رفتن به مطلب
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید ×
انجمن های دانش افزایی چرخک
لطفا جهت استفاده از تمام مطالب ثبت نام کنید

همه چیز در مورد بازار های مالی بازار سرمایه


ارسال های توصیه شده

برگفته از سایت وزین درسنامه

 

جهت ثبت نام به www.darsnameh.com یا http://www.onlinequize.com مراجعه کنید

 

درس اول- مبانی بازارهای مالی

 

 

 

احتمالا شما هم مثل من یکی از کسانی هستید که از فیس بوک استفاده می کنید و لابد از عرضه سهام فیس بوک در بازار بورس خبردار شده اید؟ چرا سهام فیس بوک در بازار بورس عرضه می شود؟ این بازار چگونه بازاری است؟ سهام یک شرکت برای عرضه شدن در بورس چه مراحلی را باید طی کند؟ بورس چگونه کار می کند و از چه زمانی پدید آمد؟ این ها بخشی از سوالاتی هستند که در این درسنامه به آنها پاسخ داده خواهد شد.

واقعیت این است که بازارهای مالی (Financial Markets) روز به روز به بخش هر چه مهم تری از زندگی همه ما بدل می شود. ما ممکن است در بازار بورس سهام نداشته باشیم٬ اما زندگی ما بیش از پیش با این بازار گره می خورد و بالا و پایین شدن شاخص های آن بر زندگی ما تاثیر می گذارد. بگذارید مثال کوچکی بزنم.

فرض کنید شما در بازار بورس سهام ندارید٬ اما ممکن است در شرکتی کار کنید که سهامش در بازار بورس عرضه شده است. بالا و پایین شدن قیمت سهام این شرکت طبیعتا بر زندگی شما تاثیر مستقیم دارد. اگر اوضاع بد بشود٬ شما ممکن است شغل خود را از دست بدهید.

فرض کنیم شما در چنین شرکتی کار نمی کنید٬ اما پول تان را در بانک نگه می دارید. باز هم بازارهای مالی بر زندگی شما تاثیر دارند. مثال هایی از این دست زیاد است و ناگفته نماند که اثرات بازارهای مالی بر زندگی ما بسیار فراتر از اینهاست . در بازارهای مالی مقادیر زیادی پول می تواند ناگهان دود شود و به هوا برود.

 

سیستم مالی

بازارهای مالی بخشی از سیستم مالی هستند. چنان که گفتیم سیستم مالی (Financial System) هر روزه در زندگی شما تاثیر دارد. شما برای خرید کردن از کارت های اعتباری استفاده می کنید. از طریق بانک ها وام می گیرید. از دستگاه های خودپرداز پول نقد دریافت می کنید و... .

در اینترنت با استفاده از کارت تان خرید می کنید. ممکن است پول تان را در بازار سهام سرمایه گذاری می کنید. وقتی می خواهید به خارج از کشور مسافرت کنید٬ از طریق بازار ارز پول کشور خودتان را به پول کشور مقصد تبدیل می کنید.

سیستم مالی بخش مهمی از اقتصاد است. وقتی سیستم مالی خوب کار کند٬ منابع مالی را به خوبی در درون سیستم به جریان می اندازد٬ یعنی منابع مالی کسانی را که پس انداز کرده اند به دست افراد، شرکت ها و دولت هایی که پروژه های سرمایه گذاری دارند می رساند ٬امری که باعث می شود اقتصاد به رونق بیفتد.

به عنوان مثال٬ یک شرکت از بانک وام می گیرد تا کارخانه ای بسازد. کارخانه هم شغل برای کارگران تولید می کند و کالا برای مصرف کنندگان و به این ترتیب سطح رفاه شهروندان را بالا می برد. در این دوره با بازارهای مالی، تاریخ آنها، چگونگی عملکرد آنها و برخی فرآورده های مالی آشنا خواهیم شد.

آنچه گفتیم مربوط به زمانی است که سیستم مالی درست کار کند. هنگامی که سیستم مالی دچار بحران شود٬ کل اقتصاد کشور را با خود دچار بحران می کند. مثلا وقتی در سال ۱۹۲۹ بازار سهام آمریکا در یک هفته بیش از ۲۵ درصد ارزش اش را از دست داد٬ بسیاری ثروت خود را از کف رفته دیدند.

پس از سقوط بازار سهام٬ مردم اعتمادشان را به سیستم مالی از دست دادند، مردم به بانک ها هجوم بردند تا پول هایشان را از آنها خارج کنند و در نتیجه منابع مالی بانک ها ته کشید و نزدیک به نیمی از بانک های آمریکا در ۱۹۳۰ تعطیل شدند.

این مسئله به یک بحران اقتصادی عظیم بدل شد که از آن به عنوان رکود بزرگ (Great Depression) نام برده می شود. در فاصله سال های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ سطح تولید ۳۰ درصد کاهش یافت. بیکاری به ۲۵ درصد رسید و بسیاری از مردم فقیر شدند.

در طول این دوره همین طور به مهم ترین بحران هایی اشاره خواهیم کرد که بازارهای مالی در طول حیات شان با آن ها مواجه شده اند.

 

بازار مالی

بازار مالی بازاری است که در آن یک دارایی مالی (Financial Assets) مثل سهام و اوراق قرضه را می توان خرید یا فروخت. بازارهای مالی جریان منابع مالی را تسهیل می کنند و به این شکل امکان سرمایه گذاری و تامین سرمایه را برای خانوارها، شرکت ها و بنگاه های دولتی فراهم می کنند.

