شانس شما بوده است، این یک فرصت طلایی است برای جبران تمام بی انصافیهایی که پدرتان در حق شما کرده بود، با فرزندتان بهتر، احساسی تر و عاشقانه تر از آنچه که پدرتان با شما بود،باشید. این یک شانس است که شما به پدرتان نشان دهید چه چیزی یک پدر را در نظر فرزندش دوست داشتنی و خوب جلوه می دهد. عشق، شکیبایی و درک مهربانی را با رفتار خودتان به فرزندتان بیاموزید. ۷) فرزندتان را هرگز آزار ندهید. هرگز و هرگز با فرزندتان بدرفتاری نکنید، حتی یک دلیل هم برای آسیب رساندن به بچه و یا همسرتان وجود ندارد. منتها درجه بزدلی و رسوایی است برای تمام پدرانی که به زن و یا فرزندشان آسیبی برسانند. امکان ندارد شما پدر خوبی باشید و فرزند و مادر فرزندتان را آزار دهید. شمایی که در تمام زندگیتان سخت کار کرده اید تا به اینجا رسیده اید. هرگز کودکتان را حتی با کلمات هم تنبیه نکنید، هرگز به او احمق یا سبک مغز با هر اسمی که او فکر کند کمتر از آن چیزی است که هست نگویید او را طوری تربیت کنید که بیمحلی شما برایش تنبیه باشد. اعتماد به نفس داشته باشد و عشق بورزد و ستایشگر و قدر شناس باشد. ۸) تربیت بچه ها. توصیه برای تربیت بچه ها همه جا وجود دارد که همگی با هم متناقض هستند پس احتیاط کنید. صدها کتاب وجود دارد که چگونه والدین خوبی باشید و چگونه فرزندتان را تربیت کنید. یک کتاب می گوید اگر بچه تان گریه کرد، آو را در آغوش بگیرید، کتاب دوم میگوید اجازه دهید گریه کند، کتاب سوم میگوید اول او را در آغوش بگیرید سپس اجازه دهید گریه کند، کتاب چهارم... . شما هم باید ایدهای بگیری متأسفانه استدلال عقلی، راهنمای رسمی و اختیار مطلق برای تربیت بچه ها وجود ندارد. شما از کجا میدانید که کدامیک درست است؟ شما نمیدانید. بنابراین باید تحقیق کنید و برای خودتان تصمیم بگیرید. با دیگر والدین صحبت کنید، کتابهای زیادی بخوانید، مجله های تربیتی و مقاله های اینترنتی را فراموش نکنید. تمام اینها در انتخاب و تشخیص درست به شما کمک خواهد کرد. به دنبال چیزی نروید که در دلتان به آن احساس خوش آیندی ندارید. اگر در نظر شما نادرست است احتمال دارد که نادرست باشد. کوهی از اطلاعات در اینترنت وجود دارد اما همه آنها درست نیستند، به عقلتان رجوع کنید، به ندای قلبتان گوش دهید، این صدای کوچک معمولاٌ شما را از اشتباهات محفوظ میدارد. ۹) از هر دقیقه تان لذت ببرید. از زندگیتان لذت ببرید، همه چیز به سرعت میگذرد پسر من الان ۷ سالش است و اگر شما بپرسید که این ۷ سال چگونه گذشت، به شما خواهم گفت مثل برق و باد، شاید به اندازه ۲ روز و یا شایدم ۲ روز و نیم! زمانی که شما با کودکتان هستید بی قید و شرط مانند پروازی با شکوه است. زمان خود را برای او صرف کنید، در روزی که بیمار است با او تماس بگیرید، برای تفریح با او به پارک بروید، فررزندتان را تا مدرسه همراهی کنید، هدف او برای پرتاب یک سطل توپ شوید، داوطلب مربی تیم فوتبال او باشید، به من اعتماد کنید شما در بستر مرگ هرگز نخواهید گفت که کاش در دفتر کارم بیشتر وقت صرف میکردم خواهید گفت کاش زمان بیشتری در کنار فرزند و همسرم بودم. ۱۰) بدانید که فرزندتان از شما چه انتظاراتی دارد. بیاموزید که بچه ها از پدر خود چه میخواهند؟ از یکی از دوستانم شنیدم که میگفت بچه ها اهمیت نمیدهند که کار شما چیست؟ چه مقدار جایزه و اعطای منصب داشته اید؟ و یا چه درجه ای دارید؟ آن چیزی که بچه ها بیشتر از همه میخواهند زمانی است که با او هستید. آنها توجه شما، گوش شما و نظر شما را فقط میخواهند. آنها میخواهند در نزدیکی شما باشند. به وقتی که برایشان اختصاص میدهید نیاز دارند. دوستم میگفت حتی وقتی شما روی تختتان دراز کشیده اید بچه ها احساس خوبی دارند، آنها فقط میخواهند با شما باشند. حالا اگر به حد کافی درکنار آنها نباشید چه اتفاقی میافتد؟ مشکلات شروع میشوند. آنها کارهایی میکنند که توجه شما را جلب کنند و البته غالباً هم نسنجیده میباشند. کودکی که پدر، زمان بیشتری برای او صرف میکند زحمت کمتری دارد، او نیازی ندارد کاری بکند که توجه شما را به خود جلب کند. بسیار خب، حالا شما میدانید آنها چه میخواهند؟ هر داستانی که برایشان بخوانید، هر رفتاری از شما، هر به آغوش کشیدنی، هر بوسه ای، تمام زمانهایی که صرف تربیت او میکنید، هر زمانی که اشک او را پاک میکنید، هر زمانی که برایش ذرت بو داده میخرید و به سینما میروید و هر دلسوزی شما را کودکتان میبیند و درک میکند. مهربانی شما، دانش شما، مثالهای شما، شوخی های شما در او تأثیر میگذارد. به خاطر داشته باشید شما سر مشق یک زندگی کوچک و یک ذهن کوچک بسیار تأثیر پذیر هستید، شما قهرمان او هستید. به او نشان دهید که وقتی بزرگ شد چگونه باشد. وقتی بزرگ شد به او افتخار خواهید کرد و شگفت زده خواهید شد چون او خود شماست و شما میتوانید در زمان پیری، جوانیتان را ببینید. بر گرفته از کتاب «چه کسی بچه نمی خواست؟» نویسنده اسکات کلبای (Scott Kelby)
  5. بيست کپسول برای پدر و مادرها ۲۰ کپسول برای پدر و مادرهای خانه۱) اهمیت نقش پدر در تولد فرزند سالم و آرام وضعیت جسمی و روحی پدر نیز مانند مادر در تولد نوزادی سالم و آرام، نقش قابل ملاحظهای دارد. نقش حمایتی و عاطفی پدر بیش از هر فرد دیگری میتواند در آرامش مادر و جنین نقش داشته باشد. حس نزدیکی و آرامش مادر، تحت تاثیر ارتباط مثبت موثر و معنوی پدر، نقش موثری در مراحل تکامل جنین و حتی شیر مادر پس ازتولد نوزاد دارد. ۲) جمع و جور کردن و مسولیت پذیری در کودک بسیاری از والدین از اینکه بچه ها وسایل خود را جمع نمیکنند، شکایت دارند. برای حل این مشکل، لازم است در ابتدا به آنها آموزش دهیم و بعد انتظار انجام آنرا داشته باشیم. برای این منظور در دفعات اول لازم است با هم و به صورت یک بازی، بعد از اتمام زمان بازی کودک( البته لازم است نیم ساعت قبل، خیلی آرام و دوستانه، اعلام کنیم که وقت بازی تمام شد) با صدایی بلند و شاد اعلام کنیم که حالا وقت جمع آوری وسایل است، بعد از او بخواهیم تک تک اسباب بازیها را با نام پیش ما بیاورد و بعد بگوییم که جای هریک کجاست، تا خود وی آنها را جابهجا کند، البته خنده و شوخی و تشویق نهایی نیز از ابزار ضروری است که نباید فراموش شود. به مرور زمان که کودک جای وسایل را یادگرفت، یادمیگیرد که بعد از بازی لازم است وسایلش را جابهجا هم بکند. و دیگر نیازی به تکرار بازی جمع آوری نداریم. ۳) تساوی یا تشابه!؟ بزرگ کردن دختران و پسران به شکل مشابه کارآمد به نظر نمی آید. همان طور که دختران به طور کلی تفاوتهای ساختاری و فطری با پسران دارند، والدین باید با آنها به گونه ای متفاوت برخورد کنند تا مطمئن شوند شرایط و فرصتهای برابری برای آنها ایجاد کرده اند. تساوی دو جنسیت به معنای این نیست که بگوئید: «من دختر و پسرم را به طور مساوی بزرگ کرده ام.» در عوض ما باید نیازهای مختلف عاطفی، اجتماعی و فیزیکی فرزندانمان را با توجه به واقعیتهای وجودی آنها شناخته و برآورده کنیم و این باید به گونه ای باشد که شرایط مساوی برای هر دو ایجاد شده باشد. و این همان پیغام تساوی حقوق زن و مرد در اسلام است که باید در عین توجه به تفاوتها اعمال شود. ۴) چرا گاهی اوقات با هم بودن برای یک پدر و پسر سخت است؟ بسیاری از مادرها دوست دارند شوهرانشان در ارتباط با بزرگ کردن پسرهایشان بیشتر درگیر شوند. یکی از دلایلی که پدرها ارتباط خود با پسرهایشان را از دست می دهند این است که آنها فکر می کنند همسرشان متخصص کودکان است یا شاید فکر می کنند این وظیفه پدر نیست که در مورد مدرسه، تکالیف یا دوستان کودکش از اوسؤال کند. پدران با پسرانشان به گونه ای متفاوت از دخترانشان رفتار می کنند. به عنوان مثال: آنها با دخترانشان با لحنی ملایم تر صحبت می کنند بنابراین متقابلا اگر یک پدر از پسرش خیلی سؤال کند آن پسر ممکن است فکر کند که «پدرم هرگز از من راضی نیست اصلاً فرقی نمی کند که من چه می کنم.» بنابراین لازم است پدران نیز با پذیرش تاثیر فوقالعاده خود در پرورش فرزندان و خصوصا پسران خود، ترس را کنار گذاشته و با نیازهای واقعی پسران خود نیز به صورت واقعی برخورد کنند. ۵) کلیشه های اجتماعی بسیاری مواقع کلیشه های اجتماعی مانع از رفتارهای درست و موثری میشود که بعضا خود ما هم وجود آنها را لازم می دانیم. مثلا هنگامی که فرزند پسر ما از بدرفتاری همکلاسی هایش شکایت میکند، او را به گرفتن حق و حتی دعوا با همکلاسان تشویق میکنیم و اگر فرزند دختر ما این مساله را مطرح کند، او را به متانت و حتی گذشت افراطی به منظور پیشگیری از برخورد و آسیب دیدن تشویق میکنیم، آیا در این پیغامها تفاوتهای فردی خاصی را که حتی ممکن است آنها را تایید نکنیم به فرزندان القا نمیکند؟! ۶) تفاوتهای دختران و پسران آگاهی از تفاوتهای دختر پسربرای والدین بسیار حیاتی است چرا که در این صورت قادر خواهند بود محیط آموزشی مناسب و امنی برای همه بچه ها ایجاد کنند که نه تنها منصفانه باشد بلکه مثمرثمر نیز واقع شود. تفاوتهای بین دختران و پسران فقط تفاوتهای