رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'کسی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. irsalam

    چه کسی ماوس را اختراع کرد؟

    چه کسی «ماوس» را اختراع کرد؟ هر بار که با ماوس خود روی آیکون یک برنامه کلیک میکنید، یا به وسیله آن وبگردی خود را سهولت میبخشید، یا به سادگی از آن برای پخش موسیقی و بسیاری کارهای دیگر استفاده میکنید، شاید به این موضوع هرگز توجه نکنید که این ابزار پرکاربرد و دوستداشتنی، زمانی نبوده است؛ چه کسی با اختراع ماوس، دنیای رایانهها را شیرین کرد؟ به گزارش «تابناک»، اختراع ماوس برای رایانهها، تحولی بزرگ در تاریخچه محاسبات رایانهای بوده است. اختراع این ابزار کوچک و پرکاربرد، منجر به آن شد که رایانهها از ماشینهای بسیار تخصصی که تنها متخصصان و دانشمندان، قابلیت برقراری ارتباط و کار کردن با آنها را داشتند، تبدیل به ابزارهایی ساده شوند که تقریباً همه میتوانند از آن بهره بگیرند. در حقیقت «داگلاس انگلبارت» (Douglas Engelbart) در سال ۱۹۶۴ با اختراع ماوس روش کار رایانهها را برای همیشه تغییر داد. نخستین ماوس تاریخ از یک بدنه چوبی، یک صفحه مدور و دو چرخ فلزی تشکیل شده بود که با صفحهای که ماوس روی آن قرار میگرفت، ارتباط برقرار میکردند. این اختراع در نوامبر ۱۹۷۰ به ثبت رسید تا دنیای رایانه تحولی بزرگ به خود ببیند. هنگامی که انگلبارت روی طراحی و ساخت نخستین ماوس کار میکرد، در مؤسسه تحقیقاتی و پژوهشی استنفورد، وابسته به دانشگاه استنفورد، مشغول به کار بود. وی برای نخستین بار ماوس را این گونه تعریف کرد: نماگر موقعیت مکانی X-Y روی صفحه نمایش. هشت سال بعد در ۱۹۷۲ «بیل انگلیش»، آنچه در ماوسهای نسل بعد دیدیم، یعنی غلتک ماوس را به این طراحی افزود که با چرخهای فلزی ماوس انگلبارت جایگزین شد و میتوانست حرکت را در همه جهات ممکن رصد و ثبت کند. این ماوس برای نخستین بار در سال ۱۹۷۳ در موسسه Xerox Alto مورد استفاده قرار گرفت. اما در آن زمان از آن استقبال نشد تا آنکه استیو جابز، اعجوبه شرکت اپل این ایده را به گونهای خلاقانه تغییر داد که اکنون استفاده از رایانهها بدون ماوس دشوار و طاقتفرساست. ماوسی که شرکت اپل آن را طراحی کرد و توسعه داد از جهات بسیاری با ماوس اولیه متفاوت بود. این ماوس از یک دکمه مستطیل شکل بر روی بدنه خود استفاده میکرد و غلتکی خاص در زیر داشت. البته این ماوس نسبت به ماوسهای نسل بعد، بسیار سنگین بود و همزمان با Lisa Computer در سال ۱۹۸۳ به کار گرفته شد و نخستین ماوس تجاری جهان بود؛ اما دلیل آنکه این ماوس تنها یک دکمه مستطیل شکل داشت، این بود که از نظر اپل این امر استفاده از ماوس را برای کاربران سادهتر میساخت؛ ایدهای که تا بیست سال پس از آن پا برجا بود. پس از آن به مرور زمان، ماوسها تغییرات زیادی به خود دیدند. در سال ۱۹۸۰ برای نخستین بار ماوسهای اپتیکی رونمایی و استفاده شدند که غلتک را برای همیشه از این ابزار حذف کردند. این تحولات تا به امروز هم با به بازار آمدن ماوسهای لیزری که تقریباً روی هر سطحی قابلاستفاده هستند، ادامه یافته است. انگلبارت در دهه ۶۰ تحولی بزرگ در دنیای رایانه پدد آورد؛ البته این تنها تحولی نبود که وی رقم زد. وی یا خود به تنهایی و یا با همکاری دیگران در طراحی و اختراع ابزارهای بسیار تأثیرگذاری دخیل بود؛ ویندوز، تله کنفرانس ویدئویی، هایپر مدیا، ایمیل و اینترنت. وی در سال ۱۹۹۷ جایزه ۵۰۰ هزار دلاری Lemelson-MIT که بزرگترین و پر افتخارترین جایزه برای اختراعات است، از آن خود کرد. وی هماکنون مدیر شرکت خود یعنی Bootstrap است.
  2. irsalam

    خبرنگار خوب چه کسی است؟

    خبرنگار خوب چه کسی است؟ ▪ یک خبرنگار خوب کسی است که: - دقت همیشه برایش مقدس باشد. - همیشه با صدای بلند اشتباه خود را اعلام و تصحیح کند. - همیشه به دنبال تعادل و رهایی از غرض ورزی باشد. - همیشه به مدیر خود نشان بدهد در خبری که نوشته منافعی را دنبال نمی کند. - همیشه از منابع خود در مقابل مقامات حفاظت کند. - همیشه از آوردن نظرات خود یا «سرمقاله یی» کردن خبرش امتناع کند. - هیچ وقت دروغ ننویسد یا خبر کس دیگری را ندزدد. - هیچ گاه عکسی را خارج از استاندارها و عرف (عکسی که به خاطر کیفیت اش ادیت می شود) ادیت یا در آن دستکاری نکند. - هیچ گاه برای دریافت خبر به کسی پول ندهد و از کسی رشوه دریافت نکند.
