رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

همه چیز در مورد چهارشنبه اخر سال ( چهارشنبه سوری )


ارسال های توصیه شده

چهارشنبه سوری چطور بوجود آمد؟

 

چهار شنبه سوری هم چهارشنبه سوری ۲۵۰۰سال پیش نه این چهارشنبه سوری كه ما می بینیم ،

بیشتر شبیه میدان جنگ است . حتما برایتان جالب است بدانید كه سنت چهارشنبه سوری چطور بوجود آمد . در سالهای كهن كه بیش از ۲۷۰۰ سال از آن می گذرد سرزمین ایران كه در آن زمان بسیار پهناور و دارای تمدن بزرگ و پیشرفته ای نسبت به سایر اقوام بودو با توجه به اینكه مثل امروزه ابزار و وسایل زندگی وجود نداشت و در طی سال از وسایلی مثل زیلو ، حصیر كوزه و امثالهم بطور مداوم استفاده می شد در پایان سال برای آنكه آلودگی ها و به اصطلاح مردم آن زمان پلیدی ها و زشتی ها از زندگی شان پاك شود روز چهارشنبه آخرسال اقدام به سوزاندن و از بین بردن این وسایل مصرفی می كردند و به دور آن رقص و پایكوبی می نمودند و بدین ترتیب مكان زندگیشان را از آلودگی تمیز می كردند و وسایل نو جایگزین آن می نمودند!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری

 

حالا می توانید با انگشتان دستتان روزهای باقیمانده از سال را بشمارید. ده، نه، هشت، هفت، شش، همینجا دست نگه دارید. سه شنبهای كه پیش رو داریم آخرین سه شنبه سال است. «چهارشنبه سوری». چند سال قبل وقتی به این روز نزدیك می شدیم شور عجیبی داشتیم. از قبل برنامه می ریختیم. دارت می خریدیم و با كلی شوق و ذوق صبح آخرین سه شنبه را با حسرت تمام شدنش به پایان می رساندیم. اما حالا وضع كاملاً عوض شده. از چند روز قبل نگران آمدن چهارشنبه سوری هستیم، جالب است. اصلاً باورم نمی شود. ما همان هایی هستیم كه برای آمدن چهارشنبه سوری یك سال صبر می كردیم. حتماًً شما هم مثل ما هستید. دوست دارید چشم به هم بزنید و چهارشنبه سوری گذشته باشد. آنقدر این روز آزاردهنده شده كه نه تنها از ترس كر شدن كه از ترس از دست دادن عضوی از بدن یا سوختگی به خودتان اجازه بیرون رفتن از خانه را نمی دهید. جالب اینجاست كه خیلی از ماها با هم در این زمینه هم عقیده ایم. یك پیشنهاد برای این هفته: دعا كنید. بله دعا كنید. برای چند منظور. اول اینكه هیچ كسی صدمه ای نبیند. دوم: هیچ كسی با هدف صدمه رساندن و آزار و اذیت كسی را هدف نارنجك های خود نكند و بالاخره دعا كنید باران بیاید. باران بیاید تا این صداها بلند نشود. تا نارنجك ها عمل نكنند و كسی صدمه ای نبیند. باران بیاید تا زیر سقفی كوچك دور از هیاهوی بمب های اكلیل سرنجی از روی آتش بپریم و با خیال راحت فریاد بزنیم: «زردی من از تو، سرخی تو از من».

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه آخر سال (چهارشنبهسوری)

 

یکی از آیینهای نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوری " است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : " زردی من از تو، سرخی تو از من "، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.

تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزه کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛ کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش ( در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زنی ( معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها می گذارد. ) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است؛ و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( ... ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام رسم شده است.

چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفت. و منوچهری گوید:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور

به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

در برخی از شهرهای آذربایجان چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدین شرح است: نخستین چهارشنبه را موله گویند و به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. دومین چهارشنبه را سوله گویند، در این روز به خرید وسیله ها و نیازمندیهای عید می روند. سومین چهارشنبه را گوله گویند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس و غیره برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. چهارمین و آخرین چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوری ) را کوله گویند؛ ( کوله در ترکی به معنی کهنه و فرسوده است). در برخی از شهرهای ایران، از جمله ایلام (نوروز آباد)، تویسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوری را آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می کنند. و آخرین آتش نیز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفویه کرمان نیز، چهارشنبه سوری در ماه صفر بوده است.

در اصفهان چهارشنبه سوری را " چهار شنبه سرخی " نیز می گویند. یکی از دلیل ها و سندهای دیگری که نشان می دهد چهارشنبه سوری از آیین های پیش از اسلام نیست، می تواند این باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار می شود. در گاهشماری قمری آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است؛ و چهارشنبه سوری، مانند بسیاری از آیین ها، جشن ها و سوگواری های مذهبی همچون عید غدیر، نیمه شعبان، رحلت حضرت پیامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماری قمری است، در غروب روز پیش برگزار می شود.

نحس بودن چهارشنبه در باورهای عامیانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( یعنی شب چهارشنبه ) به احوال پرسی بیمار نمی روند، و پنجشنبه را عامه " شب جمعه " می گویند. در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماری خورشیدی است، آغاز بیست و چهار ساعت روز، از سپیده دم و یا از نیمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیین های کهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام " سور "، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانیان، آگاهی در دست است : صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی که " عادت قدیم " و با افروختن آتش در " شب سوری " ( پیش از نوروز ) همراه بوده خبر می دهد : ... آنگاه امیر سدید ( منصور بن نوح ) به سرای نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند و پاره ای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و ...

امروز، با رسمیت یافتن تقویم مصوب ۱۳۰۴، دیگر از جشن های پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پایان سال بود ) کمتر نشانی میتوان یافت. چهار شنبه سوری پایان ماه صفر نیز - تا آن جا که آگاهی در دست است - فراموش شده، و تنها با برگزاری مراسم چهار شنبه آخر سال یا چهارشنبه سوری، که در بر دارنده رسم هایی از فرهنگ عامه است، مردم به پیشواز نوروز می روند. این یادآوری لازم است که با وجود تکنولوژی های جدید خانه سازی، ایجاد مجموعه های مسکونی، آپارتمان نشینی، در دسترس نبودن بوته و هیمه ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسیله حرارتی )، در اختیار نداشتن کوزه و پشت بام و فضای مناسب جلوی در خانه، و دگرگونی های دیگر فرهنگی، مراسم چهارشنبه سوری هنوز چهره نمادین خود را - با دشواری، به ویژه در شهرها و محله های سنتی - نگه داشته است.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۴ توصیه برای پیشگیری از حوادث چهارشنبه سوری

 

۱) در شادی های فرزندان دلبندتان مشاركت كنید تا همیشه نظاره گر گل خنده های شان باشید.

۲) با فرزندانتان در تهیه وسایل آتش بازی بی خطر و مفرح همراهی كنید.

۳) قطع عضو، ضایعه ای جبران ناپذیر است، با احتیاط و پرهیز از رفتارهای پرخطر زندگی را برای خود و دیگران تلخ نكنید.

۴) از نگهداری مواد محترقه، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی دستی توسط فرزندان اكیدا جلوگیری نموده و نظارت بر موضوع را جدی بگیرید.

۵) از نگهداری مواد محترقه و وسایل آتش بازی (حتی وسایل و مواد استاندارد) در نزدیكی وسایل حرارتی و برقی خودداری نمایید.

۶) حتی الامكان برای روشن كردن آتش از محل های تعیین شده توسط شهرداری منطقه استفاده كنید.

۷) در هنگام برپایی آتش در داخل یا خارج از ساختمان از دسترسی به كپسول اطفاء حریق و جعبه كمك های اولیه اطمینان حاصل نمایید.

۸) مراقب رفتارهای خطرناك و ناهنجار افراد باشید و در صورت لزوم مراتب را به واحدهای گشتی نیروی انتظامی و یا پلیس ۱۱۰ اطلاع دهید.

۹) از سوزاندن وسایل یا مواد غیر متعارف مانند كپسول گاز، لاستیك و آمپول و استفاده از مواد آتش زا نظیر بنزین، الكل، كاربیت و مانند آن جدا خودداری نمایید.

۱۰) از برپایی آتش در معابر باریك و در نزدیكی پست های برق یا ایستگاههای تقلیل فشار گاز و پاركینگ های عمومی خودداری كنید.

۱۱) از برپایی آتش های حجیم و غیر قابل مهار خودداری نمایید.

۱۲) حتی المقدور با ریختن مقداری خاك در زیر محل برپایی آتش، از آسیب رساندن به سطح آسفالت معابر خودداری نمایید.

۱۴) نگهداری مواد محترقه غیر استاندارد از قبیل اكلیل و سرنج، زرنیخ و كلرات، ... غیر مجاز و برخلاف قانون بوده و می تواند خسارات جبران ناپذیری برای خود و دیگران به همراه داشته باشد.

۱۵) با رعایت حقوق شهروندی از پرتاب نارنجك و مواد محترقه به ساختمان ها كه موجب آسیب رساندن و بد منظر كردن آنها و سیمای شهرمان می گردد، خودداری نمایید.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توصیه دربرپایی چهارشنبه سوری

 

هرگونه بی توجهی به نكات ایمنی و سهل انگاری در برپایی مراسم چهارشنبه سوری را موجب بروز زیان های جانی و مالی سنگین و غیر قابل جبران است

۱) در شادیهای فرزندان دلبندمان همراهی كنیم تا همیشه نظاره گر گل خنده هایشان باشیم.

۲) با فرزندانتان در تهیه وسایل آتش بازی بیخطر و مفرح همراهی كنید.

۳) قطع عضو ، ضایعهای جبران ناپذیر است، با احتیاط و پرهیز از رفتارهای پرخطر زندگی را برای خود و دیگران تلخ نكنیم.

۴) از نگهداری مواد محترقه، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی دستی توسط فرزندانتان اكیدا خودداری كرده و نظارت بر موضوع را جدی بگیرید.

۵) سرود شاد زندگی را در صدای مهیب نارنجك و مواد محترقه به سكوت و غم تبدیل نكنیم.

۶) از نگهداری مواد محترقه و وسایل آتش بازی (حتی وسایل و مواد استاندارد) در نزدیكی وسایل حرارتی و برقی خودداری كنید.

۷) حتی الامكان برای روشن كردن آتش از محلهای تعیین شده توسط شهرداری منطقه استفاده كنید.

۸) در هنگام برپایی آتش در داخل یا خارج از ساختمان از دسترسی به كپسول اطفاء حریق و جعبه كمك های اولیه اطمینان حاصل كنید.

۹) مراقب رفتارهای خطرناك و ناهنجار افراد بوده و در صورت لزوم مراتب را به واحدهای گشت نیروی انتظامی و یا پلیس ۱۱۰ اطلاع دهید.

۱۰) از سوزاندن وسایل یا مواد غیر متعارف مانند كپسول گاز، لاستیك و آمپول و استفاده از مواد آتش زا نظیر بنزین، الكل، كاربیت و مانند آن جدا خودداری كنید.

۱۱) با ایجاد سرو صدای ناهنجار و مهیب، شادكامی خودرا به تلخ كامی دیگران تبدیل نكنید.

۱۲) از برپایی آتش در معابر باریك و در نزدیكی پست های برق یا ایستگاه های تقلیل فشار گاز و پاركینگ های عمومی خودداری كنید.

۱۳) حادثه هر لحظه در كمین است . هیجان شادی ها را به آتش خانمان سوز تبدیل نكنیم.

۱۴) از برپایی آتش های حجیم و غیر قابل مهار خودداری كنید.

۱۵) حتی المقدور با ریختن مقداری خاك در زیر محل برپایی آتش، از آسیب رساندن به سطح آسفالت معابر خودداری كنید.

۱۶) سوختگی بسیار دردناك است، با بیاحتیاطی خود لحظات شاد را به درد و رنج همیشگی تبدیل نكنید.

۱۷) نگهداری مواد محترقه غیر استاندارد از قبیل اكلیل ، سرنج، زرنیخ ، كلرات ودیگر مواد غیر مجاز برخلاف قانون بوده و میتواند خسارات جبران ناپذیری برای خود و دیگران به همراه داشته باشد.

۱۸) پس از پایان مراسم در نظافت محله با كارگران شهرداری همكاری كنید.

۱۹) با رعایت حقوق شهروندی از پرتاب نارنجك و مواد محترقه به ساختمانها كه موجب آسیب رساندن و بد منظر كردن آنها و سیمای شهرمان میشود، خودداری كنید.

روزنامه سلامت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری؛ آیینها و ریشهها

 

چهارشنبه سوری نام واپسین چهارشنبهی تقویم خورشیدی ایرانی است، که شب آن با رسوم و آیینهایی ویژه، خصوصاً پرش از روی آتش مشخص میشود. نامهای محلی گوناگون این روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبیل)، گوله گوله چارشمبه (گیلان)، کوله چووارشمبه (کردستان)، چووارشمبه کولی (قروه، نزدیک سنندج)، و چارشمبه سرخی (اصفهان). برخی دانشمندان واژهی «سوری» را با «سور» (میهمانی، جشن) ارتباط داده و آن را به معنای «وابسته به سور، جشنآمیز» گرفتهاند، برخی دیگر، به طور موجهتری، سور را گونهای دیگر از واژهی سرخ میپندارند (مانند گل سوری ”گل سرخ“) و آن را اشارهای به خود آتش یا به «سرخی»، به مفهوم تندرستی یا بلوغ، که به طور فرضی با پرش از روی آتش به دست میآید، میانگارند. کاربرد عنوان متفاوت چارشمبه سرخی در اصفهان و قرار داشتن گونهی گویشی رایج سور در برابر سرخ، تأیید دیگری است بر این دیدگاه.

● آیینهای اصلی:

یک یا دو روز پیش از واپسین چهارشنبهی سال، مردم برای چیدن بوتههای گوناگون، خارشتر، خور، گون، یا ساقهی برنج (در گیلان) بیرون میروند؛ و در شهرها خاشاک میخرند. در عصر روز پیش از آغاز چهارشنبه سوری، خار و خاشاک فراهم آمده، در حیاط خانه (اگر جادار باشد)، یا در میدان روستا، یا در خیابان شهر گذاشته و در یک، سه، پنج، یا هفت (همیشه عدد فرد) دسته، که چند پا از یکدیگر فاصله دارند، مرتب میگردند. در غروب آفتاب یا اندکی بعد، دستههای چوب و خاشاک سوزانده میشوند، و هنگامی که زبانههای آتش در تاریکی میلرزند، مردان و زنان از روی آن میپرند و چنین میخوانند: «سرخی تو از من، زردی من از تو». مردم بر این باورند که این آیین آنان را برای همهی سال در برابر ناخوشیهایی که انسان را رنگپریده و ضعیف میکند، ایمن و مصؤون میسازد. در برخی جاها (مانند: نایین، انارک، خور، ارومیه) آتش را بر پشت بام میافروزند، سپس یک آفتابه آب روی آن میریزند، و خاشاک سوزان را به خیابان زیرین جاری میکنند؛ در جاهای دیگر این آیین بر فراز تپهها انجام میشود.

در طی این مراسم هیچ کس نباید به آتش بدمد؛ پس از آن که همهی اعضای خانواده از روی آن پریدند، آتش رها میشود تا کم کم خاموش شود یا آن را با آب خاموش میکنند (مثلاً در خور). اگر این آیین در حیاط خانه برگزار شده باشد، یکی از اعضای خانواده، معمولاً دختری که هنوز به سن بلوغ نرسیده است، خاکسترها را جمع میکند و با یک خاکانداز به چهارراهی میبرد و در آن جا پراکنده میسازد، سپس به خانه باز میگردد. او به در میکوبد و آن گاه این پرسش و پاسخ با فرد/ افراد داخل خانه رد و بدل میشود: «کی هستی؟» «منام». «از کجا آمدهای؟» «از یک جشن عروسی». «چه چیزی آوردهای؟» «سلامتی». رسمی بسیار همانند با آیین پرش از روی آتش را ارمنیان ایران در روز تعطیل (۱۴ فوریه-Derendez) برگزار میکنند.

چنین آیینها در همهی نقاط ایران مرسوم و معمول است. در بیشتر روستاها نوازندگان و طبالهای محلی [در طی مراسم،] ساز همراهی کنندهای را مینوازند. نویسندهی سدهی ۱۹م./ ۱۳ق. آقا جمال خوانساری (درگذشتهی ۱۷۰۶م./ ۱۱۲۱ق.) نواختن سازی را در این روز برای دور کردن بدبختی تجویز کرده بود. تا دههی ۱۳۰۰خ/ ۱۹۲۰م.، که حمل سلاح ممنوع شد، مردان از شلیک تیر هوایی به نشانهی شعلهور شدن چوب و خاشاکها، استفاده میکردند. اینک ترقهها جایگزین گلولهها شدهاند.

