رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های '(عج)'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار خصوصی و کاربران ایرانی سلام
    • مسائل تخصصی مربوط به سایت و انجمن
  • تالار ایران - جهان
    • اخبار ایران و جهان
    • آشنایی با شهرها و استانها
    • گردشگری ، آثار باستانی و جاذبه های توریستی
    • گالری عکس و مقالات ایران
    • حوزه فرهنگ و ادب
    • جهان گردی و شناخت سایر ملل و کشورها
  • تالار تاریخ
    • تقویم تاریخ
    • ایران پیش از تاریخ و قبل از اسلام
    • ایران پس از اسلام
    • ایران در زمان خلاقت اموی و عباسیان
    • ایران در زمان ملوک الطوایفی
    • تاریخ مذاهب ایران
    • انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
    • تاریخ ایران
    • تاریخ ملل
  • انجمن هنر
    • فيلم شناسي
    • انجمن عكاسي و فیلم برداری
    • هنرمندان
    • دانلود مستند ، کارتون و فیلم هاي آموزشي
  • انجمن موسیقی
    • موسیقی
    • موسیقی مذهبی
    • متفرقات موسیقی
  • انجمن مذهبی و مناسبتی
    • دینی, مذهبی
    • سخنان ائمه اطهار و احادیث
    • مناسبت ها
    • مقالات و داستانهاي ائمه طهار
    • مقالات مناسبتی
  • انجمن خانه و خانواده
    • آشپزی
    • خانواده
    • خانه و خانه داری
    • هنرهاي دستي
  • پزشکی , سلامتی و تندرستی
    • پزشکی
    • تندرستی و سلامت
  • انجمن ورزشی
    • ورزش
    • ورزش هاي آبي
  • انجمن سرگرمی
    • طنز و سرگرمی
    • گالری عکس
  • E-Book و منابع دیجیتال
    • دانلود کتاب های الکترونیکی
    • رمان و داستان
    • دانلود کتاب های صوتی Audio Book
    • پاورپوئینت
    • آموزش الکترونیکی و مالتی مدیا
  • درس , دانش, دانشگاه,علم
    • معرفی دانشگاه ها و مراکز علمی
    • استخدام و کاریابی
    • مقالات دانشگاه ، دانشجو و دانش آموز
    • اخبار حوزه و دانشگاه
  • تالار رایانه ، اینترنت و فن آوری اطلاعات
    • اخبار و مقالات سخت افزار
    • اخبار و مقالات نرم افزار
    • اخبار و مقالات فن آوری و اینترنت
    • وبمسترها
    • ترفندستان و کرک
    • انجمن دانلود
  • گرافیک دو بعدی
  • انجمن موبایل
  • انجمن موفقیت و مدیریت
  • انجمن فنی و مهندسی
  • انجمن علوم پايه و غريبه
  • انجمن های متفرقه

وبلاگ‌ها

  • شیرینی برنجی
  • خرید سیسمونی برای دوقلوها
  • irsalam

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


علایق و وابستگی ها


محل سکونت


مدل گوشی


اپراتور


سیستم عامل رایانه


مرورگر


آنتی ویروس


شغل


نوع نمایش تاریخ

  1. قرآن می فرماید: ”هر نفسی مرگ را می چشد”. [1]طبق این آیه که بیان کننده سنت الهی در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. ------------------------------------------------------------------------------------------------------ اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دستهای روایات استفاده میشود که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا میرود. روایات زیر از آن جملهاند: 1- ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل میکند: مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است … او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل میکند، پس هفت سال درنگ میکند و آن گاه از دنیا میرود و مسلمانان بر او نماز میگزارند.[2] 2-در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: ”ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیهِم”‏[3]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره میکنیم، از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است: [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاهخودهای زرینی که دو رو دارد بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم می رسانند: این حسین است که خارج شده است، تا آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان حسین (ع) است در دلهای شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا میرسد و کسی که آن جناب را غسل میدهد و کفن و حنوط میکند و به خاک میسپارد همان حسین [بن علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نمی شود.