رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

سخن بزرگان معماری


ارسال های توصیه شده

“هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.” ژان نوول

 

 

“معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن میگذارید و ۳۰ سال با آن همراه میشوید، تا اینکه کمکم در این رشته راه میافتید.” تام مین

 

 

“مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از طریق بافت و رنگ آنها بدست می‎آید، زبانی حاصل می‎شود که می‎تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.” ماریو بوتا

 

 

“من زمانی که روی حل یک مسأله کار میکنم، هرگز در مورد زیبایی راه‎حل آن فکر نمیکنم. من تنها به این می‎اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله،اگر راهحل بدست ‎آمده زیبا نباشد، می فهمم که این راه حل اشتباه است.” ریچارد باکمینستر فولر

 

 

“مسابقات معماری خوب نیستند،چون برای مسابقه باید سریع کار کرد. البته باید در مسابقه شرکت کنید تا بتوانید کار بگیرید، اما برای بسط و تفصیل طرح معماری، این بهترین راه نیست.” برنارد چومی

 

 

“من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه

 

 

من از تعطیلات متنفرم. اگرشمامیتوانید ساختمانهایی را بسازید، چرا بایددر کنار دریا بنشینید؟ فیلیپ جانسون

 

 

“خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل میگردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان میشود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبانهای دیگر قادر به ابراز آن هستند.” تادائو آندو

 

 

“هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند. ” سانتیاگو

کالاتراوا

 

“من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها میکنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش میبرد و آنها هم به آنچه که میخواهند، میرسند و از کار احساس رضایت میکنند. این روند باعث میشود آنها بدانند که شما مسائل آنها را میشنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم میآورد.” فرانک گری

 

 

“مدرنیست‎ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پست‎مدرنیست‎ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند؛ ولی به اعتقاد من، معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکس‎کننده شرایط ذهنی و زیستی جامعه امروز ما باشد.” پیترآیزنمن

 

 

“ساختمان ها صرفاً کالا نیستند. آنها مانند پرده ای پشت صحنه زندگی ما را در شهر میسازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما مرتباً در آن به نمایش میپردازیم، چرا که به خلق محیطی میپردازد که تمامی جزئیات روزانه زندگی ما در آن اتفاق می افتد.” ریچارد راجرز

 

“پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.” لویی کان

 

 

“معماری ارگانیک نمیتواند نام شیوه ای خاص در معماری باشد، چرا که معماری نیز مانند زندگی ناچار است در حوزه ارگان های موجود جلوه کند و اصولاً زندگی ارگانیک به معماری ارگانیک نیازمند است.” آلوار آلتو

 

 

“معماری فعالیتی صرفاً در جهت پاسخگویی به نیازهای کارفرماها نیست، بلکه معماری فعالیتی است که تولید دانش می کند.” رم کولهاس

 

“فضا را فراموش کنید ، همچنین سازه و اینگونه حرفها را ، دنبال ارتباط ، تم

ثیل و تصویر سازی مفهومی باشید .” رابرت ونتوری

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

“معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه می‎کند . . . روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد نمی‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش می‎باشد.” لویی کان

 

 

“آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونه ‎ای از معماری می‎ باشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور می‎ کند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمان‎هایی را در برمی ‎گیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیبایی‎ شناسانه طراحی شده ‎اند.” سرنیکولاس پوزنر

 

“اینکه معماری در لحظه‎ای از خلاقیت بوجود می‎آید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته‎هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی‎تر‎ از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می‎شود و آماده می‎گردد تا توانایی‎های شاعرانه‎ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی‎انگیزانند و به ما لذت و سرور می‎ بخشند.” لوکوربوزیه

 

 

“زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است .” آدولف لوس

 

“معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد.” اتین لویی بوله

 

 

“معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.” ویلیام موریس

 

 

“تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترین اصول ساختمان.” جان راسکین

