مرور رده

باغ آینه

باران

بر شربِ بی‌پولکِ شب شرابه‌های بی‌دریغِ باران... □ در کنارِ ما بیگانه‌یی نیست در کنارِ ما آشنایی نیست خانه خاموش…

شبانه

به اسماعیل صارمی ای خداوند! از درونِ شب گوش با زنگِ غریوی وحشت‌انگیزم گر نشینم منکسر بر جای ور ز جا چون باد…