رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

همه چیز در مورد خلیج همیشه فارس


ارسال های توصیه شده

خلیج فارس در دوران باستان

 

1bb8b460ae244ad422b785e283dc3eaf.jpg

 

 

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عدهای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.»
 
ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد.
 
داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند.

 

در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. "این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است.
 
از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانهها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.

 

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

 

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن ۲۴۰،۰۰۰ کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می آید.

 

این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتاند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها میتوان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است.
 
پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالیها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سالهای بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاههای خود را از دست داد.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیج فارس

 

Fars.jpg

خلیج فارس (یا خلیج پارس / Sinus Persicus) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳,۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم میشود.

 

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 

خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است.

 

● خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عدهای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. "این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانهها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.

 

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن ۲۴۰،۰۰۰ کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید.

این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتاند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها میتوان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالیها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سالهای بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاههای خود را از دست داد.

 

 

کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی انتشارات پارت .۱۳۸۳ ،محمد عجم

خلیج فارس _ پیروز مجتهدزاده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیجی که همیشه فارس بوده و هست

درخصوص دلیل چنین اقدامی ، رئیس تدوین نقشه های این اطلس می گوید: براساس سیاستگذاری های این موسسه ، ثبت نام مکان ها براساس نام هایی است که در عمل به کار می روند نه نامی که فرد یا گروه خاصی به آنها اطلاق می کنند.این در حالی است که مرجع رسمی اعلام اسامی جغرافیایی ، سازمان ملل است و طبق معاهدات بین المللی ، کشورها مکلف هستند در نقشه ها، اسناد، مکتوبات و مکاتبات بین المللی صرفا از اسامی مورد تایید سازمان ملل استفاده کنند. نقشه های بسیار زیادی از زمان یونان باستان (پیش از میلاد مسیح) تا سده های اخیر متعلق به کشورهایی نظیر انگلستان ، فرانسه و روسیه وجود دارند که ایرانی بودن جزایر را ثابت می کنند.این نقشه ها در مرکز کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، کتابخانه بریتانیا (لندن)، مرکز اسناد عمومی (لندن)، کتابخانه آرگوسی (نیویورک)، وزارت خارجه فرانسه (پاریس)، وزارت خارجه روسیه (مسکو)، وزارت خارجه ایران (تهران)، کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی (لندن) و دیگر مراکز اسناد در دنیا، یافت می شوند.

نقشه های رسمی

نقشه خلیج فارس در سال ۱۷۶۴ از سوی وزارت خارجه فرانسه تهیه شده رنگی ، جزایر به رنگ سرزمین های ایران است.

نقشه خلیج فارس در سال ۱۸۲۹ توسط کاپیتان بروکس به دستور کمپانی هند شرقی تهیه شده ، جزایر به رنگ سرزمین های ایران است و در یادداشت همراه نقشه نیز نام جزایر جزو نواحی تحت تملک ایران آورده شده است.نقشه امپراتوری ایران در سال ۱۸۱۳ توسط جان مکدونالد کاینر مشاور سیاسی سر جان مالکوم در ماموریت به ایران تهیه شده ، سیاه و سفید است ، در سال ۱۸۳۲ توسط اروسمیت به صورت رنگی چاپ شد و در آن سرزمین ایران و جزایر یک رنگ هستند.نقشه آسیای مرکزی شامل کابل ، ایران ، رود ایندوس و کشورهای واقع در شرق آن در سال ۱۸۳۴ توسط سرگرد الکساندر برنز براساس نقشه های معتبر اروسمیت تهیه شده ، رنگی و جزایر در آن به رنگ سرزمین های ایران است.

نقشه حدود فعالیت قبیله های ساحل مروارید در سال ۱۸۳۵توسط کاپیتان هنل تهیه شده ، جزایر را در بخش ایرانی خط تقسیم کننده خلیج فارس نشان می دهد.نقشه حدود فعالیت قبیله های ساحل مروارید در سال ۱۸۳۸توسط سرگرد موریسون نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس تهیه شده و جزایر را در محدوده صلاحیت ایران نشان می دهد.نقشه خلیج فارس توسط کاپیتان سن جان در ۱۸۷۶ در بمبئی تحت نظارت حکومت هند تهیه شده و جزایر در آن به رنگ سرزمین ایران هستند.نقشه خلیج فارس در سال ۱۸۸۶ از سوی بخش اطلاعات وزارت جنگ بریتانیا تهیه شد.نسخه ای از این نقشه در سال ۱۸۸۸ به دستور لرد سالیسبوری وزیر خارجه بریتانیا، تقدیم ناصرالدین شاه قاجار شد.هنگامی که وزیر مختار بریتانیا در تهران ، سردروموندولف از تقدیم آن به حضور شاه ایران ابراز تاسف کرد، چون در آن متصرفات ایران در خلیج فارس نشان داده شده بود که شامل جزایر سه گانه بود، لرد سالیسبوری یادآور شد: «دقت کنید که در آینده هیچ نقشه ای اهدا نشود.با این حال ، نقشه مزبور یک بار دیگر در سال ۱۸۹۱ به چاپ رسید و باز هم جزایر در آن به رنگ سرزمین ایران نمایش داده شده بود.نقشه رسمی ایران (در ۶ صفحه) در سال ۱۸۹۷ در بخش نقشه برداری سیملا، اداره مکان نگاری وزارت خارجه حکومت هند، تهیه شده و جزایر تنب و ابوموسی در آن به رنگ سرزمین ایران نمایش داده شده اند.نقشه ایران ، افغانستان و پاکستان غربی در اطلس جهان ورقه های شماره ۱۴۳-۱۴۴، در سال ۱۹۶۷ تحت نظارت شورای وزیران اتحادیه جماهیر سوسیالیستی شوروی به مناسبت پنجاهمین سالگرد انقلاب اکتبر تهیه شده که در آن نام ایران زیر نام جزایر تنب و ابوموسی و سایر جزایر ایرانی خلیج فارس آورده شده است.

نقشه های نیمه رسمی

نقشه امپراتوری ایران در سال ۱۷۷۰ توسط آقای دانویل برای دولت بریتانیا تهیه شده و جزایر در آن به رنگ ایران هستند.

نقشه جدید امپراتوری ایران در سال ۱۷۹۴ توسط دانویل تهیه شده و در آن نیز جزایر به رنگ بقیه سرزمین های ایران است.نقشه ایران و کابل در سال ۱۸۳۷ توسط اروسمیت در لندن تهیه شده و سه جزیره به رنگ ایران است. نقشه ایران ، افغانستان و بلوچستان در سال ۱۸۹۱ توسط انجمن سلطنتی جغرافیایی تحت نظارت لردکرزن تهیه شده و به کتاب وی «ایران و قضیه ایران» چاپ سال ۱۸۹۲ نیز پیوست شده و در آنها جزایر به رنگ ایران است.

نقشه های غیررسمی

نقشه ایران در سال ۱۸۱۸ در انگلستان برای اطلس بزرگ جدید تامسون تهیه شده است. نقشه ایران در سال ۱۸۲۸ در لندن توسط سیدنی هال تهیه شده است.نقشه ایران و بخشی از امپراتوری عثمانی در سال ۱۸۳۱توسط جی لانگ تهیه شده و از سوی انجمن گسترش آموزش مفید در انگلستان چاپ شده است. نقشه ایران در سال ۱۸۴۰برای اطلس بلاک در لندن چاپ شده است.نقشه ایران و کابل در سال ۱۸۴۴توسط جانستون برای اطلس نشنال در انگلستان چاپ شده است. نقشه ایران در سال ۱۸۵۱ توسط راپکین برای اطلس جان تالیس تهیه شده است.نقشه ایران و افغانستان در سال ۱۸۵۴ توسط بلاک برای دانشگاه ادینبورگ تهیه شده است. نقشه ایران و افغانستان در سال ۱۸۶۰ برای اطلس جنرال کیت جانستون تهیه شده است.نقشه ایران ، افغانستان و بلوچستان در اطلس نوین جهان که در سال ۱۹۰۹ در موسسه هاموند چاپ شده است. نقشه ایران در اطلس بین المللی جهان در سال ۱۹۵۶ توسط موسسه مک نالی تهیه شده است.

نقشه جنوب غربی آسیا در اطلس بین المللی لاروس در سال ۱۹۶۵ توسط دوژانشی و رادو در کتابخانه لاروس تهیه شده است.

۱-یونانی ها دریاهای جهان را به یک اقیانوس عظیم که بر دنیا احاطه دارد و ۴ دریای منشعب از آن به سوی مرکز شامل: دریای متوسط یا خلیج روم (مدیترانه امروز) دریای خزر، خلیج عربی (دریای سرخ امروزی) و خلیج فارس تقسیم می کردند.این تقسیم بندی را در آثار بسیاری از جغرافیدانان یونانی کهن شامل طالس ملطی (حدود ۶۲۴ حدود ۵۴۸ پیش از میلاد) آناکی ماندر (۵۴۷-۶۱۱پیش از میلاد) کوسماس ایندیکوپلتس ، هکاتوس (۴۷۳-۵۴۹ پیش از میلاد) اراتوستن (حدود ۲۷۳ حدود ۱۹۲ پیش از میلاد) و نهایتا استرابون (حدود ۶۳ پیش از میلاد حدود ۲۰ میلادی) که به پدر جغرافی معروف بود می توان دید.

۲-هکاتپوس ملطی در سال ۴۷۵ پیش از میلاد در نقشه ای که از دنیای زمان خود ترسیم کرده ، از بحر احمر (خلیج عرب) نام برده و به خلیج فارس یا دریای پارس نیز اشاره کرده است.

بنابراین ، خلیج عرب یا دریای سرخ امروزی همان اریتره است ، نه خلیج فارس.

۳- در کتیبه ای که از داریوش در تنگه سوئز یافته اند، عبارت «درایه تپه هچا پارسا آئی تی» به چشم می خورد که یعنی : «دریایی که از پارس رود است و منظور همان خلیج فارس است.»

۴- در آثار بسیاری از مورخان ، جغرافیدانان و دانشمندان اسلامی از سده سوم هجری قمری به بعد همچون ابن خرداد به خراسانی ، ابن واضع یعقوبی ، الکرخی ، ابوریحان بیرونی ، شریف الادریسی ، یاقوت بن حمدی ، شمس الدین الدمشقی و... از واژه هایی همچون: بحر فارس ، دریای فارس و خلیج فارس استفاده شده است.

۵-از ۱۵۰۷ تا ۱۵۶۰ در کلیه موافقتنامه هایی که پرتغالی ها، اسپانیایی ها، انگلیسی ها، هلندی ها، فرانسوی ها و آلمانی ها با دولت ایران یا هر پدیده سیاسی دیگر در خلیج فارس منعقد کرده اند، از نام خلیج فارس استفاده شده است.

۶-نخستین قرارداد عمومی و مهمی که شیوخ و اعراب ساحل جنوبی در آن شرکت کرده و رسما تعهداتی را به عهده گرفته اند، قرارداد عمومی سال ۱۸۲۰ است به امضای ژنرال سرویلیام گرانت کاپر از سویبریتانیا و ۱۱ نفر از شیوخ سواحل جنوبی خلیج فارس ، عنوان General Treaty with the Arab Tribes of the persian Gulf که البته در متن قرارداد نیز هرگاه اشاره ای به دریای جنوب ایران شده ، نام خلیج فارس آمده است.

۷-در صفحه ۴۵۷ دایره المعارف البستانی که در سال ۱۸۸۳در بیروت به چاپ رسیده نام صحیح خلیج فارس به کار رفته و منظور از خلیج العربی ، دریای سرخ ذکر شده است.

۸-المتجد معروف ترین دایره المعارف دنیای عرب نیز از نخستین چاپ خود همیشه از نام خلیج فارس استفاده کرده است.

۹-در دو نامه سفارت انگلستان در ایران به وزارت امور خارجه ایران به تاریخهای ۴ رجب ۱۳۲۱ و ۲۱ ذی الحجه ۱۳۲۱به ترتیب ۴ و ۳ بار از واژه خلیج فارس استفاده شده است.

۱۰-لرد کرزن وزیر خارجه وقت انگلیس در صفحات ۴۶۴ و ۴۶۵ جلد دوم کتاب معروف خود به نام «ایران و قضیه ایران» به سال ۱۸۹۲از نام صحیح خلیج فارس استفاده می کند.

۱۱-لردلانس دان دیگر وزیر خارجه وقت انگلیس در سخنرانی ۵ مه ۱۹۰۳ خود در مجلس اعیان بریتانیا از نام خلیج فارس استفاده کرده است.

۱۲-واژه خلیج فارس در کتاب «الدلیل العراقی» سالنامه رسمی ۱۹۳۶ دولت عراق نیز بکرات دیده می شود. بعلاوه طه الهاشمی رئیس پیشین ستاد ارتش عراق نیز در کتاب خود به نام جغرافیای العراق از نام صحیح خلیج فارس استفاده کرده است.

۱۳-ویلیام راجرز، وزیر خارجه پیشین امریکا در گزارش مورخ ۲۶/۳/۱۹۷۱ خود درباره سیاست خارجی امریکا از نام صحیح خلیج فارس استفاده می کند.همچنین برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر در کتاب خود به نام "Game plan" از همین واژه استفاده می کند.

۱۴-سازمان ملل که ۲۲ کشور عربی عضو آن هستند - دست کم در دو نوبت نام تاریخی و تغییرناپذیر دریای بین ایران و شبه جزیره عربستان را رسما خلیج فارس ذکر کرده است:

الف) طی یادداشت شماره ۵ UNAD/Qen مارس ۱۹۷۱

ب) طی یادداشت شماره (UNLA ۴۵۸۲ (C ۱۰ اوت ۱۹۸۴ نام رسمی دریای جنوب ایران و خاور شبه جزیره عربستان ، خلیج فارس اعلام شد.بعلاوه کنفرانس سالانه سازمان ملل درباره هماهنگی درباره نامهای جغرافیایی همه ساله به نام خلیج فارس تاکید کرده است.

۱۵-در سند استقلال کویت بین امیر کویت و نمایندگان انگلستان در خلیج فارس که روز ۶ محرم ۱۳۸۱ برابر ۱۹ژوئن ۱۹۶۱ از سوی عبدالله السالم الصباح امضا شده است و طبق اصل ۱۰۲ منشور سازمان ملل در دبیرخانه این سازمان ثبت شده از واژه خلیج فارس استفاده شده است.این سند در ارکان سازمان ملل از جمله دادگاه بین المللی قابل استناد است.

۱۶-کورت و الدهایم ، دبیر کل پیشین سازمان ملل در کتابش به نام کاخ شیشه ای سیاست ضمن بحثی درباره جنگ ایران و عراق از نام خلیج فارس استفاده کرده است.

۱۷-در صفحه ۶۲۸ جلد ۲۱ دایره المعارف امریکانا ، خلیج فارس را بازویی از اقیانوس هند می داند و نام قدیمی آن را Persicus Sinus ذکر می کنددر نقشه جهان و نقشه ایران ضمیمه آن نیز به طور صریح و روشن نام خلیج فارس قید شده است.

۱۸-دولت کویت در سال ۱۹۹۲کتابی را به نام کویت در نقشه های جهان شامل ۸۰ نقشه و سند تاریخی به چاپ رساند که در همه آنها نام خلیج فارس دیده می شود.

۱۹-موسسه جغرافیایی سحاب در سال ۱۳۴۹ خورشیدی ۳۷۳نقشه ، لوحه و سنگ نوشته از منابع و اطلس های گوناگون در موزه ها و کتابخانه های کشورهای مختلف دنیا را چاپ کرد، که در تمام آنها از کلماتی همچون دریای پارس و خلیج فارس استفاده شده بود.