رفتاری نیست. احتیاجات عاطفی آنها هم مجزا از هم است. ۷) اگر مایلید موثرترین اثر را بر فرزند خود داشته باشید!! خانواده متعادل، هم کانون محبت و احترام است و هم مرکز انضباط و اقتدار؛ کودک بر اثر محبت شور انگیز و اقتدار آرامش بخشی که در خانواده میبیند، میکوشد تا هر چه بیشتر با آن همنوایی کند؛ به این ترتیب خواه‎‎ ‎ناخواه، هنجارهای آن را میپذیرد و اعضای آن را الگو قرار میدهد. ۸) معنویت و کودکی در سنین کودکی با سوالاتی در زمینه خلقت و خداوند این نیاز فطری نمایانده میشود و در سنین نوجوانی خداجویی اوج میگیرد حتی در افرادیکه در فضایی معنوی و دینی زندگی نمیکنند این احساس نیاز ایجاد میشود، اما عامل مهم در حفظ و توسعه این حس محیط اطراف و نوع رفتارها و تاییدهای اطرافیان است،کافیست در زندگی عملی حضور خداوند را در نظر بگیریم و به سوالات کودک با آرامش و در حد درک او پاسخ دهیم و خداوند را به عنوان مظهر عشق و بخشش و در برگیرنده تمام زیباییها و قدرتها و عاشق بر بنده نمایش دهیم. تا با اعتماد به عشق و پشتوانه الهی،آرامش یافته و به شناخت مطلوب دست یابند. ۹) تبعیض بچه ها پدر و مادری را دوست دارند که بین آنها تبعیض قائل نشوند، تبعیض نگذاشتن به این معنا نیست که با همه بچههایشان یکسان رفتار کنند، بلکه بچه ها با هم فرق دارند و رفتار بر اساس تفاوتها مانعی ندارد، مساله مهم این است که همه آنها به درک و محبت یکسان از سوی والدین برسند. برای این منظور کافیست در مجادلات آنها دخالت نکرده و نقش قاضی را بازی نکنید. ۱۰) بچه ها و والدین بچه ها از امر و نهی ها و حرفهای شما نمی آموزند بلکه آنچه شما عملی انجام میدهید الگویی واقعی برای آنها خواهد بود. پس از حرفهای تکراری پرهیز کنید و آنچه مایلید فرزندتان بیاموزد به صورت عملی به او نشان دهید. ۱۱) تنبیه تا کجا؟! یکی از ظرافت های هنر تربیتی این است که هرگز در هنگام تنبیه ، کودک را تا مرحله ای از پافشاری پیش نبریم که در آن خود را محکوم یافته تلقی کند ، بلکه مقاومت مانع را چنان حساب کنیم که بتواند بر آن فائق آید و تنبیه ، ابزاری برای آگاهی باشد و نه برای ترس و تهدید. ۱۲) حمایت و تربیت! معمولاً پدر و مادر در اثر حمایت و محبت نمی توانند کودک را به قدر کافی به خود واگذارند. در محبت نمودن معتدل باشید، زیرا ساختمان تربیت متعالی بر شانه های محبت متعادل بنا می شود. کودک در خانواده به خاطر مراقبت های افراطی و بایدها و نبایدها غالباً خودش نیست، همه چیز را طوطی وار اقتباس می کند؛ او به جای این که نقش بگیرد، نقش بازی می کند. بنابراین اجازه بدهید کودک، هنر خود بودن و خود شدن را در خود شخصاً کشف کند . ۱۳) مقابله با تاثیرات نامطلوب اخبار نامطلوب موضوعاتی از قبیل آدم ربایی، قتل و خشونت و ... در نظر کودکان، جهان را به عنوان مکانی تهدیدکننده، آشفته و بیگانه جلوه میدهد ، برای مقابله با این اخبار آزاردهنده و خشونت آمیز، بهترین راه، صحبت کردن با کودکان درباره هر آنچه که آنها می شنوند یا می بینند، است که در نتیجه آن کودکان نسبت به این اخبار وحشتناک منطقی تر عکس العمل نشان می دهند. با دادن توضیحاتی روشن ولی مختصر به بحث آن مورد بپردازید، به این معنا که حقیقت را باید به کودک گفت تا حدی که نیاز است ولی نه کاملاً واضح بلکه به آن حدی که کودک علاقه به دانستن آن دارد، بسنده کنید. ۱۴) درمان افسردگی کودکان افسردگی کودکان اغلب موقتی و نوسانی است و به ندرت ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد. در اکثر موارد نیز با مراجعه به متخصصان روانشناس و مشاور و عملکرد موثر در جهت درمان، کاملاً بهبود می یابد، بدون آنکه نگرانی خاصی ایجاد کرده و یا اینکه تا بزرگسالی ادامه پیدا کند. ۱۵) چاشت نیمروز کودکان در مدرسه ۱/خوراکیها نباید از مواد غذایی قابل فساد باشد.۲/خوراکیها نباید آلرژیزا باشد یا باعث خواب آلودگی شوند.( برخی مواد غذایی حجیم باعث انباشتگی معده و کسالت میشوند.)۳/خوراکیها باید کم حجم و مقوی باشد.۴/مقرون به صرفه باشد. و توصیه نهایی اینکه بهتر است از ساندویچهای خانگی سالم، نان و پنیر، شیرهای پاستوریزه مدت دار، خرما، انجیر، خشکبار( انواع برگهها) و میوهها به عنوان تغذیه میان وعده فرزندان در مدرسه استفاده کنیم. ۱۶) برطرف کردن انسداد و خفگی در کودکان ۱ تا ۷ سال در صورت لزوم، فراهم کردن شرایط انتقال فوری به بیمارستان /۱) اگر کودک میتواند نفس بکشد، او را تشویق کنید که به سرفه کردن ادامه دهد؛ ممکن است با این کار، انسداد برطرف شود. ۲) اگر نشانههای ضعف در کودک آشکار شده و یا او تنفس و سرفهاش را قطع کرده است، چند ضربه به پشت او بزنید. کودک را کاملاً به جلو خم کنید و با استفاده از کف دست، حداکثر ۵ ضربه به فضای بین دو کتف وارد کنید. دهان کودک را بررسی کنید. ۳) اگر با ضربه زدن به پشت، انسداد رفع نشد، چند بار قفسه سینه را فشار دهید. پشت کودک بایستید یا زانو بزنید. یک دست خود را بگیرید. این منطقه را سریع به داخل و بالا بکشید. حداکثر ۵ بار (هر ۳ ثانیه یک بار) قفسه سینه را بفشارید. در صورت رفع شدن انسداد، این عمل را متوقف کرده و دهان کودک را بررسی کنید. ۴) در صورتی که با فشردن قفسه سینه نتوانستید انسداد را رفع کنید، شکم را فشار دهید. دو دست خود را به دور قسمت بالایی شکم کودک بپیچید. دقت کنید که او کاملاً به جلو خم شده باشد. مشت گره کرده خود را بین ناف و قسمت پایینی جناغ قرار دهید. در صورت رفع شدن انسداد،این عمل را متوقف کنید. دهان کودک را بررسی کنید. ۵) اگر انسداد هنوز برطرف نشده است، گامهای ۴-۲ را حداکثر تا ۳ بار تکرار کنید. ۶) اگر باز هم برطرف نشد، با مرکز اورژانس تماس بگیرید و آمبولانس درخواست کنید. اقدامات قبلی را تا زمان رسیدن نیروهای امدادی یا بیهوش شدن کودک ادامه دهید. هشدار! اگر کودک در یکی از مراحل بیهوش شد، راه تنفسی را باز کنید، تنفس را کنترل کنید و احیای تنفسی را آغاز کنید. اگر نمیتوانید به تنفس اثربخش دست پیدا کنید، باید بلافاصله ماساژ قفسه سینه را به منظور برطرف ساختن فوری انسداد آغاز کنید. ۱۷) معیارهایی برای اتاق کودک - از میان شکل ، جنس و رنگ اشیاء ، کودکان بیش از همه به رنگ توجه دارند و فضاهای رنگی برای آنها جذاب است و در طرح های رنگارنگ، طرح هایی با لکه های بزرگ رنگی یا زمینه های رنگی قوی بیش از طرح های ریز نقش و نامفهوم نظر کودکان را جلب می کند. - رنگ های شاد با شدت بالا مشتمل بر سه رنگ اصلی (زرد ، قرمز ، آبی) و رنگ های مکمل آنها (سبز ، نارنجی ، بنفش) بیش از رنگ های ترکیبی مورد توجه کودکان است.- پس از رنگ ، اشکالی که از ترکیب سه شکل خالص هندسی (مربع ، مثلث و دایره) ایجاد شده باشند بیشتر از شکل واقعی اشیاء جذابیت دارند. فانتزی نمودن اشکال با استفاده از تقسیم آنها به سه شکل ذکر شده موجب شادی کودکان می شود. ۱۸) ابراز وجود و نوجوانی ابراز وجود با توجه به نقش فزاینده خود در زندگی، بسیار قابل توجه و مهم است. خصوصا دردوران نوجوانی که با اوجگیری احساسات استقلال طلبانه و گسترش روابط دوستانه و پیوند با گروههای دوستانه و خارج از خانواده همراه است. بنابراین با وجود تاثیر عظیمی که دارد، لازم است تا والدین با توجه به نکاتی که گفته شد و کمی دقت نظر و پشتکار، جهت ایجاد چنین رفتارها و عاداتی در کودک و تمرین و تکرار آن تا دوره نوجوانی به راحتی با انجام تمریناتی پرورش این حس را بهبود بخشند تا نوجوانان از یک زندگی فعال و روابطی موثر و دو طرفه بهره مند گردند. ۱۹) توجه به پیامهای مخاطب در ابراز وجود کردن، توجه به پیام گوینده نیز ضروری است. باید ببینند طرفشان دارد درباره چه موضوعی صحبت می کند. نکات مهم صحبت او چیست و روی چه چیزهایی تاکید بیشتری دارد. شاید مقصود او چیز دیگری باشد. به نکات ضعف و قدرت او در ارتباط نیز پی ببرد و مطمئن باشند او هم چندان راحت اقدام به چنین در خواستی از وی نکرده است و او نیز در موقعیت چندان راحتی نیست. از این نکات میتوانند بهره مفیدی برای دفاع از حق خود ببرند. ۲۰) و بپذیریم ... بسیاری از والدینی که فرزندان نوجوان دارند در پی تلاشهای متعدد جهت تغییر خصوصیات و خلقیات فرزندان، آنقدر با آنها درگیر میشوند که دیگر نوجوان نمیتواند باور کند که آنها دوستش دارند و برای صلاح خود او تلاش میکنند. هر چند بعضا والدینی نیز هستند که به دلیل عدم توانایی پذیرش تفاوتها، دوست دارند نوجوانشان آینه تمام نمای خواستهای آنان باشد و استقامت و استقلال طلبی نوجوان را مانع آن میدانند. اما بسیاری مواقع پذیرش نوجوان، همین گونه که هست و فرصت دادن به او برای آزادانه تصمیم گرفتن، بهترین راه حل برای کاهش اختلافات و درگیریهاست و چه بسا در سایه همین آرامش، نوجوان به دور از جبهه گیری و غرض ورزی، راهنمایی والدین را بپذیرد و در همان جهت گام بردارد. لازمه این احساس، پذیرش است. والدین باید نوجوان را به عنوان موجودی که در حال گذر از کودکی به بزرگسالی است و در حال رسیدن به استقلال است بپذیرند و به او اجازه حرکت آگاهانه را بدهند.