[4] 3- در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است میفرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع) خروج میکند … حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به پیش میآید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی میکنند، آن گونه که به همراهی موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار میکند. پس حسین (ع) نخستین کسی است که عهدهدار غسل و کفن و حنوط آن حضرت میشود و ایشان را در قبر خود قرار میدهد.[5] از دسته ای دیگری از روایات استفاده میشود که آن حضرت به شهادت خواهند رسید: 1- از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: ”به خدا سوگند، پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده تن امام از فرزندان علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته میشود”.[6] 2- امام صادق (ع) نیز در این باره میفرماید: ”به خدا قسم هیچ یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت میرسد.[7] 3- از امام رضا (ع) نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[8] با توجه به این دو دسته روایات اظهار نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات اماممهدی (ع) مشکل به نظر میرسد. اما با توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان روایات دسته اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دسته اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن. پس با فرض این که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: ”هنگامی که هفتاد سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او میآید. زنی از «بنی تمیم» به نام «سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب میکند و او را میکشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسین (ع) عهدهدار به خاک سپاری او میشود. [9] شهید سید محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[10] ازجمله مینویسد: این متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی معصومان نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمیدانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمیآید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد، تبدیل به روایت مرسلی میشود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از ذهن است به گونهای که نمیتوان با آنها چیزی را ثابت کرد.[11] پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند علامه مجلسی قائل به تواتر[12] این روایات شده اند.[13] پی نوشت ها : [1]. آل عمران، 185 [2]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 104، ح 39 [3]. اسراء، 6 [4]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 250، همچنین ر. ک: بحارالانوار، ج 53، ص 94، ح 103 [5]. بحارالانوار، ج 53، ص 103، ح 130 [6]. بحارالانوار، ج 27، ص 217، ح 19 [7]. همان، ص 209، ح 7 [8]. همان، ص 214، ح 16 [9]. یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، ج 2، ص 167 [10]. صدر، سید محمد محمد صادق، تاریخ ما بعد از ظهور، ص 881 – 883 [11]. برگرفته ازماهنامه موعود شماره 83 [12]. در علم حدیث روایات به سه قسم تقسیم می شود: الف. حدیث متواتر: روایتی که عده زیادی آن را روایت کرده اند به گونه ای که از گفتار آنها برای ما یقین حاصل می شود که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. ب. روایت مستفیض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نیست، ولی اعتبارش از خبر واحد بیشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمی آن را روایت کرده اند و از لحاظ ارزش روایی پایین تر از دو قسم پیشین است. [13]. بحارالانوار، ج 23، ص 359 بخش مهدویت تبیان