۲۰-در کتابخانه ملی بریتانیا، کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، مرکز اسناد عمومی لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی لندن بیشتر از ۳۰۰ نقشه در بردارنده نام خلیج فارس وجود دارد.کلیه منابع و مآخذ این مقاله در دفتر روزنامه موجود است که به دلیل کمبود جا از ذکر آن خودداری کردیم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیج فارس یا خلیج فارسی

 

بررسی و تحلیل اعتراض ایرانیان علیه خبط و تقصیر موسسه نشنال جئوگرافیك از حیث جامعه شناختی و روان شناختی و... نتایج ارزشمند را برای به كارگیری توان و استعداد ملی در تحكیم مبانی و بنیادهای اساسی میهن عزیزمان «ایران» به بار خواهد آورد.آنچه اقدام صورت گرفته از سوی جامعه ایرانی را پراهمیت می كند، یكی موقع و زمان تحقق آن و دیگری تاثیر و پیام این حركت در داخل و خارج ایران است.بازتاب این اعتراض در خارج از قلمرو سرزمین ایران بدون تردید بیانی صریح از اتحاد و همبستگی ایرانیان درباره مسائل ملی است چرا كه این اعتراض به خوبی بیان می كند ایرانیان از آنچه مربوط به «مام میهن» است هرگز به غمض عین نخواهند گذشت. حتی اگر این مسئله در حد جعل یك نام باشد.از حیث داخلی این اقدام متضمن پرورش و ایجاد این اطمینان در مسئولان و حاكمان خواهد بود كه عوامل پیوند بسیاری را می توان در میان ایرانیان «اعم از آنان كه در داخل ایران هستند و چه آنان كه در خارج از ایران سكنی دارند» جست وجو كرد كه با محوریت بر آن نمی توان جامعه ایرانی را در هر كجا كه باشند «حتی خارج از مرزهای جغرافیایی ایران و چه بسا مخالف با نظام و سیستم موجود» به سوی یكدلی و وفاق راهنمایی و هدایت كرد. به ویژه اینكه این اعتراض زمانی انجام شد كه تمامیت ارضی و حاكمیت ملی كشورمان به انحای مختلف از طرف همسایگان كوچك و غیرهمسایگان به شدت در معرض تهدید قرار دارد.با توجه به مطالب گفته شده موضوعی كه نباید از آن غفلت كرد، این است كه آنچه توسط ایرانیان رخ داد به تنهایی نمی تواند حائز كاركردهای عملی شایان توجه باشد مگر آنكه این اقدام از سوی دولت و قوای حاكم مورد تضمین قرار گیرد.ضمن اینكه باید توجه داشته باشیم كه در چنین حالت و وضعیتی با محدودیت های معمول در عرصه بین المللی مواجه نخواهد بود و لذا به بهترین شكل و صورت ممكن قادر است نسبت به تامین و تضمین منافع ملی اقدام كند.

 

• یك واقعیت

ایران تنها یكی از مالكان این مكان است و كشورهای دیگری نیز در ساحل جنوبی خلیج فارس قرار دارند. بنابراین مجموع چندین كشور كه عمده آنها هم عربی هستند از مالكان این دریا هستند و به ظاهر شاید اطلاق نام عربی به جای فارسی خیلی پراشكال به نظر نرسد اما باید توجه داشت اگر چه این موضوع یك واقعیت است «مالكیت ایران و كشورهای عربی بر خلیج فارس» همه آن نیست و اساساً همه آنچه كه درباره خلیج «فارس» باید باشد نیست. زیرا به شهادت تاریخ و اسناد تاریخی در طول سالیان دراز و حتی قطعنامه های صادره متعدد از سوی سازمان های مختلف بین المللی خاصه سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن سازمان به ویژه قطعنامه هایی كه در مورد «جنگ خلیج فارس» كه بین دو كشور عربی روی داد و جملگی واژه «خلیج فارس» در آنها به كار گرفته شده و هرگز هم مورد اعتراض دول عربی و سایرین هم واقع نشد، به طور قطع حجتی آشكار است بر اینكه نام این خلیج، «خلیج فارس» است و نه خلیج عربی.آنچه از این مطالب حاصل می شود بیانگر گستره نفوذ ایران است در ماورای مرزهای جغرافیایی. این نفوذ به طور قطع سبب ایجاد اقتدار برای ایران است و شاید همین مسئله منجر به بروز واكنش هایی از سوی دولت های عربی و حامیان آنها شده است. از این رو نباید تردید داشت كه اقداماتی از این قبیل ناخواسته حاكمیت ملی ایران را تحت الشعاع قرار می دهد و به واقع تهدیدی برای آن خواهد بود.به دلیل پیش گفته و تاكید بر هویت تاریخی خلیج فارس كه تائیدی است بر صحت و حقیقت وضع این لفظ كه ناشی از همان اسناد و شواهد تاریخی است این مسئله استنباط می شود كه دولت و مردم ایران به رغم اینكه مالك منحصر خلیج فارس نیستند لیكن موسوم بودن این خلیج به «فارس» متضمن منافع سیاسی بسیاری برای ایران خواهد بود كه از این رهگذر ذی علاقه بودن ایران «هر چند كه منافع متصور برای ایران از حیث سیاسی و بین المللی غیرقابل انكار است» در اینكه این خلیج، «خلیج فارس» نامیده شود امری قطعی و مبرهن است.با توجه به آنچه گفته شد «نخست» باید اذعان كرد چنان كه الفاظ محمول هستند بر معانی عرفیه به كارگیری صحیح الفاظ می تواند موجب تفویت یا تقویت منافعی شود از این رو باید دقت كرد كه این «خلیج فارس» است نه «فارسی» چرا كه اگر قائل به فارسی بودن آن باشیم این امر باعث انگیزش هیجان های ناسیونالیستی عربی شده كه بالقوه مستعد نزاع و مناقشه نیز هستند. ضمن اینكه با این تلقی نه تنها امكان دسترسی به حقوق بنیادین ما بر اینكه این خلیج، «خلیج فارس» است نه عربی هم زیر سئوال می رود. دوم تدقیق در مطالب گفته شده تكلیف دولت را برجسته می كند تكلیفی كه براساس آن دولت باید از اقدامات انجام شده توسط مردم به نحو منطقی در جهت تضمین منافع ملی سود جسته و تهدیدات بالقوه را نسبت به كشور مرتفع كند. بدیهی است اقدام بجا و به موقع دولت هم سبب تقویت اقتدار دولت در عرصه بین المللی می شود و هم باعث می شود كه پیوندهای عاطفی بین دولت و مردم به وجود آمده و یا مستحكم تر شود!

 

• تكلیف دولت

برای اینكه تكلیف دولت در این خصوص معلوم و مشهود شود ناگزیر از طرح مسئله ای هستیم كه براساس آن می توان به نحو شایسته تری تكلیف دولت به هنگام رویارویی با چنین موقعیت هایی را معین كرد.بنابر یك قاعده اصیل در حقوق بین الملل هیچ دولتی نباید اجازه دهد كه از سرزمین او برای وارد آوردن زیان و خسارت علیه كشور دیگر استفاده شود. (مسئولیت بین المللی دولت ها و نظریه حمایت سیاسی اتباع / دكتر رضا فیوضی / انتشارات دانشگاه تهران / ص ۱۳۳) رویه قضایی بین المللی به این اصل تاكید دارد. رای دیوان دادگستری بین المللی در خصوص حادثه ای كه در تنگه كور فو روی داد و منجر به بروز اختلاف بین دو كشور انگلیس و آلبانی شد دلیل محكمی است به این قاعده كه كشورها در خصوص آنچه كه در گستره سرزمینی آنها روی می دهد باید آگاهی داشته باشند و نسبت به آنها مسئولیت دارند. «فرض آگاهی دولت آمریكا از اقدام موسسه نشنال جئوگرافیك با توجه به وسعت قلمرو فعالیت این موسسه و كثرت مخاطبان امری مسلم و قطعی است.»چنان كه قبلاً هم گفته شد اقدام موسسه نشنال جئوگرافیك بدون تردید از مصادیق اعمالی بود كه حاكمیت و امنیت كشور ایران را مورد تهدید قرار داد. به این ترتیب مسئولیت دولت آمریكا در اثر اقدام انجام شده از سوی اتباعش قطعی و غیرقابل انكار است. از این رو شایسته است كه دولت جمهوری اسلامی ایران به نحو مقتضی با استفاده از مكانیسم های موثر و موجود در حقوق بین الملل نسبت به طرح مسئولیت دولت آمریكا نزد مراجع ذیصلاح بین المللی اقدام كند. اثرات چنین اقدامی را دست كم در دو مورد می توان مورد توجه قرار داد: ۱- طرح مسئله به نحو مذكور این بیم و نگرانی را مرتفع می كند كه خواسته و ناخواسته ادعاهای مطرح شده از سوی دول عربی جنبه رسمی پیدا كرده و در محاكم و محافل بین المللی به شكل قانونی و رسمی مورد رسیدگی و توجه قرار گیرد. ۲- به این ترتیب نه تنها حامیان و بانیان و محركان چنین اقدامی حداقل نزد افكار عمومی جهانی معین خواهند شد، بلكه طرح مسئولیت دولت آمریكا در زمانی كه این دولت در رابطه با حمله به عراق همچنان تحت فشار افكار عمومی جهانی قرار دارد اگر حداقل سبب دسترسی ما به منافع عظیم و حیاتی نشود اما بدون تردید خالی از فایده نیست.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جایگاه خدمات دریایی در خلیج فارس

 

یكی از این فرصتها طرح سوخت رسانی به كشتیها یا بانكرینگ (Bunkering) در جزیر قشم از جمله طرحهایی است كه باعث بالا رفتن سهم ایران از ترانزیت دریای میشود.این طرح كه ازابتدای خرداد ماه سال ۱۳۷۹ با همكاری یك شركت سنگاپوری به نام گلوبال در بندر سلخ جزیره قشم فعال شده بود، در تیرماه سال ۱۳۸۰ به دلایلی متوقف شد. به گفته برخی از دست اندركاران، این طرح درفعالیت كوتاه مدت خود توانست علاوه بر درآمدهای ارزی قابل توجه، زمینه اشتغال را برای بسیاری از مردم بومی جزیره فراهم كند. قشم جزیرهای استراتژیك در منطقه مهم و استراتژیك تنگه هرمز، در پنج مایلی آبراه بینالمللی و گذرگاهی كه روزانه صدها كشتی نفتی و باری از آن عبور میكند، قرار دارد. این جزیره از استعدادهای بالقوه بسیاری از جمله در زمینه سوخترسانی به كشتیها، تعمیر شناورها، فراهم آوردن نیازهای غذایی كشتیهای عبوری و نیز خدمات پزشكی به كاركنان كشتی برخوردار است. عنایت اله شكوری نماینده سابق سازمان منطقه آزاد قشم در امور عملیاتی طرح سوخترسانی بندر سلخ گفت: این طرح به دلیل حساسیتی كه درمنطقه داشت و میتوانست درآمدهای ارزی قابل توجهی را نصیب كشور كند، با پیگیری نمایندگان مجلس ششم به اجرا درآمده بود. وی، افزود: وجود باد غالب و مناسب، عمق مناسب دریا و نزدیكی به آبراه بینالمللی از جمله مزیتهای جزیره قشم برای اجرای طرح سوخت رسانی بوده است.شكوری ادامه داد: پیش از راه اندازی طرح بانكرینگ، یكی از مسوولان كشور امارات عربی متحده برای بررسی اوضاع به قشم آمد، زیرا میدانستند كه در صورت راه اندازی این طرح موقعیت اقتصادی مناسبی برای ایران در منطقه ایجاد میشود. وی خاطرنشان كرد: هم اینك امارات از غفلت ایران در این زمینه به خوبی استفاده میكند و سالانه از بانكرینگ (سوخترسانی كشتی به كشتی) درآمد هنگفتی را بهدست میآورد، در صورتی كه برای كشتیها نیز مقرون به صرفه آن است كه در قشم سوختگیری كنند.نماینده سابق سازمان منطقه آزاد قشم در امور عملیاتی طرح سوخت رسانی، گفت: سازمان منطقه آزاد قشم با راهاندازی مجدد این طرح میتواند ۱۰ برابر سودی كه هم اینك از فروش برگ سبز و زمین به دست میآورد، كسب كند.

 

حسین آتشران معاون صنایع سازمان منطقه آزاد قشم در این زمینه گفت : سوخت دهی كشتی به كشتی یا بانكرینگ، پیش از این دراسكله سلخ در جزیره قشم انجام میشد اما به بهانههای مختلفی از جمله آلوده دن محیط زیست، این مركز تعطیل شد. وی اضافه كرد:

با تعطیل این مركز، هم اینك كار سوخت رسانی به كشتیها در همسایگی ما و در فجیره و خورفكان كشور امارات انجام میشود و سالانه این بنادر از فروش مازوت و سوخت دهی كشتی به كشتی میلیونها دلار درآمد كسب میكند.معاون صنایع سازمان منطقه آزاد قشم، ضمن تاكید بر این كه باید روی این طرح سرمایه گذاری كرد، گفت: ما در اسكله سلخ محل اجرای طرح سوخترسانی به كشتیها، علاوه بر اجرای طرح سوخت رسانی میتوانیم مواد غذایی و مایحتاج مورد نیاز دریانوردان را تامین كنیم. آتشران، خاطرنشان كرد: با اجرای این طرح علاوه بر كسب درآمد ارزی، زمینه اشتغال بسیاری از جزیره نشینان قشمی فراهم میشود. مهندس بیژن فرهنگ دره شوری مدیر محیط زیست سازمان منطقه آزاد قشم در زمینه آلودگیهای زیست محیطی ناشی از بانكرینگ، گفت: در طی مدتی كه این طرح اجرا میشد، بارها توسط محیط زیست شهرستان و نیز سازمان منطقه آزاد قشم از محل انجام بانكرینگ بازدید شد اما هیچ گونه آلودگی در كشتیها و یا محل انجام بانكرینگ مشاهده نشد.فرهنگ دره شوری خاطرنشان كرد: كه كشتیهایی كه كار سوخترسانی را درمنطقه انجام میدادند و یا سوختگیری میكردند از نظر آلودگیهای زیست محیطی هیچ مشكلی نداشتند. حیدر عالیشوندی فرماندار شهرستان قشم نیز معتقد است كه نزدیكی جزیره قشم به آبراه بینالمللی یكی از پتانسیلهای منحصر به فرد این منطقه محسوب میشود كه باید از آن استفاده بهینه شود.وی اظهارداشت: جزیره قشم در پنج مایلی آبراههای بین المللی است (آبراه بینالمللی محلی برای تردد كشتیها است كه عمق آب در آن بین ۳۰ تا ۷۰ متر است) و بر این اساس اگر ما بتوانیم زمینه سوخترسانی به كشتیها را فراهم كنیم، میتوانیم درآمد ارزی قابل توجهی را از این طریق عاید كشور كنیم. فرماندار قشم، گفت: ارزش واقعی این طرح ملی زمانی مشخص میشود كه بدانیم سالانه ۱۰ هزار كشتی در این منطقه كه بیش از ۵۰ درصد نفت مورد نیاز جهان در آن تولید میشود، تردد میكنند. عالیشوندی اضافه كرد: این میزان كشتی، سالانه نیاز به ۲۰ میلیون تن سوخت دارند كه درآمد ناشیاز فروش این میزان سوخت درآمد ارزی قابل توجهی را نصیب كشور خواهد كرد. مهندس سید فخرالدین انوار مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم، در این زمینه به مشكلات فراروی این سازمان برای اجرای طرح سوخت رسانی اشاره كرد و گفت: مشكلات اساسی در اجرای سوخت رسانی نبود همكاری و علاقه دستگاههای ذیربط به امر سوخت رسانی در این منطقه است. انوار، خاطرنشان كرد: برای انجام فعالیت سوخت رسانی در منطقه نیاز به همكاری یك مجموعهای از دستگاههای دولتی از جمله شركت ملی نفت و شركت بنادر و كشتیرانی است كه بتوانند تسهیلات و امكانات لازم را برای اجرای این طرح فراهم كنند.سیدجلال حسینی، عضو كمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، با بیان اینكه غفلت و بیاعتنایی مسوولان كشور نسبت به مناطق آزاد، دلیل دور افتادن ایران از برخی كشورهای كوچك عربی و حاشیه خلیج فارس است، اظهار داشت: متاسفانه در بحث تصمیمگیری در خصوص مناطق آزاد از یك سیاست منسجم و واحد برخوردار نیستیم و نوعی گسیختگی میانبخشی در نهادهای تصمیمگیری دولت به چشم میخورد در صورتی كه مدیریت توسعه یك كشور، باید مدیریتی یكپارچه، همهجانبه، متوازن و پایدار باشد. وی ادامه داد: قوانین دست و پا گیر و بروكراسی اداری بیش از حد پیچیده نیز مانع جذب سرمایهگذاری میشود و فراهم نكردن تسهیلات و خدمات دریایی و زیربنایی در مناطق ویژه اقتصادی هم در عدم رغبت سرمایهگذاران ایرانی اثرگذار بوده است تا جایی كه بیش از ۴۰ درصد سرمایهگذاران دوبی، ایرانی هستند.وی توسعه امور زیربنایی و حمل و نقل هر كشور را مستلزم تقویت شبكههای مواصلاتی، حمل و نقل جادهای، ریلی، دریایی و افزایش تجهیزات ناوگان ترابری آن كشور دانست و تاكید كرد: این عوامل موجب میشود كه كشور در سطح ملی از موازنه اقتصادی مطلوبی برخوردار شود و سهم بالایی از ترانزیت تجارت دریایی را به خود اختصاص بدهد.نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: در حال حاضر ظرفیتهای بالقوه زیادی به لحاظ كریدورهای هوایی و مزیتهای حمل و نقل دریایی داریم كه طبعا در ارزآوری برای كشور موثرند. با وجود آن كه زمزمههای پیوستن ایران به WTO به گوش میرسد ولی قبل از هر چیز باید زیرساختها و امور زیربنایی توسعه را فراهم و تقویت كنیم در غیر این صورت صرفا یك میزبان و دریافت كننده كالاهای وارداتی خواهیم بود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیج فارس ، میراث در انحصار

