رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

تقویم تاریخ ( 21 آذرماه )


tehsky

ارسال های توصیه شده

۲۱ آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۶۷ روز گذشته و به پایان آن ۹۸ روز (در سال عادی) یا ۹۹ روز (در سال کبیسه) ماندهاست.

رویدادها

۱۳۲۳ - اعلام تشکیل دولت فرقه دموکرات آذربایجان، در تبریز و اعلام نخستوزیری جعفر پیشهوری در آن.

زادروزها

۱۳۰۴ - احمد شاملو، شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، ادیب و مترجم ایرانی.همسر ایدا شاملو

امروز، "مارکوپولو "سیاح و ماجراجوی ایتالیایی پس از 69 سال زندگی بدرود حیات گفت .این مرد که به سبب سفر تاریخی 20 سالهای که به آسیا و چین کرد نامش مشهور شده است ،روز 26 ژوییه 1254 میلادی در ونیز متولد شد .در 17 سالگی روز 14 آوریل سال 1271 میلادی به سفر خود پرداخت .وی روز 10 اکتبر 1291 میلادی به ونیز برگشت و مشاهدات خود را در کتابی به نام" عجایب "نوشت.

امروز، "ژاک مرسیه "معمار و آرشیتکت برجسته فرانسوی در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی پس از 69 سال زندگی بدرود حیات گفت .ژاک مرسیه روز 27 اوت 1585 میلادی در" پونتواز "متولد شد .بعدها مورد توجه کاردینال ریشلیو قرار گرفت و آثار برجستهای چون" قصر ریشلیو - کلیسای سن روش و برج ساعت لوور را در پاریس "بوجود آورد .

امروز، ژنرال" نیهپرگ "یکی از معروفترین سرداران و ژنرالهای امپراتوری اتریش در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی در شهر زیبابی" سالزبورگ "قدم به عرصه وجود گذاشت .وی که بعدها در یکی از جنگها یکی از چشمهایش را از دست داد ،بعد از اسارت و تبعید ناپلئون بناپارت به جزیره" سنت - هلن "با" ماری لوئیز "امپراتوریس فرانسه و همسر ناپلئون ازدواج کرد .مرگ او روز 19 آوریل 1829 اتفاق افتاد.

امروز، اولین دوچرخه به سبک دوچرخههای امروزی توسط یک صنعتگر هنرمند فرانسوی به نام" ارنست میشو "اختراع شد .این دوچرخه از چوب ساخته شده بود که بیشتر به کار راهپیمایی در زمینهای صاف میخورد .بعدها این دوچرخه توسط خود میشو به آهنی مبدل شد و مک میلن اسکاتلندی برای آن زنجیر و رکاب و زین و ترمز اختراع کرد و دوچرخه امروزی درست شد.

امروز، "ادی ادواردز "یکی از معروفترین چهرههای موسیقی مدرن ایالات متحده آمریکا در قرن بیستم در" نارینگتون "در ایالت" میسوری "متولد شد .وی از خردسالی نواختن آلات موسیقی را فرا گرفت و بعدها به صورت یکی از نامدارترین موسیقیدانان جاز درآمد" ادی ادواردز "که خالق سبک" دیکسی لاندجاز "و مصنف" راک تایگر "بود روز 9 آوریل 1963 مرد.

امروز، جنگ سه ساله" ترانسوال "بین انگلیسیها و مهاجران هلندی آفریقای جنوبی معروف به" بوئرها "پایان یافت و سراسر ترانسوال وارانژ یعنی میهن بوئرها به تصرف انگلیسیها درآمد .این جنگ از روز 27 مه 1899 میلادی آغاز شده و" لرد کیچنر "سردار معروف انگلیسی ماصمور فتح ترانسوال شده بود .فتح ترانسوال به بهای 75 هزار کشته و زخمی تمام شد.

امروز، "آنتوان دوراک "آهنگساز برجسته چکاسلواکی پس از 63 سال زندگی وفات یافت .وی روز 1 ژانویه 1841 میلادی در یکی از شهرهای" بوهم "متولد شده بو .از آثار مهم" آنتوان دوراک "اینها را میتوان نام برد" :سلماسه لاک - آرسیدا - سنفونی دنیای نو - کارناوال - وطن من - طبیعت و اوتللو ."وی در بیشتر ممالک جهان منجمله آمریکا هنرنمایی کرده بود.

امروز، اولین شورش مسلحانه در اسپانیا آغاز شد و چون این شورش توسط افراد پادگان" ژاکا "برپا شده بود ،در تاریخ از آن به نام" شورش ژاکا "یاد شده است .هدف شورشیان ایجاد یک حکومت جمهوری در آن کشور و برچیدن بساط سلطنت" آلفونس سیزدهم "پادشاه جوان آن کشور بود .گر چه این شورش به زودی سرکوبی شد ولی شورشهای بعدی تا زمان جمهوریت ادامه یافت.

امروز، کشور آفریقایی" کنیا "از مستعمرات سابق انگلستان استقلال یافت .این کشور که در مشرق قاره آفریقا قرار گرفته با سومالی - اتیوپی - اوگاندا و تانگانیکا همسایه بوده و از ناحیه جنوب شرقی نیز به اقیانوس هند محدود است .کنیا که پایتختی به نام" نایروبی "دارد 582000 کیلومتر مربع مساحت دارد که در آن در حدود 9 میلیون نفر جمعیت زندگی میکنند.

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 دسامبر

ايران

بهبهان و اختلاف نظر بر سر نامگذاری اين شهر

12 دسامبر سال 525 ميلادی در نشستی که در کاخ پادشاهی ايران در شهر تيسفون بر گزار شده بود تني چند از مقامهای کشوری و لشکری که تحت نفوذ افکار مزدک قرار داشتند با پيشنهاد بزرگ وزير قباد يکم شاه وقت ايران از دودمان ساسانيان به گذاردن نام قباد برشهر تازه ساز ميان شوش و استخر(شيراز) مخالفت کردند و گفتند که نبايد نام يک شاه زنده (در طول حيات او) بر يک شهر گذارده شود که تاريخ از اين عمل ، قضاوت تملق گويی خواهد کرد و قباد که خود او هم متمايل به انديشه های مزدک بود پذيرفت که نام ديگری بر شهر گذارده شود. پيشنهاد شد که نام شهر را «ارگان» بگذارند و پس از درگذشت قباد، با جلب نظر جانشين او شهر به اسم وي تجديد نام يابد ؛ زيرا اين شهر تازه به دستور قباد و زير نظر مستقيم او ساخته شده بود و محل آن را نيز خود قباد در کنار رودخانه مارون تعيين کرده بود. رسم شاهان ساسانی بود که هر کدام يکی _ دو شهر تازه بسازند. به نوشته پاره ای ازمنابع بيزانس (قسطنطيه)، قباد شخصا در اين جلسه خواسته بود که شهر تازه به نام او خوانده شود؛ که به نظر درست نمی آيد.

شهر ارگان بعدا ويران و متروک شد _ احتمالا بر اثر زلزله و عوامل طبيعی _ و نفوس آن ترجيح دادند که به جای نقل مکان به شهر کوچک «بهانBohan » در همان نزديکی ، شهری به فاصله ای نه چندان دور در جنوب ارگان برای خود بسازند که پس از تکميل بنای اين شهر، نام آن را «به بهان» به معنای بهتر از « بهان » گذاردند که تا به امروز باقی مانده است و شهری است قديمی.