● ریشهها:

به نوشتهی ابراهیم پورداوود، جشن چهارشنبه سوری از جشن زرتشتی Hamaspathmaedaya برگرفته شده است، که پس از اصلاح گاهشماری در زمان اردشیر یکم (۴۰-۲۲۴ م.)، شش روز پیش از نوروز برگزار میشد. انتخاب چهارشنبه، و نیز پرش از روی آتش و «دشنام دادن» به آن، در هر حال میبایست پس از فتح اسلامی به وجود آمده باشد. برانگیزندهی انتخاب واپسین چهارشنبهی سال، احتمال دارد که یک باور خرافی عربی، مبنی بر این که چهارشنبهها نحساند، بوده باشد. ظاهراً این عقیده در دو سدهی نخست اسلامی در ایران کاملاً گسترش یافته بود. از سوی دیگر، استفاده از آتش در جشنها، تاریخ و پیشینهای دیرین در ایران داشته است. نرشخی به رسم کهنی در زمان سامانیان اشاره میکند که در آن، یک شب پیش از پایان سال آتش بزرگی افروخته میشد؛ او این شب را «شب سوری» میخواند اما از آیینهای ویژهی بعدی مرتبط با چهارشنبه سوری یادی نمیکند. باوری عامیانه، به ویژه در خراسان، خاستگاه آیین آتش را در شب چهارشنبه سوری به مختار بن ابی عبید ثقفی، که در ۶۸۵ م./ ۶۶ ق. خیزشی شیعی را در کوفه رهبری کرد، نسبت میدهد. به اشتباه گمان برده شده است که مختار این جنبش را در واپسین چهارشنبهی سال آغاز کرد (وی در واقع در ۱۴ ربیع الاول ۶۶ ق./ ۲۰ اکتبر ۶۸۵ م. چنین کرد)، و به پی رواناش فرمان داد که آتشهایی را در پشت بامهای خود روشن کنند. برخی مردم بر این باورند که این آتشها برای جشن گرفتن پیروزی مختار بر قاتل امام حسین و همدستان وی در کوفه در ۶۸۰ م./ ۶۱ ق. برافروخته شده بودند، اما مدارک تاریخی چنین تصوری را تأیید نمیکند. همچنین گزارش شده است که ابومسلم خیزش خود را در خراسان با دادن دستور روشن کردن آتش بر بام خانههای پی رواناش آغاز کرد. انگارهی آیین آتش ممکن است از جشن زرتشتی سده برگرفته شده باشد، که جشنی زمستانی بود که در شب ۱۱ بهمن با شادمانی بسیار و با روشن کردن آتشهایی بزرگ در زمین های باز یا بر فراز تپهها برگزار میشد. به نوشتهی ابوریحان بیرونی، در این روز تعطیل (سده) ایرانیان باستان خانههای خود را برای دور کردن بلا و چشم بد، بخور میدادند تا این که نزد شاهان رسم شد که در این جشن آتش بیافروزند.

با وجود اعتراضات فقهای اصولگرا، بر این سنت در عصر اسلامی پای فشرده شده، و به واقع در همهی شهرها و روستاهای ایران گسترش یافت. این آیینها اینک در سراسر ایران مرسوم و متداول مینماید، چنان که برای چندین سده به گستردگی انجام مییافته است. در طی دورانی که فقهای مسلمان، که تصور میکردند اصل این آیینها زرتشتی است، بدان اندازه نیرومند بودند که میتوانستند شرکتکنندگان در این مراسم را تهدید به مجازاتهای سخت کنند، مردم این آیینها را از واپسین چهارشنبهی سال خورشیدی به واپسین چهارشنبهی ماه قمری صفر، که روزی به ویژه نحس دانسته میشد و میشود، منتقل کردند. به نوشتهی Binning (سیاح انگلیسی سدهی ۱۹)، چهارشنبه سوری نام واپسین چهارشنبهی ماه صفر بود. در اصفهان، زمانی که پایتخت صفویان و مقر برخی فقهای قدرتمند مانند محمدباقر مجلسی بود، عدهای از مردم هنوز، هم چهارشنبه سوری و هم واپسین چهارشنبهی ماه صفر را جشن میگرفتند. در اردبیل و ارومیه سه چهارشنبه آخر سال (توز چارشنبه، کول چارشنبه، و گول چارشنبه در اردبیل؛ یالانچی چارشنبه، خبرچی چارشنبه، و آخر چارشنبه در ارومیه) و در بزرگآباد، روستایی نزدیک ارومیه، ۴ چهارشنبهی آخر سال (مشتلقچی چارشنبه، کوله چارشنبه، قره چارشنبه، و آخر چارشنبه) جشن گرفته میشود.

در دو سال نخست انقلاب، دولتْ جشن چهارشنبه سوری را ممنوع کرده و اظهار داشته بود که این سنت بازماندهی [آیینهای] آتش پرستی است.

 

نوشتهی: داریوش کیانی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری در همدان

 

مردم روستاها معمولا با جاروهای کهنه روی پشت بامها آتش روشن میکنند و جوانها از روی آتش میپرند. همچنین تعدادی کوزه را که به آنها کوزه جنی میگویند

همچنین تعدادی کوزه را که به آنها کوزه جنی میگویند، از پشت بام به پایین میاندازند و میشکنند، با این نیت که با شکستن آنها، بلا و بدبختی از خانه دور شود.

فریبا نعمتی با اشاره به یکی از رسمهای رایج در کبودرآهنگ که اکنون از میان رفته است، توضیح داد: در چهارشنبهسوری یکی از زنان روستا از چشمه با کوزهای آب میآورد و دیگر زنها دور هم جمع میشدند و هر کدام نشانی از خود را مانند سکه، دگمه و یا سنجاق در آب کوزه میانداختند. سپس یک دختربچه این نشانها را از آب درمیآورد و یکی از زنها، ابیاتی را میخواند که آنرا فال مربوطه به صاحب نشان میدانستند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبهسوری در کرمانشاه

 

مردم همراه پاک و تمیز کردن خانه تلاش میکردند، آلودگی و بدی را هم از روحشان دور کنند و از روی آتش میپریدند و ضمن آن، ترانهها و نغمههایی را برای بلاگردانی میخواندند.

 

برخی مردم، چهارشنبه را نحس میدانند؛ اما در باورهای باستان نهتنها چهارشنبه، بلکه هیچ روزی نحس نیست؛ چون هر روزی منتسب به یکی از ایزدان بوده است.

 

در ایران باستان در جشن سوری، دختران با کوزههایی به سرچشمه میرفتند و آب میآوردند و دلیل آن هم این بود که آناهیتا الههی آب، مونث بود و فقط دخترها میتوانستند، به آن نزدیک شوند و بعد از آوردن آب، کوزهها را میشکستند، تا سال پربارانی داشته باشند.

 

یکی دیگر از رسمها این بود که در گذشته، آجیل مشکلگشا از هفت مغز تهیه میکردند که شامل پسته، بادام، سنجد، کشمش، گردو، برگ هلو، انجیر و خرما بود و سر سفره میگذاشتند، تا فروهرها از آنها راضی باشند.

اما چهارشنبهسوری در استان کرمانشاه که قدمت چند هزار ساله دارد و آثار باستانی آن نیز گویای همین ادعاست، با ویژگیهای خاصی برگزار میشود؛ کرمانشاهیها علاوه بر اینکه مانند دیگر ایرانیان آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند، رسم قاشقزنی نیز دارند.

 

براساس این رسم جوانان قاشق به دست میگیرند و برای اینکه دیده نشوند، خود را میپوشانند و با زدن قاشق به هم به در خانهها میروند و از صاحب خانه عیدی میخواهند. اگر صاحب خانه زرنگ باشد، چادر را از سر قاشقزن میکشد و تا او را نبیند، دنبالاش میدود و عیدیهایی را که جمع کرده است، از او میگیرد.

 

با اینگونه رسمها، چهارشنبهسوری نهتنها ترسی ندارد، بلکه اگر درست انجام شود، یک جشن بزرگ است که دل همه را شاد میکند؛ تا بهتر به استقبال سال جدید بروند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چرا برخورد قهر آمیز با چهارشنبه سوری

 

هر ساله با فرا رسیدن چهارشنبه آخر سال تعداد زیادی از مردم دچار مشکلات گاه غیر قابل جبران میشوند . برخورد انفعالانه دولت با این مراسم نیز باعث افزایش این مسایل میشود. آیا نمیشود با بحث های منطقی و همراه شدن دولتمردان با مردم از شدت این خطرات کاست؟ آیا به ریشه این مراسم توجه شده است؟یا فقط با انگ آتش پرستی مردم را بیشتر تحریک میکنند. در قدیم زندگی عامه مردم در آلونکی با تکه حصیر و کوزه آبی خلاصه میشد. اینها بعد از سالی غیر قابل استفاده میشدند.چشمه کوزه ها میگرفت و کارایی خود را از دست میدادند.بعلت کمتر استفاده شدن در زمستان امکان آلودگی بیشتری هم داشتند.بنابر این باید از دور خارج شوند.چه زیباست قبل از حلول سال نو این وسایل غیر قابل استفاده از دور خارج شوند.چه زیباست در یک اقدام هماهنگ در یک روز همه بگویند سال نو کوزه نو و کوزه ها را از پشت بام به زمین پرتاب کنند. حصیر ها را بسوزانند. و....اشتغال ایجاد کنند.

 

حسن محمد علی بیکی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری مواظب سلامتی خود باشید

 

به طور حتم شما بچه ها می دونین چهارشنبه سوری نزدیکه. نمی دونم از اتفاقات ناگواری که تا به حال تو این شب ها پیش اومده با خبر هستین یا نه؟ تازگی ها و از یک هفته قبل توی کوچه و خیابون صدای ترقه میاد. خیلی خوبه که نصیحت ها، تجربه ها و صحبت های بزرگ ترها رو در این مورد جدی بگیرین و به حرف اون ها خوب گوش کنین تا اتفاقی برای خودتون و دیگران نیفته و سال نو رو با سلامتی و خوشحالی شروع کنین.آسیب دیدن و یا حتی از دست دادن اعضای بدن با کارهای خطرناک و آتش بازی و ترقه بازی و ... خیلی پیش اومده و همه شما می دونین پیش گیری بهتر از درمانه پس سعی کنین با رعایت کردن نکات ایمنی و پرهیز از انجام کارهای خطرناک، از بروز خطرات در این شب خاطره انگیز پیش گیری کنین و با دلی شاد و لبی خندون همراه خانواده هاتون به استقبال بهار زیبا برین.«فرزاد» ۱۰ ساله می گه: سال گذشته چشم دوستم سپهر تو شب چهارشنبه سوری خیلی شدید آسیب دید و همه از این موضوع ناراحت و غمگین شدیم.او ادامه می ده: من از اون شب خاطره خوشی ندارم و تصمیم گرفتم هیچ وقت شب های چهارشنبه سوری از خونه بیرون نرم چون می ترسم این اتفاق بد واسه من هم پیش بیاد.«سالار» ۹ ساله هم می گه: به گفته مامانم بهتره همیشه و همه جا با احتیاط عمل کنیم تا هیچ وقت از رفتن به جایی محروم نشیم و شادی هامون رو راحت از دست ندیم.او ادامه می ده: ۲ سال پیش من چند تا ترقه انفجاری به مدرسه بردم و زنگ تفریح با دوستانم ترقه بازی کردیم. مدیر و معلمان مدرسه با صدای انفجار شدید ترقه ها به شدت ترسیدن و عصبانی شدن و من رو تا چند روز از رفتن به مدرسه محروم کردن.

من هم از این موضوع خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم همیشه به حرف بزرگ ترها گوش کنم و هیچ وقت از ترقه و چیزهای خطرناک استفاده نکنم.«فرگل» ۸ ساله هم می گه: ما دخترها مثل پسر بچه ها کارهای خطرناک نمی کنیم. ما سعی می کنیم اون شب شاد باشیم و کنار خانواده هامون بهمون خوش بگذره، مزاحم همسایه ها و دیگران هم نمی شیم.«ستاره» ۷ ساله هم می گه: ما شب چهارشنبه سوری همیشه خونه مادر بزرگم جمع می شیم.او ادامه می ده: مادر بزرگ هر سال شب چهارشنبه سوری آش می پزه و ما هم آش می خوریم و خیلی بهمون خوش می گذره.مامان ستاره هم به همه بچه های خوب توصیه می کنه: باید در هر کاری اعتدال رو رعایت کنیم و در شادیهامون هم هیچ وقت با انجام دادن کارهای خطرناک باعث آسیب رسوندن به خودمون و دیگران نشیم.

 

عابدیان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یاد چهارشنبه سوری های قدیم بخیر

 

ایرانیان از دیرباز به عنوان مردمانی شاد با اعیاد فراوان بودند و طبق مدارک معتبری که موجود است، عنوان کردهاند که در تاریخ کهن خود بطور متوسط هر پانزده روز یک جشن داشتهاند. کثرت جشنها و اعیاد موید این ادعا است که نیاکان ما بهانههای فراوانی جهت بروز احساسات درونی خود داشتهاند جشنهای معروف سده، مهرگان، چهارشنبهسوری، سیزده به در و... و معروفترین آن عید باستانی ایرانیان عید فرخنده نوروز بوده که با ورود اسلام به ایران، اعیاد مذهبی بر اعیاد ملی ما، افزوده شده و مردمان ایران هم پایبند بر گرامیداشت اعیاد مذهبی و هم اعیاد ملی بودهاند.

ولی از چند دهه قبل، شاهد این هستیم که عدهیی با به زیر سوال بردن جشنهای ملی ما سعی داشتهاند با عناوین اینکه این جشنها پایه خرافاتی و شرک و آتشپرستی دارد، خواستهاند اعیاد ملی ما را به ناحق در تقابل اعیاد مذهبی نشان دهند. مثلا چون با جشن سیزده به در مخالف بودند و نتوانستند این جشن همگانی را حذف کنند،آمدند با تغییر نام این روز ، تلاش کردند که سیزده به در را کمرنگ و لوث کنند و نیز در مورد جشن چهارشنبه سوری، جشنی که از غروب آخرین سهشنبه پایان سال با آتش زدن چند بوته کاه و با پریدن از روی آتش و گفتن «سرخی تو از من، زردی من از تو» شروع میشد تا دور همنشینی و صرف شام که معمولا سبزی پلو با ماهی و آجیل و میوه همراه است تا نیمههای شب ادامه دارد و خوشی آن شب فراموشنشدنی در اذهان مردم تا سال دیگر باقی میماند،تبدیل شده به اینکه هنوز یک ماه مانده به شب چهارشنبه برخی فرصتطلب با انفجار ترقهها، نارنجکها و بمبهای دستساخت خطرناک که باعث ایجاد رعب و وحشت میشود که تا چندین روز بعد از عید نیز ادامه مییابد، چهرهیی زشت از آن شب به تصویر کشیده میشود.

تا جایی که ما هر روز باید به اهل خانه سفارش کنیم که در خیابانها گوش به زنگ راه بروند،چون هر آن ممکن است، ترقهیی یا نارنجک دستسازی زیر پایشان منفجر شود و اگر آمادگی این صداهای مهیب را نداشته باشیم امکان دارد از هول پس بیفتیم! واقعا مقصر اصلی این قضیه کیست؟ آیا ما حق داریم فقط نوجوانان و جوانان و خانوادههایشان را به علت بیتوجهی به فرزندان خود گناهکار بدانیم؟ در این بین سختگیریهای بی مورد ما،هیچ نقشی نداشته؟ مگر شاد بودن گناه محسوب می شود که آنقدر با آن مخالفت کردیم که نتیجهاش اینکه چهارشنبهسوری امروز تبدیل شده به وحشت و دلهره. هیچ سالی نیست که در رسانهها آمار زخمیان و حتی کشتهشدگان این مواد منفجره دستساز را نشنیده باشیم چه اشکال دارد حالا که جوانان بخاطر بروز هیجانات درونی خود،دست به کارهای خطرناک میزنند که هم زیانهای جبرانناپذیری از لحاظ جانی به دنبال دارد و هم از لحاظ مالی، مسئولین بیایند به جای برخورد قهرآمیز با این مساله به آن سمت و سوی منطقی بدهند.

مثلا با در اختیار گذاشتن ترقههای استاندارد و بیخطر، آمار خسارات و تلفات را کم کنند. همان طور که در اکثر ممالک دنیا، در جشنهای ملی هزاران کیلوگرم مواد منفجره مصرف می شود و مشکل خاصی هم برای شهروندان پیش نمیآید و مردم یک شب را با جشن و پایکوبی به صبح میرسانند. حال آنکه جامعه ما به دلایل مختلف بهداشت روانیاش در هم ریخته است، جا دارد که مسئولین برای تخلیه هیجانات درونی جوانان هم که شده، با این مهم، منطقی و اصولی برخورد کنند و با در اختیار گذاشتن امکانات و ابزارهای لازم، در برپایی این جشن و جهت دادن آن کوشا باشند.

باید این جشنها را باور کرد، همانطوری که جوانانمان با اعتقاد و از سر ارادت و اخلاص در مراسم دهه ماه محرم مشتاقانه شرکت میکنند و به عنوان گردانندگان اصلی مراسم سوگواری به حساب میآیند و با اعتقاد به سر و سینه میزنند و هیچ ایرادی هم به این کارشان وارد نیست، همانگونه هم حق دارند در روزهای شادی احساساتشان را بروز دهند که از قدیم گفتهاند «اندازه نگهدار که اندازه نکوست» یقینا افراط و تفریط را هیچ عقل سلیمی نمیپسندد، همانطوری که اگر از آسمان به جای برف، طلا ببارد کسی را رغبت جمعآوری آن نخواهد بود.

