رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

همه چیز در مورد عملیات بزرگ مرصاد


ارسال های توصیه شده

عملیات مرصاد؛ كمین در گلوگاه تاریخ

 

بررسی حوادث نیمه اول سال 1367 در رابطه با جنگ ایران وعراق به خوبی نشان ميدهد كه از نظر نظامی، دشمن با حمایتهای مستقیم و غیرمستقیم وهمه جانبه، توان قابل ملاحظهای یافته و در مقابل محاصره اقتصادی ونظامی موجب كاهش نسبی توان نظامی ایران گردید.

 

در چنین شرایطی با دخالت آمریكا در جنگ و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی در اوایل تیرماه سال 67 تهاجم دشمن آغاز شد و در كمتر از سه ماه تمام مناطق تصرف شده توسط ایران را باز پس گرفت.

فعل وانفعالات نظامی نهایتا موجب اقدام شجاعانه و تدبیر حكیمانه رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) مبنی بر پذیرش قعطنامه گردید.

 

دشمن كه احساس ميكرد مواضع نظامی ایران در حالت ضعف قرار دارد،بعد از پذیرش قطعنامه اقدام به دو حمله سراسری در منطقه عملیاتی جنوب وغرب كشور نمود.

در جنوب مجددا تا دروازه اهواز پیشروی كرد اما حضور رئیسجمهور وقت (مقام معظم رهبری) در اهواز واعلان باقی ماندن در منطقه تا عقب راندن دشمن باعث شد تا نه تنها سیل نیروهای مردمی به سوی جبهه سرازیر شود، بلكه نیروهای نظامی نیز سریع خود را بازسازی نموده و با حمله به دشمن بیش از 300 دستگاه تانك و نفربر را منهدم نموده و یا غنیمت گرفته و صدها نفر از دشمن را به اسارات درآورده و آنها رامجبور به عقبنشینی تا خطوط مرزی نمودند.

 

در منطقه غرب نیز دشمن قصد پیشروری داشت كه با تعبیر تاكتیك عقبنشینی و نیروهای آماده منافقین را به طرف ایران گسیل نمود و با پروازهای بالگردها و هواپیماهای نظامی پشتیبانی مستقیمی را از ستون نظامی منافقین انجام داد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منافقین و پیشروی برای فتح تهران

 

ستون نظامی منافقین بعد از عبور از مرز به سمت شهر اسلامآباد حركت نمود. در بین مسیر مقاومتهای موردی توسط نیروهای پراكنده در منطقه صورت گرفت از جمله مقاومت در پادگان ابوذر و حماسه شهادت فرماندهان و سربازان پادگان.

 

ستون منافقین با درك ناصحیح از شرایط سیاسی و اجتماعی داخلی ایران مغرور از پیشروی روی جاده بعد از گذشتن از اسلام آباد به طرف كرمانشاه حركت نمود تا به اصطلاح بعد از آزادی این شهر بتواند راه پیشروی خود را به سوی تهران هموار نماید.

در چنین شرایطی مسوولان نظامی و سیاسی كشور با تدبیری هوشمندانه توانستند عملیات غرورآفرین مرصاد را طراحی و با فرماندهی امیر سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و با شركت یگانهای ارتش و سپاه پاسداران اجرا نمایند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمترین محورهای عملیات مذكور به طور خلاصه به شرح زیر است

 

1-توقف شدن دشمن در تنگه مرصاد با حضور یگانهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه عملیاتی با توجه به اینكه منافقین به صورت ستون و متكی بر جاده در حال حركت بودند، ایجاد جبهه زمینی را از روبرو بسیار مشكل مينمود، لذا بعد از توقف منافقین، طراحی عملیات به طرف استفاده از برتری هوایی جهت پیدا كرد.

 

2- یورش بيامان،دلاورانه و پرتوان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با جنگندههای تیزپرواز به طرف ستون نظامی منافقین آغاز گردید. سازمان رزم دشمن در همان حملات اولیه متلاشی و نفرات پیاده سراسیمه به طرف جاده و كوههای اطراف پناه بردند.

 

3- هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز قهرمان) با اجرای نقش اصلی خود در این عملیات صحنههایی از حماسه و ایثار را آفرید كه بارها در طول جنگ تكرار شده بود. با استفاده از جناحین و در طول جاده و ارتفاعات مناسب اطراف جاده بالگردها موضع گرفته و به طرف ستون بهم ریخته آتش گشودند و نفرات پیاده را كه در كوهها متواری شده بودند تعقیب كرده و به هلاكت رسانده و یا به تسلیم وا داشتند.

 

از نظر آماری اقدامات هوانیروز به شرح زیر صورت گرفته است:

 

ساعت پرواز: 708 ساعت، حمل مجروحین 439 نفر

 

سورتی پرواز: 727 سورتی، حمل بار و تجهیزات 239 تن

 

حمل نفرات: 405 نفر، مهمات مصرفی 50 تن

 

اقدام هوانیروز در هليبرد تیپ 55 هوابرد، تیپ 45 تكاور و یگانهای سپاه پاسداران در عقبه ستون زمینه را برای محاصره كامل منافقین فراهم آورد.

 

4- یورش و حمله یگانهای مستقر در تنگه چهار زبر (مرصاد) به منافقین ودستگیری نفرات متواری دشمن

 

5- بستن عقبه دشمن و جلوگیری از فرار به طرف عراق توسط نیروهای مردمی حاضر در منطقه و تیپ 55 هوابرد، تیپ 45 تكاور، تیپ 35 تكاور و یگانهایی از لشكر 81 زرهی. به این ترتیب منافقین با دو راه كار روبرو بودند، یكی خودكشی و یكدیگر را كشتن كه تعداد قابل توجهی به این شكل خود را به هلاكت رساندند و دیگری تسلیم شدن به نیروهای اسلام كه تعداد قابل توجهی نیز به اسارت درآمدند.

 

6- جهت جلوگیری از فرار منافقین به طرف ایلام نیز، تعدادی از یگانهای تیپ 45 از طریق زمین از منطقه ششو وارد منطقه درگیری شده و در فرودگاه اضطراری اسلامآباد موضع گرفتند و یگانهایی نیز با هليبرد در ارتفاعات قلاویزان پیاده شده و مسیرهای مورد نظر را تحت كنترل قرار دادند.

 

7- در این عملیات كه آخرین عملیات جنگ 8 ساله محسوب ميشود علاوه بر یگانهای نظامی از سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران نقش نیروهای مردمی سازمان یافته و خودجوش بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است. حمایت روحی و روانی مردم و مسوولین كشور، پشتیبانی سازمانی و غیرسازمانی در تدارك رزمندگان توسط پشتیبانی منطقه یك نیروی زمینی ارتش و گروه مخابرات 404 كرمانشاه نیز توانست نقش موثری را در متلاشی نمودن منافقین به عمل آورد.

 

8- سرانجام بعد از 5 روز درگیری آخرین گلولههای شلیك شده در 8 سال دفاع مقدس بر سینه دشمن پر كینه نشست و برگ زرین و افتخار ارزشمند دیگری را برای نیروهای مسلح و مردم این سرزمین رقم زد تا دشمنان قسم خورده بدانند كه دفاع از كیان انقلاب اسلامی و مرزهای مقدس جمهوری اسلامی در هر زمان و مكانی مقدور بوده و بیگانه و مزدور هیچ جای پایی در ایران نداشته و نخواهند داشت.

 

برگرفته از خاطرات سرهنگ مجتبی جعفری

 

تهیه و تدوین:تهیه و تدوین:معاونت فرهنگی و روابط عمومی اداره عقیدتی سیاسی نزاجا، مدیریت فرهنگی- دایره انتشارات.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روز شمار عملیات مرصاد

 

 

31/4/1366

 

- روزنامه نیویورك تایمز از عملیات ناوگان امریكا در محافظت از نفتكشهای كویتی انتقار كرد و این عملیات را در جهت حمایت از عراق دانست.

 

- پارسونز: "رغبت ایران برای باز نگهداشتن تنگه هرمز، بیش از عراق است"

 

- سفیر عراق در لندن: "ما به كشتيها حمله خواهیم كرد"

 

- وزیر نفت كویت: "نباید عراق تنها بماند"

 

- به گفته بی. بی. سی، انگیزه آمریكا از محافظت از نفتكشهای كویتی، اعاده اعتبار از دسترفته در جریان مك فارلین است.

 

- تبیین موضع جمهوری اسلامی در قبال خلیجفارس و قطعنامه 598 در مصاحبه مطبوعاتی رییس جمهوری و سخنان نخست وزیر.

 

- آیتالله خامنهای: "برخورد ما با آمریكا مهلك خواهد بود."

 

- میرحسین موسوی (نخست وزیر): "آمریكا قطعنامه 598 را زیر پا گذاشته است."

 

- عراق اعلام كرد كه قطعنامه 598 را پذیرفته است. سخنگوی دولت عراق: "تصویب قطعنامه 598 پیروزی سیاسی برای عراق است."

 

- موضع محافل انقلابی لبنان صدور قطعنامه 598 سازمان ملل.

 

- سفر دكتر ولایتی به آلمان غربی و مذاكره با مقامات این كشور.

 

- نیروهای سازمان منافقین با پشتیبانی و تحریك رژیم عراق، از طریق نوار مرزی سر پل ذهاب و قصر شیرین، تجاوز خود را با نام عملیات «فروغ جاویدان» آغاز كردند.

 

28/4/1367

 

- پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران.

 

31/4/1367

 

-هارولد بروان: "شكستهای اخیر ایران در جنگ و اختلافات داخلی، نقش اساسی در قبول قطعنامه 598 به عهده دارد و در عین حال، تهران خود را به طور فزایندهای مواجه با حضور امریكا در خلیجفارس ميدید."