بايد دانست که مزدک که انديشه های او در زمان حکومت قباد يکم ( گواد - کواد ) منتشر و ترويج شد پايه گذار سوسياليسم در جهان بشمار می رود.

شکست نظامی ایران در نبرد نینوا (موصل) و آغاز پایان کار ساسانیان

12 دسامبر 627 میلادی ارتش ایران در نینوا (موصل) از ارتش روم شرقی شکست خورد و این شکست آغاز پایان حکومت ساسانیان بر ایران بود. نهم دسامبر، خسرو پرویز میدان نبرد را ترک گفته و عازم بازگشت به تیسفون شده بود و 12 دسامبر با کشته شدن ژنرال رهازاد فرمانده نیروهای ایران، این نیروها دست به ترک صحنه جنگ و عقب نشینی زدند. خسروپرویز از سال 605 میلادی بدون اینکه ضرورت داشته باشد متصرفات روم را از همه جهات مورد حمله قرارداده و نه تنها سوریه و فلسطین بلکه مصر را هم تصرف و یک ستون ارتش او تا کنار دیوارهای قسطنطنیه پیش رفته بود. همین پیشروی و پیروزی های نظامی ایران سبب شد که یک ژنرال رومی به نام هراکلیوس زمام حکومت را به دست گیرد و به جان ایران افتد ـ ایرانی که خسروپرویز ژنرالهایش را یکی پس از دیگری کشته، فراری داده و یا خانه نشین کرده بود. مورخان نظامی شکست ایران در نینوا را به حساب خستگی و فرسودگی ارتش و نبود ژنرالهایی بمانند بهرام مهران (بهرام چوبین)، شاهین و شهربراز در میدان جنگ نوشته اند، بعلاوه خروج شخص خسروپرویز در لحظه حساس از صحنه و بازگشت به تیسفون و پناه بردن به شراب که بزرگان کشور بعدا رای به بازداشت و سپس قتل او دادند و پسرش [شاه تازه] با هراکلیوس (فلاویوس هراکلیوس اوگوستوس) صلح کرد. ارتش روم شرقی که در چند جنگ با ایران فرسوده شده بود در نبرد یرموک (آگوست سال 636 میلادی) از سپاه اسلام به فرماندهی خالد ابن ولید شکست خورد و سه ماه بعد هم یک سپاه ایران در قادسیه.

آماده باش در اصفهان برای بازسازی شهر زلزله زده شماخي

12 دسامبر 1667دولت ایران (دوران حکومت صفويان) پس از دریافت خبر وقوع زلزله در شهر شماخی قفقاز (واقع در منطقه اران) و اطلاع از وسعت ویرانی و تلفات ناشی از آن، براي بازسازي شهر نوعی حالت آماده باش اعلام و چند مقام را با پول کافی همراه دهها معمار و صدها کارگر از اصفهان روانه قفقاز کرد و مركز شهرستان را موقتا به باكو كه در 120 كيلومتري شرق شماخي واقع شده است منتقل ساخت. دولت وقت درعین حال به فرمانداران ایالات شمالی و شمال غربی ایران دستور داد که امکانات خودرا در اختیار هیات بازسازی شماخی بگذارند. اين زلزله 25 نوامبر سال 1667 و اوایل سلطنت صفي ميرزا (شاه سليمان صفوي) روي داده بود. تلفات این زلزله نزدیک به 80 هزار کشته گزارش شده بود. اين نخستين و آخرين زلزله شماخي نبود، در سال 1191 ميلادي (زمان حكومت دودمان شروانشاهان، حكام باقيمانده از عهد ساسانيان در قفقاز) يك زلزله شديد شماخی را ويران كرده بود. منطقه شماخي در طول هزاره دوم ميلادي 11 زلزله شديد به خود ديده است كه يكي ديگر از آنها در دوم دسامبر 1859 روي داده بود، ديگري در سال 1902 و آخرين زمين لرزه در سال 2000. شماخي قرنها مركز حكومت شروانشاهان بود و خاقاني از شاعران بزرگ و قصيده سراي ايران كه در قرن دوازدهم ميلادي (1122 ـ 1190) مي زيست از همان منطقه برخاسته بود. قصيده ايوان مدائن او معروف است. شماخي در پي دور اول جنگهاي روسيه با ايران طبق قرارداد گلستان (منعقد در سال 1813 به میانجیگری انگلستان!) به روسيه داده شد. شماخي (شماخا) اينك از شهرهای جمهوري آذربايجان است.

انتقال سلطنت به دودمان پهلوی

12دسامبر سال 1925 ميلادی (1304 هجري خورشيدی و در آن سال مصادف با 22 آذرماه) مجلس موسسان که انتخاب اعضای آن پانزدهم آذر تکميل شده بود ظرف پنج جلسه در هفت روز، چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی مصوب سال 1906 را اصلاح کرد که برپايه آن، حکومت قاجارها پايان يافت و سلطنت به دودمان پهلوی منتقل شد و دو روز بعد ژنرال رضا خان پهلوی در مجلس شورا حاضر شد و سوگند وفاداری به قانون اساسی ياد کرد و رضا شاه شد. وي روز بعد (25 آذر) بر تخت سلطنت نشست و نزديک به 16 سال پادشاهی کرد.

مجلس شورا 43 روز پيش از مصوبه مجلس موسسان، به نام سعادت ملت ايران انقراض قاجاريه را اعلام داشته بود و تا تعيين تکليف نطام حکومتي، برغم مخالفت دكتر مصدق نماينده تهران، موقتا رضا خان سردار سپه و رئيس الوزراء را رئيس و مسئول کشور قرار داده بود. در جريان عزل دودمان قاجارها و پيش از اصلاح متمم قانون اساسي، در تهران برسر زبان افتاده بود كه نظام حكومتي ايران «جمهوري» خواهد بود و سردار سپه (فرمانده ارتش) هم موافق جمهوري شدن ايران است.

از لحظه کودتای نظامی فوريه 1921 چنين تغييری قابل پيش بينی بود. ملت ايران از قاجاريه که حکومت آن ازسال 1794آغاز شده بود به سبب شکست ها، عقب نشيني ها، تسليم شدنها، تن به تجزيه ايران دادنها و ضعف هاي متعدد که نشان داده بود راضی نبود. قاجارها در اصل مغول تبار و از نسل« قاجار نويان» امير زاده مغول بودند.

پايان کار گروه پيشه وري

21 آذر 1325 (12 دسامبر 1946) عمليات برای سرکوبی گروه پيشه وری در آذربايجان به پايان رسيد و عوامل آن کشته، دستگير و يا به خارج از کشور فرار کردند. مرحله اصلی اين عمليات با ورود واحدهای چهار لشکر، از 19 آذرماه آغاز شده بود ولی آذربايجاني های میهندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند.

تاخير یکساله اين سرکوبی به اين سبب بود که دولت شوروی حاضر نمی شد بدون دريافت امتياز به تعهدی که در سال 1943 در جريان کنفرانس تهران سپرده بود عمل کند و نيروهای خود را از آن منطقه از ايران که از 1941 (شهریور 1320) اشغال نظامی کرده بود خارج سازد و يا اجازه دهد كه واحدهاي ارتش ما به آن منطقه وارد شوند. دولت مسكو از همان زمان كه شهرهاي متصرفي از ايران (به موجب قرارداد هاي ننگين گلستان و تركمن چاي) در قفقاز را آذربايجان نام نهاد، مقاصد سوء براي تماميت ايران داشت. غائله وقت سبب شده است که از آن پس ایران تقویت بنیه دفاعی خودرا در اولویت قراردهد.