خوشبختانه با موضعگیری قاطعانه دولت و ایرانیان داخل و خارج كشور؛ بویژه هموطنان مقیم آمریكا، پس از چند هفته، این مؤسسه با عقب نشینی تدریجی، در نقشه بازنگری شده نام جزایر ایرانی را اصلاح كرد؛ نام تاریخی خلیج فارس را به رسمیت شناخت و با حذف واژه مجعول «خلیج عربی» ، با یك توضیح كمرنگ در زیرنویس آن نگاشت كه «نام این خلیج به لحاظ اسناد تاریخی خلیج فارس است؛ اما برخی از آن به عنوان خلیج عربی یاد می كنند» .

 

عقب نشینی مؤسسه آمریكایی از تحریف انجام شده، خبری خوشایند برای همه مردم ایران، ایرانیان و وارثان این نام و این تاریخ و فرهنگ كهن است؛ اما این پیروزی مقطعی نباید ما را غرق در خوشی كند و خیال آسوده داریم. اگر به تاریخ نظری بیفكنیم، درمی یابیم كه این حركت متجاوزانه، ریشه ای استعماری با تاریخی چند ده ساله دارد؛ در دهه ۱۹۷۰ میلادی نیز نشریه رسمی و دولتی «تجارت و صنعت» (Trade and Industry) انگلستان در شماره هفتم نوامبر خود از واژه خلیج عربی استفاده كرد كه آن موقع نیز واكنش به موقع دولت ایران باعث عقب نشینی آنان شد. اما شاهدیم كه بعد از گذشت سالها ، این خلیج تاریخی دوباره مورد دست درازی قرار گرفت؛ لذا نباید ماجرا را پایان یافته تلقی كنیم؛ بلكه باید از هم اكنون به فكر چاره ای اساسی باشیم.

بازبینی عملكرد ما ایرانیان، در این برهه حساس ملی، بیانگر آن است كه ایرانیان به وطن خود عشق می ورزند كه به فرموده پیامبر اكرم(ص) «حب الوطن من الایمان» ؛ لذا نه دولت و نه ملت ایران؛ اعم از ایرانیان داخل كشور و هموطنان مقیم خارج، ذره ای از حاكمیت ملی و اصالت فرهنگی این مرز و بوم چشم نپوشیده اند و نخواهند پوشید؛ اما از آنجا كه این حركت شیطنت آمیز به گونه بی سابقه ای در میان بسیاری از دولتهای گستاخ و برخی سازمانها، ارگانها و مؤسسات و رسانه های بین المللی نیز رسوخ كرده، لازم است علل و اسباب این تحریف و تجاوزطلبی برخی دولتهای عربی را نسبت به حاكمیت ملی و هویت فرهنگی و تاریخی خود بشناسیم.خلیج فارس یك نام تاریخی است . نامهای تاریخی تنها بیان كننده موقعیت جغرافیایی یك سرزمین یا هویت مردمی كه در آن دیار می زیند، نیستند؛ بلكه این نامها پشتوانه تاریخ و فرهنگ همه اقوام و ملتهایی هستند كه در یك مكان جغرافیایی یا پیرامون آن در طول تاریخ با هم مراوده و داد و ستد فرهنگی و تاریخی داشته اند.خلیج فارس تنها یك نام برای یك حوزه آبی نیست؛ هویتی تاریخی و فرهنگی است كه با پیشینه كهن خود، نه یك خلیج كه اقیانوسی از فرهنگ و تمدن است و از ارمنیان و ارمنستان و گرجستان در شمال غرب ایران گرفته تا هند در آن سوی فلات پامیر به آن تعلق دارند. اگر این وسعت فرهنگی را نپذیریم، دست كم به خاطر نام آن نمی توانیم اقوام فارسی زبان تاجیكستان و افغانستان را از خلیج فارس جدا بدانیم. خلیج فارس یك نام تاریخی است و نامهای تاریخی با هویت جمعی مردم مرتبط با آن آمیخته است. نام تاریخی خلیج فارس از لحاظ تاریخی و فرهنگی و حتی سیاسی، معرف هویت یكی از ملتها و زبانهای ساكنان سواحل آن است؛ بنابراین، با توجه به گستردگی فرهنگ، زبان و ادب فارسی دست كم به ایران، افغانستان و تاجیكستان تعلق دارد و با كمی تساهل می توان همه وارثان فرهنگ و ادب فارسی را از گرجستان حاشیه دریای سیاه گرفته تا هندوستان كنار اقیانوس هند وارث آن دانست.اگر ما در جغرافیا و مرزهای آبی، خلیج فارس را با اعراب حاشیه جنوبی آن شریكیم، فرهنگ و هویت تاریخی آن را با كشورهای متعلق به آن شریكیم؛ بنابراین، همانگونه كه دولت و ملت ایران از نظر جغرافیایی مالك انحصاری خلیج فارس نیستند، از نظر هویتی یا فرهنگی نیز تنها مالك این پهنه آبی محسوب نمی شوند. پس چرا خدشه به نام خلیج فارس را فقط خدشه به هویت، حاكمیت و منافع ملی خود می دانیم؟ آیا كشورهای همسایه شمالی و شرقی ما؛ بویژه افغانستان و تاجیكستان و ازبكستان كه جزء جزء فرهنگ آنان با فرهنگ و تمدن ایرانی یا به بیان انگلیسی Persian وابسته است، از تغییر «به فرض محال» نام خلیج فارس لطمه نمی بینند؟مگر نه این است كه خلیج فارس درتاریخ چندهزارساله این منطقه حضور داشته است و همه مردمان و اقوام و مللی كه درحاشیه آن سكنی گزیدند و به هر نحو با آن درارتباط بوده اند، گوشه ای از هویت تاریخی خود را به آن وابسته اند؟

 

خلیج فارس آن قدر در تاریخ ریشه دارد كه حتی یونانیان و رومیان هم برای بیان برخی از زوایای فرهنگی و تاریخی خود (مسیر لشكركشی های ایرانیان، تاریخ سفرها، تجارت و...) باید به آن استنادكنند و از آن نام ببرند (همان گونه كه می برند!) چه رسد به اقوام هم سرگذشت ما در كشورهای همسایه! پس چه شده است كه ما آن را ملك طلق خود می دانیم و درفراخوانها، سمینارها، نمایشگاهها، جشنواره ها و مسابقات مربوط به آن از دیگر وارثان این ملك آبی فرهنگی ـ تاریخی دعوت نمی كنیم؟

به نظر نگارنده، با نگرش فعلی به خلیج فارس، ما ایرانیان نیز مانند اعراب به تاراج آن پرداختیم و هویت واقعی این خلیج تاریخی را از آن گرفته ایم. ما با درانحصارگرفتن «مالكیت معنوی خلیج فارس» آن را از گستردگی و اصالت انداخته ایم. اگر امروز شاهدیم كه برخی دزدان به دنبال دزدی میراث معنوی و تاریخی مایند، به این خاطر است كه ما از دهها سال پیش تاكنون وارثان دیگر این گنجینه فرهنگی و تاریخی را از خود رانده ایم و حق مسلم مردم افغانستان، تاجیكستان و... را بر این میراث معنوی انكار كرده ایم.بی شك، خلیج فارس، میراثی است كه وراث بسیاری دارد، همه «تمدن بشری» وارث خلیج فارس است و هرچند، ما بزرگترین و نزدیكترین وراث آنیم، تمام آنانی كه به فرهنگ و تمدن كلی مربوط به خلیج فارس؛ یعنی فرهنگ و تمدن ایران قدیم تعلق دارند، ورثه آن محسوب می شوند.

 

از نظر تاریخی، قندهار، هرات، دوشنبه، بلخ، سمرقند، بخارا، اشك آباد (یا عشق آباد)، باكو، ایروان، تفلیس و لاهور به همان اندازه به خلیج فارس مربوط است كه «تهران» مرتبط است. تنها فرق تهران و ایرانیان با آن كشورها و مردمان آن در ارتباط با خلیج فارس دراین است كه ایران علاوه بر وراثت تاریخی، وارث مرزهای آن نیز شده است، بنابراین، «خلیج فارس» با وارثی تنها بسیار كم مایه و كم هویت تر از «خلیج فارس» است كه افغانستان، تاجیكستان، ازبكستان، آذربایجان، تركمنستان، ارمنستان، پاكستان و... را نیز وارث خود داشته باشد.اگر ما به عنوان بزرگترین و نزدیكترین وارث خلیج فارس، وارثان دیگر آن را نیز با خود شریك و همراه كنیم، نه تنها ذره ای از تعلق آن به ما كم نخواهدشد، كه این گنجینه، پشتوانه ای قوی تر خواهدداشت و درعرصه بین الملل نه یك بازیگر سیاسی به نام دولت جمهوری اسلامی ایران، كه دولتهای بسیاری به صیانت و دفاع از كیان آن به پا خواهندخاست. ضمن آن كه دراین صورت، این گنجینه، غنای فرهنگی تاریخی و سیاسی خود را نیز حفظ خواهدكرد.

 

منابع:

۱ـ روزنامه شرق، شماره ۳۷۹ (شنبه ۱۲ دی ۱۳۸۳) ص۲۳.

۲ ـ روزنامه شرق، شماره ۳۴۷ (۲آذر ۱۳۸۳) ص۲۶.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از خزر تا خلیج فارس

 

مطمئناً قدمت ژئوپولتیك در جهان به اندازه قدمت جست وجوی انسان برای قلمرو، امنیت و نیز به اندازه قدمت دیپلماسی، استراتژی، حسادت و ترس است. اسكندر كبیر، ناپلئون و بسیاری دیگر از فرماندهان، امپراتوران و فاتحان به طرح ریزی های ژئوپولتیكی بسیاری در زمان خود پرداخته اند.

اولین بار شخصی آلمانی به نام «ردولف كیلن» در ۱۸۹۹م (Rjellem) اصطلاح ژئوپولتیك را در مقاله خود در رابطه با مرزهای سوئد به كار برد. در سال ۱۹۰۴م سر هالنورد مكیندر جغرافیدان انگلیسی اولین توصیف منسجم از جهان را به عنوان یك موجود فعال ژئوپولتیكی ارائه داد.

مكیندر طی نظریه ای مهم و متفاوت قاره های اروپا، آسیا، آفریقا را جزیره جهانی (World Island) نامید. مكیندر این جزیره جهانی را ناحیه محور (Heart Land) نام نهاد و در سال ۱۹۱۹م اظهار داشت: «آنكه بر شرق اروپا تسلط یابد، بر هارتلند حاكم است. آنكه بر هارتلند حاكم شود، بر جزیره جهانی حكومت خواهد كرد و آنكه بر جزیره جهانی فرمان می راند، بر همه جهان حكومت می كند.»

ریچارد مایر جغرافیدان معاصر اعتقاد دارد: «مكیندر در هر دهه این قرن دارای حامیان و توجیه گرانی بوده است، وی پیشگوی موفقی نبوده، آنچه ما را تحت تاثیر قرار می دهد، دامنه جهانی دیدگاه مكیندر است، نه دقت او» منطقه موسوم به هارتلند منطقه وسیعی است كه از غرب به رودخانه ولگا، از شرق به سیبری غربی، از شمال به اقیانوس نیمه شمالی و از جنوب به ارتفاعات هیمالیا، به ارتفاعات ایران و ارتفاعات مغولستان محدود می شود.

مكیندر بعدها مفهوم هارتلند را تا حدودی به سمت غرب گسترش داد و در سال ۱۹۴۳ ناحیه لنالند را شامل دو هلال داخلی و خارجی به مجموعه «قلب جهان» افزود، بنابراین حدوداً نیمی از وسعت ایران در ناحیه هارتلند و جنوب ایران همانند كمربندی این ناحیه مهم را دربرگرفته است.

دو جنگ جهانی اول و دوم تحت تاثیر این نظریه با تجاوز به قلب قلمرو بری اوراسیا صورت گرفت. ژئوپولیتسین هایی مانند كارل فن هاوسهوفر، پاندز و ماینگ از نظریه هارتلند مكیندر الهام گرفتند و مشاور جنگ جهانی دوم شدند. هیتلر به تبعیت نظریه فوق سربازان خود را تا قلب شوروی سابق پیش راند و در ۱۹۴۶ مجبور به عقب نشینی و قبول شكست شد. (تنها هاوسهوفر با حمله آلمان به شوروی مخالف بود) به دلیل بهره گیری نادرست متحدان از واژه ژئوپولتیك و میل وافر آنها به توسعه ارضی و به وجود آوردن قدرت از این طریق، واژه ژئوپولتیك همراه با آلمان نازی مرد و مدت ها فراموش شد.

لكن در سال ۱۹۷۰م از خاكستر آن ژئوپولتیك مدرن و انتقادی ظهور كرد و پا به عرصه جهان گذاشت. در تفكر جدید ژئوپولتیكی به جای تمركز بر تاثیر عوامل جغرافیایی بر شكل گیری سیاست خارجی بر این موضوع تاكید شد كه «سیاستمداران چگونه تصاویر ذهنی خود را از جهان ترسیم می كنند و چگونه این بینش ها بر تفاسیر آنها از مكان های مختلف تاثیر می گذارد.» به نظر می رسد به رغم گفته ریچارد مایر در رابطه با نظریه هارتلند منطقه فوق همچنان از اهمیت خاصی برخوردار است و بخش قابل توجهی از بازتاب های بین المللی به این ناحیه برمی گردد. چنانچه در زمان مكیندر ارزش سوختی هارتلند و لنالند نیز آشكار و مطرح می شود، مطمئناً تحلیل ها كاملاً به نفع مكیندر و حامیانش بود.

بنابراین می توان اینگونه استنتاج كرد: «خزر قلب اوراسیا است و اوراسیا قلب هارتلند.» در دوره جنگ سرد جهت جلوگیری از توسعه كمونیسم طرح كانتین منت یا سیاست مهارسازی به اجرا درآمد و دو قلمرو بزرگ استراتژیكی بری به سركردگی اتحاد شوروی و بحری به رهبری ایالات متحده آمریكا در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه با هم رویارو شدند و نقشه استراتژیك جهان بر این اساس ترسیم شد. در ۱۹۸۹ دیوار برلین تخریب شد و جنگ سرد پایان پذیرفت. از ابتدای دهه ۱۹۹۰ ترتیبات ژئوپولتیكی جهان نیز تغییر كرد.