  2. شرحى پیرامون دعاى امام عصر (عج)از ناحیه مقدّسه امام عصر، حضرت مهدى (عج) دعاهاى مختلفى نقل شده که یکى از دعاهاى معروف آن، دعایى است که با فراز: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة» آغاز مى‏گردد، این دعا از محتوایى بسیار عمیق و عالى برخوردار است که گویى درس‏هاى فرهنگى و اخلاقى بسیار مفیدى است که آن بزرگوار در لباس دعا، به پیروانش و به همه حق پرستان آموخته است، درس‏هاى سازنده و آموزنده در بیست و شش فراز، که در حقیقت ۲۶ درس مهم براى انسان‏هایى است که در میان خصال اخلاقى، هر فرازى از آنها مناسب حال آنها با صفات مخصوص به خود است. این دعا را که در مفاتیح الجنان محدّث قمى(ره) ذکر شده، علما و محدثین بزرگ و مورد اعتمادى از پیشینیان نقل نموده‏اند از جمله آنها: ۱ـ محدّث و عالم برجسته قرن نهم هجرى قمرى شیخ تقى الدین کفعمى صاحب کتاب المصباح، و کتاب بلدالامین است.۴ ۲ـ و نیز عالم و محدث بزرگ سید بن طاووس (م۶۶۴ هـ.ق) این دعا را در کتاب مهج الدعوات نقل نموده است، و هر دو نفر از این دو محقق بزرگ، این دعا را نسبت به امام عصر حضرت مهدى(عج) داده، و از ناحیه مقدسه آن بزرگوار نقل نموده‏اند، و سپس علماى متأخّر مانند علّامه مجلسى در زادالمعاد، و محدّث قمى در مفاتیح، و محقق کاشانى در مصابیح الجنان، این دعا را از دو عالم نامبرده نقل نموده‏اند. دو نکته پیرامون رزق و توفیق جالب این که در آغاز این دعا، سخن از «رزق و روزى و توفیق» به میان آمده این گونه که مى‏گوییم: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة»؛ خدایا! توفیق اطاعت را رزق و روزى ما گردان.» که بیان گر آن است که خصال نیک، و ارزش‏ها از روزى‏هاى معنوى است که همچون رزق و روزى مادى، همواره مورد نیاز است، همان گونه که اگر رزق مادى به انسان نرسد، او قحطى زده شده و در پرتگاه نابودى قرار مى‏گیرد، نرسیدن به رزق معنوى نیز باعث سقوط و هلاکت است، و همان گونه که رزق و روزى مادى، هر روزه و در همه اوقات باید به انسان برسد تا او ادامه حیات بدهد، رزق و روزى معنوى نیز باید همیشگى باشد تا موجب ادامه حیات معنوى گردد. به عبارت روشن‏تر، رزق و روزى به معنى عطا و بخشش مستمر و بهره‏اى از خیر و برکت الهى به طور مداوم است که هم شامل غذاى جسم و خوراک روزانه و هرگونه روزى مادى مانند لباس و خانه و مرکب و باغ و…مى‏شود، شامل روزى‏هاى معنوى مانند ارزش‏ها و صفات نیک نیز مى‏شود. و معنى وسیعى دارد، بلکه رزق و روزى اصلى همین روزى معنوى است، و در دعاها تعبیر به رزق در مورد روزى‏هاى معنوى بسیار به کار رفته است، و در قرآن نیز، رزق به معنى عام و جامع است، و شامل امور مادى و معنوى خواهد شد، مثلاً در قرآن مى‏خوانیم: «فالّذین آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرةٌ و رزقٌ کریمٌ؛۵ آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آمرزش و روزى ارزشمندى براى آنها است.» با توجه به این که واژه کریم به معنى هر موجود شریف و پر ارزش است، بنابراین رزق کریم، شامل هر روزى ارزشمند از مادى و معنوى مى‏شود، و داراى مفهوم و معنى گسترده‏اى است که فراگیرنده هرگونه نعمت‏هاى عالى از مادى و معنوى است، چنان که راغب لغت شناس معروف قرآن، رزق کریم را، شامل عموم روزى‏هاى شایسته از مادى و معنوى گرفته است.۶ و در میان ده‏ها بلکه صدها دعا که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهالسلام) نقل شده، واژه رزق در مورد امور معنوى به کار رفته است، به عنوان نمونه نظر شما را به چند مورد جلب مى‏کنیم: در فرازى از یکى از دعاهاى امام سجاد(علیهالسلام) آمده: «اللّهمّ ارزقنى صلة قرابتى…؛۷ خدایا رابطه نیک با خویشاوندانم، و حج قبول شده، و عمل نیک مورد پسندت را به من روزى گردان.» و در دعاى دیگر آن حضرت آمده: «خدایا! قلب خاشع و خاضع و هراسانى از خوف خدا، و بدن صابر، و زبان ذاکر و حمد کننده، و یقین راستین، و روزى گسترده و علم مفید به من روزى گردان.»