اعتراض و ضديت در سال 1382 با شركت «مستمع آزاد» جمهوري اسلامي در جلسات اتحاديه بي خاصيت عرب

در پي انتشار اظهارات حميد رضا آصفي سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي مبني بر اين که تقاضا شده است ايران به عنوان ناظر وارد اتحاديه عرب شود، ناشر اين سايت تا پايان روز بيستم آذر1382 (در طول يك هفته) دهها پيام دريافت داشت که در همه آنها به اين اقدام اعتراض شده بود و خواسته بودند كه پيامها در سايت درج شوند و باقي بمانند.

از آنجا که اين پيامها حاوي نکاتي مهم ، تاريخي ، جالب و بعضا تازه اند و به نظر مي رسد كه از روي دلسوزي بيان شده و عمق احساسات ميهندوستانه آنان را نشان مي دهد که نمي توان از آن گذشت ، در زير خلاصه اي دسته بندي شده از آنها مي آيد :

ـ همه آتشها از گور شاه و پدرش بلند مي شود كه در طول حكومت خود الفباي ايران را همانند تركيه « لاتين » نكردند. آتاتورك در جريان ديدار رضاشاه از تركيه به او گفته بود كه به خاطر يكسان سازي لهجه ها و تلفظ ها هم كه شده است اين كار را بكند. اگر اين كار را كرده بود ما جلو بوديم و دست كم «ماشين هاي اينترنتي جستجو» روزنامه ها و « وب لاگهاي فارسي » را در رديف كار خود قرار مي دادند ، اي ـ ميل نويسي راحت بود و ....

ـ رضاشاه در زمان فارسي سازي واژه ها، بايد بر استفاده هرچه بيشتر از نام هاي ايراني هم اصرار مي كرد.

ـ ايران برخلاف تبليغ «كمونيست هاي مرحوم! ، آن دسته كه از مسكو حرف شنوي داشتند » يك كشور چند مليتي نيست . ما تنها چند صدهزار سيد و عرب تبارداريم كه 14 قرن پيش به ايران مهاجرت و با آرين ها ازدواج كرده و مخلوط نژادي شده اند. تركي زبانان ما از نژاد آن سوي ماوراءالنهر نيستند ، اين زبان در قرون وسطي به ايرانيان ساكن شمال غربي كشور تحميل شده است . بقاياي مغولها و اقوام ماوراء سيحون قيافه و « دي ان ا » متفاوت دارند. اين اقوام پس از ورود به ايران ، در عراق و تركيه وسوريه پراكنده شدند و شايد يك مخلوط چند صد هزار نفري از آنان باقي مانده باشد. همه كشورهاي جهان همين وضعيت را دارند. نژادهاي ها غير ايراني در ايران ؛ شماري تركمن در تركمن صحرا و شماري هم عرب در حاشيه غربي خوزستان هستند و اين اعراب بقاياي همان موج مهاجراني هستند كه بصره را ساختند. برخلاف تصور عوام ؛ بلوچها ، كردها ، افغانها و تاجيكها اصيلترين ايرانيان هستند. پس دليلي ندارد كه خود را به اعراب پيوند بزنيم. اگر اين مراتب را قبول نداريد ، از ايرانيان آزمايش « دي ان ا » بعمل آوريدكه تا صد پشت ( نسل ) آنان را هم به دست مي دهد.

ـ اگر گفته شده بود كه ايران تقاضاي عضويت در جامعه مشترك المنافع روسيه را كرده است منطقي تر بود ، زيرا كه اعضاي اين جامعه كه در همسايگي ما زندگي مي كنند از خويشاوندان ما هستند ، به ويژه مردم قفقاز و تاجيكستان . چرا عضو اتحاديه هند نشويم كه مردم هند شمالي ، كشمير و پنجاب از نژاد ما هستند و فرهنگ ايراني دارند و همين طور بيشتر پاكستاني ها.

ـ آمريكا داراي يك ميليون و 250 هزار مهاجر عرب است و منافع وسيع در جهان عرب دارد ، چرا اين دولت نمي خواهد ناظر به اتحاديه عرب بفرستد ؟. اين كه ولاديمير پوتين ابراز تمايل به حضور در جلسات كنفرانس اسلامي كرده است ، هدف صرفا سياسي دارد زيرا كه روسيه با داشتن هزارها سلاح اتمي و وسائل رساندن آنها به هدف هنوز يك قدرت خفته است و آتشي در زير خاكستر، و ما نيايد از او اقتباس كنيم.

ـ اين كه استدلال كرده اند چون تركيه و اتيوپي هم تقاضا كرده اند كه ناظر به اتحاديه عرب بفرستند ما هم بايد بفرستيم بايد گفت كه تركيه چهار قرن آقاي عربها و مالك سرزمين هاي عربي بود و اتيوپي هم از بدبختي . ولي اعراب ايران را تصرف كردند و ما سه قرن جنگيديم و قهرماني ها كرديم تا زمين و زبان و فرهنگمان را حفظ كرديم و به سلطه عرب پايان داديم. اينك هم نيازي به اعراب نداريم.

ـ اتحاديه عرب در عمر57 ساله خود براي اعراب چه كرده تا براي ما بكند. يك عضو آن سومالي كه شده است كشور بدون دولت . يك عضو ديگرش را اشغال نظامي كرده اند . سودان قبلا بمباران شد. اردن و شيخ نشينها كه « ميد اين اينگلند » هستند و.... آيا شنيده ايد كه اين اعراب يك روز باخودشان متحد بوده باشند ؟. دائما در حال توطئه برضد يكديگر و گهگاه نيز جنگ. كدام دولت به آمريكا پايگاه داد كه از آنجا بر ضد عراق دست به تعرض بزند؟. دولتهاي عربي پرونده روشني ندارند كه ما التماس كنيم براي رضاي خدا ما را به عنوان « مستمع آزاد » در جلساتشان بپذيرند؛ در درجه اول لازم بود كه مارا عضو ناظر شوراي خليج فارس مي كردند و .... اگر از اتحاديه عرب كاري ساخته بود كه قذافي تصميم به خروج از آن نمي گرفت. چه عاملي اعراب فلسطين را آواره كرد و به اين روز افكند ؟، همين اتحاديه عرب كه دستور داد خانه هايشان را رها كنند و بروند. ما هنوز موفق به تجديد رابطه سياسي با مصر نشده ايم. به قول و قرارها و لبخندهاي « عمرو موسي » نبايد دلخوش داشت. شما هنوز اين ديپلماتها و دولتمردان مصري را به درستي نمي شناسيد.

ـ اعراب نه تنها در قرون قديم ، بلكه در دوران جمهوري اسلامي هم ما را آرام نگذاشتند. جنگ هشت ساله عراق با ايران با صدها هزار كشته و معلول و آن همه ويراني با حمايت همه اعراب از عراق امكان پذير شد.

ـ نه تنها از نظر نژادي و سطح تمدن و احساس با عربان تفاوت داريم ، بلكه آنان مذهب ما ، شيعه اثني عشري ، را قلبا قبول ندارند. ديديم كه در دهه دوم قرن جاري هجري شمسي در كشور سعودي برسر زائران ايراني چه آوردند كه قطع رابطه صورت گرفت. به خاطر داريد كه نادر شاه افشار چه تلاشهايي براي قبولاندن حجاج پيرو طريقه جعفري كرد.