بازارهای مالی از افراد و شرکت ها تشکیل شده اند که دو گونه از دارایی را می خرند و می فروشند. ارز (Currency) و اوراق بهادار (Securities). اوراق بهادار در واقع ادعایی هستند نسبت به در آمدی در آینده.

معمولا این ادعا بر ورق کاغذی نوشته می شد٬ اما امروزه بیشتر این اوراق فقط در حافظه کامپیوترها وجود دارند. شناخته شده ترین نوع این اوراق بهادار، سهام (Stock) و اوراق قرضه (Bond) هستند.

 

اوراق قرضه

اوراق قرضه را اوراق بهادار با درآمد ثابت (Fixed Income Securities) نیز می نامند. اوراق قرضه نوعی از اوراق بهادار هستند که شرکت یا دولتی آنها را منتشر می کنند و از این طریق به خریدارانش قول می دهد که در زمان های مشخص٬ مبلغ مشخصی به آنها پرداخت خواهد شد.

شرکت ها برای فراهم کردن سرمایه لازم برای پروژه های جدید اوراق قرضه منتشر می کنند. دولت ها وقتی اوراق قرضه منتشر می کنند که برای کاهش کسری بودجه شان نیازمند پول هستند. وقتی یک شرکت یا دولت اوراق قرضه منتشر می کند٬ در واقع در حال قرض کردن پول از کسانی است که آن اوراق قرضه را می خرند. صادر کننده اوراق قرضه هم اکنون پولی را از خریداران قرض می گیرد و در آینده پول را با سود پس می دهد.

01.png

بگذارید با یک مثال نگاهی به برخی اصطلاحات بیندازیم. فرض کنید شما اوراق قرضه ای را به قیمت یک میلیون تومان می خرید و قرار می شود سالی دویست هزار تومان به شما به مدت شش سال پرداخت شود و در پایان سال ششم یک میلیون تومانی که در ابتدا پرداخت کرده اید نیز به شما پرداخت شود.

به یک میلیون تومان ارزش اسمی (Face Value) گفته می شود. به دویست هزار تومان کوپن (Coupon Payment) گفته می شود. شش سال نیز موعد سررسید (Maturity) است.

خریدار یک اوراق قرضه در معرض یک خطر جدی است. خطر این که شرکت یا دولت صادر کننده اوراق قرضه نتواند قرض خود را بپردازد. به این خطر، خطر عدم پرداخت (Default Risk) گفته می شود.

این خطر برای شرکت ها و دولت های مختلف متفاوت است. شرکت های جدید یا شرکت هایی که اوضاع مالی مناسبی ندارند خطر پرداخت نکردن شان بالا است. همین وضعیت برای کشورها هم برقرار است. مثلا این روزها پیوسته درباره بحران یونان می شنوید و این که کسی حاضر نیست به راحتی به یونان پول قرض بدهد٬ چون یونان توانایی بازپرداخت اش را ندارد.

وقتی ریسک بالا می رود٬ چه اتفاقی می افتد؟ بهره بالا می رود. معنایش این است: کسی که می خواهد قرض بگیرد باید قول بازپرداخت پول بیشتری را بدهد. چرا؟ به یاد بیاورید که هیچ چیز مجانی نیست و هر وقت کسی ریسک بیشتری می کند٬ طبیعی است که انتظار دارد چیزی در قبال آن به دست بیاورد. ریسک بیشتر یعنی انتظار دریافت پول بیشتر.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درس دوم- سهام

 

 

سهام (Stock, Equity) سهمی از مالکیت در یک شرکت (Corporation) است. از سال ۲۰۱۰ به این سو٬ شرکت اکسون موبیل (Exxon Mobil Corporation) حدود پنج میلیارد سهم صادر کرده است. اگر شما پنجاه میلیون سهم داشته باشید٬ صاحب یک درصد از شرکت اکسون موبیل و یک درصد سود حاصله از آن هستید.

چرا شرکت ها سهام منتشر می کنند؟ دقیقا به همان دلیل که شرکت ها قرض می کنند: برای به دست آوردن سرمایه جهت سرمایه گذاری. همان طور که اوراق قرضه باعث می شوند شما در مقابل پولی که می پردازید، در آینده سودی به دست آورید٬ خرید سهام نیز موجب می شود شما در آینده انتظار سودی را بکشید.

اما میان اوراق قرضه و سهام تفاوتی جدی وجود دارد. وقتی شما اوراق قرضه می خرید٬ در زمانی مشخص مبلغی مشخص نصیب شما می شود. وقتی سهام می خرید چنین اطمینانی ندارید. سود سهامی (Earning Per Share) که نصیب شما می شود بستگی به سود شرکت دارد و پیش بینی سود شرکت کار دشواری است.

به همین دلیل است که خریدن سهام از خریدن اوراق قرضه خطر بیشتری دارد. پس چرا مردم سهام می خرند؟ همچنان که پیشتر گفتیم٬ خطر بیشتر مترادف است با سود احتمالی بیشتر. مردم سهام می خرند چون احتمال سوددهی اش بیشتر است. هیچ چیز مجانی نیست.

از آنجا که داشتن سهام به معنای داشتن بخشی از مالکیت است٬ بنابراین سهام داران کنترل شرکت را در دست دارند. سهام داران هستند که هیات مدیره شرکت را انتخاب می کنند. هیات مدیره بر امور شرکت نظارت می کند و مدیر عامل را استخدام می کند.

در مقابل دارندگان اوراق قرضه کنترلی روی شرکت ندارند. اوراق قرضه در واقع قولی است که یک شرکت به خریدار اوراق قرضه اش می دهد٬ مبنی بر این که در آینده به او پولی پراخت خواهد کرد.