۸ و در فراز دیگر آمده: «اللّهم ارزقنى قلباً تقیّاً نقیّاً؛۹ خدایا! دل پاک و پاکیزه به من روزى کن.» روایت شده روزى یکى از اصحاب بسیار نیک پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نام حارثة بن سراقه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: از خدا بخواه مقام شهادت را نصیبم گرداند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین دعا کرد: «اللّهم ارزق حارثة الشّهادة؛ خداوندا! مقام شهادت را به حارثه روزى گردان.» طولى نکشید که جنگ احد رخ داد، او در این نبرد به شهادت رسید.۱۰ امام زمان نتیجه این که رزق و روزى معنى گسترده‏اى دارد و شامل مواهب معنوى نیز مى‏شود، بنابراین اگر ما خدا را با عنوان یا رزّاق، و یا رازق خواندیم، روزى‏هاى معنوى را نیز در نظر بگیریم، بلکه بیشتر به این نوع روزى‏ها توجه کنیم. چرا که غذاى روح، بسیار مهم‏تر از غذاى جسم است. و از امیرمؤمنان على (علیهالسلام) روایت شده فرمود: «در شگفتم از کسانى که در مورد غذاى جسم اهتمام مى‏ورزند و از آن پرهیز مى‏کنند که زیانبخش نباشد ولى در مورد کیفر غذاى زیانبخش روح یعنى گناهان، که آتش دورخ است، بى توجه و غافل هستند.»۱۱ این تعبیرات بیانگر روزى‏هاى معنوى است که ما باید به آن توجه عمیق داشته باشیم. و در مورد توفیق ـ که در آغاز دعاى مذکور آمده ـ نیز باید توجه داشت که عامل اصلى، و کلید گشاینده همه ارزش‏ها و ترک گناهان است، توضیح این که واژه توفیق از ماده وفاق و توافق است و منظور از آن این است که کارهاى انسان، موافق فرمان خدا و بر وفق مراد، و هماهنگ با اهداف و مقصود، سهل و آسان گردد، و اسباب کار، فراهم شود و به اصطلاح مقتضى موجود، و هرگونه مانع، مفقود باشد تا انسان با اشتیاق و با کمال راحتى و روانى، به انجام کار همّت نماید. به عبارت روشن‏تر توفیق، یارى و عنایت خاص الهى است که به بندگان شایسته‏اش مى‏دهد، در مقابل خذلان، که به معنى آن است که خدا او را به خودش واگذارد. خداوند در قرآن مى‏فرماید: «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذاالّذى ینصرکم من بعده…؛۱۲ اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او شما را یارى کند؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.» البته باید توجه داشت که یارى و عنایت الهى به بنده‏اش، بستگى به آمادگى و لیاقت بنده دارد، او باید با شناسایى عوامل و زمینه سازى در این راستا به استقبال توفیق الهى برود، و گرنه در وادى خذلان الهى سقوط مى‏کند، چنان که گفته‏اند: باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شور زار خس در بــاغ لاله رویـــد و در شــورزار خـــس در باغ لاله روید و در شور زار خس با توجه به این که امیرمؤمنان على(علیهالسلام) در گفتار گوناگونى فرمود: «توفیق عنایت الهى است، توفیق نخستین نعمت است، توفیق سرلوحه سعادت و رستگارى، و سر سلسله اصلاح و برترین عمل است، و هیچ رهبر و راهنمایى برتر از توفیق نیست و هیچ نعمتى ارجمندتر از نعمت توفیق نیست.»۱۳ امام صادق(علیهالسلام) در معنى توفیق فرمود: «هرگاه بنده‏اى فرمان خداوند را بجا آورد، کار او موافق و هماهنگ با فرمان خدا است، و چنین بنده‏اى به عنوان بنده موفّق نامیده مى‏شود، و هرگاه بنده‏اى اراده گناه کند، ولى یارى خداوند بین او و گناه جدایى بیندازد، و در نتیجه او از گناه پرهیز کند، چنین بنده‏اى به توفیق الهى نایل شده است و اگر خداوند بین او و گناه مانع نشود، نشانه آن است که او را به خودش واگذارده و در نتیجه او را از توفیق محروم ساخته است.»