  3. amid

    لجباز چه کسی است؟

    * به طور كلي زماني به كودك لجباز مي گويند كه بيش از نصف دستورات والدين را انجام ندهد. چرا کودکان لجباز می شوند؟ كودكان وقتی والدين آنها را مجبور به انجام كاري بر خلاف ميلشان مي كنند لجباز مي شوند. گاهي نيز علت لجبازي كودكان نيز اين است كه والدين در برابر آنها رفتار ثابتي دارند. و اما مهمترين علت لجبازي كودكان رفتارهاي ماست كه با حذف آن رفتارها درصد زيادي از لجبازي كودكان كاسته مي شود. روش هایی برای مطیع کردن کودکان : با كمي خلاقيت و حوصله مي توان حواس كودك را به كار مورد نظر جلب كرد 1- خنداندن كودك 2- تشويق به رقابت در انجام كار خاص 3- تاكيد روي نكات مثبت 4- پرت كردن حواس كودك به كمك تصورات ذهني درمان لجبازي : * از آنجا كه لجبازي كودكان جزو اختلالات رشدي ست ، سعي شود رفتار لجوجانه را تعديل و رفتار مناسب كودك را تقويت كنيد و از انجام هر گونه واكنش در برابر رفتار لجوجانه خوداري نماييد . * استفاده از واژه هاي مثبت و پاداش هاي شفاهي (تحسين ، لبخند و...) اثر بخشي خوبي در درمان لجاجت كودكان دارد به نظر مي رسد تحسين و ستايش تلقيني در اين مورد اثر بخش باشد. * به كودك توجه كامل داشته باشيد . اگر مي خواهيد به حرف هاي شما گوش كند اول شما بايد به حرف هاي او خوب گوش كنيد. وقتي او با شما صحبت مي كند خود رامشغول كار ديگري نكنيد. * اجازه دهيد كودكان خودشان كارهاي خود را انجام دهند. اگر در كاري ناتوان هستند به آن ها آموزش و فرصت دهيد .*براي درمان لجاجت كودك بايد جدال بين غريزههاي كودك و انتظارات پدر و مادر را به خوبي شناخت و در جهت رفع آن اقدام كرد. * كودكان را محدود نسازيد و از دخالت بي مورد در كارهاي آن ها پرهيز كنيد، اجازه دهيد خودشان تصميم بگيرند. * با كودك لجباز لج و او را تنبيه و سرزنش نكنيد. * از روش هاي منفي مانند فرياد زدن ، تهديد كردن ، دروغ گفتن و... براي مقابله با لجبازي کودكان بپرهيزيد.
  4. در بسياري از منابع و كتابها از عزت ملك خانم يا همان اشرف السلطنه به عنوان نخستين زن عكاس ايران ياد مي كنند اما به ندرت از او به عنوان نخستين زن روزنامه نگار ايران يادشده است . اما برخي محققان مطبوعاتي معتقدند كه عزت ملك خانم يا همان اشرف السلطنه نخستين زن مطبوعاتي تاريخ ايران است. به گزارش البرز نیوز، برخي محققان مطبوعاتي معتقدند كه عزت ملك خانم يا همان اشرف السلطنه نخستين زن مطبوعاتي تاريخ ايران است. سيد فريد قاسمي ، پژوهشگر تاريخ مطبوعات ايران در كتاب مطبوعات ايراني خود درباره اين زن سخن مي گويد و او را اولين روزنامه نگار زن ايران مي نامد:«اولين زن مطبوعات ايران عزت ملك خانم دختر امامقلي ميرزاي عماد الدوله دولتشاهي است كه در سال 1288ه.ق به عقد محمد حسن خان صنيع الدوله (اعتماد السلطنه ) درآمد و از سال1306 ملقب به اشرف السلطنه شد. همسر اشرف السلطنه در دوران 25 سال زندگي مشترك با او عهده دار امور مطبوعاتي بود و 9 نشريه انتشارداد و نامش به عنوان نخستين وزير انطباعات در تاريخ به ثبت رسيد ، در اين مدت اشرف السلطنه صميمانه با او همكاري كرد و حتي بيشتر آنچه كه به عنوان روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه بر جاي مانده است ،تقرير اعتماد السلطنه و تحرير اشرف السلطنه است و دور نيست كه آثار ديگري نيز تحرير او باشد .» (1) نقش اين زن همچنين در تاريخ عكاسي ايران انكار ناپذير است و او را به عنوان اولين عكاس زن ايران هم مي شناسند. اعتمادالسلطنه همسر او در کتاب خود، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که شامل وقایع چهل سال زندگی پر ماجرای وی در دربار ناصرالدین شاه است، بارها به عکاسی وی اشاره کرده است. شرح روشنگری را نیز یکی از بستگان اشرف السلطنه در مقدمه چاپهای بعدی این کتاب در معرفی اشرف السلطنه و فعالیتهای او از جمله عکاسی نوشته است. ديگر محققان ايراني معمولا از بي بي خانم استر آبادي به عنوان يكي از نخستين زنان روزنامه نگار ايراني ياد مي كنند اما معمولا به اشرف السلطنه اشاره اي نمي كنند . بي بي خانم در زمان مشروطه در روزنامه های حبل المتین ، تمدن و نشریه مجلس مقاله می نوشت. اگر روزنامه های مشروطه را بررسی کنیم با نام «بی بی» زير مقاله ها روبرو می شویم که همان «بیبی خانم استرآبادی» است. از بي بي خانم استر آبادي مطالب زيادي در دست نيست و چند مطلب به جامانده از او بيشتر بر آموزش دختران تمركز دارد . درباره زندگي شخصي اشرف السلطنه كه برخي محققان او را نخستين روزنامه نگار زن ايران مي دانند اينگونه مي نويسند :« وي در زمان حکمراني پدرش در کرمانشاهان متولد شد و در جواني به اعتمادالسلطنه که در آن هنگام ميرزاحسن خان پيشخدمت شاه بود شوهر کرده و به تهران آمد. چون اولاد نداشت عمر خود را بيشتر به مطالعه کتب مي‏گذرانيد. به تاريخ و طب خيلي مايل بود. به علت زندگي با اعتمادالسلطنه از سياست دربار ايران و اتفاقات مملکت و روابط با خارجه خوب مطلع بود. در هنرهاي زنانه و کارهاي خانه از طباخي و خياطي و غيره استاد و صاحب سليقه بود. در حرمخانه ناصرالدين شاه و در خدمت شاه رفتاري تا حدي گستاخانه داشت. زبان فرانسه را قدري نزد شوهرش آموخته بود به سفر ميل نداشت. به ساز و آواز مطلقاً مايل نبود ولي شطرنج و نرد را خوب بازي مي‏کرد.