مناطق ژئواستراتژیكی افزایش یافتند، اعلام ناحیه كمربند شكننده (Shatter Belt) و ذكر سه منطقه آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه و جنوب صحرای آفریقا به همین منظور بود. با این تعریف كه «یك منطقه داخلی جغرافیایی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی كه به وسیله فشار قدرت های بزرگ خارجی به لحاظ جاذبه های موقعیت استراتژیك منطقه ای و منابع اقتصادی به وجود آمده است.» بنابراین به وجود آمدن قدرت های درجه دوم و سوم و نزدیك شدن آنها به قدرت های درجه اول و دوم دنیا دور از ذهن نبود. براساس تقسیم بندی اس بی كوهن ۲۷ كشور در گروه قدرت های درجه دوم جهان هستند و ایران همراه با سیزده كشور از مدعیان این قدرت در كنار نیجریه، تركیه، ونزوئلا، مكزیك، آرژانتین، مصر، الجزایر و... قرار دارد.

در مجموع می توان اذعان كرد ایران با شش حوزه ژئوپولتیكی مرتبط است:

۱- حوزه قفقاز و آناتولی (ایران، ارمنستان، گرجستان و روسیه)

۲- حوزه دریای خزر (ایران، تركمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان)

۳- حوزه فلات ایران (ایران، پاكستان و افغانستان)

۴- حوزه آسیای مركزی (ایران، تركمنستان، قزاقستان، ازبكستان، قرقیزستان و تاجیكستان)

۵- حوزه دریای عمان و اقیانوس هند (ایران، پاكستان، هند، عمان و امارات متحده عربی)

۶- حوزه خلیج فارس (ایران، عراق، كویت، عربستان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عمان)

لازم به ذكر است قرار گرفتن در یك حوزه ژئوپولتیكی به معنای داشتن مرزهای فیزیكی نیست، به خصوص كه دریای خزر و خلیج فارس از طریق مرز مشترك آبی ایران را با شمار قابل توجهی از كشورها همجوار ساخته اند.

بدین ترتیب ایران با وسعتی قابل ملاحظه حلقه واسط مناطق مختلفی همچون آسیای مركزی، دریای خزر، قفقاز، آسیای جنوب غربی، آسیای صغیر و خاورمیانه است.

دریای خزر در واقع نقطه تلاقی آسیای مركزی، دشت های جنوب روسیه، قفقاز و ایران به صورت حوزه ای محصور در خشكی است كه به آب های آزاد جهان راه ندارد و در شرایط كنونی حد فاصل تقابل قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است، اگرچه از طریق كانال آبی ولگا- دن به دریای سیاه ارتباط پیدا كرده، لكن به دلیل قرار گرفتن این آبراهه در قلمرو روسیه و ظرفیت محدود تردد آن می توان خزر را همچنان یك دریای بسته نامید.

در شرق دریای خزر، آسیای مركزی قلمرو مسلمانانی است كه عمدتاً شامل ترك ها و ایرانی ها (تاجیك ها، بلوچ ها و كردها) هستند.

این منطقه از ویژگی های جغرافیایی و بیابانی خاصی برخوردار است. در غرب دریای خزر منطقه قفقاز قرار دارد كه رشته كوه های قفقاز بزرگ آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم كرده و از گذشته های دور از دریای خزر به عنوان عرصه ای آبی جهت حمل ونقل و ارتباط استفاده می شده است.

اولین بار در سال ۱۸۲۸م طی عهدنامه تركمنچای در رابطه با تردد كشتی های تجاری ایران و روسیه توافقاتی به عمل آمد. قراردادهای ۱۹۲۱ ، ۱۹۴۰ و ۱۹۶۴م میان دو همسایه شمالی و جنوبی خزر (ایران و شوروی سابق) منعقد شد و در فوریه ۱۹۹۳م اولین اجلاس خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی و با پیشنهاد ایران برگزار شد و تا ۵ فوریه ۲۰۰۵م تعداد ۱۶ نشست گروه كاری با حضور نمایندگان ۵ كشور ساحلی خزر (ایران، قزاقستان، روسیه، تركمنستان، آذربایجان) تشكیل شده كه به تدوین نظام حقوقی منسجم و دائمی خزر منجر نشده است. از طرف دیگر ایالات متحده با ورود به قفقاز جنوبی امكان هر نوع همگرایی منطقه ای بین ایران و كشورهای حوزه قفقاز و روسیه را تحت الشعاع قرار داده و عملاً از بین برده است.

حضور نظامی آمریكا در آسیای مركزی از جمله پایگاه های نظامی «خان آباد» در جنوب ازبكستان، ماناس در نزدیكی بیشكك پایتخت قرقیزستان، حضور بیشتر در قزاقستان و تاجیكستان به بهانه مبارزه با تروریسم بین المللی، از ایجاد اتحادیه های منطقه ای میان كشورهای حوزه جلوگیری می كند و از سویی دیگر شكل گیری اتحاد میان روسیه، چین و هند را نیز با مشكل مواجه می سازد.

با این وجود تاسیس سازمان همكاری شانگهای (SCO) در اكتبر ۲۰۰۱ و به ابتكار جیانگ زمین رئیس جمهور وقت چین و متشكل از شش كشور اوراسیایی (دو قدرت منطقه ای چین و روسیه و جمهوری های آسیای مركزی مشتمل بر قزاقستان، قرقیزستان، ازبكستان و تاجیكستان) گام بزرگی است كه علیه منافع آمریكا در منطقه برداشته شده است.

در آخرین اجلاس این سازمان در ۱۴ تیرماه سال جاری طی بیانیه ای از آمریكا خواسته شده است تا تاریخ مشخصی را برای خروج نیروهای خود از آسیای میانه تعیین كند. تحلیلگران چهار دلیل جهت این تصمیم ذكر می كنند:

۱- گسترش ناتو به شرق؛

۲- وقوع انقلاب های رنگین در اقمار شوروی سابق،

۳- عدم كفایت توانمندی روسیه در برابر ایالات متحده آمریكا،

۴- پیوستن كشورهایی همانند ایران به سازمان همكاری شانگهای.

آنچه مسلم است كشف ذخایر جدید نفت و گاز در منطقه و عطش بسیار كشورهای نواستقلال پیرامون خزر به درآمدهای نفتی حاصل از این ذخایر موجب شده كه این حوزه ویژگی های وحدت بخش خود را از دست داده و اندیشه های تفرقه افكنانه همراه با دلارهای نفتی جایگزین شوند.

البته در صورت توافق و تفاهم كشورهای منطقه می توانند با ایجاد یك كریدور مطمئن به دور از سیاست های دریایی ایالات متحده به نقل و انتقال كالا در حجمی گسترده اقدام كنند و قلمرو پهناور اوراسیا را با ده ها میلیون نفر جمعیت به مراكز مصرف در آسیای جنوب غربی، آسیای مركزی، قفقاز شمالی و جنوبی، اروپای شرقی، اروپای شمالی و اسكاندیناوی پیوند دهند كه دریای خزر به عنوان واسط كریدورهای شمال و جنوب می تواند نقشی اساسی و مهم برعهده داشته باشد.

مسئله همگرایی های منطقه ای كه پیمان شانگهای نمونه ای از آن است گام مثبتی در این رابطه به شمار می آید. از آنجا كه در قرن بیست و یكم توانمندی اقتصادی و توانایی كنترل تولید و عرضه كالاهای اقتصادی در اولویت قرار گرفته، بنابراین مهمترین حوزه های ژئوپولتیكی و ژئواستراتژیكی جهان منطبق با مناطقی است كه دارای منابع سرشار طبیعی هستند.به همین دلیل برژینسكی سیاستمدار معروف آمریكایی جهان را به شش منظومه قدرت تقسیم كرده:

۱- منظومه آمریكای شمالی،

۲- منظومه اروپا،

۳- منظومه آسیای شرقی،

۴ _ منظومه آسیای جنوبی،

۵ _ منظومه ناموزون مسلمانان،

۶ - منظومه احتمالی اوراسیا.

براساس این تقسیم بندی كشورهای شمال آفریقا، خاورمیانه (به جز اسرائیل و احتمالاً تركیه) كشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، عراق، ایران، پاكستان و كشورهای نوپای آسیای مركزی در منظومه ناموزون مسلمانان می گنجند.

به نظر برژینسكی این كشورها مشتركات بسیاری دارند لكن در مقابل نفوذ بیگانگان فاقد انسجام سیاسی و اقتصادی لازم هستند. مسلم است بخشی از عدم انسجام سیاسی، اقتصادی كشورهای فوق به مسائل برون مرزی و بخشی به منازعات فرهنگی، قومی و مذهبی درون و عدم دستیابی به طراحی سیاستگزاری های منسجم نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مربوط می شود. حوزه دریای خزر تاكنون ۵ انقطاع تاریخی یعنی دوره حكومت روسیه تزاری، دوره پس از انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ تا سال ۱۹۴۷ و پایان جنگ جهانی دوم، دوره موسوم به جنگ سرد و حائل شدن دیوار سمبلیك آهنین به دور شوروی سابق و اقمارش، پایان دوره جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی در ابتدای دهه ۱۹۹۰م و بالاخره حادثه ۱۱ سپتامبر و تشدید و تقویت حضور بیگانگان در منطقه را پشت سر گذاشته است.

با وجودی كه ایران حدود ۶۷۰ كیلومتر مرز آبی در ساحل خزر دارد، از تحولات فوق تا حدود زیادی متاثر شده است. آنچه مهم است از ابتدای دهه ۱۹۹۰ گرایش به میلیتاریسم در حوزه خزر آغاز شد و رشد و توسعه یافت.

رزمایش مشترك جمهوری آذربایجان و ایالات متحده آمریكا در خزر در سال ،۱۳۸۲ فعالیت های ناتو در رابطه با حفظ منافع استراتژیك غرب، تمایل روسیه به عملكردهای پراگماتیك، سرمایه گذاری روی نفت آذربایجان و احداث خط لوله باكو _ تفلیس _ جیحان به طول ۱۷۰۰ كیلومتر و ظرفیت انتقال یك میلیون بشكه نفت در روز، طرح پروژه خط لوله باكو _ سوپا و بالاخره جذب ۸۰ درصد كل سرمایه گذاری های مستقیم خارجی توسط كشور قزاقستان و فعال كردن سریع حوزه های نفتی تنگیز، قاراچاناك و كاشاغان را از جمله این مسائل می توان ذكر كرد.آنچه مسلم است پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اتحادیه اروپا، آمریكا و برخی از كشورهای آسیایی (چین، كره جنوبی، هند) و شركت های بزرگ نفتی در منطقه فعالیت دارند.

در حال حاضر سهم ایران از خزر ۴/۲۰ درصد است و در اجلاس اخیر در عشق آباد بر سر موضوع تشكیل كنوانسیون اعتمادسازی كشورهای ساحلی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، قاچاق كالا و تروریسم و جنایات سازمان یافته تاكید كرده ضمن اینكه در اجلاس فوق برای چندمین بار بر سر تقسیم بستر و زیربستر، تعیین مرزهای آبی و غیرنظامی كردن دریای خزر و استفاده ترانزیتی از این دریا بحث و تبادل نظر صورت گرفته است.

• نتیجه

آنچه از سیر تحولات منطقه محسوس و مشهود است كشورهای نواستقلال به دلیل آنكه فقر در بعضی از این سرزمین ها به ۵۰ درصد جمعیت می رسد از اقداماتی كه توجیه اقتصادی دارند استقبال می كنند.

از حضور شركت های غربی در منطقه قریب به ده سال می گذرد، ایران در این مدت سعی كرده از طریق تعامل و پیشنهاد مشاركت و همكاری، خود را به این كشورها نزدیك كند. لكن غرب و در راس آن ایالات متحده آمریكا تمایل دارند خلیج فارس و خزر را به عنوان دو حوزه و منبع اصلی انرژی به یكدیگر گره بزنند و مكمل هم كنند و پس از فروپاشی شوروی در ایجاد نظم نوین جهانی همواره تلاش می كنند. آهنگ كند اقتصادی كشورهای حوزه به این هژمونی همواره دامن می زند از طرف دیگر آمریكا و اتحادیه اروپا مایل نیستند به حوزه خزر به عنوان خلیج فارس دوم نگریسته شود و سعی دارند خلیج فارس موقعیت خود را همواره به عنوان «هارتلند سوخت جهان» حفظ كند.

در واقع خلیج فارس به دلیل باز بودن و راه داشتن به دریاهای آزاد بخشی قابل توجه از استراتژی بحری آمریكا و متحدانش را تامین می سازد. بنابراین آمریكا تلاش می كند از طریق تداوم همكاری امنیتی با روسیه، بی ثبات كردن ساختارهای داخلی و نفوذپذیر كردن مرزها و از همه مهمتر تغییر رژیم عراق و مطرح ساختن صدور مجدد نفت عراق به بازارهای جهانی و سوق دادن كشورهای آسیای میانه به سوی میلیتاریسم و نظامی گری به بهانه مبارزه با افراط گرایی های مذهبی، تروریسم بین المللی و مبارزه با تجارت مواد مخدر از اهمیت خزر بكاهد و با ترفندهایی در اجلاس كاری خزر اعمال نفوذ كند.

این احتمال وجود دارد كه آمریكا و به طور كلی كشورهایی كه به دنبال منابع انرژی حوزه خزر هستند، در رابطه با قراردادهای انعقادیافته فیمابین نگرانند و ضمانت اجرایی كافی حس نمی كنند، زیرا كشورهای آسیای مركزی در مقاطعی در ایجاد اعتمادسازی به حد كافی موفق نبوده اند. به هرحال حضور ایران به عنوان همسایه ای قابل تامل و بااهمیت در جنوب دریای خزر و شمال خلیج فارس و اطمینان نسبت به مواضع قاطع ایران، می تواند در میزان كاهش جو اعتماد میان غرب و كشورهای آسیای مركزی تاثیر قابل توجهی داشته باشد.

با این یادآوری كه كشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس به دلیل نهادینه شدن نسبی ساختار سیاسی از توازن و تعادل افزونتری برخوردارند، در حالی كه كشورهای نواستقلال اغلب در یك نوع دگردیسی سیاسی به سر می برند و نوعاً نمی توانند به دلیل وابستگی شدیدی كه در گذشته نسبت به حكومت مركزی شوروی سابق داشتند با سهولت در رابطه با منافع خود تصمیم گیری كنند.

از طرف دیگر روسیه خود با معضلات اقتصادی عدیده ای مواجه است كه سال های طولانی جهت جبران آنها زمان لازم دارد. در این میان هرگونه اقدام از سوی ایران باید با تدبیر، قاطعیت و موافق با منافع ملی صورت گیرد و حساسیت های مكانی و زمانی به خوبی شناخته شوند، بنابراین ترسیم كدهای ژئوپولتیكی محلی و منطقه ای مناسب امروز از نیازهای غیرقابل تردید است و ایران در موقعیت فعلی بیشتر نیاز به شفاف سازی كدهای ملی و منطقه ای دارد تا كدهای جهانی، زیرا از اطراف و جوانب خود كه كانون های بحران به شمار می روند غافل می ماند. به عنوان مثال اتفاقات و رویدادهایی كه در قلب آفریقا یا در آمریكای جنوبی با مسافتی بعید از ایران می گذرند نمی توانند بر منافع ما به شدتی تاثیر داشته باشند كه وقایع منطقه ای تاثیرگذارند.