۱۴ امیر مؤمنان على(علیهالسلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛ خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.» بنابراین توفیق، با ارزشت‏ترین موهبت الهى است، و به اصطلاح رفیقى است که به هر کس ندهندش، چنان که پر زیباى طاووس را به کرکس نخواهند داد، نتیجه این که اگر بخواهیم به سعادت همه جانبه برسیم و براى انجام وظیفه آماده امام زمان شویم، و خشنودى و یارى الهى را کسب کنیم باید به ایجاد عوامل توفیق همّت کنیم، عواملى مانند: سلامتى روح و جسم، وراثت نیک، محیط سالم، غذاى پاک، همنشین شایسته، اعتماد به نفس، توکل به خدا، اراده نیرومند، ریاضت و زحمت، صبر و حوصله، برقرار نمودن رابطه تنگاتنگ با خدا و به طور کلى دین مدارى، و نیز باید از عوامل ضد توفیق پرهیز کنیم. که همان عوامل ضد عوامل مثبت است، که همچون آفتى ویرانگر موجب نابودى توفیقات خواهد شد. مسأله توفیق به قدرى مهم است که در بسیارى از گفتار و دعاهاى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهالسلام) آمده، بلکه در بسیارى از آنها در سرلوحه نیایش آنها قرار گرفته است. به عنوان نمونه نظر شما را به چند فراز جلب مى‏کنیم: ۱ـ امیر مؤمنان على(علیهالسلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛۱۵ خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.» ۲ـ امام سجاد(علیهالسلام) در فرازى از دعایش به خدا عرض مى‏کند: «و وفّقنى للّتى هى ازکى؛۱۶ خدایا مرا به آنچه که پاک‏ترین است موفق کن.» و در فراز دیگر عرض مى‏کند: «خدایا! در ماه رمضان مرا براى درک شب قدر توفیق بده، به گونه‏اى که در صف محبوب‏ترین و پسندیده‏ترین بندگان درگاهت قرار گیرم.»۱۷ ۳ـ و در قسمت آخر عهدنامه مالک اشتر، حضرت على(علیهالسلام) آن را با این فراز به پایان مى‏رساند: «و از خدا مى‏خواهم که با رحمت گسترده و نیروى بى کران که در برآوردن هر حاجتى دارد، مرا و تو را در هرچه رضاى او است توفیق دهد.»۱۸ و در نامه به قثم بن عباس مى‏نویسد: «وفّقنا الله و ایّاکم لمحابّة؛۱۹ خداوند ما و شما را بر آنچه دوست دارد موفّق کند.» نتیجه این که توفیق از امور بسیار پراهمیتى است که همواره مورد نظر پیامبران و امامان و اولیاء خدا بوده، و مانیز براى تحصیل امتیازات عالى انسانى، باید با مرکب توفیق به پیش رویم، و از به دست آوردن آن در همه ابعاد، با ایجاد زمینه هایش غافل نمانیم، که سنگ زیرین کاخ ترقى و تعالى است، چنان که امام على (علیهالسلام) فرمود: «لاینفع اجتهادٌ بغیر توفیقٍ؛ هیچ کوششى بدون توفیق به ثمر نمى‏رسد.»۲۰ و نیز فرمود: «مشتاقانه به استقبال توفیق روانه شوید که توفیق اُسّ وثیق (اساس مطمئن) است.»۲۱ ۱٫ نامه اخلاقى عرفانى امام خمینى (که به نوه‏اش آقاى سید على خمینى اهدا شده) مجموعه آثار، شماره یک، نشر کنگره اندیشه‏هاى اخلاقى ـ عرفانى امام خمینى، ص ۱۶۸٫ ۲٫ محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۱۶۷؛ بحار، ج ۹۳، ص ۳۰۰٫ ۳٫ شیخ تقى الدین کفعمى، مصباح کفعمى، ص ۳۰۵ ؛ سید بن طاووس مهج الدّعوات، ص ۲۹۴٫ ۴٫ محدث قمى، الکنى و الالقاب، ج ۳، ص ۱۱۶؛ فوائد الرضویه، ص ۷ و ۸٫ ۵٫ سوره حج، آیه ۵۰٫ ۶٫ مفردات راغب، ج ۱۴، ص ۱۳۵، و ج ۱۸، ص ۱۶٫ ۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۴۷٫ ۸٫ همان، ج ۹۵، ص ۲۵۸٫ ۹٫ همان، ج ۹۷، ص ۸۹، براى اطلاع بیشتر به این موارد به المعجم المفهرس بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۸۴۳۶ تا ۸۴۳۸ مراجعه گردد. ۱۰٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۳، ص ۵۰۷٫ ۱۱٫ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۴۱٫ ۱۲٫ سوره آل عمران، ص ۱۶۰٫ ۱۳٫ غررالحکم، میزان الحکمة، ج ۱۰، ص ۵۹۰ و ۵۹۱٫ ۱۴٫ توحید صدوق، ص ۲۴۲٫ ۱۵٫ نهج البلاغه بنیاد، خطبه ۱۸۵، صبحى صالح، خطبه ۱۹۴٫ ۱۶٫ صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰٫ ۱۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۲٫ ۱۸٫ نهج البلاغه، نامه ۵۳٫ ۱۹٫ همان، نامه ۶۷٫ ۲۰٫ غررالحکم. ۲۱٫ همان.