عکس هاي قشنگ برمي‏داشت. عکاسي را نزد مرحوم شاهزاده سلطان محمد ميرزا والد کمترين [يُمن‏الدوله] آموخته بود. دو مرتبه به عتبات عاليات مشرف گرديده، در اواخر عمر از راه اسلامبول به مکه معظمه مشرف شد و جمعي را همراه برده و قريب دو هزار تومان خرج کرد.» اين زن كه پس از 25 سال دوشادوش شوهرش گرداننده مطبوعات عهد ناصري بود در سال 1313 به علت فوت شوهرش از تهران رفت او همه املاك شوهرش به جز كتابهاي خطي اعتماد السلطنه در تهران را فروخت و راهي مشهد شد . او اين كتابها را به كتابخانه آستان قدس رضوي اهدا كرد و به عقد حاج سيد حسين نايب التوليه آستان قدس رضوي درآمد چندي نيز با او زندگي كرد و آن گونه كه مورخان مي گويند درسن 53 سالگي ازدنيا رفت .
  5. چه کسی اولین گلوله جنگ را شلیک کرد؟ شما در سپتامبر ۱۹۸۰م (شهریور ۱۳۵۹ه.ش) وزیر امور خارجه عراق بودید، آیا قبل از وقوع جنگ با ایران، شما از این حادثه اطلاع داشتید؟ خیر. البته فضاهای تنش آمیز بر کسی پوشیده نبود، اما در هیئت دولت سخنی راجع به جنگ با ایران گفته نشد. «عبد الجبار شنشل» رئیس ستاد مشترک، به هیئت دولت دعوت شد و صدام به او گفت: وضعیت مرزی میان ما و ایران را برای برادران وزیر تشریح کن. شنشل نیز از این وضعیت سخن گفت. اما علیرغم تیرگی روابط، او هیچ اشاره ای به احتمال وقوع جنگ نکرد. ▪ درباره [امام]خمینی چه می دانید؟ وقتی که خمینی به همراه شاگردش شیخ محمود دعایی در نجف حضور داشت، صدام از او بسیار متنفر بود. دعایی با استخبارات عراق همکاری می کرد و مسئولیت رادیوی فارسی زبانی را که علیه شاه از عراق پخش می شد برعهده داشت. بعدها دعایی به عنوان اولین سفیر انقلاب اسلامی در عراق منصوب شد. ▪ روزی صدام از من پرسید: «آیا در مورد ولایت فقیه چیزی خوانده ای؟» جوابم منفی بود. او گفت: «ولایت فقیه کتاب کوچکی است که لازم است آن را بخوانی» و سپس شروع به صحبت در مورد کارهای بد خمینی و طمع او به حکومت نمود. صدام خوف این را داشت که اشتیاق و علاقه به ایران، در شیعیان عراق وجود داشته باشد. به نظر من تا حدودی می شود گفت که یکی از دلایل اصلی شروع جنگ میان ایران و عراق، آرزوی ژاندارم خلیج [فارس] شدن صدام بود. او احساس کرده بود که نگرانی و دغدغه غرب و بخصوص ایالات متحده، فراگیر شدن انقلاب [امام]خمینی است که شعار صدور انقلاب را پیش روی خود قرار داده و باعث نگرانی همسایه های خود شده است. شاید هم گمان کرده بود که ایستادن در برابر ایران [امام] خمینی، او را تبدیل به عامل آمریکا در منطقه خواهد کرد. البته شایان ذکر است که یکی از رهبران عرب نقش مهمی در هدایت صدام به این سو داشت و به او وعده دست یابی به کمک و پشتیبانی غرب را داده است. ▪ الجزایر نقش میانجی گرانه را به منظور پایان دادن به جنگ ایران وعراق ایفا کرد و "محمد بن یحیی" وزیر امور خارجه اش نیز در خلال یک مأموریت رفت و برگشت میان بغداد و تهران، در تاریخ ۴ ماه مه ۱۹۸۲م (اردیبهشت ۱۳۶۱ه.ش) کشته شد. از نقش الجزایر در آن میان، چه به یاد دارید؟ الجزایر همراهی متخصص و خبره در پرونده اختلافات ایران و عراق بود. هم او بود که بر قرارداد منعقد شده میان شاه ایران "محمدرضا پهلوی" و نایب رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق، صدام حسین در سال۱۹۷۵م (۱۳۵۴ه.