 

- سه روز پس از اعلام تصمیم جمهوری اسلامی (28/4/1367) مبنی بر پذیرش قطعنامه عزیز، هیچ اشارهای به پذیرش قطعنامه نكرده و در عوض یك طرح صلح چند مادهای را مطرح كرد.

 

- سخنگوی كاخ سفید: امریكا معتقد است كه اكنون به عهده ایران است كه نخستین گام را در جهت عاديسازی روابط میان واشنگتن و تهران بردارد.

 

- تصرف قصر شیرین و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.

 

- عقبنشینی نیروهای خودی از مناطق عملیاتی میمك و هلاله و پیشروی دشمن در مناطق تنگههایی بیجار و بینای.

 

- موافقت ایران با اعزام هیأتی از ناظران سازمان ملل برای برنامهریزی نحوه اجرای آتشبس و نظارت بر اجرای آن.

 

2/4/1367

 

 

 

- فرانك كارلوچی وزیر دفاع امریكا: "حضور نظامی امریكا در خلیجفارس، تنها وقتی كاهش خواهد یافت كه آتشبس به خصومتها پایان دهد و معین شود كه خلیجفارس برای كشتیرانی امن است."

 

- كشته شدن ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه سوم عراقی.

 

- سفر علياكبر ولایتی به نیویورك برای گفتگو با دبیر كل سازمان ملل.

 

3/5/1367

 

- آغاز عملیات مرصاد؛ شكست پیچیدهترین ترفند دشمن و منافقین.

 

- رژیم عراق با به كارگیری گسترده سلاحهای شیمیایی در جبهههای جنگ و موشكباران شهرها، توانست شرایط جنگ را به نفع خود تغییر دهد. این در حالی بود كه كارشناسان نظامی و سیاسی ایران، سرگرم بررسی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت ملل متحد بودند و سرانجام این قطعنامه در تاریخ 27/4/1367 از سوی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد.

 

چهار روز پس از پذیرش قطعنامه سازمان ملل، قوای رژیم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخشهای از ایران، تجاوز گستردهای را آغاز كردند؛ ولی با ایستادگی رزمندگان ایران بخش وسیعی از مناطق جنوبی كشور از خطر سقوط نجات یافت. همچنین ارتش عراق در جبهههای میانی نیز دست به تحریكاتی زد، كه تا حدی ميتوانست برای تمامیت ارضی و استقلال كشور ما خطری جای بهشمار آید. هدف دشمن در جبهه میانی، زمینهسازی برای هجوم سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین بود.

 

در این جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خود، آنها را سرگرم كرده بود تا نیروی منافقین بتوانند پس از شكسته شدن خط به وسیله ارتش عراق، از نقطه دیگری حركت خود را آغاز كنند. به این ترتیب، نیروهای منافقین پس از تصرف جبهه نیروهای ایرانی در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آنكه روبهرو باشند، سوار بر خودروهای خود، به سوی كرمانشاه حركت كردند و تا تنگه "چهارزبر" پیش آمدند. این حركت سریع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را عافلگیر كرد. به محض رسیدن خبر هجوم منافقین و ارتش عراق به شهرهای مختلف كشور، خیل عظیمی از نیروهای داوطلب به سوی جبههها روانه شدند. همین امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشی از كشور ایران برهم زد.

 

در حاليكه هنوز حملات ارتش عراق در جنوب كشور قطعی نشده بود، بخشی از نیروهای رزمنده جنوب، راهی غرب كشور شدند تا همراه مردم بسیج شوند و تحت عنوان عملیات "مرصاد"به سركوب حملات عراق و منافقین بپردازند.

 

عملیات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز "یا صاحبالزمان(عجلالله تعالی وجهالشریف) ادركنی" برای مقابله با حركت منافقین و بازپسگیری اشغال شده انجام گرفت.

 

در این عملیات كه با فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلامآباد ـ پلدختر وارد عمل شدند و نیروهای ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزی عقب راند؛ اما قوای ارتش عراق، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشتند. در عملیات مرصاد، بیش از 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپارهانداز 60 و 80 میلیمتری و 30 عراده توپ 106 میلیمتری دشمن منهدم شدند. همچنین بیش از 20 تیپ مشترك منافقین و ارتش عراق متلاشی شد و تعداد كشته و زخميهای دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در این عملیات، نزدیك به 1000 قبضه آر.پی.جی7، 700 قبضه تیربار كلاشینكوف، دهها دستگاه خودرو، دهها دستگاه تانك و نفربر، تعدادی تجهیزات پیشرفته الكترونیكی و مخابراتی و مقادیری اسناد درون گروهی منافقین به دست رزمندگان ایران افتاد.

 

3/5/1367

 

- بازپسگیری شهر گیلانغرب از دست نیروهای سازمان منافقین و دشمن.

 

8/5/1367

 

- تاچر نخست وزیر انگلیس: "تشكلیل جلسه شورای امنیت، به روند برقراری صلح میان ایران و عراق كمك خواهد كرد. برقراری صلح در منطقه، شكست بنیادگرایی تلقی خواهد شد."

 

8/5/1367

 

- چارلز دمن: امریكا از گروههایی كه در پی سرنگون ساختن دولت ایران از طریق زور هستند، حمایت نميكند.

 

21/5/1367

 

- انتخاب ژنرال اسلاو كایوویچ از كشور یوگسلاوی به سمت فرمانده كل گروه ناظران بر آتش بس میان ایران و عراق.

 

21/5/1367

 

- ورود یك دیپلمات انگلیسی به ایران ارزیابی امكان بهبود مناسبات با ایران.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شرح عملیات مرصاد

 

25 شهریور 1385 ساعت 02:49

در حالی که عراق با بازپسگیری اغلب مناطقی که طی سالهای گذشته از دست داده بود. میرفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد. پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ 27/4/1367 موجب گردید ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کند و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار دهد. این تهاجم عراق ـ که دو بار دیگر نیز تکرار شد ـ با مقاومت شدید سپاهیان اسلامی خنثی و ارتش عراق تا مرز، عقب رانده شد.

به این ترتیب، دشمن در حالی که از تصرف خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ 3/5/1367 از طریق مرکز کرمانشاه و با به کارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آغاز نموده و در حالی که اغلب یگانهای ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر (بین اسلامآباد و کرمانشاه) پیشروی کرد. در پی حرکت دشمن، قوای خودی به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملیات موسوم به «مرصاد» به مقابله با منافقین برخواستند.

 

هدف

انهدام عناصر ضد انقلاب (منافقین)

 

استعداد دشمن

منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود. تعداد کل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر می رسید.

 

تجهیزات منافقین نیز عبارت بود از:

120 تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، 40 نفربر pmp، 30 توپ 122 میلیمتری، حدود 240 خمپاره، 1000 آرپی جی هفت، 700 تیربار، 20 توپ 106 میلیمتری، 60 مسلسل دوشکا و حدود 1000 خودرو.

 

سازمان رزم خودی

قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص)

قرارگاه نجف

لشگر 6 پاسداران به استعداد 7 گردان

لشگر 32 انصار الحسین(ع) به استعداد 7 گردان

لشگر 57 اباالفضل(ع) به استعداد 2 گردان

لشگر 155 ویژه شهدا به استعداد 3 گردان

لشگر 9 بدر به استعداد 6 گردان

تیپ مستقل 12 قائم(عج) به استعداد 3 گردان

تیپ مستقل 75 ظفر به استعداد 1 گردان

تیپ مستقل 66 ولی امر(عج) به استعداد 3 گردان

تیپ مستقل 36 انصار المهدی به استعداد 3 گردان

معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد 1 گردان

کمیته انقلاب اسلامی به استعداد 2 گردان

قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه

لشگر 27 محمد رسول الله(ص) به استعداد 4 گردان

لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد 1 گردان

لشگر 33 المهدی(عج) به استعداد 1 گردان

لشگر 71 روح الله به استعداد 3 گردان

سپاه ناحیه لرستان به استعداد 2 گردان

قرارگاه سپاه هشتم

لشگر 5 نصر به استعداد 2 گردان

تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) به استعداد 4 گردان

تیپ مستقل 59 مسلم بن عقیل به استعداد 1 گردان

قرارگاه رمضان به استعداد 1 گردان

نیروهای کرند و اسلام آباد به استعداد 1 گردان

عناصری از لشگر 21 امام رضا(ع) و ارتش

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شرح عملیات

 

پذیرش قطعنامه598، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار داد، و بر گروه ها و عناصر «اپوزیسیون» نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین تنها گروهی که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای که ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند.

آنان در تحلیل های دورن گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامهرا می پذیرد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی، و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علی رغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد.

عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران برحذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف کرده و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق هم چنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند.

هدف منافقین از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود، بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمان شاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعت های مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – کرمان شاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آن ها جلوگیری شد.

در این عملیات (فروغ جاویدان) منافقین با 25 تیپ ( هر تیپ 200 نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند. مقارن ساعت 14:30 در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانک های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کرده، به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند.

تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج، و شهر به تصرف آن ها در آمد. سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف کرمان شاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند.

نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد – کرند را قطع، و آن ها را محاصره کردند. نیروهای اسلام در روز 5 مرداد عملیات مرصاد را به رمز یا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده، و مابقی را به فرار وا داشتند.

در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند. در این عملیات بیش از 2500 تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نتایج عملیات

 

- عقب راندن دشمن از خاک ایران اسلامی

- به هلاکت رساندن حدود 2000 نفر و به اسارت درآوردن 250 تن از نیروهای دشمن.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دستاوردهاي عمليات مرصاد

 

پرونده هشت سال دفاع مقدس در بعد سخت افزاري آن با شكست منافقان در عمليات مرصاد بسته شد.

