رباعی شمارهٔ ۳۸

خالی که مرا عاجز و محتال بکرد

خطی برسید و دفع آن خال بکرد

خال سیهش بود که خونم می‌ریخت

ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.