ش) که به "قرارداد الجزایر" شهرت یافت، ناظر و حامی بود. قصد آن را ندارم به دلایلی که صدام را مجبور به امضای آن قرارداد کرد، اشاره کنم. چرا که نتایجی که آن قرارداد درپی داشت، برای توضیح کافی است، و امضای آن قرارداد منجر به فروپاشی انقلاب کرد شد. چرا که شاه در مقابل آن چه که به موجب این قرارداد به دست آورد، از این موضوع کناره گیری کرد. روشن است که صدام در آن برهه ترجیح داد امنیت داخلی یا سلامت رژیم را فراهم آورد و همه چیز اشاره به این دارد که او این قرارداد را امضا نمود به امید آن که تحولات آینده او را در نقض این قرارداد که پس از شروع جنگ ایران و عراق در پاره کردن و اعلام عدم رسمیت آن لحظه ای تردید به خود راه نداد، او را کمک کنند. در آن هنگام الجزائر به مواضع اختلاف و حساسیت ها آگاه بود و پیش از آن که سعی در پایان دادن به جنگ داشته باشد، سعی در جلوگیری از شروع آن را داشت. در طول جنگ و هنگامی که فشارهای ایران پس از اتمام دوره برتری و تفوق ارتش عراق رو به افزایش بود، جناب صدام حسین، پیامی در مورد جنگ و تحولات آن و تلاش هایی برای توقف آن به من سپرد تا به "شاذلی بن جدید" - رئیس جمهوری وقت الجزایر - بدهم. رئیس جمهوری الجزایر از من و "عبدالحسین الجمالی" مشاور وزارت امور خارجه عراق که من را در این سفر همراهی می کرد، استقبال نمود. علیرغم محتاط بودن، راه و روش مسئولین الجزایری، وقتی که بن جدید این حرف را به من زد، مرا غافلگیر کرد : « ما اطمینان پیدا کرده ایم که جناب صدام در جوی قراردارد که حس ضد ایرانی را برمی انگیزد. نزاعی از این نوع که موجب هدر رفتن انرژی دو کشور شده و ثبات منطقه را مورد تهدید قرار می دهد، به نفع کسی نیست، و من به عنوان رئیس جمهوری الجزایر، احساس وظیفه کردم که تلاش کنم تا از این افزایش تنش و شروع یک جنگ جلوگیری کنم.» به بغداد رفتم و این موضوع را به صدام گفتم و به او اصرار کردم که از این رویارویی که من آن را "طرح یک فاجعه" به شمار می آوردم، اجتناب کند. با تأسف بسیار، صدام به آنچه که گفتم اهمیتی نداد. توجهی به نظرم نکرد و هیچ موضع مطمئنی به من نداد. از جلسه ملاقات با او، درحالی که نگران بودم و برایم آشکار شده بود که او کاملاً بر گزینه افزایش تنش تکیه کرده است، خارج شدم. با تاسف می گویم که او در آن موقع همچون کسی بود که سعی در شروع جنگ دارد، و وقتی که به الجزایر بازگشتم این جنگ شروع شد." ▪ در مورد کشته شدن وزیر امور خارجه الجزایر چه می دانید؟ جنگ شروع شد و دعوت ها و وساطت ها در مورد توقف آن، به جنبش درآمد. البته توقف آن جنگ آسان نبود. مشکل در حساسیت های تاریخی و قدیمی میان دو کشور نبود. مشکل خیلی پیچیده ای در آن برهه وجود داشت و آن تنفر شدید میان دو مرد قدرتمند بود که در جنگ، در برابر یکدیگر قرار می گیرند. و آن دو، صدام حسین در یک طرف و آیت الله خمینی در طرف دیگر بود. صدام معتقد بود که او جلوی خطر ایران را از عراق و منطقه سد کرده است. رهبری ایران نیز بر این باور بود که در موضع دفاع از خود قرار دارد و طرف عراقی است که مبادرت به جنگ افروزی نموده است. الجزایر از طریق وزیر امور خارجه اش مشغول به کار شد و تمام تلاشش این بود که پذیرای طرف های بسیاری که به اهمیت ادامه این منازعه در چنین منطقه حساسی پی برده اند، باشد. وزیر امور خارجه الجزایر آخرین بار، درحالی که همراهش هیئتی از کارمندان عالی رتبه الجزایری بودند، آمد تا نقطه مشترکی که بتوان براساس آن جنگ را متوقف کرد، شفاف سازد و در چارچوب سفر رفت و برگشت خود تصمیم به رفتن به ایران گرفت. هواپیمای وزیر امور خارجه الجزائر راه سه مرز عراق – ایران – و ترکیه را طی کرد و ناگهان ناپدید شد. پس از مدتی طولانی، وزیر حمل و نقل و ارتباطات الجزایر از سوی بن جدید پیش ما آمد. صدام درحالی که من هم در آن جا بودم از او پذیرایی کرد. وزیر میهمان، همراه خود پرونده بسیار بزرگی را آورده بود که محتوی نتایج تحقیقاتی بود که الجزایر در مورد سقوط این هواپیما انجام داده بود. این وزیر شفاهاً مطالبی را به اختصار به صدام ارائه داد و مفاد آن این بود که کشورش تحقیق وسیعی را انجام داده و به نحو قاطع برایش ثابت شده است که موشکی که موجب سقوط هواپیمای وزیر امور خارجه الجزایر شده، از یک هواپیمای عراقی شلیک شده است. او توضیح داد که قسمت هایی از این موشک در اراضی ایران افتاده بود که آنها با دست یابی به آن، شماره موجود بر روی موشک را پیدا کرده اند و اتحاد جماهیر شوروی تأکید کرده است که این موشک قسمتی از قرارداد موشک هایی است که بغداد از مسکو خریداری نموده است. وزیر میهمان همچنین گفت که جناب بن جدید دستورات سختی صادر کرده است مبنی بر این که آگاهی و اطلاع از پرونده تحقیق، محصور در هیئت دولت الجزایر و رهبری جبهه آزادی بخش ملی باشد، و این که این دستورات تأکید بر عدم انتشار هر چیزی به دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ای داشته است، چرا که نگران ارتباطات میان دو کشور می باشد. صدام پرونده را دریافت نمود و هیچ توضیحی در مورد حرف وزیر الجزایری نداد و یک کلمه هم در مورد نتایج تحقیق نگفت. این موضع او دور از انتظار بود، چرا که می توانست تحقیقات را برگرداند یا در نتایج شک کند. ▪ آیا صدام نمی خواست جنگ را متوقف کند؟ طی حضورم در وزارت امور خارجه و آن چه که از او شنیدم، به این باور رسیدم که صدام اصرار بر سقوط رژیم ایران، یا حداقل در مهار کشیدن آن به طور کامل، به منظور تسهیل سقوطش، داشت. بدین سبب، در مراحل نخستین، عملاً طرفدار هیچ گونه وساطتی که سعی در توقف این منازعه داشت، نبود. به خاطر دارم که "احمد سکوتره" رئیس جمهوری گینه و رئیس کمیته کمک های بشر دوستانه "سازمان کنفرانس اسلامی" در جایگاهی که بود، تلاش کرد تا به این جنگ پایان دهد. در سفر آخرش، در فرودگاه بغداد جلسه ای با صدام گذاشت که من هم در آن جلسه بودم. سکوتره همچون هر واسطه ای، تلاش می کرد تا مواضع را به منظور تثبیت این باور در نزد دو طرف برساند که تنها گزینه، گزینه توقف جنگ است. سکوتره این دیدار را خوشبختانه آغاز کرد که برخلاف پیش بینی صدام، او را با شرط جدیدی برای اتمام جنگ غافلگیر کرد و آن هم این که ایران باید اعلام کند که از جزایر سه گانه "تنب بزرگ"، "تنب کوچک" و "ابوموسی" چشم پوشی می کند. علناً تعجب بر صورت سکوتره نمایان شد و به صدام گفت: "این خواسته غیرممکن و ناشدنی است. جناب رئیس جمهوری، من معتقدم که شما مایل به پایان دادن جنگ نیستید. جزایر سه گانه متعلق به عراق نیستند و عراق نباید درپی حاکمیت بر این جزایر باشد. من نمی توانم خواسته ای از این نوع را به ایرانی ها منتقل کنم. اولویت باید توقف جنگ باشد." پس از آن، سکوتره از مأموریتی که به رئیس جمهوری گامبیا منتقل شد، صرف نظر کرد. ▪ این یعنی این که صدام خواسته های دولت امارات متحده عربی را برعهده گرفته است. پس با این وجود روابطش با امارات باید خوب بوده باشد؟ بله! یک روز وقتی که صدام هنوز نایب رئیس شورای فرماندهی بود، در راه بازگشت از مسکو به سوی بغداد، در امارات توقفی داشت .من بالشخصه در آن سفر حضور نداشتم اما برایم نقل کردند که او موضعی را اتخاذ نمود که بیان گر عمق روابط دو کشوراست. گفته می شود که او به "شیخ زاید بن سلطان آل نهیان" گفته است: "اگر اتحاد جماهیر شوروی بخواهد با دولت امارات از هر نزاع و دعوا برآید، مطمئناً عراق پیمان دوستی و همکاری با شوروی را به کنار نهاده و با تمام قدرت در کنار امارات خواهد ایستاد." طبعاً در موضوع جنگ ایران و عراق، دولت های حاشیه خلیج [فارس] از کمک و پشتیبانی به صدام دریغ نکردند و صدام معتقد بود که در نزاعش با ایران، از عراق و دولت های حاشیه خلیج [فارس] توامان دفاع می کند. به عبارت دیگر معتقد بود که عراق تنها دولتی است که شایسته ایستادن در برابر ایران است و دولت های حاشیه خلیج [فارس] با تمام قدرتی که دارند، توانایی این کار را ندارند. از همین نظر، چشم به کمک و پشتیبانی دولت های حاشیه خلیج [فارس] دوخت. گویی این کار وظیفه این دولت هاست. و این که آنها فقط پول خود را می دهند درحالی که عراق پول و خون را با هم می دهد. شاید این تنها چیزی باشد که بتواند موضع اسفناکی را که خودم مشاهده کردم، تفسیر کند. بعد از آغاز جنگ ایران و عراق، دولت های حاشیه خلیج [فارس] کمک های سخاوتمندانه ای به عراق تقدیم کردند، اما این جنگ ثبات و آرامش منطقه را به خطر انداخت و هزینه های سنگینی هم دربر داشت. در یک مرحله، به نظرم آمد که دولت های حاشیه خلیج [فارس] تمایل به توقف جنگ دارند و نشانه هایی ظاهر شد مبنی بر کاهش همکاری های مالی شان. یک روز وزیر امور خارجه امارات "راشد عبدالله النعیمی" به عراق آمد و صدام درحالی که من هم حضور داشتم، از او استقبال نمود. ناگهان صدام خواست پیام خشنی به او بدهد، پس رو به نعیمی کرد و گفت: «به او سلام برسان و به او بگو... (نمی خواهم عبارتش را کلمه به کلمه نقل کنم برای این که جمله زشتی بود و مفهوم آن در مورد کاری بود که اگر صدام وجود نداشت، ممکن بود ایران با امارات و دولت های دیگر انجام دهد.)» فضای جلسه به هم ریخت و وزیر میهمان بر آشفته شد، اما جوابی نداد. درحالی که شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته بود او را تا فرودگاه همراهی کردم. معتقد بود که این امر دلیلی است بر نمک نشناسی یا غرور و زورگیری. طبعاً خیلی مهم بود که رئیس جمهوری دست به چنین کاری بزند. ▪ روابط صدام با کویت چگونه بود؟ صدام خودش را آماده کرده بود تا زعامت منطقه را به دست گیرد. در اعماق قلبش، معتقد بود که عراق دولت مهمی است که ریشه های عمیقی در تاریخ داشته و ثروت نفتی و آب کشاورزی در اختیار دارد. در همان موقع نیز معتقد بود که این دیدار میان کشوری است که در بردارنده توانایی های بسیار و رهبری قدرتمند است که نقش بزرگی برای خود و کشورش بازی می کند. صدام معتقد بود که در میان رهبران منطقه، در اتخاذ تصمیمات بزرگ هر چقدر هم که سخت باشد، قدرتمندترین است و بر این باور بود که دیگران آزادی تصمیم گیری ندارند و می ترسند. چه ملت های شان و چه دولت های بزرگ. در تصمیمی که می گرفت، به هیچ وجه نه از شوروی و نه از دیگران تأثیر نمی پذیرفت. او توانایی تفکر در روش قبول رقیبی از دیگر دولت های عربی را نداشت. وقتی چنین حقی را در مورد هیچ یک از دولت های عربی به رسمیت نمی شناخت، چگونه به کشور کوچکی مثل کویت چنین حقی را روا بدارد در حالی عده ای از عراقی ها معتقدند که کویت جزئی از کشورشان است. صدام در روابط خود با دولت ها و همچنین با افراد، می خواست ترسناک جلوه کند. یا این که در هر معادله ای، عامل قدرت را دخیل می کرد. او اعتقاد داشت که قدرتمندانه می تواند خودش را در داخل و نیز بر منطقه حاکم کند. سیطره و تسلط مطلقش بر ابزار حزبی و امنیتی و همچنین سیطره و تسلطش بر ارتش بزرگ و کشوری که ذخیره نفتی عظیم را در اختیار دارد، عواملی هستند که به او امکان تعامل با دیگران به شیوه ای مغرورانه و قلدرمابانه را دادند. ▪ رابطه صدام با "ملک حسین" شاه اردن، چگونه بود؟ روابط شان قوی بود و ملک حسین با صدام، به عنوان رهبری بزرگ تعامل می کرد. برایتان جریانی را می گویم که باور آن قدری دشوار است، و آن این که نخستین گلوله تانکی که در جنگ ایران و عراق شلیک شد، توسط ملک حسین بود. ▪ این حادثه چگونه رخ داد؟ این واقعه در روز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ه.ش) رخ داد. صدام و ملک حسین سوار تانکی در نزدیکی خطوط مقدم شدند و پادشاه اردن که در این زمینه متخصص و خبره بود، جنگ را با شلیک گلوله نخست متبرک نمود! ▪ آیا شما از این واقعه مطمئن هستید؟ بله !! من مطمئنم. ملک حسین در آن برهه نقش بزرگی داشت و دیدارهایش تقریباً هفتگی و بیشتر آن هم غیر علنی بود. ▪ صدام از ملک حسین چگونه استقبال می کرد؟ با گرمی تمام! و او را با عبارت "پسر عمو" مورد خطاب قرار می داد. ▪ دیگر چه؟ من معتقدم که ملک حسین نقش مهمی در تشویق عراق به شروع جنگ با ایران داشت. برای آمریکا و اروپا مهم بود که موج اسلام گرایی را که انقلاب ایران به پا کرده بود، بشکنند. صدام حسین در این جنگ، به اشکال مختلف از پشتیبانی بین الملل و عربی برخوردار شد. آمریکایی ها، اطلاعات و عکس های هوایی تجمعات ایرانی را به عراق دادند و من، خود بخشی از این عکس ها را از یک سفیر عرب در بغداد تحویل گرفتم. مصر نیز تجهیزات نظامی را به دلار و چندین برابر قیمت حقیقی آن به عراق می فروخت. گفت وگو از: غسان شربل مترجم:علیرضا موحدی روزنامه الحیات ۲۵/۰۹/۲۰۰۳ منبع: سایت ساجد مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  6. Captain_K2

    اولین اتومبیل را چه کسی ساخت ؟

    تعیین قطعی این موضوع كه اولین بار چه كسی ماشین بنزینی را ساخت، مشكل است. ولی تا آنجائی كه می دانیم شخصی آلمانی به نام «گوتلیب دیملر» اولین اتومبیل بنزینی را در سال ۱۸۸۷ ساخت. در همان سال، دو نفر فرانسوی یك «كلاچ» و یك «گیربكس» را به ثبت رساندند، كه پایه گذاری نوعی كلاچ و گیربكس بود كه هم اكنون در بیشتر اتومبیل های انگلیس به كار می رود. امروزه،البته بعضی از اتومبیل های انگلیسی دنده ی اتوماتیك دارند كه این كیفیت در اتومبیل های آمریكائی رایج تر است. یكی از بزرگ ترین پیش قدمان انگلیسی در راه تكامل اتومبیل، شخصی به نام «لانچستر». بود كه اولین اتومبیلش را در سال ۱۸۹۵ به بازار عرضه كرد. دو بدعت تازه در اتومبیل ساخت آقای لانچستر با یك دیگر تركیب شده بود، یكی تایرهای بادی و دیگر چرخ های پره دار. بعد از این تاریخ اقداماتی كه در راه تكامل این وسیله نقلیه انجام گرفت بیشتر در جهت سریعتر شدن حركت آن بود. البته ایجاد علاقه مندی در سرمایه گذاران و ترغیب آنان برای تولید این وسیله نقلیه نوظهور خیلی مشكل بود. تا این كه یك مخترع جوان آمریكائی به نام «هنری فورد» اتوموبیلی طرح ریزی كرد كه با قیمتی مردم پسند عرضه شد. اتومبیل سواری در آن روزگارها، یعنی موقعی كه اتومبیل یك چیز كاملاً نو و جدید بود از امتیازات خاص طبقه ثروتمند محسوب می شد. بنابراین آزمایش فورد جوان خیلی موفقیت آمیز شد، و این پیشقدمی او در حقیقت باعث تأسیس بسیاری از كارخانه های بزرگ اتومبیل سازی در دنیا گردید. طرح ماشین فورد نه تنها باعث شد اتومبیل با بهای نسبتاً ارزان تری عرضه گردد. بلكه باعث شد ماشین های معتبری هم در سراسر دنیا در دسترس مردم قرار گیرد. فورد معتقد بود كه دو اصل در صنعت اتومبیل بسیار مهم است اولی استاندارد كردن و دومی تولید انبوه است.