اين نبرد که به نحوي ميتوان آن را نهروان ايران ناميد، در روزهاي آغازين مردادماه سال 67 در گرفت و با شکست سنگين نيروهاي مسعود رجوي پايان يافت.

 

بحث اصلي اينجاست که شکست منافقين در عمليات مرصاد که فروغ جاويدان ناميده ميشد چه دستاوردها و بازتابهايي در داخل و خارج از کشور از خود برجاي گذاشت.نکته حائز اهميت مقطع حمله اين گروهک بود.

 

در فاصله پذيرش قطعنامه 598 توسط ،توسط حضرت خميني (ره) که ايشان از آن به عنوان نوشيدن جام زهر نام بردند، تا حالت قطعيت يافتن آن، زماني بود که منافقين به آن به عنوان فرصتي مغتنم جهت ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي ايران( به زعم خود) نگاه ميکردند.

 

از طرفي، نظر بر اين که در آن برهه توجه عمده نيروهاي ايران به جنوب کشور بود، منافقين در اين فکر بودند که از طريق جبهه غرب در طي چند روز حكومت اسلامي ايران را براندازند.

اما بايد يادآور شد از آنجايي که حضرت امام خميني (ره) درحوزه سياست خارجي ديپلماسي فعالي داشتند، ميتوان چنين عنوان كرد که مسعود رجوي انتظار پذيرش قعطنامه را در آن شرايط از طرف امام راحل نداشت و پذيرش قطعنامه توسط امام راحل به نحوي موجب غافلگيري وي شد.

 

او فرصت نيافت تا سازماندهي چندان منسجم و يکنواختي را بين نيروهايش ايجاد کند و مجبور شد در طي مدت زمان اندکي طرح حمله به ايران و فتح تهران و سقوط جمهوري اسلامي ايران را طراحي کند. اين طرح و برنامه مدون پيش از آن که شکل يک اتخاذ استراتژي نظامي داشته باشد، به طنز شبيه بود، اين طنز مصرح را ميتوان چنين تشريح کرد که شخصي ميپندارد حکومتي که يک ارتش تا بن دندان مسلح با انواع و اقسام حمايتهاي همه جانبه و سازماندهي نظامي عالي نتوانست آن را در طول هشت سال از پاي درآورد، ميتواند با يک ارتش بدون سازمان و غير نهادينه شده در طول چند روز سرنگون کند.

 

نقطه اتکا تئوريک مسعود رجوي، حمايتهاي مردمي بود، اما غافل از اين که مردم، تصور مطلوبي از وي و نيروهايش نداشته و کمترين اعتماد ممکن نسبت به آنها در لايههاي فکري و تجربي ملت ايران وجود نداشت.

 

غفلت رجوي و تئوريسينهاي نظامي وي از وضعيت فکري سياسي داخلي ايران را مي توان علت اصلي شکست سازمان منافقين در عمليات مرصاد محسوب کرد.

 

به هر حال اين عمليات به هر شکلي به انجام رسيد، اما با توجه به گستردگي حوزه مباحث در خصوص عمليات مزبور، دستاوردهايي از خويش به جاي گذاشت. حوزه تاثيرات عمليات مرصاد را شبيه هر عمليات بزرگ ديگري ميتوان به دو حوزه تاثيرات و دستاوردهاي داخلي و تاثيرات و دستاوردهاي خارجي تقسيم کرد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

*** تاثيرات و دستاوردهاي داخلي عمليات مرصاد

 

الف) تحکيم ثبات داخلي نظام و مشروعيت آن در بعد کارآمدي نظامي

 

با طولاني شدن جنگ، معمولا نيروهاي طرف هاي درگير تحليل رفته و به نوعي با بحران ثبات مواجه مي شوند. در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، باعنايت به اين که مردم، نظام جمهوري اسلامي را حاصل تلاش هاي خويش و خون جوانان ملت ميدانستند، نظام به هيچ عنوان با بحران ثبات و خلاء مشروعيت در ميان مردم انقلابي خويش مواجه نشد. معدود ناراضيان نظام را افرادي تشکيل مي دادند که به نحوي از انحاء از پيروزي انقلاب اسلامي متضرر شده بودند.

اما با اعلام پذيرش قطعنامه توسط حضرت امام خميني(ره) که ايشان همانگونه که اشاره شد از آن به عنوان نوشيدن جام زهر ياد کردند، برخي از همين اقشار سرخورده از انقلاب اسلامي زمينه و بستر لازم را براي شايعه سازي عليه نظام و فاصله انداختن در بين ملت و نظام مناسب ديدند و شروع به جوسازي و تنش آفريني کردند.

 

صحبتهاي اين عده بيشتر پيرامون اين موضوع بود که ايران از روي ضعف نظامي و به ناچار قطعنامه را پذيرفته است و رژيم جموري اسلامي ايران ديگر ياراي مقاومت در مقابل حملات خارجي را ندارد. اما با پيروزي شکوهمند و قاطعانه رزمندگان سپاه اسلام در عمليات مرصاد، اين دستاويز تبليغاتي از بدخواهان نظام سلب شد.

 

ب) شناخته شدن دوست از دشمن و تصفيه عناصر مردمي از ضد مردمي

 

در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ اين که شروع اين دوران قبل از قوام يافتن جمهوري اسلامي بود و در طول آن نيز فرصتي براي پردازش به ميزان وفاداري و عرق ملي شهروندان به صورت هدفمند و علمي نبود- به لحاظ اولويت داشتن مساله جنگ- برخي از عناصر مزدور توانسته بودند که خود را در بدنه نظام بويژه در استانهاي مرزي و به ويژه كرمانشاه جاي دهند.

 

با حمله منافقين و موفقيتهاي نسبي و اوليه آنان مانند اشغال کرند غرب، اين عده چهره واقعي خويش را نشان داده و به اشکال مختلف سعي در امداد منافقين داشتند. به هر حال اين گروه نيز در جريان غائله منافقان شناسايي شده و از نيروهاي انقلابي و مردمي تفکيک شده و به سزاي اعمال و افکار خائنانه خود رسيدند و يا به عراق متواري شدند.

 

ج) تحکيم وحدت در بعد داخلي و تبلور مشارکت عمومي و همبستگي عمومي و همبستگي ملي.

 

از جمله کارکردهايي که جنگها در پيدارند کارکردهاي مثبت است و از جمله آنها مي توان به شکل گيري اتحاد در بين شهروندان يک کشور اشاره کرد.

 

جنگ تحميلي به صورت ضمني و با درايت حضرت امام (ره) به عنوان يک عنصر وحدت بخش در جامعه ايران عمل مي کرد. با اعلام پذيرش قطعنامه به گواه تاريخ، رزمندگان اسلام در جبههها در هالهاي از غم و اندوه فرو رفتند، چرا که اين انگيزه را داشتند که دست کم تا چند سال ديگر و نيل به پيروزي و تحقق شعار (راه قدس از کربلا مي گذرد) دست از مبارزه و مقاومت نکشند.

 

در اين بين، خبر حمله منافقين به کشور از محور غرب در سراسر ايران و جهان منتشر شد.

 

با اعلام اين خبر، نيروهاي مختلف اعم از ارتش، سپاه، بسيج و ... از تمام ايران به سمت جبهه غرب رهسپار شدند که تبلور همبستگي ملي و مشارکت عمومي را در اين جريان مي توان مشاهده کرد.

 

استقبال گرم و پذيرايي درخور توجه استانهاي همجوار از آوارگان کرمانشاهي را نيز ميتوان ناشي از شکل گيري اين روحيه و تحکيم وحدت مضاعف در ملت ايران قلمداد نمود که منجر به نوعي وفاق ملي شد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

***دستاوردها و تاثيرات عمليات مرصاد در بعد خارجي و بين المللي

 

الف: خنثي شدن نقشههاي صدام در چشمداشت به بهره برداري از اشغال ايران توسط منافقين

 

پس از آنکه صدام حسين دريافت که پيروزي در مقابل ملت مسلمان و انقلابي ايران امري دور از دسترس و محال است، دست به دامان قدرتهاي بزرگ و سازمانهاي بينالمللي متعدد و به ويژه سازمان ملل متحد شد تا ايران را مجاب به پذيرش صلح کنند.

 

در اين راستا وي سعي داشت تا تداوم جنگ را ناشي از سياستهاي ايران قلمداد کند و از اين امر به عنوان يک اهرم تبليغاتي استفاده ميکرد. اما در سطح تحليل خرد و فردي با در نظر گرفتن روحيه خشونت طلب و ذات توسعه طلب صدام حسين، وي قلبا از صلح با ايران رضايت چنداني نداشت و بر آن بود تا با استفاده از حمله منافقين به ايران فرصت جديدي براي گرفتن امتياز از ايرن پيدا کند.

 

بدين لحاظ وي از هيچگونه کمکي اعم از نظامي، لجستيکي و اطلاعاتي و تبليغاتي به ارتش اصطلاحا آزادي بخش رجوي دريغ نميورزيد که در اين خصوص اسناد معتبر وجود دارد.

 

با شکست مفتضحانه نيروي منافقين، آخرين اميد صدام نيز تبديل به ياس گرديد. به عبارتي، شکست نيروهاي منافقين مهر تاييدي بر شکست نظام عراق از ايران بود و ميتوان ناکامي رجوي را «شکست مضاعف» صدام حسين قلمداد نمود.