  6. اثرات محرومیت از پدر بر روی فرزندان اثرات محرومیت از پدر بر روی فرزندانخانواده ای متعادل است که در آن ۲ رکن و ۲ استوانه وجودی یعنی مادر و پدر حاضر باشند و همچون دو کفه ترازو وضعی متوازن و متعادل پدید آورند. مطمئنا اگر یکی از این دو کفه غایب باشند، تربیت کودک دچار عارضه خواهد شد. در گذشته یتیمی و بی پدری وجود داشت ، اما مرگ باعث آن می شد نه طلاق ، جدایی و ترک اعضای خانواده ، اما متاسفانه فقدان پدر در عصر ما یکی از غیرمنتظره ترین و عجیب ترین وقایع اجتماعی است. این شرایط موضوعی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد چگونگی رابطه مادر و کودک است. اثرات حضور پدر در خانواده بسیار زیاد است و برای این که به اهمیت این نقش مهم بیشتر پی ببریم ، کافی است بدانیم تصور کودک از پدر چیست. او پدر را مسوول خانه ، عامل ایجاد نظم و امنیت ، عامل اجرای قانون و انضباط و سر و سامان دهنده امور زندگی می شناسد. پدر روح وجودی خانواده است ، چراغ منزل است. حضور پدر در خانواده عامل رشد و دلیلی برای چرخیدن امور خانواده براساس نظم و قاعده است. در سایه حضور او هر کس می داند چه کند و به انجام وظیفه خود می پردازد. هیچ کس حق تخطی از مرز و تجاوز از حدود را ندارد و همه باید در مرز قواعد خانه سیر کنند. پدر برای کودک همدم ، همبازی ، رفیق و مانوس است. کودک حضور او را برای خود مغتنم می داند و در کنارش احساس غرور و سرافرازی دارد. با سخنان او می خندد، می آموزد و از طرز برخورد او با همسر راه و روش زندگی را درک می کند. حضور پدر سبب ایجاد شخصیت سالم در کودک می شود و ناسازگاری و رفتارهای ضداجتماعی او را از میان می برد. با استفاده از رهبری های پدر در راه و رسم درست گام می نهد و به تکمیل و تکامل خود می پردازد. احساس امنیت می کند و به زندگی دلگرم می شود. بسیاری از متخصصان جرم شناسی ، حضور پدر را در خانواده بهترین عامل پیشگیری از انحرافات به حساب آورده اند و یادآور شده اند برای جلوگیری از انحرافات نوجوانان ضروری است پدران را از خیابان ها و مراکز عمومی جمع و به سوی خانه ها روان کنیم. دختران و محرومیت از پدر عوارض ویژه غیبت پدر تحت تاثیر عواملی نظیر شخصیت مادر، زمینه های اقتصادی اجتماعی و وجود یا نبود خواهر، برادر و همچنین جنسیت کودک قرار دارد. برخی گزارش ها حاکی از این است که دخترها کمتر از پسرها تحت تاثیر فقدان پدر قرار می گیرند و برخی دیگر نیز حاکی از آن هستند که دخترها در این شرایط در زمینه رشد روابط با جنس مخالف و رشد اجتماعی آسیب می بینند. دختران فاقد پدر اغلب در مواجهه با مشکلات خود بسیار آسیب پذیر و شکننده هستند. بسیاری از محققان معتقدند رفتارهای پرخاشگرانه ای که دختران در بازی با عروسک ها ابراز می کنند، ممکن است انعکاس تعرض آنها با مادران خود باشد و علایمی نظیر ناسازگاری مداوم در مدرسه و رفتارهای احساسی در بین دختران فاقد پدر که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، مشاهده می شود. چنین رفتارهایی ممکن است تجلی کمبود دختران در برقراری روابط معنی دار با یک مرد بالغ در محیط زندگی خانوادگی خود باشد. این در حالی است که بسیاری از مطالعات جدید نشان داده اند که حضور پدر یکی از عوامل موثر مهارت دختران در ریاضیات است و در کنار سختگیری پدرانه مدت زمانی که پدران صرف خواندن با فرزندانشان می کنند باعث افزایش قدرت کلامی دخترانشان می شود. ارزیابی مادر از پدر نگرش مادر نسبت به پدر عامل مهمی در رشد نقش جنسیتی کودک و شخصیت اوست. در ازدواج های موفق تایید احساسات مثبت کودک نسبت به پدر از سوی مادر نقش بسیار مهمی دارد. چنین مادرانی با تایید پدر به عنوان یک الگو به همانندسازی پسران کمک می کنند و نیز تنشهای احتمالی بین پدر و دختر را از طریق ارتباطی که در آن احترام و ارزش برای پدر وجود دارد کاهش می دهند.نگرشهای مادر زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که وی دارای فرزند مذکر و همچنین فاقد شوهر باشد. ارزیابی مادر از غیبت پدر اغلب با دلایلی که برای آن غیبت آورده می شود، مرتبط است. بحث در مورد اثرات غیبت پدر بر کودکان برای هر مادری ممکن است ناخوشایند باشد؛ اما این موضوع هنگامی ناخوشایندتر است که غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه باشد. در واقع، اثرات غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه به مراتب شدیدتر از اثرات فقدان پدر به علت مرگ آن بر فرزندان است. عامل بسیار مهمی که این اثرات را به میزان زیادی تعدیل می کند، رابطه کودک با مادرش است. رابطه بین پدر و کودک پیش از غیبت پدر و نیز سن کودک هنگام شروع غیبت نیز عوامل مهمی در تعیین چگونگی نگرشهای مادر نسبت به پدر هستند. به عنوان مثال ، برای پسر فاقد پدری که تا ۱۰ سالگی رابطه مثبتی با پدر داشته ، احتمال کمتری وجود دارد که تحت تاثیر نگرش های منفی مادر نسبت به پدر قرار گیرد تا پسری که از محبت و تربیت پدری حتی قبل از آن که فاقد پدر شود، محروم بوده است. مادری که نسبت به جنس مذکر نگرش مثبتی دارد، رشد شخصیتی کودک را تسهیل می کند. برای مثال او با تمجید از شایستگی های عموی پدر و یادآوری محاسن او می تواند به فرزندش کمک کند تا ارزش مذکر بودن را بیاموزد. از طرف دیگر، کم بها کردن جنس مذکر بویژه پدر ممکن است سبب شود کودک تصور مناسبی از مردها نداشته باشد. پسری ، محروم از الگوهای مردانگی حضور کم پدر، بویژه طی نوزادی و اوایل کودکی ، غالبا منجر به افزایش شدت رابطه عاطفی بین مادر و کودک می شود. دلبستگی شدید و نسبتا انحصاری ممکن است تقابل با همسالان و رشد نقش جنسیتی کودک را بشدت بازداری کند. تعارض های نقش جنسیتی بیشتر در جوامعی وجود دارد که کودکان و نوجوانان رابطه نسبتا انحصاری با مادرانشان دارند. پسر محروم از پدر، علاوه بر نداشتن یک الگوی مناسب نقشهای مردانه ، احتمالا با مادری مواجه می شود که رفتار مردانه را تشویق نمی کند. اغلب پسران محروم از پدر از سوی همسالان خویش به علت فقدان رفتار مردانه ، بویژه هنگام شروع سال تحصیلی یا در بازیها، مورد طرد قرار می گیرند. در اینجاست که کودک دچار اغتشاش و تعارض در نقش جنسیتی خود می شود، زیرا بین آنچه مورد توجه و تشویق مادر است و آنچه همسالان می پسندند تفاوت وجود دارد. چنانچه کودکی از نظر عاطفی و آموزشی شدیدا به مادرش متکی باشد، ممکن است نقشهای مردانه را کسب نکند. با این حال ، حفظ ثبات و همسانی در رفتار براساس یک معیار درونی از صفات مردانه و زنانه برای یک پسر فاقد پدر ممکن است بسیار مشکل باشد و منجر به اضطراب در وی می شود. مراقبت های افراطی مادر نگران مراقبت افراطی مادر یکی از پیامدهای محرومیت از پدر است. در خانواده هایی که مراقبت و حمایت بیش از اندازه مادر وجود دارد، پدر عموما نقش منفعل و بدون کارآیی دارد. چنانچه پدر وجود نداشته باشد، اغلب احتمال ایجاد یک نوع الگوی مراقبت افراطی از سوی مادر افزایش می یابد. در این میان سن کودک در هنگام شروع غیبت پدر یک عامل اساسی است. پسری که هنگام نوزادی یا سالهای اول کودکی به هر دلیلی از نعمت پدر محروم می شود، احتمال بیشتری دارد که از سوی مادرش مورد مراقبت و مواظبت افراطی قرار گیرد. اما چنانچه محرومیت از پدر زمانی شروع شود که سن پسر بالاتر است ، ممکن است انتظار داشته باشد بسیاری از امور و مسوولیت هایی را که قبلا پدر انجام می داده است ، پسر برعهده گیرد. محرومیت از پدر طی دوره هایی از رشد ممکن است کودک را مستعد وابسته شدن بیش از حد کند. با مطالعه کودکان کلاس اول مشخص شده است بیشتر کودکانی که از سوی معلمانشان به عنوان افراد بیش از حد وابسته ارزیابی می شوند، از خانواده هایی هستند که در آنها محرومیت از پدر وجود داشته است. در این مطالعه از میان هر ۲۰کودک بیش از حد وابسته ۱۳نفرشان مربوط به خانواده هایی بوده اند که در طول ۳سال اول زندگی این محرومیت را داشته اند. بسیاری از پسران کوچکی که در عروسک بازی نقش دخترانه به خود می گیرند مادرانی داشته اند که فعالیت آنان را در خارج از خانه محدود می کنند و در مقایسه با دیگر مادران رفتارهای استقلال طلبانه و مردانه کودکشان را کمتر تشویق می کنند. بسیاری از پاسخهای غیرمعمول مادران فاقد شوهر نشان می دهد که آنان می ترسند کودکانشان از نظر جسمانی آسیب ببینند یا وقتی بزرگتر شدند نتوانند آنها را کنترل کنند.