 

 

“وقتی ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیرها غافل میمانیم، فرهنگ و شیوههای قومی هر لحظه تغییر میکند پس روش ساختارگراها نمیتواند صحیح باشد و یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمیکند، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر بیننده و یا هرکس که آن متن را قرائت کند، میتواند دریافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد.” ژاک دریدا

 

 

“معماری هنری است شگفتانگیز روشنگر و آزادیساز

هنر معماری عبارت است از طرحهایی فردی که با نقاشی و تندیس رقابت میکند و هیچ معنایی ندارد بلکه تنها ایجاد انواع جدید فضاهاست.” فیلیپ جانسون

 

 

“معتقد است معماری به عنوان خلقتی هنری برای برآوردن یک نیاز نیست بلکه آفریدن نیاز است. معماری شناسایی همگنی فضاهایی است نامتناسب با عملکردهای خاص انسانی. معماری سازندگی ذهنی فضاهاست و از جایی شروع میشود که عملکرد روشن و مشخص است.” لویی کان

 

 

” معماری فرمها, حجمها, رنگها, اکوستیک و موسیقی است. نور و سایه بلندگوهای معماریاند. معماری بازی استادانه, صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور میباشد.” لوکوربوزیه

 

 

“معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان. مکان لامکانی را فرو مینشاند زیرا لامکانی موقعیت متناقضی را دامن میزند.” پیترآیزنمن

 

“معتقد است معماری به چهره ای نقاب پوش میماند نمیتوان به راحتی نقاب را پس زد همواره مخفی است در پس طرحها دریافتها, عادتها و قید و بندهای فنی اما همین دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آنرا این هم خواستنی میکند این نقاب زدایی لذت معماری است. معماری همیشه در مورد رویدادی بوده که در فضا رخ میدهد تا دربارة خود فضا. اگر معماری هم مفهوم و هم تجربه فضا و کاربرد فضا و انگاره نمودی است نه سلسله مراتبی, پس معماری میتواند به جدا ساختن این مقوله ها خاتمه دهد و آنها را بصورت ترکیبهای بیسابقه, برنامه ها و فضاها درهم ادغام میکند. معماری باید به عنوان ترکیب فضاها رویدادها و حرکتها بدون هیچ سلسله مراتبی یا اولویتی میان این مفاهیم دیده شود معماری تنها دیسیپلینی است که بنا به تعریف مفهوم و تجربه تصویر ذهنی و ساختار را درهم میآمیزد. معماری مکان ترکیب تمایزهاست.” برنارد چومی

“معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری ارادة زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده شاداب و جدید.” میس ون در روهه

“معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است دربارة مردم است دربارة مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است.” نورمن فاستر

 

 

“وظیفة معماری درک منطق توصیفناشدنی مکان است.” تادائوآندو

 

 

“معماری علم نیست. فرایند ترکیبی عظیمی است که هزاران کارکرد معین انسانی را با هم تلفیق میکند و همان معماری باقی میماند. نسبت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسانی است.” آلوارآلتو

 

“هنر به طورکلی و معماری بطور خاص نشانگر سیستم ارزشگذاری در هر دوره است.” اتوواگنر

 

“معماری یک ساختمان است با دکوراسیون بکار رفته” رابرت ونتوری

 

“معماری نظمی معنوی است که در ساختمانها تجسم یافته است. معماری یک مفصل ارتباطی است یعنی به یک بعد اضافی عینیت بخشیدن معماری واقعی در عصر, در حال تعریف جدیدی از خودش به عنوان یک واسطه و دائماً در حال توسعه دامنه بیان خویش است معماری رمزآلود تداعی کننده و دوجنبه ای است.” هانس هولاین

 

 