  7. کد: http://www.98ia.com فایل های پیوست شده kasi mi ayad.rar (881.5 کیلو بایت, 4529 نمایش)
  8. - گفته ها و ناگفته هایی از پرچم جمهوری اسلامی ایران محمدرضااسدزاده - یک مشتِ گره کرده با چندستاره، آرم تصویب شده برای جمهوری اسلامی بود. حتی اسکناس هایش هم چاپ شده بود که ناگهان آیت الله هاشمی رفسنجانی از قم زنگ می زند و دستورجمع آوری آنها را می دهد. با مخالفت آقای هاشمی، امام نیز قانع شده و آرم ارسال شده به دفتر قم را تنفیذ می کند. او که فروردین 58 طرح آرم خود را به دفتر امام در قم فرستاد و اتود ارسالی اش، پس از تایید و تماس تلفنی آیت الله هاشمی رفسنجانی، آرم پرچم جمهوری اسلامی شد، هنرمند تهرانی الاصلی است با چهره ای جدی که دیگرحاضر نیست دراین باره سخنی بگوید. او سی سال است که دیگر هیج جا و در هیچ رسانه ای حرفی از این کارش نزده است. دکتر"حمید ندیمی" امروز استاد درس نظریه و روشهای طراحی در رشته معماری دانشگاه شهید بهشتی است. دوباره با او تماس گرفتم. اگرچه می دانستم سه دهه است که سکوت کرده و با هیچ رسانه ای گفت وگو نمی کند. گفت که به هیچ وجه حاضر به گفت وگو نیست. اگر در سرچ گوگل، نام او را جست وجو کنید، تنها یک عکس یافت می شود. آن نیز عکسی است که در سایت دانشگاه شهید بهشتی وجود دارد. یک بار پیش از این وقتی از او خواستم تا دلیل این پنهان شدنش را بگوید، خندید و تنها یک جمله کوتاه گفت: "نیازی نیست." اصرار که کردم، گفت: " قصد لوس کردن خودم را که ندارم. بفهمید که چرا نمیخواهم نامی یا عکسی از من منتشر شود. متوجه میشوید؟" خیلی اصرار داشتم تا بدانم چه دلیلی دارد استاد معماری ای که خودش اهل هنر است، حاضر نباشد عکسی از او منتشر شود؟ باری یک پاسخ کوتاه دیگر شنیدم:" چه لزومی دارد مردم چهره مرا بشناسند؟» . پیش از این نیز گفته بود: " اکراه دارم خودم را به این مسایل سنجاق کنم. مردم چهره مرا نبینند، خیلی بهتر است. اگر فردا ضد انقلاب شدم چه؟ پس کاری به من نداشته باشید." حمید ندیمی - طراح آرم پرچم جمهوری اسلامی ایران نخستین گفت وگوی او سال 1359 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد. فردای روزی بودکه آرم جمهوری اسلامی به تنفیذ امام خمینی رسید. دومین و آخرین گفت وگوی او نیز در مجله پاسدار اسلام در سال 1362 چاپ شد؛ و پس از آن دیگر هیچ. او خودش را ازمعرفی شدن در رسانه ها پنهان می کند و دلیل این پنهان شدنش، رازی است برای انها که خواسته اند به هر نحوی به او نزدیک شوند. ماجرای طراحی آرم از جایی آغاز شد که پس از رفراندوم جمهوری اسلامی و به دستور امام تصمیم گرفته می شود تا نمادهای طاغوتی برچیده شده و نمادهای اسلامی جایگزین آن شود. در نخستین اقدام تغییر نشان "شیر و خورشید" و پرچم ایران مطرح می شود. نشانی که سابقه اش به علائم پرچم های ایرانیان در دوره باستان برمی گشت و پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل دوری از اتهام آتشپرستی و خورشیدپرستی این نشانی از پرچم ایرانی پاک شده بود. تصویری که به سدهی چهارم پیش از میلاد بر می گردد و در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود. اما در زمان صفویان، شاه اسماعیل که نسل خود را از یک سو به شاهان ساسانی و از سوی دیگر به امام کاظم(ع) میرساند، دستور داد تا نشان "شیروخورشید" به طور رسمی بر پرچم ایرانیان بازگردد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز شمشیری به دست این شیر داده شد. احمد کسروی درباره تاریخ نشان شیروخورشید کتابی ۳۴ صفحهای نوشته است که کتابی نایاب است . پرچم ایران تا پیش از انقلاب اسلامی امام خمینی در 10 اسفند سال 57 خواستار تغییر نشان "شیر و خورشید" شد واعلام کرد: "ما یک مملکت محمدی ایجاد میکنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود، علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج، آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد." (صحیفه امام، ج 6، ص 275) پس از آن با فراخوان سراسری دولت موقت، طراحی نشان جدید آغاز و طرحهای بسیاری به دفتر نخستوزیری ارسال می شود و در ابتدا، طرح ندیمی مورد قبول واقع نمی شود. در مسابقهای که برای طرح آرم جمهوری اسلامی برگزار شد، ابتدا آرم دیگری که در آن یک مشت گرهکرده به همراه چند ستاره دیده میشد، به تصویب می رسد و در نهایت بر روی اسکناسهای آن دوران چاپ می شود. ندیمی طرح آماده شده خود را به دفتر امام در قم ارسال میکند. وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی طرح آرم را می بیند، خدمت امام نشان می دهد و درخواست می کند که آرم تغییرکند. با تایید امام، هاشمی رفسنجانی فوری دستور می دهد تا آرم های منتشر شده جمع آوری شوند. همان شب