  7. پدری که سخن از مدیریت اوست دو شأن دارد، شأن مردانگى که به او اقتدار، قاطعیت و صلابت مى‏بخشد و شأن پدرى که وى را سرشار از مهر و شفقت نسبت به فرزند مى‏نماید و پدر در مسیر تربیت به هر دو این امور نیازمند است. محبتى که او را به سهل‏گیرى و آزاد و رهاگذاشتن کودک ترغیب مى‏نماید و قاطعیتى برخواسته از دوراندیشى و ژرف‏نگرى که او را معتقد به استحکام و سختگیرى مى‏کند. تربیت کودک باید حول دو محور متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد. یکى سهل‏گیرى و واگذارى و دیگرى سختگیرى و کنترل، ضمن رعایت حد اعتدال در این دو شیوه متضاد. رمز بزرگ و هنر ظریف تربیت متعادل براى پرورش شخصیت متعالى کودک توسعه‏یافتگى این دو محور متضاد است. در دوران طفولیت نمایش مهر و محبت پدر بیشتر از دو طریق محبت محسوس و با صراحت و محبت از طریق بازى قابل اجراست. مدیریت پدر باید بر پایه این دو اصل کلى بنا شود و پدر وظایف خود را در حیطه تربیت با رعایت اعتدال و بکارگیرى درست و منطقى این دو اصل مهم انجام دهد. نقش مهر پدرى در تربیت کودک پدر از طرق مختلفى مى‏تواند مهر خود را به فرزند بنمایاند. اما در دوران طفولیت نمایش مهر و محبت بیشتر از دو طریق محبت محسوس و با صراحت و محبت از طریق بازى قابل اجراست. محبت پدر به نوزاد پدر باید محبت به کودک را از همان روزهاى بعد از تولد آغاز نماید زیرا پدر نیز مانند مادر از طریق وراثت با کودک پیوند دارد و همین پیوند به وى امکان مى‏دهد که در همان ایام نوزادى با فرزندش ارتباط برقرار نماید. نوازش طفل، اثرى درازمدت در رابطه پدر و کودک دارد. ضمن آنکه موجب افزایش علاقه پدر به کودک نیز مى‏گردد. پدر و بچه دکتر «ویلیام سیرز» معتقد است که: «بیشتر نوزادان در حالت هوشیارى خاموش به سر مى‏برند ... این حالتى است که بعد از آن هرگز تکرار نمى‏شود؛ چشم‏هاشان گشاده و باز است و نسبت به محیط اطراف خود حالتى پذیرنده دارند، این لحظه‏هاى پیوند اولیه نباید از دست برود. در این زمان با نوزاد حرف بزنید و بیان احساسات را آزاد بگذارید؛ سلام عزیزم، من پدرت هستم ...» پدر و کودک شیرخواره پدر در دوران شیرخوارگى نیز مى‏تواند با محبت کردن به کودک، او را به همراهى، مدیریت و حکمروایى خود عادت بدهد. پدرى که در این دوران نسبت به طفل بى‏تفاوت بوده و بعد از گذشت دو، سه سال، تازه مى‏خواهد در امر تربیت و پرورش کودک دخالت کند، توفیق کمترى مى‏یابد زیرا کودک به دلیل نبود انس قبلى، با دیدن پدر به وجد نمى‏آید و شادمان نمى‏شود، در این صورت پدر چاره‏اى ندارد جز اینکه یا با زحمت بیشترى گذشته را جبران نماید و مورد اعتماد و محبوب کودک شود و یا آنکه راه آسان‏ترى را برگزیند و تربیت را با خشونت درهم بیامیزد که راه دوم به هیچ وجه پسندیده نیست. پدر و کودک خردسال بعد از گذشت دوران شیرخوارگى، دایره محبت به کودک وسیع‏تر شده و محبت از طریق کلام، قوت مى‏گیرد. از این پس وابستگى کودک به مادر کاهش مى‏یابد او بیش از گذشته به سمت پدر مى‏رود. متأسفانه برخى از پدران بعد از گذشت این دوران از توجه و محبت خود به کودک مى‏کاهند. زیرا کودک، دیگر آن جذابیت رفتار و شیرینى قبل را ندارد. این دورى پدر، براى کودک بسیار گران است و مى‏تواند موجب ناهنجارى‏هاى رفتارى گردد. مخصوصا که او اکنون بزرگتر شده و مسائل عاطفى را بهتر درک مى‏کند و طالب محبت بیشترى است. البته طبیعى است که در کیفیت محبت تغییراتى ایجاد شود، اما اصل آن باید محفوظ و محسوس بماند. از این پس، پدر مى‏تواند از عامل تعریف و تأثیر نیز بهره بگیرد. تعریف، تمجید و تأیید کودک انرژى مثبت کلمات پسندیده، بر روح و روان کودک تأثیرگذاشته و احساس خوشایندى در او نسبت به گوینده ایجاد مى‏کند. تعریف از کودک به تقویت عزت نفس او نیز کمک خواهد کرد. از آنجا که پدر در نظر کودک مظهر قدرت و شجاعت است و معمولاً در نظر کودکان، پدر بیش از مادر از هیبت و ابهت برخوردار است، تعریف از کودک، توسط پدر براى او بسیار ارزشمند و لذت‏بخش خواهد بود. شایسته است که پدر در مسیر تربیت از عامل تعریف بهره گیرد و روح کودک را با نسیم کلمات نوازش دهد. اگر پدر قصد پند و نصیحت و یا انتقاد از کودک را دارد، ابتدا مى‏تواند از طریق تعریف، فضاى دوستانه‏اى را ایجاد نماید و زمینه را براى تأثیر بیشتر کلام خود مهیا سازد. جملاتى همچون «از وقتى تو به دنیا آمده‏اى زندگى ما شیرین‏تر شده» و یا «تو گلى هستى که خداوند به ما هدیه داده است» چه احساسى در کودک مى‏آفریند؟ آیا این‏گونه جملات در میزان حرف‏شنوى و همراهى کودک با پدر مؤثر نخواهد بود؟ پدر و دختر البته تعریف و تمجید در صورتى مطلوب است که غیرواقعى و غیرمنطقى نباشد و کودک را دچار توهم و کبر و غرور نسازد. رعایت اندازه نیز در آن شرط است. بازى دوستانه با کودک بازى مجموعه فعالیت‏هایى است که کودکان به منظور سرگرمى، تفریح، فرار از غم و کدورت و کشف مجهولات بدان روى مى‏آورند و در حین آن انرژى‏هاى فراوان خود را تخلیه مى‏کنند. جایگاه پدر در بازى کودک پدر از دو طریق عمده مى‏تواند در مسیر بازى، مدیریت تربیتى خود را اعمال نموده و به نحوى مطلوب و مطابق با ویژگى‏هاى کودک، او را در مسیر هدایت سوق دهد. این دو طریق عبارتند از: 1. ایجاد زمینه و فضاى مناسب براى بازى و تهیه اسباب‏بازى‏هاى مفید. 2. بازى با کودک و دخالت مستقیم در بازى. علاقه زیاد کودک به بازى موجب علاقمندى او به همبازى نیز خواهد شد. هرکسى به راحتى مى‏تواند از طریق بازى، دل ساده و پاک کودک را به دست آورده و با محبوبیتى که کسب مى‏کند بر روح و روان وى تأثیر بگذارد. پدر در امر تربیت علاوه بر نیازى که به این محبوبیت دارد، به شناختى هم که از طریق بازى نسبت به کودک به دست مى‏آورد نیازمند است در حقیقت: «بازى وسیله‏اى است براى کشف دنیاى پنهان کودک و شناخت دنیاى وجودى او. چه بسیارند خوى‏ها و رفتارها، حب و بغض‏ها، کین و مهرها که در کودک پنهانند و مربى را به شناخت آن دسترسى نیست مگر آنگاه که او را به بازى وادارد و یا بازى او را با خود و دیگران مشاهده کند ... در سایه این کشف‏هاست که مى‏توان، در پى اصلاحش کوشید و عوارض و نابسامانى‏ها را در او اصلاح کرد و یا جنبه‏هاى مثبت او را تقویت نمود. حتى در اصلاح و درمان نابسامانى‏هاى کودک یکى از راه‏ها و شیوه‏ها، شیوه بازى درمانى است که در سایه آن مى‏توان بسیارى از اختلالات را از بین برد.» بازى کودک و پدر، معمولاً داراى هیجان، تحرک و فعالیت و شور بیشترى بوده و از دیگر بازى‏ها متمایز است در بازى کودک با پدر تفاوت‏هاى آشکارى نسبت به بازى کودک و مادر و حتى همسالان دیده مى‏شود. بازى کودک و پدر، معمولاً داراى هیجان، تحرک و فعالیت و شور بیشترى بوده و از دیگر بازى‏ها متمایز است. لذا ذکر این نکته لازم به نظر مى‏رسد که: هرچند قوام بازى به ایجاد شادى و نشاط براى کودک است، اما ممکن است پدر ناخواسته از طریق بازى‏هاى جنجالى و هیجان‏زا موجبات ضعف اعصاب و بدخوابى کودک را فراهم کند. در حین بازى توجه به سن کودک، توانایى‏ها و ظرفیت و افکار کودکانه ضرورى است. شرکت دادن کودکان در بازى‏هاى سخت، ترسناک و یا بازى‏هاى ویژه افراد بزرگتر، موجب قویتر شدن و یا رشد عقلانى سریع‏تر کودک نمى‏شود بلکه ممکن است طفل را دچار تضاد و اختلال کند. براى هر پدرى با هر میزان از اطلاعات و فرهنگ، بازى کردن با کودک بهتر از ترک بازى است. گاهى تصور نادرست از مردانگى، بى‏حوصلگى و کسالت و یا خستگى و درگیرى بیش از حد در مسائل کارى، پدر را از بازى با کودک باز مى‏دارد و موجب ایجاد شکاف عاطفى بین پدر و کودک مى‏گردد.