ـ تاريخ نشان داده است كه آب ايراني و عرب به يك جوي نمي رود. اينان كه از شركت ايران در جلسات بي خاصيت و هيچ و پوچ اتحاديه عرب جانبداري مي كنند احتمالا از معاودين عراقي دهه هاي اخير هستند و همين حميدرضا آصفي كه اين خبر را داده خودش يكي از معاودين است.

ـ بهتر بود كه نخست استدلال مي كردند كه هدف از اين كار چيست ، و چه سودي دارد؟ ، چه به دست مي آوريم؟ و چه از دست مي دهيم. اين اعراب نام تاريخي و سه هزار ساله خليج فارس را به خليج عربي تبديل كردند و مدعي جزاير و اراضي ما هستند و.... عربها هرگز فراموش نمي كنند كه شاه ساساني ايران آنان را به طناب كشيد. برويد نوشته مورخان در باره علل عقب افتادگي ايران از جمله مقدمه كتاب دكتر بينا را بخوانيد تا ببنيد كه از خلفاي اموي و عباسي چه كشيده ايم ، اين اعراب به خاندان پيامبر اسلام هم رحم نكردند.

ـ اگر نفت دليل اين كار است ، كه آينده نفت با برخي نظرات كه اخيرا در گوشه و كنار به گوش مي رسد نا معلوم است . صاحبان اين نظريات كه ثروت بدون زحمت چند شيخ عرب را ديده اند گفته اند كه منابع طبيعي و مخصوصا زير زميني جهان هديه خدا به همه مردم است و مرز و مليت نمي شناسد و همه بايد متساويا از اين نعمت برخوردار شوند. به علاوه، ايرانيان و اعراب هردو دارنده نفت هستند و رقيب يكديگر در توليد و فروش. فراموش نكنيم كه در زمان شاه سابق، افغانها چندبار اشاره كرده بودند كه آنان در گرفتن اراضي نفتدار ايران از حكام عرب بغداد خون دادند و در محافظت از آنها شريك بودند و علي القاعده بايد حقي هم به آنان برسد.

97 درصد شركت كنندگان در يك راي گيري عمومي (رفراندم) از تبديل قره باغ (ناگورني قره باغ) به يك كشور مستقل در قفقاز جنوبي حمايت كردند. در سه دهه اخير بر سر اين منطقه ميان ايروان و باكو اختلاف بوده است. در اين راي گيري داخلي که در دسامبر 2006 انجام شد (كه ممكن است مورد قبول كشورهاي ذينفع قرار نگيرد)، طرح قانون اساسي قره باغ به رفراندم گذارده شده بود. قره باغ طبق قرارداد گلستان منعقد در 12 اكتبر 1813 از ايران جدا و به امپراتوري روسيه داده شد. اين قرارداد به ميانجيگري «Sir Gore Ousseleyسر گور اوزلي» نماينده انگلستان (دولت متحد روسيه در جنگ با فرانسه ناپلئون) و در پي يك جنگ 9 ساله ميان ايران و روسيه به اصرار انگلستان كه جاي فرانسه را در دربار فتحعلي شاه گرفته بود تنظيم و توسط حاج ميرزا ابوالحسن خان نماينده ايران امضاء شد. پاول سيسيانوفPavel Tsitsiianov ژنرال روس در سال 1805 قره باغ را به چنگ آورده بود كه ايرانيان او را ضمن توطئه اي كشتند و حاصل پيشرفتش را خنثي ساختند. واگذاري قره باغ به روسيه در قرارداد ننگين تركمنچاي منعقد در دهم فوريه 1828 نيز تاييد شد. اين منطقه عمدتا ارمني نشين هميشه براي روسيه دردسر ساز بود. ساكنان قره باغ باستان از مهاجران سيتي (سيستاني ـ تاجيك) بودند و در طول تاريخ تا سال 1923 كه بلشويك هاي روسيه ترتيبات ديگري براي قفقاز دادند به ايران وفادار مانده بودند. همين وفاداري باعث شده بود كه دولت صفويه (اصفهان) به آنان خودمختاري دهد. طبق قرارداد گلستان، چهارده منطقه از قفقاز ايران به روسيه واگذار شد از جمله داغستان، گرجستان، آبخازيه، دربند، شيروان، گنجه، قره باغ، شكين، مغان و ... كه قرارداد تركمنچاي ايروان (ارمنستان) و نخجوان را هم به روسيه واگذار و مرز شمال غربي ايران به ارس محدود شد.

در قلمرو دموکراسي

دمكراسي! - آمريكا براي انتخاب يوشچنكو در اوكراين 65 ميليون دلار هزينه كرده بود

دهم دسامبر 2004 «مت كلي Matt Kelley» نويسنده اسوسييتدپرس گزارش كرده بود كه حكومت جورج دبليو بوش بيش از شصت و پنج ميليون دلار به سازمانهاي سياسي اوكراين كمك مالي كرده بود تا «يوشچنكو» در انتخابات اين كشور پيروز شود. يوشچنكو خواهان نزديك شدن هرچه بيشتر اوكراين به غرب است.

كاخ سفيد واشنگتن در واكنش خود گفته بود كه پرداخت اين پول جزيي از برنامه كمك به استقرار دمكراسي در سراسر جهان بوده و با اين اقدام، دولت آمريكا قصد مداخله در انتخابات اوكراين را نداشته است. وزارت امورخارجه آمريكا يك بودجه يك ميليارد دلاري براي كمك به بناي دمكراسي در ساير كشورها دارد (مروري برگزارشهاي رسانه اي نشان مي دهد که دمکراسي در آمريکا بمانند ساير کشورها در برابر علامت سئوال قراردارد - دمکراسي، مطابق آنچه که در فرضيه هايش آمده است اينک در هيچ نقطه اي مشاهده نمي شود.).

پوتين رئيس جمهوري وقت روسيه نخستين مقامي بود كه چند روز پيش از اين گفته بود تظاهرات در «كيف» و جنجال انتخابات اوكراين با پول آمريكا و اروپاي غربي و رشوه هاي آنها به برخي اوكرايني ها (در اجراي طرح انقلاب مخملي) برپا شده است و .... وي سپس غرب را به مداخله در انتخابات اوكراين متهم كرده بود.

در آن زمان يوشچنكو در شهر وين پايتخت اتريش تحت درمان بود. وي هشتم دسامبر 2004 چند «بادي گارد» با خود از اوكراين به وين برده بود تا از او محافظت كنند. مخالفان سياسي او با هدف انتقاد از اين عمل گفته بودند: مقام "رياست جمهوري اوكراين" خوب است، ولي بيمارستانهايش؛ بد!.

يوشچنكو مدعي بود كه تغيير پوست چهره اش به سبب مسموميت غذايي تعمدي او بوده كه دشمنانش از اين طريق در صدد از ميان برداشتنش بودند و هدف از سفر به وين در اين روزهاي حساس براي معاينه و درمان پوست صورتش انجام گرفته بود. برخي شايعات حكايت داشت كه منظور يوشچنكو از سفر به وين تماس آسانتر با حاميان خارجي اش بود، نه درمان پوست صورت.