“معماری یک هنر تحمیلی است. نمایشگاه, کنسرت یا نمایش نیست که مردم بتوانند انتخاب کنند. هنگامی که اثر ساخته شد مردم ناگزیرند از آن استفاده کنند بنابراین بخشی از مطالعات و تجربیات افراطی معماری بهتر است از محدوده نمایشگاه و نوشتار فراتر نرود.” رنزوپیانو

 

 

“معماری هنر ساختن فضاست.” برونوزوی

 

 

“معماری محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند عوامل اجتماعی اقتصادی علمی فنی عادات و رفتار آدمی است که معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمان را بدست میدهد.” زیگفریدگیدیون

 

 

“معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر پیوند میزند.” آنتونیوگائودی

 

 

“معماری مجموعه ای است کم و بیش پیچیده از سیستمهای فضایی که بر یکدیگر تأثیر میگذارند یکدیگر را میپوشانند در یکدیگر تداخل میکنند و با یکدیگر به رقابت میپردازند.” یورگ گروتر

 

“معماری کوششی است برای آنکه پیوند بین خود و فلسفه را استوار سازد و آنرا قابل تصور نماید.” ژاک دریدا

 

 

“ما باید تمام ساختمانهای جدید را تا حدود زیادی مرتبط با محیط آنان بدانیم چرا که معماری بومشناسی است.” کلوتز

 

 

“معماری آمیزه ای است پرتناقض از توانایی و ناتوانی” رم کولهاس

 

“معماری هیچ ارزش مطلقی را بیان نمیکند بلکه نسبتی است از درگیریهای دائمی و بحثهای تجلیلی با عناصر واقعی.” اسوالد ماتیاس اونگرس

 

 

“معماری هنری است که بشر را عمدتاً با قدرت ذاتی فرم خود محصور میکند.” کاتسوهیروکوبامایشی

 

 

“معماری شامل تمامی محیط فیزیکی است که بشر را احاطه میکند و تا زمانی که عنصری از اجتماع متمدن هستیم نمیتوانیم از حیطه آن خارج بشویم زیرا معماری عبارت از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی است که هماهنگ با احتیاجات بشر بر سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند انسان تحت تسلط معماری به جهان چشم میگشاید و به خاک سپرده میشود.” ویلیام موریس

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

يك پزشك مي تواند خطاي خود را دفن كند اما يك معمار تنها مي تواند آن را پشت يك درخت پنهان كند .

 

 

 

آلوار آلتو

" يكي از مشكلات مهم معماري شكل دادن به محصولات ساختماني با ابعاد انساني است "

 

فيليپ جانسون :

" معماري ، هنر چگونه صرف كردن فضا ست "

 

."Architecture is the art of how to waste space"

 

پابلو پيكاسو :

" اجبار خود براي بكاربردن وسايل محدودكننده مجموعه اي از موانع است كه رها كننده خلاقيت است ، كه تو را مجبور به پيشترفتي مي كند كه هرگز از قبل نمي تواني تصور كني "

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لوکوربوزيه : معماري بازي استادانه با حجمها در زير نور است .

 

ماريو بوتا : معماري چيزي جز ساختن زمين نيست.

 

گوته : معماري موسيقي تجسد يافته است.

 

آدولف لوس: معماري چيزي نيست جز يادمانها و مقبره ها و از طريق آنهاست که ما تاريخ و فرهنگمان را به ياد مي آوريم.

 

 

بالکريشنا دشي ( معمار هندي معاصر) : معماري پديده اي منفرد نيست . هنر نقشي مهم در طبيعت دارد . انديشه ناب بيان شدني نيست اما سکونتگاههاي انسان بيانگر سکونت او در جهان هستند ، پس منشا اثر معماري تنها انديشه ناب نيست و راز معماري کردن نيز تنها کالبد بخشيدن به باورها نيست. برپاکردن ديوار و ساختن طاق براي تعريف مکان براي کار و سکونت و عبادت ، و ديگر امور زندگي ، نيازمند شناخت اصولي است که از راه آنها انديشه ناب کالبد مي يابد و بدين سان بيان مي شود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پیتر آیزنمن : چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.