مسائلی از قبیل انتقال هفت هزار نیروی آمریكایی به ازبكستان، حمایت اكثر كشورهای نواستقلال از حمله نظامی آمریكا به خاك افغانستان، مبادرت قزاقستان به ایجاد نیروی دریایی در خزر، قراردادهای نظامی آمریكا با این كشور، پیشنهاد عضویت آذربایجان در پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو)، همكاری سه جانبه آمریكا، ناتو و روسیه و سكوت روسیه نسبت به حضور آمریكا به دلیل حمایت واشینگتن از روسیه در مقابل شورشیان چچن بخشی از اقدامات نظامی در منطقه هستند كه مطمئناً ایران نمی تواند از این تحولات خود را دور نگاه دارد. در سایه حمایت های نظامی حضور بازیگران اقتصادی مانند سرمایه گذاران خارجی، موسسات مالی بین المللی، شركت های چندملیتی، ایالات متحده آمریكا، اتحادیه اروپا، كشورهای نیازمند انرژی مانند چین، پاكستان و هند كاملاً محسوس و مشهود است. براساس اعلام كنفرانس لندن در مارس ۲۰۰۲ با عنوان «سیاست های خزر» نفت آماده و قابل استخراج خزر حدود ۵۰ تا ۷۰ میلیارد بشكه است و حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ تریلیون فوت مكعب گاز در این حوزه وجود دارد و تا سال ۲۰۱۰ می توان روزانه حدود ۵/۱ تا ۲ میلیون بشكه نفت از این منطقه استخراج كرد. به همین دلیل كشورهای همجوار خزر چندسالی است به دنبال امضای قراردادهای دوجانبه و سه جانبه مانند قرارداد قزاقستان- روسیه و آذربایجان هستند و سعی در حفظ منافع اقتصادی خود دارند.

بنابراین ضروری است ایران ضمن به كارگیری تدبیر و اندیشه و شناخت كامل از موقعیت ژئوپولتیكی خود در مشاركت های منطقه ای فعالانه شركت كرده و با توجه به طبقه بندی كدهای ژئوپولتیكی با منطقه و جهان به تعامل و ارتباط بپردازد. متاسفانه گاه اولویت بندی ها در هیاهوی بعضی از بلندپروازی های سیاسی گم می شوند و از توانایی ها و ظرفیت های بالقوه منطقه ای غافل می مانیم و بعضاً به دلیل فقدان شناخت كافی و دور شدن از مسائل منطقه ای سرمایه هایی از دست می روند و یا تبدیل به سودرسانی یكجانبه می شوند. بدیهی است از دلایل مهم اینگونه شتاب زدگی ها عدم شناخت كافی از موقعیت خطیر و مهم ژئوپولتیكی ایران در منطقه و جهان است و بالاخره اینكه دریابیم واقعاً «در كجای جهان ایستاده ایم؟»

منابع:

۱- دكتر عزتی، ژئوپولتیك قرن ،۲۱ سمت، ۱۳۸۱

۲- ریچارد مایر، درآمدی نو بر جغرافیای سیاسی، ترجمه میرحیدر، ۱۳۷۹.

۳- بهرام امیراحمدیان، مقاله خیره در برگ، روزنامه همشهری، ۲۵ مرداد ۸۳.

۴- خبرگزاری مهر ۲۶/۴/۱۳۸۴.

۵- سایت خبری موسسه مطالعاتی ابرار معاصر تهران.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیج فارس در گذر گاه تاریخ

 

خلیج فارس یكی از مهم ترین آبراه های جهان به شمار می رود كه از دیر باز مورد توجه اقوام مختلف بوده و از اهمیت خاصی برخوردار می باشد هر چند از گذشته این آبراه مخصوصا دوران پیش از تاریخ آن اطلاعات دقیقی در دست نیست اما وجود بقایای آثار و ابنیه بجای مانده در منطقه خود دلیلی بر آبادانی و رونق نواحی ساحلی خلیج فارس است. منطقه خلیج فارس در دوران عیلامی ،هخامنشی ،سلوكی ،پارت و ساسانی و مخصوصا دوران اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده ، كشف آثاری از دوران عیلامی در منطقه ریشهر نفوذ عیلامیان در این منطقه را نشان می دهد همچنین وجود بنادری از دوران هخامنشی چون :دیلمون ،آویستانه،هرمزی و ... دلیل بر استفاده هخامنشیان از این آبراه مهم است.هخامنشیان دارای ناوگان دریایی بسیار قدرتمند بودند كه در حقیقت جنگل های ماراتن سالامین درخشان ترین دوران شكوفایی دریانوردی ایران باستان است.در این دوره سعی شد خط ارتباطی بین سند و دریای احمر برقرار شود . در همین راستا حفر كانال سوئز انجام گرفت كه گامی مهم در توسعه راه های دریایی بود كشف كاخ های كوروش در چرخاب براز جان ،كاخ درودگاه ،كاخ بردك سیاه در روستای جنوط نزدیك برازجان خود گواه بر حضور هخامنشیان در نزدیك ساحل خلیج فارس است . در زمان ساسانیان یكی از سیاست های فرمانروایان تلاش در جهت ایجاد مراكز و بنادر سواحل خلیج فارس در جهت رونق بخشیدن بازرگانی و مراودات تجاری بوده است بر همین اساس بنادری چون ابله،ریشهر، هرمز و ... به وجود آمدند. ریشهر كه در ده كیلومتری جنوب شهر بوشهر قرار گرفته در زمان اردشیر بابكان ساخته شده ،اردشیر بابكان پس از این كه برای تهیه سپاه به ریشهر آمد و آنجا را برای شهر سازی و دریانوردی مناسب دید پس فرمان داد تا بر بقایای بندر قدیمی « خط » شهر « را و اردشیر» یا بنیاد اردشیر بسازند. نام دیگر آن بوخت اردشیر است طی بازدیدی كه به تازگی از ریشهر به عمل آمده شواهد و مواد باستان شناختی از قبیل قطعات سفال و معماری مربوط به این دوره شناسایی شده است. اوج فعالیت های بازرگانی را می توان در زمان انوشیروان عنوان كرد در این دوره فعالیت های تجاری و دریانوردی به حد اعلای خود رسید و سراسر خلیج فارس از شمال تا جنوب و كرانه های خلیج عدن و عربستان و یمن تحت تسلط ایرانیان بود و نیروی دریایی سراسر دریاهای آسیا و شرق آفریقا را تحت كنترل خود داشت. در دوره ساسانی و دو قرن هجری تجارت دریایی با چین رونق و توسعه زیادی داشته است. پس از سقوط ساسانیان هر چند نواحی خلیج فارس به طور رسمی در قلمرو خلفا محسوب می شد اما تا ورود پرتغالی ها نفوذ ایرانیان بر خلیج ادامه یافت شاید نخستین دودمان ایرانی مسلمان كه پس از گسترش اسلام به دریا پرداخته دیلمیان بودند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چرا بر جعل نام خلیج فارس اصرار میورزند؟

 

شاید این سوال بسیاری از ایرانیهای میهندوست باشد كه چرا با وجود گواهی دادن همهی اسناد و مدارك تاریخی در مورد جاودانه ایرانی بودن خلیج فارس، اصرار كشورهای عربی و محافل سیاسی استعماری بر جعل كردن نام این حوزهی آبی شناخته و تثبیت شده است.

شاید دلیل این خصومتورزی آشكار را بیش از اینكه در اتفاقات و رویدادهای معاصر بتوان یافت، باید در سیر تاریخی تحولات ایران و تعامل حكومتگران ایرانی با دولتهای خارجی جستوجو كرد.

تا قبل از سالهای ۱۹۳۵، ایران توسط كشورهای غربی، "پرشیا" خطاب میشد و ایرانیها نیز به "پرشین" ملقب بودند همانطور كه آذریهای صفوی با نام "پرشین" شناخته میشدند.

اصطلاح "بربرها" هم در گذشته توسط مردم یونان باستان در مورد كسانی استفاده میشد كه یونانی نیستند هرچند كه علیرغم وجود چنین تعبیری، آنها فرهنگهای بیگانه را تحقیر نمیكردند. در واقع آنها به قدمت و تمدن عظیم سرزمینهای باستانیتر نظیر مصر، بینالنهرین و ایران كه تمدن خود را بر پایهی تجربیات آنها بنا نهاده بودند، آگاهی داشتند.

● ایران و قدرتهای وقت

پس از درگرفتن جنگهای دورهیی بین ایران و یونان در نیمهی نخست سدهی پنجم قبل از میلاد، در معنی و تعبیر از اصطلاح "بربر" تغییراتی شكل گرفت. در این دورهها كه اتئلافهای زودشكل یافتهی یونانی، امپراتوریهای وسیع ایرانی را شكست میدادند، سربازان یونانی از لفظ بربر برای صحبت كردن در مورد ایرانیها استفاده مینمودند.

این جنگها و شكستهایی كه یونان به ایران تحمیل میكرد، سرآغاز شكل گرفتن احساسات ضدایرانی بود.

برای بسیاری از زرتشتیان و ایرانیها، اسكندر مقدونی یادآور آتش افروز خونبارترین جنگهای ایران و مقدونی بود كه امپراتوری ایرانی را به زیر كشید و نخستین خسارتها را به تخت جمشید وارد ساخت.

علیرغم اینكه مورخان ایرانی در مورد اسكندر مقدونی و خسارتهایی كه متوجه ایران ساخت، دیدی بسیار منفی و نفرتانگیز ایجاد كردند، اما مورخان غربی قرون وسطی، چنین نظری ندارند و به واسطهی متزلزل كردن قدرت جانشینان هخامنشیها كه هیچ دولتی قدرت به زیر كشیدنشان را نداشت، از اسكندر به نیكی یاد میكنند. این یعنی گام دوم گسترش یافتن عقاید ضدایرانی بین مردم دنیا.

قبایل آغازین و جنگلنشین مغولستان، سومین ضربههای مهلك تاریخی را بر پیكرهی ایران وارد كردند. جایی كه ادوارد تلر، مورخ نامدار مینویسد: خیابانهای شهر نیشابور كه مركز علم و فناوری و پایتخت فرهنگی جهان اسلام بود، به رودهای خون تبدیل شدند و كمتر شهروندی پیدا میشد كه گردن زده نشود."

مغولها بعد از اینكه تمام تلاش خود را در وارد كردن انواع خسارتهای جانی و مالی به مردم ایران صرف كردند، كم كم به زندگی شهری عادت كردند و حتی مسجد گوهرشاد ساختند!

● دورهی معاصر و كشمكش با اروپا

دوران باستان كم كم به سر رسید و دورهیی كه نامش را معاصر میگذاریم به صورت مجازی آغاز شد!

تاریخنگاران معتقدند ضربههایی كه روسیه در این زمان به ایران وارد كرد را به هیچ كدام از مستعمرات خود نیز وارد نساخته بود!

رویكرد و نگرش شوروی سابق به ایران در جایگاه یك همسایهی جنوبی با خواندن قسمت كوتاهی از متنی كه كمیتهی مركزی حزب كمونیست برای فرماندهی محلی و نمایندهی خود در آذربایجان راجع به كشورمان فرستاده است به راحتی درك میشود:

"كار مقدماتی خود را به كمك نیروهای خارجی در منطقهی آذربایجان با علم كردن موضوع خودمختاری و جدایی آذربایجان از سرزمین ایران شروع كنید و همینطور احساسات تجزیهطلبانهی مردم گیلان، مازندارن و خراسان را بیدار سازید..."

در حالی كه پرتغالیها، انگلیسیها و هلندیها تلاشی گسترده برای تضعیف صفویان و رقابت در جهت به دست آوردن سرزمینهای جنوبی كشور را آغاز كرده بودند، روسیه بدون هیچ دردسر، چالش و جنگی توانست تسلطی عمده بر شمال ایران بیابد و نیروهای خود را به راحتی در نقاط مختلف مستقر سازد.

بعد از مدتی نیز قاجارها ظهور كردند و پس از یك و نیم قرن انتظار برای در دست گرفتن حكومت مركزی، روی كار آمدند كه البته از همان ابتدا نیز بیلیاقتی خود را به خوبی در سطح جهانی اثبات نمودند.

فتحعلی شاه از ادارهی امور مملكتی عاجز بود، نتیجه این شد كه قراردادهای ننگین گلستان و تركمانچای امضا شدند و به همین ترتیب، وسیعترین و آبادترین سرزمین كرهی خاكی، به كوچكترین و ضعیفترینشان تبدیل شد.

اما بریتانیاییها نیز در پروژهی نابودسازی ایران، كمفروشی نكردند. و شاید به واسطهی بیلیاقتی و عناصر سست پادشاهان قاجاری، صرف نظر از اندك بار علمی احمدشاه كه آن نیز هیچ ارتباطی به كشورداری فاجعهبار وی پیدا نمیكند، مكتب استعمار در دنیا معنی شد!

سر گور اوزلی، فردریك جان گلداسمیت، بارون دی رویتر، جورج ناتانیل كورزون، مورگان شوستر، ژنرال آیرونساید، برنارد لوییس و بسیاری دیگر از خیانتكاران انگلیسی، در طول زمان آنقدر به ایران رفت و آمد كردند و امتیازهای متفاوت را با تاراج سرمایههای این مملكت و به یغما بردن ثروتهای خدادای ایرانیان دریافت كردند كه شاید مردم انگلیس، در طول عمر خود تصور به دست آوردن چنین ثروتهای بادآوردهیی را نیز در سر نمیپروراندند.

هرچند در این میان، آبادسازیهای مختصری كه به واسطهی باز شدن پای آلمانیها به ایران اتفاق افتاد، اندكی زخم ایرانیان را التیام بخشید هرچند كه كسی نتوانست ادعای انگلیسیها مبنی بر مستعمره شدن خوزستان و بوشهر یا كودتای سیاه ۱۹۲۱ را فراموش كند.

اجلاس ننگین بیلدربرگ در اتریش و ردپای انگلیسیها در جنگ تحمیلی عراق بر ایران كه حتی توسط نیویورك تایمز نیز به صورت سربسته اشارههایی در موردش انجام شده بود و همینطور طرح فاجعهبار عنوان جدید خلیج عـربـی پس از تسلط یافتن حكومت مركزی ایران بر كارخانهی استعماری بریتیش پترولیوم نیز صفحاتی هستند كه استعمار پیر در تاریخ ننگین دورهی قاجار و پس از آن در كشورمان رقم زد.

تقریباً از این دوره به بعد بود كه تحریكهای انگلیس در جهت افزایش دادن آتش اختلاف ایرانی ها و اعراب هم بالا گرفت و به اوج خود رسید. از طرفی انگلیس میدید كه به عنوان معلم استعمار در دنیا، خود از استعمار شكل گرفته بر علیه خود و متحدانش در داخل ایران ضربه میخورد و از طرفی نمیتوانست منتظر بنشیند تا اتفاقات خوشیمنی كه ممكن است ایران را به رشدی نسبی برساند، به بار بنشینند.

نتیجه اینكه ترفندی جدید بسته شد و سرانجام آتش اختلاف دیرینه بین عرب و عجم، مجدداً برافروخته شد.

● جعل نام خلیج فارس

جمال عبدالناصر، پان عربیست افراطی دستپروردهی انگلیسیها از نخستین سردمداران گسترش نگرش ضدایرانی در منطقهی خلیج فارس بود. این در حالی است كه متفكران و مورخان دنیای عرب مانند جورج هورانی و سمیر الخلیل به دلیل آشنایی با پشت پردهی قضایا، اینگونه اقدامات را تقویت نمیكنند و مخالف ناسیونالیستی افراطی عربی در جهت تضعیف ایرانیها هستند چرا كه به پیوستگیهای تاریخی ایرانی و عرب در زیر پرچم اسلام نیز معتقدند.

ریچارد نلسون فرای، مورخ نامی نیز در همین زمینه مینویسد: عربهای افراطی و جاهل، به نقش كلیدی ایران در شكلگیری فرهنگ اصیل اسلامی واقف نیستند. شاید آنها میخواهند اینگونه، گذشته را فراموش كنند در حالی كه با این كار، هویت، اصالت و موجودیت فرهنگی خود را نابود میكنند. بدون حضور تاریخچهی فاخر ایرانی در گسترش اسلام، آنها راهی برای پایداری و رشد نخواهند داشت.