 

ب: تثبيت قطعي نظام جمهوري اسلامي ايران در نظام جهاني

 

در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و شکل گيري نظام جمهوري اسلامي ايران، دول منطقه به ويژه کشورهاي عربي از يک طرف و استکبار جهاني از طرف ديگر، از ورود يک عنصر جديد با انديشههاي انقلابي به صحنه نظام بينالملل احساس بيم و ناامني نموده و سعي در حذف و دست کم تحديد نظام ايران داشتند. بدين لحاظ رژيم عراق را بهترين گزينه براي حمله به ايران تعريف مي نمودند. زمينه هاي تاريخي اختلاف ميان اين دو کشور نيز بر قوت يابي اين تئوري دامن زد.

 

حمله عراق به ايران را مي توان به نحوي ناشي از شکلگيري اين ايده محسوب کرد.

 

پس از شکستهاي سنگين و پي در پي ارتش عراق در عملياتهايي از قبيل ثامنالائمه (ع)،طريق القدس، مطلع الفجر و به ويژه بيتالمقدس و والفجر 8 که منجر به آزادسازي خرمشهر و فتح فاو شد، حمله گروهک منافقين به ايران در واقع آخرين اميد رژيم بعث عراق، قدرتهاي استکباري و کشورهاي منطقه براي خلع يد انقلابيون مسلمان از نظام ايران بود.

 

اما با رشادهاي رزمندگان، پشتيبانيهاي مردمي و رهبري بينظير حضرت امام (ره) اين عمليات- بطور اخص- و جنگ تحميلي - بطور اعم- با پيروزي ايران خاتمه يافت و بدين ترتيب زمينه هاي لازم براي تثبيت قطعي نظام جمهوري اسلامي ايران در افکار عمومي جهان فراهم شد.

 

ج: افزايش مشروعيت اسلامي ايران در افکار عمومي جهان بواسطه حمايتهاي مردمي

رژيم عراق و قدرتهاي جهاني با دستگاههاي تبليغاتي گسترده اي که در اختيار داشتند به افکار عمومي جهان چنين وانمود مي کردند که مردم ايران از جنگ خسته شده و طولاني شدن جنگ در ايران موجب رويارويي رژيم با «بحران مشروعيت» شده است.

 

با شکل گيري و حمله منافقين به ايران - جهانيان در اين انديشه بودند که مردم از حمايت نظام دست کشيده و به منافقين ملحق خواهند شد و در نتيجه نظام ايران سرنگون خواهد گرديد.

اما با پخش خبر حمله منافقين در کشور وضعيت به گونهاي متفاوت از اين تعابير خود را نشان داد. بدين ترتيب که گروههاي مختلف مردمي از سراسر ايران به سمت جبهه غرب سرازير شده و نيروهاي رجوي در حالي که هنوز به کرمانشاه نرسيده بودند، زمينگير شده و تار ومار گرديدند.

 

شرکت گسترده نيروهاي مردمي در اين عمليات حاکي از حمايت همه جانبه مردم از نظام جمهوري اسلامي و مشروعيت فوق العاده سياسي آن در افکار عمومي جهان بود. در واقع ميتوان پيروزمندان نهايي و ظفرمندان قطعي جنگ تحميلي عراق عليه ايران را ملت سلحشور ايران قلمداد کرد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کتابشناسی عملیات مرصاد

 

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و بر قراری آتش بس بین ارتش متجاوز حزب بعث عراق و جمهوری اسلامی ایران، اعضای پناهنده شده سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق(منافقین) به ارتش متجاوز صدام ،با جمعآوری دیگر ضدانقلابیون از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی فراهم و با بهرهگیری از جنگافزارهای اهدایی صدام از تنگه پاتاق در غرب کشور به ایران حمله کردند.

نیروی هوایی صدام با حمایت مقدماتی، آنها را برای ورود به عمق خاک ایران ترغیب کرد. اما عملیات مرصاد در تاریخ پنجم مردادماه سال ۱۳۶۷ و به منظور مقابله با منافقین در مناطق اسلامآباد و کرند غرب آغاز شد.

در این عملیات با فرماندهی سپاه پاسداران و پشتیبانی هوانیروز ارتش، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلامآباد ـ پلدختر وارد عمل شدند و نیروهای ضد انقلاب را در دو مرحله سرکوب کردند.

مهمترین کتابهایی که تاکنون درباره عملیات مرصاد منتشر شده، عبارتند از:

ـ گذر از بحران ۶۷ / دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحد تبلیغات و انتشارات‏ / ۱۳۶۸.

ـ جنگ تحمیلی، دفاع در برابر تجاوز (جلد ۶) / ستاد فرماندهی کل قوا، معاونت فرهنگی و تبلیغات‏ / ۱۳۶۸.

ـ درخت بلوط / به کوشش حجت شاه‏محمدی / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۷۰.

ـ آخرین گزارش / سیدیاسر هشترودی / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۷۱.

ـ ... تا اسارت‏ / حمید حکیم‏خواه (عیوضیان) / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۷۲.

ـ سفر بی بازگشت‏ / عباس رافعی / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۷۲.

ـ در کنار آتش‏ / مهناز شایسته‏فر / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۷۳.

ـ حکایت سال های بارانی / خاطره مهدی مرندی، بازنویس نثر محمد خسروی راد / بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، مدیریت ادبیات و انتشارات‏ / ۱۳۷۶.

ـ مستوران روایت فتح / طاهره قاسمی امین‏ / کنگره بررسی نقش زنان در دفاع و امنیت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی مقاومت بسیج‏ / ۱۳۷۶.

ـ ویرانی دروازه شرقی / وفیق السامرایی؛ ترجمه عدنان قارونی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز فرهنگی، معاونت انتشارات / ۱۳۷۷.

ـ روزها و رویدادها (جلد ۲) / علی بری دیزجی / نشر رامین‏ / ۱۳۷۸.

ـ سیری در جنگ ایران و عراق‏ (جلد ۵: پایان جنگ) / محمد درودیان‏ / مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ‏ / ۱۳۷۸.

ـ تاریخ انقلاب، برای کودکان و نوجوانان‏ (کتاب ۱۳: ۱۳۶۷: ایرباس ۳۰۰) / با اهتمام مناف یحیی پور / نشر تاریخ و فرهنگ‏ / ۱۳۷۹.

ـ از طوفان تا نسیم‏ / محمدعلی موظف رستمی / واگویه‏ / ۱۳۸۰.

ـ تاریخ دفاع مقدس‏ / اسماعیل منصوری لاریجانی/ بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس و اسلیمی / ۱۳۸۰.

ـ یاد روزهای بارانی / محمدعلی مؤظف رستمی / واگویه‏ / ۱۳۸۱.

ـ کارنامه توصیفی عملیات های هشت سال دفاع مقدس‏ / تهیه و تدوین علی سمیعی / نسل کوثر / ۱۳۸۲.

ـ هم‏مرز با آتش‏ (خاطرات حمید قبادی) / دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏ / ۱۳۸۳.

ـ ما آمریکا را زیر پا میگذاریم / محمد صائبی / موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر / ۱۳۸۴.

ـ تنگه مرصاد (راهیان نور؛ ۲۴) / بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس / ۱۳۸۵.

- کرمانشاه در جنگ / حسن دری / موسسه مطالعات سیاسی فرهنگی اندیشه ناب / ۱۳۸۳.

- "مرصاد" پایانی بر دو ادعا / مهندس عباس سلیمی نمین / ۱۳۸۴.

منبع: هابیلیان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اضمحلال منافقان در عمليات مرصاد به روايت سردار سليمآبادي

 

 

مقارن ساعت14:30 سوم مرداد سال 1367،منافقين و ارتش عراق عمليات مشترك خود را با هجوم زميني از طريق سرپل ذهاب و هليبرد از جنوب گردنه «پاطاق» ( نزديك سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر كرند غرب پيشروي كردند و حدود ساعت 18:30 اولين تانكهاي عراقي با آرم منافقين وارد شهر كرند غرب شده و تا 5 كيلومتري جاده كرند ـ اسلامآباد اقدام به تعقيب اتومبيلهاي شخصي در حال فرار كرده و مجددا به شهر باز گشتند.

در همين هنگام حدود هشت دستگاه تانك و نفربر به همراه نيروهاي پياده بعثي و منافق، شهر كرند غرب را به تصرف درآورده و سپس به طرف اسلام آبادغرب پيشروي كردند...

 

به مناسبت هجدهمين سالروز انجام پيروزمندانه «عمليات مرصاد»،خبرنگار سرويس «فرهنگ حماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)به سراغ سردار احمد سليمآبادي، فرمانده اسبق لشكر 71 روحالله استان مركزي رفته است كه در حال حاضر در سمتهاي رييس اداره كل تربيتبدني سپاه و مشاور معاونت عمليات ستاد مشترك سپاه در حال انجام وظيفه است.

سردار سليمآبادي در اين عمليات با انجام دو هليبرد همراه با اميرسپهبد شهيد علي صياد شيرازي، نقش موثري در متلاشي شدن منافقان ايفا كرد. وي در اين گفتوگو با گراميداشت ياد و خاطره شهيدان دوران دفاع مقدس به ويژه شهيدان عمليات مرصاد و شهيد صياد شيرازي، وقايع قبل از تجاوز منافقان و نحوه شكست آنها در عمليات مرصاد را تشريح كرد.