  8. نقش پدر در اقتدار خانواده بیش از نیمی از مردان بزهکار با پدران خود ارتباط مناسبی نداشته اند، براین اساس بی توجهی پدران در تربیت فرزندان، از عوامل مهم بزهکاری کودکان در آینده است. کارشناسان نقش پدر را در تربیت کودکان در سن ۳ تا ۶سالگی، بویژه در پسران بسیار مهم می دانند. آنان معتقدند که همانندسازی کودک از پدر خود بیشتر از مادر است. تحقیقات نشان می دهد دخترانی که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینی تمایل بیشتری به همسرانی با خصوصیات پدر خود دارند. همچنین پسران از پدران خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را می آموزند. اگر پدر به فرزند، خانواده و همسر خود بی توجه باشد، در اینصورت همانندسازی صحیحی از سوی پسر با پدر انجام نمی شود و پسران از نظر شخصیتی دچار مشکلات بسیاری می شوند. شاید بتوان گفت، مسئولیت پدری، مسئولیت بسیار سنگینی است که با آگاهی، خلاقیت، فداکاری و اخلاق همراه است. باید در نظر داشت که تصور کودک از پدر، فردی مقتدر و شجاع است به گونه ای که شغل، موقعیت پدر، پایگاه اقتصادی، نظریات و تحصیلات پدر در زندگی فرزندان نقش بسزایی ایفا می کند. اگر پدری دچار مشکلات اخلاقی شود، بر شخصیت کودک تاثیر می گذارد و کودک با سرافکندگی به زندگی ادامه می دهد. ● پدر، اقتدار خانواده کارشناسان معتقدند پدرانی که بین عمل و گفتارشان تفاوت است. پدرانی که فرصت کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند، الگوی مناسبی برای همانندسازی فرزندان نیستند. با این همه فرزندان در مسیر رشد از افراد بسیاری تاثیر می گیرند که در این میان نقش پدر بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر است. نحوه استدلال پدر و به کارگیری وسائل برای ارتباط با کودکان تاثیر مستقیمی روی رفتار کودک دارد. پدر با رفتار و حرکات خود به کودک جهت می دهد و موجب رشد و یا سقوط شخصیت فرزند خود می شود. یک کارشناس مسائل اجتماعی درباره نقش پدر در تربیت فرزندان، می گوید: «پدر و مادر در خانواده دارای جایگاه ویژه ای هستند. بار عاطفی خانواده بر عهده مادر و رهبری و مدیریت خانه بر عهده پدر است.» وی با اشاره به اینکه فرزندان پدر را نماد اقتدار و تکیه گاه خانواده می بینند، می گوید: «تحقیقات روی خانواده هایی، که دارای پدر معتاد هستند، نشان می دهد کودکان این خانواده ها همواره احساس تحقیر می کنند. چراکه اقتدار پدر را از بین رفته می بینند و همیشه پدر را از دوستان و اطرافیان خود پنهان می کنند.» این کارشناس با اشاره به اینکه بسیاری از مشکلات خانوادگی و ارتباطات اجتماعی خانواده به نقش پدر برمی گردد، می ا فزاید: «مطالعات نشان می دهد فرزندان در خانواده نسبت به شغل، رفتار و ارتباطات اجتماعی پدر بسیار حساس هستند، این در حالیست که این حساسیت نسبت به مادران تحصیل کرده و دارای پایگاه اجتماعی بالا، بسیار کمتر است.» به گفته او دلیل اهمیت پایگاه اجتماعی پدر برای فرزندان، نقش رهبری پدر در خانه و خانواده است. این کارشناس مسائل اجتماعی تاکید می کند: «مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت آمیز او در خانه سبب می شود که کودکان در فراگیری دروس مدرسه بسیار جدی تر عمل کنند.» او با اشاره به این که یکی از موضوعات مطرح شده درباره تربیت فرزندان از سوی پدر تفاوت نسلی است، می گوید: «یک پدر در جایگاه پدر بودن برای تربیت فرزندش باید روانشناسی مربوط نوجوانی و جوانی را به خوبی بداند و خود را به الگوهای جوانان نزدیک کند.» وی به پدران توصیه می کند: پدران باید باتوجه به وضعیت اجتماعی امروز، بحث اینترنت و آموزش های غیرمستقیمی که از سوی رسانه ها به کودک داده می شود، سعی کنند دیدگاه های خشک را برای تربیت فرزندان خود به کار نبرند. پدران باید شناخت مناسبی از ویژگی های دوران جوانی و نوجوانی فرزندان خود داشته باشند و خود را به وضعیت رفتاری آنان نزدیک کنند. خانواده ها مسافرت خانوادگی را هرچند وقت یک بار در برنامه زندگی خود داشته باشند; مسافرت به خانواده ها فرصت گفتگو و تعامل بیشتر را می دهد و بویژه برای پدران زمینه ای را ایجاد می کند که فارغ از مشغله کاری خود در محیطی صمیمی با فرزندان خود تعامل داشته باشند. ● مشغله کاری پدر عامل تنزل شخصیت کودک بسیاری از کارشناسان معتقدند هنگامی که حضور پدر در خانواده به دلیل مشغله کاری یا هر وضعیت دیگر کمتر باشد، ویژگی شخصیتی و اخلاقی کودک نیز دچار تنزل می شود. پدر به عنوان واسطه بین دنیای بیرون و خانواده، نقش اصلی در شکل گیری ارزش های اخلاقی و وجدانیات کودک دارد. تحقیقات در زندگی بزهکاران نشان می دهد که در دوره حساس بین ۳تا۶ سالگی نقش پدر در زندگی این افراد یا نبوده و یا کم رنگ بوده است. از طرفی نقش مادر در یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک مهم است و محبت مادر برای یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک بسیار ضروری است و احساس اعتمادبه نفس کودک نیز به دلیل همین محبت مادر شکل می گیرد. کودکان بویژه پسران در سنین ۳تا۶ سالگی، نیاز بیشتری به پدر دارند و پدران نیز باید برنامه ریزی لازم را برای حضور بیشتر در منزل داشته باشند. یک کارشناس به نقش تربیتی پدر و مادر اشاره می کند و می گوید: «گاهی مادر بیش ازحد به کودک محبت می کند که منجر به تربیت فرزندان زیاده خواه و بی مسئولیت می شود. بعضی وقت ها هم مادر از همان ابتدا به کودک بی توجهی می کند. این امر هم سبب می شود تا کودکان عزت نفس کافی نداشته باشند. وی درباره نقش تربیتی پدران می گوید: «اگر پدر خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند، کودک همانندسازی بسیارخوبی از پدر می کند، اما گاهی وقت ها پدر رفتارهای مناسبی از خود نشان نمی دهد، در نتیجه کودکان هم بدون توجه به اصول اخلاقی پرورش پیدا می کنند.» وی معتقداست: «بی توجهی به کودکان و مشغله زیاد پدر و مادر سبب می شود کودکان بدون توجه به ارزش های اجتماعی و اخلاقی و غیرمتعهد بزرگ شوند.» هماهنگی والدین با فرزند از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند هرچقدر پدران در تربیت فرزندان خود هماهنگ و همگام باشند، فرزندان از تعادل روحی و شخصیتی بیشتر برخوردار می شوند. یک روانشناس در این باره می گوید: «والدین باید نسبت به شرایط روحی و روانی فرزندان خود توجه داشته باشند.» پدر نباید از قدرت خود برای کنترل فرزند استفاده کند. وی تاکید می کند: «شخصیت پدر، تحصیلات، دیدگاه وی، شغل، نگرش و سطح درآمد پدر متغیرهایی است که کودک در آینده از آنها تاثیر می پذیرد. براساس تحقیقات پدران بیکار نسبت به پدران شاغل بیشتر رفتارهای خشن از خود نشان داده اند که تاثیر این موضوع در رفتار کودکان در جوانی و نوجوانی مشخص شده است. اگر پدران نسبت به روحیه فرزندان خودآگاه باشند، توانمندی کودک خود را بشناسند، کودک شرایط رشد مناسبی را طی خواهد کرد و رفتارهای پرخطر او در سال های آینده نیز کاهش پیدا می کند.» این کارشناس با تاکید بر اینکه پدران باید درخانواده قدرت داشته باشند اما قدرت طلب نباشند، اظهار می کند: «پدر با توجه به قدرت و اقتدار خود در خانواده، برای هدایت اعضا تلاش می کند تا آرامش و آسایش در خانه و خانواده فراهم شود.»
  9. دلایل تضاد بین فرزندان با پدر و مادر احساسات ضد و نقیضی مثل نارضایتی از پدر و مادر و در عین حال ترس از دست دادن عشق آنان وجود کودک را در بر می گیرد و او را مجدداً در معرض تسلط جویی و تحمیل اراده پدر و مادر قرار می دهد.... ● اسارت در دام محبت! محبت مادر و مراقبت های ویژه ای که در سنین کودکی برای فرزند ضروری و غیرقابل اجتناب است اگر به موقع قطع نشود یا تغییر جهت ندهد تبدیل به عوامل بیماری زا و رفتارهای بیمارگونه می شود و به رکود رشد و یا انحراف شخصیت در کودک و نوجوان می انجامد. اسارت کودک و نوجوان در دام مراقبت دائمی پدر و مادرانی که به این مهم توجه ندارند به آنجا می رسد که اگر روز و شب هم در برابر فرزند خود خم و راست بشوند و تمام خواسته های او را فراهم آورند بازهم به تدریج احترام لازم را نزد فرزند خود از دست می دهند و با فقدان احترام ، عشق نیز رو به زوال می گذارد؛ زیرا کودکان و نوجوانان نازپرورده همیشه خود را وابسته احساس کرده و به اهمال و قصوری که در حق آنان شده به خوبی آگاهند و چون از کودکی ، تمام مهارت و ابتکارهای شخصی آنان سلب شده احساس ضعف و ناتوانی می کنند و خود را تسلیم پدر و مادر و محیط و سرنوشت می دانند . در چنین شرایطی است که احساسات ضد و نقیضی مثل نارضایتی از پدر و مادر و در عین حال ترس از دست دادن عشق آنان وجود کودک را در بر می گیرد و او را مجدداً در معرض تسلط جویی و تحمیل اراده پدر و مادر قرار می دهد . تشخیص صحیح و به موقع این علایم و برطرف ساختن عوارض ناشی از آن یکی از وظایف خطیر والدین و مربیان است. ● عشق