در آغاز دههی ۱۹۶۰، در پی بدعتگذاریهای چارلز بلگراو، مشاور پادشاهان بحرین كه برای نخستین بار، لفظ جعلی خلیج عربی را به كار برد، برخی از استانهای عربنشین حاشیهی خلیج فارس نیز به استفاده از این لفظ جعلی مبادرت ورزیدند. در سال ۱۹۵۲ نیز پس از محاصرهی كارخانهی نفت خام بریتانیا (بریتیش پترولیوم) در ایران، این واژه توسط برخی از اهالی كارخانه پیشنهاد شده بود.

انگلیسیها كه ضعیف شدن تدریجی ایران پس از سقوط هخامنشیها را به خوبی درك میكردند و میدانستند امكان مقابلهی حكومت ایران با چنین رویكردی وجود ندارد، با هوشمندی فراوان طرحی را پیشنهاد دادند كه دقیقاً ریشه و اصالت ملی و دینی مردم را نشانه میرفت یعنی تغییر نام رسمی خلیج فارس!

رودریك اوون، نویسندهی انگلیسی نیز برای نخستین بار در كتابش با نام "حباب طلایی خلیج عربی" این پیشنهاد را رسماً مطرح كرد. این پیشنهاد بعداً توسط بیبیسی نیز منتشر شد تا موجی از شادی را برای مخاطبان عربیاش به دنبال بیاورد.

این كشمكشها هرچند بینتیجه دنبال شد، اما راهی مناسب برای فرسایش تدریجی حكومت و روحیهی مردم ایران بود كه انگلیسیها نیز به آن واقف بودند. این اختلافها آنقدر بالا گرفت كه تدریجاً به نفرتی عمیق بین اهالی دو گروه تبدیل شد.

تا سال ۱۹۶۰ و در تمامی نقشههایی كه معاهدات بینالمللی، انجمنهای جغرافیایی، مراكز علمی نیز منتشر میكردند، این بدنهی آبی به نام خلیج فارس شناخته میشد كه در واقع پیروی از نظریهی جغرافیدانان یونانی یعنی استرابو و پتولمی بوده و یك گواه كاملاً آشكار بر قدرت روزافزون امپراتوری ایران نیز به شمار میرفته است.

با گسترش ناسیونالیستی و وطنخواهی اعراب كه به طور كلی غیرممكن مینمود، و همینطور كاهش قدرت ایران پس از افول صفویان و روی كار آمدن قاجارها در پس آنان، و نیز كم شدن نفوذ ایران در بین كشورهای غربی و انگلیسیزبان، فرصتهای تبلیغاتی عجیبی فراهم شد تا نظریهی خلیج عربی گسترش بیابد. قضیهی برییتیش پترولیوم هم مزید بر علت شد تا اتفاقات ناگوارتری بیفتد.

تا قرن نوزدهم، اصطلاح خلیج فارس برای معرفی آنجایی كه امروز دریای سرخ مینامیم استفاده میشد! جغرافیدانان یونانی برای اینكه حوزهی آبی بین شبه جزیرهی عربستان و ایران را مورد تاكید قرار بدهند، نام خلیج را خلیج فارس گذاشتند و بر آن تاكید ورزیدند. جغرافیدانان مسلمان نیز در عصر شكوفایی علوم اسلامی اینچنین كردند و به بدنهی آبی بین ایران و شبه جزیره، خلیج فارس یا بحر فارس گفتند.

به تدریج نیز جغرافیدانان اروپایی در نقشههای رسمی كه از كرهی زمین منتشر میكردند، نام خلیج فارس را به زبانهای مختلف به شكل واقعی و اصیل آن بیان كردند كه البته به نظر میرسد این نام از منابع اسلامی گرفته شده باشد.

برای یك مدت زمانی كوتاه در قرن هفدهم، لفظ خلیج بصره نیز مستعمل شده بود كه یك بندر تجاری مهم در آن زمان محسوب میشد. مجلهی تایمز لندن در سال ۱۸۴۰، این خلیج را دریای بریتانیا نام نهاد كه این نامگذاری از باقی بدعتها عجیبتر بود.

این جدالها ادامه یافت تا جایی كه هر دولت و سرزمینی، به یك نام این حوزهی آبی را برای خود میشناخت! بعضیها هم از لفظ خلیج و عدهیی دیگر از عنوان خلیج فارسی – عربی استفاده میكردند.

بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، عدهیی استفاده از لفظ خلیج اسلامی را پیشنهاد دادند كه البته پس از حملهی زودهنگام عراق به ایران، بحث به طور كلی منتفی شد. معروفترین شخصی كه این لفظ را به كار برد، اسامه بنلادن بود كه به تقلید از آیتالله صادق خلخالی، خلیج فارس را خلیج اسلامی خواند.

● خلیج فارس در نظر جهانیان

سازمان ملل متحد به بهانههای مختلف و در مناسبتهای گوناگون، از پرسنل و كادر رسمی اداری خود تقاضا كرده كه تنها از لفظ "خلیج فارس" برای نامگذاری حوزهی آبی بین ایران و شبه جزیرهی عربستان استفاده كنند همانطور كه در نقشههای رسمی جغرافیادانان سراسر دنیا اینگونه بوده است. اخیراً نیز دبیرخانهی سازمان ملل در رابطه با مدارك اثبات حقانیت خلیج فارس، دو ویژهنامه منتشر كرد.

همچنین پس از تصویب در جلسهی ۷۱۵ شورای اجتماعی – اقتصادی ملل متحد، گروه متخصصان نامگذاریهای بینالمللی آغاز در آوریل ۱۹۵۹ شروع به كار كرد و بر نامگذاری رسمی خلیج فارس به عنوان تنها نام این خلیج تاكید نمود.

اما با تمام این اوصاف، در بیستوسومین دورهی تشكیل این شورا كه در آوریل ۲۰۰۶ و در شهر وین، پایتخت اتریش، جلسهیی برگزار شد و بر اساس آخرین مصوبات، مقرر شد كه هیچ كشور و دولتی را نباید از انتخاب نامها و اسامی معادل برای انتخابهای رسمی سازمان ملل در حوزههای جغرافیایی محروم شود.

هرچند كه در هشتمین كنفرانس سازمان ملل در مورد استانداردسازی نامهای بینالمللی كه ۲۷ آگوست ۲۰۰۲ در برلین برگزار شد، به طور رسمی نامگذاری خلیج فارس به عنوان خلیج عربی، مردود و غیرقانونی عنوان شد.

در سالهای اخیر نیز با توجه به گسترش روابط دوجانبهی آمریكا و امارات عربی متحده كه بزرگترین مدعی تصاحب خلیج فارس است، ایالات متحده به نیروهای خود دستور داده است تا هنگام برگزاری عملیات و مانورهای نظامی در منطقه، از لفظ خلیج عربی برای محاورات روزانه و برقراری ارتباط با مردم، همكاران و همچنین سران عرب و نیز مخابرهی اطلاعات و اخبار در رسانهها استفاده كنند.

این در حالی است كه نامههای محرمانه و مكاتبات آنها با استفاده از لفظ خلیج فارس صورت میگیرد!

تیر خلاص ایالات متحده در سال ۲۰۰۴، استفاده از لفظ مجعول خلیج عربی در مجلهی معتبر نشنال جئوگرافیك بود. مدتی بعد، اكونومیست نیز به تقلید از نشنال جئوگرافیك، از این واژه در یك نقشهی چاپشده در حاشیهی مقالهیی استفاده كرد.

از این پس بود كه علی رغم واكنش تقریباً منفعلانهی وزارت امور خارجهی ایران، فعالیت دفترهای نمایندگی نشنال جئوگرافیك و اكونومیست در ایران ممنوع و گام تازهیی در تیرهتر شدن روابط تهران – واشنگتن برداشته شد.

کوروش ضیابری

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خلیج فارس دریای همیشه پارسی

 

● نگرشی به نام خلیج فارس درآئینه زمان

سالهاست همسایگان جنوبی وعرب خلیج فارس سعی برآن داشته اند كه نام بی مسمی خلیج عربی رابه خلیج همیشه فارسی اطلاق ودراذهان بین المللی این اسم راجای بیاندازند. دراین نوشتاربدون توجه وعنایت به آن عوامل ایجاد كننده این ادعا سعی می كنیم به استناد شواهد وادله تاریخی بطلان این ادعا رااثبات وفارسی بودن این خلیج كهن رااززمانی كه تاریخ به یاد داشته وثبت نموده اعلان وآنگاه خلیج عربی ومحل آنرا معلوم وبه كمك مدارك واسناد تاریخی ،اشتباه تاریخی همسایگان عرب خلیج فارس راتصحیح نمائیم .

۱- قدیمی ترین نام خلیج فارس ))نارموتور)) (۱) كه به معنی رود تلخ است بوده واولین باراقوام آسوری كه پیش ازتسلط آریائی ها درفلات ایران می زیسته اند به این خلیج اطلاق می كرده اند .(۲)

۲- دومین سند مربوط به روزگار داریوش شاه هخامنشی است كه دركتیبه یافت شده دركانال سوئز خلیج فارس را((دریائی كه ازپارس سرچشمه می گیرد.)) (۳) یاد نموده است .(۴)

۳- استرابن (۵) كه ازجغرافیدانان بنام یونان قدیم بوده ودرنیمه اول قرن یكم میلادی می زیسته ازاقوام عرب نام برده ومحل اسكان آنها رادرحد فاصل خلیج فارس وخلیج عرب (بحر عرب ) ذكرنموده است .(۶)

۴- یكی ازمورخین معروف رومی قرن اول میلادی دركتاب تاریخ خود ازدریائی بنام دریای پارس ویاآبگیرپارس (۷) نام می برد.(۸)

این مورخ كوین توس كورسیوس روفوس نام داشته است .(۹)

۵- درسد دوم میلادی فلاویوس آریانوس (۱۰) مورخ شهیریونانی دركتاب خود بنام تاریخ سفرهای جنگی اسكندر(۱) ازمأموریتی برای نثارخوس (۱۲) یاد می كند كه حدود آن ازرودسند تادریای عمان وسپس به سمت خلیج فارس ومدخل رودفرات است .(۱۳)

۶- بطلمیوس (۱۴) دانشمند بزرگ علم هیأت وجغرافیای قدیم كه درقرن دوم میلادی می زیسته دركتاب خود ازدریائی كه نامش پرسیكوس سینوس (۱۵) است تعریف نموده است .

پرسیكوس سینوس یاسینوس پرسیكوس وماره پرسیكوم (۱۶) كه دركتب تاریخ وجغرافیای لاتین مكررا ً نوشته شده است دقیقا ً به معنی خلیج فارس ودریای پارس است .(۱۷)

۷- دركتاریخ ((مختصركتاب البلان )) تألیف شده وتوسط ابن الفقیه به سال ۲۷۹ هجری ازخلیج فارس بنام دریای پارس اسم برده وتوضیح می دهد كه این دریا تادریای هند امتداد داشته ۱۸) وبه آن متصل می گردد.(۱۹)

۸- ابوعلی احمد بن عمربن رسته درسال ۲۹۰ هجری دراصفهان كتابی تألیف نموده ونام آن را((الا علاق النفیسه)) گذاشت ودربخشی ازآن وقتی به شرح سرزمینهای عربی می پردازد می گوید (۲۰) ((سرزمینهای حجازویمن ودیگربلاد عرب بین دوخلیج فارس وخلیج احمر)) واقع شده اند .(۲۱)

۹- دركتاب معروف ((المسالك والممالك )) ازرودهای جاری درنواحی جنوب غربی ایران ذكرشده و می گوید: (۲۲) ((گروهی ازاین رودها به سوی بصره وگروهی به سوی مذار(شهری مابین واسط و بصره ) روانند وسپس همه آنها به دریای پارس می ریزند.))

مؤلف این كتاب ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد بن خرداد بن خراسانی است وبه سال ۳۰۰ هجری درگذشته است .(۲۳)

۱۰-((دریای پارس دریای بزرگی است درجنوب )).(۲۴) این یكی ازسطور كتاب سهراب جغرافی دان ایرانی كه درقرن سوم هجری میزیسته وآن را((عجایب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره )) نام گذاشته میباشد .(۲۵)

۱۱- بزرگ بن شهریار(ناخدای رامهرمزی ) دركتابی كه ازاوبجای مانده وعنوانش ((عجایب النهد – بره وبحره وجزایره )) (۲۶) بوده ودرحدود سال ۳۴۲هجری قمری تألیف كرده می نویسد. (( ازشگفتی های دریای پارس چیزی است كه مردمان به هنگام شب بینندو....))(۲۷)

۱۲-ابوالحسن علی بن الحسین بن علی مسعودی ازمورخین مشهور دركتاب ((مروج الذهب ومعادن الجوهر))(۲۸) می نویسد (( ازاین دریا كه دریای هند یاحبشی باشد خلیجی دیگر منشعب می شود كه دریای پارس است وآن ...)) (۲۹) مسعودی همچنین دركتاب دیگر خود كه به سال ۳۴۵هجری تألیف نموده ونامش ((التنبیه والاشراف )) (۳۰) است درمورد حدود ثغورعراق چنین می گوید : (( حد آن ازسوی مشرق جزیره ای است كه به دریای پارسی پیوسته وبه میان روذان (۳۱) معروف است ))(۳۲)

۱۳-الكرخی یاابواسحق ابراهیم بن محمد الفارس الا صطخری ازمورخین ایرانی كه ازمردم استخرفارس میباشد وبه سال ۳۴۶ هجری درگذشته است دركتاب خود یعنی ((مسالك الممالك ))(۳۳) چنین می گوید : ((دریای پارس كه مشتمل بربیشتر حدود آن است وبدیارعرب ودیگر بلاد اسلام پیوندد...))(۳۴)

۱۴-ابن المطهر المقدسی الطاهر بن مطهر دركتاب تاریخ خود به نام ((البدء والتاریخ ))(۳۵) كه درسال ۳۵۵ هجری تألیف كرده درباره رودهائی كه به خلیج فارس می ریزد می نویسد ((همه این رودها دردجله فراهم آیند ودجله ازابله به آبدان بگذرد ودرخلیج فارس ریزد .))(۳۶)

۱۵-ابوریحان محمد بن احمد البیروتی الخوارزمی درگذشته در۴۴۰ هجری دركتاب ((التهیم لاوائل صناعه التنجیم ))كه آنرا به فارس تألیف كرده نام این خلیج رادریای پارس وخلیج پارس هردوآورده است .(۳۷)

۱۶-وباز ابوریحان بیرونی دركتاب دیگر خود یعنی القانون المسعودی (۳۸) می نویسد .((آبادان دهانه خشبات درمصب دجله است وگسترش آن دردریای پارس می باشد ))(۳۹)

۱۷-درقدیمی ترین كتاب جغرافیا كه به زبان فارسی نگارش یافته (به سال ۳۷۲هجری ) وبه نام ((حدود العالم من المشرق الی المغرب )) میباشد دروصف خلیج فارس می گوید : (( خلیج پارس ازحد پارس برگیرد باپهنای اندك تابه حدود سند))(۴۰)

۱۸-چند سال بعد درسنه ۳۷۵ هجری قمری شمس الدین ابوعبدالله محمدبن احمد بن ابوبكربنای شامی ملقب به بشاری ازدریائی به نام ((بحرفارس )) كه همان خلیج فارس باشد دركتاب خود باعنوان ((احسن التقاسیم فی معرفه الا قالیم )) یاد می كند.(۴۱)

۱۹- یكی ازتاریخ نویسان هم عصربشاری به نام محمد بن نجیب بكیران دركتابش به نام جهان نامه (۴۲) چنین می نویسد ((بحركرمان پیوسته است به بحرمكران وجزیره كیش كه مروارید ازآنجا آورند دراین دریاست وچون ازبحركرمان بگذاری بحرپارس باشد وطول این دریا ازحدود عمان تانزدیكی سراندیب بكشد وبرجانب جنوب اوجمله زنگباراست . واین بحروبحرعمان هردویكی است به سبب آنكه ولایت پارس برجانب شمال اوست وولایت عمان برجانب مغرب او.))