  3. دعاهاى حضرت مهدى (عج) از ناحیه مقدّسه امام عصر، حضرت مهدى (عج) دعاهاى مختلفى نقل شده که یکى از دعاهاى معروف آن، دعایى است که با فراز: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة» آغاز مى‏گردد، این دعا از محتوایى بسیار عمیق و عالى برخوردار است که گویى درس‏هاى فرهنگى و اخلاقى بسیار مفیدى است که آن بزرگوار در لباس دعا، به پیروانش و به همه حق پرستان آموخته است، درس‏هاى سازنده و آموزنده در بیست و شش فراز، که در حقیقت ۲۶ درس مهم براى انسان‏هایى است که در میان خصال اخلاقى، هر فرازى از آنها مناسب حال آنها با صفات مخصوص به خود است. این دعا را که در مفاتیح الجنان محدّث قمى(ره) ذکر شده، علما و محدثین بزرگ و مورد اعتمادى از پیشینیان نقل نموده‏اند از جمله آنها: ۱ـ محدّث و عالم برجسته قرن نهم هجرى قمرى شیخ تقى الدین کفعمى صاحب کتاب المصباح، و کتاب بلدالامین است.۴ ۲ـ و نیز عالم و محدث بزرگ سید بن طاووس (م۶۶۴ هـ.ق) این دعا را در کتاب مهج الدعوات نقل نموده است، و هر دو نفر از این دو محقق بزرگ، این دعا را نسبت به امام عصر حضرت مهدى(عج) داده، و از ناحیه مقدسه آن بزرگوار نقل نموده‏اند، و سپس علماى متأخّر مانند علّامه مجلسى در زادالمعاد، و محدّث قمى در مفاتیح، و محقق کاشانى در مصابیح الجنان، این دعا را از دو عالم نامبرده نقل نموده‏اند. دو نکته پیرامون رزق و توفیق جالب این که در آغاز این دعا، سخن از «رزق و روزى و توفیق» به میان آمده این گونه که مى‏گوییم: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة»؛ خدایا! توفیق اطاعت را رزق و روزى ما گردان.» که بیان گر آن است که خصال نیک، و ارزش‏ها از روزى‏هاى معنوى است که همچون رزق و روزى مادى، همواره مورد نیاز است، همان گونه که اگر رزق مادى به انسان نرسد، او قحطى زده شده و در پرتگاه نابودى قرار مى‏گیرد، نرسیدن به رزق معنوى نیز باعث سقوط و هلاکت است، و همان گونه که رزق و روزى مادى، هر روزه و در همه اوقات باید به انسان برسد تا او ادامه حیات بدهد، رزق و روزى معنوى نیز باید همیشگى باشد تا موجب ادامه حیات معنوى گردد. به عبارت روشن‏تر، رزق و روزى به معنى عطا و بخشش مستمر و بهره‏اى از خیر و برکت الهى به طور مداوم است که هم شامل غذاى جسم و خوراک روزانه و هرگونه روزى مادى مانند لباس و خانه و مرکب و باغ و…مى‏شود، شامل روزى‏هاى معنوى مانند ارزش‏ها و صفات نیک نیز مى‏شود. و معنى وسیعى دارد، بلکه رزق و روزى اصلى همین روزى معنوى است، و در دعاها تعبیر به رزق در مورد روزى‏هاى معنوى بسیار به کار رفته است، و در قرآن نیز، رزق به معنى عام و جامع است، و شامل امور مادى و معنوى خواهد شد، مثلاً در قرآن مى‏خوانیم: «فالّذین آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرةٌ و رزقٌ کریمٌ؛۵ آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آمرزش و روزى ارزشمندى براى آنها است.» با توجه به این که واژه کریم به معنى هر موجود شریف و پر ارزش است، بنابراین رزق کریم، شامل هر روزى ارزشمند از مادى و معنوى مى‏شود، و داراى مفهوم و معنى گسترده‏اى است که فراگیرنده هرگونه نعمت‏هاى عالى از مادى و معنوى است، چنان که راغب لغت شناس معروف قرآن، رزق کریم را، شامل عموم روزى‏هاى شایسته از مادى و معنوى گرفته است.۶ و در میان ده‏ها بلکه صدها دعا که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهالسلام) نقل شده، واژه رزق در مورد امور معنوى به کار رفته است، به عنوان نمونه نظر شما را به چند مورد جلب مى‏کنیم: در فرازى از یکى از دعاهاى امام سجاد(علیهالسلام) آمده: «اللّهمّ ارزقنى صلة قرابتى…؛۷ خدایا رابطه نیک با خویشاوندانم، و حج قبول شده، و عمل نیک مورد پسندت را به من روزى گردان.» و در دعاى دیگر آن حضرت آمده: «خدایا! قلب خاشع و خاضع و هراسانى از خوف خدا، و بدن صابر، و زبان ذاکر و حمد کننده، و یقین راستین، و روزى گسترده و علم مفید به من روزى گردان.»