در خاتمه باید یادآور شوم اگر حساسیتهای بیمورد را به کنار گذاریم، باز هم میتوان انتظار داشت که چهارشنبهسوری در همان یک روز خلاصه شود و به چهارشنبهسوزی تبدیل نگردد.

 

محمد عیناللهزاده

از طاهر گوراب گیلان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اسلام، ایرانیان و آیین چهارشنبهسوری

 

برگزاری مراسمی به نام "چهارشنبه سوری" یا "چارشنبه سوری" نزد ایرانیان از دیر باز مورد توجه بوده و پس از ورود اسلام به ایران نه تنها سابقه خود را از دست نداد، بلکه برخی از آیین و مراسم آن نیز به نوعی با فرهنگ اسلامی درآمیخت.

ریشه اصلی این مراسم را نمیتوان بصراحت به دوران خاصی از تاریخ ایران باستان اطلاق کرد، اما به نظر میرسد که مراسم آتشبازی و برخی سنتهای چهارشنبه سوری در دوران کهن و بخصوص در زمان ادیان مختلف به نوعی با آرا و عقاید آن ادیان درآمیخت.

آریاییان تمایل داشتند در طول سال شبی را با آتشبازی و شادمانی سپری کنند؛ به همین دلیل به شیوههای مختلف میکوشیدند تا از ادیان و باورهای رایج زمان خود نیز "حکم تاییدی" برای بقای این مراسم اخذ کنند.

در دورانی این مراسم با باورهای میترایی و اعتقاد عمومی به آتش به عنوان رکنی از اساس خلقت جهان درآمیخت و در دورانی دیگر نیز اعتقادات دین زرتشت در احترام به آتش را دستمایه بقای خود کرد.با ورود اسلام به ایران سنت دیرین چهارشنبه سوری و بخصوص آیین آتش بازی در این شب، هر چند بصراحت مورد مخالفت علما و فقها قرار نگرفت، اما تایید نیز نشد.

اسلام با ورود خود به ایران در مقابل آداب، سنن و فرهنگ رایج ایرانیان سه شیوه را در پیش گرفت. دین اسلام با برخی از آیینها که توام با شرک و خرافه بود، مبارزه کرد، برخی دیگر از مراسم و سنتهای ایرانیان را با اندکی تغییر قبول کرد و بسیاری از آیینها را نیز بدون دخل و تصرف امضا کرد. مرحوم "علی اکبر دهخدا" در لغتنامه جامع خود درباره این روز این گونه آورده است: "آخرین چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسی است که ایرانیان در شب آن چهارشنبه جشن "چارشنبه سوری" میگیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب برگزار میکنند."

"جشن چارشنبه سوری از جشنهای ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران شب این روز را به طرزی خاص جشن میگیرند."

دهخدا افزوده است: "اشتقاق ترکیب چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و نوش که میرساند این شب برای جشن و سرور بنیاد گذاشته شده است.

آیین این شب دو قسم است: یک بخش آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت (مانند مردم مناطق قفقاز که هم اکنون نیز به این مراسم میپردازند) و بخش دیگر آن نیز مخصوص مناطق عمده ایران، از جمله تهران است.

آتش افروزی و افروختن آتش هر چند قدیمیترین بخش آیین چارشنبه سوری بوده، اما تنها یکی از مراسم این شب نزد ایرانیان بوده است.

مراسم دیگری همچون نشستن بالای توپ مروارید (توپی قدیمی در میدان ارگ تهران) برای برآورده شدن آرزو، کوزه شکستن، فالگوش، گرهگشایی، دفع چشمزخم و بختگشایی، کندر و خوشبو، قلیاسودن، آش بیمار، فال گرفتن با بولوئی (کوزه دهان گشاد کوچکی که در قدیم برای نگه داشتن ادویه به کار میرفت) و تیراندازی و آتش بازی از جمله مراسم ایرانیان در قدیم بوده است.

به نظر میرسد مراسم آتش بازی و تیراندازی یک رسم متداول نزد ایرانیان بوده که در جشنها و شادیها صورت میگرفت.

از میان این مراسم، سنت "کندر و خوشبو" به این صورت بود که زنان بر دکان عطاری میرفتند و از او "کندر وشا برای کارگشا" میخواستند و تا عطار میرفت و آن را میآورد، آنها فرار میکردند. این رسم ویژگیهایی داشت: از جمله اینکه دکان عطاری حتما باید رو به "قبله" میبود و درخواست اسفند (اسپند) و کندر به این دلیل بود که در شب چهارشنبه سوری آن را در آتشی که میافروختند، به منظور دفع چشمزخم و حل مشکل خود میریختند.

مرحوم دکتر "محمد مقدم" استاد زبانشناسی دانشگاه تهران اعتقاد داشت: خاستگاه چهارشنبه سوری مانند بسیاری از مشکلات تاریخی ایران باستان پوشیده است، اما اجمالا میتوان خاستگاه آن را مربوط به ستارهشناسی دانست."

وی میگوید: "شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند بیشتر جشنهای ایرانی به ستارهشناسی (به این دلیل که ستارهشناسی مبدا همه حسابهای علمی و تقویمی است) بستگی دارد.

در برخی از منابع تاریخی آمده است: در ۱۷۲۵ سال پیش از میلاد، زرتشت بزرگترین حساب "گاهشماری جهان" را کرده و "کبیسهای" پدید آورده و تاریخهای کهن را درست و منظم کرده است و برای همین ایرانیان جشنی را به بزرگداشت آن برگزار میکردند.

جشن چهارشنبهسوری، همانند چندین جشن دیگر مانند جشن سده، جشن آذرگان، جشن شهریوگان از جمله آئینهای بازمانده از آریاییها در ایران است که همه آنها منسوخ شده و تنها جشن چهارشنبهسوری به شیوههای مختلف همه ساله در شب آخرین چهارشنبه سال، به گونهای معنیدار از سوی ایرانیان برپا میشود.

آتش همان طور که ذکر شد، نزد ایرانیان باستان، مقام بسیار والایی داشت.

بر اساس برخی از باورها، ایرانیان آتش را فرزند "اورمزد" میدانستند و اعتقاد داشتند که آتش میتواند ناپاکیها و پلیدیها را از میان ببرد.

ایرانیان پیش از فرارسیدن هر جشن ملی و مذهبی، به آتشکدهها میرفتند و به نیایش میپرداختند.

در برخی منابع واژه "سوری" در زبان پهلوی از کلمه "سوریک "(surik) مشتق شده و(ik) آخر آن نیز پسوند نسبت است.

واژه "سور" (sur) به معنی سرخ است و در زبان فارسی "گل سوری" به معنی گل سرخ، از همین ریشه است.

چهارشنبهسوری را نیز از آن جهت "سوری" گفتهاند که در آن، آتش سرخ افروخته میشد و برپا داشتن آتش در این روز به مفهوم گرم کردن جهان و زدودن سرما، پژمردگی، بدی و نحوست از تن و جان بود.

دکتر "جهانگیر اوشیدری" موبد زرتشتیان میگوید: مراسم چهارشنبهسوری و چیدن "هفت سین" کوچکترین ارتباطی با ایرانیان باستان و باورهای دین زرتشت پیامبر نداشته و طی قرون و اعصار به صورت یک سنت درآمده است.

استاد "بهرام فرهوشی" از ادیبان تاریخنویس معاصر نیز سخنان موبد زرتشتیان را تایید میکند و میگوید: در ایران کهن روزهای هفته رایج نبوده؛ از این رو آتش افروزی نیز در روز سهشنبه آخر سال و پیش از نوروز نمیتوانسته معنایی داشته باشد.

وی میگوید: این آتش افروزی درست پیش از آغاز جشن "همسپتمدم" یعنی در سیصد و شصتمین روز سال که آغاز روزهای "گاسانیک " یا "پنجه وه" انجام میگرفته و علت آن بود که ایرانیان اعتقاد داشتند روح نیاکانشان در آغاز این روز به زمین میآید و برکت و نیکروزی برای خاندان خود میآورد.

ایرانیان مطابق آیین میترایی اعتقاد داشتند که ارواح نیاکان با دیدن آتشهایی که در این شب افروخته میشود راه خود را مییابند و به آن سمت هدایت میشوند.

در برخی نوشتههای اسلامی نیز روایتی درباره این آیین ذکر شده که به نظر میرسد بخشهایی از آن با واقعیت منافات داشته باشد.

از جمله اینکه گفته شده که "مختار بن عبیده ابی ثقفی" پس از آنکه به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد، مورد احترام ایرانیان قرار گرفت.

ایرانیان با روشن کردن آتش روی پشت بامها، حمایت خود را از مختار اعلام میکردند و در ادامه (و متاسفانه) برخی نیز گفتهاند که پس از قیام و خونخواهی، مختار از روی آتش میپرید و صلوات میفرستاد.

شکی نیست که مختار به دلیل قیام علیه دستگاه اموی مورد توجه ایرانیان قرار گرفته بود و بسیاری از سربازان او ایرانی بودند (و شاید به همین دلیل ایرانیانی که برای او میجنگیدند، در اردوگاه خود مراسم آتش بازی انجام میدادند) اما نکته حائز اهمیت در این است که هیچ ارتباط منطقی را نمیتوان بین آتشبازی در شب چهارشنبهسوری و حمایت ایرانیان از مختار ثقفی یافت.

آیتالله دکتر "سید علی لواسانی" ضمن تایید این مطلب تصریح میکند: این اطلاعات و روایات که منسوب به مختارثقفی است، درست نیست و هیچ مدرک مستندی نیز در این باره وجود ندارد.

مدرس و مدیر حوزه علمیه حضرت زینب (س) در این باره میگوید: نقل این موضوع و اساسا برگزاری آیین چهارشنبهسوری در اسلام فاقد مدرک شرعی است و از نظر شرع مقدس اسلام نیز ذکر آن صحیح نیست.

آیتالله لواسانی که نماینده بیشتر مراجع عظام در تهران است، اعتقاد دارد: سکوت اسلام درباره مراسم آتش بازی در چهارشنبهسوری به دلیل اصرار مردم در برپایی آن است و این سکوت دلیلی بر امضای این مراسم توسط اسلام نیست.

به هر حال موضوع آتش و آتش بازی در چهارشنبهسوری و در شب آخرین سهشنبه سال، بهرغم آنکه در بسیاری از نقاط ایران و خارج از ایران از جمله فرانسه، ژاپن، مصر، ترکیه، کشورهای آسیای میانه و قفقاز و نقاط دیگر برگزار میشود، هیچ گونه مدرک محکم و مستند تاریخی ندارد و بخصوص توسط اسلام و ادیانی مانند زرتشت نیز مورد تایید قرار نگرفته است.

بر این اساس سنت دیرینه "چهارشنبهسوری" را تنها و تنها باید در میان باورهای ملی و باستانی ایرانیان جستوجو کرد و مادام که این سنت آسیبی به اعتقادات و شعائر دینی - اجتماعی جامعه کنونی ایران نرساند، میتوان آیین و مراسم آن را با ابزارهای کارآمد و منطقی اداره کرد.

علیرضا جباری

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آسیبهای چهارشنبه سوری

 

● سوختگی

خب در یك مراسم آتش بازی اولین مشكلی كه به ذهن هر كسی میرسد سوختگی است.سوختگی در اثر بوته های خشك خیلی شدید نیست. اما سوختگی چهارشنبه سوری این روزها كه انواع مواد محترقه استفاده میشود به این آسانیها خوب شدنی نیست. طبق آمار حادثه دیدگان در چهارشنبه سوری سال گذشته بیش از همه دچار سوختگی درجه یك و سطحی شدند و پس از آن سوختگی درجه ۲، پارگی، زخم و خراشیدگی و سوختگی درجه ۳ كه شدیدترین نوع سوختگی است، قرار دارد.

سوختگی های ناشی از بازی با مواد محترقه خطرناك در چهارشنبه سوری دارای دو نوع عوارض هستند. برخی از آنها به عنوان عوارض زود رس مطرح هستند و برخی در دراز مدت بر افراد عوارض ایجاد می كند. قطع عضو بدن از عوارض زودرس سوختگی ها است. عفونت ثانویه در محل زخم ناشی از سوختگی یك عارضه زودرس دیگر است.مشكلات روحی و عصبی از عوارضی است كه فرد دچار سوختگی در طولانی مدت به آن مبتلا می شود.

▪ نكته مهم:

در صورتیكه لباس شما آتش گرفت از دویدن خودداری كنید و بلافاصله بر روی زمین بغلتید. پتو وسیله مناسبی برای خاموش كردن فردی است كه لباسش آتش گرفته. استفاده از آب هم در این مواقع كمك كننده است ولی هرگز با استقاده از كپسولهای آتش نشانی اقدام به خاموش كردن افراد نكنید.

بد نیست بدانید سوختگی ها به ویژه سوختگی هایی كه از شدت بیشتری برخوردار است موجب دفع الكترولیت های بدن نظیر سدیم، پتاسیم بدن می شود كه دفع این الكترولیت ها نیز منجر اختلال فعالیت كلیه ها خواهد شد.دفع الكترولیت های بدن موجب می شود كه میزان اوره در بدن افزایش یابد كه این امر موجب از بین رفتن كلیه ها و به تدریج موجب دیالیزی شدن فرد نیز می شود.برای جلوگیری از این مسئله در مراكز درمانی بیمار را تحت معالجه با سرمهایی قرار می دهند كه به میزان مورد نیاز سدیم پتاسیم و سایر املاح را داراست با این وجود در برخی موارد درمانها موثر واقع نمیشود و فرد كلیه خود را از دست میدهد.

● آسیبهای چشم

كوری چشم در صورت اصابت مستقیم تركش های ناشی از انفجار مواد محترقه یكی از مواردی است كه زیاد در چهارشنبه سوری دیده میشود. میزان كوریها ایجاد شده به حدی است كه عنوان نابینایی در چهارشنبه سوری را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمار موجود ۴۴ درصد از آسیب هایی كه در این مراسم وارد می شود، در چشم راست، ۷۳ درصد در چشم چپ و ۹۱درصد در هر دو چشم است، كه ۲۶ درصد آسیب ها به دلیل نارنجك، ۵۱ درصد به دلیل سیگارت و ۶ درصد نیز به علت فشفشه اتفاق می افتد. همچنین ۵۸ درصد آسیب دیدگان مردانی با میانگین سنی ۷۱ سال بوده اند.مراجعه سریع به چشم پزشك در صورت برخورد هر شیئی با چشم میتواند شدت ضایعه را كاهش دهد. در موارد خفیف با انجام مراقبت های طبی یا انجام اعمال جراحی می توان بینایی فرد را به او بازگرداند ولی متاسفانه در موارد شدید چارهای جز تخلیه چشم باقی نمیماند.

▪ نكته مهم :

بعد از هر گونه آسیب به چشم تنها كاری كه باید بكنید آن است كه چشم را با یك كاور ، بدون آنكه با خود چشم آسیب دیده تماس داشته باشد بپوشانید و بیمار را سریعا به یك مركز چشمپزشكی بفرستید. مراكز تخصصی چشم پزشكی در تهران عبارتاند از: بیمارستان فارابی(خیابان كارگر، نبش میدان قزوین)، بیمارستان امام حسین(خیابان نظام آباد)، بیمارستان لبافی نژاد(خیابان پاسداران.)

● ضایعات پوستی و ریوی

باید توجه داشته باشید كه هیچ ماده شیمیایی غیر خطرناكی وجود ندارد. نیترات پتاسیم، كلرات باریم، ارسنیك، نیترات سالیسیوم و پركلرات پتاسیم به كار رفته در مواد محترقه و منفجره به علت تركیب با اكسیژن و كربن همگی به نوعی خطرناك هستند و ممكن است حتی هنگام كار و تهیه، عوارضی را برای كارگران به همراه داشته باشد.

به عنوان مثال مواد شیمیایی با پایه كلروكلرات به لحاظ درجه آتشگیری بسیار پایین ناراحتیهای پوستی - ریوی ایجاد میكند؛ حتی در مقیاس بالاتر آثار خونی را بجا میگذارند. دردهای شكمی، سرگیجه، حالت استفراغ و اسهال و در برخی موارد ناراحتیهای تنفسی پیشرفته از آثار این مواد شیمیایی برای تولید كنندگان است.

تماس با تركیبات نیتراته سبب خوردگی پوست میشود. حساسیتهای پیشرفته بر روی غشای پوستی و حتی در صورت جذب از راه پوست سوختگیهای پیشرفته پوست از عوارض تركیبات نیتراته است.

تركیبات ذوب شده نیترات پتاسیم و سدیم میتواند سوختگیهای شدیدی را به وجود آورد، بیان كرد: خستگیهای بسیار شدید، سرگیجه و تنفس كوتاه از عوارض تماس با این تركیبات است این در حالیست كه تماس تنفسی با تركیبات سولفوره مسمومیتهایی را به بار خواهد آورد. تنفس پودرهای گوگردی هم آثار تنفسی، سرفههای شدید و تنگی نفس را در پی دارد. در صورتیكه مواد شیمیایی با پوست شما برخورد كرد بلافاصله آن را با آب فراوان شستشو دهید و به یك مركز درمانی مراجعه كنید.