۲۰-دركتاب فارسنامه كه درسال ۵۰۰ هجری وبه فارسی وتوسط ابن البلخی تألیف شده است می خوانیم كه ((بحرپارس – این دریای پارس طیلسانی است كه دریای بزرگ كه آنرا بحر اخضرخوانند ونیزمحیط وهرطیلسانی كه ازاین دریا درزمین ولایتی است كه آنرا بدان ولایت بازخوانند . چون دریای پارس ودریای عمان ومانند این وازاین جهت این طلیسان را دریای پارس می گویند .))(۴۳)

۲۱-(( الخلیج الفارسی )) عنوانی است كه برای خلیج فارس توسط شرف الزمان طاهرمروزی دركتاب ((طبایع الحیران )) كه آنرا درحدود سال ۵۱۴ هجری تألیف نموده آورده شده است .(۴۴)

۲۲-الشریف الادریسی كه ازاعراب جزیره سیسیل بوده ونام واقعی اوابوعبدالله محمد بن محمد بن عبدالله بن ادریس ومتوفی به سال ۵۶۰ هجری میباشد دركتابی تحت عنوان ((نزهه المشتاق فی اختراق الافاق ))(۴۵) نویسد :

ازاین دریای چین ، خلیج سبزكه دریای پارس وابله است منشعب می گردد. گذرگاه آن ازجنوب تااندكی به شمال غربی است چنانكه ازمغرب بلاد سند ومكران وكرمان وپارس بگذرد تابه ابله جائیكه آبادان است منتهی گردد وآنجا پایان آن دریاست .(۴۶)

۲۳-دركتاب ((معجم البلدان )) كه دایره المقارف جغرافیائی معروفی وازآثار شهاب الدین ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی درگذشته به سال ۶۲۶ هجری میباشد به متنی كه ترجمه فارسی آن به شرح ذیل میباشد برمی خوریم .(۴۷)

دریای پارس شعبه ای ازدریای بزرگ هند است وچنانكه حمزه اصفهانی گفته نام آن به پارسی ((زراه كامیر)) است وحد آن ازتیز ازنواحی مكران برساحل پارس تاآبادان است وآن دهانه دجله است وآن رود بدانجا می ریزد . سواحل این دریا ازجنوب تابه قطروعمان وشحرومرباط وحضرموت وعدن امتداد دارد . برسواحل دریای پارس ازسوی آبادان ازشهرهای مشهور مهروبان است . برسواحل دریای پارس (( زراه افرنگ )) نام دارد وآن خلیجی ازدریای پارس است كه ازجنوب به شما بالا رود تاازكنارابله بگذرد))(۴۸)

۲۴-((پارس ناحیه مشهوری است كه ازشرق به كرمان وازغرب به خوزستان وازشمال به بیابان خراسان وازجنوب به دریا كه دریای پارسی نامیده میشود محدود است ))(۴۹) این ترجمه متنی است ازكتاب آقار البلاد واخبارالعباد (۵۰) كه توسط ابوعبدالله زكریای محمد بن محمود قزوینی (درگذشته به سال ۶۸۲ هجری ) نگارش یافته است .

-۲۵همین مورخ دركتاب دیگری به نام (( عجایب المخلوقات وغرایب الموجودات ))(۵۱) به این مضمون می نویسد .(( ازدریای هند دوخلیج بزرگ بیرون آید یكی دریای پارس ودیگری دریای قلزم است ))(۵۲)ودرجای دیگری ازهمین كتاب می گوید (( دریای پارس شعبه ای ازدریای بزرگ هند است وازبزرگترین شعب آن است ودریا پی پربركت وسود آوراست ))(۵۳)

۲۶-(( بحرفارس )) یا((بحرالفارسی )) كه همان خلیج فارس باشد درجای كتاب ((نخبه الدهرفی عجایب البروالبحر)) تألیف شده بدست شمس الدین ابوعبدالله محمد بن ابی طالب الانصاری الدمشقی الصوفی متوفی به سال ۷۲۸ هجری آورده شده است .(۵۴)

۲۷-((تقویم البلدان ))(۵۵) كه حدود یكصد سال پس ازمعجم البلدان وتوسط ابوالفداء الملك الموید عماد الدین اسماعیل بن علی امیرخماهٔ درگذشته به سال ۷۳۲ هجری تألیف گردیده شرحی ازخلیج فارس كه بی شباهت به متن مشابه آن درمعجم البلدان نیست دارد كه ترجمه چنین است .

(( دریای پارس كه ازسوی شمال منشعب ازدریای هند است بین عمان ومكران است ومكران بندر آن تیزاست وبردهانه دریای پارس واقع است سپس دریا برساحل عمان امتداد یافته وبه شمال بگذرد تابه آبادان برسد وازآبادان به مهروبان وسپس به سینیزامتداد یابد . پس ازسوی جنوب به گناوه وساحل دریا كه كرانه بلاد پارسی است كشیده شود سپس بسوی مشرق امتداد یافته به هرمزبرسد وازجنوب ومشرق به كرمان پیوندد))(۵۶)

۲۸- ترجمه قسمتی ازمتن كتاب ((نهایهٔ الارب فی متون العرب ))(۵۷) كه متعلف به شهاب الدین احمدبن عبدالوهاب بن محمد النویری درگشته به سال ۷۳۳ هجری قمری است چنین می باشد (۵۸) (( اما خلیج پارس مثلث شكل است بصورت بادبان كشتی كه یكی ازضلعهای آن ازجانب تیزمكران وبلاد كرمان برهرمزوبلاد پارس وسیراف ومهروبان بگذرد وازآنجا دریا به آبادان منتهی شود وازآبادان برگشته به الخط كه ساحل عمان است بگذرد وضلع دیگر برسطح دریا ازتیزمكران تارأس الخیمه امتداد یابد))

۲۹- حمدالله بی ابی بكرمستوفی قزوینی درگذشته به سال ۷۴۰ هجری وازنویسندگان فارسی زبان دركتاب خود باعنوان ((نزههٔ القلوب))(۵۹) می گوید .

((جزایری كه ازحد سند تاعمان دربحر فارس است ازحساب ملك فارس شمرده اند وبزرگترین آن به كثرت مردم ونعمت ، جزایرقیس (كیش ) وبحرین است )).

۳۰- درقسمتی ازكتاب ((خریده العجایب وفریده الغرایب )) (۶۰) ازخلیج فارس نام برده میشود كه ترجمه آن چنین است(۶۱)

(( فصل درپیرامون دریای پارس وجزیره ها وشگفتی های آن ، وآن دریای سبزخوانده میشود وآن شعبهای ازدریای بزرگ هند است . وآن دارای پربركت وسود آور ودائما ً بی خطروآرام است ونسبت به دریاهای دیگر آرام تر میباشد.)) نویسنده این كتاب ابوحفض زین الدین عمربن مظفرمعروف به ابن الوردی درگذشته به سال ۷۴۹ هجری است .

۳۱- ابن بطوطه یاهمان شرف الدین ابوعبدالله محمد بن عبدالله طنجی كه به سال ۷۷۷ هجری درگذشته است دركتاب خودبه نام ((تحفه النظار فی غرایب الامصار وعجایب الاسفار)) (۶۲) جمله ای دارد به این مضمون كه ((پس درخلیج بیرون ازدریای پارس بركشتی نشسته وبه آبادان درآمدیم ))(۶۳)

۳۲- احمد بن علی بن احمد القلقشندی متوفی به سال ۸۲۱ هجری كتابی دارد باعنوان ((صبح الاعشی فی كتابهٔ الانشاء)) (۶۴) او می گوید :

(( اما دریای پارس منشعب ازدریای هند است وپایان آن ازسوی شمال به ساحل كرمان منعطف شده تابه اصل دریای پارس برمی گردد وهمچنان به شمال امتداد می یابد تااینكه به شهرهرمزمنتهی میشود))(۶۵)

۳۳- نویسنده كتاب معروف (( كشف اظنون )) یعنی مصطفی بن عبدالله كاتب چلبی قسطنطینی مشهور به حاجی خلیفه كه به سال ۱۰۶۷ هجری درگذشته دركتابی كه دررابطه باجغرافیائی جهان به نام (( جهان نما )) وبه زبان تركی نوشته است می گوید كه :

(( دریای پارس – به این دریا سینوس پرسینوس می گویند به معنی خلیج فارس به مناسبت اینكه درشرق آن فارس واقع است بدان نسبت داده میشود وآنرا ماده پرسیقوم (دریای پارس ) نیز می گویند.))

۳۴- درحال حاضرنام خلیج فارس درتمام زبانهای زنده دنیا باعنوان خلیج پارسی میباشد كه بعضی آنها عبارتند اززبان فرانسه Golfe persique به زبان انگلیسی Persian Gulf به زبان آلمانی persischer Golf به زبان ایتالیاتی GOlFO persicoوبه روسی preidskizaliv وبه ژاپنی wan preusha وبه كره ای pershia Man كه درتمام این زبانها كلمه پارس وجود دارد.

واما اینكه آیا اصلا ً خلیج عربی وجود دارد ودركجا واقع است به مطالعه به سندهای تاریخی كه به ترتیب ذیل است می پردازیم .۳۵- دریای سرخ یابحر الحمر كه حدفاصل تنگه باب المندب وكانال سوئز قراردارد درواقع همان خلیج عربی میباشد كه رومی ها آنرا سینوس اربیكوس (۶۸) ویونانیها ((اریتره ))(۶۹) ولاتین زبانان ماره بروم (۷۰) می نامند .

۳۶- بحراحمر یاخلیج عرب نام دریائی است كه هكاتایوس ملطی (۷۱) ازعلمای قدیم یونان وملقب به پدر جغرافیا ومتوفی به سال ۴۷۵ قبل ازمیلاد درنقشه جهان نمای خود متذكر شده است .(۷۲)

۳۷- هردوت مورخ شهیریونانی درگذشته به سال ۴۲۵ قبل ازمیلاد درتاریخ معروف خود نام بحراحمررامكرراً خلیج عرب نوشته است ۰(۷۳)

۳۸- درنقشه جغرافیائی عالم كه دوقرن قبل ازمیلاد وتوسط اراتوس تنوس (۷۴) تهیه شده دریای سرخ را((خلیج عرب )) خوانده است .(۷۵)

۳۹- استرابن جغرافی دان یونانی دریای سرخ راهمان (( خلیج عرب )) نامیده است ۰(۷۶)

۴۰- اربكوس سینوس (۷۷) یاخلیج عربی عنوانی است كه بطلیموس جغرافیدان یونانی دركتاب خود (۷۸) به بحراحمراطلاق نموده است .

۴۱- دركتابی كه به سال ۳۷۲ هجری تألیف شده وبنام ((حدود العالم من المشرق الی الغرب )) میباشد چنین آمده است ((خلیجی دیگرهم بدین پیوسته برود بناحیت شمال فرود آید تاحدود مصر و باریك گردد تاآنجا كه پهنای او یك مایل گردد آنرا خلیج عرب خوانند وخلیج ابله نیزخوانند ((خلیج قلزم نیزخوانند ))(۷۹)

۴۲- دركتاب جهان نمای حاج خلیفه كاتب چلبی كه شرح آن قبلا ً رفت ازدریای سرخ اینگونه توصیف كرده است .(۸۰)

(( اما بحر قلزم كه دریای مكه است به مناسبت اینكه مشرقش جزیره العرب است . سینوس اربیكوس نامیده میشود وبه مناسبت آنكه دركتب قدیمه بحراحمرنوشته شده به معنی ماره بروم وماره روسو آمده است .))(۸۱)

● خلاصه مطالب ونتیجه گیری :

باملاحظه مطالب بالا مشخص میگردد كه اطلاق نام پارس به خلیج فارس ازحداقل ده قرن پیش ازظهور دین مبین اسلام ولشكركشی اعراب به ایران باستان واززمان اوایل حكومت هخامنشی می شده است واین نام ربطی به این لشكركشی ومسائل بعدی آن ندارد .

دریای احمر یادریای سرخ نیز دارای نام عربی یابحرعرب (خلیج فارس ) بوده وقدمت آن نیزبه اندازه های همان نام خلیج فارس است . دیگر اینكه نام پارس اول بار ازطرف یونانیان قدیم به خلیج فارس اطلاق گردید وپس ازآن رومیان این نام راتقلید نمودند بنابراین انتخاب این نام بدون دخالت تعصب نژادی وملی ایرانیان بوده است . بعدها این نام توسط مورخین ونویسندگان فارسی وعرب زبان بكار گرفته شد وقرنها است كه این خلیج كهن خلیج فارس نامیده میشود.

منابع مورد استفاده درتهیه این مقاله

درتهیه این نوشتار ازكتابهای زیادی بهره جسته ام ولی اهم این مطالب ازچند كتابی است كه شرح آنها درذیل خواهد آمد . توضیح لازم اینكه درمتن شماره ماخذهائی آورده شده كه ازمتون اصلی كتابهای تاریخی است ولی بدلیل دردرسترس نبودن آنها ماخذهای ذكرشده ازهمین كتب ومنابع مورد استفاده میباشد .

۱- خلیج فارس – اداره كل انتشارات ورادیو ۱۳۴۱ – مجموعه مقالات ارائه شده درسمینارخلیج فارس جلد اول

۲- اسدی ، بیژن ، خلیج فارس ازدیدگاه آماروارقام – تهران ۱۳۶۸ – دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه .

۳- كاظمی ، سیدعلی اصغر ، ابعاد حقوقی حاكمیت ایران درخلیج فارس – تهران ۱۳۶۸ – دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه .

۴- واحد نشراسناد – گزیده اسناد تاریخی خلیج فارس – تهران ۱۳۶۸- دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه .

۵- مجتهد زاده ،پیروز- ملك محمدی نوری ، حمید رضا ،كشورها ومرزها درمنطقه ژئوبلیتیك خلیج فارس – تهران ۱۳۶۸- دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه .

پاورقیها

شماره های ذیل مشابه شماره های ذكرشده درمتن اصلی هستند كه پاورقی بوده ومزید اطلاع خوانندگان به پیوست گردیده است .

۱- Narmarratu

۲- Atlas Historique lattiquite , care II, Presses universitaire paris ۱۹۵۵.

۳- ((Darya tya hacha parsa aity))درایه هچاپارسا آئی تی)) ))

۴- (Roland G.ken, Old Persian, American oriental society,۱۹۵۳,p.۱۴۷ DZC ۱۰

۵- strabon.

۶- Geographie de strabon, traduction du grec en francais , paris ۱۸۰۵,Deuxieme Iivre, p.۳۵۷-۳۶۲

۷- Aquarum persico

۸- Histoire d AIexandre le Grand par Quinte curce, traduction en francais , tom II,paris ۱۸۳۴,p.۱۸۴.

۹- Quintus Curtius Rufus.

۱۰- Flvius Arrianus

۱۱- Anabasis

۱۲- Nearchus

۱۳- Arriana, Anabasis er India etc.paris ۱۸۶۵

۱۴- Claudius Ptolemaeus

۱۵- P ersicus sinus

۱۶- Mare persicum

۱۷- A history of ancient Geography, vol.۲, Map of the word ,P. ۵۷۸

۱۸- واعلم آن بحر فارس والهند هما بحرواحد لاتصال احدهما بالا خر

۱۹- مختصركتاب البلدان به اهتمام دی خویه (De Goeje)چاپ لیدن ۱۸۸۵ ص ۸

۲۰- ((فاما البحرالهندی – یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج الفارسی ...وبین هذین الخلجین ارض الحجازوالیمن وسایربلاد العرب ))

۲۱- الاعلاق النفیسه ج . ۷ به اهتمام دی خویه ( (De Goeje چاپ لیدن ۱۸۹۱م ص ۸۴

۲۲- ((وفرقه (من الانهار)تمرالی البصره وفرقه اخری تمرالی ناحیه المذارئم یصب الجمیع الی بحرفارس))

۲۳- المسالك والممالك چاپ لیدن به اهتمام دی خویه ۱۸۸۹م ص ۲۳۳.