 

پیتر آیزنمن : حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.

 

 

آلبرتو پرز گومس :حتی دیدگاه ریاضیدانی چون مندلبروت از معماری همانند دیدگاه پرنس چارلز تقلیدی کهنه است.

 

 

میس ونده رو : هیچ کس نمیتواند هر صبح دوشنبه یک سبک معماری جدید اختیار کند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ماريو بوتا :

مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در كنار یكدیگر و نیز علائمی كه از طریق بافت و رنگ آنها بدست می‎آید، زبانی حاصل می‎شود كه می‎تواند مكمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.

 

رابرت ونتوري :

پیچیدگی به تنهایی كاربرد ندارد؛ در كنار آن باید نوعی تنوع بنام تضاد قرار گیرد تا اثری درخشان خلق شود. البته پیچیدگی و تضاد به معنای اغتشاش و هرج‎ و مرج نیست، بلكه این دو عوامل تشكیل‎دهنده غنای فضایی اثر هستند.

 

 

رنزو پيانو :

مایه تأسف است كه آدم به عنوان معمار ابزار و امكانات جدیدی در دسترس داشته باشد، اما نخواهد از آنها استفاده كند.

 

 

مايكل گريوز :

ترسیم دستآزاد یك امر مقدماتی از یك فرایند فكری معمارانه و تا اندازهای یك شگرد یادآورنده میباشد. ترسیم دستآزاد، به عنوان یكی از بخشهای بنیادی درك معماری، دارای سرشتی فرضی یا ذهنی است و لذا در دل فرایند خلاقه حضور دارد.

 

 

ريچارد مهير :

اثر معماری مثل فرزند يك معمار است كه معمار تمام آموختهها و تجربههای خود را در اختیار آن قرار میدهد. وقتی كه اثر معماری ساخته شد، دیگر زندگی خاص خودش را دارد و معمار هم آرزو میكند كه زندگی خوبی داشته باشد.

 

 

دانيل ليبسكيند :

اصلاح و بهبود معماری خیابان یكطرفه نیست؛ ساختن بهتر آن مستلزم اصلاح و بهبود معنوی خود معمار هم است.

 

 

پل آندرو :

اخلاق معماری حکم میکند که معمار در خدمت بنایی باشد که میسازد.

 

 

استیون هال :

معماری بادوامترین و نامیراترین بیان از فرهنگ است و همانند دقیقه، ساعت، سال و هزاره، شاخصی برای زمان میباشد.

 

 

سید هادی میرمیران :

معماری رد زمان است برفضا.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رابرت ونتوري: خانه ماشين نيست خانه خانه است.

 

رابرت ونتوري: هر فضا بايد نماد و تداعي كننده جايي باشد(كتاب:از لاس وگاس ياد بگيريم)

 

فرنس چالز: تعادل زيست محيط را بهم ميزنيم با استفاده مفرط از تكنولوزي

 

فرنس چالز: هر جايي اتفاق سياسي انقلابي بوجودمي ايد تا معماريش بوجود نيامده متفكرين زياد متوجه ظهور نظام ديگري نميشوند

 

پیتر آیزنمن: چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فيليپ جانسون:

معماري هنري است شگفتانگيز روشنگر و آزاديساز

هنر معماري عبارت است از طرحهايي فردي كه با نقاشي و تنديس رقابت ميكند و هيچ معنايي ندارد بلكه تنها ايجاد انواع جديد فضاهاست.

 

لوييكان:

معتقد است معماري به عنوان خلقتي هنري براي برآوردن يك نياز نيست بلكه آفريدن نياز است. معماري شناسايي همگني فضاهايي است نامتناسب با عملكردهاي خاص انساني. معماري سازندگي ذهني فضاهاست و از جايي شروع ميشود كه عملكرد روشن و مشخص است.

