رباعی شمارهٔ ۲۵

گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست

یا مغز برآیدم چو بادام از پوست

غیرت نگذاردم که نالم به کسی

تا خلق ندانند که منظور من اوست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.