● صداهای مرگبار

بسیاری از جوانان از ایجاد صداهای مهیب در این شب لذت میبند و به نوعی برای ایجاد صدای بلندتر با یكدیگر رقابت می كنند و اصلا فكر نمی كنند كه صداهای مهیب و ناهنجار سبب بروز ناراحتیهای روحی- روانی، سكتههای قلبی در افراد مسن و حتی سقط جنین در زنان باردار میشود.

▪ نكته مهم:

اگر پس از شنیدن صدای بلند ناهنجار دچار تپش قلب یا وزوزگوش یا كاهش شنوایی و علایمی شبیه این شدید، تنها كاری كه باید بكنید این است كه در یك فضای آرام استراحت كنید.در صورتی كه علایم بیش از ۴۲ساعت ادامه یافت به پزشك مراجعه كنید.

● بالاتر از سیاهی

میگویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست.آخرین حادثهای كه ممكن است در این شب اتفاق بیفتد فوت حادثه دیده است.در سال گذشته ۵/۱ درصد كسانیكه سوانح منجر به فوت شده بود.مرگ به خاطر یك ترقه مرگ بسیار خنده داری است اما مطمئن باشید بالاتر از مرگ معلولیت و یك عمر حسرت خوردن است.این بار بالاتر از سیاهی مرگ رنگی هست. رنگ یك عمر در گوشه ای افتادن رنج كشیدن و حسرت خوردن.

● چند توصیه

با رعایت چند نكته ساده میتوانید چهارشنبه سوری خاطره انگیز و سلامتی را بگذرانید.

۱) هرگز مواد سوختنی و ترقه در مقادیر كم یا انبوه در منزل نگهداری نشود.

۲) از آتش زدن لاستیك ، هیزم و كارتن خالی در واحدهای مسكونی یا در معابر ، كوچه و خیابان خودداری كنید. چرا كه ضمن ایجاد آلودگیهای شدید در هوا سایر خطرات را در پی دارد.

۳) آتش بازی در نزدیكی وسایل نقلیه كه حامل بنزین و مواد سوختی هستند ، در صورت كمترین نشت و حتی در شرایط عادی ، این وسایل را به بمبی تبدیل می كند كه چاشنی انفجار آن كشیده شده است.

۴) در صورت روشن كردن آتش ، توصیه می شود آتش در حجم كم باشد و از ریختن مواد سریع الاشتغال نظیر نفت ، بنزین و سایر مواد اشتغالزا بر روی آتش به شدت خودداری شود.

۵) وجود یك كپسول خاموش كننده آتش نشانی پودری در نزدیك محوطه آتش ضروری است،

۶) از پرتاب فشفشه و موشك بر روی شاخه درختان ، پشت بام و بالكن منازل خودداری شود

۷) قبل از ترك محل روشن كردن آتش ، حتما از خاموش بودن آن مطمئن شده و توسط آب ، باقیمانده آن را كاملا سرد كرده و جمع آوری كنید.

۸) در صورت بروز هرگونه حریق یا حادثه ، ضمن حفظ خونسردی در اسرع وقت با شماره تلفن ۵۲۱ ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی تماس گرفته و مراتب را با ذكر نوع حادثه و نشانی دقیق اطلاع دهند.

۹) بسیاری از كودكان به دور از چشم والدین مواد را خریداری و در جیب، كیف و یا كمد نگهداری میكنند كه به علت درجه آتشگیری پایین به زودی مشتعل و خسارات فراوان جانی و مالی را به بار میآورند.

۱۰) از انداختن ظروف تحت فشار مثل كپسولها، اسپریهای حشره كش و .... به داخل آتش خودداری كنید زیرا به علت دارا بودن خاصیت انفجاری ذرات آن پرتاب و به داخل چشم وارد میشود

۱۱) هنگام استفاده از فشفشه دستانتان را باز نگه داشته و از جلوی صورت دور نگه دارید تا دچار سوختگی نشوند.

رضا سلامتیان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نگاهی به چهارشنبه سوری در ایران باستان

 

از نمایش ها و بازی هایی که مردم چند روز پیش از دمیدن بهار و آمدن نوروز در می آورند، گردش آتش افروز در کوچه و خیابان بود. امروز آتش آفروز به حاجی فیروز نام برگردانده است. آتش افروزها چند نفر بودند که دسته دسته در گوشه و کنار شهر به راه می افتادند. اینها خود را به گونه ای خنده انگیز می آراستند و چهره خود را سیاه می کردند و جامه های سرخ به تن می کردند و کلاه هایی دراز و شیپورمانند بر سر می گذاشتند و با ترانه خوانی و خودجنبانی و بازی گرمی به میان مردم می افتادند و ازشان چیزی می ستادند.

این بازی ریشخندانگیز باید بازمانده نمایش کوسه بر نشین پارسیان و ایرانیان باستان باشد. پس از اسلام ایرانیان جشن آتش افروز را به چهارشنبه سوری تبدیل کردند. باور عرب این بود که از میان روزهای هفته، چهارشنبه روز نحسی است. ایرانیان به بهانه زدودن نحسی چهارشنبه، مراسم آتش افروزی را به چهارشنبه سوری بدل کردند. البته در ایران باستان شب عید نوروز بر پشت بام ها هفت کوپه آتش می افروختند و از روی آن می پریدند. هنوز هم در میان کردها شب عید آتش می افروزند بر پشت بام منازل و از روی آن می پرند.

آیین آتش افروزی در آستانه سال نو، بی شک ازجمله جشن های باستانی ایران است. نیاکان ما با آتش که آن را از دیرباز فروغ زندگی می شناختند و مقدس می داشتند در شب عید به پیشباز سال نو می رفتند تا شعله های بالنده آن را که به آسمان و جهان منیری سر می کشید، واسطه آرزوهای پاکی قرار داده باشند که برای زندگی سال نو طلب می کردند.

همانگونه که گفته شد، ایرانیان مراسم آتش افروزی در شب عید و در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام در آخرین چهارشنبه سال قرار دادند تا از باور تازیان تاسی کرده باشند که روز چهارشنبه یا یوم الاربعا، را شوم و نحس می دانستند.

ایرانیان به شومی هیچ روزی باور نداشتند و ندارند. جاحظ در المحاسن والاضداد، آورده؛ و الاربعاء یوم خنک و نحس. شعر منوچهری گویای همین روز تنگی و سختی و شوم است. چهارشنبه که روز بلاست باده بخور/ بسا تکین می خور تا به عافیت گذرد.

این است که ایرانیان آتش افروزی شب عید و پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا با پیش آمد سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه (به باور تازیان) بر کنار مانند.

درباره مراسم آتش افروز گفتیم که چند روز به نوروز مانده، در کوچه آتش افروز می گردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر که رخت رنگ به رنگ می پوشند به کلاه دراز و لباسشان زنگوله آویزان می کنند و به رویشان صورتک می زنند یکی از آنها دو تخته را به هم می زند و اشعاری می خواند؛

آتش افروز آمده/ سالی یک روز آمده

آتش افروز صفیرم/ سالی یک روز فقیرم

روده و بوده آمده / هرچی نبوده آمده

و دیگری بازی در می آورد. در این وقت میمون باز، بندباز، طوطی، خرس به رقص و غیره کارشان رواج دارد. آتش افروزی در شب چهارشنبه سوری از کوچه محله های شهرها و روستاها تا دشت و تپه ها و کوه ها معمول قریب به اتفاق ایرانیان است. عشق به آتش برای ایرانیان، سابقه ای کهن تر از دیر مغان دارد. قدمت این سابقه را می شود در روزگاری که ایرانیان و هندیان هنوز با هم می زیستند جست وجو کرد که عناصر نور، آسمان، آفتاب و آتش را می ستودند.

زیرا که آتش شعله ور، نور و حرارت می بخشد و بالنده است و به آسمان سر می کشد. بی جهت نیست که ریگ ودا کتاب مقدس هندوان با سرود آتش آغاز شده است و آریاییان رب النوع آتش (آدروان یا آتروان) را فرزند خدای بزرگ (آسمان صاف) می دانستند و در پیدایش آتش و حرمت آن عقایدی داشتند.

در اوستا آمده است؛ آذر پسر اهورامزدا، ای آذر مقدس ارتشتاران، ای ایزد پر از فر، ای ایزد پر از درمان، آذر پسر اهورامزدا، با همه آتش ها.

از اساطیر ایرانی، آتش نمودی از اهورامزدا و دورنمایی از اهریمن است که در مبارزه با اهورامزدا به آن راه یافت.

برخی ناآگاهان به خاطر همین باور ایرانیان نسبت به آتش، ایرانیان را در برابر خداپرست، آتش پرست می دانند. باید گفت ایرانیان آتش پرست هستند اما پرستش در حقیقت به معنی پریستاری است یعنی حافظ و محافظ.

ایرانیان حافظ آتش هستند و آتش پرست به معنی محافظ آتش است نه به معنی پرستش آتش در برابر پرستش خدا. زردشت با برگزیدن آتش به عنوان سمبل دین خود از پیروان خود خواسته است که:

۱) همانند آتش پاک و درخشان باشند.

۲) همانگونه که شعله های آتش به سوی بالا زبانه می کشد، پیروان دین هم به سوی بالا، به سوی روحانیت، به سوی انسانیت و سرانجام به سوی ترقی و تعالی پیشروی کنند.

۳) همانگونه که شعله آتش هرگز به سوی پایین جذب نمی شود، آنان هم سعی کنند مجذوب خواهش های پست نفسانی نشوند و همیشه آمال بزرگ معنوی را در نظر داشته باشند.

۴) همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود، آنان هم با بدی ستیزند بی آنکه خود را آلوده بدی ها کنند.

۵) همانگونه که از یک اخگر می توان آتشی برافروخت، با روی و مکر یک انسان نیکوکار نیز، روان های بی شماری پاک و منزه خواهد شد.

۶) آتش با هر چه تماس بگیرد، آن را مثل خود شفاف و درخشان می کند. فرد باید پس از برخوردارشدن از فروغ دانش و بینش دیگران را از فروغ نیکی بهره مند سازد.

۷) همانگونه که آتش فعال و بی قرار است، و تا پایان عمر حتی لحظه ای از کوشش باز نمی ایستد، انسان هم باید مانند آتش فعال باشد و از کار و کوشش باز نایستد. اما آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک می کند، جزاشا (راستی) نیست که از راه اصول سه گانه اندیشه نیک (هوست)، گفتار نیک (موخت) و کردار نیک (هوریت) به دست می آید.

آتشکده ها در ایران باستان، نه تنها جای عبادت، بلکه دادگاه، درمانگاه و دبستان هم بود. موبد در این مکان به دادرسی می پرداخت و در آنجا بیماران جسمی و روحی معالجه می شدند و اطفال، دروس دینی و معنوی می آموختند. علاوه بر اینها، آتشکده ها مجهز به کتابخانه های عمومی هم بودند که مورداستفاده باسوادان آن روز قرار می گرفت. در یسنای ۱۷، بند ۱۱ پنج قسم آتش تشخیص داده شده است از این قرار:

۱) برزی سونگهه؛ که در تفسیر پهلوی به بلندسوت (بزرگ سود) ترجمه شده است.

۲) وهومزیان و آن آتشی است که در کالبد انسان و دام است. به عبارت دیگر حرارت غریزیه است.

۳) اوروازیشت، و آن آتشی است که در رستنی ها و چوب ها موجود است.

۴) وازیشت، و آن آتش برق است و همان آتشی است که از گرز تشتو ایزد شراره کرد و دیو سپنچکره را هلاک کرد.

۵) سپینشت، و آن آتشی است که در گزرمان (خانه سرود و آتش) جاویدان فروزان است.

منشاء آتش همان نور است. در قرآن حکیم نیز در آیه ۳۶ سوره مبارکه نور، خدا را فروغ آسمان ها و زمین می داند و می فرماید؛ الله نورالسموات والارض. این سخن از قرآن، مانند سخنان بند ۱های ۱ یسنا است که می گوید؛ خدا گوهر پاک مینویی یا نیروی پاک مینویی نادیدنی است.

می دانیم که فروغ و نیرو، هردو یکی است. هر آینه جایی نیست که در آن فروغ یا نیرو نباشد. برای همین است که می گویند آفرینش جهان از فروغ یا نیرو است. در همین سوره از قرآن، در پشت سر همان آیه، فروغ آسمان ها و زمین را مانند چراغی در چراغدان می خواند و می فرماید؛ مثل نوره کمشکواه فیها مصباح؛ نمایش فروغ او مانند چراغدانی است که در آن چراغ باشد.

از گفته های این آیه می توانیم دریابیم که چراغدان در اینجا همان آسمان ها و زمین و دیگر آفریده های پاک ایزدی است که فروغ یا نیرو در درون آنها است. یعنی این جهان عنصری مانند چراغدانی است که آن چراغ خدایی یا آن فروغ و نیرو در درون آن است و از آنجا به جهان و جهانیان پرتوافشانی می کند.در اینجا جا دارد به ترقه چهارشنبه سوری نیز اشاره ای کوتاه بیندازیم.

در ایران باستان، درون آتش ساقه های دخت کاج می انداختند. این ساقه ها در هنگام سوختن می ترکید و صدای ترقه نیز از آن می آمد و با این ترقه بوی خوشی نیز فضا را پر می کرد. امروز متاسفانه از ترقه هایی سود جسته می شود که هم خطرناک است و هم مردم آزار. امید آنکه جوانان با فرهنگ این کهن بوم و بر مرز پرگهر در زنده نگه داشتن فرهنگ راستین ایرانی آریایی به پا خیزند و از فرهنگ ایرانی و غیرایرانی خودداری کنند.

دکتر فاروق صفی زاده

منابع مطلب در دفتر روزنامه موجود است.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟!

 

۱) دوشنبهشب میهمان عزیزی داشتم كه از بستگان نزدیك است؛ میگفت در دانشگاه دخترش، استادی دانشجویان را تهدید كرده كه چنانچه در كلاس درسش -كه فردا دیرهنگام عصر مقارن با اوج شلوغیها و ناامنیهای ناشی از چهارشنبهسوری هست- شركت نكنند آنها را در این درس مردود خواهد كرد. میگفت استاد مربوطه ظاهرا یكی از افراد تیپ گروههای فشار و تندمزاج است و نگران بود كه بازگشت دختر جوانش در ساعات تاریك شب و در اوج ترافیك، برایش مشكلزا باشد. تصمیم داشت همراه دخترش در كلاس درس شركت كند تا هنگام بازگشت، همراهش باشد. نگرانیاش كاملا قابل درك است.

۲) دو هفته پیش فیلم چهارشنبهسوری را دیدم. تعریف فیلم را از قبل زیاد شنیده بودم ولی آنچه بیش از هر چیز در ذهنم تداعی میشد این بود كه دو سال پیش زمانی كه فیلم در زمینهای از آتش و انفجارهای چهارشنبهسوری ساخته میشد، برادر یكی از هنرپیشههای اصلی فیلم در جای دیگری در روز چهارشنبهسوری طعمه انفجار یا آتشسوزیهای آن روز شد و جان به جان آفرین تسلیم كرد.

۳) امروز كه به خانه برمیگشتم رادیو مصاحبهای داشت با رئیس بیمارستان چشم فارابی كه در آن، او توضیح میداد كه آمار مراجعان به آن بیمارستان در سال گذشته به نسبت ۳ سال پیش از آن به یكباره حدود ۸۰ درصد رشد داشته است. او میگفت كه سال گذشته چشمهای ۳ نفر از مراجعان به كلی تخلیه شد و چشمهای دهها نفر هم به دلیل آسیب زیاد بیناییاش را كاملا از دست داد. او میگفت كه بیشتر این صدمات ناشی از انفجار موادی به نام نارنجك است كه مثل نارنجك جنگی تركشهایی را به اطراف پرتاب میكند و تلفات زیادی برجای میگذارد و بخشی از مصدومان ناشی از آن، عابرین بیگناه و كودكان معصومی هستند كه بیخبر از ماجرا از حوالی آن عبور میكرده یا احیانا فقط تماشاچی بودهاند. همین امروز در گزارش دیگری خواندم كه در سال گذشته ۲۳ درصد از مراجعان به مراكز درمانی كل كشور در روز چهارشنبهسوری دچار جراحاتی از ناحیه چشم بودهاند كه آمار بالایی است. رئیس مركز آلودگی هوا هم گزارش میداد كه در سال گذشته فقط آلودگی ناشی از منواكسید كربن در چند نقطه از شهر تهران به نسبت روز قبل از آن حدود ۵۰ درصد افزایش داشته كه تماما به خاطر احتراقهای ناقص ناشی از انفجارها و مواد آتشزا بوده است كه این رشد سمی در هوای شهر وحشتناك است.

۴) چهارشنبهسوری یكی از آیینهای باستانی ایرانیان است. من كاری به اختلاف تاریخدانان ندارم كه این رسم مربوط به قبل از اسلام و یا بعد از آن است.