طبق حكم ديوان عالي اوكراين، قرار بود که انتخابات دور دوم رياست جمهوري اين كشور كه در آن يوشچنكو بازنده اعلام شده بود 26 دسامبر تجديد شود. يوشچنكو (طبق شنيده هاي وقت، با پول دريافتي از غرب) با كشاندن هزاران تن به ميدان اصلي شهر «كيف» و استقرار آنان براي دو هفته در اين محل كه مانع فعاليت عادي سازمانهاي دولتي شده و امور دولت را عملا فلج كرده بودند باعث شد كه پارلمان اوكراين در جهت خواست او چند تصميم بگيرد و مصوبه صادر كند. برخي هم بودند كه حكم ديوان عالي اوكراين را به پاي همين حساب نوشته بودند. در آن زمان بيم از آن بود كه تظاهرات دو هفته اي «كيف» در ساير كشورها بدعت شود و فرضيه هاي دمكراسي را تحت تاثير قرار دهد به عبارت ديگر؛ هياهو و تظاهرات روند انتخابات را تحت تاثير خود قرار دهد.

مقامات آمريكايي و اتحاديه اروپا از تظاهرات مخملي ها در «كيف» براي فشار وارد ساختن بر دولت روسيه و سران اوكراين استفاده فراوان برده بودند زيرا كه پوتين و كوچما سران روسيه و اوكراين كه قبلا با تجديد انتخابات دور دوم كه در جهان سابقه نداشته مخالفت كرده بودند بعدا روشي انعطاف پذير در پيش گرفته بودند. اين دو تن قبلا گفته بودند كه اگر قرار است نتايج دور دوم ابطال شود بايد انتخابات تازه و عمومي ديگري با مشاركت همه نامزدها برگزار گردد زيرا در جايي كه انتخابات دور دوم اعتبار نداشته، اعتبار دور اول هم معلوم نيست كه بهتر از آن بوده باشد مخصوصا كه همان تظاهر كنندگان و ناظران غربي مدعي انجام تقلب در آن هم شده بودند. رسانه ها و مقامات غرب كه قبلا در قبال همه كشورها، خود را حامي تمرين دمكراسي بر پايه قاعده (تجديد نشدن انتخابات دور دوم) نشان مي دادند اين بار از اين عقيده بود عدول کرده بودند!!.

ايرادهاي وارده به اعلاميه جهاني حقوق بشر به مناسبت سالروز تصويب آن

دسامبر 2004 به مناسبت دهم دسامبر - سالروز تصويب اعلاميه حقوق بشر، رسانه ها عموما درباره اين حقوق و تاريخچه نظرات مربوط و مفاهيم آن پرداخته و از جمله نگاهي تازه به محتواي كتاب «توماس پين» انداخته بودند. «پين» انديشمند قرن 18 نظرات خود درباره «حقوق انسان» را در سال 1791 و در جريان انقلاب فرانسه در كتابي تحت همين عنوان منتشر ساخت و كمك بزرگي كرد تا اين موضوع مهم و اساسي مورد توجه قرار گيرد. نظريه هاي او كه در اين كتاب آمده در اعلاميه حقوق بشر مصوب مجلس انقلاب فرانسه منعكس است.

«پين» زندگي كردن بدون دغدغه، آزادي انديشه و عمل داشتن، تملك كردن و انتظار مصون بودن اموال از تعرض را داشتن؛ حقوقي طبيعي براي انسان دانسته كه به استدلال او بدون رعايت آنها تامين سعادت، پيشرفت، صلح و امنيت ميسر نخواهد بود. به نظر پين، حقوق طبيعي اندكي پس از تولد در يك انسان به وجود مي آيند و دولتها نبايد اجازه دهند كه اين حقوق محدود شوند و به علاوه، احترام به حيثيت و رعايت شئون از انسان گرفته شود.

حقوقدان فرانسوي مامور تنظيم اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب دهم دسامبر 1948 مجمع عمومي سازمان ملل از عبارات «پين» كه در شرايط دنياي دو قرن و اندي پيش نوشته شده اند وسيعا استفاده كرده ولي هنگام تنظيم و انشاء اعلاميه، وضعيت جهان بيش از شش ميليارد نفري امروز را پيش بيني نكرده بود. يكي از ايرادهاي وارده به مفاد اعلاميه 1948 اين است كه در آن به عبارت «زندگي كردن بدون دغدغه» توماس پين؛ از ديدگاه «معيشت» دقيقا توجه نشده است، زيرا براي انسان گرسنه و انساني كه احساس اسثتمار شدن كند «سراسر زندگاني دغدغه است و آزادي و اصولي از اين دست و همچنين دمکراسي و ... مفهوم واقعي نخواهد داشت». نفوس كره زمين اينك دو ميليارد و نيم بيش از ظرفيت منابع آن است و دست كم دو سوم نفوس زمين ، آگاه به حقوق واقعي خود شده و استفاده متناسب و عادلانه از منابع كره زمين را كه ميراث عمومي و مشترك همه است مصرا مطالبه، و تصاحب آن را توسط شماري اندک تحمل نمي كنند كه عصيانها و ... و نيز انواع جرائم نتيجه همين حق شكني است. آژانس بين المللي كشاورزي و غذا هشتم دسامبر 2004 اعلام كرده بود كه كره زمين داراي 815 ميليون انسان گرسنه است و هر سال 5 ميليون نوزاد به دليل همين فقر غذايي مي ميرند و ....

حق ديگر انسانها، به ويژه انسان امروز، دريافت اخبار و اطلاعات درست از تحولات و نظرات است (حق دانستن) كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر به آن توجه نشده است. اين حق، تا زماني كه رسانه ها و به ويژه خبرگزاري هاي بزرگ و «سرچ انجين ها كه اخبار را گزينشي! و عمدتا به يك زبان جمع آوري و در دسترس قرار مي دهند» از دايره نفوذ دولتها و كمپاني هاي معين خارج نشوند تامين نخواهد شد.

در سالهاي اخير برخي از قدرتها از حربه «حقوق بشر» براي كوبيدن قدرتهاي رقيب و دولتهاي مخالف سوء استفاده فراوان كرده اند. آنها قبلا از حربه دمكراسي كه اينك روشن شده در برخي از جوامع هنوز در مرحله آرزوست و در جوامع ديگر به انحراف کشانده شده است سوء استفاده مي كردند. حقوق اساسي بشر كه دمكراسي واقعي يكي از موارد آن است با انسان متولد مي شود و براي او به منزله نان و آب است. بنا بر اين، اگر اصلاحي در اعلاميه 1948 صورت نگيرد و با توجه به شرايط دنياي امروز (دنياي قرن 21) و دشواري ها و تنگناهاي آن؛ عبارات تازه بر آن اضافه نشود ، ضمانت اجرايي پيدا نكند و در توزيع ثروت، مشاغل، حرفه ها، اختيارات و قدرت تعديلي روي ندهد نمي توان انتظار امنيت و صلح را داشت.

در قلمرو رسانهها

افشاگري روزنامه ها، نامزد وزارت امنيت ملي آمريكا را مجبور به انصراف كرد - نگاهي زد و بندها و ...

دهم دسامبر 2004 «برنارد كريكBernard kerik» رئيس سابق پليس شهر نيويورك كه از سوي جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا نامزد پست وزارت امنيت ملي اين كشور شده بود، چهار روز پس از اين انتصاب كه برايش وسيعا تبليغ شده بود و پيش از اين كه انتصاب او در سناي آمريكا مطرح شود كناره گيري خود را اعلام داشت و در نامه اي خطاب به بوش نوشت: مذاكره درباره من در سنا به دليل انتشار مطالب رسانه ها به سود شما نخواهد بود و به همين سبب پيش از اين كه باعث تضعيف شما شوم كنار مي

روم.