یک پرسش خوب و درست این است که چرا یک شرکت تصمیم می گیرد از طریق اوراق قرضه پروژه هایش را تامین مالی کند یا از طریق سهام. چرا این میزارن اوراق قرضه فروخته می شود و این میزان سهام. قیمت یک سهام چه طور تعیین می شود. قیمت اوراق قرضه چه طور تعیین می شود و... .

این دوره به برخی از این سوالات پاسخ خواهد داد٬ هر چند که پاسخ مفصل تر به این سوال نیازمند این است که شما درس فایننس شرکت ها (Corporate Finance) را مطالعه کنید. فقط اشاره کنیم که انتخاب هر یک از این دو بستگی دارد به ساختار سرمایه شرکت، زمینه ای که در آن فعال است و افق استراتژیک شرکت.

 

نگاهی به تاریخ

فکر و ایده قرض و قرضه قدمتی طولانی دارد. الواح گلی به دست آمده از میان رودان (بین النهرین) قرض های با بهره را در خود ثبت کرده اند. نوشته های هندی متعلق به دو هزار سال قبل از میلاد نشان می دهد که مردم آن دیار با مفهوم بهره و ربا آشنا بوده اند. این مفهوم در یونان باستان نیز مفهومی آشنا و جا افتاده بوده است.

ارسطو در نوشته ای درباره ربا و بهره چنین می گوید:«نفرت انگیزترین نوع ثروت اندوزی رباخواری است که در آن از خود پول ثروت به دست می آید و نه از مورد طبیعی استفاده آن. در حالی که پول برای مبادله پدید آمده است و نه برای این که از آن بهره گرفته شود. واژه بهره (به یونانی Tokos) که به معنی زاده شدن پول از پول است٬ از آن رو درباره زایش پول از پول استفاده می شود٬ چرا که فرزندان به پدران خود می مانند. از میان همه انواع گرودآوری ثروت این از همه غیرطبیعی تر است.»

ارسطو معتقد بود که پول نازا است و بنابراین بهره و ربا امری نامشروع است. البته سخنان ارسطو درباره اقتصاد را چندان نباید جدی گرفت٬ چرا که او درباره اقتصاد معتقد است: «تدبیر منزل بیش از تحصیل اشیای بی جان، به افراد و بیش از فضیلت و برتری اشیا که ثروت نامیده می شود، به فضیلت انسان و بیش از اهمیت بردگان، به اهمیت افراد آزاد توجه می کند.»

تقریبا در تمامی تمدن های باستانی گرفتن بهره از پول متداول بوده. اسناد قدیمی حتی میزان بهره را هم ذکر می کنند. عهد عتیق به شدت با بهره و ربا مخالفت می کند. واژه ای که عمدتا در عهد عتیق برای بهره به کار رفته است به معنی گاز گرفتن است که احتمالا به سختی و فشاری که گیرنده وام متحمل می شود اشاره دارد.

به نظر می رسد در ابتدا این ممنوعیت تنها به دادن وام با بهره به فقرا اشاره داشته است٬ اما بعدا به همه تعمیم داده شده است. البته این ممنوعیت فقط در میان جامعه مومنان (یهودیان) برقرار بوده است: «به یک غریبه می توانی وام با بهره بدهی٬ اما به برادرت نمی باید وام با بهره بدهی.» (سفر خروج)

 

بازار سهام در رم باستان

درباره نقطه پیدایش بازار سهام اختلاف است. مطالعه جالبی در این باره نقطه پیدایش این بازار را تا رم باستان به عقب می برد. اولریک مالمندیر در مقاله اش به شرکت های عمومی یا سوسیتاس پوبلیکانوروم (Societas Publicanorum) اشاره می کند.

این جامعه محصول جمهوری رم (Roman Republic) بود (۱). در آن زمان در جمهوری رم خدمات عمومی (Public Service) به صورت قرارداد به بخش خصوصی داده می شد. به این پیمانکاران خصوصی سوسیته پبلیکانوروم یا صاحبان اجاره بلند مدت حکومتی (Government Leaseholder) گفته می شد.

پوبلیکان ها در سه عرصه فعالیت می کردند:

۱- فراهم کردن کالا و خدمات برای عموم

۲- استفاده از مکان های عمومی

۳- جمع آوری مالیات

شراکت رمی معنایی متفاوت از شراکت مدرن داشت. شرکا نمی توانستند مسئولیت محدود داشته باشند. شرکت و شراکت نمی توانست پس از مرگ یکی از شرکا ادامه پیدا کند، در صورتی که یکی از شرکا خودش را از شراکت بیرون می کشید٬ باقی شرکا نمی توانستند ادامه دهند. در صورتی که دعوایی قانونی میان شرکا پیش می آمد٬ موضوع شراکت ملغی می شد.

به یک معنا شرکت به خودی خود عرصه عمل محدودی داشت. این ساختار مشکلی پیش می آورد. اجاره بلند مدت حکومتی نیازمند آن بود که شرکت بتواند افق بلند مدت داشته باشد و در بلند مدت وجود داشته باشد. این جا بود که رمی ها برای آسان کردن کار تغییراتی در قانون مالکیت و شراکتشان پدید آوردند.

این سرآغاز تفاوت معنادار میان شرکت عمومی و شرکت ساده (Simple Societas) بود. اولریک مالمندر از چهار تفاوت عمده میان این دو نوع شرکت نام می برد:

۱- نمایندگی: در این نوع جدید از شرکت یک نفر می توانست به نمایندگی از شرکت قرارداد ببندد. این در واقع سرآغاز پیدایش جایگاه مدیر عامل در شرکت های عمومی بود.