آنچه میخواهم در اینجا تاكید كنم این است كه آیین چهارشنبهسوری نقطه آغاز جشنهای بهاری است. به معنای جشن به همین دلیل در تركیب آن آمده است. در این آیین، خانوادهها دور هم جمع میشوند و با پریدن از روی آتش نمادین، آرزوی دفع شر و بلا در طول سال بعد میكنند. آجیل مشكلگشا كه از نشانههای این مراسم است، نگاه دیگری است به گرهگشایی از كارهای بازمانده و قاشقزنی و پارهای مراسم دیگر نیز نشانههای حاجت خواستن و برآورده شدن آنهاست. من در اینجا نمیخواهم از منظر روشنفكری به چالش این مفاهیم یا سمبلها بنشینم. آنچه مقصود این یادداشت است طرح این سوال است كه با ترتیبی كه پیش میرود آیا نشانههای سنت چهارشنبهسوری به پارهای روشهای خشن و بیمعنا قلب و تحویل نشده است؟ انفجارهای مهیبی كه پارهای از آنها چیزی كمتر از مهمات جنگی ندارندكدامیك از مفاهیم اصیل اولیه را تداعی میكنند؟ تلفات و خسارات غیر قابل جبران ناشی از این انفجارها در پی انتقال چه مفهومی است؟ ترویج مهر و دوستی و جشن و شادمانی و گرهگشایی؟ بیتردید هیچكدام. پارهای از تحلیلگران گفتهاند كه چهارشنبهسوری بهانهای برای تخلیه انرژیهای نهفته جوانی شده است. این سخن با توجه به محدودیتهای زیادی كه در جامعه ما برای جوانان وجود دارد سخن قابل تأملی است اما مهمتر از آن این است كه آنقدر در طول سالیان گذشته از سوی پارهای نهادهای فرهنگی نسبت به سنتهای ملی یا تمدنی بیتوجهی شده و یا تلاش برای جایگزین كردن بدیلهایی برای آنها صورت گرفته كه امروز اگر كسی حتی به نحوه و شكل برگزاری این آیینها هم انتقادی كند با واكنش منفی افكار عمومی مواجه میشود؛ حساسیتها به قدری افزایش پیدا كرده كه گویی انتقاد به نحوه اجرای آیینها انتقاد به اصل آنهاست. طبیعی است كه از منظر جامعهشناختی این حساسیتها با افزایش برخوردهای پلیسی رشدیابنده باشد.

به نظر من اما چهارشنبهسوری به شكل وحشتناكی كه این روزها در پارهای شهرهای بزرگ دیده میشود برخلاف سایر آیینهای ایرانی در حال قلب شدن به یك پدیده بیمعنا، وحشتآور، پرخطر و آزاردهنده شده است كه تأملبرانگیز و نگرانكننده است و انتظار این است همه آنانی كه مدعی حفظ نشانگان و آیینهای ملی هستند بیشتر از دیگران نسبت به تحول منفی در این آیینها و قلب معنا و مفهوم آنها حساس باشند.

كریم ارغندهپور

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تلخکامی های چهارشنبه سوری

 

زنده نگه داشتن آداب و رسوم کهن و آیینهای مردمی زمانی خاطره انگیز، لذت بخش و دوست داشتنی است که موجب آزار و اذیت دیگران و یا صدمه به خود فرد نشود.

رسم چهارشنبه سوری یکی از رسمهایی است که معمولاً با اتفاقات ناگواری همراه می شود و شیرینی انتظار آمدن نوروز را به تلخی تبدیل می کند.

مراسمی که بعضی ها آنقدر در برگزاری آن به راه افراط می روند و بسیاری از خانواده ها را از نیمه دوم اسفند ماه مضطرب و نگران می کنند، تا آنجا که چهارشنبه آخر سال به جای آن که با آتش بازی، نورافشانی و خاطره های شاد همراه باشد، تبدیل می شود به «چهارشنبه سوزی» همراه با غم و درد و غصه!

به طور حتم، آگاهی و هوشیاری خانواده ها می تواند در کاهش صدمات و آسیبهای چهارشنبه آخر سال، بسیار مؤثر واقع شود و لطمه های وارده به چشم، گوش، پوست و... ناشی از انفجار ترقه و وسایل آتش بازی کودکان و نوجوانان را به حداقل برساند.

از همین رو، با چند نفر از متخصصان در همین زمینه گفتگویی داریم که شما را به مطالعه آن دعوت می کنیم.

● گوشتهای سرخ و سوخته

دکتر محمدحسن آموزگار فوق تخصص جراحی پلاستیک و ترمیمی و عضو هیأت علمی دانشگاه در این باره می گوید: مهمترین مسأله در پیشگیری از حوادث این مراسم، آگاهی والدین برای عدم استفاده فرزندانشان از مواد و وسایل آتش بازی دست ساز است. چون لوازم آتش بازی که امروز، در تمام نقاط دنیا به کار برده می شود، استاندارد سازی شده و تمام نکات ایمنی در آن لحاظ شده است، اما مواد دست ساز چون از نظر میزان ماده منفجره کنترل نمی شود، بنابراین ضریب انفجارشان بالاست و به تبع آن ضریب ایمنی بسیار کاهش می یابد. به همین دلیل هم هنگام استفاده اغلب صدا و انفجار کنترل نشده ای دارد، به طوری که حتی باعث کنده شدن آسفالت خیابان یا سنگ دیوار می شود. پس به همان اندازه نیز می تواند ضایعه ایجاد کنند و کشنده باشند.

نکته دوم این است که در همه جای دنیا برای مراسم آتش بازی و جشنهای آیینی، اماکن خاصی را در نظر می گیرند و آن جا را به تمام تجهیزات برای پیشگیری از احتمالات ممکن مجهز می سازند. برای مثال اورژانس و آتش نشانی در محل مستقر است تا اگر حادثه ای رخ داد به سرعت وارد عمل شوند و به کمک مصدومین بشتابند. خوشبختانه امسال در تهران مقدمات حضور نیروهای اورژانس و آتش نشانی فراهم شده است.

وی می افزاید: ما برای زنده نگهداشتن آداب و رسوم و سنتهای دیرین، برآورده کردن نیازهای روحی روانی و عاطفی قشر جوان جامعه، برای پیشگیری از حوادث و سوانح و... آسیبهای اجتماعی و... و سرانجام برای ایجاد زمینه شادابی و نشاط جامعه نیاز به برنامه ریزی داریم و باید محیطی سالم و ایمن برای تخلیه هیجانات طبیعی جوانان فراهم کنیم تا ان شاء ا... با هیچ حادثه ای که همراه با عوارض بسیار ناگوار است، در این ایام روبه رو نشویم.

ما در بخش سوختگی بیمارانی داشتیم که به خاطر شرکت در این مراسم و استفاده از مواد محترقه غیر استاندارد چشم، دست، پا و یا قسمتی از بدن خود را از دست داده و در مواردی نیز پس از تحمل درد و رنج طاقت فرسای ناشی از سوختگی شدید زندگی را بدرود گفته اند. ضمن آنکه در برخی موارد نیز عابران و رهگذران بی گناه قربانی بازیهای کودکانه و نادرست کسانی شده اند که از مواد و لوازم دست ساز برای آتش بازی استفاده کرده اند.

دکتر آموزگار با تجربه چند ساله مسؤولیت در بخش سوختگی به عوارض ناگوار و غیرقابل جبران این حوادث اشاره کرده و می گوید: آنچه در پیشگیری از بروز عوارض خطرناک، آتش بازی قابل توجه است این است که افراد باید هنگام مراقبت از مصدوم، موظب سلامت خودشان باشند، چون زمانی می توانند به مصدوم کمک کنند که خودشان سالم باشند.

بنابراین در صورتی به کمک مصدوم بشتابند که خودشان در خطر نباشند. به علاوه در صورتی که با فوریتهای پزشکی آشنا نیستند و اطلاعات صحیح پزشکی ندارند، اقدام به کمک نکنند و فقط باید با ۱۱۰ و ۱۱۵ تماس بگیرند و حادثه را اطلاع دهند تا پرسنل دوره دیده و آشنا به فوریتهای پزشکی و کمکهای اولیه با تجهیزات لازم به محل حادثه برسند، زیرا در چنین موقعیتی اول باید کمک بخواهند، سپس فرد مصدوم را از محل انفجار و آتش دور کنند و در صورت امکان لوازم و وسایل انفجاری نظیر ترقه و مواد آتش زا را از محل دور کنند تا انفجار مهیب تری رخ ندهد.

به گفته دکتر آموزگار، در چنین حوادثی اغلب اطرافیان دستپاچه شده و نمی دانند چگونه با فرد مصدوم برخورد کنند و توصیه می شود وقتی با چنین فردی روبه رو شدند، اول او را به پشت بخوابانند و پاهایش را کمی بالا نگه دارند و چیزی برای خوردن و آشامیدن به او ندهند و در حالی که به او دلگرمی می دهند، نفس کشیدن وی را کنترل کنند و سریعتر مصدوم را به اورژانس برسانند. چنانچه لباس فرد آتش گرفته از دویدن وی جلوگیری کنند و برای خاموش شدن آتش او را وادار به غلتیدن روی زمین و نرسیدن اکسیژن به آتش کنند.

● خطر کوری جدی است

دکتر محمدرضا صداقت، فوق تخصص قرنیه و عضو هیأت علمی دانشگاه در این خصوص با اشاره به آمار مراجعان همه ساله مصدومان چشمی در اثر انفجار ترقه و مواد آتش زا یادآور می شود: در حوادث آتش بازی و انفجار ترقه، بیشترین و بزرگترین آسیبها ممکن است به چشمها وارد شود که عوارض غیرقابل جبران از جمله نابینایی را به دنبال دارد.

این پزشک متخصص درباره اقدامهای اولیه برای جلوگیری از عوارض وخیم تر چشمی می گوید: در مواردی که مایعاتی مانند نفت یا مواد شیمیایی به چشم پاشیده شود، باید چشم مصدوم حتماً با آب معمولی شسته شود و معمولاً این کار را در حالی که سر مصدوم داخل دستشویی گرفته شده و آب از روی آلودگی می گذرد و از صورت بیرون می ریزد باید حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه انجام شود، سپس باند یا گاز استریل روی چشم بگذارید و مصدوم را به بیمارستان برسانید.

وی تصریح می کند: در صورتی که جسم خارجی در چشم مصدوم فرو رفته باشد، اصلاً آن را دستکاری نکنید و در این وضعیت حتی شستشوی چشم لازم نیست، زیرا ممکن است فرورفتگی جسم خارجی عمیق تر شود و عوارض بدتری به جا بگذارد. فقط کافی است چشم را بدون دستکاری با یک دستمال تمیز بپوشانید و مصدوم را به اورژانس برسانید.

اگر مصدوم کودک است، به او بگویید که چشمهایش را بی حرکت نگه دارد تا از آسیب بیشتر به چشم جلوگیری شود و از همه مهمتر به فرزندان خود آموزش دهید هرگز ترقه به سمت دیگران پرتاب نکنند.

● آسیبهای شنوایی

دکتر مهدی درخشان متخصص گوش، گلو، بینی نیز درباره آسیبهای شنوایی در اثر صدای انفجار و ترقه ها توضیح داده می گوید: در صورتی که صدای انفجار بلند باشد، ممکن است که منجر به پارگی پرده گوش شود و آسیب جدی به سیستم شنوایی وارد کند و در این گونه موارد چنانچه صدای بلند و ضایعات آن منجر به پارگی پرده گوش شود باید خیلی سریع روی گوش را بپوشانید و مصدوم را به اولین مرکز درمانی برسانید که در بعضی موارد خود به خود پارگی ترمیم می شود و گاهی اوقات نیاز به جراحی می باشد.

در صورتی که بعد از صدمه دیدن گوش احساس درد کردید، احتمال وجود جسم خارجی در گوش وجود دارد که توصیه می شود هرگز آن را دستکاری نکنید و چیزی داخل گوش نکنید و بلافاصله به اورژانس مراجعه کنید.

وی صداهای ناشی از ترقه زدن و انفجار مواد محترقه را برای سیستم شنوایی مضر دانسته و تأکید می کند: والدین فرزندان خود را از این کار منع نمایند و اجازه ندهند با آلودگی صوتی ایجاد شده توسط ترقه و فشفشه و نظیر آن فرزندشان دچار کاهش شنوایی گردند. در مواردی که ترقه کنار گوش منفجر شود، ممکن است که به عصب شنوایی آسیب برسد و درست مانند خمپاره ای که در جبهه منفجر شود و عصب گوش را صدمه بزند، همین ترقه کوچک هم می تواند به همان اندازه خطرناک باشد.

دکتر درخشان اضافه کرد: عوارض صدمه و آسیب عصب گوش با سوت کشیدن و صدای گوش گاهی تا پایان عمر فرد را گرفتار می سازد.

● آتش بازی غیراستاندارد

دکتر غلامرضا خزاعی متخصص پوست وعضو هیأت علمی دانشگاه نیز به جراحات پوستی ناشی از سوختگی و انفجار اشاره کرده و خاطرنشان می کند: در بازیهای چهارشنبه سوری از همه شایعتر آسیب پوست است که یا به صورت سوختگی و یا جراحات کوچک و بزرگ تا عمق پوست مجروح می شود. وسایل آتش بازی غیراستاندارد اغلب در دست بچه ها و یا بزرگترهای مصرف کننده منفجر می شوند و بسته به نوع انفجار، جراحات سطحی و عمقی ایجاد می کنند که در برخی موارد خونریزی پوست مثلاً انگشتان دست خطری جدی برای جوانان و کودکان است.

این متخصص معتقد است، در چنین مواردی که زخم ایجاد شده با خونریزی همراه است، باید برای بند آوردن خون آن روی زخم را محکم فشار دهید و دستمال تمیزی روی آن بگذارید و در حالی که به آرامی آن را می فشارید، قسمت صدمه دیده را از سطح قلب بالاتر بگیرید و اگر مصدوم کودک است، او را بخوابانید؛ چون بی حرکت بودن او به کاهش فعالیت قلب در نتیجه کاهش شدت خونریزی می انجامد. سپس به سرعت فرد حادثه دیده را به مرکز مجهز درمانی برسانید. برای سوختگیهای ناشی از آتش بازی نیز بسته به درجات سوختگی باید در مراکز اورژانس و سوختگی اقدام به درمان نمایید.

دکتر خزاعی با تأکید بر آموزش کودکان و جوانان توسط والدین و آشنا کردن آنان با خطرات بازی با مواد محترقه و آتش برای پرهیز از بازیهای پردرد سر به فروشندگان این وسایل نیز توصیه می کند با ناآگاهی و فروش مواد غیراستاندارد جان هموطنان خود به ویژه جوانان و کودکان را به خطر نیندازند. از رسانه های عمومی نیز درخواست می کند در جهت آموزش عموم خانواده ها تلاش کنند.

پروین محمدی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دغدغه های چهارشنبه سوری

 

چهارشنبه سوری که میشود دوباره ترس و البته اندکی هیجان وجودمان را سرشار میکند، صداهای مهیب و گوشخراش و خطرناک از دور و نزدیک به گوش میرسد و تو هیچ شباهتی بین آنچه باید باشد و بوده و آنچه هست نمیبینی. سرخی زیبا و نه چندان مهربان آتش جای خود را به صدای مهیب مواد منفجرهای میدهد که در ساخت آن کمترین اقدامهای ایمنی رعایت نشده است. مادران و پدران تا دیروقت نگران جگرگوشههایشان هستند که در جستوجوی شادی و نشاط و شادابی به استقبال حادثه رفتهاند. بسیاری جهت تماشا میروند، اما معلوم نیست که خطر در کمین سلامتشان هست یا نه؟ اکثراً هم نمیدانند دلیل اولین جشن چهارشنبهسوری چیست. اما آنچه جلبشان میکند هیجان است و همچنین دستیازیدن به چیزی که از آن منع میشوند.

مدتها قبل از این شب، آمار زخمیها، مصدومها، آتشسوزیها و حوادث آنگفته میشود، غافل از آنکه این اخبار مانع از ایجاد هیجان در جوانان نمیشود. آیا نمیتوان با مطالعه دقیق جامعهشناختی و روانشناختی به تبیین باورهای باستانی همت گماشت و از انحرافهای آن جلوگیری کرد؟ آیا بهتر نیست با تهیه ترقههای استاندارد و فشفشهها و مواد محترقه بیخطر راه خطر را برسلامتی جگر گوشههایمان ببندیم؟ این سوالی است که روزهای پایانی سال در ذهن هرانسان دلسوز شکل میگیرد.

یکی از کهنروزهایی که از دیرباز درمیان ایرانیان با شور و شوق خاصی انجام میگرفت آیین چهارشنبهسوری است که همین نام بیانکننده شادی، سرور و نشاط آن است.

چهارشنبهسوری از دو کلمه و تشکیل شده است. منظور از چهارشنبه آخر سال است و در فارسی به معنی رنگسرخ یا گلسرخ و همچنین به معنی جشن است و از پیدایش آن روایتهای گوناگون نقل شده از جمله چون چهارشنبه آخر سال در بعضی از نقل قولها نحسی دانسته شده است آتش میافروختند تا نحوست و پلیدیها از بین برود.