۲۴- ((بحرفارس وهوالبحرالجنوبی الكبیر))

۲۵- عجایب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره چاپ وین ۱۹۲۹ میلادی ص ۵۹

۲۶- عجایب الهند به اهتمام واندلیت ومارسل دیویس چاض لیدن ۱۸۸۶ میلادی ص ۴۱

۲۷- ((ومن عجیب امربحرفارس مایراه الناس فیه باللیل...))

۲۸- مروج الذهب چاپ پاریس به اهتمام باربیه دومینار۱۸۶۱ میلادی

۲۹- ((ویتشعب من هذا البحردای بحرالهندی والحبشی )) خلیج آخروهوبحرفارس و...))

۳۰- التنبیه والاشرچاپ بغداد ۱۹۳۸ میلادی ص ۳۵

۳۱- میان روذان جزیره ای است درپائین بصره كه شهرآبادان درآن واقع است (مراصدالاطلاع )

۳۲- (( وقد حد كثیرمن الناس السواد وهوالعرق فقالو حده من جهت المشرق الجزیره المتصله بالبحر الفارسی المعروفه به میان روذان ... ))

۳۳- مسالك الممالك اصطخری چاپ لیدن ۱۹۲۷ به اهتمام دی خوبه ص ۲۸

۳۴- (( بحرفارس فانه یشتمل علی اكثرحدودها ویتصل به دیار العرب منه وبه سایربلدان الاسلام ...))

۳۵- البداء والتاریخ چاپ پاریس به اهتمام كلمان هوار ۱۹۰۷ میلادی جلد ۴ ص ۵۸

۳۶- وتجمع هذه الانها كلها فی دجله ویمردجله بالا بله الی عبدان قیصب فی الخلیج فارس ))

۳۷- التفهیم لاوائل التنجیم چاپ تهران به سال ۱۳۱۸ شمسی به اهتمام استاد جلال همائی ص ۱۶۷.

۳۸- قانون مسعودی چاپ حیدرآباد دكن ۱۹۵۵ میلادی جلد ۲ ص ۵۵۸

۳۹- (( عبادان فم الخشبات فی مصب دجله وانبساطها فی بحرفارس ))

۴۰- حدود العام من المشرق الی المغرب چاپ تهران به اهتمام سید جلال الدین تهرانی ۳۱۲ شمسی ص ۸

۴۱- احسن التقاسیم فی معرفه الا قالیم چاپ لیدن ۱۹۰۶ میلادی به اهتمام دی خویه ص ۱۷

۴۲- جهان نامه چاپ عكسی طبع مسكو ۱۹۶۰ به اهتمام پرشچفسكی ص ۱۹

۴۳- فارسنامه ابن البلخی چاپ تهران ۱۳۱۳ شمسی به اهتمام سید جلال الدین تهرانی

۴۴- ابواب فی الصین والترك منتخبه من كتاب طبایع الحیوان چاپ لندن ۱۹۴۲ میلادی به اهتمام مینورسكی ص ۱۶

۴۵- نزهه المشتاق چاپ رم ۱۸۷۸ میلادی ص ۹

۴۶- (( ویتشعب من هذا الحضرالصینی الاخضروهوبحرفارس والابله وممره من الجنوب الی الشمال مغربا ً قلیدا بغربی بلاد السند ومكران وكرمان وفارسی الی ان ینتهی الی الا بله حیث عبادان وهناك بنتهی آخره))

۴۷- (( بحرفارس هوشعبه من بحر الهند الاعظم واسمه بالفارسیه كما ذكره حمزه ((زراه كامسیر)) وحده من ایتیز من نواحی مكران علی سواحل بحر فارس الی عبادان وهوفوه دجله التی تصب فیه وتمتد سواحله نحوالجنوب الی قطروعمان والشجرومرباط الی حضرموت الی عدن وعلی سواحل بحرفارس من جه عبادان من مشهورات المدن

۴۸- معجم البلدان چاپ قاهره ۱۹۰۶ میلادی جلد وم ص ۶۸

۴۹- (( فارس الناحیه المشهوره التی یحیط بها من شرقها كرمان ومن غربها خوزستان ومن شمالها مغازه خراسان ومن جنوبها البحرسمیت بفارس ))

۵۰- آثارالبلاد قزوینی چاپ گوتینكن ۱۸۴۸ میلادی به كوشش ووستفلد ص ۱۵۴.

۵۱- عجایب المخلوقات چاپ لایپزیك ۱۸۴۸ میلادی به كوشش ووستفلد ص ۱۰۴

۵۲- ((ویخرج من بحرالهند خلیجان عظیمان احدهما بحرفارس والاخره بحرالقلزم ))

۵۳- (( بحرفارس شعبه من بحرالهند الاعظم من اعظم شعبها وهوبحرمبارك كثیرالخیر))

۵۴- نخبه الدهرچاپ لایپزیك ۱۹۲۳ میلادی

۵۵- تقویم البلدان چاپ پاریس ۱۸۴۰ میلادی ص ۲۳

۵۶- ((بحر فارس وهوبحرینشعب من بحرالهند شمالا ً بین مكران دهی علی فم بحرفارس من ثرقیه وقصبه مكران تیزثم یمتدالبحرعلی ساحل عمان ویمرشمالا ً حتی یبلغ عبادان ثم یمتدهن عبادان الی مهروبان ثم یمرالی سینیزثم یمتد جنوبا الی جنابه ثم یمتد الی سیف ابحروهوساحل بلاد فارس ثم یمتد الی سیف البحروهوساحل بلاد فارس ثم یمتد مشرقا ً حتی یصل الی هرمز ثم یمتد جنوبا ومشرقا الی ساحل مكران ))

۵۷- نهایه الارب چاپ دارالكتب قاهره ۱۹۳۳ میلادی جلد اول ص ۲۴۴

۵۸- (( اما خلیج فارس فانه مثلی الشكل علی هیئه القلع احد اضلاعه من تیزمكران فیمربلاد كرمان علی هرمزمن بلاد فارس علی سیراف ومهروبان ومنها یفض البحرالی عبادان ینظف الضلع الاخر فیمربالخط وهو ساحل بلاد عمان والضلع الاخر یمتد علی سطح البحرمن تیزمكران الی رأس الخیمه ))

۵۹- نزهه القلوب حمد اله مستوفی به كوشش آقای محمد دبیرسیاقی چاپ تهران ۱۳۳۹ شمسی ص ۱۶۴

۶۰- خرید العجایب – چاپ قاهره ۱۳۰۳ هجری جلد اول ص ۹۱

۶۱- ((فصل فی بحرفارس ومافیه من الجزایروالعجائب ویسمی البحرالاخضروهوشعبه من بحرالهند وهومبارك كثیرالخیردائم السلامه وطی اظهرقلیل الهیجان بالنسبه الی غیره ))

۶۲- رحله ابن بطوطه چاپ مصر۱۳۲۲ هجری جلد دوم ص ۱۳۹

۶۳- ((ثم ركبنا فی الخلیج الخارج من بحر فارس فصبحنا عبادان ))

۶۴- صبح الاعشی چاپ دارالكتب – قاهره

۶۵- (( فاما بحرفارس فهو ینبعث من بحرالهند منعطف آخره علی ساحل بلاد كرمان من شمالیها حتی یعود الی اصل بحرفارس فیمتد شمالا حتی بنتهی الی مدینه هرموز))

۶۶- جهان نمای كاتب چلبی چاپ استامبول ۱۱۴۵ هجری ص ۷۸

۶۷- Bahre Fars- buna sinus persigus dirlar fars Korfuzi

Manasina , Shargisi belade fars olmaqla ona Nesbat

Idarlar ,va mare persiqum Daxi dirIar.

۶۸- Sinus Arabicus

۶۹- Eritherr

۷۰- Mare Rubrum

۷۱- Hecataios os miletos

۷۲- الدكتور احمد سوله : العراق فی الخوارطه القدیمه خارطه رقم ۷

۷۳- Histoire d,Herodote ,traduction de Pierre saliat , paris ۱۸۶۴

۷۴- Eratostheno

۷۵-العراق فی الخوارطه القدیمه – خارطه رقم ۹

۷۶- Arabicus sinus

۷۷- Bunbury: A history of Ancient Geography . NOW

۷۸- York, ۱۹۵۱ ,vOl , ll ,p.۷۸ (Map of the world According to Ptolemy)

۷۹- حدود العالم چاپ تهران ص ۸

۸۰- حاج خلیفه كاتب مصطفی چلبی : جهان نما ص ۷۷

۸۱- bahre qolzom ke Makka danizi dur , sharqisi jaziratul Arab olmaqula ona sinus Arabikus dirlar , va

Kotobe qadimada bahar Ahmar yazilmaqla Mqre Ruberum ,va Mare Rusu tasmiya idarlar qizil danil daniz manasina

حسن رستمیان

اداره کل شیلات استان بوشهر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مشخصات عمومی دریای خزر

مشخصات عمومی دریای خزر

 

درخصوص ابعاد دریای خزر با درنظرگرفتن عوامل متغیر از جمله نوسانات آب و نقشه های مبنا آمار و ارقام متفاوتی ارائه شده است. متوسط طول آن ۱۲۰۰کیلومتر، متوسط عرض ۳۲۰ کیلومتر، عمق از ۵ متر در مناطق شمالی تا حدود ۱۰۰۰متر در مناطق جنوبی و مساحت آن با توجه به عوامل متغیر از حدود ۳۷۰ هزارکیلومتر تا ۴۲۰ هزار کیلومتر می باشد.

مجموع خطوط ساحلی دریای خزر حدود ۶۵۰۰کیلومتر است و در مورد خط ساحلی هریک از کشورهای ساحلی نیز به دلایل فنی آمار متفاوتی ارائه شده است که در شیوه های تحدید حدود دریایی منشأ اختلافاتی بوده است و هر کشور برای کسب سهم بیشتر آمار خودش را ارائه می دهد. مسأله دیگر شکل ساحل است که در برخی کشورهای ساحلی به صورت محدب و در برخی مقعر است. کل ساحل جمهوری اسلامی ایران شکل مقعر دارد که این در برخی شیوه های تحدید حدود دریایی سهم منصفانه رابرای کشورمان در بر نخواهد داشت و ایران معتقد است با استفاده ازالگوهای بین المللی باید تقعر ساحل کشورمان به نحوی جبران گردد.
حدود ۱۰۰ رودخانه به دریای خزر می ریزند که مهم ترین آنها رودخانه ولگا در روسیه است. گونه های جانوری و گیاهی بسیار متعددی از موجودات میکروسکوپی مانند نانوپلانگتون ها تا ماهیانی به وزن ۱۳۰۰کیلوگرم در دریای خزر زندگی می کنند و دراین میان ماهیان خاویاری به دلیل جنبه های کیفی و کمی ( حدود ۹۰ درصد جهان ) آن از جایگاه خاصی برخوردارند. از لحاظ میزان ذخایر هیدروکربور در دریای خزر آمارها متفاوت است و از ۱۷ تا ۴۴ میلیارد بشکه نفت و حدود ۲۳۲ تریلیون فوت مکعب گاز ( به جز ذخایراحتمالی روسیه و ایران) عنوان گردیده است. تاکنون عمدتاً کشورهای غربی بویژه آمریکا با هدف دخالت در منطقه در این خصوص بزرگ نمایی هایی کرده اند.

● روند تحولات رژیم حقوقی دریای خزر
نظر به این که دریای خزر از لحاظ حقوقی یک دریاچه محسوب می شود و نه دریا، رژیم حقوقی آن نیز مشمول کنوانسیون بین المللی حقوق دریاها (۱۹۸۲) نمی شود و تحدید حدود آن باید با توافق کشورهای ساحلی صورت گیرد. تا پیش از فروپاشی شوروی سابق چندین قرارداد و معاهده میان ایران و شوروی در خصوص دریای خزر وجود داشته است (از جمله قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰) که با توجه به عدم امضای سند جدیدی دراین خصوص، اسناد قبلی مبنای رژیم حقوقی ( هرچند ناقص) دریای خزر محسوب می شوند. البته این موضوع موردچالش کشورهای تازه استقلال یافته قزاقستان ، ترکمنستان و آذربایجان قرار دارد و این کشورها مصرانه خواستار تعیین رژیم حقوقی جدید برای دریای خزر می باشند. اندکی پس از فروپاشی شوروی مذاکرات مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر آغاز شده و جمهوری اسلامی ایران یکی از فعال ترین کشورها در این خصوص بوده است. لازم به ذکر است کشورهای ساحلی در نشست های جداگانه دیگر مسائل و موضوعات تخصصی دریای خزر (محیط زیست، شیلات، کشتیرانی و ...) را مورد بحث و بررسی قرار می دهند که انعقاد کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریای خزر در سال ۱۳۸۲ در تهران به عنوان نخستین سند ۵جانبه در خصوص دریای خزر از نتایج نشست های تخصصی می باشد.

▪ مذاکرات برگزار شده در زمینه رژیم حقوقی دریای خزر را به ۳ دسته می توان تقسیم نمود:
۱) اجلاس های سران؛ نخستین اجلاس سران در سال ۱۳۸۱ در عشق آباد برگزار شد. اما به دلیل وجود اختلاف نظرات اساسی و متعدد میان کشورها نتیجه ای نداشت. میزبان دومین اجلاس سران پس از سالها رایزنی و زمینه سازی تهران است.
۲) اجلاس های گروه کاری ویژه تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ پس از برگزاری چندین دور مذاکرات مقامات کشورهای ساحلی، در نشست وزرای امور خارجه ۵ کشور در سال ۱۳۷۵ در عشق آباد، طرفها توافق نمودندگروه کاری ویژه ای برای رسیدن به یک کنوانسیون جامع در مورد رژیم حقوقی دریای خزر تشکیل دهند. این گروه کاری در سطح معاونین وزرای امور خارجه و یا نمایندگان ویژه در امور دریای خزر در ۱۱سال اخیر ۲۱ دور مذاکرات جدی و روبه پیشرفتی انجام داده است. همزمان با اجلاس هشتم گروه ویژه کاری در اسفند ۱۳۸۱ پیش نویس کنوانسیون (جامع) رژیم حقوقی دریای خزر تهیه گردیده و از آنزمان تا کنون بحث و رایزنی در مورد مفاد کنوانسیون در ۱۴ نشست نمایندگان کشورهای ساحلی انجام گرفته است.

▪ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر شامل کلیه مسائل دریای خزر و حقوق و وظایف کشورهای ساحلی از جمله موارد ذیل می باشد:
- اشاره به مبانی رژیم حقوقی قبلی و هرچند ناقص دریای خزر و ضرورت تکمیل رژیم حقوقی جدید دریای خزر؛
- تعریف و تبیین مناطق دریایی (دریای سرزمینی ، منطقه ملی، منطقه ماهیگیری و پهنه مشترک آبی ...)؛
- شیوه های تقسیم بستر و زیر بستر دریای خزر؛
- تعیین نوع اعمال «حاکمیت»، «حقوق حاکمه» و «صلاحیت» توسط کشورهای ساحلی؛
- ماهیگیری؛
- حفاظت از محیط زیست دریای خزر؛
- وضعیت نظامی دریای خزر؛
- ممنوعیت حضور نیروهای مسلح ثالث در فضا، آب و بستر دریای خزر؛
- آزادی ترانزیت به آبهای آزاد از طریق آبراه های روسیه؛
- تشکیل شورای همکاری.
در نشست های برگزار شده درخصوص کنوانسیون بیش از ۷۰ درصدمسائل عنوان شده در آن مورد توافق همه کشورهای ساحلی قرار گرفته و بحث و رایزنی درباره مسائل باقی مانده و حل نشده ادامه دارد.
۳) رایزنی های دوجانبه؛ کشورهای ساحلی علاوه بر مذاکرات ۵ جانبه، مذاکرات و رایزنی های ۲جانبه نیز با یکدیگر داشته اند که به نزدیکی مواضع و کمک به حل مسائل ۵جانبه مساعدت کرده است. ایران نیز با تک تک این کشورها مذاکرات ۲جانبه را در دستور کار خود داده و رایزنی های عدیده ای انجام داده است که درموارد متعدد دستاوردهای زیادی به همراه داشته است.
 
منبع : روزنامه ایران
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...