۲- تداوم و ثبات: دیدیم که در مدل قدیمی شرکت٬ پس از خروج یکی از شرکا٬ امکان تداوم نداشت. نوع جدید، امکان این تداوم و ثبات را فراهم می آورد. در واقع در این نوع جدید شرکت موجودیتی مستقل از شرکا داشت.

۳- سرمایه خارجی: در نوع جدید شرکت، افرادی به جز شرکا می توانستند سهام شرکت را بخرند بدون اینکه به یک شریک تبدیل شوند و در برابر اعمال شرکت مسئولیتی داشته باشند. این گامی مهم به سمت پیدایش شرکت های عمومی کنونی بود که در آن سهامداران با خرید سهام در برابر اعمال شرکت مسئولیت قضایی پیدا نمی کنند.

این سهام در آن زمان در بازار رم خرید و فروش می شد و قیمتش بالا و پایین نیز می شد. سیسرو (۲) در آثارش از شرکت هایی نام می برد که سهامشان قیمت خیلی بالایی داشت.

۴. حقوق و تکالیف: ساختار جدید قانونی به شرکت هویت بیشتری می بخشید و حقوق و مسئولیت هایی را برای خود شرکت و نه فقط شرکا لحاظ می کرد. شرکت می توانست به نام خود به محاکم قضایی شکایت کند یا به نام خود اموالی منقول و غیرمنقول داشته باشد.

این ساختار جدید قانونی باعث شد که این شرکت ها بتوانند دسترسی بیشتری به سرمایه داشته باشند. چنان که سیسرو ذکر می کند٬ داشتن سهام سوسیتاس پوبلیکانوروم در جمهوری رم امری عادی بود و مردم به شکل گسترده ای سهام این شرکت ها را در اختیار داشتند.

با سقوط جمهوری رم و جایگزینی آن با حکومت فردی امپراطور این شرکت ها از بین رفتند و فراموش شدند. دلیل سقوط این شرکت ها این بود که در حکومت فردی٬ امپراطور حکومت می کوشید قدرت را در دستان خود متمرکز کند و تمایلی به واگذار کردن خدمات عمومی به شرکت های عمومی با تعداد زیادی سهامدار نداشت. وقتی موضوعیت وجود این شرکت ها از بین رفت٬ خود این شرکت ها نیز در میان کتاب های تاریخ به فراموشی سپرده شدند.

(۱)- جمهوری روم (به لاتین: Res publica Romana)، (به یونانی: Ρωμαϊκή Δημοκρατία) حکومتی شبه دموکراتیک و مبتنی بر آریستوکراسی بود که در سده ششم پیش از میلاد در شهر رم بنیان نهاده شد و حدود ۵۰۰ سال به حکومت خود ادامه داد. این حکومت در اوج قدرت خود بر جنوب و غرب اروپا، شبه جزیره بالکان، شمال آفریقا، آسیای صغیر و آسیای غربی حکومت می کرد. امپراتوری روم در دوران ژولیوس سزار به اوج قدرت و گستردگی خود رسید، و با سزار هم بود که نابود شد. جمهوری رم به دست آگوستوس فرزندخوانده سزار بود که به پایان خود رسید و عصر امپراطورهای رم آغاز شد.

(۲)- سیسرو (زاده ۱۰۶-درگذشته ۴۳ پیش از میلاد) خطیب معروف رومی بود. مارکوس تولیوس سیسرو خطیب، سیاست مدار و نویسنده رومی، متولد ۱۰۶ قبل از میلاد در «آرپی نوم» و مقتول در «فورمیا» به تاریخ ۴۳ قبل از میلاد بود. وی در آغاز جوانی ضمن سرودن شعر و ترجمه آثار یونانی، به آموختن فنون نظامی پرداخت و از هفده سالگی در جنگ ها شرکت جست و بعدها به مدت دو سال به سیاحت در مشرق زمین گذراند و در این سفر، فلسفه و علوم ادبی را از دانشمندان زمان فرا گرفت و در سال ۷۷ قبل از میلاد به رم بازگشت. از سال ۶۳ قبل از میلاد وارد صحنه سیاست شد و به مقام کنسولی دست یافت. خطابه های وی در مدح و ذم اشخاص معروف هستند و قیصر ژولیوس چون نتوانست وی را تطمیع و با خود همراه سازد، با او به دشمنی برخاست و مجبور به ترک وطن نمود و پس آنگاه در سال ۴۳ قبل از میلاد جان بر سر سیاست نهاد و کشته شد. سیسرو علاوه بر خطابه های بلیغ، کتاب های بسیار در معانی و بیان، فلسفه و جوامع نوشته است که اکثرا ملهم از متفکران یونانی است. نوشته های سیسرو در فصاحت و شیوایی از سرمایه های بزرگ ادبی جهان به شمار می رود. در سال های آخر زندگی، به عنوان واسطه بین ادبیات و آثار مکتوب یونانی از یک سو و جامعه رومی از سوی دیگر عمل نمود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درس سوم- تاریخچه بورس

 

 

در سال ۱۱۷۱ مقامات جمهوری ونیز از شهروندانشان به اجبار قرض گرفتند و در مقابل ۵ درصد به آنها قول ۵ درصد بهره دادند و البته موعد سررسیدی نامعین. نام این قرض پرستیتی (Prestiti) بود.