 

**سردار، شما در آن زمان چه مسوليتي داشتيد و چگونه در جريان تجاوز منافقان قرار گرفتيد؟

 

در تيرماه سال 1367 مسوليت فرماندهي لشكر 71 روحالله استان مركزي را برعهده داشتم كه اين لشكر از نيروهاي اراك ،خمين ساوه، دليجان، تفرش، محلات، آشتيان و شازند تشكيل شده بود، همزمان دو گردان در جنوب،سه گردان نزديك كرمانشاه (سه راه پاوه) و «ويس قرني» و سه گردان نيز در مريوان حدود منطقه «دزلي» داشتم. اين نيروها عمدتا بعد از عمليات والفجر10 آن جا مانده بودند و قرار بود با لشكر 28 سنندج ارتش كه آن زمان «امير دادبين» فرماندهي آن را برعهده داشت،با انجام عملياتي در روي منطقه «شيلر» و با انهدام يكي از تيپهاي عراق، از پيشروي آنها جلوگيري كنيم.

 

كار شناسايي اين عمليات كه ما آن زمان زير نظر «قرارگاه قدس» بوديم و فرماندهي آن را «سردار حجازي»( فرمانده نيروي مقاومت بسيج) بر عهده داشت، انجام شد و قرار بود اين عمليات را به صورت مشترك با ارتش انجام دهيم،همه كارها انجام شد و شب فرداي انجام كارها قرار شد اين عمليات را انجام دهيم، اما از قرارگاه مرا خواستند،رفتم. سردار حجازي گفت: دستور رسيده به جنوب حركت كنيد و حضرت امام فرمودهاند: «حفظ جنوب، حفظ اسلام است».

 

**پس عملياتي انجام نشد؟

بله. با توجه به اين دستور،انجام عمليات در منطقه شيلر منتفي شد. بعد از ظهر از منطقه مريوان به سمت سه راه پاوه كه آنجا تعدادي نيرو داشتم، حركت كردم، مسول ستادي در منطقه دزلي داشتم كه توجيهش كردم تا بعد از آماده شدن كارها، به سمت جنوب حركت كند.

 

**چه زماني راهي جنوب شديد؟

به اتفاق مسول عمليات به سمت منطقه كرمانشاه حركت كرديم كه سه گردان و يك ستاد ما هم آنجا مستقر بود. حدود ساعت 10 شب بود كه به مقرمان در سه راه بانه و «ويس قرني» رسيديم. جلسات زيادي برگزار كرديم كه چگونه ميتوانيم نيروها را چگونه به صورت هماهنگ و به موقع به دو گردان موجود در جنوب ملحق كنيم.

 

بنا بود صبح زود با مسول عمليات به سمت جنوب حركت كنم و اين شش گردان به ما بپيوندند كه بتوانيم عمليات مناسبي در مقابل عراقيها در جنوب داشته باشيم، فكر ميكنم حدود 11:30 شب بود آمدم در اتاق مخابرات استراحت كنم، چون يادم ميآيد در آن زمان ما بيش از دو يا سه ساعت در شبانه روز خواب نداشتيم. يعني فرصت خوابيدن نبود. تازه چشمم گرم شده بود كه مسول ستاد ما در آن منطقه بيدارم كرد و گفت: ميگويند كرند را گرفتهاند. گفتم مرز كجا؟ كرند كجا؟ خيلي فاصله دارد، بعيد است چنين اتفاقي بيفتد و من در واقع در راه جنوب از ماجرا مطلع شدم.

 

**واقعيت داشت؟

بله متاسفانه واقعيت داشت. بعد از ساعت 12 تا 12:30 شب بود كه دوباره صدايم كرد و گفت:كه اطلاع ميدهند كه اسلامآباد غرب را هم گرفتند، گفتم شوخي ميكني؟ 100 تا 150 كيلومتر با ابتداي مرز فاصله دارد. شايد ساعت دو يا سه شب بود كه با بيسيم به من اطلاع دادند قرارگاه مرا خواسته است. من به قرارگاه منطقه كرمانشاه آشنا نبودم و نميدانستم بايد كدام محل بروم؟، ساعت سه حركت كرديم و صبح زود در محل قرارگاه در طاق بستان و نزديك بيمارستان امام حسين (ع) بودم. ديدم جمعيت زيادي در منطقه است. وضعيت براي من عادي نبود و باورم نميشد كرند و اسلام آباد به اشغال عراقي درآمده باشد.

 

وارد قرارگاه شدم و سردار رشيد (جانشين رييس ستاد كل نيروهاي مسلح) را ديدم، گفت: فلاني كجا هستيد، گفتم در خدمت شما هستم. گفت: دو تا خمپارهانداز ببريد چهار زير، موشكاندازهاي ضدزره ببريد فلان جا و... گفتم: چه خبر شده؟ يكي توجهيم كند و من هم كه به اندازه كافي نيرو دارم، ميتوانم عمليات كنم. آنجا شهيد صياد شيرازي را هم ديدم و با هم احوالپرسي كرديم،دريابان شمخاني و سرلشكر حسني سعدي فرمانده وقت نيروي زميني هم بودند و يكي از برادراني كه آنجا مسوليت داشت، مرا توجيه كرد كه چه اتفاقي افتاده و گفت كه دشمن در چهارزبر گير كرده است.

 

**يعني منافقان اين قدر امكانات داشتند كه توانسته بودند تا چهارزبر پيشروي كنند؟

دشمن با 15 هزار نيرو شامل پشتيباني و غيره عمليات كرده بود كه پنج هزار نفر از آنها در 25 يگان سازماندهي شده بودند، يگانهاي كوچك اما متحرك و مجهز به خودروهاي توپدار و نفربرهاي زرهي كه قسمتي از آنها برزيلي بود و همه جديد بودند، يعني با بهترين امكانات و تجهيزات سازماندهي شده بودند تا به زعم خود در مدت 33 ساعت تهران را هم تصرف كنند و كارشان را در پنج مرحله سازماندهي كرده بودند.

 

**وضعيت ايران در آن زمان چگونه بود؟

وقتي منافقان با كمك ارتش عراق حمله كردند، خط توسط ارتش عراق از منطقه قصرشيرين شكسته شده بود و عراقيها سرپل ذهاب را گرفته و تا پادگان ابوذر هم پيشروي كرده و بخشي از آن را نيز تصرف كرده بودند.

 

ستون منافقان نيز از بين عراقيها عبور كرده و آمده بودند تا«پاتاق» و از آنجا به كرند. مقاومتي هم جلوي آنها نبود و نيروها نتوانسته بودند به دليل شكسته شدن خط اصلي مقاومت كنند.

 

منافقان ساعت9:30 شب سوم مرداد به اسلامآباد رسيده و كشتار وسيعي از عناصر حزباللهي،بسيجي، پاسداران و افراد مومن به انقلاب به راه انداختند و حتي به زخميهاي بيمارستان اسلامآباد نيز رحم نكردند و آنها را شهيد كردند. بعد، از آنجا به سمت گردنه چهارزبر حركت كردند، اما آنجا با نيروهاي سپاه كه بعضي از آنها از بچههاي قرارگاه رمضان و بخشي نيز از نيروهاي لشگر6 ويژه سپاه بودند، برخورد كردند و اين نيروها با كمك سپاه كرمانشاه آنها را متوقف كردند.

 

اينها توضيحاتي بود كه در قرارگاه به من توضيح داد وقتي توضيح دادند،همه دنبال اين بودند كه در لايههاي گردنه اسدآباد و ديگر جاها كه منافقان دنبال آنها بودند، مانع ايجاد كنند.وضعيت كرمانشاه به هم ريخته بود. به سردار رشيد و شهيد صياد پيشنهاد انجام كار شناسايي دادم. موافقت شد و قرار شد من به همراه شهيد صياد شيرازي و مسول عمليات، آقاي شايقي با خودرو رفتيم پايگاه هوانيروز كرمانشاه و در آنجا سوار بر هليكوپتر 214 تا نزديك چهارزبر رفتيم كه فرود بياييم.

 

اينجا اتفاقي افتاد كه به نظرم زنده ماندن ما در اين صحنه به خاطر امداد الهي بود.

 

**بيشتر توضيح ميدهيد؟

براي اين كه هليكوپتر از تيررس دشمن در امان بماند، در ارتفاع پايين حركت ميكرد،نزديك چهارزبر در حال نشستن بوديم كه به يكباره با سيمهاي برق فشار قوي مواجه شديم، خلبان هم متوجه نبود، من گفتم سيمهاي فشار قوي و شهيد صياد هم با دست، خلبان را متوجه كرد كه پيش روي ما مانع وجود دارد و هلي كوپتر را بكش بالا.

 

تا خلبان هليكوپتر را بالا كشيد، يكي از اسكيتهاي هليكوپتر به آخرين سيم برق فشار قوي گير كرد. من گفتم سقوط كرديم، اما گويا سيم برق نداشت و در حال پاره شدن بوده و در تماس با هليكوپتر نيز به طور كلي پاره شد. به هر حال بعد از اين اتفاق، در گوشه چهار زير به زمين نشستيم و وضعيت را بررسي كرديم.

 

**پس شما و شهيد صياد در مراحل مختلف كار با هم بوديد؟

بله.با ايشان مسوليت داشتيم كه كار شناسايي را در منطقه انجام دهيم و وضعيت جادهاي كه به سمت اسلامآباد، گردنه خسروآباد- كرند و پاطاق و سرپل ذهاب ميفت را شناسايي كنيم تا بتوانيم به پادگان ابوذر برويم، حدود سه تا چهار كيلومتر از سمت شرق جاده به سمت اسلامآباد حركت كرديم و منافقان را از پهلو ميديديم كه عمدتا در جاده در حال حركت بودند.

 

**چه نتيجهاي از اين شناسايي گرفتيد؟

شناسايي خوبي بود و معلوم شد منافقان گستردگي زيادي ندارند و همين امر نويد خوبي براي ما بود،از كنار اسلامآبادغرب با سه چهار كيلومتر فاصله رد شديم و با عبور از پشت ارتفاعات در پادگان ابوذر به زمين نشستيم.