۸ و در فراز دیگر آمده: «اللّهم ارزقنى قلباً تقیّاً نقیّاً؛۹ خدایا! دل پاک و پاکیزه به من روزى کن.» روایت شده روزى یکى از اصحاب بسیار نیک پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نام حارثة بن سراقه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: از خدا بخواه مقام شهادت را نصیبم گرداند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین دعا کرد: «اللّهم ارزق حارثة الشّهادة؛ خداوندا! مقام شهادت را به حارثه روزى گردان.» طولى نکشید که جنگ احد رخ داد، او در این نبرد به شهادت رسید.۱۰ امام زمان نتیجه این که رزق و روزى معنى گسترده‏اى دارد و شامل مواهب معنوى نیز مى‏شود، بنابراین اگر ما خدا را با عنوان یا رزّاق، و یا رازق خواندیم، روزى‏هاى معنوى را نیز در نظر بگیریم، بلکه بیشتر به این نوع روزى‏ها توجه کنیم. چرا که غذاى روح، بسیار مهم‏تر از غذاى جسم است. و از امیرمؤمنان على (علیهالسلام) روایت شده فرمود: «در شگفتم از کسانى که در مورد غذاى جسم اهتمام مى‏ورزند و از آن پرهیز مى‏کنند که زیانبخش نباشد ولى در مورد کیفر غذاى زیانبخش روح یعنى گناهان، که آتش دورخ است، بى توجه و غافل هستند.»۱۱ این تعبیرات بیانگر روزى‏هاى معنوى است که ما باید به آن توجه عمیق داشته باشیم. و در مورد توفیق ـ که در آغاز دعاى مذکور آمده ـ نیز باید توجه داشت که عامل اصلى، و کلید گشاینده همه ارزش‏ها و ترک گناهان است، توضیح این که واژه توفیق از ماده وفاق و توافق است و منظور از آن این است که کارهاى انسان، موافق فرمان خدا و بر وفق مراد، و هماهنگ با اهداف و مقصود، سهل و آسان گردد، و اسباب کار، فراهم شود و به اصطلاح مقتضى موجود، و هرگونه مانع، مفقود باشد تا انسان با اشتیاق و با کمال راحتى و روانى، به انجام کار همّت نماید. به عبارت روشن‏تر توفیق، یارى و عنایت خاص الهى است که به بندگان شایسته‏اش مى‏دهد، در مقابل خذلان، که به معنى آن است که خدا او را به خودش واگذارد. خداوند در قرآن مى‏فرماید: «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذاالّذى ینصرکم من بعده…؛۱۲ اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او شما را یارى کند؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.» البته باید توجه داشت که یارى و عنایت الهى به بنده‏اش، بستگى به آمادگى و لیاقت بنده دارد، او باید با شناسایى عوامل و زمینه سازى در این راستا به استقبال توفیق الهى برود، و گرنه در وادى خذلان الهى سقوط مى‏کند، چنان که گفته‏اند: باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شور زار خس در بــاغ لاله رویـــد و در شــورزار خـــس در باغ لاله روید و در شور زار خس با توجه به این که امیرمؤمنان على(علیهالسلام) در گفتار گوناگونى فرمود: «توفیق عنایت الهى است، توفیق نخستین نعمت است، توفیق سرلوحه سعادت و رستگارى، و سر سلسله اصلاح و برترین عمل است، و هیچ رهبر و راهنمایى برتر از توفیق نیست و هیچ نعمتى ارجمندتر از نعمت توفیق نیست.»۱۳ امام صادق(علیهالسلام) در معنى توفیق فرمود: «هرگاه بنده‏اى فرمان خداوند را بجا آورد، کار او موافق و هماهنگ با فرمان خدا است، و چنین بنده‏اى به عنوان بنده موفّق نامیده مى‏شود، و هرگاه بنده‏اى اراده گناه کند، ولى یارى خداوند بین او و گناه جدایى بیندازد، و در نتیجه او از گناه پرهیز کند، چنین بنده‏اى به توفیق الهى نایل شده است و اگر خداوند بین او و گناه مانع نشود، نشانه آن است که او را به خودش واگذارده و در نتیجه او را از توفیق محروم ساخته است.»