این قرضه در ابتدا با شک و تردید مردم مواجه شد٬ خصوصا که به اجبار گرفته شده بود. پرستیتی اما به مرور اعتماد مردم را جلب کرد٬ بدل به یک سرمایه گذاری مطمئن و باارزش شد و خرید و فروش آن در بازار شروع شد. این جا بود که بازار اوراق قرضه آغاز به کار کرد. چنان که می بینید بازار اوراق قرضه از بازار سهام جوانسال تر است.

از سال ۱۲۶۲ تا سال ۱۳۷۹ میلادی، جمهوری ونیز در پرداخت حتی یکی از قسط های پرستیتی نیز دچار مشکل نشد. به مرور شهرهای دیگر نیز به انتشار اوراق قرضه روآوردند. فلورانس و جنوا در میان این شهرها بودند. اوراق قرضه اغلب برای پرداخت مخارج جنگ ها استفاده می شدند.

به مرور این اوراق در تمامی ایتالیا و فراتر از آن مورد استفاده قرار گرفتند. خرید و فروش اوراق قرضه از طریق فعالیت های بانکی بانکدارانی چون خاندان مدیچی (۳) تسهیل شد.

اوایل دهه ۱۳۸۰ میلادی٬ پرداخت بهره پرستیتی متوقف شد. دلیل این تعلیق جنگ میان ونیز و جنوا بود. از آن پس پرستیتی کم و بیش با بحران مواجه بود. وقتی پس از جنگ پرداخت بهره از سر گرفته شد٬ نرخ بهره را کاهش دادند.

تیر خلاص بر اوراق قرضه ایتالیا وقتی زده شد که انگلستان و فرانسه به دلیل جنگ های صد ساله از پس پرداخت قرض شان به بانک های ایتالیایی برنیامدند. از پی آن طاعون بزرگ آمد و پرونده اوراق قرضه ایتالیا را بست. اما ایده اوراق قرضه هم چنان در ذهن ها باقی ماند.

ایده سهام شرکت که پس از جمهوری رم فراموش شده بود دوباره در قرن سیزدهم و باز هم در ایتالیا زادگاه امپراطوری رم به عرصه واقعیت بازگشت. در قرن سیزدهم ایده تقسیم مالکیت از طریق تقسیم آن به میزان مشخصی از سهام در ایتالیا دوباره عملی شد. این البته هنوز بسیار با آن چه در جمهوری رم وجود داشت فاصله داشت.

این نوع سهام که عمدتا برای سفرهای تجاری کشتی ها استفاده می شد مدت زمان محدودی داشت و معمولا به همان یک سفر محدود می شد.

نوآوری مالی از اوایل قرن چهاردهم از اروپای جنوبی، ایتالیا، به اروپای شمالی، بلژیک کنونی، انتقال یافت. واژه بورس (Bourse) که معادل بازار سهام به کار می رود٬ احتمالا نام خانوادگی یک مرد بلژیکی ساکن بروژ است. صرافان شهر در مقابل خانه «ون در بورس» جمع می شدند و معاملاتشان را انجام می دادند.

این نام بعدها به كلیه اماكنی اطلاق شد كه محل داد و ستد پول، كالا و اسناد مالی و تجاری هستند.

تا قرن شانزدهم در بریتانیا ایده سفرهای تجارتی با سهام مشترک کاملا جا افتاده بود و امری بسیار عادی شده بود. اما گام مهم در سال ۱۶۰۲ در آمستردام برداشته شد٬ وقتی کمپانی هند شرقی هلند به عنوان یک شرکت سهامی تشکیل شد٬ آن هم با سهامی که در بازار خرید و فروش می شد.

این آغاز بازار سهام در اروپا بود. کمپانی هند شرقی هلند برای تجارت فلفل با اندونزی و سرزمین های اطراف در شرق آسیا تشکیل شد. مدیریت شرکت کنترل شرکت را در دست داشت و سهامداران نقش زیادی در اداره آن نداشتند. کار و بار کمپانی اما خوب بود و بین سال های ۱۶۰۲ تا ۱۶۵۰ به طور متوسط سودی حدود ۱۶ درصد به دارندگان سهامش پرداخت می کرد.

به این ترتیب بود که بازار سهام آمستردام شکل گرفت که امروز هم یکی از بازارهای مهم سهام جهان است. بازار سهام آمستردام در دهه ۱۶۳۰ نخستین حباب بازار بورس را شاهد بود. «دیوانگی گل لاله» که در آن قیمت گل لاله سر به آسمان کشید.

این حباب در فوریه ۱۶۳۷ شکست و در ماه مه همان سال قیمت به شکل بی سابقه ای سقوط کرد. ژوزف دلا وگا که معامله گری هلندی بود در قرن هفدهم کتابی درباره بازار بورس آمستردام نوشت. این نخستین کتاب درباره بازار بورس بود.

در لندن معامله گران بورس جهت انجام معامله در قهوه خانه گرد هم می آمدند. برای نظم بخشیدن به بازار، قهوه خانه نیوجاناتان در سال ۱۶۹۸ به بورس اوراق بهادار تبدیل شد. بازار لندن در قرن هجدهم شاهد یکی از بزرگ ترین حباب ها بود.

در مرکز این حباب تجارت با آمریکا قرار داشت. این حباب باعث شد که دولت انگلستان مجبور به مداخله جدی در بازار بورس شود و قوانینی وضع کند که چه شرکت هایی می توانند سهام شان را در بورس بفروشند.