 

**قبلا اشاره كرديد كه دشمن بخشي از پادگان ابوذر را اشغال كرده بود، وقتي در پادگان به زمين نشستيد وضعيت چگونه بود؟

تيپ 29 نبياكرم (ص) به كمك نيروهاي موجود در آنجا آمده و نيروهاي دشمن را از پادگان عقب زده بودند و حتي رد تانكهاي عقبنشسته عراق بر روي زمين كاملا مشخص بود. فرمانده پادگان آنجا هم ارتشي بود، شهيد صياد در آنجا به همه قوت قلب داد و اوضاع را بررسي كرديم و برگشتيم. اما زمان بازگشت از گردنه خسروآباد برگشتيم و از آن طرف جاده نيز شناساييهايي انجام داديم و حتي يكي دو تير نيز به سمت هليكوپتر ما شليك شد،ديديم منافقان در همان جاده اصلي مستقرند و هدفشان اين بود كه خودشان را به تهران برسانند و به فكر ديگري نبودند.

 

در پادگان هوانيروز ارتش به زمين نشستيم و با خودرو به قرارگاه آمديم، دريابان شمخاني،فرمانده وقت نيروي زميني سپاه در آن زمان بنده را خواست كه در مورد وضعيت موجود نظر بدهم. به دريابان شمخاني گفتم:الان دشمن در يك خط مستقيم گسترده است و نوك حملهاش را زياد كرده كه ببرد و جلو برود.

 

**نظر نهايي شما براي حل مشكل چه بود؟

به دريابان شمخاني گفتم نظرم اين است كه بايد ابتدا نيروهاي دشمن با هليبرد تجزيه شوند، بعد از بين بروند. دريابان شمخاني با پيشنهاد هليبرد من موافقت كرد و گفت: خودت عمل كن. گفتم كسي مرا پشتيباني نميكند. چون اگر هليبرد كنم بايد مجروحان تخليه شوند، تجهيزات به من برسد و...شايد حدود 10 دقيقه در اين زمينه گفتوگو كرديم، اما ايشان گفتند. نه، من قول ميدهم، پشتيباني ميكنند.

 

در اتاقي كه من و دريابان شمخاني گفتوگو ميكرديم، يك نفر هم با لباس بسيجي روي تخت نشسته بود، ابتدا متوجه حضورش نشدم،هر چند ايشان به من نگاه ميكرد، خواستم بروم، ديدم آقاي هاشمي رفسنجاني است.

 

**هليبرد انجام شد؟

ساعت چهار بعد از ظهر و بعد از توجيه و تجهيز نيروها با دو فروند هليكوپتر شنوك در فرودگاه اضطراي پشت اسلامآباد به زمين نشستيم كه شايد با جادهاي كه در دست منافقان بود، 1500 متر فاصله داشت و نيروهاي ما سه راهي پلدختر- اسلامآباد- كرمانشاه را گرفتند. يك پمپ بنزين و درختان سوزني كاج نيز آنجا وجود داشت كه بچهها آنها را هم گرفتند و كلا نزديك سه كيلومتر را يك طرفه به دست گرفتيم، هر يك از منافقان هم كه از چهار زبر برميگشت يا از طرف ديگر، گرفتار بچهها ميشد، چون خبر نداشتند و كلا چيزي نزديك 150 نفر نيرو در دو سورتي پرواز آنجا پياده شدند.

 

دو دستگاه خودرو منافقان كه تيرخورده را بود گرفتيم و از سلاحهايش بر عيله خودشان استفاده كرديم و به همين ترتيب 30 خودرو منافقان را از بين برديم كه يكي از آنها خودرو سوخت بود و وقتي آرپيچي به اين خودرو خورد و منفجر شد، منافقان تازه متوجه شدند چه خبر شده و راهشان بسته شده است، بعد فشار زيادي به آن منطقه وارد كردند تا آن را از ما پس بگيرند.

 

**در اين مدت از نظر پشتيباني چه وضعيتي داشتيد؟

درگيري خيلي شديد بود، نيروي كامل هم نيامد، يعني پشتيباني نشدم، اما نيروها را هدايت ميكردم، يك جيپ و 910 غنيمت گرفتيم و از مردم منطقه هم براي ما نان و آب ميفرستادند، زخميهايمان را هم توسط تعدادي از نيروهاي هوايي ارتش پانسمان كرده و از طريق انتهاي همان باند فرودگاه اضطراري كه قبلا به آن اشاره كردم، به عقب ميفرستاديم. آن شب به همين صورت گذشت.

 

درگيري شديدي بين منافقان و ما وجود داشت سه بار ارتفاعي كه گرفته بوديم، دست به دست شد اما بار سوم، ارتفاع را نگه داشتيم و اولين نفربر زرهي منافقان را هم سالم به غنيمت گرفتيم و تا صبح همان شب بين 62 تا 64 خودرو آنها را منهدم كرديم.

 

ساعت حدود 11 شب بود كه سردار كوثري كه آن زمان فرماندهي لشكر 27 محمد رسولالله (ص) را بر عهده داشت، با نيروهاي اطلاعات و عمليات خودشان به ما رسيدند و گفتند: نيروهاي ما از سمت دوكوهه در راهند. حدود 12 تا يك شب بود كه يك گردان از نيروهاي لشكر 27 به ما رسيدند و نزديك ساعت 3 صبح عمل كردند، اما چون به منطقه آشنايي نداشتند، عملياتشان موفقيتآميز نبود و تعدادي زخمي و شهيد داده بوديم و مهمات كمي هم داشتيم، مثلا گلوله آرپيچي نداشتيم و نبردهاي تن به تن هم بين ما و منافقان روي ميداد.

 

ساعت حدود 12 شب بود كه تعدادي نيروي بسيجي هم از خرمآباد به ما رسيدند و گفتند: ميخواهيم به شما كمك كنيم و من هم نيرو كم داشتم، گفتم اگر ميخواهيد كمك كنيد بايد در سازمان قرار بگيريد، گفتند: خودمان ميخواهيم عمل كنيم. ديدم زير بار نميروند آنها را فرستادم عقب. چون اگر بدون سازمان عمل ميكردند، تلفات ما زيادتر ميشد. خيلي هم ناراحت شدم كه چرا منظم عمليات نميكنند.

 

شايد سه ربع تا يك ساعت بعد بود، ديدم تعدادي نيرو از كميته انقلاب اسلامي آن زمان بروجرد رسيد، فرمانده اين نيروها آمد پيش ما آمد و گفت كه فقط اسلحه ژ - 3 داريم. آنها قبول كردند در سازمان قرار بگيرند و خيلي منظم تقسيم شدند و خوب هم جنگيدند و بعد از عمليات هم نامه قدرداني براي كميته نوشته و از زحمات آنها قدرداني كردم.

 

**اين وضعيت به كجا انجاميد؟

تا ساعت 9 صبح نيروهاي لشكر 27 محمد رسولالله (ص) به پشت سر ما نزديك شدند. البته ما از ساعت 4 بعد از ظهر تا 9 صبح كه حدود 17 ساعت ميشود، منطقه را نگه داشته بوديم، هر چند در شب، هليكوپترهاي عراق زخميهاي منافقان را تخليه كردند و صداي هليكوپتر را هم ميشنيديم. همزمان با اين عمليات، هواپيماهاي عراقي نيز هوانيروز، پادگانهاي ارتش و مسيرهايي كه نيروهاي ما در آنها مستقر بودند را بمباران ميكردند و حدود 28 نفر شهيد داديم كه بيشتر اين شهداء در فداكاريهايي كه براي حفظ ارتفاع صورت گرفت، شهيد شدند.

 

**تلفات منافقان چقدر بود؟

چيزي نزديك به 500 تا 700 نفر از منافقان موجود در خودروهايي كه هدف قرار گرفتند،كشته شدند.

 

نيروي شجاعي به نام مددي نيز داشتم كه منافقان او را اسير كرده و در اسلامآباد اعدامش كرده بودند. البته دو نفر از بچههايي كه توسط منافقان اسير شده بودند،از دست منافقان فرار كرده و وضعيت آنها را براي ما گزارش كردند. وضعيت ما از نظر مهمات خوب نبود،اما اين بچهها هم به ما گفتند وضعيت مهمات آنها نيز خوب نيست و وقتي ديدم وضعيت آنها هم خوب نيست تا صبح ايستاديم تا اين كه لشكر 27 جاي ما را گرفت.

 

اين بخش از عمليات كه ما در مرصاد انجام داديم شامل روز چهارم مرداد ميشود. يعني منافقان از روز سوم تهاجم خود را شروع كردند.

 

بعد از جابجايي، به نيروهاي اصلي خودم رسيدم و نيروهايم را در مركزي نرسيده به چهارزبر كه مركز تحقيقات كشاورزي بود، مستقر كردم.

 

**و عمليات بعدي؟

بنا شد در عمليات بعدي، نيروها را از سمت پادگان حضرت امام خميني (ره) هليبرد كنيم تا من بين گردنه پاتاق و كرند را ببندم. نيروها بعد از توجيه سوار هليكوپتر شدند و با شهيد صياد منطقه را شناسايي كرديم، بعد گردان را آورديم جلو. كه شب از روي ارتفاع بروند جاده را ببندند، فشاري كه در ضربه اول به منافقان هم در زمينگير شدن آنها در چهارزبر و هم بر اثر كمين سنگيني كه به آنها زديم وارد شده بود و همچنين تداوم فشار از سوي لشگر 27، از هم پاشيده شده و مجبور به عقبنشيني شدند.