دليل اين كناره گيري برق آسا اين بود كه رسانه هاي محلي در نيويورك و نيوجرزي پيرامون "برنارد كريك" دست به تحقيق زده و متوجه شده بودند كه او تا چند روز پيش به مدت يك سال يك مهاجر غير قانوني را به عنوان كلفت براي كار در خانه اش استخدام كرده بود و ماليات دستمزد او را هم به دولت نداده بود و با اين عمل مرتكب دو جرم شده بود. به علاوه سهامدار يك كارخانه سازنده سلاح ليزري فلج كننده موقت ( ستان گان Stun Gun) و در عين حال واسطه فروش اين سلاح به وزارت امنيت ملي بوده و از اين رهگذر درآمد سرشار داشته و اگر وزير شود بيم اصطكاك منافع مي رود. وي هنگامي واسطه اين معامله بود كه در وزارت امنيت هم شغلي داشت. شهردار سابق نيويورك كه انتصاب «كريك» را به جورج بوش توصيه كرده بود؛ شريك تجاري وي بود!.

به گزارش اين رسانه ها، كريك زماني كه در كره جنوبي يك نظامي عادي آمريكايي بود درآنجا از زني داراي فرزند شده بود. طبق اين گزارشها، كريك سه سال هم در عربستان سعودي نگهبان و گارد مسلح يك بيمارستان بود و ....

سناتورهاي حزب دمكرات در نظر داشتند كه درباره اين موارد كه از رسانه ها به دست آورده بودند از كريك سئوال كنند و ساير انتصابات تازه بوش را هم زير سئوال ببرند كه كريك پيشدستي كرد و كنار رفت.

كارمند دولت نمي تواند «رونامه نگار حرفه اي» بشمار آيد - دليل همکاري با روزنامه همشهري

يك دانشجو از تهران در آذرماه 1384از نگارنده روزنامك با ارسال پيامي سئوال كرده بود كه مي خواهد در روزنامه ... استخدام شود، ولي برادرش مي گويد كه متعلق به دولت است و پس از استخدام مي شود يك كارمند دولت مانند كارمندان ديگر، نه روزنامه نگار؛ نظر شما چيست؟.

پاسخ: به نظر من كه برادرتان درست مي گويد. اين نگارنده خودش را نمي بخشد كه مدتي در دو روزنامه دولتي همشهري و ايران كار كرد. به من گفته بودند كه اگر بخواهم كه پروانه روزنامه «سپيده دم» دوباره در هيات نظارت بررسي شود بايد چند صباحي در يك روزنامه موجود كاركنم تا كاركرد تازه مرا مورد قضاوت قرار دهند و در آن زمان ( فروردين سال 1372) جز همشهري تازه تاسيس، جاي ديگري ما قديمي ها را نمي پذيرفت و تعداد روزنامه هاي تهران به شمار انگشتان دست هم نمي رسيد. بسياري از همكاران قديمي در همشهري بودند و زمينه براي نشان دادن هرگونه ابتكار آماده بود. روزنامه همشهري، اجازه ورود به سياست را نداشت و خيال ما راحت بود. گاهي هر روز تا چهار صفحه براي اين روزنامه مطلب مي نوشتم بدون اين كه اجازه دهم نامم را بنويسند، از صفحه درگوشه و كنار، پاورقي صفحه ششم تا صفحه دور دنيا، پاسخ هاي دكتر روزنفلد، گشتي در دنياي خبرها تا درمانگاه اتومبيل و برگي از تاريخ و .... در دو سه سال اخر كه اجازه دادم گاهي اسمم را بنويسند براي اين بود كه كسي ديگر رونوشت بدون ذكر ماخذ برندارد و خود را صاحب مطالب تاريخ نكند كه من براي تهيه آنها نيم قرن زحمت کشيده ام.

ساير ملل

روزی که دهلی باردیگر پایتخت هندوستان شد

جورج پنجم پادشاه انگلستان 12 دسامبر 1911 خودرا امپراتور هندوستان اعلام کرد و دستورداد که پایتخت هندوستان انگلستان از کلکته به دهلی منتقل شود که پس از آبادانی و ساخت عمارات دولتی به دهلی نو تغییر نام داده و اینک با حومه اش دارای 15 میلیون نفوس و پایتخت فدراسيون هند است. دهلی قبلا و از سال 1649 تا 1857 پایتخت هندوستان بود که پس از استیلای دولت لندن بر همه آن سرزمین و برکنار کردن پادشاه، مقر دولت از دهلی به کلکته که از آغاز ورود انگلیسی ها به هندوستان مرکز فعالیت های آنان ـ نخست به نام کمپانی هند شرقی و سپس حکومت ـ بود منتقل شده بود. شاهجهان امپراتور گورکانی (تیموری) هندوستان در سال 1639 ساختن یک ارگ بزرگ در دهلی را آغاز کرده بود که ده سال بعد پایتخت را به آنجا منتقل ساخت. نادرشاه افشار پس از شکست دادن ارتش هندوستان در 13 فوریه 1739 در دشت کرنال، نوروز آن سال گام به دهلی گذارده بود.

روز استقلال و روز جمهوري کنيا

امروز ـ 12 دسامبر ـ روز استقلال و همچنین روز جمهوری شدن کشور کنیا است. کنیایی ها در پی یک مبارزه مسلحانه، 12 دسامبر 1963 استقلال خودرا از انگلستان گرفتند و سال بعد در همین روز (12 دسامبر 1964) جومو کنیاتا رهبر جنبش استقلال را بریاست جمهوری برگزیدند. زبان کنیایی ها «سواحلی» است و واژه جمهوری به همین صورت بکار می رود. در دوران مبارزه مسلحانه کنیایی ها، رسانه های انگلستان مائو مائو های کنیایی را که رهبرشان جومو کنیاتا بود «آدمخور!» گزارش می کردند تا سرکوب آنان در ملل دیگر تولید خشم و نفرت نکند. بعضی اوقات ترجمه این گزارشها به همین صورت در مطبوعات تهران به چاپ می رسید.

منع كمپاني هاي روسيه، آلمان، فرانسه و كانادا از شركت در مناقصه هاي بازسازي عراق و معماي اقدام وولفوويتس

گوينده شبكه تلويزيوني «سي بي اس» آمريكا بخش اخبار شش و نيم بعد از ظهر پنجشنبه 11 دسامبر 2003 را با بيان اين جمله آغاز کرد كه مسئله عراق كه زير عنوان مبارزه با گسترش سلاح اتمي و تروريسم آغاز شده بود اينك به مسابقه بر سر كسب پول مبدل شده است و اضافه كرد كه بازرسان وزارت دفاع آمريكا گزارش كرده اند كه عوامل كمپاني «هاليبرتون» كه به كنتراتهاي چند ميليارد دلاري «ترك مناقصه!» اي در عراق دست يافته حتي به واحدهاي ارتش آمريكا در عراق هم در سوخت رساني گرانفروشي كرده و ميزان اين گرانفروشي معادل 61 ميليون دلار برآورد شده و در اين زمينه، تنها هنر آن تحويل بنزين كويت به نيروهاي امريكا در عراق بوده است و مي دانيم كه از سال 1995 تا انتخابات رياست جمهوري سال 2000، ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا رئيس هيات مديره كمپاني «هاليبرتون» بود. اين شبكه سپس نمونه هاي ديگر كنتراتها و گرانفروشي هاي اين كمپاني را برشمرد.