۱۴ امیر مؤمنان على(علیهالسلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛ خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.» بنابراین توفیق، با ارزشت‏ترین موهبت الهى است، و به اصطلاح رفیقى است که به هر کس ندهندش، چنان که پر زیباى طاووس را به کرکس نخواهند داد، نتیجه این که اگر بخواهیم به سعادت همه جانبه برسیم و براى انجام وظیفه آماده امام زمان شویم، و خشنودى و یارى الهى را کسب کنیم باید به ایجاد عوامل توفیق همّت کنیم، عواملى مانند: سلامتى روح و جسم، وراثت نیک، محیط سالم، غذاى پاک، همنشین شایسته، اعتماد به نفس، توکل به خدا، اراده نیرومند، ریاضت و زحمت، صبر و حوصله، برقرار نمودن رابطه تنگاتنگ با خدا و به طور کلى دین مدارى، و نیز باید از عوامل ضد توفیق پرهیز کنیم. که همان عوامل ضد عوامل مثبت است، که همچون آفتى ویرانگر موجب نابودى توفیقات خواهد شد. مسأله توفیق به قدرى مهم است که در بسیارى از گفتار و دعاهاى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهالسلام) آمده، بلکه در بسیارى از آنها در سرلوحه نیایش آنها قرار گرفته است. به عنوان نمونه نظر شما را به چند فراز جلب مى‏کنیم: ۱ـ امیر مؤمنان على(علیهالسلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛۱۵ خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.» ۲ـ امام سجاد(علیهالسلام) در فرازى از دعایش به خدا عرض مى‏کند: «و وفّقنى للّتى هى ازکى؛۱۶ خدایا مرا به آنچه که پاک‏ترین است موفق کن.» و در فراز دیگر عرض مى‏کند: «خدایا! در ماه رمضان مرا براى درک شب قدر توفیق بده، به گونه‏اى که در صف محبوب‏ترین و پسندیده‏ترین بندگان درگاهت قرار گیرم.»۱۷ ۳ـ و در قسمت آخر عهدنامه مالک اشتر، حضرت على(علیهالسلام) آن را با این فراز به پایان مى‏رساند: «و از خدا مى‏خواهم که با رحمت گسترده و نیروى بى کران که در برآوردن هر حاجتى دارد، مرا و تو را در هرچه رضاى او است توفیق دهد.»۱۸ و در نامه به قثم بن عباس مى‏نویسد: «وفّقنا الله و ایّاکم لمحابّة؛۱۹ خداوند ما و شما را بر آنچه دوست دارد موفّق کند.» نتیجه این که توفیق از امور بسیار پراهمیتى است که همواره مورد نظر پیامبران و امامان و اولیاء خدا بوده، و مانیز براى تحصیل امتیازات عالى انسانى، باید با مرکب توفیق به پیش رویم، و از به دست آوردن آن در همه ابعاد، با ایجاد زمینه هایش غافل نمانیم، که سنگ زیرین کاخ ترقى و تعالى است، چنان که امام على (علیهالسلام) فرمود: «لاینفع اجتهادٌ بغیر توفیقٍ؛ هیچ کوششى بدون توفیق به ثمر نمى‏رسد.»۲۰ و نیز فرمود: «مشتاقانه به استقبال توفیق روانه شوید که توفیق اُسّ وثیق (اساس مطمئن) است.»۲۱ ۱٫ نامه اخلاقى عرفانى امام خمینى (که به نوه‏اش آقاى سید على خمینى اهدا شده) مجموعه آثار، شماره یک، نشر کنگره اندیشه‏هاى اخلاقى ـ عرفانى امام خمینى، ص ۱۶۸٫ ۲٫ محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۱۶۷؛ بحار، ج ۹۳، ص ۳۰۰٫ ۳٫ شیخ تقى الدین کفعمى، مصباح کفعمى، ص ۳۰۵ ؛ سید بن طاووس مهج الدّعوات، ص ۲۹۴٫ ۴٫ محدث قمى، الکنى و الالقاب، ج ۳، ص ۱۱۶؛ فوائد الرضویه، ص ۷ و ۸٫ ۵٫ سوره حج، آیه ۵۰٫ ۶٫ مفردات راغب، ج ۱۴، ص ۱۳۵، و ج ۱۸، ص ۱۶٫ ۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۴۷٫ ۸٫ همان، ج ۹۵، ص ۲۵۸٫ ۹٫ همان، ج ۹۷، ص ۸۹، براى اطلاع بیشتر به این موارد به المعجم المفهرس بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۸۴۳۶ تا ۸۴۳۸ مراجعه گردد. ۱۰٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۳، ص ۵۰۷٫ ۱۱٫ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۴۱٫ ۱۲٫ سوره آل عمران، ص ۱۶۰٫ ۱۳٫ غررالحکم، میزان الحکمة، ج ۱۰، ص ۵۹۰ و ۵۹۱٫ ۱۴٫ توحید صدوق، ص ۲۴۲٫ ۱۵٫ نهج البلاغه بنیاد، خطبه ۱۸۵، صبحى صالح، خطبه ۱۹۴٫ ۱۶٫ صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰٫ ۱۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۲٫ ۱۸٫ نهج البلاغه، نامه ۵۳٫ ۱۹٫ همان، نامه ۶۷٫ ۲۰٫ غررالحکم. ۲۱٫ همان.
×
×
  • اضافه کردن...