امروزه در اکثر کشورها از روزها، آیینها و جشنهای ملی جهت ایجاد نشاط و شادابی اجتماعی، همچنین ایجاد وحدت، همبستگی و انسجام ملی استفاده و بهرهبرداری میکنند. به ویژه جشنها، آیینها و روزهایی که به دور از تعصبات قومی، نژادی و قبیلهای باشد. اما کشور ما با وجود تنوع اقوام و آرا و اندیشههای فرهنگی عمدتاً در اجرا و برگزاری مراسم و آداب ملی بعضاً با تنش و آثار منفی و بحرانزا همراه بوده است.به ویژه در برگزاری جشن چهارشنبهسوری که از قدمت چندهزارساله برخوردار است و توسط گروههای مختلف مردم به ویژه جوانان درشب آخرین چهارشنبه سال برپا میشود. متاسفانه به خاطر بیبرنامگیها و عدم درک متقابل از سوی مردم و مسوولان، مشکلات و معضلاتی را به همراه داشته است. البته عملکرد برخی از مردم به ویژه جوانان در نحوه برگزاری این جشن و همچنین برخورد نادرست برخی از مجاری رسمی به ایجاد بحران در این شهر دامنزده است.

مراسم جشن چهارشنبهسوری با قدمت چندهزارساله به شکلهای گوناگون به حیات خود ادامه داده و مردم هرگوشه از سرزمین ایران اسلامی با گرایشهای قومی، قبیلهای، نژادی و مذهبی برپایه فرهنگ و باورهای اصیل و بیآلایش خود با آداب و رسوم خاص خود آن را ارج نهاده و برپا میکنند. از آنجایی که این شب پیش از فرارسیدن عید نوروز برگزار میشود در حقیقت با برپایی آن به استقبال نوروز بزرگترین جشن سال میروند و نسبت به سایر جشنهای دیگر که در طول سال برگزار میشود از هیجان، شور و نشاط بیشتری برخوردار است و در قومهای مختلف با آداب و رسوم ویژهای همچون افروختن آتش، تهیه آجیل مشکلگشا، آش چهارشنبهسوری، قاشقزنی و... همراه میشود. متأسفانه طی چند سال اخیر با تهیه و تولید وسایل آتشزا و ترقههای پر سروصدا و خطرناک و غیراستاندارد موجب مزاحمت و آسیبهای جدی جسمی، روحی و اقتصادی برای مردم شده است و تاکنون هیچ مرجعی با برنامهای مشخص در اجرای این جشن و همچنین برای مقابله با این معضل وارد میدان نشده است. مشکل بعدی زمانی است که مسوولان و متولیان امر در طول سال به فکر چاره جهت نحوه و چگونگی اجرای صحیح و سالم اینگونه برنامهها برنیامده و به محض نزدیک شدن به این روز با اقدامها و برنامههای فوری و مقطعی به فکر ساماندهی آن هستند و بعضاً تصمیمها و برنامههای آنها قبل از اینکه اجرایی شود، چهارشنبهسوری تمام میشود.

باتوجه به اینکه مراسم جشن چهارشنبهسوری ابعاد اجتماعی قابل توجهی یافته است این مراسم بار مالی بسیاری به مجموعههای شهری، پزشکی، انتظامی و ... تحمیل میکنند که موجب عوارض و تبعات منفی جسمی قابل توجهی میشود و گاهی از نقص عضو دائمی گرفته تا مرگ حتمی را در پی دارد. خسارتی که خود با بروز تضاد و جدال میان گروههای مختلف مردم به اختلافهای اجتماعی دامنزده و طی سالهای اخیر نوع عوارض و آسیبها، دامنه تضاد و مصادیق اعمال خلاف عرف و اخلاق، تنوع و گسترش یافته است. عملکرد دولت نیز اساساً انفعالی بوده و حداکثر ملاحظات کوتاهمدت مهارکننده درباره آن صورت گرفته است. به علاوه رویکرد مداخلات تقابلی، امنیتی و انتظامی بعضاً موجب ایجاد اثر معکوس و منفی و منجر به برافروخته شدن حساسیت شده است.

باتوجه به اینکه مردم ایران با وجود تفاوتهای فردی و گروهی اساساً پایبند اصول اخلاقی، دینی و مذهبی هستند و از سوی دیگر جامعهکنونی یک جامعه جوان، پویا و پرتحرک است و این گروه بنا براقتضای خود بیشتر متوجه جنبههایی از فرهنگ، آداب و رسوم میشوند که توأم با نشاط، تحرک و شادابی بیشتر باشد، جشن چهارشنبهسوری به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود بسیار مورد توجه جوانان بوده و هرساله نسبت به سالهای گذشته به صورت گستردهتر و مفصلتر برگزار میشود. اما تنوع و گوناگونی فرهنگی اگر همراه با دو اصل اخلاق و ادب اجتماعی یعنی از یکسو و از سوی دیگر نباشد منجر به بروز تضادهای اجتماعی و همچنین خسارتهای زیادی به جان و مال مردم، جوانان، منازل، منابعطبیعی، پارکها، خیابانها، اتلاف وقت برای امنیت و سرویسدهی ترافیک، آلودگی و... میشود.

در ساماندهی جشن چهارشنبهسوری همانند بسیاری از برنامههای ملی، نیازمند تشکیل یک ستاد (البته ماههای قبل) جهت برنامهریزی، سیاستگذاری، ایجاد هماهنگی و... بین دستگاهها و سازمانهای ذیربط هستیم تا با شرح وظایف مشخص و تعریف شده بتوانند اقدامات موثرتری را در برگزاری این جشن انجام دهند.

با این تفاسیر پیشنهادهای ذیل جهت اجرای بهتر، سالمتر، شادتر و کمخطرتر جشن چهارشنبهسوری ارائه شود:

▪ تولید و عرضه اقلام محترقه، نورافشان بیخطر، استاندارد و ایمن به صورت آزاد از طریق تولیدکنندگان دارای مجوز

▪ جلوگیری از ورود و توزیع مواد محترقه خطرناک و غیرمجاز

▪ برخورد جدی و قهری انتظامی، قضایی با تولید و عرضهکنندگان مواد محترقه خطرناک و غیراستاندارد

▪ برنامهریزی و طراحی جهت اجرای مراسم نورافشانی جذاب در میادین و نقاط مهم و حساس شهر و برگزاری مراسم شادمانی با همکاری و مشارکت مردم

▪ اطلاعرسانی، آگاهی و فرهنگسازی میان مردم به جهت استفاده صحیح از مواد محترقه استاندارد و مجاز و تبعات منفی ناشی از استفاده از مواد غیرمجاز

▪ مراقبت جدی از امنیت اجتماعی و جلوگیری از تحرکات افراد و گروههایی که منجر به سوء استفاده از این مراسم میشوند

▪ آگاهسازی دانشآموزان مقاطع مختلف تحصیلی از خطرات و عواقب استفاده از مواد محترقه غیرمجاز

▪ تهیه و تدوین جزوات، بروشورها و... درخصوص مسائل فرهنگی، اجتماعی و امنیتی کابرد مواد محترقه غیراستاندارد

▪ آمادگی جدی دستگاهها و سازمانهای انتظامی، امدادی، اورژانس، آتشنشانی و...

▪ تهیه و پخش فیلمهای مربوط به حوادث چندساله گذشته در مورد استفاده از مواد محترقه آتشزای خطرناک و غیراستاندارد

▪ واگذاری امکانات و فضاهای مناسب جهت اجرای عملیات نورافشانی توسط شهرداریها و یا سایر دستگاهها و سازمانهای ذیربط

▪ عدم برخورد فیزیکی و قهرآمیز با افراد خاطی

▪ ارائه نکات ایمنی لازم جهت پیشگیری از بروز حوادث ناشی از اجرای مراسم چهارشنبهسوری

▪ مصاحبه با عوامل انتظامی، دانشآموزان و به خصوص مصدومان حادثهدیده سالهای گذشته.

محمود حاجیانمطلق

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قدمت چهارشنبه سوری

 

بررسی قدمت جشن و سرور های ایرانی، همواره جذابیت خود را داشته اند. آن چه در ادامه می آید گفت و شنودی با رضا مرادی غیاث آبادی است که در جلسات هفتگی بنیاد جمشید صورت گرفته و وب سایت SAVE PASARGAD در این باره درج کرده است.

▪ قدمت چارشنبهسوری چقدر است و آیا درست است که چون در ایران باستان ایام هفته وجود نداشته و زرتشتیان هم این رسم را برگزار نمیکنند، پس سنتی جدید است؟

ـ اسناد نویافته، نظریه نبودن روزهای هفته در ایران باستان را با قاطعیت رد میکند. نخست اینکه شمار هفتگانه روزهای هفته، در زمانهای بسیار دور از اهلههای هفتروزه ماه برگرفته شده و از آنجا که گاهشماری مهی (قمری) سادهترین و ابتداییترین شکل گاهشماری است و تشخیص اهلههای ماه، آسانترین و سریعترین شیوه درک گذر زمان است؛ بیگمان جوامع بشری از گذشتههای دور و بدون آموختن از یکدیگر، به آن پی برده و از آن بهره گرفتهاند. دوم این که در شاهنامه فردوسی بیشتر از یکصد و بیست بار واژه هفته بکار رفته است.

از آنجا که شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها و بازگویههای دوران باستان میدانند، بعید است که استاد بدون اینکه چنین مفهومی در متون مبنا بکار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد. سوم اینکه نگارنده در بررسیهای تقویم آفتابی نقشرستم (کعبه زرتشت) به سازوکار تعبیهشده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه، پی برده که جزئیات آن در کتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است.

چهارم اینکه متون مانوی، کاربرد فراگیر و گسترده روزهای هفته را تأیید میکنند. در نوشتارهای مانوی یافتشده در «تورفان» و نیز در «موگتاگ» از روزهای یکشنبه و دوشنبه با نامهای «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» یاد شده و این دو، روزهای روزهداری مانوی دانسته شده است. البته در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نامهای سیگانه برای روزهای ماه نیز استفاده میشده است و همچنین میدانیم که روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.

پنجم اینکه متون و منابع کهن چینی نیز کاربرد هفته در ایران باستان و حتی نام روزهای آن را گزارش کردهاند. در یک متن نجومی کهن بودایی که در سال ۷۵۹ میلادی از سانسکریت به چینی ترجمه شده و «یانگ چینگ فنگ» در سال ۷۶۴ میلادی حاشیهای بر آن نوشته است؛ از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در فارسی میانه و سغدی یاد کرده است.

در این متن، نام ایرانی روزهای هفته، که از یکشنبه آغاز میشوند، بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت (روز تعطیل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدی (در ورارودان/ آسیای میانه) این نامها بدینگونه با مبدأ یکشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشید روز)، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و جیان روز (کیوان روز). همانگونه که دیده میشود این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، یعنی خورشید و ماه و پنج ستاره روان (سیاره) شناختهشده در آن زمان برگرفته شده است. به این ترتیب دانسته میآید که روزهای هفته، همراه با نامهایی ویژه، در گاهشماریهای ایران باستان کاربرد داشته و حتی تعطیلی روز یکشنبه در تقویم میلادی از روز تعطیل ایرانی برگرفته شده است.

میدانیم که نام روز یکشنبه در هر دوی آنها به یک معنا است و «Sun day» دقیقاً به معنای «خورشید روز» است. اما در دوره ساسانی و همراه با دیگر تحریفهای بیشمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته را نیز از گاهشماری خود حذف میکنند و تنها نام روزهای ماه را بکار میگیرند. البته نامهای سیگانه روزهای ماه نیز در همه تقویمهای ایرانی بکار میرفته و خاص تقویم ساسانی نبوده است.

اما در باره بخش بعدی پرسش میتوان گفت که هر چند اسناد کافی از دیرینگی چارشنبهسوری در دست نیست، اما اشارههایی کوتاه که در تاریخ بخارای نرشخی و نیز در داستان نبرد بهرام چوبینه با پسر ساوهشاه در شاهنامه فردوسی باز آمده است و استاد حتی از واژه چارشنبه نیز بهره برده است، نشاندهنده دیرینگی بسیار آن است. اما بدلیل کمبود منابع نمیتوان قدمت قطعی آنرا مشخص کرد.

برگزار نشدن چارشنبهسوری توسط زرتشتیان نیز دلیل تازگی آن نمیتواند بود. چرا که همه اقوام و ادیان ایرانی بخشی از فرهنگ باستانی را پاس داشتهاند و برخی را فراموش کردهاند. خوشبختانه بتازگی بسیاری از هممیهنان زرتشتی نیز به برگزاری این آیین کهن روی آوردهاند.

▪ بعضی محققان چارشنبهسوری را شکل عوضشده جشن سده یا آتش نوروزی میدانند. آیا این درست است یا دلیل دیگری دارد؟

ـ بررسی آداب و آیینهای مردمی، روشنگر این پرسش است. همه سنتها، ترانهها، باورها و مراسمی که مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، در یک ویژگی با هم اینهمانی دارند: «راندن ناپاکیها و بدیها». ترانههایی و باورهایی که به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشکلگشا، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند (و آقای دکتر تورج پارسی به فراوانی شماری از آنها را در مقاله خود آوردهاند) و همچنین سوزاندن شاخههای خشکیده و علفهای هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتکانی، زدودن ناپاکیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیکهای بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود. چارشنبه ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر کدام آنها جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسیاری از نواحی ایران، هر سه ی این جشن های آتش برگزار میشود که نشانه مناسبتهای گوناگون آنها است.

▪ چرا ایرانیان چهارشنبه را نحس میدانستند؟

ـ ایرانیان نه تنها چارشنبه، که هیچ روز و شبی را بخودی خود نحس و بد یوم نمیدانستند و هنوز هم نمیدانند. در باورهای ایرانی هر روز سال به یکی از ایزدان منتسب است و گرامی داشته میشده است. بویژه روزهای پایانی سال که زمان بازگشت روان و فروهر درگذشتگان بشمار میآمده و آیینهایی بسیار زیبا و باشکوه در استقبال نمادین آنان برگزار میکردهاند. باورهایی اینچنین، به فرهنگهای وارداتی دیگر مربوط میشود.

▪ ارتباط مراسم چارشنبهسوری با آب در چیست و چرا دختران میبایست آب چشمه را بیاورند؟

ـ از یکسو میتوان گفت که در همگی جشنهای ایرانی آب و آتش در کنار یکدیگر و مکمل هم هستند. اما از سوی دیگر، از آنجا که چارشنبهسوری با پاکیزگی پایان سال در پیوند است، حضور آب جنبه کاربردی هم دارد. شکستن کوزههای آب علاوه بر نماد سال پرباران و حاصلخیز، کارکردی بهداشتی نیز دارد. میدانیم که جنس سفال کوزه ی آب با سفالهای دیگر متفاوت است.

کوزه را بگونهای متخلخل برمیساختهاند که موجب نفوذ آبی اندک به رویه بیرونی شود و تبخیر آن موجب خنکی آب درون کوزه گردد. روزنههای کوزه در گذر سال انباشته از ذراتی میشده است که آنرا برای سلامتی مفید نمیدانستهاند. اما در باره آوردن آب بدست دختران باید گفت که این منحصر به چارشنبهسوری نبوده و عموماً بر این باور بودهاند که مظهر (محل ظهور) چشمه، خاستگاه آناهید است و تنها دختران اجازه نزدیک شدن به آن را دارند. این باور هنوز هم در بسیاری از روستای ایران گرامی داشته میشود.

▪ چرا چهارشنبهسوری در سهشنبه برگزار میشود و آیا چهارشنبه درست است یا چارشنبه؟

ـ مبدأ شبانروز یک قرارداد است. در زمانها و نواحی گوناگون، گاه نیمه شب، گاه هنگام برآمدن خورشید، گاه هنگام نیمروز و گاه هنگام فروشدن خورشید را مبدأ و آغاز شبانروز میگرفتهاند. اینگونه رسوم هنوز هم در برخی نقاط ایران متداول است و برای نمونه در تاجیکستان و آسیای میانه همواره آغاز سال نو را از هنگام غروب خورشید در آخرین روز سال برمیشمارند و جشن میآرایند. برگزاری چارشنبهسوری در سهشنبه شب به روزگاری مربوط میشود که هنگام فروشدن خورشید، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته میشده است.

اما در باره پرسش دیگر میتوان گفت که امروز هر دو گونه این واژگان در متون ادبیات فارسی بکار رفته و هیچکدام اشتباه نیستند. در شاهنامه فردوسی و بسیاری از متون منظوم به شکل چارشنبه بکار رفته و در تداول عموم نیز همینگونه بر زبان میآید. البته این جشن با نامهای دیگری نیز تداول دارد.

▪ آیا پریدن از روی آتش عمل توهینآمیز به آتش نیست؟

ـ آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممکن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی میتوان کاری را توهینآمیز خواند که مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هممیهنان ما هیچکدام از اینکار، چنین قصدی ندارند و پریدن از روی آتش، بگونهای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدیهای هر شخص انجام میشود و مردمان خواستهاند تا با اینکار، آتش به آنان پاکی و تازگی هدیه کند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، کارهای ناهنجاری است که امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها کشانده است.

آیینی که نیاکان ما برای پاکیزگی زیستبوم خود انجام میدادند، ما همان کار را برای تباهی و آلودگی آن انجام میدهیم. بویژه که اخیراً کسانی کوشش کردهاند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم کودکان و نوجوانان به استفاده فرگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن کهن و شادیبخش ایرانی وارد کنند. از سوی دیگر میدانیم که در رادیو و تلویزیون ایران، نام چارشنبهسوری، یک نام شرمآور و اسباب خجالت دانسته میشود و هرگز از آن استفاده نمیکنند در حالیکه خرافیترین و ناهنجارترین آداب دیگر و مبتذلترین برنامهها را به فراوانی تبلیغ میکنند و اندیشه پاک کودکان میهن را به تباهی میکشند.