بورس اتریش در وین در سال ۱۷۷۱ افتتاح شد که عمدتا به معاملات اوراق قرضه دولتی جهت تامین مالی جنگ می پرداخت. بورس اتریش در پایان قرن ۱۹ میلادی ۲۵۰۰ سهم را در تابلو خود داشت و یکی از مهم ترین مراکز مالی اروپا به شمار می رفت.

بورس نیویورک اواخر قرن هجدهم (۱۷۹۲) تاسیس شده و با وجود رقبای دیگر، از نظر حجم معاملات و اهمیت در بازار سرمایه آمریكا، در مقام اول قرار دارد. در آمریكا، اولین محل شناخته شده به عنوان بورس اوراق بهادار، در نیویورک و در محوطه ای زیر سایه درخت نارون بزرگی در «وال استریت» بود كه بعدها به قهوه خانه ای همان نزدیكی انتقال یافت.

بورس وال استریت با جمع آوری مبالغی به عنوان ورودیه از كارگزاران و گسترش عملیات تقویت شد و به مجتمع تجاری عظیمی مبدل شد كه بعدها به نام «بورس سهام نیویورک» به ثبت رسید. در حال حاضر٬ تعداد كارگزاران این بورس بالغ بر چند هزار شخص حقیقی و حقوقی است. امروزه در اغلب کشورهای دنیا، بورسهای اوراق بهادار فعالیت میکنند.

 

تاریخ بورس در ایران (۲)

ریشه های ایجاد بورس اوراق بهادار در ایران به سال ۱۳۱۵ برمی گردد. در این سال یک کارشناس بلژیکی به نام ران لوترفلد همراه یک کارشناس هلندی، به درخواست دولت وقت ایران، درباره تشکیل بورس اوراق بهادار مطالعاتی کردند و طرح تاسیس و اساسنامه آن را تنظیم کردند.

در همان سال ها یک گروه کارشناسی در بانک ملی نیز موضوع را مطالعه کردند و در سال ۱۳۱۷ گزارش کاملی درباره جزییات مربوط به تشکیل بورس اوراق بهادار تهیه کردند.

اما آغاز جنگ جهانی دوم فرصت ادامه فعالیت را از کارشناسان گرفت. از سرگیری مطالعات در این زمینه به فرصت مناسب تری نیاز داشت که این فرصت پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حاکم شدن آرامش نسبی بر ایران برای اتاق بازرگانی، اتاق صنایع و معادن، بانک مرکزی و وزارت بازرگانی ایجاد شد تا چند سالی را به بررسی پیرامون این بازار و شرایط ایران برای تشکیل آن بپردازند.

این گروه فعالیت خود را به صورت جدی از سال ۱۳۳۳ آغاز کردند و پس از ۱۲ سال تحقیق و بررسی، در سال ۱۳۴۵ قانون و مقررات تشکیل بورس اوراق بهادار را تهیه و لایحه مربوط را به مجلس شورای ملی ارسال کردند.

لایحه مزبور در اردیبهشت ۱۳۴۵ تصویب شد، اما به دلیل عدم آمادگی بخش صنعتی و بازرگانی بورس تهران در پانزدهم بهمن ماه ۱۳۴۶ با ورود سهام بانک صنعت و معدن- به عنوان بزرگ ترین مجتمع واحدهای تولیدی و اقتصادی آن زمان- فعالیت خود را آغاز کرد.

طی یازده سال فعالیت بورس قبل از انقلاب، تعداد شرکت ها، بانک ها و شركت های بیمه پذیرفته شده در بورس از شش بنگاه اقتصادی با سرمایه ۶/۲ میلیارد ریال به ۱۰۵ بنگاه با سرمایه ای بیش از ۲۳۰ میلیارد ریال در سال ۱۳۵۷ افزایش یافت. همچنین ارزش مبادلات در بورس از ۱۵ میلیون ریال به بیش از ۱۵۰ میلیارد ریال در سال ۱۳۵۷ افزایش یافت.

در سال های پس از پیروزی انقلاب و با تحولات پیش آمده از جمله تصویب لایحه قانون اداره امور بانک ها، ملی شدن شركت های بیمه، تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع٬ تملک بسیاری از بنگاه های اقتصادی توسط دولت، جنگ هشت ساله، تعداد شركت های پذیرفته شده در بورس از ۱۰۵ شركت در سال ۱۳۵۷، به ۵۶ شركت تقلیل پیدا کرد.

دوره ركود بورس نیز كه از سال ۱۳۵۷ آغاز شد تا سال ۱۳۶۷ ادامه پیدا کرد. از سال ۱۳۶۸ و در چارچوب برنامه ۵ سال اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تجدید فعالیت بورس به عنوان پیش زمینه اجرای خصوصی سازی، جذب و گردآوری پس اندازها و هدایت آنها در جهت سرمایه گذاری آغاز شد و در این مدت بازار بورس در ایران رشد چشمگیری داشته است.

(۱)- خاندان مدیچی (به ایتالیایی: Medici) خانواده قدرتمند ایتالیایی دوران رنسانس بودند که از قرن پانزدهم تا قرن هجدهم در شهر فلورانس حکومت کردند. اعضای این خاندان که ابتدا بانکدار بودند، طی مدت کوتاهی به جمع سیاستمداران بزرگ، روحانیون و نجیب زادگان پیوستند و نفوذشان نه تنها ایتالیا، بلکه کل اروپا را متحول کرد. از این خاندان ۳ پاپ، ۷ حکمران توسکانی و دو ملکه فرانسه حاصل شد. به علاوه، خاندان مدیچی در سرپرستی و حمایت از هنر و هنرمندان، سفارش دادن و گردآوری آثار هنری و دست نوشته ها و به این ترتیب ترویج رنسانس در ایتالیا و اروپا نقش مهمی ایفا کردند.