در همين روز برخي از رسانه هاي چاپي امريكا نوشته بودند: تا اين لحظه در عراق اسلحه كشتار جمعي به دست نيامده، عوامل حزب بعث و مقاومت عراقي ها شكسته نشده، خطر تروريسم كاهش نيافته و مخالفان جهاني اشغال نظامي عراق كم نشده اند كه هيچ ؛ كانادا، فرانسه (دولت شيراک) ، روسيه و آلمان (دولت شرودر) هم با تصميم وزارت دفاع كه آنها را از شركت در مقاطعه هاي بازسازي عراق محروم كرده از ما رنجيده و خشمگين شده اند.

به نوشته اين روزنامه ها، قرار بود كه جورج بوش، نخست تصميم منع كشورهاي چهارگانه را تلفني با سران اين كشورها مطرح سازد و سپس موضوع اعلام شود كه وولفوويتس معاون وقت وزارت دفاع پيشدستي كرده و آن را اعلام داشته و بوش را در برابر امر انجام شده قرار داده و مجبور كرده بود كه به دفاع از تصميم بپردازد و بگويد: كنتراتها حق كشورهايي است كه خطر مرگ نظاميانشان را پذيرفته و نيرو به عراق فرستاده اند. اين روزنامه ها نوشته بودند كه اين اقدام وولفوويتس (از جامعه يهوديان آمريکا) هم، خود يك معما شده است که چرا در افشاء قضيه عجله و پيشدستي کرده بود. تازه، اين در حالي است كه كنترات هاي چاق و چله به كمپاني هاي داخلي مورد توجه، نظير هاليبرتون داده شده بود.

كمترين نتيجه اين كار اين بود كه وزير دفاع روسيه با اشاره به ماموريت جيمز بيكر وزير اسبق امور خارجه امريكا مبني بر مذاكره با طلبكاران عراق كه در مطالبات مالي خود تخفيف دهند گفت: مگر عراق فقير است كه ما پس از سالها انتظار، مطالبات مالي خود را تخفيف دهيم. كميسيون مربوط در اتحاديه اروپا هم عمل آمريكا مبني بر منع دولتهاي مخالف ادامه اشغال نظامي عراق از شركت در كنتراتهاي مربوط به بازسازي اين كشور را يك اشتباه سياسي خوانده و آن را مغاير موازين سازمان بازرگاني جهاني ناميده بود.

برخي منابع اروپايي درباره فرمول مطرح شده تازه براي تثبيت اوضاع عراق اظهار نظر كرده و گفته بودند كه فرمول «شيعه ، سني و كرد» تازگي ندارد و اين فرمول در قرن گذشته (قرن 20) چند بار عملا شكست خورده است؛ زيرا كشورهاي عربي مجاور عراق تضعيف سني ها و تركيه تقويت كردها را نپذيرفته بودند و پافشاري روي آن، بر مشكلات جاري خواهد افزود. بايد فرمول عملي تري را يافت.

در دسامبر 2004 به مناسبت سيزدهمين سالگرد فروپاشي شوروي و به عادت هرسال تحليل و تفسير هاي متعدد انتشار يافته بود. يلتسين و سران وقت اوكراين و بلاروس كه در دهه اول دسامبر 1991 در استراحتگاهي در بلاروس جمع شده بودند بدون اعلام قبلي تصميم گرفتند كه جاي اتحاد شوروي را يك جامعه مشترك المنافع مركب از كشورهاي مستقل بگيرد و كمتر از سه هفته بعد، عمر اين ابر قدرت (قدرتي كه هيتلر را از پاي درآورد و مانع پيروزي آمريكا در كره و ويتنام و نيز سقوط كوبا و ... شد) پايان يافت و نظام 74 ساله سوسياليستي اش هم از ميان رفت، درست مثل اين كه از اول هم وجود نداشت.

در سال 2004 برخي از اين مفسران، مسئله اوكراين را كه از نتايج فروپاشي شوروي است به آن وصله زده و تعجب خود را ابراز كرده بودند كه چگونه ولاديمير پوتين حملات لفظي تند و مستقيم ژنرال کولن پاول وزير امور خارجه وقت آمريكا را بر سر مسئله اوكراين و مداخله علني آمريكا و اروپاي غربي را در سرزميني كه بيش از سه قرن پاره اي از قلمرو روسيه بوده تحمل كرده و خم به ابرو نياورده بود. در اين اظهار نظرها عموما اين سئوال مطرح شده بود كه پوتين چگونه مي تواند در اين شرايط (که غرب براي اجراي طرح انقلاب مخملي خود در اوکراين دهها ميليون دلار هزينه کرده، افراد را فرستاده، اين و آن را ديده و ...) حرفهاي خود را كه اگر 25 بار هم در اوكراين انتخابات دور دوم تجديد شود به نتيجه نخواهد رسيد بر کرسي بنشاند و به اثبات برساند [که ديديم نتوانست].

يكي از اين مفسران نوشته بود: آهاي پوتين، آيا صداي مرا مي شنوي؟. اگر مي شنوي، گوش كن: يك راه بيشتر باقي نمانده است و آن امضاي قانوني است كه «دوما» چند سال پيش تصويب كرد و انحلال شوروي را كه بدون يك رفراندوم سراسري صورت گرفته است غير قانوني خواند و يلتسين اين مصوبه را بدون رد و يا قبول در کشوي ميزش گذاشت. براي امضاي اين مصوبه تا 26 دسامبر 2004 بيشتر وقت نداري و پس از آن بايد با توسل به خشونت و احيانا جنگ و ستيز به جمع كردن ملل امپراتوري روسيه و دست كم اوكراين و گرجستان دست بزني. مصوبه دوما را سران كنوني اوكراين و بلاروس، پس از امضاي تو، بدون چانه زني خواهند پذيرفت و مسئله حل خواهد شد، ولي سران بعدي (نتيجه پيروزي انقلاب مخملي)؛ نه. ملاحظات با غرب را فراموش كن. آنها در چند سال اخير ثابت كرده اند كه نسبت به روسيه ملاحظه نخواهند كرد، همچنان كه تعهدات اواخر دهه 1980 را كه اگر پيمان ورشو منحل شود، ناتو را منحل خواهند كرد زير پاي گذاشتند و قلمرو اين اتحاديه را تا داخل شوروي سابق گسترش دادند و در قفقاز و آسياي ميانه به بهانه هاي مختلف نظامي مستقر ساختند. دمكراسي و حقوق بشر شعار و حربه است و تو بايد بهتر بداني كه اين دو شعار در هيج جا به درستي رعايت نمي شود. اگر وقت كني و اخبار رسانه هاي محلي آمريكا و اروپاي غربي را بخواني به همه ضعف هاي اين جوامع پي خواهي برد و خواهي توانست در اجراي برنامه هايت و رد اعتراضهاي غربي ها به گزارشهاي داخلي مطبوعات آنها استناد كني. تحولات اخير ثابت كرده كه غرب به سياستهاي دوران پيش از جنگ جهاني اول بازگشته است، و در چنين شرايطي مسكو براي بقاء، راهي ندارد جز بازگشتن به سياست خارجي تزارها و سياست تعديل شده داخلي (اجتماعي - اقتصادي) شوروي ها.