های تحمیلی این شیوه مراقبت و محبت تحمیلی ، یا به عبارتی نازپروردگی و تحمیل با عشق ( یعنی والدین به دلیل علاقه ی زیاد به فرزند ، آنچه را که برای فرزندشان آرزو دارند ، به او تحمیل می کنند.) در اصل دو عامل بیماری زای شخصیت اند که به سختی درهم عجین شده اند به طوری که مشکل می توان آن دو را از هم جدا کرد و احیاناً هر کدام را مستقلاً مورد مطالعه قرار داد. این هر دو عامل که از عواطف رقیق و احساسات شدید پدر و مادر نسبت به فرزندان ناشی شده چنان آرام و موذیانه در بنای شخصیت کودکان و نوجوانان رخنه و رشد می کند که انسان تا مدت ها خطرآن را احساس نمی کند و حتی موقعی که آثار و علائم عقب ماندگی و رکود در رشد شخصیت بروز می کند بسیاری از والدین بازهم نمی توانند به عمق فاجعه پی ببرند و زمانی هم که این پدیده ها به وضوح آشکار می شود و والدین متوجه می شوند ، کودکان نازپرورده که از تحمل زندگی عاجزند چون از علت واقعی بروز آن، یعنی رفتار غلط و بی رویه خود اطلاعی ندارند دست به اقداماتی می زنند که نه تنها د رد را درمان نمی کند بلکه آن را وخیم تر و شدیدتر می نماید. اقداماتی مانند سرزنش، اخطار، نصیحت گویی ، تهدید و توبیخ و یا حتی وعده هایی که هیچ کدام سرانجامی ندارند متأسفانه نتیجه ای نمی دهد. این جاست که والدین احساس عجز می کنند و از مشاورین تربیتی کمک می خواهند. ● خطر ناز پروردگی به عنوان نمونه اشاره می کنیم به مادری که دخترش را با تمام عشق و علاقه و نازپروردگی بزرگ کرده و یکباره متوجه بی بندوباری و حتی گستاخی وی نسبت به خودش شده و می نالد که : هیچ وقت فکر نمی کردم دخترم که آن قدر برایش زحمت کشیده و مراقبتش کرده بودم روزی چنین رفتاری با من داشته باشد. چون درگذشته به خاطر علاقه ای که به من داشت هر چه می گفتم بی چون و چرا می پذیرفت ولی حالا از من روی گردان شده و اعتنایی به من ، حرف ها و خواسته هایم که صرفاً به خاطر خود اوست ندارد . واقعیت این است که چنین والدینی متوجه نیستند فرمانبرداری و اطاعتی که به زور عشق و بر آوردن تمام خواسته های فرزند باشد چیزی جز به اسارت کشیدن او از طریق نازپروردگی نیست . به عبارت دیگر اطاعتی که از طریق عشق به کودک تحمیل می شود هرگز به رشد شخصیت و تسلط بر نفس او نمی انجامد بلکه منجر به تضعیف و شکست اراده او می شود. کودکانی که به این طریق پرورش می یابند در سنین نوجوانی و سال های بعد ، در برابر عوامل اغواگر و اشخاص گمراه کننده به همان نسبت ضعیف و سست اراده خواهند بود. از سوی دیگر جوانانی که با این رفتار پدر و مادر خود مواجه می شوند نه تنها احساس قدردانی نسبت به آنها نمی کنند بلکه نوعی حس کینه و بیگانگی نیز در آنها بیدار می شود. ● دخالت های غیر منطقی این مشکل حتی در آستانه ی ورود نوجوان و جوان به اجتماع و در مرحله ی حساس و دشوار انتخاب راه آینده نیز به گونه ای دیگر رخ می نماید. در این مواقع ، تنها دخالت های غیر منطقی و سرسختانه والدین نیست که اثر منفی بر فکر و روح فرزندان می گذارد بلکه توصیه ها و اندرزهای خیرخواهانه ی آنها نیز درگمراه کردن فکر سالم جوانان تأثیر می گذارد. زیرا هر نوع تلقین و یا تحت تأثیر گذاشتن جوانان دراین دوره ، آنها را از رشد متعادل شخصیت و دستیابی به بلوغ کامل فکری باز می دارد. خواه آنهایی که وابسته به پدر و مادر خود هستند و یا آنها که سرکش و نافرمان بوده و دائم دم از استقلال فکری می زنند . دسته ی اول که همیشه زمینه آماده ای برای فرار از مسئولیت و تصمیم گیری مستقل دارند در مرحله انتخاب شغل و یا رشته تحصیلی ( که فرصتی برای ابراز عقیده و اظهار نظر شخصی است ) در اثر تلقین و دخالت های بی مورد والدین این آخرین موقعیت را از دست داده و تا پایان عمر به صورت دوم شخص و عضو علی البدل زندگی می کنند. دسته ی دوم نیز که عناد و لجاجت با پدر و مادر را پیوسته شیوه خود قرار داده واین مقاومت را دلیل اثبات شخصیت خود می دانند وقتی در مرحله ی ورود به اجتماع و انتخاب راه آینده خود با نصیحت و توصیه های خیرخواهانه پدر و مادر مواجه می شوند بدون این که به خود زحمت فکر کردن بدهند صرفاً برای مخالفت با والدین دقیقاً راهی را انتخاب می کنند که در جهت عکس تمایلات و خواسته های آنان باشد ؛ فقط به این جهت که به خود و دیگران ثابت کنند که می خواهند و می توانند خودشان راه آینده و مشی زندگی را انتخاب کنند. به این ترتیب دلسوزی ها و محبت های غیر منطقی پدر و مادر و ملاطفت های خیر خواهانه، به زودی تبدیل به نوعی مزاحمت و در نهایت موجب دلسردی می شود. ● چه باید کرد؟ در این مرحله این سؤال همیشگی پیش می آید که چه باید کرد تا آنها در مسیر رشد شهامت روحی و مبارزه با ضعف و جُبن( ترس ) اکتسابی قرار بگیرند و گستاخ و بی پروا نشوند و دائماً از ضعف و عدم توانایی خود رنج نبرند. شاید کار مشکلی باشد اما ناممکن نیست به شرط آن که در وهله اول به عنوان پدر و مادر سعی کنیم به آن درجه از عدالت و شهامت روحی برسیم که فرزندان خود را نه تحت فشار و زورگویی و تحمیل عقاید خود قرار دهیم و نه آنها را به حال خود رها کنیم . نه تنبیه و سرزنش نماییم ، نه مورد ترحم و دلسوزی قرار دهیم ؛ بلکه طوری با آنها رفتار کنیم که آنها احساس کنند همان هایی هستند که می خواهند باشند. بنابراین ابتدا بگذاریم فرزند ما درباره موضوعی که رنج می برد و یا احساس حقارت و عدم شایستگی می کند آزادانه صحبت کند و تمام مسائل و مشکلات خود را مطرح نماید ؛ گاهی نیز سؤالی مطرح کنیم که خودمان روشن تر شویم و هم فرزندمان احساس کند که با تمام وجود و علاقه ی کامل ، در ناراحتی و مسائل او شریک و سهیم هستیم و بعد از تجربیات خود نقل کنیم و از افرادی یاد کنیم که وضع مشابهی داشته اند ؛ ولی به علت برداشت های متفاوت و نحوه مقابله با مشکلات ، بر ناملایمات پیروز شدند و یا با شکست و ناکامی مواجه شده اند . به این طریق ، هم راهنمایی کرده ایم وهم انتخاب راه را به خود آنها واگذاشته ایم و مسلماً در این مراحل ، آنها انتخاب شایسته تری خواهند داشت و یا در نهایت به اختیار ، از شما یاری فکری می خواهند . چنین ارتباطی نه تنها پیوند والدین و فرزندان را خدشه دار نمی کند بلکه موجب استحکام و دوام و پیوستگی بیشتر دل ها می گردد.
  10. amid

    واژه پدر سوخته از كجه آمده؟

    یکی از اصطلاحاتی که زیاد میشنویم و من خیلی علاقه داشتم بدونم از کجا اومده، ” پدر سوخته ” است، دوست داشتم بدونم از کجا اومده و یعنی چی؟ ” وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران رو فتح کردند، مردم ایران رو که دارای دین زرتشت بودند و آتش پرست و کافر نامیدند و اونها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند. در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند. اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند. این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته: ” نه، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند: “پدر سوخته ”
  11. amid

    پدر اينترنت ايران

    مصاحبه 88/2/9 سياوش شهشهاني پدر اينترنت ايران گفتوگو با سیاوش شهشهانی پدر اینترنت ایران جامعه > دیدگاه ها - دوراندیشی و تلاشهای دکتر شهشهانی و دیگر همکاران آنها در مرکز تحقیقات فیزیک نظری باعث شد تا ایران در نخستین سالهای تولد اینترنت به این شبکه جهانی بپیوندد. سال 68 گروهی از پژوهشگران دانشگاهی رشتههای فیزیک و ریاضیات تصمیم گرفتند پژوهشگاه ویژهای را برای این علوم پایه تأسیس کنند. وزارت علوم به پیشنهاد دانشگاهیان، ریاست این مرکز را بهعهده دکتر محمدجواد لاریجانی استاد دانشگاه تهران گذاشت. او نیز دکتر سیاوش شهشهانی استاد دانشگاه صنعتی شریف را به عنوان قائممقام مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات انتخاب کرد. شهشهانی در سال 1353 پس از اتمام تحصیلات خود در رشته ریاضی دانشگاه برکلی، از آمریکا به ایران بازگشته بود تا فعالیتهای آموزشی و پژوهشی خود را در دانشگاه صنعتی آریا مهر سابق (شریف کنونی) آغاز کند. مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات که بعدها به پژوهشکده دانشهای بنیادی تغییر نام داد، در نخستین ماههای آغاز به کار خود، با برقراری اتصالهای مخابراتی جدید، انقلاب بزرگی در روابط دانشگاههای ایران و خارج کشور ایجاد کرد. دوراندیشی و تلاشهای دکتر لاریجانی، دکتر شهشهانی و دیگر همکاران آنها در مرکز تحقیقات باعث شد تا ایران در نخستین سالهای تولد اینترنت به این شبکه جهانی بپیوندد. داستان ورود اینترنت در ایران را از زبان سیاوش شهشهانی پدر اینترنت ایران میخوانید. نخستین بار چه سالی با اینترنت آشنا شدید؟ سال تحصیلی 68-67 برای گذراندن فرصت مطالعاتی به ایتالیا رفته بودم، برای نخستین بار با شبکه آشنا شدم. البته آن سال تب ایمیل و اینترنت در اکثر دانشگاههای ایران، فراگیر شده بود. بعد از بازگشت به ایران به عضویت هیأت علمی مرکز تحقیقاتی فیزیک نظری و ریاضیات در آمدم. در سال 68 بود که آقای دکتر محمدجواد لاریجانی رئیس این مرکز، همت کردند و اینترنت را به ایران آوردند. من هم به عنوان جانشین ایشان در این طرح همکاری کردم. اینترنت چه ربطی به فیزیک نظری و ریاضیات داشت که مرکز تحقیقات وارد این عرصه شد؟ یکی از نخستین دغدغههای مدیران و هیأت علمی این مرکز، ارتباط علمی و پژوهشی دانشگاههای دنیا بود. در سالهای اولیه راهاندازی مرکز تحقیقات، پست الکترونیک در دانشگاههای غربی رایج میشد. استادانی که برای فرصت مطالعاتی یا کنفرانسهای علمی به این دانشگاهها میرفتند، این پدیده را میشناختند. در مرکز تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که پست الکترونیک برای یک مرکز تحقیقاتی که میخواهد با دانشگاههای دنیا ارتباط داشته باشد، یک ضرورت اجتنابناپذیر است. به دلیل شرایط پس از جنگ، برنامه گسترش ارتباط با دانشگاههای خارجی مورد نظر بود و یکی از سرلوحههای مرکز تحقیقات به شمار میآمد. ایمیل ارزانترین و سریعترین روشی بود که مورد توجه قرار گرفت. بررسیهای اولیه در سال 68 نشان داد که هیچ مرکزی برای ارایه خدمات اینترنت در کشور وجود نداشت. هرچند برخی مراکز از طریق تماس تلفنی با خارج کشور به شبکه وصل میشدند ولی این مراکز به دیگران خدمات نمیدادند. یعنی از طریق تماس تلفنی بینالمللی به شبکه اینترنت وصل میشدند؟ بله، تماس خارجی میگرفتند. البته در آن زمان هنوز شبکه Internet ایجاد نشده بود و به شبکه Bitnet وصل میشدند. پس از این در مرکز تحقیقات به ضرورت اتصال به شبکه پی بردید، چه راهکاری برای اجرایی کردن آن دنبال کردید؟ از طریق مرکز بینالمللی فیزیک نظری در ایتالیا که آن زمان ریاست آن با پروفسور عبدالسلام بود به مؤسسه مجمع اروپایی شبکههای تحقیقاتی (EARN) وصل شدیم. این مؤسسه آن زمان کشورهای غیر اروپایی مانند هندوستان را به عضویت پذیرفته بود. ولی شرایط عضویت ویژهای داشت که با توصیههای آقای عبدالسلام، عضویت ایران مورد پذیرش قرار گرفت. اولین اتصال ایران به شبکه چگونه برقرار شد؟ اواخر سال میلادی 1992 از طریق اتصال تلفنی به دانشگاه لینس اتریش وصل شدیم. بعدها با یک خط استیجاری به دانشگاه وین اتریش وصل شدیم که آن زمان از نقاط اصلی اتصال به شبکه EARN بود. چه شد که اتصالها از شبکه Bitnet به شبکه Internet منتقل شد؟ همکاران ما که به اجلاسهای فنی بینالمللی میرفتند، چیزهای تازهای یاد گرفتند. گزارشهای آنها نشان میداد که شبکههای تحقیقاتی بینالمللی از پروتکل Bitnet به پروتکل جدید به نام Internet حرکت میکنند. به همین دلیل بود که مرکز تحقیقات نیز اتصال به اینترنت را به سرعت پیگیری کرد. تفاوتهای شبکه Bitnet و Internet چیست؟ پایه شبکه Bitnet و Internet یکی است. در هر 2 شبکه، پیامها به صورت قطعه قطعه تقسیم شده و ارسال میشوند. البته اینترنت از مزیتهای فنی برخوردار است. همه کامپیوترها میتوانند به اینترنت وصل شوند ولی بیتنت فقط با برخی مارکهای اینترنت سازگار بود. به همین دلیل توزیع ترافیک اینترنت در دانشگاههای مختلف، نیازی به تغییر سیستمهای کامپیوتری آنها نداشت و کار سادهتری بود. اواخر سال 93 میلادی پروتکل IP/ICP را راهاندازی کردیم که امکان اتصال به شبکه اینترنت را فراهم کرد. البته چون آن زمان یک زیر شبکه از شبکه دانشگاه وین بودیم، آخر آدرسها، نشانی دانشگاه وین یعنی UNIVIE.AT درج میشد. ایران حدود یک سال بعد از دانشگاههای اروپایی به شبکه اینترنت وصل شد. سرعت اتصال در آن سال چطور بود؟ خیلی کم. کل ظرفیت اتصال کشور 8/9 کیلوبیت در ثانیه بود. البته در آن زمان هنوز سرویسهای Web و فایلهای گرافیکی راه نیفتاده بود و همین سرعت 8/9 برای تبادل ایمیل کفایت میکرد. آدرسهای اولیه در ایران با پسوند AT پایان مییافت پسوند IR از چه زمانی پایهگذاری شد؟ آن سالها به دنبال این بودیم که با عنوان ویژه ایران شناخته شویم نه اتریش. بنابراین پسوند IR را از سازمان متولی استانداردهای جهانی اینترنت تقاضا کردیم. پس از پرسوجوها، متوجه شدیم مؤسسه Internic در آن زمان متولی این مسئله بود. این مؤسسه وابسته به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود و مدیریت واقعی آن نیز در اختیار فردی به نام جاناتان پاستل بود. هرچند تحریمها علیه ایران خیلی پررنگ نبود ولی هنوز خاطره گروگانگیری در ذهن برخی آمریکاها زنده بود. به همین دلیل با مقاومتهایی مواجه بودیم. آیا به جز مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی، متقاضی دیگری برای پسوند IR وجود داشت؟ نه. کسی در ایران به صورت موازی با ما حرکت نمیکرد. بنابراین بعد از غلبه بر مخالفان، توانستیم در فروردین 1374 امتیاز پسوند ملی IR را کسب کنیم. مخالفان؟ مگر چند مخالف در این مسیر وجود داشت؟ در واقع با مقاومت 2 کشور ایران و آمریکا مواجه بودیم. البته مخالفت با پسوند IR در آمریکا، یک موضع رسمی نبود. مدیریت اینترنت در اختیار بنیاد ملی علوم NSF بود. فردی در این بنیاد عضو بود که دل خوشی از ایران نداشت و با ما مخالفت میکرد. البته الان رفتار خود را تغییر داده و از دوستان خوب ما شده است. برای آن که رفتار NSF دوستانه شود از کمکها و رایزنی انجمن جهانی استفاده کننده اینترنت (Internet Society) کمک گرفتیم. در ایران چه کسی یا کسانی با توسعه اینترنت مخالف میکرد(ند)؟ در مخابرات ایران کسانی بودند که اعتقادی به اینترنت نداشتند. آنها فکر میکردند اینترنت یک مد روز است و زود فراموش میشود. آنها کوشش میکردند شبکه محدودتر به نام X25 را راهاندازی کنند و میگفتند هر نوع فعالیت شبکهای، باید تحت همین شبکه انجام شود. مرکز تحقیقات به دنبال این بود که به جای خط استیجاری از طریق ماهواره به اینترنت وصل شود تا با هزینه، سرعت و ظرفیت بیشتری به دست آید. مخابرات میتوانست به راحتی ظرفیت خالی رزرو شده خود روی ماهواره اینتلست را به قیمت روز مرکز تحقیقات اجاره دهد. ولی آنها این کار را نمیکردند چون تصور میکردند به جز شبکه X25 چیزی نباید راه بیفتد. در سال 74 که دانشگاههای کشور به اینترنت وصل شدند، ظرفیت آن بسیار محدود بود و دانشجویان با سهمیهبندی ویژهای میتوانستند به شبکه وصل شوند. چرا اینطور بود؟ برای اتصال دانشگاه به شبکه، در مرکز تحقیقات 2 دیدگاه مختلف وجود داشت؛ یکی اینکه اینترنت را به عنوان یک امتیاز ویژه برای مرکز حفظ کنیم. دوم اینکه آنها را در دانشگاهها توزیع کنیم. بالاخره بعد از بحثهای متوالی، نظریه دوم پیروز شد و دانشگاهها به نوبت به اینترنت وصل شدند. با توجه به اینکه در آغاز اتصال از طریق خط استیجاری بود، به طور طبیعی محدودیتهایی در دانشگاهها به وجود آمد. برای استفاده از اتصال ماهوارهای، مذاکراتی طولانی با مخابرات را پشت سر گذاشتیم و تا پای عقد قرارداد هم رفتیم. ولی تصادفاً در همان روزی که بنا بود قرارداد امضا شود، رئیس مخابرات عوض شد. رئیس بعدی هم از امضای قرارداد خودداری کرد. به همین دلیل حدود 3 سال طول کشید تا اولین ارتباط ماهوارهای با سرعت 128 کیلوبیت بر ثانیه از طریق یک شرکت ایتالیایی برقرار شود. پیش از آن به ترتیب دانشگاههای شریف و صنعتی اصفهان، مرکز تحقیقات ژنتیک و مرکز زلزلهشناسی به اینترنت وصل شده بودند. اتصال 128 که برقرار شد وضع اینترنت در دانشگاهها کمی بهتر شد. البته 2 تا 3 ماه بعد ظرفیت این اتصال به نقطه اشباع رسید برای همین 8 ماه بعد یعنی اوایل سال 1997 آن را به اتصال kb/s 512 ارتقا دادیم. در آن سال مخابرات دست از مخالفتهای اولیه برداشته بود؟ آن زمان اینترنت به اندازه کافی شهرت پیدا کرده بود و همه میدانستند X25 پاسخگوی توسعه فناوری اطلاعات نیست. چند سال زحمت کشیدیم تا به مخابرات تفهیم کنیم تجربه X25 یکبار در اروپا آزمایش شده و ناکارآمدی آن قبلاً اثبات شده است. سال 1996 مراکز دیگری هم به صورت موازی با مرکز تحقیقات به اینترنت وصل شدند. ابتدا شرکتهای ندا رایانه و دادهپردازی ایران؛ به دنبال صداوسیما و وزارت بازرگانی هم وارد مدار شدند. با آنکه گاهی بیست سی سال طول میکشد تا پدیدهای جدید وارد کشورمان شود، به نظر شما چه شد که اینترنت یک سال بعد از تولد، به ایران وارد شد؟ لازم است از کوشش دکتر محمدجواد لاریجانی یاد کنم. ایشان شجاعت بالایی در این رابطه نشان دادند. بویژه وقتی اولین اتصال به Bitnet برقرار شد. آن زمان لازم بود تعهدنامههایی را امضا کنیم از جمله این که مانع عبور ترافیک هیچ کشوری نشویم. آن زمان کمتر کسی جرأت امضای این تعهدنامهها را داشت. بیشک پشتیبانی و جایگاه سیاسی و اجتماعی دکتر لاریجانی، نقش موثری در راهاندازی اینترنت داشت. ایشان همیشه به مسئولان سیاسی یادآور میشدند که شبکه اینترنت، در خدمت محققان و مراکز علمی است و ممانعت از آن، ایستادن در مقابل روند توسعه علمی کشور است.