▪ آیا چارشنبهسوری در مناطق ایرانیتبار هم برگزار میشود؟

ـ از سوی باختر، در بخشی از کردستان که در بیرون از ایران امروزی واقع است؛ و در سوی خاور، در استان سینکیانگ چین و سرزمینهای ایرانیتبار یارکند و تاشقورغان و کاشغر با تفاوتهایی برگزار می شود. در تاشقورغان این جشن در سومین روز سال نو برگزار میشود و ضمن آتشافروزی و پریدن از آن، بر بالای بامها نیز به تعداد نفرات خانه، جام آتشی برمیافروزند.

در سرزمینهای اران و قفقاز، بمانند استانهای آذربایجان، در هر چهار چارشنبه اسفندماه این مراسم را تکرار میکنند. اما در آسیای میانه، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، این آیین کاملاً فراموش شده است و برگزار نمیشود. اما در بخشهایی از قرغیزستان با تفاوتهایی همچنان پایدار مانده است. اما این مراسم در قرغیزستان در غروب نوروز برگزار میشود و تنها شاخههای خشک درختی به نام «آرچا» سوزانده میشود.

در پایان به این نکته هم اشاره کنم که آیینهای چارشنبهسوری منحصر به آتشافروزی نیست؛ بلکه مراسم پیوسته دیگری همچون غذاهای دستهجمعی، سرودهای ویژه، قاشقزنی، فالگوش، بازیهای گروهی و نمایشهای سنتی هم دارد که امروزه بجای آن به سوزاندن لاستیک و انفجارهای مهیب و تباهی گذرهای شهر میپردازند. شیوه امروزی این جشن در شهرهای بزرگ هیچ ارتباطی با چارشنبهسوری ندارد و تنها نام آنرا برخود دارد.

برگرفته از: رسانه فرهنگی هنری پندار

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برگزاری جشن چهارشنبه سوری در مناطق گوناگون

 

جشن چهارشنبه سوری درنقاط مختلف کشور به شکل های تقریبا متفاوتی برگزار می شود. ضمن این که همگی در پریدن از روی آتش مشترک هستند و بیشتر هنگام پریدن از روی آتش، عبارت «سرخی تو از من، زردی من از تو» را می خوانند.

یکی از مراسمی که در چهارشنبه سوری در تهران برگزار می شد عبور زنان و دختران از زیر «توپ مروارید» بود. (توپ مروارید یا توپ مرواری، توسط سربازان شاه عباس در جزیره هرمز از پرتغالی ها به غنیمت گرفته شد. این توپ به غیر از بخت گشایی زن ها در روز چهارشنبه سوری، محل بستن جنایتکاران نیز بود.)

زن های شوهردار اعتقاد داشتند که با این کار خواسته های آنها برآورده خواهد شد و دختران نیز بر این باور بودند که با انجام این کار بخت شان باز می شود و برخی از آنها به توپ مروارید بند می بستند. همچنین در این روز مراسم «فالگوش» انجام می گرفت. به این صورت که نخست شخص نیت می کرد، سپس یک کلید دو دندانه را روی زمین می گذارد بعد به دیوار اتاق مجاور تکیه می زند و حرف های آنها را گوش می دهد. اگر حرف های آنها با خواسته هایش مطابقت داشته باشد، آن نیتی که کرده است برآورده می شود و برعکس. همچنین در این روز در تهران، برخی سرچهارراهی می ایستادند و قفلی زیر پا گذاشته و نیت می کردند و منتظر می ماندند، نخستین کسی که رد می شد اگر حرف های خوب می زد پس علا مت خوبی محسوب می شد و اگر آن شخص حرف های ناسازگار با نیت او می گفت، نشانه بدی بود.

در آخرین شب چهارشنبه سال، مردم کرمان فالی می گرفتند که به «فال چهارشمبو» شهرت داشت. در عصر آن روز تعدادی زن انگشتر خود را درون ظرف آبی می انداختند و آن را زیر درخت سبزی قرار می دادند. شب هنگام دختری نابالغ، ظرف را زیر لباس خود می گذاشت و زن های صاحب انگشتر دور او جمع می شدند. دختر همزمان با درآوردن هر انگشتر، بیتی می خواند. آن انگشتر متعلق به هر کس بود آن بیت فالش محسوب می شد. همچنین مردم کرمان در این شب آش می پزند که به «آش چهارشنبه سوری» معروف است به این صورت که نخود را می گیرند و بر هر نخود یک «قل هوالله احد» می خوانند و فوت می کنند. آن نخود را باعدس مخلوط کرده و صبح روز چهارشنبه با آن آش رشته می پزند و از خمیر آدمک درست می کنند و توی آش می اندازند که بپزد. همه از آن آش می خورند و برای همسایه ها کاسه همسایگی می فرستند، بعد می روند روی بام قدری از آش را از ناودان رو به قبله می ریزند پایین. زیرناودان یک جاروی نو می گذارند تا آش ها از توی ناودان بریزد روی جارو. آن وقت هر کدام یک رشته از جارو برمی دارند و برای سلا متی جانشان می خورند.»

مردم خراسان پس از پریدن از روی آتش، مقداری زغال که نماد سیاه بختی است و مقداری نمک که نشانه شور چشمی است و کمترین پول رایج کشور که نماد تنگدستی است را درون کوزه ای قرار می دهند و افراد خانواده برای دفع قضا و بلا دور سر خود می چرخانند و بعد کوزه را از پشت بام به درون کوچه می اندازند و به لهجه خراسانی می گویند «درد و بلا ی خنه ره رختم به توی کوچه» یعنی درد و بلا ی خانه را توی کوچه ریختم. در پایان افراد خانواده به شادی می پردازند و آجیل ویژه شب چهارشنبه سوری را می خورند.

چهارشنبه سوری در شیراز هم همراه با اجرای مراسم گوناگون است. مثلا برخی از زنان کاسه ای به دست می گیرند و درون کاسه پول یا فلزی قرار می دهند و درب خانه ها می روند و شی» درون کاسه را به صدا درمی آورند تا صاحبخانه باخبر شود. اگر صاحبخانه به آنها شیرینی و آجیل داد نشان خیر وبرکت است واگر چیزی نمی داد نماد بد شگونی و بد یمنی بود. همچنین در شب چهارشنبه سوری، زن های شیرازی به سعدیه می رفتند و در آب آنجا شنا می کردند و با جام دعا که جامی ویژه است که دور آن دعا نوشته شده است بر روی سر خود آب می ریختند و معتقد بودند که بخت دختران را می گشاید و برای زن های شوهردار نیز باعث می شد که علا قه شوهرشان نسبت به آنها بیشتر شود و سحر و جادوهایی که دیگران برای آنها کرده اند، همگی خنثی می شود.

یکی از مراسم رایج چهارشنبه سوری، «قاشق زنی» است که علا وه بر تهران در برخی از شهرها، از جمله شیراز نیز رایج است.

آیین «قاشق زنی»، نوعی فدیه به فروهر درگذشتگان است. قاشق و ظرف مسی نماد غذا و غذاخوری است و چون فروهر نیاکان به صورت نامرئی و ناشناخته به پایین میآیند تمثیل آنها نیز باید به همین شکل باشند و پسرها و دخترها با چادر سر کردن و پوشاندن روی خود، سعی می کنند که کسی آنها را نشناسد. آن گاه بر ظروف با قاشق می زنند به منظور این که خواستار غذا و فدیه هستند و سپس خانواده ها غذاهایی را درون ظرف هایشان می ریزند.

در کرمانشاه زن های آبستن چوب های خشکی را درون آتش می اندازند و اعتقاد دارند با آتش گرفتن هر چوب، درد و بلا یی از فرزندشان دور می شود.

مردم ایل های آذربایجان در بامداد چهارشنبه سوری به کنار رودخانه می روند و پس از نوشیدن مقداری آب، کوزه های خود را پر از آب می کنند و آن را برای نوروز در خانه خود نگه می دارند، در نظر آنها این آب متبرک است.

در روستاهای استان مرکزی در روز چهارشنبه سوری مراسم «شال اندازی» برگزار می شود به این شکل که جوانانی که نامزد دارند به پشت بام خود می روند و شال خود را به پایین که دختر هست می اندازند و او در شال نامزدش مقداری شیرینی و آجیل می پیچاند و پسر آن را به بالا می کشد.

جالب است که برخی از شهرهای غربی چین، تحت تاثیر آیین های ایرانی قرار گرفته اند نظیر شهرهای «یار کند»، «تاشغورقان» و «کاشغر» که مردم مراسم چهارشنبه سوری را در کنار درخت کهنسالی برگزار می کنند به اعتقاد آنها این همان درختی است که تیر آرش کمانگیر جهت مشخص شدن مرز ایران و توران بر آن فرود آمد و دور آن به آتش افروزی و شادی می پردازند.

در برخی از شهرهایی همچون ارومیه، زنجان، اردبیل و ... هر یک از چهار چهارشنبه ماه اسفند، نقش و نام معینی داشتند که از آن جمله درمنطقه زنجان بدین شرح بود:

- نخستین چهار شنبه را «موله» می گفتند و اختصاص به تمیز کردن فرش ها و «خانه تکانی» داشت.

- دومین چهارشنبه را «سوله» می گفتند، در این روز به خرید نیازمندی های سال نو و «خرید عید» می رفتند.

- سومین چهارشنبه را «گوله» می گفتند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروز می پرداختند.

- چهارمین چهارشنبه (چهارشنبه سوری) را «کوله» می گفتند، که به معنی کهنه و فرسوده است، که یکی از وسایل فرسوده را در این مراسم به آتش می انداختند.

در بیشتر نقاط آذربایجان، در آخرین چهارشنبه سال (چهارشنبه سوری) بر بام خانه ها آتش می افروزند و حتما برنج سفید پخته، به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می گذارند، در اکثر نقاط آذربایجان، آیین چهارشنبه سوری به روش های گوناگونی برگزار می شود مثل رسم شال اندازی، به این صورت که پسران بر بالای بام خانه ها می روند و شالی را از سوراخ پشت بام، که برای تهویه هوا یا خارج شدن دود تعبیه شده، آویزان می کنند. صاحب خانه نیز مقداری آجیل و شیرینی یا تخم مرغ درون شال قرار می دهند تا پسر آنها را بالا بکشد. چنانچه پسر خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی کشد، اگر خانواده دختر به این وصلت راضی باشند، نشانه ای از این دختر را درون شال قرار می دهند البته این شال دارای علامتی هست که خانواده دختر تشخیص می دهند، متعلق به چه کسی هست.

همچنین صبح چهارشنبه در آبادی ها و روستاهای آذربایجان، زنان به کنار رود یا چشمه می روند و بر روی آب می پرند. برخی مواقع، دام ها را نیز از آب عبور می دهند و در پایان، زنان، کوزه ها را پر از آب می کنند و از آن برای خمیر کردن نان و پختن غذا استفاده می کنند.

از جمله رسم هایی که روز چهارشنبه سوری در مناطق آذربایجان، رایج است، فرستادن سفره ای از میوه و شیرینی برای عروس خانواده است.

همچنین خوردنی ها در این روز، شامل هفت نوع شیرینی و دانه روغنی است که به آن «گورگا» می گویند و عبارتند از گندم، سنجد، خرما، سیب، زردآلو خشک، گردو و بادام. همچنین درست کردن و خوردن هفت نوع خوراکی شیرین که آن را «هفت لون» می خوانند.

اما دو رسم جالب که روز چهارشنبه سوری در آذربایجان شرقی برگزار می شود، یکی در روستای قوریجان دیده شده است. در این روز، زنان شمعی روشن کرده و آن را درون پوست گردو قرار می دهند و سپس در آب جاری رها می کنند. همان هنگام پسرانی که نیت کرده اند، صبح زود در آب شنا می کنند. رسم دوم، بین عشایر کلیبر رایج است، آنها در این روز دو آتش بزرگ در دو نقطه مقابل هم می افروزند و دام ها را از بین آن عبور می دهند و در آخر، آبی که از رود آورده اند به دام ها می دهند.

ساکنین بنادر حاشیه خلیج فارس، مانند بندر بوشهر، بندر گناوه، بندر دیلم و... چهارشنبه سوری را در کنار دریا با افروختن آتش، همراه با شادی فراوان برپا می کنند.

نظایر این آداب و رسوم با تفاوت هایی اندک در اغلب روستاها و آبادی های کشور برگزار می شود.

نویسنده : مسعود آریا

کارشناس باستان شناسی کارشناس ارشد فرهنگ و زبان های باستانی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری از منظر روانشناسی هیجانات

 

در پدیده چهارشنبه سوری آنچه به عنوان پدیده آزاد دیده می شود یک رفتار هیجانی شدید میان مردم است که اقشار مختلفی از گروه های سنی مختلف را می توانید ببینید که در این مراسم شرکت می کنند ولی در داشتن هیجان در بین آن ها شکی ندارید. هیجان پدیده ای است چند مولفه ای که شما از یک طرف با حالتی عاطفی و ذهنی مواجه هستید که باعث می شوند به شیوه خاصی احساس کنید و از طرف دیگر یک سری هم پاسخ های فیزیولوژیک دارید. بیشتر هیجانات کارکردی هستند یعنی یک نمود بیرونی دارند و اجتماعی هستند . وقتی ما با پدیده ای چند مولفه ای مواجه هستیم تعریف مشکل می شود. یکی از مشکلات ما در هیجانات جمعی این است که در توصیف دچار مشکل هستیم. در داشتن هیجانات مردم مشکل ندارند ولی نشان دادن آن فرهنگ به فرهنگ متفاوت است. در فرهنگ های دیگر پدیده هایی از جنس چهارشنبه سوری می بینید ولی سوال این است که چرا آن ها دچار مشکل نشده اند؟ اگر بخواهیم تبیین پدیده را در حوزه هیجانات برعهده بگیریم تمامی افراد دارای یک سطح برانگیختگی هستند که در افراد متفاوت است عده ای بالا و عده ای پائین.در موقعیت هیجانی واکنش این دو دسته متفاوت است . ما به طور کلی در ادبیات روانشناسی هیجانات دو نوع شادی داریم.( شادی ، خوشحالی ) خوشحالی حسی است که فرد از برداشتن به سمت هدفش کسب می کند. در بحث خوشحالی به عزت نفس و خودپنداری مثبت می رسیم . سوال اساسی این است که ما در چهارشنبه سوری با کدام یک ا ز این دو نوع مواجه هستیم؟ آنچه دیده می شود هیجانات شدید در فواصل کوتاه است که ما در برداشت آزاد خود از دیدن طرف کسب می کنیم. واقعیت این است که در مراسم چهارشنبه سوری هیجان نوع اول فقط ملاحظه می شود

حلقه گمشده پدیده ای مانند چهارشنبه سوری که دارای قدمت طولانی است و قرار است حسی مثبت به انسان بدهد کجاست؟ چون حسی که به ما می دهد حسی بی خودی است. از نظر روان شناسان نام این حس دلهره خواهی است که با هیجان متفاوت است. هیجان طلبی یک صفت پایدار است که اگر در فردی به وجود آید زیست شیمی مغز او با دیگران متفاوت می شود و یک سبک جدید زندگی به وجود می آورد. در چهارشنبه سوری ما دلهره خواهی را می بینیم در حالی که به دنبال چیز دیگری هستیم .در روان شناسی ما به دنبال مقصر نیستیم اگر قرار است تبیین صورت بگیرد باید متناسب با فرهنگ باشد. هیجان نوع دوم یعنی خوشحالی بر روی سازگاری و حل مسئله فرد تاثیر می گذارد .

دکتر محمودی نگاهی اجمالی به پدیده چهارشنبه سوری و ارتباط آن با انواع هیجان ها داشتند . در بحث چهارشنبه سوری ما شاهد تکرار آن در طول تاریخ هستیم و اگر پدیده ای اینقدر تکرارشده حتما دارای کارکرد است . وقتی اسلام وارد ایران شد بسیاری از مناسبت ها تغییر یافتند ولی در مورد عید نوروز چنین نیست چه تصادفی عجیب تر که انتخاب حضرت امیرالمومنین به ولایت و خلافت در روز اول نوروز است؛ تمام شوری که مردم به عید داشتند با علاقه شان به اهل بیت عجین شد.