اصلیت خاندان مدیچی به منطقه ای در ۳۰ کیلومتری شمال شهر فلورانس برمی گردد. پدران این خاندان در آنجا زمینه ای کشاورزی داشتند. به نظر می رسد که مدیچی ها در حدود قرن سیزدهم به فلورانس مهاجرت کردند تا از توسعه اقتصاد در این شهر بهره ببرند. آنها در این شهر به بانکداری و مبادله پول و کالا مشغول شدند. پس از حدود یک سده تلاش، بانک خاندان مدیچی در سال ۱۳۹۷ توسط جووانی دی بیچیِ مدیچی تاسیس شد. این بانک معروف یکی از مهمترین بانک های اروپا در این دوره گشت. جووانی علاوه بر این به تجارت و داد و ستد پشم نیز پرداخت. فعالیت های بانکی جووانی به سرعت در ایتالیا و حتی در اروپا گسترش یافتند، و سرمایه ای که او از این راه به دست آورد امکان نفوذ جانشینان را در حکومت فلورانس و ایتالیا فراهم کرد. همچنین، توسعه بانک او باعث شد که ‎موقعیت اجتماعی او از رعیت پایین رتبه به دومین شهروند ثروتمندتر توسکانی انتقال یابد.

(۲)- این بخش از سازمان بورس اوراق بهادار تهران نقل می شود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درس چهارم- مالکیت و ساختار مالی شرکت

 

 

در درس پیشین از اوراق قرضه و سهام صحبت کردیم. در این درس به انواع مالکیت و ساختار مالی شرکت می پردازیم.

مالکیت یک شرکت می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. ساده ترین نوع مالکیت، مالکیت یک فرد است.

 

مالکیت یگانه

وقتی یک نفر به تنهایی مالک یک شرکت است٬ می گوییم او مالکیت یگانه دارد. مالکیت یگانه معمول ترین و متداول ترین نوع مالکیت در جهان است. تمامی بیزنس هایی که مالک شان یک فرد است در این دسته جا می گیرند. در بسیاری از کشورها برای راه انداختن چنین تجارتی شما نیازمند آن هستید که مجوز بگیرید.

برخی کشورها هم هستند که نیاز به چنین مجوزی ندارند. طبیعتا در این کشورها راه انداختن کسب و کار سهل تر است. سهولت آغاز هر کسب و کاری یکی از فاکتورهای مهمی است که نقشی اساسی در رونق و رشد اقتصادی کشورها دارد.

شرکت با مالکیت یگانه ارزان ترین نوع تشکیل شرکت است که عمدتا به مجوزهای کمی نیاز دارد. شرکت با مالکیت یگانه مالیات مربوط به شرکت ها را نمی پردازد. مالیات بر سود شرکت تعلق می گیرد و با آن مشابه با درآمد فردی برخورد می شود.

مالکیت یگانه مسئولیت نامحدود دارد. صاحب شرکت در برابر تمامی قرض ها و مسئولیت های شرکت مسئولیت تام دارد. هیچ تفاوتی میان دارایی های شرکت و دارایی های صاحب شرکت وجود ندارد.

بدین معنا اگر شرکتی با مالکیت یگانه قرضی دارد٬ آن قرض باید از اموال صاحب شرکت پرداخت شود. عمر شرکت با مالکیت یگانه محدود است به عمر مالک شرکت.

تمامی اموال شرکت متعلق به مالک است٬ بنابراین سرمایه گذاری در شرکت تنها از طریق اموال صاحب شرکت امکان پذیر است.

 

شراکت (Partnership)

دو نفر یا بیشتر می توانند گرد هم بیایند و با هم شراکت کنند. شراکت به دو دسته کلی تقسیم می شود. شراکت نامحدود (General Partnership) و شراکت محدود (Limited Partnership).

در شراکت نامحدود همه شرکا توافق می کنند که بخشی از کار و پول را فراهم کنند و در مقابل سود و زیان را با هم تقسیم کنند. تمامی شرکا نسبت به تمامی قروض شرکت مسئولند. یک توافق نامه شرایط شراکت را معین می کند.

شراکت محدود اجازه می دهد که مسئولیت برخی شرکا محدود به سرمایه ای که آورده اند باشد. در شراکت محدود لازم است که حداقل یکی از شرکا مسئولیت نامحدود داشته باشد و شرکا با مسئولیت محدود در مدیریت شرکت سهیم نباشند.

شراکت معمولا ارزان و ساده است. شرکای نامحدود مسئولیت نامحدود دارند٬ در حالی که شرکا با مسئولیت محدود نسبت به پولی که میان نهاده اند مسئولند. اگر یکی از شرکای نامحدود نتواند سهمش را بپردازد، شریک نامحدود دیگر باید مسئولیت بدهی او را قبول کند.

زمانی که یک شریک با مسئولیت نامحدود فوت کند یا شراکت خود را لغو کند٬ شراکت نامحدود به هم می خورد. چنین امری در مورد شریک با مسئولیت محدود صادق نیست.

یک شریک با مسئولیت نامحدود تنها در صورتی می تواند سهمش را به کس دیگری منتقل کند که همه شرکای دیگر قبول کنند. شریک با مسئولیت محدود می تواند سهمش را به دیگران بفروشد.

شراکت کار را برای تامین سرمایه سخت می کند. بسیاری کسب و کارها با مالکیت یگانه یا شراکت آغاز می شوند و به شرکت سهامی ختم می شوند.