  12. محمد طاهر امامی ١٣٠٨ هـ . ش - آباده شیراز فرزند احمد (سرپرست کارگاه منبت صنایع مستظرفه ١٣١٢) درجهء یک هنری در زمینهء معرق، منبت و مشبک (١٣۶٧) زندگینامه: محمد طاهر فرزند هفتم احمد امامی (۵ پسر و ٣ دختر – پسر چهارم) درآباده شیراز دیده به جهان گشود، وی که از ٩ سالگی در کارگاه پدر رفت و آمد داشت در درون خود تحولی دید و شگفتا که در همان سال ها دریافت به این هنر عشق میورزید، پس تحت حمایت پدر، برادران (علی و خلیل) به رموز این هنر(معرق و منبت) آشنا شد و به برکت همجواری اساتیدی چون شهمیرزادی و زابلی نیز شکوفایی هنر در او دو چندان گشت تا اینکه در سال ١٣٢۴کارمند رسمی اداره هنرهای ملی شد، در سال ١٣٣٨کارگاه کوچکی در نزدیکی محل زندگی و اداره خود برپا کرد در این کارگاه علاوه بر تعلیم، آثار بدیعی را نیز خلق کردند که بعنوان مثال رحل قرآن (مشبک)، جعبه های قاشق چنگال (معرق)، تابلوهای دیوار کوب (معرق)، میزهای عسلی و پذیرائی و سفارشاتی برای منازل شخصی مانند بوفه و سرویس پذیرائی، نهار خوری (معرق و منبت) و... از این دست هستند. آثار: استاد در سال ١٣۵٣ از اداره هنرهای ملی بازنشسته شدند، در ذیل به نمونه آثاری ساختند و یا در ساخت آن شرکت داشتند اشاره میشود: ١) تابلوی برجسته معرق و منبت سیمرغ آشیانه ١٣۴١ – این تابلو تحول نوینی را در هنر معرق بوجود آورد این تابلو اولین معرق سه بعدی و تلفیقی از هنر مجسمه ساز ی با منبت و معرق می باشد(مکان: موزه هنرهای ملی) منبع: mehrdad54.mihanblog.com
  13. نامه دانشمند محترم ، نويسنده توانا، صاحب آثار عديده ، حجت الاسلام و المسلمين آقاى شيخ محمد محمدى اشتهاردى به دفتر انتشارات مكتب الحسين عليه السلام : در سال 1331 شمسى در اشتهارد پسرى ديده به جهان گشود كه نام او راعلى اكبر نهادند. پدرش آقاى يدالله صداقت كه شغل ساده اى داشت در يك محيط سالم او را تربيت كرد. او استعداد سرشارى داشت ، و در كلاس هاى درس با عالى ترين نمره ها قبول مى شد، و به طور سريع به دانشگاه راه يافت و در رشته شيمى موفق به اخذ ليسانس شد و دبير دبيرستان شهرستان قزوين گرديد، و با انجمن اسلامى فرهنگيان قزوين همكارى نزديك داشت . سرانجام ، عازم جبهه جنگ شد و دريك درگيرى با دشمنان صدامى در ارتفاعات بازى دراز در تاريخ 11/6/1360 شمسى به شهادت رسيد. و پس از ده ماه ، استخوان هاى پيكر مطهرش را به اشتهارد آوردند با تشييع پرشكوه مردم در گلزار شهدا به خاك سپرده شد. پدر اين شهيد عزيز، آقاى حاج يدالله صداقت ، كه پيرمرد زنده دل و خوش فهم است و بيش از هشتاد سال عمر كرده . براى نگارنده چنين نقل كرد: بيست روز قبل از شهادت اين فرزند دلبندم ، بعد از نماز صبح بين الطلوعين خوابيدم . در عالم خواب ديدم در خانه را زدند، رفتم در را گشودم ، ديدم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام است . او را نشناختم ، زيرا قبلا او را در عالم خواب ديده بودم . سلام كردم ، جواب سلامم را داد، سپس فرمود: (يدالله ! اين جا آستانه ابراهيم خليل عليه السلام است ). (137) عرض كردم : فدايت گردم من سگ در خانه حضرت ابراهيم عليه السلام نمى شوم ، من كجا و او كجا؟! فرمود: (به پشت سرت بنگر)، به پشت سرم نگاه كردم ، ناگاه قبرى را ديدم كه سنگى بر روى آن قرار داشت و بر روى آن سنگ چنين نوشته شده بود: (هذا مرقد الشهيد على اكبر صداقت )؛ اين جا قبر شهيد على اكبر صداقت است . در اين هنگام ، ناگاه ديدم گربه اى وارد اتاق شد، تلاش فراوان كردم آن را بيرون كنم ، حضرت عباس عليه السلام كه هنوز ايستاده بود و نگاه مى كرد، به من فرمود: تو نمى توانى آن گربه را بيرون كنى ، فردا صبح همين گربه مى آيد، و اين نشانه آن است كه خوابت درست است . آن گاه فرمود: (كمرت را محكم ببند، مبادانا شكرى كنى ). وقتى كه از خواب بيدار شوم ، چنين احساس كردم كه پسرم در جبهه به شهادت رسيده است . و طبق فرموده حضرت عباس عليه السلام اگر خبر شهادتش آمد، بايد استقامت كنم و كمر صبر و مقاومت رامحكم ببندم و نه تنها ناشكرى نكنم ! بلكه شكر كنم . به مغازه ام رفتم ، و خوابى راكه ديده بودم براى دوست و همسايه مغازه ام مرحوم آقاى حاج حسين كاويانى تعريف كردم . در همين هنگام همان گربه وارد مغازه شد، هر چه كردم نتوانستم آن را بيرون كنم ، به آقاى كاويانى گفتم : (اين نشانه راستى همان خوابى است كه ديده ام ). شايد آن گربه نمادى از صدام دزد جنايتكار بوده ، كه بيرون كردن او از عهده يك نفر ساخته نبود، بلكه نياز به اتحاد و انسجام و حمله هاى پياپى سلحشوران اسلام داشت تا دست به دست هم دهند و او را بيرون كنند و سرانجام چنين كردند. چند روزى از اين ماجرا گذشت كه خبر شهادت پسرم على اكبر صداقت به بعضى از دوستان و بستگانم رسيده بود. هنوز آن را به من نگفته بودند، ولى از رفتار و بعضى حركات و گفتار آنها دريافته بودم كه خبر تكان دهنده اى وجود دارد تا اين كه در خانه ام بودم ، صداى همهمه چند نفر را كه در كوچه نزد من مى آمدند شنيدم . دريافتم مى خواهند شهادت پسرم را به من خبر دهند، سرانجام افرادى آمدند و شهادت جوانم را به من خبر دادند. همان دم در آستانه در سر بر سجده نهادم و گفتم : (خدايا اين قربانى را از من بپذير). آرى ، سخن حضرت عباس عليه السلام (كمرت را ببند)، به من قوت قلب بخشيد. از ديدم چنين خوابى بسيار خوشحال هستم . خدا را شكر كه در راه او قربانى داده ام . به اميد آن كه قبول فرمايد. آرى ، شهيدان در راه حق ، و بستگان شهيدان اين گونه مورد لطف سرشار اولياى خدا همچون قمر بنى هاشم حضرت عباس عليه السلام هستند، خوشا به سعادتشان . محمد محمدى اشتهاردى 25/2/1378 شمسى
  14. آرزوهای بزرگ پدر اینترنت برای فرزندش اینترنت به حدی زندگی انسان را متحول کرده است که به عنوان مهمترین اختراع مدرن بشر از آن نام برده میشود. با وجود این پدر اینترنت بر این باور است که ما تنها گوشهای از قابلیتهای وسیع این فناوری را دیدهایم.وینت سرف و باب کان (Bob Khan)، سیستمی را اختراع کردند که به کامپیوترها امکان میداد با همدیگر ارتباط برقرار کنند.سرف که به عنوان پدر اینترنت شناخته میشود اذعان میکند که اینترنت ظرف چند سال آینده محل کار، اوقات فراغت و زندگی شخصی ما را احاطه خواهد کرد.وینت سرف ۶۵ ساله که هماکنون مبشر و نایبرییس شرکت گوگل است، دیدگاه خود از آینده را اینچنین عنوان کرده است: ▪ تبلیغات تعاملی درگذشته، تبلیغاتی که در حین تماشای برنامه مورد علاقهتان ظاهر میشد و محصولات مختلف را معرفی میکرد، عامل اذیت و آزاد مردم بود. این در حالی است که یافتهها نشان میدهد در صورتی که مردم، تبلیغات را مفید و کاربردی ارزیابی کنند، تماشای معرفی محصولات مختلف دیگر برایشان عذابآور نخواهد بود. این بدان معنا است که اگر بینندگان آنچه میبینند را تحت کنترل داشته باشند، حتی به تماشای تبلیغات علاقهمند میشوند. مثلا تصور کنید در حال تماشای فیلمی روی تلویزیون هستید و یک کامپیوتر در داخل فیلم توجهتان را جلب میکند. در آیندهای نزدیک قادر خواهید بود روی آن کلیک کنید و مراکز فروش آن محصول را به راحتی بیابید. در این صورت دیگر کسی بینندگان را مجبور به تماشای چیزی برخلاف تمایلشان نمیکند و همه راضی خواهند بود. ▪ تلویزیون با افزایش سرعت اینترنت، تماشای تصاویر ویدیویی به صورت آنلاین هم گسترش پیدا خواهد کرد. علاوه بر این دانلود یک فیلم یک ساعته در عرض ۱۶-۱۵ ثانیه تمام میشود.بینندگان روی محتوا و زمان تماشای برنامه های مورد علاقه شان تسلط پیدا میکنند؛ به این ترتیب دیگر چیزی به اسم زمانبندی و ساعت پخش یا برنامه های ساعات پربیننده (به جز اخبار و مسابقات ورزشی) وجود نخواهد داشت. ▪ دیدار مجازی یکی از دوستانم در ژاپن اسباب بازی پیشرفته ای به نام Rolly به من داد که گوشه هایی از آینده دنیای فناوری را در ذهنم مجسم ساخت. Rolly یک تخم مرغ مکانیکی با چرخ های موتوری و اتصال بیسیم است که میتوان آن را به صورت آنلاین هدایت کرد.ایده من این است که روی Rolly یک دوربین کار بگذارم تا آن را در جلساتی که امکان حضور در آنها را ندارم، به عنوان نماینده ام بفرستم.میتوانم Rolly را در کنفرانسی تصور کنم که در آن به دوربین، میکروفن و بلندگو مجهز هستید. در این صورت، نشست مورد نظر برگزار میشود و یک دوربین همه چیز را از راه دور به شما نشان میدهد. در واقع فناوری به شما اجازه خواهد داد در آن واحد در چند نقطه حضور داشته باشید و این همان رویای دیرینه بشر است. ▪ کنترل از راه دور من معتقدم باید تمام ابزار سرگرمی را روی اینترنت یا یک شبکه محلی خانگی قرار دهیم و با موبایل تمامی این دستگاه ها را کنترل کنیم. همچنین ممکن است در آینده یک کسب و کار آنلاین راه بیندازید و از این طریق فردی را مسوول رسیدگی به وسایل سرگرمیتان کنید. احتمالا ناظر ابزار سرگرمی شخصیتان به شما خواهد گفت: به وب سایت من مراجعه کنید و به من بگویید چه موسیقی یا فیلمی مدنظرتان است و روی کدام دستگاه اجرا کنم، تا من ترتیب کارها را بدهم، شاید مایل باشید در صندلی عقب اتومبیلتان به تماشای فیلم بپردازید. به این ترتیب زحمت فشار کلیدهای موبایل را هم به خودتان نمیدهید و همه کارها را به سرعت با چند کلمه عملی میکنید. ▪ اتومبیل در اینکه اتومبیلها سرتاپا به اینترنت مجهز خواهند شد شکی نیست. فناوری سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) محل دقیق هر اتومبیلی را نشان خواهد داد و یک نمایشگر، نزدیک ترین پمپ بنزین یا دستگاه خودپرداز را روی نقشه مشخص میکند. حتی ممکن است اتومبیل ها شما را قادر بسازند در نزدیکی یک رستوران، یک میز خالی رزرو کنید و غذای مورد علاقهتان را در طول راه سفارش دهید. ▪ خانه فناوری های سودمند آینده زمانی که بیرون از خانه حضور دارید، تمام زیر و بم منزل تان را نشان میدهد و امکان میدهد همه چیز را زیر نظر داشته باشید. مثلا میتوانید از راه دور از سلامتی اعضای خانواده اطمینان کسب کنید و در هر نقطه از خانه در کنارشان حضور داشته باشید. ▪ موبایل در آینده پیشبینی می شود بسیاری از کامپیوترهای شخصی، جای خود را به گوشی های موبایل بدهد.البته امروزه و به خصوص در کشورهای در حال توسعه، موبایل به یکی از نخستین ابزار ارتباطی تبدیل شده است. در حال حاضر حدود سه میلیارد تلفن همراه در دنیا وجود دارد که به تخمین من ۱۵ درصد به اینترنت متصل است. اما این درصد با گذشت زمان افزایش خواهد یافت. ▪ اثاثیه آنلاین تصور کنید با ورود به خانه، متوجه لک های روی لباستان میشوید. در دنیای فناوریهای آینده اولین کاری که در این شرایط انجام خواهید داد این است که با اتصال به اینترنت، نوع لکه و مایع شوینده مورد نیاز را شناسایی میکنید. وبسایت راهنما مقدار مایع مورد نیاز برای شست و شوی لباس را به شما میگوید و سپس یک سرویس آنلاین، دستور لازم را به ماشین لباسشویی منتقل میکند.البته در این صورت به سیستم امنیتی بالایی هم نیاز دارید، چون پسر شیطان همسایه میتواند یک برنامه مدیریتی جدید صادر کند و تمام خانه را به هم بریزد. ترجمه: ارسلان شهلا
×
×
  • اضافه کردن...