برای بررسی پدیده ای که با وجود تکرار چبزی از آن کم نشده به دیدگاهی نمادین احتیاج داریم. معمولا در علم گفته می شود که تکرار ملال آور است اما احساس تکرار را دوست دارد ، طبیعت با تکرار ساخته می شود، جامعه با تکرار نیرو می گیرد . با یک نگاه به پدیده چهارشنبه سوری می بینید که هم طبیعت را داریم و هم انسان و هم جامعه را که همه درگیر تکرار هستند. تفسیر چهارشنبه سوری بدون نوروز معنا ندارد یک رابطه علی بین این دو وجود دارد در طی سالیان گذشته حتی با ورود اقوام بیگانه این مراسم به طور جدی تر دنبال می شده است .این آداب ورسوم به عنوان پلی برای اتصال بین نسلها بسیار مفید عمل می کند . بر گزاری چهارشنبه سوری و عید نوروز حسی را در فرد ایجاد می کند که خود را در کنار تمام نسلهای گذشته ببیند . اگر از روی آتش می پرید و خود را تطهیر میکنید برای روز نو خود را در کنار تمامی خرد مندان و بزرگان قرون گذشته می بینید .روز اول عید روز بیعت با خداوند است ( الست بربکم )و نمی توان انتظار داشت بدون تطهیر به پیشگاه خداوند حاضر شد . هیجان غیر از مولفه زیستی اش دو مولفه دیگر هم دارد : مولفه آموخته ومولفه شناختی . در یک کلام هیجان با معنا ارتباط دارد هر معنای که شما به یک پدیده بدهید متناسب با آن هم هیجانش را تجربه می کنید در بحث تاریخ شناسی مشاهده می شود که چقدر این معنا متفاوت شده است و طبیعی است که نوجوان ما هم هیجان متفاوتی را تجربه کند . در بحث سیر تاریخی بشر در شش روز اول عید که شش روز خلقت است خود را آماده می کند که به پیشگاه خداوند حاضر شود . برای قسم یاد کردن به وحدانیت خداوند بشر احتیاج به خرد دارد .خداوند گوهر خرد را در دهان ماهی گذاشت و امر کرد به انسان که ماهی را بخورد .(مبحث نمادین ) پس می بینیم که حتی غذای شب عید هم معنا دارد پس چه طور می شود هیجانی که در چهارشنبه سوری نشان می دهید معنا نداشته باشد . آن اتفاقاتی که در روز الست رخ داد و به بشر امر کردند این دانه ی خرد را که در دهان ماهی است بخور تا خردمند باشی پس چه افتخاری از این بالاتر که یک ملت در ابتدای شکوفایی طبیعت و برای شروع پیمان می بندد به دو چیز یکی خردمندی و یکی یکتایی خدا (ایمان ). پس چه طور میشود که ما برای خوراک نماد و معنایی داشته باشیم ولی برای یک روز معنایی نداشته باشیم . معنا فراتر از الان است زیرا در بحث روانشناسی نماد می گویند که اگر شما چیزی را به عنوان نماد دیدید دیگر مختص به زمان رو به رونیست بلکه فراتر از زمان ممکن است و شما را وصل می کند به تمام دورانهایی که این نماد وجود داشته. وقتی شما را وصل کرد یک پشتوانه گرم روانی پیدا می کنید و در مبحث بهداشت روانی معتقدند مردمی که نگاه نمادین دارند به آداب و رسوم شان سطوح بهداشت روانی شان بسیار بالاست . چیزی که جدیدا در اروپا و امریکا به عنوان کیفیت زندگی مطرح می کنند (چیزهایی کاملاعلامتی) که در ۱۰ قرن پیش موضوع در کشور هایی مثل ایران حل شده .

ریاست مجتمع ولیعصر (عج )در ادامه صحبت های خود اعلام داشتند که حلقه مفقوده در ارتباط با چهارشنبه سوری نداشتن نگاه نمادین است .چرا در موضوع ۱۰ روز اول محرم آمار جرم و جنایت به شدت کاهش می یابد ولی آهنگ و نظم در تکایای ما برقرار است . البته نگاه علامتی است زیرا اگر نگاه نمادین داشتیم دیگر محرم را در ۱۰ روز اول خودش خلاصه نمی کردیم و (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) ایجاد می شد . مردم قبل از محرم حسی را تجربه می کنند که به آن اضطراب انتظاری مثبت می گویند. چرا این اضطراب انتظاری را در بقیه روزهای زندگی خود ندارند؟ چون نگاه ، نگاه علامتی است . وقتی نگاه علامتی در جامعه وجود داشته باشد هیجان از نوع اول است کاملا مقطعی است و چیزی به ما اضافه نمی کند ، با این نوع نگاه چهارشنبه سوری چیزی جز صداهای مهیب و استرس با قی مانده از طول روز نخواهد بود حتی اگد نخواهی در آن شرکت کنی در داخلش هستی .بعد این هیجان فروکش میکند و می خواهیم آماده برای پدیده ای به نام عید نوروز شویم که سبب کسالت در طول عید میشود . تک تک موقعیت های اجتماعی در فرهنگ ما باید یادآور ذهن ناهوشیار جمعی ما باشد. ذهن نا هوشیار جمعی ما هنگام شروع جنگ تحمیلی خود را نشان داد.صفتی که در ذهن ناهوشیار جمعی ایرانیان است سرعت واکنش فوری آن ها نسبت به تهدید های جمعی است. چطور می شود که مردم عادی ۳۹ روز در خرمشهر مقاومت کنند در حالی که عراق معتقد بود به آسانی از آن خواهد گذشت. چطور است که ذهن نا هشیار جمعی در موقعیت ها فعال می شود ولی پدیده چهارشنبه سوری یادآور هیچ کدام از خاطرات بزرگ نیست. این یک اصل ساده در روانشناسی فرهنگی است که چیزی که تکرار شده ، قرن ها بوده و از بین نرفته کارکرد یادآوری دارد. یعنی افراد را باید به آن ذهنیت و اتفاقاتی برگرداند که انسان ها را برای بازبینی در زندگی شان آماده کند . روانشناسانی که در حوزه شدن کار می کنند اساسا پدیده چهارشنبه سوری و عید را بر اساس تئوری« شدن» معنی می کنند . این پدیده ها انسان را برای یک سال آتی آماده می کنند. جرات می خواهد که انسان به خویشتن خود باز گردد . افرادی که این جرات را به خود دادند خودپنداری های بالایی دارند. اگر کسی اینگونه نگاه کرد هیجانی که تجربه می کند از نوع دوم است . اگر نگاه نمادین به پدیده چهارشنبه سوری وجود داشت هر روز انسان از روی آتش نفس خود می پرید و هرروز خود را برای ایستادن در مقابل خداوند آماده می کرد . اگر به فاصله زمانی بین برگزاری نمازها نگاه کنید می بینید که فاصله کمی است . عرفا می گویند که این فاصله به این علت کم است زیرا انسان فراموش کار است در هر فاصله زمانی دچار خطا می شود و بنابراین این فواصل کوتاه است تا دوباره توبه کند . کسانی که هیجان نوع اول را دارند معمولا با بودن هاشان سروکار دارند و به طرف شدن ها حرکتی نخواهند کرد. تبعات بهداشت روانی این افراد اینگونه است که زندگی را پر از شانس می بینند و نه انتخاب. این افراد هرگاه در محیطی قرار بگیرند که مشکلی برایشان پیش آید دیگران را مقصر قلمداد می کنند. اگر کسی نگاه نمادین داشت و لحظات را برای شدن تعریف کرد زندگی را پر از انتخاب می داند و سعی هم می کند در مسیر شدنش هر آن چیزی را هم که می گیرد به درستی انتقال دهد. اگر چنین بستری ایجاد شود دغدغه هیجانات مردم در چهارشنبه سوری موضوع دهم و یازدهم می شود و خیلی از چیز ها در این بین درست می شود.

اگر نگاه نمادین برای نوجوان در سیتم آموزش و پرورش معنی شود ؛ او به کلیت زندگی اش به عنوان یک نماد نگاه می کند و فرآیند برایش مهم می شود و نه نتیجه. در قرآن هم اینگونه معنی شده: لیس للانسان الا ما سعی. انسان را اینگونه معنی کرده اند که از تلاش خود لذت ببرد و اگر به چیزی رسید رحمت و اگر نرسید حکمت است. هیچ کس منکر هیجان در انسان نیست ولی چگونگی نشان دادنش افتخار فرهنگی به حساب می آید.شما در مملکتی زندگی می کنید که مردم آن در قرون گذشته با تمام سختیهایش یک چیزهایی را به عنوان خویشتن خویش حفظ کرده اند و این خویشتن خود هر سال به شما می رسد. اکثر ما چهارشنبه سوری را پذیرفته ایم ولی آن را باور نداریم و این یعنی باری به هرجهت . حال یا درگیر جمع می شویم و یا نمی شویم. این نوع تکرار ملال آور است. بسیاری از مردم در چهارشنبه سوری دچار تعارض گرایش اجتنابی هستند. یعنی هم دوست دارند وارد گود شوند و هم دوست ندارند و سخت ترین نوع تعارض هم همین گرایش اجتنابی است و در آخر هم جمع این جرات را به آن ها می دهد که تجربه ای دو ساعته داشته باشند.

نمی توان پدیده چهارشنبه سوری و عید را با این فرهنگ غنی ایران علامتی معنا کرد. گرفتن حس مبتنی بر ذهن نا هوشیار جمعی که هیجان نوع دوم یا خوشحالی را ایجاد می کند برای دقیقه نود نیست . اگر قرار است کاری بکنیم که نه تنها در چهارشنبه سوری بلکه در تمام زندگی ما هیجان نوع دوم جاری باشد نیاز به این است که در طول زندگی جوانانمان را با معنا های نمادین آشنا کنیم .

دکتر محمودی در پایان سخنان خود مشکل جامعه ایران را داشتن نگاه علامتی به مسائل دانستند و راه حل آن را نیز توجه به فرهنگ ده هزار ساله و جایگزینی نگرش نمادین به جای نگرش علامتی دانستند

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چهارشنبه سوری در گوشه و کنار ایران

 

خاستگاه و زمان پیدایش چهارشنبه سوری دقیقا مشخص نیست. در ایران باستان روز چهارشنبه آخر سال حرمت داشته است و از آنجا که آتش را بزرگترین پاککننده و در عین حال نورانیترین عنصر و مظهر فروغ ایزدی میدانستند از روی آن میپریدند و اعتقاد بر این بوده که هر چیز ناپاکی در آتش میسوزد و پاک و طاهر میشود و همینطور اعتقاد داشتند ...

همانگونه که پیوسته شعلههای آتش رو به بالا میرود، انسان نیز باید به سوی بالا یعنی به طرف روحانیت، انسانیت، ترقی و تعالی عروج یابد. همانطور که زبانههای آتش هیچگاه به سوی پایین میل نمیکنند، آنها نیز بکوشند تا مجذوب خواهشهای نفسانی نشوند و پیوسته آمال بزرگ و معنوی را مدنظر داشته باشند.

آتش با هر چه برخورد کند آن را نیز چون خود درخشان میسازد. به همین گونه انسان نیز باید با برخورداری از فروغ دانش و بینش دیگران را از فروغ نیکی بهرهمند گرداند.

همانطوری که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و خود آلوده نمیشود، آنها نیز با بدی بستیزند بیآنکه خود را به آن بیالایند.

متاسفانه با گذشت زمان این سنت کهن و ملی در ایران کمرنگ شده و امروزه آنچه در شهرهای بزرگ ایران به خصوص تهران در این شب انجام میگیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی.

جشن چهارشنبهسوری در نواحی مختلف ایران اسلامی به شکلهای گوناگون انجام میشود که به برخی از آن اشاره میکنیم:

● آذربایجانشرقی

تبریزیها در شب چهارشنبهسوری به روی هم آب یا گلاب میپاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین میکند. از دیگر رسوم ضروری این شب فرستادن خنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این شب معمولا میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه برای خانواده عروس) میگذارند و میبرند.

● آذربایجان غربی

خانوادههای ارومیهای در این شب به خانه مسنترین فرد فامیل میروند و به خوردن آجیل سرگرم میشوند. آجیل حتما باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی میتواند از بین خوراکیهای زیر باشد: انجیر، کشمش، مویز، خرما، توتخشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آبنبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک برنج بو داده، برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته). کسی که مراد و حاجتی دارد باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

● اردبیل

در مغان مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه دسته جمعی به کنار رودخانه میروند. آتشی برمیافروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری میپردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرفهایشان را از آب رودخانه پر میکنند و به خانه میآورند و آب آن را به دور و بر خانه میپاشند که با این کار سالی جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

● بوشهر

بوشهریها پس از آتشافروزی در خانههایشان و پریدن از روی آن با قایق از روی آب میگذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین میرود. در ضمن کوزه نویی را که تا آن زمان استفاده نکردهاند به دیوار میزنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

● خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزههای کهنه مقداری نمک که علامت شوربختی است و مقداری زغال که علامت سیاهبختی است و یک سکه کمارزش پول میریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر میچرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشتبام به کوچه پرت میکند و میگوید: «درد و بلام تو کوزه، راه بیفته بره تو کوچه» در بعضی از نقاط استان خراسان در این شب به جای آش چهار نوع پلو میپزند. این پلوها عبارتاند از: رشتهپلو، عدسپلو، زرشکپلو و ماشپلو که معمولا به فقرا، نزدیکان و همسایگان میدهند. در آجیل خراسانیها مطلقا نمک وجود ندارد چون نمک را علامت شوربختی میدانند.

● خوزستان

در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشقزنی انجام میگیرد که خانوادهها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشق زنان میریزند.

● سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در میآورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش میزنند و معتقدند که نحسی این شب با این عمل از بین میرود.

● فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه میروند و از آب استخر سعدیه بر سر و روی دختران میریزند. زنان نیز با ریختن آب به روی خود معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر میشود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا میخوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش میپزند.

● کردستان

مردم کردستان مخصوصا روستاییان دسته جمعی به صحرا و کنار چشمهسارها میروند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه هر کسی مقداری سنگریزه جمع میکند و بدون آنکه به پشتسر خود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب میکند و به این ترتیب بلا و آفت را از خود دور میسازد. از دیگر مراسم این شب، شالاندازی است که عدهای از جوانان بالای پشتبام خانهها کنار درها و پنجرههای همسایگان و ثروتمندان میروند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچهای، شال را آویزان میکنند. اهل خانه هدیهای را به شال میبندند که معمولا سکه، تخممرغ، شاخه نبات، کلهقند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

● کرمان

در کرمان مقداری زغال، نمک، سکه کمارزش پول و کمی نان در کوزه خالی میریزند و شب چهارشنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب میکنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصا از آنچه در کوزه است، دور شود.

● گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبهسوری در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم میچینند، سپس آنها را آتش میزنند و برای دفع چشمزخم سپند در آتش میریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن میپرند و این ترانه را به گویش گیلکی میخوانند: «گل گل چهارشنبه، به حق پنجشنبه، نکبت بیشه، دولت بیبه. زردی بیشه، سرخی بیبه»، یعنی: آتش سرخ چهارشنبه، به حق پنجشنبه نکبت برود دولت بیاید، زردی برود سرخی بیایید. پس از پریدن از روی آتش ترقه در میکنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت «ترشهتره» میپزند و آن را با کته ماست و دوغ میخورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر بر جای مانده از آتش شبانه را جمع میکنند و پای درختان میوه میریزند به این نیت که درختان بارور شوند و میوه بیشتری بدهند.

● لرستان

در این شب در خرمآباد هیزم را به هفت دسته تقسیم میکنند و با فاصلههای معینی در یک ردیف میچینند و آتش با خواندن: «زردی مه از تو سرخی تو دمه» یعنی زردی من از تو سرخی تو از من، از روی آن میپرند.

● مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهارشنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دود کردن انواع آشها پخته میشود از جمله «آش هفت ترشی» که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات درآن استفاده میشود و نیز «گزنه آش» که یکی از سبزیهای مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد بر این است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین میبرد.

● مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات، مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه میکنند و یا حلوا درست میکنند و سرگذر میایستند و به عابران تعارف میکنند.هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سورهای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.

● تلخ اما واقعی

هر ساله در آستانه ایام نوروز، شاهد گزارشهای زیادی از نقص عضو افراد (نابینایی دایم، قطع دست، پا و انگشتان، سوختگی اعضای بدن، مرگهای فجیع و ...) هستیم که فقط در اثر یک لحظه غفلت رخ میدهند.

▪ انفجار تنها ۲۵۰ گرم مواد محترقه میتواند علاوه بر تخریب شدید یک ساختمان، به شکستن شیشه ساختمانهای مجاور تا شعاع زیادی منجر شود.

▪ مواد منفجره ترکیبی به قدری حساس هستند که حتی در اثر جابهجایی، حمل و نقل، وارد شدن ضربه، رسیدن حرارت اندک و حتی گاهی در اثر ارتعاشات صوتی، فعل و انفعالات شیمیایی و قرار گرفتن در محدوده یک فرکانس خاص، خود به خود فعال شده و منفجر میشوند.

▪ صدای ناشی از انفجار برای نوزادان، خانمهای باردار، بیماران و سالمندان بسیار خطرناک است.

▪ صداهای ناهنجار ناشی از انفجار میتواند موجب اختلال آنی در سیستم عصبی افراد گردد.

▪ ترس از انفجار در افراد کاملا طبیعی است چرا که حتی نوزادان با وجود نداشتن هیچ تصوری از محیط زندگی خود از صداهای ناهنجار با شدت بالا میترسند.

● طبق ماده ۶۱۸ قانون مجازات

به استناد قانون مجازات اسلامی هرگونه قاچاق، خرید، فروش و ... مواد منفجره و محترقه به طور غیرمجاز جرم محسوب شده و مرتکب آن به مجازات مندرج در قانون محکوم میشود.

طبق ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی، هرکس با هیاهو، جنجال، حرکات غیرمتعارف یا با تعرض به افراد مخل نظم و آرامش عمومی گردد و یا مردم را از فعالیت باز دارد به حبس از ۳ ماه تا یک سال و ۷۵ ضربه شلاق محکوم میشود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...