بر درآمد حاصل از شراکت همچون درآمد فردی مالیات تعلق می گیرد. کنترل مدیریت در دست شرکا با مسئولیت نامحدود است. در مسائل مهم رای اکثریت نیاز است.

یک شرکت بزرگ را به سختی می توان با مالکیت یگانه یا شراکت اداره کرد. این دو ساختار برای آغاز به کار یک شرکت مناسبند اما برای ادامه کار مناسب نیستند. این مسئله به خاطر مسئولیت نامحدود٬ عمر محدود موسسه و دشواری انتقال شرکت به غیر است.

 

شرکت سهامی (The Corporation)

شرکت سهامی مهم ترین شکل از انواع ساختارهایی است که موسسات می توانند به خود بگیرند. شرکت سهامی یک شخصیت حقوقی مجزا است. شرکت سهامی می تواند بسیاری از امکانات حقوقی را که در اختیار یک شخصیت حقیقی است را مستقلا داشته باشد.

به عنوان مثال٬ شرکت های سهامی می توانند اموال منقول را بخرند و بفروشند. می توانند قرارداد منعقد کنند، می توانند شکایت کنند و مورد شکایت قرار بگیرند.

تاسیس یک شرکت سهامی از تاسیس یک شرکت با مالکیت یگانه یا شراکت دشوارتر است. شرکت معمولا دارای یک اساسنامه است که نکات مهم درباره شرکت در آن تعیین می شود. کمپانی هایی را که معامله یا تبلیغ سهام شان به صورت عمومی مجاز نیست را شرکت های سهامی خاص با مسئولیت محدود می گویند.

این شرکت ها معمولا خیلی بزرگ نیستند. مدیر شرکت معمولا کسی است که بیشترین سهام را دارد. شرکت های سهامی خاص با مسئولیت محدود عموما توسط خانواده ها اداره می شوند. تاسیس یک شرکت سهامی خاص با مسئولیت محدود معمولا گام مهمی در راه تبدیل شدن به یک شرکت سهامی عام است.

شرکت یک هیات مدیره دارد و هیات مدیره رئیس دارد. هیات مدیره ای که توسط سهامداران انتخاب می شود مدیر عامل شرکت را انتخاب می کند. ساختار هیات مدیره می تواند کشور به کشور متفاوت باشد.

مهم ترین تفاوت یک مرحله ای یا دو مرحله ای بودن ساختار هیات مدیره است. در ساختار یک مرحله ای که بیشتر استفاده می شود٬ هیات مدیره توسط سهامداران انتخاب می شود.

در ساختار دو مرحله ای که در برخی کشورها مثل آلمان، هلند، دانمارک و اتریش استفاده می شود٬ یک نهاد نظارتی وجود دارد که مدیریت شرکت را انتخاب می کند و مدیریت به آن نهاد پاسخگو است. هیئت نظارت متشکل است از قرض دهنده ها، سهامداران عمده، نمایندگان اتحادیه ها و... .

مزایای یک شرکت سهامی به شرح زیر است:

۱- سهام شرکت می تواند به سادگی به دیگران منتقل شود. این برخلاف آن چیزی است که در موسسه براساس شراکت وجود دارد.

۲- شرکت سهامی عمر نامحدودی دارد و با مرگ شرکا یا مالک یگانه از بین نمی رود.

۳- مسئولیت سهامداران محدود است.

شرکت سهامی با وجود این خصایص مثبت٬ یک نکته منفی هم دارد. بسیاری از کشورها هم مالیات بر شرکت ها را دارند و هم مالیات بر درآمد افراد. به این معنی٬ سهامدار یک شرکت دو بار مالیات می پردازد٬ یک بار از طریق شرکت و بار دیگر به خاطر درآمدشان از آن شرکت.

خب٬ بگذارید مسئله را یک بار دیگر مرور کنیم و این بار با نگاهی ویژه به ایران.

شرکت سهامی خاص نوعی شرکت سهامی است که سهام آن قابل داد و ستد در بورس اوراق بهادار نیست ولی بین مردم به راحتی قابل معامله است. تمام سرمایه این شرکت باید موقع تأسیس توسط موسسان تامین و بخشی از سرمایه در بانک سپرده گذاری شده باشد.

شرکت سهامی عام نوعی شرکت سهامی است که سهام آن در بورس اوراق بهادار داد و ستد میشود. سازمان های بورس در جهان معمولا شرکت هایی را میپذیرند که سرمایه و اعتبار بسیار قوی داشته باشند.

موسسان اینگونه شرکت ها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به عموم مردم تامین میکنند. در این نوع شرکت ها، صاحبان سهام می توانند سهام خود را در بورس بفروشند و در واقع مالکیت خود را به دیگران منتقل کنند.

شرکت با مسئولیت محدود نوعی شرکت است که بر خلاف شرکت تضامنی، مسئولیت هر یک از سهامداران در مورد بدهی های شرکت محدود به مبلغ سرمایه گذاری شده در شرکت است و در صورت عدم کفایت مجبور نیستند اموال شخصی خود را در این راه مصرف کنند.

به زبان سادهتر٬ در صورتی که شرکت ورشکسته شود و نتواند جوابگوی طلبکاران باشد٬ تنها سرمایه سهامداران از بین می رود و طلبکاران نمی توانند باقیمانده مطالبات خود را از اموال شرکای شرکت مطالبه کنند.

شرکت با مسئولیت محدود در ایران تنها با دو شریک قابل ثبت است و هر گونه نقل و انتقال سهام آن تنها از طریق دفتر اسناد رسمی امکان پذیر است.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...