 

لوكوربوزيه

نيز معماري را اينگونه ميبيند:

« معماري فرمها, حجمها, رنگها, اكوستيك و موسيقي است. نور و سايه بلندگوهاي معمارياند. معماري بازي استادانه, صحيح و باشكوهي از احجام تركيب شده در زير نور ميباشد. »

 

پيترآيزنمن ميگويد:

معماري در حضور و بينش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و كاشانه ريشه دوانيده است.

معماري محافظ هستي است و آخرين سنگر مكان. مكان لامكاني را فرو مينشاند زيرا لامكاني موقعيت متناقضي را دامن ميزند.

 

برنارد چومي:

معتقد است معماري به چهرهاي نقابپوش ميماند نميتوان به راحتي نقاب را پس زد همواره مخفي است در پس طرحها دريافتها, عادتها و قيد و بندهاي فني اما همين دشواري در پس زدن نقاب معماري است كه آنرا اين هم خواستني ميكند اين نقابزدايي لذت معماري است. معماري هميشه در مورد رويدادي بوده كه در فضا رخ ميدهد تا دربارة خود فضا. اگر معماري هم مفهوم و هم تجربه فضا و كاربرد فضا و انگاره نمودي است نه سلسله مراتبي, پس معماري ميتواند به جدا ساختن اين مقولهها خاتمه دهد و آنها را بصورت تركيبهاي بيسابقه, برنامهها و فضاها درهم ادغام ميكند. معماري بايد به عنوان تركيب فضاها رويدادها و حركتها بدون هيچ سلسله مراتبي يا اولويتي ميان اين مفاهيم ديده شود معماري تنها ديسيپليني است كه بنا به تعريف مفهوم و تجربه تصوير ذهني و ساختار را درهم ميآميزد. معماري مكان تركيب تمايزهاست.

 

ميسوندر روهه:

معماري چيزي جز تمناي زمان براي فضايي زنده متغير و جديد نيست درست است كه معماري بر روي حقايق مسلم بنا گرديده است اما زمينه كار اساسي آن تسلط معاني است. معماري ارادة زمان است كه به فضا تبديل شده است. زنده شاداب و جديد.

 

نورمن فاستر:

معماري چيزي نيست كه در ذهن منتقد باشد معماري در مورد زندگي واقعي است دربارة مردم است دربارة مسكن دادن به مردم و تأمين نيازهاي ايشان است.

 

تادوآندو:

وظيفة معماري درك منطق توصيفناشدني مكان است.

 

آلوارآلتو:

معماري علم نيست. فرايند تركيبي عظيمي است كه هزاران كاركرد معين انساني را با هم تلفيق ميكند و همان معماري باقي ميماند. نسبت معماري ايجاد هماهنگي ميان جهان مادي و زندگي انساني است.

 

اتوواگنر:

هنر به طوركلي و معماري بطور خاص نشانگر سيستم ارزشگذاري در هر دوره است

 

رابرت ونتوري:

معماري يك ساختمان است با دكوراسيون بكار رفته

 

هانسهولاين:

معماري نظمي معنوي است كه در ساختمانها تجسم يافته است. معماري يك مفصل ارتباطي است يعني به يك بعد اضافي عينيت بخشيدن معماري واقعي در عصر, در حال تعريف جديدي از خودش به عنوان يك واسطه و دايماً در حال توسعه دامنه بيان خويش است معماري رمزآلود تداعيكننده و دوجنبهاي است.

 

رنزوپيانو:

معماري يك هنر تحميلي است. نمايشگاه, كنسرت يا نمايش نيست كه مردم بتوانند انتخاب كنند. هنگامي كه اثر ساخته شد مردم ناگزيرند از آن استفاده كنند بنابراين بخشي از مطالعات و تجربيات افراطي معماري بهتر است از محدوده نمايشگاه و نوشتار فراتر نرود.

برونوزوي:

 

معماري هنر ساختن فضاست.

