شمارهٔ ۱۶۶

مردکی غرقه بود در جیحون

در سمرقند بود پندارم

بانگ می‌کرد و زار می‌نالید

که دریغا کلاه و دستارم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.