مرور زمان نشان داد که اين توصيه به پوتين درست بود و روسيه بعدا ازبکستان را مجبور به بيرون کردن نظاميان آمريکايي کرد، در گرجستان وارد جنگ شد و با تهديد، ناتو را از نزديک شدن به اوکراين منصرف ساخت. به قول تفسيرنگاران، اينها گام اول بود.

طغیان دسامبر 2008 یونان و "صداهاي تازه" - صداي ناراضيان قرن 21

شنبه ششم دسامبر 2008 تیراندازی دو پلیس به یک نوجوان 15 ساله یونانی در مرکز شهر آتن که منجر به مرگ این دانش آموز شد جرقه شورش، تظاهرات و اعتصاب هایی را در آن کشور زد که تا 12 دسامبر ادامه داشت . اين شورش که هردم گسترش بیشتری مي یافت به برخي از کشورهای اروپایی سرايت کرد؛ زیراکه که بحران مالی، بیکاری، پیدایش فاصله طبقاتی از نوع قرن نوزدهم، عدم رضایت بیشتر مردم و بویژه نوجوانان از فساد اداری ناشی از انحراف دمکراسی که خلاف انتظار آنان بوده است اروپا و جوامع مشابه را دیرزمانی است که آماده طغیان کرده است. بنابراین مرگ "الکساندروس گریگوروپولوس Alexandros Grigoropoulos" پانزده ساله جرقه ای بود که آتش طغیان را روشن و شعله ور ساخته بود. برخي از اصحاب نظر گفته بودند به فرض هم که اين طغيان فروکش کند؛ انگيزه باقي خواهد ماند و اين انگيزه همانا نارضايتي عمومي از وضعيت روز است و بنابراين، فريادهايي که در جريان طغيان عمومي دسامبر 2008 يونان شنيده شد براي مدتي طولاني در سينه ها محبوس نخواهد ماند.

جوانان یونانی به نام اعتراض به پلیس، در نخستین روز طغیان (شنبه ششم دسامبر 2008)، در شهر آتن به آتش زدن فروشگاهها و ساختمانهای دولتی و سنگپرانی به سوی پلیس دست زدند. با وجود اینکه، دو مامور پلیس که به سوی "الکساندروس" تیراندازی کرده بودند بازداشت شدند و پلیس آتن از آن پس تنها گاز اشک آور بکار برد و خشونت بيشتري نشان نداد این طغیان روز بعد به سایر شهرهای يونان - شهرهاي بزرگتر اين کشور - گسترش یافت و رنگ ضد دولتی به خود گرفت و تظاهرکنندگان خواهان کناره گیری دولت شده بودند که تنها با اکثریت یک کرسی پارلمانی حکومت را به دست دارد. الکساندروس 15 ساله "شهید" اعلام شده، به نامش شعر سروده شده و اسمش در بسیاری از شعارها مشاهده می شد.

از روز سوم، چپگرایان نیز به صورت دسته های هزاران نفری وارد خیابانها شدند و برضد نخست وزیر راستگرا - ليبرال یونان؛ کنستانتينوس کارامانلیس K. Karamanlis به دادن شعار پرداختند. طغیان کنندگان چندبار تلاش کردند تا ساختمان پارلمان یونان را آتش بزنند. آنان که به سوی پارلمان درحرکت بودند تا آنجا را تخریب کنند شعار می دادند که کرسی نشینان این ساختمان نماینده خودشان هستند نه مردم. آنان از درد و خواست مردم بی خبرند و برای یونانی و یونان کاری انجام نمی دهند و ....

روز چهارم، مخالفان برنامه های اقتصادی- اجتماعی دولت هم به جمع معترضان پیوستند و فریاد می زدند که چرا دولت می خواهد بیمارستانها و موسسات عام المنفعه مشابه را غیر دولتی کند، مگر این دولت (دولت کارامانليس) آنها را ساخته که می خواهد بفروشد، فروش اموال و منابع عمومی از اختیارات دولت و پارلمان نیست باید رفراندم شود و آحاد مردم که صاحبان آنها هستند نظر دهند. کارگران یونان برضد سیاست بازار آزاد که دولت راستگرا - ليبرال در پیش گرفته است شعار مي دادند، بسیاری نیز دولت را متهم مي کردند که به انتقادها توجه نمی کند و حتی نسبت به شکوه و شکایات مردم که در رسانه ها مطرح می شود بی اعتناست. در این میان مخالفان جهانی شدن اقتصاد هم وارد میدان شده بودند که دولت راستگرای یونان حامی آن است و "بحران مالی آمریکا" را نتیجه گلوبالیزاسیون اقتصاد اعلام داشتند.

طغیان یونان در روز پنجم خود باعث فلج شدن امور و خدمات عمومی شد و حتی پرواز هواپیماها متوقف گردید. با وجود اینکه ایجاد حریق و به آتش کشیده شدن خودروها و سنگپرانی به سوی پلیس ادامه داشت، در شش روز اول طغیان سخنی از کشته شدن فرد و یا افراد به گوش نرسید و این طغیان تا پایان روز ششم تنها شماری مجروح داشت ولی زیانهای مالی وارده بسیار سنگین برآورد شده بود. این وسیعترین طغیان یونانی ها پس از تظاهرات سال 1974 اين کشور اعلام شده است.

طغیان عمومی یونان از روز ششم به چند کشور دیگر اروپایی سرایت کرده و ناآرامی در این ممالک از تظاهرات محدود مقابل سفارتخانه های یونان تجاوز نکرد.

در جریان طغیان، در موارد متعدد سخنانی شبیه شعارهای آنارشیستهای اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به گوش می خورد به این مضمون:

جهان قرن 21 حکومت هایی به صورت آنچه را که وجود دارد نمی پذیرد، این دمکراسی نیست، دمکراسی واقعی که قرار بود جای حکومت های قرون 18 و 19 را بگیرد قربانی و مدفون شده و تنها لباس قبلي آن باقي مانده و در ويترين و کتاب است، این دولت ها زاییده بند و بست شماری کم از مردم (الیت ها) هستند که می خواهند جامعه را برغم اراده اش به راه خود بکشانند و منافع خود و روی کار آورندگانشان را تامین کنند.

با شنيده شدن اين شعارها، رسانه هاي آمريکا که در روزهاي نخست، رويداد طغيان يونانيان را وسيعا گزارش کرده بودند به کمرنگ کردن آن دست زدند!. در دسامبر سال 2009 يونانيان بمناسبت سالگرد کشته شدن الکساندروس گریگوروپولوس 15 ساله بارديگر به خيابانها ريختند و شعار دادند که ظرف يک سال گذشته اصلاحاتي صورت نگرفته و وضعيت به همانگونه ادامه دارد که پذيزفتني نيست.

برخي ديگر از رويدادهاي 12 دسامبر

1905: مارکونی موفق شد برای نخستين ميان اروپا و امريکا از فراز اقيانوس اطلس از طريق امواج راديويی علائمی (سيگنال) را رد و بدل کند.

1937: برای نخستين بار از فرستنده سيار تلويزيونی استفاده شد و به اين طريق از خيابانهای نيويورک گزارش زنده پخش گرديد.

1991: پيمان Maastricht اتحاديه اروپا را به وجود آورد.

1993: انتخابات روسيه نشان از وجود يک قشر نيرومند ملی گرا در اين کشور داد .

منبع: ویکی پدیا - iranianshistoryonthisday

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
  • اضافه کردن...