 

زيگفريدگيديون:

معماري محصول شرايط و عوامل فراواني مانند عوامل اجتماعي اقتصادي علمي فني عادات و رفتار آدمي است كه معيار اشتباهناپذيري از رويدادهاي زمان را بدست ميدهد.

آنتونيوگائودي:

معماري مانند موجودي زنده است و فضايي پويا كه دنياهاي درون و برون را به يكديگر پيوند ميزند.

 

يورگ گروتر:

معماري مجموعهاي است كم و بيش پيچيده از سيستمهاي فضايي كه بر يكديگر تأثير ميگذارند يكديگر را ميپوشانند در يكديگر تداخل ميكنند و با يكديگر به رقابت ميپردازند.

 

ژاك دريدا:

معماري كوششي است براي آنكه پيوند بين خود و فلسفه را استوار سازد و آنرا قابل تصور نمايد.

 

كلوتز:

ما بايد تمام ساختمانهاي جديد را تا حدود زيادي مرتبط با محيط آنان بدانيم چرا كه معماري بومشناسي است.

 

رم كولهاس:

معماري آميزهاي است پرتناقض از توانايي و ناتواني

 

اسوالد ماتياس اونگرس:

معماري هيچ ارزش مطلقي را بيان نميكند بلكه نسبتي است از درگيريهاي دايمي و بحثهاي تجليلي با عناصر واقعي.

 

كاتسوهيروكوبامايشي:

معماري هنري است كه بشر را عمدتاً با قدرت ذاتي فرم خود محصور ميكند.

 

ويليام موريس:

معماري شامل تمامي محيط فيزيكي است كه بشر را احاطه ميكند و تا زماني كه عنصري از اجتماع متمدن هستيم نميتوانيم از حيطه آن خارج بشويم زيرا معماري عبارت از مجموعه تغييرات و تبديلات مثبتي است كه هماهنگ با احتياجات بشر بر سطح زمين ايجاد شده است و تنها صحراهاي دستنخورده از آن مستثني هستند انسان تحت تسلط معماري به جهان چشم ميگشايد و به خاك سپرده ميشود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنر دورغی است که حقیقت را بیان می کند

 

( پیکاسو )

 

…………………………..

 

هنر آنچه راکه طبیعت از تکمیل آن ناتوان است

 

تکمیل می کند

 

( ارسطو)

 

……………………………

 

در کار هنری می توان حقایق و جزییات

 

معتبربیشتری دریافت کرد

 

تا یک کتاب تاریخی

 

(چارلی چاپلین )

 

………………………………………….

 

هنر تنها پناهگاهی ست که امنیت خاطر می دهد

 

(…..)

 

…………………………………..

 

هنر مند : هر پیچیده گی را به سادگی تعریف می کند

 

و روشنفکر: سادگی را به پیچیده گی بیان می کند

 

( چارلز بوکوسکی )

 

…………………………………………

 

هنر مند زیر فشار گمنامی ؛

 

باید اعتماد به نفس خود را

 

حفظ کند و از استاد واقعی اش

 

یعنی طبیعت فرمانبرداری کند

 

( رنوار )

 

…………………………………

 

اگر از من بخواهند خیلی کوتاه واژه ای هنر را

 

تعریف کنم

 

باید چنین بگویم :

 

خلق مجدد آنچه که حواس از طریق روح

 

در طبیعت درک می کنند

 

تقلید صرف از طبیعت ، هر چه هم بی نقص باشد ،

 

هر کسی شایسته نام مقدس هنر مند نمی باشد .

 

( ادگار آلن پو )

 

………………………………..

 

وظیفه همیشگی هنر مند : آشکار ساختن رازهاست

 

هنر مند کودکی است در افسانه ای زیبا

 

که قطرات اشک او

 

دانه های مروارید است .

 

( هانریش هاینه )

 

…………………………..

 

هنر چیزی نیست جز :

 

فشار وسوسه انگیز در وجود هنرمند خلاق

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...