 

**نيروي هوايي در اين درگيري چگونه عمل كرد؟

هليكوپترهاي هوانيروز و هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي هم بمبارانهاي شديدي بر روي منافقان انجام داده و تلفات سنگيني بر آنها وارد كردند و هليكوپترهاي كبري نيز از پهلو ستونهاي منافقان را هدف قرار ميدادند. نيروهاي لشگر 9 بدر هم كمين كوچكي در گردنه حسنآباد ايجاد كرده و منافقان را هدف قرار ميدادند و به اين صورت منافقان تجزيه ميشدند.

 

در هلي برد دوم، سه گردان نيز از راه زمين براي پيوستن به نيروهاي هليبرد حركت داده شد و مسير كه بسته شد، ديديم منافقان در حال عقبنشيني به سمت مرز و كوهستان هستند و در همين فرار كردن منافقان حدود 90 تا 100 نفرشان توسط سپاه كرمانشاه اسير شدند. در حال عقبنشيني هم پلها را منفجر كردند و كسي ديگري نمانده بود.

 

**چه عواملي باعث شد منافقان به فكر تجاوز به ايران بيفتند و چه هدفي داشتند؟

آنها قصد داشتند با تمام امكانات و با فراخواني كه از نيروهايشان در تمام نقاط جهان كرده بودند، بتوانند به تهران رسيده و حكومت اسلامي را ساقط كنند و تنها به عنوان نيروي يكي دو لشگر عراق محسوب ميشدند، البته قبل از عمليات «فروغ جاويدان»، عملياتي به نام «چلچراغ» در مهران انجام داده بودند و به دليل برخي موفقيتهايشان در اين عمليات تصور ميكردند در عمليات فروغ جاويدان هم موفق خواهند شد كه شكست سختي متحمل شدند.

 

عمليات فروغ جاويدان در حالي انجام شد كه ايران قطعنامه 598 را پذيرفته بود و خيلي از هواداران منافقان در مسيرهاي مشخص شده در انتطار منافقان بودند و حتي قصد داشتند مراسمي در ميدان آزادي برگزار كنند، اما با لطف خدا و تلاش رزمندگان اسلام، ملت ايران بار ديگر سرافراز شد و شور مردم در دفاع از كشور خيلي مهم بود.

 

**اگر خاطرهاي از شور مردمي در مقاطعي كه به آنها اشاره كرديد داريد، بفرماييد

البته حضور هميشگي مردم ما در صحنههاي مختلف خاطره است، اما خاطرهاي هم از آن زمان تعريف ميكنم. در آن زمان به همراه مسول بهداري براي سركشي به يكي از گردانهايم در سه راه پاوه ميرفتم، دم در دژباني ديدم، يكي لباس تميزي پوشيده و يك دستمال هم به گردنش انداخته است، البته نه اين كه دژبان لباس تميز نميپوشد،نه، بلكه اصلا لباس اين فرد به لباس دژباني نميخورد، به رحمتي، مسول بهداري منطقه گفتم، آقاي رحمتي، قيافه اين آقا به دژبان نميخورد، گفت: اين پزشك است، آن قدر پزشك متخصص آمده است كه من جا براي خوابيدن نداشتم و بيرون خوابيدم، اين هم پزشك عمومي است كه گفته فقط ميخواهم كار كنم و فرقي نميكند كجا باشد و براي همين دم در دژباني كاري كه برايش سپردهاند را انجام ميدهد، يعني طناب را بالا پايين ميبرد تا خودروها عبور كنند.

 

آنقدر نيرو آمده بود كه جا نداشتيم و فقط تعدادي از اين نيروها را جايگزين نيروهاي مجروح ميكرديم، آنقدر انواع خودرو براي ما ارسال كرده بودند كه از هيچ لحاظ مشكلي نداشتيم، چون امكانات بيش از حد رسيده بود. وقتي منافقان حمله كردند و مردم فهميدند كشور در خطر است، سرا از پا نشناخته به جبهه آمده بودند، حتي برخي از اين مردم با خودروهاي شخصي، خودشان به منطقه رسانده بودند، مثل اين كه روز اول جنگ بود و اين از الطاف الهي بود كه منافقان اين گونه حمله كنند و نابودي آنها در آن منطقه فراهم شود. در حالي كه آنها اگر به صورت انفرادي وارد ميشدند، خطرناك بود و به واسطه نابودي منافقان، امنيت خوبي براي كشورمان ايجاد شد.

 

**به حضور شهيد صياد شيرازي در عمليات مرصاد اشاره كرديد، در اين زمينه هم صحبت كنيد

شهيد صياد شيرازي هرچند در آن زمان مسوليتي نداشت، اما احساس وظيفه ميكرد و مثل سرباز عادي هر كاري از دستش برميآمد، انجام ميداد. همه هم در ارتش و سپاه قبولش داشتند. در هر دو هليبردي كه انجام دادم، ايشان حضور داشتند و هليكوپترها را هم خودش هماهنگ ميكرد.

 

در بخش اول عمليات از دستش ناراحت شدم چون از من پشتيباني نشد، هر چند مشكلات ديگري نيز در انجام ندادن عمليات قويتر وجود داشت از جمله پياده كردن نيروها و.... در بخش دوم كه آمد از او احوالپرسي نكردم و ناراحت شدم كه چرا پشتيباني نشدم، پيشم آمد، دست در گردنم انداخت و عذرخواهي كرد و اين هم از بزرگواري شهيد صياد بود. البته همه چيز را فراموش كرديم. بعد از اين اتفاقات، همواره با هم در تماس بودم. يعني هرجا بود مرا ميخواست يا تماس ميگرفت و با هم صحبت ميكرديم، بعد از اين كه ستاد كل آمدند، تلاش داشتند در خدمت ايشان كار كنم كه اين توفيق نصيب ما شد.

 

به هر موضوعي كه وارد ميشد آن را به نتيجه ميرساند. مثلا تمام هليكوپترها را خودش هماهنگ ميكرد. اگر نيازي به هواپيماي جنگنده بود، تماس ميگرفت و نيروها را هم همينطور و تا نيروها را پياده نميكرد منطقه را ترك نميكرد. كسي اين كار را نميكند، اما شهيد صياد شيرازي، بيادعا، بيريا و شجاع بود كه اين خصوصيات او در عمليات مرصاد به اوج خود رسيد.

 

گفتوگو از خبرنگار ايسنا: ناصر ملائي

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خاطرهاي از سپهبد شهيد علي صياد شيرازي در مورد عمليات مرصاد

 

خبر سقوط اسلامآباد غرب در تهران مردان شورای عالی دفاع را سردرگم کرده بود. آنان هنوز گمان می کردند با ارتش عراق طرفند و لذا آغاز این حمله با دانستههای آنان از توانایی ارتش عراق نميخواند. همان شب تیمسار شهید صیاد شیرازی، مرد روزهای سرنوشت ساز عازم منطقه شد.

متن زیر قسمتی از خاطرات این امیر سرافراز سپاه اسلام در مورد عملیات مرصاد است:

«شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم.

 

چنان جو پریشانی و اضطراب در مردم ایجاد شده بود که سراسیمه از خانه بیرون آمده بودند. از طرفی جاده کرمانشاه به بیستون از خوردوهایی که در انتظار جابه جایی بودند، مملو بود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود.

 

بر این اساس با یک فروند هلی کوپتر از فرودگاه به سمت یکی از قرارگاههای تاکتیکی سپاه پاسداران مستقر در طاق بستان حرکت کردیم.

 

نیمه شب چهارم تیر ماه بود و تا ساعت یک ونیم نتوانستیم ماهیت دشمن را به دست آوریم که چه کسی است که همین طور در حال پیشروی است. ساعت 5 به پایگاه رفتم. همه را آماده و مهیا برای توجیه دیدم. پس از توجیه خلبانان تاکید کردم وضعیت خیلی اضطراری است. چارهای نداریم هليکوپترهای کبری باید آماده باشند. یک تیم آتش آماده شد ابتدا خودم با یک هلی کوپتر 214 برای شناسایی دقیق و هماهنگی به سمت مواضع حرکت کردم و به این ترتیب اولین عملیات را علیه نیروهای مهاجم و منافق آغاز کردیم.

 

صبح روزپنج مرداد عملیات با رمز یا علی (ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود.

 

جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد.

 

همزمان با عملیات هوانیروز علاوه بر گروههای مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختی ميتوانستند به عقب برگردند. بعضی از آنها به روستاها پناه بردند و بعضی هایشان با خوردن قرص سیانور به زندگی خود خاتمه داده بودند.

 

عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه - اسلام آباد غرب هزاران کشته از آنان به جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتارکرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.

 

حالا من از این عملیات نتیجه می گیرم که چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هرزمان طوری مقدر می کند که بسیاری از مشکلات ما باید با حالت سرافرازانه حل شود.

 

خداوند می فرماید: بجنگید تا آن کفار که من می خواهم به دست شما عذابشان بدهم و به ما قول و وعده می دهد تا آنها را خوار کند و به شما پیروزی وعده می دهد و قلبهای شما را شفا بخشد. کدام قلب ها؟ قلبهایی که قبل از این عملیات گرفته و غم زده بود.

 

رزمندگان اسلام قلب و دلشان با امامشان برای همیشه گره خورده بود. امام اشارهای دارند که پذیرش قطعنامه مثل نوشیدن زهر بود برای رزمندگان اسلام که سالها فداکاری کرده بودند. در حالی که هشت سال تلاش شده بود بعد از آن ما دلمان می خواست به صورتی دیگر نبرد تمام می شد. دلمان گرفته بود. اما خداوند با این پیروزی بزرگ و با این کشتار دسته جمعی بدترین و خبیث ترین دشمنانمان به دست ما ، موجب رضایت خاطر رزمندگان اسلام شد و پایان نبرد هشت ساله دفاع مقدس با این عملیات درخشان مرصاد انجام گرفت.»