آیت الله هاشمی رفسنجانی با ندیمی تماس میگیرد و خبر از تنفیذ آرم توسط امام در 19 اردیبهشت 1359 میدهد و از او میخواهد تا روی طرح پرچم نیز کار بکند. (به نقل از گفته های دکتر ندیمی) اتود آرم ارسال شده توسط ندیمی در سال 58 در آن سال ها پس از تصویب طرح، شایعه می شود که این طرح، آرم گروه سیک ها در هندوستان است و سپس انتقادهایی به شکل 22 الله اکبر روی پرچم می شود که می گفتند در اللهاکبر عبارت (USA) دیده میشود. البته ندیمی علی رغم میل باطنی اش، طرح الله اکبرها را تغییر می دهد و پس از ان در گفت وگو با روزنامه جمهوری اسلامی به تببین طرح خود می پردازد. طرح آرم سیک های هندی/ اطلاعات بیشتر درویکی پدیا آیا این آرم برگرفته از آرم گروه سیک های هندوستان است؟ پاسخ دکتر ندیمی در سال 59 در روزنامه جمهوری و کیهان: " هلالهای تعبیهشده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند. این طرح پنج بخش دارد که نشاندهندهء پنج اصل دین است. اصل توحید را در حکم عمود دو ساقهء اصلی در میان خود دارد. علاوه بر کلمهء الله که در ترکیب اصلی آن دیده میشود، لاالهالاالله نیز در آن مستتر است. جزء قائم میانی در ترکیب با شکل تشدید ( ّ ) که در خط فارسی و عربی نشانهء شدت است، شمشیر را تداعی میکند؛ این همان تعبیر کلمهء «حدید» است. تقارنهای این آرم هم نشانهء تعادل و توازن است؛ این همان میزان است. بزرگترین و اصلیترین ویژگی این آرم همان بیان کلمهء الله است که قالب و محتوا را در خود جای داده است. آرم به صورت کروی طراحی شد تا نشاندهندهء پیام جهانی آن باشد. " توضیحات ندیمی در سال 62 در مجله پاسدار اسلام: ندیمی در سال 1362 برای دومین بار و آخرین بار در گفت وگویش با مجله پاسدار اسلام درباره تبیین مفاهیم اثرش میگوید: " علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایدهام را پیگیری کردم و به مرور سیاهمشقهای قبلی پرداختم. در این نماد سه رکن اساسی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن وجود دارد یعنی کتاب، ترازو و آهن و یا به عبارت قرآنی کتاب، میزان و حدید. جزء قائم میانی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشنه شدت است شمشیر را تداعی میکند، قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است و این برداشت تعبیری از کلمه حدید است در کتاب الله (... انزلنا الحدید فیه باس شدید) و ترکیب کاملا متقارن شکل بیانی از حالت تعادل و توازن که این نیز برداشتی تعبیری است از کلمه میزان در کتاب خدا. والسماء رفعها و وضع المیزان. پنج جزء تشکیلدهنده علامت که اگر به پنج اصل پایه دین برگردد اصل توحید را در حکم عمود و ساقه اصلی در میان دارند، گذشته از آنکه در ترکیب کلی خویش کلمه الله را بیان میکنند و عصارهای از کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را نیز در دستور خود مستتر دارند. خطوط هلالیهای طرح که در یک دایره محاط است با تداعی نصفالنهارهای کره جهانی بودن دعوت اسلام را تجسم میبخشند. کلمه الله به صورت کروی طراحی شده تا نشاندهنده پیام جهانی آن باشد. هلالیهای تعبیه شده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند اما پس از آن وی پرچم را نیز طراحی نمود. " او در توضیح طرحش ادامه می دهد: " این پرچم به امید دادن به دست حکومت امام زمان (عج) طراحی شد. رنگهای سبز و سفید و سرخ، علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر همگی از ارکانی هستند که در قانون اساسی برای پرچم ایران در نظر گرفته شدهاند." دکتر ندیمی از شعار بودن الله اکبر، تکرار را اقتباس میکند: " این شعار یازده بار در رنگ سرخ و یازده بار در رنگ سبز یعنی بیست و دو بار تکرار میشود و این اشارهای است به بیست و دوم بهمن 57. قالب راست گوشه خط نوشته الله اکبر یادی است از کوبندگی این شعار و این همان خطی است (خط بنایی) که شعار الله اکبر را بر بلندای اذان و بر گنبدها و منارههای الله اکبر در مساجد اسلامی نقش میکرده و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. کلمه قرمز الله منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبدأ و منتهای آفرینش است الی الله المصیر و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد." یک اظهارنظر در دیدارخصوصی: او در سال های اخیر در یک دیدار خصوصی اظهار داشت: " «من که اصلاً اینکاره نبودم. این طرح را باید گرافیستهای بزرگ میکشیدند. کارِ من نیست. این کاری خدایی است، به من ربطی ندارد. این است که دوست ندارم خودم را سنجاق کنم. افراد فانی را به مسایل باقی متصل نکنید.» تقدیر از دکترندیمی درمراسم گرامیداشت پنجاهمین سال تاسیس دانشگاه شهید بهشتی که 27 مهر ماه 89 برگزار شد .
×
×
  • اضافه کردن...