مرور رده

قطعات

قطعه شمارهٔ ۷

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد نخست پادشهی همچو او ولایت بخش که جان خویش بپرورد و…

قطعه شمارهٔ ۸

خسروا گوی فلک در خم چوگان توشد ساحت کون ومکان عرصهٔ میدان تو باد زلف خاتون ظفر شیفتهٔ پرچم توست دیدهٔ فتح ابد عاشق…

قطعه شمارهٔ ۹

دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد ذروهٔ کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع…

قطعه شمارهٔ ۱۰

روح القدس آن سروش فرخ بر قبهٔ طارم زبرجد می‌گفت سحر گهی که یا رب در دولت و حشمت مخلد بر مسند خسروی بماناد منصور…

قطعه شمارهٔ ۱۱

به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناس به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد لطیفه‌ای به میان آر و خوش بخندانش به نکته‌ای که…

قطعه شمارهٔ ۱۲

شمه‌ای از داستان عشق شورانگیز ماست این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده‌اند هیچ مژگان دراز و عشوهٔ جادو نکرد آنچه…

قطعه شمارهٔ ۱۳

اعظم قوام دولت و دین آنکه بر درش از بهر خاکبوس نمودی فلک سجود با آن وجود و آن عظمت زیر خاک رفت در نصف ماه ذی‌قعد از…

قطعه شمارهٔ ۱۴

دل منه بر دنیی و اسباب او زانکه از وی کس وفاداری ندید کس عسل بی‌نیش از این دکان نخورد کس رطب بی‌خار از این بستان…

قطعه شمارهٔ ۱۵

بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده‌ست رفت تا…

قطعه شمارهٔ ۱۶

برادر خواجه عادل طاب مثواه پس از پنجاه و نه سال از حیاتش به سوی روضهٔ رضوان سفر کرد خدا راضی ز افعال و صفاتش خلیل…