یاد و خاطره شهدای سرافراز هشت سال دفاع مقدس زنده و راهشان پررهرو باد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرصاد؛ جهنم نفاق

 

روز پنجم مرداد مصادف با عملیات غرور آفرین مرصاد است که در آن رزمندگان اسلام با هدایت امیر سپهبد "علی صیاد شیرازی" موفق شدند عملیات منافقین را که با عنوان "فروغ جاویدان" نامگذاری شده بود به جهنمی برای آنان تبدیل کنند.

در حالی که عراق با بازپسگیری اغلب مناطقی که طی سالهای گذشته از دست داده بود، میرفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ ۲۷ تیرماه سال ۶۷ موجب گردید ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرارداد و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کرد و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار داد.

تهاجم عراق که برای سومین بار به این منطقه انجام می شد با مقاومت شدید سپاهیان اسلام خنثی و ارتش عراق تا مرز این کشور، عقب رانده شد.

به این ترتیب، دشمن در حالی که از تصرف خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ سوم مرداد ۶۷ از طریق مرکز کرمانشاه و با به کارگیری منافقین (نیروهای سازمان مجاهدین خلق)آغاز کرد.

این شرایط در حالی بود که اغلب یگانهای ایران در جبهه جنوب مستقر بودند و منافقین توانستند تا تنگه چهار زبر (بین اسلامآباد و کرمانشاه) پیشروی کنند.

در پی حرکت دشمن، قوای ایران به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملیات موسوم به "مرصاد" به مقابله با منافقین برخواستند.

براساس اطلاعات بدست آمده، منافقین حدود ۳۰ تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند و هر تیپ ۱۷۰ نفر نیروی رزمی (۲۰ زن و ۱۵۰ مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به ۲۸۰ نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود که کل نیروهای آنان حدود پنج هزار و ۲۰۰ نفر و نیروی در صحنه نیز به حدود هفت هزار نفر می رسید.

همچنین تجهیزات منافقین در این عملیات عبارت بود از ۱۲۰ تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، ۴۰ نفربر pmp، ۳۰ توپ ۱۲۲ میلیمتری، حدود ۲۴۰ خمپاره، ۱۰۰۰ آرپی جی هفت، ۷۰۰ تیربار، ۲۰ توپ ۱۰۶ میلیمتری، ۶۰ مسلسل دوشکا و حدود ۱۰۰۰ خودرو.

رزمندگان اسلام نیز برای مقابله با ارتش صدام و منافقین در قالب قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص)، قرارگاه نجف، لشگر ۶ پاسداران به استعداد ۷ گردان، لشگر ۳۲ انصار الحسین(ع) به استعداد ۷ گردان، لشگر ۵۷ اباالفضل(ع) به استعداد ۲ گردان، لشگر ۱۵۵ ویژه شهدا به استعداد ۳ گردان، لشگر ۹ بدر به استعداد ۶ گردان، تیپ مستقل ۱۲ قائم(عج) به استعداد ۳ گردان، تیپ مستقل ۷۵ ظفر به استعداد ۱ گردان، تیپ مستقل ۶۶ ولی امر(عج) به استعداد ۳ گردان، تیپ مستقل ۳۶ انصار المهدی به استعداد ۳ گردان، معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد ۱ گردان، کمیته انقلاب اسلامی به استعداد ۲ گردان، قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه، لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) به استعداد ۴ گردان، لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد ۱ گردان، لشگر ۳۳ المهدی(عج) به استعداد ۱ گردان، لشگر ۷۱ روح الله به استعداد ۳ گردان، سپاه ناحیه لرستان به استعداد ۲ گردان، قرارگاه سپاه هشتم، لشگر ۵ نصر به استعداد ۲ گردان، تیپ مستقل ۲۹ نبی اکرم (ص) به استعداد ۴ گردان، تیپ مستقل ۵۹ مسلم بن عقیل به استعداد ۱ گردان، قرارگاه رمضان به استعداد ۱ گردان، نیروهای کرند و اسلام آباد به استعداد ۱ گردان، عناصری از لشگر ۲۱ امام رضا(ع) و ارتش، سازماندهی شده بودند.

● شرح عملیات

با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار گرفت و بر گروه ها و عناصر "اپوزیسیون" نیز شوک شدیدی وارد ساخت.

در این میان، منافقین تنها گروهی که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای که ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند.

آنان در تحلیل های درون گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامه را می پذیرد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد.

بنابراین آنان به خیال خام خود فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و برغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد. عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران برحذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خود در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف کرد و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت.

عراق همچنین پس از ورود منافقین به داخل ایران، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند.

هدف منافقین از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل ۱۲۰ کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود و بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت ۶ بعد از ظهر روز دوشنبه ۳ مرداد به کرند و ساعت ۸ شب به اسلام آباد و ۱۰ شب به کرمان شاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند.

اگر چه منافقین در ساعت های مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – کرمانشاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آنها جلوگیری شد.

در این عملیات که منافقین آن را فروغ جاویدان نامیده بودند، با ۲۵ تیپ ( هر تیپ ۲۰۰ نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین چهار تا پنج هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند.

مقارن ساعت ۱۴:۳۰ سوم مردادماه سال ۶۷ منافقین و ارتش عراق عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت ۱۸:۳۰ اولین تانک های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کرده و به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند.

در این مکان، تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج و شهر به تصرف آنها در آمد، سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف کرمانشاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد (۲۰ کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند.

رزمندگان اسلام در فاصله ۲۰۰ متری منافقین در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده و بعد از ظهر چهارم مرداد ۶۷ با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد – کرند را قطع و آنها را محاصره کردند.

نیروهای اسلام سرانجام در روز پنجم مرداد ۶۷ با عملیات مرصاد که رمز آن یا "علی بن ابی طالب (ع)" بود طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده و مابقی را به فرار وا داشتند.

در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند.

در این عملیات بیش از دو هزار و ۵۰۰ تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از ۴۰۰ دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد و ۲۵۰ تن از آنان نیز به اسارت درآمدند.

همچنین درجریان این عملیات، منافقین از خاک ایران اسلامی عقب رانده شدند.

اما نباید یاد و خاطره شهید امیر سپهبد "علی صیاد شیرازی" را که یکی از فرماندهان دلاور این عملیات بود فراموش کرد چراکه با روحیه ای بسیجی که داشت، توانست هدایت و رهبری عملیات مرصاد را برعهده گیرد و ضربات محکمی را بر پیکر منافقین وارد کند.

وی سرانجام در صبح روز ۲۱ فروردین ۷۸ در تروری ناجوانمردانه منافقین هدف آماج تیرهای کینه قرار گرفت و قامت استوارش به خاک افکنده شد. روحش شاد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 9 ماه بعد...

عملیات مرصاد در ویکی پدیای فارسی

 

عملیات مرصاد یا عملیات فروغ جاویدان نبردی بود میان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سازمان مجاهدین خلق که در اواخر جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۷ درگرفت. پس از چند روز درگیری درنهایت نیروهای ارتش ایران پیروز شدند و عملیاتی که توسط سازمان مجاهدین خلق طرحریزی و اجرا شده بود عملاً با شکست روبرو شد. تعداد زیادی از نیروهای مهاجم در این نبرد کشته شدند.

 

پیش زمینه

 

شش روز پس از قبول قطعنامه توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهرهبرداری از ضعف شدید روحیه نیروهای ایرانی مجددا به خرمشهر حمله کرده و تا آستانه تصرف آن پیش رفته بودند، سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز کرد.

مسعود رجوی در شب آغاز عملیات گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما می خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم... هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به همراه ستون ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین ها به صورت ستون حرکت می کنند.»[۲][۳]

 

 

نبرد

 

در آن تاریخ نیروهای نظامی موسوم به سازمان مجاهدین خلق فاصلهی تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه را با سرعت خیلی زیاد طی کردند. علت سرعت بالای حرکت ستونهای نظامی مجاهدین عدم حضور قوای نظامی در غرب کشور بود. به دلیل هجوم سنگین ارتش عراق به جبهه جنوب (استان خوزستان) بخش عمدهای از توان نظامی ایران در جبهههای جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند. به همین دلیل عملاً در برابر حرکت ستونهای مجاهدین مقاومتی وجود نداشت. نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهار زبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند. چند تا از گردانهای عملیاتی در این جبهه گردان مقدادوگردان حمزه از لشکر ۲۷ محمد رسول الله بودند.

این عملیات سه روز به طول انجامید. در روز اول هدف سد کردن هجوم مجاهدین خلق بود. در روز دوم حرکت نیروی زمینی صورت گرفت که با پشتیبانی بسیار قوی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگانهای مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده علی صیاد شیرازی بود که در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد.

واژه عربی «مرصاد» به معنی کمین است. این نام بخاطر کمین برنامه ریزی شدهای که نیروهای نظامی انجام داده بودند برای این عملیات در نظر گرفتهشد.

در روز اول عملیات نیروی هوایی وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت. به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تاخیر عملیات را ادامه داد.

هاشمی رفسنجانی در این مورد گفت «جنگ و صحنه به گونهای درست شده بود که اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم. تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آنها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارکچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام»[۴]

 

 

پانویس

 

 

  1. ↑ علیرضا برزگر. روزشمار جنگ تحمیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران. تهران: سروش، ۱۳۷۹. ۲۲۵.
  2. ↑ A Gulf Truce Leaves Rebels In a Quandary New York Times (August ۲۸، ۱۹۸۸)
  3. ↑ بی بی سی
  4. ↑ بی بی سی

 

منبع :

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...